کاغذ
5.77K subscribers
817 photos
34 videos
55 files
738 links
کاغذ، رسانۀ کتاب
دربارهٔ کتاب و خواندنی‌های دیگر

‌
«تنها توصیه‌ای که یک نفر می‌تواند دربارهٔ خواندن به دیگری بکند این است که به او بگوید هیچ توصیه‌ای نپذیرد.»/ ویرجینیا وولف

شبکه‌های اجتماعی:
Instagram.com/kaaqaz
Twitter.com/kaaqaz
ادمین:
@mehrdad_assil
Download Telegram
آگهی اولین انتشار بوف کور

‏آگهی انتشار کتاب بوف کور، روزنامهٔ ایران، یکشنبه پنجم مهرماه ۱۳۲۱./ نقل از علی بزرگیان

توضیح کاغذ: ‏هدایت بوف کور را اولین بار در پنجاه نسخه در هندوستان منتشر کرد (سال ۱۳۱۵) و برای دوستانش فرستاد. او که گویا از سال ۱۳۱۳ اجازهٔ انتشار آثارش را در ایران نداشت، در ابتدای بوف کور نوشت «فروش و طبع در ایران ممنوع است».
چند سال بعد، در ۱۳۲۱، بوف کور برای اولین بار در روزنامهٔ ایران به‌صورت پاورقی منتشر شد. حسن قائمیان می‌گفت بدون اجازهٔ هدایت منتشرش کردند.

#کاغذ_مصور #بایگانی

@kaaghaz
کلاس علیرضا اسماعیل‌پور در نمایشنامه‌نویسی سنسکریت

▪️مدرسهٔ مجازی پلیکان کلاسی با عنوان «نگاهی به هنر نمایشنامه‌نویسی سنسکریت "هند باستان"» برگزار می‌کند.

▪️مدرس این دوره، دکتر علیرضا اسماعیل‌پور، فارغ‌التحصیل رشتهٔ فرهنگ و زبان‌های باستانی و مترجم و ویراستار نشر ماهی است. اخیراً نمایشنامهٔ شکونتلا با ترجمهٔ اسماعیل‌پور منتشر شده که مستقیماً از سنسکریت به فارسی درآمده است.

▪️شروع دوره: ۲۱ اردیبهشت
▪️زمان: ۶ جلسه/ ساعت ۱۷ تا ۱۹
▪️اطلاعات بیشتر دربارهٔ طرح درس

#خبر

@kaaghaz
خبر بد؛ دکتر باطنی درگذشت

▪️دکتر محمدرضا باطنی در ۸۷ سالگی درگذشت. او از پایه‌گذاران رشتهٔ زبانشناسی مدرن در دانشگاه تهران بود و یک بار پیش از انقلاب به‌اجبار بازنشسته‌اش کردند (موقت) و یک‌بار پس از انقلاب (برای همیشه). در گفت‌وگویی با سیروس علی‌نژاد گفته بود عاشق تدریس است و هر مقاله‌ای که می‌نویسد ابتدا به قصد تدریس می‌نویسد و به همین دلیل در این زمینه کم‌کار بوده است، اگرچه چند مجموعه مقالهٔ خواندنی از او به جا مانده. آنچه او را از دانشگاه جدا کرد صراحت کلام و حق‌طلبی و پایبندی به اصول اخلاقی‌ای است که از کودکی به آن‌ها اعتقاد داشت و سختگیرانه به آن‌ها عمل می‌کرد. باطنی در محضر بزرگ‌ترین زبانشناسان جهان، مایکل هالیدی و نوام چامسکی، تحصیل کرده بود، با این حال ناگزیر به ترجمه و فرهنگ‌نویسی روی آورد. فرهنگ دوزبانهٔ پویا حاصل سال‌ها فرهنگ‌نویسی اوست که کاری است بس ارزشمند. می‌گفت فرهنگ‌نویسی را به کار در فضای غیرآکادمیک دانشگاه ترجیح می‌دهد. بی‌گمان دوری او از دانشگاه بیش از همه ضررش به جوانان دانشجویی رسید که می‌توانستند از دانش و اخلاق او بهره ببرند.
در زیر برشی از گفت‌وگوی دکتر باطنی با کوروش صفوی را بخوانید که ماجرای بازنشستگی‌اش را در آن شرح داده است:

▪️«یک سال طول کشید که اعضای ستاد انقلاب فرهنگی به نظرشان رسیده بود که خوب است که یک جلسه‌ای با استادان دانشکدۀ حقوق و دانشکدۀ ادبیات داشته باشند و آن را در دانشکدۀ حقوق برگزار کردند که به نحو خیلی بدی برگزار شد و کسانی که در این جلسه شرکت داشتند عبارت بودند از آقایان سروش، جلا‌الدین فارسی، شمس آل‌احمد و دکتر حبیبی و یکی دو نفر دیگر که یادم نیست. سخنگوی اصلی آقای سروش بود و اسلحه‌کششان آقای جلال‌الدین فارسی که اسلحه‌اش را هم با خودش آورده بود. من گفتم حالا که جلسه گذاشتید لطفاً حرف‌هایتان را کوتاه بزنید که ما هم بتوانیم حرف‌هایمان را کوتاه بزنیم و به نتیجه‌ای برسیم. گفتند تو سؤالت را بگو. گفتم سؤال من خیلی کوتاه است: فرهنگ چیزی است که ما از زیر کرسی یاد می گیریم و به‌تدریج عوض می‌شود. نمی‌شود در فرهنگ انقلاب کرد. حال فرض کنیم بشود انقلاب کرد؛ آیا برای این انقلاب ستاد لازم است؟ حالا گیریم ستاد هم لازم باشد؛ آیا شما پنج نفری که اینجا نشسته‌اید بهترین آ‌دم‌هایی بودید که می‌توانستید ستاد را درست کنید؟ این حرف را که زدم قیامتی به‌پا شد. عدۀ زیادی از مستخدمان را آورده بودند که نشسته بودند در گوشۀ سالن. شروع کردند به شعار دادن. آقای سروش گفتند ما نیامدیم اینجا که شما به ما فحش بدهید. یکی از استادان دانشکدۀ حقوق که نامش را نمی‌برم، وقتی دید جو خیلی بد شده، هنگام خروج گوشۀ کت مرا گرفت و مرا با خود بیرون برد و گفت به نظر من کمی تند رفتی. گفتم من چیزی را که احساس می‌کنم نمی‌توانم نگویم. [...] بعد از بازنشستگی [اجباری] دچار یک افسردگی شدید شدم. مدتی در خانه ماندم تا اینکه یکی از دوستانم که یک کارخانۀ گچ داشت، با من تماس گرفت و گفت که بروم و مدیرعامل آنجا بشوم [...] چراغ کارخانه که روشن شد چند نفر آمدند گفتند رؤسای کارخانه چه کسانی هستند و کارخانه را پلمپ کردند. ما دوباره آمدیم خانه نشستیم و شهین گفت حالا که از زبان‌شناسی زده شده‌ای و نمی‌خواهی دنبالش باشی، انگلیسی که بلدی، ترجمه کن. دیدم فکر خوبی است.»

نقل قول از کتاب زیر است:
▪️با مهر: جشن‌نامهٔ دکتر محمدرضا باطنی | انتشارات فرهنگ معاصر | ۵۶۸ص. وزیری گالینگور

#خبر #بریده_کتاب

@kaaghaz
کتاب تازه؛ تپلی و بیست داستان دیگر

▪️کتاب تپلی و بیست داستان دیگر منتشر شد. این کتاب مجموع بیست‌ویک داستان از گی دو موپاسان، نویسندهٔ فرانسوی، است. «تپلی»، بلندترین داستان مجموعه (۶۰ص)، اولین داستانی است که در ۱۸۸۰ از موپاسان منتشر شد و او را به شهرتی آنی رساند و همچنان هم شاهکار او شناخته می‌شود. این داستان، مانند بسیاری از داستان‌های موپاسان، در دوران جنگ فرانسه و پروس می‌گذرد که به شکست فرانسه انجامید. موپاسان روایتی از سفر یک دلیجان به دست داده که مسافران آن از طبقات مختلف فرانسه هستند و از شهر شکست‌خورده و اشغال‌شدهٔ خود می‌گریزند، از جمله فاحشه‌ای وطن‌پرست و چند بورژوا و یک انقلابی و دو خواهر روحانی. او در این داستان به‌خوبی نشان داده است که سفلگی و دنائت بشری خاص یک طبقه نیست و به اشراف‌زادگی و ثروت ربط ندارد و گاه نیروی دشمن شرافت بیشتری از دوست دارد. این داستان را قبلاً محمد قاضی ترجمه کرده بود.

▪️موپاسان در داستان‌نویسی رهرو گوستاو فلوبر بود و نوشتن را از همو آموخت. عمر کوتاه اما پرباری داشت، چنان‌که حدود سیصد داستان کوتاه و شش رمان از خود به‌جا گذاشت و به یکی از برجسته‌ترین نویسندگان داستان کوتاه در تاریخ تبدیل شد. مهدی سحابی معرفی کوتاه خوبی دربارهٔ موپاسان در مقدمهٔ اولین برف نوشته است؛ آن را اینجا بخوانید.

▪️حجم داستان‌ها، جز «تپلی»، میانگین ۱۰ صفحه است. چهار داستان دیگر مجموعه هم با ترجمهٔ مهدی سحابی منتشر شده بود. از باقی آن‌ها ترجمهٔ مشهور و موجودی در جستجوی ما یافت نشد. فهرست داستان‌های کتاب را اینجا ببینید.

