Forwarded from بهمن دارالشفایی
(ادامه از پست قبل)
امروز سروش حبیبی پا به نودمین سال عمر گرانبهای خود گذاشت. دردا که زور پیری و کهنسالی بر شوق به ادبیات و ترجمه چربیده است و حبیبی دیگر مثل قبل کار نمیکند و این نکتهای نیست که بر علاقهمندانش پوشیده باشد. چند روز پیش که تصمیم گرفتم یادداشتی به مناسبت تولد او بنویسم، با خودم گفتم به کدامیک از ویژگیهایش اشاره کنم. از فصاحت کلامش بنویسم؟ این را که هر خوانندهای به سهولت درمییابد. از اهمیت کتابهایی که ترجمه کرده است بگویم؟ اهمیت شیاطین و ابله و جنگ و صلح و آناکارنینا که نیازی به گفتن من ندارد. نه، آنچه مرا به نوشتن این یادداشت برانگیخت سلوک حبیبی بود نه چیرهدستیاش در ترجمه. سروش حبیبی نزدیک به نیمسده است خارج از ایران زندگی میکند. به گمانم آخرین بار بیستوچند سال پیش به ایران آمد تا مادرش را به خاک بسپارد. با جامعهی فرهنگی ایران هم ارتباط چندانی ندارد و دایرهی آشنایانش به رفقای عهد شباب و ناشرانش محدود میشود. چندان اهل مصاحبه نیست، چند سال یکبار عکس تازهای از او انتشار مییابد و فیلم یا ویدیویی هم از او پیدا نمیشود. سالهاست جایی در حوالی پاریس نشسته و ترجمه میکند. علت دشواری ارتباط با او که پیشتر بدان اشاره کردم نیز به همین انزوای خودخواسته برمیگردد. آدمی از خود میپرسد مگر میشود کسی بنشیند و یک سال با سختی و مرارت کتابی را ترجمه کند، بعد آن را تحویل ناشر بدهد و برود سراغ کتاب بعدی، بیآنکه از بازخورد کارش باخبر باشد، بیآنکه بداند مخاطبانش با چه شیفتگیای آثار او را دنبال میکنند و چقدر قربانصدقهی خودش و ترجمههایش میروند. اینها که میگویم ابداً اغراق نیست. در سالهایی که در نشر ماهی مسئولیتی داشتم، هربار کتاب تازهای از او منتشر میشد، به من میگفت بیست نسخه از آن را برایش بفرستم تا به دوستان و آشنایان غربتنشینش بدهد. بعد که کتاب تجدیدچاپ میشد و با او تماس میگرفتم تا بنا به وظیفه سهمیهاش را برایش ارسال کنم، میگفت مگر من اینجا چند نفر را میشناسم که هم فارسیزبان باشند و هم کتابخوان، همان چاپ اول کفایت میکرد، سهمیهام را بدهید به کتابخانههای مناطق محروم یا خیریهها. بله، از میان خیل مخاطبان ترجمههای سروش حبیبی، او فقط با بیست تا سی نفرشان ارتباط بیواسطه دارد و با باقیشان مطلقاً بیارتباط است. بهراستی چه نیرویی در نهاد این مرد خانه کرده است که او را وامیدارد اینگونه زندگی کند، روز و شب سرگرم کار برای کسانی که نه میبیندشان و نه با آنها در ارتباط است. چندی پیش این را از خودش پرسیدم. گفت باباجان، من عاشق ایران و زبان فارسی هستم، عاشق جوانان ایرانی. عاشق که برای معشوقش چرتکه نمیاندازد. گفت بخت یار من بوده و شرایطی داشتهام که بتوانم بنشینم و کتاب بخوانم و چند زبان یاد بگیرم. زکاتش هم این است که این لذت را با کسانی سهیم شوم که به هر دلیلی این شرایط و فراغت را نداشتهاند. بله، سروش حبیبی اینگونه انسانی است، مردی عاشق وطنش، عاشق هموطنانش و عاشق زبان مادریاش، مردی بیاعتنا به شهرت و نام که ترجمه میکند چون عاشق ترجمهکردن است. او در نودسالگی کتابی هفتصدصفحهای را در دست ترجمه دارد و آرزویی ندارد جز اینکه فرصت داشته باشد آن را به پایان برساند. پس ای شیفتگان حبیبی، بیایید در نودسالگی او آرزو کنیم پیرمرد سلامت باشد و کار کند و زمانی که ــ زبانم لال ــ او را از جهان خاموشان فرامیخوانند، هیچ ترجمهی نیمهکارهای نداشته باشد تا حسرتش بر دلمان بماند.
.
امروز سروش حبیبی پا به نودمین سال عمر گرانبهای خود گذاشت. دردا که زور پیری و کهنسالی بر شوق به ادبیات و ترجمه چربیده است و حبیبی دیگر مثل قبل کار نمیکند و این نکتهای نیست که بر علاقهمندانش پوشیده باشد. چند روز پیش که تصمیم گرفتم یادداشتی به مناسبت تولد او بنویسم، با خودم گفتم به کدامیک از ویژگیهایش اشاره کنم. از فصاحت کلامش بنویسم؟ این را که هر خوانندهای به سهولت درمییابد. از اهمیت کتابهایی که ترجمه کرده است بگویم؟ اهمیت شیاطین و ابله و جنگ و صلح و آناکارنینا که نیازی به گفتن من ندارد. نه، آنچه مرا به نوشتن این یادداشت برانگیخت سلوک حبیبی بود نه چیرهدستیاش در ترجمه. سروش حبیبی نزدیک به نیمسده است خارج از ایران زندگی میکند. به گمانم آخرین بار بیستوچند سال پیش به ایران آمد تا مادرش را به خاک بسپارد. با جامعهی فرهنگی ایران هم ارتباط چندانی ندارد و دایرهی آشنایانش به رفقای عهد شباب و ناشرانش محدود میشود. چندان اهل مصاحبه نیست، چند سال یکبار عکس تازهای از او انتشار مییابد و فیلم یا ویدیویی هم از او پیدا نمیشود. سالهاست جایی در حوالی پاریس نشسته و ترجمه میکند. علت دشواری ارتباط با او که پیشتر بدان اشاره کردم نیز به همین انزوای خودخواسته برمیگردد. آدمی از خود میپرسد مگر میشود کسی بنشیند و یک سال با سختی و مرارت کتابی را ترجمه کند، بعد آن را تحویل ناشر بدهد و برود سراغ کتاب بعدی، بیآنکه از بازخورد کارش باخبر باشد، بیآنکه بداند مخاطبانش با چه شیفتگیای آثار او را دنبال میکنند و چقدر قربانصدقهی خودش و ترجمههایش میروند. اینها که میگویم ابداً اغراق نیست. در سالهایی که در نشر ماهی مسئولیتی داشتم، هربار کتاب تازهای از او منتشر میشد، به من میگفت بیست نسخه از آن را برایش بفرستم تا به دوستان و آشنایان غربتنشینش بدهد. بعد که کتاب تجدیدچاپ میشد و با او تماس میگرفتم تا بنا به وظیفه سهمیهاش را برایش ارسال کنم، میگفت مگر من اینجا چند نفر را میشناسم که هم فارسیزبان باشند و هم کتابخوان، همان چاپ اول کفایت میکرد، سهمیهام را بدهید به کتابخانههای مناطق محروم یا خیریهها. بله، از میان خیل مخاطبان ترجمههای سروش حبیبی، او فقط با بیست تا سی نفرشان ارتباط بیواسطه دارد و با باقیشان مطلقاً بیارتباط است. بهراستی چه نیرویی در نهاد این مرد خانه کرده است که او را وامیدارد اینگونه زندگی کند، روز و شب سرگرم کار برای کسانی که نه میبیندشان و نه با آنها در ارتباط است. چندی پیش این را از خودش پرسیدم. گفت باباجان، من عاشق ایران و زبان فارسی هستم، عاشق جوانان ایرانی. عاشق که برای معشوقش چرتکه نمیاندازد. گفت بخت یار من بوده و شرایطی داشتهام که بتوانم بنشینم و کتاب بخوانم و چند زبان یاد بگیرم. زکاتش هم این است که این لذت را با کسانی سهیم شوم که به هر دلیلی این شرایط و فراغت را نداشتهاند. بله، سروش حبیبی اینگونه انسانی است، مردی عاشق وطنش، عاشق هموطنانش و عاشق زبان مادریاش، مردی بیاعتنا به شهرت و نام که ترجمه میکند چون عاشق ترجمهکردن است. او در نودسالگی کتابی هفتصدصفحهای را در دست ترجمه دارد و آرزویی ندارد جز اینکه فرصت داشته باشد آن را به پایان برساند. پس ای شیفتگان حبیبی، بیایید در نودسالگی او آرزو کنیم پیرمرد سلامت باشد و کار کند و زمانی که ــ زبانم لال ــ او را از جهان خاموشان فرامیخوانند، هیچ ترجمهی نیمهکارهای نداشته باشد تا حسرتش بر دلمان بماند.
