کالبدشکافیِ اعدام؛ موافقین و مخالفین (جلسه ۱) | مبانیِ استحقاق و بازدارندگی
https://youtu.be/EJxqLY-4yzM?si=8JPffIZYx01T7yI0
عاملیت و استحقاق (دلیل اول موافقین): تبیین «اصل تناسب» یا کیفرگرایی؛ چرا مجازات باید با شدت جرم همعرض باشد؟ بررسی مفهوم «عدالت استحقاقی» و ۵ مقدمه منطقی که اعدام را تنها پاسخ عادلانه به قتل عمد میداند.
توازن اخلاقی و ارزشِ جان: تحلیل این استدلال که هر مجازاتی کمتر از اعدام برای قاتل، به معنای ارزشگذاریِ کمتر برای خونِ مقتول در سیستم قضایی است.
کرامت انسانی و نفیِ اعدام (دلیل اول مخالفین): بررسی دیدگاه مخالفینی که معتقدند حق حیات، حقی سلبناشدنی است. آیا دولت مجاز است برای دفاع از حرمت زندگی، خود دست به سلب زندگی بزند؟
نظریه بازدارندگی؛ توهم یا واقعیت؟ (دلیل دوم موافقین): تحلیل روانشناختیِ «ترس از مرگ»؛ آیا تهدید به اعدام واقعاً میتواند مانع از ارتکاب جنایت توسط مجرمین بالقوه شود؟
سقفِ بازدارندگی و حبس ابد (دلیل دوم مخالفین): نقدِ کارآمدیِ اعدام با تکیه بر دادههای جرمشناسی؛ چرا حبس ابد در یک زندان فوقامنیتی همان سطح از بازدارندگی را ایجاد میکند و اعدام صرفاً یک «خشونت مضاعف» و بیفایده است؟
محاسبه عقلانی و جنون آنی: بررسی شکاف میانِ تئوریهای حقوقی و واقعیتِ روانیِ مجرمین؛ آیا کسی که در اوج خشم یا جنون دست به قتل میزند، اساساً در آن لحظه به چوبهدار فکر میکند؟
https://youtu.be/EJxqLY-4yzM?si=8JPffIZYx01T7yI0
عاملیت و استحقاق (دلیل اول موافقین): تبیین «اصل تناسب» یا کیفرگرایی؛ چرا مجازات باید با شدت جرم همعرض باشد؟ بررسی مفهوم «عدالت استحقاقی» و ۵ مقدمه منطقی که اعدام را تنها پاسخ عادلانه به قتل عمد میداند.
توازن اخلاقی و ارزشِ جان: تحلیل این استدلال که هر مجازاتی کمتر از اعدام برای قاتل، به معنای ارزشگذاریِ کمتر برای خونِ مقتول در سیستم قضایی است.
کرامت انسانی و نفیِ اعدام (دلیل اول مخالفین): بررسی دیدگاه مخالفینی که معتقدند حق حیات، حقی سلبناشدنی است. آیا دولت مجاز است برای دفاع از حرمت زندگی، خود دست به سلب زندگی بزند؟
نظریه بازدارندگی؛ توهم یا واقعیت؟ (دلیل دوم موافقین): تحلیل روانشناختیِ «ترس از مرگ»؛ آیا تهدید به اعدام واقعاً میتواند مانع از ارتکاب جنایت توسط مجرمین بالقوه شود؟
سقفِ بازدارندگی و حبس ابد (دلیل دوم مخالفین): نقدِ کارآمدیِ اعدام با تکیه بر دادههای جرمشناسی؛ چرا حبس ابد در یک زندان فوقامنیتی همان سطح از بازدارندگی را ایجاد میکند و اعدام صرفاً یک «خشونت مضاعف» و بیفایده است؟
محاسبه عقلانی و جنون آنی: بررسی شکاف میانِ تئوریهای حقوقی و واقعیتِ روانیِ مجرمین؛ آیا کسی که در اوج خشم یا جنون دست به قتل میزند، اساساً در آن لحظه به چوبهدار فکر میکند؟
👍1
شرح رساله تیمائوس افلاطون (جلسه ۴)؛ پیدایش خدایان، فناپذیری و هندسه کیهانی
https://youtu.be/thuVv7fVY0w
🔹 سلسلهمراتب خدایان: تبیین مفهوم «خدایِ خدایان» (پدر و صانع جهان)؛ چرا خدایان دیگر نسبت به او، مخلوق و حادث محسوب میشوند؟ (بررسی تطبیقی با مفهوم صادر اول در الهیات).
🔹 دیالکتیک ترکیب و گسست: چرا هر موجود مرکبی لاجرم فناپذیر است؟ بررسی این اصل که تنها موجودات بسیط (همچون روح) از انحلال و مرگ مصون هستند.
🔹 ارادهی صانع به مثابه بندِ بقا: تحلیل این گزاره که خدایانِ مخلوق، جاودانگی خود را نه از ذات خویش، بلکه از ارادهی نگهدارندهی صانع دریافت میکنند (قائم بالغیر بودن).
🔹 موجودات فانی و کمالِ جهان: چرا کیهان برای رسیدن به کمال، نیازمند آفرینش موجودات فانی و زمینی است؟
🔹 تعادل و فضیلت: اشاره به اهمیت اعتدال در قوای انسانی و پیامدهای خروج از مسیر طبیعی غرایز (با نگاهی به مفهوم فضیلت در فلسفه ارسطو).
🔹 تربیت روحی و سلامت روان: ضرورت همگامی تربیتِ روح با کمالِ جسمانی جهت جلوگیری از بیماریهای نفسانی و بازگشتِ ناقص به جهان پسین.
https://youtu.be/thuVv7fVY0w
🔹 سلسلهمراتب خدایان: تبیین مفهوم «خدایِ خدایان» (پدر و صانع جهان)؛ چرا خدایان دیگر نسبت به او، مخلوق و حادث محسوب میشوند؟ (بررسی تطبیقی با مفهوم صادر اول در الهیات).
🔹 دیالکتیک ترکیب و گسست: چرا هر موجود مرکبی لاجرم فناپذیر است؟ بررسی این اصل که تنها موجودات بسیط (همچون روح) از انحلال و مرگ مصون هستند.
🔹 ارادهی صانع به مثابه بندِ بقا: تحلیل این گزاره که خدایانِ مخلوق، جاودانگی خود را نه از ذات خویش، بلکه از ارادهی نگهدارندهی صانع دریافت میکنند (قائم بالغیر بودن).
🔹 موجودات فانی و کمالِ جهان: چرا کیهان برای رسیدن به کمال، نیازمند آفرینش موجودات فانی و زمینی است؟
🔹 تعادل و فضیلت: اشاره به اهمیت اعتدال در قوای انسانی و پیامدهای خروج از مسیر طبیعی غرایز (با نگاهی به مفهوم فضیلت در فلسفه ارسطو).
🔹 تربیت روحی و سلامت روان: ضرورت همگامی تربیتِ روح با کمالِ جسمانی جهت جلوگیری از بیماریهای نفسانی و بازگشتِ ناقص به جهان پسین.
YouTube
شرح رساله تیمائوس افلاطون (جلسه ۴)؛ پیدایش خدایان، فناپذیری و هندسه کیهانی
در چهارمین جلسه از خوانش رساله تیمائوس افلاطون، به بررسی بند ۴۰ و ادامه آن در صفحه ۱۷۳۷ میپردازیم. در این بخش، تیمائوس روایتی از پیدایش خدایان، نسبت آنها با «پدر و صانع جهان»، و مفهوم فناپذیری در کیهانشناسی افلاطون ارائه میدهد. این نشست، کالبدشکافی ایدهی…
👍1
https://youtu.be/Fh_4esunDbI
منطق ارسطویی (جلسه ۱۳)؛ درآمدی بر صناعات خمس و جایگاه «برهان» در استدلال | با ارائه آقای اعلایی
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 معرفی صناعات خمس: تبیینِ جایگاه برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه در نظام فکری ارسطویی. چرا به این شیوههای استدلالی، «صناعتِ ذهنی» گفته میشود؟
🔹 حصر عقلی و تقسیم ثنایی: کالبدشکافیِ روشِ منطقیان در تقسیمبندی؛ چگونه بر اساس ترکیبِ اثبات و نفی (مثلاً زوج یا غیرزوج، ارادی یا غیرارادی) میتوان به یک حصارِ قطعیِ عقلی دست یافت و برهان خُلف را بنا کرد؟
🔹 صناعات خمس در متون دینی: تحلیلِ جالبِ تطبیقِ صناعات پنجگانه با آیات قرآن (نظیر «ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن»). بررسی نسبتِ «حکمت» با برهان، «موعظه» با خطابه و «جدال احسن» با جدل.
🔹 جایگاهِ برهان به مثابهِ شریفترین صناعت: تبیین تفاوت معنای عامیانه برهان با اصطلاح دقیقِ منطقیِ آن. چرا برهان بالاترین سطح از یقین را تولید میکند؟
🔹 گذار از اتوریته به استدلال (تفکر مدرن): بررسی یک چرخشِ پارادایمی؛ چرا در دنیای قدیم، پذیرشِ حقیقت وابسته به «گوینده» (مثلاً اتوریتهی یک شخصیت مذهبی) بود، اما لازمهی تفکر مدرن، پذیرشِ حقیقتِ مستقل و مبتنی بر «مقدماتِ عقلی» است؟ (با اشاره به مکاتبات پروفسور فورل).
🔹 علمِ آمیخته با عمل: تحلیلِ این گزاره که رفیعترین علم، دانشی است که در تمامِ وجود آدمی رسوخ کرده و در اعمال او متجلی شود.
منطق ارسطویی (جلسه ۱۳)؛ درآمدی بر صناعات خمس و جایگاه «برهان» در استدلال | با ارائه آقای اعلایی
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 معرفی صناعات خمس: تبیینِ جایگاه برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه در نظام فکری ارسطویی. چرا به این شیوههای استدلالی، «صناعتِ ذهنی» گفته میشود؟
🔹 حصر عقلی و تقسیم ثنایی: کالبدشکافیِ روشِ منطقیان در تقسیمبندی؛ چگونه بر اساس ترکیبِ اثبات و نفی (مثلاً زوج یا غیرزوج، ارادی یا غیرارادی) میتوان به یک حصارِ قطعیِ عقلی دست یافت و برهان خُلف را بنا کرد؟
🔹 صناعات خمس در متون دینی: تحلیلِ جالبِ تطبیقِ صناعات پنجگانه با آیات قرآن (نظیر «ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن»). بررسی نسبتِ «حکمت» با برهان، «موعظه» با خطابه و «جدال احسن» با جدل.
🔹 جایگاهِ برهان به مثابهِ شریفترین صناعت: تبیین تفاوت معنای عامیانه برهان با اصطلاح دقیقِ منطقیِ آن. چرا برهان بالاترین سطح از یقین را تولید میکند؟
🔹 گذار از اتوریته به استدلال (تفکر مدرن): بررسی یک چرخشِ پارادایمی؛ چرا در دنیای قدیم، پذیرشِ حقیقت وابسته به «گوینده» (مثلاً اتوریتهی یک شخصیت مذهبی) بود، اما لازمهی تفکر مدرن، پذیرشِ حقیقتِ مستقل و مبتنی بر «مقدماتِ عقلی» است؟ (با اشاره به مکاتبات پروفسور فورل).
🔹 علمِ آمیخته با عمل: تحلیلِ این گزاره که رفیعترین علم، دانشی است که در تمامِ وجود آدمی رسوخ کرده و در اعمال او متجلی شود.
YouTube
منطق ارسطویی (جلسه ۱۳)؛ درآمدی بر صناعات خمس و جایگاه «برهان» در استدلال | با ارائه آقای اعلایی
در این جلسه از مجموعه درسگفتارهای منطق، با تدریس جناب آقای زینالعابدین اعلایی، پس از پایانِ مبحث «مواد قیاس»، وارد یکی از مهمترین و کاربردیترین ابواب منطق کلاسیک، یعنی «صناعات خمس» میشویم. این نشست، بررسی معماریِ ذهن در صورتبندیِ استدلالها است و نشان…
❤1
https://youtu.be/hRKjJCd5mdU
شرح رساله تیمائوس افلاطون (جلسه ۵)؛ کالبدشناسی فلسفی انسان، مکانیزم ادراک و مسئله جبر و اختیار
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 هندسه الهیِ بدن (بند ۴۵): چرا سر (به شکل کروی و شبیهترین عضو به جهان) شریفترین و والاترین بخشِ بدن است؟ تبیین تن به مثابهِ مرکب و خدمتگزارِ سر برای حرکت در پستی و بلندیهای جهان مادی.
🔹 مکانیزمِ ادراک و حواس پنجگانه: تحلیل دیدگاه افلاطون درباره تمرکز حواس در چهره (پیشرو)؛ چگونه اندامهای حسی صرفاً درگاه ورود اطلاعات هستند و این مغز (روح) است که آنها را تحلیل و تبدیل به شناخت میکند؟ (مقایسه با یافتههای نوروساینس مدرن).
