💠✅ 💠کدام کشور دقیقترین شناخت از ایران را دارد؟
✍️ دکتر محمود سریع القلم
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی
شاید هیچ ملتی به اندازه انگلیسیها، کنجکاوی برای فهم پدیدههای متفاوت و متضاد را نداشته باشد. انگلیسی به سراغ دالانهای هزارتوی ذهن سوژه میرود تا با جامعه شناسی و روانشناسی، نظام «کنش-واکنش» او را واکاوی کند. شناخت دقیق یعنی: مخاطب به چه میاندیشد؟ چه امری برای او مهم است؟ محرکهی عصبانیت او چیست؟ عامل خوشحالی او چه میتواند باشد؟ اولویتبندی ذهن او چگونه است؟ منابع رضایت و عدم رضایت او کدامند؟ و از همه مهمتر، تعریف سوژه از زندگی چیست؟
انگلیسیها برای آنکه اطلاعات در مورد کشورها و جریانها را مطالعه کنند، نظام باورهای خود را کنار گذاشته و از زوایای درونی جهان مخاطب سعی میکنند او را بفهمند. لذا طی چند قرن عملکرد بینالمللی انگلستان، انگلیسیها به دنبال دموکراتیک کردن دیگران نبودهاند. در تاریخ قاجار آمده که سفیر انگلستان در ایران در بازار کاشان قدم میزده و صدای اذان شنیده میشود. از مترجم ایرانی میپرسد: این صدای چیست؟ می گوید: دعوت مردم برای ادای نماز ظهر در مسجد است. باز میپرسد: این با منافع بریتانیای کبیردر تضاد است؟ جواب میآید: خیر، اینها سنن و آداب مذهبی هستند. سپس با آرامش میگوید: ما کاری با سنت اذان و آداب عبادت و مسجد نداریم. یکی از نمادهای انسانشناسی نزد انگلیسیها این است که دشمن را نباید صد در صد شکست داد چون ممکن است در مقطعی استفادهای داشته باشد.
هیچ انسان و جامعهای نیز دوست ندارد کاملاً شکست بخورد. نحوۀ برخورد با دشمن خود یک تخصص است که ضرورتاً با گرفتن مدرک و دکترا به دست نمی آید. ضعیف ترین روش، روش کلامی و یا امروزی آن توییتری است. چینی ها بعد از انگلیسی ها، توانمند ترین کشور در برخورد با دوست و دشمن هستند. Sun Tzu می گوید: وقتی دشمن مشغول اشتباه است نباید مزاحم او شد. انگلیسی ها و چینی ها، آرام ترین سیاست مداران و خاورمیانه ای ها عصبانی ترین ها را دارا هستند. عموماً ریشۀ عصبانیت و هیاهو در ضعفِ اعتمادِ به نفس است
در دوران پس از رنسانس، انگلیس و فرانسه 155 بار باهم جنگیدهاند و هم اکنون نیز در محافل خصوصی، سخنان نه چندان خوبی نسبت به هم میگویند ولی منافع عظیمی را در دایرهای مشترک تعریف کردهاند. وقتی دست اندرکاران دیپلماسی ایران به اعرابِ خلیج فارس میگویند: شما امنیت خود را میخرید، این چند ضعف شناختی را دنبال میکند. اول اینکه این افراد، تاریخ نخواندهاند و با مسائل یک صدسال گذشته جزیره العرب آشنایی ندارند. دوم اینکه با ساخت اجتماعی و طایفگی این منطقه ناآشنا بوده و سوم اینکه اصولاً این کشورها کدام منابع داخلی برای تامین امنیت ملّی خود را دارند که بتوان چنین انتظاری را از آنها داشت؟ همین بی دقتی ها در حرف زدن، زمینۀ بسیاری بد بینی ها شده است. دلیلِ علمی شکست برجام، شناخت دستاندرکاران از نظام بینالملل بر اساس قالبهای ذهنی داخلی بود. در عین حال، عدم آشنایی رسانههای داخلی با تاریخ و تار و پود بینالمللی، سبب پایکوبی و جشنهای زودرس شد.
