امروزه در فرهنگ نقدی ، کلمه خرمگس با نام سقراط گره خورده است؛ تا جایی که در اواخر قرن 19 یعنی بیش از 2000 سال پس از مرگ سقراط ، خانم اتل لیلیان وینیچ ، این جمله را در دهان یکی از قهرمانان رمان خرمگس میگذارد: ‹‹ آتن نیز چنین بود ، اما به نسبت عظمتش تا اندازه ای کندرو بود و احتیاج به یک گدفلای ( خرمگس ) داشت تا بیدارش کند ››؛ یعنی سقراط.
http://www.iptra.ir/vdcb8sfbrhba.html
http://www.iptra.ir/vdcb8sfbrhba.html
👆👆
مقاله "پیشه سقراطی" (1385) نخست در آیینه پژوهش منتشر و بعد تر در سایت فوق با عنوان "وقتی خرمگس از ترجمه فارسی آثار سقراط می گريزد!" باز نشر شد.
گاه نویسندگان منتقدان را به «خرمگس» تشبیه کرده و بر آنان تاختهاند که به جای آفرینشگری و خلق آثار، «خرمگسوار» مزاحم دیگران میشوند. نکته قابل توجه آن است که سقراط این لقب را بر خود گذاشته بود و از خویشتن به نام «خرمگس» یاد میکرد. بعدها به مناسبتی در پی مستند ساختن این مطلب بودم که دیدم نشانی از آن در ترجمه مرحوم لطفی نیست. به ترجمه انگلیسی مراجعه کردم و دیدم که در آن جا هست. متوجه شدم که مرحوم لطفی نخواسته این تعبیر تند را که سقراط برای خود پسندیده بود، به فارسی برگرداند و مطلب را به اجمال برگزار کرده است. این نکته در ذهنم بود تا زمانی که از من خواستند به مناسبت صدمین شماره مجله انتقادی آینه پژوهش مطلبی بنویسم. فرصت را غنیمت شمردم که مقاله حاضر حاصل آن است. در این مقاله کوشیده ام سرشت کار نقادان را با محور قرار دادن سقراط تحلیل کنم.
@hassan_eslami
http://hassaneslami.com
مقاله "پیشه سقراطی" (1385) نخست در آیینه پژوهش منتشر و بعد تر در سایت فوق با عنوان "وقتی خرمگس از ترجمه فارسی آثار سقراط می گريزد!" باز نشر شد.
گاه نویسندگان منتقدان را به «خرمگس» تشبیه کرده و بر آنان تاختهاند که به جای آفرینشگری و خلق آثار، «خرمگسوار» مزاحم دیگران میشوند. نکته قابل توجه آن است که سقراط این لقب را بر خود گذاشته بود و از خویشتن به نام «خرمگس» یاد میکرد. بعدها به مناسبتی در پی مستند ساختن این مطلب بودم که دیدم نشانی از آن در ترجمه مرحوم لطفی نیست. به ترجمه انگلیسی مراجعه کردم و دیدم که در آن جا هست. متوجه شدم که مرحوم لطفی نخواسته این تعبیر تند را که سقراط برای خود پسندیده بود، به فارسی برگرداند و مطلب را به اجمال برگزار کرده است. این نکته در ذهنم بود تا زمانی که از من خواستند به مناسبت صدمین شماره مجله انتقادی آینه پژوهش مطلبی بنویسم. فرصت را غنیمت شمردم که مقاله حاضر حاصل آن است. در این مقاله کوشیده ام سرشت کار نقادان را با محور قرار دادن سقراط تحلیل کنم.
