خلاف عرف؟
ـــــــــــــــ
🔸 سردار سعید منتظرالمهدی سخنگوی نیروی انتظامی ایران میگوید: پلیس در پی مطالبات مردمی و خواستگاه گروهها و نهادهای مختلف اجتماعی و بهویژه تأکید رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه؛ با «پوشش خارج از عرف» در خیابانها برخورد خواهد کرد.
🔸 من نمیدانم منظور و برداشت واقعی سردار از «عرف» چیست؟ اما اگر از مادر خودش، یا از زنان هم نسل من که همه مادر بزرگ هستند و بین ۷۰ تا ۸۰ سال پاندول میزنند میپرسید؛ برایش توضیح میدادند که آن پوششی را که حکومت اسلامی خواهانش هست و تحمیل میکند؛ در دورۀ زندگیمان هیچوقت جزئی از عرف جامعه نبود. ممکن است بعضیها به محجبه بودن زنان یزد در پنجاه سال پیش اشاره و استناد کنند اما، همه جای ایران که یزد نبود. وانگهی، موضوع عرف را بیشتر مسلمانان سنی مذهب طرح و فرموله کردند، نه شیعیان!
🔸 من کاری به فرمان رئیس جمهور ایران که آدم کمسواد و عامی و بیاطلاعی است ندارم. ولی، رئیس قوه قضائیه دستکم به این حقیقت واقف است که هیچیک از محققان و پژوهشگران شیعه تا این لحظه تعریف مشخصی از عرف ارائه ندادهاند. بحث در بارۀ عرف، یک بحث ویژه دوران جدید است که مثلن، در آثار اسلامی ۱۵۰ سال پیش وجود نداشت. هیچ فرد مسلمانی هم به این موضوع نپرداخته است که شیوۀ برخورد پیامبر اسلام در عصر خویش، خلاف عرف جامعه آن روز عربستان بوده است. خود آیتاله خمینی هم که در بین گروهی از روحانیان معروف بود به «عرفشناس»، ده صفحه مطلب نوشتاری منسجم در باره عرف ارائه نداد. چون که نیک میدانست که: "کلمه «عرف» یک کلمهی مجعول و تأسیسی از سوی شارع نیست؛ چنان که شرع نیز برای این پدیده تعریفی ارائه نداده است"[انوارالهدایة، ج ۱، ص ۱۹۴]. از این منظر، با توجه به توضیح و توجیهی که سردارسعید منتظرالمهدی ارائه داده، دارای چند اشکال اساسی است:
🔸 نخست، آن نامی که سردار بخود نهاده است، جدا از فرصتطلبی و نان بهنرخ روزخوری، خلاف عرف نامگذاری است. هم بایگانی «اداره ثبت احوال» در دسترس است و هم حافظهی مردم میتوانند گواهی بدهند که تا پیش از انقلاب اسلامی، ما نامهایی مانند «مهدوی»، «مهدیدوست»، «منتظری» و غیره داشتیم ولی نام منتظرالمهدی نداشتیم. این نام برساخته نظام جمهوری اسلامی و یا به نقل از خمینی، یک کلمه مجعول است؛
🔸 دوّم، همین لباسی که سردار به تن دارد _بهویژه پیراهنِ یقهدار کراواتی دکمه باز_ حدود ۹۰ سال پیش «پوشش خارج از عرف» محسوب میشد. پوشیدن کُت و شلوار، گذاشتن کلاه کپی یا کلاه شاپو، جزو پوشاک خارج از عرف بودند. چرا پوششی را که بزرگان دین شما در ۹۰ سال پیش خلاف عرف معرفی کردند، در درون نظام جمهوری اسلامی کسی از آن تبعیت نمیکند؟ کسی بجای کت و شلوار، قبا نمیپوشد؟
🔸 سوّم، سردار در توجیه عمل خلاف خود میگوید برخورد با پوشش خلاف عرف، در پی مطالبات مردمی و نهادهای مختلف اجتماعی میباشد. کدام مردم؟ اگر مطالبات مردم برایتان مهم است، ۹۰هزار نفر [البته آماری که از درون زندان بیرون آمده بود، یا از جمع تعداد خانوادههایی که در جلوی زندان اجتماع کرده بودند؛ تا پایان آبان ماه سال ۱۴۰۱ شمسی، تعداد دستگیرشدگان ۶۰٫۰۰۰ نفر بودند] از جوانان را در هنگام خیزش انقلابی #زن_زندگی_آزادی دستگیر نمیکردید؛ یا ۵۰۰ کودک و نوجوان و جوان را نمیکشتید! با این وجود، برای لحظهای فرض میکنیم که سردار و بزرگان دینی و حکومتی او جملگی پایبند به فرهنگ عرفی هستند. اگر چنین است، در عرف ما ضربالمثلی است که میگوید: "آن را که حساب پاک است؛ از محاسبه چه باک است؟". به زبانی دیگر اگر احساس میکنند مطالبات مردم همان پوشش حکومت خواسته هست؛ یک رفراندوم ساده زیر نظر سازمان ملل متحد بگذارند؛
🔸 چهارم، خواجه حافظ شیرازی هم نیک میداند که یکی از درگیریهای اساسی و همه روزه در ۴۵ سال گذشته، همین درگیری پوشش اجباری حکومت خواسته با مردم بود. وقتی جامعهای بهمدت ۴۵ سال تنها بر سر پوشش یا حجاب از شما روی برمیگرداند و آشکارا «نه!» میگوید، آیا حق دولت مردان نیست که برای لحظهای مسئولیت بپذیرند و ببینند تعریف و برداشت دقیق و منطقی از عرف چیست؟ شما هر کتابی را باز کنید، با زبان ساده خواهد گفت: عرف به مجموعهای از رفتارها، عادتها و باورهای خارج از نیاز زمانه میگویند که بخشی از افراد جامعه به آن پایبندند.
ـــــــــــــــ
🔸 سردار سعید منتظرالمهدی سخنگوی نیروی انتظامی ایران میگوید: پلیس در پی مطالبات مردمی و خواستگاه گروهها و نهادهای مختلف اجتماعی و بهویژه تأکید رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه؛ با «پوشش خارج از عرف» در خیابانها برخورد خواهد کرد.
🔸 من نمیدانم منظور و برداشت واقعی سردار از «عرف» چیست؟ اما اگر از مادر خودش، یا از زنان هم نسل من که همه مادر بزرگ هستند و بین ۷۰ تا ۸۰ سال پاندول میزنند میپرسید؛ برایش توضیح میدادند که آن پوششی را که حکومت اسلامی خواهانش هست و تحمیل میکند؛ در دورۀ زندگیمان هیچوقت جزئی از عرف جامعه نبود. ممکن است بعضیها به محجبه بودن زنان یزد در پنجاه سال پیش اشاره و استناد کنند اما، همه جای ایران که یزد نبود. وانگهی، موضوع عرف را بیشتر مسلمانان سنی مذهب طرح و فرموله کردند، نه شیعیان!
🔸 من کاری به فرمان رئیس جمهور ایران که آدم کمسواد و عامی و بیاطلاعی است ندارم. ولی، رئیس قوه قضائیه دستکم به این حقیقت واقف است که هیچیک از محققان و پژوهشگران شیعه تا این لحظه تعریف مشخصی از عرف ارائه ندادهاند. بحث در بارۀ عرف، یک بحث ویژه دوران جدید است که مثلن، در آثار اسلامی ۱۵۰ سال پیش وجود نداشت. هیچ فرد مسلمانی هم به این موضوع نپرداخته است که شیوۀ برخورد پیامبر اسلام در عصر خویش، خلاف عرف جامعه آن روز عربستان بوده است. خود آیتاله خمینی هم که در بین گروهی از روحانیان معروف بود به «عرفشناس»، ده صفحه مطلب نوشتاری منسجم در باره عرف ارائه نداد. چون که نیک میدانست که: "کلمه «عرف» یک کلمهی مجعول و تأسیسی از سوی شارع نیست؛ چنان که شرع نیز برای این پدیده تعریفی ارائه نداده است"[انوارالهدایة، ج ۱، ص ۱۹۴]. از این منظر، با توجه به توضیح و توجیهی که سردارسعید منتظرالمهدی ارائه داده، دارای چند اشکال اساسی است:
🔸 نخست، آن نامی که سردار بخود نهاده است، جدا از فرصتطلبی و نان بهنرخ روزخوری، خلاف عرف نامگذاری است. هم بایگانی «اداره ثبت احوال» در دسترس است و هم حافظهی مردم میتوانند گواهی بدهند که تا پیش از انقلاب اسلامی، ما نامهایی مانند «مهدوی»، «مهدیدوست»، «منتظری» و غیره داشتیم ولی نام منتظرالمهدی نداشتیم. این نام برساخته نظام جمهوری اسلامی و یا به نقل از خمینی، یک کلمه مجعول است؛
🔸 دوّم، همین لباسی که سردار به تن دارد _بهویژه پیراهنِ یقهدار کراواتی دکمه باز_ حدود ۹۰ سال پیش «پوشش خارج از عرف» محسوب میشد. پوشیدن کُت و شلوار، گذاشتن کلاه کپی یا کلاه شاپو، جزو پوشاک خارج از عرف بودند. چرا پوششی را که بزرگان دین شما در ۹۰ سال پیش خلاف عرف معرفی کردند، در درون نظام جمهوری اسلامی کسی از آن تبعیت نمیکند؟ کسی بجای کت و شلوار، قبا نمیپوشد؟
🔸 سوّم، سردار در توجیه عمل خلاف خود میگوید برخورد با پوشش خلاف عرف، در پی مطالبات مردمی و نهادهای مختلف اجتماعی میباشد. کدام مردم؟ اگر مطالبات مردم برایتان مهم است، ۹۰هزار نفر [البته آماری که از درون زندان بیرون آمده بود، یا از جمع تعداد خانوادههایی که در جلوی زندان اجتماع کرده بودند؛ تا پایان آبان ماه سال ۱۴۰۱ شمسی، تعداد دستگیرشدگان ۶۰٫۰۰۰ نفر بودند] از جوانان را در هنگام خیزش انقلابی #زن_زندگی_آزادی دستگیر نمیکردید؛ یا ۵۰۰ کودک و نوجوان و جوان را نمیکشتید! با این وجود، برای لحظهای فرض میکنیم که سردار و بزرگان دینی و حکومتی او جملگی پایبند به فرهنگ عرفی هستند. اگر چنین است، در عرف ما ضربالمثلی است که میگوید: "آن را که حساب پاک است؛ از محاسبه چه باک است؟". به زبانی دیگر اگر احساس میکنند مطالبات مردم همان پوشش حکومت خواسته هست؛ یک رفراندوم ساده زیر نظر سازمان ملل متحد بگذارند؛
🔸 چهارم، خواجه حافظ شیرازی هم نیک میداند که یکی از درگیریهای اساسی و همه روزه در ۴۵ سال گذشته، همین درگیری پوشش اجباری حکومت خواسته با مردم بود. وقتی جامعهای بهمدت ۴۵ سال تنها بر سر پوشش یا حجاب از شما روی برمیگرداند و آشکارا «نه!» میگوید، آیا حق دولت مردان نیست که برای لحظهای مسئولیت بپذیرند و ببینند تعریف و برداشت دقیق و منطقی از عرف چیست؟ شما هر کتابی را باز کنید، با زبان ساده خواهد گفت: عرف به مجموعهای از رفتارها، عادتها و باورهای خارج از نیاز زمانه میگویند که بخشی از افراد جامعه به آن پایبندند.