کدام منافع مشترک، ایران را به منطقه متصل میکند؟ در روابط بینالملل امروز، منطقه گرایی به معنای اتصالات گسترده اقتصادی بسیار مرسوم شده است. اما این منطقه گرایی، به پیشنیازهایی در حوزه باورهای سیاسی و فرهنگی و تاریخی وابسته است و به همین دلیل ده کشور عضو آسهآن در جنوب و شرق آسیا به موازات تعلقات وسیع تاریخی و حتی مذهبی و هم اکنون اقتصادی، نمونه ای موفق از منطقه گرایی را رقم زده اند. یک وقت جبر جغرافیایی باعث میشود کشوری با همسایهی خود تعامل کند بدون اینکه او را قبول داشته باشد مانند کره جنوبی نسبت به چین. اما زمانی یک کشور، همسایهی خود را به دلایل مختلف در ذهن و قلب خود قبول دارد مانند کشورهای اسکاندیناوی. حتی عراقیها که اشتراکات فراوانی با ایران دارند، با هم زبانهای خود راحتترند. پاکستان عمدتا خود را با اعراب خلیج فارس تعریف کرده است. اعراب خلیج فارس، کانونهای مشترک فراوانی با هم دارند و با ثروت چند تریلیونی، انتخاب های فراوانی دارند و در اعماق ذهن خود، ایران را جبر جغرافیایی می دانند
متدولوژی دولت بایدن در هفت ماه گذشته، هم گرایی خاورمیانه منهای ایران بوده و می خواهد آن را از دور مدیریت کند. آمریکا می خواهد با هم گرایی اقتصادی، واقعیت های جدید سیاسی به وجود آورد. ایران کشوری خاص است که نتوانسته منافع خود را با کشوری قفل کند. به همین دلیل راحت تحریم می شود چون با کشوری منافع استراژیک ندارد.
✍️ دکتر محمود سریع القلم
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی
شاید هیچ ملتی به اندازه انگلیسیها، کنجکاوی برای فهم پدیدههای متفاوت و متضاد را نداشته باشد. انگلیسی به سراغ دالانهای هزارتوی ذهن سوژه میرود تا با جامعه شناسی و روانشناسی، نظام «کنش-واکنش» او را واکاوی کند. شناخت دقیق یعنی: مخاطب به چه میاندیشد؟ چه امری برای او مهم است؟ محرکهی عصبانیت او چیست؟ عامل خوشحالی او چه میتواند باشد؟ اولویتبندی ذهن او چگونه است؟ منابع رضایت و عدم رضایت او کدامند؟ و از همه مهمتر، تعریف سوژه از زندگی چیست؟
انگلیسیها برای آنکه اطلاعات در مورد کشورها و جریانها را مطالعه کنند، نظام باورهای خود را کنار گذاشته و از زوایای درونی جهان مخاطب سعی میکنند او را بفهمند. لذا طی چند قرن عملکرد بینالمللی انگلستان، انگلیسیها به دنبال دموکراتیک کردن دیگران نبودهاند. در تاریخ قاجار آمده که سفیر انگلستان در ایران در بازار کاشان قدم میزده و صدای اذان شنیده میشود. از مترجم ایرانی میپرسد: این صدای چیست؟ می گوید: دعوت مردم برای ادای نماز ظهر در مسجد است. باز میپرسد: این با منافع بریتانیای کبیردر تضاد است؟ جواب میآید: خیر، اینها سنن و آداب مذهبی هستند. سپس با آرامش میگوید: ما کاری با سنت اذان و آداب عبادت و مسجد نداریم. یکی از نمادهای انسانشناسی نزد انگلیسیها این است که دشمن را نباید صد در صد شکست داد چون ممکن است در مقطعی استفادهای داشته باشد.
هیچ انسان و جامعهای نیز دوست ندارد کاملاً شکست بخورد. نحوۀ برخورد با دشمن خود یک تخصص است که ضرورتاً با گرفتن مدرک و دکترا به دست نمی آید. ضعیف ترین روش، روش کلامی و یا امروزی آن توییتری است. چینی ها بعد از انگلیسی ها، توانمند ترین کشور در برخورد با دوست و دشمن هستند. Sun Tzu می گوید: وقتی دشمن مشغول اشتباه است نباید مزاحم او شد. انگلیسی ها و چینی ها، آرام ترین سیاست مداران و خاورمیانه ای ها عصبانی ترین ها را دارا هستند. عموماً ریشۀ عصبانیت و هیاهو در ضعفِ اعتمادِ به نفس است
در دوران پس از رنسانس، انگلیس و فرانسه 155 بار باهم جنگیدهاند و هم اکنون نیز در محافل خصوصی، سخنان نه چندان خوبی نسبت به هم میگویند ولی منافع عظیمی را در دایرهای مشترک تعریف کردهاند. وقتی دست اندرکاران دیپلماسی ایران به اعرابِ خلیج فارس میگویند: شما امنیت خود را میخرید، این چند ضعف شناختی را دنبال میکند. اول اینکه این افراد، تاریخ نخواندهاند و با مسائل یک صدسال گذشته جزیره العرب آشنایی ندارند. دوم اینکه با ساخت اجتماعی و طایفگی این منطقه ناآشنا بوده و سوم اینکه اصولاً این کشورها کدام منابع داخلی برای تامین امنیت ملّی خود را دارند که بتوان چنین انتظاری را از آنها داشت؟ همین بی دقتی ها در حرف زدن، زمینۀ بسیاری بد بینی ها شده است. دلیلِ علمی شکست برجام، شناخت دستاندرکاران از نظام بینالملل بر اساس قالبهای ذهنی داخلی بود. در عین حال، عدم آشنایی رسانههای داخلی با تاریخ و تار و پود بینالمللی، سبب پایکوبی و جشنهای زودرس شد.
