امروز زادروز جبار باغچهبان است. او و همسرش در کتاب«روشنگران تاریکی؛ خودنوشتهای باغچهبان و همسرش» از مسیری گفتهاند که برای رسیدن به رؤیاهایشان طی کردهاند.
در #نمایشگاه۹۷ در C2 غرفه ۲۲۹
@kaaghaz
در #نمایشگاه۹۷ در C2 غرفه ۲۲۹
@kaaghaz
Forwarded from کاغذ
محمد ملاعباسی:
بالأخره کتاب بسیار مشهور ایلان پاپه، «پاکسازی قومی فلسطین»، با ترجمۀ نهچندان بدی منتشر شد؛ انتشارات اطلاعات. این چند روز خواندمش. روایتی هولناک و پرجزئیات از فرایند تخریب روستاهای فلسطینی، کوچ اجباری مردم و با چاشنی کشتارهای دستهجمعی. پاپه اتفاقاتی را بازگو میکند که طی برنامهای شش ماهه در ۱۹۸۴ اتفاق افتادند؛ چیزی که میان فلسطینیها به «نکبت» مشهور است. پیشدرآمد آنها سالها تحقیق قومنگارانۀ دقیق بود؛ دربارۀ تکتک روستائیان فلسطینی و علایق و داراییهایشان، حتی در حد توصیف تکتک درختهای روستا. و بعد، بلافاصله پس از خروج بریتانیا از فلسطین، اقدامات نظامی شروع میشود. از مسمومکردن آب شهرها بگیرید تا کشتن همۀ مردهای روستا، تجاوزهای وسیع، گرسنگیدادن و شکنجه و غیره و غیره. طی این فرایند از هر دو فلسطینی، یک نفر خانهاش را از دست میدهد. اما اسرائیل برای دهها سال به تعبیر پاپه این «جنایت علیه بشریت» را کوچ اختیاری فلسطینیها جا میزند و مجریان آن تا آخر عمر با سرافزاری و افتخار زندگی میکنند. کتاب پاپه مثل یک فیلم سینمایی پستمدرن در ژانر وحشت است که در آن جنایتکارها هیچگاه تقاص پس نمیدهند...
https://goo.gl/gzPYy7
پاکسازی قومی فلسطین | ایلان پاپه | محسن کرباسفروشان | انتشارات اطلاعات | ۶۳۲ص، وزیری | ۳۵۰۰۰تومان
#پیشنهاد_کتاب #معرفی_کتاب #پیشخان
@kaaghaz
بالأخره کتاب بسیار مشهور ایلان پاپه، «پاکسازی قومی فلسطین»، با ترجمۀ نهچندان بدی منتشر شد؛ انتشارات اطلاعات. این چند روز خواندمش. روایتی هولناک و پرجزئیات از فرایند تخریب روستاهای فلسطینی، کوچ اجباری مردم و با چاشنی کشتارهای دستهجمعی. پاپه اتفاقاتی را بازگو میکند که طی برنامهای شش ماهه در ۱۹۸۴ اتفاق افتادند؛ چیزی که میان فلسطینیها به «نکبت» مشهور است. پیشدرآمد آنها سالها تحقیق قومنگارانۀ دقیق بود؛ دربارۀ تکتک روستائیان فلسطینی و علایق و داراییهایشان، حتی در حد توصیف تکتک درختهای روستا. و بعد، بلافاصله پس از خروج بریتانیا از فلسطین، اقدامات نظامی شروع میشود. از مسمومکردن آب شهرها بگیرید تا کشتن همۀ مردهای روستا، تجاوزهای وسیع، گرسنگیدادن و شکنجه و غیره و غیره. طی این فرایند از هر دو فلسطینی، یک نفر خانهاش را از دست میدهد. اما اسرائیل برای دهها سال به تعبیر پاپه این «جنایت علیه بشریت» را کوچ اختیاری فلسطینیها جا میزند و مجریان آن تا آخر عمر با سرافزاری و افتخار زندگی میکنند. کتاب پاپه مثل یک فیلم سینمایی پستمدرن در ژانر وحشت است که در آن جنایتکارها هیچگاه تقاص پس نمیدهند...
