حملات زنجیرهای در سیستان و بلوچستان و شکلگیری ائتلاف گروههای مسلح، پرسش از اهداف و مشروعیت سیاسی آنان را برجسته کرده است. توان نظامی، حق نمایندگی نمیآورد. دفاع از حقوق اقوام باید با حفظ یکپارچگی ایران، حاکمیت غیرنظامی و پاسخگویی همراه باشد.
👍161❤21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام حمیدرضا حسینیپور با انتشار ویدئویی از ۹ گل، از ۹ ماه دوری پسرش یاد کرده است؛ به یاد ۹ ماهی که چشمانتظار تولد او بود و در برابر ۹ ماهی که با دلتنگیِ نبودنش گذشته است.
جاویدنام حمیدرضا حسینیپور، ۲۹ ساله و اهل شیراز، روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی از پشت جان باخت.
پیکر او در آرامستان کشن شیراز به خاک سپرده شد.
جاویدنام حمیدرضا حسینیپور، ۲۹ ساله و اهل شیراز، روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی از پشت جان باخت.
پیکر او در آرامستان کشن شیراز به خاک سپرده شد.
💔168🕊28
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام بابک صادقی محسنی در ویدئویی با ۹ سیب، یاد ۹ ماه انتظار برای تولد پسرش را در نهمین ماه دوری از او زنده کرده و نوشته است: «نُه ماه است که تو را از من گرفتهاند، اما هنوز نتوانستهاند ایمانم را به راهت بگیرند.»
جاویدنام بابک صادقی محسنی، ۳۱ ساله، متولد کرج و ساکن همدان، روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در تهرانپارس، با شلیک مستقیم گلولهٔ جنگی نیروهای حکومتی به سرش جان باخت. پیکر او پنج روز بعد، در ۲۴ دیماه، تحت تدابیر شدید امنیتی و با حضور محدود خانواده و نزدیکان به خاک سپرده شد.
بابک طبیعتگرد، کوهنورد و عاشق موسیقی بود.
«خیرهام به قاصدک که پس از مرگ به راه میافتد»؛ جملهای که با نام و یاد بابک گره خورده است.
جاویدنام بابک صادقی محسنی، ۳۱ ساله، متولد کرج و ساکن همدان، روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در تهرانپارس، با شلیک مستقیم گلولهٔ جنگی نیروهای حکومتی به سرش جان باخت. پیکر او پنج روز بعد، در ۲۴ دیماه، تحت تدابیر شدید امنیتی و با حضور محدود خانواده و نزدیکان به خاک سپرده شد.
بابک طبیعتگرد، کوهنورد و عاشق موسیقی بود.
«خیرهام به قاصدک که پس از مرگ به راه میافتد»؛ جملهای که با نام و یاد بابک گره خورده است.
❤163🕊22
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام ستاره رفیعی، ۱۹ ساله، روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در نارمک تهران، با شلیک مستقیم گلولهٔ نیروهای حکومتی به سرش جان باخت.
بنا بر روایت منتشرشده، ستاره پیش از رفتن به خانوادهاش گفته بود: «دوستام میگن دارن بچهها رو میکشن، من باید برم.»خانوادهاش پس از ساعتها جستوجو و بیخبری، پیکر او را در میان پیکرهای منتقلشده به حیاط بیمارستان الغدیر پیدا کردند.
پیکر جاویدنام ستاره رفیعی در آرامستان بهشتزهرای تهران، قطعهٔ ۸۴، ردیف ۱۹، شمارهٔ ۳۰ به خاک سپرده شد.
بنا بر روایت منتشرشده، ستاره پیش از رفتن به خانوادهاش گفته بود: «دوستام میگن دارن بچهها رو میکشن، من باید برم.»خانوادهاش پس از ساعتها جستوجو و بیخبری، پیکر او را در میان پیکرهای منتقلشده به حیاط بیمارستان الغدیر پیدا کردند.
پیکر جاویدنام ستاره رفیعی در آرامستان بهشتزهرای تهران، قطعهٔ ۸۴، ردیف ۱۹، شمارهٔ ۳۰ به خاک سپرده شد.
❤211🕊28
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران از نگاه جهان: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵
❤71👍24
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام طاها صادقی گزنی، ۱۷ ساله، دانشآموز و ساکن فاز ۳ اندیشه، شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در چهارراه میلاد اندیشه، هنگام کمک به مجروحان هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان باخت. طاها همراه برادرش تلاش میکرد یک مادر و دختر مجروح را از میان جمعیت خارج کند که تکتیراندازی مستقر بر فراز پاساژ میلاد به او شلیک کرد. برادرش او را به بیمارستان نور اندیشه رساند، اما طاها زنده نماند.
به گفتهٔ خانواده، از ساعت هشتونیم شب تا چهارونیم صبح به آنان گفته میشد طاها در اتاق عمل است، در حالی که پیکرش به کهریزک منتقل شده بود. دو روز بعد، پیکر او را با گرفتن تعهد کتبی مبنی بر شکایتنکردن از هیچ نهادی تحویل دادند. طاها در رودبار، کنار مادربزرگش به خاک سپرده شد.
طاها سهتار مینواخت، آواز سنتی میخواند و دیپلم زبان داشت. طاها ۲۰ روز پیش از تولد ۱۸سالگیاش جان باخت؛ خانوادهاش زادروز او را کنار مزارش گرامی داشتند.
خواهر جاویدنام طاها صادقی گزنی، نه ماه پس از جانباختن برادرش نوشت: «همیشه با مامان میخوندی و صدای آوازتون خونه رو پر میکرد. حالا آوازهای مامان دیگه همصدایی نداره… حالا مامان تنها میخونه؛ برای تو، برای دلتنگی تو.»
به گفتهٔ خانواده، از ساعت هشتونیم شب تا چهارونیم صبح به آنان گفته میشد طاها در اتاق عمل است، در حالی که پیکرش به کهریزک منتقل شده بود. دو روز بعد، پیکر او را با گرفتن تعهد کتبی مبنی بر شکایتنکردن از هیچ نهادی تحویل دادند. طاها در رودبار، کنار مادربزرگش به خاک سپرده شد.
طاها سهتار مینواخت، آواز سنتی میخواند و دیپلم زبان داشت. طاها ۲۰ روز پیش از تولد ۱۸سالگیاش جان باخت؛ خانوادهاش زادروز او را کنار مزارش گرامی داشتند.
خواهر جاویدنام طاها صادقی گزنی، نه ماه پس از جانباختن برادرش نوشت: «همیشه با مامان میخوندی و صدای آوازتون خونه رو پر میکرد. حالا آوازهای مامان دیگه همصدایی نداره… حالا مامان تنها میخونه؛ برای تو، برای دلتنگی تو.»
💔171❤57