@hassan_eslami
http://hassaneslami.com
دغدغههای اخلاق و دین / سید حسن اسلامی اردکانی
کمترین_کارکرد_نقد_سید_حسن_اسلامی.pdf
🚩تکمله کمترین کارکرد نقد
پس از تحریر:
ظاهراً این خطا و انتساب نادرست ریشه عمیقتری دارد. محقق ارجمند و دوست گرامی جناب آقای مختاری در گزارش و تحلیل کتاب مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان نوشته محقق اردبیلی به برخی خطاهای رخ داده در این کتاب اشاره میکند، از جمله آن که محقق هنگام بحث درباره لباس نمازگزار این گونه به اصل تحلیل استناد میکند «و بخشی از آیهای که بر حلّیت همه آن چه آفریده است دلالت دارد» (و بعض الآیه الدالّه علی تحلیل کل ما خلق). سپس ناقد ارجمند اشاره میکند که «چنین آیهای در قرآن مجید وجود ندارد.» در پی آن به خطای میرزای نائینی در فوائد الاصول اشاره میکند و نتیجه میگیرد: «ممکن است منشأ اشتباه محقق نائینی هم کلام محقق اردبیلی بوده باشد (جمع پریشان: نقد کتاب، رضا مختاری، قم، نشر دانش حوزه، 1383، دفتر دوم، ص 451). از جناب آقای علیرضا صالحی که این نکته سودمند را یادآور شدند سپاسگزارم.
پس از تحریر:
ظاهراً این خطا و انتساب نادرست ریشه عمیقتری دارد. محقق ارجمند و دوست گرامی جناب آقای مختاری در گزارش و تحلیل کتاب مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان نوشته محقق اردبیلی به برخی خطاهای رخ داده در این کتاب اشاره میکند، از جمله آن که محقق هنگام بحث درباره لباس نمازگزار این گونه به اصل تحلیل استناد میکند «و بخشی از آیهای که بر حلّیت همه آن چه آفریده است دلالت دارد» (و بعض الآیه الدالّه علی تحلیل کل ما خلق). سپس ناقد ارجمند اشاره میکند که «چنین آیهای در قرآن مجید وجود ندارد.» در پی آن به خطای میرزای نائینی در فوائد الاصول اشاره میکند و نتیجه میگیرد: «ممکن است منشأ اشتباه محقق نائینی هم کلام محقق اردبیلی بوده باشد (جمع پریشان: نقد کتاب، رضا مختاری، قم، نشر دانش حوزه، 1383، دفتر دوم، ص 451). از جناب آقای علیرضا صالحی که این نکته سودمند را یادآور شدند سپاسگزارم.
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
سنگدلیهای معصومانه، فقر فرهنگ رفتار با حیوانات
دکتر #سید_حسن_اسلامی
✨ →http://goo.gl/xXUaeW
@hassan_eslami | @sedanet
دکتر #سید_حسن_اسلامی
✨ →http://goo.gl/xXUaeW
@hassan_eslami | @sedanet
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
Forwarded from فرید مدرسی
🌞
✔️ سید حسن اسلامی:🔻
در قبال ناقدان، جامعه علمی معمولاً رویکردی دوگانه دارد. همزمان آنها و اهمیت کارشان را میستاید و در عین حال با نهادن قید و بندهای متعددی و محدود کردن کار نقادان مانع کارکرد درست آنها میشود.
@faridmod
✔️ سید حسن اسلامی:🔻
در قبال ناقدان، جامعه علمی معمولاً رویکردی دوگانه دارد. همزمان آنها و اهمیت کارشان را میستاید و در عین حال با نهادن قید و بندهای متعددی و محدود کردن کار نقادان مانع کارکرد درست آنها میشود.
@faridmod
دغدغههای اخلاق و دین / سید حسن اسلامی اردکانی
فقط_بلدم_مقالات_علمی_پژوهشی_بنویسم.pdf
❗️نخستین آفت این جریان رواج فرهنگ «انتحال» و سرقت علمی است که اخبار آن به شکل رسوایی از پرده بیرون افتاده است
❗️این شیوه بستری را فراهم می کند که طی آن برخی از استادان ... با بهره کشی ناروا از دانشجویانی که خود توان لازم نگارش را ندارند، خود را صاحب مقالات علمی-پژوهشی قلمداد کنند و به ترفیع وارتقای لازم دست یابند
❗️اگر کسی قادر به 5000 متر دویدن باشد، منطقاً باید بتواند 1000 متر را نیز بدود، می توان و باید انتظار داشت که مدعیان نگارش مقالات علمی-پژوهشی، بتوانند مقالات تخصصی و عمومی نیز بنویسند
⭕️ شاید این شوخی به نظر برسد که کسی مدعی نوشتن مقالات علمی-پژوهشی باشد، اما قادر به نوشتن مقالات تخصصی یا عمومی نباشد
"فقط بلدم مقالات علمي-پژوهشي بنويسم!"
