در سال 2001 سه مدخل کوتاه زیر عناوین «قم»، «مشهد» و «حسینیه» برای دایرة المعارف اسلام و جهان مسلمان (Encyclopedia of Islam and the Muslim World) نوشتم. امروز با کمک هوش، به هر سه متن که سال 2004 منتشر شده بوده دسترسی پیدا کردم.
https://newikis.com/en/Fatima_bint_Musa?utm_source=chatgpt.com
https://www.encyclopedia.com/places/asia/iranian-political-geography/mashhad?utm_source=chatgpt.com
https://www.encyclopedia.com/religion/encyclopedias-almanacs-transcripts-and-maps/hosayniyya?utm_source=chatgpt.com
https://newikis.com/en/Fatima_bint_Musa?utm_source=chatgpt.com
https://www.encyclopedia.com/places/asia/iranian-political-geography/mashhad?utm_source=chatgpt.com
https://www.encyclopedia.com/religion/encyclopedias-almanacs-transcripts-and-maps/hosayniyya?utm_source=chatgpt.com
اعضای تحریریه مجله مکتب اسلام (دهه پنجاه):
از راست آقایان مشایخ: پیشوایی، الهامی، عقیقی، سبحانی، مکارم شیرازی، دوست محمدی، حقانی، حسنی، کامل خیرخواه
(با تشکر از آقای حسین شوندی)
https://t.me/jafarian1964
از راست آقایان مشایخ: پیشوایی، الهامی، عقیقی، سبحانی، مکارم شیرازی، دوست محمدی، حقانی، حسنی، کامل خیرخواه
(با تشکر از آقای حسین شوندی)
https://t.me/jafarian1964
مرحوم محمد جواد صاحبی موسس و مدیر کیهان اندیشه و یارانش
https://t.me/jafarian1964
https://t.me/jafarian1964
گزارشی از بزرگترین جشن ولادت رسول (ص) در اربل در نیمه اول قرن هفتم هجری
جشن مولد النبی (ص) را فاطمیان آغاز کردند و در این نکته از تاریخی تردیدی نیست. پس ازآن در مصر و سپس در عراق و نقاط دیگر جهان اسلام گسترش یافت. در این باره گزارشی در باره شهر اربل در دهه های نخست قرن هفتم داریم که بسیار ارزشمند است. این زمان، ملک مظفرالدین کوکبوری (م 630) فرمانروای اربل و از بزرگترین حامیان جشن میلاد پیامبر (ص) در قرن ششم و هفتم بود. نویسنده قلائد الجمان که معاصر اوست، ذیل شرح حال ابوالخطاب عمر بن حسن بن دحیه کلبی (م 633) که کتاب التنویر فی مولد السراج المنیر را در باره مولد النبی ص نوشت، می نویسد:
ابوالمعالی محمد بن ابیبکر بن ایوب، پس از بازگشت از سرزمینهای خراسان، به شهر اربل آمد و به سلطان آن شهر، ملک معظم مظفرالدین ابوسعید کوکبوری بن علی بکتکین ـ رضیاللهعنه ـ پیوست. سلطان در بزرگداشت او بسیار کوشید و بخششهای فراوان و بزرگی در حق وی کرد.
ابوالمعالی برای او کتابی تألیف کرد و آن را «کتاب التنویر فی مولد السراج المنیر» نام نهاد. این کتاب دربارۀ ولادت پیامبر اکرم ـ صلیاللهعلیهوآلهوسلم ـ بود و از شدت علاقه و دلبستگی سلطان به این موضوع و توجه و گوشسپردن او به آن حکایت داشت.
سبب این امر آن بود که ملک معظم مظفرالدین ـ قدّساللهروحه ـ در کاری ابتکار ورزیده بود که هیچیک از پادشاهان گذشته و خلفای پیشین بر او سبقت نگرفته بودند و این کار، به قصد تبرکجستن به ولادت پیامبر ـ علیهالسلام ـ به او اختصاص داشت.
بدین ترتیب که فرمان میداد از آغاز ماه صفر، گنبدها و آلاچیقهایی چوبی، پیوسته و منظم از خانقاهی که در پایین قلعۀ محفوظ قرار داشت تا خانقاهی که در نزدیکی دارالسلطنه، در داخل شهر، واقع بود، برپا کنند.
