Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9👍1
Call the doctor, pays a nurse
دکتر رو خبر کن، به یه پرستار پول بده.
'Cause the pain is getting worse
چون دردم داره شدیدتر میشه.
All the sleepless nights, I'm tired of suffering, like I've been
تمام اون شبهای بیخوابی... از اینهمه رنج کشیدن خسته شدم، انگار مدتهاست که...
I tried medicine, I tried therapy
دارو رو امتحان کردم، رواندرمانی رو هم امتحان کردم.
I tried somebody else for a couple weeks
چند هفتهای هم با یه نفر دیگه بودم.
Now I know why it's been so hard to breathe
حالا میفهمم چرا اینقدر نفس کشیدن برام سخت بوده.
Yeah, I need
آره، من بهش نیاز دارم...
I need a new heart, a new heart
من یه قلب تازه میخوام، یه قلب تازه.
That doesn't know who you are, who you are
قلبی که تو رو نشناسه، ندونه تو کی هستی.
'Cause this one's broken in two all because of what you did to me
چون این قلب به خاطر تمام کارهایی که باهام کردی، دو تکه شده.
Can't feel it beat, beat, beat
دیگه نمیتونم ضربانش رو حس کنم، ضربانش رو، ضربانش رو...
I need a new heart, a new heart
من یه قلب تازه میخوام، یه قلب تازه.
That doesn't know who you are, who you are
قلبی که تو رو نشناسه، ندونه تو کی هستی.
'Cause this one's black, and it's blue, and it's not over you, baby
چون این قلب سیاه و کبود شده و هنوز نتونسته از تو دل بکنه، عزیزم.
Can't feel it beat, beat, beat
دیگه نمیتونم ضربانش رو حس کنم، ضربانش رو، ضربانش رو...
All the let downs, all the stress
تمام ناامیدیها، تمام استرسها...
Burned a hole inside my chest
توی سینهم یه حفره سوزوندن.
Now the days go by, it's just me and my regrets
حالا روزها میگذرن و فقط من میمونم و حسرتهام.
Nothing's left
دیگه چیزی باقی نمونده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤28
بدتر شدن؛ وقتی درد، بیماری یا یه وضعیت نسبت به قبل شدیدتر یا بدتر میشه.
My headache is getting worse, so I need to see a doctor.
سردردم داره بدتر میشه، برای همین باید برم دکتر.
شب بیخوابی؛ شبی که نمیتونی بخوابی یا خواب راحتی نداری.
I've had too many sleepless nights thinking about my future.
شبهای زیادی رو به خاطر فکر کردن به آیندهم بیخوابی کشیدم.
از چیزی خسته شدن؛ وقتی دیگه از تحمل یه وضعیت یا انجام کاری به ستوه اومدی.
I'm tired of pretending that everything is okay.
از اینکه وانمود کنم همهچیز خوبه، خسته شدم.
از سر گذروندن؛ تجربه کردن یه موقعیت سخت، دردناک یا چالشبرانگیز.
She's going through a difficult time after her breakup.
بعد از جداییش داره دوران سختی رو میگذرونه.
دو تکه شدن؛ در متن آهنگ بهصورت استعاری یعنی از نظر عاطفی کاملاً شکستن و آسیب دیدن.
After losing the person he loved, he felt like his heart was broken in two.
بعد از دست دادن کسی که دوستش داشت، احساس میکرد قلبش دو تکه شده.
دیگه از نظر عاطفی درگیر کسی نبودن؛ از یه رابطه عبور کردن و احساسات قبلی رو پشت سر گذاشتن.
It's been a year, but I'm still not over him.
یه سال گذشته، ولی هنوز نتونستم فراموشش کنم و ازش بگذرم.
مایهی ناامیدی؛ شخص یا اتفاقی که انتظاراتت رو برآورده نمیکنه. بهصورت letdowns یعنی ناامیدیها یا دفعاتی که ناامید شدی.
The concert was a huge letdown. I expected so much more.
کنسرت واقعاً ناامیدکننده بود. انتظار خیلی بیشتری داشتم.
حسرت، پشیمانی؛ احساسی که وقتی به گذشته فکر میکنی و از یه تصمیم یا اتفاق ناراحتی، تجربه میکنی.
I don't want to look back on my life with regrets.