کدام منافع مشترک، ایران را به منطقه متصل میکند؟ در روابط بینالملل امروز، منطقه گرایی به معنای اتصالات گسترده اقتصادی بسیار مرسوم شده است. اما این منطقه گرایی، به پیشنیازهایی در حوزه باورهای سیاسی و فرهنگی و تاریخی وابسته است و به همین دلیل ده کشور عضو آسهآن در جنوب و شرق آسیا به موازات تعلقات وسیع تاریخی و حتی مذهبی و هم اکنون اقتصادی، نمونه ای موفق از منطقه گرایی را رقم زده اند. یک وقت جبر جغرافیایی باعث میشود کشوری با همسایهی خود تعامل کند بدون اینکه او را قبول داشته باشد مانند کره جنوبی نسبت به چین. اما زمانی یک کشور، همسایهی خود را به دلایل مختلف در ذهن و قلب خود قبول دارد مانند کشورهای اسکاندیناوی. حتی عراقیها که اشتراکات فراوانی با ایران دارند، با هم زبانهای خود راحتترند. پاکستان عمدتا خود را با اعراب خلیج فارس تعریف کرده است. اعراب خلیج فارس، کانونهای مشترک فراوانی با هم دارند و با ثروت چند تریلیونی، انتخاب های فراوانی دارند و در اعماق ذهن خود، ایران را جبر جغرافیایی می دانند
متدولوژی دولت بایدن در هفت ماه گذشته، هم گرایی خاورمیانه منهای ایران بوده و می خواهد آن را از دور مدیریت کند. آمریکا می خواهد با هم گرایی اقتصادی، واقعیت های جدید سیاسی به وجود آورد. ایران کشوری خاص است که نتوانسته منافع خود را با کشوری قفل کند. به همین دلیل راحت تحریم می شود چون با کشوری منافع استراژیک ندارد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠🤔💠 زنگ اندیشه
حکومت از محل جریمه های کرونایی چقدر درامد داشته است ؟!
حکومت از محل جریمه های کرونایی چقدر درامد داشته است ؟!
💠❤️💠 مدیریت بر خویشتن
عجیب ولی واقعی 👇
قاضی اجرای احکام تعریف میکرد :
در تبریز بودم یک خانمی در حین گذر از خیابان در اثر تصادف با یک پیکان راهی بیمارستان شد.
راننده پیکان ، ماشینش را فروخت و خرج هزینه بیمارستان کرد .اما متاسفانه آن بانو فوت کرد .
اولیای دم متوفی
چند پسر و دختر بودند که مرتب به اجرای احکام مراجعه می کردند و پیگیر پرونده بودند تا دیه بگیرند .
ضارب به دلیل نداشتن دیه در زندان بود.
من اولیای دم را که همگی فرهنگی
بودند از وضعیت زندان آگاه کردم یکی از اولیای دم مطلبی گفت که خیلی آموزنده بود. او گفت :
چون راننده بخاطر مادر ما تنها دارایی اش را که یک پیکان بود را فروخت و به حساب ما واریز کرده است.
ما می خواهیم با گرفتن دیه از بیمه
برای او منزلی تهیه کنیم و به او زندگی بدهیم تا روح مادر مان از عمل کرد ما خشنود شود .
عجیب ولی واقعی 👇
قاضی اجرای احکام تعریف میکرد :
در تبریز بودم یک خانمی در حین گذر از خیابان در اثر تصادف با یک پیکان راهی بیمارستان شد.
راننده پیکان ، ماشینش را فروخت و خرج هزینه بیمارستان کرد .اما متاسفانه آن بانو فوت کرد .
اولیای دم متوفی
چند پسر و دختر بودند که مرتب به اجرای احکام مراجعه می کردند و پیگیر پرونده بودند تا دیه بگیرند .
ضارب به دلیل نداشتن دیه در زندان بود.
من اولیای دم را که همگی فرهنگی
بودند از وضعیت زندان آگاه کردم یکی از اولیای دم مطلبی گفت که خیلی آموزنده بود. او گفت :
چون راننده بخاطر مادر ما تنها دارایی اش را که یک پیکان بود را فروخت و به حساب ما واریز کرده است.
ما می خواهیم با گرفتن دیه از بیمه
برای او منزلی تهیه کنیم و به او زندگی بدهیم تا روح مادر مان از عمل کرد ما خشنود شود .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠🤔💠 زنگ اندیشه
سیاست مداران و سرمایه داران چگونه از مردم عادی برای رسیدن به مقاصد خود بهره کشی می کنند..
دیدن این انیمیشن فوق العاده رو از دست ندین ... 👌👌👌
🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
سیاست مداران و سرمایه داران چگونه از مردم عادی برای رسیدن به مقاصد خود بهره کشی می کنند..