در روز بیستم ماه صفر، این بناها را با انواع پارچهها، گونههای سلاح و جامههای فاخر میآراستند و آویزهای زینتی در آنها میآویختند. خوانندگان و اهل طرب در آنها به آوازخوانی و اجرای موسیقی میپرداختند و مردم از شهرها و سرزمینهای گوناگون برای تماشا به آنجا میآمدند.
این مراسم و آذینبندیها تا دوازدهم ربیعالاول، که روز ولادت پیامبر ـ صلیاللهعلیهوآلهوسلم ـ است، ادامه مییافت.
پس از آن، گنبدها و آلاچیقها را برمیچیدند و به واعظان، عالمان و قاریان قرآن خلعت میبخشیدند. همچنین صدقات و بخششهایی میان فقیران و غریبانی که از سرزمینهای گوناگون، اعم از صوفیان و دیگران، به شهر آمده بودند، توزیع میکردند.
سلطان برای برگزاری این مراسم اموال بسیار هنگفتی هزینه میکرد.
نه در روزگاران گذشته و نه در دوران نزدیکتر به زمان ما، شنیده نشده است که در میان پادشاهان پیشین و سلاطین روزگاران گذشته، کسی جز این سلطان معظم به چنین کاری همت گماشته و تا این اندازه در برگزاری آن اهتمام و مبالغه کرده باشد.
پس خداوند از او خشنود باد و او را خشنود گرداند، و در آخرت به آنچه آرزو دارد برساند، و پاداشش را فراوان سازد، و فرجام و بازگشتگاهش را نیکو گرداند؛ به حرمت محمد و خاندان او، همگی آن نیکان و پاکان. (قلائد الجمان فی فرائد شعراء هذا الزمان، کمال الدین ابوالبرکات مبارک بن شعّار موصلی (م 654)، 4/193)
https://t.me/jafarian1964
این جشن را وهابی ها به اسم مبارزه با بدعت در جهان اسلام نابود کردند
جشن مولد النبی (ص) را فاطمیان آغاز کردند و در این نکته از تاریخی تردیدی نیست. پس ازآن در مصر و سپس در عراق و نقاط دیگر جهان اسلام گسترش یافت. در این باره گزارشی در باره شهر اربل در دهه های نخست قرن هفتم داریم که بسیار ارزشمند است. این زمان، ملک مظفرالدین کوکبوری (م 630) فرمانروای اربل و از بزرگترین حامیان جشن میلاد پیامبر (ص) در قرن ششم و هفتم بود. نویسنده قلائد الجمان که معاصر اوست، ذیل شرح حال ابوالخطاب عمر بن حسن بن دحیه کلبی (م 633) که کتاب التنویر فی مولد السراج المنیر را در باره مولد النبی ص نوشت، می نویسد:
ابوالمعالی محمد بن ابیبکر بن ایوب، پس از بازگشت از سرزمینهای خراسان، به شهر اربل آمد و به سلطان آن شهر، ملک معظم مظفرالدین ابوسعید کوکبوری بن علی بکتکین ـ رضیاللهعنه ـ پیوست. سلطان در بزرگداشت او بسیار کوشید و بخششهای فراوان و بزرگی در حق وی کرد.
ابوالمعالی برای او کتابی تألیف کرد و آن را «کتاب التنویر فی مولد السراج المنیر» نام نهاد. این کتاب دربارۀ ولادت پیامبر اکرم ـ صلیاللهعلیهوآلهوسلم ـ بود و از شدت علاقه و دلبستگی سلطان به این موضوع و توجه و گوشسپردن او به آن حکایت داشت.
سبب این امر آن بود که ملک معظم مظفرالدین ـ قدّساللهروحه ـ در کاری ابتکار ورزیده بود که هیچیک از پادشاهان گذشته و خلفای پیشین بر او سبقت نگرفته بودند و این کار، به قصد تبرکجستن به ولادت پیامبر ـ علیهالسلام ـ به او اختصاص داشت.
بدین ترتیب که فرمان میداد از آغاز ماه صفر، گنبدها و آلاچیقهایی چوبی، پیوسته و منظم از خانقاهی که در پایین قلعۀ محفوظ قرار داشت تا خانقاهی که در نزدیکی دارالسلطنه، در داخل شهر، واقع بود، برپا کنند.
