https://youtu.be/wLwYlCL8MTI
در این جلسه، هگل نقد معرفتشناختی و هستیشناختی خود را به علوم تجربی و مکانیک نیوتونی تعمیق میبخشد. ابتدا در بند ۱۵۳ با نقد قانون حرکت، نشان داده میشود که چطور ضرورت ادعاشده در فیزیک کلاسیک یک «ضرورت کاذب» و بیرونی است. در ادامه (بندهای ۱۵۴ و ۱۵۵)، ساختار «تبیین علمی» (Explanation) به عنوان یک دور باطل و اینهمانگویی (توتولوژی) افشا میشود. سپس با ورود به بندهای ۱۵۶ و ۱۵۷، مفهوم شاهکار و کلیدی «جهان وارونه» (The Inverted World / Die verkehrte Welt) متولد میگردد؛ جایی که قانون ثابت جای خود را به تضاد درونی، «دفع همانند و جذب ناهمانندها» و تفاوت مطلق میدهد. در نهایت (بندهای ۱۵۸ و ۱۵۹)، هگل ثنویت متافیزیکی کانت و افلاطون (جدایی نومن و فنومن) را نقد کرده و با پیوند دادن دیالکتیک جهان وارونه به ساحت اخلاق، حقوق و مجازات، زمینه را برای عبور از فاهمه و ورود به ساحت «خودآگاهی» هموار میسازد.
در این جلسه، هگل نقد معرفتشناختی و هستیشناختی خود را به علوم تجربی و مکانیک نیوتونی تعمیق میبخشد. ابتدا در بند ۱۵۳ با نقد قانون حرکت، نشان داده میشود که چطور ضرورت ادعاشده در فیزیک کلاسیک یک «ضرورت کاذب» و بیرونی است. در ادامه (بندهای ۱۵۴ و ۱۵۵)، ساختار «تبیین علمی» (Explanation) به عنوان یک دور باطل و اینهمانگویی (توتولوژی) افشا میشود. سپس با ورود به بندهای ۱۵۶ و ۱۵۷، مفهوم شاهکار و کلیدی «جهان وارونه» (The Inverted World / Die verkehrte Welt) متولد میگردد؛ جایی که قانون ثابت جای خود را به تضاد درونی، «دفع همانند و جذب ناهمانندها» و تفاوت مطلق میدهد. در نهایت (بندهای ۱۵۸ و ۱۵۹)، هگل ثنویت متافیزیکی کانت و افلاطون (جدایی نومن و فنومن) را نقد کرده و با پیوند دادن دیالکتیک جهان وارونه به ساحت اخلاق، حقوق و مجازات، زمینه را برای عبور از فاهمه و ورود به ساحت «خودآگاهی» هموار میسازد.
YouTube
پدیدارشناسی روح هگل؛ (جلسه ۱۷) تحلیل بندهای ۱۵۳ تا ۱۵۹ و کالبدشکافی مفهوم «جهان وارونه»
در هفدهمین جلسه از سلسلهدرسگفتارهای تخصصی «پدیدارشناسی روح هگل» در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، بندهای ۱۵۳ تا ۱۵۹ از فصل «نیرو و فاهمه» مورد شرح و کالبدشکافی عمیق دیالکتیکی قرار گرفته است.
در این جلسه، هگل نقد معرفتشناختی…
در این جلسه، هگل نقد معرفتشناختی…
👍1
https://youtu.be/aavGU3m1gBw
پدیدارشناسی روح هگل؛ (جلسه ۱۸) تحلیل بندهای ۱۶۰ تا ۱۶۵ و جمعبندی کامل فصل «آگاهی»
در هجدهمین جلسه از سلسلهدرسگفتارهای تخصصی «پدیدارشناسی روح هگل» در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، بندهای پایانی فصل آگاهی یعنی بندهای ۱۶۰ تا ۱۶۵ مورد شرح و کالبدشکافی عمیق دیالکتیکی قرار گرفته و در پایان، جمعبندی جامعی از کل سیرورت فصل آگاهی ارائه میشود.
در این جلسه، ابتدا مفهوم «نامتناهیت حقیقی» (True Infinity) در برابر نامتناهی بد ریاضی تبیین شده و به عنوان حیات درونی مفهوم و «خون جهانشمول» هستی معرفی میگردد (بندهای ۱۶۰ تا ۱۶۲). سپس در بند ۱۶۳، هگل علل لذت و خودرضایتمندی دانشمندان تجربی در فرایند «تبیین» را افشا میکند؛ تبیینی که در واقع مونولوگ و گفتگوی بیواسطه ذهن با خود است. در بند ۱۶۴، ساختار درونی خودآگاهی به عنوان «تمایزگذاری در امر نامتمایز» صورتبندی میشود. در نهایت، با بررسی بند ۱۶۵، استعاره مشهور «پشت پرده پدیدارها» کالبدشکافی شده و نشان داده میشود که در پس پرده پدیدهها هیچ شیء در خودِ پنهانی وجود ندارد، مگر اینکه سوژه خودش به پشت پرده قدم بگذارد.
در بخش دوم ویدئو (از دقیقه ۰۱:۱۴:۴۳)، جمعبندی و بازخوانی کامل کل فصل آگاهی (از یقین حسی و ادراک تا نیرو و فاهمه) انجام شده و منطق گذار به فصل «خودآگاهی» (Self-Consciousness) تبیین میگردد.
پدیدارشناسی روح هگل؛ (جلسه ۱۸) تحلیل بندهای ۱۶۰ تا ۱۶۵ و جمعبندی کامل فصل «آگاهی»
در هجدهمین جلسه از سلسلهدرسگفتارهای تخصصی «پدیدارشناسی روح هگل» در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، بندهای پایانی فصل آگاهی یعنی بندهای ۱۶۰ تا ۱۶۵ مورد شرح و کالبدشکافی عمیق دیالکتیکی قرار گرفته و در پایان، جمعبندی جامعی از کل سیرورت فصل آگاهی ارائه میشود.
در این جلسه، ابتدا مفهوم «نامتناهیت حقیقی» (True Infinity) در برابر نامتناهی بد ریاضی تبیین شده و به عنوان حیات درونی مفهوم و «خون جهانشمول» هستی معرفی میگردد (بندهای ۱۶۰ تا ۱۶۲). سپس در بند ۱۶۳، هگل علل لذت و خودرضایتمندی دانشمندان تجربی در فرایند «تبیین» را افشا میکند؛ تبیینی که در واقع مونولوگ و گفتگوی بیواسطه ذهن با خود است. در بند ۱۶۴، ساختار درونی خودآگاهی به عنوان «تمایزگذاری در امر نامتمایز» صورتبندی میشود. در نهایت، با بررسی بند ۱۶۵، استعاره مشهور «پشت پرده پدیدارها» کالبدشکافی شده و نشان داده میشود که در پس پرده پدیدهها هیچ شیء در خودِ پنهانی وجود ندارد، مگر اینکه سوژه خودش به پشت پرده قدم بگذارد.
در بخش دوم ویدئو (از دقیقه ۰۱:۱۴:۴۳)، جمعبندی و بازخوانی کامل کل فصل آگاهی (از یقین حسی و ادراک تا نیرو و فاهمه) انجام شده و منطق گذار به فصل «خودآگاهی» (Self-Consciousness) تبیین میگردد.
YouTube
پدیدارشناسی روح هگل؛ (جلسه ۱۸) تحلیل بندهای ۱۶۰ تا ۱۶۵ و جمعبندی کامل فصل «آگاهی»
در هجدهمین جلسه از سلسلهدرسگفتارهای تخصصی «پدیدارشناسی روح هگل» در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، بندهای پایانی فصل آگاهی یعنی بندهای ۱۶۰ تا ۱۶۵ مورد شرح و کالبدشکافی عمیق دیالکتیکی قرار گرفته و در پایان، جمعبندی جامعی از کل…
❤1👍1
Exploring the Application of Complexity Theory and Interdisciplinary Study in Clinical Psychology
Motlagh Arani, Iman. University of Nevada, Las Vegas ProQuest Dissertations & Theses, 2025. 32397881.
https://media.proquest.com/media/hms/PRVW/1/btQWh?_s=nG3Nn3dNpBZjXap3UiW4xbh4%2BIE%3D#view=FitV
Motlagh Arani, Iman. University of Nevada, Las Vegas ProQuest Dissertations & Theses, 2025. 32397881.
https://media.proquest.com/media/hms/PRVW/1/btQWh?_s=nG3Nn3dNpBZjXap3UiW4xbh4%2BIE%3D#view=FitV
👍1
https://youtu.be/47j03NMebj4
هستی و زمان هایدگر؛ (جلسه ۶) بندهای ۲۷ و ۲۸ | روش پدیدارشناختی و تفاوت پدیدارشناسی هوسرل و هایدگر
در نیمه نخست این جلسه، پیش از ورود مستقیم به متن هایدگر، به عنوان یک تمهید ضروری به تاریخ و بنیانهای جنبش پدیدارشناسی پرداخته میشود. مفاهیم اساسی پدیدارشناسی ادموند هوسرل—شامل شعار «بازگشت به خود چیزها»، حیث التفاتی (Intentionality / قصدمندی)، ساختار دوقلوی نوئسیس (Noesis / کنش آگاهی) و نوئما (Noema / محتوای معنایی)، تعلیق حکم و آپوخه (Epoché)، و تقلیل پدیدارشناختی و ایدتیک—به تفصیل با ذکر مثالهای ملموس تشریح میگردند.
در نیمه دوم، با ورود به بندهای ۲۷ و ۲۸ هستی و زمان، هایدگر پدیدارشناسی را نه به عنوان یک مکتب یا موضع فلسفی (چیستی/What)، بلکه به مثابه یک مفهوم روششناختی (چگونگی/How) تعریف میکند. سپس نقد هایدگر به تقلیل روش به «تکنیکهای بوروکراتیک دانشگاهی» تبیین شده و با تحلیل ریشهشناختی دو واژه یونانی فنومنون (Phainomenon) و لوگوس (Logos)، تفاوتهای بنیادین پدیدارشناسی استعلایی هوسرل (سوژهمحور و مبتنی بر آپوخه) با پدیدارشناسی اگزیستانسیال و هرمونوتیکی هایدگر (دازاین در مقام در-جهان-بودن) به بحث گذاشته میشود.
هستی و زمان هایدگر؛ (جلسه ۶) بندهای ۲۷ و ۲۸ | روش پدیدارشناختی و تفاوت پدیدارشناسی هوسرل و هایدگر
در نیمه نخست این جلسه، پیش از ورود مستقیم به متن هایدگر، به عنوان یک تمهید ضروری به تاریخ و بنیانهای جنبش پدیدارشناسی پرداخته میشود. مفاهیم اساسی پدیدارشناسی ادموند هوسرل—شامل شعار «بازگشت به خود چیزها»، حیث التفاتی (Intentionality / قصدمندی)، ساختار دوقلوی نوئسیس (Noesis / کنش آگاهی) و نوئما (Noema / محتوای معنایی)، تعلیق حکم و آپوخه (Epoché)، و تقلیل پدیدارشناختی و ایدتیک—به تفصیل با ذکر مثالهای ملموس تشریح میگردند.
در نیمه دوم، با ورود به بندهای ۲۷ و ۲۸ هستی و زمان، هایدگر پدیدارشناسی را نه به عنوان یک مکتب یا موضع فلسفی (چیستی/What)، بلکه به مثابه یک مفهوم روششناختی (چگونگی/How) تعریف میکند. سپس نقد هایدگر به تقلیل روش به «تکنیکهای بوروکراتیک دانشگاهی» تبیین شده و با تحلیل ریشهشناختی دو واژه یونانی فنومنون (Phainomenon) و لوگوس (Logos)، تفاوتهای بنیادین پدیدارشناسی استعلایی هوسرل (سوژهمحور و مبتنی بر آپوخه) با پدیدارشناسی اگزیستانسیال و هرمونوتیکی هایدگر (دازاین در مقام در-جهان-بودن) به بحث گذاشته میشود.
👍1
https://youtu.be/JX864S9rLEg
زبان و شبهزبان، فرهنگ و شبهفرهنگ (جلسه ۲)؛ نقد سوسوری، هایدگری و ویتگنشتاینی آرامش دوستدار به روشنفکری ایرانی
در این جلسه، آرامش دوستدار با کاربست متدولوژیهای زبانشناسی مدرن و فلسفه زبان، نشان میدهد که چرا زبان فارسی و ذهنیت ایرانی به «شبهزبان» و «شبهفرهنگ» دچار شده است:
۱. زبانشناسی فردینان دو سوسور (بخش ۴): تحلیل زبان به مثابه شبکه داینامیک نشانهها، تفکیک سهگانه توانش زبانی (Langage)، گفتار (Parole) و زبان رسوبی/اجتماعی (Langue)، و نقد معادلسازیهای دال و مدلول در منطق سنتی. همچنین کالبدشکافی زبان فارسی به عنوان «آینه دروننمای فرهنگ» و اثبات این تز که توانایی ما در خواندن نصوص هزار سال پیش، نشانه فاجعهی «هزار سال نیاندیشیدن» است.
۲. مکانیسم پیدایش شبهزبان (بخش ۵): کاربست تز «زبان خانه هستی است» مارتین هایدگر و نقد ساختار لگویی ترجمههای فلسفی در ایران (نقد ترجمه رشیدیان از «هستی و زمان» و ادیبسلطانی از «تراکتاتوس»)، و تبدیل کلمات عادی آلمانی به واژگان مندرآوردی و نامفهوم.
۳. ویتگنشتاین و بغرنج زبان (بخش ۶): تحلیل استعاره «شهر قدیمی زبان»، زبان به مثابه جامه مبدل اندیشه، بازیهای زبانی (Language Games)، معنا به عنوان کاربرد، و تفکیک گرامر زبرین از گرامر زیرین (نقد گزاره بودا: «من آموزگار ندارم»).