🔸 یا اگر تنها به کتاب خاطرات یا تجربیات تاریخی یکصد سال اخیر مراجعه کنند، متوجه خواهند شد که در هر مقطعهای روحانیت ایران پرچم دفاع از عرف را برافراشت، شکست تاریخی سختی را متحمل گردید: چه در ارتباط با تأسیس دبستان و شیوه تدریس جدید؛ چه در ارتباط با تحصیل دختران اعم از دبستان، دبیرستان و دانشگاه؛ چه در ارتباط با مسافرتهای تحصیلی دختران به خارج از کشور؛ چه در ارتباط با باصطلاح بیحجابی و کُتودامن پوشی؛ در ارتباط با دوچرخهسواری دختران؛ مقاومت در برابر سینما و رادیو و تلویزیون و غیره. بیتوجهی مسلمانان اصولگرا به تجربههای مختلف و متفاوت تاریخی، نشانهی خشک مغزی است، نه نشانه پایبندی به اصول و اعتقاد.
برگرفته از وبلاگ: https://darvishpour.blogspot.com/2023/07/blog-post_17.html
برگرفته از وبلاگ: https://darvishpour.blogspot.com/2023/07/blog-post_17.html
Blogspot
خلاف عرف؟
🔸 سردار سعید منتظرالمهدی سخنگوی نیروی انتظامی ایران میگوید: پلیس در پی مطالبات مردمی و خواستگاه گروهها و نهادهای مختلف اجتماعی و بهوی...
اتاق انتظار
ـــــــــــــ
کلینک دکتر سمیعی در شهر «هانوفر» آلمان قرار دارد ولی، اتاق انتظارش اینجاست: در بیت رهبری. 😂
@hassandarvishpour
ـــــــــــــ
کلینک دکتر سمیعی در شهر «هانوفر» آلمان قرار دارد ولی، اتاق انتظارش اینجاست: در بیت رهبری. 😂
@hassandarvishpour
اتحاد عمل موازی
ـــــــــــــــــــــ
🔸 در شرایط کنونی ضروریست که بر سر حفظ و سلامت دریای خزر [کاسپین] از آلودگیهای نفتی، شاهد شکلگیری اتحاد عمل موازی میان کل اپوزیسیون ایرانی با دولت جمهوری اسلامی باشیم!
🔸 اتحاد عمل موازی، نام اتحاد عملهای غیر قراردادی است. یعنی هم اپوزیسیون و هم دولت بدون کوچکترین مذاکره و مشورتی با یکدیگر، در دفاع از امنیت ملی و حفظ منافع ملی ایران، جهت و هدف مشخصی را دنبال میکنند. و بهترین مثال در این مورد خاص، اتحاد عمل موازی گروهها و سازمانهای مختلف سیاسی با دولت ملی مصدق بر سر «ملی شدن نفت» بود.
🔸 البته ناگفته نگذرم که تاکتیک اتحاد عمل موازی را نمیشود تنها محدود و مختص به همسویی میان اپوزیسیون با دولت دانست. در میان انواع و اقسام گروههای اپوزیسیون نیز احتمال شکلگیری اتحاد عمل موازی وجود دارد. بهترین مثال در این مورد خاص، راهپیمایی ۸۰ تا ۱۰۰ هزار نفری برلین است که در سال میلادی گذشته شکل گرفته بود. راهپیمایی برلین نخستین «اتحاد عمل موازی» طراز بالایی بود میان انواع و اقسام اپوزیسیونهای ایرانی. اگرچه فراخوان دهنده فرد مشخصی بود اما، هدف استراتزیک شرکتکنندگان تقویت خیزش انقلابی #زن_زندگی_آزادی در ایران بود. تلاش در جهت تداوم و تقویت آن خیزش انقلابی، بدون کوچکترین اغراقی، در خدمت به منافع ملی و تأمین امنیت مردم ایران بود. به زبانی دیگر، اتحاد عمل موازی همواره در راستای منافع ملی ایران شکل میگیرد یا خواهد گرفت.
🔸 مقدمهی بالا را به این دلیل خاص آوردم تا بگویم یک تلاش سیاسی خلاف قانون با محتوای ضد محیط زیست و تخریب اقتصاد منطقه بهویژه ایران؛ میان اروپا و آسیا در صدد است تا لولهی نفت ترکمنستان را از طریق کف دریاچه خزر [کاسپین] به جمهوری آذربایجان متصل سازد. اما دریاچه خزر به دلیل ژرفای محدودش که میان ۵۰ تا ۹۸۰ کیلومتر است؛ بههیچوجهی ظرفیت نشتِ نفت و روغن را ندارد و خیلی سریع آلوده و تلف خواهد شد و منطقه را گرفتار فاجعهای بسیار بزرگ، دامنگستر و جبرانناپذیری خواهد کرد.
🔸 با توجه به چنین چشماندازی، تأکید و تبلیغ و ترویج روی دو موضوع کلیدی واقعن ضروری است:
🔸 نخست، خزر یک گودال مستطیل شکلی است که تا پیش از انقلاب اسلامی، ۵۵۴ کیلومتر پهنا و ۱۲۸۰ کیلومتر درازا داشت. این مساحت روزبهروز در حال جمعشدن و کوچک شدن است. خزر یک دریاچه بستهای است که نه قانون دریاچهها بخاطر وسعتی که دارد مشمول حال او میگردد و نه، قانون عبور آزاد کشتیرانی. یعنی آن هیاهوی باصطلاح قانونیای که کشورهای ترکمنستان و آذربایجان در ارتباط با عبور لولهی نفت راه انداختهاند، فاقد اعتبار قانونی است. آنچه که به لحاظ قانونی مشمول حال دریاچه خزر میگردد، سیستم مشاع و مشترک است. در چنین سیستمی، هر کشوری اگر بخواهد در بخش بهرهوری مشترک [مشاع] عملی انجام دهد، نیاز به توافق کتبی کشورهای دیگر دارد.
🔸 دوّم، دو کشور ایران و روسیه تا این لحظه مخالف عبور لوله نفت در دریاچه خزر [کاسپین] هستند. اما تجربهی ۴۵ سال گذشته نشان میدهد که نباید روی مخالفت حکومت اسلامی حسابی باز کرد. ممکن است دو فردای دیگر ولی فقیه و دیگر روسوفیلهای ایرانی متأثر از نفوذ «ولادیمیر پوتین»، مثل گذشته از مخالفت خود دست بکشند و قرارداد عبور خط لوله را امضاء کنند. یک نمونه چنین تخلفی را که در گذشته شاهد بودهایم، صدور اجازه غیرمجاز به ناوه جنگی روسیه و ورود آن به داخل مرزهای ایران و شلیک موشک بسوی کشور سوریه بود.
🔸 وانگهی جمهوری اسلامی به دلیل انزوای سیاسی و ارتباط محدود دیپلماسی، از یک موقعیت بسیار ضعیفی برخوردار است و هایوهوی باصطلاح قانونی که این روزها توسط دو کشور راه افتاده است، فقط و فقط به این دلیل میباشد که به جمهوری اسلامی بهقبولانند که تو فاقد پشتوانهی سیاسی چه در داخل یا خارج از مرزهای خود هستی. و چنین فشاری یعنی کلید خوردن یک فاجعهی بزرگ برای مردم ایران! و با توجه به این مهم، اپوزیسیون ایرانی موظف است به لحاظ سیاسی آستینها را بالا بزند و به شیوهای کاملن هماهنگ و هارمونی در این راستا حرکت کند. منظور از هارمونی این است که کل اپوزیسیون در شرایط حساس کنونی در جهت جلب و جذب نهادهای محیط زیست اروپا و آمریکا، نهادهای حقوقی و جلب توجه سازمان ملل؛ نت دفاع از محیط زیست و آلوده نکردن دریاچه خزر را بنوازند. چنین واکنشی، صرف نظر از اینکه اعتبار اپوزیسیون را در درون جامعه بالا خواهد بُرد؛ از منظر آیندهنگری، تمرین بسیار مناسب و مؤثر و مفیدی است برای ادارهی آینده کشور بعد از تغییر حکومت اسلامی.
https://darvishpour.blogspot.com/2023/08/blog-post.html
ـــــــــــــــــــــ
🔸 در شرایط کنونی ضروریست که بر سر حفظ و سلامت دریای خزر [کاسپین] از آلودگیهای نفتی، شاهد شکلگیری اتحاد عمل موازی میان کل اپوزیسیون ایرانی با دولت جمهوری اسلامی باشیم!
🔸 اتحاد عمل موازی، نام اتحاد عملهای غیر قراردادی است. یعنی هم اپوزیسیون و هم دولت بدون کوچکترین مذاکره و مشورتی با یکدیگر، در دفاع از امنیت ملی و حفظ منافع ملی ایران، جهت و هدف مشخصی را دنبال میکنند. و بهترین مثال در این مورد خاص، اتحاد عمل موازی گروهها و سازمانهای مختلف سیاسی با دولت ملی مصدق بر سر «ملی شدن نفت» بود.