https://goo.gl/gzPYy7
پاکسازی قومی فلسطین | ایلان پاپه | محسن کرباسفروشان | انتشارات اطلاعات | ۶۳۲ص، وزیری | ۳۵۰۰۰تومان
#پیشنهاد_کتاب #معرفی_کتاب #پیشخان
@kaaghaz
Forwarded from قدحهای نهانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتوگوی شمشیر و گردن
بخشی کوتاه از مصاحبه ریچارد کارلتون با غسان کنفانی نویسنده و مبارز فلسطینی در سال ۱۹۷۰ درباره مذاکره با اسرائیل
موساد کنفانی را دو سال بعد در بیروت ترور کرد.
بخشی کوتاه از مصاحبه ریچارد کارلتون با غسان کنفانی نویسنده و مبارز فلسطینی در سال ۱۹۷۰ درباره مذاکره با اسرائیل
موساد کنفانی را دو سال بعد در بیروت ترور کرد.
«قصهها» مجموعهای از داستانهای غسان کَنَفانی است که انتشارات روزبهان با ترجمهٔ غلامرضا امامی منتشرش کرده است.
#پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
#پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
Forwarded from تلنگر
مانیفست یک فمنیست در پانزده پیشنهاد، نوشته چیماندا نگوزی آدیشی، ترجمه فاطمه پور جعفری. نشر مانیا هنر، 1397
#زنان #فمنیسم
لیلا پاپلی
کتاب کوچک مانیفست ...شامل نامه ای است که فمنیست نیجریه ای ، چیماندا آدیشی، برای دوست تازه مادر شده اش نوشته است. این نامه شامل پانزده توصیه برای بار آوردن دحتری مستقل و فمنیست است. شاید در مرحله اول به نظر بیاید که این بایدها را می دانیم اما کمی که دقیق می شویم حس می کنیم این ها دقیقا همانهایی است که از دنیایمان غایب است که اگر بود، جهان عادلانه تر بود. مانیفست...را به همه آدمهایی که کودکی را پرورش می دهند توصیه می کنم.
@talagorbook
#زنان #فمنیسم
لیلا پاپلی
کتاب کوچک مانیفست ...شامل نامه ای است که فمنیست نیجریه ای ، چیماندا آدیشی، برای دوست تازه مادر شده اش نوشته است. این نامه شامل پانزده توصیه برای بار آوردن دحتری مستقل و فمنیست است. شاید در مرحله اول به نظر بیاید که این بایدها را می دانیم اما کمی که دقیق می شویم حس می کنیم این ها دقیقا همانهایی است که از دنیایمان غایب است که اگر بود، جهان عادلانه تر بود. مانیفست...را به همه آدمهایی که کودکی را پرورش می دهند توصیه می کنم.
@talagorbook
اولین کتابخانه اوتیسم ایران افتتاح شد تا مکانی برای جمع شدن افراد مبتلا به اوتیسم، کتابخوانی و افزایش تعاملات اجتماعی آنها باشد.
آدرس: خیابان جمهوری، خیابان برادران یاسری، نبش دیلمان، پلاک ۲
در ایران به ازای هر ۱۵۰ تولد، یک کودک مبتلا به اوتیسم میشود.
https://goo.gl/JiyHzv
#توییتر #خبر
@kaaghaz
آدرس: خیابان جمهوری، خیابان برادران یاسری، نبش دیلمان، پلاک ۲
در ایران به ازای هر ۱۵۰ تولد، یک کودک مبتلا به اوتیسم میشود.
