Anonymous Quiz
14%
He lost his superpower completely.
57%
Nobody remembers who he is, and he has no support.
12%
He wants to stop being Spider-Man.
16%
He moved to a different city to hide.
❤10
Anonymous Quiz
14%
Green Goblin
15%
Venom
58%
Kingpin
13%
Doctor Octopus
❤7🏆2
Anonymous Quiz
17%
Help from the Avengers
65%
His own skills and intelligence
9%
Alien technology
9%
Magical powers
❤8🏆2😁1
Anonymous Quiz
69%
To start over completely from the beginning
9%
To spend a lot of money on a new house
15%
To forget all of his past memories
6%
To ask his old friends for help
🏆11❤8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جزئیات دقیقتر اینجاست:
🔗 ثبتنام در جشنواره تابستانی لینگانو با ۶۱٪ تخفیف ویژه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤46🏆6🍾3😁2👎1
آموزش زبان انگلیسی | آکادمی لینگانو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤28👍10
برای این که زبانمون خوب بشه، در روز باید چقدر وقت بذاریم؟
Anonymous Poll
19%
نیم ساعت
19%
۱ ساعت
19%
۲ ساعت
42%
هر تایمی که بشه!
❤7🔥4
اما خیلیهای دیگه حتی با روزی ۲ ساعت خوندن هم پیشرفت خاصی نمیکنن!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤13
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤22
آموزش زبان انگلیسی | آکادمی لینگانو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤35👍4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤6
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤19
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10👍1
آموزش زبان انگلیسی | آکادمی لینگانو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤25👍12🔥1
آموزش زبان انگلیسی | آکادمی لینگانو
مثلا تصمیم میگیریم، اجازه میگیریم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤1
کلمه «انداختن» بسته به این که چه چیزی را کجا میاندازید، فعل متفاوتی دارد:
پرت کردن و انداختن با دست
Don't throw trash on the ground.
آشغال روی زمین نندازین.
انداختن (سایه، رای، قلاب ماهیگیری)
The big tree casts a long shadow over the yard.
درخت بزرگ سایه درازی روی حیاط میاندازه.
عقب انداختن و به تأخیر انداختن (جلسه، رویداد)
They had to postpone the meeting until next week.
اونها مجبور شدن جلسه رو تا هفته آینده عقب بندازن.
به گردن کسی انداختن، نسبت دادن (تقصیر یا مسئولیت)
Don't attribute your failure to bad luck!
شکستت رو گردن بدشانسی ننداز!
عکس انداختن (گرفتن)
Could you please take a picture of us?
میشه لطفاً یک عکس از ما بندازین؟
به راه انداختن، راهاندازی کردن (پروژه، موشک، کسبوکار)
The company will launch a new product next month.
شرکت ماه آینده یه محصول جدید راه میندازه (عرضه خواهد کرد).
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤22👍7🙏2👏1
کلمه «شکستن» فقط Break نیست! اگه برای همه چیز از Break استفاده کنین، جملههاتون طبیعی به نظر نمیرسن:
شکنندگی فیزیکی اشیاء سخت، شکستن قانون یا رکورد
He fell off the ladder and broke his leg.
از نردبون افتاد و پاش شکست.
ترک برداشتن، شکستن جزیی (بدون جدا شدن قطعات)
Be careful, the mirror is cracked!
مواظب باش، آینه ترک خورده!
شکستن اشیاء باریک و دراز با صدای جیرینگ یا تق (مثل شاخه، مداد یا استخوان)
She snapped the pencil in half because of stress.
اون از شدت استرس مداد رو از وسط دو نیم کرد (شکست).
خرد شدن و متلاشی شدن به صدها تکه (مثل شیشه، غرور یا آرزوها)
The glass hit the floor and shattered into pieces.
لیوان به زمین خورد و هزار تکه شد.
شکستن و نقض کردن (حریم خصوصی، قانون، معاهده یا حُرمت)
Entering without permission violates their privacy.
ورود بدون اجازه، حریم خصوصی تونها رو میشکنه (نقض میکنه).
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤21👍7🙏1
برای «افتادن» همیشه از Fall استفاده نمیکنیم؛ هر افتادنی تو انگلیسی فعل خاص خودش رو داره:
افتادن معمولی یا سقوط از ارتفاع
Leaves fall from the trees in autumn.
برگها تو پاییز از درختها میافتن.
پای کسی به چیزی گیر کردن و زمین خوردن
I tripped over the rug and fell on the floor.
پام به لبه فرش گیر کرد و خوردم زمین.
لیز خوردن و افتادن (روی یخ، زمین خیس یا روغنی)
Watch out! You might slip on the wet floor.
مواظب باش! ممکنه روی زمین خیس لیز بخوری (بیفتی).
افتادن، رها شدن ناگهانی اشیاء از دست
Oh no! I accidentally dropped my phone.
اوه نه! تصادفی گوشیم از دستم افتاد.
فروریختن و فروپاشیدن (ساختمان، اقتصاد) یا غش کردن انسان
The old building collapsed after the earthquake.
ساختمان قدیمی بعد از زلزله فرو ریخت (افتاد).
همزمان شدن و توی یه زمان افتادن (برای زمان و رویدادها)
My birthday coincides with a national holiday.
تولد من با یک تعطیلی رسمی مصادف شده (توی یه رو زمان افتاده).
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15👍8🙏1
کلمه «گرفتن» دهها معادل داره و استفاده درست از اونها سطح انگلیسی شما رو بالا میبره:
قاپیدن، گرفتن چیزی در هوا (توپ) یا گرفتن بیماری/وسایل نقلیه
Throw the ball and I'll catch it!
توپ رو پرت کن، من میگیرمش!
قاپیدن سریع، چنگ زدن و گرفتن (با شتاب)
Grab your jacket, we need to leave right now!
کاپشنت رو بذار (بگیر)، باید همین الان بریم!
نگه داشتن چیزی در دست، دست کسی را گرفتن
Can you hold my hands for a second?
میتونی دستهای من رو یه لحظه بگیری؟
تحویل گرفتن، دریافت کردن، یا برداشتن
Did you take your daily prescription medicine?
داروی تجویزی روزانهات رو خوردی (گرفتی)؟
بدست آوردن، دریافت کردن (مدرک، مجوز، پیام)
She obtained her master's degree last month.
اون ماه گذشته مدرک کارشناسی ارشدش رو گرفت.
اجاره کردن و گرفتن (خانه، ماشین، تاکسی)
We decided to rent an apartment near the beach.
تصمیم گرفتیم یه آپارتمان نزدیک ساحل بگیریم (اجاره کنیم).
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤12👍9🙏1