#نالی
عـــاشقی بێ دڵ دەنـــاڵێ مــەیلی گـــریانی هەیـــه
بێشکــه هـــەوره تــریشقه تـــاوی بـــارانی هــەیه
چاوی من دەمدەم دەڕێژێ ئاوی سافو خوێنی گەش
دا بڵێــن دەریـای عــومانه دوڕوو مـەرجـانی هەیــه
شب بخیر
**********************************
#درس_سوم
فردا 12 ظهر
#خط
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
عـــاشقی بێ دڵ دەنـــاڵێ مــەیلی گـــریانی هەیـــه
بێشکــه هـــەوره تــریشقه تـــاوی بـــارانی هــەیه
چاوی من دەمدەم دەڕێژێ ئاوی سافو خوێنی گەش
دا بڵێــن دەریـای عــومانه دوڕوو مـەرجـانی هەیــه
شب بخیر
**********************************
#درس_سوم
فردا 12 ظهر
#خط
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
#درس_سوم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#خط:
خط در دیدگاه ریاضی از به هم پیوستن نقطه ها به وجود می آید. دارای طول و فاقد عرض است. نقطه، بر اثر نیرویی که از یک جهت به او وارد آمده، حالت ایستایی خود را از دست داده و به صورت یک عنصر فعال به نام خط در آمده است.
خط قاطع ترین عنصر بصری است که برای همگان آشناست، صریح، روشن و بدون ابهام است. از عناصر قدرتمند در ترکیب بندی عکس، خطوط هستند که با ممارست عکاس، تاثیر پویایی بر حس عکس و یا هدایت چشم مخاطب به عکس می گذارند. خط نشان دهنده جهت و موقعیت است و نیز مرز سطح را تشکیل می دهد و آنرا محدود می کند. جهت و راستا را می نمایاند، چه بر روی صفحه و چه در فضا؛ خط در خود انرژی و نیروی زیادی ذخیره دارد، و در موقعیت های متفاوت عکس العمل های گوناگونی از خود نشان می دهد. خطوط مختلف تاثیرات متفاوتی بر عکس می گذارند. اینکه چطور از خطوط بهره ببریم اتفاقی نیست، بلکه به زمان و تمرین احتیاج دارد.
همانگونه که در مبحث نقطه اشاره شد، عنصر خط نیز نسبت به زمان و مکان متغیر است. (قانون نسبیت) به عنوان مثال، اگر به یک ردیف درخت از فاصله دور نگاه کنیم، به صورت خطوطی منظم دیده میشوند. در حالی که هر اندازه به این درختها نزدیک شویم، خطوط نیز در واقعیت درخت، حل شده و در نهایت تنه درخت ها را می بینیم که خط نبوده و هر یک دارای حجمی استوانه ای هستند.
خط بیان کننده عواطف و احساسات، اندیشه و آرمان ذهنی، فضاسازی و پرسیکتیو است. گاهی فعال و پرانرژی، گاهی ساکن و ایستا و بی تحرک است؛ گاهی منفی است مانند فضای خالی بین دو سطح؛ گاهی مجازی است و به چشم دیده نمی شود بلکه احساس می شود مانند فاصله بین دو نقطه.
به جز نقطه که اولین عنصر بصری است، خودش معنای فضا را ایجاد می کند و از عنصری بوجود نمی آید، بقیه عناصر بصری اولیه از همدیگر بوجود می آیند؛ از تکرار نقاط خط بوجود می آید، از تکرار خطوط سطح و از تکرار حداقل سه سطح القای حجم می شود.
ایجاد ریتم و حرکت درخطوط به اشکال گوناگونی صورت می پذیرد. تغییر اندازه ها و طول خطوط ، تغییر فاصله ها و نهایتا تغییر ضخامت خطوط می توانند عواملی باشند تا ریتم، بهتر ایجاد شود؛ خط ها از لحاظ بیان حالات روانی، دارای ویژگی هایی هستند، که در آفرینش های هنری مورد استفاده هنرمندان قرار می گیرند. مثلا خط ضخیم؛ خشونت و سختی، خط راست و عمودی؛ ایستایی و مقاومت، و خط زیگزاک و شکسته؛ هیجان را القا می کنند. خطی که بر خط افقی عمود شده باشد بیان کننده تعادل بین دو عنصر متضاد است، یکی خط افق، که نشانگر آرامش، گستردگی و دیگری خط عمودی که بیان کننده، ایستایی و مظهر فشار قوه جاذبه زمین است. که ترکیب این دو خط با هم، از لحاظ بصری استحکام ویژه ای را القا می کند، که نشانی است نمادین از تجربه تعادل و ایستادن انسان بر سطح زمین.
خطوط تجسمی بر اساس جهت حرکت مداوم در یک مسیر کلی به چند گروه اصلی تقسیم می شوند که عبارتند از :
الف) خطوط عمودی: مفهوم این خطوط می تواند ایستادگی، مقاومت، استحکام، نیرومند و مبین توازن و تعادل باشد. خطوط عمود این قابلیت را دارند تا حالات و احساسات مختلفی را درعکس پدید آورند. از حس قدرت گرفته تا حس رشد و شکوفایی.
این خطوط حس عظمت، جلال و تسلط را بر می انگیزند. استفاده بجا از این خطوط همچنین می تواند حس پایداری، آرامش، دوام و استحکام را القا کند، که در این صورت، مثل خطوط افقی عمل می کنند. همان طور که خطوط افقی با کادر افقی تشدید می شوند، خطوط عمود هم با استفاده از کادر عمودی برجسته تر خواهند شد. این باعث می شود بر ارتفاع شیء عمودی تاکید شود و بلند تر به نظر برسد. البته، در مواردی با توجه به مفهوم اثر میتوانید این قانون را بشکنید!
خطوط عمود را تا جایی که امکان دارد، باید هم تراز و در توازی لبه های کادر عکاسی شود. اگر سوژه خیلی بلند است به صورتی که در کادر مخروطی میشود مرکز آن باید مسقیم باشد. رعایت توازی خطوط نیز به میزان شدن عکس کمک می کند. خطوط عمودی که با طرح و الگوی خاص تکرار می شوند، مخصوصا اگر در تضاد با اشکال و خطوطی باشند که در جهات دیگر قرار دارند؛ تاثیر زیادی بر مخاطب میگذارد.