https://goo.gl/JiyHzv
#توییتر #خبر
@kaaghaz
آب این است
«دوتا ماهی داشتند شنا میکردند که سر راهشان خوردند به یک ماهی پیرتر که داشت از آنور میآمد و برایشان سر تکان داد و گفت "صبح به خیر بچهها آب چطوره؟" بعد دوتا ماهی جوان کمی دیگر شنا کردند تا آخرش یکیشان به آن یکی نگاه کرد و گفت "آب دیگه چه کوفتیه؟"
اگر نگران شدید که میخواهم خودم را آن ماهی پیر دانا جا بزنم و به شما ماهیهای جوان بگویم آب چیست، خواهش میکنم نگران نباشید. من آن ماهی پیر دانا نیستم. منظور دمدستی داستان ماهیها این است که واقعیتهای بدیهی و مهم معمولاً همانهایی هستند که حرف زدن دربارهشان از بقیه سختتر است.»
از کتاب:
این هم مثالی دیگر | دیوید فاستر والاس | معین فرخی | نشر اطراف | رقعی، ۱۱۸ص | ۱۴۰۰۰تومان
#بریده_کتاب
@kaaghaz
«دوتا ماهی داشتند شنا میکردند که سر راهشان خوردند به یک ماهی پیرتر که داشت از آنور میآمد و برایشان سر تکان داد و گفت "صبح به خیر بچهها آب چطوره؟" بعد دوتا ماهی جوان کمی دیگر شنا کردند تا آخرش یکیشان به آن یکی نگاه کرد و گفت "آب دیگه چه کوفتیه؟"
اگر نگران شدید که میخواهم خودم را آن ماهی پیر دانا جا بزنم و به شما ماهیهای جوان بگویم آب چیست، خواهش میکنم نگران نباشید. من آن ماهی پیر دانا نیستم. منظور دمدستی داستان ماهیها این است که واقعیتهای بدیهی و مهم معمولاً همانهایی هستند که حرف زدن دربارهشان از بقیه سختتر است.»
از کتاب:
این هم مثالی دیگر | دیوید فاستر والاس | معین فرخی | نشر اطراف | رقعی، ۱۱۸ص | ۱۴۰۰۰تومان
#بریده_کتاب
@kaaghaz
سروش حبیبی امروز ۸۵ ساله شد. ۲۸ بهمن ۹۶ گفتگویی با او در روزنامهٔ «هفت صبح» منتشر شده بود که آن را میتوانید با اندکی تلخیص، اینجا بخوانید:
https://goo.gl/Wpzkcz
#یاد #مصاحبه
@kaaghaz
https://goo.gl/Wpzkcz
#یاد #مصاحبه
@kaaghaz
سه کتاب علمی دربارهٔ انسان و سرگذشت حیات
از توییتر نادر شکوفی:
https://goo.gl/NBg9xD
کاش به ما زیستشناسی بیشتر درس داده بودند. یکذره برایمان گفته بودند که بدن آدم (و بقیه موجودت زنده) چطور کار میکند، یکذره بهمان تکامل درس داده بودند. خیلی سؤالات زندگیمان جواب داده میشد. وقت اگر دارید این سه کتاب را توصیه می کنم :
۱- کتاب The greatest show on earth از ریچارد داوکینز. این کتاب اخیراً تحت نام "سرگذشت شگفتانگیز حیات روی زمین" به فارسی ترجمه و چاپ شده، اما از کیفیت ترجمه اطلاعی ندارم.
این کتاب را بسیار بسیار زیاد توصیه میکنم. من خیلی خیلی زیاد از این کتاب یاد گرفتم.
۲- کتاب Sapiens اثر یووال نواح حراری. این کتاب به نام "انسان خردمند" به فارسی ترجمه شده و ترجمهاش هم سرجمع خوب است.
این کتاب یک تاریخ طولانی بشر است از چندین میلیون سال پیش تا امروز با تأکید بر نقاط کلیدی تمدن بشری.