.
معرفی کتاب تازه: درد، منشأ رنج و تلخکامی
آخرین ترجمهٔ دکتر محمدرضا باطنی با نام درد، منشأ رنج و تلخکامی منتشر شد.
▪️شاید به گمان عموم مردم ماهیت، انواع و علل بروز درد روشن باشد، اما پاتریک وال، نظریهپرداز و متخصص برجستهٔ درد و نامزد جایزهٔ نوبل، از درد با عنوان معما یاد کرده است.
▪️وال کتابِ درد، منشأ رنج و تلخکامی را چندی پیش از درگذشتش برای مخاطب غیرمتخصص نوشت. او در این کتاب با شرح شواهد و پژوهشهای خواندنی، واقعیتهای شگفتانگیزی را دربارهٔ درد آشکار میکند.
▪️وال در همان آغاز کار باوری بنیادین را زیر سؤال میبرد و نشان میدهد میان درد و آسیب جسمی رابطهٔ مستقیمی وجود ندارد.
اساس پژوهش وال و تعاریف مدرنِ درد درست خلاف نظر دوگانهنگر فیلسوفان است که ماهیت جسم و ذهن را مجزای از یکدیگر میدانند؛ جسم ماشینی برای احساس «درد خالص» و ذهن برای ادراک این درد. وال در فصلی جداگانه به فلسفهٔ درد پرداخته و با نقد نظرات دکارت و راسل نشان داده که جسم و ذهن دو جنبه از یک چیز هستند.
▪️پس از بررسی ماهیت درد، نویسنده به سازوکار بروز درد میپردازد. او در فصلهایی مجزا به شرح دردهایی که علل روشنی دارند (درد دندان، زایمان، قلب، سرطان و...)، دردهایی که علل روشنی ندارند، تفاوت درد در اشخاص مختلف، عملکرد داروها در برابر درد و پاسخ دارونما پرداخته است.
▪️ترجمهٔ این کتاب هنگام درگذشت دکتر باطنی نیمهکار ماند. او حدود سه فصل از کتاب را ترجمه کرده بود که به علت درد آرتروز کار را به فاطمه محمدی سپرد. محمدی از دستیاران او در تألیف فرهنگ معاصر پویا هم بوده است.
▪️درد، منشأ رنج و تلخکامی | پاتریک وال | محمدرضا باطنی، فاطمه محمدی | انتشارات فرهنگ معاصر | ۳۳۲+چهارده صفحه، پالتویی گالینگور | ۱۴۰,۰۰۰ تومان
▪️ original title:
Pain, the science of suffering (1999), Patrick David Wall
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
آخرین ترجمهٔ دکتر محمدرضا باطنی با نام درد، منشأ رنج و تلخکامی منتشر شد.
▪️شاید به گمان عموم مردم ماهیت، انواع و علل بروز درد روشن باشد، اما پاتریک وال، نظریهپرداز و متخصص برجستهٔ درد و نامزد جایزهٔ نوبل، از درد با عنوان معما یاد کرده است.
▪️وال کتابِ درد، منشأ رنج و تلخکامی را چندی پیش از درگذشتش برای مخاطب غیرمتخصص نوشت. او در این کتاب با شرح شواهد و پژوهشهای خواندنی، واقعیتهای شگفتانگیزی را دربارهٔ درد آشکار میکند.
▪️وال در همان آغاز کار باوری بنیادین را زیر سؤال میبرد و نشان میدهد میان درد و آسیب جسمی رابطهٔ مستقیمی وجود ندارد.
اساس پژوهش وال و تعاریف مدرنِ درد درست خلاف نظر دوگانهنگر فیلسوفان است که ماهیت جسم و ذهن را مجزای از یکدیگر میدانند؛ جسم ماشینی برای احساس «درد خالص» و ذهن برای ادراک این درد. وال در فصلی جداگانه به فلسفهٔ درد پرداخته و با نقد نظرات دکارت و راسل نشان داده که جسم و ذهن دو جنبه از یک چیز هستند.
▪️پس از بررسی ماهیت درد، نویسنده به سازوکار بروز درد میپردازد. او در فصلهایی مجزا به شرح دردهایی که علل روشنی دارند (درد دندان، زایمان، قلب، سرطان و...)، دردهایی که علل روشنی ندارند، تفاوت درد در اشخاص مختلف، عملکرد داروها در برابر درد و پاسخ دارونما پرداخته است.
▪️ترجمهٔ این کتاب هنگام درگذشت دکتر باطنی نیمهکار ماند. او حدود سه فصل از کتاب را ترجمه کرده بود که به علت درد آرتروز کار را به فاطمه محمدی سپرد. محمدی از دستیاران او در تألیف فرهنگ معاصر پویا هم بوده است.
▪️درد، منشأ رنج و تلخکامی | پاتریک وال | محمدرضا باطنی، فاطمه محمدی | انتشارات فرهنگ معاصر | ۳۳۲+چهارده صفحه، پالتویی گالینگور | ۱۴۰,۰۰۰ تومان
▪️ original title:
Pain, the science of suffering (1999), Patrick David Wall
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
معرفی کتاب تازه: درد، منشأ رنج و تلخکامی
دیروز شصتویکمین سالروز مرگ ارنست همینگوی بود.
او در دوم ژوئیهٔ ۱۹۶۱ از خواب برخاست و از انبار تفنگها تفنگ دولولی را که با آن به شکار کبوتر میرفت پر کرد و به پیشانی خود شلیک کرد.
«آنکس که امسال بمیرد از مردن در سال بعد معاف میشود. ما همه یک مرگ به خدا بدهکاریم» (شکسپیر).
ما را در اینستاگرام هم دنبال کنید
#یاد #نقل_قول
@kaaghaz
او در دوم ژوئیهٔ ۱۹۶۱ از خواب برخاست و از انبار تفنگها تفنگ دولولی را که با آن به شکار کبوتر میرفت پر کرد و به پیشانی خود شلیک کرد.
«آنکس که امسال بمیرد از مردن در سال بعد معاف میشود. ما همه یک مرگ به خدا بدهکاریم» (شکسپیر).
ما را در اینستاگرام هم دنبال کنید
#یاد #نقل_قول
@kaaghaz
جنگ و کمبودهای مختلف و بیپولی در همهکس و همهجا خستگی بهوجود آورده و چهرهای سطحی و فاقد صمیمیت به امیدواران داده است. بهترین چارهٔ این حالت خستگی توأم با بدبینی، کامیابی است، ولو اول به مقیاس کوچک باشد. و برای بیشتر مردم کامیابی مساوی است با تقسیم مشکلات به اجزای کوچکتر و پرداختن به بخشهایی که آنقدر بزرگ نیستند که یأس ایجاد کنند.
– برتراند راسل –
▪️از کتاب:
خرد در سیاست | گزیده و نوشته و ترجمهٔ عزتالله فولادوند | انتشارات طرح نو | نایاب
#نقل_قول
@kaaghaz
– برتراند راسل –
▪️از کتاب:
خرد در سیاست | گزیده و نوشته و ترجمهٔ عزتالله فولادوند | انتشارات طرح نو | نایاب
#نقل_قول
@kaaghaz
جنگ داخلی اسپانیا لابهلای کتابها
جنگ داخلی اسپانیا، پیشدرآمد جنگ جهانی دوم، نبردی خونین بود که پانصدهزار کشته برجا گذاشت. این جنگ بین سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ میان جمهوریخواهان (احزاب چپگرا) و ناسیونالیستهای اسپانیایی (طیف محافظهکار) برقرار بود. آلمان نازی، ایتالیای فاشیست و اتحاد جماهیر شوروی در این جنگ حضور فعال داشتند و اروپا و امریکا هم با بریگادهای داوطلبانه درگیر آن شدند. جنگ با پیروزی ناسیونالیستها به رهبری ژنرال فرانکو پایان یافت.
در دورانی که مرز میان ادبیات و روزنامهنگاری بیش از پیش کمرنگ شده بود نویسندگان برجستهای وارد کارزار شدند و تجربه و اندیشهٔ خود را دربارهٔ این جنگ به قلم آوردند، از جمله مالرو، همینگوی و اورول. در این یادداشت چند نمونه از این آثار را مختصراً معرفی کردهایم.