در روز بیستم ماه صفر، این بناها را با انواع پارچهها، گونههای سلاح و جامههای فاخر میآراستند و آویزهای زینتی در آنها میآویختند. خوانندگان و اهل طرب در آنها به آوازخوانی و اجرای موسیقی میپرداختند و مردم از شهرها و سرزمینهای گوناگون برای تماشا به آنجا میآمدند.
این مراسم و آذینبندیها تا دوازدهم ربیعالاول، که روز ولادت پیامبر ـ صلیاللهعلیهوآلهوسلم ـ است، ادامه مییافت.
پس از آن، گنبدها و آلاچیقها را برمیچیدند و به واعظان، عالمان و قاریان قرآن خلعت میبخشیدند. همچنین صدقات و بخششهایی میان فقیران و غریبانی که از سرزمینهای گوناگون، اعم از صوفیان و دیگران، به شهر آمده بودند، توزیع میکردند.
سلطان برای برگزاری این مراسم اموال بسیار هنگفتی هزینه میکرد.
نه در روزگاران گذشته و نه در دوران نزدیکتر به زمان ما، شنیده نشده است که در میان پادشاهان پیشین و سلاطین روزگاران گذشته، کسی جز این سلطان معظم به چنین کاری همت گماشته و تا این اندازه در برگزاری آن اهتمام و مبالغه کرده باشد.
پس خداوند از او خشنود باد و او را خشنود گرداند، و در آخرت به آنچه آرزو دارد برساند، و پاداشش را فراوان سازد، و فرجام و بازگشتگاهش را نیکو گرداند؛ به حرمت محمد و خاندان او، همگی آن نیکان و پاکان. (قلائد الجمان فی فرائد شعراء هذا الزمان، کمال الدین ابوالبرکات مبارک بن شعّار موصلی (م 654)، 4/193)
https://t.me/jafarian1964
این جشن را وهابی ها به اسم مبارزه با بدعت در جهان اسلام نابود کردند
جناب آقای مدرس سعیدی از دانشجویان سابق ما در گروه تاریخ و عضو هیئت علمی دانشنامه جهان اسلام، متن زیر را در باره جشن های مولد النبی در اربل فرستادند که اینجا می گذارم
Forwarded from عکس نگار
جشن مولود برای من قبل از هرچیز یادآور نوای دف و صدای دلنشین تواشیح کردی و عربی، آمیخته با لحن مریوانی و اورامانی است که از گلدسته های مسجد حضرت عثمان، محله لیلاخی های مریوان به گوش برسد و شاید از یک غروب سرد برفی، در ضمیر ناخودآگاهم باقی مانده باشد.
نام مولود و مولودی خوانی با مناطق کردنشین آمیخته است و در مناطق دیگر جهان اسلام به این شیوه متداول نیست. منابع تاریخی ایجاد سنت جشن گرفتن روز میلاد پیامبر اسلام را به مظفرالدین کوکبری (حکمرانی از ۵۸۶ تا ۶۳۰ هجری قمری) ، فرمانروای اربیل نسبت داده اند. شاید که این رسم، به نوعی در واکنش به عید میلاد مسیح پدید آمده باشد؛ به خصوص که در زمان سلطان مظفرالدین علاوه بر کردهای مسلمان، شمار زیادی از مسیحیان سریانی هم در اربیل زندگی میکردند.
به فرمان سلطان مظفرالدین، برای شرکت در مراسمی که هرسال به مناسبت میلاد پیامبر اسلام ترتیب داده میشد، شمار زیادی از علما و شاعران و وعاظ و صوفیان از مناطقی مانند بغداد و موصل و جزیره و سنجار و عراق عجم به اربیل دعوت میشدند و از محرم تا ربیع الاول در این شهر اقامت میکردند. گفته شده نویسنده ای به نام حافظ ابن خطاب ابن دحیه که به اربیل وارد شد و میزان اهتمام فرمانروای این شهر به گرامیداشت میلاد پیامبر را مشاهده کرد، کتابی با عنوان " التنویر فی مولود السراج المنیر" به نام سلطان مظفرالدین کوکبری تالیف کرد و علاوه بر هزینه اقامتش در اربیل، پاداش شایانی هم دریافت نمود.
مدرس سعیدی
پ.ن۱: تصویر مربوط به بزرگداشت مولود پیامبر در کنار ارگ تاریخی اربیل است.
