چالش کلیساهای باپتیست آمریکا: زنان به دنبال نقش های رهبری در کلیسا
در این گرد همایی کشیش جینا استوارت از ممفیس، تنسی – شهری جنوبی که محل خدمتِ او یعنی کلیسای باپتیست بشارت مسیح در آن قرار دارد - روی صحنه رفت و پیامی مهیج را به عنوان سخنرانی اصلی فرقه ارائه داد. او در این پیام اظهار داشت که رسالت کشیشی مسیحیت شامل زنان هم می شود چرا که عیسی مسیح به خاطر آنان نیز رنج کشید.
وی همچنین موانعی که زنان برای کشیش شدن در کلیساهای باپتیستی با آن رو به رو هستند را برشمرد. وی مهم ترین علت این مسئله را فرهنگ پدرسالارانه حاکم بر رهبری کلیسای سیاهپوستانِ آمریکا دانست
علیرغم استقبال پرشور از سخنان استوارت، کلیپ اصلی خطبه تاریخی او از صفحه فیس بوک کنگره ناپدید شد و در اعتراض به حذف آن طوفانی در رسانه های اجتماعی به راه افتاد. -طوفانی که عمدتاً توسط زنان هدایت می شد. - پس از این اعتراضات، مجدداً ضبطی از خطبه وی بر روی فیسبوک کنگره باپتیست قرار گرفت، اما به دنبال آن اتهاماتی مبنی بر این که کنوانسیون سخنان پایانی او -که طی آن چهار فرقه متحد باپتیست را به خاطر سنگ اندازی بر سر راه کشیش شدن زنان به چالش می کشید- را ویرایش کرده است.
مارتا سیمونز، بنیانگذار سازمان کشیشی زنان رنگین پوست – سازمانی که به زنان آمریکایی کمک میکند تا برای کشیش شدن آموزش ببینند- میگوید: «این نمونهای از این است که "مهم نیست به عنوان یک زن چقدر پیشرفت می کنید؛ همیشه در سر راه خود به مانع مردسالاری برخورد خواهید کرد."
رئیس جمهور کنوانسیون ملی باپتیست ایالات متحده ،جری یانگ، به درخواست های آسوشیتدپرس برای اظهار نظر در این مورد پاسخ نداد.
استوارت در بیانیه ای که خود منتشر کرد گفت: «هنوز نمیدانم چه اتفاقی افتاد که موعظه از روی سایت فیسبوک پاک شد، اما پر واضح است که تعمدی در این کار نبود. وی همچنین احتمال هک شدن صفحه کنگره را هم مطرح کرد و سپس گفت: " من هم از این واقعه مثل بقیه شوکه، حیرت زده و متعجب شده ام"
در کلیسای سیاهپوستان بهطور کلی، کشیشهای مرد غالب هستند، اگرچه هیچ تفکیک جنسیتی جامعی بر سر این مسئله وجود ندارد. سیمونز تخمین میزند که حتی با وجود تعداد بیشتر زنان سیاهپوست در حوزه های علمیه مسیحی از هر 10 جماعت پروتستان سیاهپوست کمتر از یک جماعت توسط زنان رهبری میشود.
کورتنی پیس، محقق مقیم موسسه عدالت زنان در کلیسای مستقر در ممفیس، گفت: این شرایط جدید نیست، اما سرعت گفتمان عمومی در مورد برابری زنان برای کشیش شدن را می توان تا حد زیادی مرهون به رسانههای اجتماعی و نقد های پرخاشگرانه آن ها دانست.
وی که نویسنده کتاب «ایمان به آزادی: چشم انداز زنانه پراتیا هال» را نوشته است، گفت که دین شناس فقید و فعال حقوق مدنی ،پراتیا هال، نشان دهنده تاثیر عنصر زنانه بر پویایی نهضت باپتیسم بوده است. او در این کتاب توضیح میدهد که چگونه هال الهامبخش اصلی سخنرانی معروف مارتین لوتر کینگ تحت عنوان «من رویایی دارم» بوده است.
پیس گفت: «موردی که برای جینا استوارت رخ داد برای پراتیا هال زیاد اتفاق افتاده بود .«زمانی که او تاثیر خود را بر جنبش گذاشت، ما رسانههای اجتماعی یا تلفنهای همراه با ضبط صدا و دوربین در دست نداشتیم. "اگر پراتیا در زمانه ای مانند امروز زندگی می کرد و سخنان و تاثیراتش به صورت مستند نشر می یافت آیا جامعه در مورد حضور زنان در منصب کشیشی کلیسا این گونه می اندیشید؟"
هال در سال 1940 در فیلادلفیا، به عنوان دختر یک واعظ باپتیست به دنیا آمد. او در جوانی در مسابقات سخنرانی محلی شرکت کرد و از طریق سخنرانی های پر شور دین عامیانه و الهیات آزادی بخش را با هم ترکیب می کرد.
بسیاری از کلیساهای مسیحی با الهیات محافظه کار ، از جمله برخی فرقه های پروتستان سیاه پوست، زنان را از موعظه منع می کنند. آنها مکرراً به برخی از آیات کتاب مقدس استناد میکنند، از جمله یکی از آنها که گفته میشود زنان باید در کلیساها «ساکت باشند». حتی در فرقههای بدون ممنوعیت صریح، زنانی که آرزوی کشیشی و رهبری جماعت ها را در سر می پرورانند باید با فرهنگ مردسالارانه مقابله کنند.
برای ذکر مثالی از این این فرهنگ مرد سالارانه می توان به والتر گاردنر از کلیسای مسیح نیوآرک ِنیوجرسی، یکی از واعظانی که خود را متخصص در موضوع نقش زنان در کلیسا میداند، اشاره نمود. هنگامی که در مصاحبه با اسوشیتد پرس از او در مورد اعتقاداتش در مورد حضور زنان در مسند کشیشی سؤال شد، وی مصاحبه کننده را به فیلم یکی از سخنرانیهای خود ارجاع داد. سخنرانی ای که در آن او استدلال می کند که "زنان، به طور کلی، آیات کتاب مقدس را نادیده می گیرند و قادر به آموزش آن نیستند."
هیچ زنی تا به حال موعظه اصلی را در کنوانسیون ملی باپتیست مشترک -گردهمایی چهار فرقه تاریخی سیاه پوستان باپتیست که نماینده میلیون ها نفر است- ایراد نکرده بود.
در این گرد همایی کشیش جینا استوارت از ممفیس، تنسی – شهری جنوبی که محل خدمتِ او یعنی کلیسای باپتیست بشارت مسیح در آن قرار دارد - روی صحنه رفت و پیامی مهیج را به عنوان سخنرانی اصلی فرقه ارائه داد. او در این پیام اظهار داشت که رسالت کشیشی مسیحیت شامل زنان هم می شود چرا که عیسی مسیح به خاطر آنان نیز رنج کشید.
وی همچنین موانعی که زنان برای کشیش شدن در کلیساهای باپتیستی با آن رو به رو هستند را برشمرد. وی مهم ترین علت این مسئله را فرهنگ پدرسالارانه حاکم بر رهبری کلیسای سیاهپوستانِ آمریکا دانست
علیرغم استقبال پرشور از سخنان استوارت، کلیپ اصلی خطبه تاریخی او از صفحه فیس بوک کنگره ناپدید شد و در اعتراض به حذف آن طوفانی در رسانه های اجتماعی به راه افتاد. -طوفانی که عمدتاً توسط زنان هدایت می شد. - پس از این اعتراضات، مجدداً ضبطی از خطبه وی بر روی فیسبوک کنگره باپتیست قرار گرفت، اما به دنبال آن اتهاماتی مبنی بر این که کنوانسیون سخنان پایانی او -که طی آن چهار فرقه متحد باپتیست را به خاطر سنگ اندازی بر سر راه کشیش شدن زنان به چالش می کشید- را ویرایش کرده است.
مارتا سیمونز، بنیانگذار سازمان کشیشی زنان رنگین پوست – سازمانی که به زنان آمریکایی کمک میکند تا برای کشیش شدن آموزش ببینند- میگوید: «این نمونهای از این است که "مهم نیست به عنوان یک زن چقدر پیشرفت می کنید؛ همیشه در سر راه خود به مانع مردسالاری برخورد خواهید کرد."
رئیس جمهور کنوانسیون ملی باپتیست ایالات متحده ،جری یانگ، به درخواست های آسوشیتدپرس برای اظهار نظر در این مورد پاسخ نداد.
استوارت در بیانیه ای که خود منتشر کرد گفت: «هنوز نمیدانم چه اتفاقی افتاد که موعظه از روی سایت فیسبوک پاک شد، اما پر واضح است که تعمدی در این کار نبود. وی همچنین احتمال هک شدن صفحه کنگره را هم مطرح کرد و سپس گفت: " من هم از این واقعه مثل بقیه شوکه، حیرت زده و متعجب شده ام"
در کلیسای سیاهپوستان بهطور کلی، کشیشهای مرد غالب هستند، اگرچه هیچ تفکیک جنسیتی جامعی بر سر این مسئله وجود ندارد. سیمونز تخمین میزند که حتی با وجود تعداد بیشتر زنان سیاهپوست در حوزه های علمیه مسیحی از هر 10 جماعت پروتستان سیاهپوست کمتر از یک جماعت توسط زنان رهبری میشود.
کورتنی پیس، محقق مقیم موسسه عدالت زنان در کلیسای مستقر در ممفیس، گفت: این شرایط جدید نیست، اما سرعت گفتمان عمومی در مورد برابری زنان برای کشیش شدن را می توان تا حد زیادی مرهون به رسانههای اجتماعی و نقد های پرخاشگرانه آن ها دانست.
وی که نویسنده کتاب «ایمان به آزادی: چشم انداز زنانه پراتیا هال» را نوشته است، گفت که دین شناس فقید و فعال حقوق مدنی ،پراتیا هال، نشان دهنده تاثیر عنصر زنانه بر پویایی نهضت باپتیسم بوده است. او در این کتاب توضیح میدهد که چگونه هال الهامبخش اصلی سخنرانی معروف مارتین لوتر کینگ تحت عنوان «من رویایی دارم» بوده است.
پیس گفت: «موردی که برای جینا استوارت رخ داد برای پراتیا هال زیاد اتفاق افتاده بود .«زمانی که او تاثیر خود را بر جنبش گذاشت، ما رسانههای اجتماعی یا تلفنهای همراه با ضبط صدا و دوربین در دست نداشتیم. "اگر پراتیا در زمانه ای مانند امروز زندگی می کرد و سخنان و تاثیراتش به صورت مستند نشر می یافت آیا جامعه در مورد حضور زنان در منصب کشیشی کلیسا این گونه می اندیشید؟"
هال در سال 1940 در فیلادلفیا، به عنوان دختر یک واعظ باپتیست به دنیا آمد. او در جوانی در مسابقات سخنرانی محلی شرکت کرد و از طریق سخنرانی های پر شور دین عامیانه و الهیات آزادی بخش را با هم ترکیب می کرد.
بسیاری از کلیساهای مسیحی با الهیات محافظه کار ، از جمله برخی فرقه های پروتستان سیاه پوست، زنان را از موعظه منع می کنند. آنها مکرراً به برخی از آیات کتاب مقدس استناد میکنند، از جمله یکی از آنها که گفته میشود زنان باید در کلیساها «ساکت باشند». حتی در فرقههای بدون ممنوعیت صریح، زنانی که آرزوی کشیشی و رهبری جماعت ها را در سر می پرورانند باید با فرهنگ مردسالارانه مقابله کنند.
برای ذکر مثالی از این این فرهنگ مرد سالارانه می توان به والتر گاردنر از کلیسای مسیح نیوآرک ِنیوجرسی، یکی از واعظانی که خود را متخصص در موضوع نقش زنان در کلیسا میداند، اشاره نمود. هنگامی که در مصاحبه با اسوشیتد پرس از او در مورد اعتقاداتش در مورد حضور زنان در مسند کشیشی سؤال شد، وی مصاحبه کننده را به فیلم یکی از سخنرانیهای خود ارجاع داد. سخنرانی ای که در آن او استدلال می کند که "زنان، به طور کلی، آیات کتاب مقدس را نادیده می گیرند و قادر به آموزش آن نیستند."
این طرز فکری است که جینا استوارت دوست دارد -به نمایندگی از نسل های آینده زنان سیاه پوست- آن را تغییر دهد.
استوارت، که با شور به فعالیت های خود در راستای ایفای حقوق زنان ادامه می دهد، گفت: "امیدوارم بتوانیم برخی از این موانع را از بین ببریم تا مسیر زنانِ پس از من کمی هموار تر شود."
لینک خبر
استوارت، که با شور به فعالیت های خود در راستای ایفای حقوق زنان ادامه می دهد، گفت: "امیدوارم بتوانیم برخی از این موانع را از بین ببریم تا مسیر زنانِ پس از من کمی هموار تر شود."
لینک خبر
US News & World Report
Obstacles Remain as Women Seek More Leadership Roles in America's Black Church
Throughout its long history, the Black Church in America has – for the most part – been a patriarchal institution, with men making up the vast majority of its ranks of clergy
استفاده ابزاری نتانیاهو از مراسم هولوکاست برای مقابله با فشارهای بین المللی علیه حمله به غزه
هدف این پیام، در شرایطی که وی معمولاً از سیاست دوری میکند، خطاب به گروه رو به رشد رهبران جهان بود که از تلفات سنگین غیرنظامیان ناشی از حمله نظامی اسرائیل انتقاد کردهاند و از طرفهای درگیر خواستهاند تا با آتشبس موافقت کنند.
نتانیاهو گفته است که آماده توافقی است که نزدیک به هفت ماه درگیری را متوقف میکند و گروگانهای حماس را به خانه بازمیگرداند. اما با وجود مخالفتهای گسترده بینالمللی -به دلیل بیش از یک میلیون غیرنظامی که در رفح تجمع کردهاند- او همچنین میگوید به تهاجم به شهر رفح در جنوب غزه ادامه خواهد داد.
وی که سخنرانی خود را به زبان انگلیسی ارائه می داد، گفت: من به رهبران جهان می گویم: هیچ فشاری و هیچ تصمیمی از سوی هیچ مجمع بین المللی نمی تواند اسرائیل را از دفاع از خود باز دارد. "هولوکاست دیگر هرگز تکرار نخواهد شد"
روز یوم هاشوآ -روزی که اسرائیل به عنوان یادبود 6 میلیون یهودی کشته شده توسط آلمان نازی و متحدانش به مناسبت واقعه هولوکاست برگزار می کند- یکی از مهم ترین تاریخ ها در تقویم این کشور است. سخنرانیهای این مراسم عموماً از سیاست دوری میکند، اگرچه نتانیاهو در سالهای اخیر از این مناسبت برای انتقاد از دشمن اصلی اسرائیل، ایران استفاده کرده است.
وی همچنین به کسانی که اسرائیل را به انجام نسل کشی علیه فلسطینی ها متهم می کنند حمله کرد و مدعی شد که اسرائیل تمام تلاش ممکن را برای تضمین ورود کمک های بشردوستانه به نوار غزه انجام می دهد.
همزمان با این سخنرانی دانشگاه تل آویو و اتحادیه ضد افترای اسراییل، گزارش سالانه یهودی ستیزی در سرتاسر جهان برای سال 2023 را منتشر کردند که حاکی از افزایش شدید حملات یهودستیزی در سطح جهان بود.
بر اساس این گزارش، تعداد حوادث یهودستیزی در ایالات متحده دو برابر شده و از 3697 مورد در سال 2022 به 7523 مورد در سال 2023 افزایش یافته است.
سایر کشورها نیز روند افزایشی مشابهی در حوادث یهودستیزی را اعلام کرده اند. در فرانسه، این تعداد تقریباً چهار برابر شد، از 436 مورد در سال 2022 به 1676 مورد در سال 2023 افزایش یافته و در بریتانیا و کانادا نیز این رقم بیش از دو برابر رشد کرده است.
نتانیاهو همچنین موج اخیر اعتراضات در دانشگاه های آمریکا را با دانشگاه های آلمان در دهه 1930 و در آستانه هولوکاست مقایسه کرد. او این اعتراضات را تحت عنوان"انفجار یک آتشفشان یهودی ستیزی که گدازه جوشان دروغ را علیه ما در سراسر جهان بیرون می ریزد" محکوم کرد.
نزدیک به 2500 دانشجو در موجی از اعتراضات -در حمایت از غزه و مخالفت نسبت به اسراییل- در دانشگاه های ایالات متحده دستگیر شده اند، در حالی که اعتراضات کوچک تری از این دست نیز در کشورهای دیگر از جمله فرانسه وجود داشته است. معترضان اتهامات یهودستیزی را رد کرده و می گویند که از عملکرد وحشیانه اسرائیل انتقاد می کنند نه یهودیان. آن ها همچنین نتانیاهو را به سو استفاده از هولوکاست برای پوشاندن جنایات اسراییل در غزه متهم می کنند. دانشگاهها و دولت فدرال آمریکا نیز در تلاش هستند تا مرز بین یهودی ستیزی و یک عمل سیاسی بر ضد اسراییل را مشخص کنند.
لینک خبر
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل روز یکشنبه در یک سخنرانی تند به مناسبت روز یادبود سالانه هولوکاست ، فشار بین المللی برای توقف جنگ در غزه را رد کرد و اعلام کرد: "اگر اسرائیل مجبور شود به تنهایی در برابر غزه بایستد، به تنهایی خواهد ایستاد."
هدف این پیام، در شرایطی که وی معمولاً از سیاست دوری میکند، خطاب به گروه رو به رشد رهبران جهان بود که از تلفات سنگین غیرنظامیان ناشی از حمله نظامی اسرائیل انتقاد کردهاند و از طرفهای درگیر خواستهاند تا با آتشبس موافقت کنند.
نتانیاهو گفته است که آماده توافقی است که نزدیک به هفت ماه درگیری را متوقف میکند و گروگانهای حماس را به خانه بازمیگرداند. اما با وجود مخالفتهای گسترده بینالمللی -به دلیل بیش از یک میلیون غیرنظامی که در رفح تجمع کردهاند- او همچنین میگوید به تهاجم به شهر رفح در جنوب غزه ادامه خواهد داد.
وی که سخنرانی خود را به زبان انگلیسی ارائه می داد، گفت: من به رهبران جهان می گویم: هیچ فشاری و هیچ تصمیمی از سوی هیچ مجمع بین المللی نمی تواند اسرائیل را از دفاع از خود باز دارد. "هولوکاست دیگر هرگز تکرار نخواهد شد"
روز یوم هاشوآ -روزی که اسرائیل به عنوان یادبود 6 میلیون یهودی کشته شده توسط آلمان نازی و متحدانش به مناسبت واقعه هولوکاست برگزار می کند- یکی از مهم ترین تاریخ ها در تقویم این کشور است. سخنرانیهای این مراسم عموماً از سیاست دوری میکند، اگرچه نتانیاهو در سالهای اخیر از این مناسبت برای انتقاد از دشمن اصلی اسرائیل، ایران استفاده کرده است.
وی همچنین به کسانی که اسرائیل را به انجام نسل کشی علیه فلسطینی ها متهم می کنند حمله کرد و مدعی شد که اسرائیل تمام تلاش ممکن را برای تضمین ورود کمک های بشردوستانه به نوار غزه انجام می دهد.
همزمان با این سخنرانی دانشگاه تل آویو و اتحادیه ضد افترای اسراییل، گزارش سالانه یهودی ستیزی در سرتاسر جهان برای سال 2023 را منتشر کردند که حاکی از افزایش شدید حملات یهودستیزی در سطح جهان بود.