▪️جنگ داخلی اسپانیا/ هیو تامس/ مهدی سمسار/ انتشارات خوارزمی
تاریخ مستند و خواندنی جنگ داخلی اسپانیا که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد و جایزۀ سامرست موام را از آن هیو تامس کرد. تامس کتاب را یک بار دیگر در سال ۱۹۷۷ بهروز کرد و این نسخۀ تفصیلی را در نشر پنگوئن به انتشار رساند. این کتاب هنوز هم از مراجع مهم تاریخ جنگ داخلی اسپانیا است. مهدی سمسار پیش از انقلاب بخشی از کتاب را ترجمه کرد که همین هم سالهاست تجدید چاپ نشده.
▪️این ناقوس مرگ کیست؟/ همینگوی/ ترجمۀ مهدی غبرایی/ انتشارات افق
تلاش نافرجام همینگوی در خلق حماسهای همپای جنگ و صلح. همینگوی در دوران جنگ به سرزمین محبوبش، اسپانیا، رفت و گزارشهایی مخابره کرد که اغلب آمیخته به تخیل بود. این رمان شرح سه شبانهروز از زندگی داوطلبی امریکایی است که به نیروهای جمهوریخواه میپیوندد و حین عملیاتی مهم، دلبستۀ دختر یک شهردار جمهوریخواه میشود. این ناقوس مرگ کیست؟ در دوران فرانکو اجازۀ انتشار نداشت، اما نویسندهاش مدام برای دیدن مسابقات گاوبازی به اسپانیا در رفت و آمد بود.
▪️امید/ آندره مالرو/ ترجمۀ رضا سیدحسینی/ انتشارات خوارزمی
بزرگترین رمان آندره مالرو و حماسهای که میان اثری هنری و اثری تبلیغی در نوسان است. مالرو در صف اول داوطلبان فرانسوی به جنگ اسپانیا رفت و به سازماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری پرداخت. همینگوی که خصومتی دیرپا با مالرو داشت رمان را «گُهکاری عظیم» توصیف کرد.
▪️گفتوگو با مرگ؛ شهادتنامۀ اسپانیا/ آرتور کوستلر/ ترجمۀ نصرالله دیهیمی، خشایار دیهیمی/ نشر نی
روایت چندماهۀ آرتور کوستلر از زندان فرانکو و نشستن به انتظار مرگ. کوستلر سه بار از طرف روزنامۀ نیوز کرونیکل لندن به اسپانیا رفت. او این کتاب را «تأثیر روانشناختی سلول اعدام» توصیف کرده است. کوستلر هم مانند بسیاری از روشنفکران چپ آن زمان هوادار نیروهای جمهوریخواه بود. سرانجام به سبب اعتراضات و نامهنگاریهای بسیار، حکومت جمهوریخواه او را با زندانی دیگری مبادله کرد.
▪️به یاد کاتالونیا/ جرج اورول/ ترجمۀ عزتالله فولادوند
شرح نبردی که دیدگاه سیاسی اورول را بهکل دگرگون کرد. اورول چند سال بعد از جنگ داخلی اسپانیا مینویسد: «تکتک سطرهای آثار جدیام پس از ۱۹۳۶ را، مستقیم یا غیرمستقیم، علیه توتالیتاریسم نوشتهام یا در دفاع از برداشت شخصیام از سوسیال دموکراسی.». اورول به عنوان نیروی داوطلب به جنگ اسپانیا رفت و از ناحیۀ گلو مجروح شد. او در این کتاب مشاهداتش دربارۀ احزاب کمونیست و آنارشیست را با ذهنی وقاد بازخوانی کرده است. کتاب چندان موفق از آب درنیامد و تا روز مرگ اورول فقط ۱۵۰۰ نسخه فروخته بود.
#فهرست #معرفی_کتاب #پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
جنگ داخلی اسپانیا، پیشدرآمد جنگ جهانی دوم، نبردی خونین بود که پانصدهزار کشته برجا گذاشت. این جنگ بین سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ میان جمهوریخواهان (احزاب چپگرا) و ناسیونالیستهای اسپانیایی (طیف محافظهکار) برقرار بود. آلمان نازی، ایتالیای فاشیست و اتحاد جماهیر شوروی در این جنگ حضور فعال داشتند و اروپا و امریکا هم با بریگادهای داوطلبانه درگیر آن شدند. جنگ با پیروزی ناسیونالیستها به رهبری ژنرال فرانکو پایان یافت.
در دورانی که مرز میان ادبیات و روزنامهنگاری بیش از پیش کمرنگ شده بود نویسندگان برجستهای وارد کارزار شدند و تجربه و اندیشهٔ خود را دربارهٔ این جنگ به قلم آوردند، از جمله مالرو، همینگوی و اورول. در این یادداشت چند نمونه از این آثار را مختصراً معرفی کردهایم.
▪️جنگ داخلی اسپانیا/ هیو تامس/ مهدی سمسار/ انتشارات خوارزمی
تاریخ مستند و خواندنی جنگ داخلی اسپانیا که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد و جایزۀ سامرست موام را از آن هیو تامس کرد. تامس کتاب را یک بار دیگر در سال ۱۹۷۷ بهروز کرد و این نسخۀ تفصیلی را در نشر پنگوئن به انتشار رساند. این کتاب هنوز هم از مراجع مهم تاریخ جنگ داخلی اسپانیا است. مهدی سمسار پیش از انقلاب بخشی از کتاب را ترجمه کرد که همین هم سالهاست تجدید چاپ نشده.
▪️این ناقوس مرگ کیست؟/ همینگوی/ ترجمۀ مهدی غبرایی/ انتشارات افق
تلاش نافرجام همینگوی در خلق حماسهای همپای جنگ و صلح. همینگوی در دوران جنگ به سرزمین محبوبش، اسپانیا، رفت و گزارشهایی مخابره کرد که اغلب آمیخته به تخیل بود. این رمان شرح سه شبانهروز از زندگی داوطلبی امریکایی است که به نیروهای جمهوریخواه میپیوندد و حین عملیاتی مهم، دلبستۀ دختر یک شهردار جمهوریخواه میشود. این ناقوس مرگ کیست؟ در دوران فرانکو اجازۀ انتشار نداشت، اما نویسندهاش مدام برای دیدن مسابقات گاوبازی به اسپانیا در رفت و آمد بود.
▪️امید/ آندره مالرو/ ترجمۀ رضا سیدحسینی/ انتشارات خوارزمی
بزرگترین رمان آندره مالرو و حماسهای که میان اثری هنری و اثری تبلیغی در نوسان است. مالرو در صف اول داوطلبان فرانسوی به جنگ اسپانیا رفت و به سازماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری پرداخت. همینگوی که خصومتی دیرپا با مالرو داشت رمان را «گُهکاری عظیم» توصیف کرد.
▪️گفتوگو با مرگ؛ شهادتنامۀ اسپانیا/ آرتور کوستلر/ ترجمۀ نصرالله دیهیمی، خشایار دیهیمی/ نشر نی
روایت چندماهۀ آرتور کوستلر از زندان فرانکو و نشستن به انتظار مرگ. کوستلر سه بار از طرف روزنامۀ نیوز کرونیکل لندن به اسپانیا رفت. او این کتاب را «تأثیر روانشناختی سلول اعدام» توصیف کرده است. کوستلر هم مانند بسیاری از روشنفکران چپ آن زمان هوادار نیروهای جمهوریخواه بود. سرانجام به سبب اعتراضات و نامهنگاریهای بسیار، حکومت جمهوریخواه او را با زندانی دیگری مبادله کرد.
▪️به یاد کاتالونیا/ جرج اورول/ ترجمۀ عزتالله فولادوند
شرح نبردی که دیدگاه سیاسی اورول را بهکل دگرگون کرد. اورول چند سال بعد از جنگ داخلی اسپانیا مینویسد: «تکتک سطرهای آثار جدیام پس از ۱۹۳۶ را، مستقیم یا غیرمستقیم، علیه توتالیتاریسم نوشتهام یا در دفاع از برداشت شخصیام از سوسیال دموکراسی.». اورول به عنوان نیروی داوطلب به جنگ اسپانیا رفت و از ناحیۀ گلو مجروح شد. او در این کتاب مشاهداتش دربارۀ احزاب کمونیست و آنارشیست را با ذهنی وقاد بازخوانی کرده است. کتاب چندان موفق از آب درنیامد و تا روز مرگ اورول فقط ۱۵۰۰ نسخه فروخته بود.