پ.ن۲: برای اطلاعات تاریخی در این باره رجوع کنید به : ابن خلکان،ج۴، ص ۱۱۷ تا ۱۱۹، ترجمه سلطان مظفرالدین کوکبری
نام مولود و مولودی خوانی با مناطق کردنشین آمیخته است و در مناطق دیگر جهان اسلام به این شیوه متداول نیست. منابع تاریخی ایجاد سنت جشن گرفتن روز میلاد پیامبر اسلام را به مظفرالدین کوکبری (حکمرانی از ۵۸۶ تا ۶۳۰ هجری قمری) ، فرمانروای اربیل نسبت داده اند. شاید که این رسم، به نوعی در واکنش به عید میلاد مسیح پدید آمده باشد؛ به خصوص که در زمان سلطان مظفرالدین علاوه بر کردهای مسلمان، شمار زیادی از مسیحیان سریانی هم در اربیل زندگی میکردند.
به فرمان سلطان مظفرالدین، برای شرکت در مراسمی که هرسال به مناسبت میلاد پیامبر اسلام ترتیب داده میشد، شمار زیادی از علما و شاعران و وعاظ و صوفیان از مناطقی مانند بغداد و موصل و جزیره و سنجار و عراق عجم به اربیل دعوت میشدند و از محرم تا ربیع الاول در این شهر اقامت میکردند. گفته شده نویسنده ای به نام حافظ ابن خطاب ابن دحیه که به اربیل وارد شد و میزان اهتمام فرمانروای این شهر به گرامیداشت میلاد پیامبر را مشاهده کرد، کتابی با عنوان " التنویر فی مولود السراج المنیر" به نام سلطان مظفرالدین کوکبری تالیف کرد و علاوه بر هزینه اقامتش در اربیل، پاداش شایانی هم دریافت نمود.
مدرس سعیدی
پ.ن۱: تصویر مربوط به بزرگداشت مولود پیامبر در کنار ارگ تاریخی اربیل است.
پ.ن۲: برای اطلاعات تاریخی در این باره رجوع کنید به : ابن خلکان،ج۴، ص ۱۱۷ تا ۱۱۹، ترجمه سلطان مظفرالدین کوکبری
image_2026-10-16_11-22-25.png
6.8 MB
صفحه ای است که روز چهارشنبه 3 شهریور 1372 در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شده است.
در این صفحه، فهرستی از بیشتر کتابهایی که تا آن وقت، توسط معاونت بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی برای نشر اندیشه های اسلام و انقلاب به زبان های زنده دنیا منتشر شده آمده است. صفحه بسیار ارزشمندی است و دقیقا تولید محتوا را در دهه اول انقلاب در زبان های دیگر نشان می دهد. پشت سر این اقدامات آقایان تسخیری و محمد باقر انصاری محلاتی قرار داشتند. مترجمان این آثار از شیفتگان انقلاب اسلامی در کشورهای مختلف و داخل ایران بودند.
https://t.me/jafarian1964
در این صفحه، فهرستی از بیشتر کتابهایی که تا آن وقت، توسط معاونت بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی برای نشر اندیشه های اسلام و انقلاب به زبان های زنده دنیا منتشر شده آمده است. صفحه بسیار ارزشمندی است و دقیقا تولید محتوا را در دهه اول انقلاب در زبان های دیگر نشان می دهد. پشت سر این اقدامات آقایان تسخیری و محمد باقر انصاری محلاتی قرار داشتند. مترجمان این آثار از شیفتگان انقلاب اسلامی در کشورهای مختلف و داخل ایران بودند.
https://t.me/jafarian1964
در کتاب فرانسوی Le Mahomet des historiens (محمد از نگاه مورخان)، به سرپرستی محمدعلی امیرمعزی و جان تولان، منتشرشده در سال ۲۰۲۵، بخشی مشخص به بررسی آثار و روش تاریخنگاری رسول جعفریان اختصاص یافته است.