ب) خطوط افقی: این خطوط حس آرامش، ثبات، پایداری، عدم تغییر، عدم تعلق به زمان و آسودگی را القا می کنند؛ گویا عکس یا بخشی از آن، در یک لحظه زمانی فریز شده و ساکن است؛ مثل دشت ها، اشیاء افتاده، افراد خوابیده و … این خطوط می توانند با عناصر پویا تر عکس ایجاد تضاد کنند.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#خط:
خط در دیدگاه ریاضی از به هم پیوستن نقطه ها به وجود می آید. دارای طول و فاقد عرض است. نقطه، بر اثر نیرویی که از یک جهت به او وارد آمده، حالت ایستایی خود را از دست داده و به صورت یک عنصر فعال به نام خط در آمده است.
خط قاطع ترین عنصر بصری است که برای همگان آشناست، صریح، روشن و بدون ابهام است. از عناصر قدرتمند در ترکیب بندی عکس، خطوط هستند که با ممارست عکاس، تاثیر پویایی بر حس عکس و یا هدایت چشم مخاطب به عکس می گذارند. خط نشان دهنده جهت و موقعیت است و نیز مرز سطح را تشکیل می دهد و آنرا محدود می کند. جهت و راستا را می نمایاند، چه بر روی صفحه و چه در فضا؛ خط در خود انرژی و نیروی زیادی ذخیره دارد، و در موقعیت های متفاوت عکس العمل های گوناگونی از خود نشان می دهد. خطوط مختلف تاثیرات متفاوتی بر عکس می گذارند. اینکه چطور از خطوط بهره ببریم اتفاقی نیست، بلکه به زمان و تمرین احتیاج دارد.
همانگونه که در مبحث نقطه اشاره شد، عنصر خط نیز نسبت به زمان و مکان متغیر است. (قانون نسبیت) به عنوان مثال، اگر به یک ردیف درخت از فاصله دور نگاه کنیم، به صورت خطوطی منظم دیده میشوند. در حالی که هر اندازه به این درختها نزدیک شویم، خطوط نیز در واقعیت درخت، حل شده و در نهایت تنه درخت ها را می بینیم که خط نبوده و هر یک دارای حجمی استوانه ای هستند.
خط بیان کننده عواطف و احساسات، اندیشه و آرمان ذهنی، فضاسازی و پرسیکتیو است. گاهی فعال و پرانرژی، گاهی ساکن و ایستا و بی تحرک است؛ گاهی منفی است مانند فضای خالی بین دو سطح؛ گاهی مجازی است و به چشم دیده نمی شود بلکه احساس می شود مانند فاصله بین دو نقطه.
به جز نقطه که اولین عنصر بصری است، خودش معنای فضا را ایجاد می کند و از عنصری بوجود نمی آید، بقیه عناصر بصری اولیه از همدیگر بوجود می آیند؛ از تکرار نقاط خط بوجود می آید، از تکرار خطوط سطح و از تکرار حداقل سه سطح القای حجم می شود.
ایجاد ریتم و حرکت درخطوط به اشکال گوناگونی صورت می پذیرد. تغییر اندازه ها و طول خطوط ، تغییر فاصله ها و نهایتا تغییر ضخامت خطوط می توانند عواملی باشند تا ریتم، بهتر ایجاد شود؛ خط ها از لحاظ بیان حالات روانی، دارای ویژگی هایی هستند، که در آفرینش های هنری مورد استفاده هنرمندان قرار می گیرند. مثلا خط ضخیم؛ خشونت و سختی، خط راست و عمودی؛ ایستایی و مقاومت، و خط زیگزاک و شکسته؛ هیجان را القا می کنند. خطی که بر خط افقی عمود شده باشد بیان کننده تعادل بین دو عنصر متضاد است، یکی خط افق، که نشانگر آرامش، گستردگی و دیگری خط عمودی که بیان کننده، ایستایی و مظهر فشار قوه جاذبه زمین است. که ترکیب این دو خط با هم، از لحاظ بصری استحکام ویژه ای را القا می کند، که نشانی است نمادین از تجربه تعادل و ایستادن انسان بر سطح زمین.
خطوط تجسمی بر اساس جهت حرکت مداوم در یک مسیر کلی به چند گروه اصلی تقسیم می شوند که عبارتند از :
الف) خطوط عمودی: مفهوم این خطوط می تواند ایستادگی، مقاومت، استحکام، نیرومند و مبین توازن و تعادل باشد. خطوط عمود این قابلیت را دارند تا حالات و احساسات مختلفی را درعکس پدید آورند. از حس قدرت گرفته تا حس رشد و شکوفایی.
این خطوط حس عظمت، جلال و تسلط را بر می انگیزند. استفاده بجا از این خطوط همچنین می تواند حس پایداری، آرامش، دوام و استحکام را القا کند، که در این صورت، مثل خطوط افقی عمل می کنند. همان طور که خطوط افقی با کادر افقی تشدید می شوند، خطوط عمود هم با استفاده از کادر عمودی برجسته تر خواهند شد. این باعث می شود بر ارتفاع شیء عمودی تاکید شود و بلند تر به نظر برسد. البته، در مواردی با توجه به مفهوم اثر میتوانید این قانون را بشکنید!
خطوط عمود را تا جایی که امکان دارد، باید هم تراز و در توازی لبه های کادر عکاسی شود. اگر سوژه خیلی بلند است به صورتی که در کادر مخروطی میشود مرکز آن باید مسقیم باشد. رعایت توازی خطوط نیز به میزان شدن عکس کمک می کند. خطوط عمودی که با طرح و الگوی خاص تکرار می شوند، مخصوصا اگر در تضاد با اشکال و خطوطی باشند که در جهات دیگر قرار دارند؛ تاثیر زیادی بر مخاطب میگذارد.