۳- کتاب The story of the Human Body نوشته دنیل لیبرمن که رئیس دانشکدهٔ زیستشناسی تکاملی هاروارد است. هنوز تا آخر کتاب نخواندهام، اما تا اینجا که خواندهام بر اساس دادههای فسیلی مسیر تکامل بشر را دنبال کرده است تا بتواند به این سؤال جواب بدهد که چرا بدن ما به این شکل است که هست؟
#توییتر #پیشنهاد_دیگران
@kaaghaz
از توییتر نادر شکوفی:
https://goo.gl/NBg9xD
کاش به ما زیستشناسی بیشتر درس داده بودند. یکذره برایمان گفته بودند که بدن آدم (و بقیه موجودت زنده) چطور کار میکند، یکذره بهمان تکامل درس داده بودند. خیلی سؤالات زندگیمان جواب داده میشد. وقت اگر دارید این سه کتاب را توصیه می کنم :
۱- کتاب The greatest show on earth از ریچارد داوکینز. این کتاب اخیراً تحت نام "سرگذشت شگفتانگیز حیات روی زمین" به فارسی ترجمه و چاپ شده، اما از کیفیت ترجمه اطلاعی ندارم.
این کتاب را بسیار بسیار زیاد توصیه میکنم. من خیلی خیلی زیاد از این کتاب یاد گرفتم.
۲- کتاب Sapiens اثر یووال نواح حراری. این کتاب به نام "انسان خردمند" به فارسی ترجمه شده و ترجمهاش هم سرجمع خوب است.
این کتاب یک تاریخ طولانی بشر است از چندین میلیون سال پیش تا امروز با تأکید بر نقاط کلیدی تمدن بشری.
۳- کتاب The story of the Human Body نوشته دنیل لیبرمن که رئیس دانشکدهٔ زیستشناسی تکاملی هاروارد است. هنوز تا آخر کتاب نخواندهام، اما تا اینجا که خواندهام بر اساس دادههای فسیلی مسیر تکامل بشر را دنبال کرده است تا بتواند به این سؤال جواب بدهد که چرا بدن ما به این شکل است که هست؟
#توییتر #پیشنهاد_دیگران
@kaaghaz
Forwarded from کاغذ
https://goo.gl/tVqDiX
از توییتر تهمینه حدادی:
https://goo.gl/h42JSB
در این کتاب به بچه ها درمورد اعضای خصوصی بدنشون به درستی توضیح داده میشه، اینکه نباید کسی این اعضا رو ببینه یا بهشون دست بزنه، یا در صورت وقوع چنین اتفاقی باید یک کودک چه رفتاری داشته باشد.
این کتاب برای بزرگسالان هم مفیده تا بدونند برخی مسایل رو چطور توضیح بدن.
این هم لینک اطلاعات کتاب:
https://goo.gl/htcHtT
#توییتر #پیشنهاد_دیگران #پیشنهاد_کودک
@kaaghaz
از توییتر تهمینه حدادی:
https://goo.gl/h42JSB
در این کتاب به بچه ها درمورد اعضای خصوصی بدنشون به درستی توضیح داده میشه، اینکه نباید کسی این اعضا رو ببینه یا بهشون دست بزنه، یا در صورت وقوع چنین اتفاقی باید یک کودک چه رفتاری داشته باشد.
این کتاب برای بزرگسالان هم مفیده تا بدونند برخی مسایل رو چطور توضیح بدن.
این هم لینک اطلاعات کتاب:
https://goo.gl/htcHtT
#توییتر #پیشنهاد_دیگران #پیشنهاد_کودک
@kaaghaz
دربارهٔ کتاب:
جستارهایی در باب عشق | آلن دوباتن | گلی امامی | نشر نیلوفر
«اندروماک» چند توییت دیگر هم در نقد این ترجمه منتشر کرده است.
https://goo.gl/rfv1V3
#توییتر #نقدترجمه
@kaaghaz
جستارهایی در باب عشق | آلن دوباتن | گلی امامی | نشر نیلوفر
«اندروماک» چند توییت دیگر هم در نقد این ترجمه منتشر کرده است.
https://goo.gl/rfv1V3
#توییتر #نقدترجمه
@kaaghaz
از توییتر سولداد:
https://t.co/mYa4cAxs8p
این آخرین عکس فدریکو گارسیا لورکا است، اوایل جولای ۱۹۳۶ در مادرید گرفته شده، کمی بعد از این به گرانادا سفر میکنه و همونجا دستگیر میشه و تیرباران.