این بخش در فصل بیستوهشتم کتاب، با عنوان کلی «تاریخنگاری، الهیات تاریخ و کلام شیعی» قرار دارد و عنوان اختصاصی آن چنین است:
La biographie de Muḥammad entre méthode historique et hagiographie : l’œuvre de Rasūl Jaʿfariyān, clerc historiographe
ترجمه عنوان:
«زندگینامه محمد میان روش تاریخی و قدیسنگاری: آثار رسول جعفریان، روحانیِ تاریخنگار»
میتوانم این بخش را بهطور کامل، دقیق و بدون تلخیص به فارسی ترجمه کنم؛ با حفظ ارجاعات، نام کتابها، اصطلاحات تخصصی و لحن انتقادی نویسنده. در ترجمه نیز داوریهای نویسنده را عیناً منعکس میکنم و از افزودن توضیح یا دفاع و نقد شخصی در متن ترجمه خودداری خواهم کرد.
ترجمه کامل بخش مربوط به رسول جعفریان
زندگینامه محمد میان روش تاریخی و قدیسنگاری: آثار رسول جعفریان، روحانی تاریخنگار
چهار دهه پس از مطهری، رسول جعفریان، روحانی تاریخنگار، کتابی با دقیقاً همان عنوان، یعنی سیری در سیره نبوی (۲۰۰۶)، منتشر کرد. او که در سال ۱۹۶۴ در استان اصفهان به دنیا آمد، تحصیلات دینی خود را در قم گذراند. در همان سالی که کتاب سیری در سیره نبوی را منتشر کرد، به استادی تاریخ در دانشگاه تهران منصوب شد. این روحانی بهسبب پژوهشهایش درباره تاریخ تشیع شهرت دارد. او در کنار تدریس و انتشار آثار علمی، مسئولیتهای مهمی در مدیریت کتابخانههای مختلف دانشگاهی بر عهده داشته است.
وی بیش از یک کتاب به زندگینامه پیامبر اسلام اختصاص داده است. افزون بر سیری در سیره نبوی، کتاب تاریخ سیاسی اسلام: سیره رسول خدا (ص) (۲۰۰۰، چاپ پانزدهم ۲۰۱۳) را منتشر کرده است. همچنین سرپرستی یک اثر گروهی با عنوان نقد و بررسی منابع سیره نبوی (۲۰۰۸) را بر عهده داشته است. تاکنون من تنها به نخستین کتاب یادشده، یعنی سیری در سیره نبوی، دسترسی داشتهام.
این اثر به شیوهای ابتکاری دو رویکرد زندگینامهنویسی را با یکدیگر ترکیب میکند. در واقع، کتاب بدون آنکه این دو رویکرد را در یک ترکیب منسجم به هم پیوند دهد، گونه ادبی سیرهنویسی را که بهصورت قدیسنگاری با هدف اخلاقی به کار میرود، با تلاشی برای نگارش زندگینامهای مطابق با معیارهای دانش تاریخنگاری جدید درهم میآمیزد.
در چارچوب گونه نخست، نقل شعری از سعدی در آغاز کتاب، عشق شاعر به پیامبر محمد و زیبایی او را یادآور میشود. سعدی در مصراع دوم بیت دوم چنین میسراید: «عشق محمد بس است و آل محمد».
به نظر میرسد جعفریان از همان ابتدا دوگانگی این دو گونه معرفتی را پذیرفته است؛ چنانکه کلیدواژههایی که برای مشخصکردن حوزه علمی و موضوع اثر خود برگزیده، بهترتیب عبارتاند از: پیامبر خدا؛ زندگینامه به معنای تاریخنگارانه و غیردینی آن، یا «سرگذشتنامه»؛ اخلاق؛ و سنت نبوی.
نویسنده در مقدمه، از همان آغاز در چارچوب قدیسنگاری قرار میگیرد؛ زیرا تأکید میکند آیه قرآنیای که «رسول خدا» را «اسوه حسنه» معرفی میکند، بیش از هر آیه دیگری بیانگر «کمال و زیبایی محمد» است.
به تعبیر تاریخنگار مورد بحث ما، عشق به محمد از همان آغاز مسلمانان را بر آن داشت که «زندگینامه پیامبر خود را بنویسند، همانگونه که احادیث و گفتارهای محمد [با ذکر صلوات اختصاری] را، بنا بر سخنان [امام علی زینالعابدین]، به نگارش درآوردند».
او در ادامه مینویسد:
«در مورد سیره پیامبر، آنچه در قرآن آمده، بهترین مطالب است؛ زیرا نخست، سخن آفریدگار است؛ دوم، به همان دوران پیامبر تعلق دارد؛ و سوم، بهطور کامل از تحریف و اشتباه محفوظ مانده است. ازاینرو، در نگارش زندگینامه [پیامبر] باید قرآن را مبنا قرار داد و از دیگر آثار بهعنوان منابع کمکی استفاده کرد.»
