کلمه «شکستن» فقط Break نیست! اگه برای همه چیز از Break استفاده کنین، جملههاتون طبیعی به نظر نمیرسن:
شکنندگی فیزیکی اشیاء سخت، شکستن قانون یا رکورد
He fell off the ladder and broke his leg.
از نردبون افتاد و پاش شکست.
ترک برداشتن، شکستن جزیی (بدون جدا شدن قطعات)
Be careful, the mirror is cracked!
مواظب باش، آینه ترک خورده!
شکستن اشیاء باریک و دراز با صدای جیرینگ یا تق (مثل شاخه، مداد یا استخوان)
She snapped the pencil in half because of stress.
اون از شدت استرس مداد رو از وسط دو نیم کرد (شکست).
خرد شدن و متلاشی شدن به صدها تکه (مثل شیشه، غرور یا آرزوها)
The glass hit the floor and shattered into pieces.
لیوان به زمین خورد و هزار تکه شد.
شکستن و نقض کردن (حریم خصوصی، قانون، معاهده یا حُرمت)
Entering without permission violates their privacy.
ورود بدون اجازه، حریم خصوصی تونها رو میشکنه (نقض میکنه).
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤21👍7🙏1
برای «افتادن» همیشه از Fall استفاده نمیکنیم؛ هر افتادنی تو انگلیسی فعل خاص خودش رو داره:
افتادن معمولی یا سقوط از ارتفاع
Leaves fall from the trees in autumn.
برگها تو پاییز از درختها میافتن.
پای کسی به چیزی گیر کردن و زمین خوردن
I tripped over the rug and fell on the floor.
پام به لبه فرش گیر کرد و خوردم زمین.
لیز خوردن و افتادن (روی یخ، زمین خیس یا روغنی)
Watch out! You might slip on the wet floor.
مواظب باش! ممکنه روی زمین خیس لیز بخوری (بیفتی).
افتادن، رها شدن ناگهانی اشیاء از دست
Oh no! I accidentally dropped my phone.
اوه نه! تصادفی گوشیم از دستم افتاد.
فروریختن و فروپاشیدن (ساختمان، اقتصاد) یا غش کردن انسان
The old building collapsed after the earthquake.
ساختمان قدیمی بعد از زلزله فرو ریخت (افتاد).
همزمان شدن و توی یه زمان افتادن (برای زمان و رویدادها)
My birthday coincides with a national holiday.
تولد من با یک تعطیلی رسمی مصادف شده (توی یه رو زمان افتاده).
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15👍8🙏1
کلمه «گرفتن» دهها معادل داره و استفاده درست از اونها سطح انگلیسی شما رو بالا میبره:
قاپیدن، گرفتن چیزی در هوا (توپ) یا گرفتن بیماری/وسایل نقلیه
Throw the ball and I'll catch it!
توپ رو پرت کن، من میگیرمش!
قاپیدن سریع، چنگ زدن و گرفتن (با شتاب)
Grab your jacket, we need to leave right now!
کاپشنت رو بذار (بگیر)، باید همین الان بریم!
نگه داشتن چیزی در دست، دست کسی را گرفتن
Can you hold my hands for a second?
میتونی دستهای من رو یه لحظه بگیری؟
تحویل گرفتن، دریافت کردن، یا برداشتن
Did you take your daily prescription medicine?
داروی تجویزی روزانهات رو خوردی (گرفتی)؟
بدست آوردن، دریافت کردن (مدرک، مجوز، پیام)
She obtained her master's degree last month.
اون ماه گذشته مدرک کارشناسی ارشدش رو گرفت.
اجاره کردن و گرفتن (خانه، ماشین، تاکسی)
We decided to rent an apartment near the beach.
تصمیم گرفتیم یه آپارتمان نزدیک ساحل بگیریم (اجاره کنیم).
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤12👍9🙏1
در فارسی فعل «زدن» را برای همهچیز به کار میبریم! اما در انگلیسی نباید همه را Hit ترجمه کنید:
ضربه زدن فیزیکی، کوبیدن به چیزی
He hit the ball with the baseball bat.
اون با چوب بیسبال به توپ زد.
تایپ کردن، زدن (دکمههای کیبورد)
Please type your password to enter the account.
لطفاً رمز عبورتون رو بزنید (تایپ کنید) تا وارد حساب شوید.
نواختن و زدن (سازهای موسیقی)
She has been playing the piano since childhood.
اون از کودکی پیانو میزده.
شانه زدن (مو) یا مسواک زدن (دندان)
Don't forget to brush your teeth before bed.
فراموش نکن قبل از خواب دندونهات رو مسواک بزنی.
زنگ زدن (تلفن، زنگ در)
Someone is ringing the doorbell, can you check?
یک نفر دارد زنگ در رو میزنه، میتونی چک کنی؟
زدن و مالیدن (کرم، عطر، پماد روی پوست)
Apply sunblock before going out in the sun.