امروز صد و بیستمین سالگرد تولدشه.
کاغذ:
بونوئل در زندگینامهٔ خودنوشتش از دوست دیرینش، لورکا، بسیار یاد کرده است: «خبر مرگ او برای همهٔ ما ضربهای هولناک بود. [...] فدریکو از درد و مرگ بهشدت میترسید. تصور احساس او در حالتی که نیمهشب با کامیون او را به قتلگاهش در "باغ زیتون" میبردند، مرا سخت منقلب میکند.»
(از کتاب "با آخرین نفسهایم" https://t.me/kaaghaz/534)
#توییتر #یاد
@kaaghaz
https://twitter.com/literlandweb1/status/1003924070671507456?s=19
https://t.co/mYa4cAxs8p
این آخرین عکس فدریکو گارسیا لورکا است، اوایل جولای ۱۹۳۶ در مادرید گرفته شده، کمی بعد از این به گرانادا سفر میکنه و همونجا دستگیر میشه و تیرباران.
امروز صد و بیستمین سالگرد تولدشه.
کاغذ:
بونوئل در زندگینامهٔ خودنوشتش از دوست دیرینش، لورکا، بسیار یاد کرده است: «خبر مرگ او برای همهٔ ما ضربهای هولناک بود. [...] فدریکو از درد و مرگ بهشدت میترسید. تصور احساس او در حالتی که نیمهشب با کامیون او را به قتلگاهش در "باغ زیتون" میبردند، مرا سخت منقلب میکند.»
(از کتاب "با آخرین نفسهایم" https://t.me/kaaghaz/534)
#توییتر #یاد
@kaaghaz
https://twitter.com/literlandweb1/status/1003924070671507456?s=19
Twitter
literland
Esta es la última fotografía conocida de Federico García #Lorca . Está tomada en el paseo de Recoletos de Madrid a principios de julio de 1936, poco antes de su viaje final a Granada y posterior detención. Está acompañado por Manuela Arniches. #Lorca habría…
Forwarded from خللفرج
این متنی است که حسین آبکنار در سالمرگ هوشنگ گلشیری نوشت و در مجلۀ «شهروند امروز» (تیر ۱۳۸۷) منتشرش کرد ــ چه متن درخشانی.
◼️هزار کلمه دربارۀ گلشیری
◻️حسین آبکنار
گنج و گوهر کِی میان خانههاست
گنجها پیوسته در ویرانههاست
در یکی از شبهای خردادماه سال هزار و سیصد و هفتاد و نُه، پائولو کوئیلو، نویسندۀ مشهور و متوسطِ آمریکای لاتینی، مهمانِ ایرانیها بود و ضیافتِ شامی بهافتخار او در کاخ نیاوران تدارک دیده بودند. خیلیها را دعوت کرده بودند. حتی برای من هم کارتِ دعوت آمد: دیدار با پائولو کوئیلو در کاخِ نیاوران بهصرف شام.
کوئیلو متولد سال ۱۹۴۷ ریودوژانیرو برزیل است. کشوری که فوتبالش مهمتر از ادبیاتش است. در مقدمۀ یکی از کتابهایش آمده است که او در خانوادهای نیمهمرفه از پدری مهندس و مادری عمیقاً مذهبی به دنیا آمد. والدینش او را در کالج ژزوئیتها نامنویسی کردند، کالجی که به سختگیری شهرت داشت. پائولو در آنجا انضباط و تحمل سختی را فرا گرفت، اما ایمان مسیحیاش را از دست داد. بعدها به دانشکدۀ حقوق رفت، اما خیلی زود آن را رها کرد. علاقۀ شدیدش به هنر موجب شد تا بهخواستِ پدرومادرش سه بار در بیمارستان روانی بستری شود.