۴. شبهزبان و شبهفرهنگ رایج (بخش ۷): تیغ نقد بیمحابای دوستدار بر پیکر روشنفکری معاصر و پروژه التقاطی داریوش شایگان (کتب «پنج اقلیم حضور» و «جنون هوشیاری»)؛ نقد تزریق مفاهیم غربی (شک دکارتی، پایدیا و بازگشت ابدی نیچه) به شعر کلاسیک (خیام، مولوی، سعدی و حافظ) و افشای مخدرهای عرفانی که مانع از روشنگری و تفکر اصیل در ایران شدهاند.
در پایان، جمعبندی کاملی از کل کتاب و تمثیل «نصب سیستمعامل مدرن روی دستگاه بافندگی چوبی ۱۰۰۰ ساله» ارائه میشود.
زبان و شبهزبان، فرهنگ و شبهفرهنگ (جلسه ۲)؛ نقد سوسوری، هایدگری و ویتگنشتاینی آرامش دوستدار به روشنفکری ایرانی
در این جلسه، آرامش دوستدار با کاربست متدولوژیهای زبانشناسی مدرن و فلسفه زبان، نشان میدهد که چرا زبان فارسی و ذهنیت ایرانی به «شبهزبان» و «شبهفرهنگ» دچار شده است:
۱. زبانشناسی فردینان دو سوسور (بخش ۴): تحلیل زبان به مثابه شبکه داینامیک نشانهها، تفکیک سهگانه توانش زبانی (Langage)، گفتار (Parole) و زبان رسوبی/اجتماعی (Langue)، و نقد معادلسازیهای دال و مدلول در منطق سنتی. همچنین کالبدشکافی زبان فارسی به عنوان «آینه دروننمای فرهنگ» و اثبات این تز که توانایی ما در خواندن نصوص هزار سال پیش، نشانه فاجعهی «هزار سال نیاندیشیدن» است.
۲. مکانیسم پیدایش شبهزبان (بخش ۵): کاربست تز «زبان خانه هستی است» مارتین هایدگر و نقد ساختار لگویی ترجمههای فلسفی در ایران (نقد ترجمه رشیدیان از «هستی و زمان» و ادیبسلطانی از «تراکتاتوس»)، و تبدیل کلمات عادی آلمانی به واژگان مندرآوردی و نامفهوم.
۳. ویتگنشتاین و بغرنج زبان (بخش ۶): تحلیل استعاره «شهر قدیمی زبان»، زبان به مثابه جامه مبدل اندیشه، بازیهای زبانی (Language Games)، معنا به عنوان کاربرد، و تفکیک گرامر زبرین از گرامر زیرین (نقد گزاره بودا: «من آموزگار ندارم»).
۴. شبهزبان و شبهفرهنگ رایج (بخش ۷): تیغ نقد بیمحابای دوستدار بر پیکر روشنفکری معاصر و پروژه التقاطی داریوش شایگان (کتب «پنج اقلیم حضور» و «جنون هوشیاری»)؛ نقد تزریق مفاهیم غربی (شک دکارتی، پایدیا و بازگشت ابدی نیچه) به شعر کلاسیک (خیام، مولوی، سعدی و حافظ) و افشای مخدرهای عرفانی که مانع از روشنگری و تفکر اصیل در ایران شدهاند.
در پایان، جمعبندی کاملی از کل کتاب و تمثیل «نصب سیستمعامل مدرن روی دستگاه بافندگی چوبی ۱۰۰۰ ساله» ارائه میشود.
👍1
https://youtu.be/_S9pDZ3PQqM
آکراسیا؛ معمای اراده و عمل | چرا برخلاف آگاهی و میل خود عمل میکنیم؟ (تحلیل فلسفی و روانشناختی)
در این جلسه، مسیر فکری زیر بررسی میشود:
۱. فلسفه باستان و قرون وسطی: پارادوکس سقراطی (خطای محاسباتی لذتگرایانه و نفی آکراسیا)، قیاس عملی ارسطو (گسست بین کبرای کلی و صغرای جزئی تحت تأثیر پاتوس)، و اراده منقسم (Two Wills) در اعترافات آگوستین قدیس.
۲. فلسفه مدرن و ارادهگرایی: قانون موازنه عواطف در اخلاق اسپینوزا (بندگی انسان و ناتوانی عقل مجرد در برابر افکت)، اراده معطوف به حیات شوپنهاور (عقل به مثابه مرد لنگ بر دوش غول نابینای اراده)، و تبارشناسی نیچه (تن به عنوان عقل بزرگ و عقلانیسازی شکست افکتها).
۳. الهیات اسلامی و روانشناسی سلوکی: فرآیند ۶ مرحلهای تبدیل علم به عمل در «احیاء علوم الدین» امام محمد غزالی (خاطر، رغبت، حکم، همّ، عزم، عمل) و ۵ مانع بازدارنده (طبع، ضعف ایمان، هوای نفس، دنیادوستی، القای خواطر).
۴. روانشناسی شناختی و بالینی: نظریه سیستمهای دوگانه دانیل کانمن (سیستم ۱ سریع و خودکار در برابر سیستم ۲ کند و تحلیلی)، تحلیل تخلیه ایگو (Ego Depletion) و خستگی باتری اراده از روی باومایستر، سیستمهای سرد و گرم (Hot/Cool Systems) و آزمایش مارشملو والتر میشل، ناهماهنگی شناختی لئون فستینگر، نظریه سطح برساخت (CLT) تروپ و لیبرمن (فاصله روانی)، و تلههای خودتخریبی و طرحوارههای ناسازگار جفری یانگ.
۵. علوم اعصاب و نوروبیولوژی: انعطافپذیری سیناپسی منفی (Negative Synaptic Plasticity) و مفهوم آلوستاز در مدار پاداش، و فرضیه نشانگرهای بدنی (Somatic Marker Hypothesis) آنتونیو داماسیو (ناتوانی عقل محض بدون فیدبکهای احشایی و بدنی).
آکراسیا؛ معمای اراده و عمل | چرا برخلاف آگاهی و میل خود عمل میکنیم؟ (تحلیل فلسفی و روانشناختی)
در این جلسه، مسیر فکری زیر بررسی میشود:
۱. فلسفه باستان و قرون وسطی: پارادوکس سقراطی (خطای محاسباتی لذتگرایانه و نفی آکراسیا)، قیاس عملی ارسطو (گسست بین کبرای کلی و صغرای جزئی تحت تأثیر پاتوس)، و اراده منقسم (Two Wills) در اعترافات آگوستین قدیس.
۲. فلسفه مدرن و ارادهگرایی: قانون موازنه عواطف در اخلاق اسپینوزا (بندگی انسان و ناتوانی عقل مجرد در برابر افکت)، اراده معطوف به حیات شوپنهاور (عقل به مثابه مرد لنگ بر دوش غول نابینای اراده)، و تبارشناسی نیچه (تن به عنوان عقل بزرگ و عقلانیسازی شکست افکتها).
۳. الهیات اسلامی و روانشناسی سلوکی: فرآیند ۶ مرحلهای تبدیل علم به عمل در «احیاء علوم الدین» امام محمد غزالی (خاطر، رغبت، حکم، همّ، عزم، عمل) و ۵ مانع بازدارنده (طبع، ضعف ایمان، هوای نفس، دنیادوستی، القای خواطر).
۴. روانشناسی شناختی و بالینی: نظریه سیستمهای دوگانه دانیل کانمن (سیستم ۱ سریع و خودکار در برابر سیستم ۲ کند و تحلیلی)، تحلیل تخلیه ایگو (Ego Depletion) و خستگی باتری اراده از روی باومایستر، سیستمهای سرد و گرم (Hot/Cool Systems) و آزمایش مارشملو والتر میشل، ناهماهنگی شناختی لئون فستینگر، نظریه سطح برساخت (CLT) تروپ و لیبرمن (فاصله روانی)، و تلههای خودتخریبی و طرحوارههای ناسازگار جفری یانگ.
۵. علوم اعصاب و نوروبیولوژی: انعطافپذیری سیناپسی منفی (Negative Synaptic Plasticity) و مفهوم آلوستاز در مدار پاداش، و فرضیه نشانگرهای بدنی (Somatic Marker Hypothesis) آنتونیو داماسیو (ناتوانی عقل محض بدون فیدبکهای احشایی و بدنی).
YouTube
آکراسیا؛ معمای اراده و عمل | چرا برخلاف آگاهی و میل خود عمل میکنیم؟ (تحلیل فلسفی و روانشناختی)
در این درسگفتار تحلیلی و جامع از کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، یکی از دیرینهترین، ملموسترین و پیچیدهترین پارادوکسهای رفتار انسانی، یعنی پدیده «آکراسیا» (Akrasia / ضعف اراده و عمل برخلاف قضاوت بهتر) از چهار ساحت فلسفه کلاسیک،…
👍1
https://youtu.be/YF3PWI6v2oI
بررسی مفاهیم مدرنیته، مدرنیزاسیون، مدرن و مدرنیسم (بخش اول)؛ تبیین ساختار جهان پیشامدرن و سنت
در این جلسه، ابتدا خطرات خلط این اصطلاحات و مغالطه اینهمانانگاری تکنولوژی با عقلانیت مدرن (مثال خط راهآهن، بیمارستانهای مجهز و پناه بردن همزمان به خرافات) تشریح میشود. سپس برای فهم ریشهای گسست مدرنیته، ساختار صلب و غولآسای «جهان پیشامدرن و سنت» از سه ساحت بنیادین کالبدشکافی میگردد:
۱. معناشناسی سنت و امتناع ابداع: تفکیک سنت (پارادایم فراگیر متافیزیکی متکی بر اصالت تکرار و مشروعیت عمودی) از رسوم محلی (نظیر نوروز و یلدا)، و بازخوانی آن در نظام طبقاتی ساسانیان (داستان کفشگر در شاهنامه) و ساختار فقهی عصر قاجار.
۲. معرفتشناسی پیشامدرن (ماتریس انقیاد و کشف): بررسی سه ستون غایتشناختی (تلئولوژی)، سلسلهمراتب بزرگ هستی و قیاس متکی بر اتوریته (زلزله معرفتی گذار از نجوم بطلمیوسی به کپرنیکی).
۳. بستر مادی، اقتصادی و طبقاتی سنت: اقتصاد زراعتی بسته، نظامهای فئودالی/اقطاعداری، نفی عاملیت فردی و انجماد هویتهای جمعی (جامعه موزاییکی عصر قاجار).
بررسی مفاهیم مدرنیته، مدرنیزاسیون، مدرن و مدرنیسم (بخش اول)؛ تبیین ساختار جهان پیشامدرن و سنت
در این جلسه، ابتدا خطرات خلط این اصطلاحات و مغالطه اینهمانانگاری تکنولوژی با عقلانیت مدرن (مثال خط راهآهن، بیمارستانهای مجهز و پناه بردن همزمان به خرافات) تشریح میشود. سپس برای فهم ریشهای گسست مدرنیته، ساختار صلب و غولآسای «جهان پیشامدرن و سنت» از سه ساحت بنیادین کالبدشکافی میگردد:
۱. معناشناسی سنت و امتناع ابداع: تفکیک سنت (پارادایم فراگیر متافیزیکی متکی بر اصالت تکرار و مشروعیت عمودی) از رسوم محلی (نظیر نوروز و یلدا)، و بازخوانی آن در نظام طبقاتی ساسانیان (داستان کفشگر در شاهنامه) و ساختار فقهی عصر قاجار.
۲. معرفتشناسی پیشامدرن (ماتریس انقیاد و کشف): بررسی سه ستون غایتشناختی (تلئولوژی)، سلسلهمراتب بزرگ هستی و قیاس متکی بر اتوریته (زلزله معرفتی گذار از نجوم بطلمیوسی به کپرنیکی).
۳. بستر مادی، اقتصادی و طبقاتی سنت: اقتصاد زراعتی بسته، نظامهای فئودالی/اقطاعداری، نفی عاملیت فردی و انجماد هویتهای جمعی (جامعه موزاییکی عصر قاجار).
YouTube
بررسی مفاهیم مدرنیته، مدرنیزاسیون، مدرن و مدرنیسم (بخش اول)؛ تبیین ساختار جهان پیشامدرن و سنت
در نخستین بخش از سلسلهدرسگفتارهای تحلیلی و میانرشتهای پیرامون تجدد در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، ۴ مفهوم بنیادین، کلیدی و درهمتنیدهی دنیای جدید یعنی «مدرن» (بعد زمانی)، «مدرنیته» (جهانبینی و آگاهی عقلانی/انتقادی)، «مدرنیزاسیون»…
👍1
https://youtu.be/1Y4AraaioFM
پدیدارشناسی روح هگل (جلسه ۱۹) بندهای ۱۶۶ تا ۱۶۹| ورود به ساحت «خودآگاهی»، مفهوم میل و آناتومی حیات
در این جلسه، مسیر گذار ذهن از ابژکتیویته جهان بیرون به ساحت بازتاب در خویشتن در ۴ مرحله کلیدی تبیین میشود:
۱. بند ۱۶۶ (حقیقت یقین به خویشتن): انطباق مفهوم و ابژه در ساحت خودآگاهی، یکی شدن «بودن فینفسه» و «بودن برای دیگری»، و بررسی تطبیقی آن با آرای فیلسوفان مسلمان (حس مشترک ابنسینا، اتحاد عاقل و معقول ملاصدرا، و نقد برهان انسان معلق در فضا).