ب) خطوط افقی: این خطوط حس آرامش، ثبات، پایداری، عدم تغییر، عدم تعلق به زمان و آسودگی را القا می کنند؛ گویا عکس یا بخشی از آن، در یک لحظه زمانی فریز شده و ساکن است؛ مثل دشت ها، اشیاء افتاده، افراد خوابیده و … این خطوط می توانند با عناصر پویا تر عکس ایجاد تضاد کنند.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
ادامه #درس_سوم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#خط:
قرار دادن خط افق در بالای کادر حس مسافت را برجسته می کند و بر جزئیات پیش زمینه تاکید می کند، در حالی که قرار دادن خط افق در پایین، انزوا و تنهایی المان های خط افق را تشدید می کند. قرار دادن خط افق در وسط کادر هر چند که حکم شکستن یک قانون مقدس را دارد، اما برای گرفتن انعکاس ها مناسب است. عکاسان طبیعت از خطوط افقی برای ایجاد نوعی مسافت و وسعت دادن به منظره مورد نظرشان بهره می برند. افق های ناشکسته باعث می شوند عکس ساکن و راکد به نظر برسد و بهتر است آنها را با استفاده از اشکال دیگر بشکنید و به آن جذابیت ببخشید.
لایه های خطوط افقی، ترکیب بندی را قوت می بخشند و می توانند در عکس ریتم و الگو بوجود آورند و به خودی خود مرکز و موضوع توجه عکس واقع شوند. از تراز بودن خطوط افقی و قانون یک سوم عکس غافل نشوید، مگر برای القای مفهومی خاص!
ج) خطوط مایل: حالت تزلزل و فروپاشی خط عمود را بیان می کند. در یک اثر تجسمی برای نشان دادن تحرک ، پویایی، خشونت، عدم ایستایی، ناپایدار، عدم سکون و ثبات به کار می روند. این خطوط به یک ترکیب ایستا و ساکن تحرک و انرژی می دهند. ریتم خطوط قطری (مورب) عموماً چشم مخاطب را به سمت عکس می کشانند. این خطوط با قطع خطوط دیگر نقاط توجه در عکس بوجود می آورند و اغلب با اشاره بر پرسپکتیو به عکس عمق می دهند.
نباید با یک خط ناشیانه عکستان را دو نیم کنید بلکه لا به لای اشکال به دنبال انحنا ها و الگوها باشید. همچنین خط قطری نباید دقیقا از گوشه ای به گوشه ی دیگر برسد، بلکه بهتر است خارج از مرکز و به اطراف گوشه ها برسد.
قانون خط قطری میگوید: المان های مهم تصویر باید در امتداد خطی قطری قرار بگیرند.
بخاطر داشته باشید که خطوط مورب متعدد در جهات مختلف و در تقاطع با یکدیگر حس حرکت را به عکس شما می دهد اما اگر خیلی زیاد شوند گیج کننده و پر هرج و مرج خواهد شد. و نهایتا همچون خطوط افقی و عمودی، خطوط موربی که با الگوی خاصی در عکس تکرار شوند، می توانند فی نفسه موضوع اصلی عکس شما واقع شوند.
د) خطوط منحنی: خطوط منحنی، خطوط جذابی هستند و می توانند هدایتگر خوبی باشند. این خطوط مثل خطوط قطری حس تحرک را بوجود می آورند اما خلاف خطوط قطری که حس انرژی به تصویر می دهند، این خطوط حس آرامش را منتقل می کنند. این خطوط الزاما “s” شکل نیستند بلکه هر خط پیچ و تاب دار، یک خط منحنی ست.
این خطوط همچنین فرم را برجسته می کنند و به اشیای بی جان زندگی می بخشند. بخاطر بسپارید که همه خطوط در طبیعت متقارن نیستند. بنابرین اهمیت دارد که کدام قسمت ها را برای فوکوس انتخاب کنید و از کدام قسمت ها صرف نظر کنید.
در یک اثر تجسمی ممکن است برای نمایش حرکت سیال و مداوم، نرمی، لغزندگی، آرامش، ملایمت و ملاطفت به کار گرفته شود.
ه) خطوط زاویه دار یا زیگزاک به علت وجود دو نیروی همسان، که در یک نقطه همدیگر را تقویت می کنند، بیان کننده قدرت و تحرک بوده و از لحاظ بصری، نیروی کشش و جاذبه را القا می کند.
خطوط می توانند در مسیر حرکت خود دارای شرایط زیر باشند :
ضخیم یا نازک، قوی یا ضعیف ، تیره یا روشن شوند. به صورت خطوط باریک یا ضخیم یکنواخت باشند.می توانند در جهت مسیر اصلی خود به صورت بریده بریده و یا متعدد باشند. می توانند در جهت مسیر اصلی خود به شکل زیگزاگ، شکسته و یا موجی در می آیند. می توانند به صورت منظم و یا نامنظم در مسیر اصلی حرکت خود تغییر جهت دهند.
که هر کدام از این موارد القای مفهومی خاص برای خط میکند.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#خط:
قرار دادن خط افق در بالای کادر حس مسافت را برجسته می کند و بر جزئیات پیش زمینه تاکید می کند، در حالی که قرار دادن خط افق در پایین، انزوا و تنهایی المان های خط افق را تشدید می کند. قرار دادن خط افق در وسط کادر هر چند که حکم شکستن یک قانون مقدس را دارد، اما برای گرفتن انعکاس ها مناسب است. عکاسان طبیعت از خطوط افقی برای ایجاد نوعی مسافت و وسعت دادن به منظره مورد نظرشان بهره می برند. افق های ناشکسته باعث می شوند عکس ساکن و راکد به نظر برسد و بهتر است آنها را با استفاده از اشکال دیگر بشکنید و به آن جذابیت ببخشید.
لایه های خطوط افقی، ترکیب بندی را قوت می بخشند و می توانند در عکس ریتم و الگو بوجود آورند و به خودی خود مرکز و موضوع توجه عکس واقع شوند. از تراز بودن خطوط افقی و قانون یک سوم عکس غافل نشوید، مگر برای القای مفهومی خاص!
ج) خطوط مایل: حالت تزلزل و فروپاشی خط عمود را بیان می کند. در یک اثر تجسمی برای نشان دادن تحرک ، پویایی، خشونت، عدم ایستایی، ناپایدار، عدم سکون و ثبات به کار می روند. این خطوط به یک ترکیب ایستا و ساکن تحرک و انرژی می دهند. ریتم خطوط قطری (مورب) عموماً چشم مخاطب را به سمت عکس می کشانند. این خطوط با قطع خطوط دیگر نقاط توجه در عکس بوجود می آورند و اغلب با اشاره بر پرسپکتیو به عکس عمق می دهند.
نباید با یک خط ناشیانه عکستان را دو نیم کنید بلکه لا به لای اشکال به دنبال انحنا ها و الگوها باشید. همچنین خط قطری نباید دقیقا از گوشه ای به گوشه ی دیگر برسد، بلکه بهتر است خارج از مرکز و به اطراف گوشه ها برسد.
