دیپلماسی ایرانی
3.53K subscribers
3.06K photos
760 videos
60 files
12.4K links
کانال سایت دیپلماسی ایرانی

ما را در توییتر دنبال کنید:

Twitter.com/IRDiplomacy

در اینستاگرام هم در کنار شما هستیم:

Instagram.com/irdiplomacy.ir
Download Telegram
♦️ پزشکیان:

🔹 الان می‌فهمم که چرا امیرالمومنین (ع) با چاه سخن می‌گفت؛ بسیاری از حرف‌ها را نمی‌شود گفت، زیرا اگر بگوییم دعوا می‌شود

🔹 به دنبال این نیستیم که یکی [طرف مقابل] بگویند و یکی ما، زیرا وحدت بر هم می‌ریزد

🔹 آمریکا و اسرائیل می‌دانند که با موشک نمی‌توان ایران را تسلیم کرد، ولی با تفرقه می‌شود این کار را کرد

🔹 مهمترین نگرانی من در شرایط نه جنگ و نه صلح، حمله آمریکا نیست، بلکه وضعیت اقتصادی مردم است.

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
🔺ائتلاف‌های ضدایرانی تسریع شده است؟

🔻پیمان دفاعی مکه؛ نظم امنیتی جدید منطقه

🖌نویسنده: مسعد سلیتی، وکیل دادگستری

دیپلماسی ایرانی:
امضای «پیمان دفاعی مشترک مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، یکی از مهم‌ترین تحولات امنیتی سال‌های اخیر در خاورمیانه به شمار می‌رود. بر اساس مفاد اعلام‌شده این توافق، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، به منزله حمله به تمامی اعضا تلقی شده و زمینه همکاری دفاعی، امنیتی و هماهنگی نظامی میان آنان را فراهم می‌کند. این توافق که با حضور محمد بن سلمان، رجب طیب اردوغان و شهباز شریف در مکه مکرمه به امضا رسید، بر پایه همکاری‌های پیشین عربستان و پاکستان شکل گرفته و پس از ماه‌ها مذاکره، در شرایطی نهایی شده که منطقه همچنان با پیامدهای جنگ اخیر و بی‌ثباتی‌های امنیتی گسترده روبه‌روست.

زمینه شکل‌گیری پیمان هیچ پیمان امنیتی در خلأ شکل نمی‌گیرد. طی سال‌های اخیر، افزایش تنش‌های منطقه‌ای، حملات متقابل، تهدید مسیرهای انتقال انرژی و گسترش فعالیت بازیگران غیردولتی، نگرانی کشورهای منطقه را نسبت به امنیت ملی خود افزایش داده است.

جنگ اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل و گسترش دامنه درگیری‌ها به نقاط مختلف منطقه، موجب شد بسیاری از دولت‌های خاورمیانه ضرورت ایجاد سازوکارهای دفاعی مشترک را بیش از گذشته احساس کنند. حملات موشکی و پهپادی، تهدید تأسیسات انرژی، اختلال در کشتیرانی و ناامنی در تنگه هرمز و دریای سرخ، از جمله عواملی بودند که نگرانی کشورهای منطقه را تشدید کردند.

از نگاه بسیاری از تحلیلگران، بخشی از این نگرانی‌ها به حملات ایران به کشورهای منطق و نقش گروه‌های مسلح همسو با ایران در یمن، عراق و سایر نقاط منطقه بازمی‌گردد. اقداماتی، که حتی پس از برخی توافق‌های موقت ادامه یافت و تضعیف اعتماد همسایگان به تعهدات ایران را باعث شد. صرف‌نظر از میزان مسئولیت هر یک از بازیگران، نتیجه عملی این وضعیت آن بوده است که برخی دولت‌های منطقه برای افزایش بازدارندگی و کاهش آسیب‌پذیری خود به سمت ایجاد ائتلاف‌های امنیتی جدید حرکت کرده‌اند.

سیاستمداران ایرانی باید به این واقعیت توجه کنند، که حملات به کشورهای منطقه و حمایت از گروه‌های مسلح فرامرزی و تهدید زیرساخت‌های حیاتی همسایگان، به‌جای ایجاد امنیت، ائتلاف‌های ضدایرانی را تسریع کرده است.

عربستان که پیش‌تر نیز هدف حملات حوثی‌ها بود، اکنون از سه جبهه تحت فشار قرار گرفته و به دنبال تضمین‌های قوی‌تر رفته است.

ظرفیت‌های پیمان و تغییر موازنه قدرت

اهمیت این پیمان بیش از هر چیز به ظرفیت‌های مکمل اعضای آن بازمی‌گردد. عربستان سعودی از توان مالی، نفوذ سیاسی و جایگاه ژئوپلیتیکی قابل توجهی برخوردار است. ترکیه یکی از بزرگ‌ترین ارتش‌های عضو ناتو و دارای صنعت دفاعی پیشرفته، به‌ویژه در حوزه پهپادها و صنایع نظامی بومی است. پاکستان نیز با برخورداری از توان هسته‌ای و تجربه عملیاتی گسترده، یکی از مهم‌ترین قدرت‌های نظامی جهان اسلام محسوب می‌شود. ترکیب این ظرفیت‌ها می‌تواند سطح بازدارندگی جمعی این سه کشور را به شکل محسوسی افزایش دهد و زمینه توسعه همکاری‌های اطلاعاتی، آموزشی، رزمایش‌های مشترک و تولید تجهیزات دفاعی را تقویت کند و آسیب‌پذیری خلیج فارس در برابر حملات نامتقارن را کاهش دهد.

نمادگرایی امضا در مکه نیز بر بعد همبستگی این کشورهای اسلامی تأکید دارد.

