This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک معلم بازنشسته با سابقه ۳۰سال تدریس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازنشستگان کشوری وپیشکسوتان پرستاری همراه با معلمین و فرهنگیان بازنشسته تجمع اعتراضی مقابل سازمان برنامه وبودجه استان یزد برگزار کردند
سه شنبه ۲۰ شهریور
سه شنبه ۲۰ شهریور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خط فقر پنج میلیون حقوق ما یک میلیون
تجمع اعتراضی بازنشستگان فرهنگی مقابل سازمان برنامه و بودجه در تهران
سه شنبه ۲۰ شهریور
تجمع اعتراضی بازنشستگان فرهنگی مقابل سازمان برنامه و بودجه در تهران
سه شنبه ۲۰ شهریور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعار «معلم زندانی آزاد باید گردد» - مقابل مجلس -۲۰شهریور۹۷
Forwarded from اتچ بات
🔴 اعتراف یک معمم به نفرت مردم از روحانیون
مهراب صادقنیا
چندین سال بود که با لباس روحانیّت در خیابانهای تهران قدم نزده بودم. هر وقت تهران میآیم معمولا با ماشین شخصی و بیشتر با لباس غیر طلبگی هستم. امّا اینبار برای شرکت در یک گفتگو در وسط طرح ترافیک، مجبور شدم در کِسوت روحانیّت، ساعتهایی با مردم خیابان معاشرت کنم. یک مسیر به نسبت طولانی را با مترو رفته و برگشتم. نگاه مردم پر بود از حرفهای عجیب و غریب، بماند که برخی از آن حرفها در قالب ناسزا و با صدای بلند گفته میشد. برای نمونه، جوانی جلو آمد و با حالتی عصبانی گفت "دست از سر ما بردارید، شماها دین ما را هم خراب کردید." راستش را بخواهید یک لحظه ترسیدم. نا خودآگاه یاد مرحوم جمشید بحری افتادم، روحانیای که چندی پیش در متروی تهران به وسیلهی یک معترض کشته شد.
مثل همیشه مترو شلوغ بود و بیشتر مردم جایی برای نشستن نداشتند و من یکی از آنها بود. در هر ایستگاه چند صندلی خالی میشد و ایستادهها شانسی برای نشستن مییافتند. در این میان چند بار صندلی جلوی من خالی میشد ولّی در رقابت بر سرِ تصاحبِ آن، جا میماندم. هیچ کس برای نشستن به من بفرما نگفت؛ بلکه همه میخواستند از من پیشی بگیرند. تلاش میکردم درد زانوهایم را نشان ندهم ولی نمیشد. در میان آن همه نگاه، برخیها رنگ "دلخُنکی" داشت. مرد میانسالی که روی صندلی لم داده بود، نگاهم میکرد و لبخند معناداری میزد. گویی میخواست بگوید: "آخیش، دلم خنک شد."
در مجموع نگاه مردم دوستانه نبود. من بارها با لباس روحانیّت در همین تهران آمد و شد داشتهام. آن زمان هم برخی ناسزائی میگفتند و یا تکّهای میپراندند، ولّی کسانی هم بودند که بسیار لطف داشتند و به اعتبار این لباس ما را تکریم میکردند. ولی این بار ماجرا قدری فرق داشت. لباسی که تن من بود احترام سابق را نداشت. پیشتر یادم هست خانمهای محترمی که پوشش شرعی کمتری داشتند با دیدن یک روحانی به احترام لباسش هم که شده، روسری خود را مرتب میکردند، ولّی اینبار گویی تعمّدی بود که اعلام کنند ما اینایم! خود دانید.
مهراب صادقنیا
چندین سال بود که با لباس روحانیّت در خیابانهای تهران قدم نزده بودم. هر وقت تهران میآیم معمولا با ماشین شخصی و بیشتر با لباس غیر طلبگی هستم. امّا اینبار برای شرکت در یک گفتگو در وسط طرح ترافیک، مجبور شدم در کِسوت روحانیّت، ساعتهایی با مردم خیابان معاشرت کنم. یک مسیر به نسبت طولانی را با مترو رفته و برگشتم. نگاه مردم پر بود از حرفهای عجیب و غریب، بماند که برخی از آن حرفها در قالب ناسزا و با صدای بلند گفته میشد. برای نمونه، جوانی جلو آمد و با حالتی عصبانی گفت "دست از سر ما بردارید، شماها دین ما را هم خراب کردید." راستش را بخواهید یک لحظه ترسیدم. نا خودآگاه یاد مرحوم جمشید بحری افتادم، روحانیای که چندی پیش در متروی تهران به وسیلهی یک معترض کشته شد.