قانون خط قطری میگوید: المان های مهم تصویر باید در امتداد خطی قطری قرار بگیرند.
بخاطر داشته باشید که خطوط مورب متعدد در جهات مختلف و در تقاطع با یکدیگر حس حرکت را به عکس شما می دهد اما اگر خیلی زیاد شوند گیج کننده و پر هرج و مرج خواهد شد. و نهایتا همچون خطوط افقی و عمودی، خطوط موربی که با الگوی خاصی در عکس تکرار شوند، می توانند فی نفسه موضوع اصلی عکس شما واقع شوند.
د) خطوط منحنی: خطوط منحنی، خطوط جذابی هستند و می توانند هدایتگر خوبی باشند. این خطوط مثل خطوط قطری حس تحرک را بوجود می آورند اما خلاف خطوط قطری که حس انرژی به تصویر می دهند، این خطوط حس آرامش را منتقل می کنند. این خطوط الزاما “s” شکل نیستند بلکه هر خط پیچ و تاب دار، یک خط منحنی ست.
این خطوط همچنین فرم را برجسته می کنند و به اشیای بی جان زندگی می بخشند. بخاطر بسپارید که همه خطوط در طبیعت متقارن نیستند. بنابرین اهمیت دارد که کدام قسمت ها را برای فوکوس انتخاب کنید و از کدام قسمت ها صرف نظر کنید.
در یک اثر تجسمی ممکن است برای نمایش حرکت سیال و مداوم، نرمی، لغزندگی، آرامش، ملایمت و ملاطفت به کار گرفته شود.
ه) خطوط زاویه دار یا زیگزاک به علت وجود دو نیروی همسان، که در یک نقطه همدیگر را تقویت می کنند، بیان کننده قدرت و تحرک بوده و از لحاظ بصری، نیروی کشش و جاذبه را القا می کند.
خطوط می توانند در مسیر حرکت خود دارای شرایط زیر باشند :
ضخیم یا نازک، قوی یا ضعیف ، تیره یا روشن شوند. به صورت خطوط باریک یا ضخیم یکنواخت باشند.می توانند در جهت مسیر اصلی خود به صورت بریده بریده و یا متعدد باشند. می توانند در جهت مسیر اصلی خود به شکل زیگزاگ، شکسته و یا موجی در می آیند. می توانند به صورت منظم و یا نامنظم در مسیر اصلی حرکت خود تغییر جهت دهند.
که هر کدام از این موارد القای مفهومی خاص برای خط میکند.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
#سعدی
گـــر صلح کنـی لطیف بـاشد
در وقت بهــــار و مهـــربـانی
سعدی خط سبز دوست دارد
پیــرامــن خــــد ارغـــوانــی
این پیــر نگـر کــه همچنانش
از یــــاد نمــیرود جــوانــی
شب بخیر
******************
#درس_چهارم
فردا 12 ظهر
#سطح
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
گـــر صلح کنـی لطیف بـاشد
در وقت بهــــار و مهـــربـانی
سعدی خط سبز دوست دارد
پیــرامــن خــــد ارغـــوانــی
این پیــر نگـر کــه همچنانش
از یــــاد نمــیرود جــوانــی
شب بخیر
******************
#درس_چهارم
فردا 12 ظهر
#سطح
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
#درس_چهارم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#سطح
سطح سومین عنصر بصری است که دارای دو بعد “طول و عرض” و بدون ارتفاع است که به وسیله خط محدود شده است؛ فضایی دو بعدی که از حرکت خط بر صفحه پدید می آید. این عنصر فاقد عمق به صورت مثبت و منفی دیده می شود.
سه نقطه در فاصله ای مرتبط با هم فضایی را مشخص می کنند که به صورت سطح نامرئی قابل درک است.
سطح ها چه هندسی و چه غیر هندسی، دارای شکل ها و کیفیت های متفاوتی هستند، که در زندگی روزمره، با انواع مختلف آنها در تماس و رابطه مستقیم هستیم، هر یک از آنها از لحاظ بصری، بر ما تاثیرات گوناگونی دارند.
در طبیعت و در پیرامون ما سطوح به اشکال متنوع وجود دارند؛ که می توان سطح ها را به شکل های گوناگون تقسیم بندی کرد:
الف) سطح های صاف
ب) سطح های پست و بلند و دارای انحنا
ج) سطح های پیچیده
د) سطح های شفاف “ترانسپران"
سطح ها به دو دسته هندسی و غیر هندسی تقسیم می شوند. بخشی جدا شده از فضای پیرامون به واسطه خطوط مرزی یا تفاوت در رنگ، سیاه و روشن، بافت و غیره بیشتر بر سطح دلالت دارد تا حجم.
در میان شکل های هندسی (مسطح) سه شکل مثلث، مربع و دایره شکل های بنیادی هستند. سایر شکل های هندسی به نحوی مشتق از همان سه شکل یا ترکیبی از آن ها می باشند. هرکدام از این سطوح که در وضعیت و شرایط مختلفی قرار می گیرند، بیان تصویری تازه ای را به خود می گیرند.
تمام حالات و خصوصیات نسبت داده شده به اشکال یا به علت شکل ذاتی آنها بوده و یا به علت واکنش دستگاه روانی انسانها و یا به دلیل تعابیر خاص فرهنگی و ...
دایره : القای بی انتهایی، گرما و محفوظ بودن را دارد. دایره نمادی از آرامش و تداوم و شکل کاملی است که حرکت جاودانه و مداومی را نشان می دهد؛ زیرا کلیه نقاط پیرامون دایره از یک ارزش برخوردارند و این امر، تعالی بین نیروی درونی و فضای بیرونی دایره ایجاد میکند و باعث حرکت چرخشی و دورانی دایره می شود و مفهوم بی پایانی را القا می کند، به خاطر شکل دورانی اش، نوعی تحرک را القا می کند. همچنین دایره نماد نرمی، لطافت، سیالیت، تکرار، آرامش روحانی و آسمانی، پاکی و صمیمیت به شمار می آید. کشش درونی دارد و درونگراست.