بر اساس این گزارش، تعداد حوادث یهودستیزی در ایالات متحده دو برابر شده و از 3697 مورد در سال 2022 به 7523 مورد در سال 2023 افزایش یافته است.
سایر کشورها نیز روند افزایشی مشابهی در حوادث یهودستیزی را اعلام کرده اند. در فرانسه، این تعداد تقریباً چهار برابر شد، از 436 مورد در سال 2022 به 1676 مورد در سال 2023 افزایش یافته و در بریتانیا و کانادا نیز این رقم بیش از دو برابر رشد کرده است.
نتانیاهو همچنین موج اخیر اعتراضات در دانشگاه های آمریکا را با دانشگاه های آلمان در دهه 1930 و در آستانه هولوکاست مقایسه کرد. او این اعتراضات را تحت عنوان"انفجار یک آتشفشان یهودی ستیزی که گدازه جوشان دروغ را علیه ما در سراسر جهان بیرون می ریزد" محکوم کرد.
نزدیک به 2500 دانشجو در موجی از اعتراضات -در حمایت از غزه و مخالفت نسبت به اسراییل- در دانشگاه های ایالات متحده دستگیر شده اند، در حالی که اعتراضات کوچک تری از این دست نیز در کشورهای دیگر از جمله فرانسه وجود داشته است. معترضان اتهامات یهودستیزی را رد کرده و می گویند که از عملکرد وحشیانه اسرائیل انتقاد می کنند نه یهودیان. آن ها همچنین نتانیاهو را به سو استفاده از هولوکاست برای پوشاندن جنایات اسراییل در غزه متهم می کنند. دانشگاهها و دولت فدرال آمریکا نیز در تلاش هستند تا مرز بین یهودی ستیزی و یک عمل سیاسی بر ضد اسراییل را مشخص کنند.
لینک خبر
US News & World Report
Netanyahu Uses Holocaust Ceremony to Brush off International Pressure Against Gaza Offensive
Israeli Prime Minister Benjamin Netanyahu has rejected international pressure to halt the war in Gaza in a fiery speech marking the country’s annual Holocaust memorial day
👍1
50 سال نبرد بر سر مسائل جنسی: کلیسای متحد متدیست به ممنوعیت های ضد همجنس گرایان پایان می دهد
فقط چند روز لازم بود تا نمایندگان متحد متدیست، ممنوعیت های مذهبی همجنسگرایان را -که به مدت نیم قرن بر روی انتصاب روحانیون همجنسگرا و ازدواج های دگرباشان جنسی اعمال می شد- حذف کنند
هنگامی که در یک کنفرانس خبری در مورد سرعت برق آسای این تغییرات سوال شد، کشیش افی مک آووی نظری متفاوت داشت.او گفت: "اوه، روند این مسئله بسیار طول کشید."
مک آووی، کشیش کلیسای شِپرد آو ولی متحد متدیست در شهر هوپِ رود آیلند، گفت: دههها فعالیت برای این تغییر -که وی از آن به عنوان" شفابخش" یاد می کند- طول کشیده است. او -که یکی از اعضای گروه نمایندگان در کنفرانس عمومی نمایندگان متحد متودیست هفته گذشته در شهر شارلوت کالیفرنیا بود- از اینکه بخشی از این لحظه تاریخی بود خداوند را سپاس گفت.
این تصمیم را میتوان بهعنوان پایان نیم قرن نبرد حماسی و شکاف – نه تنها در کلیسای متحد متدیست، بلکه در کل فرقههای پروتستانی ایالات متحده - بر سر مسئله دگرباشان جنسی دانست. این کلیسا ها "ستون های بزرگ" و جماعت های جریان اصلی فرهنگی آمریکا هستند. قدمت برخی از آنها حتی به قبل از استقلال آمریکا باز می گردد.
بزرگترین فرقه های متدیستِ پروتستان، اِپیسکوپِیلیِن و لوتری کشور اکنون همه موانع را برای مشارکت دگرباشان جنسی در مسند کشیشی و محراب کلیسا از بین برده اند. شایان ذکر است که این امر باعث کاهش عضویت و نفوذ این کلیسا¬ها در جوامع مسیحی شده است.
مطمئناً درگیری هایی در راه است. درگیری هایی که مجامع مسیحی در کل مناطق جهان پیامد های آن را متحمل خواهند شد. هم اکنون نیز مناقشات شدیدی در میان برخی از کلیساهای پروتستان مزبور با محافظه کاران انجیلی -که عمدتاً گذشته ی صلح آمیزی با هم داشته اند- رخ داده است.
در ایالات متحده، کلیساهای خط اصلی پروتستان از زمان اوج خود در دهه 1960 میلیونها عضو را از دست دادهاند - برخی به دلیل انشقاق و بسیاری به دلیل مسائل اجتماعی از این فرقه جدا می شوند. رایان برگ، دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه ایلینویز شرقی، گفت: اعضای این کلیسا ها در حال پیر شدن هستند و فرزندان آن ها به کلیسا نمی روند در نتیجه این کلیساها برای حفظ حداکثری اعضای خود تلاش می کنند.
متدیستهای متحد در سال 2022 تعداد 5.4 میلیون عضو ایالات متحده را تشکیل میدادند که کمتر از نیمی از جمعیت دورانِ اوج خود در دهه 1960 بود، و خروج اخیر حدود 7600 جماعت عمدتاً محافظهکار این تعداد را با افول بیشتری مواجه کرد. 1.1 میلیون عضو کلیسای پرسبیتریان (ایالات متحده آمریکا) به سختی نزدیک به یک چهارم دوران اوج خود در دهه 1960 است. سایر فرقه ها نیز روند مشابهی را تجربه کرده اند.
نبردهای اصلی بر سر مسائل دگرباشانجنسی در اوایل دهه 1970 اغاز شد.
یک کنفرانس عمومی متدیست متحد در سال 1972 عمل همجنس گرایی را "ناسازگار با آموزه های مسیحی" اعلام کرد. فرقه های دیگر نیز آموزه های مشابهی صادر کردند و برخی حتی ممنوعیت های صریح برای روحانیون همجنس گرا اعمال کردند.
یک اسقف کلیسای اِپیسکوپِیلیِن (فرقه کلیسای اسقفی) در سال 1996 به دلیل انتصاب کشیش همجنس گرا محاکمه شد اما از اتهامات تبرئه شد. همجنین انتصاب جین رابینسون، اولین اسقف همجنس گرا کلیسای اِپیسکوپِیلیِن در سال 2003، جنجال های زیادی را برانگیخت.
پروتستان مترقی ای که خواهان اصلاحات بودند در سال 2000 ورودی یک مجمع عمومی کنفرانس متدیست ها را مسدود کردند و دستگیر شدند. همانطور که متدیست های متحد به طور پیوسته ممنوعیت های مربوط به دگرباشان جنسی را تشدید می کردند ، مترقیان کنفرانس های عمومی را -با اعتراضاتی از قبیل پخش موسیقی بلند و شعار های تند- با اختلال رو به رو می نمودند. یک رهبر محافظهکار متحد متدیست، کشیش بیل هینسون، کنفرانس عمومی سال 2004 در پیتسبورگ را با فراخوانی برای جدایی درون فرقهای به هم ریخت
" هینسون در آن مجمع پرسید: چرا به همدیگر صدمه می زنیم وقتی می توانیم از هم جدا شویم؟" با این که دیگران به سرعت این ایده را حذف کردند اما این ایده بعد ها جامه عمل پوشید.
در دهه دوم قرن بیست و یکم، پرسبیتری ها، لوتری ها و اِپیسکوپِیلیِن ها تا حد زیادی ممنوعیت های مربوط به خود را برچیده بودند. باقی اقلیتهای مخالف اصلاحات نیز از مجامع متدیست ایالات متحده به فرقههای محافظهکارتر پیوستند و گفتند که بحثهای جنسی سرآغازی برای نشانههای شکاف الهیاتی عمیقتر است.
فقط چند روز لازم بود تا نمایندگان متحد متدیست، ممنوعیت های مذهبی همجنسگرایان را -که به مدت نیم قرن بر روی انتصاب روحانیون همجنسگرا و ازدواج های دگرباشان جنسی اعمال می شد- حذف کنند
هنگامی که در یک کنفرانس خبری در مورد سرعت برق آسای این تغییرات سوال شد، کشیش افی مک آووی نظری متفاوت داشت.او گفت: "اوه، روند این مسئله بسیار طول کشید."
مک آووی، کشیش کلیسای شِپرد آو ولی متحد متدیست در شهر هوپِ رود آیلند، گفت: دههها فعالیت برای این تغییر -که وی از آن به عنوان" شفابخش" یاد می کند- طول کشیده است. او -که یکی از اعضای گروه نمایندگان در کنفرانس عمومی نمایندگان متحد متودیست هفته گذشته در شهر شارلوت کالیفرنیا بود- از اینکه بخشی از این لحظه تاریخی بود خداوند را سپاس گفت.
این تصمیم را میتوان بهعنوان پایان نیم قرن نبرد حماسی و شکاف – نه تنها در کلیسای متحد متدیست، بلکه در کل فرقههای پروتستانی ایالات متحده - بر سر مسئله دگرباشان جنسی دانست. این کلیسا ها "ستون های بزرگ" و جماعت های جریان اصلی فرهنگی آمریکا هستند. قدمت برخی از آنها حتی به قبل از استقلال آمریکا باز می گردد.
بزرگترین فرقه های متدیستِ پروتستان، اِپیسکوپِیلیِن و لوتری کشور اکنون همه موانع را برای مشارکت دگرباشان جنسی در مسند کشیشی و محراب کلیسا از بین برده اند. شایان ذکر است که این امر باعث کاهش عضویت و نفوذ این کلیسا¬ها در جوامع مسیحی شده است.
مطمئناً درگیری هایی در راه است. درگیری هایی که مجامع مسیحی در کل مناطق جهان پیامد های آن را متحمل خواهند شد. هم اکنون نیز مناقشات شدیدی در میان برخی از کلیساهای پروتستان مزبور با محافظه کاران انجیلی -که عمدتاً گذشته ی صلح آمیزی با هم داشته اند- رخ داده است.
در ایالات متحده، کلیساهای خط اصلی پروتستان از زمان اوج خود در دهه 1960 میلیونها عضو را از دست دادهاند - برخی به دلیل انشقاق و بسیاری به دلیل مسائل اجتماعی از این فرقه جدا می شوند. رایان برگ، دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه ایلینویز شرقی، گفت: اعضای این کلیسا ها در حال پیر شدن هستند و فرزندان آن ها به کلیسا نمی روند در نتیجه این کلیساها برای حفظ حداکثری اعضای خود تلاش می کنند.
متدیستهای متحد در سال 2022 تعداد 5.4 میلیون عضو ایالات متحده را تشکیل میدادند که کمتر از نیمی از جمعیت دورانِ اوج خود در دهه 1960 بود، و خروج اخیر حدود 7600 جماعت عمدتاً محافظهکار این تعداد را با افول بیشتری مواجه کرد. 1.1 میلیون عضو کلیسای پرسبیتریان (ایالات متحده آمریکا) به سختی نزدیک به یک چهارم دوران اوج خود در دهه 1960 است. سایر فرقه ها نیز روند مشابهی را تجربه کرده اند.
نبردهای اصلی بر سر مسائل دگرباشانجنسی در اوایل دهه 1970 اغاز شد.
یک کنفرانس عمومی متدیست متحد در سال 1972 عمل همجنس گرایی را "ناسازگار با آموزه های مسیحی" اعلام کرد. فرقه های دیگر نیز آموزه های مشابهی صادر کردند و برخی حتی ممنوعیت های صریح برای روحانیون همجنس گرا اعمال کردند.
یک اسقف کلیسای اِپیسکوپِیلیِن (فرقه کلیسای اسقفی) در سال 1996 به دلیل انتصاب کشیش همجنس گرا محاکمه شد اما از اتهامات تبرئه شد. همجنین انتصاب جین رابینسون، اولین اسقف همجنس گرا کلیسای اِپیسکوپِیلیِن در سال 2003، جنجال های زیادی را برانگیخت.
پروتستان مترقی ای که خواهان اصلاحات بودند در سال 2000 ورودی یک مجمع عمومی کنفرانس متدیست ها را مسدود کردند و دستگیر شدند. همانطور که متدیست های متحد به طور پیوسته ممنوعیت های مربوط به دگرباشان جنسی را تشدید می کردند ، مترقیان کنفرانس های عمومی را -با اعتراضاتی از قبیل پخش موسیقی بلند و شعار های تند- با اختلال رو به رو می نمودند. یک رهبر محافظهکار متحد متدیست، کشیش بیل هینسون، کنفرانس عمومی سال 2004 در پیتسبورگ را با فراخوانی برای جدایی درون فرقهای به هم ریخت
" هینسون در آن مجمع پرسید: چرا به همدیگر صدمه می زنیم وقتی می توانیم از هم جدا شویم؟" با این که دیگران به سرعت این ایده را حذف کردند اما این ایده بعد ها جامه عمل پوشید.
در دهه دوم قرن بیست و یکم، پرسبیتری ها، لوتری ها و اِپیسکوپِیلیِن ها تا حد زیادی ممنوعیت های مربوط به خود را برچیده بودند. باقی اقلیتهای مخالف اصلاحات نیز از مجامع متدیست ایالات متحده به فرقههای محافظهکارتر پیوستند و گفتند که بحثهای جنسی سرآغازی برای نشانههای شکاف الهیاتی عمیقتر است.
لازم به ذکر است که کلیسای متحد متدیست در بافتار خود منحصر به فرد است؛ زیرا یک کلیسای پروتستان بین المللی است و نمایندگان بسیاری از کشورهای دارای ارزش ها و قوانین جنسی محافظه کارانه در آن حضور دارند. در همین راستا یک جلسه قانونگذاری ویژه در سال 2019 ممنوعیت های مربوط به دگرباشان جنسی را تقویت نمود. اما این نتیجه عمر کوتاهی داشت.
کلیساهای متدیست ایالات متحده به طور فزاینده ای از ممنوعیت های کنفرانس 2019 سرپیچی کردند و نمایندگان مترقی تری را برای گردهمایی امسال برگزیدند. بسیاری از کلیساها بر اساس یک راهکار موقت که در سال 2019 تصویب شد، شروع به اعلام عدم وابستگی کردند؛ مسئله ای که به کلیساها اجازه می داد درآمد های خود را از بدنه اصلی جدا کنند و به صورت مستقل به فعالیت بپردازند.
در نظر بسیاری از متدیست ها این روند ویرانگری محض بود. بسیاری از آن ها در آن زمان گفتند:« چه جماعت باقی بماند و چه نابود شود، روابط داخلی متدیست ها برای همیشه از هم گسسته شده است.»
بسیاری از کلیساها در جریان این شکاف اعلام استقلال کردند، اما در مقابل هزاران نفر نیز به کلیسای جدید متدیست جهانی پیوستند، که متعهد می شود محدودیت هایی را برای نصب روحانیونِ همجنسگرا و ازدواج همجنس گرایان اعمال کند.
اکنون توجه همگان به کلیساهای قاره آفریقا معطوف شده است، جایی که کلیسای متدیست حدود 4.6 میلیون عضو دارد.
یک گروه از نمایندگان آفریقایی در خارج از کنفرانس عمومی امسال تظاهرات کردند و گفتند که اعضای آنها در مورد مسئله عدم وابستگی خواهند اندیشید.
کشیش جری کولا از گروه محافظه کار، ابتکار آفریقا، گفت: "کنفرانس عمومی به حرف ما گوش نکرد." ما باور نداریم که بهتر از سخنان عیسی مسیح دستورات خداوند را می دانیم "همجنسگرایی یک گناه است".»
اسقف جان وسلی یوهانا نیز از نیجریه گفت که او احتمالاً پس از پایان دوره ریاستش فرقه را ترک خواهد کرد - اگرچه فعلا در آنجا می ماند تا به بهبود شکاف در کلیسای محلی کمک کند-. او افزود: «سنت مسیح و فرهنگ افریقایی، ازدواج بین زن و مرد است نه چیز دیگری.»
در مقابل کشیش آند امانوئل از جنوب نیجریه گفت: "تصمیم ما برای ماندن در کلیسای متحد متدیست مشروط به آنچه در آمریکا اتفاق می افتد نیست." "خدا ما را به کلیسا فرا خوانده است و کلیسا متعلق به ایالات متحده نیست."
همچنین اسقف ایبن نیهواتیوا از زیمبابوه در همین باره افزود:« اکثر اسقف های آفریقایی در کنفرانس عمومی با طرح منطقه ای کردن قوانین کلیسا موافقند؛ طرحی که در صورت اجرا به فرهنگ های محلی احترام می گذارد و قوانین کلیسا را در چهارچوب جوامع مختلف تنظیم می کند».
لینک خبر
کلیساهای متدیست ایالات متحده به طور فزاینده ای از ممنوعیت های کنفرانس 2019 سرپیچی کردند و نمایندگان مترقی تری را برای گردهمایی امسال برگزیدند. بسیاری از کلیساها بر اساس یک راهکار موقت که در سال 2019 تصویب شد، شروع به اعلام عدم وابستگی کردند؛ مسئله ای که به کلیساها اجازه می داد درآمد های خود را از بدنه اصلی جدا کنند و به صورت مستقل به فعالیت بپردازند.
در نظر بسیاری از متدیست ها این روند ویرانگری محض بود. بسیاری از آن ها در آن زمان گفتند:« چه جماعت باقی بماند و چه نابود شود، روابط داخلی متدیست ها برای همیشه از هم گسسته شده است.»
بسیاری از کلیساها در جریان این شکاف اعلام استقلال کردند، اما در مقابل هزاران نفر نیز به کلیسای جدید متدیست جهانی پیوستند، که متعهد می شود محدودیت هایی را برای نصب روحانیونِ همجنسگرا و ازدواج همجنس گرایان اعمال کند.
اکنون توجه همگان به کلیساهای قاره آفریقا معطوف شده است، جایی که کلیسای متدیست حدود 4.6 میلیون عضو دارد.
یک گروه از نمایندگان آفریقایی در خارج از کنفرانس عمومی امسال تظاهرات کردند و گفتند که اعضای آنها در مورد مسئله عدم وابستگی خواهند اندیشید.
کشیش جری کولا از گروه محافظه کار، ابتکار آفریقا، گفت: "کنفرانس عمومی به حرف ما گوش نکرد." ما باور نداریم که بهتر از سخنان عیسی مسیح دستورات خداوند را می دانیم "همجنسگرایی یک گناه است".»
اسقف جان وسلی یوهانا نیز از نیجریه گفت که او احتمالاً پس از پایان دوره ریاستش فرقه را ترک خواهد کرد - اگرچه فعلا در آنجا می ماند تا به بهبود شکاف در کلیسای محلی کمک کند-. او افزود: «سنت مسیح و فرهنگ افریقایی، ازدواج بین زن و مرد است نه چیز دیگری.»
در مقابل کشیش آند امانوئل از جنوب نیجریه گفت: "تصمیم ما برای ماندن در کلیسای متحد متدیست مشروط به آنچه در آمریکا اتفاق می افتد نیست." "خدا ما را به کلیسا فرا خوانده است و کلیسا متعلق به ایالات متحده نیست."
همچنین اسقف ایبن نیهواتیوا از زیمبابوه در همین باره افزود:« اکثر اسقف های آفریقایی در کنفرانس عمومی با طرح منطقه ای کردن قوانین کلیسا موافقند؛ طرحی که در صورت اجرا به فرهنگ های محلی احترام می گذارد و قوانین کلیسا را در چهارچوب جوامع مختلف تنظیم می کند».