دیدن این انیمیشن فوق العاده رو از دست ندین ... 👌👌👌
🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
💠✅💠كليد اصلي رشد اقتصاد لهستان؛
👌اقتصاد کشور لهستان پس از 45 سال تحت سلطه کمونیسم تقریبا فروپاشیده بود و تورم آکن به 645 درصد رسیده و خیلی از شرکت ها و کارخانجات دولتی بسیار بی بازده و از نظر تکنولوژی روز عقب مانده و زیان ده بودند.طرح موسوم به Balcerowicz که در لهستان دهه 90 میلادی پس از فروپاشی بلوک شرق- که لهستان نیز بخشی از آن بود- به اجرا درآمد طرحی بسیار جسورانه بود که توسط وزیر اقتصاد لهستان لچک بالچروویتس طرح ریزی و اجرا شد.
☄️از بندهای مهم این طرح بسیار جسورانه اقتصادی که اقتصاد ایران نیز نیاز مبرم به آن دارد تعدیل گسترده کارکنان شرکت ها و ادارات دولتی و توقف افزایش سالیانه حقوق و دستمزد بود. البته برای جلوگیری از تبعات گسترده اجتماعی چنین طرحی مقرر شد کارگران و کارکنان شرکت ها و اغلب ادارات دولتی با دریافت پایه حقوق حداقلی خانه نشین شوند و مادامی که برای خود شغلی در چرخه تولید پیدا نکرده اند مقرری محدودی از دولت دریافت کنند.
☄️در واقع دولت با پذیرش ریسک، نگاه اشتغال زایی به شغل های غیر ضروری دولتی را با تعدیل گسترده نیروی کار حذف کرد و دولت را بسیار کوچک و در عین حال کارآمد کرد.
☄️افراد زیادی که بیکار شده بودند اما مستمری از دولت دریافت می کردند به تدریج جذب شغل های مولد در بخش خصوصی شدند و دولت نیز مستمری آنها را قطع می کرد. دولت همچنان مصمم بود علاوه بر کاهش تعداد کارکنان هزینه های جاری شامل حامل های انرژی را در سازمان ها و کارخانه های دولتی که مصرف بالایی داشت، کم کند. به طوری که برخی از ادارات دولتی با یک دهم کارکنان قبلی مجبور به کار بودند.
🔺در طی اجرای این طرح 1.100.000 نفر در ادارات و شرکت های دولتی شغل های غیر ضروری خود را از دست دادند و دولت تصدی گری خود در اقتصاد را رها کرد.فقط 3 سال بعد از اجرای این طرح 600000 شرکت خصوصی در لهستان تاسیس شدند و برای 1.500.000 نفر شغل ایجاد شد و افراد زیادی که تا قبل از آن در شرکت های و ادارات دولتی به کارهای غیرمولد و وقت گذرانی مشغول بودند وارد چرخه واقعی اقتصاد شدند.
☄️در نتیجه این طرح در بین سال های 1989 تا 2000 اقتصاد لهستان به شکوفایی رسید و بالاترین نرخ رشد اقتصادی در شرق اروپا را ار آن خود کرد. هم اکنون اقتصاد لهستان با تولید ناخاص داخلی 470 میلیارد دلار و سرانه تولید ناخالص 12400 دلار تقریبا 3 برابر اقتصاد ایران تولید سرانه دارد.
☄️ایران با داشتن 4 میلیون نفر کارمند و حقوق بگیر بخش دولتی جزو کشورهای بسیار پرهزینه از نظر هزینه های جاری است. این در حالی است که کشور ژاپن با 127 میلیون نفر جمعیت معادل 1.5 برابر جمعیت ایران و اقتصاد سوم جهان فقط 753 هزار نفر کارمند دارد که یک پنجم کارمندان ایران است.
☄️آمریکا با 323 میلیون نفر جمعیت و اقتصاد 18.5 تریلیون دلاری اش فقط 2.700.000 کارمند دولتی دارد و جالب اینکه از این تعداد فقط 1.100.000 نفر پلیس هستند.
☄️در کنار کوچک کردن دولت ، کارآمد کردن کردن آن نیز ضروری است. از این تعداد 4000000 حقوق بگیر دولت حدود 900 نفر در سطح وزیر و معاون وزیر و 124000 نفر مدیران ستادی و استانی و روسای ادارات و 296000 نفر مدیران عملیاتی و رده های پایین تر می باشند. متاسفانه اغلب مدیران فاقد دانش زبان خارجی و IT هستند که از ملزومات مدیریتی نوین هستند!!.
☄️در اغلب کشورهای توسعه یافته دولت ها ی کوچک بسیار کارآمد هستند و آزمون های موسوم به CSE برای استخدام در دولت برگزار می شود که آزمون بسیار بسیار سختی است و فقط نخبگان جامعه می توانند در آن قبول شوند. بنابراین راه را برای قبیله گرایی و استخدام نورچشمی ها می بندد!
👌اقتصاد کشور لهستان پس از 45 سال تحت سلطه کمونیسم تقریبا فروپاشیده بود و تورم آکن به 645 درصد رسیده و خیلی از شرکت ها و کارخانجات دولتی بسیار بی بازده و از نظر تکنولوژی روز عقب مانده و زیان ده بودند.طرح موسوم به Balcerowicz که در لهستان دهه 90 میلادی پس از فروپاشی بلوک شرق- که لهستان نیز بخشی از آن بود- به اجرا درآمد طرحی بسیار جسورانه بود که توسط وزیر اقتصاد لهستان لچک بالچروویتس طرح ریزی و اجرا شد.