@hassan_eslami
www.HassanEslami.com
❗️این شیوه بستری را فراهم می کند که طی آن برخی از استادان ... با بهره کشی ناروا از دانشجویانی که خود توان لازم نگارش را ندارند، خود را صاحب مقالات علمی-پژوهشی قلمداد کنند و به ترفیع وارتقای لازم دست یابند
❗️اگر کسی قادر به 5000 متر دویدن باشد، منطقاً باید بتواند 1000 متر را نیز بدود، می توان و باید انتظار داشت که مدعیان نگارش مقالات علمی-پژوهشی، بتوانند مقالات تخصصی و عمومی نیز بنویسند
⭕️ شاید این شوخی به نظر برسد که کسی مدعی نوشتن مقالات علمی-پژوهشی باشد، اما قادر به نوشتن مقالات تخصصی یا عمومی نباشد
"فقط بلدم مقالات علمي-پژوهشي بنويسم!"
@hassan_eslami
www.HassanEslami.com
به یاد راوی زندگی: عباس کيارستمي
راوی زندگیْ درگذشت. کیارستمی با گریز از کلیشههای رایج و پرهیز از عوامل گیشهپسند، فیلمهای خود را میساخت و در آن به ارزش زندگی، اخلاق، و داوریهای اخلاقی، میپرداخت، بیآنکه درباره آنها شعار دهد. در فیلم کوتاه و مستندگونه «قضیه شکل اول، شکل دوم»، پیمانداری و خیانت را ترسیم میکند و صاحبنظران را به داوری میخواند؛ در «خانه دوست کجاست»، پسربچهای خود را مسئول میداند تا دفترچه مشق دوستش را به او برساند و مانع کتک خوردنش شود؛ و در «طعم گیلاس»، شیوههای گوناگون ارزشگذاری زندگی را تصویر میکند. این نگاه کمابیش در آثار بعدی کیارستمی استمرار پیدا کرد تا پرونده زندگیش بسته شد. مرگ او پرسشهای گوناگونی فراروی علاقهمندان سینمای جدی پیش میکشد. یکی آن که آیا این سنت فیلمسازی و این گونه به کارگیری دوربین برای انتقال مفاهیم نظری ادامه پیدا خواهد کرد؟ آیا کسی دوربین او را برخواهد گرفت و با همان نگاه به عالم و آدم خواهد نگریست؟ آیا میتوان امید بست که فیلمسازان دیگری راه عباس را دنبال کنند؟ و آیا سبک فیلمسازی کیارستمی به سنتی سینمایی تبدیل خواهد شد؟
اگر داوری بهمن فرمانآرا را جدی بگیریم، شاید کمی نومید شویم. وی در مصاحبهای کارنامه خود را مرور میکند و در آن اشارهوار به پیشآهنگان سینمای موج نو ایران میپردازد و آنها را این گونه فهرست میکند: «سهراب شهید ثالث، امیر نادری، مسعود کیمیایی، پرویز کیمیاوی، داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی، آربی آوانسیان و خود من جزو این جریان بودیم. ولی شاهکار این جریان این بود که همه ما با هم فرق میکردیم. یعنی هیچ کس در مدار دیگری نبود. از این تکثر میراث مشخصی را انتظار نداشته باشید. میراثش همین تکثر بود. این تکثر چیزی است در مورد ایران که خارجیها هم هنوز از آن تعجب میکنند» (روشنفکر در این مملکت حق تفرعن ندارد: گفتگو با بهمن فرمانآرا درباره چهاردهه کارنامه فیلمسازیاش، علیرضا اکبری، اندیشه پویا، شماره 32، بهمن 1394، ص 131).