۲. بند ۱۶۷ (تولد مفهوم میل / Desire): خودآگاهی به مثابه نفی اینهمانگویی مرده (من من هستم)؛ ضرورت وجود «دیگری» برای فعلیت یافتن سوژه، و پیدایش مفهوم میل (Begierde) به مثابه تلاش مصرفگرایانه و نفیکننده برای بلعیدن و تصاحب جهان مادی.
۳. بند ۱۶۸ (تقابل خودآگاهی و زندگی): مواجهه سوژه با استقلال جهان زنده؛ کشف این حقیقت که ابژه میل یک ماده منفعل نیست بلکه خود دارای حیات (Leben) و بازتاب در خویشتن است.
۴. بند ۱۶۹ (آناتومی منطقی و فلسفی حیات): بازتعریف مفهوم ذات به مثابه تعادل داینامیک در ناآرامی مطلق (تمثیل فرفره چرخان)، تبدیل زمان چرخشی متابولیسم به کالبد مکانی، و دیالکتیک ارگانیسم (وحدت جریان سیال و کثرت اندامها).
پدیدارشناسی روح هگل (جلسه ۱۹) بندهای ۱۶۶ تا ۱۶۹| ورود به ساحت «خودآگاهی»، مفهوم میل و آناتومی حیات
در این جلسه، مسیر گذار ذهن از ابژکتیویته جهان بیرون به ساحت بازتاب در خویشتن در ۴ مرحله کلیدی تبیین میشود:
۱. بند ۱۶۶ (حقیقت یقین به خویشتن): انطباق مفهوم و ابژه در ساحت خودآگاهی، یکی شدن «بودن فینفسه» و «بودن برای دیگری»، و بررسی تطبیقی آن با آرای فیلسوفان مسلمان (حس مشترک ابنسینا، اتحاد عاقل و معقول ملاصدرا، و نقد برهان انسان معلق در فضا).
۲. بند ۱۶۷ (تولد مفهوم میل / Desire): خودآگاهی به مثابه نفی اینهمانگویی مرده (من من هستم)؛ ضرورت وجود «دیگری» برای فعلیت یافتن سوژه، و پیدایش مفهوم میل (Begierde) به مثابه تلاش مصرفگرایانه و نفیکننده برای بلعیدن و تصاحب جهان مادی.
۳. بند ۱۶۸ (تقابل خودآگاهی و زندگی): مواجهه سوژه با استقلال جهان زنده؛ کشف این حقیقت که ابژه میل یک ماده منفعل نیست بلکه خود دارای حیات (Leben) و بازتاب در خویشتن است.
۴. بند ۱۶۹ (آناتومی منطقی و فلسفی حیات): بازتعریف مفهوم ذات به مثابه تعادل داینامیک در ناآرامی مطلق (تمثیل فرفره چرخان)، تبدیل زمان چرخشی متابولیسم به کالبد مکانی، و دیالکتیک ارگانیسم (وحدت جریان سیال و کثرت اندامها).
YouTube
پدیدارشناسی روح هگل (جلسه ۱۹) بندهای ۱۶۶ تا ۱۶۹| ورود به ساحت «خودآگاهی»، مفهوم میل و آناتومی حیات
در نوزدهمین جلسه از سلسلهدرسگفتارهای تخصصی «پدیدارشناسی روح هگل» در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، با پایان یافتن فصل آگاهی، رسماً گام به موطن اصلی حقیقت یعنی فصل «خودآگاهی» (Self-Consciousness / Selbstbewusstsein) گذاشته و…
👍1
https://youtu.be/ZrsPRnBJ4rE
ترازوی عقل، دادگاه تاریخ: جستاری در معرفت شناسی صدق نبوت و پدیدارشناسی ظهور
در این درسگفتار در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، مسئله بنیادین «معرفتشناسی نبوت و ملاکهای عقلانی صدق ادعای پیامبری» از منظر فلسفه دین، کلام تطبیقی و پدیدارشناسی تاریخی کالبدشکافی شده است.
در مواجهه با مدعیان وحی، همواره دو آفت بزرگ وجود داشته است: «تقلید کورکورانه از متولیان مذهب و باورهای موروثی» و «طلب معجزات اختراعی و شعبدههای حسی». افزون بر این، بیماری «ملاکهای دوگانه» (Double Standards) باعث شده انسانها پیامبران گذشته را بر پایه شواهد تاریخی و نفوذ کلام تصدیق کنند، اما در مواجهه با ظهوری جدید به بهانهتراشی و تردیدهای غیرعقلانی پناه ببرند.
ترازوی عقل، دادگاه تاریخ: جستاری در معرفت شناسی صدق نبوت و پدیدارشناسی ظهور
در این درسگفتار در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، مسئله بنیادین «معرفتشناسی نبوت و ملاکهای عقلانی صدق ادعای پیامبری» از منظر فلسفه دین، کلام تطبیقی و پدیدارشناسی تاریخی کالبدشکافی شده است.
در مواجهه با مدعیان وحی، همواره دو آفت بزرگ وجود داشته است: «تقلید کورکورانه از متولیان مذهب و باورهای موروثی» و «طلب معجزات اختراعی و شعبدههای حسی». افزون بر این، بیماری «ملاکهای دوگانه» (Double Standards) باعث شده انسانها پیامبران گذشته را بر پایه شواهد تاریخی و نفوذ کلام تصدیق کنند، اما در مواجهه با ظهوری جدید به بهانهتراشی و تردیدهای غیرعقلانی پناه ببرند.
YouTube
ترازوی عقل، دادگاه تاریخ: جستاری در معرفت شناسی صدق نبوت و پدیدارشناسی ظهور
در این درسگفتار در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، مسئله بنیادین «معرفتشناسی نبوت و ملاکهای عقلانی صدق ادعای پیامبری» از منظر فلسفه دین، کلام تطبیقی و پدیدارشناسی تاریخی کالبدشکافی شده است.
در مواجهه با مدعیان وحی، همواره دو…
در مواجهه با مدعیان وحی، همواره دو…
👍1
https://youtu.be/yzBPzOD35m8
بررسی مفاهیم مدرنیته، مدرنیزاسیون، مدرن و مدرنیسم (بخش دوم)؛عقلانیت ماکس وبر و تمایزیافتگی ساختاری
در دومین بخش از سلسلهدرسگفتارهای تحلیلی و میانرشتهای تجدد در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، پس از کالبدشکافی ساختار جهان پیشامدرن و سنت در جلسه نخست، به سراغ تعریف دقیق مفهومی و تبارشناسی تاریخی «مدرن» (بعد زمانی و تقویمی) و ارکان جامعهشناختی و فلسفی «مدرنیته» رفتهایم.
بررسی مفاهیم مدرنیته، مدرنیزاسیون، مدرن و مدرنیسم (بخش دوم)؛عقلانیت ماکس وبر و تمایزیافتگی ساختاری
در دومین بخش از سلسلهدرسگفتارهای تحلیلی و میانرشتهای تجدد در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، پس از کالبدشکافی ساختار جهان پیشامدرن و سنت در جلسه نخست، به سراغ تعریف دقیق مفهومی و تبارشناسی تاریخی «مدرن» (بعد زمانی و تقویمی) و ارکان جامعهشناختی و فلسفی «مدرنیته» رفتهایم.
YouTube
بررسی مفاهیم مدرنیته، مدرنیزاسیون، مدرن و مدرنیسم (بخش دوم)؛عقلانیت ماکس وبر و تمایزیافتگی ساختاری
در دومین بخش از سلسلهدرسگفتارهای تحلیلی و میانرشتهای تجدد در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، پس از کالبدشکافی ساختار جهان پیشامدرن و سنت در جلسه نخست، به سراغ تعریف دقیق مفهومی و تبارشناسی تاریخی «مدرن» (بعد زمانی و تقویمی)…
👍1
https://youtu.be/shAi5LC6VRQ
در این درسگفتار تخصصی، تفصیلی و پژوهشی در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، یکی از حساسترین، تعیینکنندهترین و مناقشهبرانگیزترین گرهگاههای کلامی در جهان اسلام، یعنی آموزهٔ «خاتمیت» و آیهٔ ۴۰ سوره احزاب («مَّا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکُمْ وَلَٰکِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ») به شکلی گامبهگام، مستند و در ترازوی نقد عقلانی مورد کالبدشکافی قرار گرفته است.
پرسش بنیادین این جلسه ترازوی داوری خرد است: آیا با رحلت پیامبر اسلام، باب فیض، تجلی ربوبیت و تکلم پروردگار با انسان برای همیشه مسدود گشته، یا سنت هدایت الهی جریانی پویا، زنده و همگام با تکامل تاریخی بشر است؟
در این درسگفتار تخصصی، تفصیلی و پژوهشی در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، یکی از حساسترین، تعیینکنندهترین و مناقشهبرانگیزترین گرهگاههای کلامی در جهان اسلام، یعنی آموزهٔ «خاتمیت» و آیهٔ ۴۰ سوره احزاب («مَّا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکُمْ وَلَٰکِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ») به شکلی گامبهگام، مستند و در ترازوی نقد عقلانی مورد کالبدشکافی قرار گرفته است.
پرسش بنیادین این جلسه ترازوی داوری خرد است: آیا با رحلت پیامبر اسلام، باب فیض، تجلی ربوبیت و تکلم پروردگار با انسان برای همیشه مسدود گشته، یا سنت هدایت الهی جریانی پویا، زنده و همگام با تکامل تاریخی بشر است؟
YouTube
بزرگترین سوء تفاهم تاریخ اسلام؟ حقیقتی درباره «خاتمیت» که به شما نگفته اند!
در این درسگفتار تخصصی، تفصیلی و پژوهشی در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، یکی از حساسترین، تعیینکنندهترین و مناقشهبرانگیزترین گرهگاههای کلامی در جهان اسلام، یعنی آموزهٔ «خاتمیت» و آیهٔ ۴۰ سوره احزاب («مَّا کَانَ مُحَمَّدٌ…
👍1
https://youtu.be/WDiAdrkGKag
معرفی کتاب «فلسفه در دادگاه ایدئولوژی» اثر رضا داوری اردکانی؛ خلط سیاست با تفکر و نسبت داوری با فردید
در این درسگفتار تحلیلی و جامع بیش از دو ساعته در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، یکی از مبناییترین و انتقادیترین آثار حوزه فلسفه سیاسی و جامعهشناسی تفکر در ایران معاصر، یعنی کتاب «فلسفه در دادگاه ایدئولوژی» تألیف دکتر رضا داوری اردکانی (منتشرشده در سال ۱۳۹۰ توسط انتشارات سخن، شامل ۷ فصل و یک نتیجهگیری) به صورت فصلبهفصل کالبدشکافی و نقد شده است.
در این جلسه، بحران تقلیل اندیشه به منازعات روزمره قدرت و به محاکمه کشیده شدن فلسفه در محکمه ایدئولوژیهای زمانه از ابعاد مختلف مورد واکاوی قرار میگیرد:
۱. خلط ساحت سیاست با ساحت تفکر: تبیین مرزبندی بنیادین میان تفکر اصیل فلسفی (پرسش از شرایط امکان و درک افقهای تاریخی) با کنش سیاسی (میدان قدرت، منافع جناحی و نفی و اثباتهای زودگذر). تقلیل فلسفه به ابزار توجیه مواضع حزبی، سقوط اندیشه به ایدئولوژی است.
۲. نفی مصلحتاندیشی از فلسفه و توهم افکار عمومی: چرا فیلسوف نباید پروای مصلحتسنجیهای محافظهکارانه عرفی را داشته باشد؛ تفکیک ظریف داوری میان «ساحت شخصیت» (حفظ شأن اجتماعی و سکون عرفی) با «ساحت تفکر» (آزادی و اخلاص در پیشگاه حقیقت).
۳. ریشهیابی توتالیتاریسم و بنیادگرایی: اثبات اینکه حکومتهای تمامیتخواه و بنیادگرا در جهان درحالتوسعه، احیای سنت یا دیانت اصیل نیستند، بلکه صورتهای کاریکاتوری و ایدئولوژیک برآمده از شکست در پروژه مدرنیزاسیون و جلوههای نهیلیسم پایانی غرباند که نقاب شبهسنت بر چهره زدهاند.
۴. سوبژکتیویته دکارتی و اراده معطوف به تصرف: چگونه با آغاز دوره جدید، طبیعت و انسان به ماده خام تصرف و غلبه تبدیل شدند و چگونه این نگرش در جهان پیرامونی به قمارهای هولناک سیاسی انجامید.
۵. فصل تکمیلی و تبارشناسی حلقه فردیدیه: بازخوانی پیوند تاریخی دکتر داوری با استادش سید احمد فردید؛ مقایسه نفوذ گفتار شفاهی فردید بر اساتیدی چون دکتر غلامحسین صدیقی، دکتر یحیی مهدوی، شهرام پازوکی و بیژن عبدالکریمی؛ و تبیین تمایز اساسی داوری (لحن صبور، آرام و آکادمیک) با گفتار تند، افشاگر و تهاجمی فردید.
معرفی کتاب «فلسفه در دادگاه ایدئولوژی» اثر رضا داوری اردکانی؛ خلط سیاست با تفکر و نسبت داوری با فردید
در این درسگفتار تحلیلی و جامع بیش از دو ساعته در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، یکی از مبناییترین و انتقادیترین آثار حوزه فلسفه سیاسی و جامعهشناسی تفکر در ایران معاصر، یعنی کتاب «فلسفه در دادگاه ایدئولوژی» تألیف دکتر رضا داوری اردکانی (منتشرشده در سال ۱۳۹۰ توسط انتشارات سخن، شامل ۷ فصل و یک نتیجهگیری) به صورت فصلبهفصل کالبدشکافی و نقد شده است.