▪️در یک سال اخیر، محمدرضا پارسایار، جز این مجموعه داستان، ترجمه‌ای خواندنی از رمان یک زندگی موپاسان به دست داده است.

▪️تپلی و بیست داستان دیگر | گی دو موپاسان | محمدرضا پارسایار | نشر فرهنگ معاصر | ۳۱۲ص. پالتویی گالینگور | ۷۸,۰۰۰ تومان

▪️Original title:
Boule de suif (collection folio classique), Guy de Maupassant

طرح جلد نسخهٔ اصلی

#معرفی_کتاب_تازه #پیشنهاد_کتاب

@kaaghaz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تندیس باشکوه ونوس میلو

▪️ اینستاگرام موزهٔ لوور ویدیویی از تندیس ونوس میلو منتشر کرده است. این تندیس از مشهورترین بازنمایی‌های ونوس (آفرودیته در یونان)، الههٔ عشق، است و آلکساندروس آنتیوکی حدود ۱۵۰ تا ۱۲۵ پ.م. آن را ساخته. به بهانهٔ ویدیو چند سطر از تاریخ هنر بخوانید:

▪️«در میان تندیس‌های کلاسیک معروف از ونوس، ونوس میلو (که به دلیل یافت‌شدن در جزیرهٔ ملوس چنین عنوانی یافته) شاید پرآوازه‌ترین ونوس باشد. احتمالاً این تندیس به مجموعهٔ دونفرهٔ ونوس و کوپید تعلق داشته باشد که در دورهٔ نسبتاً جدیدتر ساخته شده است، ولی در آن از دستاوردها و شیوه‌های پراکسیتلس استفاده گردیده است. این تندیس به گونه‌ای طراحی شده که از پهلو دیده شود (ونوس دستش را به طرف کوپید دراز کرده بوده است)، و نیز می‌توانیم شفافیت و سادگی کار پیکرتراش را در به نقش درآوردن اندام زیبای این ونوس تحسین کنیم. او تقسیمات اصلی ترکیب اندام را در عین لطافت و وضوح بازنمایانده است.»

▪️تاریخ هنر | ارنست گامبریچ | علی رامین | نشر نی | ۶۷۴ص. وزیری، رنگی، گلاسه | ۲۸۰,۰۰۰ تومان

▪️Original title:
The Story of art (1950), Ernst h.Gombrich

#کاغذ_مصور

@kaaghaz
کتاب و جستاری از آن بویر در باب بیماری

▪️‏«وقتی موهایم ریخت، وقتی دیگر نتوانستم غذا را بچشم، وقتی موقع خرید چاقوی نان‌بری در ایکیا غش کردم، وقتی اکس‌هایم به عیادتم آمدند تا شاید برای آخرین بار با من هم‌بستر شوند، آنگاه تبدیل به یک بیمار می‌شوم.»
متنی عالی از آن بویر (Anne Boyer) دربارهٔ زندگی، سرطان، مرگ:
▪️«What Cancer Takes Away»

▪️[چند سطر دیگر] ‏از متن «خود واقعی ما اکنون باید جامۀ دروغین قهرمان بیماری بر تن کند: هر بیمار یک سلبریتی نجات‌یافته، لبخند به لب پیش و پس از جراحی... از ما انتظار می‌رود اندوه‌مان را برای خود نگه داریم و شجاعتمان را به همه ببخشیم. انتظار می‌رود به سوی مستکتومی‌مان برقصیم تا همه در یوتیوب ببینند.»

▪️‏خانوم آن بویر شاعر و نویسنده است و بر اساس تجربه‌اش از سرطان پستان کتابی نوشته جدیداً به نام The Undying (نامردن؟) که جایزهٔ پولیتزر ۲۰۲۰ در گروه غیرداستانی رو برده./ نقل از کیخون

▪️The Undying: A Meditation on Modern Illness (2019), Anne Boyer
طرح جلد کتاب

#جهان_کتاب

@kaaghaz
کتاب تازه؛ فلسفهٔ دوستی

▪️ کتاب دیگری از مجموعهٔ «حکمت و خرد زندگی» در نشر گمان منتشر شد. فلسفهٔ دوستی را فیلسوف امریکایی یونانی، الکساندر نهاماس، نوشته است. او از نویسندگان بنام گونه‌ای از آثار فلسفی است که امروزه با عنوان «هنر زندگی» شناخته می‌شود.

