مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه فردوسی مشهد
🔸خراسانشناسی _ بافت تاریخی بشرویه🔸 #خراسانشناسی @mafakherferdowsi instagram.com/mafakher.fum
بافت تاریخی بشرویه
بشرویه امروزه یکی از شهرستانهای استان خراسان جنوبی و در شمال غربی این استان واقع است. این شهر در فاصلهٔ ۴۵۰ کیلومتری جنوب شرقی مشهد قرار دارد. وجه تسمیهٔ آن مورد اختلاف نظر پژوهشگران است. برخی این واژه را متشکل از دو جزء «بُش» و «رویه» و واژهٔ بش را در اصطلاح محلی برابر گیاه تاغ دانستهاند. بر اساس این نظر، بشرویه یعنی محل رویش بش/تاغ. برخی دیگر معتقدند بُش یا بَش به کشت دیم گفته میشود؛ یعنی محل کشت محصول دیم. با وجود این، صحت یکی از این دو وجه تسمیه یا احتمال وجه تسمیهٔ دیگری برای این شهر، نیازمند پژوهش بیشتر است.
قدیمیترین منبعی که از بشرویه نام برده است، کتاب جغرافیای حافظ ابرو است. شهابالدين عبدالله بن لطفالله خوافى معروف به حافظ ابرو (د: ۸۳۳ ق.) از جغرافیدانان و مورخان بزرگ عهد تیموری (حک: ۷۸۱-۹۱۳ ق.) است؛ او در کتاب خود در ذکر قریههای ولایت رقه، از بشرویه، بهعنوان یکی از روستاهای آن در کنار قریهٔ ارسک، قریهٔ ابوجعفری، قریهٔ کرند و قریهٔ طرژد نام برده است. این که حافظ ابرو برای نخستین بار از آنجا نام میبرد بدین معنی نیست که تاریخ پیدایی این روستا مربوط به این عهد است. لیکن میتوان مؤید این موضوع باشد که این روستا در دورهٔ ایلخانی چندان توسعه یافته بود که حافظ ابرو بهعنوان یکی از روستاهای بزرگ این منطقه، از آن یاد میکند.
دستِ کم از دورهٔ صفویه این روستا رو به ترقی بیشتر گذاشت و به تدریج به مرکز منطقه رقه تبدیل شد، چنان که در دورهٔ قاجاریه بهعنوان یکی از شهرها یا روستاهای بزرگ ولایت تون و طبس و بهعنوان مرکز تولید لباسی به نام بَرَک شهرت یافت. این شهر در سه دهه به شهرستان ارتقا یافت.
بافت تاریخی بشرویه سالمترین بافت تاریخی در استانهای خراسان است و نمونهای منحصربهفرد از معماری سنتی در محدودۀ کویر و مناطق گرم و خشک به شمار میرود. این بخش بشرویه دارای چهار محلۀ تاریخی به نامهای سَرپُل، پایینمحله، میانده و مُقری است. در گذشته، دور تا دور این محلهها را بارویی فراگرفته بود که در دورۀ زندیه ساخته شد. این بارو که بخشهایی از آن هنوز باقی مانده است، در بشرویه «دیوار شهربند» نامیده میشود. در چهار جانب این دیوار و در مسیر راههای ورودی به بشرویه، چهار دروازه وجود داشته است: دروازۀ گُودو یا کیانی در شمال شهر، دروازۀ احمد در شرق، دروازه باغ علی (سَقایه) در غرب و دروازۀ قبرستان در جنوب شهر.
در بافت تاریخی بشرویه تنوع معماری اصیل ایرانی دیده میشود. خانههای چهارصفه، دوصفه و تکصفۀ خشت و گلی از شاخصههای آن هستند. وجود زندگی در این بافت، آن را از دیگر شهرهای تاریخی خراسان متمایز کرده است. از دیگر شاخصههای معماری این بافت، بادگیرهای یکطرفهای هستند که بر فراز خانههای تاریخی ساخته شدهاند و جهت آنها نشاندهندۀ مطلوب بودن بادهای شمال و شمال غربی در این منطقه است.
بافت تاریخی بشرویه در سال ۱۳۸۱ و به شمارۀ ۷۸۳۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
—————
منابع:
کتاب «جغرافیای تاریخی خراسان در تاریخ حافظ ابرو» نوشته شهابالدین عبدالله خوافی
مقاله «معرفی بافت تاریخی بشرویه» نوشتۀ سعید سعیدپور
۲۷ مهرماه ۱۴۰۵
#خراسانشناسی
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
بشرویه امروزه یکی از شهرستانهای استان خراسان جنوبی و در شمال غربی این استان واقع است. این شهر در فاصلهٔ ۴۵۰ کیلومتری جنوب شرقی مشهد قرار دارد. وجه تسمیهٔ آن مورد اختلاف نظر پژوهشگران است. برخی این واژه را متشکل از دو جزء «بُش» و «رویه» و واژهٔ بش را در اصطلاح محلی برابر گیاه تاغ دانستهاند. بر اساس این نظر، بشرویه یعنی محل رویش بش/تاغ. برخی دیگر معتقدند بُش یا بَش به کشت دیم گفته میشود؛ یعنی محل کشت محصول دیم. با وجود این، صحت یکی از این دو وجه تسمیه یا احتمال وجه تسمیهٔ دیگری برای این شهر، نیازمند پژوهش بیشتر است.