قبل از بیرون رفتن تو آفتاب، ضدافتاب بزن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤22👍5🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جزئیات دقیقتر اینجاست:
🔗 ثبتنام در جشنواره تابستانی لینگانو با ۶۱٪ تخفیف ویژه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤14
آموزش زبان انگلیسی | آکادمی لینگانو
و برگهای درخت زندگی یکییکی بر زمین میافتند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤34😢7👍1👏1
آموزش زبان انگلیسی | آکادمی لینگانو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤4🍾1
افراد، اشخاص (به عنوان تکتک اعضای جامعه)
Many individuals prefer working from home these days.
امروزه بسیاری از افراد ترجیح میدهند از خانه کار کنند.
شهروندان (وقتی درباره قوانین، حقوق یا جامعه صحبت میکنید)
Governments should provide better facilities for their citizens.
دولتها باید امکانات بهتری برای شهروندهای خودشون فراهم کنن.
اعضای جامعه (کاملاً رسمی و مناسب مقالهنویسی)
Every member of society has a duty to protect the environment.
هر عضو جامعه وظیفه داره از محیط زیست محافظت کنه.
عموم مردم، عامه مردم
The general public should be aware of the new health policies.
عموم مردم باید از سیاستهای جدید بهداشتی مطلع باشن.
مصرفکنندهها (وقتی درباره خرید، اقتصاد یا تبلیغات صحبت میکنین)
Advertisements directly affect the choices of consumers.
تبلیغات مستقیماً روی انتخابهای مصرفکنندهها تأثیر میذارن.
عابران پیاده (وقتی درباره ترافیک، شهرسازی یا حملونقل مینویسین)
The new rules aim to improve safety for pedestrians.
قوانین جدید هدفشون بهبود امنیت برای عابران پیادهست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤26👍6🔥1🙏1🍾1
به دست آوردن، دریافت کردن
Students must obtain permission before entering the lab.
دانشآموزها باید قبل از ورود به آزمایشگاه مجوز بگیرن.
کمک کردن، یاری رسوندن
Modern technology can assist teachers in the classroom.
فناوری مدرن میتونه به معلمها توی کلاس درس کمک کنه.
خرید کردن
Many people prefer to purchase products online.
بسیاری از مردم ترجیح میدن محصولات رو آنلاین خریداری کنن.
انتخاب کردن، برگزیدن
Applicants should select the most suitable option.
متقاضیها باید مناسبترین گزینه رو انتخاب کنن.
نشون دادن، اثبات کردن
The research results demonstrate a clear improvement.
نتایج پژوهش، یه بهبود واضح رو نشون میده.
شروع شدن، آغاز شدن
The official ceremony will commence at 9 AM.
مراسم رسمی ساعت ۹ صبح آغاز میشه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤28👍8
مفید، سودمند
A balanced diet is highly beneficial for long-term health.
یه رژیم غذایی متوازن برای سلامت بلندمدت بسیار مفیده.
مضر، آسیبرسان
Smoking has a detrimental effect on your lungs.
سیگار کشیدن تأثیر بسیار مضری روی ریههای شما داره.
قابل توجه، مهم و بزرگ
There has been a significant increase in online sales.
افزایش قابل توجهی تو فروش آنلاین وجود داشته.
مشهور، شناختهشده
He is a well-known author in the field of psychology.
اون یه نویسندهی شناختهشده تو زمینهی روانشناسیه.
چالشبرانگیز، سخت
Finding a job in this economy can be challenging.
پیدا کردن شغل توی این وضعیت اقتصادی میتونه چالشبرانگیز باشه.
مقرونبهصرفه، خوشقیمت
The company provides affordable housing solutions.
این شرکت راهکارهای اسکانِ مقرونبهصرفه ارائه میده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤27👍5🙏1
عبارتهای تکراری I think و In my opinion رو میشه با اینا جایگزین کرد:
✅ From my perspective,...
از دیدگاه من، از زاویه دید من...
🔖 مثال:
From my perspective, education should be free for everyone.
از دیدگاه من، آموزش باید برای همه رایگان باشه.
✅ It is widely believed that...
به طور گستردهای باور اینه که...
🔖 مثال:
It is widely believed that exercise reduces daily stress.
به طور گستردهای باور اینه که ورزش استرس روزمره رو کاهش میده.
✅ I am convinced that...
من متقاعد شدم که... / من ایمان دارم که...
🔖 مثال:
I am convinced that renewable energy is the best solution.
من متقاعد شدم که انرژیهای تجدیدپذیر بهترین راهکارن.
✅ It can be argued that...
میشه اینطوری استدلال کرد که...
🔖 مثال:
It can be argued that social media brings people closer.
میشه اینطوری استدلال کرد که شبکههای اجتماعی مردم رو به هم نزدیکتر میکنن.
✅ Evidence suggests that...
شواهد و مدارک نشان میدن که...
🔖 مثال:
Evidence suggests that sleep plays a critical role in memory.