مثل همیشه مترو شلوغ بود و بیشتر مردم جایی برای نشستن نداشتند و من یکی از آنها بود. در هر ایستگاه چند صندلی خالی میشد و ایستادهها شانسی برای نشستن مییافتند. در این میان چند بار صندلی جلوی من خالی میشد ولّی در رقابت بر سرِ تصاحبِ آن، جا میماندم. هیچ کس برای نشستن به من بفرما نگفت؛ بلکه همه میخواستند از من پیشی بگیرند. تلاش میکردم درد زانوهایم را نشان ندهم ولی نمیشد. در میان آن همه نگاه، برخیها رنگ "دلخُنکی" داشت. مرد میانسالی که روی صندلی لم داده بود، نگاهم میکرد و لبخند معناداری میزد. گویی میخواست بگوید: "آخیش، دلم خنک شد."
در مجموع نگاه مردم دوستانه نبود. من بارها با لباس روحانیّت در همین تهران آمد و شد داشتهام. آن زمان هم برخی ناسزائی میگفتند و یا تکّهای میپراندند، ولّی کسانی هم بودند که بسیار لطف داشتند و به اعتبار این لباس ما را تکریم میکردند. ولی این بار ماجرا قدری فرق داشت. لباسی که تن من بود احترام سابق را نداشت. پیشتر یادم هست خانمهای محترمی که پوشش شرعی کمتری داشتند با دیدن یک روحانی به احترام لباسش هم که شده، روسری خود را مرتب میکردند، ولّی اینبار گویی تعمّدی بود که اعلام کنند ما اینایم! خود دانید.
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان ترک تحصیل اجباری دختران،در قرن بیست و یکم در نظام آخوندی تبدیل به امری عادی گشته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻«کربلا ایرانه... چرا یک آخوند تو چادر زندگی نمیکنه؟ اما من چندماهه با بچههام باید تو چادر زندگی کنم؟...»
-یادی از خشم یک خانم هموطن که گوشهای از ظلم آخوندهای یزیدی را فریاد کرد
.
-یادی از خشم یک خانم هموطن که گوشهای از ظلم آخوندهای یزیدی را فریاد کرد
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴واکنش برایان هوک به توئیت ظریف برای بستن اکانتهای براندازان:
- این یک رژیم دورو است. اونها خودشون از تویتر استفاده میکنن ولی برای مردم بستنش
- این یک رژیم دورو است. اونها خودشون از تویتر استفاده میکنن ولی برای مردم بستنش
⭕️📣 هموطنان آزاده
🔺مدتیست یکسری متن و تراکت تحت عنوان دعوت کمپین گذار برای تشکیل «شورای گذار از جمهوری اسلامی و سلطنت فقیه» در محیط مجازی منتشر میشود که در آن از یکسری شخصیت ها منجمله آقای هاشم خواستار نماینده معلمان ایران نام برده و اسم وی را در کنار اسم رضا پهلوی (بچه شاه خائن) گنجانده اند و خواستار «هدایت و رهبری مبارزات مردم با کمترین هزینه» شده اند ...
🔺این جریان مشکوک و انحرافی که بیشتر بنظر میرسد از طرف وزارت اطلاعات آخوندی کنترل و هدایت میشود تا بلکه بتوانند مبارزات اصیل و مقاومت سراسری مردم ایران برای سرنگونی نظام ضد مردمی ولایت فقیه را تحت الشعاع قرار دهند از طرف ما طرد شده و آقای خواستار نسبت به بکار بردن اسمش در این باصطلاح کمپین معترض است
🔺توجه شما را به نوشته آقای خواستار در این رابطه جلب میکنم : 👇👇👇
🔺مدتیست یکسری متن و تراکت تحت عنوان دعوت کمپین گذار برای تشکیل «شورای گذار از جمهوری اسلامی و سلطنت فقیه» در محیط مجازی منتشر میشود که در آن از یکسری شخصیت ها منجمله آقای هاشم خواستار نماینده معلمان ایران نام برده و اسم وی را در کنار اسم رضا پهلوی (بچه شاه خائن) گنجانده اند و خواستار «هدایت و رهبری مبارزات مردم با کمترین هزینه» شده اند ...
