ناشاهکارترین آدرسِ قرن هم مالِ زهراساداته: «تو اون کوچهی نبش، میای تو، تا آخرررر؛ میرسی به یه “چهار راه طور”، مستقیم میای تو، خونه دوم سمت چپ.»
در ضمن، ترکیب کالباس و چیپس و بادومزمینیِروکشداری که پشتبندش دوغ گازدار رو یکنفس بری بالا بهشدت توصیه میشه.
در ضمن، ترکیب کالباس و چیپس و بادومزمینیِروکشداری که پشتبندش دوغ گازدار رو یکنفس بری بالا بهشدت توصیه میشه.
«منِفیالحال»
ناشاهکارترین آدرسِ قرن هم مالِ زهراساداته: «تو اون کوچهی نبش، میای تو، تا آخرررر؛ میرسی به یه “چهار راه طور”، مستقیم میای تو، خونه دوم سمت چپ.» در ضمن، ترکیب کالباس و چیپس و بادومزمینیِروکشداری که پشتبندش دوغ گازدار رو یکنفس بری بالا بهشدت توصیه میشه.
حانیه واقعاً میتونه پارتنر غذاییِ من باشه. اصلاً عشششش میکنم وقتی تنها کسایی که توی جمع، پیشنهاد غذاها و ترکیبات اجغوجغِ عجیب و بهدور از منطق رو میدن من و اونیم. ترکیب دوتا حانیه هم توصیه میشه. در کل حانیهها خیلی عالین. یکیش خودم. قربون هرچی حانیهخانومیه.
از امتحان امروز اگر جون سالم به در بردم، بعدش سرکار نمیرم و برمیگردم خونه و جوری میخوابم که مرده توی قبر بگه زکی.
«منِفیالحال»
از امتحان امروز اگر جون سالم به در بردم، بعدش سرکار نمیرم و برمیگردم خونه و جوری میخوابم که مرده توی قبر بگه زکی.
هنوز موفق نشدم بخوابم. مردههای توی قبر دارن مسخرهم میکنن. میتونم حسش کنم.
تنها دلیلِ حالِ خوبم اینه که امروز بعد از دوسال یک روزِ نسبتاً سبکتریه برام و تقریباً همهی کارام انجام شدهست و میتونم مدتی رو به یللی تللی بگذرونم. درود بر بیدغدغگیِ موقت.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو اگه خانوادهی معمولیِ به اصطلاح کارمند حالیت میشد حال و روزِ یک خانوادهی معمولیِ به اصطلاح کارمند رو درک میکردی. جون خودم دارم همهی زورمو میزنم حرفی نزنم که وحدتشکنی محسوب شه ولی امیدوارم خدا بست کنه از ریشه که ریشههای زندگیِ ماهارو خشک کردی پسر.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینطوری که پزشکیان سرشو تکون داد فکر کنم وقتِ رزق و روزیِ قشر کانفیگفروش و آغاز کار اداریِ مجلهی بله رسیده. عجالتاً از خودتون یه کپی بگیرید که نسخهی اصلیتون..
اولینباره یکنفر «کاملاً مخصوص» برام سهتار میزنه. سرچ گوگل بنده هماکنون: چگونه شدت خوشآیندی و خوشحالی را در یک پیام حاوی متن (text) انتقال دهیم؟
خیلی دوست دارم پادکستپرسن باشم. مخصوصاً توی حوزهی کتاب. امّا صدای حرف زدن کسیو که میشنوم دوست دارم خرخرهشو شرحهشرحه کنم. مخصوصاً اینایی که صدای گویندگیشون با صدای عادیشون متفاوته و بعد از یه جلسه فن بیان توی کستباکس یه صفحهیشخصی ایجاد کردن. اه خفهشو بذار خودم میخونم روی متن اصلیرو اصلاً.
Every day is autumn
Mohsen Chavoshi
به رسمِ پائیزِ هرسال. لعنت به این دیدار.
تحمل کوچکترین تحقیر کلامی برام سخته و اغلب این مردمِ کودن، خیال میکنند مشکل از امثال منه پس بهمون یه برچسب «حساس» میچسبونن و گذر میکنن و نظری راجع به اون افراد دهنکج و دهندریده ندارند و اتفاقاً با گفتنِ «رُک» و «صریحالکلام» و امثال این صفتها به همین انسانهای کریهالکلام، این حرکت قبیح رو زشتشویی میکنند. زمانهی عجیبیست اسماعیل.
خب شاید مشکل از توعه که اینقدر وقیحانه حرف میزنی و میگی: «من تو دلم چیزی نیست، فقط کمی رُکم.» منم دوست دارم بزنم تو دهنت، چیزی تو دلم نیست فقط کمی قاطعم. بچهپررو.