🔸 البته ناگفته نگذرم که تاکتیک اتحاد عمل موازی را نمیشود تنها محدود و مختص به همسویی میان اپوزیسیون با دولت دانست. در میان انواع و اقسام گروههای اپوزیسیون نیز احتمال شکلگیری اتحاد عمل موازی وجود دارد. بهترین مثال در این مورد خاص، راهپیمایی ۸۰ تا ۱۰۰ هزار نفری برلین است که در سال میلادی گذشته شکل گرفته بود. راهپیمایی برلین نخستین «اتحاد عمل موازی» طراز بالایی بود میان انواع و اقسام اپوزیسیونهای ایرانی. اگرچه فراخوان دهنده فرد مشخصی بود اما، هدف استراتزیک شرکتکنندگان تقویت خیزش انقلابی #زن_زندگی_آزادی در ایران بود. تلاش در جهت تداوم و تقویت آن خیزش انقلابی، بدون کوچکترین اغراقی، در خدمت به منافع ملی و تأمین امنیت مردم ایران بود. به زبانی دیگر، اتحاد عمل موازی همواره در راستای منافع ملی ایران شکل میگیرد یا خواهد گرفت.
🔸 مقدمهی بالا را به این دلیل خاص آوردم تا بگویم یک تلاش سیاسی خلاف قانون با محتوای ضد محیط زیست و تخریب اقتصاد منطقه بهویژه ایران؛ میان اروپا و آسیا در صدد است تا لولهی نفت ترکمنستان را از طریق کف دریاچه خزر [کاسپین] به جمهوری آذربایجان متصل سازد. اما دریاچه خزر به دلیل ژرفای محدودش که میان ۵۰ تا ۹۸۰ کیلومتر است؛ بههیچوجهی ظرفیت نشتِ نفت و روغن را ندارد و خیلی سریع آلوده و تلف خواهد شد و منطقه را گرفتار فاجعهای بسیار بزرگ، دامنگستر و جبرانناپذیری خواهد کرد.
🔸 با توجه به چنین چشماندازی، تأکید و تبلیغ و ترویج روی دو موضوع کلیدی واقعن ضروری است:
🔸 نخست، خزر یک گودال مستطیل شکلی است که تا پیش از انقلاب اسلامی، ۵۵۴ کیلومتر پهنا و ۱۲۸۰ کیلومتر درازا داشت. این مساحت روزبهروز در حال جمعشدن و کوچک شدن است. خزر یک دریاچه بستهای است که نه قانون دریاچهها بخاطر وسعتی که دارد مشمول حال او میگردد و نه، قانون عبور آزاد کشتیرانی. یعنی آن هیاهوی باصطلاح قانونیای که کشورهای ترکمنستان و آذربایجان در ارتباط با عبور لولهی نفت راه انداختهاند، فاقد اعتبار قانونی است. آنچه که به لحاظ قانونی مشمول حال دریاچه خزر میگردد، سیستم مشاع و مشترک است. در چنین سیستمی، هر کشوری اگر بخواهد در بخش بهرهوری مشترک [مشاع] عملی انجام دهد، نیاز به توافق کتبی کشورهای دیگر دارد.
🔸 دوّم، دو کشور ایران و روسیه تا این لحظه مخالف عبور لوله نفت در دریاچه خزر [کاسپین] هستند. اما تجربهی ۴۵ سال گذشته نشان میدهد که نباید روی مخالفت حکومت اسلامی حسابی باز کرد. ممکن است دو فردای دیگر ولی فقیه و دیگر روسوفیلهای ایرانی متأثر از نفوذ «ولادیمیر پوتین»، مثل گذشته از مخالفت خود دست بکشند و قرارداد عبور خط لوله را امضاء کنند. یک نمونه چنین تخلفی را که در گذشته شاهد بودهایم، صدور اجازه غیرمجاز به ناوه جنگی روسیه و ورود آن به داخل مرزهای ایران و شلیک موشک بسوی کشور سوریه بود.
🔸 وانگهی جمهوری اسلامی به دلیل انزوای سیاسی و ارتباط محدود دیپلماسی، از یک موقعیت بسیار ضعیفی برخوردار است و هایوهوی باصطلاح قانونی که این روزها توسط دو کشور راه افتاده است، فقط و فقط به این دلیل میباشد که به جمهوری اسلامی بهقبولانند که تو فاقد پشتوانهی سیاسی چه در داخل یا خارج از مرزهای خود هستی. و چنین فشاری یعنی کلید خوردن یک فاجعهی بزرگ برای مردم ایران! و با توجه به این مهم، اپوزیسیون ایرانی موظف است به لحاظ سیاسی آستینها را بالا بزند و به شیوهای کاملن هماهنگ و هارمونی در این راستا حرکت کند. منظور از هارمونی این است که کل اپوزیسیون در شرایط حساس کنونی در جهت جلب و جذب نهادهای محیط زیست اروپا و آمریکا، نهادهای حقوقی و جلب توجه سازمان ملل؛ نت دفاع از محیط زیست و آلوده نکردن دریاچه خزر را بنوازند. چنین واکنشی، صرف نظر از اینکه اعتبار اپوزیسیون را در درون جامعه بالا خواهد بُرد؛ از منظر آیندهنگری، تمرین بسیار مناسب و مؤثر و مفیدی است برای ادارهی آینده کشور بعد از تغییر حکومت اسلامی.
https://darvishpour.blogspot.com/2023/08/blog-post.html
Blogspot
اتحاد عمل موازی
🔸 در شرایط کنونی ضروریست که بر سر حفظ و سلامت دریای خزر [کاسپین] از آلودگیهای نفتی، شاهد شکلگیری اتحاد عمل موازی میان کل اپوزیسیون ای...
آیا جامعه حق نقد و داوری دارد؟
ــــــــــــــــــــــــــــــ
🔸 از منظر آیندهنگری درست این است تا فرارسیدن نخستین سالگردِ سلب زندگی از «مهسا امینی» توسط عوامل حکومت؛ شعار زیر را که برگرفته از محتوای خیزش انقلابی #زن_زندگی_آزادی است، در درون آن حداقل پایگاه اجتماعی نظام و در میان قشر خاکستری درون جامعه جا بیندازیم:
#آیا_جامعه_حق_نقد_و_داوری_دارد؟
🔸 طرح و گسترش چنین پرسشهایی در درون جامعه بهسهم خود میتواند بستر «اراده ملی» را برای تغییر و گذر از چنین وضعیتی شکل دهد. این سخن در واقع رهآورد انقلاب سال ۵۷ است. اگر پیش از انقلاب پرسشگری جامعه از نظام سیاسی وقت نقش بارز و برجستهای میداشت و به اراده ملی فرامیبالید؛ آزادی نیمبند درون جامعه در کوتاه مدتی نمیتوانست باد هوا گردد؛ خمینی، با وجود داشتن جایگاه کاریزماتیک، هرگز نمیتوانست مردم را رعیت و برده فرض کند. دلیلش هم روشن است، چون که اراده ملی به یک معنا یعنی قدرت ملی.
@hassandarvishpour
ــــــــــــــــــــــــــــــ
🔸 از منظر آیندهنگری درست این است تا فرارسیدن نخستین سالگردِ سلب زندگی از «مهسا امینی» توسط عوامل حکومت؛ شعار زیر را که برگرفته از محتوای خیزش انقلابی #زن_زندگی_آزادی است، در درون آن حداقل پایگاه اجتماعی نظام و در میان قشر خاکستری درون جامعه جا بیندازیم:
#آیا_جامعه_حق_نقد_و_داوری_دارد؟
🔸 طرح و گسترش چنین پرسشهایی در درون جامعه بهسهم خود میتواند بستر «اراده ملی» را برای تغییر و گذر از چنین وضعیتی شکل دهد. این سخن در واقع رهآورد انقلاب سال ۵۷ است. اگر پیش از انقلاب پرسشگری جامعه از نظام سیاسی وقت نقش بارز و برجستهای میداشت و به اراده ملی فرامیبالید؛ آزادی نیمبند درون جامعه در کوتاه مدتی نمیتوانست باد هوا گردد؛ خمینی، با وجود داشتن جایگاه کاریزماتیک، هرگز نمیتوانست مردم را رعیت و برده فرض کند. دلیلش هم روشن است، چون که اراده ملی به یک معنا یعنی قدرت ملی.
@hassandarvishpour
فریاد ناشنیده ۷ نسل
ـــــــــــــــــــــــــــ
🔸 ۷ نسل ایرانی بهمدّت ۷۰ سال فریاد میکشیدند و میکشند که دولت انگلستان با تحمیل کودتای ۲۸ مرداد ماه سال ۱۳۳۲ در سرنگونی تنها دولت دمکرات در منطقه، مسئول تحمیل ۷۰ سال استبداد نوین و مسئول ۷۰ سال خونهای ریخته شده جوانان ایرانی است؛ ولی همهی ما میدانیم که گوشی برای شنیدن چنین صداهایی در انگلستان وجود نداشت! و چرا؟
🔸 در ایران به کودتای ۲۸ مرداد ماه میگفتند: کودتای آمریکایی! اگرچه از منظر ژئوپولتیک آمریکا ایران را سنگر نخست مبارزه علیه شوروی سابق ارزیابی میکرد ولی، انگلستان بخاطر کسب سود سرشار نفت، نقش بسیار حساس و کلیدی در کودتای ۲۸ مرداد داشت و استدلال میکرد که آمریکا بدلیل نداشتن شناخت کاملی از جامعه ایران باید از او تبعیت کند. در واقع:
انگلستان بود که موضوع کودتا را روی میز نهاد و به آمریکا باوراند؛
انگلستان بود که در تحریک مسلمانان، با نام «حزب توده ایران» در مساجد اعلامیه میریخت؛
انگلستان بود که روحانیت ایران را بسیج و سازماندهی کرد؛
انگلستان بود که هزینهی بسیج لاتها و لومپنهای قمهکش را تأمین کرد؛
انگلستان بود که برخلاف خواست آمریکا بجای جمهوری، شاه عقدهای را به ایران برگرداند.
🔸 بدیهیست با داشتن چنین کارنامهای دولتهای مختلف انگلستان گوش شنوایی برای شنیدن فریادهای ۷ نسلِ مختلف ایرانی نشان نمیدادند. اما دیوید اوئن، وزیر خارجه پیشین بریتانیا در روز سهشنبه هفته گذشته (۲۴ مرداد) در پاسخ به روزنامه «گاردین»، دلیل آن ناشنوایی ۷۰ ساله را چنین توضیح میدهد: هنوز زمان آن فرا نرسیده بود؟!