🔺این جریان مشکوک و انحرافی که بیشتر بنظر میرسد از طرف وزارت اطلاعات آخوندی کنترل و هدایت میشود تا بلکه بتوانند مبارزات اصیل و مقاومت سراسری مردم ایران برای سرنگونی نظام ضد مردمی ولایت فقیه را تحت الشعاع قرار دهند از طرف ما طرد شده و آقای خواستار نسبت به بکار بردن اسمش در این باصطلاح کمپین معترض است
🔺توجه شما را به نوشته آقای خواستار در این رابطه جلب میکنم : 👇👇👇
🔴متن تکذیبیه و اعتراض آقای هاشم خواستار نماینده معلمان آزاده ایران در مورد گنجاندن اسمش در کنار اسم رضا پهلوی(بچه شاه)
🔺یکی از دوستان حدودا 10 روز قبل لیست 12 نفره ای به خانه ام اورد که در صورت موافقت این لیست منتشر شود، با دلایلی که برای ایشان اوردم سخت با انتشار ان مخالفت کردم و آن دلایل را در اینجا می آورم.ضمنا به آقای محمد نوریزاد از دوستان که جزئ لیست هستند تلفن زدم که چرا این لیست همراه با نام من منتشر شده که ایشان گفتند کار ما نبوده است.ضمن احترام به دوستانی که در لیست قرار دارند برای دفاع از خودم ، آن دلایل را در اینجا می آورم . دوستانی همچون دکتر ملکی که استادم هستند و خانم نسرین ستوده که مبارزه ی برحقشان ستودنی که متاسفانه به ناحق همراه با همسرشان اقای خندان زندان هستند و یا اقای مهندس حسن شریعتمداری فرزند ایت الله شریعتمداری که جفاها در حق پدرشان کردند و گذر زمان ثابت کرد که حق با ایت الله شریعتمداری بوده است.همینطور اقای شعله سعدی که باز به ناحق زندان میباشند و یا خانم شیرین عبادی و ... و اما دلایل:
🔺1- زمانیکه تمام راه های اصلاح امور کشور بر ملتی توسط حاکمیت مستبد بسته شود، حاکمیت مستبد انقلاب را به ملت تحمیل کرده و ملت ایران چاره ای ندارد جز رفتن بسوی یک انقلاب رهایی بخش که هدفش تنها ازادی و دموکراسی است و البته ملت ایران در سایه ی آزادی و دموکراسی به تمام ارزوهایش خواهد رسید. مسیر انقلاب بدینصورت خواهد بود که تمام کشور را اعتصاب فرا خواهد گرفت. یعنی اموزش و پرورش و شرکت نفت و تمام کارمندان دولت و کارگران کارخانجات و کشاورزان و اتوبوس رانی و کامیون داران و مغازه داران و .... همه و همه اعتصاب و تجمعات خیابانی بر پا خواهند کرد. در این زمان تعدادی از واحدهای نظامی با ملت اعلام همبستگی که بتدریج فراگیر شده و فرماندهانی که با ملت همراهی نکنند توسط نیروهای همان یگان اخراج و اجازه ی حضور در محل کار را به آنها نخواهند داد.در این مرحله افراد و احزاب و سازمان هاییکه مورد اعتماد ملت هستند بصورت بسیار گسترده توسط اعتصابیون و اجتماعات خیابانی مردم مطرح و در میدان عمل مشخص خواهد شد که چه افراد و یا احزاب و یا سازمان ها و یا شوراهایی لیاقت رهبری دوران گذار را دارند. ولی آیا در حال حاضر و در این مرحله مردم در تجمعاتشان جرئت میکنند که نام رهبران و احزاب و سازمان ها و یا شورایی که به ان اعتماد دارند را آزادانه به زبان بیاورند؟مسلما نه ، چرا که نیروهای سرکوبگر با سازماندهی گسترده در جای جای مملکت حضور دارند. در زمان اعتصابات بسیار گسترده و تجمعات خیابانی ، مردم این نهادهای سرکوبگر را منحل و عملا استبداد برای اینکه هزینه ی کمتر بدهد، خودش را تسلیم ملت خواهد کرد . چه بسا همین نهادهای سرکوبگر و امنیتی نیز برای بقایشان به ملت بپیوندند.در اینجا به هموطنان کرد درود میفرستم که در تمام استان های کردنشین بخاطر اعدام 3 جوان رشید و وطن پرست کرد اعتصاب و کشور را در فاز بالاتری قرار دادند. ملت ایران باید بداند که همه ی ما از هر قوم و قبیله و مذهبی که باشیم درون یک کشتی در دریای متلاطم قرار داریم و برای نجات این کشتی تمام ملت ایران باید اعتصاب کند که به ازادی و دموکراسی برسد. همانطور که گفتم انقلاب باعث فروپاشی کشور نخواهد شد اما باعث فروپاشی حاکمیت استبداد و به اصطلاح نظام اسلامی خواهد شد و این دو از هم کاملا جدا هستند. شاید دوستانی بگویند که همچون انقلاب 22 بهمن 57 ممکن است حرکت هایی در کردستان و خوزستان و بلوچستان و ترکمن صحرا و ... صورت گیرد. به این دوستان میگویم دموکراسی می اید که هرگونه تبعیض را از بین ببرد.مگر یک استان چنانچه یک مجلس محلی داشته باشد که استاندار و فرمانده ی نیروی انتظامی را به مرکز معرفی تا با هم بتوانند کار کنند و کودکان هر شهر و روستا به زبان مادری خود تحصیل کرده که در شرایط برابر استعدادها شکوفا و همه بر اساس شایستگی به بالاترین مقام های اجرایی و قانونگذاری و قضایی کشور برسند باعث تجزیه ی کشور میشود؟بر عکس باعث همبستگی ملت ایران شده و خط قرمز ما تجزیه طلبی است.ضمنا در این مرحله شورای گذار که در عمل دولت موقت خواهد بود برای مجلس موسسان انتخابات ازاد برگزار که این مجلس همه کاره خواهد بود. یعنی هم بر کار دولت موقت نظارت خواهد داشت و هم قانون اساسی را خواهد نوشت که نوع حکومت را در قانون اساسی مشخص و تاریخ انتخابات ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس ملی و مجالس محلی را تعیین خواهد کرد. همانطور که قبلا نیز گفته ام که رفراندوم جمهوری اسلامی با دو کلمه ی اری و نه ، فریبی بیش نبود ، اکنون نیز هیچ ضرورتی برای رفراندوم نمی بینم و ملت ایران در اعتصابات و تجمعات فراگیر و همگانی و ملی نشان خواهد داد که چی می خواهد.