▪️در این کتاب، نهاماس در دو فصل کوتاه آرای اندیشمندانی چون ارسطو، هیوم، اسمیت و مونتنی را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که دوستی، بر خلاف آرای ارسطو، صرفاً میان دو فرد بافضیلت شکل نمی‌گیرد. بر همین مبنا در فصل‌های بعدی، چندوچون دوستی در دنیای امروز را می‌کاود و می‌گوید که «دوستی شمشیر دو لبه است» و صرفاً موجب رشد اخلاقی انسان نمی‌شود، بلکه گاه می‌تواند آدمی را به «گرداب بی‌اخلاقی» بیفکند. او در فصولی جداگانه به عواملی که دوستی را به پایان می‌رسانند و غایت دوستی پرداخته است.

▪️نهاماس در کتاب‌هایش، بیش از نویسندگان دیگر این ژانر چون اسوندسن، از آثار ادبی و هنری بهره گرفته است. این شکل برخورد با امور فلسفی نه‌تنها موجب جذابیت آثارش شده، که بر وضوح نوشته‌هایش افزوده است. او زادهٔ آتن است و جوانی را در یونان گذرانده و امروز استاد دانشگاه پرینستون و عضو آکادمی هنر و علوم امریکا و انجمن فیلسوفان امریکا است. پیش از این دو کتاب هنر زندگی و نیچه: زندگی به منزلهٔ ادبیات از او ترجمه شده بود.

▪️فهرست کتاب

▪️فلسفهٔ دوستی | الکساندر نهاماس | آیدین رشیدی | نشر گمان | ۲۵۰ص. پالتویی | ۵۲,۰۰۰ تومان

▪️Original title:
On friendship (2016), Alexander nehamas

#معرفی_کتاب_تازه #پیشنهاد_کتاب

@kaaghaz
«جسارت خروج»؛ نیویورکر پس از قرنطینه

هفته‌نامهٔ نیویورکر در شمارهٔ جدیدش طرح زیبایی دربارهٔ پایان قرنطینه را روی جلد منتشر کرده و عنوان «جسارت خروج»* را بر آن گذاشته. طرح از کارتونیست ترکیه‌ای، گوربوز دوغان اکشی‌اوغلو، است. فرانسواز مولی، دبیر هنری نیویورکر، متن زیر را دربارهٔ این طرح نوشته:

بیش از یک سال پیش، وقتی ویروس کرونا ما را به قرنطینه فرستاد، طرح‌های بسیاری با موضوع خانه‌مانی از هنرمندان به ما رسید. یکی از آن طرح‌ها اثر گوربوز دوغان اکشی‌اوغلو، طراح ساکن استانبول، بود. او در این طرح آیندهٔ نه‌چندان نزدیک و هیجان و دلتنگی ناشی از گشایش دوبارهٔ جهان را تخیل کرده بود. امروز تا پایان پاندمی راه درازی مانده است، اما کشورهای بسیاری هم سرانجام نفس راحتی کشیدند و از این رو انتشار طرح اکشی‌اوغلو مناسب به نظر می‌رسید.

*"venturing out,"

#کاغذ_مصور #هنر_تصویرساری

@kaaghaz
چند سطر از رمان ه‌ه‌ح‌ه

«‏آه که چه قهرمانان ازیادرفته‌ای در گورستان بی‌انتهای تاریخ خفته‌اند... میلیون‌ها و میلیون‌ها فافک و موراوتس و نوواک و زلنكا...

مردگان مرده‌اند و فرقی به حالشان ندارد که دیگران یادشان را بزرگ می‌دارند یا نه. اما این کار برای ما زندگان معنایی دارد. بزرگداشت خاطرهٔ آدم‌ها برای خودشان هیچ سودی ندارد، بلکه به کار کسانی می‌آید که از آن‌ها یاد می‌کنند. ما با بزرگداشت آنان خود را می‌سازیم و خود را تسکین می‌دهیم.

هیچ خواننده‌ای این فهرست نام‌ها را به یاد نخواهد سپرد، پس چرا باید آن‌ها را روی کاغذ بیاورد؟ ابتدا باید این نام‌ها را به ادبیات و به شخصیت‌های داستانی بدل کرد تا به درون ذهن‌ها نفوذ کنند و از یادها نروند.»

/ انتخاب از بابی میرزا


▪️ه‌ه‌‌ح‌ه (هایدریش، هوش و حواس هیملر) | لوران بینه | احمد پرهیزی | نشر ماهی | ۳۸۰ص | ۶۵,۰۰۰ تومان

▪️Original title:
HHhH (2010), Laurent Binet

#بریده_کتاب

@kaaghaz
«سینه در تاجیکستان اروتیک‌تر است»

▪️شهزاده سمرقندی، نویسندهٔ ازبکستانی تاجیک‌تبار: «‏انتشارات معین در ایران رمان ریگستان مرا با لطف زیاد منتشر کرد ولی چند کلمه و جمله را باید تغییر می‌دادند که به چشم سانسورچی تیز نرسد. توجه مرا کلمهٔ پستان جلب کرد وقتی گفتند به جایش سینه می‌نویسیم. گفتم عالی! در ما تاجیک‌ها برعکس سینه ار‌وتیک‌تر است و پستان ادبی. ‎#واژگان_غلط_انداز»