قدیمیترین منبعی که از بشرویه نام برده است، کتاب جغرافیای حافظ ابرو است. شهابالدين عبدالله بن لطفالله خوافى معروف به حافظ ابرو (د: ۸۳۳ ق.) از جغرافیدانان و مورخان بزرگ عهد تیموری (حک: ۷۸۱-۹۱۳ ق.) است؛ او در کتاب خود در ذکر قریههای ولایت رقه، از بشرویه، بهعنوان یکی از روستاهای آن در کنار قریهٔ ارسک، قریهٔ ابوجعفری، قریهٔ کرند و قریهٔ طرژد نام برده است. این که حافظ ابرو برای نخستین بار از آنجا نام میبرد بدین معنی نیست که تاریخ پیدایی این روستا مربوط به این عهد است. لیکن میتوان مؤید این موضوع باشد که این روستا در دورهٔ ایلخانی چندان توسعه یافته بود که حافظ ابرو بهعنوان یکی از روستاهای بزرگ این منطقه، از آن یاد میکند.
دستِ کم از دورهٔ صفویه این روستا رو به ترقی بیشتر گذاشت و به تدریج به مرکز منطقه رقه تبدیل شد، چنان که در دورهٔ قاجاریه بهعنوان یکی از شهرها یا روستاهای بزرگ ولایت تون و طبس و بهعنوان مرکز تولید لباسی به نام بَرَک شهرت یافت. این شهر در سه دهه به شهرستان ارتقا یافت.
بافت تاریخی بشرویه سالمترین بافت تاریخی در استانهای خراسان است و نمونهای منحصربهفرد از معماری سنتی در محدودۀ کویر و مناطق گرم و خشک به شمار میرود. این بخش بشرویه دارای چهار محلۀ تاریخی به نامهای سَرپُل، پایینمحله، میانده و مُقری است. در گذشته، دور تا دور این محلهها را بارویی فراگرفته بود که در دورۀ زندیه ساخته شد. این بارو که بخشهایی از آن هنوز باقی مانده است، در بشرویه «دیوار شهربند» نامیده میشود. در چهار جانب این دیوار و در مسیر راههای ورودی به بشرویه، چهار دروازه وجود داشته است: دروازۀ گُودو یا کیانی در شمال شهر، دروازۀ احمد در شرق، دروازه باغ علی (سَقایه) در غرب و دروازۀ قبرستان در جنوب شهر.
در بافت تاریخی بشرویه تنوع معماری اصیل ایرانی دیده میشود. خانههای چهارصفه، دوصفه و تکصفۀ خشت و گلی از شاخصههای آن هستند. وجود زندگی در این بافت، آن را از دیگر شهرهای تاریخی خراسان متمایز کرده است. از دیگر شاخصههای معماری این بافت، بادگیرهای یکطرفهای هستند که بر فراز خانههای تاریخی ساخته شدهاند و جهت آنها نشاندهندۀ مطلوب بودن بادهای شمال و شمال غربی در این منطقه است.
بافت تاریخی بشرویه در سال ۱۳۸۱ و به شمارۀ ۷۸۳۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
—————
منابع:
کتاب «جغرافیای تاریخی خراسان در تاریخ حافظ ابرو» نوشته شهابالدین عبدالله خوافی
مقاله «معرفی بافت تاریخی بشرویه» نوشتۀ سعید سعیدپور
۲۷ مهرماه ۱۴۰۵
#خراسانشناسی
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
👏8❤3👌2
نسخۀ خطی منشآت خواجه اختیار منشی گنابادی
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
❤4👏2🤩2
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه فردوسی مشهد
نسخۀ خطی منشآت خواجه اختیار منشی گنابادی #معرفی_موزه_دانشگاه @Mafakherferdowsi instagram.com/mafakher.fum
نسخۀ خطی منشآت خواجه اختیار منشی گنابادی
نسخۀ خطی «منشآت خواجه اختیار منشی گنابادی» یکی از آثار ارزشمند دورۀ صفویه، مربوط به زمان شاه طهماسب اول صفوی (حک: ۹۳۰ تا ۹۸۴ ق.) است. این اثر به خط خواجه اختیارالدین گنابادی (د: 990 ق.) منشی دربار، در سال 965 ق. کتابت شده است.
این نسخه از ۱۸ قطعه تشکیل شده که همه با حاشیه و تزئینات تذهیب شدهاند. هر صفحه پنج سطر دارد و حروف آن با طلا، سفیدآب و مرکب نوشته شده است. فاصلۀ میان سطرها طلااندود و با تحریر مشکی تزئین شده است.
عبدالحمید مولوی (د: ۱۳۵۷ ش.)، اهداکنندۀ اغلب نسخههای خطی دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، مدتی پیش این نسخه را به دانشکدۀ الهیات اهدا کرده بود و پس از راهاندازی موزه، دانشکدۀ الهیات آن را به موزه هدیه کرد.
خواجه اختیار برای کتابت این نسخه از خط تعلیق استفاده کرده است؛ خطی که نمونۀ آن امروزه در کتیبههای لوزیشکل آرامگاه خیام نیز دیده میشود. در توضیح اهمیت این خط باید گفت که در واقع این شیوه، نخستین نوع خوشنویسی بود که برای خط پارسی -که از خط عربی منشعب شده بود- ابداع شد. خط تعلیق بیشتر به عنوان خط تحریری و برای نوشتن نامهها و فرمانهای حکومتی بهکار میرفت و بهنظر میرسد در اثر نیاز به تندنویسی در امور منشیگری شکل گرفته باشد. همانطور که در این نسخه نیز مشخص است کاتبها در نوشتن خط تعلیق، حروف را پیوسته مینوشتند و کمتر قلم را از کاغذ جدا میکردند، پیوستگی نوشتار میتوانست به افزایش سرعت کتابت کمک کند، این ویژگی همچنین امکان تغییر و تصرف در آن را کمتر میکرد؛ نکتهای که بهویژه برای فرمانها، منشورها و اسناد حکومتی اهمیت داشت.