دشوار است بتوان روش تاریخی ـ انتقادی را با چنین آسودگیای نادیده گرفت.
نویسنده توضیح میدهد که کتاب او خلاصهای از زندگینامه مفصلتری درباره پیامبر اسلام است که پیشتر با عنوان سیره رسول خدا نوشته است؛ تاریخی برای انتشار آن ذکر نشده است. این اثر مختصر با هدف برانگیختن عشقی پرشور به محمد نوشته شده است؛ عشقی که بتواند انگیزه نگارش زندگینامههای تازه و بیشمار دیگری شود.
جعفریان، در حالی که از هرگونه نقد منابع مکتوب اسلامی چشم میپوشد، هنگامی که به توصیف فرهنگ شبهجزیره عربستان پیش از دعوت اسلام میپردازد، دادههای تاریخنگاری دینیِ معیار و پذیرفتهشده را نیز بدون بررسی انتقادی بازمیگیرد. اما همزمان، برای توصیف جغرافیای همان شبهجزیره از دادههای معاصر بهره میبرد (جعفریان، سیری در سیره نبوی، فصل اول).
این بخش در فصل بیستوهشتم کتاب، با عنوان کلی «تاریخنگاری، الهیات تاریخ و کلام شیعی» قرار دارد و عنوان اختصاصی آن چنین است:
La biographie de Muḥammad entre méthode historique et hagiographie : l’œuvre de Rasūl Jaʿfariyān, clerc historiographe
ترجمه عنوان:
«زندگینامه محمد میان روش تاریخی و قدیسنگاری: آثار رسول جعفریان، روحانیِ تاریخنگار»
میتوانم این بخش را بهطور کامل، دقیق و بدون تلخیص به فارسی ترجمه کنم؛ با حفظ ارجاعات، نام کتابها، اصطلاحات تخصصی و لحن انتقادی نویسنده. در ترجمه نیز داوریهای نویسنده را عیناً منعکس میکنم و از افزودن توضیح یا دفاع و نقد شخصی در متن ترجمه خودداری خواهم کرد.
ترجمه کامل بخش مربوط به رسول جعفریان
زندگینامه محمد میان روش تاریخی و قدیسنگاری: آثار رسول جعفریان، روحانی تاریخنگار
چهار دهه پس از مطهری، رسول جعفریان، روحانی تاریخنگار، کتابی با دقیقاً همان عنوان، یعنی سیری در سیره نبوی (۲۰۰۶)، منتشر کرد. او که در سال ۱۹۶۴ در استان اصفهان به دنیا آمد، تحصیلات دینی خود را در قم گذراند. در همان سالی که کتاب سیری در سیره نبوی را منتشر کرد، به استادی تاریخ در دانشگاه تهران منصوب شد. این روحانی بهسبب پژوهشهایش درباره تاریخ تشیع شهرت دارد. او در کنار تدریس و انتشار آثار علمی، مسئولیتهای مهمی در مدیریت کتابخانههای مختلف دانشگاهی بر عهده داشته است.
وی بیش از یک کتاب به زندگینامه پیامبر اسلام اختصاص داده است. افزون بر سیری در سیره نبوی، کتاب تاریخ سیاسی اسلام: سیره رسول خدا (ص) (۲۰۰۰، چاپ پانزدهم ۲۰۱۳) را منتشر کرده است. همچنین سرپرستی یک اثر گروهی با عنوان نقد و بررسی منابع سیره نبوی (۲۰۰۸) را بر عهده داشته است. تاکنون من تنها به نخستین کتاب یادشده، یعنی سیری در سیره نبوی، دسترسی داشتهام.
این اثر به شیوهای ابتکاری دو رویکرد زندگینامهنویسی را با یکدیگر ترکیب میکند. در واقع، کتاب بدون آنکه این دو رویکرد را در یک ترکیب منسجم به هم پیوند دهد، گونه ادبی سیرهنویسی را که بهصورت قدیسنگاری با هدف اخلاقی به کار میرود، با تلاشی برای نگارش زندگینامهای مطابق با معیارهای دانش تاریخنگاری جدید درهم میآمیزد.