▪️صفحهٔ خانم سمرقندی در ویکی‌پدیای فارسی

ریگستان | شهزاده سمرقندی (نظرزاده) | نشر معین | ۲۷۲ص. شومیز | طرح جلد | ۲۵,۰۰۰ تومان

#سانسور

@kaaghaz
خطای منطقی «جنگ و صلح»؛ سالژنیتسین

▪️کتاب زندگی بدون تزویر مجموعهٔ هفت مقاله از سالژنیتسین است که او بین آخرین سال حضورش در روسیه و سال‌های اقامتش در اروپا و امریکا (از ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۰) نوشت و منتشر کرد. کتاب را روشن وزیری در سال ۱۳۷۴ از زبان لهستانی به فارسی ترجمه کرد و نشر فرزان روز منتشر کرد، اما سال‌هاست که تجدید چاپ نشده است.

▪️متن زیر برشی از مقالهٔ «صلح و زور» است که در کتاب زندگی بدون تزویر منتشر شده است. سالژنیتسین در این مقالهٔ خواندنی نشان می‌دهد که صلح به دست نمی‌آید مگر آنکه در تقابل با زور و ستم قرار بگیرد، نه در تقابل با جنگ که صرفاً نمودی از زور است. او تقابل نابسندهٔ «جنگ و صلح» را علت بیهودگی فعالیت‌های نهادهای جهانی در طلب صلح می‌داند.


▪️نسل جوان ما تحت تأثیر دو جنگ عظیم جهانی، به‌تبع احساسات و بدون درک صحیح، دو مفهوم متفاوت جنگ و زور را اشتباه گرفت: به این معنا که حیات صلح‌آمیز و عادلانه و شرافتمندانهٔ بشر را فقط در خطر جنگ دید. بنابراین، دو مفهومِ از اصل متضادِ «جنگ و صلح» مورد توجه فوق‌العاده قرار گرفت. کنگره‌های پرسروصدا و یکسویه برگزار شد و شوراهای بین‌المللی تشکیل گردید. اعضای فعال این جنبش که برخی صمیمانه و برخی عوام‌فریبانه همت خود را صرف پیشگیری از جنگ‌های جدید (گاه فقط بعضی از انواع آن با حفظ گونه‌های دیگر) می‌کردند عنوان «مدافعان صلح» را به دست آوردند یا برای خود تراشیدند.

اما درواقع جلوه‌های این موضوع بیش از آن است که آنان می‌پندارند. در نقابل برقرار کردن دو مفهوم «جنگ و صلح» خطایی منطقی نهفته است: ‏کلِ تزِ جنگ فقط "بخشی" از آنتی‌تزِ منطقیِ صلح را در بر دارد. جنگ نمود پرسروصدا و علنی و فشردهٔ جبر و زورِ پایان‌ناپذیر و چندسویه و همه‌گیر در دنیاست، لیکن مسلماً تنها مظهر آن نیست. تقابلِ بسنده و اخلاقاً درست باید میان صلح و زور برقرار شود.

بشریت را فقط زخم چرکین جنگ‌ها رو به زوال و نابودی نمی‌برد، بلکه همچنین جبر و ستم مستمر و تمام‌نشدنی، گاه نیرومند و گاه بی‌رمق و حتا پنهان، او را شکنجه می‌دهد و اگر گفته می‌شود (و بحق) که «صلح بخش‌ناپذیر است» –یعنی هرکس که صلح را فقط اندکی (نه‌تنها با عملیات جنگی!) تهدید کند، آن را کلاً به خطر می‌اندازد– پس به همین قیاس جبر و زور نیز تقسیم‌بردار نیست، گرفتن یک گروگان یا ربودن یک هواپیما صلحِ عمومی دنیا را همان‌طور به مخاطره می‌افکند که بر سرزمین دیگر فرو ریخته شود.


▪️متن کامل مقاله را اینجا بخوانید

#بریده_کتاب

@kaaghaz
Forwarded from دربه‌در
اسماعیل خویی، شاعر ایرانی و از اعضای موسس کانون نویسندگان ایران صبح روز سه‌شنبه، چهارم خرداد در ۸۳ سالگی در لندن درگذشت.