نمیخوام وقتی به زندگیم نگاه میکنم، پر از حسرت باشم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤32👍8
آموزش زبان انگلیسی | آکادمی لینگانو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍21❤8✍3
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤11
Anonymous Quiz
76%
Currency collapse 📉
15%
Currency exchange 🐷
8%
Currency recovery 💶
❤25💔5😎5🏆4
Anonymous Quiz
16%
Capital growth ⛏
75%
Capital flight 🐷
8%
Capital control 🔭
💔15❤12😎8🏆2
Anonymous Quiz
19%
Economic boom 📇
13%
Economic recovery 🐂
68%
Economic recession 📉
❤24😎8💔4🏆2
Anonymous Quiz
75%
Price surge 🚀
14%
Price freeze 🍀
11%
Price cut 🪙
❤21😎8🏆1
تورم؛ افزایش عمومی قیمت کالاها و خدمات در طول زمان.
Inflation has made everyday essentials more expensive.
تورم باعث شده کالاهای ضروری روزمره گرونتر بشن.
رکود اقتصادی؛ دورهای که فعالیت اقتصادی کاهش پیدا میکنه و معمولاً کسبوکارها و بازار کار تحت فشار قرار میگیرن.
The country is struggling to recover from a recession.
این کشور برای بیرون اومدن از رکود اقتصادی با مشکل مواجهه.
افزایش ناگهانی و شدید قیمتها.
A sudden surge in oil prices has affected transportation costs.
افزایش ناگهانی قیمت نفت روی هزینههای حملونقل تأثیر گذاشته.
قدرت خرید؛ میزان کالاها و خدماتی که با پولت میتونی بخری.
Rising prices are reducing people's purchasing power.
افزایش قیمتها داره قدرت خرید مردم رو کاهش میده.
هزینه زندگی؛ مقدار پولی که برای نیازهای روزمره مثل مسکن، غذا و حملونقل لازمه.
The cost of living has increased dramatically over the past year.
هزینه زندگی طی یک سال گذشته بهشدت افزایش پیدا کرده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15👍9
کاهش ارزش پول یک کشور در برابر ارزهای دیگه.
Currency depreciation has made imported goods more expensive.
کاهش ارزش پول باعث شده کالاهای وارداتی گرونتر بشن.
فرار سرمایه؛ وقتی سرمایهگذاران پول و داراییهاشون رو از یک کشور خارج میکنن، معمولاً به دلیل نگرانیهای اقتصادی یا سیاسی.
Political instability has triggered capital flight.
بیثباتی سیاسی باعث فرار سرمایه شده.
سقوط شدید بازار سهام؛ وقتی ارزش سهام در مدت کوتاهی بهشدت افت میکنه.
Investors panicked during the stock market crash.
سرمایهگذاران هنگام سقوط بازار سهام وحشتزده شدن.
نرخ بهره؛ درصدی که برای وام پرداخت میشه یا برای سپرده دریافت میشه.
The central bank raised interest rates to curb inflation.
بانک مرکزی برای مهار تورم، نرخ بهره رو افزایش داد.
روند نزولی اقتصاد؛ دورهای که فعالیت اقتصادی ضعیفتر میشه. این عبارت از نظر معنا گستردهتر از recession هست.
Many businesses are struggling during the economic downturn.
بسیاری از کسبوکارها در دوران افت اقتصادی با مشکل مواجه شدن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤17👍7
برای پیدا کردن دوره مناسب خودت، روی لینک زیر بزن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9
آموزش زبان انگلیسی | آکادمی لینگانو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤18👍9
آموزش زبان انگلیسی | آکادمی لینگانو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8
Anonymous Quiz
16%
use to
59%
used to
25%
are used to
❤16🏆2💔1
I'm ______ reading the news on my phone. I do it every morning.
Anonymous Quiz
31%
used to
27%
use to
42%
getting used to
❤12🏆1💔1
Anonymous Quiz
29%
used to
12%
use to
59%
getting used to
❤21💔1😎1
مثلاً وقتی میخوایم بگیم قبلاً مردم اخبار رو از روزنامه دنبال میکردن، اما الان بیشتر از اینترنت استفاده میکنن.
مردم قبلاً اخبار رو توی روزنامه میخوندن.
اخبار قبلاً آهستهتر پخش میشد.
مردم قبلاً اخبار رو با گوشیهاشون دریافت نمیکردن.
آیا مردم قبلاً هر روز اخبار رو تماشا میکردن؟
used to فعل ساده میاد.Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤22👍3🔥2
اینجا دربارهی عادت در گذشته حرف نمیزنیم؛ داریم میگیم الان با یه شرایط آشنا هستیم و برامون عادیه.
من به بررسی اخبار بهصورت آنلاین عادت دارم.
اون به شنیدن اخبار بد عادت داره.
ما به دریافت اینهمه خبر در هر روز عادت نداریم.
به خوندن اخبار به زبان انگلیسی عادت داری؟
be used to اسم یا فعل با -ing میاد.Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤19👍3🙏3