ولی او عاقبت از آنجا گریخت. بعد به مارکس و انگلس و چهگوارا علاقهمند شد و در تظاهراتهای خیابانی فعالانه شرکت کرد. همزمان با این تغییر و تحولات، او دچار بحرانی معنوی شد که بیایمانیاش را زیر سؤال میبُرد. از این رو، به جستوجوی تجربیات معنوی تازهای پرداخت: به مواد مخدر و توهمزا و به فرقههای متعدد رو آورد و تمام قارۀ آمریکای لاتین را در جستوجوی گامهای کارلوس کاستاندا طی کرد و با جادوگران گوناگون آشنا شد. سپس به انگلستان رفت و در آنجا به نوشتن ماجراهای زندگیاش پرداخت. این کار یک سال وقت او را گرفت تا اینکه روزی دستنوشتهاش را در یک کافهرستوران جا گذاشت. او، پس از سه ازدواج ناموفق، در سال ۱۹۸۱ با کریستینا ازدواج کرد. کوئیلو در سیوچهارسالگی ایمان کاتولیکیاش را باز یافت؛ ایمانی که سالها پیش از دست داده بود. آنگاه به سفر هفتصدکیلومتری در جادۀ سنژاک دو کمپوستل پرداخت، راهی را که زائران بیشماری در قرونوسطی طی کرده بودند. از این سفر، که به نوعی سیروسلوک میمانست، نخستین متن ادبی او بهنام «زائر کمپوستل» پدید آمد. کتاب «کیمیاگر» را پس از آن نوشت و سپس کتابهای دیگر و دیگرترش را. «کیمیاگر» حکایت چوپانی است بهنام سانتیگو که شبی در ویرانهای به خواب میرود و در خواب نشانههایی از گنجی پنهان به او داده میشود. او، بهجستوجوی گنج، سفری را آغاز میکند و در نهایت گنج را در همان ویرانه مییابد. البته نظیر این مضمون بهکرّات در ادبیات ایران آمده است؛ مثلاً در اشعار مولانا عین همین داستان به چشم میخورد. کتابهای کوئیلو در ایران طرفداران زیادی دارد و بسیار پُرفروش است؛ با چاپهای متعدد و قطعهای کوچک و بزرگ و نفیس. کوئیلو میگوید که برای سه بار زندگی بعدی هم بهاندازۀ کافی پول دارد، ولی ترجیح میدهد که سالی چهارصدهزار دلار حق تألیفی را که دریافت میکند خرج بنیادی کند که به نام خودش است و همسرش کریستینا آن را اداره میکند.
آنشب گویا ضیافت باشکوهی برقرار شده بود. خیلیها آمده بودند. وزیر ارشاد وقت هم بوده. مهمانها کوئیلو را که دیدهاند حتماً برایش کف زدهاند و او همانطورکه لیوان نوشابهاش دستش بوده در باغ قدم میزده و با بعضیها دست میداده…
آنشب گلشیری در بیمارستان ایرانمهر در کُما بود.
آنچه تو گنجش توهم میکنی
زان توهم، گنج را گم میکنی
http://telegram.me/kholalforaj
◼️هزار کلمه دربارۀ گلشیری
◻️حسین آبکنار
گنج و گوهر کِی میان خانههاست
گنجها پیوسته در ویرانههاست
در یکی از شبهای خردادماه سال هزار و سیصد و هفتاد و نُه، پائولو کوئیلو، نویسندۀ مشهور و متوسطِ آمریکای لاتینی، مهمانِ ایرانیها بود و ضیافتِ شامی بهافتخار او در کاخ نیاوران تدارک دیده بودند. خیلیها را دعوت کرده بودند. حتی برای من هم کارتِ دعوت آمد: دیدار با پائولو کوئیلو در کاخِ نیاوران بهصرف شام.