در شرایطی که اعتماد به تضمین‌های امنیتی خارجی پس از جنگ اخیر کاهش یافته، کشورهای منطقه به تنوع‌بخشی ائتلاف‌ها روی آورده‌اند. این توافق می‌تواند همکاری در مانورهای مشترک، اشتراک اطلاعات و تولید تسلیحات را تقویت کند و آسیب‌پذیری خلیج فارس در برابر حملات نامتقارن را کاهش دهد.

برخی ناظران بین‌المللی این پیمان را گامی در جهت شکل‌گیری یک معماری امنیتی جدید در خاورمیانه ارزیابی کرده‌اند؛ هرچند مقامات ترکیه و سایر اعضا تأکید کرده‌اند که این توافق ماهیتی دفاعی دارد و علیه کشور مشخصی تنظیم نشده است. با وجود این، واقعیت استراتژیک روشن است: هزینه هرگونه حمله و درگیری احتمالی با عربستان و سایر اعضای پیمان اکنون بسیار بالاتر رفته است و همین امر می‌تواند نقش مهمی در بازدارندگی منطقه‌ای ایفا کند.

پیامدهای احتمالی برای ایران

برای ایران، این تحول می‌تواند حامل پیام‌های مهمی باشد. ایجاد سازوکار دفاعی میان سه قدرت مهم منطقه و بازدارندگی جمعی، بی‌تردید در محاسبات امنیتی تهران تأثیرگذار خواهد بود و استراتژی سنتی مبتنی بر نیروهای نیابتی را تضعیف می‌کند. حوثی‌ها و گروه‌های عراقی که اخیراً حملات را تشدید کرده‌اند، اکنون با ائتلافی روبه‌رو هستند که می‌تواند پاسخ هماهنگ بدهد. این وضعیت می‌تواند فضای مانور تهران را محدود کند و فشار بر گروه‌های وابسته را افزایش دهد.
از سوی دیگر، شکل‌گیری چنین ائتلاف‌هایی نشان می‌دهد که بخشی از همسایگان ایران، تهدیدات امنیتی خود را به صورت جمعی تعریف می‌کنند و تلاش دارند با افزایش هماهنگی دفاعی، احتمال آسیب‌پذیری خود را کاهش دهند.

برخی تحلیلگران مهم ترین پیامدهای این پیمان در سطح منطقه‌ای را، تغییر موازنه قدرت به سود این کشورها، مهار نفوذ ایران و ثبات نسبی بیشتر برای مسیرهای انرژی می‌دانند.

ضرورت بازاندیشی در سیاست منطقه‌ای

پیمان دفاعی مکه را نباید صرفاً یک توافق نظامی میان سه کشور دانست؛ بلکه این پیمان نشانه‌ای از تحول در معماری امنیتی خاورمیانه و بازتعریف موازنه قدرت در منطقه است. صرف‌نظر از اینکه این پیمان در آینده تا چه اندازه عملیاتی و مؤثر خواهد بود، نفس شکل‌گیری آن پیامی روشن دارد: کشورهای منطقه بیش از گذشته به دنبال ایجاد سازوکارهای دفاع جمعی هستند و این تحول می‌تواند بر محاسبات راهبردی تمامی بازیگران، از جمله ایران، اثرگذار باشد. شناخت دقیق این تغییرات و بازنگری مستمر در سیاست‌های منطقه‌ای، ضرورتی است که می‌تواند به حفظ منافع ملی، کاهش تنش‌ها و دستیابی به امنیتی پایدارتر برای همه کشورهای منطقه کمک کند. شهروندان ایرانی حق دارند بدانند که امنیت ملی تنها از طریق قدرت نظامی یا نفوذ منطقه‌ای تأمین نمی‌شود. همسایگان در حال ساختن ساختارهای بازدارنده علیه تهدیدات ادراک‌شده از سوی ایران هستند. این تحول هشداری روشن است: سیاست‌هایی که همسایگان را به سوی ائتلاف‌های ضدایرانی سوق می‌دهد، در نهایت به زیان مردم ایران تمام می‌شود. سیاستمداران باید واقع‌بینانه ارزیابی کنند. دیپلماسی متقابل، احترام به حاکمیت کشورها و کاهش اتکا به نیروهای نیابتی می‌تواند فضای تنش را کاهش دهد و فرصت‌هایی برای بازتعریف روابط منطقه‌ای بر پایه منافع مشترک ایجاد کند. ادامه مسیر فعلی، در شرایطی که کشور با هزینه‌های سنگین جنگ، اختلال اقتصادی و فشارهای داخلی روبه‌روست، می‌تواند هزینه‌های بیشتری بر دوش ملت بگذارد.

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
🔺لزوم اصلاح نگاه

🔻 گره سیاست خارجی ایران چیست؟

🖌نویسنده: روح‌الله سوری

دیپلماسی ایرانی: به جرات می توان اذعان داشت که یکی از مهمترین مسائل سیاست خارجی ایران طی یک و نیم قرن گذشته مشکل در تعریف چگونگی رابطه با قدرت‌های بزرگ بوده است. در این باره که چرا ما نتوانسته‌ایم نوع روابطمان با قدرت‌های بزرگ را به گونه‌ای تعریف کنیم که از طریق آن موفق به تامین حداکثری منافع ملی خود شویم علت های گوناگونی می تواند داشته باشد.