🔹 فلسفهی بینایی و آتشِ درون: چرا چشم به مثابه دریچهی روشنایی شناخته میشود؟ بررسی مفهوم «آتشِ بدونِ سوزش» در ساختار بینایی و ارتباط آن با نورِ بیرون.
🔹 علم الهی و مسئله جبر و اختیار: یک بحثِ تطبیقیِ مفصل؛ آیا علمِ ازلی، پیشینی و تفصیلیِ خداوند به افعالِ آدمی (چنانکه در کلام اسلامی و مسیحی مطرح میشود)، مستلزمِ جبر است؟
🔹 رویکردهای مختلف به جبر و اختیار: بررسی دیدگاههای اشاعره (کسب)، معتزله (تفویض)، و نظریه «الامر بین الامرین». تبیینِ این مسئله که چگونه میتوان همزمان به جبرِ طبیعی/فیزیکی تن داد و در ساحتِ اخلاق (انتخاب میان خیر و شر)، مختار بود
شرح رساله تیمائوس افلاطون (جلسه ۵)؛ کالبدشناسی فلسفی انسان، مکانیزم ادراک و مسئله جبر و اختیار
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 هندسه الهیِ بدن (بند ۴۵): چرا سر (به شکل کروی و شبیهترین عضو به جهان) شریفترین و والاترین بخشِ بدن است؟ تبیین تن به مثابهِ مرکب و خدمتگزارِ سر برای حرکت در پستی و بلندیهای جهان مادی.
🔹 مکانیزمِ ادراک و حواس پنجگانه: تحلیل دیدگاه افلاطون درباره تمرکز حواس در چهره (پیشرو)؛ چگونه اندامهای حسی صرفاً درگاه ورود اطلاعات هستند و این مغز (روح) است که آنها را تحلیل و تبدیل به شناخت میکند؟ (مقایسه با یافتههای نوروساینس مدرن).
🔹 فلسفهی بینایی و آتشِ درون: چرا چشم به مثابه دریچهی روشنایی شناخته میشود؟ بررسی مفهوم «آتشِ بدونِ سوزش» در ساختار بینایی و ارتباط آن با نورِ بیرون.
🔹 علم الهی و مسئله جبر و اختیار: یک بحثِ تطبیقیِ مفصل؛ آیا علمِ ازلی، پیشینی و تفصیلیِ خداوند به افعالِ آدمی (چنانکه در کلام اسلامی و مسیحی مطرح میشود)، مستلزمِ جبر است؟
🔹 رویکردهای مختلف به جبر و اختیار: بررسی دیدگاههای اشاعره (کسب)، معتزله (تفویض)، و نظریه «الامر بین الامرین». تبیینِ این مسئله که چگونه میتوان همزمان به جبرِ طبیعی/فیزیکی تن داد و در ساحتِ اخلاق (انتخاب میان خیر و شر)، مختار بود
YouTube
شرح رساله تیمائوس افلاطون (جلسه ۵)؛ کالبدشناسی فلسفی انسان، مکانیزم ادراک و مسئله جبر و اختیار
در پنجمین جلسه از خوانش رساله تیمائوس افلاطون (از صفحه ۱۷۴۱)، وارد یکی از جذابترین بخشهای این رساله، یعنی «کالبدشناسی و فیزیولوژیِ فلسفی» میشویم. تیمائوس در این نشست توضیح میدهد که چگونه خدایان، تنِ آدمی را به عنوان مرکبی برای روحِ خردمند طراحی کردهاند…
https://youtu.be/iK5tNeKa1MA
پدیدارشناسی روح هگل؛ شرح بندهای ۱۱۱ تا ۱۲۰ - گذار به ادراک و فریبِ شیء
در این جلسه، با عبور از ایستگاهِ «یقین حسی»، وارد دومین منزلگاهِ کتاب «پدیدارشناسی روح» یعنی بخشِ «ادراک» (Perception) میشویم. هگل در بندهای ۱۱۱ تا ۱۲۰ نشان میدهد که چگونه آگاهی پس از شکست در چنگ زدن به «جزئیِ محض»، اکنون «کلیت» را به عنوانِ اصلِ بنیادینِ خود میپذیرد و تلاش میکند تا جهان را نه به صورتِ نقاطِ بیواسطه، بلکه به مثابهِ «شیءِ دارایِ ویژگیها» (Thing with properties) فهم کند.
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 کلیت به مثابهِ اصلِ ادراک (بند ۱۱۱): تبیینِ تفاوتِ ساختاریِ ادراک با یقین حسی؛ چرا ادراک شکستِ مرحله قبل را میپذیرد و امر کلی را به عنوانِ فونداسیونِ شناخت برمیگزیند؟
🔹 دوگانه عملِ ادراک و شیءِ ادراکشونده: بررسیِ تقابلِ میانِ سوژه (ادراککننده) و ابژه (ادراکشونده). چرا آگاهی در ابتدا خطایِ یقین حسی را تکرار کرده و تمامِ اصالت (ذات) را به ابژه میدهد؟
🔹 شیء به مثابهِ «همچنین» (Also): تحلیلِ مفهومِ شیء به عنوانِ ظرفِ رسانهای (Medium). چگونه ویژگیهای متکثر (مانند سفیدی، شوری و شکل مکعبی در نمک) بدون ایجادِ تناقض در درونِ یک شیءِ واحد همزیستی میکنند؟
🔹 فریبِ ادراک و عقبنشینیِ سوژه: کالبدشکافیِ خطایِ شناختی؛ وقتی آگاهی درمییابد که کثرتِ ویژگیها با وحدتِ شیء در تناقض است، تمامِ تقصیر (فریب) را بر گردنِ ساختارِ حسیِ خود (سوژه) میاندازد و ادعا میکند ویژگیها صرفاً در چشم یا زبانِ من هستند.
🔹 بازگشتِ کثرت به درونِ ابژه: نقدِ فداکاریِ معرفتشناختیِ سوژه؛ چرا تهی کردنِ شیء از ویژگیهایش، آن را از اساس نابود میکند؟ آگاهی متوجه میشود که برای تمایزِ نمک از فلفل، سفیدی و شوری باید ذاتِ خودِ شیء باشند.
پدیدارشناسی روح هگل؛ شرح بندهای ۱۱۱ تا ۱۲۰ - گذار به ادراک و فریبِ شیء
در این جلسه، با عبور از ایستگاهِ «یقین حسی»، وارد دومین منزلگاهِ کتاب «پدیدارشناسی روح» یعنی بخشِ «ادراک» (Perception) میشویم. هگل در بندهای ۱۱۱ تا ۱۲۰ نشان میدهد که چگونه آگاهی پس از شکست در چنگ زدن به «جزئیِ محض»، اکنون «کلیت» را به عنوانِ اصلِ بنیادینِ خود میپذیرد و تلاش میکند تا جهان را نه به صورتِ نقاطِ بیواسطه، بلکه به مثابهِ «شیءِ دارایِ ویژگیها» (Thing with properties) فهم کند.
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 کلیت به مثابهِ اصلِ ادراک (بند ۱۱۱): تبیینِ تفاوتِ ساختاریِ ادراک با یقین حسی؛ چرا ادراک شکستِ مرحله قبل را میپذیرد و امر کلی را به عنوانِ فونداسیونِ شناخت برمیگزیند؟
🔹 دوگانه عملِ ادراک و شیءِ ادراکشونده: بررسیِ تقابلِ میانِ سوژه (ادراککننده) و ابژه (ادراکشونده). چرا آگاهی در ابتدا خطایِ یقین حسی را تکرار کرده و تمامِ اصالت (ذات) را به ابژه میدهد؟
🔹 شیء به مثابهِ «همچنین» (Also): تحلیلِ مفهومِ شیء به عنوانِ ظرفِ رسانهای (Medium). چگونه ویژگیهای متکثر (مانند سفیدی، شوری و شکل مکعبی در نمک) بدون ایجادِ تناقض در درونِ یک شیءِ واحد همزیستی میکنند؟
🔹 فریبِ ادراک و عقبنشینیِ سوژه: کالبدشکافیِ خطایِ شناختی؛ وقتی آگاهی درمییابد که کثرتِ ویژگیها با وحدتِ شیء در تناقض است، تمامِ تقصیر (فریب) را بر گردنِ ساختارِ حسیِ خود (سوژه) میاندازد و ادعا میکند ویژگیها صرفاً در چشم یا زبانِ من هستند.
🔹 بازگشتِ کثرت به درونِ ابژه: نقدِ فداکاریِ معرفتشناختیِ سوژه؛ چرا تهی کردنِ شیء از ویژگیهایش، آن را از اساس نابود میکند؟ آگاهی متوجه میشود که برای تمایزِ نمک از فلفل، سفیدی و شوری باید ذاتِ خودِ شیء باشند.
YouTube
پدیدارشناسی روح هگل؛ شرح بندهای ۱۱۱ تا ۱۲۰ - گذار به ادراک و فریبِ شیء
در این جلسه، با عبور از ایستگاهِ «یقین حسی»، وارد دومین منزلگاهِ کتاب «پدیدارشناسی روح» یعنی بخشِ «ادراک» (Perception) میشویم. هگل در بندهای ۱۱۱ تا ۱۲۰ نشان میدهد که چگونه آگاهی پس از شکست در چنگ زدن به «جزئیِ محض»، اکنون «کلیت» را به عنوانِ اصلِ بنیادینِ…
https://youtu.be/953WEslnjU8
🔹 متافیزیکِ حرکت و سکون (بند ۵۸): تبیینِ این اصل که «سکون ناشی از یکسانی (تشابه) و حرکت ناشی از نایکسانی (تفاوت) است». چرا حرکت همواره نیازمند دو قطبِ متمایزِ «جنبشپذیر» و «جنباننده» است؟
🔹 ریشههایِ محرکِ لایتحرکِ ارسطویی: چگونه نگاهِ افلاطون به ثبات و سکونِ ازلی، بعدها توسط ارسطو برای تعریفِ خداوند به عنوان «محرکِ لایتحرک» (موجودی که خود ساکن است اما عالم را به حرکت درمیآورد) صورتبندی شد؟
🔹 مناقشهیِ قَدَمِ عالم و علمِ الهی: تحلیلِ یک چالش کلامی و فلسفی؛ اگر خداوند در وضعیتِ سکون و ثباتِ محض است، آیا صفتِ خالقیت و علمِ او ایجاب میکند که مخلوقات (عالم) نیز ازلی و قدیم باشند؟ (بررسی تفاوتِ قدمِ ذاتی و قدمِ زمانی).
🔹 فیزیولوژیِ هندسیِ حسِ چشایی (بند ۶۵ و ۶۶): ورود به طبیعیاتِ باستان؛ افلاطون چگونه احساسِ مزهها را بر اساسِ میزانِ زبری، لطافت، نفوذ یا انقباضِ اجسامِ خارجی در رگهایِ زبان توضیح میدهد؟
🔹 کالبدشکافیِ پنج مزهیِ اصلی: تبیینِ مکانیسمِ فیزیکی و هندسیِ طعمها در نگاهِ افلاطون:
تندی: نفوذِ اجسامِ گرم و رقیق بر اثر لطافت در سر و انحلال مجاری.
ترشی: ایجادِ حبابها و حالتِ تخمیر ناشی از ورود اجسامِ فاسد و رقیق به رگهای زبان.
شیرینی: بازگرداندنِ زبان به حالت طبیعی، هموار کردن ناهمواریها و انبساط بخشهای منقبضشده.
تلخی، گسی و شوری: (بررسی میزانِ زبری و میزانِ شستشو و انقباضِ منافذِ زبان توسط اجسام خارجی).
🔹 متافیزیکِ حرکت و سکون (بند ۵۸): تبیینِ این اصل که «سکون ناشی از یکسانی (تشابه) و حرکت ناشی از نایکسانی (تفاوت) است». چرا حرکت همواره نیازمند دو قطبِ متمایزِ «جنبشپذیر» و «جنباننده» است؟
🔹 ریشههایِ محرکِ لایتحرکِ ارسطویی: چگونه نگاهِ افلاطون به ثبات و سکونِ ازلی، بعدها توسط ارسطو برای تعریفِ خداوند به عنوان «محرکِ لایتحرک» (موجودی که خود ساکن است اما عالم را به حرکت درمیآورد) صورتبندی شد؟
🔹 مناقشهیِ قَدَمِ عالم و علمِ الهی: تحلیلِ یک چالش کلامی و فلسفی؛ اگر خداوند در وضعیتِ سکون و ثباتِ محض است، آیا صفتِ خالقیت و علمِ او ایجاب میکند که مخلوقات (عالم) نیز ازلی و قدیم باشند؟ (بررسی تفاوتِ قدمِ ذاتی و قدمِ زمانی).
🔹 فیزیولوژیِ هندسیِ حسِ چشایی (بند ۶۵ و ۶۶): ورود به طبیعیاتِ باستان؛ افلاطون چگونه احساسِ مزهها را بر اساسِ میزانِ زبری، لطافت، نفوذ یا انقباضِ اجسامِ خارجی در رگهایِ زبان توضیح میدهد؟
🔹 کالبدشکافیِ پنج مزهیِ اصلی: تبیینِ مکانیسمِ فیزیکی و هندسیِ طعمها در نگاهِ افلاطون:
تندی: نفوذِ اجسامِ گرم و رقیق بر اثر لطافت در سر و انحلال مجاری.