کوئیلو متولد سال ۱۹۴۷ ریودوژانیرو برزیل است. کشوری که فوتبالش مهمتر از ادبیاتش است. در مقدمۀ یکی از کتابهایش آمده است که او در خانوادهای نیمهمرفه از پدری مهندس و مادری عمیقاً مذهبی به دنیا آمد. والدینش او را در کالج ژزوئیتها نامنویسی کردند، کالجی که به سختگیری شهرت داشت. پائولو در آنجا انضباط و تحمل سختی را فرا گرفت، اما ایمان مسیحیاش را از دست داد. بعدها به دانشکدۀ حقوق رفت، اما خیلی زود آن را رها کرد. علاقۀ شدیدش به هنر موجب شد تا بهخواستِ پدرومادرش سه بار در بیمارستان روانی بستری شود.
ولی او عاقبت از آنجا گریخت. بعد به مارکس و انگلس و چهگوارا علاقهمند شد و در تظاهراتهای خیابانی فعالانه شرکت کرد. همزمان با این تغییر و تحولات، او دچار بحرانی معنوی شد که بیایمانیاش را زیر سؤال میبُرد. از این رو، به جستوجوی تجربیات معنوی تازهای پرداخت: به مواد مخدر و توهمزا و به فرقههای متعدد رو آورد و تمام قارۀ آمریکای لاتین را در جستوجوی گامهای کارلوس کاستاندا طی کرد و با جادوگران گوناگون آشنا شد. سپس به انگلستان رفت و در آنجا به نوشتن ماجراهای زندگیاش پرداخت. این کار یک سال وقت او را گرفت تا اینکه روزی دستنوشتهاش را در یک کافهرستوران جا گذاشت. او، پس از سه ازدواج ناموفق، در سال ۱۹۸۱ با کریستینا ازدواج کرد. کوئیلو در سیوچهارسالگی ایمان کاتولیکیاش را باز یافت؛ ایمانی که سالها پیش از دست داده بود. آنگاه به سفر هفتصدکیلومتری در جادۀ سنژاک دو کمپوستل پرداخت، راهی را که زائران بیشماری در قرونوسطی طی کرده بودند. از این سفر، که به نوعی سیروسلوک میمانست، نخستین متن ادبی او بهنام «زائر کمپوستل» پدید آمد. کتاب «کیمیاگر» را پس از آن نوشت و سپس کتابهای دیگر و دیگرترش را. «کیمیاگر» حکایت چوپانی است بهنام سانتیگو که شبی در ویرانهای به خواب میرود و در خواب نشانههایی از گنجی پنهان به او داده میشود. او، بهجستوجوی گنج، سفری را آغاز میکند و در نهایت گنج را در همان ویرانه مییابد. البته نظیر این مضمون بهکرّات در ادبیات ایران آمده است؛ مثلاً در اشعار مولانا عین همین داستان به چشم میخورد. کتابهای کوئیلو در ایران طرفداران زیادی دارد و بسیار پُرفروش است؛ با چاپهای متعدد و قطعهای کوچک و بزرگ و نفیس. کوئیلو میگوید که برای سه بار زندگی بعدی هم بهاندازۀ کافی پول دارد، ولی ترجیح میدهد که سالی چهارصدهزار دلار حق تألیفی را که دریافت میکند خرج بنیادی کند که به نام خودش است و همسرش کریستینا آن را اداره میکند.
آنشب گویا ضیافت باشکوهی برقرار شده بود. خیلیها آمده بودند. وزیر ارشاد وقت هم بوده. مهمانها کوئیلو را که دیدهاند حتماً برایش کف زدهاند و او همانطورکه لیوان نوشابهاش دستش بوده در باغ قدم میزده و با بعضیها دست میداده…
آنشب گلشیری در بیمارستان ایرانمهر در کُما بود.