شاید بتوان یکی از علت های اصلی این موضوع را در فرهنگ استراتژیک ایران و نوع برداشت ما ایرانیان نسبت به دیگران جست‌وجو کرد. برای ما ایرانیان دیگران همواره کسانی بوده اند که درصدد آسیب رساندن به ما هستند. این دیگران بطور مشخص طی قرن اخیر خود را در قدرت‌های بزرگ (و عمدتا غربی) نشان داده است. چنین برداشتی به این منجر شده که هم نخبگان سیاسی و هم جامعه در رسیدن به اجماع راجع به تعریف خود و دیگری دچار اختلاف باشند. این اختلاف عمدتا حول این محور می چرخد که آیا باید با قدرت‌های بزرگ وارد اتحاد شد یا خیر؟ اگر پاسخ به این پرسش مثبت است با کدام قدرت باید رابطه داشت و با کدام یک نباید رابطه داشت؟ پاسخ هایی هم که به این سوال داده شده عمدتا به سیاست هایی تحت عنوان موازنه منفی یا موازنه مثبت منتهی شده است.

در این میان برخی نیز عمدتا با استناد به تجربیات تاریخی، ایران را کشوری می‌دانند که دچار تنهایی استراتژیک است و این تنهایی استراتژیک را بستری برای توجیه و تجویز سیاست فرامرزی ایران قلمداد می کنند. از نظر آنها ایران چون کشوری تنهاست که هیچ قدرت بزرگی با آن در اتحاد نیست باید عمق استراتژیک خود را در خارج از مرزهایش گسترش دهد. بی آنکه به این پرسش پاسخ دهند که این انزوا به چه دلیل ایجاد شده، آیا صرفا ناشی از تحمیل شرایط تاریخی و جغرافیایی است یا خود نیز در این انزوا تاثیرگذار بوده‌ایم و مهمتر این‌که اصلا چرا چنین انزوایی باید ما را به سمت گسترش عمق استراتژیک سوق بدهد؟

بخش بزرگی از وضعیت کنونی کشور نیز محصول همین عدم اجماع است اینکه آیا ما باید با غرب رابطه داشته باشیم یا با شرق؟ یا با هیچ کدام؟

واقعیت این است که مطرح شدن چنین پرسش‌هایی در عصر جدید پسا جنگ سرد که تغییراتی مهم در سیاست جهانی و جابه‌جایی مولفه‌های قدرت را شاهد هستیم تا حدود زیادی ناشی از بی اطلاعی و عدم دانش راجع به این تغییرات است. در دنیای کنونی که جهان به شدت در هم تنیده شده است سیاست خارجی کشورها باید بر ایده افزایش ابزارهای تامین منافع ملی استوار باشد محدود کردن و منحصر کردن روابط خارجی به شرق یا غرب، اروپا یا آسیا با شرایط کنونی جهانی که در آن زندگی می کنیم تناسبی ندارد.

نگاه منافع محور به روابط خارجی کلید رهایی سیاست خارجی از انحصارات و استثنائات است. ماندن در تجربیات تاریخی باعث خواهد شد که سیاست خارجی نسبت به دیدن آینده نابینا شود.

هیچ کشوری در دنیا دچار تنهایی استراتژیک نیست و اگر هم فرضا قائل به وجود چنین وضعیتی باشیم بیش از آنکه آن را نتیجه تحمیل شرایط تاریخی و جغرافیایی بدانیم باید آن را ناشی از برداشت های اشتباه از خود و جهان پیرامون دید.

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
یحیی سریع: پالایشگاه آرامکو را هدف قرار دادیم

سخنگوی نیروهای مسلح یمن:
🔹نیروهای مسلح یمن موفق شدند با استفاده از یک پهپاد، پالایشگاه آرامکو در جیزان را مورد هدف قرار دهند و اصابت دقیقی انجام شد.

🔹این عملیات در پاسخ به نفوذ پهپادهای دشمن سعودی به حریم هوایی استان‌های صعده و حجه انجام شد.

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
💢عراقچی: اکنون هیچ مذاکره‌ای با آمریکا نداریم

وزیر امور خارجه:
🔹واسطه‌ها همچنان دارند تلاش می‌کنند تا راه‌های مذاکره را مجدد پیدا کنند.

🔹تا زمانی که نقض یادداشت تفاهم از سوی آمریکا به پایان نرسد و آمریکا انچه را که نقض کرده جبران نکند، از نظر ما امکان شروع مجدد مذاکره وجود ندارد.

🔹مذاکرات ما با عمان در خصوص تعیین مسیر دریایی جدید در تنگه هرمز است.

🔹مسیرهای قدیمی که وجود داشته با مسیرهای جدید جایگزین می‌شود.

🔹مذاکرات با عمان به معنی باز شدن تنگه هرمز نیست؛ ممکن است توافقی صورت بگیرد اما باز شدن تنگه هرمز منوط به تحقق شرایط دیگری است که از طریق واسطه‌ها منتقل شده است.

🔹مسیرهای دریایی تنگه هرمز در سال ۱۹۶۸ تعیین شده است. در جریان جنگ اخیر مشخص شد که این در مسیرها باید تحول صورت بگیرد و لازم است که تغییراتی در مسیرهای دریایی ایجاد شود که این کارها را متخصصان ما با عمانی ها در حال انجام هستند.

🔹وقتی که این مسیرها مشخص شود و زمانی که تنگه هرمز باز شود از این مسیرها استفاده خواهد شد.

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
با صدور حکمی از سوی آیت‌الله سید‌مجتبی خامنه‌ای صورت گرفت

📝 انتصاب آقای محسن رضایی به عنوان نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی

💬 آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب در حکمی آقای دکتر محسن رضایی را به‌عنوان نماینده خود در شورای عالی امنیت ملی منصوب کردند.

🔻متن حکم رهبر انقلاب به این شرح است:

✏️ بسم الله الرحمن الرحیم
برادر گرامی جناب آقای دکتر محسن رضایی

با توجه به تجارب ارزشمندتان بدین‌وسیله جناب‌عالی را که از پیشگامان دوره‌ی پرافتخار هشت سال دفاع مقدس هستید، به‌عنوان نماینده خود در شورای عالی امنیت ملی منصوب می‌کنم. امیدوارم در انجام این مسئولیت مهم، کمال موفقیت را کسب نمایید.

