This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«لبِ ساحل پنجِ صبح»..
«منِفیالحال»
۲۴ آگوست، ساعت ۲۰:۴۰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در آفرینشش هیچچیز ناهمآهنگ نیست.
شکستن را شنیده بودم، بر دیده نه. ندیده بودم. زیر کتفهایش را گرفته بودند. زیر کتفهای کوهرا. کوه از گریه رمق بر جانش نمانده بود. تَرَک برداشته بود. صخرهصخره فرو میریخت امّا، هربار نگاهش میافتاد به تنِ رشیدِ آرام گرفته در خاک؛ آن سروِ خندان و به مأمن رسیده؛ لحظهای چراغ لبخند روی لبهایش روشن میشد. انگار زندگیاش ثمرهای شیرین داده باشد. انگار رسیده باشد به آن نقطه که فخر بورزد به میوهی دلش. انگار که چیزی از دست نداده باشد. انگار که هفتهی بعد، آقا محمدمهدی همراه خانم بچهها از بیمارستان مرخص میشود و با یک جعبه شیرینی در درگاهِ خانه تصویرِ قاب چشمهای پدر باشد. انگار پدر پیشانیاش را ببوسد و بگوید موّید باشی پسرم. عاقبت بهخیر باشی پسرم. پسر امّا عاقبت، شهادت را خواست، و خداوند؛ جواب سروهای خندان را عاشقانه میداد.
Forwarded from رادیات
برای من مهم نیست با قالیباف دشمنی دارید یا چی، نه شخص قالیباف نه هیچکس دیگهای هم تو این نظام برای من مهم نیستن
اما پای نفرتتون و دشمنیتون با قالیباف دارید زیر پوستی کلیت نظام رو زیر سوال میبرید، مردم رو بهش بدبین میکنید و ناامیدی رو بین انقلابیها رواج میدید
اما پای نفرتتون و دشمنیتون با قالیباف دارید زیر پوستی کلیت نظام رو زیر سوال میبرید، مردم رو بهش بدبین میکنید و ناامیدی رو بین انقلابیها رواج میدید
«منِفیالحال»
Mohsen Chavoshi – Doostam Nadareh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رسیدهایم به آنجا که دیگر از غمگین بودنمان هم شرم داریم، انگار باید عذر بخواهیم که هنوز خوب نشدهایم. مگر مارا بر وزنِ طبیعت خلق نکردهاند؟ طبیعت را بنگر؛ شب میآید، میماند، و سرانجام دستش را به سحر میرساند. روز هم جاودانه نیست؛ فرو مینشیند، رنگ میبازد و به تاریکیِ ماقبلش بازمیگردد. در جهان، هیچ روشناییای از شبیدن نمیترسد و هیچ شبی از شاعبههای نورِ طلوع که ابر را پاره میکند و از او عبور میکند. پس چرا در ما، این چرخه از کار افتاده است؟ چرا مدتهاست شب، تنها نیمهی تاریکِ روز نیست و تمامِ روز ماست؟ چرا هر بار که چشم به افق میدوزیم، به جای سپیده، اندکی تیرگیِ دیگر میبینیم؟ چرا این سرمهایِ ممتد، هر لحظه بر پهنهی جانمان گستردهتر میشود، بیآنکه جایی در دوردست، نشانی از روشنشدن آسمان باشد؟ ماه کجای این داستان قرار دارد؟ من هنوز فکر میکنم آنقدرها هم آدمهای بدی نیستیم. شاید فقط زیادی در شب ماندهایم؛ آنقدر که یادمان رفته تاریکی هرچهقدر هم کشدار، سرنوشتِ آسمان نیست.
یه حسی که نمیتونم اثباتش کنم بهم میگه بلو هم همسرنوشت با میلیگلد میشه.
| عَهدِ آدَمْ |
جمع نقیضین، محال است./
پزشکیان واقعاً عجیبه. شبیه این دختراییه که توی اینستا کلیپ میسازن با کپشنِ «من همونیام که به هیچپلنی نه نمیگم»
«منِفیالحال»
Mohsen Chavoshi – Jomee
حال و روزم جمعهها، از خودِ جمعه غمانگیزتره..
«منِفیالحال»
در آفرینشش هیچچیز ناهمآهنگ نیست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزِ جمعه و آگای مانتیسِ ناراحت.