منشآت خواجه اختیار در سال ۱۳۹۹ و به شمارۀ ۵۸۴، تنها اثر دانشگاه فردوسی مشهد است که در فهرست آثار ملی به ثبت رسید؛ از این نظر بعد از دانشگاه تهران، دومین دانشگاهی است که دارای اثر ثبت ملی است.
۲۸ مهرماه ۱۴۰۵
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
نسخۀ خطی «منشآت خواجه اختیار منشی گنابادی» یکی از آثار ارزشمند دورۀ صفویه، مربوط به زمان شاه طهماسب اول صفوی (حک: ۹۳۰ تا ۹۸۴ ق.) است. این اثر به خط خواجه اختیارالدین گنابادی (د: 990 ق.) منشی دربار، در سال 965 ق. کتابت شده است.
این نسخه از ۱۸ قطعه تشکیل شده که همه با حاشیه و تزئینات تذهیب شدهاند. هر صفحه پنج سطر دارد و حروف آن با طلا، سفیدآب و مرکب نوشته شده است. فاصلۀ میان سطرها طلااندود و با تحریر مشکی تزئین شده است.
عبدالحمید مولوی (د: ۱۳۵۷ ش.)، اهداکنندۀ اغلب نسخههای خطی دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، مدتی پیش این نسخه را به دانشکدۀ الهیات اهدا کرده بود و پس از راهاندازی موزه، دانشکدۀ الهیات آن را به موزه هدیه کرد.
خواجه اختیار برای کتابت این نسخه از خط تعلیق استفاده کرده است؛ خطی که نمونۀ آن امروزه در کتیبههای لوزیشکل آرامگاه خیام نیز دیده میشود. در توضیح اهمیت این خط باید گفت که در واقع این شیوه، نخستین نوع خوشنویسی بود که برای خط پارسی -که از خط عربی منشعب شده بود- ابداع شد. خط تعلیق بیشتر به عنوان خط تحریری و برای نوشتن نامهها و فرمانهای حکومتی بهکار میرفت و بهنظر میرسد در اثر نیاز به تندنویسی در امور منشیگری شکل گرفته باشد. همانطور که در این نسخه نیز مشخص است کاتبها در نوشتن خط تعلیق، حروف را پیوسته مینوشتند و کمتر قلم را از کاغذ جدا میکردند، پیوستگی نوشتار میتوانست به افزایش سرعت کتابت کمک کند، این ویژگی همچنین امکان تغییر و تصرف در آن را کمتر میکرد؛ نکتهای که بهویژه برای فرمانها، منشورها و اسناد حکومتی اهمیت داشت.
منشآت خواجه اختیار در سال ۱۳۹۹ و به شمارۀ ۵۸۴، تنها اثر دانشگاه فردوسی مشهد است که در فهرست آثار ملی به ثبت رسید؛ از این نظر بعد از دانشگاه تهران، دومین دانشگاهی است که دارای اثر ثبت ملی است.
۲۸ مهرماه ۱۴۰۵
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
❤3👏2👌2
۲۹ مهرماه ۱۴۰۵ مصادف است با اولین سالروز درگذشت زندهیاد دکتر عزتالله رادمنش، استاد پیشکسوت گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه یاد و خاطرۀ این استاد پیشکسوت دانشگاه را گرامی میدارد.
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه یاد و خاطرۀ این استاد پیشکسوت دانشگاه را گرامی میدارد.
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
🕊4❤3
📽پخش مستند
بدنامان تاریخ
تهیهکننده: The History Channel
محصول مشترک کانادا و انگلیس
روایتی از زندگی چنگیزخان مغول
با حضور
دکتر مصطفی گوهری
عضو هیئت علمی گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی
⏳ سهشنبه، ۵ آبانماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۲
⛳️ دانشگاه فردوسی مشهد، جنب غذاخوری یاس، باشگاه مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه
🎬برای شرکت در این برنامه لطفا مشخصات خود را به شماره ۳۰۰۰۸۰۵۶۱۳ پیامککنید.
🎬شرکت برای عموم آزاد است.
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
بدنامان تاریخ
تهیهکننده: The History Channel
محصول مشترک کانادا و انگلیس
روایتی از زندگی چنگیزخان مغول
با حضور
دکتر مصطفی گوهری
عضو هیئت علمی گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی
⏳ سهشنبه، ۵ آبانماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۲
⛳️ دانشگاه فردوسی مشهد، جنب غذاخوری یاس، باشگاه مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه
🎬برای شرکت در این برنامه لطفا مشخصات خود را به شماره ۳۰۰۰۸۰۵۶۱۳ پیامککنید.
🎬شرکت برای عموم آزاد است.
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
👏3❤2🤩1
وسایل اهدایی خانواده استاد محمد قهرمان
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
❤5👏3🥰1
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه فردوسی مشهد
وسایل اهدایی خانواده استاد محمد قهرمان #معرفی_موزه_دانشگاه @Mafakherferdowsi instagram.com/mafakher.fum
وسایل اهدایی خانوادۀ استاد محمد قهرمان
خانوادۀ استاد قهرمان در سالهای گذشته تعداد زیادی از وسایل، عکسها و اسناد متعلق به ایشان را به موزۀ دانشگاه اهدا کردند. بخشی از این وسایل اهدایی در فضای موزه به نمایش گذاشته شده بود.