#فهرست #معرفی_کتاب #پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
جنگ داخلی اسپانیا لابهلای کتابها
معرفی کتاب تازه: افسانهٔ فردگرایی
«خصومت بیامان با آزادی و خرد فردی»*
▪️این کتاب حملهای همهجانبه به فردگرایی است، یعنی همان مفهومی که جان استیوارت میل، الکسی دو توکویل و بسیاری اندیشمندان دیگر، مخصوصاً از عصر روشنگری به اینطرف، بر اهمیتش تأکید داشتهاند و به عنوان مثال برتراند راسل معتقد بود فقدان آن به توتالیتاریسم میانجامد.
▪️هدف افسانهٔ فردگرایی، به ادعای نویسندهاش، به دست دادن بینشی جامعهشناختی است با تمرکز روی یکی از مسائل اساسی این رشته: رابطهٔ فرد و جامعه.
کالرو در آغاز کتاب بهدرستی اشاره میکند که «از منظر جامعهشناسی فرد و جامعه دو روی یک سکهاند و نمیتوان آنها را از هم جدا کرد». اما در ادامه فردگرایی را وا مینهد و این روی سکه را افسانهای معرفی میکند که عمومیت یافته است، جهانبینیای «ابلهانه» که اگرچه در دورهای هوادار آزادی و برابری بوده، امروز روی تاریک خودش را آشکار کرده.
▪️کتاب کالرو سراسر بر پایهٔ این ادعا بنا شده که انسان اساساً موجودی اجتماعی است و کنش هیچ فردی خارج از تأثیر نیروهای اجتماعی ممکن نیست. او گسترش «افسانهٔ» فردگرایی را دردسرساز میداند و از تروریستی به نام یونابامبر به عنوان نمود عینی این جهانبینی یاد میکند. البته نام او را کنار نام اندیشمندی مثل هانری دیوید ثورو و میلتون فریدمنِ اقتصاددان میگذارد.
▪️نویسنده پس از طرح بحث در مقدمه و فصل اول، به بررسی نیروهایی میپردازد که در شکلگیری زندگی افراد اهمیتی اساسی دارند، عواملی از قبیل نمادهای فرهنگی، فشار همنوایی گروهی، تأثیر خانواده، نفوذ طبقهٔ اجتماعی، دستدرازی وسیع سرمایهداری جهانی، حضور فراگیر رسانههای جمعی و قدرت انقلابی کنش جمعی. نویسنده پس از انتخاب دانلد ترامپ به رییس جمهوری امریکا در ۲۰۱۶ ویراست سوم کتاب را منتشر کرد که حاوی فصل تازهای است دربارهٔ قدرت بیش از حد حکومتی.
*برگرفته از متن سخنرانیای از توکویل
▪️افسانهٔ فردگرایی؛ نیروهای اجتماعی چگونه ما را شکل میدهند | پیتر ال. کالرو | هادی جلیلی | نشر بیدگل | ۳۳۸ص. رقعی شومیز | ۱۷۰,۰۰۰ تومان
▪️Original title:
"The Myth of Individualism" [3rd ed] (2018), Peter L.Callero
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
«خصومت بیامان با آزادی و خرد فردی»*
▪️این کتاب حملهای همهجانبه به فردگرایی است، یعنی همان مفهومی که جان استیوارت میل، الکسی دو توکویل و بسیاری اندیشمندان دیگر، مخصوصاً از عصر روشنگری به اینطرف، بر اهمیتش تأکید داشتهاند و به عنوان مثال برتراند راسل معتقد بود فقدان آن به توتالیتاریسم میانجامد.
▪️هدف افسانهٔ فردگرایی، به ادعای نویسندهاش، به دست دادن بینشی جامعهشناختی است با تمرکز روی یکی از مسائل اساسی این رشته: رابطهٔ فرد و جامعه.
کالرو در آغاز کتاب بهدرستی اشاره میکند که «از منظر جامعهشناسی فرد و جامعه دو روی یک سکهاند و نمیتوان آنها را از هم جدا کرد». اما در ادامه فردگرایی را وا مینهد و این روی سکه را افسانهای معرفی میکند که عمومیت یافته است، جهانبینیای «ابلهانه» که اگرچه در دورهای هوادار آزادی و برابری بوده، امروز روی تاریک خودش را آشکار کرده.
▪️کتاب کالرو سراسر بر پایهٔ این ادعا بنا شده که انسان اساساً موجودی اجتماعی است و کنش هیچ فردی خارج از تأثیر نیروهای اجتماعی ممکن نیست. او گسترش «افسانهٔ» فردگرایی را دردسرساز میداند و از تروریستی به نام یونابامبر به عنوان نمود عینی این جهانبینی یاد میکند. البته نام او را کنار نام اندیشمندی مثل هانری دیوید ثورو و میلتون فریدمنِ اقتصاددان میگذارد.
▪️نویسنده پس از طرح بحث در مقدمه و فصل اول، به بررسی نیروهایی میپردازد که در شکلگیری زندگی افراد اهمیتی اساسی دارند، عواملی از قبیل نمادهای فرهنگی، فشار همنوایی گروهی، تأثیر خانواده، نفوذ طبقهٔ اجتماعی، دستدرازی وسیع سرمایهداری جهانی، حضور فراگیر رسانههای جمعی و قدرت انقلابی کنش جمعی. نویسنده پس از انتخاب دانلد ترامپ به رییس جمهوری امریکا در ۲۰۱۶ ویراست سوم کتاب را منتشر کرد که حاوی فصل تازهای است دربارهٔ قدرت بیش از حد حکومتی.
*برگرفته از متن سخنرانیای از توکویل
▪️افسانهٔ فردگرایی؛ نیروهای اجتماعی چگونه ما را شکل میدهند | پیتر ال. کالرو | هادی جلیلی | نشر بیدگل | ۳۳۸ص. رقعی شومیز | ۱۷۰,۰۰۰ تومان
▪️Original title:
"The Myth of Individualism" [3rd ed] (2018), Peter L.Callero
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
معرفی کتاب تازه: افسانهٔ فردگرایی
جوزف کنراد در آنسوی دروازۀ دوزخ
دربارهٔ نوشتن دل تاریکی
▪️مارک تواین در یکی از یادداشتهایش ادعایی را طرح کرده بود که دههها بعد مایۀ پریشانی ادم هوخشیلدِ مورخ شد: رژیم موسوم به دولت آزاد کنگو پنج تا هشت میلیون نفر از بومیان این کشور را نیست و نابود کرده است. آشفتگی هوخشیلد او را به نوشتن کتاب شبح شاه لئوپولد واداشت. اما واقعاً در کنگو چه رخ داده بود؟
▪️جنایت کنگو حاصل استثمار این کشور به دست لئوپولد دوم، پادشاه وقت بلژیک، بود. لئوپولد بین سالهای ۱۸۸۵ تا ۱۹۰۸ از طریق حکومتی موسوم به دولت آزاد کنگو به تاراج منابع کائوچو و عاج مرکز آفریقا پرداخته و در این راه، حدود ده میلیون نفر از مردم بومی را به کام مرگ کشانده بود. وقتی اعمال وحشیانۀ دولت آزاد کنگو فاش شد، شاه لئوپولد به دلیل فشار افکار عمومی و بسیاری از کشورها، کنترل کنگو را به دولت بلژیک سپرد.
▪️آرتور کانن دویل از جمله نویسندگانی بود که در همان زمان به این رسوایی بشری پرداخت و کتاب جنایت کنگو را دربارهاش نوشت، اما اثری که امروزه بیش از هر چیز اقدامات دولت آزاد کنگو را یادآوری میکند رمان مدرن رازآلودی است که کنراد کروزنیووسکی ده سال پیش از آن نوشته بود، رمانی به نام دل تاریکی.
▪️کروزنیووسکی همان نویسندهای است که امروزه با نام جوزف کنراد شهرتی عالمگیر دارد. او در سال ۱۸۹۰ راهی کنگو شده بود. کنراد کودکی سختی را از سر گذرانده و از هفده سالگی ملوانی را پیشۀ خود ساخته بود. در سال ۱۸۹۰، او سیوسه سال داشت.
▪️کنراد در ابتدا قصد داشت سه سال در کنگو بماند، اما فقط شش ماه در آنجا دوام آورد. او به کنگو رفته بود تا در یکی از شعب کمپانی لئوپولد دوم به عنوان ناخدای کشتی تجارتی خدمت کند. قرار بود کشتی فلوریدا را که ناخدایش به دست مردم محلی به قتل رسیده بود، در اختیار بگیرد. اما این کشتی در دست تعمیر بود و بهناچار معاونت ناخدای کشتی دیگری را عهدهدار شد. این کشتی مأموریت داشت که به قرارگاهی برود و یکی از کارگزاران کمپانی به نام ژرژ آنتوان کلاین را از آنجا بردارد.
▪️وقایع این سفر در داستان دل تاریکی منعکس شده است، داستانی که کنراد نه سال بعد آن را نوشت. کلاین همان شخصیت کورتس در دل تاریکی است. کورتس هم مانند کلاین طی سفر بیمار است و پیش از رسیدن به مقصد جان میسپارد. شخصیت مارلو هم که سرگذشت سفر به کنگو را برای دوستانش روایت میکند همزاد خود کنراد است.
▪️«آنچه مارلو در طول سفر دربارۀ زندگی آموخته او را از معصومیت پیشین محروم کرده و اکنون، سخت به همنوعان خود بدگمان شده است. کنراد خود اعتراف میکند: "قبل از کنگو، من بهراستی حیوان بودم."»
– ماریو بارگاس یوسا –
▪️مطالب این پست عمدتاً برگرفته از مقالهٔ ماریو بارگاس یوسا دربارهٔ دل تاریکی است که عبدالله کوثری آن را به فارسی درآورده. یوسا خود کتابِ رویای سلت را بر اساس زندگی راجر کیسمنت، افشاگر فجایع کنگو، نوشته است.
▪️دل تاریکی | جوزف کنراد | صالح حسینی | نشر نیلوفر | ۱۹۰ص. رقعی | ۳۵,۰۰۰ تومان
#پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
دربارهٔ نوشتن دل تاریکی
▪️مارک تواین در یکی از یادداشتهایش ادعایی را طرح کرده بود که دههها بعد مایۀ پریشانی ادم هوخشیلدِ مورخ شد: رژیم موسوم به دولت آزاد کنگو پنج تا هشت میلیون نفر از بومیان این کشور را نیست و نابود کرده است. آشفتگی هوخشیلد او را به نوشتن کتاب شبح شاه لئوپولد واداشت. اما واقعاً در کنگو چه رخ داده بود؟
▪️جنایت کنگو حاصل استثمار این کشور به دست لئوپولد دوم، پادشاه وقت بلژیک، بود. لئوپولد بین سالهای ۱۸۸۵ تا ۱۹۰۸ از طریق حکومتی موسوم به دولت آزاد کنگو به تاراج منابع کائوچو و عاج مرکز آفریقا پرداخته و در این راه، حدود ده میلیون نفر از مردم بومی را به کام مرگ کشانده بود. وقتی اعمال وحشیانۀ دولت آزاد کنگو فاش شد، شاه لئوپولد به دلیل فشار افکار عمومی و بسیاری از کشورها، کنترل کنگو را به دولت بلژیک سپرد.
▪️آرتور کانن دویل از جمله نویسندگانی بود که در همان زمان به این رسوایی بشری پرداخت و کتاب جنایت کنگو را دربارهاش نوشت، اما اثری که امروزه بیش از هر چیز اقدامات دولت آزاد کنگو را یادآوری میکند رمان مدرن رازآلودی است که کنراد کروزنیووسکی ده سال پیش از آن نوشته بود، رمانی به نام دل تاریکی.
▪️کروزنیووسکی همان نویسندهای است که امروزه با نام جوزف کنراد شهرتی عالمگیر دارد. او در سال ۱۸۹۰ راهی کنگو شده بود. کنراد کودکی سختی را از سر گذرانده و از هفده سالگی ملوانی را پیشۀ خود ساخته بود. در سال ۱۸۹۰، او سیوسه سال داشت.
▪️کنراد در ابتدا قصد داشت سه سال در کنگو بماند، اما فقط شش ماه در آنجا دوام آورد. او به کنگو رفته بود تا در یکی از شعب کمپانی لئوپولد دوم به عنوان ناخدای کشتی تجارتی خدمت کند. قرار بود کشتی فلوریدا را که ناخدایش به دست مردم محلی به قتل رسیده بود، در اختیار بگیرد. اما این کشتی در دست تعمیر بود و بهناچار معاونت ناخدای کشتی دیگری را عهدهدار شد. این کشتی مأموریت داشت که به قرارگاهی برود و یکی از کارگزاران کمپانی به نام ژرژ آنتوان کلاین را از آنجا بردارد.
▪️وقایع این سفر در داستان دل تاریکی منعکس شده است، داستانی که کنراد نه سال بعد آن را نوشت. کلاین همان شخصیت کورتس در دل تاریکی است. کورتس هم مانند کلاین طی سفر بیمار است و پیش از رسیدن به مقصد جان میسپارد. شخصیت مارلو هم که سرگذشت سفر به کنگو را برای دوستانش روایت میکند همزاد خود کنراد است.
▪️«آنچه مارلو در طول سفر دربارۀ زندگی آموخته او را از معصومیت پیشین محروم کرده و اکنون، سخت به همنوعان خود بدگمان شده است. کنراد خود اعتراف میکند: "قبل از کنگو، من بهراستی حیوان بودم."»
– ماریو بارگاس یوسا –
▪️مطالب این پست عمدتاً برگرفته از مقالهٔ ماریو بارگاس یوسا دربارهٔ دل تاریکی است که عبدالله کوثری آن را به فارسی درآورده. یوسا خود کتابِ رویای سلت را بر اساس زندگی راجر کیسمنت، افشاگر فجایع کنگو، نوشته است.
▪️دل تاریکی | جوزف کنراد | صالح حسینی | نشر نیلوفر | ۱۹۰ص. رقعی | ۳۵,۰۰۰ تومان
#پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
Forwarded from Khabgard | خوابگرد
م.ف. فرزانه و صادق هدایت
درگذشت مصطفی فرزانه یا همان «م. ف. فرزانه» بهمعنای از میان رفتن یکی از آخرین شاهدان رنجهای صادق هدایت است.
خواننده با خواندن «آشنایی با صادق هدایت» متوجه میشود که فرزانه، بهرغم سن و سال و تجربهی کم خود در آن زمان، از بسیاری از نزدیکان هدایت و حتا کسانی مثل بیژن جلالی، خواهرزادهی هدایت، بیشتر با این نویسنده همدل بوده و این از مهارت اوست که همدلی با هدایت را بهخوبی به خواننده نیز منتقل میکند.
آنچه خواننده به ویژه در سطرهای پایانی کتاب و از آخرین دیدار فرزانه با هدایت حس میکند، یک تنهایی عمیق، سرگردانی و غم سنگین است:
«بهقدری از گفتهها و قامت صادق هدایت غمگین شدم که نزدیک بود بهدنبالش بدوم و سعی کنم دلداریاش بدهم. ولی جرئت نکردم.»
@KhabGrd
کاملِ یادداشت:
👇
khabgard.com/8755
درگذشت مصطفی فرزانه یا همان «م. ف. فرزانه» بهمعنای از میان رفتن یکی از آخرین شاهدان رنجهای صادق هدایت است.
خواننده با خواندن «آشنایی با صادق هدایت» متوجه میشود که فرزانه، بهرغم سن و سال و تجربهی کم خود در آن زمان، از بسیاری از نزدیکان هدایت و حتا کسانی مثل بیژن جلالی، خواهرزادهی هدایت، بیشتر با این نویسنده همدل بوده و این از مهارت اوست که همدلی با هدایت را بهخوبی به خواننده نیز منتقل میکند.
آنچه خواننده به ویژه در سطرهای پایانی کتاب و از آخرین دیدار فرزانه با هدایت حس میکند، یک تنهایی عمیق، سرگردانی و غم سنگین است:
«بهقدری از گفتهها و قامت صادق هدایت غمگین شدم که نزدیک بود بهدنبالش بدوم و سعی کنم دلداریاش بدهم. ولی جرئت نکردم.»
@KhabGrd
کاملِ یادداشت:
👇
khabgard.com/8755
خوابگرد
م.ف. فرزانه و رنجِ دیدن آخرین رنجهای صادق هدایت
«مانع رفتنش شدم:– نمیخواهید یک قهوه با همدیگر بخوریم؟– فعلاً نه. کار دارم. یک موقع دیگر.– کی؟– کی کار شیطان است.و دور شد. مثل یک پرنده. مثل یک حواصیل…» درگذشت مصطفی (فری) فرزانه یا همان…
سامپه، تصویرساز نیکولا کوچولو، درگذشت
▪️دیروز کارتونیست فرانسوی، ژان ژاک سامپه در ۸۹ سالگی از دنیا رفت. احتمالاً آغاز آشنایی بیشتر ما با کارهایش به تصاویرش در کتابهای ««نیکولا کوچولو» برمیگردد.
▪️کارهای سامپه، چه در تکنیک و چه در مفهوم، ساده و ظریف بودند و بیش از هرچیز برآمده از تماشای زندگی با شور و اشتیاقی مثالزدنی بودند. تا جایی که گاهی بادی که در پردهای پیچیده یا نور تکچراغی در منظرهی شهری به موضوع کارش تبدیل میشد.
▪️جدا از مجموعهٔ «نیکولا کوچولو»، چند کتاب از او توسط نشر نظر چاپ شده. با جستوجوی نامش هم به دریایی از آثارش میرسید.
منبع: keiman
▪️توضیح کاغذ: «نیکولا کوچولو»، نوشتهٔ رنه گوسینی، مشهورترین اثر سامپه بود که در دههٔ هفتاد به فارسی ترجمه و منتشر شد. دو جلد آن را هم مرحوم اسماعیل سعادت ترجمه کرده بود. کتاب سرگذشت آقای زومر، نوشتهٔ پاتریک زوسکیند و ترجمهٔ احمد کساییپور، اثر دیگر سامپه بود که آن را هم نشر هرمس منتشر کرد و الان مدتهاست در بازار نیست.
▪️تعدادی از کارهای سامپه را اینجا ببینید.
#خبر #کاغذ_مصور #هنر_تصویرسازی
@kaaghaz
▪️دیروز کارتونیست فرانسوی، ژان ژاک سامپه در ۸۹ سالگی از دنیا رفت. احتمالاً آغاز آشنایی بیشتر ما با کارهایش به تصاویرش در کتابهای ««نیکولا کوچولو» برمیگردد.
▪️کارهای سامپه، چه در تکنیک و چه در مفهوم، ساده و ظریف بودند و بیش از هرچیز برآمده از تماشای زندگی با شور و اشتیاقی مثالزدنی بودند. تا جایی که گاهی بادی که در پردهای پیچیده یا نور تکچراغی در منظرهی شهری به موضوع کارش تبدیل میشد.
▪️جدا از مجموعهٔ «نیکولا کوچولو»، چند کتاب از او توسط نشر نظر چاپ شده. با جستوجوی نامش هم به دریایی از آثارش میرسید.
منبع: keiman
▪️توضیح کاغذ: «نیکولا کوچولو»، نوشتهٔ رنه گوسینی، مشهورترین اثر سامپه بود که در دههٔ هفتاد به فارسی ترجمه و منتشر شد. دو جلد آن را هم مرحوم اسماعیل سعادت ترجمه کرده بود. کتاب سرگذشت آقای زومر، نوشتهٔ پاتریک زوسکیند و ترجمهٔ احمد کساییپور، اثر دیگر سامپه بود که آن را هم نشر هرمس منتشر کرد و الان مدتهاست در بازار نیست.
▪️تعدادی از کارهای سامپه را اینجا ببینید.
#خبر #کاغذ_مصور #هنر_تصویرسازی
@kaaghaz
ابراهیم گلستان در حال ورق زدن مختار در روزگار، کتابی از او که اخیراً منتشر شده.
▪️منبع: بازتابنگار
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
▪️منبع: بازتابنگار
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
معرفی کتاب تازه: سالهای افول
▪️سالهای افول روایت پرشوری است از حیات فرهنگی و اجتماعی پاریس در دههٔ ۱۹۳۰.
▪️کتابْ به مجموعه داستان بههمپیوستهای شبیه است که شخصیت اصلی آن بیگمان پاریس دههٔ ۱۹۳۰، قلب تپندهٔ اروپا، است. نویسنده شرح جانداری از پرسهزنیهای شبانهٔ هنری میلر و براسایی به دست میدهد، روابط غامض آنائیس نین را توصیف میکند، رفتار ناپسند جویس با سیلویا بیچ را شرح میدهد، تراژدی پاسن را بازگو میکند، جلوهفروشیهای دالی را نشان میدهد، رقابت کوکو شانل و اسکیاپارلی را گزارش میکند و از ناخرسندیهای گرترود استاین حرف میزند.
▪️اما وایزر به شرح وقایع محافل هنری بسنده نکرده است. تصویر پاریس در این دهه بدون توصیف آشفتگیهای سیاسی و اجتماعی ناقص است، آشفتگیهایی که در سرگذشت اشخاصی مانند استاویسکی، خواهران پاپن، ادوارد هشتم، ایوار کروگر و فرانسوئا کوتی نمود بارزی دارد. کتاب با شرح انفعال و سهلانگاری سیاستمداران فرانسوی و اشغال پاریس به دست نیروهای نازی به پایان میرسد.
▪️ویلیام وایزر خود از دلبستگان پاریس است. او علاوه بر افول پاریس، کتابی با نام سالهای جنون دربارهٔ پاریس دههٔ ۱۹۲۰ نوشته است. ترجمهٔ فارسی این کتاب علاوه بر نمایهٔ جامع و تفصیلی، مزین به عکسهای دیدنی از شخصیتهای کتاب است.
▪️سالهای افول؛ پاریس دههٔ ۱۹۳۰ | ویلیام وایزذ | رضا رضایی | نشر فنجان | ۴۰۰ص. وزیری شومیز | ۲۲۰,۰۰۰ تومان
▪️Original title:
The Twilight Years: paris in the 1930s"(2000), William Wiser
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
▪️سالهای افول روایت پرشوری است از حیات فرهنگی و اجتماعی پاریس در دههٔ ۱۹۳۰.
▪️کتابْ به مجموعه داستان بههمپیوستهای شبیه است که شخصیت اصلی آن بیگمان پاریس دههٔ ۱۹۳۰، قلب تپندهٔ اروپا، است. نویسنده شرح جانداری از پرسهزنیهای شبانهٔ هنری میلر و براسایی به دست میدهد، روابط غامض آنائیس نین را توصیف میکند، رفتار ناپسند جویس با سیلویا بیچ را شرح میدهد، تراژدی پاسن را بازگو میکند، جلوهفروشیهای دالی را نشان میدهد، رقابت کوکو شانل و اسکیاپارلی را گزارش میکند و از ناخرسندیهای گرترود استاین حرف میزند.
▪️اما وایزر به شرح وقایع محافل هنری بسنده نکرده است. تصویر پاریس در این دهه بدون توصیف آشفتگیهای سیاسی و اجتماعی ناقص است، آشفتگیهایی که در سرگذشت اشخاصی مانند استاویسکی، خواهران پاپن، ادوارد هشتم، ایوار کروگر و فرانسوئا کوتی نمود بارزی دارد. کتاب با شرح انفعال و سهلانگاری سیاستمداران فرانسوی و اشغال پاریس به دست نیروهای نازی به پایان میرسد.
▪️ویلیام وایزر خود از دلبستگان پاریس است. او علاوه بر افول پاریس، کتابی با نام سالهای جنون دربارهٔ پاریس دههٔ ۱۹۲۰ نوشته است. ترجمهٔ فارسی این کتاب علاوه بر نمایهٔ جامع و تفصیلی، مزین به عکسهای دیدنی از شخصیتهای کتاب است.
▪️سالهای افول؛ پاریس دههٔ ۱۹۳۰ | ویلیام وایزذ | رضا رضایی | نشر فنجان | ۴۰۰ص. وزیری شومیز | ۲۲۰,۰۰۰ تومان
▪️Original title:
The Twilight Years: paris in the 1930s"(2000), William Wiser
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
معرفی کتاب تازه: سالهای افول
شروع کار انتشارات طاعتی با اولین دفتر شعر سایه
نخستین اثری که غلامرضا طاعتی به انتشار آن رغبت نشان داد، مجموعهی شعرهای هوشنگ ابتهاج جوان بود که در آن وقت ۱۹ سال داشت.
عبدالعلی طاعتی در مقدمهٔ این کتاب نوشت: «این نخستین بار است که شاعری ۱۹ساله از اهل گیلان، نخستین سرودههای خود را به صورت کتابی مستقل انتشار میدهد. گیلان را به نداشتن و نپروریدن شاعر در همه جا مشهور کردهاند و این راست نیست… این مجموعههٔ شعر گواهی بر شاعرپروری گیلان است...بهزودی خواهد رسید روزی که گویندهٔ این دیوان به یاری خدا شاعری بزرگ گردد».
منبع: انتشارات طاعتی
@kaaghaz
نخستین اثری که غلامرضا طاعتی به انتشار آن رغبت نشان داد، مجموعهی شعرهای هوشنگ ابتهاج جوان بود که در آن وقت ۱۹ سال داشت.
عبدالعلی طاعتی در مقدمهٔ این کتاب نوشت: «این نخستین بار است که شاعری ۱۹ساله از اهل گیلان، نخستین سرودههای خود را به صورت کتابی مستقل انتشار میدهد. گیلان را به نداشتن و نپروریدن شاعر در همه جا مشهور کردهاند و این راست نیست… این مجموعههٔ شعر گواهی بر شاعرپروری گیلان است...بهزودی خواهد رسید روزی که گویندهٔ این دیوان به یاری خدا شاعری بزرگ گردد».
منبع: انتشارات طاعتی
@kaaghaz
کتابی دربارهٔ آزار کودکان
▪️انواع آزارجنسی چیه؟ کودک ما بعد از آزارجنسی چه حسهایی رو تجربه میکنه؟ ما چطور باید با کودکمون برخورد کنیم؟ اصلا باید چه آموزشهایی بهش بدیم؟
این کتاب به سوالات ما پاسخ میده.
تهمینه حدادی
▪️اگر فرزند شما... (مورد آزار جنسی قرار کرفته است) | فاران حسامی | انتشارات بازی و اندیشه | ۷۲ ص. رقعی، شومیز | ۲۵,۰۰۰ تومان
#پیشنهاد_دیگران
@kaaghaz
▪️انواع آزارجنسی چیه؟ کودک ما بعد از آزارجنسی چه حسهایی رو تجربه میکنه؟ ما چطور باید با کودکمون برخورد کنیم؟ اصلا باید چه آموزشهایی بهش بدیم؟
این کتاب به سوالات ما پاسخ میده.
تهمینه حدادی
▪️اگر فرزند شما... (مورد آزار جنسی قرار کرفته است) | فاران حسامی | انتشارات بازی و اندیشه | ۷۲ ص. رقعی، شومیز | ۲۵,۰۰۰ تومان
#پیشنهاد_دیگران
@kaaghaz
معرفی و پیشنهاد کتاب تازه: جاذبه و رحمت
شخصیتی بغرنج... زنی دارای نبوغ... نبوغی همتای نبوغ قدیسان... قهرمان پرشور مردمان عامی و بهویژه ستمدیدگان،... منتقد سختگیر هم راستگرایان و هم چپگرایان [ که] نه میتوان مرتجعش شمرد و نه سوسیالیست.
– تی.اس. الیوت دربارۀ سیمون وی* –
▪️جاذبه و رحمت مجموعهای است از تأملات و گزینگویههای سیمون وی که «برخی از جذابترین و برانگیزانندهترین دریافتهای متافیزیکیاش را در بر دارد». وی که اندیشههایش را اغلب در دفترچههایی پراکنده و گاه ناتمام یادداشت میکرد، آنها را به دوست خود، گوستاو تیبون، سپرده بود. تیبون گزیدهای از این یادداشتها را تدوین کرد و آن را در سال ۱۹۴۷، چند سال پس از مرگ نابهنگام وی، در قالب این کتاب منتشر کرد. انتشار این کتاب برای اولین بار توجه عموم را به اندیشههای سیمون ویِ گمنام جلب کرد.
▪️سیمون وی فیلسوف، عارف و فعال سیاسی فرانسوی بود. او در سال ۱۹۰۹، در خانوادهای یهودی زاده شد که البته گرایش سفت و سختی به مذهب نداشتند. با وجود این، وی در پی تجربهای معنوی به مسیحیت کاتولیک گروید. سالهای دهۀ ۱۹۳۰ را متناوباً به تدریس در دبیرستانها گذراند، اما هرازگاه تدریس را رها میکرد –به دلیل ضعف جسمی و بهعهده گرفتن مشاغل سخت برای فهم بیواسطۀ رنج کارگران. در سالهای جنگ با خانوادهاش فرانسه را ترک کرد، اما در تمام این دوران به دلیل ترک وطن در دوران عسرت دچار عذاب وجدان بود. پس از ترک فرانسه، غذایی بهاندازۀ جیرۀ غذایی هموطنان مصیبتزدهاش میخورد، حتی در روزهای پایانی عمر در بیمارستان. سرانجام در سال ۱۹۴۳، به دلیل خستگی مفرط و سل ریوی درگذشت.
▪️در اندیشههای وی، پیوند محکمی میان محنت و عشق به خداوند وجود دارد. او تفاوتی اساسی میان محنت و رنج قائل است. به اعتقاد او، محنت در انسان ایجاد خلأ میکند و خدا از خلال همین خلأها رخ مینماید و آدمی اینگونه به سعادت واقعی رهنمون میشود. با این حال، تصریح میکند که «نباید در طلب خلأ باشیم» و در عین حال، «نباید از خلأ بگریزیم. خلأ نهایت سرشاری است» (کتاب حاضر، ص ۱۱۰).
▪️مترجم علاوه بر ترجمۀ پیشگفتار گوستاو تیبون در شرح آشناییاش با سیمون وی و اندیشههای او، مقدمهای مفصل بر کتاب نوشته و با مقایسۀ اندیشههای وی و نیچه، مطالب راهگشایی در فهم کتاب به دست داده است.
▪️مدخل این کتاب در فرهنگ آثار
▪️ویدیویی در معرفی سیمون وی
*این نقل قول و نقل قول بعدی در توصیف کتاب برگرفته از کتاب سیمون وی، نوشتهٔ ان بگلی، ترجمهٔ هومن پناهنده است که نشر ماهی در ۱۳۸۴ منتشر کرد. متأسفانه چاپ آن متوقف شده و نایاب است.
▪️جاذبه و رحمت | سیمون وی | بهزاد حسینزاده | نشر نی | ۲۶۴ ص. | رقعی، شومیز | کاغذ تحریر | ۹۸,۰۰۰ تومان
▪️ Original title:
La Pesanteur et la grace (1947), Simone Weil, traslated from french to english by Emma Craufurd & Mario von der Ruhr (2002)
#معرفی_کتاب_تازه #پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
شخصیتی بغرنج... زنی دارای نبوغ... نبوغی همتای نبوغ قدیسان... قهرمان پرشور مردمان عامی و بهویژه ستمدیدگان،... منتقد سختگیر هم راستگرایان و هم چپگرایان [ که] نه میتوان مرتجعش شمرد و نه سوسیالیست.
– تی.اس. الیوت دربارۀ سیمون وی* –
▪️جاذبه و رحمت مجموعهای است از تأملات و گزینگویههای سیمون وی که «برخی از جذابترین و برانگیزانندهترین دریافتهای متافیزیکیاش را در بر دارد». وی که اندیشههایش را اغلب در دفترچههایی پراکنده و گاه ناتمام یادداشت میکرد، آنها را به دوست خود، گوستاو تیبون، سپرده بود. تیبون گزیدهای از این یادداشتها را تدوین کرد و آن را در سال ۱۹۴۷، چند سال پس از مرگ نابهنگام وی، در قالب این کتاب منتشر کرد. انتشار این کتاب برای اولین بار توجه عموم را به اندیشههای سیمون ویِ گمنام جلب کرد.
▪️سیمون وی فیلسوف، عارف و فعال سیاسی فرانسوی بود. او در سال ۱۹۰۹، در خانوادهای یهودی زاده شد که البته گرایش سفت و سختی به مذهب نداشتند. با وجود این، وی در پی تجربهای معنوی به مسیحیت کاتولیک گروید. سالهای دهۀ ۱۹۳۰ را متناوباً به تدریس در دبیرستانها گذراند، اما هرازگاه تدریس را رها میکرد –به دلیل ضعف جسمی و بهعهده گرفتن مشاغل سخت برای فهم بیواسطۀ رنج کارگران. در سالهای جنگ با خانوادهاش فرانسه را ترک کرد، اما در تمام این دوران به دلیل ترک وطن در دوران عسرت دچار عذاب وجدان بود. پس از ترک فرانسه، غذایی بهاندازۀ جیرۀ غذایی هموطنان مصیبتزدهاش میخورد، حتی در روزهای پایانی عمر در بیمارستان. سرانجام در سال ۱۹۴۳، به دلیل خستگی مفرط و سل ریوی درگذشت.
▪️در اندیشههای وی، پیوند محکمی میان محنت و عشق به خداوند وجود دارد. او تفاوتی اساسی میان محنت و رنج قائل است. به اعتقاد او، محنت در انسان ایجاد خلأ میکند و خدا از خلال همین خلأها رخ مینماید و آدمی اینگونه به سعادت واقعی رهنمون میشود. با این حال، تصریح میکند که «نباید در طلب خلأ باشیم» و در عین حال، «نباید از خلأ بگریزیم. خلأ نهایت سرشاری است» (کتاب حاضر، ص ۱۱۰).