ترشی: ایجادِ حبابها و حالتِ تخمیر ناشی از ورود اجسامِ فاسد و رقیق به رگهای زبان.
شیرینی: بازگرداندنِ زبان به حالت طبیعی، هموار کردن ناهمواریها و انبساط بخشهای منقبضشده.
تلخی، گسی و شوری: (بررسی میزانِ زبری و میزانِ شستشو و انقباضِ منافذِ زبان توسط اجسام خارجی).
YouTube
رساله تیمائوس افلاطون (جلسه ۷)؛ متافیزیکِ حرکت و سکون، و مکانیسمِ حسِ چشایی
در هفتمین جلسه از خوانشِ رسالهیِ «تیمائوس» افلاطون، به بندهای ۵۸ تا اواسط بند ۶۶ (پایان مبحث چشایی) میپردازیم. افلاطون در این بخش ابتدا یکی از بنیادینترین مباحث مشترک میان فیزیک و متافیزیک، یعنی «رابطه حرکت و سکون» را کالبدشکافی میکند و سپس در بخش دوم،…
👍1
https://youtu.be/hKo61epcEmA
در نخستین جلسه از پروژهیِ جدیدِ خوانشِ متونِ کلاسیک، به سراغ شاهکارِ مارتین هایدگر، یعنی کتاب «هستی و زمان» (Being and Time) میرویم. این اثر که در سال ۱۹۲۷ منتشر شد، تکانی عظیم به پیکرهیِ فلسفه، پدیدارشناسی و هرمونوتیکِ مدرن وارد کرد. روش ما در این فضا نیز کماکان مبتنی بر سنتِ خط به خط و بند به بند خواهد بود. هایدگر در چهار بندِ مقدماتی این کتاب، تلاش میکند تا سؤالی را احیا کند که از زمان افلاطون و ارسطو تاکنون در تاریخ متافیزیک به بوتهیِ فراموشی سپرده شده است: پرسش از معنایِ هستی.
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 معرفی ساختار پروژه و ترجمهها: تبیینِ اهمیتِ تاریخسازِ کتاب و معرفیِ منابعِ مورد استفاده در این جلسات؛ تکیه بر ترجمه کلاسیکِ انگلیسیِ مکوری و رابینسون (۱۹۶۲) و متنِ منقحِ فارسیِ دکتر عبدالکریم رشیدیان (نشر نی).
🔹 مسئلهیِ فراموشیِ هستی (Seinsvergessenheit): چرا تاریخِ فلسفه به جایِ اندیشیدن به خودِ «هستی» (Being)، مدام رویِ «موجودات» (Beings) متمرکز شده است؟ بررسی هدفِ هایدگر برای تخریبِ این پیشداوریها.
🔹 سه پیشداوریِ سنتی درباره هستی: کالبدشکافیِ سه گرهِ کورِ سنتی که فلاسفه به پشتوانهیِ آنها، پرسش از هستی را زائد میدانستند:
بند اول؛ کلیترین مفهوم بودن: چرا کلیتِ مفهومِ هستی به معنایِ شفافیتِ آن نیست، بلکه برعکس، آن را مبهمترین مفهوم ساخته است؟
بند دوم؛ تعریفناپذیر بودن: نقدِ این دیدگاه که چون هستی بالاترین جنس است و فصلی ندارد، پس نمیتوان آن را تعریف کرد؛ تبیینِ اینکه تعریفناپذیری الزاماً به معنایِ بیمعنایی نیست.
بند سوم؛ بدیهی بودن: چرا فهمِ متوسط و روزمرهیِ ما از واژهیِ «است» در جملاتی نظیر «آسمان آبی است»، فریبکارانه است و یک «نافهمیِ نظاممند» را پنهان میکند؟
🔹 دازاین (Dasein)؛ دروازهیِ ورود به هستی (بند ۴): معرفیِ اصطلاحِ کلیدیِ هایدگر (آنجا-بودن)؛ چرا انسان تنها موجودی است که نحوهیِ وجودش با پرسشگری از خودِ هستی گره خورده است؟ تبیینِ اولویتِ هستیشناختیِ دازاین.
🔹 بازیابی و صورتبندیِ خودِ پرسش: چرا فاجعهیِ کنونیِ فلسفه فقط بیجواب ماندنِ پرسش از هستی نیست، بلکه مبهم و تاریک بودنِ خودِ ساختارِ پرسشگری است؟
در نخستین جلسه از پروژهیِ جدیدِ خوانشِ متونِ کلاسیک، به سراغ شاهکارِ مارتین هایدگر، یعنی کتاب «هستی و زمان» (Being and Time) میرویم. این اثر که در سال ۱۹۲۷ منتشر شد، تکانی عظیم به پیکرهیِ فلسفه، پدیدارشناسی و هرمونوتیکِ مدرن وارد کرد. روش ما در این فضا نیز کماکان مبتنی بر سنتِ خط به خط و بند به بند خواهد بود. هایدگر در چهار بندِ مقدماتی این کتاب، تلاش میکند تا سؤالی را احیا کند که از زمان افلاطون و ارسطو تاکنون در تاریخ متافیزیک به بوتهیِ فراموشی سپرده شده است: پرسش از معنایِ هستی.
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 معرفی ساختار پروژه و ترجمهها: تبیینِ اهمیتِ تاریخسازِ کتاب و معرفیِ منابعِ مورد استفاده در این جلسات؛ تکیه بر ترجمه کلاسیکِ انگلیسیِ مکوری و رابینسون (۱۹۶۲) و متنِ منقحِ فارسیِ دکتر عبدالکریم رشیدیان (نشر نی).
🔹 مسئلهیِ فراموشیِ هستی (Seinsvergessenheit): چرا تاریخِ فلسفه به جایِ اندیشیدن به خودِ «هستی» (Being)، مدام رویِ «موجودات» (Beings) متمرکز شده است؟ بررسی هدفِ هایدگر برای تخریبِ این پیشداوریها.
🔹 سه پیشداوریِ سنتی درباره هستی: کالبدشکافیِ سه گرهِ کورِ سنتی که فلاسفه به پشتوانهیِ آنها، پرسش از هستی را زائد میدانستند:
بند اول؛ کلیترین مفهوم بودن: چرا کلیتِ مفهومِ هستی به معنایِ شفافیتِ آن نیست، بلکه برعکس، آن را مبهمترین مفهوم ساخته است؟
بند دوم؛ تعریفناپذیر بودن: نقدِ این دیدگاه که چون هستی بالاترین جنس است و فصلی ندارد، پس نمیتوان آن را تعریف کرد؛ تبیینِ اینکه تعریفناپذیری الزاماً به معنایِ بیمعنایی نیست.
بند سوم؛ بدیهی بودن: چرا فهمِ متوسط و روزمرهیِ ما از واژهیِ «است» در جملاتی نظیر «آسمان آبی است»، فریبکارانه است و یک «نافهمیِ نظاممند» را پنهان میکند؟
🔹 دازاین (Dasein)؛ دروازهیِ ورود به هستی (بند ۴): معرفیِ اصطلاحِ کلیدیِ هایدگر (آنجا-بودن)؛ چرا انسان تنها موجودی است که نحوهیِ وجودش با پرسشگری از خودِ هستی گره خورده است؟ تبیینِ اولویتِ هستیشناختیِ دازاین.
🔹 بازیابی و صورتبندیِ خودِ پرسش: چرا فاجعهیِ کنونیِ فلسفه فقط بیجواب ماندنِ پرسش از هستی نیست، بلکه مبهم و تاریک بودنِ خودِ ساختارِ پرسشگری است؟
YouTube
هستی و زمان هایدگر (جلسه ۱)؛ ضرورت از سرگیری پرسش از هستی و نقد پیشداوریها (بند ۱ تا ۴)
در اولین جلسه از سلسله مباحث شرح، تفسیر و متنخوانی شاهکارِ مارتین هایدگر، «هستی و زمان» (Being and Time)، به سراغِ آغازینِ کلامِ این اثرِ دورانساز میرویم. این کتاب که در سال ۱۹۲۷ منتشر شد، با هدفِ احیایِ فراموششدهترین پرسشِ تاریخِ فلسفه، یعنی «پرسش از…
👍1
https://youtu.be/0M_oEFG3BC4
رساله تیمائوس افلاطون (جلسه ۸)؛ مکانیسمِ حواس، دوگانگیِ علل، و فیزیولوژیِ نفسِ فانی و کبد
🔹 طبیعیاتِ حواسِ سهگانه: تبیینِ مکانیسمِ فیزیکیِ حسِ شامه (بوهای خوش و ناخوش بر اساس رطوبت و هوا)، حسِ سامعه (صدا به مثابه ارتعاش هوا)، و حسِ باصره (نظریه خروج شعاع، انبساط و انقباضِ مجاریِ چشم و نحوه پیدایش رنگهای گوناگون).
🔹 معرفتشناسیِ افلاطون و محوریت روح: بررسی این اصل که اندامهای حسی (گوش، چشم) و مغز، تنها ابزار و واسطهاند و ادراکِ حقیقی منحصراً توسط «روح» (بخش جاودان) صورت میپذیرد.
🔹 تقسیمبندیِ علل (خدایی و ضروری): تمایز میان عللِ غایی و الهی با عللِ مادی و ضروری، و مقایسه آن با مفاهیمِ «واجبالوجود»، «ضروریالوجود» و «ممکنالوجود» در فلسفه و الهیات.
🔹 آناتومیِ نفسِ فانی و کالبدشکافیِ اندامها: چگونگیِ استقرارِ قوایِ نفس در بدن؛ استقرارِ جزء الهی (خرد) در سر، استقرارِ نفسِ شجاعت و خشم در قفسه سینه (قلب و نقش خنککنندگی ریه)، و استقرارِ نفسِ شهوانی در شکم.
🔹 فیزیولوژیِ کبد و پدیدارشناسیِ رؤیا: نقشِ کبد به عنوانِ آینهیِ خرد برای کنترلِ نفسِ حیوانی، و بررسیِ ارتباطِ آن با پدیده پیشگویی، الهام و رؤیا از منظر باستان تا روانکاوی مدرن (فروید و یونگ).
رساله تیمائوس افلاطون (جلسه ۸)؛ مکانیسمِ حواس، دوگانگیِ علل، و فیزیولوژیِ نفسِ فانی و کبد
🔹 طبیعیاتِ حواسِ سهگانه: تبیینِ مکانیسمِ فیزیکیِ حسِ شامه (بوهای خوش و ناخوش بر اساس رطوبت و هوا)، حسِ سامعه (صدا به مثابه ارتعاش هوا)، و حسِ باصره (نظریه خروج شعاع، انبساط و انقباضِ مجاریِ چشم و نحوه پیدایش رنگهای گوناگون).
🔹 معرفتشناسیِ افلاطون و محوریت روح: بررسی این اصل که اندامهای حسی (گوش، چشم) و مغز، تنها ابزار و واسطهاند و ادراکِ حقیقی منحصراً توسط «روح» (بخش جاودان) صورت میپذیرد.
🔹 تقسیمبندیِ علل (خدایی و ضروری): تمایز میان عللِ غایی و الهی با عللِ مادی و ضروری، و مقایسه آن با مفاهیمِ «واجبالوجود»، «ضروریالوجود» و «ممکنالوجود» در فلسفه و الهیات.
🔹 آناتومیِ نفسِ فانی و کالبدشکافیِ اندامها: چگونگیِ استقرارِ قوایِ نفس در بدن؛ استقرارِ جزء الهی (خرد) در سر، استقرارِ نفسِ شجاعت و خشم در قفسه سینه (قلب و نقش خنککنندگی ریه)، و استقرارِ نفسِ شهوانی در شکم.
🔹 فیزیولوژیِ کبد و پدیدارشناسیِ رؤیا: نقشِ کبد به عنوانِ آینهیِ خرد برای کنترلِ نفسِ حیوانی، و بررسیِ ارتباطِ آن با پدیده پیشگویی، الهام و رؤیا از منظر باستان تا روانکاوی مدرن (فروید و یونگ).
YouTube
شرح و متنخوانی رساله تیمائوس افلاطون - جلسه ۸: مکانیسمِ حواس، فیزیولوژیِ نفسِ فانی و کبد
در هشتمین جلسه از سلسله مباحث شرح، تفسیر و متنخوانی رساله «تیمائوس» (Timaeus) افلاطون، به تحلیلِ دقیقِ کالبدشناسیِ حواس و فیزیولوژیِ نفسِ فانی میپردازیم. افلاطون در این بخش از دیالوگ، با رویکردی شگفتانگیز میانِ فیزیولوژیِ بدن و کیفیتهایِ روانیِ انسان…
👍1
Forwarded from ایمان مطلق آرانی (Iman Motlagh Arani)
https://www.youtube.com/watch?v=xSVhjqAv1WY
در این گفتگو دکتر عباس میلانی، مدیر مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد، در «مجمع شیکاگو» به تحلیل تاریخ معاصر، ریشههای انقلاب و چالشهای مدرنیته در ایران میپردازد.