☄️از بندهای مهم این طرح بسیار جسورانه اقتصادی که اقتصاد ایران نیز نیاز مبرم به آن دارد تعدیل گسترده کارکنان شرکت ها و ادارات دولتی و توقف افزایش سالیانه حقوق و دستمزد بود. البته برای جلوگیری از تبعات گسترده اجتماعی چنین طرحی مقرر شد کارگران و کارکنان شرکت ها و اغلب ادارات دولتی با دریافت پایه حقوق حداقلی خانه نشین شوند و مادامی که برای خود شغلی در چرخه تولید پیدا نکرده اند مقرری محدودی از دولت دریافت کنند.
☄️در واقع دولت با پذیرش ریسک، نگاه اشتغال زایی به شغل های غیر ضروری دولتی را با تعدیل گسترده نیروی کار حذف کرد و دولت را بسیار کوچک و در عین حال کارآمد کرد.
☄️افراد زیادی که بیکار شده بودند اما مستمری از دولت دریافت می کردند به تدریج جذب شغل های مولد در بخش خصوصی شدند و دولت نیز مستمری آنها را قطع می کرد. دولت همچنان مصمم بود علاوه بر کاهش تعداد کارکنان هزینه های جاری شامل حامل های انرژی را در سازمان ها و کارخانه های دولتی که مصرف بالایی داشت، کم کند. به طوری که برخی از ادارات دولتی با یک دهم کارکنان قبلی مجبور به کار بودند.
🔺در طی اجرای این طرح 1.100.000 نفر در ادارات و شرکت های دولتی شغل های غیر ضروری خود را از دست دادند و دولت تصدی گری خود در اقتصاد را رها کرد.فقط 3 سال بعد از اجرای این طرح 600000 شرکت خصوصی در لهستان تاسیس شدند و برای 1.500.000 نفر شغل ایجاد شد و افراد زیادی که تا قبل از آن در شرکت های و ادارات دولتی به کارهای غیرمولد و وقت گذرانی مشغول بودند وارد چرخه واقعی اقتصاد شدند.
☄️در نتیجه این طرح در بین سال های 1989 تا 2000 اقتصاد لهستان به شکوفایی رسید و بالاترین نرخ رشد اقتصادی در شرق اروپا را ار آن خود کرد. هم اکنون اقتصاد لهستان با تولید ناخاص داخلی 470 میلیارد دلار و سرانه تولید ناخالص 12400 دلار تقریبا 3 برابر اقتصاد ایران تولید سرانه دارد.
☄️ایران با داشتن 4 میلیون نفر کارمند و حقوق بگیر بخش دولتی جزو کشورهای بسیار پرهزینه از نظر هزینه های جاری است. این در حالی است که کشور ژاپن با 127 میلیون نفر جمعیت معادل 1.5 برابر جمعیت ایران و اقتصاد سوم جهان فقط 753 هزار نفر کارمند دارد که یک پنجم کارمندان ایران است.
☄️آمریکا با 323 میلیون نفر جمعیت و اقتصاد 18.5 تریلیون دلاری اش فقط 2.700.000 کارمند دولتی دارد و جالب اینکه از این تعداد فقط 1.100.000 نفر پلیس هستند.
☄️در کنار کوچک کردن دولت ، کارآمد کردن کردن آن نیز ضروری است. از این تعداد 4000000 حقوق بگیر دولت حدود 900 نفر در سطح وزیر و معاون وزیر و 124000 نفر مدیران ستادی و استانی و روسای ادارات و 296000 نفر مدیران عملیاتی و رده های پایین تر می باشند. متاسفانه اغلب مدیران فاقد دانش زبان خارجی و IT هستند که از ملزومات مدیریتی نوین هستند!!.
☄️در اغلب کشورهای توسعه یافته دولت ها ی کوچک بسیار کارآمد هستند و آزمون های موسوم به CSE برای استخدام در دولت برگزار می شود که آزمون بسیار بسیار سختی است و فقط نخبگان جامعه می توانند در آن قبول شوند. بنابراین راه را برای قبیله گرایی و استخدام نورچشمی ها می بندد!
💠😊💠 💡مدیران شوخ طبع مدیران بهتری هستند
"وقتی شک دارید، شوخی کنید". این ضرب المثل معروف و کاربردی میتواند توصیه خوبی برای مدیران و رهبران سازمانها هم باشد.
در میان ویژگیهایی همچون الهام بخشی، انگیزهبخشی، صداقت، فرهمندی و شور و اشتیاق که لازمه رهبران است، تقاضا برای شوخ طبع بودن آنان، یک تقاضای اضافی و غیرضروری به نظر میرسد.