ضمناً از تلاش شبانه‌روزی برادر عزیز جناب آقای دکتر محمدباقر ذوالقدر تشکر می‌شود.

إن‌شاء‌الله تحت توجهات سرورمان حضرت بقیة‌الله‌الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف همواره سربازی مجاهد برای ملت سرافراز ایران باشید.

✍ سیدمجتبی خامنه‌ای

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
معاون ارتباطات ریاست جمهوری:

محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی شد

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
💢اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت أمور خارجه در نشست هفتگی خود با خبرنگاران:

🔹سیاست اصولی جمهوری اسلامی ایران همیشه این بوده که کشورهای منطقه را ترغیب کند به همکاری، تقویت اعتماد متقابل برای امنیت درون‌زا، بدون تکیه بر بازیگران خارج از منطقه. از این حیث، این تحول را باید مورد توجه قرار داد.

🔹تصمیم‌گیری درباره تصویب و الحاق به اسناد بین‌المللی منحصراً بر اساس منافع و مصالح ملی انجام می‌شود و ارتباط‌دادن آن به تحولات بیرونی توجیهی ندارد. سند بین‌المللی دریای خزر (شامل ۵ کشور ساحلی) که در سال ۱۳۹۷ امضا شد، پس از چند سال بررسی همه‌جانبه در نهادهای ذی‌صلاح، جهت بررسی و تصمیم‌گیری به مجلس شورای اسلامی ارسال شده است. لازم‌الاجرا شدن این سند مستلزم تصویب و الحاق هر ۵ کشور ساحلی است؛ از این رو تمایل ۴ کشور دیگر برای تسریع در روند اجرایی آن طبیعی است. با این حال، دستگاه دیپلماسی ضمن ایفا و تبیین وظایف خود، تصمیم‌گیری نهایی درباره تصویب این کنوانسیون را طبق قانون اساسی بر عهده مجلس شورای اسلامی می‌داند.

🔹باز شدن تنگه هرمز منوط به رفع شرایطی است که به دلیل تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی بر جمهوری اسلامی ایران و بر کل منطقه تحمیل شده است. در نظر داشته باشید که ما کماکان در وضعیت جنگی هستیم؛ مادامی که محاصره دریایی آمریکا ادامه داشته باشد — که طبق قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، محاصره دریایی از این جنس به مثابه اقدام تجاوزکارانه است — و مادامی که سایر نقض‌های آمریکا تداوم داشته باشد، شرایط لازم برای اینکه بگوییم تنگه هرمز تبدیل به یک آبراه امن شده است، وجود نخواهد داشت.

http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/2040164/%D8%A8%D9%82%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85
🔺از واقع‌گرایی دیپلماتیک تا عقلانیت راهبردی

🔻چرا ایران به «پیروزی نسبی» در مذاکرات هرمز نیاز دارد؟

🖌نویسنده: سید رضا تقوی نژاد، دکترای روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی و کارشناس سیاست خارجی آمریکا

دیپلماسی ایرانی:
در بیش از یک دهه گذشته، مواجهه جامعه نخبگانی و افکار عمومی ایران با پرونده‌های دیپلماتیک و مذاکرات میان تهران و واشینگتن، همواره دستخوش یک عارضه ساختاری و تکراری بوده است. هر زمان که گفتگوها در پرونده‌های مختلف به نقطه‌ای از تفاهم، توافق موقت یا نقشه راه پایدار نزدیک می‌شود، فضای تحلیلی کشور به‌سرعت دچار آسیب دوقطبی‌سازی شدیدی می‌شود. در این میان، جبهه موافقان با بزرگ‌نمایی غیرواقعی، توافقات را فراتر از ماهیت و وزن واقعی آن‌ها به تصویر می‌کشند و در مقابل، جبهه مخالفان نیز بدون رعایت حداقل انصاف کارشناسی و نقد راهبردی، تمام توان خود را صرف انکار فرصت‌ها، تضعیف دستاوردها و تخریب سازوکارهایی می‌کنند که هزینه‌های سنگینی از سرمایه‌های ملی برای دستیابی به آن‌ها پرداخت شده است.

ریشه عمیق این فضای سیاسی آسیب‌زا در ناتوانی برخی جریان‌ها از درک ذات و فن دیپلماسی نهفته است. هنوز برای بخشی از نخبگان سیاسی کشور مشخص نشده که دیپلماسی در ادبیات روابط بین‌الملل، منطقاً یک «بازی حاصل‌جمع صفر» نیست که در آن یک طرف تمامی منافع را ضبط کند و طرف دیگر کاملاً بازنده میدان باشد. دیپلماسی، فرایند برقراری توازن در یک مختصات مشخص زمانی و مکانی است که به اقدامات دیپلماتیک ختم می‌شود؛ نقطه‌ای که در آن مذاکره‌کنندگان بر اساس مولفه‌های قدرت، امکانات موجود و فشارهای محیطی، دست به بده‌بستان‌های هوشمندانه می‌زنند.