او استدلال میکند که انقلاب ۱۳۵۷ حکومتی فاشیستی و بهشدت ضدتجدد را به رهبری روحالله خمینی جایگزین کرد. او همچنین از فقدان یک استراتژی منسجم از سوی آمریکا در قبال ایران پس از دوره نیکسون انتقاد کرده و ضمن مخالفت با مداخله نظامی خارجی، تاکید میکند که تغییرات دموکراتیک باید به دست خود مردم ایران انجام شود.
او معتقد است با وجود اینکه آزادی سیاسی برای انتقاد مستقیم از شاه محدود بود، اما آزادیهای فرهنگی و اجتماعی بیسابقهای در جریان بود
. در زمان پهلوی، زنان، هنر و اقلیتهای مذهبی (مانند یهودیان، بهاییان و سنیها) بیشترین آزادی و رشد را در تاریخ خود تجربه کردند. او حکومت پهلوی را عامل گذار ایران از فئودالیسم به تجدد میداند که با گسترش چشمگیر شهرنشینی و خروج زنان از فضای بسته خانهها همراه بود. میلانی اعتراف میکند که اپوزیسیون در آن زمان معنای واقعی دموکراسی را درک نکرده بود و تنها به دنبال حق انتقاد از شاه بود، در حالی که دستاوردهای فرهنگی آن دوران را نادیده میگرفت.
دکتر میلانی حکومت فعلی را رژیمی سرکوبگر میداند که دیگر توان ایدئولوژیک ندارد، بلکه صرفاً بر پایه توزیع رانت مالی و استفاده از مزدوران خارجی (گروههای موسوم به محور مقاومت مانند حشدالشعبی و فاطمیون) پابرجا مانده و با ایجاد رعب و وحشت، مخالفان خود را حتی در خارج از کشور تهدید میکند. میلانی اکیداً مخالف مداخله نظامی خارجی است، اما معتقد است غرب باید از طریق قطع منابع مالی حکومت، اخراج از سازمانهای بینالمللی، و فراهم کردن دسترسی آزاد به اینترنت (مانند استارلینک) به مبارزه مردم ایران کمک کند.
—————-
اگرچه با این موضع ایشان کاملاً موافقم که نظام محمدرضا پهلوی قابلیت اصلاح داشت و لزوماً نباید به انقلاب ختم میشد، اما نمیتوان از بحران جدی آزادی سیاسی و آزادی بیان در آن دوران چشمپوشی کرد. نادیده گرفتن این انسداد سیاسی عجیب است، چرا که اگر چنین بحرانی وجود نداشت، خود ایشان در آن دوران زندانی نمیشدند. وقتی «زندان اوین» به طعنه «دانشگاه اوین» خوانده میشد (و تلختر اینکه هنوز هم چنین خوانده میشود)، این امر حکایت از یک بحران دائمی برای قشر روشنفکر و تحصیلکردهی ما دارد. نقدی که به دکتر میلانی وارد است، کمتوجهی به همین بستر آسیبزا است؛ عواملی نظیر جهل جامعهی سنتی، تفاوت بنیادین میان «مدرنیته» و صرفِ «مدرنیزاسیون»، و فضای بستهای که مانع از انتشار و نقد علنی آثار خمینی (مانند نظریه ولایت فقیه) پیش از انقلاب شد، همگی دلالت بر یک بحران عمیق داشتند.
به نظرم باید از موضعگیری قاطعانه و ضدجنگ دکتر میلانی در این جلسه صمیمانه قدردانی کرد. تاکید درست و حیاتی ایشان بر اینکه از دل جنگ، مداخله نظامی، ویرانی و تخریب کشور هرگز آزادی و دموکراسی بیرون نخواهد آمد، موضعی ارزشمند و قابل ستایش است.
یکی از نکات قابلتأمل در صحبتهای دکتر میلانی، توصیف او از خودش به عنوان یک «خوشبین دیوانه» (lunatic optimist) است؛ باوری عمیق به اینکه ایران با رهبری زنان به کشوری دموکراتیک تبدیل خواهد شد. با این حال، به نظر میرسد این دیدگاه بیشتر نوعی «شرح آرزومندی» است تا یک تحلیل انضمامی. او مشخص نمیکند که این آیندهی دموکراتیک در چه چشمانداز زمانی محقق خواهد شد؛ آیا از آیندهای نزدیک سخن میگوید یا آیندهای چنان دور که ما برای دیدن آن جامعهی دموکراتیک حضور نخواهیم داشت؟ مهمتر از آن، با توجه به جو کنونی جامعه، او ادلهی روشنی برای چگونگی این گذار و تحقق این آینده ارائه نمیدهد.
در این گفتگو دکتر عباس میلانی، مدیر مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد، در «مجمع شیکاگو» به تحلیل تاریخ معاصر، ریشههای انقلاب و چالشهای مدرنیته در ایران میپردازد.
او استدلال میکند که انقلاب ۱۳۵۷ حکومتی فاشیستی و بهشدت ضدتجدد را به رهبری روحالله خمینی جایگزین کرد. او همچنین از فقدان یک استراتژی منسجم از سوی آمریکا در قبال ایران پس از دوره نیکسون انتقاد کرده و ضمن مخالفت با مداخله نظامی خارجی، تاکید میکند که تغییرات دموکراتیک باید به دست خود مردم ایران انجام شود.
او معتقد است با وجود اینکه آزادی سیاسی برای انتقاد مستقیم از شاه محدود بود، اما آزادیهای فرهنگی و اجتماعی بیسابقهای در جریان بود
. در زمان پهلوی، زنان، هنر و اقلیتهای مذهبی (مانند یهودیان، بهاییان و سنیها) بیشترین آزادی و رشد را در تاریخ خود تجربه کردند. او حکومت پهلوی را عامل گذار ایران از فئودالیسم به تجدد میداند که با گسترش چشمگیر شهرنشینی و خروج زنان از فضای بسته خانهها همراه بود. میلانی اعتراف میکند که اپوزیسیون در آن زمان معنای واقعی دموکراسی را درک نکرده بود و تنها به دنبال حق انتقاد از شاه بود، در حالی که دستاوردهای فرهنگی آن دوران را نادیده میگرفت.
دکتر میلانی حکومت فعلی را رژیمی سرکوبگر میداند که دیگر توان ایدئولوژیک ندارد، بلکه صرفاً بر پایه توزیع رانت مالی و استفاده از مزدوران خارجی (گروههای موسوم به محور مقاومت مانند حشدالشعبی و فاطمیون) پابرجا مانده و با ایجاد رعب و وحشت، مخالفان خود را حتی در خارج از کشور تهدید میکند. میلانی اکیداً مخالف مداخله نظامی خارجی است، اما معتقد است غرب باید از طریق قطع منابع مالی حکومت، اخراج از سازمانهای بینالمللی، و فراهم کردن دسترسی آزاد به اینترنت (مانند استارلینک) به مبارزه مردم ایران کمک کند.
—————-
اگرچه با این موضع ایشان کاملاً موافقم که نظام محمدرضا پهلوی قابلیت اصلاح داشت و لزوماً نباید به انقلاب ختم میشد، اما نمیتوان از بحران جدی آزادی سیاسی و آزادی بیان در آن دوران چشمپوشی کرد. نادیده گرفتن این انسداد سیاسی عجیب است، چرا که اگر چنین بحرانی وجود نداشت، خود ایشان در آن دوران زندانی نمیشدند. وقتی «زندان اوین» به طعنه «دانشگاه اوین» خوانده میشد (و تلختر اینکه هنوز هم چنین خوانده میشود)، این امر حکایت از یک بحران دائمی برای قشر روشنفکر و تحصیلکردهی ما دارد. نقدی که به دکتر میلانی وارد است، کمتوجهی به همین بستر آسیبزا است؛ عواملی نظیر جهل جامعهی سنتی، تفاوت بنیادین میان «مدرنیته» و صرفِ «مدرنیزاسیون»، و فضای بستهای که مانع از انتشار و نقد علنی آثار خمینی (مانند نظریه ولایت فقیه) پیش از انقلاب شد، همگی دلالت بر یک بحران عمیق داشتند.
به نظرم باید از موضعگیری قاطعانه و ضدجنگ دکتر میلانی در این جلسه صمیمانه قدردانی کرد. تاکید درست و حیاتی ایشان بر اینکه از دل جنگ، مداخله نظامی، ویرانی و تخریب کشور هرگز آزادی و دموکراسی بیرون نخواهد آمد، موضعی ارزشمند و قابل ستایش است.
یکی از نکات قابلتأمل در صحبتهای دکتر میلانی، توصیف او از خودش به عنوان یک «خوشبین دیوانه» (lunatic optimist) است؛ باوری عمیق به اینکه ایران با رهبری زنان به کشوری دموکراتیک تبدیل خواهد شد. با این حال، به نظر میرسد این دیدگاه بیشتر نوعی «شرح آرزومندی» است تا یک تحلیل انضمامی. او مشخص نمیکند که این آیندهی دموکراتیک در چه چشمانداز زمانی محقق خواهد شد؛ آیا از آیندهای نزدیک سخن میگوید یا آیندهای چنان دور که ما برای دیدن آن جامعهی دموکراتیک حضور نخواهیم داشت؟ مهمتر از آن، با توجه به جو کنونی جامعه، او ادلهی روشنی برای چگونگی این گذار و تحقق این آینده ارائه نمیدهد.
YouTube
Unpacking Iran: A Conversation with Dr. Abbas Milani
“If you want to understand the dynamics of Iranian society, you need to understand its culture. Modern Iran can only be understood in this interconnected manner.” - Professor Abbas Milani of Stanford University
In this conversation, Chicago Forum Faculty…
In this conversation, Chicago Forum Faculty…
👍1
Forwarded from ایمان مطلق آرانی (Iman Motlagh Arani)
چند وقت است که اخبار را پیگیری میکنی؟ منظورم اخبار ورزشی، حوادث یا دنبال کردنِ حواشی سلبریتیها نیست؛ منظورم اخبار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و روابط بینالملل است.
از کدام رسانه این اخبار را پیگیری میکردی؟ آیا به همان تکرسانهای که حرفهای دلت را میزند اکتفا میکردی یا از چند زاویه به ماجرا نگاه میکردی؟ خبرها را فقط در کانالهای تلگرامی دیدی یا سری به رسانههای اصولگرا، اصلاحطلب، برانداز، ملیگرا، چپ و راست هم زدی تا ببینی هر کدام چطور واقعیت را به نفع خودشان روایت میکنند؟ آیا رسانههای مستقل و تحلیلهای خارج از جریان اصلی را هم بررسی میکردی؟
در هفته چند ساعت «تحلیل» مسائل سیاسی را گوش میدادی؟ آن هم نه فقط از آدمهایی که با آنها همنظری و از شنیدن حرفهایشان لذت میبری، بلکه از آدمهایی که در ذهنت میگفتی: «فلانی چقدر حرومزاده یا مزدور است!»؟ چقدر جسارت داشتی که استدلالِ دشمنت را بشنوی تا بفهمی کجای کارت میلنگد؟
بیاییم کمی عقبتر برویم؛ اصلاً چند تا کتاب درباره علوم سیاسی خواندهای؟ چند تا مدل حاکمیتی را میشناسی؟ تفاوت میان «لیبرال دموکراسی»، «سوسیالیسم»، «توتالیتاریسم» و «آنارشیسم» را میدانی؟
آیا اسم هابز، ماکیاولی، لاک، کانت، هگل، مارکس، آرنت، ادورنو، فوکویاما، برگر، هابرماس، اشترائوس یا پوپر به گوشت خورده؟ اصلاً میدانی دعوای اصلی اینها بر سر چه بوده؟ چند کتاب از اینها یا درباره اینها خواندهای؟ یا حداقل چند سخنرانی و پادکست معتبر درباره ریشههای فکریشان گوش دادهای تا بدانی کلماتِ دهانپرکنی مثل «آزادی»، «عدالت» و «مشروعیت» از کجا آمدهاند؟
اگر هیچکدام از این کارها را نکردی: شما یک «شهروند» نیستی؛ شما صرفاً یک «رعیت» یا یک «ساکن» هستی که سرنوشتت را به دستِ تصادف و تصمیم دیگران سپردهای.
اگر بیشترِ این کارها را نکردی: شما شهروند «آگاهی» نیستی؛ ابزارِ دستِ پروپاگاندا میشوی و با هر موجی به یک سو میروی.
اگر نیمی از این کارها را انجام دادی: میتوان گفت شما یک شهروند «مطلع» هستی که حداقل تماشاگرِ محض نیست و سعی میکند زیر و بمِ بازی را بفهمد.
اگر بیش از ۷۵ درصد این کارها را انجام داده باشی: تازه اینجاست که میتوان گفت شما «صلاحیت» نظر دادن در مباحث کلان را داری؛ چون نظرت از «مطالعه» و «تحلیل» میآید، نه از «هیجان» و «تکرارِ حرفهای دیگران».
بدون دانش سیاسی، ما فقط «عدد» هستیم در آمارهای دولتی؛ اما با دانش سیاسی، ما «قدرت» هستیم.