لینک خبر
US News & World Report
Methodists End Anti-Gay Bans, Closing 50 Years of Battles Over Sexuality for Mainline Protestants
When the United Methodist Church removed anti-gay language from its official rules last week, it marked the end of a half-century of debates over LGBTQ inclusion in America's mainline Protestant denominations
کمبود کشیش در کلیسای کاتولیک: افزایش به خدمت گیری کشیشان
با قدم زدن به سمت رودخانه نید درکنارزبرو، شهر زیبای تجاری واقع در شمال یورکشایر، کلیسای سنت مری را می بینید که امروز عملا متروکه شده است. این کلیسا که تنها دو سال پس از قانون آزادی مذاهب (سال 1829) در انگلستان بدون نمای ظاهری قابل توجه -تا احساسات دینی پروتستان های محلی را نیازارد- ساخته شد. حال دو قرن بعد، احساسات فرقه های مختلف دیگر اهمیت چندانی ندارد و این خود کلیسای کاتولیک است که در معرض خطر نابودی قرار دارد.
کشیش کلیسای سنت مری نیز بازنشسته شده است و اسقف اعظم لیدز طی نامه ای اعلام کرده است که کشیشی جایگزین وی نخواهد شد وکلیسای مزبور با کلیسایی در نزدیکی شهر هاروگیت ادغام خواهد شد. این امر به معنای از دست رفتن پیروان، میراث کلیسا و تاریخ کلیسای کاتولیک در این شهر است.
چنین ترتیباتی به طور فزاینده ای در سرتاسر انگلستان و اروپا رایج شده است، زیرا تعداد طلبه های حوزه های علمیه کاتولیک روز به روز کمتر از قبل می شود. روند کاهشی که هیچ چیزی جلودارش نیست. در رم، پاپ فرانسیس جهاد بزرگی را بر علیه سنت گرایان برای بقا و تامین آینده کلیسای کاتولیک جهانی آغاز کرده است- امری که با اصلاحات شورای دوم واتیکان معروف در دهه 1960 مقایسه شده است. اما تا کنون مسئله اجازه دادن به کشیش ها برای تاهل به جایی نرسیده است و انتصاب زنان نیز به موفقیتی دست پیدا نکرده است. جدای از این مسائل اگر کلیسای کاتولیک می خواهد در انگلستان و سایر مناطق اروپا باقی بماند، باید رویه جدیدی را برای جذب افراد در حوزه های علمیه خود بیاندیشد، از تبلیغات مثبت استفاده کند و تحجر گرایی را کنار بگذارد.
لینک خبر
با قدم زدن به سمت رودخانه نید درکنارزبرو، شهر زیبای تجاری واقع در شمال یورکشایر، کلیسای سنت مری را می بینید که امروز عملا متروکه شده است. این کلیسا که تنها دو سال پس از قانون آزادی مذاهب (سال 1829) در انگلستان بدون نمای ظاهری قابل توجه -تا احساسات دینی پروتستان های محلی را نیازارد- ساخته شد. حال دو قرن بعد، احساسات فرقه های مختلف دیگر اهمیت چندانی ندارد و این خود کلیسای کاتولیک است که در معرض خطر نابودی قرار دارد.
کشیش کلیسای سنت مری نیز بازنشسته شده است و اسقف اعظم لیدز طی نامه ای اعلام کرده است که کشیشی جایگزین وی نخواهد شد وکلیسای مزبور با کلیسایی در نزدیکی شهر هاروگیت ادغام خواهد شد. این امر به معنای از دست رفتن پیروان، میراث کلیسا و تاریخ کلیسای کاتولیک در این شهر است.
چنین ترتیباتی به طور فزاینده ای در سرتاسر انگلستان و اروپا رایج شده است، زیرا تعداد طلبه های حوزه های علمیه کاتولیک روز به روز کمتر از قبل می شود. روند کاهشی که هیچ چیزی جلودارش نیست. در رم، پاپ فرانسیس جهاد بزرگی را بر علیه سنت گرایان برای بقا و تامین آینده کلیسای کاتولیک جهانی آغاز کرده است- امری که با اصلاحات شورای دوم واتیکان معروف در دهه 1960 مقایسه شده است. اما تا کنون مسئله اجازه دادن به کشیش ها برای تاهل به جایی نرسیده است و انتصاب زنان نیز به موفقیتی دست پیدا نکرده است. جدای از این مسائل اگر کلیسای کاتولیک می خواهد در انگلستان و سایر مناطق اروپا باقی بماند، باید رویه جدیدی را برای جذب افراد در حوزه های علمیه خود بیاندیشد، از تبلیغات مثبت استفاده کند و تحجر گرایی را کنار بگذارد.
لینک خبر
the Guardian
A dearth of priests suggests the Catholic church should widen recruitment | Julian Coman
It’s no wonder numbers training for the priesthood continue to fall when married men or any woman are still barred
ریشی سوناک نخست وزیر بریتنایا متهم به ترساندن دانشجویان بریتانیایی حامی غزه
برخی از اعضای هیئت علمی دانشگاه های انگلستان، ریشی سوناک را -به خاطر احضار روسای دانشگاه های این کشور به مقر ریاست جمهوری و گفتن این که در صورت آسیب دانشجویان یهودی آن ها به شخصه مسئول هستند- به وحشت پراکنی متهم کردند.
در حال حاضر 15 اردوگاه اعتراضی در دانشگاه های سرتاسر انگلستان و اسکاتلند وجود دارد، اگرچه معاونان دانشگاه و دانشگاهیان می گویند اعتراضات در دانشگاه های این کشور -برخلاف صحنه های دراماتیکِ اعتراضات محوطه دانشگاه های ایالات متحده که در آن صدها دانشجو و اعضای هیئت علمی بازداشت شده اند- بسیار مسالمت آمیز است.
پروفسور استیو وست، رئیس سابق دانشگاه های بریتانیا که اکنون معاون دانشگاه بریستول واقع در غرب انگلستان است، گفت: "هیچ مدرکی مستدل و محکمی وجود ندارد" که اعتراضات دانشجویی در بریتانیا از کنترل خارج شده است. وی گفت: من به دولت اعلام می کنم: لطفاً با ما همکاری کنید و از دخالت بی جا بپرهیزید تا به طور ناخواسته شرایطی را که در حال حاضر به خوبی مدیریت می شود، را متشنج نکنیم
وست به خبرگزاری آبزرور گفت: «ما با مسائل پیچیده و ظریفی دست و پنجه نرم می کنیم و در تلاشیم تا تنش ها را با درک جو حاکم بر دانشگاه، کارکنان و دانشجویانمان مدیریت کنیم. "من معتقدم که ما نسبت به هر نهادی از دولت در موقعیت بهتری برای مدیریت این اعتراضات هستیم".
تعداد فزایندهای از اساتید دانشگاهی نیز از خواستههای دانشجویان مبنی بر قطع روابط دانشگاههایشان با شرکتهایی که برای اسراییل اسلحه می سازند، حمایت کردند.
صدها کارمند در دانشگاههایی از جمله کمبریج، آکسفورد و ادینبورگ با امضای نامههای سرگشاده با دانشجویانی که در محوطه دانشگاه تحصن کرده اند ابراز همبستگی کرده و دانشگاههای خود را به همدستی در حملات اسرائیل به فلسطینیان در غزه متهم نمودند. کارکنان همچنین برای معترضان غذا، کیسه خواب و بطری آب فراهم می کنند. اعضای اتحادیه دانشگاهها و کالجها در دانشگاه لیدز نیز از اعضای هیئت علمی خواستهاند تا در کنار چادرها به تدریس در فضای باز بپردازند.
معاونان دانشگاه اصرار دارند که تمایلی به سرکوب چالش ها یا توقف بحث های موردِ اختلاف در محوطه دانشگاه خود ندارند و استدلال می کنند که این تقابل آرا قسمتی از هدف اصلی بدنه یک دانشگاه است. اما اتحادیه دانشجویان یهودی (UJS) از آنها خواسته تا اطمینان حاصل کنند که هیچ خطری دانشجویان یهودی را تهدید نمی کند.
پروفسور آکسفورد، نائومی والتهام اسمیت، که نامه همبستگی آکسفورد در حمایت از فلسطین را امضا کرده است، گفت: «شاید بتوان گفت اقدامات نخست وزیر در این هفته تلاشی برای وحشت پراکنی بود. ممکن است به زودی شاهد اقدامات غیرقانونی از سوی دولت در جهت سرکوب اعتراضات باشیم. من فکر می کنم عمل ریشی سوناک که باعث ایجاد نگرانی بی مورد در بین دانش جویان می شود، عملی غیر مسئولانه است.
او همچنین در پاسخ به ریشی سوناک استدلال کرد که: «احساس امنیت» دانشجویان به دلیل «مسائل دیگری که دولت به آن رسیدگی نمیکند»، از جمله تأمین مالی دانشگاهها، بحران تورم و افرایش هزینههای زندگی و «بحران بهرهوری و بیکاری» بسیار بیشتر تهدید میشود.
والتام اسمیت در ادامه فضای اردوگاه آکسفورد را -که این هفته از آن بازدید کرد- صلح آمیز و "بیشتر شبیه به یک محیط آکادمیک فعال" توصیف کرد. "من شنیدم که دانشجویان به طور عمیق در مورد مسائل ژئوپلیتیکی صحبت می کردند و البته اختلاف نظر نیز داشتند؛ اما در چهارچوب گفتگوهای عقلانی مستدل."
ادوارد آیزاکس، رئیس اتحادیه دانشجویان یهودی نیز در میزگردی که روز جمعه به میزبانی نخستوزیر برگزار شد، گفت که دانشجویان یهودی در میانه «بدترین بحران یهودیستیزی در طول یک نسلِ دانشگاه ها هستند». او به صدها تماس با خط تلفن مرکز مشواره این سازمان اشاره کرد و به 17 دانشگاه درگیر این اعتراض ها گفت که دانشجویان یهودی احساس «تنهایی، در حاشیه قرار گرفتن و آسیبپذیری» میکنند.
نیک هیلمن، مدیر اندیشکده انستیتوی سیاست آموزش عالی انگلستان نیز گفت: «روسای دانشگاه ها حق دارند که اجازه ورود پلیس به محوطه دانشگاه ها را نمی دهند. "این امری است که وجهه دموکراسی را برای چند نسل دچار خدشه می کند ، زیرا این تصاویر در ذهن مردم باقی می مانند."
لینک خبر
در حالی که دانشجویان انگلستان به جنگ غزه و ارتباط دانشگاههایشان با اسرائیل اعتراض میکنند، دانشگاهیان از دولتِ بریتانیا خواستهاند تا از «التهاب» اوضاع در دانشگاههای این کشور اجتناب کند.
برخی از اعضای هیئت علمی دانشگاه های انگلستان، ریشی سوناک را -به خاطر احضار روسای دانشگاه های این کشور به مقر ریاست جمهوری و گفتن این که در صورت آسیب دانشجویان یهودی آن ها به شخصه مسئول هستند- به وحشت پراکنی متهم کردند.
در حال حاضر 15 اردوگاه اعتراضی در دانشگاه های سرتاسر انگلستان و اسکاتلند وجود دارد، اگرچه معاونان دانشگاه و دانشگاهیان می گویند اعتراضات در دانشگاه های این کشور -برخلاف صحنه های دراماتیکِ اعتراضات محوطه دانشگاه های ایالات متحده که در آن صدها دانشجو و اعضای هیئت علمی بازداشت شده اند- بسیار مسالمت آمیز است.
پروفسور استیو وست، رئیس سابق دانشگاه های بریتانیا که اکنون معاون دانشگاه بریستول واقع در غرب انگلستان است، گفت: "هیچ مدرکی مستدل و محکمی وجود ندارد" که اعتراضات دانشجویی در بریتانیا از کنترل خارج شده است. وی گفت: من به دولت اعلام می کنم: لطفاً با ما همکاری کنید و از دخالت بی جا بپرهیزید تا به طور ناخواسته شرایطی را که در حال حاضر به خوبی مدیریت می شود، را متشنج نکنیم
وست به خبرگزاری آبزرور گفت: «ما با مسائل پیچیده و ظریفی دست و پنجه نرم می کنیم و در تلاشیم تا تنش ها را با درک جو حاکم بر دانشگاه، کارکنان و دانشجویانمان مدیریت کنیم. "من معتقدم که ما نسبت به هر نهادی از دولت در موقعیت بهتری برای مدیریت این اعتراضات هستیم".
تعداد فزایندهای از اساتید دانشگاهی نیز از خواستههای دانشجویان مبنی بر قطع روابط دانشگاههایشان با شرکتهایی که برای اسراییل اسلحه می سازند، حمایت کردند.
صدها کارمند در دانشگاههایی از جمله کمبریج، آکسفورد و ادینبورگ با امضای نامههای سرگشاده با دانشجویانی که در محوطه دانشگاه تحصن کرده اند ابراز همبستگی کرده و دانشگاههای خود را به همدستی در حملات اسرائیل به فلسطینیان در غزه متهم نمودند. کارکنان همچنین برای معترضان غذا، کیسه خواب و بطری آب فراهم می کنند. اعضای اتحادیه دانشگاهها و کالجها در دانشگاه لیدز نیز از اعضای هیئت علمی خواستهاند تا در کنار چادرها به تدریس در فضای باز بپردازند.
معاونان دانشگاه اصرار دارند که تمایلی به سرکوب چالش ها یا توقف بحث های موردِ اختلاف در محوطه دانشگاه خود ندارند و استدلال می کنند که این تقابل آرا قسمتی از هدف اصلی بدنه یک دانشگاه است. اما اتحادیه دانشجویان یهودی (UJS) از آنها خواسته تا اطمینان حاصل کنند که هیچ خطری دانشجویان یهودی را تهدید نمی کند.
پروفسور آکسفورد، نائومی والتهام اسمیت، که نامه همبستگی آکسفورد در حمایت از فلسطین را امضا کرده است، گفت: «شاید بتوان گفت اقدامات نخست وزیر در این هفته تلاشی برای وحشت پراکنی بود. ممکن است به زودی شاهد اقدامات غیرقانونی از سوی دولت در جهت سرکوب اعتراضات باشیم. من فکر می کنم عمل ریشی سوناک که باعث ایجاد نگرانی بی مورد در بین دانش جویان می شود، عملی غیر مسئولانه است.
او همچنین در پاسخ به ریشی سوناک استدلال کرد که: «احساس امنیت» دانشجویان به دلیل «مسائل دیگری که دولت به آن رسیدگی نمیکند»، از جمله تأمین مالی دانشگاهها، بحران تورم و افرایش هزینههای زندگی و «بحران بهرهوری و بیکاری» بسیار بیشتر تهدید میشود.
والتام اسمیت در ادامه فضای اردوگاه آکسفورد را -که این هفته از آن بازدید کرد- صلح آمیز و "بیشتر شبیه به یک محیط آکادمیک فعال" توصیف کرد. "من شنیدم که دانشجویان به طور عمیق در مورد مسائل ژئوپلیتیکی صحبت می کردند و البته اختلاف نظر نیز داشتند؛ اما در چهارچوب گفتگوهای عقلانی مستدل."
ادوارد آیزاکس، رئیس اتحادیه دانشجویان یهودی نیز در میزگردی که روز جمعه به میزبانی نخستوزیر برگزار شد، گفت که دانشجویان یهودی در میانه «بدترین بحران یهودیستیزی در طول یک نسلِ دانشگاه ها هستند». او به صدها تماس با خط تلفن مرکز مشواره این سازمان اشاره کرد و به 17 دانشگاه درگیر این اعتراض ها گفت که دانشجویان یهودی احساس «تنهایی، در حاشیه قرار گرفتن و آسیبپذیری» میکنند.
نیک هیلمن، مدیر اندیشکده انستیتوی سیاست آموزش عالی انگلستان نیز گفت: «روسای دانشگاه ها حق دارند که اجازه ورود پلیس به محوطه دانشگاه ها را نمی دهند. "این امری است که وجهه دموکراسی را برای چند نسل دچار خدشه می کند ، زیرا این تصاویر در ذهن مردم باقی می مانند."
لینک خبر
the Guardian
Rishi Sunak accused of scaremongering over UK students’ Gaza protest camps
Academics call for government to avoid inflaming situation but Jewish students say they want to feel safe
آغاز یک تعارض: گروه های مذهبی خواستار ایفای نقش بیشتر در بریتانیا
سازمانی به نام «رای مسلمانان» از حزب کارگر انگلستان خواسته است تا 18 «خواسته» را برآورده کند؛ اگر حزب بخواهد حمایت و رای مسلمانان بریتانیا -را که به خاطرِ جنگ غزه از دست داده است- دوباره به دست آورد، باید به درخواست آنان توجه کند.
با این حال، از پیشتر انتظار می رود که حزب کارگر با اصلاح پاسخ اولیه خود به تهاجم غزه و اتخاذ مواضع تند تر درباره حمله اسراییل نگاهِ مسلمانان انگلستان را به سمت خود متمایل کند. فهرست درخواستهای این سازمان تنها شامل مسئله غزه نمی شود. آن ها در بیانیه خود درخواست های دیگری را تحت عنوان برای بریتانیای بهتر ارائه داده اند؛ مواردی از این درخواست ها عبارتند از: «ارائه منابع مالی برای دانشجویان مسلمان»؛ «تضمین هزینه های درمانی یکسان برای مسلمانان». «افزایش اعتبارات شورای سلامت عمومی برای محله های محروم که اکثرا مسلمانان نشین است»
تقاضای ششم این بیانیه این است که «به مسلمانان اجازه دهید در مدرسه نماز بخوانند». این به طور مؤثری حکم اخیر دادگاه عالی این کشور را بر سر مسئله مدرسه کاملاً سکولار و «متمایز» نادیده میگیرد -که به دنبال شکایتِ قانونی یک دانشآموز، حق و آتوریته مدارس غیر مذهبی با بودجه دولتی را برای تصمیمگیری در مورد پذیرش یا عدم پذیرش دانش آموزانی که می خواهند در مدرسه به عبادات فردی خود بپردازند؛ تایید کرد.-
حزب کارگر برای بازسازی روابط با مسلمانان ناراضی - اگر بخواهد به هشدارهای کمیته سازمان ملل در مورد حقوق دانش آموزان در موردِ تأثیر تفکیک مذهبیِ مدارس و شواهد فراوانی که اکثر جمعیت بریتانیا در حال حاضر ناراضی هستند توجه کند – بایست بر سر تعدادی از این درخواست ها مذاکره کند و برخی از آن ها اجرایی سازد.
لینک خبر
سازمانی به نام «رای مسلمانان» از حزب کارگر انگلستان خواسته است تا 18 «خواسته» را برآورده کند؛ اگر حزب بخواهد حمایت و رای مسلمانان بریتانیا -را که به خاطرِ جنگ غزه از دست داده است- دوباره به دست آورد، باید به درخواست آنان توجه کند.