نمایش این ویترین در موزه با تعداد نسبتا قابلتوجه وسایل، به بازدیدکنندگان و علاقهمندان به تاریخ دانشگاه این پیام را می رساند که دانشگاه فردوسی مشهد تنها با استادان و دانشجویان به این جایگاه علمی و فرهنگی دست نیافته است، بلکه از حضور کارمندان فعال، تأثیرگذار و برجستهای مانند استاد محمّد قهرمان نیز بهره برده است.
استاد محمد قهرمان، شاعر نامی خراسان، غزلسرا و محلیسرای بزرگ معاصر، در سال ۱۳۰۸ در روستای امیرآباد تربت حیدریه متولد شد. او در سال پنجم دبیرستان در مشهد با زندهیاد مهدی اخوان ثالث همکلاس بود که این دوستی تا زمان درگذشت اخوان (۱۳۶۹ ش.) ادامه یافت. قهرمان سپس به تهران رفت و سال ششم ادبی را در دبیرستان البرز تهران به پایان رساند. پس از آن در دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران در رشتۀ قضایی ادامه تحصیل داد.
استاد قهرمان چنان دلبستگی و کوششی در ادبیات فارسی داشت که او را پرچمدار سبک موسوم به سبک هندی در خراسان میشناسند. ایشان آثار مهم و فراوانی در این حوزه منتشر کردهاند،، از جمله آنها تصحیح دیوان صائب است که برندۀ جایزۀ کتابِ سال جمهوری اسلامی ایران شد.
دکتر فیاض، رئیس وقت دانشکدۀ ادبیات، در سال ۱۳۴۰ از او برای کار در دانشکدۀ ادبیات دعوت کرد. استاد قهرمان در ابتدا به عنوان مترجم و سپس به عنوان کارمند به کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی منتقل شد و مدت ۲۷ سال به عنوان مسئول و کتابدار، با همکاری دکتر گیتی فلاح رستگار، به طبقهبندی منابع و کتابها پرداخت. استاد قهرمان از همان ابتدای استخدام در دانشکدۀ ادبیات، انجمن ادبی قهرمان را تأسیس کرد و جلسات آن تا زمان فوت ایشان ادامه داشت. اینگونه مجالس و ارتباط ایشان با بزرگان فرهنگ و ادب این دوره، نمایانگر جایگاه ادبی ایشان در بستر فعالیتهای فرهنگی زمانه است.
او در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در سن ۸۴ سالگی در مشهد درگذشت. خانوادۀ استاد قهرمان مدتی پس از آن، در سال ۱۳۹۴، بنا به وصیت خودشان و به همت دکتر سلمان ساکت، رئیس سابق مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه، کتابخانۀ ایشان را به کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد اهدا کردند. به پاس اهمیت و تأثیرگذاری استاد قهرمان نیز در مراسم بزرگداشتشان از نقش برجسته و تمبر وی رونمایی شد.
ویترینی که در موزه به بخشی از وسایل اهدایی استاد محمّد قهرمان اختصاص یافته، شامل تعدادی از کتابهای تألیفی ایشان، عکسهایشان با افراد برجسته، و وسایل شخصی چون آینۀ قدیمی، قلمدان، گیرۀ کراوات، ساعت، جعبۀ گونیا و پرگار، عینک، خودنویس پارکر، کیف ابزار ضروری، دکمههای سردست کت و میکروسکوپ تزئینی است. همۀ این اشیا با ظرافت خود، شخصیت منظم و باریکبین صاحبشان را به بازدیدکنندگان نشان میدهند، ویژگیای که در نگهداری کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات در زمان ایشان نیز دیده میشود.
۳ آبانماه ۱۴۰۵
#معرفی_موزه_دانشگاه
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
خانوادۀ استاد قهرمان در سالهای گذشته تعداد زیادی از وسایل، عکسها و اسناد متعلق به ایشان را به موزۀ دانشگاه اهدا کردند. بخشی از این وسایل اهدایی در فضای موزه به نمایش گذاشته شده بود.
نمایش این ویترین در موزه با تعداد نسبتا قابلتوجه وسایل، به بازدیدکنندگان و علاقهمندان به تاریخ دانشگاه این پیام را می رساند که دانشگاه فردوسی مشهد تنها با استادان و دانشجویان به این جایگاه علمی و فرهنگی دست نیافته است، بلکه از حضور کارمندان فعال، تأثیرگذار و برجستهای مانند استاد محمّد قهرمان نیز بهره برده است.
استاد محمد قهرمان، شاعر نامی خراسان، غزلسرا و محلیسرای بزرگ معاصر، در سال ۱۳۰۸ در روستای امیرآباد تربت حیدریه متولد شد. او در سال پنجم دبیرستان در مشهد با زندهیاد مهدی اخوان ثالث همکلاس بود که این دوستی تا زمان درگذشت اخوان (۱۳۶۹ ش.) ادامه یافت. قهرمان سپس به تهران رفت و سال ششم ادبی را در دبیرستان البرز تهران به پایان رساند. پس از آن در دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران در رشتۀ قضایی ادامه تحصیل داد.
استاد قهرمان چنان دلبستگی و کوششی در ادبیات فارسی داشت که او را پرچمدار سبک موسوم به سبک هندی در خراسان میشناسند. ایشان آثار مهم و فراوانی در این حوزه منتشر کردهاند،، از جمله آنها تصحیح دیوان صائب است که برندۀ جایزۀ کتابِ سال جمهوری اسلامی ایران شد.