🔸 معمولن دیپلماتها در لحظهای که تصمیم به گفتن میگیرند، دقیقن در همان لحظه، آنها نگفتن را بهتر از گفتن میدانند. اگر یکی اصلهای مهم دیپلماسی مبتنی بر «نگفتن» است، پس دلیل آن پُز دمکرات مآبانه «دیوید اوئن» به خبرنگار گاردین، چه میتواند باشد وقتی که میگوید: "زمان آن فرا رسیده است که بریتانیا به طور رسمی نقش کلیدی خود را در سرنگونی محمد مصدق، نخستوزیر فقید ایران در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به رسمیت بشناسد"؟
🔸 این مانور دیپلماتیک را میتوان از دو منظر حقوقی و سیاسی بررسید: از منظر حقوقی، یگانه مسئول راه انداختن کودتا در ایران که قانون اختیارات ویژهای به الیزابت دوم داده بود؛ چند ماهی است که فوت کرد. یعنی اگر بعد از انتشار اسناد دولت ایران به احتمال یک در میلیون، شکایتی مبنی بر درخواست خسارت از کودتاگران به نهادهای حقوقی بینالمللی ارائه دهد؛ هم شاه و هم دولت بریتانیا خودشان را مسئول پرداخت چنین هزینهای نخواهند دانست. اینکه دیوید اوئن میگوید زمان واگویی فرارسیده است؛ یکی از دلایلش همین است. چرا چنین پیشنهادی را ۱۰ سال پیش ارائه نداد؟ وقتی که ایالات متحده آمریکا ۱۰ سال پیش تصمیم گرفت اسناد محرمانه را در بارۀ نقش خود در سرنگونی دکترمحمد مصدق فاش کند؛ دولت بریتانیا و بهویژه ملکه الیزابت تمام قد در مقابل آمریکا ایستادند. معنای آن ایستادگی غیر از عواقب حقوقی آن نبود.
🔸 دوّم از منظر سیاسی، دیوید اوئن نیک میداند که حکومت اسلامی علیه کودتاگران شکایتی نخواهد کرد. روحانیت و کل مراجع تقلیدی که خودشان در تحقق کودتای ۲۸ مرداد نقش و مشارکتی داشتند؛ هرگز علیه کودتاگران اعلام جُرم و خسارتی نخواهند کرد؟ وانگهی جمهوری اسلامی در یک وضعیت بسیار حساس و بحرانی بسر میبرد و افشای اسناد کودتا، میتواند موقعیت حکومت را لرزانتر کند. و چه بسا [این واژه را با تأکید میگویم] رشوهای هم برای عدم افشاء اسناد بپردازد. به زبان دیگر، معنای واقعی جملهی دیوید اوئن که گفت زمان انتشار اسناد کودتا فرارسید؛ یادآور آن اصطلاح گیلکی است: از کولی گذشتیم، شاید کولی هم گرفتیم!
https://darvishpour.blogspot.com/2023/08/blog-post_19.html
@hassandarvishpour
ـــــــــــــــــــــــــــ
🔸 ۷ نسل ایرانی بهمدّت ۷۰ سال فریاد میکشیدند و میکشند که دولت انگلستان با تحمیل کودتای ۲۸ مرداد ماه سال ۱۳۳۲ در سرنگونی تنها دولت دمکرات در منطقه، مسئول تحمیل ۷۰ سال استبداد نوین و مسئول ۷۰ سال خونهای ریخته شده جوانان ایرانی است؛ ولی همهی ما میدانیم که گوشی برای شنیدن چنین صداهایی در انگلستان وجود نداشت! و چرا؟
🔸 در ایران به کودتای ۲۸ مرداد ماه میگفتند: کودتای آمریکایی! اگرچه از منظر ژئوپولتیک آمریکا ایران را سنگر نخست مبارزه علیه شوروی سابق ارزیابی میکرد ولی، انگلستان بخاطر کسب سود سرشار نفت، نقش بسیار حساس و کلیدی در کودتای ۲۸ مرداد داشت و استدلال میکرد که آمریکا بدلیل نداشتن شناخت کاملی از جامعه ایران باید از او تبعیت کند. در واقع:
انگلستان بود که موضوع کودتا را روی میز نهاد و به آمریکا باوراند؛
انگلستان بود که در تحریک مسلمانان، با نام «حزب توده ایران» در مساجد اعلامیه میریخت؛
انگلستان بود که روحانیت ایران را بسیج و سازماندهی کرد؛
انگلستان بود که هزینهی بسیج لاتها و لومپنهای قمهکش را تأمین کرد؛
انگلستان بود که برخلاف خواست آمریکا بجای جمهوری، شاه عقدهای را به ایران برگرداند.
🔸 بدیهیست با داشتن چنین کارنامهای دولتهای مختلف انگلستان گوش شنوایی برای شنیدن فریادهای ۷ نسلِ مختلف ایرانی نشان نمیدادند. اما دیوید اوئن، وزیر خارجه پیشین بریتانیا در روز سهشنبه هفته گذشته (۲۴ مرداد) در پاسخ به روزنامه «گاردین»، دلیل آن ناشنوایی ۷۰ ساله را چنین توضیح میدهد: هنوز زمان آن فرا نرسیده بود؟!
🔸 معمولن دیپلماتها در لحظهای که تصمیم به گفتن میگیرند، دقیقن در همان لحظه، آنها نگفتن را بهتر از گفتن میدانند. اگر یکی اصلهای مهم دیپلماسی مبتنی بر «نگفتن» است، پس دلیل آن پُز دمکرات مآبانه «دیوید اوئن» به خبرنگار گاردین، چه میتواند باشد وقتی که میگوید: "زمان آن فرا رسیده است که بریتانیا به طور رسمی نقش کلیدی خود را در سرنگونی محمد مصدق، نخستوزیر فقید ایران در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به رسمیت بشناسد"؟
🔸 این مانور دیپلماتیک را میتوان از دو منظر حقوقی و سیاسی بررسید: از منظر حقوقی، یگانه مسئول راه انداختن کودتا در ایران که قانون اختیارات ویژهای به الیزابت دوم داده بود؛ چند ماهی است که فوت کرد. یعنی اگر بعد از انتشار اسناد دولت ایران به احتمال یک در میلیون، شکایتی مبنی بر درخواست خسارت از کودتاگران به نهادهای حقوقی بینالمللی ارائه دهد؛ هم شاه و هم دولت بریتانیا خودشان را مسئول پرداخت چنین هزینهای نخواهند دانست. اینکه دیوید اوئن میگوید زمان واگویی فرارسیده است؛ یکی از دلایلش همین است. چرا چنین پیشنهادی را ۱۰ سال پیش ارائه نداد؟ وقتی که ایالات متحده آمریکا ۱۰ سال پیش تصمیم گرفت اسناد محرمانه را در بارۀ نقش خود در سرنگونی دکترمحمد مصدق فاش کند؛ دولت بریتانیا و بهویژه ملکه الیزابت تمام قد در مقابل آمریکا ایستادند. معنای آن ایستادگی غیر از عواقب حقوقی آن نبود.
🔸 دوّم از منظر سیاسی، دیوید اوئن نیک میداند که حکومت اسلامی علیه کودتاگران شکایتی نخواهد کرد. روحانیت و کل مراجع تقلیدی که خودشان در تحقق کودتای ۲۸ مرداد نقش و مشارکتی داشتند؛ هرگز علیه کودتاگران اعلام جُرم و خسارتی نخواهند کرد؟ وانگهی جمهوری اسلامی در یک وضعیت بسیار حساس و بحرانی بسر میبرد و افشای اسناد کودتا، میتواند موقعیت حکومت را لرزانتر کند. و چه بسا [این واژه را با تأکید میگویم] رشوهای هم برای عدم افشاء اسناد بپردازد. به زبان دیگر، معنای واقعی جملهی دیوید اوئن که گفت زمان انتشار اسناد کودتا فرارسید؛ یادآور آن اصطلاح گیلکی است: از کولی گذشتیم، شاید کولی هم گرفتیم!
https://darvishpour.blogspot.com/2023/08/blog-post_19.html
@hassandarvishpour
Blogspot
فریاد ناشنیده ۷ نسل
🔸 ۷ نسل ایرانی بهمدّت ۷۰ سال فریاد میکشیدند و میکشند که دولت انگلستان با تحمیل کودتای ۲۸ مرداد ماه سال ۱۳۳۲ در سرنگونی تنها دولت دمکر...
اسپانیا؛ قهرمان فوتبال زنان
ـــــــــــــــــــــــــــــ
🔸 تیم ملی اسپانیا برای نخستین بار در جام جهانی فوتبال زنان، بر سکوی قهرمانی ایستاد.
🔸 تیمی که در مدت ۱۰۵ دقیقه از بازی، مطابق جدول زیر ۹۶/۳ درصد بازی را در اختیار خود داشت؛ نشان داد که با انگیزهی ویژهای وارد زمین گردید و شایسته قهرمان شدن و ایستادن بر سکوی جام جهانی فوتبال زنان سال ۲۰۲۳ میلادی میباشد.
🔸 اما این اتفاق ظاهرن ساده و عریان، تمام داستان نیست! در دقیقه ۲۹ وقتی کاپیتان «اولگا کارمونا گارسیا» گُل نخست [یا گل پیروزی] را به ثمر رساند، پیراهنش را بالا کشید تا نوشته نامرتبی را [که معلوم شد با عجله نوشته شده بود] بر روی زیر پیراهن به نمایش بگذارد. اگرچه روی آن زیرپیراهن نام دوستی نوشته شده بود اما در پس آن نام، داستانی است که اولگا به او قول داده بود که بدون وجود مربی هم قهرمان خواهند شد.
🔸 تیم ملی هر کشور، کموبیش نمادی است از یک ملت. و سر مربی آن نیز در ظاهر دولت محسوب میگردد. هیچ ملت/شهروندی منافع ملیاش را نادیده نمیگیرد و بهخطر نمیاندازد. و با توجه به این مهم، تیم ملی زنان اسپانیا از منظر دیگری نیز قهرمان هستند. شیوه برخورد آنها با بحران، برخلاف تیمهای بحرانداری مانند آلمان و آمریکا که روحیهی رزمندگی خود را از دست داده بودند و خیلی زود از دور بازیها خارج شدند؛ شیوهای کاملن مدنی بود. آنها اگرچه با سرمربی جنجالی و بدخلق خود «خورخه ویلدا» مرز مشخصی کشیدند و حتا بعد از پیروزی بر استرالیا، او را به جشن پیروزی و شادی تیم ملی راه ندادند ولی، منافع و اعتبار ملیشان را کاملن پاسداری کردند و حالا با جام قهرمانی به خانه برمیگردند.