مربع : مربع بر خلاف دایره نماد صلابت، استحکام و سکون است. به این دلیل که از جهت یک ضلع روی زمین قرار می گیرد مستحکم و ایستاست، به مربع حالت بی حرکتی، صداقت و صراحت نسبت داده شده است .شکلی است متعادل، محکم و ایستا؛ این شکل مظهر قدرت زمین و مادی است. مربع دارای کشش داخلی و خارجی است.
مثلث: مثلثی که قاعده اش پایین باشد، دارای استحکام و شکلی پایدار است. و برعکس، هرگاه بر یکی از رئوس خود بایستد، حالت ناپایدار و تزلزل به خود می گیرد. مثلث، فعالیت، جدال و انقباض را تداعی می کند، به دلیل وجود نقطه راس که انرژی و نیروی شکل را به بیرون منتقل می کند، خطر و دلهره را موجب می شود. مانند “نشانه های هشداردهنده و خطر در راهنمایی رانندگی”
به واسطه زوایای تند، سطحی مهاجم و شکلی ستیزنده به نظر می رسد که همواره در حال تحول و پویایی است. بر اساس ترکیب هایی از مثلث می توان ترکیب های ساختاری بسیاری به وجود آورد. استفاده از مثلث و شبکه های مثلثی یک اصل ساختاری در طبیعت و در معماری به شمار می رود. چنانچه بر یکی از رأس های خود قرار بگیرد حالتی کاملاً ناپایدار و متزلزل دارد. کشش مثلث بیشتر بیرونی و برونگراست.
رابطه رنگ و شکل:
رابطه رنگ و فرم سه شکل اصلی : مربع، دایره و مثلث با سه رنگ اصلی : قرمز، آبی و زرد ارتباط دارند و ارتباط شکل و رنگ بدین صورت مطرح می شود که به وسیله این سه شکل
با این سه رنگ اصلی، مفهوم و بیان تقویت می شود و ارزش یکدیگر را چه از نظر حسی و چه از نظر ذهنی، گویاتر می کنند. به طور خلاصه می توان گفت:
مربع: سکون، آرامش، وزن و سنگینی با رنگ قرمز
مثلث: اندیشه، فکر، حرکت، فروزندگی با رنگ زرد
دایره: روح و روان، مبین ذات، حرکت ابدی با رنگ آبی هماهنگ است.
پس هنگامی که رنگ و فرم در اثر هنری با هم تلاقی می کنند اثرشان در هم می آمیزد و افزون می شود.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#سطح
سطح سومین عنصر بصری است که دارای دو بعد “طول و عرض” و بدون ارتفاع است که به وسیله خط محدود شده است؛ فضایی دو بعدی که از حرکت خط بر صفحه پدید می آید. این عنصر فاقد عمق به صورت مثبت و منفی دیده می شود.
سه نقطه در فاصله ای مرتبط با هم فضایی را مشخص می کنند که به صورت سطح نامرئی قابل درک است.
سطح ها چه هندسی و چه غیر هندسی، دارای شکل ها و کیفیت های متفاوتی هستند، که در زندگی روزمره، با انواع مختلف آنها در تماس و رابطه مستقیم هستیم، هر یک از آنها از لحاظ بصری، بر ما تاثیرات گوناگونی دارند.
در طبیعت و در پیرامون ما سطوح به اشکال متنوع وجود دارند؛ که می توان سطح ها را به شکل های گوناگون تقسیم بندی کرد:
الف) سطح های صاف
ب) سطح های پست و بلند و دارای انحنا
ج) سطح های پیچیده
د) سطح های شفاف “ترانسپران"
سطح ها به دو دسته هندسی و غیر هندسی تقسیم می شوند. بخشی جدا شده از فضای پیرامون به واسطه خطوط مرزی یا تفاوت در رنگ، سیاه و روشن، بافت و غیره بیشتر بر سطح دلالت دارد تا حجم.
در میان شکل های هندسی (مسطح) سه شکل مثلث، مربع و دایره شکل های بنیادی هستند. سایر شکل های هندسی به نحوی مشتق از همان سه شکل یا ترکیبی از آن ها می باشند. هرکدام از این سطوح که در وضعیت و شرایط مختلفی قرار می گیرند، بیان تصویری تازه ای را به خود می گیرند.
تمام حالات و خصوصیات نسبت داده شده به اشکال یا به علت شکل ذاتی آنها بوده و یا به علت واکنش دستگاه روانی انسانها و یا به دلیل تعابیر خاص فرهنگی و ...
دایره : القای بی انتهایی، گرما و محفوظ بودن را دارد. دایره نمادی از آرامش و تداوم و شکل کاملی است که حرکت جاودانه و مداومی را نشان می دهد؛ زیرا کلیه نقاط پیرامون دایره از یک ارزش برخوردارند و این امر، تعالی بین نیروی درونی و فضای بیرونی دایره ایجاد میکند و باعث حرکت چرخشی و دورانی دایره می شود و مفهوم بی پایانی را القا می کند، به خاطر شکل دورانی اش، نوعی تحرک را القا می کند. همچنین دایره نماد نرمی، لطافت، سیالیت، تکرار، آرامش روحانی و آسمانی، پاکی و صمیمیت به شمار می آید. کشش درونی دارد و درونگراست.
مربع : مربع بر خلاف دایره نماد صلابت، استحکام و سکون است. به این دلیل که از جهت یک ضلع روی زمین قرار می گیرد مستحکم و ایستاست، به مربع حالت بی حرکتی، صداقت و صراحت نسبت داده شده است .شکلی است متعادل، محکم و ایستا؛ این شکل مظهر قدرت زمین و مادی است. مربع دارای کشش داخلی و خارجی است.
مثلث: مثلثی که قاعده اش پایین باشد، دارای استحکام و شکلی پایدار است. و برعکس، هرگاه بر یکی از رئوس خود بایستد، حالت ناپایدار و تزلزل به خود می گیرد. مثلث، فعالیت، جدال و انقباض را تداعی می کند، به دلیل وجود نقطه راس که انرژی و نیروی شکل را به بیرون منتقل می کند، خطر و دلهره را موجب می شود. مانند “نشانه های هشداردهنده و خطر در راهنمایی رانندگی”
به واسطه زوایای تند، سطحی مهاجم و شکلی ستیزنده به نظر می رسد که همواره در حال تحول و پویایی است. بر اساس ترکیب هایی از مثلث می توان ترکیب های ساختاری بسیاری به وجود آورد. استفاده از مثلث و شبکه های مثلثی یک اصل ساختاری در طبیعت و در معماری به شمار می رود. چنانچه بر یکی از رأس های خود قرار بگیرد حالتی کاملاً ناپایدار و متزلزل دارد. کشش مثلث بیشتر بیرونی و برونگراست.