در این جلسه، بحران تقلیل اندیشه به منازعات روزمره قدرت و به محاکمه کشیده شدن فلسفه در محکمه ایدئولوژیهای زمانه از ابعاد مختلف مورد واکاوی قرار میگیرد:
۱. خلط ساحت سیاست با ساحت تفکر: تبیین مرزبندی بنیادین میان تفکر اصیل فلسفی (پرسش از شرایط امکان و درک افقهای تاریخی) با کنش سیاسی (میدان قدرت، منافع جناحی و نفی و اثباتهای زودگذر). تقلیل فلسفه به ابزار توجیه مواضع حزبی، سقوط اندیشه به ایدئولوژی است.
۲. نفی مصلحتاندیشی از فلسفه و توهم افکار عمومی: چرا فیلسوف نباید پروای مصلحتسنجیهای محافظهکارانه عرفی را داشته باشد؛ تفکیک ظریف داوری میان «ساحت شخصیت» (حفظ شأن اجتماعی و سکون عرفی) با «ساحت تفکر» (آزادی و اخلاص در پیشگاه حقیقت).
۳. ریشهیابی توتالیتاریسم و بنیادگرایی: اثبات اینکه حکومتهای تمامیتخواه و بنیادگرا در جهان درحالتوسعه، احیای سنت یا دیانت اصیل نیستند، بلکه صورتهای کاریکاتوری و ایدئولوژیک برآمده از شکست در پروژه مدرنیزاسیون و جلوههای نهیلیسم پایانی غرباند که نقاب شبهسنت بر چهره زدهاند.
۴. سوبژکتیویته دکارتی و اراده معطوف به تصرف: چگونه با آغاز دوره جدید، طبیعت و انسان به ماده خام تصرف و غلبه تبدیل شدند و چگونه این نگرش در جهان پیرامونی به قمارهای هولناک سیاسی انجامید.
۵. فصل تکمیلی و تبارشناسی حلقه فردیدیه: بازخوانی پیوند تاریخی دکتر داوری با استادش سید احمد فردید؛ مقایسه نفوذ گفتار شفاهی فردید بر اساتیدی چون دکتر غلامحسین صدیقی، دکتر یحیی مهدوی، شهرام پازوکی و بیژن عبدالکریمی؛ و تبیین تمایز اساسی داوری (لحن صبور، آرام و آکادمیک) با گفتار تند، افشاگر و تهاجمی فردید.
YouTube
معرفی کتاب فلسفه در دادگاه ایدئولوژی - رضا داوری اردکانی
Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.
👍1
چه چیزی میتوان گفت که ارزش شنیده شدن یا خوانده شدن را داشته باشد؟ یعنی چیزی بگویی یا بنویسی که وقت کسی را تلف نکنی. اگر البته اتلاف وقتِ خود و دیگران رذیلت باشد و نه فضیلت!
البته روزگار ما روزگار خاصی است، هرچند به یک اعتبار همهٔ زمانها برای خودشان خاص هستند، اما تصور میکنم در خصوص سخن گفتن یا چیز معناداری نوشتن، لااقل زمانهٔ ما بکر است. البته هر چیز بکری هم خوب نیست؛ شاید هم باشد، نمیدانم. یعنی تا الان وضعیت سخن گفتن یا نوشتن به این بغرنجی نبوده است. چرا بغرنج است؟ اصلاً موضوع سخنم همین است.
بغرنج است چون هر چیزی بگویی یا بنویسی، اولاً باید علمی باشد؛ علمی بودن یعنی اینکه تجربی، انضمامی و تکرارپذیر باشد. خب مگر این بد است؟ نه، اتفاقاً خیلی هم خوب است. مسئله این است که همه چیز تجربی، انضمامی و تکرارپذیر نیست؛ مثل فکری که به خاطر هیچکس خطور نکرده یا اتفاقی که هنوز نیفتاده است، چطور تکرارش کنیم یا تجربهاش نماییم؟ منظورم این است که علمی بودن لازم است اما کافی نیست.
دوماً ما در روزگاری زندگی میکنیم که به چند دلیل اصلاً کسی نمیآید متن من و تو را بخواند. چرا؟ چون اولاً انصافاً وقتی کسی فرضا به یک کتابخانه میرود (مجازی و حقیقیاش تفاوت ندارد)، من توقع ندارم مثلاً یک نفر این همه اثر خوب و درجهیکِ فلسفی، ادبی، علمی و الهیاتی را با آن وزنههای سنگینی که روی هر کدام از اسمهایشان هست رها کند و مثلاً بیاید کتاب منِ نوعی را بخواند. صادق باشم، اگر روی خودم تعصب نداشته باشم، احتمالاً حتی اگر یک نفر به سراغ نوشتههای من برود، یا خیلی پُرخوان است و همه چیز را خوانده که این محال است، یا حالش خوش نیست، یا گمراه شده و کسی سرِ کارش گذاشته است، یا... نمیدانم، به هر حال من به این خواننده مشکوکم!
البته بگویم این فقط دربارهٔ متن و حرف من نیست که از سر تواضع و فروتنی گفته باشم؛ نه، منظورم این است که دوست نویسندهٔ من، حالا فلسفی مینویسی یا ادبی یا تاریخی یا هر چه، تو هم اگر اوضاعت بدتر از من نباشد بهتر نیست.
دلیل اساسیتر حتی این هم نیست که تا الان گفتم؛ واضحترین دلیل برای بغرنجیِ گفتن و نوشتن، فقدان مخاطب است! یعنی همانی که گفتم به او مشکوکم و چه شده که حالا آمده متن ما را بخواند یا سخن ما را بشنود، اصلاً گیر نمیآید! این روزها همه از چتجیپیتی و جمنای استفاده میکنند، کتاب کیلویی چند؟ برایش بنویس «در یک پاراگراف بگو فلسفهٔ افلاطون چیست»، او هم در یک پاراگراف به تو میگوید و خلاص. افلاطون که در یک پاراگراف خلاصه بشود، وضع ما مثل قلمی است که هنوز نقطهاش روی کاغذ گذاشته نشده، تمام میشویم...
دلایل دیگری هم البته هست که هنوز وقتش نرسیده است به شما بگویم چون تا همینجایش را هم نمیخوانید، اما اگر خواندید محض اینکه بدانید سخن بسیار است در باب سخن نگفتن — که این هم خودش اجتماع نقیضینی است برای خود — این را عرض کنم که دو کلمه حرف بزنی و فرضا هم کسی بشنود و بخواند، میخواهد با مطالعههای عمیق پیشینی نقد کند (چون قبلاً گفتم کسی که به خواندن مطلب ما رسیده است لابد خیلی خوانده که کم آورده و رسیده است به ما، یا اصلاً نخوانده و کلاً پرت است، یا البته دارد رفاقت میکند!). حالا نقد چی، کشک چی؛ بگذار جوهر قلم خشک بشود، اصلاً بفهم چه نوشتم و چرا نوشتم، بعد بیا نقدم کن. خلاصه ندیده و نشناخته منتقد داریم!
ایمان مطلق آرانی
البته روزگار ما روزگار خاصی است، هرچند به یک اعتبار همهٔ زمانها برای خودشان خاص هستند، اما تصور میکنم در خصوص سخن گفتن یا چیز معناداری نوشتن، لااقل زمانهٔ ما بکر است. البته هر چیز بکری هم خوب نیست؛ شاید هم باشد، نمیدانم. یعنی تا الان وضعیت سخن گفتن یا نوشتن به این بغرنجی نبوده است. چرا بغرنج است؟ اصلاً موضوع سخنم همین است.
بغرنج است چون هر چیزی بگویی یا بنویسی، اولاً باید علمی باشد؛ علمی بودن یعنی اینکه تجربی، انضمامی و تکرارپذیر باشد. خب مگر این بد است؟ نه، اتفاقاً خیلی هم خوب است. مسئله این است که همه چیز تجربی، انضمامی و تکرارپذیر نیست؛ مثل فکری که به خاطر هیچکس خطور نکرده یا اتفاقی که هنوز نیفتاده است، چطور تکرارش کنیم یا تجربهاش نماییم؟ منظورم این است که علمی بودن لازم است اما کافی نیست.
دوماً ما در روزگاری زندگی میکنیم که به چند دلیل اصلاً کسی نمیآید متن من و تو را بخواند. چرا؟ چون اولاً انصافاً وقتی کسی فرضا به یک کتابخانه میرود (مجازی و حقیقیاش تفاوت ندارد)، من توقع ندارم مثلاً یک نفر این همه اثر خوب و درجهیکِ فلسفی، ادبی، علمی و الهیاتی را با آن وزنههای سنگینی که روی هر کدام از اسمهایشان هست رها کند و مثلاً بیاید کتاب منِ نوعی را بخواند. صادق باشم، اگر روی خودم تعصب نداشته باشم، احتمالاً حتی اگر یک نفر به سراغ نوشتههای من برود، یا خیلی پُرخوان است و همه چیز را خوانده که این محال است، یا حالش خوش نیست، یا گمراه شده و کسی سرِ کارش گذاشته است، یا... نمیدانم، به هر حال من به این خواننده مشکوکم!
البته بگویم این فقط دربارهٔ متن و حرف من نیست که از سر تواضع و فروتنی گفته باشم؛ نه، منظورم این است که دوست نویسندهٔ من، حالا فلسفی مینویسی یا ادبی یا تاریخی یا هر چه، تو هم اگر اوضاعت بدتر از من نباشد بهتر نیست.
دلیل اساسیتر حتی این هم نیست که تا الان گفتم؛ واضحترین دلیل برای بغرنجیِ گفتن و نوشتن، فقدان مخاطب است! یعنی همانی که گفتم به او مشکوکم و چه شده که حالا آمده متن ما را بخواند یا سخن ما را بشنود، اصلاً گیر نمیآید! این روزها همه از چتجیپیتی و جمنای استفاده میکنند، کتاب کیلویی چند؟ برایش بنویس «در یک پاراگراف بگو فلسفهٔ افلاطون چیست»، او هم در یک پاراگراف به تو میگوید و خلاص. افلاطون که در یک پاراگراف خلاصه بشود، وضع ما مثل قلمی است که هنوز نقطهاش روی کاغذ گذاشته نشده، تمام میشویم...
دلایل دیگری هم البته هست که هنوز وقتش نرسیده است به شما بگویم چون تا همینجایش را هم نمیخوانید، اما اگر خواندید محض اینکه بدانید سخن بسیار است در باب سخن نگفتن — که این هم خودش اجتماع نقیضینی است برای خود — این را عرض کنم که دو کلمه حرف بزنی و فرضا هم کسی بشنود و بخواند، میخواهد با مطالعههای عمیق پیشینی نقد کند (چون قبلاً گفتم کسی که به خواندن مطلب ما رسیده است لابد خیلی خوانده که کم آورده و رسیده است به ما، یا اصلاً نخوانده و کلاً پرت است، یا البته دارد رفاقت میکند!). حالا نقد چی، کشک چی؛ بگذار جوهر قلم خشک بشود، اصلاً بفهم چه نوشتم و چرا نوشتم، بعد بیا نقدم کن. خلاصه ندیده و نشناخته منتقد داریم!
ایمان مطلق آرانی
❤2
https://youtu.be/DcRhGuP0zLU
در این درسگفتار در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، یکی از انقلابیترین و تأثیرگذارترین چهرههای فلسفه اوایل دوره مدرن و پدر روش تجربی، فرانسیس بیکن (Francis Bacon)، به شکلی ساختاریافته، مفهومی و انتقادی مورد کالبدشکافی قرار گرفته است.
فرانسیس بیکن با عبور از قیاسهای صوری ارسطویی و متافیزیک مدرسی، پروژه سترگ «احیاء العلوم کبیر» (Instauratio Magna) را پیریزی کرد تا نشان دهد دانش نه زیوری برای فضلفروشی، بلکه ابزاری قدرتمند برای «تسلط انسان بر نیروهای طبیعت و بهبود رفاه بشری» است.
در این درسگفتار، اصول بنیادین تفکر بیکن در ۵ محور اصلی تشریح میشود:
۱. زندگی پرفراز و فرود؛ جاهطلبی سیاسی تا انزوای فکری:
بررسی سیر زندگی بیکن از صعود به بالاترین مقام قضایی انگلستان (لرد چانسلر) تا رسوایی مالی، محاکمه در پارلمان و ۵ سال پایانی عمر در انزوا؛ دورانی که به بارورترین دوره تألیف آثار ماندگار او بدل شد.
۲. طبقهبندی نوین علوم بر پایه قوای نفس:
تقسیم دانش در کتاب در ارجمندی و فزونی علم بر مبنای قوای سهگانه: حافظه (تاریخ طبیعی و مدنی)، تخیل (شعر و تمثیلهای علمی اسطورهها) و عقل (فلسفه اولی، علم طبیعت و علم انسان)؛ و اقدام رادیکال بیکن در جداسازی اخلاق از سیاست جهت فهم واقعبینانه قدرت.
۳. نقد فاهمه و بتهای چهارگانه ذهن (The Four Idols):
نگرش بیکن به ذهن به عنوان «آینهای کژنما»؛ کالبدشکافی موانع شناختی:
بتهای قبیله (Idols of the Tribe): خطاهای مشترک ساختار ذهن و تمایل به انسانانگاری طبیعت.
بتهای غار (Idols of the Cave): تعصبات فردی ناشی از تربیت، عادات و زمینه روانی هر شخص.
بتهای بازار (Idols of the Marketplace): فریب الفاظ و زبان ناروشن در تعاملات اجتماعی (خطرناکترین بت).
بتهای تماشاخانه/تئاتر (Idols of the Theatre): جزمیت سیستمهای فلسفی که جهانهای ساختگی و خیالی میسازند.
تمثیل درخشان: نقد مورچهواران (تجربهگرایان خام) و عنکبوتواران (عقلگرایان انتزاعیباف)، و تمجید از زنبور عسل (جمعآوری مواد خام طبیعت و تبدیل آن به شهد معرفت).