پیوست:
🔸 نخست، زنان جهان ورزش بهویژه ورزش فوتبال، با شایستگیهایی که از خود نشان دادهاند، جایشان را در میان ورزش دوستان فوتبال باز کردند. همین امروز نه تنها هفتادهزار بلیط پیش فروش شده بود، بلکه بیش از چهل میلیون خانواده از طریق تماشای مستقیم بازی از طریق تلویزیون، نتایج بازی را دنبال میکردند. یعنی در این عرصه مرز میان زنانه و مردانه در حال از بین رفتن است.
🔸 دوّم، بسیاری از خانوادهها بهطور دستهجمعی، تماشاچیان حاضر در زمین بودند. این حضور با معنا نشان میدهد که فضای حاکم بر فوتبال زنان همچنان سالم است و خبری از هولیگالیسم فوتبالی نیست! باید تلاش کرد تا چنین فضای سالمی همواره حفظ گردد.
🔸 سوم، در فضای تبلیغی جام جهانی زنان ۲۰۲۳ میلادی، تبلیغ ضروری حفظ محیط زیست اصلن قابل مشاهده نبود. این بیتوجهی در شرایطی است که حداقل هر فوتبالیستی باید بداند جدا از آتشسوزیهای سالیانه جنگلها بخاطر تغییر دما؛ در هر دقیقه انسانها در تخریب جنگل، وسعتی به اندازه ۲۷ برابر وسعت زمین فوتبال را نابود میکنند. بهصورت عددی اگر بخواهم بنویسم:
🔸 در هر دقیقه، ۲۲۶.۸۰۰ مترمربع جنگلزدایی میشود؛
🔸 در هرساعت ۱۳.۶۰۸.۰۰۰ مترمربع؛ و
🔸 دربازی امروز ۲۷.۲۱۶.۰۰۰ مترمربع در جهان جنگلزدایی شد.
https://darvishpour.blogspot.com/2023/08/blog-post_20.html
@hassandarvishpour
ـــــــــــــــــــــــــــــ
🔸 تیم ملی اسپانیا برای نخستین بار در جام جهانی فوتبال زنان، بر سکوی قهرمانی ایستاد.
🔸 تیمی که در مدت ۱۰۵ دقیقه از بازی، مطابق جدول زیر ۹۶/۳ درصد بازی را در اختیار خود داشت؛ نشان داد که با انگیزهی ویژهای وارد زمین گردید و شایسته قهرمان شدن و ایستادن بر سکوی جام جهانی فوتبال زنان سال ۲۰۲۳ میلادی میباشد.
🔸 اما این اتفاق ظاهرن ساده و عریان، تمام داستان نیست! در دقیقه ۲۹ وقتی کاپیتان «اولگا کارمونا گارسیا» گُل نخست [یا گل پیروزی] را به ثمر رساند، پیراهنش را بالا کشید تا نوشته نامرتبی را [که معلوم شد با عجله نوشته شده بود] بر روی زیر پیراهن به نمایش بگذارد. اگرچه روی آن زیرپیراهن نام دوستی نوشته شده بود اما در پس آن نام، داستانی است که اولگا به او قول داده بود که بدون وجود مربی هم قهرمان خواهند شد.
🔸 تیم ملی هر کشور، کموبیش نمادی است از یک ملت. و سر مربی آن نیز در ظاهر دولت محسوب میگردد. هیچ ملت/شهروندی منافع ملیاش را نادیده نمیگیرد و بهخطر نمیاندازد. و با توجه به این مهم، تیم ملی زنان اسپانیا از منظر دیگری نیز قهرمان هستند. شیوه برخورد آنها با بحران، برخلاف تیمهای بحرانداری مانند آلمان و آمریکا که روحیهی رزمندگی خود را از دست داده بودند و خیلی زود از دور بازیها خارج شدند؛ شیوهای کاملن مدنی بود. آنها اگرچه با سرمربی جنجالی و بدخلق خود «خورخه ویلدا» مرز مشخصی کشیدند و حتا بعد از پیروزی بر استرالیا، او را به جشن پیروزی و شادی تیم ملی راه ندادند ولی، منافع و اعتبار ملیشان را کاملن پاسداری کردند و حالا با جام قهرمانی به خانه برمیگردند.
پیوست:
🔸 نخست، زنان جهان ورزش بهویژه ورزش فوتبال، با شایستگیهایی که از خود نشان دادهاند، جایشان را در میان ورزش دوستان فوتبال باز کردند. همین امروز نه تنها هفتادهزار بلیط پیش فروش شده بود، بلکه بیش از چهل میلیون خانواده از طریق تماشای مستقیم بازی از طریق تلویزیون، نتایج بازی را دنبال میکردند. یعنی در این عرصه مرز میان زنانه و مردانه در حال از بین رفتن است.
🔸 دوّم، بسیاری از خانوادهها بهطور دستهجمعی، تماشاچیان حاضر در زمین بودند. این حضور با معنا نشان میدهد که فضای حاکم بر فوتبال زنان همچنان سالم است و خبری از هولیگالیسم فوتبالی نیست! باید تلاش کرد تا چنین فضای سالمی همواره حفظ گردد.
🔸 سوم، در فضای تبلیغی جام جهانی زنان ۲۰۲۳ میلادی، تبلیغ ضروری حفظ محیط زیست اصلن قابل مشاهده نبود. این بیتوجهی در شرایطی است که حداقل هر فوتبالیستی باید بداند جدا از آتشسوزیهای سالیانه جنگلها بخاطر تغییر دما؛ در هر دقیقه انسانها در تخریب جنگل، وسعتی به اندازه ۲۷ برابر وسعت زمین فوتبال را نابود میکنند. بهصورت عددی اگر بخواهم بنویسم:
🔸 در هر دقیقه، ۲۲۶.۸۰۰ مترمربع جنگلزدایی میشود؛
🔸 در هرساعت ۱۳.۶۰۸.۰۰۰ مترمربع؛ و
🔸 دربازی امروز ۲۷.۲۱۶.۰۰۰ مترمربع در جهان جنگلزدایی شد.
https://darvishpour.blogspot.com/2023/08/blog-post_20.html
@hassandarvishpour
Blogspot
اسپانیا؛ قهرمان فوتبال زنان
🔸 تیم ملی اسپانیا برای نخستین بار در جام جهانی فوتبال زنان، بر سکوی قهرمانی ایستاد. 🔸 تیمی که در مدت ۱۰۵ دقیقه از بازی، مطابق جدو...
مبارزه با آپارتاید اسلامی
ــــــــــــــــــــــــ
خانمها و آقایان مسلمان!
🔸 دوستدار پوششی به نام «حجاب» بودن، جزئی از انتخاب و حق طبیعی شماست. اما این حقداشتن نمیتواند علت بنیادی یا دلیل مبرهنی گردد که شما از گروههای افراطی یا از قوانینی که خواهان جدازیستی (آپارتاید) ایرانیان هستند؛ دفاع و دنبالهروی بکنید!
🔸 آیا میتوان گفت که نظام جمهوری اسلامی به معنای واقعی کلمه یک نظام آپارتاید(Apartheid) است؟
🔸 از منظر لغوی حاکمیت یا سیاست آپارتاید بهمعنای جدازیستی، جدانگهداشتن و مرزبندی کردن میان مردم یک جامعهی واحد است. به زبانی دیگر، به معنای حاکم ساختن سیستمی از انواع تبعیضهای ضدانسانیست مانند: تبعیض نژادی، تبعیض قومی، تبعیض مذهبی و دیگر جداسازیهای اجتماعی میباشد که توسط حاکمیت ایدئولوژیک اعمال میگردد.
🔸 آخرین شاهکار حاکمیت آپارتاید اسلامی در ایران، قانون ۷۰ مادهای عفاف و حجابی است که بدون تصویب مجلس به شورای نگهبان رفته، قانونی که سراپا تبعیضآمیز، فاشیستی و ضد انسانی است. قانونی که آشکارا، حق زندگی و حق آزادی انسان را انکار میکند.
🔸 گرچه انکار حقوق انسانها در حکومت اسلامی سابقهی ۴۵ ساله دارد و چیز عجیبی نیست اما، عجیب اینجاست که حکومت اسلامی با ارسال غیرقانونی باصطلاح قانون عفاف و حجاب به شورای نگهبان؛ دارد زمینهی اجتماعی جداییسازیهای تبعیضآمیز را در درون جامعه مهیّا میسازد. همهی ما شاهدیم که پیشاپیش، درب بسیاری از مغازهها را که به بیحجابان کالا فروختهاند، بستهاند و همچنان در حال بستن هستند؛ به مغازهدارانی که بر سر درِ مغازه خود ورود بیحجابان را ممنوع میکنند، وعده تسهیلات بانکی یا بخششهای مالیاتی میدهند؛ یا میخواهند کارت بانکی و یک/سوم ثروت زنان بیحجاب را در آینده نزدیک مصادره کنند و غیره. این نمونه قانونهای ضد انسانی در جهان تنها یک نام دارند: قوانین فاشیستی!
🔸 پیروان دینها و ایدئولوژیهای مختلف تا آن لحظه مجاز به دفاع از دین یا حکومت ایدئولوژیکشان هستند که فاقد قوانین ضد انسانی میباشند. دین یا ایدئولوژیی که حقوق انسانها را برنتابند، بههیچوجهی قابل پیروی و دفاع نیستند. دفاع از ایدئولوژیهای ضد انسانی، ارزش و اعتبار پیروان را در درون جامعه کاهش خواهد داد. زیرا که مهمترین و پایهایترین وظیفه هر انسانی در زمانه ما، بیتوجه به رنگ و نژاد و مذهب، دفاع از حقوق دیگر انسانها است.
🔸 یک نکته دیگر را نیز بهعنوان ختم کلام اضافه کنم که: مبارزه علیه تبعیضگرایی و دفاع از حقوق انسانهای بیحجاب، مبارزه پیچیدهای نیست! کسی از شما نمیخواهد که شمشیر از رو ببندید! کافیست از مغازههایی که بر سر درشان تابلوی «ورود بیحجابان ممنوع» گذاشتهاند، خرید نکنید!
@hassandarvishpour
ــــــــــــــــــــــــ
خانمها و آقایان مسلمان!
🔸 دوستدار پوششی به نام «حجاب» بودن، جزئی از انتخاب و حق طبیعی شماست. اما این حقداشتن نمیتواند علت بنیادی یا دلیل مبرهنی گردد که شما از گروههای افراطی یا از قوانینی که خواهان جدازیستی (آپارتاید) ایرانیان هستند؛ دفاع و دنبالهروی بکنید!