از کدام رسانه این اخبار را پیگیری میکردی؟ آیا به همان تکرسانهای که حرفهای دلت را میزند اکتفا میکردی یا از چند زاویه به ماجرا نگاه میکردی؟ خبرها را فقط در کانالهای تلگرامی دیدی یا سری به رسانههای اصولگرا، اصلاحطلب، برانداز، ملیگرا، چپ و راست هم زدی تا ببینی هر کدام چطور واقعیت را به نفع خودشان روایت میکنند؟ آیا رسانههای مستقل و تحلیلهای خارج از جریان اصلی را هم بررسی میکردی؟
در هفته چند ساعت «تحلیل» مسائل سیاسی را گوش میدادی؟ آن هم نه فقط از آدمهایی که با آنها همنظری و از شنیدن حرفهایشان لذت میبری، بلکه از آدمهایی که در ذهنت میگفتی: «فلانی چقدر حرومزاده یا مزدور است!»؟ چقدر جسارت داشتی که استدلالِ دشمنت را بشنوی تا بفهمی کجای کارت میلنگد؟
بیاییم کمی عقبتر برویم؛ اصلاً چند تا کتاب درباره علوم سیاسی خواندهای؟ چند تا مدل حاکمیتی را میشناسی؟ تفاوت میان «لیبرال دموکراسی»، «سوسیالیسم»، «توتالیتاریسم» و «آنارشیسم» را میدانی؟
آیا اسم هابز، ماکیاولی، لاک، کانت، هگل، مارکس، آرنت، ادورنو، فوکویاما، برگر، هابرماس، اشترائوس یا پوپر به گوشت خورده؟ اصلاً میدانی دعوای اصلی اینها بر سر چه بوده؟ چند کتاب از اینها یا درباره اینها خواندهای؟ یا حداقل چند سخنرانی و پادکست معتبر درباره ریشههای فکریشان گوش دادهای تا بدانی کلماتِ دهانپرکنی مثل «آزادی»، «عدالت» و «مشروعیت» از کجا آمدهاند؟
اگر هیچکدام از این کارها را نکردی: شما یک «شهروند» نیستی؛ شما صرفاً یک «رعیت» یا یک «ساکن» هستی که سرنوشتت را به دستِ تصادف و تصمیم دیگران سپردهای.
اگر بیشترِ این کارها را نکردی: شما شهروند «آگاهی» نیستی؛ ابزارِ دستِ پروپاگاندا میشوی و با هر موجی به یک سو میروی.
اگر نیمی از این کارها را انجام دادی: میتوان گفت شما یک شهروند «مطلع» هستی که حداقل تماشاگرِ محض نیست و سعی میکند زیر و بمِ بازی را بفهمد.
اگر بیش از ۷۵ درصد این کارها را انجام داده باشی: تازه اینجاست که میتوان گفت شما «صلاحیت» نظر دادن در مباحث کلان را داری؛ چون نظرت از «مطالعه» و «تحلیل» میآید، نه از «هیجان» و «تکرارِ حرفهای دیگران».
بدون دانش سیاسی، ما فقط «عدد» هستیم در آمارهای دولتی؛ اما با دانش سیاسی، ما «قدرت» هستیم.
👍1
https://youtu.be/jNGyABG6Igk
در این جلسه، کالبدشکافیِ استدلالهای له و علیه مجازات اعدام را در سه سطح و رویکرد جدید پی میگیریم. پس از بررسی مبانی استحقاق، اقتصاد و بازدارندگی در جلسه نخست، این نشست به واکاویِ عمیقترِ تبعات اجتماعی اعدام، آینده مجرم و ماهیت فلسفیِ «حق حیات» اختصاص دارد. در اینجا تقابلِ نگاهِ جامعهشناختی، جرمشناختی و فلسفه حقوق سیاسی را در قالب ساختارهای منطقی بررسی میکنیم تا وزن هر استدلال در ترازوی خرد سنجیده شود.
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 پیشگیری از انتقامجویی و هرجومرج (دیدگاه موافقین - سطح چهارم): بررسی نقش اعدام در حفظ انحصار خشونت مشروع در دست دولت. چرا عدم تناسب مجازات با خشم عمومی و نیاز داغدیدگان، به فروپاشی نظم اجتماعی و ظهور «عدالت خیابانی» منجر میشود؟
🔹 اثر بیرحمسازی جامعه (دیدگاه مخالفین - سطح چهارم): تحلیل نظریه بروتالیزیشن (Brutalization Effect)؛ چگونه ماشین کشتار دولتی، خشونت را ترویج و جان انسان را در افکار عمومی بیارزش میکند؟ بررسی تناقض اخلاقیِ دولتی که برای نفی کشتن، دست به کشتن میزند.
🔹 سلب توانایی قطعیِ مجرم (دیدگاه موافقین - سطح پنجم): چرا حبس ابد تضمینکننده امنیت نیست؟ استدلال غایتگرایانه مبنی بر اینکه تنها مرگ است که ریسکِ آسیبرسانیِ مجرمان خطرناک (مانند قاتلان زنجیرهای) به زندانبانان و جامعه را به صفرِ مطلق میرساند.
🔹 سلب قطعی امکان اصلاح و بازپروری (دیدگاه مخالفین - سطح پنجم): دفاع از ماهیتِ پویای (داینامیک) انسان. بررسی این استدلال که اعدام با توقف فیزیکی حیات، فرصت بیداری اخلاقی، پشیمانی حقیقی و بازپروریِ مجرم را پیش از شکوفایی نابود میکند.
🔹 نقض قرارداد اجتماعی (دیدگاه موافقین - سطح ششم): تکیه بر آرای ژانژاک روسو و جان لاک؛ تبیین اینکه حق حیات مشروط به پایبندی به قرارداد اجتماعی است. چگونه قاتل با نقض یکجانبهی این پیمان، از یک شهروندِ صاحبِ حق، به یک «دشمن متخاصم» تبدیل میشود؟
🔹 حق حیاتِ ذاتی و سلبناپذیر (دیدگاه مخالفین - سطح ششم): رویکرد بنیادین حقوق بشر؛ حق زیستن موهبتی پیشاسیاسی است و امتیازی اعطایی از سوی دولت نیست که قابل بازپسگیری باشد. تبیین تفاوت منطقی میان سلبِ امتیازات مدنی (مانند گواهینامه رانندگی یا پروانه طبابت) با سلبِ حقِ ذاتیِ حیات.
در این جلسه، کالبدشکافیِ استدلالهای له و علیه مجازات اعدام را در سه سطح و رویکرد جدید پی میگیریم. پس از بررسی مبانی استحقاق، اقتصاد و بازدارندگی در جلسه نخست، این نشست به واکاویِ عمیقترِ تبعات اجتماعی اعدام، آینده مجرم و ماهیت فلسفیِ «حق حیات» اختصاص دارد. در اینجا تقابلِ نگاهِ جامعهشناختی، جرمشناختی و فلسفه حقوق سیاسی را در قالب ساختارهای منطقی بررسی میکنیم تا وزن هر استدلال در ترازوی خرد سنجیده شود.
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 پیشگیری از انتقامجویی و هرجومرج (دیدگاه موافقین - سطح چهارم): بررسی نقش اعدام در حفظ انحصار خشونت مشروع در دست دولت. چرا عدم تناسب مجازات با خشم عمومی و نیاز داغدیدگان، به فروپاشی نظم اجتماعی و ظهور «عدالت خیابانی» منجر میشود؟
🔹 اثر بیرحمسازی جامعه (دیدگاه مخالفین - سطح چهارم): تحلیل نظریه بروتالیزیشن (Brutalization Effect)؛ چگونه ماشین کشتار دولتی، خشونت را ترویج و جان انسان را در افکار عمومی بیارزش میکند؟ بررسی تناقض اخلاقیِ دولتی که برای نفی کشتن، دست به کشتن میزند.
🔹 سلب توانایی قطعیِ مجرم (دیدگاه موافقین - سطح پنجم): چرا حبس ابد تضمینکننده امنیت نیست؟ استدلال غایتگرایانه مبنی بر اینکه تنها مرگ است که ریسکِ آسیبرسانیِ مجرمان خطرناک (مانند قاتلان زنجیرهای) به زندانبانان و جامعه را به صفرِ مطلق میرساند.
🔹 سلب قطعی امکان اصلاح و بازپروری (دیدگاه مخالفین - سطح پنجم): دفاع از ماهیتِ پویای (داینامیک) انسان. بررسی این استدلال که اعدام با توقف فیزیکی حیات، فرصت بیداری اخلاقی، پشیمانی حقیقی و بازپروریِ مجرم را پیش از شکوفایی نابود میکند.
🔹 نقض قرارداد اجتماعی (دیدگاه موافقین - سطح ششم): تکیه بر آرای ژانژاک روسو و جان لاک؛ تبیین اینکه حق حیات مشروط به پایبندی به قرارداد اجتماعی است. چگونه قاتل با نقض یکجانبهی این پیمان، از یک شهروندِ صاحبِ حق، به یک «دشمن متخاصم» تبدیل میشود؟
🔹 حق حیاتِ ذاتی و سلبناپذیر (دیدگاه مخالفین - سطح ششم): رویکرد بنیادین حقوق بشر؛ حق زیستن موهبتی پیشاسیاسی است و امتیازی اعطایی از سوی دولت نیست که قابل بازپسگیری باشد. تبیین تفاوت منطقی میان سلبِ امتیازات مدنی (مانند گواهینامه رانندگی یا پروانه طبابت) با سلبِ حقِ ذاتیِ حیات.
YouTube
کالبدشکافیِ اعدام؛ موافقین و مخالفین (جلسه ۲) | اثر بیرحمسازی، بازپروری و قرارداد اجتماعی
در این جلسه، کالبدشکافیِ استدلالهای له و علیه مجازات اعدام را در سه سطح و رویکرد جدید پی میگیریم. پس از بررسی مبانی استحقاق، اقتصاد و بازدارندگی در جلسه نخست، این نشست به واکاویِ عمیقترِ تبعات اجتماعی اعدام، آینده مجرم و ماهیت فلسفیِ «حق حیات» اختصاص دارد.…
👍1
https://youtu.be/fwE0MeO8JNI
روانشناسی در پیِ اثبات یا نفیِ وجودِ فیزیکیِ خدا نیست، بلکه «خدا» را به عنوانِ یک تجربهیِ درونی و ابژهای روانی مطالعه میکند.
چهار لایهیِ تعریفِ خدا در روانشناسی:
روانکاوی (فروید/یونگ): خدا به مثابهیِ «فرافکنیِ ایدهآل» و نمادی از تمامیتِ روانی.
نظریهیِ دلبستگی: خدا به مثابهیِ «مراقبِ نهایی» و پناهگاهی در برابرِ اضطرابهایِ کودکی.
یونگشناسی: خدا به مثابهیِ «کهنالگویِ کمال» و اتحادِ اضداد در ناخودآگاهِ جمعی.
اگزیستانسیالیسم/پراگماتیسم: خدا به مثابهیِ ساختاریِ معنابخش در مواجهه با نیهیلیسم (پوچی).
والدین و تصویرِ خدا: واکاویِ این تئوری که چگونه کیفیتِ دلبستگیِ ما به والدین در کودکی (ایمن یا ناایمن)، مستقیماً بر تصویرِ ما از خدا در بزرگسالی (مهربان یا تنبیهگر) تأثیر میگذارد.
تیپشناسیِ شناختی (مغزِ سیستمی vs مغزِ همدل): بررسیِ این تئوری که چرا برخی افراد ذهنِ «سیستمساز» (منطقیمحور) دارند و برخی ذهنِ «همدل» (معنامحور)؛ و چگونه این تفاوتِ ساختاریِ مغز، گرایشِ فرد به سمتِ خداناباوری یا خداباوری را پیشبینی میکند.
مدیریتِ وحشت (TMT): نقشِ ایمان به عنوانِ یک «سپرِ دفاعی» در برابرِ ترسِ وجودی از مرگ.
روانشناسی در پیِ اثبات یا نفیِ وجودِ فیزیکیِ خدا نیست، بلکه «خدا» را به عنوانِ یک تجربهیِ درونی و ابژهای روانی مطالعه میکند.
چهار لایهیِ تعریفِ خدا در روانشناسی:
روانکاوی (فروید/یونگ): خدا به مثابهیِ «فرافکنیِ ایدهآل» و نمادی از تمامیتِ روانی.
نظریهیِ دلبستگی: خدا به مثابهیِ «مراقبِ نهایی» و پناهگاهی در برابرِ اضطرابهایِ کودکی.
یونگشناسی: خدا به مثابهیِ «کهنالگویِ کمال» و اتحادِ اضداد در ناخودآگاهِ جمعی.
اگزیستانسیالیسم/پراگماتیسم: خدا به مثابهیِ ساختاریِ معنابخش در مواجهه با نیهیلیسم (پوچی).
والدین و تصویرِ خدا: واکاویِ این تئوری که چگونه کیفیتِ دلبستگیِ ما به والدین در کودکی (ایمن یا ناایمن)، مستقیماً بر تصویرِ ما از خدا در بزرگسالی (مهربان یا تنبیهگر) تأثیر میگذارد.