دکتر فیاض، رئیس وقت دانشکدۀ ادبیات، در سال ۱۳۴۰ از او برای کار در دانشکدۀ ادبیات دعوت کرد. استاد قهرمان در ابتدا به عنوان مترجم و سپس به عنوان کارمند به کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی منتقل شد و مدت ۲۷ سال به عنوان مسئول و کتابدار، با همکاری دکتر گیتی فلاح رستگار، به طبقهبندی منابع و کتابها پرداخت. استاد قهرمان از همان ابتدای استخدام در دانشکدۀ ادبیات، انجمن ادبی قهرمان را تأسیس کرد و جلسات آن تا زمان فوت ایشان ادامه داشت. اینگونه مجالس و ارتباط ایشان با بزرگان فرهنگ و ادب این دوره، نمایانگر جایگاه ادبی ایشان در بستر فعالیتهای فرهنگی زمانه است.
او در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در سن ۸۴ سالگی در مشهد درگذشت. خانوادۀ استاد قهرمان مدتی پس از آن، در سال ۱۳۹۴، بنا به وصیت خودشان و به همت دکتر سلمان ساکت، رئیس سابق مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه، کتابخانۀ ایشان را به کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد اهدا کردند. به پاس اهمیت و تأثیرگذاری استاد قهرمان نیز در مراسم بزرگداشتشان از نقش برجسته و تمبر وی رونمایی شد.
ویترینی که در موزه به بخشی از وسایل اهدایی استاد محمّد قهرمان اختصاص یافته، شامل تعدادی از کتابهای تألیفی ایشان، عکسهایشان با افراد برجسته، و وسایل شخصی چون آینۀ قدیمی، قلمدان، گیرۀ کراوات، ساعت، جعبۀ گونیا و پرگار، عینک، خودنویس پارکر، کیف ابزار ضروری، دکمههای سردست کت و میکروسکوپ تزئینی است. همۀ این اشیا با ظرافت خود، شخصیت منظم و باریکبین صاحبشان را به بازدیدکنندگان نشان میدهند، ویژگیای که در نگهداری کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات در زمان ایشان نیز دیده میشود.
۳ آبانماه ۱۴۰۵
#معرفی_موزه_دانشگاه
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
❤3👏3🤩1
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه فردوسی مشهد
🔸خراسانشناسی _ مدرسهٔ غیاثیه خرگرد 🔸 #خراسانشناسی @mafakherferdowsi instagram.com/mafakher.fum
مدرسه غیاثیه خرگرد
خرگرد روستای کوچک در پنج کیلومتری جنوب شرقی خواف است که در دوره سلجوقیان نظامیهای در آنجا ساخته شد. اما «نظامیه خرگرد» ظاهراً در هجوم ویرانگر مغولان و آشفتگی بعد از آن نابود شد. در دوره تیموریان که یکی از بومیان این منطقه به نام خواجه غیاثالدین پیر احمد خوافی (د: ۸۵۷ق.) وزیر شاهرخ تیموری (حک: ۸۰۷ تا ۸۵۰ق.) گشت، مدرسه دیگری در آنجا بنا نهاد که به نام خود او به مدرسه «غیاثیه» مشهور شد.
بر اساس کتیبۀ اصلی پشت ایوان ورودی، ساخت مدرسۀ غیاثیه بهکوشش خواجه غیاثالدین پیر احمد خوافی، در سال ۸۴۸ق. پایان یافت. پایان کتیبۀ دیوار ورودیِ اصلیِ این ایوان، امضای خوشنویس جلالالدین محمد بن جعفر نقش بسته است؛ همان هنرمندی که در تایباد و مدرسۀ گوهرشاد هرات کار کرده است. در طاقچهنمای سمت راست ایوان ورودی، عبارت «تحت مراقبت بندۀ حقیر خواجه پیر احمد ریحان» نگاشته شده است. او احتمالاً ناظر و سرپرست بنا بود. در قاببندی چوبی پشت ایوان غربی نیز نقل شده است که استاد مرحوم قوامالدین شیرازی مدرسه را بنا کرد و غیاثالدین شیرازی آن را در سال ۸۴۸ق. به پایان رساند.
گذشته از آنکه زادگاه پیر احمد منطقهی خواف بود و او به جهت تعلق به زادگاهش مایل به ساخت چنین بنایی در آنجا بوده است، احتمالهای دیگری درباره سبب ساخت مدرسه در آنجا مطرح شده است. از جمله اینکه احتمالاً او میخواست که داراییهایش را برای بازماندگان خود حفظ کند. اگر بازماندگان او متکفل یا متولی وقف میشدند، دارایی یا ملک از مصادره اجباری معاف میشد و خانواده از درآمد اضافی وقف بهره میبرد. با این حال، این نظر منتقدانی هم دارد: موقوفات مدرسه در سراسر خراسان چشمگیر بوده است و اگر مدرسه حتی در هرات ساخته میشد نیز میتوانست زمینهای مشابهی را وقف کند و خانواده از امتیازات مشابه برخوردار شود. احتمال دیگر این است که پیر احمد میخواست سنت آموزشی شکلگرفته در نظامیه همجوار را ادامه دهد.
عامل دیگری که احتمالاً در تصمیمگیری برای ساخت بنا در خواف تأثیر داشته، این بوده است که شاید بیشتر داراییهای پیر احمد در شهرستان خواف قرار داشت. هرچه ساختمان وقفشده به منابع درآمد نزدیکتر بود، احتمال اختلاس آنها پیش از رسیدن به دست متولیان کمتر میشد؛ البته به شرطی که متولی نزدیک بنا اقامت میداشت. پیر احمد به سبب شغلش ناچار بود در هرات بماند، اما برخی اعضای خانوادهاش که او احتمالاً برای اداره وقف منصوب کرده بود، میتوانستند در زادگاه او بمانند.
