آقای پزشکیان مارو در اوج جوانی خیلی ناامید و ناراحت کردی. امیدوارم چاییت سرد شه، بینیت کیپ شه و گلوت درد بگیره، به هرکس پیام میدی احساس مزاحمت ازت بچکه و گربههای خیابون بهت محل سگ ندن.
«منِفیالحال»
بزن تو دهنِ کمالگرایی
یک استاد سهرابی میخوام برای کل زندگیم.
از ترندشدنِ چیزهایی که از کودکی باهاشون زندگی کردم، امضای منن و دوستشون دارم؛ بیزارم. از ترند شدنِ چاوشی بیزارم. از ترند شدن رنگ سبز بیزارم. از ترند شدن گلآفتابگردون بیزارم. از ترند شدن خریدِ چیزمیزهای مسخره بیزارم. از ترند شدن چیپس قارچوخامه بیزارم. از ترند شدن نادر ابراهیمی و رضا امیرخانی بیزارم. از ترند شدن بافتنی و هودیِ آلبالویی بیزارم. از ترند شدن کلاً بیزارم. عدهای آدمی که هیچ ایدهای برای استایل و زندگی و سبک فکریشون ندارن و فقط دنبال اینن ببینن الآن چی فراگیر و همهگیر شده. یک مشت پرینتر شدید همتون.
آدمیزاد هزینهی بزرگ شدنِ روح در مقابل حوادث و مشکلاتِ زندگیش رو، با ریزش و سفیدی مو میده. با تنگی نفس، درد قفسهی سینه، درد قلب و معدهدرد میده. با سردرد و سرگیجههای زیاد میده. آدمیزاد بخشِ زیادی از این هزینهرو با جسمش میده.
ناشاهکارترین آدرسِ قرن هم مالِ زهراساداته: «تو اون کوچهی نبش، میای تو، تا آخرررر؛ میرسی به یه “چهار راه طور”، مستقیم میای تو، خونه دوم سمت چپ.»
در ضمن، ترکیب کالباس و چیپس و بادومزمینیِروکشداری که پشتبندش دوغ گازدار رو یکنفس بری بالا بهشدت توصیه میشه.
در ضمن، ترکیب کالباس و چیپس و بادومزمینیِروکشداری که پشتبندش دوغ گازدار رو یکنفس بری بالا بهشدت توصیه میشه.
«منِفیالحال»
ناشاهکارترین آدرسِ قرن هم مالِ زهراساداته: «تو اون کوچهی نبش، میای تو، تا آخرررر؛ میرسی به یه “چهار راه طور”، مستقیم میای تو، خونه دوم سمت چپ.» در ضمن، ترکیب کالباس و چیپس و بادومزمینیِروکشداری که پشتبندش دوغ گازدار رو یکنفس بری بالا بهشدت توصیه میشه.
حانیه واقعاً میتونه پارتنر غذاییِ من باشه. اصلاً عشششش میکنم وقتی تنها کسایی که توی جمع، پیشنهاد غذاها و ترکیبات اجغوجغِ عجیب و بهدور از منطق رو میدن من و اونیم. ترکیب دوتا حانیه هم توصیه میشه. در کل حانیهها خیلی عالین. یکیش خودم. قربون هرچی حانیهخانومیه.
از امتحان امروز اگر جون سالم به در بردم، بعدش سرکار نمیرم و برمیگردم خونه و جوری میخوابم که مرده توی قبر بگه زکی.
«منِفیالحال»
از امتحان امروز اگر جون سالم به در بردم، بعدش سرکار نمیرم و برمیگردم خونه و جوری میخوابم که مرده توی قبر بگه زکی.
هنوز موفق نشدم بخوابم. مردههای توی قبر دارن مسخرهم میکنن. میتونم حسش کنم.
تنها دلیلِ حالِ خوبم اینه که امروز بعد از دوسال یک روزِ نسبتاً سبکتریه برام و تقریباً همهی کارام انجام شدهست و میتونم مدتی رو به یللی تللی بگذرونم. درود بر بیدغدغگیِ موقت.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو اگه خانوادهی معمولیِ به اصطلاح کارمند حالیت میشد حال و روزِ یک خانوادهی معمولیِ به اصطلاح کارمند رو درک میکردی. جون خودم دارم همهی زورمو میزنم حرفی نزنم که وحدتشکنی محسوب شه ولی امیدوارم خدا بست کنه از ریشه که ریشههای زندگیِ ماهارو خشک کردی پسر.