امروزه از این کارگردانان بنام چندان خبری نیست و از سنتی که بایست پایهگذاری کرده باشند، نشان چندانی دیده نمیشود. آیا سرنوشت هنرمندان و شاعران و فیلمسازان صاحب سبک ما این است که هر یک چون ستارهای بدرخشد و به تیرگی بپیوندد و میراثش را با خود ببرد؟ آیا نمیتوان تلاش کرد تا این جریانهای هنری فردی را به سنتی نیرومند تبدیل کرد تا در برابر سنت نیرومند فیلمهای گیشهای عانهپسند و لوسی که از دهه چهل تا کنون همواره در حال ریشهدارتر شدن است و همان ایده «گنج قارون» و کوبیدن بر طبل بیعاری و بیخیالی را دنبال میکند، بایستد؟
۱۶ مرداد ۱۳۹۵
راوی زندگیْ درگذشت. کیارستمی با گریز از کلیشههای رایج و پرهیز از عوامل گیشهپسند، فیلمهای خود را میساخت و در آن به ارزش زندگی، اخلاق، و داوریهای اخلاقی، میپرداخت، بیآنکه درباره آنها شعار دهد. در فیلم کوتاه و مستندگونه «قضیه شکل اول، شکل دوم»، پیمانداری و خیانت را ترسیم میکند و صاحبنظران را به داوری میخواند؛ در «خانه دوست کجاست»، پسربچهای خود را مسئول میداند تا دفترچه مشق دوستش را به او برساند و مانع کتک خوردنش شود؛ و در «طعم گیلاس»، شیوههای گوناگون ارزشگذاری زندگی را تصویر میکند. این نگاه کمابیش در آثار بعدی کیارستمی استمرار پیدا کرد تا پرونده زندگیش بسته شد. مرگ او پرسشهای گوناگونی فراروی علاقهمندان سینمای جدی پیش میکشد. یکی آن که آیا این سنت فیلمسازی و این گونه به کارگیری دوربین برای انتقال مفاهیم نظری ادامه پیدا خواهد کرد؟ آیا کسی دوربین او را برخواهد گرفت و با همان نگاه به عالم و آدم خواهد نگریست؟ آیا میتوان امید بست که فیلمسازان دیگری راه عباس را دنبال کنند؟ و آیا سبک فیلمسازی کیارستمی به سنتی سینمایی تبدیل خواهد شد؟
اگر داوری بهمن فرمانآرا را جدی بگیریم، شاید کمی نومید شویم. وی در مصاحبهای کارنامه خود را مرور میکند و در آن اشارهوار به پیشآهنگان سینمای موج نو ایران میپردازد و آنها را این گونه فهرست میکند: «سهراب شهید ثالث، امیر نادری، مسعود کیمیایی، پرویز کیمیاوی، داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی، آربی آوانسیان و خود من جزو این جریان بودیم. ولی شاهکار این جریان این بود که همه ما با هم فرق میکردیم. یعنی هیچ کس در مدار دیگری نبود. از این تکثر میراث مشخصی را انتظار نداشته باشید. میراثش همین تکثر بود. این تکثر چیزی است در مورد ایران که خارجیها هم هنوز از آن تعجب میکنند» (روشنفکر در این مملکت حق تفرعن ندارد: گفتگو با بهمن فرمانآرا درباره چهاردهه کارنامه فیلمسازیاش، علیرضا اکبری، اندیشه پویا، شماره 32، بهمن 1394، ص 131).