مدرسه در دهکدهای کوچک ساخته شد؛ بنابراین ساختمانهای مجاور مانع اجرای نقشۀ آرمانی قوامالدین نبودند. از دید کسی که از هرات به خرگرد میرود، مدرسه نخستین اثر خرگرد است. جهتگیری آن رو به قبله است و نمای بیرونی مدرسه بهگونهای طراحی شده است که از همه طرف دیده میشود.
این بنا به شیوه چهارایوانی ساخته شده و با کاشی معرّق و آجرتراش تزیین گشته است. مدرسه دارای حیاط مرکزی است و تقارن و تعادل در نقشه و نمای آن دیده میشود. حجرهها در دو طبقه و در چهار جهتِ پیرامون حیاط قرار دارند و در مجموع ۳۲ حجره میشوند. در میانۀ هر ضلع، ایوانی به عرض ۴.۵ متر و ارتفاع ۱۱ متر قرار دارد.
مدرسه یک ورودی اصلی با سردری بلند در میانۀ ضلع شمال شرقی دارد. قاعده و ارتفاع این سردر از سطح نما بیرون آمده و تزئینات کاشی آبی، کبود و سفید آن یادآور معماری تیموری در نماهای پرشکوه است. سردر ورودی به هشتی مربعی در داخل بنا میرسد که سقف آن با کاربندی تزیین شده و مستقیماً به ایوان و صحن راه مییابد. دهانههای دو طرف دیگر هشتی به تالارهای گنبددار پشت نمای مدرسه منتهی میشوند. این اتاقها چلیپایی هستند؛ یکی از آنها به عنوان مدرَس استفاده میشده و با طاقی زیبا و گریو پنجرهدار پوشیده شده است. اتاق دیگر دارای محراب است و به عنوان مسجد شناخته میشود.
این بنا در ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شماره ۱۲۶ به عنوان یکی از آثار ملی به ثبت رسیده است.
۴ آبانماه ۱۴۰۵
#خراسانشناسی
@Mafakherferdowsi
http://instagram.com/mafakher.fum
—————
منابع:
کتاب «معماری تیموری در ایران» نوشتۀ برنارد اوکین
مقالۀ «تحلیل سازمان فضایی مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد» نوشتۀ نگین اوانی
مقالۀ «شناسایی تأثیرات عوامل اقلیمی بر معماری مدرسه غیاثیه خرگرد خواف» نوشتۀ آمنهسادات فتاحی معصوم
خرگرد روستای کوچک در پنج کیلومتری جنوب شرقی خواف است که در دوره سلجوقیان نظامیهای در آنجا ساخته شد. اما «نظامیه خرگرد» ظاهراً در هجوم ویرانگر مغولان و آشفتگی بعد از آن نابود شد. در دوره تیموریان که یکی از بومیان این منطقه به نام خواجه غیاثالدین پیر احمد خوافی (د: ۸۵۷ق.) وزیر شاهرخ تیموری (حک: ۸۰۷ تا ۸۵۰ق.) گشت، مدرسه دیگری در آنجا بنا نهاد که به نام خود او به مدرسه «غیاثیه» مشهور شد.
بر اساس کتیبۀ اصلی پشت ایوان ورودی، ساخت مدرسۀ غیاثیه بهکوشش خواجه غیاثالدین پیر احمد خوافی، در سال ۸۴۸ق. پایان یافت. پایان کتیبۀ دیوار ورودیِ اصلیِ این ایوان، امضای خوشنویس جلالالدین محمد بن جعفر نقش بسته است؛ همان هنرمندی که در تایباد و مدرسۀ گوهرشاد هرات کار کرده است. در طاقچهنمای سمت راست ایوان ورودی، عبارت «تحت مراقبت بندۀ حقیر خواجه پیر احمد ریحان» نگاشته شده است. او احتمالاً ناظر و سرپرست بنا بود. در قاببندی چوبی پشت ایوان غربی نیز نقل شده است که استاد مرحوم قوامالدین شیرازی مدرسه را بنا کرد و غیاثالدین شیرازی آن را در سال ۸۴۸ق. به پایان رساند.
گذشته از آنکه زادگاه پیر احمد منطقهی خواف بود و او به جهت تعلق به زادگاهش مایل به ساخت چنین بنایی در آنجا بوده است، احتمالهای دیگری درباره سبب ساخت مدرسه در آنجا مطرح شده است. از جمله اینکه احتمالاً او میخواست که داراییهایش را برای بازماندگان خود حفظ کند. اگر بازماندگان او متکفل یا متولی وقف میشدند، دارایی یا ملک از مصادره اجباری معاف میشد و خانواده از درآمد اضافی وقف بهره میبرد. با این حال، این نظر منتقدانی هم دارد: موقوفات مدرسه در سراسر خراسان چشمگیر بوده است و اگر مدرسه حتی در هرات ساخته میشد نیز میتوانست زمینهای مشابهی را وقف کند و خانواده از امتیازات مشابه برخوردار شود. احتمال دیگر این است که پیر احمد میخواست سنت آموزشی شکلگرفته در نظامیه همجوار را ادامه دهد.