اما، در حقیقت، طنازی و شوخ طبعی از ابزارهای بسیار موثر مدیران بزرگ است.
از این ابزار به خوبی استفاده کنید تا مورد احترام کارکنان و محبوب آنان باشید.
🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
"وقتی شک دارید، شوخی کنید". این ضرب المثل معروف و کاربردی میتواند توصیه خوبی برای مدیران و رهبران سازمانها هم باشد.
در میان ویژگیهایی همچون الهام بخشی، انگیزهبخشی، صداقت، فرهمندی و شور و اشتیاق که لازمه رهبران است، تقاضا برای شوخ طبع بودن آنان، یک تقاضای اضافی و غیرضروری به نظر میرسد.
اما، در حقیقت، طنازی و شوخ طبعی از ابزارهای بسیار موثر مدیران بزرگ است.
از این ابزار به خوبی استفاده کنید تا مورد احترام کارکنان و محبوب آنان باشید.
🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
💠🔴💠در سراسر دنیا در هر 2 ثانیه 1 محصول بکو (لوازم خانگی ساخت ترکیه) به فروش میرود
شرکت بکو 30 سال بعد از شرکت ایرانی ارج تاسیس شده است!
ارج یک شرکت بسیار قوی در صنعت لوازم خانگی بود. بعدا مصادره شد و چند سال پیش به علت بدهیها زیاد تعطیل شد.
🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
شرکت بکو 30 سال بعد از شرکت ایرانی ارج تاسیس شده است!
ارج یک شرکت بسیار قوی در صنعت لوازم خانگی بود. بعدا مصادره شد و چند سال پیش به علت بدهیها زیاد تعطیل شد.
🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
Telegram
هاشم راعی ،مشاور و مدرس مدیریت + جعبه ابزار مدیریت نوین
مدیر کانال :
@hashemraei
https://www.instagram.com/hashem_raei/
این کانال توسط آقای مهندس هاشم راعی ، مشاور و مدرس حوزه کسب و کار ، مدیریت می شود .
۰۹۱۲ ۰۹۱۵ ۱۲۱
جعبه ابزار مدیریت نوین، مکانیست برای
دسترسی به کاربردی ترین مطالب در حوزه های مختلف مدیریت
@hashemraei
https://www.instagram.com/hashem_raei/
این کانال توسط آقای مهندس هاشم راعی ، مشاور و مدرس حوزه کسب و کار ، مدیریت می شود .
۰۹۱۲ ۰۹۱۵ ۱۲۱
جعبه ابزار مدیریت نوین، مکانیست برای
دسترسی به کاربردی ترین مطالب در حوزه های مختلف مدیریت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠🤔💠 زنگ اندیشه
در انتظار موج بعدی کرونا ناشی از اضافه آب دهان !
✍سهند ایرانمهر
در انتظار موج بعدی کرونا ناشی از اضافه آب دهان !
✍سهند ایرانمهر
💠✅💠طالبان و توسعه
✍️دکتر محسن رنانی
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی
حاکمیت طالبان بر افغانستان، کشورهای قدرتمند را هر یک بهشیوهای متفاوت منتفع خواهد کرد. استقرار امارت اسلامی طالبان، میتواند به تجربه یک شکست فکری، فرهنگی و سیاسی تازه در جهان اسلام بینجامد تا جهان، بهویژه خود ملتهای اسلامی، بهطورِعینی یک بار دیگر ناتوانی و ناسازی نظام فکری و فرهنگی اسلام سنتی را برای راهبری جوامع در دنیای مدرن مشاهده و تجربه کنند. چنین تجربهای، یا به افول کلی نظام اندیشگی اسلامی و پذیرش فراگیر فرودستی تمدن اسلام از سوی خود مسلمانان خواهد انجامید که بیگمان مطلوب غرب است؛ و یا به پدیداری یک رنسانس اسلامی برای سازگاری آموزههای اسلام با دنیای مدرن منجر خواهد شد
وقتی طالبان به حکومت برسد، برای سَرِپانگهداشتن نظم سیاسی فاقد بوروکراسی خود و برای تأمین انرژی ماشین خشن سرکوب خود، مجبور به خامفروشی حداکثری است و بنابراین طالبان خودش با دست خودش آن هدف غرب و بهطورِخاص آمریکا را محقق خواهد کرد. پس چه نیازی به لشگرکشی پرهزینه و حضور فیزیکی آمریکا در این کشور است؟
اکنون بیش از همه حیرتم از جمهوری اسلامی بهعنوان نماینده طبیعی و تاریخی «تمدن ایرانِ فرهنگی» است که چرا نسبت به مهمترین تحول خطرآفرین برای حوزهٔ تمدنی ایران فرهنگی، یعنی قدرتگرفتن طالبان، چنین منفعل عمل کرده است .با مشاهده رفتار و مواضع مقامات در این تحولات تقریباً باور کردم که جمهوری اسلامی مسئولیتی برای حراست از مرزهای ایران فرهنگی برای خود قائل نیست و این همان چیزی است که مردم ایران خیلی زودتر از نخبگان سیاسی اجتماعی فهمیدند
من شعار «رضاشاه روحت شاد» را نه یک شعار سیاسی بلکه یک پیام فرهنگی از سوی بخشهای معترض جامعه میبینم که بیانگر شکلگیری این باور در جامعه است که جمهوری اسلامی دقیقاً مسیری عکس مسیر رضاشاه را در تقویت پایههای تمدنی ایران فرهنگی دنبال کرده است. صرفنظر از درست یا غلطبودن این باور، گمان بخشی از مردم بر این است که هرچه رضاشاه در انسجامبخشی به عناصر تمدنی ایران فرهنگی موفق عمل کرد، جمهوری اسلامی ناموفق عمل کرده و یا حتی در جهت تخریب آن عناصر حرکت کرده است. مردم شاید نتوانند بیان شفاف و نظری از این باور خود داشته باشند، اما به زبانی نمادین دارند میگویند با این نحوهٔ حکمرانی، اقتدار تمدن ایران فرهنگی روبهزوال خواهد رفت.