۴. روششناسی تجربی؛ شکار پان و جداول سهگانه حذف:
تبیین ۸ متد تجربی برای آزمودن فرضیهها؛ و سازوکار بدیع جداول سهگانه (جدول حضور، جدول غیاب، جدول درجات) به عنوان موتور استقرای حذفی برای کنار زدن احتمالات کاذب و کشف «صورت حقیقی» پدیدهها (نمونه کالبدشکافی ماهیت حرارت).
۵. مکانیسم بیکن و بازتعریف «صورت»:
تقلیل علل اربعه ارسطو به فیزیک ساختارهای مادی و رد علت غایی به مثابه «دوشیزهای سترون»؛ طبیعت به مثابه ساعت بزرگ مکانیکی و جایگاه ریاضیات به عنوان خادم اندازهگیریهای عینی در خدمت تکنولوژی و تسخیر طبیعت.
در این درسگفتار در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، یکی از انقلابیترین و تأثیرگذارترین چهرههای فلسفه اوایل دوره مدرن و پدر روش تجربی، فرانسیس بیکن (Francis Bacon)، به شکلی ساختاریافته، مفهومی و انتقادی مورد کالبدشکافی قرار گرفته است.
فرانسیس بیکن با عبور از قیاسهای صوری ارسطویی و متافیزیک مدرسی، پروژه سترگ «احیاء العلوم کبیر» (Instauratio Magna) را پیریزی کرد تا نشان دهد دانش نه زیوری برای فضلفروشی، بلکه ابزاری قدرتمند برای «تسلط انسان بر نیروهای طبیعت و بهبود رفاه بشری» است.
در این درسگفتار، اصول بنیادین تفکر بیکن در ۵ محور اصلی تشریح میشود:
۱. زندگی پرفراز و فرود؛ جاهطلبی سیاسی تا انزوای فکری:
بررسی سیر زندگی بیکن از صعود به بالاترین مقام قضایی انگلستان (لرد چانسلر) تا رسوایی مالی، محاکمه در پارلمان و ۵ سال پایانی عمر در انزوا؛ دورانی که به بارورترین دوره تألیف آثار ماندگار او بدل شد.
۲. طبقهبندی نوین علوم بر پایه قوای نفس:
تقسیم دانش در کتاب در ارجمندی و فزونی علم بر مبنای قوای سهگانه: حافظه (تاریخ طبیعی و مدنی)، تخیل (شعر و تمثیلهای علمی اسطورهها) و عقل (فلسفه اولی، علم طبیعت و علم انسان)؛ و اقدام رادیکال بیکن در جداسازی اخلاق از سیاست جهت فهم واقعبینانه قدرت.
۳. نقد فاهمه و بتهای چهارگانه ذهن (The Four Idols):
نگرش بیکن به ذهن به عنوان «آینهای کژنما»؛ کالبدشکافی موانع شناختی:
بتهای قبیله (Idols of the Tribe): خطاهای مشترک ساختار ذهن و تمایل به انسانانگاری طبیعت.
بتهای غار (Idols of the Cave): تعصبات فردی ناشی از تربیت، عادات و زمینه روانی هر شخص.
بتهای بازار (Idols of the Marketplace): فریب الفاظ و زبان ناروشن در تعاملات اجتماعی (خطرناکترین بت).
بتهای تماشاخانه/تئاتر (Idols of the Theatre): جزمیت سیستمهای فلسفی که جهانهای ساختگی و خیالی میسازند.
تمثیل درخشان: نقد مورچهواران (تجربهگرایان خام) و عنکبوتواران (عقلگرایان انتزاعیباف)، و تمجید از زنبور عسل (جمعآوری مواد خام طبیعت و تبدیل آن به شهد معرفت).
۴. روششناسی تجربی؛ شکار پان و جداول سهگانه حذف:
تبیین ۸ متد تجربی برای آزمودن فرضیهها؛ و سازوکار بدیع جداول سهگانه (جدول حضور، جدول غیاب، جدول درجات) به عنوان موتور استقرای حذفی برای کنار زدن احتمالات کاذب و کشف «صورت حقیقی» پدیدهها (نمونه کالبدشکافی ماهیت حرارت).
۵. مکانیسم بیکن و بازتعریف «صورت»:
تقلیل علل اربعه ارسطو به فیزیک ساختارهای مادی و رد علت غایی به مثابه «دوشیزهای سترون»؛ طبیعت به مثابه ساعت بزرگ مکانیکی و جایگاه ریاضیات به عنوان خادم اندازهگیریهای عینی در خدمت تکنولوژی و تسخیر طبیعت.
YouTube
فرانسیس بیکن؛ ارغنون جدید، بتهای چهارگانه ذهن و تسخیر مکانیکی طبیعت
در این درسگفتار در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با تدریس ایمان مطلق آرانی، یکی از انقلابیترین و تأثیرگذارترین چهرههای فلسفه اوایل دوره مدرن و پدر روش تجربی، فرانسیس بیکن (Francis Bacon)، به شکلی ساختاریافته، مفهومی و انتقادی مورد کالبدشکافی قرار گرفته…
👍1
https://youtu.be/1Doy2dbrtQg
آشنایی با فلسفه رنه دکارت؛ از شک دستوری و کوگیتو تا دوگانهانگاری، فیزیک مکانیکی و انفعالات نفس
در این درسگفتار، نظام فکری بنیانگذار فلسفه جدید غرب، رنه دکارت (René Descartes)، بر پایه ۶ اثر کلیدی او (تأملات در فلسفه اولی، گفتار در روش، قواعد هدایت ذهن، اصول فلسفه، انفعالات نفس و رساله جهان) و با ارجاع به شروح کاپلستون و صانعی دره بیدی به شکلی ساختاریافته و مفهومی کالبدشکافی شده است.
در این جلسه، دلایل اطلاق عنوان «پدر فلسفه مدرن» بر دکارت و سیر اندیشه او در ۵ محور اساسی تبیین میشود:
۱. چرخش معرفتشناختی و سوژه خودبنیاد:
چرا دکارت نقطه آغاز فلسفه را از جهان بیرون یا خدا به درون ذهن انسان و مسئله شناخت (Epistemology) منتقل کرد؟ تبدیل عقل خودبنیاد بشری به عنوان تنها مرجع کشف حقیقت در برابر سنت و مرجعیت کلیسا و متون ارسطویی.
۲. قواعد چهارگانه روش و اخلاق موقت:
تبیین چهار گام متد دکارتی برگرفته از ریاضیات: قاعده بداهت (وضوح و تمایز در برابر شتابزدگی و پیشداوری)، قاعده تحلیل و تجزیه، قاعده ترکیب و استنتاج، و قاعده استقصا و احصا (بازبینی پیوسته زنجیره استدلال). همچنین تشریح سه اصل «اخلاق موقت» (تمثیل ساختن سرپناه موقت حین بازسازی خانه معرفت؛ مشی میانهروانه، استواری در تصمیمگیری و رویکرد رواقیِ غلبه بر خود به جای غلبه بر جهان).
۳. کالبدشکافی تأملات ششگانه (Meditations on First Philosophy):
تأمل اول: شک دستوری و رادیکال؛ ابطال دادههای حسی، برهان خواب و رؤیا، و فرضیه هولناک «شیطان فریبکار» (Malicious Demon).
تأمل دوم: تولد کوگیتو؛ «میاندیشم پس هستم» (Cogito, ergo sum) به عنوان نقطه اتکای تزلزلناپذیر؛ تعریف انسان به عنوان «امر اندیشنده» (Res Cogitans) و آزمایش فکری تمثیل موم عسل.
تأمل سوم: دستهبندی سهگانه ایدهها (عارضی، ساختگی و فطری)؛ تمایز واقعیت صوری (Formal Reality) از واقعیت عینی (Objective Reality) و برهان کلامی اثبات وجود خدای نامتناهی و غیرفریبکار.
تأمل چهارم: تبیین منشأ خطا؛ تلاقی فهم و فاهمه محدود انسانی با اراده نامحدود و آزاد؛ خطا به مثابه صدور حکم عجولانه پیش از حصول وضوح و تمایز.
تأمل پنجم: ماهیت اشیای مادی به مثابه امتداد در فضا (Res Extensa)؛ استقلال حقایق ریاضی-هندسی و صورتبندی مجدد «برهان وجودی» (مشابه برهان آنسلم).
تأمل ششم: اثبات وجود واقعی جهان مادی و بدن؛ تبیین ثنویت و دوگانهانگاری دکارتی (Mind-Body Dualism) و رد تمثیل ناخدا و کشتی جهت تبیین اتحاد عمیق روح و بدن.
۴. تمثیل درخت معرفت و فیزیک مکانیکی:
تبیین ریشهها (متافیزیک)، تنه (فیزیک) و شاخهها و میوههای کاربردی (مکانیک، طب و اخلاق کامل). جهان مادی به مثابه ساعت بزرگ مکانیکی؛ نقش خداوند به عنوان واردکننده مقدار ثابت حرکت در آفرینش نخستین و قانون بقای اندازه حرکت.
۵. نظریه جنجالی «حیوان-ماشین» و رساله انفعالات نفس:
چرا دکارت حیوانات را ماشینهای فاقد روح، ادراک و خودآگاهی میدانست؟ مکانیسم ارواح حیوانی (Animal Spirits) و رفلاکسهای عصبی؛ چگونگی حل معضل ارتباط روح غیرمادی با بدن مادی از طریق غده صنوبری (Pineal Gland)؛ و تعریف انفعالات ششگانه پایه (حیرت، عشق، نفرت، میل، شادی و غم) و پیوند آن با اخلاق کامل جهت نیل به آرامش روان و خرسندی خاطر.
آشنایی با فلسفه رنه دکارت؛ از شک دستوری و کوگیتو تا دوگانهانگاری، فیزیک مکانیکی و انفعالات نفس
در این درسگفتار، نظام فکری بنیانگذار فلسفه جدید غرب، رنه دکارت (René Descartes)، بر پایه ۶ اثر کلیدی او (تأملات در فلسفه اولی، گفتار در روش، قواعد هدایت ذهن، اصول فلسفه، انفعالات نفس و رساله جهان) و با ارجاع به شروح کاپلستون و صانعی دره بیدی به شکلی ساختاریافته و مفهومی کالبدشکافی شده است.
در این جلسه، دلایل اطلاق عنوان «پدر فلسفه مدرن» بر دکارت و سیر اندیشه او در ۵ محور اساسی تبیین میشود:
۱. چرخش معرفتشناختی و سوژه خودبنیاد:
چرا دکارت نقطه آغاز فلسفه را از جهان بیرون یا خدا به درون ذهن انسان و مسئله شناخت (Epistemology) منتقل کرد؟ تبدیل عقل خودبنیاد بشری به عنوان تنها مرجع کشف حقیقت در برابر سنت و مرجعیت کلیسا و متون ارسطویی.
۲. قواعد چهارگانه روش و اخلاق موقت:
تبیین چهار گام متد دکارتی برگرفته از ریاضیات: قاعده بداهت (وضوح و تمایز در برابر شتابزدگی و پیشداوری)، قاعده تحلیل و تجزیه، قاعده ترکیب و استنتاج، و قاعده استقصا و احصا (بازبینی پیوسته زنجیره استدلال). همچنین تشریح سه اصل «اخلاق موقت» (تمثیل ساختن سرپناه موقت حین بازسازی خانه معرفت؛ مشی میانهروانه، استواری در تصمیمگیری و رویکرد رواقیِ غلبه بر خود به جای غلبه بر جهان).
۳. کالبدشکافی تأملات ششگانه (Meditations on First Philosophy):
تأمل اول: شک دستوری و رادیکال؛ ابطال دادههای حسی، برهان خواب و رؤیا، و فرضیه هولناک «شیطان فریبکار» (Malicious Demon).
تأمل دوم: تولد کوگیتو؛ «میاندیشم پس هستم» (Cogito, ergo sum) به عنوان نقطه اتکای تزلزلناپذیر؛ تعریف انسان به عنوان «امر اندیشنده» (Res Cogitans) و آزمایش فکری تمثیل موم عسل.
تأمل سوم: دستهبندی سهگانه ایدهها (عارضی، ساختگی و فطری)؛ تمایز واقعیت صوری (Formal Reality) از واقعیت عینی (Objective Reality) و برهان کلامی اثبات وجود خدای نامتناهی و غیرفریبکار.
تأمل چهارم: تبیین منشأ خطا؛ تلاقی فهم و فاهمه محدود انسانی با اراده نامحدود و آزاد؛ خطا به مثابه صدور حکم عجولانه پیش از حصول وضوح و تمایز.
تأمل پنجم: ماهیت اشیای مادی به مثابه امتداد در فضا (Res Extensa)؛ استقلال حقایق ریاضی-هندسی و صورتبندی مجدد «برهان وجودی» (مشابه برهان آنسلم).
تأمل ششم: اثبات وجود واقعی جهان مادی و بدن؛ تبیین ثنویت و دوگانهانگاری دکارتی (Mind-Body Dualism) و رد تمثیل ناخدا و کشتی جهت تبیین اتحاد عمیق روح و بدن.
۴. تمثیل درخت معرفت و فیزیک مکانیکی:
تبیین ریشهها (متافیزیک)، تنه (فیزیک) و شاخهها و میوههای کاربردی (مکانیک، طب و اخلاق کامل). جهان مادی به مثابه ساعت بزرگ مکانیکی؛ نقش خداوند به عنوان واردکننده مقدار ثابت حرکت در آفرینش نخستین و قانون بقای اندازه حرکت.