عامل دیگری که احتمالاً در تصمیمگیری برای ساخت بنا در خواف تأثیر داشته، این بوده است که شاید بیشتر داراییهای پیر احمد در شهرستان خواف قرار داشت. هرچه ساختمان وقفشده به منابع درآمد نزدیکتر بود، احتمال اختلاس آنها پیش از رسیدن به دست متولیان کمتر میشد؛ البته به شرطی که متولی نزدیک بنا اقامت میداشت. پیر احمد به سبب شغلش ناچار بود در هرات بماند، اما برخی اعضای خانوادهاش که او احتمالاً برای اداره وقف منصوب کرده بود، میتوانستند در زادگاه او بمانند.
مدرسه در دهکدهای کوچک ساخته شد؛ بنابراین ساختمانهای مجاور مانع اجرای نقشۀ آرمانی قوامالدین نبودند. از دید کسی که از هرات به خرگرد میرود، مدرسه نخستین اثر خرگرد است. جهتگیری آن رو به قبله است و نمای بیرونی مدرسه بهگونهای طراحی شده است که از همه طرف دیده میشود.
این بنا به شیوه چهارایوانی ساخته شده و با کاشی معرّق و آجرتراش تزیین گشته است. مدرسه دارای حیاط مرکزی است و تقارن و تعادل در نقشه و نمای آن دیده میشود. حجرهها در دو طبقه و در چهار جهتِ پیرامون حیاط قرار دارند و در مجموع ۳۲ حجره میشوند. در میانۀ هر ضلع، ایوانی به عرض ۴.۵ متر و ارتفاع ۱۱ متر قرار دارد.
مدرسه یک ورودی اصلی با سردری بلند در میانۀ ضلع شمال شرقی دارد. قاعده و ارتفاع این سردر از سطح نما بیرون آمده و تزئینات کاشی آبی، کبود و سفید آن یادآور معماری تیموری در نماهای پرشکوه است. سردر ورودی به هشتی مربعی در داخل بنا میرسد که سقف آن با کاربندی تزیین شده و مستقیماً به ایوان و صحن راه مییابد. دهانههای دو طرف دیگر هشتی به تالارهای گنبددار پشت نمای مدرسه منتهی میشوند. این اتاقها چلیپایی هستند؛ یکی از آنها به عنوان مدرَس استفاده میشده و با طاقی زیبا و گریو پنجرهدار پوشیده شده است. اتاق دیگر دارای محراب است و به عنوان مسجد شناخته میشود.
این بنا در ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شماره ۱۲۶ به عنوان یکی از آثار ملی به ثبت رسیده است.
۴ آبانماه ۱۴۰۵
#خراسانشناسی
@Mafakherferdowsi
http://instagram.com/mafakher.fum
—————
منابع:
کتاب «معماری تیموری در ایران» نوشتۀ برنارد اوکین
مقالۀ «تحلیل سازمان فضایی مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد» نوشتۀ نگین اوانی
مقالۀ «شناسایی تأثیرات عوامل اقلیمی بر معماری مدرسه غیاثیه خرگرد خواف» نوشتۀ آمنهسادات فتاحی معصوم
👏4❤3🥰1
۵ آبان ۱۴۰۵ مصادف است با دومین سالروز درگذشت زندهیاد دکتر محبوبه بهنام دهکردی، استاد پیشکسوت گروه شیمی دانشگاه فردوسی مشهد.
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه یاد و خاطرۀ این استاد پیشکسوت دانشگاه را گرامی میدارد.
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه یاد و خاطرۀ این استاد پیشکسوت دانشگاه را گرامی میدارد.
@mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
❤2🕊2
اسلایدپروژکتور اهدایی گروه آموزشی جغرافیا
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
❤1👏1
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه فردوسی مشهد
اسلایدپروژکتور اهدایی گروه آموزشی جغرافیا #معرفی_موزه_دانشگاه @Mafakherferdowsi instagram.com/mafakher.fum
اسلایدپروژکتور اهدایی گروه جغرافیای دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی
یکی از وسایل اهدایی گروه آموزشی جغرافیا به موزۀ دانشگاه اسلایدپروژکتور مدل Braun PA 2 است. این وسیله ساخت شرکت Max Braun در فرانکفورت آلمان غربی و از نخستین نسل پروژکتورهای اسلاید خودکار شرکت Braun است. این مدل در سال ۱۹۵۷ میلادی (۱۳۳۶ خورشیدی) تولید میشد.
دستگاه برخلاف ویدئو پروژکتورهای امروزی، قابلیت پخش ویدئو یا فیلم متحرک را نداشت و تنها برای نمایش اسلاید از آن استفاده میشد. اسلایدها معمولاً در قابهای ۵×۵ سانتیمتری قرار میگرفتند و داخل یک خشاب مخصوص با ظرفیت ۳۶ اسلاید جای میگرفتند. دستگاه اسلایدها را بهصورت مکانیکی و خودکار یکی پس از دیگری به محل نمایش منتقل میکرد و لامپ، تصویر هر اسلاید را روی پردهای بزرگ منعکس میکرد.
نکتۀ جالب اینکه این مدل کنترل از راه دور سیمدار نیز داشت و با آن میشد حرکت خشاب را به جلو و عقب کنترل کرد. همچنین امکان اتصال به ضبط صوت برای همگامسازی با تصویر اسلایدها در این دستگاه وجود داشت.
اسلایدپروژکتور از نظر طراحی نیز اهمیتی تاریخی دارد. طراحی این دستگاه به دیتِر رامس (Dieter Rams)، زادۀ ۱۹۳۲ میلادی، استاد بازنشستۀ طراحی صنعتی و از چهرههای برجستۀ این حوزه در آلمان، نسبت داده میشود. طراحی ساده، بدنۀ فلزی، خطوط تمیز و حذف تزئینات اضافی، از ویژگیهای همان زبان طراحی اولیۀ Braun است؛ زبانی که بعدها تأثیر زیادی بر طراحی صنعتی مدرن گذاشت.