🔺یکی از دوستان حدودا 10 روز قبل لیست 12 نفره ای به خانه ام اورد که در صورت موافقت این لیست منتشر شود، با دلایلی که برای ایشان اوردم سخت با انتشار ان مخالفت کردم و آن دلایل را در اینجا می آورم.ضمنا به آقای محمد نوریزاد از دوستان که جزئ لیست هستند تلفن زدم که چرا این لیست همراه با نام من منتشر شده که ایشان گفتند کار ما نبوده است.ضمن احترام به دوستانی که در لیست قرار دارند برای دفاع از خودم ، آن دلایل را در اینجا می آورم . دوستانی همچون دکتر ملکی که استادم هستند و خانم نسرین ستوده که مبارزه ی برحقشان ستودنی که متاسفانه به ناحق همراه با همسرشان اقای خندان زندان هستند و یا اقای مهندس حسن شریعتمداری فرزند ایت الله شریعتمداری که جفاها در حق پدرشان کردند و گذر زمان ثابت کرد که حق با ایت الله شریعتمداری بوده است.همینطور اقای شعله سعدی که باز به ناحق زندان میباشند و یا خانم شیرین عبادی و ... و اما دلایل:
🔺1- زمانیکه تمام راه های اصلاح امور کشور بر ملتی توسط حاکمیت مستبد بسته شود، حاکمیت مستبد انقلاب را به ملت تحمیل کرده و ملت ایران چاره ای ندارد جز رفتن بسوی یک انقلاب رهایی بخش که هدفش تنها ازادی و دموکراسی است و البته ملت ایران در سایه ی آزادی و دموکراسی به تمام ارزوهایش خواهد رسید. مسیر انقلاب بدینصورت خواهد بود که تمام کشور را اعتصاب فرا خواهد گرفت. یعنی اموزش و پرورش و شرکت نفت و تمام کارمندان دولت و کارگران کارخانجات و کشاورزان و اتوبوس رانی و کامیون داران و مغازه داران و .... همه و همه اعتصاب و تجمعات خیابانی بر پا خواهند کرد. در این زمان تعدادی از واحدهای نظامی با ملت اعلام همبستگی که بتدریج فراگیر شده و فرماندهانی که با ملت همراهی نکنند توسط نیروهای همان یگان اخراج و اجازه ی حضور در محل کار را به آنها نخواهند داد.در این مرحله افراد و احزاب و سازمان هاییکه مورد اعتماد ملت هستند بصورت بسیار گسترده توسط اعتصابیون و اجتماعات خیابانی مردم مطرح و در میدان عمل مشخص خواهد شد که چه افراد و یا احزاب و یا سازمان ها و یا شوراهایی لیاقت رهبری دوران گذار را دارند. ولی آیا در حال حاضر و در این مرحله مردم در تجمعاتشان جرئت میکنند که نام رهبران و احزاب و سازمان ها و یا شورایی که به ان اعتماد دارند را آزادانه به زبان بیاورند؟مسلما نه ، چرا که نیروهای سرکوبگر با سازماندهی گسترده در جای جای مملکت حضور دارند. در زمان اعتصابات بسیار گسترده و تجمعات خیابانی ، مردم این نهادهای سرکوبگر را منحل و عملا استبداد برای اینکه هزینه ی کمتر بدهد، خودش را تسلیم ملت خواهد کرد . چه بسا همین نهادهای سرکوبگر و امنیتی نیز برای بقایشان به ملت بپیوندند.در اینجا به هموطنان کرد درود میفرستم که در تمام استان های کردنشین بخاطر اعدام 3 جوان رشید و وطن پرست کرد اعتصاب و کشور را در فاز بالاتری قرار دادند. ملت ایران باید بداند که همه ی ما از هر قوم و قبیله و مذهبی که باشیم درون یک کشتی در دریای متلاطم قرار داریم و برای نجات این کشتی تمام ملت ایران باید اعتصاب کند که به ازادی و دموکراسی برسد. همانطور که گفتم انقلاب باعث فروپاشی کشور نخواهد شد اما باعث فروپاشی حاکمیت استبداد و به اصطلاح نظام اسلامی خواهد شد و این دو از هم کاملا جدا هستند. شاید دوستانی بگویند که همچون انقلاب 22 بهمن 57 ممکن است حرکت هایی در کردستان و خوزستان و بلوچستان و ترکمن صحرا و ... صورت گیرد. به این دوستان میگویم دموکراسی می اید که هرگونه تبعیض را از بین ببرد.