شواهد نشان میدن که خواب نقش حیاتی توی بهتر شدن حافظه داره.
✅ Personally, I hold the view that...
شخصاً من بر این باورم که...
🔖 مثال:
Personally, I hold the view that remote work increases productivity.
شخصاً من بر این باورم که کار از راه دور بهرهوری رو افزایش میده.
از دیدگاه من، از زاویه دید من...
From my perspective, education should be free for everyone.
از دیدگاه من، آموزش باید برای همه رایگان باشه.
به طور گستردهای باور اینه که...
It is widely believed that exercise reduces daily stress.
به طور گستردهای باور اینه که ورزش استرس روزمره رو کاهش میده.
من متقاعد شدم که... / من ایمان دارم که...
I am convinced that renewable energy is the best solution.
من متقاعد شدم که انرژیهای تجدیدپذیر بهترین راهکارن.
میشه اینطوری استدلال کرد که...
It can be argued that social media brings people closer.
میشه اینطوری استدلال کرد که شبکههای اجتماعی مردم رو به هم نزدیکتر میکنن.
شواهد و مدارک نشان میدن که...
Evidence suggests that sleep plays a critical role in memory.
شواهد نشان میدن که خواب نقش حیاتی توی بهتر شدن حافظه داره.
شخصاً من بر این باورم که...
Personally, I hold the view that remote work increases productivity.
شخصاً من بر این باورم که کار از راه دور بهرهوری رو افزایش میده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤27👍5🙏2
حرف ربطهای ساده مثل And و But رو جایگزین کن:
✅ به جای But بگو However / On the other hand
با این حال، از طرف دیگر
🔖 مثال:
The plan is expensive. However, it will save time in the future.
این طرح گرونه. با این حال، تو آینده باعث صرفهجویی تو زمان میشه.
✅ به جای And بگو Furthermore / In addition
علاوه بر این، همچنین
🔖 مثال:
The resort is clean. Furthermore, the prices are very reasonable.
استراحتگاه تمیزه. علاوه بر این، قیمتها بسیار مناسبن.
✅ به جای So بگو Therefore / As a result
در نتیجه، بنابر این
🔖 مثال:
He missed the deadline; therefore, his application was rejected.
اون ددلاین رو از دست داد؛ در نتیجه، درخواستش رد شد.
✅ به جای Also بگو Moreover
علاوه بر آن، به علاوه
🔖 مثال:
The car is fast; moreover, it uses very little fuel.
این ماشین سریعه؛ به علاوه، سوخت بسیار کمی مصرف میکنه.
✅ به جای Like/For example بگو For instance
به عنوان مثال، برای نمونه
🔖 مثال:
Many countries, for instance Japan, use high-speed trains.
بسیاری از کشورها، به عنوان مثال ژاپن، از قطارهای سریعالسیر استفاده میکنن.
✅ به جای Because of بگو Due to
به دلیلِ، به خاطرِ
🔖 مثال:
The flight was delayed due to heavy snow.
پرواز به دلیل بارش برف سنگین به تأخیر افتاد.
📱 t.me/lingano_com
با این حال، از طرف دیگر
The plan is expensive. However, it will save time in the future.
این طرح گرونه. با این حال، تو آینده باعث صرفهجویی تو زمان میشه.
علاوه بر این، همچنین
The resort is clean. Furthermore, the prices are very reasonable.
استراحتگاه تمیزه. علاوه بر این، قیمتها بسیار مناسبن.
در نتیجه، بنابر این
He missed the deadline; therefore, his application was rejected.
اون ددلاین رو از دست داد؛ در نتیجه، درخواستش رد شد.
علاوه بر آن، به علاوه
The car is fast; moreover, it uses very little fuel.
این ماشین سریعه؛ به علاوه، سوخت بسیار کمی مصرف میکنه.
به عنوان مثال، برای نمونه
Many countries, for instance Japan, use high-speed trains.
بسیاری از کشورها، به عنوان مثال ژاپن، از قطارهای سریعالسیر استفاده میکنن.
به دلیلِ، به خاطرِ
The flight was delayed due to heavy snow.
پرواز به دلیل بارش برف سنگین به تأخیر افتاد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤30👍6🙏1
جزئیات دقیقتر اینجاست:
🔗 ثبتنام در جشنواره تابستانی لینگانو با ۶۱٪ تخفیف ویژه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤24😁5👍2
آموزش زبان انگلیسی | آکادمی لینگانو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤23👍15👏3🏆1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8🏆6👍2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15🏆2💔1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
لینگانو
دانلود مکالمات تجاری و بازرگانی به زبان انگلیسی | PDF
در این دنیای پررقابت، فقط دانستن زبان کافی نیست. در زیر میتوانید فایل مکالمات تجاری به زبان انگلیسی را دانلود کنید.
💔25😢22👎20❤13🙏3🏆3
آموزش زبان انگلیسی | آکادمی لینگانو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤23👍6
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5😁4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤14👍6