بی‌بی‌سی‌ فارسی
سه نامه از سیمین دانشور

▪️در شمارهٔ جدید اندیشه پویا (شمارهٔ ۷۳) چند نامه از سیمین دانشور به فرزانه میلانی منتشر شده است. دو برش از این چند نامه:

▪️۱۴ اسفند ۱۳۶۳: صداوسیمای ایران در دههٔ فجر یک قصهٔ بی‌صاحب‌ماندهٔ مرا («کیدالخائنین») در رادیو به‌صورت نمایش‌نامه اجرا کرد. اجرا خوب بود، اما نه اجازه‌ای، نه حق‌الزحمه‌ای، بماند. دیروز هم از رادیو تلفن کردند که می‌خواهند به علت روز زن (روز تولد حضرت فاطمه) گفت‌وگویی با من داشته باشند (رو که نیست، سنگ پای قزوین است). گفتم واقعاً بس که جمهوری اسلامی به زن حق و حقوق اعطا کرده، بس که آن‌ها را کم و ذلیل کرده جا دارد که آدمی مثل من هم بر این ذلت صحه بگذارد و واضح است که قبول نکردم. [...]
▪️۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۳: گیتی خوشدل به هند رفته است و مرید یک بابایی شده است به نام سایی‌بابا، خدا همهٔ سرگشتگان راه حق را از سرگردانی نجات بدهد. سخت مشغول نوشتن و پاکنویس جزیرهٔ سرگردانی هستم. اولش می‌خواستم سرگردانی نسل جوان و دون کیشوتیزم مبارزه‌های سیاسی در ایران را نشان بدهم، حال سرگردانی جوانان دیگر قسمت‌های جهان را هم نشان می‌دهم، خودبه‌خود این‌طور گسترده شد. منتها نمی‌دانم قسمت انقلاب آن قابل چاپ هست یا نه. انقلاب مسئلهٔ سرگردانی را با شهادت و ‌مهدویت انقلابی حل کرده است اما آیا هرگز جواب درست مسئلهٔ سرگردانی است؟ راست است که ایمان شدید تا پذیرا شدن شهادت جواب سرگردانی هست، اما این یک جواب منفی یا نیست‌گرایی یا نیست‌انگاری است. به هر جهت باور دارم که مارکسیسم راه حل سرگردانی نیست.

اندیشه پویا | شمارهٔ ۷۳، اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۰ | سردبیر: رضا خجسته‌رحیمی | ۱۴۸ص. رحلی رنگی | ۴۵,۰۰۰ تومان

#نشریات #بایگانی

@kaaghaz
Forwarded from فنّ ادبیّات
خطا بر بزرگان گرفتن خطاست.pdf
204 KB
«فرض کنید مرا و شما را به ضیافتی می‌خوانند که بزرگی متولّی آن است و بناست در آن ضیافت انتقادات ما را بشنود. می‌گویند شما شایستهٔ آن دانسته شده‌اید که به این ضیافت بیایید و انتقادات خود را طرح کنید و انتقادات شما، پس از این میهمانی، به‌صورت مکتوب منتشر خواهدشد. لازم به ذکر است که به بهترین منتقدان جوایز ارزنده‌ای تعلّق خواهدگرفت.
شما با اطمینان از اینکه من چنین موقعیّتی را برای طرح انتقاداتم از دست نخواهم‌داد، با من تماس می‌گیرید که "فلانی، کجا ببینمت که با هم برویم؟" و من می‌گویم نمی‌آیم و به شما هم پیشنهاد می‌کنم که نروید. می‌گویید "چرا نمی‌آیی؟..."»

یادداشت دوست خوبم، مسعود راستی‌پور، را دربارهٔ «ادب نقد خواندن» و «آسیب‌های فضای نقد تحقیقات ادبی» بخوانید. راستی‌پور در این یادداشت بیشتر دربارهٔ فضای شکل‌گرفته حول دکتر شفیعی کدکنی نوشته‌است.

t.me//fanneadab

آیا واقعاً همیشه خطا بر بزرگان گرفتن خطاست؟
تخفیف بهارانهٔ کتاب از ۱۷ خرداد

▪️طرح بهارانهٔ کتاب از ۱۷ تا ۲۳ خرداد برگزار می‌شود.

▪️بر اساس این طرح می‌توانید از کتابفروشی‌های عضو طرح (تا سقف خرید هر نفر ۲۰۰,۰۰۰ تومان) با ۲۰٪ تخفیف (سقف یارانهٔ ۴۰,۰۰۰ تومان) کتاب بخرید.

▪️کتابفروشی‌های عضو را به تفکیک استان اینجا+ ببینید.

#خبر

@kaaghaz
چند رمان: وصف حال روزگار ما
▪️نوشتهٔ البرز زاهدی

اینجا چند رمان که مستقیم و غیرمستقیم وصف حال روزگار و زندگی ما هستند معرفی می‌کنم. متأسفانه به‌خاطر محدودیت میدان ادبیات معاصر و دردسر درست نکردن برای نویسندگان ایرانی، این آثار همه ترجمه هستند اما زبان ادبیات جهانی‌ست و شما می‌توانید احوال و روزگار خود را در رمان‌هایی به زبان‌های مختلف بازخوانی کنید.