مگر یک استان چنانچه یک مجلس محلی داشته باشد که استاندار و فرمانده ی نیروی انتظامی را به مرکز معرفی تا با هم بتوانند کار کنند و کودکان هر شهر و روستا به زبان مادری خود تحصیل کرده که در شرایط برابر استعدادها شکوفا و همه بر اساس شایستگی به بالاترین مقام های اجرایی و قانونگذاری و قضایی کشور برسند باعث تجزیه ی کشور میشود؟بر عکس باعث همبستگی ملت ایران شده و خط قرمز ما تجزیه طلبی است.ضمنا در این مرحله شورای گذار که در عمل دولت موقت خواهد بود برای مجلس موسسان انتخابات ازاد برگزار که این مجلس همه کاره خواهد بود. یعنی هم بر کار دولت موقت نظارت خواهد داشت و هم قانون اساسی را خواهد نوشت که نوع حکومت را در قانون اساسی مشخص و تاریخ انتخابات ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس ملی و مجالس محلی را تعیین خواهد کرد. همانطور که قبلا نیز گفته ام که رفراندوم جمهوری اسلامی با دو کلمه ی اری و نه ، فریبی بیش نبود ، اکنون نیز هیچ ضرورتی برای رفراندوم نمی بینم و ملت ایران در اعتصابات و تجمعات فراگیر و همگانی و ملی نشان خواهد داد که چی می خواهد.
🔺2-حاضر نیستم در مرحله ی نهایی نیز با اقای رضا پهلوی در یک لیست قرار گیرم و ترجیح میدهم تا زنده هستم تنها یک معلم باشم. چرا؟ داستان جمهوری اسلامی و رژیم شاه داستان کفن دزد است.پدری که با کفن دزدی از مرده ها گذران زندگی میکرد هنگام مرگ به فرزندانش وصیت کرد که بعد از مرگش کاری کنند که مردم او را خدابیامرزی دهند. فرزندانش تصمیم گرفتند که بعد از دراوردن کفن مرده ها ، چوبی به ... مرده ها فرو کنند.اقوام مرده ها که به قبرستان میرفتند با این وضع تاسف بار روبرو میشدند و کفن دزد قبلی را خدا بیامرزی میدادند که حد اقل چوبی به ... مرده فرو نمی کرد.مردم ایران هم امروز میگویند خدا پدر رژیم شاه را بیامرزد که اگر دزدی میکرد مقداری هم برای ملت میگذاشت. استبداد بد است و استبداد دینی از استبداد شاهی بدتر است. رضا شاه ، تمام کسانیکه او را در رسیدن به شاهی کمک کرده بودند اعدام و یا فراری و یا زندان و یا خانه نشین کرد ، همان کاری که اقای خمینی و اقای خامنه ای کردو تنهایی سرنوشت حتمی تمام دیکتاتورها است. البته منکر کارهاییکه رضاشاه کرد نیستم. مردم اگر در تظاهراتشان شعار رضاه شاه روحت شاد سر دادند بخاطر مخالفت مردم تظاهر کننده و رضا شاه با روحانیت بود . محمد رضا شاه تحصیل کرده ی مهد دموکراسی یعنی سویس بود که با کمک امریکایی ها و بریتانیا و روحانیت کودتای 28 مرداد راه انداخت( بعدها وزیر خارجه ی امریکا خانم مادلین البرایت از ملت ایران عذر خواهی کرد.) که به دیکتاتوری مطلق رسید و تنها یک حزب و ان هم حزب رستاخیز اجازه ی فعالیت داشت که مردم ایران بناچار راهی بجز انقلاب برای رسیدن به آزادی و دموکراسی نداشتند.