مقصود از وجودِ عالم
ملاقاتِ دو دوست بود
که روی در هم نهند
جهتِ خدا -
دور از هوا.
شمس تبریزی
ملاقاتِ دو دوست بود
که روی در هم نهند
جهتِ خدا -
دور از هوا.
شمس تبریزی
قنوت جویبار
طوری زندگی کن که مرگ مزاحم زندگی تو نباشد ! ✍️عین صاد پ.ن : مدتها میشه به این جمله فکر کرد... دوستان عزیز اگر کسی نظری داشت برام بفرسته ، دوس ندارم برم نظر هوش مصنوعی روبپرسم 😉
طبیعیه که اینجا با این بازدید کم کسی چیزی برام نفرسته . اینستا هم استوری کردم .از حدود ۱۵۰ تا بازدید سه نفر ریپلای کردن ، دو نفر در مورد تصویر پس زمینه که یه سری ظرف بود که تو یه کافه تو اصفهان عکس گرفته بودم نظر دادن و گفتن که زیباست و گرونه . و اصلا سوال منو ندیده بودن 🙄🙄. یکنفر هم پاسخ داد و تهش وصل کرد به تناسخ که هیچ نپسندیدم .😬
خلاصه اینکه کسی چیزی نگفت . با این حال دلم نخواست از هوش مصنوعی بپرسم . با اینکه میدونم میتونه همصحبت خوبی باشه .
و خلاصه تر اینکه : آدم اینجا تنهاست
و خلاصه ترتر اینکه :
از خدا میطلبم صحبت روشن رایی ....
خلاصه اینکه کسی چیزی نگفت . با این حال دلم نخواست از هوش مصنوعی بپرسم . با اینکه میدونم میتونه همصحبت خوبی باشه .
و خلاصه تر اینکه : آدم اینجا تنهاست
و خلاصه ترتر اینکه :
از خدا میطلبم صحبت روشن رایی ....
«آن هنر زندگی... که بس والاست: لذّتبُردن از آنچه ابدی است ، هنگام مراقبت از آنچه فانی است.»
✍ کریستیان بوبن
✍ کریستیان بوبن
Forwarded from استاد محمد شجاعی
🎧 #معرفی_کارگاه «حافظشناسی»
دوره «حافظشناسی» با تدریس استاد حائری شیرازی، نگاهی متفاوت و عمیق به شعر حافظ دارد؛ نگاهی که حافظ را صرفاً یک شاعر ادبی یا غزلسرای عاشقانه نمیبیند،
بلکه او را انسانی صاحبحال، اهل معنا و واسطهای برای انتقال لطایف قرآن،
معارف اهلبیت (علیهمالسلام) و اسرار سلوک معرفی میکند.
این کارگاه هم اکنون در سایت مدیا منتظر در دسترس شما قرار دارد.
🔗 لینک دسترسی به کارگاه «حافظشناسی»:👇🏻
media.montazer.ir/?p=75575
منتظر: رسانه رسمی استاد محمد شجاعی
@ostad_shojae | montazer.ir
دوره «حافظشناسی» با تدریس استاد حائری شیرازی، نگاهی متفاوت و عمیق به شعر حافظ دارد؛ نگاهی که حافظ را صرفاً یک شاعر ادبی یا غزلسرای عاشقانه نمیبیند،
بلکه او را انسانی صاحبحال، اهل معنا و واسطهای برای انتقال لطایف قرآن،
معارف اهلبیت (علیهمالسلام) و اسرار سلوک معرفی میکند.
این کارگاه هم اکنون در سایت مدیا منتظر در دسترس شما قرار دارد.
🔗 لینک دسترسی به کارگاه «حافظشناسی»:👇🏻
media.montazer.ir/?p=75575
منتظر: رسانه رسمی استاد محمد شجاعی
@ostad_shojae | montazer.ir
نظری خواست که بیند به جهان صورت خویش
خیمه در آب و گِل مزرعه ی آدم زد
حافظ
خیمه در آب و گِل مزرعه ی آدم زد
حافظ
..
گفت: زاهدی متوکل را دیدم، گفتم: تو از کجایی و از کجا میخوری؟
گفت: این علم به من نزدیک نیست، از روزیدهنده باید پرسید، مرا با این فضولیها چه کار؟
ابراهیم ادهم
تذکرةالاوليا عطار
گفت: زاهدی متوکل را دیدم، گفتم: تو از کجایی و از کجا میخوری؟
گفت: این علم به من نزدیک نیست، از روزیدهنده باید پرسید، مرا با این فضولیها چه کار؟
ابراهیم ادهم
تذکرةالاوليا عطار
خویش را عریان کن از فضل و فضول
تا کند رحمت به تو هر دم نزول
زیرکی ضدِ شکست است و نیاز
زیرکی بگذار و با گولی بساز
✍مولانا
تا کند رحمت به تو هر دم نزول
زیرکی ضدِ شکست است و نیاز
زیرکی بگذار و با گولی بساز
✍مولانا
آیت الله بهجت رضوان الله علیه با دست به لبهایشان اشاره میکرد و میفرمود: اگر اینها را بدوزی، درها را برایت باز میکنند!
پ.ن : واقعا برای برونگراها اونم از جنس خانم خعلی سخته این کار 😬🥲🥲
پ.ن : واقعا برای برونگراها اونم از جنس خانم خعلی سخته این کار 😬🥲🥲
سالها درباره این مسئله فکر میکردم که خداوند بسیط است و حقیقت او« در فهم نیاید و وهم نگنجد. » ،اما نمیتوانستم نسبت میان این ناشناختگی و بساطت خداوند را با اسما و صفات متکثر او درک کنم. برایم پرسش بود که چگونه میتوان گفت خداوند فراتر از فهم ماست، اما در عین حال رحمان، رحیم، رب، قادر، حکیم و صاحب صفات بیشمار دیگر است؟ اگر حقیقت او ناشناختنی است، این همه اسم و صفت چیست ؟
حقیقت اینست که خداوند غنای مطلق است و ما فقر مطلق؛ او بینیاز است و ما سراسر نیاز.او در غنا بی نهایت است و ما در نیاز .
از این منظر، هر نیازی که در وجود خود احساس میکنیم، پاسخی در وجود خداوند وجود دارد . نام این پاسخ ها را اسما و صفات الهی گذاشته اند .مثلا وقتی به روزی نیاز داریم، او را رزاق مییابیم؛ وقتی به قدرت نیازمندیم، او قادر است؛ وقتی به رحمت و بخشندگی نیاز داریم، او رحمان است؛ وقتی از آشکار شدن عیبهایمان بیم داریم، او ستارالعیوب است؛ و هنگامی که به بازگشت و آمرزش نیازمندیم، او تواب و غفور است.
به این ترتیب، اسما و صفات الهی را میتوان از دریچه نیازهای انسان فهمید. ما از طریق نیازهای خود با این اسما آشنا میشویم و به واسطه آنها نسبتی با خداوند برقرار میکنیم. اما این شناخت، به معنای شناخت ذات خداوند نیست؛ زیرا حقیقت او همچنان فراتر از فهم و وهم ماست. آنچه برای ما آشکار میشود، نسبتی است که میان نیازهای ما و اسما و صفات الهی برقرار میکنیم، نه کنه ذات او.
در واقع خداوند غنای مطلق است و کمالات او به نیازها و خواستههای محدود ما فروکاسته نمیشوند.
ما تنها از دریچه نیازهای خود با معانی اسمای او آشنا میشویم و به اندازه ظرفیت ادراکمان از آنها بهره میبریم.
پس شاید بتوان گفت که ما خداوند را از طریق نیازهای خود میشناسیم، اما این شناخت، هرگز به معنای شناخت حقیقت ذات او نیست. او همچنان فراتر از آن چیزی است که میفهمیم و تصور میکنیم؛ و ما تنها از راه اسما و صفاتش با او نسبتی برقرار میکنیم، بیآنکه به کنه حقیقتش دست یابیم .
پ.ن : برداشتی از کلاس درس تفسیر استاد فرخ
#فاطمه_بابکی
#تاملات_روزانه
@ghonootj
حقیقت اینست که خداوند غنای مطلق است و ما فقر مطلق؛ او بینیاز است و ما سراسر نیاز.او در غنا بی نهایت است و ما در نیاز .
از این منظر، هر نیازی که در وجود خود احساس میکنیم، پاسخی در وجود خداوند وجود دارد . نام این پاسخ ها را اسما و صفات الهی گذاشته اند .مثلا وقتی به روزی نیاز داریم، او را رزاق مییابیم؛ وقتی به قدرت نیازمندیم، او قادر است؛ وقتی به رحمت و بخشندگی نیاز داریم، او رحمان است؛ وقتی از آشکار شدن عیبهایمان بیم داریم، او ستارالعیوب است؛ و هنگامی که به بازگشت و آمرزش نیازمندیم، او تواب و غفور است.
به این ترتیب، اسما و صفات الهی را میتوان از دریچه نیازهای انسان فهمید. ما از طریق نیازهای خود با این اسما آشنا میشویم و به واسطه آنها نسبتی با خداوند برقرار میکنیم. اما این شناخت، به معنای شناخت ذات خداوند نیست؛ زیرا حقیقت او همچنان فراتر از فهم و وهم ماست. آنچه برای ما آشکار میشود، نسبتی است که میان نیازهای ما و اسما و صفات الهی برقرار میکنیم، نه کنه ذات او.
در واقع خداوند غنای مطلق است و کمالات او به نیازها و خواستههای محدود ما فروکاسته نمیشوند.
ما تنها از دریچه نیازهای خود با معانی اسمای او آشنا میشویم و به اندازه ظرفیت ادراکمان از آنها بهره میبریم.
پس شاید بتوان گفت که ما خداوند را از طریق نیازهای خود میشناسیم، اما این شناخت، هرگز به معنای شناخت حقیقت ذات او نیست. او همچنان فراتر از آن چیزی است که میفهمیم و تصور میکنیم؛ و ما تنها از راه اسما و صفاتش با او نسبتی برقرار میکنیم، بیآنکه به کنه حقیقتش دست یابیم .
پ.ن : برداشتی از کلاس درس تفسیر استاد فرخ
#فاطمه_بابکی
#تاملات_روزانه
@ghonootj
قنوت جویبار
hesamoddin.seraj – ey.asheghan{webahang.ir}
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
افتاده در غرقابهای تا خود که داند آشنا
گر سیلِ عالم پر شود، هر موج چون اشتر شود
مرغان آبی را چه غم، تا غم خورد مرغِ هوا
ما رخ ز شُکر افروخته، با موج و بحر آموخته
زان سان که ماهی را بُوَد دریا و طوفان جانْفزا
ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده
ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا
این باد اندر هر سری سودایِ دیگر میپزد
سودایِ آن ساقی مرا، باقی همه آنِ شما
دیروز مستان را به ره، بِرْبود آن ساقی کُله
امروز مِی در میدهد تا برکَنَد از ما قبا
ای رشکِ ماه و مشتری، با ما و پنهان چون پری
خوش خوش کشانم میبری، آخر نگویی تا کجا
هر جا روی تو با منی، ای هر دو چشم و روشنی
خواهی سویِ مستیم کش، خواهی ببر سویِ فنا
عالم چو کوهِ طور دان، ما همچو موسی طالبان
هر دم تجلّی میرسد، برمیشکافد کوه را
یک پاره اخضر میشود، یک پاره عبهر میشود
یک پاره گوهر میشود، یک پاره لعل و کهربا
ای طالبِ دیدارِ او بنگر در این کهسارِ او
ای کُه، چه باده خوردهای؟ ما مست گشتیم از صدا
ای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیدهای
گر بردهایم انگور تو تو بردهای انبان ما
مولانا
افتاده در غرقابهای تا خود که داند آشنا
گر سیلِ عالم پر شود، هر موج چون اشتر شود
مرغان آبی را چه غم، تا غم خورد مرغِ هوا
ما رخ ز شُکر افروخته، با موج و بحر آموخته
زان سان که ماهی را بُوَد دریا و طوفان جانْفزا
ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده
ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا
این باد اندر هر سری سودایِ دیگر میپزد
سودایِ آن ساقی مرا، باقی همه آنِ شما
دیروز مستان را به ره، بِرْبود آن ساقی کُله
امروز مِی در میدهد تا برکَنَد از ما قبا
ای رشکِ ماه و مشتری، با ما و پنهان چون پری
خوش خوش کشانم میبری، آخر نگویی تا کجا
هر جا روی تو با منی، ای هر دو چشم و روشنی
خواهی سویِ مستیم کش، خواهی ببر سویِ فنا
عالم چو کوهِ طور دان، ما همچو موسی طالبان
هر دم تجلّی میرسد، برمیشکافد کوه را
یک پاره اخضر میشود، یک پاره عبهر میشود
یک پاره گوهر میشود، یک پاره لعل و کهربا
ای طالبِ دیدارِ او بنگر در این کهسارِ او
ای کُه، چه باده خوردهای؟ ما مست گشتیم از صدا
ای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیدهای
گر بردهایم انگور تو تو بردهای انبان ما
مولانا
بگذار پاییز بپیچد بر ما
و بریزد هرآنچه ریختنی است؛
تا نروند رفتنیها، آمدنیها نخواهند آمد
#عکاسی_با_موبایل
و بریزد هرآنچه ریختنی است؛
تا نروند رفتنیها، آمدنیها نخواهند آمد
#عکاسی_با_موبایل
«پی برد به اینکه انسانها با وجود محبتی که ممکن است به هم داشته باشند، تا چه پایه از هم دورند. پی برد به اینکه، اگر کسی رنج ببرد، رنجش مال خودش است، هیچ کس نمیتواند بار آن را ولو اندک از دل او بردارد.»
#دینو_بوتزاتی
#بیابان_تاتارها
#دینو_بوتزاتی
#بیابان_تاتارها
سعدیا گر همتی داری منال از جور یار
تا جهان بودهست جور یار بر یار آمدهست
سعدی
پ. ن : به جهت تحمل همه چیزهایی که بر سرمون میاد 😊
تا جهان بودهست جور یار بر یار آمدهست
سعدی
پ. ن : به جهت تحمل همه چیزهایی که بر سرمون میاد 😊