رابطه رنگ و شکل:
رابطه رنگ و فرم سه شکل اصلی : مربع، دایره و مثلث با سه رنگ اصلی : قرمز، آبی و زرد ارتباط دارند و ارتباط شکل و رنگ بدین صورت مطرح می شود که به وسیله این سه شکل
با این سه رنگ اصلی، مفهوم و بیان تقویت می شود و ارزش یکدیگر را چه از نظر حسی و چه از نظر ذهنی، گویاتر می کنند. به طور خلاصه می توان گفت:
مربع: سکون، آرامش، وزن و سنگینی با رنگ قرمز
مثلث: اندیشه، فکر، حرکت، فروزندگی با رنگ زرد
دایره: روح و روان، مبین ذات، حرکت ابدی با رنگ آبی هماهنگ است.
پس هنگامی که رنگ و فرم در اثر هنری با هم تلاقی می کنند اثرشان در هم می آمیزد و افزون می شود.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
#مەستوورە_ئەردەڵان
سەیری گـــوڵاڵان، نه پای کۆســاران
بێ تۆ، دوور جه تۆ، ســـەفا نەداران
شەرتەن تا ئەو ڕۆ،سەر بنیەو وه گڵ
زیکر و فیکری تۆم ، بەر نەشۆ نه دڵ
روز بخیر
**************
#درس_پنجم
فردا 12 ظهر
#رنگ
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
سەیری گـــوڵاڵان، نه پای کۆســاران
بێ تۆ، دوور جه تۆ، ســـەفا نەداران
شەرتەن تا ئەو ڕۆ،سەر بنیەو وه گڵ
زیکر و فیکری تۆم ، بەر نەشۆ نه دڵ
روز بخیر
**************
#درس_پنجم
فردا 12 ظهر
#رنگ
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
#درس_پنجم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#مفهوم_رنگ
وقتی سخن از رنگ به میان می آید همه ما تصوراتی از آن خواهیم داشت و بلافاصله رنگ یا رنگهایی در نظرمان جلوه گر می شود.
با شنیدن کلمه رنگ عناصری رنگین از طبیعت و جهان پیرامون را به خاطر می آوریم، مثل انواع گلهای رنگین یا وسایل و اشیایی که با آنها سروکار داریم و رنگین هستند.
رنگ در همه ابعاد زندگی جاریست و بنابراین مفهوم آن به همان گستردگی مفهوم زندگی است یا به قول "یوهاتس ایتن" رنگ خود زندگی است.
در یک تقسیم بندی کلی می توان پی برد که هنرمندان مفاهیم و ویژگی های رنگ را معمولا به سه طریق زیر در آثار خود به کار گرفته اند:
الف- رنگ بعنوان عنصری تجسمی برای توصیف موضوع اثر و خصوصیات آن؛ مثل ترسیم یک منظره پاییزی یا زمستانی که برای هرکدام از اجزای آن منظره (درختها، ساختمانها، زمین، آسمان و ...) از طیف رنگهای خاصی استفاده می شود و به این ترتیب پاییزی یا زمستانی بودن فضای آن منظره و همه ویژگی هایش با رنگهایی که در آن استفاده شده توصیف میگردد.
ب) رنگ بعنوان عنصری نمادین و استعاری که معانی عمیق و درونی اثر واجزای آن را به نمایش میگذارد. مانند بسیاری از آثاری که هنرمندان براساس محتوای موضوعات اعتقادی، مذهبی، رمزی و افسانه ای ساخته اند، کاربرد رنگ عموما جنبه ای نمادین و استعاری دارد.
ج) استفاده از رنگ برای به نمایش گذاشتن ارزشهای درونی و زیباییها و تاثیرات خود رنگ، بدون درنظر داشتن ارزشهای استعاری و توصیفی آن. ارزشهای بصری رنگها در هنر معاصر بیش از هر دوره دیگری مورد توجه هنرمندان قرار گرفته است.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#مفهوم_رنگ
وقتی سخن از رنگ به میان می آید همه ما تصوراتی از آن خواهیم داشت و بلافاصله رنگ یا رنگهایی در نظرمان جلوه گر می شود.
با شنیدن کلمه رنگ عناصری رنگین از طبیعت و جهان پیرامون را به خاطر می آوریم، مثل انواع گلهای رنگین یا وسایل و اشیایی که با آنها سروکار داریم و رنگین هستند.
رنگ در همه ابعاد زندگی جاریست و بنابراین مفهوم آن به همان گستردگی مفهوم زندگی است یا به قول "یوهاتس ایتن" رنگ خود زندگی است.
در یک تقسیم بندی کلی می توان پی برد که هنرمندان مفاهیم و ویژگی های رنگ را معمولا به سه طریق زیر در آثار خود به کار گرفته اند:
الف- رنگ بعنوان عنصری تجسمی برای توصیف موضوع اثر و خصوصیات آن؛ مثل ترسیم یک منظره پاییزی یا زمستانی که برای هرکدام از اجزای آن منظره (درختها، ساختمانها، زمین، آسمان و ...) از طیف رنگهای خاصی استفاده می شود و به این ترتیب پاییزی یا زمستانی بودن فضای آن منظره و همه ویژگی هایش با رنگهایی که در آن استفاده شده توصیف میگردد.
ب) رنگ بعنوان عنصری نمادین و استعاری که معانی عمیق و درونی اثر واجزای آن را به نمایش میگذارد. مانند بسیاری از آثاری که هنرمندان براساس محتوای موضوعات اعتقادی، مذهبی، رمزی و افسانه ای ساخته اند، کاربرد رنگ عموما جنبه ای نمادین و استعاری دارد.
ج) استفاده از رنگ برای به نمایش گذاشتن ارزشهای درونی و زیباییها و تاثیرات خود رنگ، بدون درنظر داشتن ارزشهای استعاری و توصیفی آن. ارزشهای بصری رنگها در هنر معاصر بیش از هر دوره دیگری مورد توجه هنرمندان قرار گرفته است.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
در این اثر هنرمند با استفاده از جنبه های نمادین رنگها؛ قدرت و صلابت سلیمان، چهره مادر دروغین و حس مادر واقعی را نشان داده است.