با این حال، از پیشتر انتظار می رود که حزب کارگر با اصلاح پاسخ اولیه خود به تهاجم غزه و اتخاذ مواضع تند تر درباره حمله اسراییل نگاهِ مسلمانان انگلستان را به سمت خود متمایل کند. فهرست درخواستهای این سازمان تنها شامل مسئله غزه نمی شود. آن ها در بیانیه خود درخواست های دیگری را تحت عنوان برای بریتانیای بهتر ارائه داده اند؛ مواردی از این درخواست ها عبارتند از: «ارائه منابع مالی برای دانشجویان مسلمان»؛ «تضمین هزینه های درمانی یکسان برای مسلمانان». «افزایش اعتبارات شورای سلامت عمومی برای محله های محروم که اکثرا مسلمانان نشین است»
تقاضای ششم این بیانیه این است که «به مسلمانان اجازه دهید در مدرسه نماز بخوانند». این به طور مؤثری حکم اخیر دادگاه عالی این کشور را بر سر مسئله مدرسه کاملاً سکولار و «متمایز» نادیده میگیرد -که به دنبال شکایتِ قانونی یک دانشآموز، حق و آتوریته مدارس غیر مذهبی با بودجه دولتی را برای تصمیمگیری در مورد پذیرش یا عدم پذیرش دانش آموزانی که می خواهند در مدرسه به عبادات فردی خود بپردازند؛ تایید کرد.-
حزب کارگر برای بازسازی روابط با مسلمانان ناراضی - اگر بخواهد به هشدارهای کمیته سازمان ملل در مورد حقوق دانش آموزان در موردِ تأثیر تفکیک مذهبیِ مدارس و شواهد فراوانی که اکثر جمعیت بریتانیا در حال حاضر ناراضی هستند توجه کند – بایست بر سر تعدادی از این درخواست ها مذاکره کند و برخی از آن ها اجرایی سازد.
لینک خبر
the Guardian
Faith groups want more say in secular Britain. Labour should tell them to go to hell | Catherine Bennett
Most Britons don’t identify as religious, and would prefer to keep worship out of schools
کاهش تعداد نمایندگان مسلمان پارلمان هند با افزایش قدرت حزب مودی
مسئله تنها این نیست که مودی در سخنرانی های مبارزات انتخاباتی خود لفاظی های ضد مسلمانان را افزایش داده است؛ به طور کلی از زمانی که حزب بهاراتیا جانیا (BJP) به عنوان یک نیروی سیاسی در اواسط دهه 1980 ظهور کرد، نسبت قانونگذاران مسلمان در پارلمان و مجالس ایالتی نسبت به نمایندگان هندو کاهش یافته است.
زمانی که مودی در سال 2014 قدرت را به دست گرفت، پارلمان 30 قانونگذار مسلمان داشت - و تنها یک نفر از آن ها عضو حزب بهاراتا جانیا بود و بسیاری از آن ها با حزب مزبور تعامل داشتند. مسلمانان اکنون 25 کرسی از 543 کرسی را در اختیار دارند و هیچ کدام نقشی در این حزب ندارند.
علی خان محمودآباد، دانشمند علوم سیاسی و مورخ دانشگاه آشوکا دهلی نو، گفت که هند از کشوری که مسلمانان در آن عمدتاً به حاشیه رانده شده بودند، به کشوری بدل شده است که در آن مسلمین "فعالانه طرد می شوند".
وی افزود: "بدون داشتن پایگاه محکم در مجلس، نمی توانید از دولت درخواست منابع کنید و نیاز های مبتنی بر توسعه اجتماع خود را، اعم از نیاز به آموزش، شغل، بهداشت و یا زیرساخت های اساسی بیان کنید."
در اواسط دهه 1980، مسلمانان 11 درصد از جمعیت هند را تشکیل می دادند و 9 درصد از کرسی های پارلمان را در اختیار داشتند. امروز آنها 14 درصد از جمعیت کشور را تشکیل می دهند و کمتر از 5 درصد از کرسی های پارلمان را در اختیار دارند.
از هر 10 نماینده مجلس 9 نفر هندو هستند؛ هندوهایی که 80 درصد از جمعیت 1.4 میلیاردی هند را تشکیل می دهند.
نمایندگی سیاسی مسلمانان در سطح فدرال کشور هند نیز تقریبا به همین منوال است. هند بیش از 4000 قانونگذار در 28 مجلس ایالتی دارد و قانونگذاران مسلمان تقریباً 6 درصد از این کرسی ها را در اختیار دارند.
یک گزارش دولتی در سال 2006 نشان داد که مسلمانان از نظر سواد، درآمد و دسترسی به آموزش از هندوها، مسیحیان و مردم طبقات پایین هند عقب ترند. اگرچه شرایط آن ها از آن زمان به بعد بهتر شده است ، اما بر اساس مطالعات مستقل متعدد، هنوز در شرایط بسیار بدی به سر می برند.
تحت یک دهه ریاست جمهوری مودی ، قوانین مختلفی را وضع یا پیشنهاد شده که رهبران مسلمان هند آنها را تبعیض آمیز می دانند.
برای مثال:
1- برخی از ایالتهای تحت تحت نفوذ حزب مودی – آنچنان که ادعا می کنند به عنوان راهی برای مقابله با جهاد عشقی و تهدید ناشی از ازدواج زنان هندو با مردان مسلمان و سپس تغییر مذهب - قوانینی را تصویب کردند که ازدواج بین ادیان را محدود میکند.
2- یکی از ایالتهایی که قبلاً توسط حزب بهاراتا جانیا اداره میشد، دختران را از داشتن حجاب در مدرسه منع شدند این قانون پس از حاد شدن شرایط از دستور کار خارج شد
3- حزب هندوگرای مذکور با تغییر برخی قوانین در قانون اساسی هند -که به موضوعاتی از ازدواج گرفته تا طلاق و ارث می پردازد- از یک پیشنویس قانونی مشترک حمایت می کند که قوانین مذهبی مسلمانان در این مسائل را نادیده می گیرد.
4- خشونت علیه مسلمانان در هند تحت رهبری مودی بدل به امری کاملا عادی شده و مودی نیز چیزی محکومیت آن نگفته است. مسلمانان به اتهام خوردن گوشت گاو یا قاچاق گاو، حیوانی که برای هندوها مقدس تلقی می شود، توسط اوباش هندو کتک زده می شوند و گاه به قتل می رسند. خانه ها و مشاغل آنها با بولدوزر تخریب و عبادتگاه های آنها به آتش کشیده می شود. حتی خود شخص مودی در تجمعات اخیر مبارزات انتخاباتی خود گفته است که مسلمانان "نفوذی" هستند و "بچه های زیاد آن ها خطری برای بقای هندوها محسوب می شود". همچنین او بدون مدرک، رقیب اصلی حزب بهاراتا جانیا، حزب کنگره، را به برنامه ریزی برای توزیع مجدد ثروت هندوها در بین مسلمانان متهم کرده است. این امر باعث در روزهای اخیر باعث نفرت پراکنی های وسیعی بر ضد مسلمانان شده است.
5- در هیچ یک از 28 ایالت هند مسلمانی به عنوان فرماندار یا معاون وجود ندارد در حالی که 19 ایالت در هند تحت سلطه کامل حزب مودی است.
برای ذکر نمونه در اوتار پرادش، پرجمعیت ترین ایالت کشور و جایی که تقریباً 16 درصد ساکنان آن مسلمان هستند، تنها 7 درصد از قانونگذاران ایالتی مسلمان هستند.
قدرت سیاسی مسلمانان در بزرگترین دموکراسی جهان رو به افول است
تنش ها بین هندوها و مسلمانان در هند چیز جدیدی نیست، اما در زمان مودی که حزب حاکم بهاراتیا جاناتا یک ایدئولوژی ملی گرای هندو را در دستور کار قرار داده است، این تنش ها بدتر شده است. با توجه به اینکه مودی برای بار سوم قرار است در یک دوره پنج ساله به عنوان رییس جمهور هند انتخاب شود، چشم انداز سیاسی مسلمان هند بسیار تیره و تار است. نتایج انتخابات در ماه ژوئن نهایی می شود.
مسئله تنها این نیست که مودی در سخنرانی های مبارزات انتخاباتی خود لفاظی های ضد مسلمانان را افزایش داده است؛ به طور کلی از زمانی که حزب بهاراتیا جانیا (BJP) به عنوان یک نیروی سیاسی در اواسط دهه 1980 ظهور کرد، نسبت قانونگذاران مسلمان در پارلمان و مجالس ایالتی نسبت به نمایندگان هندو کاهش یافته است.
زمانی که مودی در سال 2014 قدرت را به دست گرفت، پارلمان 30 قانونگذار مسلمان داشت - و تنها یک نفر از آن ها عضو حزب بهاراتا جانیا بود و بسیاری از آن ها با حزب مزبور تعامل داشتند. مسلمانان اکنون 25 کرسی از 543 کرسی را در اختیار دارند و هیچ کدام نقشی در این حزب ندارند.
علی خان محمودآباد، دانشمند علوم سیاسی و مورخ دانشگاه آشوکا دهلی نو، گفت که هند از کشوری که مسلمانان در آن عمدتاً به حاشیه رانده شده بودند، به کشوری بدل شده است که در آن مسلمین "فعالانه طرد می شوند".
وی افزود: "بدون داشتن پایگاه محکم در مجلس، نمی توانید از دولت درخواست منابع کنید و نیاز های مبتنی بر توسعه اجتماع خود را، اعم از نیاز به آموزش، شغل، بهداشت و یا زیرساخت های اساسی بیان کنید."
در اواسط دهه 1980، مسلمانان 11 درصد از جمعیت هند را تشکیل می دادند و 9 درصد از کرسی های پارلمان را در اختیار داشتند. امروز آنها 14 درصد از جمعیت کشور را تشکیل می دهند و کمتر از 5 درصد از کرسی های پارلمان را در اختیار دارند.
از هر 10 نماینده مجلس 9 نفر هندو هستند؛ هندوهایی که 80 درصد از جمعیت 1.4 میلیاردی هند را تشکیل می دهند.
نمایندگی سیاسی مسلمانان در سطح فدرال کشور هند نیز تقریبا به همین منوال است. هند بیش از 4000 قانونگذار در 28 مجلس ایالتی دارد و قانونگذاران مسلمان تقریباً 6 درصد از این کرسی ها را در اختیار دارند.
یک گزارش دولتی در سال 2006 نشان داد که مسلمانان از نظر سواد، درآمد و دسترسی به آموزش از هندوها، مسیحیان و مردم طبقات پایین هند عقب ترند. اگرچه شرایط آن ها از آن زمان به بعد بهتر شده است ، اما بر اساس مطالعات مستقل متعدد، هنوز در شرایط بسیار بدی به سر می برند.
تحت یک دهه ریاست جمهوری مودی ، قوانین مختلفی را وضع یا پیشنهاد شده که رهبران مسلمان هند آنها را تبعیض آمیز می دانند.
برای مثال:
1- برخی از ایالتهای تحت تحت نفوذ حزب مودی – آنچنان که ادعا می کنند به عنوان راهی برای مقابله با جهاد عشقی و تهدید ناشی از ازدواج زنان هندو با مردان مسلمان و سپس تغییر مذهب - قوانینی را تصویب کردند که ازدواج بین ادیان را محدود میکند.
2- یکی از ایالتهایی که قبلاً توسط حزب بهاراتا جانیا اداره میشد، دختران را از داشتن حجاب در مدرسه منع شدند این قانون پس از حاد شدن شرایط از دستور کار خارج شد
3- حزب هندوگرای مذکور با تغییر برخی قوانین در قانون اساسی هند -که به موضوعاتی از ازدواج گرفته تا طلاق و ارث می پردازد- از یک پیشنویس قانونی مشترک حمایت می کند که قوانین مذهبی مسلمانان در این مسائل را نادیده می گیرد.
4- خشونت علیه مسلمانان در هند تحت رهبری مودی بدل به امری کاملا عادی شده و مودی نیز چیزی محکومیت آن نگفته است. مسلمانان به اتهام خوردن گوشت گاو یا قاچاق گاو، حیوانی که برای هندوها مقدس تلقی می شود، توسط اوباش هندو کتک زده می شوند و گاه به قتل می رسند. خانه ها و مشاغل آنها با بولدوزر تخریب و عبادتگاه های آنها به آتش کشیده می شود. حتی خود شخص مودی در تجمعات اخیر مبارزات انتخاباتی خود گفته است که مسلمانان "نفوذی" هستند و "بچه های زیاد آن ها خطری برای بقای هندوها محسوب می شود". همچنین او بدون مدرک، رقیب اصلی حزب بهاراتا جانیا، حزب کنگره، را به برنامه ریزی برای توزیع مجدد ثروت هندوها در بین مسلمانان متهم کرده است. این امر باعث در روزهای اخیر باعث نفرت پراکنی های وسیعی بر ضد مسلمانان شده است.
5- در هیچ یک از 28 ایالت هند مسلمانی به عنوان فرماندار یا معاون وجود ندارد در حالی که 19 ایالت در هند تحت سلطه کامل حزب مودی است.
برای ذکر نمونه در اوتار پرادش، پرجمعیت ترین ایالت کشور و جایی که تقریباً 16 درصد ساکنان آن مسلمان هستند، تنها 7 درصد از قانونگذاران ایالتی مسلمان هستند.
کارشناسان می گویند که با قدرتمندتر شدن این حزب، احزاب اپوزوسیون نیز به طور فزاینده ای تمایلی به معرفی نامزدهای مسلمان -از ترس اینکه رأی دهندگان هندویشان را از دست بدهند- ندارند. این امر رفته رفته باعث استیلای کامل حزب هندوتوا (مدافع ملی گرایی هندو) مودی و ایجاد یک دیکتاتوری وسیع می شود؛ امری که می تواند سرآغاز وحشتی برای مسلمانان هند و کل جهان باشد.
اس تی حسن، نماینده مسلمان پارلمان از ایالت شمالی اوتار پرادش در همین راستا با اشاره ای آشکار به حزب مودی گفت که احزاب سیاسی، به ویژه آنهایی که خود را سکولار می دانند، باید فضای بیشتری را برای نامزدهای اقلیت باز کنند.
او گفت: "«وجود تعداد عادلانه نماینده پارلمان از تمام اقشار جامعه هدف یک دموکراسی خوب است. اما آنچه ر عمل دیده می شود این است که جامعه مسلمانان هند با دلایل عامدانه روز به روز منزوی تر می شود.»"
لینک خبر
اس تی حسن، نماینده مسلمان پارلمان از ایالت شمالی اوتار پرادش در همین راستا با اشاره ای آشکار به حزب مودی گفت که احزاب سیاسی، به ویژه آنهایی که خود را سکولار می دانند، باید فضای بیشتری را برای نامزدهای اقلیت باز کنند.
او گفت: "«وجود تعداد عادلانه نماینده پارلمان از تمام اقشار جامعه هدف یک دموکراسی خوب است. اما آنچه ر عمل دیده می شود این است که جامعه مسلمانان هند با دلایل عامدانه روز به روز منزوی تر می شود.»"
لینک خبر
US News & World Report
India's Parliament Has Fewer Muslims as Strength of Modi's Party Grows
The political power of Muslims is declining in the world's largest democracy
پانزدهمین کنفرانس دوحه در مورد گفتگوی ادیان
پانزدهمین کنفرانس دوحه درباره گفتگوی ادیان که توسط مرکز بین المللی گفتگوی ادیان دوحه (DICID)، توسط کمیته دائمی سازماندهی کنفرانس های قطر با موضوع ساختار خانواده در پرتو جهان در حال تغییر مدرن، تحت عنوان: "یکپارچگی خانواده ها از طریق ایمان، ارزش ها و آموزش". بر گزار شد.
در طول جلسه عمومی کنفرانس، با موضوع: نگرانی های فعلی خانواده (چگونه حمایت، حل و فصل شود؟)، سخنرانان بر چالش های پیش روی خانواده های مدرن، تأثیرات آن چالش ها بر تشکیل خانواده و آموزش ملی، و همچنین نقش والدین در تربیت فرزندان و لزوم انجام برنامه ها و مطالعات بیشتر در حمایت از این مهم تأکید کردند.
علاوه بر این، آنها استدلال کردند که آموزه های دینی منحصر به مکان های عبادی نیست، بلکه باید در تمام جنبه های زندگی منعکس شود.
سه جلسه فرعی در رابطه با موضوع فوق نیز برگزار شد: اولی در مورد ساختار و ویژگی های درونی خانواده سالم و تاب آور، دومی درباره توانمندسازی تأثیر خانواده بر رشد و نوزایی اجتماعی و ملی و جلسه فرعی سوم در رابطه با دخالت ها و تأثیرات عوامل بیرونی در بی ثباتی پایه های خانواده
علاوه بر این، این کنفرانس همچنین شامل سه جلسه همزمان بود که طی آن شرکتکنندگان در مورد نقش دولتها، سازمانهای مذهبی و نهادهای جامعه مدنی در حفاظت از نهاد خانواده، بافت جامعه؛ جایگاه خانواده در قوانین ملی و بین المللی در اجتماعات چند دینی و یا چند فرهنگی صحبت کردند.
علاوه بر این پانزدهمین کنفرانس دوحه گفتگوی بین ادیان جلسه ای را نیز به بحث در مورد تأثیرات جنگ و درگیری های مسلحانه بر خانواده های فلسطینی، اختصاص داد. پس از آن جلسه دیگری نیز با موضوع تلاش های زنان قطری و نقش آنها در توسعه اجتماعی مفهومِ خانواده در جامعه و محیط کار تشکیل شد.
شرکت کنندگان و سخنرانان کنفرانس از نقش برجسته کشور قطر در زمینه گفت وگوی ادیان قدردانی کردند و اذعان کردند که این کشور به جایگاه بین المللی معتبری دست یافته است.
لینک خبر
پانزدهمین کنفرانس دوحه درباره گفتگوی ادیان که توسط مرکز بین المللی گفتگوی ادیان دوحه (DICID)، توسط کمیته دائمی سازماندهی کنفرانس های قطر با موضوع ساختار خانواده در پرتو جهان در حال تغییر مدرن، تحت عنوان: "یکپارچگی خانواده ها از طریق ایمان، ارزش ها و آموزش". بر گزار شد.
در طول جلسه عمومی کنفرانس، با موضوع: نگرانی های فعلی خانواده (چگونه حمایت، حل و فصل شود؟)، سخنرانان بر چالش های پیش روی خانواده های مدرن، تأثیرات آن چالش ها بر تشکیل خانواده و آموزش ملی، و همچنین نقش والدین در تربیت فرزندان و لزوم انجام برنامه ها و مطالعات بیشتر در حمایت از این مهم تأکید کردند.
علاوه بر این، آنها استدلال کردند که آموزه های دینی منحصر به مکان های عبادی نیست، بلکه باید در تمام جنبه های زندگی منعکس شود.
سه جلسه فرعی در رابطه با موضوع فوق نیز برگزار شد: اولی در مورد ساختار و ویژگی های درونی خانواده سالم و تاب آور، دومی درباره توانمندسازی تأثیر خانواده بر رشد و نوزایی اجتماعی و ملی و جلسه فرعی سوم در رابطه با دخالت ها و تأثیرات عوامل بیرونی در بی ثباتی پایه های خانواده
علاوه بر این، این کنفرانس همچنین شامل سه جلسه همزمان بود که طی آن شرکتکنندگان در مورد نقش دولتها، سازمانهای مذهبی و نهادهای جامعه مدنی در حفاظت از نهاد خانواده، بافت جامعه؛ جایگاه خانواده در قوانین ملی و بین المللی در اجتماعات چند دینی و یا چند فرهنگی صحبت کردند.
علاوه بر این پانزدهمین کنفرانس دوحه گفتگوی بین ادیان جلسه ای را نیز به بحث در مورد تأثیرات جنگ و درگیری های مسلحانه بر خانواده های فلسطینی، اختصاص داد. پس از آن جلسه دیگری نیز با موضوع تلاش های زنان قطری و نقش آنها در توسعه اجتماعی مفهومِ خانواده در جامعه و محیط کار تشکیل شد.
شرکت کنندگان و سخنرانان کنفرانس از نقش برجسته کشور قطر در زمینه گفت وگوی ادیان قدردانی کردند و اذعان کردند که این کشور به جایگاه بین المللی معتبری دست یافته است.