۵. نظریه جنجالی «حیوان-ماشین» و رساله انفعالات نفس:
چرا دکارت حیوانات را ماشینهای فاقد روح، ادراک و خودآگاهی میدانست؟ مکانیسم ارواح حیوانی (Animal Spirits) و رفلاکسهای عصبی؛ چگونگی حل معضل ارتباط روح غیرمادی با بدن مادی از طریق غده صنوبری (Pineal Gland)؛ و تعریف انفعالات ششگانه پایه (حیرت، عشق، نفرت، میل، شادی و غم) و پیوند آن با اخلاق کامل جهت نیل به آرامش روان و خرسندی خاطر.
YouTube
آشنایی با فلسفه رنه دکارت
به کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی» خوش آمدید؛ فضایی تخصصی برای مطالعه، تحلیل انتقادی و بازخوانی متون بنیادین تفکر.
این کانال با هدف ارائه مباحث ساختاریافته در حوزه تاریخ فلسفه، فلسفه قارهای و اندیشه معاصر ایران شکل گرفته است. در اینجا تلاش میشود متون…
این کانال با هدف ارائه مباحث ساختاریافته در حوزه تاریخ فلسفه، فلسفه قارهای و اندیشه معاصر ایران شکل گرفته است. در اینجا تلاش میشود متون…
👍2
https://youtu.be/zQqTXnwBCCU
در این گفتار نقادانه، فلسفی و آسیبشناسانه در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، میزگرد اخیر کانال ایران مانا پیرامون «مختصات فکری، آرمانها و رهبری سیاسی نسل Z» (با حضور دکتر سجاد فتاحی، دکتر عباس سوری و اجرای بنیامین سوری) به شکلی بندبهبند، مستند و مبتنی بر موازین فلسفه تحلیلی، معرفتشناسی و جامعهشناسی سیاسی مورد نقادی جدی قرار گرفته است.
در این نقد تفصیلی، تلههای پوپولیسم معرفتی، تملقگویی از جوانان، رمانتیکسازی محرومیت اقتصادی و تقلیل سیاست به تکنوکراسی بیخاصیت در ۵ پرده اصلی کالبدشکافی میشود:
۱. خلط فاحش میان «داده» (Data) با «معرفت و تخصص» (Knowledge):
نقد این ادعا که چون نسل جدید با یک سرچ به کتابهای متعدد دسترسی دارد، پس علم استاد دیگر فضیلت نیست؛ تفکیک معرفتشناختی میان انباشت مکانیکی اطلاعات با قوه تحلیل، احاطه روششناختی و سنجش برهانی (تمثیل انبار دارو و بینیازی از پزشک). نقد تقلیل احترام به «ادب صِرف» به عنوان بستری برای پوپولیسم معرفتی و شیوع جهل مرکب؛ و تبیین این اصل که جهانبینی ثمره رنج عقلانی و معلومات عمیق است، نه انفعالات بیپشتوانه روانی.
۲. سفسطه «شناوری دانش» و تناقض خودابطالگر در برابر تعریف کلاسیک علم:
نقد دستکاری در تعریف سهجزئی معرفت (باور صادق موجه / JTB) و جایگزینی نسبیگرایی پروتاگوراسی با نام شیک «شناوری و نسبتمندی دانش»؛ اثبات تناقض منطقی خودابطالگر (آیا خود گزارهٔ شناوری، گزارهای ثابت و صادق است؟)؛ و هشدار نسبت به عواقب اخلاقی و سیاسی نابودی ملاک حقیقت: نسلی که لنگرگاه و ترازو برای صدق نداشته باشد، در برابر ترندهای الگوریتمی فضای مجازی و پروپاگاندای پوپولیستی بیدفاع خواهد بود.
۳. تنزل کتاب مقدس به سریال بریکینگ بد (Breaking Bad) و توهم رهایی با نقض تابوها:
تفکیک شأن زیباییشناختی هنر دراماتیک (روایت کشمکشهای روانی و سقوط تراژیک) از «متن موسس نظام هنجاری و فلسفه حق». نقد تقلیل جهانبینی به سرگذشت والتر وایت و استحاله او به هایزنبرگ (نیهیلیسم، توجیه جنایت در اضطرار و تقدم بقای فردی)؛ تمایز میان رهایی از خرافات با فروپاشی شیرازه مدنی («بیهنجاری / آنومی») در غیاب ضوابط اخلاقی و تعهدات شهروندی.
۴. اسطورهسازی از «دین ایرانی» و خطای حلول ناخودآگاه حکمت خرقانی و خیام:
نقد تز حلول رازآلود و ژنتیکی عرفان ایرانی در نسل جدید بدون خواندن متون و ممارست مفهومی؛ تمایز ماهوی میان مدارای اشراقی خرقانی (برآمده از فنای نفس و کرامت الهی انسان) با مدارای ناشی از فردگرایی لیبرال یا بیتفاوتی شناختی؛ کالبدشکافی رفتار خرج کردن موجودی کارت بانکی در کافه: تمایز حیرت اگزیستانسیال و تراژیک حکیم عمر خیام در برابر عدم بقای دهر، با «کوتاهمدتگرایی ناشی از ناامیدی اقتصادی و تورم ساختاری» در ایران معاصر؛ نقد رمانتیکسازی فقر، گریم کردن استیصال به چهره عرفان و جفا به مقام «رند هوشیار» حافظ.
۵. سراب «سیاست بدون ایدئولوژی» و مغالطه غایتانگاری تاریخی (گذار کمهزینه):
رد ادعای بیطرفی تکنوکراتیک و فرا-چپ و راست بودن سیاست؛ اثبات این نکته که پرسشهای کلان جامعه (مالیات، قوانین کار، آموزش و درمان رایگان یا خصوصی) مسائل فنی خنثی نیستند بلکه نیازمند فلسفه سیاسی، نظریه عدالت و جهتگیری هنجاریاند؛ نقد غایتانگاری جبری (مشابه هگل و مارکس) مبنی بر حرکت خودکار تاریخ به سمت شکوفایی؛ و هشدار نسبت به پیامدهای سهمگین فریب دادن جامعه با وعده واهی گذار کمهزینه در برابر ساختارهای صلب استبداد و بحرانهای انباشته تاریخی.
در این گفتار نقادانه، فلسفی و آسیبشناسانه در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، میزگرد اخیر کانال ایران مانا پیرامون «مختصات فکری، آرمانها و رهبری سیاسی نسل Z» (با حضور دکتر سجاد فتاحی، دکتر عباس سوری و اجرای بنیامین سوری) به شکلی بندبهبند، مستند و مبتنی بر موازین فلسفه تحلیلی، معرفتشناسی و جامعهشناسی سیاسی مورد نقادی جدی قرار گرفته است.
در این نقد تفصیلی، تلههای پوپولیسم معرفتی، تملقگویی از جوانان، رمانتیکسازی محرومیت اقتصادی و تقلیل سیاست به تکنوکراسی بیخاصیت در ۵ پرده اصلی کالبدشکافی میشود:
۱. خلط فاحش میان «داده» (Data) با «معرفت و تخصص» (Knowledge):
نقد این ادعا که چون نسل جدید با یک سرچ به کتابهای متعدد دسترسی دارد، پس علم استاد دیگر فضیلت نیست؛ تفکیک معرفتشناختی میان انباشت مکانیکی اطلاعات با قوه تحلیل، احاطه روششناختی و سنجش برهانی (تمثیل انبار دارو و بینیازی از پزشک). نقد تقلیل احترام به «ادب صِرف» به عنوان بستری برای پوپولیسم معرفتی و شیوع جهل مرکب؛ و تبیین این اصل که جهانبینی ثمره رنج عقلانی و معلومات عمیق است، نه انفعالات بیپشتوانه روانی.
۲. سفسطه «شناوری دانش» و تناقض خودابطالگر در برابر تعریف کلاسیک علم:
نقد دستکاری در تعریف سهجزئی معرفت (باور صادق موجه / JTB) و جایگزینی نسبیگرایی پروتاگوراسی با نام شیک «شناوری و نسبتمندی دانش»؛ اثبات تناقض منطقی خودابطالگر (آیا خود گزارهٔ شناوری، گزارهای ثابت و صادق است؟)؛ و هشدار نسبت به عواقب اخلاقی و سیاسی نابودی ملاک حقیقت: نسلی که لنگرگاه و ترازو برای صدق نداشته باشد، در برابر ترندهای الگوریتمی فضای مجازی و پروپاگاندای پوپولیستی بیدفاع خواهد بود.
۳. تنزل کتاب مقدس به سریال بریکینگ بد (Breaking Bad) و توهم رهایی با نقض تابوها:
تفکیک شأن زیباییشناختی هنر دراماتیک (روایت کشمکشهای روانی و سقوط تراژیک) از «متن موسس نظام هنجاری و فلسفه حق». نقد تقلیل جهانبینی به سرگذشت والتر وایت و استحاله او به هایزنبرگ (نیهیلیسم، توجیه جنایت در اضطرار و تقدم بقای فردی)؛ تمایز میان رهایی از خرافات با فروپاشی شیرازه مدنی («بیهنجاری / آنومی») در غیاب ضوابط اخلاقی و تعهدات شهروندی.
۴. اسطورهسازی از «دین ایرانی» و خطای حلول ناخودآگاه حکمت خرقانی و خیام:
نقد تز حلول رازآلود و ژنتیکی عرفان ایرانی در نسل جدید بدون خواندن متون و ممارست مفهومی؛ تمایز ماهوی میان مدارای اشراقی خرقانی (برآمده از فنای نفس و کرامت الهی انسان) با مدارای ناشی از فردگرایی لیبرال یا بیتفاوتی شناختی؛ کالبدشکافی رفتار خرج کردن موجودی کارت بانکی در کافه: تمایز حیرت اگزیستانسیال و تراژیک حکیم عمر خیام در برابر عدم بقای دهر، با «کوتاهمدتگرایی ناشی از ناامیدی اقتصادی و تورم ساختاری» در ایران معاصر؛ نقد رمانتیکسازی فقر، گریم کردن استیصال به چهره عرفان و جفا به مقام «رند هوشیار» حافظ.
۵. سراب «سیاست بدون ایدئولوژی» و مغالطه غایتانگاری تاریخی (گذار کمهزینه):
رد ادعای بیطرفی تکنوکراتیک و فرا-چپ و راست بودن سیاست؛ اثبات این نکته که پرسشهای کلان جامعه (مالیات، قوانین کار، آموزش و درمان رایگان یا خصوصی) مسائل فنی خنثی نیستند بلکه نیازمند فلسفه سیاسی، نظریه عدالت و جهتگیری هنجاریاند؛ نقد غایتانگاری جبری (مشابه هگل و مارکس) مبنی بر حرکت خودکار تاریخ به سمت شکوفایی؛ و هشدار نسبت به پیامدهای سهمگین فریب دادن جامعه با وعده واهی گذار کمهزینه در برابر ساختارهای صلب استبداد و بحرانهای انباشته تاریخی.
YouTube
رمانتیک سازی نسل Z، از پوپولیسم معرفتی تا سیاست بدون ایدئولوژی
Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.
❤1👍1
https://youtu.be/-X7qRkf_ot8
فلسفه و آیندهنگری (بخش اول) نقد توهم توسعه، تفکر هایدگری و گشودگی افق فردا | دکتر رضا داوری اردکانی
در این درسگفتار، با تمرکز بر «درآمد و طرح مقدماتی مسئله» و «فصل اول (آیندهنگری چیست و چگونه است؟)» و «فصل دوم (امکان و آینده)»، بحران بنیادین برنامهریزی، توهمات توسعه و مسدود شدن افق تاریخی در جوامع در حال توسعه در ۵ محور اساسی تبیین میشود:
۱. شالودهشکنی مفهوم آیندهنگری؛ تفکر در برابر تکنیک مکانیکی:
آیندهنگری فرمولنویسی انتزاعی، تکنوکراسی اداری یا رمالی و غیبگویی نیست؛ بلکه از سنخ «یافت زمان آینده» و فهم امکانهای تاریخی یک قوم است.
نقد خلط برنامهریزی با آرزواندیشی و توهمات سیاسی؛ جامعهای که با «اکنون» و موقعیت تاریخی خود بیگانه باشد، برنامههای پنجساله و دهسالهاش چیزی جز لفاظی، شعارزدگی و کاغذبازی نخواهد بود.
۲. پارادوکس توسعه و ناهمزمانی تاریخی در جهان در حال توسعه:
آیندهای که کشورهای پیرامونی به عنوان افق فردا به آن چشم دوختهاند، در حقیقت چیزی جز «گذشتهٔ محققشدهٔ غرب» نیست.
قاعدهٔ صلب تاریخ: «راه تاریخ پشت سر مسافرانش بسته میشود»؛ هیچ ملتی نمیتواند با تقلید سوری از رسوم، آییننامهها و بخشنامهها میانبر بزند، زیرا آینده یک ایستگاه از پیش ساخته نیست بلکه خودِ راه است که باید با تفکر گشوده شود.
۳. نقد مقاله-زدگی (ISI) و تشریفات صوری علم:
چاپ مقاله به خودی خود بد نیست، اما تدوین سیاست واقعی علم ماهیتی جدا از تشریفات اداری نشر دارد (تمثیل ابنسینا و تصنیف شفا و قانون). علم واقعی با طرح و حل مسائل انضمامی جامعه متولد میشود، نه با مسابقه برای ارتقای رتبه اداری و تولید کمی مقالات بیاثر.
۴. تبارشناسی مدرنیته؛ از آرمانشهر افلاطونی و بیکن تا فاجعه فاوستی مارلو:
ریشههای جامعه تکنو-ساینتیفیک جدید در آتلانتیس نوی فرانسیس بیکن و چرخش سوبژکتیو در افلاطون؛ تقلیل علم نظری به «علم معطوف به قدرت و تصرف در طبیعت».