#درس_پنجم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#مفهوم_رنگ
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
#درس_پنجم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#مفهوم_رنگ
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
#درس_ششم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#تاثیرات_رنگ
اگرچه رنگ همواره به عنوان ماده و عنصر اصلی کار هنرمندان نقاش مورد تاکید قرار می گیرد، لیکن نقش آن نه تنها در سایر شاخه های هنرهای تجسمی و ارتباطات بصری قابل بررسی است، بلکه در هنرهای دیگر نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
یکی از عوامل اصلی ارتباط بصری در همه آثار گرافیکی، رنگ و نحوه ی کاربرد آن است.
از مقوله بسته بندی گرفته که استفادهی درست از رنگ میتواند سبب رونق بازار تجاری برای یک کالا بشود تا ترسیم و اجرای یک اعلان، یک نشانه یا طراحی روی جلد و تصویرسازی برای یک کتاب.
به همین نسبت کاربرد رنگ در آثار حجمی، فضاهای عمومی، شهری و معماری میتواند روح و حیات خاصی را در زندگی جمعی بدمد.
امروزه تاثیرات رنگ و نقش آن در زندگی روزمره، طراحی صنعتی و ابزار، طراحی پارچه و لباس و مبلمان و تزئینات فضای داخلی به حدی است که نمی تواند نادیده گرفته شود.
رنگ در عکاسی میتواند سبب ایجاد جذابیت و تاثیرگذاری بر مخاطب، انتقال بهتر معانی و مفاهیم و نیز عمق بخشیدن به یک ساختار بصری و تصویری گردد.
رنگ حتی در ذائقه غذایی ما هم تاثیرات چشمگیری دارد.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#تاثیرات_رنگ
اگرچه رنگ همواره به عنوان ماده و عنصر اصلی کار هنرمندان نقاش مورد تاکید قرار می گیرد، لیکن نقش آن نه تنها در سایر شاخه های هنرهای تجسمی و ارتباطات بصری قابل بررسی است، بلکه در هنرهای دیگر نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
یکی از عوامل اصلی ارتباط بصری در همه آثار گرافیکی، رنگ و نحوه ی کاربرد آن است.
از مقوله بسته بندی گرفته که استفادهی درست از رنگ میتواند سبب رونق بازار تجاری برای یک کالا بشود تا ترسیم و اجرای یک اعلان، یک نشانه یا طراحی روی جلد و تصویرسازی برای یک کتاب.
به همین نسبت کاربرد رنگ در آثار حجمی، فضاهای عمومی، شهری و معماری میتواند روح و حیات خاصی را در زندگی جمعی بدمد.
امروزه تاثیرات رنگ و نقش آن در زندگی روزمره، طراحی صنعتی و ابزار، طراحی پارچه و لباس و مبلمان و تزئینات فضای داخلی به حدی است که نمی تواند نادیده گرفته شود.
رنگ در عکاسی میتواند سبب ایجاد جذابیت و تاثیرگذاری بر مخاطب، انتقال بهتر معانی و مفاهیم و نیز عمق بخشیدن به یک ساختار بصری و تصویری گردد.
رنگ حتی در ذائقه غذایی ما هم تاثیرات چشمگیری دارد.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
استفاده از رنگ در مواد غذایی و شیرینی جات برای ایجاد جذابیت، تحریک اشتها و زیبایی، موضوعی است که همواره مورد توجه بوده است.
#درس_ششم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#تاثیرات_رنگ
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
#درس_ششم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#تاثیرات_رنگ
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
#درس_هفتم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#رنگ_چیست؟
به طور کلی رنگ را میتوان به دو معنای عمده بررسی کرد، یکی مواد رنگی و کاربرد آنهاست و دیگری ادراک و مفهوم پدیده رنگ است؛
الف) رنگ به عنوان مادهای که با آن چیزی را رنگ آمیزی میکنند. در این معنی رنگ معمولا از مخلوط رنگدانههای بسیار ریز و موادی که اصطلاحا به آنها بست(انواع رزین، صمغ، آب و روغن که مخلوط آنها با رنگدانهها، رنگها را برای استفاده آماده میکنند) میگویند ساخته میشود.
رنگ روغن، آبرنگ، اکریلیک و گواش در این تعریف میگنجند.
ب) رنگ به عنوان پدیده ای که در چگونگی دیدن و درک آن سه عامل دخالت دارند، این عوامل عبارتند از:
۱- نور به عنوان منبع فرآیند رنگ، که بدون آن رنگ اشیا دیده نمیشود.
۲- ساختار مولکولی اشیا که باعث میشود همه یا بخشی از نور تابیده شده به آنها منعکس شود و در نتیجه به رنگ همان بخش از طیف نور که از اشیا به چشم منعکس میشود، دیده شوند.
۳- چشم انسان که نور بازتابیده از سطح اشیا را در یک فرآیند پیچیده به وسیله سلولهای نوری شبکیه تشخیص میدهد.
نور پس از عبور از شبکیه توسط اعصاب بینایی به شکل علائمی خاص به مغز انتقال مییابد و این علائم در مغز به عنوان رنگ اراک میشوند. در مغز دو دسته سلول نوری وجود دارند، سلولهای استوانهای که با آنها تیرگی و روشنیها تشخیص داده میشوند و سلولهای مخروطی که رنگ را تشخیص میدهند.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#رنگ_چیست؟
به طور کلی رنگ را میتوان به دو معنای عمده بررسی کرد، یکی مواد رنگی و کاربرد آنهاست و دیگری ادراک و مفهوم پدیده رنگ است؛
الف) رنگ به عنوان مادهای که با آن چیزی را رنگ آمیزی میکنند. در این معنی رنگ معمولا از مخلوط رنگدانههای بسیار ریز و موادی که اصطلاحا به آنها بست(انواع رزین، صمغ، آب و روغن که مخلوط آنها با رنگدانهها، رنگها را برای استفاده آماده میکنند) میگویند ساخته میشود.
رنگ روغن، آبرنگ، اکریلیک و گواش در این تعریف میگنجند.
ب) رنگ به عنوان پدیده ای که در چگونگی دیدن و درک آن سه عامل دخالت دارند، این عوامل عبارتند از:
۱- نور به عنوان منبع فرآیند رنگ، که بدون آن رنگ اشیا دیده نمیشود.