▪️مترجم علاوه بر ترجمۀ پیشگفتار گوستاو تیبون در شرح آشناییاش با سیمون وی و اندیشههای او، مقدمهای مفصل بر کتاب نوشته و با مقایسۀ اندیشههای وی و نیچه، مطالب راهگشایی در فهم کتاب به دست داده است.
▪️مدخل این کتاب در فرهنگ آثار
▪️ویدیویی در معرفی سیمون وی
*این نقل قول و نقل قول بعدی در توصیف کتاب برگرفته از کتاب سیمون وی، نوشتهٔ ان بگلی، ترجمهٔ هومن پناهنده است که نشر ماهی در ۱۳۸۴ منتشر کرد. متأسفانه چاپ آن متوقف شده و نایاب است.
▪️جاذبه و رحمت | سیمون وی | بهزاد حسینزاده | نشر نی | ۲۶۴ ص. | رقعی، شومیز | کاغذ تحریر | ۹۸,۰۰۰ تومان
▪️ Original title:
La Pesanteur et la grace (1947), Simone Weil, traslated from french to english by Emma Craufurd & Mario von der Ruhr (2002)
#معرفی_کتاب_تازه #پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
معرفی و پیشنهاد کتاب تازه: جاذبه و رحمت
Forwarded from نشر نی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«مرا از سوزشِ شستام ندایی میرسد ناگاه
که چیزی بدکنش این سو نهاده پای اندر راه.»
ویلیام شکسپیر، مکبث
نمایشنامهای هست که آنقدر قدرتمند است که یک خرافهی کهن میگوید حتی اسمش را نباید در سالن تئاتر به زبان آورد، نمایشنامهای که با جادو آغاز میشود و با سر بریدهای خونآلود تمام میشود، نمایشنامهای پر از رازها، پیشگوییها، کابوسهای شبانه و قتلهای بیرحمانه، نمایشنامهی شکسپیر که گاهی به عنوان «نمایشنامهی اسکاتلندی» یا «تراژدی مکبث» به آن اشاره میشود.
زبان و کاراکترهای شکسپیر تا طرزی باورنکردنی به خوداگاهی فرهنگی ما وارد شدهاند. کارگردانها معمولاً از داستان برای پرتو افکنی بر سوءاستفاده از قدرت استفاده میکنند. داستانهایی که طیفی از مافیاهای آمریکایی تا دیکتاتورهای سراسر جهان را در بر میگیرد. فارغ از این بازنمودها، پرسش از اخلاق، سیاست و قدرت هنوز هم مطرح است و بنابراین به نظر میرسد «مکبثِ» شکسپیر هم همچنان زنده است.
چرا باید مکبث بخوانیم
ویدئو از وبسایت TED-Ed
ترجمهی معصومه موسوی
که چیزی بدکنش این سو نهاده پای اندر راه.»
ویلیام شکسپیر، مکبث
نمایشنامهای هست که آنقدر قدرتمند است که یک خرافهی کهن میگوید حتی اسمش را نباید در سالن تئاتر به زبان آورد، نمایشنامهای که با جادو آغاز میشود و با سر بریدهای خونآلود تمام میشود، نمایشنامهای پر از رازها، پیشگوییها، کابوسهای شبانه و قتلهای بیرحمانه، نمایشنامهی شکسپیر که گاهی به عنوان «نمایشنامهی اسکاتلندی» یا «تراژدی مکبث» به آن اشاره میشود.
زبان و کاراکترهای شکسپیر تا طرزی باورنکردنی به خوداگاهی فرهنگی ما وارد شدهاند. کارگردانها معمولاً از داستان برای پرتو افکنی بر سوءاستفاده از قدرت استفاده میکنند. داستانهایی که طیفی از مافیاهای آمریکایی تا دیکتاتورهای سراسر جهان را در بر میگیرد. فارغ از این بازنمودها، پرسش از اخلاق، سیاست و قدرت هنوز هم مطرح است و بنابراین به نظر میرسد «مکبثِ» شکسپیر هم همچنان زنده است.
چرا باید مکبث بخوانیم
ویدئو از وبسایت TED-Ed
ترجمهی معصومه موسوی
اسماعیل فصیح «جایگاه: روزی از زندگی یک نویسندهٔ معاصر ایران»
یک متن تاریخی عالی از اسماعیل فصیح. اصل متن به انگلیسی است و تازه حالا ترجمهٔ فارسیاش منتشر شده. فصیح در جایگاه راوی سوم شخص، یک روز زندگی خود در دههٔ ۶۰ را شرح میدهد، درگیریهاش با ارشاد، مصائبش در دانشگاه، بیماری پسرش، بیبرقی، جیرهبندی کالاها و...
فصیح در لابهلای این متن تاریخی گزارشی هم از سرنوشت انتشاراتیها و کتابفروشیهایی میدهد که پس از انقلاب مصادره شدهاند و همینطور مدرسهٔ زبان آریانپور، کمبود کاغذ برای ناشران مستقل، تعطیلی کتابفروشیها و...
این متن برای مطالعهٔ تاریخ فرهنگی و روشنفکری دههٔ ۶۰ ایران نمونهٔ خوبی است.
احسان عابدی
متن در نشریهٔ اینترنتی بانگ، با ترجمهٔ جمشید شیرانی، منتشر شده. آن را میتوانید از این لینک بخوانید:
https://baangnews.net/10103
@kaaghaz
یک متن تاریخی عالی از اسماعیل فصیح. اصل متن به انگلیسی است و تازه حالا ترجمهٔ فارسیاش منتشر شده. فصیح در جایگاه راوی سوم شخص، یک روز زندگی خود در دههٔ ۶۰ را شرح میدهد، درگیریهاش با ارشاد، مصائبش در دانشگاه، بیماری پسرش، بیبرقی، جیرهبندی کالاها و...
فصیح در لابهلای این متن تاریخی گزارشی هم از سرنوشت انتشاراتیها و کتابفروشیهایی میدهد که پس از انقلاب مصادره شدهاند و همینطور مدرسهٔ زبان آریانپور، کمبود کاغذ برای ناشران مستقل، تعطیلی کتابفروشیها و...
این متن برای مطالعهٔ تاریخ فرهنگی و روشنفکری دههٔ ۶۰ ایران نمونهٔ خوبی است.
احسان عابدی
متن در نشریهٔ اینترنتی بانگ، با ترجمهٔ جمشید شیرانی، منتشر شده. آن را میتوانید از این لینک بخوانید:
https://baangnews.net/10103
@kaaghaz
ویرجینیا وولف، ۱۹۳۹
▪️در عکسی که به نقاشی میماند. این عکس مربوط به آخرین جلسهای است که یک عکاس حرفهای از وولف عکاسی کرده، و تنها عکسهای رنگی بهجامانده از او.
▪️دو عکس دیگر از این مجموعه
عکاس: Gisele Freund
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
▪️در عکسی که به نقاشی میماند. این عکس مربوط به آخرین جلسهای است که یک عکاس حرفهای از وولف عکاسی کرده، و تنها عکسهای رنگی بهجامانده از او.
▪️دو عکس دیگر از این مجموعه
عکاس: Gisele Freund
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
عباس معروفی درگذشت
عباس معروفی رماننویس، شاعر، نمایشنامه نویس، ناشر و روزنامهنگار شناخته شده معاصر ایران در سن ۶۵ سالگی در آلمان درگذشت.
آقای معروفی در سالهای اخیر در حال مبارزه با سرطان بود.
خبر مرگ این نویسنده شهیر ایرانی را اولین بار صفحه «خانه هدایت برلین» در اینستاگرام که صفحه رسمی معرفی و انتشار آثار اوست، منتشر کرده است.
منبع: بیبیسی فارسی
#خبر
@kaaghaz
عباس معروفی رماننویس، شاعر، نمایشنامه نویس، ناشر و روزنامهنگار شناخته شده معاصر ایران در سن ۶۵ سالگی در آلمان درگذشت.
آقای معروفی در سالهای اخیر در حال مبارزه با سرطان بود.
خبر مرگ این نویسنده شهیر ایرانی را اولین بار صفحه «خانه هدایت برلین» در اینستاگرام که صفحه رسمی معرفی و انتشار آثار اوست، منتشر کرده است.
منبع: بیبیسی فارسی
#خبر
@kaaghaz
Forwarded from دربهدر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 خاطرۀ عباس معروفی از سیروس علینژاد سردبیر مجلۀ آدینه درباره رمان سمفونی مردگان و نقل قولی از هوشنگ گلشیری درباره رمان فریدون سه پسر داشت.
ویدئوی کامل مصاحبه را اینجا ببینید.
@gadaboutmitsl
ویدئوی کامل مصاحبه را اینجا ببینید.
@gadaboutmitsl