تیپشناسیِ شناختی (مغزِ سیستمی vs مغزِ همدل): بررسیِ این تئوری که چرا برخی افراد ذهنِ «سیستمساز» (منطقیمحور) دارند و برخی ذهنِ «همدل» (معنامحور)؛ و چگونه این تفاوتِ ساختاریِ مغز، گرایشِ فرد به سمتِ خداناباوری یا خداباوری را پیشبینی میکند.
مدیریتِ وحشت (TMT): نقشِ ایمان به عنوانِ یک «سپرِ دفاعی» در برابرِ ترسِ وجودی از مرگ.
YouTube
روانشناسیِ ایمان و شک؛ خداباوری و خداناباوری از نگاهِ علومِ رفتاری
این ویدیو جدیدترین درسگفتار از ایمان مطلق آرانی است که به واکاوی روانشناختیِ پدیدهیِ «ایمان» و «شک» میپردازد. او در این جلسه تلاش میکند تا از دریچهیِ علومِ رفتاری و روانشناسیِ دین، به پرسشهایِ بنیادیِ خداباوری و خداناباوری پاسخ دهد.
محورهای کلیدی…
محورهای کلیدی…
👍2
https://youtu.be/2Ixa2idX_WY
این ویدیو، سخنرانی کوتاهی از دکتر رضا داوری اردکانی، فیلسوف معاصر ایرانی، است که به تبیینِ نسبتِ میانِ «فلسفه» با مقولاتِ «جنگ» و «صلح» میپردازد.
نکاتِ کلیدیِ مطرح شده در این گفتگو:
فلسفه و تاریخ: دکتر داوری در این بحث اشاره میکند که فلاسفه، ناظرانِ زمانهیِ خود هستند و به پدیدههایِ بزرگی همچون «جنگ» نمیتوانند بیتفاوت باشند. او تأکید میکند که جنگ، امری است که از دلِ تاریخ برمیخیزد و فلسفه، بهویژه در دورانِ بحران، به دنبالِ فهمِ چراییِ آن است.
صلح و جنگ به مثابهیِ جلوههایِ تاریخ: دکتر داوری با ارجاع به آرایِ فیلسوفانی چون هراکلیتوس و کانت، به این پرسش میپردازد که آیا «صلح» یک آرمانِ تحققیافتنی است یا صرفاً یک وقفهیِ کوتاه در میانِ جنگها؟ او به این نکته اشاره میکند که جنگ، حقیقتی است که در تاریخ ظهور میکند و صلح، بیش از آنکه یک واقعیتِ تاریخی باشد، یک آرمانِ اخلاقی است.
جنگزدگیِ دورانِ مدرن: بحثِ اصلیِ او بر رویِ این است که دورانِ معاصر (بهویژه پس از جنگِ جهانیِ دوم) بیش از هر زمانِ دیگری با سایهیِ جنگ درگیر است و این جنگزدگی، دغدغهیِ اصلیِ فیلسوفان برایِ فهمِ «صلح» است.
نقشِ دانش و تکنولوژی: او به این موضوع میپردازد که چگونه دانش و تکنولوژی، که ابزارهایی برایِ ارتقایِ بشر بودهاند، در خدمتِ جنگ قرار گرفتهاند.
این ویدیو، سخنرانی کوتاهی از دکتر رضا داوری اردکانی، فیلسوف معاصر ایرانی، است که به تبیینِ نسبتِ میانِ «فلسفه» با مقولاتِ «جنگ» و «صلح» میپردازد.
نکاتِ کلیدیِ مطرح شده در این گفتگو:
فلسفه و تاریخ: دکتر داوری در این بحث اشاره میکند که فلاسفه، ناظرانِ زمانهیِ خود هستند و به پدیدههایِ بزرگی همچون «جنگ» نمیتوانند بیتفاوت باشند. او تأکید میکند که جنگ، امری است که از دلِ تاریخ برمیخیزد و فلسفه، بهویژه در دورانِ بحران، به دنبالِ فهمِ چراییِ آن است.
صلح و جنگ به مثابهیِ جلوههایِ تاریخ: دکتر داوری با ارجاع به آرایِ فیلسوفانی چون هراکلیتوس و کانت، به این پرسش میپردازد که آیا «صلح» یک آرمانِ تحققیافتنی است یا صرفاً یک وقفهیِ کوتاه در میانِ جنگها؟ او به این نکته اشاره میکند که جنگ، حقیقتی است که در تاریخ ظهور میکند و صلح، بیش از آنکه یک واقعیتِ تاریخی باشد، یک آرمانِ اخلاقی است.
جنگزدگیِ دورانِ مدرن: بحثِ اصلیِ او بر رویِ این است که دورانِ معاصر (بهویژه پس از جنگِ جهانیِ دوم) بیش از هر زمانِ دیگری با سایهیِ جنگ درگیر است و این جنگزدگی، دغدغهیِ اصلیِ فیلسوفان برایِ فهمِ «صلح» است.
نقشِ دانش و تکنولوژی: او به این موضوع میپردازد که چگونه دانش و تکنولوژی، که ابزارهایی برایِ ارتقایِ بشر بودهاند، در خدمتِ جنگ قرار گرفتهاند.
YouTube
فلسفه و نسبتش با جنگ و صلح؛ زشتی جنگ معاصر، کینتوزی و ستیز با تفکر | دکتر رضا داوری اردکانی
در این سخنرانی تأملبرانگیز و انتقادی به مناسبت روز جهانی فلسفه، فیلسوف برجسته معاصر، دکتر رضا داوری اردکانی، در کنار اساتیدی چون دکتر بیژن عبدالکریمی و دکتر مسعود بنایی، به واکاوی نسبت بنیادین «فلسفه، وجود و مسئله جنگ و صلح» پرداخته است.
دکتر داوری اردکانی…
دکتر داوری اردکانی…
https://youtu.be/-_Aok1ndOj8
در اولین جلسه از بررسیِ رسالهیِ کلاسیکِ «هنر همیشه بر حق بودن» شوپنهاور، به واکاویِ ترفندهایِ کلامی و مغالطاتی میپردازیم که در مناظرهها برایِ غلبه بر حریف استفاده میشوند. شوپنهاور در این کتاب، نه از «هنرِ استدلال» بلکه از «هنرِ مغالطه» میگوید؛ دانشی که به ما میآموزد چگونه ترفندهایِ حریف را پیشبینی کرده و در برابرِ آنها دفاعِ منطقی داشته باشیم.
محورهایِ اصلیِ موردِ بحث:
🔹 ترفندِ اول (گسترهیِ مصداق): چگونه حریف با «کش دادن» و «کلیگوییِ اغراقآمیز» دربارهیِ ادعایِ محدودِ شما، سعی میکند آن را ابطال کند و راهِ خنثیسازیِ آن چیست؟
🔹 ترفندِ آخر (حمله به شخص - Ad Hominem): بررسیِ این واقعیت که چرا هنگامِ شکست در استدلال، افراد به جایِ نقدِ «محتوا»، به «شخصیتِ» گوینده حمله میکنند و چگونه با خونسردی، بحث را به مسیرِ اصلی بازگردانیم؟
🔹 تفاوتِ میانِ «حقطلبی» و «پیروزیطلبی»: چرا در مناظرههایِ مدرن، «پیروزی در بحث» اغلب جذابتر از «کشفِ حقیقت» است؟
در اولین جلسه از بررسیِ رسالهیِ کلاسیکِ «هنر همیشه بر حق بودن» شوپنهاور، به واکاویِ ترفندهایِ کلامی و مغالطاتی میپردازیم که در مناظرهها برایِ غلبه بر حریف استفاده میشوند. شوپنهاور در این کتاب، نه از «هنرِ استدلال» بلکه از «هنرِ مغالطه» میگوید؛ دانشی که به ما میآموزد چگونه ترفندهایِ حریف را پیشبینی کرده و در برابرِ آنها دفاعِ منطقی داشته باشیم.
محورهایِ اصلیِ موردِ بحث:
🔹 ترفندِ اول (گسترهیِ مصداق): چگونه حریف با «کش دادن» و «کلیگوییِ اغراقآمیز» دربارهیِ ادعایِ محدودِ شما، سعی میکند آن را ابطال کند و راهِ خنثیسازیِ آن چیست؟
🔹 ترفندِ آخر (حمله به شخص - Ad Hominem): بررسیِ این واقعیت که چرا هنگامِ شکست در استدلال، افراد به جایِ نقدِ «محتوا»، به «شخصیتِ» گوینده حمله میکنند و چگونه با خونسردی، بحث را به مسیرِ اصلی بازگردانیم؟
🔹 تفاوتِ میانِ «حقطلبی» و «پیروزیطلبی»: چرا در مناظرههایِ مدرن، «پیروزی در بحث» اغلب جذابتر از «کشفِ حقیقت» است؟
YouTube
هنرِ همیشه بر حق بودن؛ (جلسه ۱) چگونه در مناظره شکست نخوریم؟ (ترفند ۱ تا ۱۶)
در اولین جلسه از بررسیِ این رسالهیِ کلاسیکِ شوپنهاور، به واکاویِ ترفندهایِ کلامی و مغالطاتی میپردازیم که در مناظرهها برایِ غلبه بر حریف استفاده میشوند. شوپنهاور در این کتاب، نه از «هنرِ استدلال» بلکه از «هنرِ مغالطه» میگوید؛ دانشی که به ما میآموزد چگونه…
👍1
از معرفت شناسی تاریخ و فلسفه تاریخ تا تاریخمندی وجودی - کالبدشکافی…
ایمان مطلق آرانی
https://youtu.be/iuNHP1KbYTc
این مبحث یک سفر فکری است که از بنیادیترین پرسشهای معرفتشناختی درباره علم تاریخ آغاز میشود و تا بررسی عمیق پدیدارشناسی زمان و نسبت وجودی انسان ایرانی با سنت پیش میرود.
در این بحث، ابتدا شکاف میان «رویدادهای گذشته» و «روایت یا دانش تاریخ» تحلیل شده.
سپس کلانروایتهای متافیزیکی فیلسوفانی چون آگوستین (مشیت الهی)، کانت (پیشرفت طبیعت بشر)، هگل (دیالکتیک روح و آزادی) و مارکس (ماتریالیسم تاریخی و تضاد طبقاتی) کالبدشکافی میشوند.
پس از آن، بحث با عبور از پوزیتیویسم تاریخی رانکه و رویکرد بازاندیشی کالینگوود، وارد فاز چرخش هرمنوتیکی با آرای دیلتای (فهم تجربه زیسته) و تاریخمندی وجودی هایدگر میگردد. در دیدگاه هایدگری، مفاهیمی چون «زمان عامیانه»، «دازاین» (انسان)، «پرتابشدگی» در گذشته و «طرحافکنی» رو به آینده بررسی میشوند تا تفاوت رویکرد اصیل و غیراصیل به تاریخ نمایان شود.
در بخش پایانی و کاربردی، این چارچوب فلسفی برای تحلیل بحران هویت و تفکر در ایران معاصر (بهویژه در تقاطع مشروطیت) به کار میرود. دو انحراف بزرگ یعنی «سنتگرایی صلب و متحجرانه» و «تجددزدگی سطحی و مقلدانه» نقد شده.
این مبحث یک سفر فکری است که از بنیادیترین پرسشهای معرفتشناختی درباره علم تاریخ آغاز میشود و تا بررسی عمیق پدیدارشناسی زمان و نسبت وجودی انسان ایرانی با سنت پیش میرود.
در این بحث، ابتدا شکاف میان «رویدادهای گذشته» و «روایت یا دانش تاریخ» تحلیل شده.
سپس کلانروایتهای متافیزیکی فیلسوفانی چون آگوستین (مشیت الهی)، کانت (پیشرفت طبیعت بشر)، هگل (دیالکتیک روح و آزادی) و مارکس (ماتریالیسم تاریخی و تضاد طبقاتی) کالبدشکافی میشوند.
پس از آن، بحث با عبور از پوزیتیویسم تاریخی رانکه و رویکرد بازاندیشی کالینگوود، وارد فاز چرخش هرمنوتیکی با آرای دیلتای (فهم تجربه زیسته) و تاریخمندی وجودی هایدگر میگردد. در دیدگاه هایدگری، مفاهیمی چون «زمان عامیانه»، «دازاین» (انسان)، «پرتابشدگی» در گذشته و «طرحافکنی» رو به آینده بررسی میشوند تا تفاوت رویکرد اصیل و غیراصیل به تاریخ نمایان شود.
در بخش پایانی و کاربردی، این چارچوب فلسفی برای تحلیل بحران هویت و تفکر در ایران معاصر (بهویژه در تقاطع مشروطیت) به کار میرود. دو انحراف بزرگ یعنی «سنتگرایی صلب و متحجرانه» و «تجددزدگی سطحی و مقلدانه» نقد شده.