بعد از رژیم شاه جمهوری اسلامی نیز به ولایت مطلقه ی فقیه رسید که فقط یک حزب و ان هم حزب الله اجازه ی فعالیت دارد وامروز جمهوری اسلامی همچون رژیم شاه راهی بجز انقلاب برای ملت ایران باقی نگذاشته است. در رژیم شاه با شرکت در اعتصبات دانشجویی دو بار دستگیر که با ساده جلوه دادن خودم و دهاتی بازی توانستم ازاد شوم اما سرانجام در سال 54 به دو ترم ترک تحصیل محکوم شدم. کتاب های بسیاری همچون کتاب مادر ماکسیم گورکی قاچاق بود که در صورت گرفتن این کتاب ها از فردی، به حبس های طولانی مدت محکوم میشد. ساواک همیشه قبل از اذان صبح به سراغ دانشجویانی که میخواست بازداشت کند می امد و برای اینکه در صورت دستگیری، کتابهایم به دست ساواک نیفتد تا ساعت یک شب مطالعه و سپس کتاب ها را در داخل پلاستیک و آنگاه در داخل سطل اشغالی داخل سالن خوابگاه گذاشته و قبل از طلوع افتاب کتاب ها را بر داشته که همراه اشغال ها توسط مستخدم خوابگاه برده نشود. کاری که امروز جمهوری اسلامی نیز انجام داده و از سرنوشت شاه عبرت نمی گیرد.به هر صورت دوست ندارم من که برای ملاقات نوه ام در زندان روزشماری میکردم ، او نیز با نگرانی و خطر دستگیری کتاب مطالعه کند و نوه اش برای ملاقات با او به زندان برود. اقای رضا پهلوی باید استبداد پدرش که قانون اساسی مشروطه را زیر پا گذاشته و به جای سلطنت حکومت میکرد محکوم کند. باید ثروتی که از پدرش به او رسیده و متعلق به ملت ایران است مقدارش را اعلام تا هر زمان که در ایران حکومت ملی بر قرار شد به نمایندگان واقعی ملت تحویل تا خرج ابادی و ابادانی کشور شود، در غیر اینصورت به جرئت میگویم با تغییر رژیم در ایران و داشتن قوه ی قضائیه ی مستقل در صورت بازگشت به ایران دستگیر و بخاطر پولهای دزدیده شده ی پدرش که در دست اوست محاکمه خواهد شد.در صورت اعلام مقدارپول های رسیده از پدرش به او، نه بخاطر شاهزاده بودن بلکه بعنوان یک شهروند به او این حق داده خواهد شدکه مانند تمام ایرانیان فعالیت سیاسی داشته باشد.نمی دانم چه رابطه ای بین اقای رضا پهلوی و اطلاعات وجود دارد که مامور اطلاعات بسیار علاقمند بود که من با ایشان فعالیت سیاسی داشته باشم و حتی از من خواست که در صورت تمایل شماره ی موبایل اقای رضا پهلوی را گرفته و من با ایشان صحبت کنم که قبول نکردم.قبلا شرح مفصلش را داده بودم که چگونه ماموران اطلاعات به باغچه ام در گلبهار امده و با من مذاکره کرده که با درخواستهای انها مخالفت کرده که منجر به توقیف لپ تاپ و موبایل و توقیف شماره های تلفن خانه و موبایل های خودم و همسر و نوه ام شده و من از ان زمان اینترنت ندارم.
🔺3-به دوستم گفتم که نباید خودبزرگ بین باشیم و ادعای رهبری برای ملت داشته باشیم . برای دوستم مثالی اوردم که در زندان وکیل اباد مشهد با ایت الله قابل از شاگردان ایت الله منتظری زندان بودم که دو بار ایشان با وثیقه ازاد شد و مجددا به زندان بر گشت. در نوبت دوم از ایشان پرسیدم که بیرون چه خبر است ؟اقای قابل گفت خیلی خراب ، اقای کدیور در اینترنت نوشته ، مردم شعار نداده اند که نه غزه نه لبنان ، جانم فدای ایران بلکه مردم گفته اند هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران ،چه فحش هایی که به او نداده اند!!نخواستم در شرایط تازه ی ورود اقای قابل به زندان تو ذوق ایشان بزنم که بنده در زندان حاضر نیستم برای مردم تعیین تکلیف کنم که چه شعاری بدهند یا ندهند تا چه رسد به اقای کدیور که در امریکا هستند. زمانش که رسید و نیروهای امنیتی خلع سلاح شده و یا حد اقل بیطرف شدند که مردم ازادنه بدون اینکه تحت تعقیب قرار گیرند و بتوانند افراد و احزاب و سازمان ها و یا شوراهایی که به ان علاقه مند و اعتماد دارندمعرفی و تشویق کنند حتما در ان صورت لیست داده خواهد شد.