🔸 آیا میتوان گفت که نظام جمهوری اسلامی به معنای واقعی کلمه یک نظام آپارتاید(Apartheid) است؟
🔸 از منظر لغوی حاکمیت یا سیاست آپارتاید بهمعنای جدازیستی، جدانگهداشتن و مرزبندی کردن میان مردم یک جامعهی واحد است. به زبانی دیگر، به معنای حاکم ساختن سیستمی از انواع تبعیضهای ضدانسانیست مانند: تبعیض نژادی، تبعیض قومی، تبعیض مذهبی و دیگر جداسازیهای اجتماعی میباشد که توسط حاکمیت ایدئولوژیک اعمال میگردد.
🔸 آخرین شاهکار حاکمیت آپارتاید اسلامی در ایران، قانون ۷۰ مادهای عفاف و حجابی است که بدون تصویب مجلس به شورای نگهبان رفته، قانونی که سراپا تبعیضآمیز، فاشیستی و ضد انسانی است. قانونی که آشکارا، حق زندگی و حق آزادی انسان را انکار میکند.
🔸 گرچه انکار حقوق انسانها در حکومت اسلامی سابقهی ۴۵ ساله دارد و چیز عجیبی نیست اما، عجیب اینجاست که حکومت اسلامی با ارسال غیرقانونی باصطلاح قانون عفاف و حجاب به شورای نگهبان؛ دارد زمینهی اجتماعی جداییسازیهای تبعیضآمیز را در درون جامعه مهیّا میسازد. همهی ما شاهدیم که پیشاپیش، درب بسیاری از مغازهها را که به بیحجابان کالا فروختهاند، بستهاند و همچنان در حال بستن هستند؛ به مغازهدارانی که بر سر درِ مغازه خود ورود بیحجابان را ممنوع میکنند، وعده تسهیلات بانکی یا بخششهای مالیاتی میدهند؛ یا میخواهند کارت بانکی و یک/سوم ثروت زنان بیحجاب را در آینده نزدیک مصادره کنند و غیره. این نمونه قانونهای ضد انسانی در جهان تنها یک نام دارند: قوانین فاشیستی!
🔸 پیروان دینها و ایدئولوژیهای مختلف تا آن لحظه مجاز به دفاع از دین یا حکومت ایدئولوژیکشان هستند که فاقد قوانین ضد انسانی میباشند. دین یا ایدئولوژیی که حقوق انسانها را برنتابند، بههیچوجهی قابل پیروی و دفاع نیستند. دفاع از ایدئولوژیهای ضد انسانی، ارزش و اعتبار پیروان را در درون جامعه کاهش خواهد داد. زیرا که مهمترین و پایهایترین وظیفه هر انسانی در زمانه ما، بیتوجه به رنگ و نژاد و مذهب، دفاع از حقوق دیگر انسانها است.
🔸 یک نکته دیگر را نیز بهعنوان ختم کلام اضافه کنم که: مبارزه علیه تبعیضگرایی و دفاع از حقوق انسانهای بیحجاب، مبارزه پیچیدهای نیست! کسی از شما نمیخواهد که شمشیر از رو ببندید! کافیست از مغازههایی که بر سر درشان تابلوی «ورود بیحجابان ممنوع» گذاشتهاند، خرید نکنید!
@hassandarvishpour
ضرورت تجدیدنظر در تفکر
ـــــــــــــــــــــــــــ
🔸 همه حتا محمد خاتمی در بارۀ بحران بزرگ و سرنوشتسازی سخن میگويند اما، انگاری فراموششان میشود که بگويند هر بحران فراگیری در هر سرزمينی، فاصلهی ميان ملت و دولت را [با هر تعريفی که دوست داريد ارائه دهيد] تخريب میکند، تعميق میبَرد و گسترش میدَهد.
🔸 مدتهاست که چنين اتفاقی در درون کشور ما افتاد و ديگر نمیشود رابطهی نابسامان ميان دولت و ملت را بهصورت عقلانی سامان داد. و با توجه به اين واقعيت، پيشبينی اين نکته که چگونه چرخهی جدايیها و فاصلهگيریها در فرجام روی ريل تحول يا قهقرايی قرار خواهند گرفت؛ وابسته است به شناختی که ما پيشاپيش از محيط بحران و درونمايهی فرهنگی آن داريم. تجربهی انقلابهای باصطلاح زنجيرهای در کشورهای عربی به درستی نشان دادهاند که چگونه بحران مشروعيت در سرزمينهای مختلف عربی، تأثيرات متفاوتی بر افراد و طبقات همان جامعه گذاشتهاند. بهعنوان مثال، اگر ميان انقلاب تونس و انقلاب مصر تفاوتهايی بود [که بود]، علت بنيادی تفاوت را بايد در نوع نگاه فرهنگی مردم و روانشناسی عمومی بررسی و دنبال کرد.
🔸 در باره روانشناسی عمومی ايرانيان، اسناد تاريخی گواهی میدهند که ايرانیها [اگر استثناءها را ناديده بگيريم] در مجموع «بحران هراس» بودند و هستند. از منظر فرهنگی، بحران هراسی بدين معناست که بجای ديدن آينده و دفاع از بدعتها، دانسته و آگاهانه از نوآوری میگريزند و پناه میبَرند به گذشته، به سنت، و به آرامشی که به اصطلاح پيش از بحران میشناختند و کموبيش با آن مأنوس بودند. اين روانشناسی را روحانيت خوب میشناسند و بر مبنای چنين شناختی بود که آيتاله خمينی اصرار عجيبی داشت تا رفراندوم جمهوری اسلامی در همان نخستين ماه بعد از انقلاب، برگزار گردد.
🔸 وقتی یک نظام سیاسی متأثر از بحران فراگیری سقوط میکند، بدین معنا نیست که فاصلهی میان مردم و دولت نظام سیاسی جانشین آن در اندک مدتی از بین خواهد رفت و دولت اعتماد عمومی را جلب خواهد کرد. تجربه انقلابهای خونین بیست ساله روسیه، آنگولا، ... و حتا ایران نشان دادهاند که رابطه میان دولت و ملت دستکم به دو دهه [و با گذشت دو نسل] زمان نیازمند است. نخستین نسل زیر ٢۵ سالِ بعد از انقلاب روسیه تحت تأثیر جنگِ دوّم جهانی، مجبور گردید به سیاست جنایتکارانه استالین تمکین کند؛ برعکس، نخستین نسلِ زیر ٢٠ سالِ بعد از انقلاب اسلامی که در سالهای ۷۶ــ۷۵ شمسی وارد عرصه عمومی شدند، بیتوجه به نارسایی و عدم ظرفیت قانون اساسی جمهوری اسلامی، تصمیم گرفتند از طریق شرکت در انتخابات، جامعهی نابسامان را به شیوۀ عقلانی سامان دهند که به لحاظ سیاسی با شکست روبهرو گردیدند. یعنی خود نظام این شکست را به نسلی که در دامن خود پرورده بود تحمیل کرد و نشان داد که خاتمی، «آخرین رئیس جمهور» نظام ولایت فقیه است که با اتکاء به آرای عمومی انتخاب گردید و از این پس چنین نخواهد شد و دیدیم که نشد!
🔸 دو نسل بعد از دومین انتخابات خاتمی که به نسل نیکاها، ساریناها و غیره معروف گردیدهاند؛ در برابر دو بنبست پیشین «انقلاب و انتخابات»، راه سوّمی را برگزیدند: پافشاری آگاهانه، هوشیارانه و همه جانبه بر سر خواست حقوق فردی و شهروندی خویش! این خواست با شعار نمادین #زن_زندگی_آزادی در کوتاهترین زمان ممکن فراگیر گردید. استقبال عمومی از چنین خواستی به سهم خود نشان میداد که چگونه بهمدت ۴۵ سال و به معنای واقعی بهشکل وحشتناکی زیر پا نهاده شده بود.
🔸 اگر چه حکومت با استفاده از انواع حیلهها و هیاهوی تبلیغاتی قصد دارد نخستین خیزش شهروندی را به شکست بکشاند ولی، نیک میداند که خیزشهای شکلگرفته پیرامون حقوق شهروندی، بیدی نیستند که با این بادها بلرزند و کنار بکشند. آن جریانی که ممکن است خیزش شهروندی #زن_زندگی_آزادی را به انحراف بکشاند و بشکند، اپوزیسیون است نه حکومت. اپوزیسیون است با تزریق خواستها و شعارهای افراطی، غیرضروری مانع حرکت خیزش شهروندی میگردد. و در گریز از چنین وضعیتی، همهی ما نیاز به تجدیدنظر در تفکر و برداشتهای سیاسی خود داریم!
برگرفته از وبلاگ: https://darvishpour.blogspot.com/2023/08/blog-post_27.html
@hassandarvishpour
ـــــــــــــــــــــــــــ
🔸 همه حتا محمد خاتمی در بارۀ بحران بزرگ و سرنوشتسازی سخن میگويند اما، انگاری فراموششان میشود که بگويند هر بحران فراگیری در هر سرزمينی، فاصلهی ميان ملت و دولت را [با هر تعريفی که دوست داريد ارائه دهيد] تخريب میکند، تعميق میبَرد و گسترش میدَهد.
🔸 مدتهاست که چنين اتفاقی در درون کشور ما افتاد و ديگر نمیشود رابطهی نابسامان ميان دولت و ملت را بهصورت عقلانی سامان داد. و با توجه به اين واقعيت، پيشبينی اين نکته که چگونه چرخهی جدايیها و فاصلهگيریها در فرجام روی ريل تحول يا قهقرايی قرار خواهند گرفت؛ وابسته است به شناختی که ما پيشاپيش از محيط بحران و درونمايهی فرهنگی آن داريم. تجربهی انقلابهای باصطلاح زنجيرهای در کشورهای عربی به درستی نشان دادهاند که چگونه بحران مشروعيت در سرزمينهای مختلف عربی، تأثيرات متفاوتی بر افراد و طبقات همان جامعه گذاشتهاند. بهعنوان مثال، اگر ميان انقلاب تونس و انقلاب مصر تفاوتهايی بود [که بود]، علت بنيادی تفاوت را بايد در نوع نگاه فرهنگی مردم و روانشناسی عمومی بررسی و دنبال کرد.