👍1
https://youtu.be/udqzXhgdX1k
در دومین جلسه از پروژهیِ خوانشِ «هستی و زمان»، پس از تثبیت ضرورتِ احیایِ پرسش از هستی در جلسهیِ پیشین، اکنون به سراغِ بندهای ۵ تا ۸ میرویم. در این بخش، مارتین هایدگر گام را از نقدِ پیشداوریهایِ سنتی فراتر نهاده و به دنبالِ ابداعِ یک «روششناسیِ نوین» برایِ پرسشگری است. او معتقد است که ما نمیتوانیم بدونِ واکاویِ ساختارِ خودِ «پرسیدن»، به سراغِ هستی برویم. این جلسه، نقشه راهِ عملیاتیِ هایدگر برایِ ورود به میدانِ پدیدارشناسی است.
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 آناتومیِ پرسشگری (بند ۵): هایدگر چگونه هر پرسش را همچون یک «جستجو» (Seeking) تحلیل میکند؟ معرفی سه مؤلفه ساختاری هر پرسش: «موضوعِ پرسش» (مسئولعنه)، «مرجعِ استیضاح» (مسئولمنه) و «مقصودِ نهایی» (مسئولالیه).
🔹 چرا پرسش از هستی، «پرسشی ممتاز» است؟: واکاوی اینکه چرا در پرسش از هستی، «پرسشگر» خود نیز بخشی از موضوعِ پرسش است و این همپیوندی، خصلتی هستیشناختی به پرسش میدهد.
🔹 فهمِ پیشا-هستیشناختی (بند ۶): چگونه ما همواره در فهمی مبهم، تیره و میانگین از هستی حرکت میکنیم؟ تبیین اینکه چرا این ابهام، یک نقص نیست بلکه «پدیداری ایجابی» و نقطه آغازِ ناگزیرِ هر پژوهشِ فلسفی است.
🔹 نقدِ افسانهسرایی (بند ۶): چرا ارجاعِ وجودِ موجودات به موجودی دیگر (مانند خدا، ماده یا بیگبنگ)، چیزی جز قصه گویی (Mythology) نیست؟ تبیینِ «تفاوت هستیشناختی» میانِ «هستی» و «هستنده».
🔹 جستجویِ هستنده نمونه (بند ۷): چرا برای پرسش از معنای هستی، ناچاریم از میانِ تمام موجودات، «دازاین» (انسان) را به عنوانِ مرجعِ استیضاح انتخاب کنیم؟
🔹 دورِ هرموتیک (بند ۸): پاسخ به نقدِ منطقیون دربارهیِ دوریبودنِ استدلالهایِ هایدگر؛ تبیین اینکه چرا این دور، یک «بنبستِ منطقی» نیست، بلکه شرطِ امکانِ ورود به ساحتِ فهمِ هستی است.
در دومین جلسه از پروژهیِ خوانشِ «هستی و زمان»، پس از تثبیت ضرورتِ احیایِ پرسش از هستی در جلسهیِ پیشین، اکنون به سراغِ بندهای ۵ تا ۸ میرویم. در این بخش، مارتین هایدگر گام را از نقدِ پیشداوریهایِ سنتی فراتر نهاده و به دنبالِ ابداعِ یک «روششناسیِ نوین» برایِ پرسشگری است. او معتقد است که ما نمیتوانیم بدونِ واکاویِ ساختارِ خودِ «پرسیدن»، به سراغِ هستی برویم. این جلسه، نقشه راهِ عملیاتیِ هایدگر برایِ ورود به میدانِ پدیدارشناسی است.
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 آناتومیِ پرسشگری (بند ۵): هایدگر چگونه هر پرسش را همچون یک «جستجو» (Seeking) تحلیل میکند؟ معرفی سه مؤلفه ساختاری هر پرسش: «موضوعِ پرسش» (مسئولعنه)، «مرجعِ استیضاح» (مسئولمنه) و «مقصودِ نهایی» (مسئولالیه).
🔹 چرا پرسش از هستی، «پرسشی ممتاز» است؟: واکاوی اینکه چرا در پرسش از هستی، «پرسشگر» خود نیز بخشی از موضوعِ پرسش است و این همپیوندی، خصلتی هستیشناختی به پرسش میدهد.
🔹 فهمِ پیشا-هستیشناختی (بند ۶): چگونه ما همواره در فهمی مبهم، تیره و میانگین از هستی حرکت میکنیم؟ تبیین اینکه چرا این ابهام، یک نقص نیست بلکه «پدیداری ایجابی» و نقطه آغازِ ناگزیرِ هر پژوهشِ فلسفی است.
🔹 نقدِ افسانهسرایی (بند ۶): چرا ارجاعِ وجودِ موجودات به موجودی دیگر (مانند خدا، ماده یا بیگبنگ)، چیزی جز قصه گویی (Mythology) نیست؟ تبیینِ «تفاوت هستیشناختی» میانِ «هستی» و «هستنده».
🔹 جستجویِ هستنده نمونه (بند ۷): چرا برای پرسش از معنای هستی، ناچاریم از میانِ تمام موجودات، «دازاین» (انسان) را به عنوانِ مرجعِ استیضاح انتخاب کنیم؟
🔹 دورِ هرموتیک (بند ۸): پاسخ به نقدِ منطقیون دربارهیِ دوریبودنِ استدلالهایِ هایدگر؛ تبیین اینکه چرا این دور، یک «بنبستِ منطقی» نیست، بلکه شرطِ امکانِ ورود به ساحتِ فهمِ هستی است.
YouTube
هستی و زمان هایدگر (جلسه ۲)؛ واکاوی آناتومی پرسشگری و دورِ هرموتیک (بند ۵ تا ۸)
در دومین جلسه از پروژهیِ خوانشِ «هستی و زمان»، پس از تثبیت ضرورتِ احیایِ پرسش از هستی در جلسهیِ پیشین، اکنون به سراغِ بندهای ۵ تا ۸ میرویم. در این بخش، مارتین هایدگر گام را از نقدِ پیشداوریهایِ سنتی فراتر نهاده و به دنبالِ ابداعِ یک «روششناسیِ نوین»…
👍2
https://youtu.be/ervUzELh_mk
در نهمین جلسه از پروژهیِ خوانشِ متونِ کلاسیک، به ادامهیِ واکاویِ رساله «تیمائوس» (Timaeus) افلاطون میپردازیم. افلاطون در این بخش از رساله (از اواسط بند ۷۲ تا بند ۷۷)، گام به ساحتِ فیزیولوژیِ الهیاتی و غایتشناختیِ بدنِ انسان میگذارد. او تلاش میکند تا پیوندِ میانِ ساحتهایِ گوناگونِ نفس (خدایی و فناپذیر) را با اندامهایِ فیزیکیِ تن تبیین کند و نشان دهد که چگونه ساختارِ بیولوژیکِ ما، در خدمتِ غایاتِ عقلانی و معنوی طراحی شده است. روش ما در این فضا کماکان مبتنی بر سنتِ خط به خط و بند به بند خواهد بود.
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 نسبتِ کبد و سپرز (طحال) با ساحتِ اشراقیِ نفس: تبیینِ جایگاهِ صاف و روشنِ کبد در دریافتِ تصاویرِ رؤیایی و نقشِ پاککنندگی و انقباضِ سپرز (طحال) برایِ زدودنِ لکههایِ ناشی از بیماریِ تن.
🔹 معرفتشناسیِ حیاتِ نفسانی: چرا تفاسیرِ ما درباره ابعادِ خدایی و فناپذیرِ نفس صرفاً در حدِ «احتمالِ قوی» و گمان باقی میماند؟ چرا وضوحِ این حقایق تنها به اذن و وحیِ الهی گره خورده است؟
🔹 غایتشناسیِ معده و رودهها (آناتومی حرص و ولع): تدبیرِ خدایان برای مهارِ شکمبارگیِ انسان؛ چرا رودههایِ پیچدرپیچ دایرهوار طراحی شدهاند؟ تبیینِ اینکه چگونه ساختارِ هاضمه مانع از غرق شدنِ انسان در نیازهایِ حیوانی شده و ساحتِ او را برای پرداختن به هنر، دانش و شنیدنِ آوازِ خداییِ درون آزاد نگه میدارد.
🔹 ریشههایِ حیات در مغزِ استخوان: کالبدشکافیِ استخوانها و عضلات؛ چرا ریشههایِ وجودِ انسان و بندهایِ اتصالِ نفس به تن در مغزِ استخوان قرار داده شدهاند؟
🔹 تبیینِ حیاتِ نباتی (بند ۷۷): گیاهان به مثابه موجوداتِ زندهیِ فناپذیر؛ چرا گیاهان واجدِ حیات و جاندار هستند اما بهدلیلِ فقدانِ حرکتِ درونی و اراده، از تفکر و خودآگاهی نسبت به وضعِ خویش محرومند؟ نقدِ نگاهِ انسانمدارانهیِ افلاطون و پیوندِ آن با الهیاتِ ادیان مبنی بر خلقِ جهانِ نباتی برایِ دوام و صیانتِ انسان.
در نهمین جلسه از پروژهیِ خوانشِ متونِ کلاسیک، به ادامهیِ واکاویِ رساله «تیمائوس» (Timaeus) افلاطون میپردازیم. افلاطون در این بخش از رساله (از اواسط بند ۷۲ تا بند ۷۷)، گام به ساحتِ فیزیولوژیِ الهیاتی و غایتشناختیِ بدنِ انسان میگذارد. او تلاش میکند تا پیوندِ میانِ ساحتهایِ گوناگونِ نفس (خدایی و فناپذیر) را با اندامهایِ فیزیکیِ تن تبیین کند و نشان دهد که چگونه ساختارِ بیولوژیکِ ما، در خدمتِ غایاتِ عقلانی و معنوی طراحی شده است. روش ما در این فضا کماکان مبتنی بر سنتِ خط به خط و بند به بند خواهد بود.
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 نسبتِ کبد و سپرز (طحال) با ساحتِ اشراقیِ نفس: تبیینِ جایگاهِ صاف و روشنِ کبد در دریافتِ تصاویرِ رؤیایی و نقشِ پاککنندگی و انقباضِ سپرز (طحال) برایِ زدودنِ لکههایِ ناشی از بیماریِ تن.
🔹 معرفتشناسیِ حیاتِ نفسانی: چرا تفاسیرِ ما درباره ابعادِ خدایی و فناپذیرِ نفس صرفاً در حدِ «احتمالِ قوی» و گمان باقی میماند؟ چرا وضوحِ این حقایق تنها به اذن و وحیِ الهی گره خورده است؟
🔹 غایتشناسیِ معده و رودهها (آناتومی حرص و ولع): تدبیرِ خدایان برای مهارِ شکمبارگیِ انسان؛ چرا رودههایِ پیچدرپیچ دایرهوار طراحی شدهاند؟ تبیینِ اینکه چگونه ساختارِ هاضمه مانع از غرق شدنِ انسان در نیازهایِ حیوانی شده و ساحتِ او را برای پرداختن به هنر، دانش و شنیدنِ آوازِ خداییِ درون آزاد نگه میدارد.
🔹 ریشههایِ حیات در مغزِ استخوان: کالبدشکافیِ استخوانها و عضلات؛ چرا ریشههایِ وجودِ انسان و بندهایِ اتصالِ نفس به تن در مغزِ استخوان قرار داده شدهاند؟
🔹 تبیینِ حیاتِ نباتی (بند ۷۷): گیاهان به مثابه موجوداتِ زندهیِ فناپذیر؛ چرا گیاهان واجدِ حیات و جاندار هستند اما بهدلیلِ فقدانِ حرکتِ درونی و اراده، از تفکر و خودآگاهی نسبت به وضعِ خویش محرومند؟ نقدِ نگاهِ انسانمدارانهیِ افلاطون و پیوندِ آن با الهیاتِ ادیان مبنی بر خلقِ جهانِ نباتی برایِ دوام و صیانتِ انسان.
YouTube
تیمائوس افلاطون (جلسه ۹)؛ کالبدشکافی بدن پذیری نفس، غایتشناسی اعضای تن و حیات گیاهی (بند ۷۲ تا ۷۷)
در نهمین جلسه از پروژهیِ خوانشِ متونِ کلاسیک، به ادامهیِ واکاویِ رساله «تیمائوس» (Timaeus) افلاطون میپردازیم. افلاطون در این بخش از رساله (از اواسط بند ۷۲ تا بند ۷۷)، گام به ساحتِ فیزیولوژیِ الهیاتی و غایتشناختیِ بدنِ انسان میگذارد. او تلاش میکند تا…
❤1
پدیدارشناسی روح هگل: آگاهی، دیالکتیک شیء و فریبِ عقل سلیم (بند ۱۲۱ تا ۱۳۱)
https://youtu.be/sgCWEpZ5XOQ
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 مصادرهیِ وحدت توسط سوژه (بند ۱۲۱): کالبدشکافیِ بحرانِ تضاد میانِ ویژگیهایِ شیء (مانند سفیدی، مکعبی و شوری)؛ چرا آگاهی برای نجاتِ شیء از تناقض، مسئولیتِ «واحد بودن» را خود بر عهده میگیرد و شیء را به یک سطحِ دربرگیرندهیِ توخالی (کیسهای از موادِ آزاد) تقلیل میدهد؟
🔹 ابزارِ مفهومیِ «از آن حیث که» (بند ۱۲۲ تا ۱۲۴): ترفندِ شناختیِ آگاهی برای ایزوله کردنِ ویژگیها؛ سوژه چگونه با فرمولِ «شیء از آن حیث که سفید است، مکعب نیست»، تفاوتها را قرنطینه میکند تا مانع از فروپاشیِ منطقیِ ابژه شود؟
🔹 سقوطِ شیء به ذات و عرض (بند ۱۲۵ و ۱۲۶): جابهجاییِ مداومِ نقشها؛ تعارضِ میانِ «شیء برای خود» (واحد بودن) و «شیء برای دیگری» (کثرتِ صفتها) و شکستِ آگاهی در تبیینِ هستهیِ مرکزیِ ابژه.