ایران مشهد – سید هاشم خواستار نماینده ی معلمان آزاده ی ایران 28 شهریور 97 (نشر آزاد است)
ایران مشهد – سید هاشم خواستار نماینده ی معلمان آزاده ی ایران 28 شهریور 97 (نشر آزاد است)
آغاز سال تحصیلی جدید وضعیت بحرانی برای میلیونها دانشآموز
از روز یکشنبه اول مهر ماه صدای زنگهای مدارس برای قریب ۱۴ میلیون دانشآموز در میآید
با نیم نگاهی به وضعیت وخیم کشور و بهویژه با رشد بحرانهای اقتصادی، مالی و اجتماعی در دیکتاتوری فاسد ولیفقیه و در حالیکه حاکمیت سالانه میلیاردها دلار از سرمایههای ملی کشور را هزینه سیاستهای مخرب صدور تروریسم، موشکی و جنگ و بنیادگرایی مینماید، اکنون با نزدیک شدن آغاز سال تحصیلی جدید، سخن از بلاتکلیفی و بحران برای میلیونها کودک ایرانی به میان آمده است.
وضعیت وخیم در بازار لوازمالتحریر و نیازمندیهای کودکان برای تحصیل به دلیل گرانی و تورم افسار گسیخته از یک سو و از سوی دیگر درخواست شهریههای سنگین برای ثبتنام کودکان و دانشجویان در مدارس و مراکز آموزشی عالی کشور، بسیاری از اقشار ضربهپذیر را بر آن داشته تا همچنان از ثبتنام فرزندان خود در مدارس خودداری نمایند.
یک شهروند دردمند با بیان گوشههایی از چهره کریه فقر و نبود امکانات مالی در ایران آخوند زده میگوید: «با ناتوانیهای زیادی روبهرو هستم، از جمله اجاره منزل و هزینههای خوراک و پوشاک و آب و برق و گاز... من ماهیانه ۶۰۰ هزار تومن کرایه منزل پرداخت میکنم. هنوز نتوانستهام پسرم را ثبتنام کنم، چه برسه به اینکه بخواهم برای تهیه کتاب و لوازمتحریر اقدامی کنم. من و پسرم زندگی خیلی سختی را داریم میگذرانیم.» (سایت دویچه وله ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸)
واقعیت در لابلای این جملات همان ترجمان فقر گستردهای است که اکنون به مانند بختک بر شانههای هفتاد درصد از مردم میهن امان فرود آمده است. بحران ارزی و افت ارزش پول ملی به موازات سوء مدیریت، غارت سازمان داده شده حکومتی به یقین برای تمامی این مصائب نقش کلیدی را ایفا میکنند، زیرا از آنجائیکه نخ نبات واردات و تولید در دیکتاتوری ولیفقیه به ارزهای خارجی وصل میباشد، براین منطق می توان با هرگونه تحول کوچک در بازار ارز، به ریشههای پدیدار شدن این وضعیت بحرانی برای میلیونها کودک محروم رسید.
این وضعیت در استانهای ضربه خورده مانند سیستان و بلوچستان، کرمان، هرمزگان، لرستان، بویراحمد و بخشهای بزرگی از مناطق غرب کشور که هنوز از تبعات زلزله سال گذشته رنج میبرند، بسیار وخیمتر گزارش شده است.
وضعیت اسفبار بار مدارس، نبود امکانات و کلاسهای آموزشی، سوءتغذیه در میان کودکان به دلیل فقر خانوارها، شکاف عمیق طبقاتی، نارساییهای تحصیلی، سرکوب حکومتی در مدارس، شستشوی مغزی کودکان و نوجوانان از سوی حکومت اکنون تماما د ست به دست هم داده تا قریب یک و نیم میلیون دانشآموز به مشکل «روانشناختی» مبتلا شوند. (سایت حکومتی خبرآنلاین ۲۳ شهریور ۱۳۹۷)
همچنین ابعاد گرانی در زمینه لوازمالتحریر و نیازهای اولیه دانشآموزان به حدی است که رسانههای حکومتی علنا از گرانی «۱۰۰ درصدی» در پارهای مناطق کشور سخن به میان میآورند. یک گزارش حکومتی از مازندران با اذعان به این وضعیت مینویسد: «قیمت لوازمالتحریر امسال ۱۰۰ درصد افزایش یافته و بیشتر لوازم خارجی بوده و خارجی وارد نمیشود و کالای ایرانی نیز پیدا نمیشود و اگر هم باشد قیمت آن با نمونه خارجیاش تفاوتی ندارد».