لینک خبر
www.qna.org.qa
15th Doha Conference on Interfaith Dialogue Holds its 3rd Plenary Session: Current Family Concerns
Doha, May 08 (QNA) - The 15th Doha Conference on Interfaith Dialogue, organized by the Doha International Center for Interfaith Dialogue (DICID), along with the Permanent Committee for Organizing Conferences, continues its activities for its second and last…
کارولینای شمالی ممکن است به ایالت های خواهانِ تدوین تعریفی دوباره از یهودی ستیزی بپیوندد
پس از جلسه مجلس، این لایحه باید به تصویب توسط سنای ایالتی برسد و سپس به دست روی کوپر فرماندار دموکرات این ایالت می رسد، که علناً نگفته است که آیا آن را امضا خواهد کرد یا خیر
این قانون، تعریف اتحاد بینالمللی یادبود هولوکاست را تایید می کند، که یهودی ستیزی را برابر با «درک خاصی از یهودیان، که ممکن است باعث آزار رساندن به آن ها شود» می داند.
علاوه بر این لایحه مذبور مسائلی مانند انکار حق تعیین سرنوشت یهودیان و اعمال معیارهای دوگانه برای اقدامات اسرائیل را در زیر عنوان یهودی ستیزی طبقه بندی می کند. این نمونهها باعث شده است تا نگرانی هایی -در مورد اینکه این لایحه میتواند مانع انتقاد از اعمال اسرائیل شود- ایجاد شود
تیم مور، رئیس مجلس نمایندگان جمهوریخواه این ایالت، حامی اولیه لایحه که در پاییز امسال برای کنگره نامزد می شود، گفت این تعریف جدید از یهودی ستیزی می تواند به سازمان های مجری قانون و دادستان های محلی کمک کند تا تعیین کنند که آیا فردی باید تحت قوانین جرایم مبتنی بر نفرت پراکنی طبقه بندی شود یا نه؟ این قوانین تجاوز به حریم شخص یا تخریب اموال وی با دلایل نژادی، مذهبی یا ملیتی را جرم میدانند و مجازات های سنگینی را برای مرتکبان این اعمال در نظر می گیرند.
مور به خبرنگاران گفت که این اقدام ماههاست که از زمان آغاز جنگ اسراییل-غزه در دست انجام است
وی در ادامه افزود که از زمان تظاهرات اخیر طرفداران فلسطینی در پردیسهای کالج کارولینای شمالی - که منجر به اعمال خشونت و دهها دستگیری شده است- این موضوع فوریت بیشتری پیدا کرده است. مور گفت اظهارات برخی از تظاهرکنندگان از مرزهای قانونی و اخلاقی عبور کرد و باید آنها را در حیطه جرایم مبتنی بر نفرت و اعمال یهودستیزانه تلقی کرد.
مور در جریان مناظره در مجلس ایالتی که منجر به تصویب این قانون شد گفت: «ما باید با این موضوع را سریعا حل کنیم، باید کاملاً صریح باشیم: هر نحوی از یهودی ستیزی قابل تحمل و اغماض نخواهد بود.
آغاز تلاش برای تعریف یهودی ستیزی در قوانین ایالتی در سراسر کشور، پیش از حملات اکتبر شروع شده بود. از سال گذشته، لوایحی با تعاریفی جدید در این باره در آرکانزاس، جورجیا و داکوتای جنوبی به قانون تبدیل شده است. در ایالت ایندیانا این لایحه توسط فرماندار این منطقه، اریک هولکامب، وتو شد، او گفت که نگران است مردم به دلیل انتقاد از اسرائیل مجازات شوند. وی در عوض اعلامیه ای را امضا کرد که یهودی ستیزی را محکوم می نمود. شایان ذکر است که این لایحه هنوز در فلوریدا و کارولینای جنوبی امضا نشده است.
برخی از سازمان های یهودی به مور پیوستند و قبل از رای گیری از این اقدام حمایت کردند.
گلندا برنهارت، مدیر اجرایی فدراسیون یهودی گرینزبورو، گفت: «شهروندان یهودی در کارولینای شمالی سزاوار این هستند که در فضاهای کاملاً عمومی احساس امنیت کنند. ما به یک تعریف واضح و توافق شده از یهودی ستیزی نیاز داریم تا مدیران مدارس، افسران مجری قانون و مقامات دولتی بدانند که چگونه به درستی نسبت به این امر واکنش نشان دهند.»
برنهارت گفت اخیراً حوادث یهودی ستیزانه در کارولینای شمالی افزایش یافته است، از جمله آزار و اذیت دانش آموزان و دانشجویان یهودی، آزار و اذیت مشاغل کوچک یهودیان و زدن طرح های گرافیتی ضد یهود بر روی بنای یادبود هولوکاست در گرینزبورو.
دموکرات ها در مجلس قانونگذاری نیز به طور گسترده از این لایحه حمایت کردند، از جمله این افراد می توان به نماینده کنگره کالیب رودو -که یهودی است- اشاره کرد. او بهعنوان فردی که خود یهودیستیزی را تجربه کرده است، گفت که این اقدام یهودیان را از خطر دور می سازد و در عین حق مخالفت را از کسی سلب نمی کند.
چهار دموکرات به این لایحه رای منفی دادند و ابراز نگرانی کردند که ممکن است این لایحه انتقاد و صدای معترضان را خفه کند. آنها همچنین گفتند که ناامید شدهاند که قانونگذاران قانونی با دامنه گستردهتری در باب جنایات ناشی از نفرت را وضع نکردند؛ قانونی که نه تنها یهودیان بلکه همه اقلیت ها را در بر بگیرد.
نگرانی در مورد تاثیر لایجه شالوم بر اعتراضات جاری در آمریکا در یک کنفرانس خبری که توسط یک ائتلاف چند مذهبی برگزار شد، منعکس شد. ابی لوبلین، مدیر اجرایی سازمان یهودیان کارولینا برای عدالت، گفت که این لایحه "هیچ کاری برای محافظت از یهودیان انجام نمی دهد." در عوض، لوبلین آن را یک «جمله خبری» نامید که فاقد توانایی اقدام جدی بر علیه یهودستیزی است.
لایحه ای که به دنبال تعریف رسمی و جدیدی از یهودی ستیزی در قوانین ایالتی بود، روز چهارشنبه -در بحبوحه تظاهرات داغ سراسری دانشگاه ها در مورد جنگ اسرائیل حماس- به سرعت از طریق مجلس ایالت کارولینای شمالی به تصویب رسید.
پس از جلسه مجلس، این لایحه باید به تصویب توسط سنای ایالتی برسد و سپس به دست روی کوپر فرماندار دموکرات این ایالت می رسد، که علناً نگفته است که آیا آن را امضا خواهد کرد یا خیر
این قانون، تعریف اتحاد بینالمللی یادبود هولوکاست را تایید می کند، که یهودی ستیزی را برابر با «درک خاصی از یهودیان، که ممکن است باعث آزار رساندن به آن ها شود» می داند.
علاوه بر این لایحه مذبور مسائلی مانند انکار حق تعیین سرنوشت یهودیان و اعمال معیارهای دوگانه برای اقدامات اسرائیل را در زیر عنوان یهودی ستیزی طبقه بندی می کند. این نمونهها باعث شده است تا نگرانی هایی -در مورد اینکه این لایحه میتواند مانع انتقاد از اعمال اسرائیل شود- ایجاد شود
تیم مور، رئیس مجلس نمایندگان جمهوریخواه این ایالت، حامی اولیه لایحه که در پاییز امسال برای کنگره نامزد می شود، گفت این تعریف جدید از یهودی ستیزی می تواند به سازمان های مجری قانون و دادستان های محلی کمک کند تا تعیین کنند که آیا فردی باید تحت قوانین جرایم مبتنی بر نفرت پراکنی طبقه بندی شود یا نه؟ این قوانین تجاوز به حریم شخص یا تخریب اموال وی با دلایل نژادی، مذهبی یا ملیتی را جرم میدانند و مجازات های سنگینی را برای مرتکبان این اعمال در نظر می گیرند.
مور به خبرنگاران گفت که این اقدام ماههاست که از زمان آغاز جنگ اسراییل-غزه در دست انجام است
وی در ادامه افزود که از زمان تظاهرات اخیر طرفداران فلسطینی در پردیسهای کالج کارولینای شمالی - که منجر به اعمال خشونت و دهها دستگیری شده است- این موضوع فوریت بیشتری پیدا کرده است. مور گفت اظهارات برخی از تظاهرکنندگان از مرزهای قانونی و اخلاقی عبور کرد و باید آنها را در حیطه جرایم مبتنی بر نفرت و اعمال یهودستیزانه تلقی کرد.
مور در جریان مناظره در مجلس ایالتی که منجر به تصویب این قانون شد گفت: «ما باید با این موضوع را سریعا حل کنیم، باید کاملاً صریح باشیم: هر نحوی از یهودی ستیزی قابل تحمل و اغماض نخواهد بود.
آغاز تلاش برای تعریف یهودی ستیزی در قوانین ایالتی در سراسر کشور، پیش از حملات اکتبر شروع شده بود. از سال گذشته، لوایحی با تعاریفی جدید در این باره در آرکانزاس، جورجیا و داکوتای جنوبی به قانون تبدیل شده است. در ایالت ایندیانا این لایحه توسط فرماندار این منطقه، اریک هولکامب، وتو شد، او گفت که نگران است مردم به دلیل انتقاد از اسرائیل مجازات شوند. وی در عوض اعلامیه ای را امضا کرد که یهودی ستیزی را محکوم می نمود. شایان ذکر است که این لایحه هنوز در فلوریدا و کارولینای جنوبی امضا نشده است.
برخی از سازمان های یهودی به مور پیوستند و قبل از رای گیری از این اقدام حمایت کردند.
گلندا برنهارت، مدیر اجرایی فدراسیون یهودی گرینزبورو، گفت: «شهروندان یهودی در کارولینای شمالی سزاوار این هستند که در فضاهای کاملاً عمومی احساس امنیت کنند. ما به یک تعریف واضح و توافق شده از یهودی ستیزی نیاز داریم تا مدیران مدارس، افسران مجری قانون و مقامات دولتی بدانند که چگونه به درستی نسبت به این امر واکنش نشان دهند.»
برنهارت گفت اخیراً حوادث یهودی ستیزانه در کارولینای شمالی افزایش یافته است، از جمله آزار و اذیت دانش آموزان و دانشجویان یهودی، آزار و اذیت مشاغل کوچک یهودیان و زدن طرح های گرافیتی ضد یهود بر روی بنای یادبود هولوکاست در گرینزبورو.
دموکرات ها در مجلس قانونگذاری نیز به طور گسترده از این لایحه حمایت کردند، از جمله این افراد می توان به نماینده کنگره کالیب رودو -که یهودی است- اشاره کرد. او بهعنوان فردی که خود یهودیستیزی را تجربه کرده است، گفت که این اقدام یهودیان را از خطر دور می سازد و در عین حق مخالفت را از کسی سلب نمی کند.
چهار دموکرات به این لایحه رای منفی دادند و ابراز نگرانی کردند که ممکن است این لایحه انتقاد و صدای معترضان را خفه کند. آنها همچنین گفتند که ناامید شدهاند که قانونگذاران قانونی با دامنه گستردهتری در باب جنایات ناشی از نفرت را وضع نکردند؛ قانونی که نه تنها یهودیان بلکه همه اقلیت ها را در بر بگیرد.
نگرانی در مورد تاثیر لایجه شالوم بر اعتراضات جاری در آمریکا در یک کنفرانس خبری که توسط یک ائتلاف چند مذهبی برگزار شد، منعکس شد. ابی لوبلین، مدیر اجرایی سازمان یهودیان کارولینا برای عدالت، گفت که این لایحه "هیچ کاری برای محافظت از یهودیان انجام نمی دهد." در عوض، لوبلین آن را یک «جمله خبری» نامید که فاقد توانایی اقدام جدی بر علیه یهودستیزی است.
لوبلین گفت: «ما یهودستیزی را امری جدی تلقی می کنیم ؛ در حالی که پیروان تصویب این لایحه آن را به عنوان یک شیرین کاری سیاسی یا فرصتی برای سرکوب آزادیها می بینند ». "در واقع باید به طور جدی با این لایحه مخالفت شود چرا که شایسته برخورد تند است"
للا علی، یکی از بنیانگذاران مرکز «زنان مسلمان » -یک سازمان مردمی که برای حمایت از زنان مسلمان در کارولینای شمالی ایجاد شده است- افزود که این قانون می تواند به طور نامناسبی بر جوامع عرب و مسلمان معترض به جنگ غزه تأثیر بگذارد.
لینک خبر
للا علی، یکی از بنیانگذاران مرکز «زنان مسلمان » -یک سازمان مردمی که برای حمایت از زنان مسلمان در کارولینای شمالی ایجاد شده است- افزود که این قانون می تواند به طور نامناسبی بر جوامع عرب و مسلمان معترض به جنگ غزه تأثیر بگذارد.
لینک خبر
AP News
North Carolina may join other states in codifying antisemitism definition
A bipartisan group of North Carolina lawmakers has approved a bill codifying a definition of antisemitism into law.
پاتریارک بارتولومیو رهبر کلیسای اکومنیکال ارتدکس: ما عمیقاً از وضعیت اسفبار همکارانمان متأسفیم و منظور من فقط پدرسالار روسیه نیست
پاتریارک بارتولومیو در روز پنجشنبه، 9 مه 2024، مراسم عشای ربانی کلیسای سنت جورج برگزار کرد. اسقف اعظم قسطنطنیه در بخشی از سخنان خود به کارکد این مکان تاریخی- که در پایان قرن نوزدهم تأسیس شد و مکانی برای پناه دادن به یهودیان و مسلمانان و و مسیحیان بی نوا بوده است -اشاره کرد گفت که:
" این روحیه تسامح و دیگرخواهی باید در کسانی که سرنوشت ملت ها را اداره می کنند وجود داشته باشد. اما پیش از هر چیز باید این روحیه گشاده رویی و بردباری در خودِ ما روحانیان وجود داشته باشد؛ چرا که مردم از روی فعل ما حقیقت سخنان ما را می سنجند. متاسفانه امروز ما رهبران مذهبی از مذاهب مختلف را می بینیم که تنگ نظر هستند، دارای عقاید و دیدگاه های بنیادگرایانه هستند و جنگ هایی را که منجر به کشته شدن هزاران نفر، نه تنها سربازان، بلکه غیرنظامیان می شود را مقدس می شمارند. ما عمیقاً از وضعیت اسفبار این قبیل هم صنفان خود متاسفیم و منظور من در این لحظه فقط پاتریارک روسیه نیست، بلکه روی سخن من با تمام رهبران مذهبی ادیان متفاوت جهان است که از چنین وسوسه هایِ تاریکی پیروی می کنند و پیروان ادیان خود را به ارتکاب جنایات و حملات ویرانگر علیه مردم و جمعیتهای بیگناه و غیرنظامی سوق میدهند. باشد که خداوندِ ما عیسی مسیح قلوبِ ما را روشن کند تا برای همه انسان ها در هر گوشه از جهان طلبِ صلح کنیم. باشد که اراده الهی به قدرتمندان زمین حکمت اعطا کند تا صلح را به جای ویرانی به ارمغان آورند؛ چرا که منطقِ صلح از « هر فهمی برتر است»، و باعث می شود تمامی مردمان جهان در سایه امنیت و عشق، استعداد های خود را شکوفا سازند."
لینک خبر
پاتریارک بارتولومیو در روز پنجشنبه، 9 مه 2024، مراسم عشای ربانی کلیسای سنت جورج برگزار کرد. اسقف اعظم قسطنطنیه در بخشی از سخنان خود به کارکد این مکان تاریخی- که در پایان قرن نوزدهم تأسیس شد و مکانی برای پناه دادن به یهودیان و مسلمانان و و مسیحیان بی نوا بوده است -اشاره کرد گفت که:
" این روحیه تسامح و دیگرخواهی باید در کسانی که سرنوشت ملت ها را اداره می کنند وجود داشته باشد. اما پیش از هر چیز باید این روحیه گشاده رویی و بردباری در خودِ ما روحانیان وجود داشته باشد؛ چرا که مردم از روی فعل ما حقیقت سخنان ما را می سنجند. متاسفانه امروز ما رهبران مذهبی از مذاهب مختلف را می بینیم که تنگ نظر هستند، دارای عقاید و دیدگاه های بنیادگرایانه هستند و جنگ هایی را که منجر به کشته شدن هزاران نفر، نه تنها سربازان، بلکه غیرنظامیان می شود را مقدس می شمارند. ما عمیقاً از وضعیت اسفبار این قبیل هم صنفان خود متاسفیم و منظور من در این لحظه فقط پاتریارک روسیه نیست، بلکه روی سخن من با تمام رهبران مذهبی ادیان متفاوت جهان است که از چنین وسوسه هایِ تاریکی پیروی می کنند و پیروان ادیان خود را به ارتکاب جنایات و حملات ویرانگر علیه مردم و جمعیتهای بیگناه و غیرنظامی سوق میدهند. باشد که خداوندِ ما عیسی مسیح قلوبِ ما را روشن کند تا برای همه انسان ها در هر گوشه از جهان طلبِ صلح کنیم. باشد که اراده الهی به قدرتمندان زمین حکمت اعطا کند تا صلح را به جای ویرانی به ارمغان آورند؛ چرا که منطقِ صلح از « هر فهمی برتر است»، و باعث می شود تمامی مردمان جهان در سایه امنیت و عشق، استعداد های خود را شکوفا سازند."
لینک خبر
Orthodox Times (en)
Ecumenical Patriarch: We deeply regret the plight of our colleagues and I do not only mean the Patriarch of Russia
The Ecumenical Patriarch Bartholomew presided over the Divine Liturgy at the Church of St. George on Thursday, May 9, 2024, in the premises of the old workhouse of Darülaceze, built during the Ottoman Empire. The Divine Liturgy was presided over by Protosyncellos…
آیا واقعاً دوران طلایی یهودیان آمریکا به پایان رسیده است؟
اما بسیاری از امریکاییان همچنین حامی ایده صهیونیست هستند که باور آن ها به طور اجتناب ناپذیری به کشور 76 ساله ای به نام اسراییل - که تقریباً نیمی از یهودیان جهان و بیش از نیمی از فرهنگ معاصر یهودی را در خود جای داده است- مرتبط است. پس چگونه است که عده ای نمی توانند درک کنند که حمله حماس به اسراییل حمله به این دسته از آمریکاییان نیز محسوب می شد؟
آیا همان طور که دو ماه پیش فرانکلین فوئر در روزنامه آتلانتیک پیشگویی کرد، دوران طلایی یهودیان آمریکا به پایان رسیده است؟ می توان در پاسخ گفت این اولین باری نیست که متحدان یهودیان بر علیه آن ها شده اند.
قبل از جنگ شش روزه در سال 1967، زمانی که مصر نیروهای خود را در مرز اسرائیل جمع نمود و خروج نیروهای حافظ صلح سازمان ملل انجام شد و رفت و آمد اسرائیل به خلیج عقبه را ممنوع کرد، به نظر می رسید هولوکاست دیگری در راه است. اما بر خلاف باور همگان یهودیان آمریکایی کمک های بی سابقه ای را به دولت یهودی اسراییل در آن زمان ارائه کردند. این در حالی بود که رهبران مسیحیت آمریکایی در آن دوره از اسراییل حمایت نکردند؛ رهبرانی که سال ها تحت عنوان شعار «سنت یهودی-مسیحی» به یهودیان پیوسته بودند و در دل بحرانی اسراییل را تنها گذاشتند
هنگامی که پس از پایان جنگ، خاخامهای برجسته اسراییل از عدم حمایت این دسته از مسیحیان انتقاد کردند، با پاسخهای تندی از جمله پاسخ هنری پی. از برجسته ترین جهان گرایان مسیحی مواجه شدند: «همه افرادی که به دنبال پرداختن صادقانه و عملگرایانه به مشکل خاور میانه هستند با چشمانی متحیر حمله اسرائیل به فلسطینیان را - که از خشنترین، بیرحمانهترین (و موفقیتآمیزترین) تجاوزهای تاریخ از زمان نسل کشی هیتلر است- نظاره می کنند.»