۵ آبانماه ۱۴۰۵
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
یکی از وسایل اهدایی گروه آموزشی جغرافیا به موزۀ دانشگاه اسلایدپروژکتور مدل Braun PA 2 است. این وسیله ساخت شرکت Max Braun در فرانکفورت آلمان غربی و از نخستین نسل پروژکتورهای اسلاید خودکار شرکت Braun است. این مدل در سال ۱۹۵۷ میلادی (۱۳۳۶ خورشیدی) تولید میشد.
دستگاه برخلاف ویدئو پروژکتورهای امروزی، قابلیت پخش ویدئو یا فیلم متحرک را نداشت و تنها برای نمایش اسلاید از آن استفاده میشد. اسلایدها معمولاً در قابهای ۵×۵ سانتیمتری قرار میگرفتند و داخل یک خشاب مخصوص با ظرفیت ۳۶ اسلاید جای میگرفتند. دستگاه اسلایدها را بهصورت مکانیکی و خودکار یکی پس از دیگری به محل نمایش منتقل میکرد و لامپ، تصویر هر اسلاید را روی پردهای بزرگ منعکس میکرد.
نکتۀ جالب اینکه این مدل کنترل از راه دور سیمدار نیز داشت و با آن میشد حرکت خشاب را به جلو و عقب کنترل کرد. همچنین امکان اتصال به ضبط صوت برای همگامسازی با تصویر اسلایدها در این دستگاه وجود داشت.
اسلایدپروژکتور از نظر طراحی نیز اهمیتی تاریخی دارد. طراحی این دستگاه به دیتِر رامس (Dieter Rams)، زادۀ ۱۹۳۲ میلادی، استاد بازنشستۀ طراحی صنعتی و از چهرههای برجستۀ این حوزه در آلمان، نسبت داده میشود. طراحی ساده، بدنۀ فلزی، خطوط تمیز و حذف تزئینات اضافی، از ویژگیهای همان زبان طراحی اولیۀ Braun است؛ زبانی که بعدها تأثیر زیادی بر طراحی صنعتی مدرن گذاشت.
۵ آبانماه ۱۴۰۵
#معرفی_موزه_دانشگاه
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
👏2
هفدهمین برنامهٔ نمایش فیلمهای تخصصی، در محل باشگاه مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه فردوسی مشهد
۵ آبانماه ۱۴۰۵
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
۵ آبانماه ۱۴۰۵
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
👏3❤1
مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه فردوسی مشهد
Photo
هفدهمین برنامهٔ نمایش فیلمهای تخصصی، در محل باشگاه مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه فردوسی مشهد
هفدهمین برنامه از سلسله برنامههای نمایش فیلمهای تخصصی با پخش مستند «بدنامان تاریخ: چنگیزخان مغول»، به همت مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه، ظهر سهشنبه، ۵ آبانماه ۱۴۰۵ با حضور دانشجویان، استادان و دیگر علاقهمندان در محل باشگاه مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد.
دکتر مصطفی گوهری، استاد گروه تاریخ تمدن دانشکدهٔ الهیات و معارف اسلامی، این مستند و میزان وثاقت اطلاعات تاریخی آن را نقد کردند و گفتند مستندها اگرچه اطلاعات و امتیازات خوبی دارند اما به جهت تولید برای مخاطب عام و جذب مخاطب بیشتر، دچار کاستیهایی میشوند که آنها را میتوان با مطالعهٔ کتابهای مناسب و مرتبط با موضوع تا حدی رفع کرد. ایشان کتاب امپراتوری صحرانوردان اثر رنه گروسه، را اثری بسیار مناسب برای تصحیح و تکمیل اطلاعات در مورد مغولان و از جمله چنگیزخان دانستند. دکتر گوهری در ادامه شکل درست گفتههای این مستند را روایت کردند.
بخش پایانی نشست نیز به پرسش و پاسخ حاضران با دکتر گوهری اختصاص یافت.
۵ آبانماه ۱۴۰۵
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
هفدهمین برنامه از سلسله برنامههای نمایش فیلمهای تخصصی با پخش مستند «بدنامان تاریخ: چنگیزخان مغول»، به همت مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه، ظهر سهشنبه، ۵ آبانماه ۱۴۰۵ با حضور دانشجویان، استادان و دیگر علاقهمندان در محل باشگاه مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد.
دکتر مصطفی گوهری، استاد گروه تاریخ تمدن دانشکدهٔ الهیات و معارف اسلامی، این مستند و میزان وثاقت اطلاعات تاریخی آن را نقد کردند و گفتند مستندها اگرچه اطلاعات و امتیازات خوبی دارند اما به جهت تولید برای مخاطب عام و جذب مخاطب بیشتر، دچار کاستیهایی میشوند که آنها را میتوان با مطالعهٔ کتابهای مناسب و مرتبط با موضوع تا حدی رفع کرد. ایشان کتاب امپراتوری صحرانوردان اثر رنه گروسه، را اثری بسیار مناسب برای تصحیح و تکمیل اطلاعات در مورد مغولان و از جمله چنگیزخان دانستند. دکتر گوهری در ادامه شکل درست گفتههای این مستند را روایت کردند.
بخش پایانی نشست نیز به پرسش و پاسخ حاضران با دکتر گوهری اختصاص یافت.
۵ آبانماه ۱۴۰۵
@Mafakherferdowsi
instagram.com/mafakher.fum
👏4❤1🥰1