این گزارش در ادامه میافزاید: خانوادهها و دانشآموزان برای خرید مراجعه میکنند اما در نهایت بهخاطر گرانیها با چشمان گریان فروشگاه را ترک میکنند». (خبرگزاری نیروی تروریستی قدس، تسنیم ۲۳ شهریور ۱۳۹۷)
از روز یکشنبه اول مهر ماه صدای زنگهای مدارس برای قریب ۱۴ میلیون دانشآموز در میآید
با نیم نگاهی به وضعیت وخیم کشور و بهویژه با رشد بحرانهای اقتصادی، مالی و اجتماعی در دیکتاتوری فاسد ولیفقیه و در حالیکه حاکمیت سالانه میلیاردها دلار از سرمایههای ملی کشور را هزینه سیاستهای مخرب صدور تروریسم، موشکی و جنگ و بنیادگرایی مینماید، اکنون با نزدیک شدن آغاز سال تحصیلی جدید، سخن از بلاتکلیفی و بحران برای میلیونها کودک ایرانی به میان آمده است.
وضعیت وخیم در بازار لوازمالتحریر و نیازمندیهای کودکان برای تحصیل به دلیل گرانی و تورم افسار گسیخته از یک سو و از سوی دیگر درخواست شهریههای سنگین برای ثبتنام کودکان و دانشجویان در مدارس و مراکز آموزشی عالی کشور، بسیاری از اقشار ضربهپذیر را بر آن داشته تا همچنان از ثبتنام فرزندان خود در مدارس خودداری نمایند.
یک شهروند دردمند با بیان گوشههایی از چهره کریه فقر و نبود امکانات مالی در ایران آخوند زده میگوید: «با ناتوانیهای زیادی روبهرو هستم، از جمله اجاره منزل و هزینههای خوراک و پوشاک و آب و برق و گاز... من ماهیانه ۶۰۰ هزار تومن کرایه منزل پرداخت میکنم. هنوز نتوانستهام پسرم را ثبتنام کنم، چه برسه به اینکه بخواهم برای تهیه کتاب و لوازمتحریر اقدامی کنم. من و پسرم زندگی خیلی سختی را داریم میگذرانیم.» (سایت دویچه وله ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸)
واقعیت در لابلای این جملات همان ترجمان فقر گستردهای است که اکنون به مانند بختک بر شانههای هفتاد درصد از مردم میهن امان فرود آمده است. بحران ارزی و افت ارزش پول ملی به موازات سوء مدیریت، غارت سازمان داده شده حکومتی به یقین برای تمامی این مصائب نقش کلیدی را ایفا میکنند، زیرا از آنجائیکه نخ نبات واردات و تولید در دیکتاتوری ولیفقیه به ارزهای خارجی وصل میباشد، براین منطق می توان با هرگونه تحول کوچک در بازار ارز، به ریشههای پدیدار شدن این وضعیت بحرانی برای میلیونها کودک محروم رسید.
این وضعیت در استانهای ضربه خورده مانند سیستان و بلوچستان، کرمان، هرمزگان، لرستان، بویراحمد و بخشهای بزرگی از مناطق غرب کشور که هنوز از تبعات زلزله سال گذشته رنج میبرند، بسیار وخیمتر گزارش شده است.
وضعیت اسفبار بار مدارس، نبود امکانات و کلاسهای آموزشی، سوءتغذیه در میان کودکان به دلیل فقر خانوارها، شکاف عمیق طبقاتی، نارساییهای تحصیلی، سرکوب حکومتی در مدارس، شستشوی مغزی کودکان و نوجوانان از سوی حکومت اکنون تماما د ست به دست هم داده تا قریب یک و نیم میلیون دانشآموز به مشکل «روانشناختی» مبتلا شوند. (سایت حکومتی خبرآنلاین ۲۳ شهریور ۱۳۹۷)
همچنین ابعاد گرانی در زمینه لوازمالتحریر و نیازهای اولیه دانشآموزان به حدی است که رسانههای حکومتی علنا از گرانی «۱۰۰ درصدی» در پارهای مناطق کشور سخن به میان میآورند. یک گزارش حکومتی از مازندران با اذعان به این وضعیت مینویسد: «قیمت لوازمالتحریر امسال ۱۰۰ درصد افزایش یافته و بیشتر لوازم خارجی بوده و خارجی وارد نمیشود و کالای ایرانی نیز پیدا نمیشود و اگر هم باشد قیمت آن با نمونه خارجیاش تفاوتی ندارد».
این گزارش در ادامه میافزاید: خانوادهها و دانشآموزان برای خرید مراجعه میکنند اما در نهایت بهخاطر گرانیها با چشمان گریان فروشگاه را ترک میکنند». (خبرگزاری نیروی تروریستی قدس، تسنیم ۲۳ شهریور ۱۳۹۷)