🔸 در باره روانشناسی عمومی ايرانيان، اسناد تاريخی گواهی میدهند که ايرانیها [اگر استثناءها را ناديده بگيريم] در مجموع «بحران هراس» بودند و هستند. از منظر فرهنگی، بحران هراسی بدين معناست که بجای ديدن آينده و دفاع از بدعتها، دانسته و آگاهانه از نوآوری میگريزند و پناه میبَرند به گذشته، به سنت، و به آرامشی که به اصطلاح پيش از بحران میشناختند و کموبيش با آن مأنوس بودند. اين روانشناسی را روحانيت خوب میشناسند و بر مبنای چنين شناختی بود که آيتاله خمينی اصرار عجيبی داشت تا رفراندوم جمهوری اسلامی در همان نخستين ماه بعد از انقلاب، برگزار گردد.
🔸 وقتی یک نظام سیاسی متأثر از بحران فراگیری سقوط میکند، بدین معنا نیست که فاصلهی میان مردم و دولت نظام سیاسی جانشین آن در اندک مدتی از بین خواهد رفت و دولت اعتماد عمومی را جلب خواهد کرد. تجربه انقلابهای خونین بیست ساله روسیه، آنگولا، ... و حتا ایران نشان دادهاند که رابطه میان دولت و ملت دستکم به دو دهه [و با گذشت دو نسل] زمان نیازمند است. نخستین نسل زیر ٢۵ سالِ بعد از انقلاب روسیه تحت تأثیر جنگِ دوّم جهانی، مجبور گردید به سیاست جنایتکارانه استالین تمکین کند؛ برعکس، نخستین نسلِ زیر ٢٠ سالِ بعد از انقلاب اسلامی که در سالهای ۷۶ــ۷۵ شمسی وارد عرصه عمومی شدند، بیتوجه به نارسایی و عدم ظرفیت قانون اساسی جمهوری اسلامی، تصمیم گرفتند از طریق شرکت در انتخابات، جامعهی نابسامان را به شیوۀ عقلانی سامان دهند که به لحاظ سیاسی با شکست روبهرو گردیدند. یعنی خود نظام این شکست را به نسلی که در دامن خود پرورده بود تحمیل کرد و نشان داد که خاتمی، «آخرین رئیس جمهور» نظام ولایت فقیه است که با اتکاء به آرای عمومی انتخاب گردید و از این پس چنین نخواهد شد و دیدیم که نشد!
🔸 دو نسل بعد از دومین انتخابات خاتمی که به نسل نیکاها، ساریناها و غیره معروف گردیدهاند؛ در برابر دو بنبست پیشین «انقلاب و انتخابات»، راه سوّمی را برگزیدند: پافشاری آگاهانه، هوشیارانه و همه جانبه بر سر خواست حقوق فردی و شهروندی خویش! این خواست با شعار نمادین #زن_زندگی_آزادی در کوتاهترین زمان ممکن فراگیر گردید. استقبال عمومی از چنین خواستی به سهم خود نشان میداد که چگونه بهمدت ۴۵ سال و به معنای واقعی بهشکل وحشتناکی زیر پا نهاده شده بود.
🔸 اگر چه حکومت با استفاده از انواع حیلهها و هیاهوی تبلیغاتی قصد دارد نخستین خیزش شهروندی را به شکست بکشاند ولی، نیک میداند که خیزشهای شکلگرفته پیرامون حقوق شهروندی، بیدی نیستند که با این بادها بلرزند و کنار بکشند. آن جریانی که ممکن است خیزش شهروندی #زن_زندگی_آزادی را به انحراف بکشاند و بشکند، اپوزیسیون است نه حکومت. اپوزیسیون است با تزریق خواستها و شعارهای افراطی، غیرضروری مانع حرکت خیزش شهروندی میگردد. و در گریز از چنین وضعیتی، همهی ما نیاز به تجدیدنظر در تفکر و برداشتهای سیاسی خود داریم!
برگرفته از وبلاگ: https://darvishpour.blogspot.com/2023/08/blog-post_27.html
@hassandarvishpour
Blogspot
ضرورت تجدیدنظر در تفکر
🔸 همه حتا محمد خاتمی در بارۀ بحران بزرگ و سرنوشتسازی سخن میگويند اما، انگاری فراموششان میشود که بگويند هر بحران فراگیری در هر سرزمين...
کشف شاه کلید
ـــــــــــــــــــ
رئیس جمهور ایران تا همین دیروز به هر کجا که پا نهاد، بدون ماسک بود. حتی در ملاقات با رئیس جمهور چین که مرکز پخش «ویروس کرونا» در جهان بود، ماسک نزد. اما در نشست با رؤسای دو قوهی دیگر، میبینیم هم خودش ماسک زد و هم آنها را وادارکرد که ماسک بزنند. آیا چنین واکنشی نشان نمیدهد که شاه کلید همدلی قوا در گرهکشائی از کار مردم، حیلهگری، فریبکاری و پدرسوخته بازی است؟
@hassandarvishpour
ـــــــــــــــــــ
رئیس جمهور ایران تا همین دیروز به هر کجا که پا نهاد، بدون ماسک بود. حتی در ملاقات با رئیس جمهور چین که مرکز پخش «ویروس کرونا» در جهان بود، ماسک نزد. اما در نشست با رؤسای دو قوهی دیگر، میبینیم هم خودش ماسک زد و هم آنها را وادارکرد که ماسک بزنند. آیا چنین واکنشی نشان نمیدهد که شاه کلید همدلی قوا در گرهکشائی از کار مردم، حیلهگری، فریبکاری و پدرسوخته بازی است؟
@hassandarvishpour
احترام به بیحجابان
ـــــــــــــــــــــ
🔸 پیش از انقلاب اسلامی، مردان کلاه شاپو به سر در هنگام عبور از پیادهروها، وقتی چشمشان به زنان بیحجاب آشنا میافتاد، ضمن عرض سلام، برای ادای احترام کلاه از سر برمیداشتند.
🔸 درست این است که چنین سنت زیبا و ارزشمندی را دوباره در کلان شهرهای ایران متحول سازیم و رواج دهیم. منظور از «متحول ساختن» این است که زنان روسری بر سر [نه زنان محجبه] نیز به نحوی در این جنبش فرهنگی نقش داشته و سهیم گردند.
🔸 چه اشکالی دارد وقتی خانمی با موهای عریان مثلن وارد اتوبوسی میگردد؛ زنان روسری بر سر ضمن تکان دادن سر بهمعنای خوش آمدی! برای لحظهای روسری خود را بر روی شانههایش بیاندازد؟
🔸 جنبش #زن_زندگی_آزادی در صورتی پیروز از میدان نبرد با کُهنهاندیشان بیرون میآید و ثبات مییابد که هر کداممان با بهرهگیری از ابتکارهای نوین و نرم و لطیفِ سازگار با روحیه زنان، آن را روزآمد کنیم و به کرسی بنشانیم.
@hassandarvishpour
ـــــــــــــــــــــ
🔸 پیش از انقلاب اسلامی، مردان کلاه شاپو به سر در هنگام عبور از پیادهروها، وقتی چشمشان به زنان بیحجاب آشنا میافتاد، ضمن عرض سلام، برای ادای احترام کلاه از سر برمیداشتند.
🔸 درست این است که چنین سنت زیبا و ارزشمندی را دوباره در کلان شهرهای ایران متحول سازیم و رواج دهیم. منظور از «متحول ساختن» این است که زنان روسری بر سر [نه زنان محجبه] نیز به نحوی در این جنبش فرهنگی نقش داشته و سهیم گردند.
🔸 چه اشکالی دارد وقتی خانمی با موهای عریان مثلن وارد اتوبوسی میگردد؛ زنان روسری بر سر ضمن تکان دادن سر بهمعنای خوش آمدی! برای لحظهای روسری خود را بر روی شانههایش بیاندازد؟
🔸 جنبش #زن_زندگی_آزادی در صورتی پیروز از میدان نبرد با کُهنهاندیشان بیرون میآید و ثبات مییابد که هر کداممان با بهرهگیری از ابتکارهای نوین و نرم و لطیفِ سازگار با روحیه زنان، آن را روزآمد کنیم و به کرسی بنشانیم.
@hassandarvishpour
الگوی رفتاری فراگیر
ــــــــــــــــــــــــ
🔸 جامعهای که سراپا درگیر انواع بحرانهای کمرشکن روزانه است و حافظهی بشری در عمل، توان ضبط همهی رُخدادهای درون جامعه را در خود نمیبیند؛ هرازگاهی گریزی به گذشتههای نزدیک و نزدیکتر زدن، ضروری است. این ضرورت دو علت موازی دارد:
🔸 نخست، اثبات این گزاره که واکنش ظاهری حاکمیت را نباید ملاک واقعی تحلیلها قرار داد؛
و دوّم، اثبات این نکته که در درون یک جامعه جوان، بعضی واکنشهای کم اهمیت حتا توسط نوجوانان، چگونه در یک شرایط مناسب سیاسی دیگر، میتواند به یک الگوی رفتاری فراگیر مبدّل گردد.
🔸 دو موضوع حائز اهمیتی که دو ماه و نیم پیش از شکلگیری جنبش #زن_زندگی_آزادی، در روز پنجشنبه، ۹ تیرماه ۱۴۰۱ شمسی در فیسبوک و تلگرام طرح کرده بودم:
🔸 "با وجود گذشت یک هفته از واکنش نوجوانان شیرازی به حجاب اسلامی که روسریشان را در پارک چمران شیراز برباد داده بودند؛ مسئولان جمهوری اسلامی بشدّت نگران اتفاق پیشبینی نشدهای هستند که مبادا آن واکنش تصادفی بدون منظور اما ضد ایدئولوژی نظام اسلامی حاکم بر ایران، ممکن است بهسهم خود سرمشق و الگوی فکری و فرهنگی مشخصی گردد برای تقلید نوجوانان سراسر کشور".
🔸 "بعد از گذشت چهار دهه زندگی در زیر سقف ایدئولوژی حکومت اسلامی، همهی ما نیک میدانیم که ترک حجاب، یگانه پاشنه آشیل جمهوری اسلامی است. بیاندازه هم حساسیت برانگیز هست. و به همین علت در پُشتِ پرده، تلاشهایی را شاهدیم که چگونه میشود چنین واکنشهایی را که احتمال واگیری و گسترش آن در درون جامعه بسیارست، ساده، کماهمیت و اتفاقی نشان دهند".