این که ما بخواهیم تمام آسیب‌هایی که آمریکا از اوایل انقلاب تاکنون به صورت مستقیم و غیر مستقیم به ما وار کرده را در میدان مذاکرات مربوط به تنگه هرمز جبران کنیم منبعی جز بینش سیاسی ضعیف، یا اهداف شوم سیاسی ندارد؛ چرا که آسیب های انسانی، اقتصادی، اجتماعی و... که صرفا آمریکا از جنگ ۱۲ روزه تاکنون به کشور ما وارد کرده نه در یک توافق که در چندین توافق بین‌المللی نیز به طور کامل قابل جبران نیست. هرچند که کارشناسی و بررسی راهبردی هر توافقی، از ملزومات اصلی هدایت سیاست خارجی و ارتقای توان دیپلماتیک کشور در آینده است، زیرا هر کشوری در محیط پرچالش بین‌المللی ممکن است در هر موقعیتی به مذاکره و توافق با هر بازیگری نیازمند باشد و تجربه هر توافقی در آینده می‌تواند راهگشا باشد. با این حال، آنچه در فضای سیاسی کشور از سوی برخی منتقدان رخ می‌دهد، فرسنگ‌ها با «نقد کارشناسی» فاصله دارد. نادیده گرفتن تمامی فرصت‌ها، ظرفیت‌ها و امتیازات ملموسی که یک توافق حاصل می‌کند و بدتر از آن، اقدام فعالانه در جهت تخریب دستاوردهایی که منابع کشور برای رسیدن به آن مصرف شده، نوعی خودزنی راهبردی محسوب می‌شود. این رویکرد مخرب، نه تنها دستاوردهای واقعی را ناچیز جلوه می‌دهد، بلکه سرمایه دیپلماتیک کشور را در چشم طرف‌های خارجی تضعیف می‌کند و هزینه چانه‌زنی‌های آتی را به‌شدت افزایش می‌دهد.

این آسیب شناختی و ادراکی، هزینه‌ای بس سنگین بر کل فرایند تصمیم‌گیری ملی بار کرده است. دستگاه سیاست خارجی ایران، فارغ از گرایش‌ها و وابستگی‌های جناحی دولت‌های مختلف در بیش از یک دهه گذشته، شبیه دانش‌آموزی است که توسط والدین خود—یعنی جامعه نخبگانی کمالگرا و تمامیت‌خواه—به گرفتن نمره کامل در آزمون مذاکرات دیپلماتیک با آمریکا محکوم شده است؛ در حالی که چندین بار در موقعیت های بسیار بهتر از آنچه امروز کشور دارد، می‌توانست با گرفتن یک نمره «قابل قبول و نسبی»، از این مرحله عبور کند و کشور را از زیر بار هزینه‌های فرسایشی خارج کند. این انتظار کمال‌گرایانه و انتزاعی، نه تنها دست‌وبال دیپلمات‌ها را در اتاق‌های چانه‌زنی می‌بندد، بلکه «انعطاف‌پذیری تاکتیکی» را—که جوهره دیپلماسی هوشمند است—به اتهام عقب‌نشینی یا شکست سرکوب می‌کند.

پیامد مستقیم چنین رویکردی، محبوس شدن سیاست خارجی در تله «همه یا هیچ» و سوزاندن پیاپی پنجره‌های فرصت ژئوپلیتیک بوده است. در ادبیات استراتژیک، اصرار بر دستیابی به صددرصد اهداف در یک گام تک‌مرحله‌ای، نه تنها طرف مقابل را به تسلیم وادار نمی‌کند، بلکه فرصت‌های تنفس اقتصادی، بازآرایی قدرت منطقه‌ای و بازسازی سرمایه داخلی را از کشور سلب می‌کند. وقتی نخبگان جامعه، شرط پذیرش هر توافقی را صرفاً «پیروزی مطلق» تعیین کنند، عملاً ابزار دیپلماسی ناکارآمد شده و میدان به دست تقابل‌های پرهزینه می‌افتد؛ وضعیتی که در آن، منافع ملموس ملی قربانی آرمان‌های دست‌نیافتنی کوتاه‌مدت می‌شوند.
در مقطع حساس و سرنوشت‌ساز کنونی نیز، گشایش کانال‌های دیپلماتیک و پیشرفت مذاکرات میان ایران، عمان و آمریکا حول محور بازگشایی و تثبیت امنیت در تنگه هرمز، مصداق بارز همین پویایی است. تردیدی نیست که کشور و مردم ما طی چند دهه گذشته و به‌ویژه در سال‌های اخیر، تحت شدیدترین فشارهای ظالمانه و رفتارهای خصمانه آمریکا قرار داشته‌اند و حافظه تاریخی جامعه، تمایل چندانی به اعتماد به واشینگتن ندارد. از این رو، بسیار طبیعی است که کمتر توافقی بتواند رضایت صددرصدی افکار عمومی را جلب کند. اما خطر اصلی زمانی رخ می‌دهد که گروهی با تکرار خواسته‌های آرمانی انتزاعی، هم تیم مذاکره‌کننده را تحت فشارهای غیرسازنده قرار دهند و هم زمینه را برای فروپاشی و شکست توافق فراهم کنند.

آنچه به عنوان کارشناس حوزه روابط ایران و آمریکا روزانه رصد می‌شود، گواه آن است که ایالات متحده در پرونده مذاکرات هرمز، در یکی از آسیب‌پذیرترین و شکننده‌ترین وضعیت‌های دیپلماتیک خود در مواجهه با ایران قرار گرفته است. تیم مذاکره‌کننده ایران با آگاهی کامل از این نقاط ضعف ساختاری و فشارهای محیطی وارد بر واشینگتن، در تلاش است تا با اعمال دیپلماسی فعال، حداکثر امتیازات ممکن را احصا کرده و در مقابل، حداقل امتیاز لازم را به طرف مقابل واگذار کند، اتفاقی که در تفاهم نامه قبلی امضا شده نیز اتفاق افتاده و اکثریت قریب به اتفاق آمریکایی ها دست برتر و بالای ایران در آن تفاهم را تایید کردند. این موازنه قوا به نفع ایران، حاصل ایستادگی و ظرفیت‌سازی‌های ژئوپلیتیک کشور است و نباید با رویکردهای هیجانی، اهرم‌های چانه‌زنی کشور را تضعیف کرد.