▪️سرگذشت ندیمه | مارگارت اتوود | سهیل سمی | نشر ققنوس | ۴۶۶ص. شمیز | ۷۲,۰۰۰ تومان

آتوود در واکنش به انقلاب ایران، کشوری که به آن سفر کرده بود و تغییراتی که به چشم می‌دید و با توجه به سرنوشت دوستان زن سوگوارش، این رمان رو نوشته. شباهت تصادفی نیست. روزمره شما برای باورپذیری مردم دنیا به‌ناچار، علمی-تخیلی روایت شده. #سانسور شده

▪️حکومت نظامی | خوسه دونوسو | عبدالله کوثری | نشر نی | ۴۷۲ص. شمیز | ۵۶,۰۰۰ تومان

رمان به شیلی دوران پینوشه می‌پردازه که برای روشنفکران، دوران سیاهیه. شخصیت اصلی چند سال بعد کودتا برمی‌گرده. می‌بینه چطور مخالفان هر کدوم به شکلی بازتاب کثافت وضعیت‌شان شده‌اند و برای بقا در سیستم ادغام شده‌اند جز آنان که رنج کشیده و مطرود شده‌اند.

▪️گفتگو در کاتدرال | ماریو بارگاس یوسا | عبدالله کوثری | نشر لوح فکر | ۷۰۴ص. گالینگور | ۱۴۰,۰۰۰ تومان

یکی از شاهکارهای تاریخ ادبیات که نشان می‌دهد چگونه یک دیکتاتوری تمام اجزای یک جامعه را دچار فساد و پوسیدگی می‌کند و شرایطی ایجاد می‌شود که روایت‌ها و سرنوشت‌ها در هم گره می‌خورند و همه به جهنم و کابوس می‌رسند. این اثر عصاره امکانات رمان است.

▪️جنگ آخرالزمان | یوسا | کوثری | نشر آگه | ۹۲۰ص. گالینگور | ۱۵۰,۰۰۰ تومان

جنگ و صلح دوران ما را یوسا دو سال بعد از انقلاب اسلامی نوشته است. حادثه و دورانی که می‌تواند الهام‌بخش هزاران رمان باشد. مرشدی پیر تمامی ازریخت‌افتادگان و محرومان فرهنگی خصم تجدد را دور خود گرد می‌آورد تا علیه الیگارشی متجددین بشورند. مهجورین و مجنونین و محرومین یک سو می‌ایستند و الیگارشی کوچکی که لاجرم در مراحل آغازینِ توسعه در جهان سوم شکل می‌گیرند در سوی دیگر. اما شاهکار روشنفکری اروپایی است که پی تفسیری مترقی و آنارشیستی از توحش و جنون جمعی پیروان مرشد است. «میشل فوکو»ی رمان، جسورتر از نسخه واقعی است.

#پیشنهاد_دیگران

@kaaghaz
گفت‌وگو با رضا قاسمی، به‌زودی

▪️کتاب رضا قاسمی، در گفت‌وگویی بلند با محمد عبدی به زودی (در ۱۳۷ صفحهٔ رقعی) منتشر می‌شود.
قبلاً کتاب سوسن تسلیمی در گفت‌وگوی بلند با محمد عبدی از همین نشر منتشر شده بود. نشر بیدگل در توضیح کتاب نوشته:

▪️همنوایی شبانۀ ارکستر چوب‌ها در ابتدای دهۀ هشتاد به یک حادثۀ ادبی بدل شد که نام نویسنده‌اش، رضا قاسمی، را به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار ادبیات ایران تثبیت کرد.

در این گفت‌وگوی بلند که طی چند نوبت در پاریس انجام شده ‌است، او از این رمان و دیگر آثارش، جادوی ادبیات، و خلق هنری می‌گوید، دربارۀ زندگی و کودکی‌اش می‌شنویم و در ادامه از تجربیاتش در زمینۀ تئاتر و موسیقی می‌خوانیم.

#به_زودی

@kaaghaz
افسانۀ وَجرَه‌یوگینی و شهر خصیان
فصلی از یک نوِلا
نوشتهٔ سپاس ریوندی

یادداشت کاغذ | دانشجوی ایرانی مهاجری به‌دلیل ارتکاب جرمی عجیب منتظر آن است که پلیس برای دستگیری و سپس اخراجش از بریتانیا سر برسد. او در رشتۀ ایرانشناسی نزد استادی انگلیسی تحصیل می‌کرده، اما پس از دعوایی با استاد از ادامۀ تحصیل انصراف داده است. از سوی دیگر، پس از مرگ استادش، راولینسن، او تنها کسی است که می‌تواند یادداشت‌های استاد را دربارۀ متون سُغدی بخواند و منتشر کند. حین خواندن این یادداشت‌ها، اسراری افشا می‌شوند، هم دربارۀ زندگی خصوصی استاد و منشأ اختلافش با خود راوی و جرم او، هم از آن مهم‌تر دربارۀ تاریخ فرهنگ ایران و افغانستان و تاجیکستان، یعنی به‌طور کلی حوزۀ زبان فارسی کنونی __ از رنسانس ایرانی که رودکی و امثال او نماینده‌اش بودند گرفته تا منطق‌الطیر عطار، شعر سهراب سپهری و تخریب مجسمه‌های بودا به‌دست طالبان.