علاوه بر این جورج هیگینز، دبیر کمیسیون اسقف های کاتولیک در حوزه روابط کاتولیک-یهودی، انتقاد خاخام های اسراییل را "نوعی باج گیری جهانی یا بین مذهبی" خواند.
شایان ذکر است که واتیکان نیز تا سال 1993 - سه دهه پس از صدور بیانیه تاریخی شورای دوم واتیکان در محکومیت یهودی ستیزی- هنوز اسرائیل را به رسمیت نمی شناخت.
ابهام این دسته از مسیحیان نسبت به مسئله اسرائیل در سالهای اخیر به دلیل موضع مشتاقانه مسیحیان انجیلی سفیدپوست طرفدار اسرائیل مخفی مانده است، موضعی که به دلیل قرائت تحت اللفظی آنها از وعده خدا در مورد اعطای سرزمین مقدس به فرزندان ابراهیم در کتاب پیدایش یا اعتقاد آخرالزمانی به این امر که گردآوری یهودیان در سرزمین مقدس پیش شرط بازگشت مسیح است، اتخاذ شده است. طی این سال ها در سراسر طیف مسیحیت آمریکایی، این دوگانگی ادامه یافته است.
تا حدی، شکل گیری این دو دستگی به بینش جهانی گراییان مسیحی نیز نسبت داده می شود، افرادی که مدت هاست به مخالفت با ملی گرایی دامن زده اند - مخالفتی که جنبش ملی یهودی را نیز تحت تاثیر قرار داده است. سوال اصلی این است که آیا این ضد صهیونیسم برابر با یهودی ستیزی است؟
به نظر می رسد آنچه جو بایدن روز سه شنبه آن را «افزایش وحشیانه یهودی ستیزی» نامید، در افزایش تعداد حوادث گزارش شده در چند سال گذشته که توسط اتحادیه ضد انگیزاسیون آمریکا پیگیری می شود نیز مشهود است اما اینکه یک تغییر کلی به سمت بدتر شدن دیدگاه های عموم آمریکاییان نسبت به یهودیان شکل گرفته است، اصلاً روشن نیست. یک سال و نیم پیش، یک نظرسنجی پیو نشان داد که آمریکاییها نسبت به سایر گروههای مذهبی در آمریکا به یهودیان نگاه مثبتتری دارند، به طوری که 35 درصد دیدگاه بسیار یا تا حدودی مطلوب نسبت به ما دارند در حالی که فقط 6 درصد دیدگاه بسیار یا تا حدودی نامطلوبی نسبت به یهودیان دارند. (این رقم برای کاتولیک های بین 18 تا 34 درصد و برای انجیلی ها در حدود 28 تا 27 متغیر بود.)
نظر سنجی های پیو این را نیز نشان می دهد که به طور متوسط 40 درصد آمریکاییان نسبت به اسراییل دیدگاه مثبتی ندارند؛ رقمی که در سال های اخیر رشد چشمگیری داشته است. عده کثیری هم نسبت به مسئله بی تفاوت هستند. می توان اذعان کرد که زنگ خطری برای تغییر کم کم دیدگاه آمریکاییان نسبت به مسئله یهودیان و باالاخص اسراییل به وجود آمده است اما نمی توان این ماجرا را پایان عصر طلایی یهودیان آمریکا دانست.
لینک خبر
آیا اکثر آمریکاییان، نخست وزیر بنیامین نتانیاهو و اتحاد او با راست مذهبی افراطی اسرائیل را محکوم نمی کنند؟ آیا اکثر شان از تلفات غیرنظامیان در غزه ابراز تاسف نمی کنند؟ آیا اکثر آن ها به راه حل دو کشور امیدوار نیستند؟
اما بسیاری از امریکاییان همچنین حامی ایده صهیونیست هستند که باور آن ها به طور اجتناب ناپذیری به کشور 76 ساله ای به نام اسراییل - که تقریباً نیمی از یهودیان جهان و بیش از نیمی از فرهنگ معاصر یهودی را در خود جای داده است- مرتبط است. پس چگونه است که عده ای نمی توانند درک کنند که حمله حماس به اسراییل حمله به این دسته از آمریکاییان نیز محسوب می شد؟
آیا همان طور که دو ماه پیش فرانکلین فوئر در روزنامه آتلانتیک پیشگویی کرد، دوران طلایی یهودیان آمریکا به پایان رسیده است؟ می توان در پاسخ گفت این اولین باری نیست که متحدان یهودیان بر علیه آن ها شده اند.
قبل از جنگ شش روزه در سال 1967، زمانی که مصر نیروهای خود را در مرز اسرائیل جمع نمود و خروج نیروهای حافظ صلح سازمان ملل انجام شد و رفت و آمد اسرائیل به خلیج عقبه را ممنوع کرد، به نظر می رسید هولوکاست دیگری در راه است. اما بر خلاف باور همگان یهودیان آمریکایی کمک های بی سابقه ای را به دولت یهودی اسراییل در آن زمان ارائه کردند. این در حالی بود که رهبران مسیحیت آمریکایی در آن دوره از اسراییل حمایت نکردند؛ رهبرانی که سال ها تحت عنوان شعار «سنت یهودی-مسیحی» به یهودیان پیوسته بودند و در دل بحرانی اسراییل را تنها گذاشتند
هنگامی که پس از پایان جنگ، خاخامهای برجسته اسراییل از عدم حمایت این دسته از مسیحیان انتقاد کردند، با پاسخهای تندی از جمله پاسخ هنری پی. از برجسته ترین جهان گرایان مسیحی مواجه شدند: «همه افرادی که به دنبال پرداختن صادقانه و عملگرایانه به مشکل خاور میانه هستند با چشمانی متحیر حمله اسرائیل به فلسطینیان را - که از خشنترین، بیرحمانهترین (و موفقیتآمیزترین) تجاوزهای تاریخ از زمان نسل کشی هیتلر است- نظاره می کنند.»
علاوه بر این جورج هیگینز، دبیر کمیسیون اسقف های کاتولیک در حوزه روابط کاتولیک-یهودی، انتقاد خاخام های اسراییل را "نوعی باج گیری جهانی یا بین مذهبی" خواند.
شایان ذکر است که واتیکان نیز تا سال 1993 - سه دهه پس از صدور بیانیه تاریخی شورای دوم واتیکان در محکومیت یهودی ستیزی- هنوز اسرائیل را به رسمیت نمی شناخت.
ابهام این دسته از مسیحیان نسبت به مسئله اسرائیل در سالهای اخیر به دلیل موضع مشتاقانه مسیحیان انجیلی سفیدپوست طرفدار اسرائیل مخفی مانده است، موضعی که به دلیل قرائت تحت اللفظی آنها از وعده خدا در مورد اعطای سرزمین مقدس به فرزندان ابراهیم در کتاب پیدایش یا اعتقاد آخرالزمانی به این امر که گردآوری یهودیان در سرزمین مقدس پیش شرط بازگشت مسیح است، اتخاذ شده است. طی این سال ها در سراسر طیف مسیحیت آمریکایی، این دوگانگی ادامه یافته است.
تا حدی، شکل گیری این دو دستگی به بینش جهانی گراییان مسیحی نیز نسبت داده می شود، افرادی که مدت هاست به مخالفت با ملی گرایی دامن زده اند - مخالفتی که جنبش ملی یهودی را نیز تحت تاثیر قرار داده است. سوال اصلی این است که آیا این ضد صهیونیسم برابر با یهودی ستیزی است؟
به نظر می رسد آنچه جو بایدن روز سه شنبه آن را «افزایش وحشیانه یهودی ستیزی» نامید، در افزایش تعداد حوادث گزارش شده در چند سال گذشته که توسط اتحادیه ضد انگیزاسیون آمریکا پیگیری می شود نیز مشهود است اما اینکه یک تغییر کلی به سمت بدتر شدن دیدگاه های عموم آمریکاییان نسبت به یهودیان شکل گرفته است، اصلاً روشن نیست. یک سال و نیم پیش، یک نظرسنجی پیو نشان داد که آمریکاییها نسبت به سایر گروههای مذهبی در آمریکا به یهودیان نگاه مثبتتری دارند، به طوری که 35 درصد دیدگاه بسیار یا تا حدودی مطلوب نسبت به ما دارند در حالی که فقط 6 درصد دیدگاه بسیار یا تا حدودی نامطلوبی نسبت به یهودیان دارند. (این رقم برای کاتولیک های بین 18 تا 34 درصد و برای انجیلی ها در حدود 28 تا 27 متغیر بود.)
نظر سنجی های پیو این را نیز نشان می دهد که به طور متوسط 40 درصد آمریکاییان نسبت به اسراییل دیدگاه مثبتی ندارند؛ رقمی که در سال های اخیر رشد چشمگیری داشته است. عده کثیری هم نسبت به مسئله بی تفاوت هستند. می توان اذعان کرد که زنگ خطری برای تغییر کم کم دیدگاه آمریکاییان نسبت به مسئله یهودیان و باالاخص اسراییل به وجود آمده است اما نمی توان این ماجرا را پایان عصر طلایی یهودیان آمریکا دانست.
لینک خبر
Religion News Service
Is the golden age of American Jews really ending?
(RNS) — Reports of its demise are premature.
پاپ فرانسیس:علیرغم تغییرات آب و هوایی و جنگ ها شجاعت بچه دار شدن را داشته باشید
پاپ گفت: "من می دانم که برای بسیاری از شما، آینده ممکن است نگران کننده باشد، و بین کاهش نرخ زاد و ولد، جنگ ها، بیماری های همه گیر و تغییرات آب و هوایی، زنده نگه داشتن امید آسان نیست، اما تسلیم نشوید، ایمان داشته باشید. فردای بهتر چیزی دور از ذهن نیست: ما آن را با هم می سازیم. این امید را پیش از هر چیز در نزد خداوند خواهید یافت.
فرانسیس جوانان را تشویق کرد که «از فیلمنامه ای که دیگران نوشته اند پیروی نکنند. "بیایید پارو بزنیم تا جریان را تغییر دهیم و خلاف جریان فعلی شنا کنیم.»
پاپ از تئوری هایی ابراز تاسف کرد که اصرار دارند برای جلوگیری از بحران های اقتصادی، زیست محیطی و بهداشتی، جمعیت انسانی باید تحت محدودیت خاصی قرار گیرند. "من همیشه از این که چگونه این دیدگاهها -که امروز کهنه و منسوخ شدهاند- به حیات انسانی به شکل یک مشکل می نگرند، شگفتزده بودم. اما زندگی بشری یک مشکل نیست، بلکه یک هدیه است."
"مشکل این دنیا این نیست که بچه ها به دنیا می آیند بلکه این خودخواهی، مصرفگرایی، فردگرایی است که مردم را از خود راضی، تنها و افسرده میکند."
نرخ باروری در ایالات متحده برای چندین دهه به طور پیوسته در حال کاهش بوده است، با مطالعه اخیر مرکز ملی آمار بهداشتی مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های ایالات متحده، کمترین میزان زاد و ولد این کشور در بیش از یک قرن اخیر در سال 2023 گزارش شده است.
در اتحادیه اروپا نیز جمعیت با سرعت بیشتری کاهش می یابد، به طوری که ایتالیا، اسپانیا و مالت نتوانستند حتی به نرخ جایگزینی برسند. پاپ در سخنرانی خود خاطرنشان کرد که میانگین سنی در ایتالیا در حال حاضر 47 سال است و این کشور به سرعت در حال پیر شدن است.
فرانسیس گفت: «قاره کهن اروپا روز به روز بیشتر به قاره ای پیر، خسته و سرخورده تبدیل می شود و آنقدر با تنهایی و پریشانی وحشتناکی درگیر خواهد شد که دیگر نمی داند چگونه از زیبایی واقعی زندگی لذت ببرد.
فرانسیس نگرانی های خود را در مورد کشورهایی با نرخ زاد و ولد پایین بیان کرد که به گفته او این امر نشان دهنده عدم تمایل و امید انسان به آینده است. این نشان دهنده یک فرهنگ فراگیر است که پول را بالاترین هدف می داند. وی ابراز تاسف کرد که سرمایه گذاری در تجارت اسلحه و وسایل پیشگیری از بارداری از سودآورترین سرمایه گذاری های امروزی است.
فرانسیس گفت: "اولی زندگی را نابود می کند، دومی زندگی را مختل می کند." "چه آینده ای در انتظار ماست؟"
پاپ با سخنرانی در سالنی مملو از جوانان، درخواست های خود را به ویژه از نسل های جوان تر مطرح کرد. او ضمن اذعان به اینکه دلایل کاهش نرخ زاد و ولد پیچیده است، گفت که سیاست های آینده نگر برای رسیدگی به مسائل اساسی ضروری است.
پاپ از دولتها خواست تا سیاستهای خانواده محوری را اجرا کنند، سیاست هایی مانند کمک به مادران در مورد مسئله کار و زایمان بدون اینکه احساس کنند باید بین این دو یکی را انتخاب کنند، کمک به جوانان برای فرار از ناامنی شغلی یا کمک به زوجهای جوان در تهیه مسکن.
پاپ 87 ساله همچنین بر اهمیت تقویت روابط خانوادگی با همه نسلها تأکید کرد و بر نقش حیاتی سالمندان و بهویژه پدربزرگها و مادربزرگها در ساختن و تحکیم خانواده تأکید نمود.
لینک خبر
پاپ فرانسیس روز جمعه (10 مه) در یک کنفرانس، در بحبوحه کاهش نرخ زاد و ولد در بسیاری از کشورهای جهان، از جوانان خواست «بر خلاف جریان حرکت کنند» و بچه دار شوند.
پاپ گفت: "من می دانم که برای بسیاری از شما، آینده ممکن است نگران کننده باشد، و بین کاهش نرخ زاد و ولد، جنگ ها، بیماری های همه گیر و تغییرات آب و هوایی، زنده نگه داشتن امید آسان نیست، اما تسلیم نشوید، ایمان داشته باشید. فردای بهتر چیزی دور از ذهن نیست: ما آن را با هم می سازیم. این امید را پیش از هر چیز در نزد خداوند خواهید یافت.
فرانسیس جوانان را تشویق کرد که «از فیلمنامه ای که دیگران نوشته اند پیروی نکنند. "بیایید پارو بزنیم تا جریان را تغییر دهیم و خلاف جریان فعلی شنا کنیم.»
پاپ از تئوری هایی ابراز تاسف کرد که اصرار دارند برای جلوگیری از بحران های اقتصادی، زیست محیطی و بهداشتی، جمعیت انسانی باید تحت محدودیت خاصی قرار گیرند. "من همیشه از این که چگونه این دیدگاهها -که امروز کهنه و منسوخ شدهاند- به حیات انسانی به شکل یک مشکل می نگرند، شگفتزده بودم. اما زندگی بشری یک مشکل نیست، بلکه یک هدیه است."
"مشکل این دنیا این نیست که بچه ها به دنیا می آیند بلکه این خودخواهی، مصرفگرایی، فردگرایی است که مردم را از خود راضی، تنها و افسرده میکند."
نرخ باروری در ایالات متحده برای چندین دهه به طور پیوسته در حال کاهش بوده است، با مطالعه اخیر مرکز ملی آمار بهداشتی مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های ایالات متحده، کمترین میزان زاد و ولد این کشور در بیش از یک قرن اخیر در سال 2023 گزارش شده است.
در اتحادیه اروپا نیز جمعیت با سرعت بیشتری کاهش می یابد، به طوری که ایتالیا، اسپانیا و مالت نتوانستند حتی به نرخ جایگزینی برسند. پاپ در سخنرانی خود خاطرنشان کرد که میانگین سنی در ایتالیا در حال حاضر 47 سال است و این کشور به سرعت در حال پیر شدن است.
فرانسیس گفت: «قاره کهن اروپا روز به روز بیشتر به قاره ای پیر، خسته و سرخورده تبدیل می شود و آنقدر با تنهایی و پریشانی وحشتناکی درگیر خواهد شد که دیگر نمی داند چگونه از زیبایی واقعی زندگی لذت ببرد.
فرانسیس نگرانی های خود را در مورد کشورهایی با نرخ زاد و ولد پایین بیان کرد که به گفته او این امر نشان دهنده عدم تمایل و امید انسان به آینده است. این نشان دهنده یک فرهنگ فراگیر است که پول را بالاترین هدف می داند. وی ابراز تاسف کرد که سرمایه گذاری در تجارت اسلحه و وسایل پیشگیری از بارداری از سودآورترین سرمایه گذاری های امروزی است.
فرانسیس گفت: "اولی زندگی را نابود می کند، دومی زندگی را مختل می کند." "چه آینده ای در انتظار ماست؟"
پاپ با سخنرانی در سالنی مملو از جوانان، درخواست های خود را به ویژه از نسل های جوان تر مطرح کرد. او ضمن اذعان به اینکه دلایل کاهش نرخ زاد و ولد پیچیده است، گفت که سیاست های آینده نگر برای رسیدگی به مسائل اساسی ضروری است.
پاپ از دولتها خواست تا سیاستهای خانواده محوری را اجرا کنند، سیاست هایی مانند کمک به مادران در مورد مسئله کار و زایمان بدون اینکه احساس کنند باید بین این دو یکی را انتخاب کنند، کمک به جوانان برای فرار از ناامنی شغلی یا کمک به زوجهای جوان در تهیه مسکن.
پاپ 87 ساله همچنین بر اهمیت تقویت روابط خانوادگی با همه نسلها تأکید کرد و بر نقش حیاتی سالمندان و بهویژه پدربزرگها و مادربزرگها در ساختن و تحکیم خانواده تأکید نمود.
لینک خبر
Religion News Service
Have the courage to have children despite climate change and wars, Pope Francis says
(RNS) — The pontiff asked nations to help women juggle motherhood and work, create job security for young people and help couples buy homes.
چگونه معنویت گرایان قرن 19 ایده جهنم را برای رسیدگی به مسئال اجتماعی و سیاسی از بین بردند؟(سرمقاله)
در بزرگراه سینسیناتی اوهایو تابلویی نصب شده است که به شهرت جهانی در فضای مجازی دست یافته است. از سال 2004، یک تابلوی سیاه رنگ در بخش مسطح بزرگراه نصب شده است با این مضمون که: «جهنم واقعی است.»
جیمی هارستون، توسعهدهنده ی مسیحی ای که این هشدار را ایجاد کرده است، علائم مشابهی را در سراسر غرب آمریکا نصب نموده است، از جمله این موارد این تابلو است: «اگر امروز بمیری، ابدیت را کجا میگذرانی؟»
برای سالها، این علامت بیشتر جنبه توریستی داشت. اما زمانی که دو تیم لیگ برتر فوتبال امریکایی اوهایو، کلمبوس کِرو و اف سی سینسیناتی، مسابقه سال 2017 خود را در فینال سوپر بول آمریکا "جهنم واقعی است" نامیدند، شهرت بیشتری به دست آورد. این امر همچنین نشاندهنده وجود اعتقاد واقعی به جهنم در آمریکا است – اعتقادی که طبق نظر سنجی های معتبر، اکثریت آمریکاییهای امروزی بدان معتقدند- اگرچه تعداد این افراد در حال کاهش است.