تحقق کابوس دکتر فاستوس کریستوفر مارلو: انسانی که در سودای قدرت و تصرف مادی، ایمان و افق قدسی را واگذار کرد و امروز علم و تکنیک مهارناپذیر، خود او را به اسارت کشانده است.
۵. امکانهای تاریخی، زبان و نجات تفکر با شعر:
تمایز زمان تقویمی و مکانیکی از «زمان اگزیستانسیال و اصیل تفکر»؛ انسان موجودی است که در رفتوآمد با زمان زیست میکند (تمثیل بیماری آلزایمر و فلج شدن آینده در غیاب حافظه تاریخی).
نسبت شعر، هنر و فلسفه با آیندهنگری: زبان علیل و الکن، تفکر علیل به بار میآورد؛ فیلسوفان و شاعران مهندسان اجرایی نیستند، بلکه آمادهکنندگان ذهن جامعه برای درک امکانهای گشایش افق آیندهاند.
فلسفه و آیندهنگری (بخش اول) نقد توهم توسعه، تفکر هایدگری و گشودگی افق فردا | دکتر رضا داوری اردکانی
در این درسگفتار، با تمرکز بر «درآمد و طرح مقدماتی مسئله» و «فصل اول (آیندهنگری چیست و چگونه است؟)» و «فصل دوم (امکان و آینده)»، بحران بنیادین برنامهریزی، توهمات توسعه و مسدود شدن افق تاریخی در جوامع در حال توسعه در ۵ محور اساسی تبیین میشود:
۱. شالودهشکنی مفهوم آیندهنگری؛ تفکر در برابر تکنیک مکانیکی:
آیندهنگری فرمولنویسی انتزاعی، تکنوکراسی اداری یا رمالی و غیبگویی نیست؛ بلکه از سنخ «یافت زمان آینده» و فهم امکانهای تاریخی یک قوم است.
نقد خلط برنامهریزی با آرزواندیشی و توهمات سیاسی؛ جامعهای که با «اکنون» و موقعیت تاریخی خود بیگانه باشد، برنامههای پنجساله و دهسالهاش چیزی جز لفاظی، شعارزدگی و کاغذبازی نخواهد بود.
۲. پارادوکس توسعه و ناهمزمانی تاریخی در جهان در حال توسعه:
آیندهای که کشورهای پیرامونی به عنوان افق فردا به آن چشم دوختهاند، در حقیقت چیزی جز «گذشتهٔ محققشدهٔ غرب» نیست.
قاعدهٔ صلب تاریخ: «راه تاریخ پشت سر مسافرانش بسته میشود»؛ هیچ ملتی نمیتواند با تقلید سوری از رسوم، آییننامهها و بخشنامهها میانبر بزند، زیرا آینده یک ایستگاه از پیش ساخته نیست بلکه خودِ راه است که باید با تفکر گشوده شود.
۳. نقد مقاله-زدگی (ISI) و تشریفات صوری علم:
چاپ مقاله به خودی خود بد نیست، اما تدوین سیاست واقعی علم ماهیتی جدا از تشریفات اداری نشر دارد (تمثیل ابنسینا و تصنیف شفا و قانون). علم واقعی با طرح و حل مسائل انضمامی جامعه متولد میشود، نه با مسابقه برای ارتقای رتبه اداری و تولید کمی مقالات بیاثر.
۴. تبارشناسی مدرنیته؛ از آرمانشهر افلاطونی و بیکن تا فاجعه فاوستی مارلو:
ریشههای جامعه تکنو-ساینتیفیک جدید در آتلانتیس نوی فرانسیس بیکن و چرخش سوبژکتیو در افلاطون؛ تقلیل علم نظری به «علم معطوف به قدرت و تصرف در طبیعت».
تحقق کابوس دکتر فاستوس کریستوفر مارلو: انسانی که در سودای قدرت و تصرف مادی، ایمان و افق قدسی را واگذار کرد و امروز علم و تکنیک مهارناپذیر، خود او را به اسارت کشانده است.
۵. امکانهای تاریخی، زبان و نجات تفکر با شعر:
تمایز زمان تقویمی و مکانیکی از «زمان اگزیستانسیال و اصیل تفکر»؛ انسان موجودی است که در رفتوآمد با زمان زیست میکند (تمثیل بیماری آلزایمر و فلج شدن آینده در غیاب حافظه تاریخی).
نسبت شعر، هنر و فلسفه با آیندهنگری: زبان علیل و الکن، تفکر علیل به بار میآورد؛ فیلسوفان و شاعران مهندسان اجرایی نیستند، بلکه آمادهکنندگان ذهن جامعه برای درک امکانهای گشایش افق آیندهاند.
YouTube
فلسفه و آیندهنگری (بخش اول) نقد توهم توسعه، تفکر هایدگری و گشودگی افق فردا | دکتر رضا داوری اردکانی
در بخش نخست از سلسلهبرنامههای معرفی و بررسی تحلیلی آثار برجسته فلسفه معاصر ایران در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با بازخوانی و تدریس ایمان مطلق آرانی، کتاب اثرگذار و مبنایی «فلسفه و آیندهنگری» تالیف دکتر رضا داوری اردکانی (انتشارات سخن) مورد کالبدشکافی…
👍1
https://youtu.be/J1y9NntBugc
در چه زمانهایی پاسخ میدهیم و چرا در اغلب موارد پاسخ نمیدهیم؟
در این جلسه، ضمن شرح فلسفه عدم ورود به جدالهای مذهبی، معیارهای تفکیک میان «مغالطه و جدل باطل» از «پاسخگویی مسئولانه و روشنگر» در چهار ساحت محوری تبیین میشود:
۱. فلسفه سکوت و پرهیز از جدال در اندیشه دکتر داودی:
تمثیل درخت بیبار: مخالفتها و سنگاندازیها نشان از ثمردهی و نفوذ پیام دارند.
نقد نزاع و جدال کلامی به عنوان مانع رشد معنوی؛ تمثیل تجربه تاریخی امام محمد غزالی در پایان عمر و سوگند به ترک مجادله.
نفی منطق ماکیاولیستی «هدف وسیله را توجیه میکند»: اخلاقی بودن اهداف در دیانت بهائی مشروط به اخلاقی بودن مطلق ابزارهاست؛ پیروزی در بحث به قیمت تحریف، کینه، تحقیر طرف مقابل و نقض اصل «تحری حقیقت» اعتباری ندارد.
خطر شکلگیری عادات روانی ستیزهجویانه در مناظرهکنندگان و سرایت آن به روابط درونجامعهای.
۲. آسیبشناسی افلاطونی-ارسطویی ورود به مباحثات فرسایشی:
نقد ارسطو توسط افلاطون پیرامون خرد کردن مفرط قضایا و غرق شدن در جزئیات عقیم.
خطرات ورود به زنجیره مباحثات بیپایان و تغییر کانون توجه از آموزش و تبلیغ اصیل به واکنشهای مداوم انفعالی.
۳. منطق مواجهه با گوینده («انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال»):
چه زمانهایی نباید به شخصیت یا رفتار گوینده پرداخت؟ پرهیز اکید از مغالطه حمله به شخص (Ad Hominem)؛ تفکیک ادعای علمی از بیوگرافی شخصی.
در چه مواردی استثنائاً شخصیت و رفتار گوینده محل نقد است؟ هنگام وارد آمدن آسیب مستقیم اجتماعی/فرهنگی به جامعه و جعل نمایندگی، تناقض آشکار میان رفتار عملی با دعاوی اخلاقی علنی، و جایگاه حقوقی/سیاسی اثرگذار بر سرنوشت مردم.
۴. معیارهای تفکیک کلام قابلپاسخ از کلام غیرقابلپاسخ:
زمانهایی که پاسخگویی واجب و ضروری است: رد شبهات نظری و دینی (مستند به نص حضرت بهاءالله در وجوب «رد من رد علی الله» با قلم و بیان عقلانی)، ادعاهای غلط مخل حقوق عمومی، سلامت یا تاریخ، و کلام اثرگذار بر تصمیمگیریهای کلان جامعه.
زمانهایی که باید سکوت کرد: سخنان فاقد ارزش معرفتی و سطحی، هتاکی و افترا (ارجاع به مراجع قضایی یا عمل به پند عیسی مسیح: بگذار مردگان مردگان را دفن کنند)، تلههای جنجالآفرینی برای کسب مشروعیت و شهرت، و فضاهایی که پاسخگویی متقابل مستلزم توهین به مقدسات ادیان دیگر (قرآن، پیامبر و ائمه) باشد.
در چه زمانهایی پاسخ میدهیم و چرا در اغلب موارد پاسخ نمیدهیم؟
در این جلسه، ضمن شرح فلسفه عدم ورود به جدالهای مذهبی، معیارهای تفکیک میان «مغالطه و جدل باطل» از «پاسخگویی مسئولانه و روشنگر» در چهار ساحت محوری تبیین میشود:
۱. فلسفه سکوت و پرهیز از جدال در اندیشه دکتر داودی:
تمثیل درخت بیبار: مخالفتها و سنگاندازیها نشان از ثمردهی و نفوذ پیام دارند.
نقد نزاع و جدال کلامی به عنوان مانع رشد معنوی؛ تمثیل تجربه تاریخی امام محمد غزالی در پایان عمر و سوگند به ترک مجادله.
نفی منطق ماکیاولیستی «هدف وسیله را توجیه میکند»: اخلاقی بودن اهداف در دیانت بهائی مشروط به اخلاقی بودن مطلق ابزارهاست؛ پیروزی در بحث به قیمت تحریف، کینه، تحقیر طرف مقابل و نقض اصل «تحری حقیقت» اعتباری ندارد.
خطر شکلگیری عادات روانی ستیزهجویانه در مناظرهکنندگان و سرایت آن به روابط درونجامعهای.
۲. آسیبشناسی افلاطونی-ارسطویی ورود به مباحثات فرسایشی:
نقد ارسطو توسط افلاطون پیرامون خرد کردن مفرط قضایا و غرق شدن در جزئیات عقیم.
خطرات ورود به زنجیره مباحثات بیپایان و تغییر کانون توجه از آموزش و تبلیغ اصیل به واکنشهای مداوم انفعالی.
۳. منطق مواجهه با گوینده («انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال»):
چه زمانهایی نباید به شخصیت یا رفتار گوینده پرداخت؟ پرهیز اکید از مغالطه حمله به شخص (Ad Hominem)؛ تفکیک ادعای علمی از بیوگرافی شخصی.
در چه مواردی استثنائاً شخصیت و رفتار گوینده محل نقد است؟ هنگام وارد آمدن آسیب مستقیم اجتماعی/فرهنگی به جامعه و جعل نمایندگی، تناقض آشکار میان رفتار عملی با دعاوی اخلاقی علنی، و جایگاه حقوقی/سیاسی اثرگذار بر سرنوشت مردم.
۴. معیارهای تفکیک کلام قابلپاسخ از کلام غیرقابلپاسخ:
زمانهایی که پاسخگویی واجب و ضروری است: رد شبهات نظری و دینی (مستند به نص حضرت بهاءالله در وجوب «رد من رد علی الله» با قلم و بیان عقلانی)، ادعاهای غلط مخل حقوق عمومی، سلامت یا تاریخ، و کلام اثرگذار بر تصمیمگیریهای کلان جامعه.
زمانهایی که باید سکوت کرد: سخنان فاقد ارزش معرفتی و سطحی، هتاکی و افترا (ارجاع به مراجع قضایی یا عمل به پند عیسی مسیح: بگذار مردگان مردگان را دفن کنند)، تلههای جنجالآفرینی برای کسب مشروعیت و شهرت، و فضاهایی که پاسخگویی متقابل مستلزم توهین به مقدسات ادیان دیگر (قرآن، پیامبر و ائمه) باشد.
YouTube
در چه زمانهایی پاسخ میدهیم و چرا در اغلب موارد پاسخ نمیدهیم؟
در این درسگفتار تحلیلی و اخلاقی در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی»، با ارائه و تدریس ایمان مطلق آرانی، مسئله مناقشهبرانگیز شیوه مواجهه با منتقدان، هتاکان و شبههافکنان دینی در پرتو درسگفتار تاریخی و ماندگار زندهیاد دکتر علیمراد داودی (با عنوان «چرا جواب…
❤2👍1
https://www.youtube.com/watch?v=FvLJkDPaRUU
در بخش نخست از سلسلهدرسگفتارهای «روانشناسی سرسپردگی خودخواسته و بردگی اختیاری» در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی» با تدریس ایمان مطلق آرانی، یکی از غریبترین و تکاندهندهترین تناقضهای رفتار فردی و جمعی انسان به بوتهٔ نقد کشیده میشود: چرا در موارد متعددی قربانی نه تنها از ستمگر بیزار نیست، بلکه به او دل میبندد، از زنجیرهای خود دفاع میکند و خواهان نابودی تبار و خانهٔ خویش میشود؟
در این جلسه، این پدیده از سطح برچسبهای سیاسی و اخلاقیِ روزمره فراتر رفته و در چهار ساحت تحلیلی کالبدشکافی میگردد:
۱. کالبدشکافی همانندپنداری با ستمگر؛ از خانه تا تاریخ:
بررسی روانشناختی خشونت خانگی و دفاع قربانی از آزارگر؛
شواهد تاریخی: تمایز «برده مزرعه» و «برده خانگی» در جنوب آمریکا؛ وسواس نخبگان هندی برای انگلیسیتر شدن در دوران استعمار بریتانیا؛
فراتر رفتن از تحلیلهای تقلیلگرایانه: ستمدیدگی به مثابه یک عارضه ساختاری نه صرفاً نقص اخلاقی فردی.