🔹 دیالکتیکِ فریب و گردابِ عقل سلیم (بند ۱۲۷ تا ۱۲۹): نقدِ هگل بر منطقِ روزمره؛ عقلِ سلیم چگونه برای حفظِ حقیقتِ خیالیِ ابژه، مدام تقصیرِ تناقضات را بینِ «توهمِ ذهن» و «ویژگیهایِ فرعیِ شیء» پاسکاری میکند و در یک حلقهیِ چرخنده اسیر میشود؟
🔹 عبور از ظاهرِ حسی به ساحتِ قانون (بند ۱۳۰ و ۱۳۱): تبیینِ بطلانِ نهاییِ ادراکِ حسی؛ چرا مفاهیمِ انتزاعیِ عقلِ سلیم در مواجهه با واقعیت ذوب میشوند و چگونه این بنبست، آگاهی را به سمتِ افقِ بالاتر یعنی «فهمِ قوانینِ بنیادینِ هستی» (Schaft) پرتاب میکند؟
https://youtu.be/sgCWEpZ5XOQ
محورهای اصلی و مباحث مطرح شده در این جلسه:
🔹 مصادرهیِ وحدت توسط سوژه (بند ۱۲۱): کالبدشکافیِ بحرانِ تضاد میانِ ویژگیهایِ شیء (مانند سفیدی، مکعبی و شوری)؛ چرا آگاهی برای نجاتِ شیء از تناقض، مسئولیتِ «واحد بودن» را خود بر عهده میگیرد و شیء را به یک سطحِ دربرگیرندهیِ توخالی (کیسهای از موادِ آزاد) تقلیل میدهد؟
🔹 ابزارِ مفهومیِ «از آن حیث که» (بند ۱۲۲ تا ۱۲۴): ترفندِ شناختیِ آگاهی برای ایزوله کردنِ ویژگیها؛ سوژه چگونه با فرمولِ «شیء از آن حیث که سفید است، مکعب نیست»، تفاوتها را قرنطینه میکند تا مانع از فروپاشیِ منطقیِ ابژه شود؟
🔹 سقوطِ شیء به ذات و عرض (بند ۱۲۵ و ۱۲۶): جابهجاییِ مداومِ نقشها؛ تعارضِ میانِ «شیء برای خود» (واحد بودن) و «شیء برای دیگری» (کثرتِ صفتها) و شکستِ آگاهی در تبیینِ هستهیِ مرکزیِ ابژه.
🔹 دیالکتیکِ فریب و گردابِ عقل سلیم (بند ۱۲۷ تا ۱۲۹): نقدِ هگل بر منطقِ روزمره؛ عقلِ سلیم چگونه برای حفظِ حقیقتِ خیالیِ ابژه، مدام تقصیرِ تناقضات را بینِ «توهمِ ذهن» و «ویژگیهایِ فرعیِ شیء» پاسکاری میکند و در یک حلقهیِ چرخنده اسیر میشود؟
🔹 عبور از ظاهرِ حسی به ساحتِ قانون (بند ۱۳۰ و ۱۳۱): تبیینِ بطلانِ نهاییِ ادراکِ حسی؛ چرا مفاهیمِ انتزاعیِ عقلِ سلیم در مواجهه با واقعیت ذوب میشوند و چگونه این بنبست، آگاهی را به سمتِ افقِ بالاتر یعنی «فهمِ قوانینِ بنیادینِ هستی» (Schaft) پرتاب میکند؟
YouTube
پدیدارشناسی روح هگل (جلسه ۱۳)؛ بنبست عقل سلیم، شاکلهیِ ذات-عرض و گذارِ به فهم (بند ۱۲۱ تا ۱۳۱)
در سیزدهمین جلسه از پروژهیِ بزرگ و سطر به سطرِ هگلخوانی، با واکاویِ بندهای ۱۲۱ تا ۱۳۱، پروندهیِ «بخش ب: ادراک؛ یا شیء و فریب» (Perception; or the Thing and Deception) را رسماً و بهطور کامل میبندیم. هگل در این فصولِ پایانی، آخرین جانفشانیهای آگاهی طبیعی…
👍2
https://youtu.be/12_jX5EZOvo
🔹 فضیلتِ برهانِ لِمّی بر اِنّی: مرور کوتاهی بر منطقِ برهان؛ چرا در برهانِ لمّی بهدلیلِ حرکت از «علت به معلول» به یقینِ مطلق و ثبوتِ شیء در خارج دست مییابیم، در حالی که در برهانِ اِنّی (حرکت از معلول به علت) احتمالِ وجودِ علتهایِ جانشین، یقینِ ما را مشروط میکند؟
🔹 خداشناسیِ اِنّی و لِمّی در فلسفه قارهای و اسلامی: تبیینِ برهانِ نظم بهعنوان یک برهانِ اِنّی؛ کالبدشکافیِ «برهانِ صدیقین» و «برهانِ وجودیِ آنسلم» (Ontological Argument) بهمثابهیِ برهانِ لِمّی؛ واکاوی موافقتِ دکارت، اسپینوزا و هگل، و مخالفتِ توماس آکویناس، کانت و هیوم با این رویکرد.
🔹 آناتومی صنعتِ جدل (Dialectic): کالبدشکافیِ ساختارِ جدل در منطقِ ارسطو؛ چرا مقدماتِ جدل برخلافِ برهان، از «یقینیات» تشکیل نمیشوند بلکه متکی بر «مشهورات» و «مسلمات» هستند؟ هدفِ جدل؛ اقناع، اسکاتِ خصم و تفکرِ انتقادی.
🔹 کاربردِ جدل در فضاهایِ گفتگوی معاصر (مانند کلابهاوس): نقدِ روانشناختی و معرفتشناختیِ مناظرات؛ چگونه در جدل، سوژه بهجایِ کشفِ حقیقتِ اصیل، صرفاً به دنبالِ پیروزی بر رقیب و پنهانسازیِ وجوهِ باطلِ کلامِ خویش است؟
🔹 آسیبشناسی کلام با چاشنیِ جدل؛ پروندهیِ غزالی و ابنسینا: بررسیِ کتابِ «تهافتالفلاسفه» ابوحامد غزالی بهعنوانِ یکی از بارزترین مصادیقِ تغییرِ فاز از برهان به جدل؛ تحلیلِ تکفیرِ فلاسفه در ۳ مورد و تفسیقِ آنها در ۲۰ مورد توسط غزالی در عینِ تسلطِ کاملِ او بر فلسفه مشاء (در کتاب مقاصد الفلاسفه) و پاسخِ بعدیِ ابنرشد در «تهافتالتهافت».
🔹 فضیلتِ برهانِ لِمّی بر اِنّی: مرور کوتاهی بر منطقِ برهان؛ چرا در برهانِ لمّی بهدلیلِ حرکت از «علت به معلول» به یقینِ مطلق و ثبوتِ شیء در خارج دست مییابیم، در حالی که در برهانِ اِنّی (حرکت از معلول به علت) احتمالِ وجودِ علتهایِ جانشین، یقینِ ما را مشروط میکند؟
🔹 خداشناسیِ اِنّی و لِمّی در فلسفه قارهای و اسلامی: تبیینِ برهانِ نظم بهعنوان یک برهانِ اِنّی؛ کالبدشکافیِ «برهانِ صدیقین» و «برهانِ وجودیِ آنسلم» (Ontological Argument) بهمثابهیِ برهانِ لِمّی؛ واکاوی موافقتِ دکارت، اسپینوزا و هگل، و مخالفتِ توماس آکویناس، کانت و هیوم با این رویکرد.
🔹 آناتومی صنعتِ جدل (Dialectic): کالبدشکافیِ ساختارِ جدل در منطقِ ارسطو؛ چرا مقدماتِ جدل برخلافِ برهان، از «یقینیات» تشکیل نمیشوند بلکه متکی بر «مشهورات» و «مسلمات» هستند؟ هدفِ جدل؛ اقناع، اسکاتِ خصم و تفکرِ انتقادی.
🔹 کاربردِ جدل در فضاهایِ گفتگوی معاصر (مانند کلابهاوس): نقدِ روانشناختی و معرفتشناختیِ مناظرات؛ چگونه در جدل، سوژه بهجایِ کشفِ حقیقتِ اصیل، صرفاً به دنبالِ پیروزی بر رقیب و پنهانسازیِ وجوهِ باطلِ کلامِ خویش است؟
🔹 آسیبشناسی کلام با چاشنیِ جدل؛ پروندهیِ غزالی و ابنسینا: بررسیِ کتابِ «تهافتالفلاسفه» ابوحامد غزالی بهعنوانِ یکی از بارزترین مصادیقِ تغییرِ فاز از برهان به جدل؛ تحلیلِ تکفیرِ فلاسفه در ۳ مورد و تفسیقِ آنها در ۲۰ مورد توسط غزالی در عینِ تسلطِ کاملِ او بر فلسفه مشاء (در کتاب مقاصد الفلاسفه) و پاسخِ بعدیِ ابنرشد در «تهافتالتهافت».
YouTube
فلسفه ارسطو (جلسه ۱۴)؛ تبیین صناعات خمس، دیالکتیکِ جدل و برهان صدیقین (آرگانون)
در چهاردهمین جلسه از سلسله برنامههای تبیینِ «فلسفه و منطق ارسطو»، به سراغ یکی از محوریترین مباحث در کتاب «آرگانون» (ارقنون) یعنی ساحتِ «صناعات خمس» میرویم. پس از بررسی قیاس در جلساتِ گذشته، در این جلسه با همراهی جناب آقای علایی، تفکیکِ موادِ قیاس را پی…
👍2
https://www.youtube.com/watch?v=ywB8KoOw33I
Wisdom and Philosophy in the Bahá'í Faith: An Intellectual and Theological Exploration
Description:
In this session, we delve into the profound intersection of reason, intellect, and divine revelation by exploring the core philosophical foundations of the Bahá'í Faith. Based on authoritative texts and a systematic reading of its teachings, this presentation examines how the Bahá'í worldview bridges ancient philosophical queries with contemporary intellectual discourses.
Key thematic pillars covered in this presentation:
🔹 The Concept of Wisdom (Hikmat): Exploring the multi-layered definitions of wisdom within the Bahá'í writings and its evolution from classical Islamic philosophy and metaphysics.
🔹 Reason and Revelation: Analyzing the essential harmony between science, rational inquiry, and divine revelation, and how the intellect serves as an indispensable tool for understanding spiritual realities.
🔹 The Reality of the Manifestation: A philosophical examination of the unique ontological station of the Manifestations of God, moving beyond traditional anthropomorphic views of the Divine.
🔹 Evolution and Becoming: Investigating the concept of continuous and progressive creation, highlighting the evolutionary journey of both individual souls and human collective consciousness.
🔹 Intellectual Transformation and Social Action: How abstract philosophical principles are translated into an ethical framework aimed at the realization of the oneness of humankind and global civilization.
Wisdom and Philosophy in the Bahá'í Faith: An Intellectual and Theological Exploration
Description:
In this session, we delve into the profound intersection of reason, intellect, and divine revelation by exploring the core philosophical foundations of the Bahá'í Faith. Based on authoritative texts and a systematic reading of its teachings, this presentation examines how the Bahá'í worldview bridges ancient philosophical queries with contemporary intellectual discourses.
Key thematic pillars covered in this presentation:
🔹 The Concept of Wisdom (Hikmat): Exploring the multi-layered definitions of wisdom within the Bahá'í writings and its evolution from classical Islamic philosophy and metaphysics.
🔹 Reason and Revelation: Analyzing the essential harmony between science, rational inquiry, and divine revelation, and how the intellect serves as an indispensable tool for understanding spiritual realities.
🔹 The Reality of the Manifestation: A philosophical examination of the unique ontological station of the Manifestations of God, moving beyond traditional anthropomorphic views of the Divine.
🔹 Evolution and Becoming: Investigating the concept of continuous and progressive creation, highlighting the evolutionary journey of both individual souls and human collective consciousness.
🔹 Intellectual Transformation and Social Action: How abstract philosophical principles are translated into an ethical framework aimed at the realization of the oneness of humankind and global civilization.
YouTube
Wisdom and Philosophy in the Bahá'í Faith: An Intellectual and Theological Exploration
In this session, we delve into the profound intersection of reason, intellect, and divine revelation by exploring the core philosophical foundations of the Bahá'í Faith. Based on authoritative texts and a systematic reading of its teachings, this presentation…
❤2👍1