نکته کلیدی که باید در تحلیل نخبگانی جدی گرفته شود این است که توافق احتمالی در خصوص تنگه هرمز، قرار نیست آخرین فرصت برای گرفتن امتیاز از آمریکا باشد و نه قرار است تمامی پرونده‌های متکثر و اختلافات بنیادین میان تهران و واشینگتن را حل‌وفصل کند. همین که اراده سیاسی ایران در این پرونده بر طرف آمریکایی تحمیل شود و نظم ادراک‌شده از سوی ایران به طرف مقابل قبولانده شود، علاوه بر ایجاد گشایش‌های عملیاتی و فرصت‌های منطقه‌ای، زیرساخت و اعتبار لازم را برای موفقیت در پرونده‌های مذاکراتی آتی با هر بازیگر بین‌المللی—از جمله خود آمریکا—فراهم خواهد ساخت. مطمئنا آمریکا نیز بعد از پذیرش این شکست در مذاکرات با ایران به فکر جبران در پرونده‌های بعدی و به‌ویژه مذاکرات متعاقب در بازه ۶۰ روزه خواهد بود و جامعه نخبگانی سیاسی به جای تخریب توافقی که دست برتر را داشتیم باید شرایط را برای مذاکرات موفق در دور بعد فراهم کنند.

از این رو، موفقیت در پرونده کلیدی و حال حاضر مذاکرات هرمز و کانال دیپلماتیک عمان، به یک بازنگری عمیق در الگوی تحلیلی فضای سیاسی نخبگانی کشور نیازمند است. عبور از این آزمون با یک «پیروزی نسبی و نمره قابل قبول»، نه تنها به معنای پایان چالش‌ها با واشینگتن نیست، بلکه گواه نضج و بلوغ دیپلماتیک در بهره‌برداری هوشمندانه از نقطه ضعف کنونی آمریکاست. اگر بتوانیم نگاه «نمره بیست یا صفر» را در تحلیل توافقات کنار بگذاریم، گام فعلی در تنگه هرمز می‌تواند به نقطه‌ای برای تثبیت اهرم‌های فشار ایران و آماده‌سازی کشور برای مصاف‌ها و چانه‌زنی‌های دیپلماتیک بعدی تبدیل شود.

در نهایت، آنچه کشور در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد، نه اصرار بر خواسته‌های حداکثری برای به زانو درآوردن فرضی طرف مقابل در یک نبرد کوتاه‌مدت، بلکه اتخاذ رویکرد «واقع‌گرایی عقلانی» است. تثبیت یک پیروزی نسبی، نقد کارشناسی و منصفانه، و آماده‌سازی ساختارهای خارجی برای مصاف‌های دیپلماتیک بعدی، مسیر هوشمندانه‌ای است که منافع ملی ایران را در عرصه سیاست خارجی تضمین می‌کند. دیپلماسی هوشمندانه، هنر مدیریت گام‌های واقع‌بینانه برای رسیدن به اهداف کلان راهبردی است.

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
ادعای مقام آمریکایی: آمریکا در صورت توافق درباره تردد در تنگه هرمز، محاصره بنادر ایران را لغو می‌کند

🔹️ خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد که ایالات متحده قصد دارد پس از دستیابی به توافقی برای از سرگیری تردد بدون مانع کشتی‌ها در تنگه هرمز، محاصره بنادر ایران را لغو کند./جماران

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
شورای امنیت سایبری امارات از رصد و خنثی سازی حملات سایبری پیشرفته و سازمان‌یافته به بخش‌های هواپیمایی، انرژی و آموزش این کشور خبر داد.

به گزارش گروه بین‌الملل دفاع‌پرس به نقل از خبرگزاری وام، شورای امنیت سایبری امارات امروز دوشنبه از رصد و خنثی سازی حملات سایبری پیشرفته و سازمان یافته به بخش‌های هواپیمایی، انرژی و آموزش این کشور خبر داد.

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
💢سید عباس عراقچی انتصاب محسن رضایی را تبریک گفت

متن این پیام به شرح زیر است:

سردار سرلشکر دکتر محسن رضایی

انتصاب جنابعالی به سمت نمایندگی مقام معظم رهبری و دبیری شورای عالی امنیت ملی را صمیمانه تبریک می‌گویم. اعتماد معظم له و رئیس جمهور به شما برای پذیرش این مسئولیت خطیر، حاصل سال‌ها تجربه، مجاهدت و حضور مؤثر در عرصه‌های مختلف دفاعی، امنیتی و مدیریتی و مواجهه نزدیک با پیچیده‌ترین مسائل راهبردی کشور است؛ تجربه‌ای که در شرایط پر مخاطره کنونی و در محیطی به‌شدت متحول، سرمایه‌ای ارزشمند برای ایفای این نقش مهم به شمار می‌رود.

وزارت امور خارجه همچون گذشته، در چارچوب سیاست‌های کلان نظام اسلامی و در هماهنگی نزدیک با شورای عالی امنیت ملی، همه ظرفیت‌های دیپلماسی کشور را در مسیر پیشبرد منافع ملی، تقویت اقتدار جمهوری اسلامی ایران و تأمین و تحکیم امنیت پایدار کشور به کار خواهد گرفت.

با تبریک مجدد این انتصاب شایسته، از درگاه خداوند مقتدر برای جنابعالی در این مسیر، توفیق روزافزون و سربلندی در خدمت به ملت شریف ایران و صیانت از مصالح و منافع ملی کشور را خواستارم.

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
💢پیام رئیس‌جمهور آذربایجان به پزشکیان

رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان در پیامی با اشاره به این که مردمان آذربایجان و ایران همواره در روزهای سخت و دشوار در کنار یکدیگر بوده‌اند، از مواضع رئیس‌جمهور ایران درباره جمهوری آذربایجان تشکر کرد.