۲- ساختار مولکولی اشیا که باعث میشود همه یا بخشی از نور تابیده شده به آنها منعکس شود و در نتیجه به رنگ همان بخش از طیف نور که از اشیا به چشم منعکس میشود، دیده شوند.
۳- چشم انسان که نور بازتابیده از سطح اشیا را در یک فرآیند پیچیده به وسیله سلولهای نوری شبکیه تشخیص میدهد.
نور پس از عبور از شبکیه توسط اعصاب بینایی به شکل علائمی خاص به مغز انتقال مییابد و این علائم در مغز به عنوان رنگ اراک میشوند. در مغز دو دسته سلول نوری وجود دارند، سلولهای استوانهای که با آنها تیرگی و روشنیها تشخیص داده میشوند و سلولهای مخروطی که رنگ را تشخیص میدهند.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
مکانیسم دیدن و تشخیص رنگ توسط چشم انسان
#درس_هفتم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#رنگ_چیست؟
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
#درس_هفتم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#رنگ_چیست؟
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
#درس_هشتم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#فیزیک_رنگ
نور طبیعی که اصطلاحا به آن نور مرئی گفته میشود، این نور باعث دیده شدن دنیای اطراف و اشیا میشود.
نور مرئی بخشی از انرژی الکترومغناطیسی است که به صورت امواج منتشر میشود و زمانی که با اشیا برخورد میکند قابل رویت میگردد.
با تجزیه نور مرئی توسط منشور، آن دسته از اشعهها که طول موج کوتاهی دارند به رنگ آبی بنفش دیده میشوند و آن دسته از اشعههای نور که بلندترین طول موج را دارند به رنگ قرمز دیده میشوند.(از طول موج ۳۸۰ نانومتر تا ۷۶۰ نانومتر)
دستهای دیگر از اشعههای طیف نور که دارای طول موج متوسط هستند به رنگ سبز دیده میشوند.
در میان این سه طول موج کوتاه، متوسط و بلند، سه رنگ دیگر با مرزهای نامشخص و محوشونده به صورت نوارهای باریکتری قابل رویت هستند که عبارتند از نارنجی، زرد و آبی.
طول موجهای کوتاهتر از بنفش (ماورای بنفش) و بلندتر از قرمز (مادون قرمز) به چشم دیده نمیشوند.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#فیزیک_رنگ
نور طبیعی که اصطلاحا به آن نور مرئی گفته میشود، این نور باعث دیده شدن دنیای اطراف و اشیا میشود.
نور مرئی بخشی از انرژی الکترومغناطیسی است که به صورت امواج منتشر میشود و زمانی که با اشیا برخورد میکند قابل رویت میگردد.
با تجزیه نور مرئی توسط منشور، آن دسته از اشعهها که طول موج کوتاهی دارند به رنگ آبی بنفش دیده میشوند و آن دسته از اشعههای نور که بلندترین طول موج را دارند به رنگ قرمز دیده میشوند.(از طول موج ۳۸۰ نانومتر تا ۷۶۰ نانومتر)
دستهای دیگر از اشعههای طیف نور که دارای طول موج متوسط هستند به رنگ سبز دیده میشوند.
در میان این سه طول موج کوتاه، متوسط و بلند، سه رنگ دیگر با مرزهای نامشخص و محوشونده به صورت نوارهای باریکتری قابل رویت هستند که عبارتند از نارنجی، زرد و آبی.
طول موجهای کوتاهتر از بنفش (ماورای بنفش) و بلندتر از قرمز (مادون قرمز) به چشم دیده نمیشوند.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
در طیفهای رنگین حاصل از شکست نور، کوتاهترین طول موج به رنگ بنفش و بلندترین طول موج به رنگ قرمز دیده میشود.
سایر رنگها میان این دو طول موج قرار دارند.
#درس_هشتم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#فیزیک_رنگ
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
سایر رنگها میان این دو طول موج قرار دارند.
#درس_هشتم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#فیزیک_رنگ
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
#درس_نهم
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#ترکیب_رنگهای_نوری
#ترکیب_افزایشی
درصورتی که طیف رنگهای حاصل از شکست و تجزیه نور به وسیله منشور را دوباره به کمک یک عدسی همگرا (محدب) باهم ترکیب کنیم، مجددا نور سفید حاصل میشود.
رنگهای اصلی نور شامل قرمز، سبز و آبی هستند که از ترکیب افزایشی آنها باهم نور سفید حاصل میشود.
بنابراین ترکیب رنگ نورها که در آن میزان روشنی نور پس از ترکیب اشعههای مختلف آن با یکدیگر افزایش مییابد، ترکیب افزایشی میگویند.
#ترکیب_کاهشی
چنانچه در مقابل یک منبع نور یک فیلتر رنگی (مثلا قرمز) را قرار دهیم، جلوی عبور همه طول موجهای دیگر (جز رنگ قرمز) گرفته میشود و روشنایی نور کاهش مییابد.
به این نوع ترکیب رنگی که باعث تیره شدن رنگ میشود، اصطلاحا ترکیب کاهشی رنگ میگویند.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982
بخش مبانی هنرهای تجسمی
#آموزش
#آموزش_عکاسی
#ترکیب_رنگهای_نوری
#ترکیب_افزایشی
درصورتی که طیف رنگهای حاصل از شکست و تجزیه نور به وسیله منشور را دوباره به کمک یک عدسی همگرا (محدب) باهم ترکیب کنیم، مجددا نور سفید حاصل میشود.
رنگهای اصلی نور شامل قرمز، سبز و آبی هستند که از ترکیب افزایشی آنها باهم نور سفید حاصل میشود.
بنابراین ترکیب رنگ نورها که در آن میزان روشنی نور پس از ترکیب اشعههای مختلف آن با یکدیگر افزایش مییابد، ترکیب افزایشی میگویند.
#ترکیب_کاهشی
چنانچه در مقابل یک منبع نور یک فیلتر رنگی (مثلا قرمز) را قرار دهیم، جلوی عبور همه طول موجهای دیگر (جز رنگ قرمز) گرفته میشود و روشنایی نور کاهش مییابد.
به این نوع ترکیب رنگی که باعث تیره شدن رنگ میشود، اصطلاحا ترکیب کاهشی رنگ میگویند.
@hawraman
Instagram.com/edris.1982