جمهوری اسلامی که تا یمن و سوریه رفته است تا مرزهای ایدئولوژیک تشیع را حراست کند، باید به ملت ایران پاسخ دهد که «برای دفاع از مرزهای ایران فرهنگی چه اقداماتی انجام داده است؟». اگرپاسخی نداشته باشد، آیا این گمان را تقویت نمیکند که اصولاً جمهوری اسلامی نماینده ایران فرهنگی نیست و خود را تنها نمایندهٔ تشیع ایدئولوژیک میداند؟
تجربه داعش گرچه در جهان اسلام، ضربهای به اندیشههای بنیادگرایانه بود اما بهعلت عدم استقرار یک حکومت اسلامی داعشی نتوانست با تجربهٔ عینی ماندگار همراه با بازنگریهای بعدی همراه شود. اما وجود تجربه یک حکومت اسلامی سنیمذهب که بکوشد برداشتهای خود از الگوهای صدر اسلام را بازتولید کند، میتواند کمک بزرگی برای فروریزی باورهای ایدئولوژیک مؤمنان جهان اهل تسنن باشد. بهگمان من امارت اسلامی طالبان، نماد «جمهوری اسلامی اهل تسنن» است. حتی اگر بیش از نیمی از ملت افغانستان هم مخالف حاکمیت طالبان در افغانستان باشند، اما تقریباً تمام مسلمانان اهل سنت در جهان، در برابر آن سکوت کردهاند یا حتی به دیده رضایت مینگرند. حتی مولانای بلوچستان که خودش زخمخوردهٔ تبعیض مذهبی و حکومت ایدئولوژیک است نتوانست شادمانی خود را پنهان کند. مردم جهان اسلام، بهغیر از ملت ایران، در نوعی سکوت رضایتآمیز غنودهاند و این یعنی «رأی» نانوشتهٔ مسلمانان اهل سنت جهان به حکومت طالبان.
و اکنون که جهان در آستانهٔ گذار به دورهٔ پساتوسعه و عصر اطلاعات است، دست تقدیر این بوده است که ایران و افغانستان هزینههای تجربی برای زمینهسازی گذار فکری در دو حوزهٔ مذهبی اصلی جهان اسلام را بپردازند. استقرار حکومتهای اسلامی در ایران و افغانستان تجربههای فیصلهبخشی هستند که به دگرگونیهای اساسی در بنیادهای فکری تشیع و تسنن خواهند انجامید. اصلاحات دینی، بهمعنای تحولات بنیادین و فراگیر و نسبتاً سریع، در مسیحیت، پانزده قرن بعد از میلاد مسیح رخ داد و راه تحول و پیشرفت را در جهان مسیحیت هموار کرد. اکنون جهان اسلام نیز درست در آستانهٔ پانزدهمین قرن از هجرت پیامبر اکرم قرار دارد. این قرن، قرن دگرگونی اسلامی است.