امروزه از این کارگردانان بنام چندان خبری نیست و از سنتی که بایست پایهگذاری کرده باشند، نشان چندانی دیده نمیشود. آیا سرنوشت هنرمندان و شاعران و فیلمسازان صاحب سبک ما این است که هر یک چون ستارهای بدرخشد و به تیرگی بپیوندد و میراثش را با خود ببرد؟ آیا نمیتوان تلاش کرد تا این جریانهای هنری فردی را به سنتی نیرومند تبدیل کرد تا در برابر سنت نیرومند فیلمهای گیشهای عانهپسند و لوسی که از دهه چهل تا کنون همواره در حال ریشهدارتر شدن است و همان ایده «گنج قارون» و کوبیدن بر طبل بیعاری و بیخیالی را دنبال میکند، بایستد؟
۱۶ مرداد ۱۳۹۵
به یاد راوی زندگی: عباس کیارستمی https://telegram.me/hassan_eslami/73 @hassan_eslami
Forwarded from دغدغههای اخلاق و دین / سید حسن اسلامی اردکانی
Dinonline
دین آنلاین - غم غربت و نگار مکتب نرفته
این ملاله هم نمونه روشن همان «نگار مکتب نرفتهای» است که میخواهد مسئلهآموز صد مدرس و مبارز راه صلح و مدافع حقوق بشر شود. از برکت حماقت گروهی از طالبان و هوشمندی و قدرت تبلیغاتی رسانههای اروپایی، این دختر پاکستانی و دانشآموز ۱۵-۱۶ ساله طی چند ماه به قهرمان…
دغدغههای اخلاق و دین / سید حسن اسلامی اردکانی
یادداشتها_و_برداشتهایی_از_سفر_فرانکفورت_13.pdf
مجموعه چند یادداشتی که در 1394 در سایت دین آنلاین و "دغدغه های اخلاق و دین" منتشر شده بود.
@hassan_eslami www.HassanEslami.com
@hassan_eslami www.HassanEslami.com
دغدغههای اخلاق و دین / سید حسن اسلامی اردکانی
آرمیدن_در_دل_طوفان_هنر_رواقی_زیست.pdf
👆 آرمیدن در دل طوفان: هنر رواقی زیستن در زمانه ما
📌... امروزه فلسفه و اخلاق رواقی به گونه نگرشی فعال در جامعه طرح می شود و به شکلی تبیین می شود که با زیست مدرن و اجتماعی سازگار باشد ...
📌... اهمیت این کتاب در آن است که فلسفه ای را معرفی می کند که در سنت اسلامی بسیار ریشه دار است و رد پای آن را در ادبیات عرفانی ما آشکارا می توان دید...
فصلنامه کتابگزار، شماره یکم، بهار ۱۳۹۵
@hassan_eslami
📌... امروزه فلسفه و اخلاق رواقی به گونه نگرشی فعال در جامعه طرح می شود و به شکلی تبیین می شود که با زیست مدرن و اجتماعی سازگار باشد ...
📌... اهمیت این کتاب در آن است که فلسفه ای را معرفی می کند که در سنت اسلامی بسیار ریشه دار است و رد پای آن را در ادبیات عرفانی ما آشکارا می توان دید...
فصلنامه کتابگزار، شماره یکم، بهار ۱۳۹۵
@hassan_eslami
Forwarded from Rabnews.ir
دکتر سیدحسن اسلامی اردکانی، سردبیر فصلنامۀ نقد کتاب اخلاق، علوم تربیتی و روانشناسی در سرمقالۀ تازهترین شمارۀ این نشریه نوشت:
هنگامی که از کسی خواستار مقالهای انتقادی یا مروری برای این مجله میشوم، تقریبا اولین پرسشی که از من پرسیده میشود آن است که رتبۀ مجلۀ شما چیست؟ و آیا علمیپژوهشی است؟
پاسخ به این پرسش، سمتوسوی کار برخی را مشخص میکند و هنگامی که پاسخ میدهم این مجله رتبهای ندارد، درخواستم نیز به شکلهای مختلفی رد میشود و آب پاکی بر دستم ریخته میشود.
دکتر اسلامی این بیاعتنایی به نوشتن و پرهیز از مجلههای فاقد رتبه و از سوی دیگر دغدغۀ نوشتن در نشریههای علمیپژوهشی را دستکم از سه جهت در پیشگفتار شمارۀ 3 و 4 فصلنامۀ نقد کتاب اخلاق، علوم تربیتی و روانشناسی بررسی کرده است.