🔸 اگرچه نیروهای امنیتی در اینگونه موارد بدون کوچکترین انعطافی همواره از روش واحدی پیروی میکنند ولی، برخلاف تبلیغات و روِیّهی کُهنهشده کشف و دستگیری عاملهای تحریککننده توسط نیروهای امنیتی _که تمامی مسئولیت رُخداد شیراز را به گردن دو/سه نفر «سرتیم نوجوانان» انداخته است؛ اما این نوع شگردهای کُهنه شده دیگر کارساز نیست. جامعه جوان ایران دیگر تاب و تحمل چنین شرایطی را ندارد و به احتمال زیاد، از این خط قرمزهای مسخره عبور خواهد کرد. [و حالا بعد یک سال تجربه، همه ما میدانیم که کموبیش عبور کردند].
@hassandarvishpour
ــــــــــــــــــــــــ
🔸 جامعهای که سراپا درگیر انواع بحرانهای کمرشکن روزانه است و حافظهی بشری در عمل، توان ضبط همهی رُخدادهای درون جامعه را در خود نمیبیند؛ هرازگاهی گریزی به گذشتههای نزدیک و نزدیکتر زدن، ضروری است. این ضرورت دو علت موازی دارد:
🔸 نخست، اثبات این گزاره که واکنش ظاهری حاکمیت را نباید ملاک واقعی تحلیلها قرار داد؛
و دوّم، اثبات این نکته که در درون یک جامعه جوان، بعضی واکنشهای کم اهمیت حتا توسط نوجوانان، چگونه در یک شرایط مناسب سیاسی دیگر، میتواند به یک الگوی رفتاری فراگیر مبدّل گردد.
🔸 دو موضوع حائز اهمیتی که دو ماه و نیم پیش از شکلگیری جنبش #زن_زندگی_آزادی، در روز پنجشنبه، ۹ تیرماه ۱۴۰۱ شمسی در فیسبوک و تلگرام طرح کرده بودم:
🔸 "با وجود گذشت یک هفته از واکنش نوجوانان شیرازی به حجاب اسلامی که روسریشان را در پارک چمران شیراز برباد داده بودند؛ مسئولان جمهوری اسلامی بشدّت نگران اتفاق پیشبینی نشدهای هستند که مبادا آن واکنش تصادفی بدون منظور اما ضد ایدئولوژی نظام اسلامی حاکم بر ایران، ممکن است بهسهم خود سرمشق و الگوی فکری و فرهنگی مشخصی گردد برای تقلید نوجوانان سراسر کشور".
🔸 "بعد از گذشت چهار دهه زندگی در زیر سقف ایدئولوژی حکومت اسلامی، همهی ما نیک میدانیم که ترک حجاب، یگانه پاشنه آشیل جمهوری اسلامی است. بیاندازه هم حساسیت برانگیز هست. و به همین علت در پُشتِ پرده، تلاشهایی را شاهدیم که چگونه میشود چنین واکنشهایی را که احتمال واگیری و گسترش آن در درون جامعه بسیارست، ساده، کماهمیت و اتفاقی نشان دهند".
🔸 اگرچه نیروهای امنیتی در اینگونه موارد بدون کوچکترین انعطافی همواره از روش واحدی پیروی میکنند ولی، برخلاف تبلیغات و روِیّهی کُهنهشده کشف و دستگیری عاملهای تحریککننده توسط نیروهای امنیتی _که تمامی مسئولیت رُخداد شیراز را به گردن دو/سه نفر «سرتیم نوجوانان» انداخته است؛ اما این نوع شگردهای کُهنه شده دیگر کارساز نیست. جامعه جوان ایران دیگر تاب و تحمل چنین شرایطی را ندارد و به احتمال زیاد، از این خط قرمزهای مسخره عبور خواهد کرد. [و حالا بعد یک سال تجربه، همه ما میدانیم که کموبیش عبور کردند].
@hassandarvishpour
حسین امیرعبداللهیان، وزیر امورخارجه با حضور در دفتر احمد علم الهدی، نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی و امام جمعه مشهد با وی دیدار و گفتگو کرد.
@hassandarvishpour
@hassandarvishpour
شگفتیهای یک دیدار
ـــــــــــــــــــــ
🔸 آیا کسی هست که دو خط توضیح حقوقی بدهد که بر مبنای کدام قانون و قاعده و سنتی وزیر خارجه ایران مستقیمن به دیدار «احمد علمالهدی» امام جمعه مشهد میرود و گزارش مفصلی از اقدامات وزارت امور خارجه در زمینه سیاست خارجی و آخرین تحولات را به او ارائه میدهد؟
🔸 اگر فرض کنیم که هدف از آن دیدار موضوع تبلیغات در نماز جمعهها بود، در آن صورت، وزیر خارجه ایران موظف بود با شورای مرکزی ائمه جماعت دیدار داشته باشد نه دیدار شخصی با علمالهدی! ممکنست بعضیها طرح کنند که ایشان نماینده «کمپانی_امام رضوی» نیز هست؛ در چنین صورتی باید وزیر امور اقتصاد و دارایی با علمالهدی دیدار داشته باشند و گله کنند از کار کمپانی_امام رضا که دارد همه خراسان را بدون پرداخت مالیات میبلعد؛ نه وزیر امور خارجه!
🔸 تا آنجایی که میفهمم از این دیدار بیمسمّا بوی سیاسی بسیار بد و مشمئزکنندهای به مشام میرسند. بهویژه اینکه وزیر خارجه آخرین تحولات در توسعه همکاریها با همسایگان را برای او تبیین کرد. آیا حاکمیت کنونی زیر نفوذ و قدرت افراطیون مشهد است؟ افراطیونی که انواع مجوزهای دولت مرکزی را به دلخواه لغو میکنند؛ نوعی روابط ویژه اعم از داخلی یا خارجی با نیروهای القاعده و داعش و عراقی برقرار و بخشی از افغانستانیها را در مشهد سازماندهی میکنند و دیگر مسائلی که هنوز ناروشن هستند؟
🔸 آیا چنین ترکتازیهای غیرقانونی عریانی بدین معنا نیست که نیروهای خاص جامعه از خود سلب مسئولیت کرده و حاضر نیستند با دولت برخورد قانونی کنند؟ چرا مطبوعات ما ترس دارند از وزیر خارجه بپرسند که بر مبنای کدام اصل از اصول قانون اساسی از میان ۴۰۰ نفر امام جمعه، شما علمالهدی را برای گزارشدهی انتخاب کردهاید؟ مگر او چه برتری و موقعیت ویژهای نسبت به دیگران دارد که مآبقی امامان جماعت فاقد آن هستند؟ واقعن کجای این پرسشها غیرقانونی است؟ و اگر نیست، پس چرا مطبوعات ایران آنرا انعکاس نمیدهند؟
🔸 به گمانم بعد از گذشت یکسال از خیزش شهروندی #زن_زندگی_آزادی، چنین گریز و سکوتی واقعن افتضاح است. چرا که هر سکوتی، نه تنها سد راه جنبش ترقیخواهانه حقوقی است بلکه، بنا به گواهی تاریخ، در جامعهای که دولت به راه خود میرود و ملت نیز به راه خود، نسل جدید از راه رسیده، چارهای جز شورش علیه هر دو عنصر نخواهد داشت.
@hassandarvishpour
ـــــــــــــــــــــ
🔸 آیا کسی هست که دو خط توضیح حقوقی بدهد که بر مبنای کدام قانون و قاعده و سنتی وزیر خارجه ایران مستقیمن به دیدار «احمد علمالهدی» امام جمعه مشهد میرود و گزارش مفصلی از اقدامات وزارت امور خارجه در زمینه سیاست خارجی و آخرین تحولات را به او ارائه میدهد؟
🔸 اگر فرض کنیم که هدف از آن دیدار موضوع تبلیغات در نماز جمعهها بود، در آن صورت، وزیر خارجه ایران موظف بود با شورای مرکزی ائمه جماعت دیدار داشته باشد نه دیدار شخصی با علمالهدی! ممکنست بعضیها طرح کنند که ایشان نماینده «کمپانی_امام رضوی» نیز هست؛ در چنین صورتی باید وزیر امور اقتصاد و دارایی با علمالهدی دیدار داشته باشند و گله کنند از کار کمپانی_امام رضا که دارد همه خراسان را بدون پرداخت مالیات میبلعد؛ نه وزیر امور خارجه!
🔸 تا آنجایی که میفهمم از این دیدار بیمسمّا بوی سیاسی بسیار بد و مشمئزکنندهای به مشام میرسند. بهویژه اینکه وزیر خارجه آخرین تحولات در توسعه همکاریها با همسایگان را برای او تبیین کرد. آیا حاکمیت کنونی زیر نفوذ و قدرت افراطیون مشهد است؟ افراطیونی که انواع مجوزهای دولت مرکزی را به دلخواه لغو میکنند؛ نوعی روابط ویژه اعم از داخلی یا خارجی با نیروهای القاعده و داعش و عراقی برقرار و بخشی از افغانستانیها را در مشهد سازماندهی میکنند و دیگر مسائلی که هنوز ناروشن هستند؟
🔸 آیا چنین ترکتازیهای غیرقانونی عریانی بدین معنا نیست که نیروهای خاص جامعه از خود سلب مسئولیت کرده و حاضر نیستند با دولت برخورد قانونی کنند؟ چرا مطبوعات ما ترس دارند از وزیر خارجه بپرسند که بر مبنای کدام اصل از اصول قانون اساسی از میان ۴۰۰ نفر امام جمعه، شما علمالهدی را برای گزارشدهی انتخاب کردهاید؟ مگر او چه برتری و موقعیت ویژهای نسبت به دیگران دارد که مآبقی امامان جماعت فاقد آن هستند؟ واقعن کجای این پرسشها غیرقانونی است؟ و اگر نیست، پس چرا مطبوعات ایران آنرا انعکاس نمیدهند؟
🔸 به گمانم بعد از گذشت یکسال از خیزش شهروندی #زن_زندگی_آزادی، چنین گریز و سکوتی واقعن افتضاح است. چرا که هر سکوتی، نه تنها سد راه جنبش ترقیخواهانه حقوقی است بلکه، بنا به گواهی تاریخ، در جامعهای که دولت به راه خود میرود و ملت نیز به راه خود، نسل جدید از راه رسیده، چارهای جز شورش علیه هر دو عنصر نخواهد داشت.
@hassandarvishpour
The owner of this channel has been inactive for the last 11 months. If they remain inactive for the next 18 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.
The owner of this channel has been inactive for the last 11 months. If they remain inactive for the next 10 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.