۲. آسیبشناسی رفتار سیاسی و روانی در فضای معاصر:
تضاد روانی مهاجران در غرب: چرایی پیوستن برخی اقلیتها به جریانهای ضد مهاجرت و پدیدهٔ «لگد زدن به نردبان»؛
تبدیل مخالفت سیاسی به تمنای قهر نظامی، تحریمهای خردکننده و ویرانی زیرساختهای زادگاه؛
ناکارآمدی برچسبزنیهای اخلاقی (خیانت، مزدور) و ضرورت تفکیک سطح آگاهی خودآگاه از زیربنای ناخودآگاه روانی.
۳. سازوکارهای شناختی ستمدیدگی درونیشده (Internalized Oppression):
طرحوارههای ذهنی (Cognitive Schemas) و نحوه سیمکشی ذهن تحت تحقیر مداوم؛
نظریه توجیه سیستم (System Justification Theory - جان یوست): چرا انسان فرودست برای فرار از اضطرابِ زیستن در جهانی بیعدالت، بیعدالتی ساختار را به نقص ذات خود نسبت میدهد؟
آگاهی کاذب به مثابه داروی بیحسی موضعی برای تحمل درد نابرابری.
۴. فلسفه رهایی و دیالکتیک ستمگر و ستمدیده (پائولو فریره):
مفهوم «انسانزدایی» (Dehumanization) و تقلیل سوژه انسانی به ابژهٔ مصرفی؛
انحراف در تعریف کمال: مساوی گرفتن «انسان شدن» با «ستمگر شدن» و دگردیسی حقیقت «بودن» به ساحت «مالک بودن»؛
چسبندگی روانی به ستمگر و پدیده «ظهور خُردهستمگر» (Sub-oppressor)؛
رفتار تجویزی (Prescription) و پدیده هولناک «ترس از آزادی» (Fear of Freedom): ترجیح امنیت حقارتبار اسارت بر اضطراب و مسئولیت استقلال واقعی.
در بخش نخست از سلسلهدرسگفتارهای «روانشناسی سرسپردگی خودخواسته و بردگی اختیاری» در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی» با تدریس ایمان مطلق آرانی، یکی از غریبترین و تکاندهندهترین تناقضهای رفتار فردی و جمعی انسان به بوتهٔ نقد کشیده میشود: چرا در موارد متعددی قربانی نه تنها از ستمگر بیزار نیست، بلکه به او دل میبندد، از زنجیرهای خود دفاع میکند و خواهان نابودی تبار و خانهٔ خویش میشود؟
در این جلسه، این پدیده از سطح برچسبهای سیاسی و اخلاقیِ روزمره فراتر رفته و در چهار ساحت تحلیلی کالبدشکافی میگردد:
۱. کالبدشکافی همانندپنداری با ستمگر؛ از خانه تا تاریخ:
بررسی روانشناختی خشونت خانگی و دفاع قربانی از آزارگر؛
شواهد تاریخی: تمایز «برده مزرعه» و «برده خانگی» در جنوب آمریکا؛ وسواس نخبگان هندی برای انگلیسیتر شدن در دوران استعمار بریتانیا؛
فراتر رفتن از تحلیلهای تقلیلگرایانه: ستمدیدگی به مثابه یک عارضه ساختاری نه صرفاً نقص اخلاقی فردی.
۲. آسیبشناسی رفتار سیاسی و روانی در فضای معاصر:
تضاد روانی مهاجران در غرب: چرایی پیوستن برخی اقلیتها به جریانهای ضد مهاجرت و پدیدهٔ «لگد زدن به نردبان»؛
تبدیل مخالفت سیاسی به تمنای قهر نظامی، تحریمهای خردکننده و ویرانی زیرساختهای زادگاه؛
ناکارآمدی برچسبزنیهای اخلاقی (خیانت، مزدور) و ضرورت تفکیک سطح آگاهی خودآگاه از زیربنای ناخودآگاه روانی.
۳. سازوکارهای شناختی ستمدیدگی درونیشده (Internalized Oppression):
طرحوارههای ذهنی (Cognitive Schemas) و نحوه سیمکشی ذهن تحت تحقیر مداوم؛
نظریه توجیه سیستم (System Justification Theory - جان یوست): چرا انسان فرودست برای فرار از اضطرابِ زیستن در جهانی بیعدالت، بیعدالتی ساختار را به نقص ذات خود نسبت میدهد؟
آگاهی کاذب به مثابه داروی بیحسی موضعی برای تحمل درد نابرابری.
۴. فلسفه رهایی و دیالکتیک ستمگر و ستمدیده (پائولو فریره):
مفهوم «انسانزدایی» (Dehumanization) و تقلیل سوژه انسانی به ابژهٔ مصرفی؛
انحراف در تعریف کمال: مساوی گرفتن «انسان شدن» با «ستمگر شدن» و دگردیسی حقیقت «بودن» به ساحت «مالک بودن»؛
چسبندگی روانی به ستمگر و پدیده «ظهور خُردهستمگر» (Sub-oppressor)؛
رفتار تجویزی (Prescription) و پدیده هولناک «ترس از آزادی» (Fear of Freedom): ترجیح امنیت حقارتبار اسارت بر اضطراب و مسئولیت استقلال واقعی.
YouTube
روانشناسی سرسپردگی خودخواسته و بردگی اختیاری (جلسه اول)
در بخش نخست از سلسلهدرسگفتارهای «روانشناسی سرسپردگی خودخواسته و بردگی اختیاری» در کانال «کاوشهای فلسفی و الهیاتی» با تدریس ایمان مطلق آرانی، یکی از غریبترین و تکاندهندهترین تناقضهای رفتار فردی و جمعی انسان به بوتهٔ نقد کشیده میشود: چرا در موارد متعددی…
https://youtu.be/cpstJVZaWOc
در این درسگفتار، منظومهٔ فکری باروخ اسپینوزا (Baruch Spinoza) — فیلسوف بزرگ قرن هفدهم و به تعبیر ژیل دلوز «شاهزاده و مسیح فلاسفه» — به صورت گامبهگام کالبدشکافی شده است.
۱. زیستجهان تاریخی و بستر اجتماعی آمستدام قرن هفدهم:
تبار مارانوها در هلند، شکاف سنت هاخامی و عقلگرایی نقادانه (اوریل داکوستا)؛
سیر آموزش عبری، تأثیر حسدای کرسکاس (محبت الهی) و موسی بن میمون (یگانگی عقل و عاقل و معقول)؛
تکفیر تاریخی ۱۶۵۶، انزوای خودخواسته، پیشه تراش عدسی، و رد کرسی استادی هایدلبرگ جهت صیانت از آزادی تفکر؛
آشنایی با جوردانو برونو، مکتب دکارتی و انتشار رساله الهی-سیاسی و کتاب اخلاق.
۲. روششناسی هندسی و اصلاح فاهمه:
تمایز روش تحلیلی دکارت از روش ترکیبی (هندسی) اسپینوزا؛
ضرورت هستیشناختی روش اقلیدسی: انطباق پیوند ایدهها بر پیوند امور؛
نقد شک روشی و ضامن بیرونی دکارت؛ خودآیینی فاهمه و مفهوم «ایدهٔ ایده» و حقیقت به مثابه معیار خود و بطلان؛
۳. مراتب سهگانه معرفت و تطبیق با پدیدارشناسی هگل:
مرتبه اول (پندار و تخیل): ادراک حسی ناقص، انفعال ذهن و منشأ خرافات و خطا؛
مرتبه دوم (عقل): درک مفاهیم مشترک، قوانین علی و ضروری طبیعت تحت وجهی از سرمدیت؛
مرتبه سوم (معرفت شهودی): شهود بیواسطه ذات اشیای جزئی در پیوند با ذات الهی؛
۴. هستیشناسی و ماوراءالطبیعه جوهر یگانه:
تعریف جوهر (قائم به ذات و متصور به خود)؛ قاعده «هر تعینی یک نفی است» و اثبات براهین یگانگی جوهر نامتناهی؛
یکیانگاری خدا و طبیعت و تفکیک «طبیعت طبیعتساز» از «طبیعت طبیعتیافته»؛
خدا به مثابه «علت درونبود» (نه علت گذرا و صانع بیرونی)؛
نفی ثنویت دکارتی با یگانگی صفت فکر و امتداد؛ امتداد به مثابه صفت نامتناهی خدا و پاسخ به مناقشات کلامی؛
اصل موازات: «ترتیب و پیوند ایدهها همان ترتیب و پیوند امور است».
۵. روانشناسی عواطف، اصل کوناتوس و راه رهایی از بندگی:
انسان به مثابه حالت متناهی و نفی قوای مجرد نفس و اراده آزاد؛ تمثیل سنگ پرتابشده دارای آگاهی؛
اصل کوناتوس: اشتیاق و کوشش ذاتی برای صیانت از بقای وجود؛
عواطف پایه (میل، شادی، اندوه) و تفکیک عواطف منفعل از عواطف فعال؛
تعریف بندگی (تسلیم در برابر علل و انفعالات بیرونی) و راه رهایی از طریق فهم عقلانی؛
اوج کتاب اخلاق: «عشق عقلانی به خدا» و درک سرمدیت نفس فراتر از خلود و تداوم خطی زمان.
۶. فلسفه سیاسی و رساله الهی-سیاسی:
تفکیک قطعی قلمرو دین (اطاعت، تخیل و اخلاق تودهها) از فلسفه (حقیقت، عقل و برهان)؛
وضع طبیعی، اصل کوناتوس و برابری حق طبیعی با قدرت واقعی؛
دفاع از دموکراسی به مثابه طبیعیترین و عقلانیترین شکل حکومت؛
فصل بیستم رساله الهی-سیاسی: «غایت دولت آزادی است»؛ نقد سانسور، دفاع از تساهل (رواداری) و آزادی اندیشه و بیان.
در این درسگفتار، منظومهٔ فکری باروخ اسپینوزا (Baruch Spinoza) — فیلسوف بزرگ قرن هفدهم و به تعبیر ژیل دلوز «شاهزاده و مسیح فلاسفه» — به صورت گامبهگام کالبدشکافی شده است.
۱. زیستجهان تاریخی و بستر اجتماعی آمستدام قرن هفدهم:
تبار مارانوها در هلند، شکاف سنت هاخامی و عقلگرایی نقادانه (اوریل داکوستا)؛
سیر آموزش عبری، تأثیر حسدای کرسکاس (محبت الهی) و موسی بن میمون (یگانگی عقل و عاقل و معقول)؛
تکفیر تاریخی ۱۶۵۶، انزوای خودخواسته، پیشه تراش عدسی، و رد کرسی استادی هایدلبرگ جهت صیانت از آزادی تفکر؛
آشنایی با جوردانو برونو، مکتب دکارتی و انتشار رساله الهی-سیاسی و کتاب اخلاق.
۲. روششناسی هندسی و اصلاح فاهمه:
تمایز روش تحلیلی دکارت از روش ترکیبی (هندسی) اسپینوزا؛
ضرورت هستیشناختی روش اقلیدسی: انطباق پیوند ایدهها بر پیوند امور؛
نقد شک روشی و ضامن بیرونی دکارت؛ خودآیینی فاهمه و مفهوم «ایدهٔ ایده» و حقیقت به مثابه معیار خود و بطلان؛
۳. مراتب سهگانه معرفت و تطبیق با پدیدارشناسی هگل:
مرتبه اول (پندار و تخیل): ادراک حسی ناقص، انفعال ذهن و منشأ خرافات و خطا؛
مرتبه دوم (عقل): درک مفاهیم مشترک، قوانین علی و ضروری طبیعت تحت وجهی از سرمدیت؛
مرتبه سوم (معرفت شهودی): شهود بیواسطه ذات اشیای جزئی در پیوند با ذات الهی؛
۴. هستیشناسی و ماوراءالطبیعه جوهر یگانه:
تعریف جوهر (قائم به ذات و متصور به خود)؛ قاعده «هر تعینی یک نفی است» و اثبات براهین یگانگی جوهر نامتناهی؛
یکیانگاری خدا و طبیعت و تفکیک «طبیعت طبیعتساز» از «طبیعت طبیعتیافته»؛
خدا به مثابه «علت درونبود» (نه علت گذرا و صانع بیرونی)؛
نفی ثنویت دکارتی با یگانگی صفت فکر و امتداد؛ امتداد به مثابه صفت نامتناهی خدا و پاسخ به مناقشات کلامی؛
اصل موازات: «ترتیب و پیوند ایدهها همان ترتیب و پیوند امور است».
۵. روانشناسی عواطف، اصل کوناتوس و راه رهایی از بندگی:
انسان به مثابه حالت متناهی و نفی قوای مجرد نفس و اراده آزاد؛ تمثیل سنگ پرتابشده دارای آگاهی؛
اصل کوناتوس: اشتیاق و کوشش ذاتی برای صیانت از بقای وجود؛
عواطف پایه (میل، شادی، اندوه) و تفکیک عواطف منفعل از عواطف فعال؛
تعریف بندگی (تسلیم در برابر علل و انفعالات بیرونی) و راه رهایی از طریق فهم عقلانی؛
اوج کتاب اخلاق: «عشق عقلانی به خدا» و درک سرمدیت نفس فراتر از خلود و تداوم خطی زمان.
۶. فلسفه سیاسی و رساله الهی-سیاسی:
تفکیک قطعی قلمرو دین (اطاعت، تخیل و اخلاق تودهها) از فلسفه (حقیقت، عقل و برهان)؛
وضع طبیعی، اصل کوناتوس و برابری حق طبیعی با قدرت واقعی؛
دفاع از دموکراسی به مثابه طبیعیترین و عقلانیترین شکل حکومت؛
فصل بیستم رساله الهی-سیاسی: «غایت دولت آزادی است»؛ نقد سانسور، دفاع از تساهل (رواداری) و آزادی اندیشه و بیان.
YouTube
باروخ اسپینوزا
Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.