نظرسنجی گالوپ در سال 2023 نشان داد که 59 درصد از پاسخ دهندگان امریکایی به جهنم اعتقاد دارند، در حالی که 67 درصد به بهشت اعتقاد دارند. رقم اعتقاد به جهنم در میان کسانی که مسیحی پروتستان بودند (81٪) و در میان جمهوری خواهان حدود (79٪) بود
اعتقاد به جهنم در ایالات متحده همواره رقم بالایی داشته است اما چندی است که با افول مواجه شده است. ریشه این امر را شاید بتوان در معنویت های نوظهور و رویکرد آن ها نسبت به مسئله جهنم دانست. در فرهنگ آمریکایی قرن نوزدهم، تلاشی سازمان یافته برای "لغو و از بین بردن" ایده جهنم توسط جنبش های نو پدید دینی، که سریع ترین جنبش مذهبی قرن را تشکیل دادند، وجود داشت.
معنویت گرایان معتقد بودند که مردم می توانند حتی پس از مرگ نیز ارتباط خود را با زنده ها حفظ کنند. آنها فکر میکردند که وصل شدن ارواح آدمیان به یک روح جمعی فراگیر و ارتباط برقرار کننده نقش اساسی را در پرداختن به مهمترین دغدغههای اجتماعی و سیاسی آن عصر بازی می کند – ایده ای که در صورت مجازات شدن ابدی روح غیرممکن بود-. این ایده سنگ بنای عمل آنها و محرک سیاست گذاری این جنبش ها بود.
جهنم خشم ندارد
بسیاری از سنت های دینی، از جمله مسیحیت کاتولیک، اعتقاداتی در مورد سرنوشت ابدی دارند، اما در مستعمرات مهاجرنشین آمریکا غالبا اعتقادات پروتستانی رایج بود.
شعر حماسی و پرفروش «روز رستاخیز» کشیش پیوریتن، مایکل ویگلسورث، که در سال 1666 سروده شد، با تصویر واضح خود از «دریاچه آن سوی،/جایی که آتش شیاطین شعله میکشد»، نسلهای مؤمن آن دوره را به وحشت انداخت.
یک قرن بعد، جاناتان ادواردز، کشیش پروتستان احیاگر، در مورد «گودال هولناک شعلههای درخشان خشم خدا» که در انتظار گناهکاران است هشدار داد.
با این حال، در حاشیه ی مذاهب سازمانیافته، معنویت گرایان به یک نوع زندگی پس از مرگ جایگزین علاقهمند بودند. به عنوان مثال، امانوئل سوئدنبورگ، الهیدان و دانشمند سوئدی، در سال 1758 چنین حدس زد که «دنیای ارواح نه بهشت است و نه جهنم. بلکه یک مکان یا یک حالت واسط بین این دو است؛ حالتی که در همین جهان نیز می توان آن را احساس کرد». ( مترجم: این ایده آشکارا ریشه در معنویت های سرخپوستی قاره آمریکا دارد جایی که از جهانی میانه یاد می شود که حالتی ما بین جهان ماده و جهان فرای ماده است)
ایده های سوئدنبورگ -پس از آنکه خواهران کیت و مارگارت فاکس از هایدسویل، نیویورک، شنیدن صدای "تق تق در زدن" را در خانه خود گزارش کردند- در ایالات متحده مورد توجه عمومی قرار گرفت. به نظر می رسید که آن کسی که در می زند به سوالات این خواهران نیز پاسخ می دهد. آنها به زودی ادعا کردند که می توانند با متوفیان گفتگو کنند. این درامِ داخلی به پدیده ای ملی و بین المللی بد شد که رابطه مردم با مفهوم مرگ را دوباره تنظیم کرد و بدل به تسلی خاطری برای آنانی شد که فقدان های شدید از دست دادن عزیزان را تجربه می کردند.
برخی از اولین حامیان این خواهران، آیزاک و امی پست، روزنامه هایی از شاخه مسیحیت کوییکر بودند. ایزاک پست رفته رفته به رسانه ای بدل شد که ادعاهای ارتباط با ارواح افراد مختلف -با ارواح برجسته ای مانند جورج واشنگتن و ناپلئون بناپارت یا اشخاصی کاملا عادی- را ضبط می کرد.
معنویت گرایان معتقد بودند که پس از نابودی بدن در هنگام مرگ، روح به سفر آسمانی ادامه خواهد داد. وظیفه یک روح این بود که به کسانی که هنوز در بدنشان هستند کمک کند تا دنیایی بهتر و عادلانه تر بسازند. اعتقاد بر این بود که ارواح از طریق ارتباط گیری از طریق ماده و دستکاری اشیاء می توانند با دادن نگاهی اجمالی به زندگی در سطح وسیع تری از وجود، افراد زنده را به اگاهی برسانند. (مترجم: سریال Twin Peaks اثر دیوید لینچ کاملا بر روی موضوعات مزبور ساخته شده است.)
در بزرگراه سینسیناتی اوهایو تابلویی نصب شده است که به شهرت جهانی در فضای مجازی دست یافته است. از سال 2004، یک تابلوی سیاه رنگ در بخش مسطح بزرگراه نصب شده است با این مضمون که: «جهنم واقعی است.»
جیمی هارستون، توسعهدهنده ی مسیحی ای که این هشدار را ایجاد کرده است، علائم مشابهی را در سراسر غرب آمریکا نصب نموده است، از جمله این موارد این تابلو است: «اگر امروز بمیری، ابدیت را کجا میگذرانی؟»
برای سالها، این علامت بیشتر جنبه توریستی داشت. اما زمانی که دو تیم لیگ برتر فوتبال امریکایی اوهایو، کلمبوس کِرو و اف سی سینسیناتی، مسابقه سال 2017 خود را در فینال سوپر بول آمریکا "جهنم واقعی است" نامیدند، شهرت بیشتری به دست آورد. این امر همچنین نشاندهنده وجود اعتقاد واقعی به جهنم در آمریکا است – اعتقادی که طبق نظر سنجی های معتبر، اکثریت آمریکاییهای امروزی بدان معتقدند- اگرچه تعداد این افراد در حال کاهش است.
نظرسنجی گالوپ در سال 2023 نشان داد که 59 درصد از پاسخ دهندگان امریکایی به جهنم اعتقاد دارند، در حالی که 67 درصد به بهشت اعتقاد دارند. رقم اعتقاد به جهنم در میان کسانی که مسیحی پروتستان بودند (81٪) و در میان جمهوری خواهان حدود (79٪) بود
اعتقاد به جهنم در ایالات متحده همواره رقم بالایی داشته است اما چندی است که با افول مواجه شده است. ریشه این امر را شاید بتوان در معنویت های نوظهور و رویکرد آن ها نسبت به مسئله جهنم دانست. در فرهنگ آمریکایی قرن نوزدهم، تلاشی سازمان یافته برای "لغو و از بین بردن" ایده جهنم توسط جنبش های نو پدید دینی، که سریع ترین جنبش مذهبی قرن را تشکیل دادند، وجود داشت.
معنویت گرایان معتقد بودند که مردم می توانند حتی پس از مرگ نیز ارتباط خود را با زنده ها حفظ کنند. آنها فکر میکردند که وصل شدن ارواح آدمیان به یک روح جمعی فراگیر و ارتباط برقرار کننده نقش اساسی را در پرداختن به مهمترین دغدغههای اجتماعی و سیاسی آن عصر بازی می کند – ایده ای که در صورت مجازات شدن ابدی روح غیرممکن بود-. این ایده سنگ بنای عمل آنها و محرک سیاست گذاری این جنبش ها بود.
جهنم خشم ندارد
بسیاری از سنت های دینی، از جمله مسیحیت کاتولیک، اعتقاداتی در مورد سرنوشت ابدی دارند، اما در مستعمرات مهاجرنشین آمریکا غالبا اعتقادات پروتستانی رایج بود.
شعر حماسی و پرفروش «روز رستاخیز» کشیش پیوریتن، مایکل ویگلسورث، که در سال 1666 سروده شد، با تصویر واضح خود از «دریاچه آن سوی،/جایی که آتش شیاطین شعله میکشد»، نسلهای مؤمن آن دوره را به وحشت انداخت.
یک قرن بعد، جاناتان ادواردز، کشیش پروتستان احیاگر، در مورد «گودال هولناک شعلههای درخشان خشم خدا» که در انتظار گناهکاران است هشدار داد.
با این حال، در حاشیه ی مذاهب سازمانیافته، معنویت گرایان به یک نوع زندگی پس از مرگ جایگزین علاقهمند بودند. به عنوان مثال، امانوئل سوئدنبورگ، الهیدان و دانشمند سوئدی، در سال 1758 چنین حدس زد که «دنیای ارواح نه بهشت است و نه جهنم. بلکه یک مکان یا یک حالت واسط بین این دو است؛ حالتی که در همین جهان نیز می توان آن را احساس کرد». ( مترجم: این ایده آشکارا ریشه در معنویت های سرخپوستی قاره آمریکا دارد جایی که از جهانی میانه یاد می شود که حالتی ما بین جهان ماده و جهان فرای ماده است)
ایده های سوئدنبورگ -پس از آنکه خواهران کیت و مارگارت فاکس از هایدسویل، نیویورک، شنیدن صدای "تق تق در زدن" را در خانه خود گزارش کردند- در ایالات متحده مورد توجه عمومی قرار گرفت. به نظر می رسید که آن کسی که در می زند به سوالات این خواهران نیز پاسخ می دهد. آنها به زودی ادعا کردند که می توانند با متوفیان گفتگو کنند. این درامِ داخلی به پدیده ای ملی و بین المللی بد شد که رابطه مردم با مفهوم مرگ را دوباره تنظیم کرد و بدل به تسلی خاطری برای آنانی شد که فقدان های شدید از دست دادن عزیزان را تجربه می کردند.
برخی از اولین حامیان این خواهران، آیزاک و امی پست، روزنامه هایی از شاخه مسیحیت کوییکر بودند. ایزاک پست رفته رفته به رسانه ای بدل شد که ادعاهای ارتباط با ارواح افراد مختلف -با ارواح برجسته ای مانند جورج واشنگتن و ناپلئون بناپارت یا اشخاصی کاملا عادی- را ضبط می کرد.
معنویت گرایان معتقد بودند که پس از نابودی بدن در هنگام مرگ، روح به سفر آسمانی ادامه خواهد داد. وظیفه یک روح این بود که به کسانی که هنوز در بدنشان هستند کمک کند تا دنیایی بهتر و عادلانه تر بسازند. اعتقاد بر این بود که ارواح از طریق ارتباط گیری از طریق ماده و دستکاری اشیاء می توانند با دادن نگاهی اجمالی به زندگی در سطح وسیع تری از وجود، افراد زنده را به اگاهی برسانند. (مترجم: سریال Twin Peaks اثر دیوید لینچ کاملا بر روی موضوعات مزبور ساخته شده است.)
معنویت گرایان احساس می کردند که زندگی مجسم جهانی تنگ، سرشار از تعصبات، خواسته ها، نیازها و تضادها است؛ جهانی که باید روح را از شر آن خلاص کرد (مترجم: بسیار شبیه به باور آیین های گنوسی). الیاب دبلیو کاپرون در کتاب خود با عنوان «مکاشفات منفرد» در سال 1850 مکاشفه ای را -که طی آن ادعا می شد از روح واعظ متدیست رادیکال لورنزو داو که 14 سال پیش از آن مرده بود مواعظی را دریافت می کند- ثبت کرد: "فرقه پرسبیتریان می گویند جهنم محلی سراسر آتش است؛ گوگردی که روح را برای همیشه می سوزاند. این چنین نیست. جهنم بدن خود انسان است و چون از آن بگریزد از اسارت می گریزد"
آتش اصلاحات
در خنثی کردن مفهوم جهنم، معنویت گرایان معتقد بودند که حتی ارواح عمیقاً فاسد نیز می توانند افراد زنده را به سمت اصلاحات مترقی سوق دهند.
در سال 1858 در گردهمایی «دوستانی برای آزاداندیشی» در ورمونت معروف به کنوانسیون آزاد راتلند، روحانیون و اصلاح طلبان اجتماعی مسئله جهنم را با مسائلی مانند برده داری، مجازات اعدام و زایمان مقایسه کردند.
اندرو جکسون دیویس، سخنران و مکاشفه گر مرتبط با ارواح ، صراحتا به جمعیت راتلند اعلام کرد: «مفهوم جهنم از طریق معنویت گرایی دستخوش گستردهترین تغییرات و پیشرفتها شده است. » مردم با «کمتر ترسیدن از شیطان، و بیشتر اندیشیدن به ایده خیر »، میتوانستند به جای مبارزه با جهنم و شری که دیویس آن را تخیلی میدانست، برای رسیدگی به مشکلات واقعی اجتماعی اقدام کنند.
آسکا اسپراگ، مدیوم روحی، جهنم را تداوم مجازات اعدام در قوانین ملهم از مسیحین آمریکایی می دانست و میپرسید: «چه کسی انسانی را سرزنش میکند که برادرش را بین زمین و آسمان به دار آویخته است، در حالی که به او آموختهاند که باور کند که خدای متعال که قدرت و حکمت بیپایان دارد انسان ها را جاودانه در آتش می سوزاند؟ آیا خدایی که حکمت بی پایان دارد می تواند انسان را به صورت ابدی مجازات کند و بسوزاند؟
به عبارت دیگر، روحانیون هشدار دادند که ایده جهنم به مردم اجازه می دهد از خود راضی و خشونت پرور باشند: بگذارید خدا در جهنم برده خوارِ وحشی، رئیس زندان بی رحم، سرکارگر بی رحم کارخانه، شوهر بدسرپرست را مجازات کند. این معنویت گرایان معتقد بودند که ایده جهنم به مومنین راهی موهبت می کند تا از مسئولیت رسیدگی به آسیبهای اجتماعی جامعه شان شانه خالی کنند.
حتی امروز، برخی از فعالان معنویت گرا اعتقاد به جهنم را مانعی برای تغییرات اجتماعی سیستماتیک می دانند. به عنوان مثال، هانا بومن، فعال لغو ایده زندان، در مجموعهای در سال 2023 درباره معنویت و احساس القا نوشت: «تا وقتی که جهنم با اجبار/حبس، جدایی و قصاص تعریف میشود، تا حدی به هر گونه مداخله اجتماعی و دولتی وابسته به آن اعمال- نظیر ایده زندان- مرتبط است. ”
بازگشت به ایده جهنم
خاموش کردن آتش جهنم در قرن نوزدهم ایالات متحده آسان نبود، به ویژه در زمان آغاز جنگ داخلی، زمانی که مرگ دسته جمعی افراد به لفاظی های آخرالزمانی و وعده دادن به آخرتی زیباتر دامن می زد. محبوبیت معنویت گرایی پس از جنگ داخلی آمریکا نیز کاهش یافت و گرایش های اصلاح طلبانه آن تا حد زیادی کمرنگ شد. تلفات انبوه حوادثی مانند جنگ داخلی و آنفولانزا منجر به احیای دوره ای فرهنگ تقدیر گرایی و آخرت باوری شد و ایده باور به جهنم را در فرهنگ و ناخودآگاه امریکایین حفظ کرد؛ ایده ای که در اواسط قرن بیستم برای توجیه شرِ دو دوره جنگ جهانی دوباره شعله ور شد.
نظرسنجی مرکز روپر دانشگاه کورنل در سال 1957 - در اوج جنگ سرد - نشان داد که 74 درصد از آمریکاییهای شرکتکننده در نظرسنجی به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند، اما 84 درصد احساس میکردند که مردگان ارتباطی ندارند. این روندهای مدرن نشان میداد که باور یا عدم باور به جهنم، ذات دوران های متفاوت تاریخ انسان را به تصویر میکشد. می توان گفت که با نگرش های متفاوت جامعه در مورد مسائلی مانند عدالت، رنج های انسانی و حتی سلامت سیاره زمین، فروکش می کند یا شعله ور می شود. باید دید که در جهان امروز کدام یک از این باور ها پیروز می شود؛ باور معنویت گرایان یا سنت گرایان؟
لینک خبر
آتش اصلاحات
در خنثی کردن مفهوم جهنم، معنویت گرایان معتقد بودند که حتی ارواح عمیقاً فاسد نیز می توانند افراد زنده را به سمت اصلاحات مترقی سوق دهند.
در سال 1858 در گردهمایی «دوستانی برای آزاداندیشی» در ورمونت معروف به کنوانسیون آزاد راتلند، روحانیون و اصلاح طلبان اجتماعی مسئله جهنم را با مسائلی مانند برده داری، مجازات اعدام و زایمان مقایسه کردند.
اندرو جکسون دیویس، سخنران و مکاشفه گر مرتبط با ارواح ، صراحتا به جمعیت راتلند اعلام کرد: «مفهوم جهنم از طریق معنویت گرایی دستخوش گستردهترین تغییرات و پیشرفتها شده است. » مردم با «کمتر ترسیدن از شیطان، و بیشتر اندیشیدن به ایده خیر »، میتوانستند به جای مبارزه با جهنم و شری که دیویس آن را تخیلی میدانست، برای رسیدگی به مشکلات واقعی اجتماعی اقدام کنند.
آسکا اسپراگ، مدیوم روحی، جهنم را تداوم مجازات اعدام در قوانین ملهم از مسیحین آمریکایی می دانست و میپرسید: «چه کسی انسانی را سرزنش میکند که برادرش را بین زمین و آسمان به دار آویخته است، در حالی که به او آموختهاند که باور کند که خدای متعال که قدرت و حکمت بیپایان دارد انسان ها را جاودانه در آتش می سوزاند؟ آیا خدایی که حکمت بی پایان دارد می تواند انسان را به صورت ابدی مجازات کند و بسوزاند؟
به عبارت دیگر، روحانیون هشدار دادند که ایده جهنم به مردم اجازه می دهد از خود راضی و خشونت پرور باشند: بگذارید خدا در جهنم برده خوارِ وحشی، رئیس زندان بی رحم، سرکارگر بی رحم کارخانه، شوهر بدسرپرست را مجازات کند. این معنویت گرایان معتقد بودند که ایده جهنم به مومنین راهی موهبت می کند تا از مسئولیت رسیدگی به آسیبهای اجتماعی جامعه شان شانه خالی کنند.
حتی امروز، برخی از فعالان معنویت گرا اعتقاد به جهنم را مانعی برای تغییرات اجتماعی سیستماتیک می دانند. به عنوان مثال، هانا بومن، فعال لغو ایده زندان، در مجموعهای در سال 2023 درباره معنویت و احساس القا نوشت: «تا وقتی که جهنم با اجبار/حبس، جدایی و قصاص تعریف میشود، تا حدی به هر گونه مداخله اجتماعی و دولتی وابسته به آن اعمال- نظیر ایده زندان- مرتبط است. ”
بازگشت به ایده جهنم
خاموش کردن آتش جهنم در قرن نوزدهم ایالات متحده آسان نبود، به ویژه در زمان آغاز جنگ داخلی، زمانی که مرگ دسته جمعی افراد به لفاظی های آخرالزمانی و وعده دادن به آخرتی زیباتر دامن می زد. محبوبیت معنویت گرایی پس از جنگ داخلی آمریکا نیز کاهش یافت و گرایش های اصلاح طلبانه آن تا حد زیادی کمرنگ شد. تلفات انبوه حوادثی مانند جنگ داخلی و آنفولانزا منجر به احیای دوره ای فرهنگ تقدیر گرایی و آخرت باوری شد و ایده باور به جهنم را در فرهنگ و ناخودآگاه امریکایین حفظ کرد؛ ایده ای که در اواسط قرن بیستم برای توجیه شرِ دو دوره جنگ جهانی دوباره شعله ور شد.