در چارچوب گونه نخست، نقل شعری از سعدی در آغاز کتاب، عشق شاعر به پیامبر محمد و زیبایی او را یادآور میشود. سعدی در مصراع دوم بیت دوم چنین میسراید: «عشق محمد بس است و آل محمد».
به نظر میرسد جعفریان از همان ابتدا دوگانگی این دو گونه معرفتی را پذیرفته است؛ چنانکه کلیدواژههایی که برای مشخصکردن حوزه علمی و موضوع اثر خود برگزیده، بهترتیب عبارتاند از: پیامبر خدا؛ زندگینامه به معنای تاریخنگارانه و غیردینی آن، یا «سرگذشتنامه»؛ اخلاق؛ و سنت نبوی.
نویسنده در مقدمه، از همان آغاز در چارچوب قدیسنگاری قرار میگیرد؛ زیرا تأکید میکند آیه قرآنیای که «رسول خدا» را «اسوه حسنه» معرفی میکند، بیش از هر آیه دیگری بیانگر «کمال و زیبایی محمد» است.
به تعبیر تاریخنگار مورد بحث ما، عشق به محمد از همان آغاز مسلمانان را بر آن داشت که «زندگینامه پیامبر خود را بنویسند، همانگونه که احادیث و گفتارهای محمد [با ذکر صلوات اختصاری] را، بنا بر سخنان [امام علی زینالعابدین]، به نگارش درآوردند».
او در ادامه مینویسد:
«در مورد سیره پیامبر، آنچه در قرآن آمده، بهترین مطالب است؛ زیرا نخست، سخن آفریدگار است؛ دوم، به همان دوران پیامبر تعلق دارد؛ و سوم، بهطور کامل از تحریف و اشتباه محفوظ مانده است. ازاینرو، در نگارش زندگینامه [پیامبر] باید قرآن را مبنا قرار داد و از دیگر آثار بهعنوان منابع کمکی استفاده کرد.»
دشوار است بتوان روش تاریخی ـ انتقادی را با چنین آسودگیای نادیده گرفت.
نویسنده توضیح میدهد که کتاب او خلاصهای از زندگینامه مفصلتری درباره پیامبر اسلام است که پیشتر با عنوان سیره رسول خدا نوشته است؛ تاریخی برای انتشار آن ذکر نشده است. این اثر مختصر با هدف برانگیختن عشقی پرشور به محمد نوشته شده است؛ عشقی که بتواند انگیزه نگارش زندگینامههای تازه و بیشمار دیگری شود.
جعفریان، در حالی که از هرگونه نقد منابع مکتوب اسلامی چشم میپوشد، هنگامی که به توصیف فرهنگ شبهجزیره عربستان پیش از دعوت اسلام میپردازد، دادههای تاریخنگاری دینیِ معیار و پذیرفتهشده را نیز بدون بررسی انتقادی بازمیگیرد. اما همزمان، برای توصیف جغرافیای همان شبهجزیره از دادههای معاصر بهره میبرد (جعفریان، سیری در سیره نبوی، فصل اول).
افزون بر این، نویسنده بیهیچ تردیدی تقسیمبندی متعارف رسالت محمد به دو دوره را خلاصه میکند: دوره نخست که با اعلام وحی دریافتشده مشخص میشود و دوره دوم که با دعوت دینی و مبارزه با «مشرکان» شناخته میشود (فصل دوم).
جعفریان در فصلهای بعدی، برخی از رویدادهای برجسته زندگی پیامبر اسلام و آغاز شکلگیری جامعه مسلمانان در مدینه را روایت میکند. او همچنان منحصراً بر قرآن تکیه دارد.
سپس کتاب خود را با هشداری به پایان میبرد:
«پیامبر [...] هر آنچه را باید میگفت، گفته بود. اما [...] نگران بود که امت او آنچه را اعلام کرده بود، نادیده بگیرند. و حوادث مسیر خود را پیمودند.»
او برای پایاندادن به متن، بار دیگر همان ابیات سعدی را که در آغاز کتاب آورده بود، تکرار میکند.
این ترجمه، تمام متن زیرعنوان اختصاصی رسول جعفریان است؛ از آغاز آن تا پیش از علامت جداکنندهای که نویسنده با آن وارد جمعبندی کلی فصل میشود. متن اصلی را بدون حذف داوریهای انتقادی نویسنده ترجمه کردهام.