✍️دکتر محسن رنانی
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی
حاکمیت طالبان بر افغانستان، کشورهای قدرتمند را هر یک بهشیوهای متفاوت منتفع خواهد کرد. استقرار امارت اسلامی طالبان، میتواند به تجربه یک شکست فکری، فرهنگی و سیاسی تازه در جهان اسلام بینجامد تا جهان، بهویژه خود ملتهای اسلامی، بهطورِعینی یک بار دیگر ناتوانی و ناسازی نظام فکری و فرهنگی اسلام سنتی را برای راهبری جوامع در دنیای مدرن مشاهده و تجربه کنند. چنین تجربهای، یا به افول کلی نظام اندیشگی اسلامی و پذیرش فراگیر فرودستی تمدن اسلام از سوی خود مسلمانان خواهد انجامید که بیگمان مطلوب غرب است؛ و یا به پدیداری یک رنسانس اسلامی برای سازگاری آموزههای اسلام با دنیای مدرن منجر خواهد شد
وقتی طالبان به حکومت برسد، برای سَرِپانگهداشتن نظم سیاسی فاقد بوروکراسی خود و برای تأمین انرژی ماشین خشن سرکوب خود، مجبور به خامفروشی حداکثری است و بنابراین طالبان خودش با دست خودش آن هدف غرب و بهطورِخاص آمریکا را محقق خواهد کرد. پس چه نیازی به لشگرکشی پرهزینه و حضور فیزیکی آمریکا در این کشور است؟
اکنون بیش از همه حیرتم از جمهوری اسلامی بهعنوان نماینده طبیعی و تاریخی «تمدن ایرانِ فرهنگی» است که چرا نسبت به مهمترین تحول خطرآفرین برای حوزهٔ تمدنی ایران فرهنگی، یعنی قدرتگرفتن طالبان، چنین منفعل عمل کرده است .با مشاهده رفتار و مواضع مقامات در این تحولات تقریباً باور کردم که جمهوری اسلامی مسئولیتی برای حراست از مرزهای ایران فرهنگی برای خود قائل نیست و این همان چیزی است که مردم ایران خیلی زودتر از نخبگان سیاسی اجتماعی فهمیدند
من شعار «رضاشاه روحت شاد» را نه یک شعار سیاسی بلکه یک پیام فرهنگی از سوی بخشهای معترض جامعه میبینم که بیانگر شکلگیری این باور در جامعه است که جمهوری اسلامی دقیقاً مسیری عکس مسیر رضاشاه را در تقویت پایههای تمدنی ایران فرهنگی دنبال کرده است. صرفنظر از درست یا غلطبودن این باور، گمان بخشی از مردم بر این است که هرچه رضاشاه در انسجامبخشی به عناصر تمدنی ایران فرهنگی موفق عمل کرد، جمهوری اسلامی ناموفق عمل کرده و یا حتی در جهت تخریب آن عناصر حرکت کرده است. مردم شاید نتوانند بیان شفاف و نظری از این باور خود داشته باشند، اما به زبانی نمادین دارند میگویند با این نحوهٔ حکمرانی، اقتدار تمدن ایران فرهنگی روبهزوال خواهد رفت.
جمهوری اسلامی که تا یمن و سوریه رفته است تا مرزهای ایدئولوژیک تشیع را حراست کند، باید به ملت ایران پاسخ دهد که «برای دفاع از مرزهای ایران فرهنگی چه اقداماتی انجام داده است؟». اگرپاسخی نداشته باشد، آیا این گمان را تقویت نمیکند که اصولاً جمهوری اسلامی نماینده ایران فرهنگی نیست و خود را تنها نمایندهٔ تشیع ایدئولوژیک میداند؟
تجربه داعش گرچه در جهان اسلام، ضربهای به اندیشههای بنیادگرایانه بود اما بهعلت عدم استقرار یک حکومت اسلامی داعشی نتوانست با تجربهٔ عینی ماندگار همراه با بازنگریهای بعدی همراه شود. اما وجود تجربه یک حکومت اسلامی سنیمذهب که بکوشد برداشتهای خود از الگوهای صدر اسلام را بازتولید کند، میتواند کمک بزرگی برای فروریزی باورهای ایدئولوژیک مؤمنان جهان اهل تسنن باشد. بهگمان من امارت اسلامی طالبان، نماد «جمهوری اسلامی اهل تسنن» است. حتی اگر بیش از نیمی از ملت افغانستان هم مخالف حاکمیت طالبان در افغانستان باشند، اما تقریباً تمام مسلمانان اهل سنت در جهان، در برابر آن سکوت کردهاند یا حتی به دیده رضایت مینگرند. حتی مولانای بلوچستان که خودش زخمخوردهٔ تبعیض مذهبی و حکومت ایدئولوژیک است نتوانست شادمانی خود را پنهان کند. مردم جهان اسلام، بهغیر از ملت ایران، در نوعی سکوت رضایتآمیز غنودهاند و این یعنی «رأی» نانوشتهٔ مسلمانان اهل سنت جهان به حکومت طالبان.
و اکنون که جهان در آستانهٔ گذار به دورهٔ پساتوسعه و عصر اطلاعات است، دست تقدیر این بوده است که ایران و افغانستان هزینههای تجربی برای زمینهسازی گذار فکری در دو حوزهٔ مذهبی اصلی جهان اسلام را بپردازند. استقرار حکومتهای اسلامی در ایران و افغانستان تجربههای فیصلهبخشی هستند که به دگرگونیهای اساسی در بنیادهای فکری تشیع و تسنن خواهند انجامید. اصلاحات دینی، بهمعنای تحولات بنیادین و فراگیر و نسبتاً سریع، در مسیحیت، پانزده قرن بعد از میلاد مسیح رخ داد و راه تحول و پیشرفت را در جهان مسیحیت هموار کرد. اکنون جهان اسلام نیز درست در آستانهٔ پانزدهمین قرن از هجرت پیامبر اکرم قرار دارد. این قرن، قرن دگرگونی اسلامی است.