نظرسنجی مرکز روپر دانشگاه کورنل در سال 1957 - در اوج جنگ سرد - نشان داد که 74 درصد از آمریکاییهای شرکتکننده در نظرسنجی به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند، اما 84 درصد احساس میکردند که مردگان ارتباطی ندارند. این روندهای مدرن نشان میداد که باور یا عدم باور به جهنم، ذات دوران های متفاوت تاریخ انسان را به تصویر میکشد. می توان گفت که با نگرش های متفاوت جامعه در مورد مسائلی مانند عدالت، رنج های انسانی و حتی سلامت سیاره زمین، فروکش می کند یا شعله ور می شود. باید دید که در جهان امروز کدام یک از این باور ها پیروز می شود؛ باور معنویت گرایان یا سنت گرایان؟
لینک خبر
Religion News Service
How 19th-century Spiritualists ‘canceled’ the idea of hell to address social and political concerns
(The Conversation) — Spiritualists believed that after shedding the body in death, the spirit would continue on a celestial journey and help those on Earth create a more just world.
درگیری کلیسای آلمان با حزب راست افراطی
در اوایل امسال بزرگترین کلیسای انجیلی پروتستان آلمان نطقی شدید بر علیه حزب راست افراطی آلمان ایراد کرد. نطقی که قسمتی از آن در بیانیه کنفرانس اسقف های آلمان -که در فوریه امسال برگزار شد- طنین انداز شد. «تبلیغ ناسیونالیسم قومی حزب مزبور با جهان بینی و خدا شناسی دین مسیحیت ناسازگار است.»
این افتراق قابل توجه است زیرا حزب راست افراطی آلمان در سال 2013 به عنوان یک حزب پروتستان شروع به کار کرد. علاوه بر این، مسائلی وجود دارد که حزب و کلیساهای فوق الذکر در مورد آنها توافق دارند. مسائلی نظیر سقط جنین و همجنس گرایی.
با این حال، رابطه بین کلیساها و حزب تا حد زیادی خراب شده است. به گفته استفان آکرمن، اسقف شهر تریر آلمان، این به این دلیل است که دیدگاه حزب مزبور و نهاد کلیسا در تضاد با یکدیگر هستند. او چند هفته پیش به خبر گزاری دویچ لند فانک گفت: "نهاد کلیسا همواره در درجه اول به کرامت انسانی -در تمام ابعاد آن- اهمیت می دهد. این مسئله در مورد افرادی که آسیب پذیر هستند-مانند پناهندگان- نیز صدق می کند. مسئله ای که حزب راست افراطی آلمان از مخالفان سر سخت آن محسوب می شود..
کرستن فهرس رییس شورای کلیساهای انجیلی آلمان (Evangelische Kirche Deutschland) به دویچه وله گفت: "هرکس که آشکارا به ایدئولوژی حزب پایبند باشد، نباید در کلیسا فعالیت کند؛ مسئله ای که پروتستان ها و کاتولیک های آلمان بر سر آن اتفاق نظر دارند. با این حال اجرایی کردن این مسئله در عمل، کاری دشوار است چرا که نه کلیساهای پروتستان و نه کاتولیک ها هنوز هیچ چارچوب قانونی یا رویه ای در جهت برخورد با این افراد ایجاد نکرده اند."
با این حال، پیچیدگی این موضوع مانع از اقدام کلیساها نخواهد شد. به عنوان مثال، چند هفته پیش، ارتین مایکلیس -کشیش 63 ساله ای که از نامزدهای لیست انتخاباتی حزب راست افراطی به شمار می رود- در شهر زادگاهش کوئدلینبورگ از سوی سلسله مراتب کلیسا توبیخ شد.
نظرسنجی های متفاوت نشان می دهد که حزب راست افراطی می تواند روی حدود 30 درصد آرا در بخش شرقی کشور حساب باز کند. اینکه چه تعداد از این رای دهندگان دارای پیشینه مسیحی هستند مشخص نیست. در هر صورت کلیساهای شرق آلمان از قدرت و نفوذ بسیاری برخوردار نیستند.
مایکل هاسپل، استاد الهیات پروتستان، نیز در وب سایت خود نوشته است که حزب راست افراطی حتی در میان کلیسانشینانِ روستاهای مرکزی آلمان نفوذ کرده و عملکرد خوبی از خود نشان داده است به نحوی که در این مناطق، 30 تا 50 درصد از مسیحیان نیز به این حزب رای می دهند یا حداقل از نقطه نظرات این گروه حمایت می کنند. وی می افزاید برای مقابله با این نفوذ، سیاستمداران و احزاب دموکراتیک در آلمان "باید بیشتر تلاش کنند تا به مردم بفهمانند که راه حل هایی برای چالش های بزرگ زمانه دارند و اعتماد مردم را دوباره به دست آورند." "زور راه حل مسئله نیست"
علاوه بر این، دتلف پولاک، جامعه شناس دینِ دانشگاه مونستر آلمان، در مصاحبه ای گفت: "به جای اعمال زور کلیساهای آلمان باید تلاش کنند تا بفهمند چرا مردم مواضع افراطی پیدا کرده اند". "کلیساها ممکن است با اعمال زور خودی نشان دهند، اما آنها باید به این امر نیز بیاندیشند که با بستن درهای خود ممکن است اعضای خود را نیز برانند چرا که پیروان آنها نیز ممکن است عقایدی افراطی داشته باشند. وی در ادامه توصیه کرد "همیشه برای گفتگو باز بمانید، حتی با کسانی که به حزب راست افراطی رای می دهند. این یعنی روح دموکراسی."
لینک خبر
کلیساهای آلمان با ایده های حزب راست افراطی آلمان (AfD) به مبارزه بر خواهند خواست. به گفته خبرگزاری کلیسای عامیانه پروتستان در آلمان و خبرگزاری کلیسای کاتولیک رومی این کشور، دیدگاه های حزب مزبور با ایمان مسیحی ناسازگار است و کشیشانی که آشکارا از این حزب سیاسی حمایت کنند با مجازات انضباطی روبرو خواهند شد.
در اوایل امسال بزرگترین کلیسای انجیلی پروتستان آلمان نطقی شدید بر علیه حزب راست افراطی آلمان ایراد کرد. نطقی که قسمتی از آن در بیانیه کنفرانس اسقف های آلمان -که در فوریه امسال برگزار شد- طنین انداز شد. «تبلیغ ناسیونالیسم قومی حزب مزبور با جهان بینی و خدا شناسی دین مسیحیت ناسازگار است.»
این افتراق قابل توجه است زیرا حزب راست افراطی آلمان در سال 2013 به عنوان یک حزب پروتستان شروع به کار کرد. علاوه بر این، مسائلی وجود دارد که حزب و کلیساهای فوق الذکر در مورد آنها توافق دارند. مسائلی نظیر سقط جنین و همجنس گرایی.
با این حال، رابطه بین کلیساها و حزب تا حد زیادی خراب شده است. به گفته استفان آکرمن، اسقف شهر تریر آلمان، این به این دلیل است که دیدگاه حزب مزبور و نهاد کلیسا در تضاد با یکدیگر هستند. او چند هفته پیش به خبر گزاری دویچ لند فانک گفت: "نهاد کلیسا همواره در درجه اول به کرامت انسانی -در تمام ابعاد آن- اهمیت می دهد. این مسئله در مورد افرادی که آسیب پذیر هستند-مانند پناهندگان- نیز صدق می کند. مسئله ای که حزب راست افراطی آلمان از مخالفان سر سخت آن محسوب می شود..
کرستن فهرس رییس شورای کلیساهای انجیلی آلمان (Evangelische Kirche Deutschland) به دویچه وله گفت: "هرکس که آشکارا به ایدئولوژی حزب پایبند باشد، نباید در کلیسا فعالیت کند؛ مسئله ای که پروتستان ها و کاتولیک های آلمان بر سر آن اتفاق نظر دارند. با این حال اجرایی کردن این مسئله در عمل، کاری دشوار است چرا که نه کلیساهای پروتستان و نه کاتولیک ها هنوز هیچ چارچوب قانونی یا رویه ای در جهت برخورد با این افراد ایجاد نکرده اند."
با این حال، پیچیدگی این موضوع مانع از اقدام کلیساها نخواهد شد. به عنوان مثال، چند هفته پیش، ارتین مایکلیس -کشیش 63 ساله ای که از نامزدهای لیست انتخاباتی حزب راست افراطی به شمار می رود- در شهر زادگاهش کوئدلینبورگ از سوی سلسله مراتب کلیسا توبیخ شد.
نظرسنجی های متفاوت نشان می دهد که حزب راست افراطی می تواند روی حدود 30 درصد آرا در بخش شرقی کشور حساب باز کند. اینکه چه تعداد از این رای دهندگان دارای پیشینه مسیحی هستند مشخص نیست. در هر صورت کلیساهای شرق آلمان از قدرت و نفوذ بسیاری برخوردار نیستند.
مایکل هاسپل، استاد الهیات پروتستان، نیز در وب سایت خود نوشته است که حزب راست افراطی حتی در میان کلیسانشینانِ روستاهای مرکزی آلمان نفوذ کرده و عملکرد خوبی از خود نشان داده است به نحوی که در این مناطق، 30 تا 50 درصد از مسیحیان نیز به این حزب رای می دهند یا حداقل از نقطه نظرات این گروه حمایت می کنند. وی می افزاید برای مقابله با این نفوذ، سیاستمداران و احزاب دموکراتیک در آلمان "باید بیشتر تلاش کنند تا به مردم بفهمانند که راه حل هایی برای چالش های بزرگ زمانه دارند و اعتماد مردم را دوباره به دست آورند." "زور راه حل مسئله نیست"
علاوه بر این، دتلف پولاک، جامعه شناس دینِ دانشگاه مونستر آلمان، در مصاحبه ای گفت: "به جای اعمال زور کلیساهای آلمان باید تلاش کنند تا بفهمند چرا مردم مواضع افراطی پیدا کرده اند". "کلیساها ممکن است با اعمال زور خودی نشان دهند، اما آنها باید به این امر نیز بیاندیشند که با بستن درهای خود ممکن است اعضای خود را نیز برانند چرا که پیروان آنها نیز ممکن است عقایدی افراطی داشته باشند. وی در ادامه توصیه کرد "همیشه برای گفتگو باز بمانید، حتی با کسانی که به حزب راست افراطی رای می دهند. این یعنی روح دموکراسی."
لینک خبر
cne.news
German church struggles with radical right-wing AfD party
German churches are struggling with the ideas of the radical-right Alternative für Deutschland party. According to the Evangelische Kirche Deutschland(EKD), which is the Protestant folk church in Germany, and the Katholische Kirche (Roman Catholic Church)…
چرا دانشجویان اروپایی برای اعتراض به اسراییل به خیابان ها می آیند؟ (سرمقاله)
این رویداد الهام بخش صدها دانشجو در سراسر جهان شد تا علیه اسرائیل تظاهرات کنند. در سرتاسر اروپا، دانشجویان از کلاسهای درس خارج شدند، و در محی دانشگاه شعارهایی بر ضد اسراییل در جهت پایان دادن به اشغال غزه سر دادند.
اعتراضات دانشجویی به چند کشور اروپایی محدود نشده است و چندین کشور به درگیر این اعتراضات هستند. کشورهایی که دانشجویان در آن به خیابان ها آمدند عبارتند از: هلند، ایرلند، آلمان، بلژیک، فرانسه، اتریش، فنلاند، دانمارک، ایتالیا، اسپانیا و سوئیس.
چندین تظاهرات به خشونت کشیده شد و دستگیری هایی توسط پلیس صورت گرفت. به عنوان مثال، در آلمان، پلیس چندین دانشجو که دستور خروج از محوطه دانشگاه را اجرا نکرده بودند را دستگیر نمود. در هلند نیز دانشجویان سعی کردند در محوطه دانشگاه کمپ بزنند اما پلیس ضد شورش تظاهرات آن ها را سرکوب نمود.
در پشت این اعتراضات، برخی از گروه های فعال متشکل از دانشجویان -و گاه اساتید دانشگاهی- نیز حضور دارند. یکی از نمونه های این مسئله انجمن دانشمندان هلندی برای فلسطین است که از طریق رسانه های اجتماعی، دانش آموزان را تشویق می کنند تا به تظاهرات بپیوندند. بسیاری از آنها در دانشگاه های مزبور درس می خوانند، اما دانشجویان دیگر شهرها و شهرستان ها نیز به آن ها می پیوندند.به نظر می رسد معترضان بیشتر به سمت چپ طیف سیاسی اروپا متمایل اند. روزنامه تایم در این باره می نویسد، کسانی که در جریان تظاهرات «جان سیاه پوستان مهم است» به خیابان ها آمدند، اکنون نیز در سنگرهای فلسطینی ها مبارزه می کنند.
معترضان به شدت اتهام یهودی ستیز بودن را رد می کنند. با این حال، بسیاری از دانشجویان یهودی می گویند که دیگر در دانشگاه احساس امنیت نمی کنند. برخی از آنها نیز در این باره نامه ای سرگشاده به روزنامه هلندی هِت پترول (Het Patrool) نوشتند.
دانشجویان معترض از اسرائیل خواستار اجرای آتش بس فوری در نوار غزه هستند. درباره دانشگاه ها نیز، دانشجویان و برخی اساتید از این موسسات می خواهند که فوراً هر گونه ارتباط خود را با موسسات اسرائیلی قطع کنند. معترضان بر این باورند که دانشگاه هایی که در اسرائیل سرمایه گذاری می کنند به خشونت پروری این رژیم کمک می کنند.
به گزارش گاردین، علاوه بر این که معترضان خواستار آتشبس هستند، از دانشگاهها میخواهند که اعمال خشونت بار اسراییل را به عنوان نسلکشی به رسمیت بشناسند و «تخریب همه دانشگاههای غزه را محکوم کنند.»
چرا دانشگاه ها تحت تاثیر اعتراضات هستند؟
دانشگاهها در واقع مکانهایی لیبرال هستند که در آن افراد یاد میگیرند تفکر انتقادی داشته باشند و نظرات خود را آزادانه بیان کنند. تحقیقات موسسات آماری آمریکایی نشان میدهد که دانشجویان دانشگاهها نسبت به عوام جامعه پیشروتر هستند. این می تواند توضیح دهد که چرا دانشگاه ها محل آغاز اعتراضات اخیر بوده اند.
تاکنون اکثر دانشگاه ها تسلیم خواسته های معترضان نشده اند. در هلند، تنها یک کالج تسلیم فشار شد و روابط خود را با یک شرکت اسرائیلی قطع کرد در حالی که باقی دانشگاه های این کشور از پلیس درخواست کمک کردند. در مجموع می توان گفت که دانشگاه های اروپا هنوز از خود تمایلی به تسلیم شدن در برابر خواسته های تظاهرکنندگان طرفدار فلسطین نشان نداده اند.
لینک خبر
اعتراضات دانشجویی بر ضد دولت اسراییل و عملکرد آن در غزه ابتدا در ایالات متحده آغاز شد. اوایل ماه می، اعتراضات خون باری در دانشگاه کلمبیا رخ داد. اعتراضاتی که در طی آن، بیش از 100 دانشجو دستگیر شدند.
این رویداد الهام بخش صدها دانشجو در سراسر جهان شد تا علیه اسرائیل تظاهرات کنند. در سرتاسر اروپا، دانشجویان از کلاسهای درس خارج شدند، و در محی دانشگاه شعارهایی بر ضد اسراییل در جهت پایان دادن به اشغال غزه سر دادند.
اعتراضات دانشجویی به چند کشور اروپایی محدود نشده است و چندین کشور به درگیر این اعتراضات هستند. کشورهایی که دانشجویان در آن به خیابان ها آمدند عبارتند از: هلند، ایرلند، آلمان، بلژیک، فرانسه، اتریش، فنلاند، دانمارک، ایتالیا، اسپانیا و سوئیس.
چندین تظاهرات به خشونت کشیده شد و دستگیری هایی توسط پلیس صورت گرفت. به عنوان مثال، در آلمان، پلیس چندین دانشجو که دستور خروج از محوطه دانشگاه را اجرا نکرده بودند را دستگیر نمود. در هلند نیز دانشجویان سعی کردند در محوطه دانشگاه کمپ بزنند اما پلیس ضد شورش تظاهرات آن ها را سرکوب نمود.
در پشت این اعتراضات، برخی از گروه های فعال متشکل از دانشجویان -و گاه اساتید دانشگاهی- نیز حضور دارند. یکی از نمونه های این مسئله انجمن دانشمندان هلندی برای فلسطین است که از طریق رسانه های اجتماعی، دانش آموزان را تشویق می کنند تا به تظاهرات بپیوندند. بسیاری از آنها در دانشگاه های مزبور درس می خوانند، اما دانشجویان دیگر شهرها و شهرستان ها نیز به آن ها می پیوندند.به نظر می رسد معترضان بیشتر به سمت چپ طیف سیاسی اروپا متمایل اند. روزنامه تایم در این باره می نویسد، کسانی که در جریان تظاهرات «جان سیاه پوستان مهم است» به خیابان ها آمدند، اکنون نیز در سنگرهای فلسطینی ها مبارزه می کنند.
معترضان به شدت اتهام یهودی ستیز بودن را رد می کنند. با این حال، بسیاری از دانشجویان یهودی می گویند که دیگر در دانشگاه احساس امنیت نمی کنند. برخی از آنها نیز در این باره نامه ای سرگشاده به روزنامه هلندی هِت پترول (Het Patrool) نوشتند.
دانشجویان معترض از اسرائیل خواستار اجرای آتش بس فوری در نوار غزه هستند. درباره دانشگاه ها نیز، دانشجویان و برخی اساتید از این موسسات می خواهند که فوراً هر گونه ارتباط خود را با موسسات اسرائیلی قطع کنند. معترضان بر این باورند که دانشگاه هایی که در اسرائیل سرمایه گذاری می کنند به خشونت پروری این رژیم کمک می کنند.
به گزارش گاردین، علاوه بر این که معترضان خواستار آتشبس هستند، از دانشگاهها میخواهند که اعمال خشونت بار اسراییل را به عنوان نسلکشی به رسمیت بشناسند و «تخریب همه دانشگاههای غزه را محکوم کنند.»
چرا دانشگاه ها تحت تاثیر اعتراضات هستند؟
دانشگاهها در واقع مکانهایی لیبرال هستند که در آن افراد یاد میگیرند تفکر انتقادی داشته باشند و نظرات خود را آزادانه بیان کنند. تحقیقات موسسات آماری آمریکایی نشان میدهد که دانشجویان دانشگاهها نسبت به عوام جامعه پیشروتر هستند. این می تواند توضیح دهد که چرا دانشگاه ها محل آغاز اعتراضات اخیر بوده اند.
تاکنون اکثر دانشگاه ها تسلیم خواسته های معترضان نشده اند. در هلند، تنها یک کالج تسلیم فشار شد و روابط خود را با یک شرکت اسرائیلی قطع کرد در حالی که باقی دانشگاه های این کشور از پلیس درخواست کمک کردند. در مجموع می توان گفت که دانشگاه های اروپا هنوز از خود تمایلی به تسلیم شدن در برابر خواسته های تظاهرکنندگان طرفدار فلسطین نشان نداده اند.
لینک خبر
cne.news
Why students take to the streets to protest against the war in Israel
Students protest against Israel all over Europe. What is behind this wave?