امشب، تنها؛ در مسجدجامعای که کاربریِ اصلیش به کافهگردی تغییر داده شده و متاسفانه انرژیِ مسجدانهش رو از دست داده (ازش گرفتن)
«منِفیالحال»
امشب، تنها؛ در مسجدجامعای که کاربریِ اصلیش به کافهگردی تغییر داده شده و متاسفانه انرژیِ مسجدانهش رو از دست داده (ازش گرفتن)
چرا دستم میلرزه توی فیلما؟ چون همیشهی خدا یه کوله رو دوشمه که هموزنِ خودم توش خرت و پرته.
دوتا بوم خریدم با یه ماژیک، ۲ میلیون. موقع کارت کشیدن کل زندگیم عین فیلم از جلوی چشمام رد میشد و توگویی جان از بدن خارج گشت. معلومه که خدا میرسونه، معلومه این دغدغهم باید رنگ همون باور و عقیدهی سابقم رو داشته باشه، ولی یهچیزی تهِ وجودم دوست داره با نرخنامهی سال ۹۵ خرید کنه و مجبور نشه بابت دوتیکه وسیله میلیونی پول بده.
آقای پزشکیان مارو در اوج جوانی خیلی ناامید و ناراحت کردی. امیدوارم چاییت سرد شه، بینیت کیپ شه و گلوت درد بگیره، به هرکس پیام میدی احساس مزاحمت ازت بچکه و گربههای خیابون بهت محل سگ ندن.
«منِفیالحال»
بزن تو دهنِ کمالگرایی
یک استاد سهرابی میخوام برای کل زندگیم.
از ترندشدنِ چیزهایی که از کودکی باهاشون زندگی کردم، امضای منن و دوستشون دارم؛ بیزارم. از ترند شدنِ چاوشی بیزارم. از ترند شدن رنگ سبز بیزارم. از ترند شدن گلآفتابگردون بیزارم. از ترند شدن خریدِ چیزمیزهای مسخره بیزارم. از ترند شدن چیپس قارچوخامه بیزارم. از ترند شدن نادر ابراهیمی و رضا امیرخانی بیزارم. از ترند شدن بافتنی و هودیِ آلبالویی بیزارم. از ترند شدن کلاً بیزارم. عدهای آدمی که هیچ ایدهای برای استایل و زندگی و سبک فکریشون ندارن و فقط دنبال اینن ببینن الآن چی فراگیر و همهگیر شده. یک مشت پرینتر شدید همتون.
آدمیزاد هزینهی بزرگ شدنِ روح در مقابل حوادث و مشکلاتِ زندگیش رو، با ریزش و سفیدی مو میده. با تنگی نفس، درد قفسهی سینه، درد قلب و معدهدرد میده. با سردرد و سرگیجههای زیاد میده. آدمیزاد بخشِ زیادی از این هزینهرو با جسمش میده.