نکته مهم: نویسنده تصریح میکند که از میان آثار نامبرده رسول جعفریان، فقط به کتاب سیری در سیره نبوی دسترسی داشته است. بنابراین ارزیابی تفصیلی او در این قسمت، اساساً بر همین یک کتاب استوار است، نه بر بررسی مجموع آثار تاریخی جعفریان.
این بخش در صفحات ۱۱۵۶ تا ۱۱۵۸ فایل PDF قرار گرفته و حدود دو صفحه متن فرانسوی است.
اما یک نکته مهم وجود دارد: این تمام مطالب کتاب درباره رسول جعفریان نیست. نام و آثار ایشان در چند جای دیگر نیز مطرح شده است:
- صفحه ۱۱۲۶: در مقدمه فصل بیستوهشتم، از رسول جعفریان بهعنوان تاریخنگار حرفهای نام برده شده است.
- صفحه ۱۱۵۲: نویسنده توضیح میدهد که بررسی آثار جعفریان را نمونهای از تحولات تاریخنگاری دانشگاهی معاصر ایران میداند.
- صفحات ۱۱۵۶ تا ۱۱۵۸: بررسی اصلی کتاب سیری در سیره نبوی که ترجمه کردم.
- صفحه ۱۱۶۰: مشخصات کتابشناختی اثر جعفریان.
- صفحه ۱۱۷۷: در فصل بعدی نیز به زندگینامههای پیامبر نوشته رسول جعفریان اشاره شده و درباره رویکرد دفاعیهنویسانه آنها داوری شده است.
جعفریان در فصلهای بعدی، برخی از رویدادهای برجسته زندگی پیامبر اسلام و آغاز شکلگیری جامعه مسلمانان در مدینه را روایت میکند. او همچنان منحصراً بر قرآن تکیه دارد.
سپس کتاب خود را با هشداری به پایان میبرد:
«پیامبر [...] هر آنچه را باید میگفت، گفته بود. اما [...] نگران بود که امت او آنچه را اعلام کرده بود، نادیده بگیرند. و حوادث مسیر خود را پیمودند.»
او برای پایاندادن به متن، بار دیگر همان ابیات سعدی را که در آغاز کتاب آورده بود، تکرار میکند.
این ترجمه، تمام متن زیرعنوان اختصاصی رسول جعفریان است؛ از آغاز آن تا پیش از علامت جداکنندهای که نویسنده با آن وارد جمعبندی کلی فصل میشود. متن اصلی را بدون حذف داوریهای انتقادی نویسنده ترجمه کردهام.
نکته مهم: نویسنده تصریح میکند که از میان آثار نامبرده رسول جعفریان، فقط به کتاب سیری در سیره نبوی دسترسی داشته است. بنابراین ارزیابی تفصیلی او در این قسمت، اساساً بر همین یک کتاب استوار است، نه بر بررسی مجموع آثار تاریخی جعفریان.
این بخش در صفحات ۱۱۵۶ تا ۱۱۵۸ فایل PDF قرار گرفته و حدود دو صفحه متن فرانسوی است.
اما یک نکته مهم وجود دارد: این تمام مطالب کتاب درباره رسول جعفریان نیست. نام و آثار ایشان در چند جای دیگر نیز مطرح شده است:
- صفحه ۱۱۲۶: در مقدمه فصل بیستوهشتم، از رسول جعفریان بهعنوان تاریخنگار حرفهای نام برده شده است.
- صفحه ۱۱۵۲: نویسنده توضیح میدهد که بررسی آثار جعفریان را نمونهای از تحولات تاریخنگاری دانشگاهی معاصر ایران میداند.
- صفحات ۱۱۵۶ تا ۱۱۵۸: بررسی اصلی کتاب سیری در سیره نبوی که ترجمه کردم.
- صفحه ۱۱۶۰: مشخصات کتابشناختی اثر جعفریان.
- صفحه ۱۱۷۷: در فصل بعدی نیز به زندگینامههای پیامبر نوشته رسول جعفریان اشاره شده و درباره رویکرد دفاعیهنویسانه آنها داوری شده است.
Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (Ras)
دیداری_با_خانواده_محسن_کمالیان_،_پدرش_رحیم_و_مادرش_هلا.pdf
2.3 MB
متن سخنرانی بنده خدا در شب محسن کمالیان