به گزارش ایسنا، الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان از مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران به دلیل اظهارات محبت‌آمیز و صمیمانه‌اش درباره آذربایجان تشکر و بر روابط دیرینه و حمایت متقابل بین مردمان آذربایجان و ایران تاکید کرد.

علی‌اف در پیامی در صفحه کاربری خود در ایکس نوشت: «آقای رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان، از شما به‌خاطر سخنان صمیمانه‌ و خالصانه‌ای که درباره آذربایجان بیان کردید، سپاسگزارم. مردمان آذربایجان و ایران همواره در روزهای سخت و دشوار در کنار یکدیگر بوده‌اند.»

او افزود: «آذربایجان در پس‌زمینه رویدادهای اخیر که در منطقه ما رخ داده است بار دیگر نشان داد که در کنار ملت برادر ایران ایستاده است.»

رئیس‌جمهور ایران اخیرا در نشست خبری خود با اشاره به همکاری کشورهای همسایه در شرایط جنگی، بیان کرد: «پاکستان اکنون با تمام وجود در حال همکاری است. افغانستان نیز همکاری بسیار خوبی دارد. ترکمنستان همکاری مناسبی دارد، روسیه و عراق نیز به خوبی به ما کمک کردند، ‌در مورد آذربایجان نیز با وجود برخی مسائل سیاسی، گفت‌وگو و تعامل ادامه پیدا کرده است.»

پزشکیان با تاکید بر نقش دیپلماسی منطقه‌ای در کاهش آثار محاصره و محدودیت‌های ناشی از جنگ، اظهار کرد: «اگر این روند در دیپلماسی منطقه‌ای وجود نداشت، باید پرسید تدارکات و امکاناتی که امروز در اختیار کشور قرار می‌گیرد، از کجا تامین می‌شد.»

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
🔺بازخوانی یک رابطه ای تاریخی دو برادر

🔻تاجیک محزون، ایران درگیر

🖌نویسنده: اولیا جلالی، دانشجوی مقطعی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران – اهل بدخشان افغانستان

دیپلماسی ایرانی:
در فراز و فرود حوادث تاریخ «ایران» برای تاجیکان صرفاً نام یک واحد سیاسی نبوده است؛ بلکه به‌ مثابه «سرزمین مادر» و خاستگاه زبان، فرهنگ و حافظه تاریخی آنان عمل کرده است. پیوند تاجیکان و ایرانیان را می‌توان پیوند دو شاخه از یک تنه دانست؛ تنه‌ای که آسیب بر هر بخش آن، دردی مشترک در دیگری پدید می‌آورد. این هم‌سرنوشتی فرهنگی و تاریخی، در روایت‌های دینی نیز با تمثیل «پیکر واحد» مؤمنان بازتاب یافته است.

شادروان دکتر شیرخانی، معاون پیشین دانشگاه تهران، در توصیفی دقیق و کوتاه، تاجیکان را «ایرانیان بیرون‌مرزی» می‌نامید؛ تعبیری که نشان می‌دهد مرزبندی‌های سیاسی تحمیل‌شده توسط استعمارگران در سده‌های پسین، تنها خطوطی اداری بوده‌ اند و نتوانسته‌اند ریشه‌های مشترک فرهنگی و زبانی را از یکدیگر جدا کنند.

با وجود این پیوندهای عمیق، پرسشی بنیادین در ذهن و فکر ۶۰ میلیون تاجیک منطقه شکل گرفته این است که: چرا ایران در تحولات پنجاه سال اخیر نتوانست در بزنگاه‌های تاریخی، آن‌گونه که انتظار می‌رفت، در کنار هم‌تباران تاجیک خود بایستد؟

برای پاسخ به این پرسش، می‌توان سه عامل کلیدی را برشمرد:

۱.⁠ ⁠انقلاب ۱۳۵۷ و تغییر روایت هویتی؛

پیروزی انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران چرخش گفتمانی در سیاست داخلی و خارجی ایران را موجب شد. روایت «امت» بر روایت «هویت» غلبه یافت و اولویت‌های فرهنگی و تاریخی جای خود را به پیوندهای مذهبی و ایدئولوژیک داد. این تغییر، به‌ صورت ناخواسته فاصله‌ای میان ایران و تاجیکان ایجاد کرد و توجه به جهان فارسی را در حاشیه قرار داد.

۲.جنگ هشت‌ ساله و فرسایش توان ملی؛

جنگ ایران و عراق بخش مهمی از زیرساخت‌ها و ظرفیت‌های ملی ایران را فرسوده ساخت. در چنین شرایطی، تمرکز سیاست خارجی ایران بر بازسازی داخلی قرار گرفت و امکان حمایت مؤثر از تاجیکان در آسیای مرکزی و افغانستان محدود شد.

۳.⁠ ⁠تغییر ترکیب نخبگان سیاسی در ایران؛

در دهه‌های پسین، جریان‌هایی در ساختار قدرت ایران نقش پررنگ‌تری یافتند که نه‌ تنها به جهان فارسی بی‌اعتنا بودند؛ بلکه گاه نزدیکی فرهنگی فارسی‌زبانان منطقه به ایران را تهدیدی سیاسی تلقی می‌کردند. چنین نگرشی شکاف‌هایی کوچکی میان جوامع فارسی‌زبان منطقه ایجاد کرد و حتی زمینه‌ساز نزدیکی برخی از این جریان‌ها با طالبان شد؛ نزدیکی‌ای که برای میلیون‌ها تاجیک منطقه؛ به‌ویژه در افغانستان، معنایی جز «بی‌وفایی برادرانه» نداشت.