در پیوند زیر میتوانید سرمقالۀ فقط بلدم مقالات علمیپژوهشی بنویسم را بخوانید:
http://yon.ir/l6KY
@Rabnews
هنگامی که از کسی خواستار مقالهای انتقادی یا مروری برای این مجله میشوم، تقریبا اولین پرسشی که از من پرسیده میشود آن است که رتبۀ مجلۀ شما چیست؟ و آیا علمیپژوهشی است؟
پاسخ به این پرسش، سمتوسوی کار برخی را مشخص میکند و هنگامی که پاسخ میدهم این مجله رتبهای ندارد، درخواستم نیز به شکلهای مختلفی رد میشود و آب پاکی بر دستم ریخته میشود.
دکتر اسلامی این بیاعتنایی به نوشتن و پرهیز از مجلههای فاقد رتبه و از سوی دیگر دغدغۀ نوشتن در نشریههای علمیپژوهشی را دستکم از سه جهت در پیشگفتار شمارۀ 3 و 4 فصلنامۀ نقد کتاب اخلاق، علوم تربیتی و روانشناسی بررسی کرده است.
در پیوند زیر میتوانید سرمقالۀ فقط بلدم مقالات علمیپژوهشی بنویسم را بخوانید:
http://yon.ir/l6KY
@Rabnews
دغدغههای اخلاق و دین / سید حسن اسلامی اردکانی
صد تأمل درباره زندگی خوب.pdf
مروری بر کتاب شایسته ترجمه Pursuing the Good Life: 100 reflections on Positive Psychology
⭕️ در روانشناسی مثبتگرا بحثهایی پیش کشیده میشود که در کتابهای گذشته روانشناسی مطرح نبود، مانند آن که دین اهمیت دارد؛ پول برای خوشبختی مهم است، به شرطی که صرف دیگران شود ...
⭕️ سه تحقیق انجام شده که نشان میدهد میان فستفود و بیصبری نوعی ملازمه است یا فستفود مایة بیصبری میشود. طرفه آن که فستفود تولید شده است تا در وقت ما صرفهجویی شود
⭕️ از نظر نیچه، امید بدترین شرور عالم است. پترسون به نقد این نگرش میپردازد
⭕️ اریک وینر به مدت یک سال به نقاط مختلف عالم که گفته میشود شادترین نقاط به شمار به شمار میروند سفر کرد ... گزارش خود را در کتاب «جغرافیا و سعادت: یک ترشرو در جستجوی شادترین نقاط عالم» منتشر کرد
⭕️ ضرب المثلی بین کوهنوردان رایج است که کوه شما را از صعود باز نمیدارد، بلکه سنگریزهای که در کفش شماست چنین میکند
فصلنامه نقد کتاب اخلاق، علوم تربیتی و روانشناسی (ش. 3 و 4)
@hassan_eslami
⭕️ در روانشناسی مثبتگرا بحثهایی پیش کشیده میشود که در کتابهای گذشته روانشناسی مطرح نبود، مانند آن که دین اهمیت دارد؛ پول برای خوشبختی مهم است، به شرطی که صرف دیگران شود ...
⭕️ سه تحقیق انجام شده که نشان میدهد میان فستفود و بیصبری نوعی ملازمه است یا فستفود مایة بیصبری میشود. طرفه آن که فستفود تولید شده است تا در وقت ما صرفهجویی شود
⭕️ از نظر نیچه، امید بدترین شرور عالم است. پترسون به نقد این نگرش میپردازد
⭕️ اریک وینر به مدت یک سال به نقاط مختلف عالم که گفته میشود شادترین نقاط به شمار به شمار میروند سفر کرد ... گزارش خود را در کتاب «جغرافیا و سعادت: یک ترشرو در جستجوی شادترین نقاط عالم» منتشر کرد
⭕️ ضرب المثلی بین کوهنوردان رایج است که کوه شما را از صعود باز نمیدارد، بلکه سنگریزهای که در کفش شماست چنین میکند
فصلنامه نقد کتاب اخلاق، علوم تربیتی و روانشناسی (ش. 3 و 4)
@hassan_eslami