افسانۀ وَجرَه‌یوگینی و شهر خصیان [=اختگان] یکی از آن متون سُغدی است که نخستین بار ترجمۀ آن توسط استاد باعث آشنایی شاگرد با او شده است و فصلی نسبتاً مستقل است در میان پانزده فصل یک نوِلا به‌نام سوداشن، داستان دن‌ژوان بودایی، نوشتۀ سپاس ریوندی. (Novella یعنی رمان‌واره، چیزی که از داستان کوتاه بلندتر و از رمان کوتاه‌تر است: آثاری نظیر شازده‌کوچولو، مسخ، مزرعۀ حیوانات، دل تاریکی).

▪️این فصل را اینجا بخوانید:
افسانهٔ وَجرَه‌یوگینی و شهر خصیان

▪️کاغذ‌ پیش‌تر داستان کوتاهی در قالبی جدید (اتود ادبی) از سپاس ریوندی منتشر کرده است، به‌نام «اُتِپِل».


زیر نظر مهران موسوی

@kaaghaz
کتاب جدید، گوژپشت نتردام

▪️بالاخره ترجمه‌ای خواندنی از شاهکار ویکتور هوگو، گوژپشت نتردام، به بازار آمد.

▪️این رمان حد اعلای رومانتیسم و رمان‌های گوتیک است. تصویر قرون وسطا در این رمان چنان زنده است که بعید است پس از خواندن آن تصاویر و صحنه‌هایش از خاطر پاک شود.

▪️هوگو زمانی رمان را نوشت که کلیسای گوتیک نتردام رو به نابودی بود. شخصت اصلی این رمان کلیسای نتردام است، نامش هم در اصل نتردام پاریس است که مترجم انگلیسی به گوژپشت نتردام تغییر داده.

▪️داستان دربارهٔ ناقوس‌زنِ دیوصورت و نیک‌سیرتی به نام کازیمودو است. او از کودکی به سبب زشتی مطرود جامعه و حتا والدینش بود و شماس اعظم کلیسا سرپرستی‌اش را قبول کرد. اما دختری کولی دست نوازش بر سرش می‌کشد و او را به خود عاشق می‌کند.

▪️ترجمهٔ فارسی با تصویرسازی‌های زیبایی چاپ شده، اما نام تصویرساز در کتاب نیامده.

▪️مدخل این رمان در فرهنگ آثار را اینجا ببینید.


▪️گوژپشت نتردام | ویکتور هوگو | محمدرضا پارسایار | نشر هرمس | ۷۳۵ص. پالتویی گالینگور | ۲۰۰ هزار تومان

Original title:
▪️Notre-dam de Paris (1831), Victor Hugo

#معرفی_کتاب_تازه #پیشنهاد_کتاب

@Kaaghaz
وقتی میلان کوندرا و همسرش ورا از پراگ به فرانسه رفتند و در شهر رن ساکن شدند، دیوارهای آپارتمان‌شان مدت زیادی خالی نماند. کوندرا به نجار دانشگاه رن سفارش داده بود کتابخانه‌ای برایشان بسازد، ولی همزمان خودش هم دست‌به‌قلم شد و شروع کرد به طراحی.

هیکل‌های نتراشیده و عجیب و غریب آدم‌ها؛ دماغی که به شکل پا در آمده بود؛ آدمی که دست نداشت؛ و یا طرح‌هایی که فقط یکی دو عضو صورت را شامل می‌شد با نوشته‌هایی کنارش.

اولین‌بار که طراحی برای کوندرا جدی شد، زمانی بود که کتاب «هنر رمان» او در دههٔ ۱۹۸۰ در آمریکا به انگلیسی ترجمه شد و ناشر قصد داشت طرحی را از خود کوندرا به‌عنوان طرح جلد چاپ کند.

این کار کوندرا آغاز مجموعه‌ای از طرح‌های نویسنده برای کتاب‌هایش بود. از آن پس یکی یکی ناشران سراسر جهان از او می‌خواستند برای چاپ کتاب‌هایش طرح‌هایی را برلب روی جلد به آن‌ها بدهد.

انتشار کتاب‌های کوندرا با طرح‌های خودش به‌حدی رواج یافت که انتشارات «فابر اند فابر» در بریتانیا همهٔ آثار او را با طرح‌های خودش منتشر کرد.

@KhabGard

گزارشِ کامل با عکس‌هایی از طرح‌ها و نقاشی‌های #میلان_کوندرا
👇
http://khabgard.com/8592