۱.⁠ ⁠روایت تاجیکان از ساسانیان تا امروز؛

در حافظه تاریخی تاجیکان، شکست نهاوند و سپس خیزش‌های بابک خرمدین، مازیار و ابومسلم خراسانی، آغاز مقاومت در برابر سلطه سیاسی عرب تلقی می‌شود؛ سلطه‌ای که گرچه در ظاهر رنگ دینی داشت؛ اما در لایه‌های پنهان، انگیزه‌های قبیله‌ای در آن پررنگ بود. این مقاومت‌ها سرانجام پس از نزدیک به یک قرن، به فروپاشی قدرت عربی در تیسفون انجامید. با روی کار آمدن سامانیان پارسی تبار در بخارا، روایت هویت ایرانی با روایت امت اسلامی درهم آمیخت و دوره‌ای از شکوفایی فرهنگی پدید آمد. اما اشغال آسیای مرکزی توسط روسیه تزاری در ۱۸۷۵ و سپس مرزبندی‌های قومی طبق دستور لنین در سال ۱۹۲۴ زخم‌های تازه‌ای بر پیکره تاجیکان وارد کرد؛ در این مرزبندی‌ها، جغرافیای تاریخی تاجیکان؛ چون بخارا، سمرقند، سرخان دریا و… در دل ازبکستان جا گرفت و اینجا بود که روایت هویت را بار دیگر بیدار ساخت. از آن زمان تا امروز، روایت غالب در فرارود، روایت «هویت» بوده است.

در افغانستان اما مسیر متفاوتی طی شد. در کشوری که بنا بر برآوردهای آقایان پوتین و امام علی رحمان، ۴۷ درصد جمعیت آن را تاجیکان تشکیل می‌دهند، روایت «امت» همچنان دست بالا را داشت. جهاد علیه شوروی این روایت را تقویت کرد و تاجیکان توانستند پس از قرن‌ها بار دیگر به روایت امت از حاشیه به متن قدرت باز گردند.

اما این روایت امت‌گرایانه که ریشه‌ در اندیشه اخوان‌المسلمین مصر داشت، با روایت امت شیعی ایران هم‌ خوان نبود. همین تضاد سبب شد ایران در معادلات افغانستان بیشتر از عطف توجه به جامعه هزاره‌ که از دید مذهبی یکی بودند، داشته باشد و این امر فاصله‌ای میان تهران و رهبران تاجیک؛ از جمله شادروان استاد برهان‌الدین ربانی، رئیس‌جمهوری فقید مجاهدان و احمدشاه مسعود، شیر دره ی پنجشیر، اندکی ایجاد کرد. سخن منسوب به شادروان مسعود درباره «دو دل بودن ایرانی‌ها» که پس از عدم حمایت از فرزند او در مقاومت دوم علیه طالبان در سال ۱۴۰۰ منتشر شد، نیز در همین بستر قابل تفسیر است.

۲.⁠ ⁠ایران، تحریم‌ها و مسئولیت‌های دشوار؛
ایران در چهار دهه گذشته زیر فشار تحریم‌های ظالمانه و گسترده‌ای غربی قرار داشته است. با وجود این، در چهار موج مهاجرت از ۱۳۵۲ تا ۱۴۰۰ ایران یکی از مهم‌ترین پناهگاه‌های تاجیکان افغانستانی بوده است.

پس از تسلیمی جمهوریت در سال ۱۴۰۰ در حالی که بسیاری از سفارت‌های به اصطلاح دوست فعالیت خود را به صورت کامل متوقف کردند و درهای سفارت‌های خود را به روی مردم تنها رها شده‌ی ما بستند؛ سفارت ایران در چنین شرایطی در کابل با دو شیفت کاری به شدت به فعالیت خود ادامه داد و جان هزاران تن از نخبگان و نظامیان تاجیک و سایر اقوام را از مرگ حتمی نجات داد؛ اقدامی که در حافظه جمعی تاجیکان ماندگار مانده است و ماندگار خواهد ماند.

سخن پایانی این که: تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و تخریب زیرساخت‌ها و بناهای فرهنگی این کشور، حلقه‌ای تازه در زنجیره طولانی رنج‌های تاریخی ایران است. با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که این سرزمین همواره توان برخاستن از دل ویرانی و بازآفرینی خود را داشته است. به قول شاعر هم‌تبار تاجیکستانی ما:

ز درد اهل ایران بیشتر تاجیک محزون است
شگفتی نیست، او ما را جگر‌بند است و هم‌خون است.

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
💢بغداد حمله به حشد شعبی را به شورای امنیت می‌برد


حیدر العبودی، سخنگوی دولت عراق گفت: دولت هیچ اطلاعی از حمله عربستان و آمریکا به مقرهای الحشدالشعبی نداشت. نخست وزیر، وزارت خارجه را مکلف کرد تا یادداشتی را به شورای امنیت درباره بمباران مقرهای الحشدالشعبی ارائه دهد./ایسنا

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
گفت‌و‌گوی وزیر خارجه پاکستان با عراقچی

«محمد اسحاق دار» وزیر امور خارجه پاکستان امروز با «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران گفتگو کرد.

دو وزیر در مورد تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، با تمرکز ویژه بر وضعیت در حال تحول در منطقه و تلاش‌ها برای ارتقای صلح و ثبات، تبادل نظر کردند.

وزیر امور خارجه پاکستان همچنین رئوس مطالب توافقنامه دفاعی مشترک مکه که اخیراً بین پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه امضا شده است را به اشتراک گذاشت و بر اهداف آن مبنی بر تقویت همکاری‌های استراتژیک و کمک به صلح و امنیت منطقه‌ای تأکید کرد.

@Irdiplomacy
irdiplomacy.ir
گفتگوی تلفنی وزرای خارجه ایران و آلمان

🔹«سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و «یوهان واده فول» وزیر امور خارجه آلمان، عصر امروز در یک تماس تلفنی درباره تحولات دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی گفتگو کردند.

@irdiplomacy
Irdiplomacy.ir