آنچه تو گنجش توهم میکنی
زان توهم، گنج را گم میکنی
http://telegram.me/kholalforaj
Telegram
خللفرج
نوشتههای پراکندهی مهران موسوی
تماس با نویسنده:
@MehranMousaV
تماس با نویسنده:
@MehranMousaV
هفت سال از افتتاح کتابخانهٔ فاطمهها میگذرد. بانی کتابخانه یادداشتی از آغاز کار و پیشرفت آن در طول هفت سال نوشته که بسیار الهامبخش است و مایهٔ امیدواری هر کسی در این سرزمین میتواند باشد. پیشنهاد میکنیم این یادداشت را بخوانید:
#کتابندگان
@kaaghaz
https://t.me/fatemeha_library/292
#کتابندگان
@kaaghaz
https://t.me/fatemeha_library/292
Telegram
کتابخانه فاطمه ها
.
این عکس بانمک از سه فاطمه ی کتابدار، ماجرا داره. هفت سال پیش وقتی ده ساله بودن با گوشیم که اونموقع نوکیا N70 بود، ازشون انداختم.
"چندماه بعد از راه اندازی کتابخانه برای ادامه تحصیل به مرکز استان یعنی کرمان رفتم.
با حقوق کم معلمی در سال های نخست کارم،…
این عکس بانمک از سه فاطمه ی کتابدار، ماجرا داره. هفت سال پیش وقتی ده ساله بودن با گوشیم که اونموقع نوکیا N70 بود، ازشون انداختم.
"چندماه بعد از راه اندازی کتابخانه برای ادامه تحصیل به مرکز استان یعنی کرمان رفتم.
با حقوق کم معلمی در سال های نخست کارم،…
یوسا که خود شیفتهٔ فلوبر است، «عیش مدام» را بیش از چهل سال پیش نوشت. او در این کتاب «مادام بوواری»، مشهورترین رمان فلوبر، را تحلیل و بررسی کرده است. بریدهٔ زیر درواقع بند پایانی این کتاب است.
«فلوبر آنگاه که برای نخستینبار "مادام بوواری" را بهصورت چاپ شده در "روو دُ پری" مشاهده کرد آزرده و دلشکسته به لویی بوئیه نوشت: "این کتاب بیشتر نشان از شکیبایی دارد تا نبوغ و بیشتر خبر از تلاش میدهد تا استعداد." یکصدوهژده سال بعد ما میتوانیم با ترکیب واژههای استاد بهصورتی دیگر، جملهای سزاوارتر برای کتابی که دوست میداریم بسازیم: نبوغ او صیقل از شکیبایی خورده و استعداد او فقط حاصل تلاش اوست.»
عیش مدام؛ فلوبر و مادام بوواری | ماریو بارگاس یوسا | عبدالله کوثری | نشر نیلوفر | ۲۵۶ ص، رقعی
#بریده_کتاب
@kaaghaz
«فلوبر آنگاه که برای نخستینبار "مادام بوواری" را بهصورت چاپ شده در "روو دُ پری" مشاهده کرد آزرده و دلشکسته به لویی بوئیه نوشت: "این کتاب بیشتر نشان از شکیبایی دارد تا نبوغ و بیشتر خبر از تلاش میدهد تا استعداد." یکصدوهژده سال بعد ما میتوانیم با ترکیب واژههای استاد بهصورتی دیگر، جملهای سزاوارتر برای کتابی که دوست میداریم بسازیم: نبوغ او صیقل از شکیبایی خورده و استعداد او فقط حاصل تلاش اوست.»
عیش مدام؛ فلوبر و مادام بوواری | ماریو بارگاس یوسا | عبدالله کوثری | نشر نیلوفر | ۲۵۶ ص، رقعی
#بریده_کتاب
@kaaghaz
Forwarded from 2016
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM