💠 طرح ترافیک، بلای جان بافت تاریخی تهران
تقریبا سرتاسر بافت تاریخی تهران که به طورعمده شامل پهنه حصار شاه تهماسبی و پهنه دارالخلافه ناصری است، در محدوده طرح ترافیک قرار دارد و عبور و مرور خودروهای شخصی در آن با محدودیتهای وسیع روبروست. ایجاد محدوده طرح ترافیک با این هدف صورت گرفته است که مرکز شهر تهران از هجوم خودروها و در نتیجه آلودگی هوا تا حدودی مصون بماند. با این حال، بارگذاریهای سنگینی که از طریق گسترش بازار و ساخت مجتمعهای بزرگ تجاری در مرکز تاریخی تهران انجام گرفته (وهمچنان ادامه دارد)، تقاضای تردد در این محدوده را افزایش داده است. در این شرایط، طرح ترافیک نه تنها گرهی از کار مرکز شهر نگشوده، بلکه خود به یکی از معضلات آن بدل شده است. مهمترین آسیبهای طرح ترافیک برای این محدوده را میتوان به شرح زیر برشمرد:
1️⃣ طرح ترافیک محدودیتهای زیادی را برای تردد ساکنان بافت تاریخی که بسیاریشان از خانوادههای اصیل تهرانی هستند و در این شهر حق آب و گل دارند، بوجود آورده و با کاهش ارزش املاک مسکونی، زمینه کوچ آنها به سایر نقاط شهر را فراهم کرده است. نیاز به یادآوری نیست که بافت تاریخی بدون وجود ساکنان بومی، خالی از روح زندگی است و کالبد آن حتی اگر حفظ شود، ارزش و معنای چندانی ندارد.
2️⃣ در شرایطی که موتورسیکلتها از دایره شمول طرح ترافیک خارج شدهاند، هم ساکنان بافت تاریخی، هم صاحبان کسب و کارها، و هم گروه زیادی از شهروندان که برای رفع نیازهای خود ناگزیر به تردد در این محدوده هستند، به استفاده از موتورسیکلت روی آوردهاند. بیشتر این موتورسیکلتها نسبت به خودروهای سواری (حتی بیکیفیتترین آنها) آلودگی بیشتری تولید میکنند و از نظر ایجاد آلودگی صوتی نیز در صدر وسایل نقلیه قرار میگیرند؛ چندانکه صدای ناهنجار موتورسیکلت در همه معابر بافت تاریخی، گاه تا نیمههای شب ادامه دارد و به کابوس شبانه روز ساکنان این محدوده تبدیل شده است.
از این گذشته، موتورسواران به علت کوچکی و قدرت مانور این وسیله نقلیه، تخلفات بیشتری را نسبت به رانندگان خودروهای سواری مرتکب میشوند و به تَبَع، نابهسامانی و آشفتگی در بافت تاریخی را تشدید کردهاند. در نتیجه، موتورسیکلت به اصلیترین عامل ناامنی روانی در بافت تاریخی تبدیل شده و فلسفه طرح ترافیک، یعنی کاهش آلودگی هوا در مرکز شهر را از اساس به چالش کشیده است.
3️⃣ با توجه به استقرار و توسعه بازارهای بزرگ در محدوده بافت تاریخی (بازار لوازم خانگی، بازار پارچه و پرده، بازار لاستیک و لوازم یدکی خودرو، بازار ابزار و یراق آلات، بازار لوستر و کالای الکتریک، بازار موبایل و لوازم الکترونیکی، بازار پوشاک و...) و در عین حال، منع تردد خودورها در روزهای غیرتعطیل، شمار زیادی از شهروندان تهرانی در روزهای پایان هفته با خودروهای شخصی به سوی بازارهای یادشده سرازیر میشوند. بنابراین، بافت تاریخی که طی هفته روزهای شلوغی را سپری میکند، در روزهای جمعه نیز به نوع دیگری شاهد شلوغی و ازدحام و آلودگی و سر و صداست. در واقع، مفهوم و ثمرات تعطیلی روزهای آخر هفته برای بافت تاریخی از میان رفته است و این محدوده در هیچ روزی امکان تنفس ندارد.
4️⃣ در سالهای اخیر، شهرداری تهران برای جلوگیری از ورود خودروهای فاقد مجوز به محدوده طرح ترافیک، دوربینهای زیادی را در مبادی این محدوده نصب کرده است. این دوربینها و نیز تابلوهای هشدار دهنده مرتبط، اغتشاش بصری قابل توجهی را در بافت تاریخی ایجاد و در موارد متعدد، منظر تاریخی – فرهنگی بناها را مخدوش کردهاند.
با این وصف، بیراه نیست اگر بگوییم که اعمال طرح ترافیک در بافت تاریخی به شکل فعلی، یکی از عوامل مهم تباهی این پهنه ارزشمند شهری است و تا زمانی که این عامل مخرب مهار نشود، هر اقدامی برای حفظ و احیای بافت تاریخی ابتر خواهد ماند. شاید لازم باشد مدیریت بافت تاریخی علاوه بر معاونت شهرسازی و معماری در معاونت حمل و نقل ترافیک نیز مستقر شود؛ زیرا پذیرفته نیست که یک یا چند معاونت شهرداری، اقداماتی را برای بهبود اوضاع بافت تاریخی تهران به انجام رسانند و معاونتی دیگر، با تداوم سیاستهایی که بیفایدگی آنها در عمل روشن شده است، در مقام خنثی کننده آن اقدامات ظاهر شود.
ناگفته نماند که لغو طرح ترافیک نیز به نوبه خود میتواند پدیدآورنده آسیبهای دیگری برای بافت تاریخی باشد اما چنان که گفته شد، شیوه کنونی اعمال آن - که به یک عادت برای شهرداری تهران تبدیل شده است - قابل تداوم نخواهد بود.
🔺منتشر شده در خبرگزاری ایلنا، 30 آبان 96
http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-561246
تقریبا سرتاسر بافت تاریخی تهران که به طورعمده شامل پهنه حصار شاه تهماسبی و پهنه دارالخلافه ناصری است، در محدوده طرح ترافیک قرار دارد و عبور و مرور خودروهای شخصی در آن با محدودیتهای وسیع روبروست. ایجاد محدوده طرح ترافیک با این هدف صورت گرفته است که مرکز شهر تهران از هجوم خودروها و در نتیجه آلودگی هوا تا حدودی مصون بماند. با این حال، بارگذاریهای سنگینی که از طریق گسترش بازار و ساخت مجتمعهای بزرگ تجاری در مرکز تاریخی تهران انجام گرفته (وهمچنان ادامه دارد)، تقاضای تردد در این محدوده را افزایش داده است. در این شرایط، طرح ترافیک نه تنها گرهی از کار مرکز شهر نگشوده، بلکه خود به یکی از معضلات آن بدل شده است. مهمترین آسیبهای طرح ترافیک برای این محدوده را میتوان به شرح زیر برشمرد:
1️⃣ طرح ترافیک محدودیتهای زیادی را برای تردد ساکنان بافت تاریخی که بسیاریشان از خانوادههای اصیل تهرانی هستند و در این شهر حق آب و گل دارند، بوجود آورده و با کاهش ارزش املاک مسکونی، زمینه کوچ آنها به سایر نقاط شهر را فراهم کرده است. نیاز به یادآوری نیست که بافت تاریخی بدون وجود ساکنان بومی، خالی از روح زندگی است و کالبد آن حتی اگر حفظ شود، ارزش و معنای چندانی ندارد.
2️⃣ در شرایطی که موتورسیکلتها از دایره شمول طرح ترافیک خارج شدهاند، هم ساکنان بافت تاریخی، هم صاحبان کسب و کارها، و هم گروه زیادی از شهروندان که برای رفع نیازهای خود ناگزیر به تردد در این محدوده هستند، به استفاده از موتورسیکلت روی آوردهاند. بیشتر این موتورسیکلتها نسبت به خودروهای سواری (حتی بیکیفیتترین آنها) آلودگی بیشتری تولید میکنند و از نظر ایجاد آلودگی صوتی نیز در صدر وسایل نقلیه قرار میگیرند؛ چندانکه صدای ناهنجار موتورسیکلت در همه معابر بافت تاریخی، گاه تا نیمههای شب ادامه دارد و به کابوس شبانه روز ساکنان این محدوده تبدیل شده است.
از این گذشته، موتورسواران به علت کوچکی و قدرت مانور این وسیله نقلیه، تخلفات بیشتری را نسبت به رانندگان خودروهای سواری مرتکب میشوند و به تَبَع، نابهسامانی و آشفتگی در بافت تاریخی را تشدید کردهاند. در نتیجه، موتورسیکلت به اصلیترین عامل ناامنی روانی در بافت تاریخی تبدیل شده و فلسفه طرح ترافیک، یعنی کاهش آلودگی هوا در مرکز شهر را از اساس به چالش کشیده است.
3️⃣ با توجه به استقرار و توسعه بازارهای بزرگ در محدوده بافت تاریخی (بازار لوازم خانگی، بازار پارچه و پرده، بازار لاستیک و لوازم یدکی خودرو، بازار ابزار و یراق آلات، بازار لوستر و کالای الکتریک، بازار موبایل و لوازم الکترونیکی، بازار پوشاک و...) و در عین حال، منع تردد خودورها در روزهای غیرتعطیل، شمار زیادی از شهروندان تهرانی در روزهای پایان هفته با خودروهای شخصی به سوی بازارهای یادشده سرازیر میشوند. بنابراین، بافت تاریخی که طی هفته روزهای شلوغی را سپری میکند، در روزهای جمعه نیز به نوع دیگری شاهد شلوغی و ازدحام و آلودگی و سر و صداست. در واقع، مفهوم و ثمرات تعطیلی روزهای آخر هفته برای بافت تاریخی از میان رفته است و این محدوده در هیچ روزی امکان تنفس ندارد.
4️⃣ در سالهای اخیر، شهرداری تهران برای جلوگیری از ورود خودروهای فاقد مجوز به محدوده طرح ترافیک، دوربینهای زیادی را در مبادی این محدوده نصب کرده است. این دوربینها و نیز تابلوهای هشدار دهنده مرتبط، اغتشاش بصری قابل توجهی را در بافت تاریخی ایجاد و در موارد متعدد، منظر تاریخی – فرهنگی بناها را مخدوش کردهاند.
با این وصف، بیراه نیست اگر بگوییم که اعمال طرح ترافیک در بافت تاریخی به شکل فعلی، یکی از عوامل مهم تباهی این پهنه ارزشمند شهری است و تا زمانی که این عامل مخرب مهار نشود، هر اقدامی برای حفظ و احیای بافت تاریخی ابتر خواهد ماند. شاید لازم باشد مدیریت بافت تاریخی علاوه بر معاونت شهرسازی و معماری در معاونت حمل و نقل ترافیک نیز مستقر شود؛ زیرا پذیرفته نیست که یک یا چند معاونت شهرداری، اقداماتی را برای بهبود اوضاع بافت تاریخی تهران به انجام رسانند و معاونتی دیگر، با تداوم سیاستهایی که بیفایدگی آنها در عمل روشن شده است، در مقام خنثی کننده آن اقدامات ظاهر شود.
ناگفته نماند که لغو طرح ترافیک نیز به نوبه خود میتواند پدیدآورنده آسیبهای دیگری برای بافت تاریخی باشد اما چنان که گفته شد، شیوه کنونی اعمال آن - که به یک عادت برای شهرداری تهران تبدیل شده است - قابل تداوم نخواهد بود.
🔺منتشر شده در خبرگزاری ایلنا، 30 آبان 96
http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-561246
خبرگزاری ایلنا
طرح ترافیک، بلای جان بافت تاریخی تهران
اعمال طرح ترافیک در بافت تاریخی به شکل فعلی، یکی از عوامل مهم تباهی این پهنه ارزشمند شهری است و تا زمانی که این عامل مخرب مهار نشود، هر اقدامی برای حفظ و احیای بافت تاریخی ابتر خواهد ماند.
نشست «معماری و فرهنگ»
سخنران: #فرهاداحمدی
برگزارکننده: #گروهمطالعاتمعماری
زمان: چهارشنبه ۸ آذر
ساعت: ۱۰ تا ۱۲
مکان: دانشگاهتهران، هنرهایزیبا، سالن هنرهایتجسمی
سخنران: #فرهاداحمدی
برگزارکننده: #گروهمطالعاتمعماری
زمان: چهارشنبه ۸ آذر
ساعت: ۱۰ تا ۱۲
مکان: دانشگاهتهران، هنرهایزیبا، سالن هنرهایتجسمی
Forwarded from Kayoumars Irandoost
🔴 نیاز به نگرش و اندیشه بلندمدت
♦️ راهنمای متفاوت برای زلزله (روزنامه دنیای اقتصاد؛ ۱۳۹۶/۹/۲)
👈کیومرث ایراندوست / عضو هیات علمی دانشگاه کردستان
🔻۱- در دیماه سال ۱۳۸۲ در رویداد تلخ زمینلرزه بم، به همراه شماری از همکاران در سازمان شهرداریهای کشور برای کمکرسانی و هماهنگی به بم رفتیم. درگیرودار و آشفتگی، کوشش شد بخشی از روند و چالشهای مدیریت بحران در چند روز نخست مستندسازی شود. چکیده آن کار، جدول سادهای شد که نشان میداد در ده روز نخست پس از زمینلرزه، مهمترین نیازها و برجستهترین اولویتها در شهر چه بوده است.
این جدول سپس با نظرخواهی از همکاران و دوستانی دیگر که در آن ۱۰۰ روز در بم بودند تا اندازهای کامل شد. فهرست روزانه نیازها نشان میداد که روز نخست مواردی چون رساندن نیروی امداد، آشکار کردن اندازه و گستره زیان یا روز دوم جابهجایی مجروحان، فراهم کردن کفن و خاکسپاری پیکرها، فراهم کردن خوراک و آب و به همین ترتیب نیازهای روزهای پسین چه بوده است. در آن هنگام ویرایش نخستین این گزارش در ویژهنامه ماهنامه شهرداریها چاپ شد و ویرایش تکمیلشده آن به سازمان مدیریت بحران فرستاده شد. در زمینلرزه کرمانشاه به یاد آن گزارش ساده افتادم و دوباره خواندن آن برایم بسیار جالب بود، چنانکه میتوانست راهنمای کارآمدی برای ساماندهی روند مدیریت بحران باشد. چالشها کموبیش یکی بود، شکلگیری رفتهرفتهای پیشامدهایی چون نیاز به ابزار و خون و آب و کلنگ تا امنیت مکان و نیازهایی چون توالت و حمام یا گردآوری آشغال مکان و مشکلات زیست محیطی تا مشاورههای روانشناختی پس از بازگشت به رویه بهنجار و آرام شدن اوضاع و ازایندست موارد. افسوس آن فهرست ساده و دهها تجربه دیگر را فراموش کردیم، تا همچون همیشه از نو تجربه کنیم. شاید نیاز باشد به این پرسش پاسخ دهیم که از زمین لرزه بم تا کرمانشاه، پس از چهارده سال، در بهبود زیستگاهها و مدیریت بحران چه دستاوردی داشته ایم و آیا روند کارها در این زمینه تغییری داشته است؟
🔻۲- از زنجیره زمینلرزههای بزرگ ایران طبس، رودبار و منجیل و بم را بهخوبی به یاد دارم؛ اخبار زمینلرزه طبس تنها از راه تلویزیون و رادیو و چند روزنامه پیگیری میشد؛ در رودبار و منجیل نیز کموبیش چنین وضعی بود با اندکی بهبود کیفی خبررسانی و سرعت انتقال اخبار، اما در زمینلرزه بم اینترنت وارد میدان شده بود و دگرگونیای شگرف در ارتباط و آگاهیرسانی را نوید داد؛ اما این نوآوری در زمینلرزه کرمانشاه شگفتی آفرید؛ هر شهروند، هر امدادگر و هر زلزلهزده یک خبررسان ملی و جهانی بود و نقشی بینظیر در بسیج همگانی و رهنمود کمکها داشت. در چند ساعت نخست گستره و حتی برآورد چندوچون زیان در فضای مجازی انجام شد. پیامهای رسیده از روستاها و شهرها بهخوبی گستره آسیب را روشن کرد و با روشن شدن هوا نخستین داوطلبها و برخی بستگان به روستاها رسیده بودند؛ حتی پیش از آنکه مدیریت بحران خود را سازماندهی کند. باوجود انتقادات گوناگون، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی بهویژه تلگرام همچون یک ظرفیت بیهمتا و تاریخی نمودار شد، بیگمان نقش آن در برانگیختن افکار عمومی و همیاری همگانی روشن و شگفتآور بود. از رساندن درخواست یاری زلزلهزدگان تا شماره حساب سرمایههای نمادین این مرز و بوم و تا رساندن سریع پیام سپاس مردم منطقه به سراسر ایران.
🔻۳- افزون بر تلگرام، همیاری و مشارکت نیز معجزه کرد، این مشارکت و همیاری ملی تاریخی و بیهمتا و آزمون نوینی بود، بهگونهای که هم زلزلهزدگان و هم دیگر مردم را به ستایش واداشت. اندازه کمکها، حضور خودجوش مردم و بسیاری رویدادهای دیگر همگان را شگفتزده کرد. همیاری ملی بیمانندی که بسیاری از آن درس گرفتند. به گفته یک سایت محلی سیل محبتی که آوار بلا را شست. بهدرستی این بار ملت حق برادری را بهجای آورد.
ادامه در پست بعدی ... 👇
🔴 نیاز به نگرش و اندیشه بلندمدت
♦️ راهنمای متفاوت برای زلزله (روزنامه دنیای اقتصاد؛ ۱۳۹۶/۹/۲)
👈کیومرث ایراندوست / عضو هیات علمی دانشگاه کردستان
.... ادامه 👇
♦️ راهنمای متفاوت برای زلزله (روزنامه دنیای اقتصاد؛ ۱۳۹۶/۹/۲)
👈کیومرث ایراندوست / عضو هیات علمی دانشگاه کردستان
🔻۱- در دیماه سال ۱۳۸۲ در رویداد تلخ زمینلرزه بم، به همراه شماری از همکاران در سازمان شهرداریهای کشور برای کمکرسانی و هماهنگی به بم رفتیم. درگیرودار و آشفتگی، کوشش شد بخشی از روند و چالشهای مدیریت بحران در چند روز نخست مستندسازی شود. چکیده آن کار، جدول سادهای شد که نشان میداد در ده روز نخست پس از زمینلرزه، مهمترین نیازها و برجستهترین اولویتها در شهر چه بوده است.
این جدول سپس با نظرخواهی از همکاران و دوستانی دیگر که در آن ۱۰۰ روز در بم بودند تا اندازهای کامل شد. فهرست روزانه نیازها نشان میداد که روز نخست مواردی چون رساندن نیروی امداد، آشکار کردن اندازه و گستره زیان یا روز دوم جابهجایی مجروحان، فراهم کردن کفن و خاکسپاری پیکرها، فراهم کردن خوراک و آب و به همین ترتیب نیازهای روزهای پسین چه بوده است. در آن هنگام ویرایش نخستین این گزارش در ویژهنامه ماهنامه شهرداریها چاپ شد و ویرایش تکمیلشده آن به سازمان مدیریت بحران فرستاده شد. در زمینلرزه کرمانشاه به یاد آن گزارش ساده افتادم و دوباره خواندن آن برایم بسیار جالب بود، چنانکه میتوانست راهنمای کارآمدی برای ساماندهی روند مدیریت بحران باشد. چالشها کموبیش یکی بود، شکلگیری رفتهرفتهای پیشامدهایی چون نیاز به ابزار و خون و آب و کلنگ تا امنیت مکان و نیازهایی چون توالت و حمام یا گردآوری آشغال مکان و مشکلات زیست محیطی تا مشاورههای روانشناختی پس از بازگشت به رویه بهنجار و آرام شدن اوضاع و ازایندست موارد. افسوس آن فهرست ساده و دهها تجربه دیگر را فراموش کردیم، تا همچون همیشه از نو تجربه کنیم. شاید نیاز باشد به این پرسش پاسخ دهیم که از زمین لرزه بم تا کرمانشاه، پس از چهارده سال، در بهبود زیستگاهها و مدیریت بحران چه دستاوردی داشته ایم و آیا روند کارها در این زمینه تغییری داشته است؟
🔻۲- از زنجیره زمینلرزههای بزرگ ایران طبس، رودبار و منجیل و بم را بهخوبی به یاد دارم؛ اخبار زمینلرزه طبس تنها از راه تلویزیون و رادیو و چند روزنامه پیگیری میشد؛ در رودبار و منجیل نیز کموبیش چنین وضعی بود با اندکی بهبود کیفی خبررسانی و سرعت انتقال اخبار، اما در زمینلرزه بم اینترنت وارد میدان شده بود و دگرگونیای شگرف در ارتباط و آگاهیرسانی را نوید داد؛ اما این نوآوری در زمینلرزه کرمانشاه شگفتی آفرید؛ هر شهروند، هر امدادگر و هر زلزلهزده یک خبررسان ملی و جهانی بود و نقشی بینظیر در بسیج همگانی و رهنمود کمکها داشت. در چند ساعت نخست گستره و حتی برآورد چندوچون زیان در فضای مجازی انجام شد. پیامهای رسیده از روستاها و شهرها بهخوبی گستره آسیب را روشن کرد و با روشن شدن هوا نخستین داوطلبها و برخی بستگان به روستاها رسیده بودند؛ حتی پیش از آنکه مدیریت بحران خود را سازماندهی کند. باوجود انتقادات گوناگون، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی بهویژه تلگرام همچون یک ظرفیت بیهمتا و تاریخی نمودار شد، بیگمان نقش آن در برانگیختن افکار عمومی و همیاری همگانی روشن و شگفتآور بود. از رساندن درخواست یاری زلزلهزدگان تا شماره حساب سرمایههای نمادین این مرز و بوم و تا رساندن سریع پیام سپاس مردم منطقه به سراسر ایران.
🔻۳- افزون بر تلگرام، همیاری و مشارکت نیز معجزه کرد، این مشارکت و همیاری ملی تاریخی و بیهمتا و آزمون نوینی بود، بهگونهای که هم زلزلهزدگان و هم دیگر مردم را به ستایش واداشت. اندازه کمکها، حضور خودجوش مردم و بسیاری رویدادهای دیگر همگان را شگفتزده کرد. همیاری ملی بیمانندی که بسیاری از آن درس گرفتند. به گفته یک سایت محلی سیل محبتی که آوار بلا را شست. بهدرستی این بار ملت حق برادری را بهجای آورد.
ادامه در پست بعدی ... 👇
🔴 نیاز به نگرش و اندیشه بلندمدت
♦️ راهنمای متفاوت برای زلزله (روزنامه دنیای اقتصاد؛ ۱۳۹۶/۹/۲)
👈کیومرث ایراندوست / عضو هیات علمی دانشگاه کردستان
.... ادامه 👇
Forwarded from Kayoumars Irandoost
🔻۴- در سال ۱۳۹۰ در چارچوب یک برنامه در زمینه بهسازی سکونتگاههای غیررسمی به همراه چند همکار بزرگوار به محله منبع آب اهواز رفته بودیم. پس از دیدار، نخستین سفارشِ جمعی، زدایش خطر یا جابهجایی برخی خانههای محله بود. چنین کاری انجام نگرفت، مهرماه امسال خبر ناگوار ریزش سنگ و کشته شدن و آسیب دیدن چند هممیهن برای ما یادآوری تلخ بود. این زمینلرزه نیز بار دیگر نشان داد که در بلایای طبیعی تهیدستان بیشتر از دیگر گروههای اجتماعی آسیبپذیرند.
تهیدستان روستایی و شهری در ناایمنترین فضاها و مسکنها زندگی میکنند و حتی در جایی که برایشان مسکنی رسمی برپا کردهایم، با ایمنی کافی برای زیستی آسوده همراه نیست. آسیب رویدادهایی چون زمینلرزه و سیل و رانش و خشکسالی و برخی پدیدههای ساخته دست انسان در زندگی فقرا بسیار گستردهتر و ژرفتر است، بهراستی اثرات یک زمینلرزه ۳/ ۷ ریشتری برای تهیدستان و توانگران یکسان نبود. از اینگونه رخدادها در این کشور فراوان است. در این زمینه نیاز به یک رویکرد ملی است و باید به این پرسش پاسخ دهیم که در چنین سرزمین پربلای طبیعی و انسانی، سیاست ملی ما برای کاهش آسیبپذیری تهیدستان در برابر این پدیدهها چیست؟
🔻۵- این زلزله یادآوری دوباره این نکته بود که ما بیشازپیش مردمانی با «نگرش کوتاهمدت» شدهایم. نگرش کوتاهمدت در ابعاد فردی و اجتماعی به معنی برتری اهداف کوتاه و حتی روزانه و نبود راهبرد بلندمدت در تمام جنبهها است. نگرش کوتاه مدت در اجتماع، سیاست، اقتصاد، مدیریت و تمام جوانب زندگی ما پررنگتر شده است که ریشههای آن را میتوان در عرصههای گوناگون بهویژه نظام تربیتی و خانواده جستوجو کرد. این نگرش با بسیاری از چالشهای کنونی کشور و پرسمان توسعه پیوند ژرفی یافته است؛ خشک شدن بختگان، روند روبه خشکی دریاچه ارومیه، آبهای زیرزمینی، ریز گردها، رودخانهها، پسرفت جنگل و پوشش گیاهی،تصادفات رانندگی و آلودگی هوا و از این دست موارد هیچیک بحران و آسیبی کمتر از زمینلرزه کرمانشاه نیست، اما چون مقیاس دگرگونی بلندمدت است، نه آن را میبینیم و نه به یاری میهن میشتابیم. در سویههای اجتماعی نیز میتوان صدها نمونه از این نوع نگرش یافت که هنگامیکه به یکرویه همگانی و فراگیر در عرصهها و حوزههای گوناگون تبدیل شوند هر یک خود بحران هستند. شاید فراگیر شدن نگرش کوتاهمدت را بتوان همانند ویژگیهایی چون اولویت امور شخصی و کمارزش دانستن امور جمعی نو، کوشش برای دستاوردهای فردی بهجای جمعی و فردمداری بهجای گروهمحوری، رواج فرهنگ شفاهی به جای نوشتاری، تکیه بر کنشهای احساسی بهجای عقلانی و ناتوانی تعامل در عرصههای فردی و اجتماعی را میوههای یک نظام آموزشی تهی شده از تربیت دانست.
🔶کوتاه سخن اینکه برای زندگی بهتر در سرزمینی که همراه با فراوانی منابع و نعمت، از بلاخیزترین سرزمینها است، برای داشتن زیستگاهی پایدارتر و تابآوری بیشتر، برای توسعه ملی و نیز برای مدیریت بحران نیازمند تغییر نگرش و سیاستگذاری راهبردی و دید بلندمدتتر هستیم.
🔵لینک مطلب در روزنامه دنیای اقتصاد:
http://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3318123
تهیدستان روستایی و شهری در ناایمنترین فضاها و مسکنها زندگی میکنند و حتی در جایی که برایشان مسکنی رسمی برپا کردهایم، با ایمنی کافی برای زیستی آسوده همراه نیست. آسیب رویدادهایی چون زمینلرزه و سیل و رانش و خشکسالی و برخی پدیدههای ساخته دست انسان در زندگی فقرا بسیار گستردهتر و ژرفتر است، بهراستی اثرات یک زمینلرزه ۳/ ۷ ریشتری برای تهیدستان و توانگران یکسان نبود. از اینگونه رخدادها در این کشور فراوان است. در این زمینه نیاز به یک رویکرد ملی است و باید به این پرسش پاسخ دهیم که در چنین سرزمین پربلای طبیعی و انسانی، سیاست ملی ما برای کاهش آسیبپذیری تهیدستان در برابر این پدیدهها چیست؟
🔻۵- این زلزله یادآوری دوباره این نکته بود که ما بیشازپیش مردمانی با «نگرش کوتاهمدت» شدهایم. نگرش کوتاهمدت در ابعاد فردی و اجتماعی به معنی برتری اهداف کوتاه و حتی روزانه و نبود راهبرد بلندمدت در تمام جنبهها است. نگرش کوتاه مدت در اجتماع، سیاست، اقتصاد، مدیریت و تمام جوانب زندگی ما پررنگتر شده است که ریشههای آن را میتوان در عرصههای گوناگون بهویژه نظام تربیتی و خانواده جستوجو کرد. این نگرش با بسیاری از چالشهای کنونی کشور و پرسمان توسعه پیوند ژرفی یافته است؛ خشک شدن بختگان، روند روبه خشکی دریاچه ارومیه، آبهای زیرزمینی، ریز گردها، رودخانهها، پسرفت جنگل و پوشش گیاهی،تصادفات رانندگی و آلودگی هوا و از این دست موارد هیچیک بحران و آسیبی کمتر از زمینلرزه کرمانشاه نیست، اما چون مقیاس دگرگونی بلندمدت است، نه آن را میبینیم و نه به یاری میهن میشتابیم. در سویههای اجتماعی نیز میتوان صدها نمونه از این نوع نگرش یافت که هنگامیکه به یکرویه همگانی و فراگیر در عرصهها و حوزههای گوناگون تبدیل شوند هر یک خود بحران هستند. شاید فراگیر شدن نگرش کوتاهمدت را بتوان همانند ویژگیهایی چون اولویت امور شخصی و کمارزش دانستن امور جمعی نو، کوشش برای دستاوردهای فردی بهجای جمعی و فردمداری بهجای گروهمحوری، رواج فرهنگ شفاهی به جای نوشتاری، تکیه بر کنشهای احساسی بهجای عقلانی و ناتوانی تعامل در عرصههای فردی و اجتماعی را میوههای یک نظام آموزشی تهی شده از تربیت دانست.
🔶کوتاه سخن اینکه برای زندگی بهتر در سرزمینی که همراه با فراوانی منابع و نعمت، از بلاخیزترین سرزمینها است، برای داشتن زیستگاهی پایدارتر و تابآوری بیشتر، برای توسعه ملی و نیز برای مدیریت بحران نیازمند تغییر نگرش و سیاستگذاری راهبردی و دید بلندمدتتر هستیم.
🔵لینک مطلب در روزنامه دنیای اقتصاد:
http://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3318123
روزنامه دنیای اقتصاد
راهنمای متفاوت برای زلزله
1- در دیماه سال 1382 در رویداد تلخ زمینلرزه بم، به همراه شماری از همکاران در سازمان شهرداریهای کشور برای کمکرسانی و هماهنگی به بم رفتیم. درگیرودار و آشفتگی، کوشش شد بخشی از روند و چالشهای مدیریت بحران در چند روز نخست مستندسازی شود. چکیده آن کار، جدول…
بابک تفرشی عکاس ایرانی موسسه نشنال جئوگرافی در صفحه شخصی خود عکسی از شبهای کاروانسرای قصر بهرام واقع در 100 کیلومتری جنوب شهر تهران منتشر و توضیحاتی به زبان انگیسی درمورد کاروانسرای مذکور و روند شکل گیری و کارایی کاروانسراها در ایران برای مخاطبان صفحه خود ارائه داد.
کاروانسرای قصر بهرام مربوط به دوره ساسانی میباشد و توسط شاه بهرام ساسانی یا بهرام گور ساخته شده است. سپس توسط شاه عباس صفوی باز سازی شده و به عنوان کاروانسرا مورد استفاده قرار گرفته است.
این اثر در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۴ با شمارهٔ ثبت ۱۰۵۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
بهترین مسیر برای رسیدن به قصر بهرام مسیر پیشوا، قلعه بلند، مبارکیه و سپس قصر بهرام می باشد.
لازم به توضیح است :
بابک امین تفرشی (متولد ۱۳۵۷ در تهران) ستارهشناس آماتور ایرانی است. او همچنین عضو هیئت امنای ستارهشناسان بدون مرز و مدیر پروژه عکاسی جهان در شب یا TWAN است.
امین تفرشی در سال ۲۰۰۹ موفق به کسب جایزه عکاسی علمی بنیاد لنارت نیلسون شد.
وی از عکاسان ویژه نجوم در موسسه نشنال جئوگرافی نیز هست.
لینک به مطلب مورد نظر 👇🏽👇🏽
https://www.instagram.com/p/Bb-EWx4AB8A/
کاروانسرای قصر بهرام مربوط به دوره ساسانی میباشد و توسط شاه بهرام ساسانی یا بهرام گور ساخته شده است. سپس توسط شاه عباس صفوی باز سازی شده و به عنوان کاروانسرا مورد استفاده قرار گرفته است.
این اثر در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۴ با شمارهٔ ثبت ۱۰۵۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
بهترین مسیر برای رسیدن به قصر بهرام مسیر پیشوا، قلعه بلند، مبارکیه و سپس قصر بهرام می باشد.
لازم به توضیح است :
بابک امین تفرشی (متولد ۱۳۵۷ در تهران) ستارهشناس آماتور ایرانی است. او همچنین عضو هیئت امنای ستارهشناسان بدون مرز و مدیر پروژه عکاسی جهان در شب یا TWAN است.
امین تفرشی در سال ۲۰۰۹ موفق به کسب جایزه عکاسی علمی بنیاد لنارت نیلسون شد.
وی از عکاسان ویژه نجوم در موسسه نشنال جئوگرافی نیز هست.
لینک به مطلب مورد نظر 👇🏽👇🏽
https://www.instagram.com/p/Bb-EWx4AB8A/
Instagram
Babak Tafreshi
A caravansary, countless memories … By the morning twilight the Caravan gets ready to depart, on its long journey across the desert. Mars shines brightly in Taurus, the Bull, near Pleiades (Seven Sisters star cluster, upper center). Perseus is on top right.…
🌼🌺 تقدیر از یک عمر فعالیت آموزشی، پژوهشی و اجرائی دکتر فرهاد تهرانی 🌸🌺
دوشنبه 13 آذر ساعت 15 الی 16:30
دانشکده معماری و شهرسازی ، تالار شهید دلبری
@marematgar
دوشنبه 13 آذر ساعت 15 الی 16:30
دانشکده معماری و شهرسازی ، تالار شهید دلبری
@marematgar
Forwarded from قطب علمی معمارى دانشگاه تهران
قطب علمی فناوری معماری دانشگاه تهران، برگزار میکند:
سمینار تخصصی معماری با موضوع «مرمت و توانبخشی یادمانها و مجموعههای تاریخی در اسپانیا»
برای اطلاعات بیشتر
https://t.me/ceat_ir
سمینار تخصصی معماری با موضوع «مرمت و توانبخشی یادمانها و مجموعههای تاریخی در اسپانیا»
برای اطلاعات بیشتر
https://t.me/ceat_ir
Forwarded from قطب علمی معمارى دانشگاه تهران
قطب علمی فناوری معماری دانشگاه تهران، برگزار میکند:
سمینار تخصصی معماری با موضوع «مرمت و توانبخشی یادمانها و
مجموعههای تاریخی در اسپانیا»
“Restauración y mejora de conjuntos y monumentos históricos en España”
“Strategic planning, Restoration and Enhancement of Historic Monuments and Complexes in Spain”
🔻🔻🔻🔻🔻
موضوع سمینار شامل طرحریزی راهبردی، مرمت و توانبخشی مجموعههای تاریخی و یادمانها در حوزه مدیترانه (بویژه اسپانیا) است. بهرهگیری مجدد از بناهای تاریخی و عملکردبخشی به آنان و ایجاد مجموعههای گردشگری و فرهنگی نیازمند ارائه برنامههای راهبردی در مقیاس منطقه و طرحهای مرمت در مقیاس بنا بوده و جزییات مختلفی را در طراحی معماری از مقیاس خرد رویهها و پوستهها تا مقیاس کلان مجموعه و محوطه مطرح می کند. در این نشست ضمن ارائه تجارب مختلف در شهرهایی همانند بینیسکولا در سواحل مدیترانه، طرح های موجود در تهیه پلان حفاظتی استحکامات شهری بویژه قلعه بینیسکولا را با هدف توانبخشی و ایجاد مرکز شهری محلی و ملی ارایه میشود.
سخنران سمینار سرکار خانم پروفسور ماریا خوسفا بالاگر دسکایار، معمار و مدرس دانشگاه پلیتکنیک والنسیا میباشند. این رویداد با حمایت سفارت اسپانیا برنامهریزی شده و در تاریخ 12 آذر ماه 96 در ساختمان مرکزی دانشگاه تهران واقع در پردیس هنرهای زیبا، برگزار میشود و رایگان است.
🔺🔺🔺🔺🔺
برای اطلاعات بیشتر در مورد تمامی رویدادها به کانال اطلاع رسانی قطب علمی مراجعه فرمائید :
https://t.me/ceat_ir
سمینار تخصصی معماری با موضوع «مرمت و توانبخشی یادمانها و
مجموعههای تاریخی در اسپانیا»
“Restauración y mejora de conjuntos y monumentos históricos en España”
“Strategic planning, Restoration and Enhancement of Historic Monuments and Complexes in Spain”
🔻🔻🔻🔻🔻
موضوع سمینار شامل طرحریزی راهبردی، مرمت و توانبخشی مجموعههای تاریخی و یادمانها در حوزه مدیترانه (بویژه اسپانیا) است. بهرهگیری مجدد از بناهای تاریخی و عملکردبخشی به آنان و ایجاد مجموعههای گردشگری و فرهنگی نیازمند ارائه برنامههای راهبردی در مقیاس منطقه و طرحهای مرمت در مقیاس بنا بوده و جزییات مختلفی را در طراحی معماری از مقیاس خرد رویهها و پوستهها تا مقیاس کلان مجموعه و محوطه مطرح می کند. در این نشست ضمن ارائه تجارب مختلف در شهرهایی همانند بینیسکولا در سواحل مدیترانه، طرح های موجود در تهیه پلان حفاظتی استحکامات شهری بویژه قلعه بینیسکولا را با هدف توانبخشی و ایجاد مرکز شهری محلی و ملی ارایه میشود.
سخنران سمینار سرکار خانم پروفسور ماریا خوسفا بالاگر دسکایار، معمار و مدرس دانشگاه پلیتکنیک والنسیا میباشند. این رویداد با حمایت سفارت اسپانیا برنامهریزی شده و در تاریخ 12 آذر ماه 96 در ساختمان مرکزی دانشگاه تهران واقع در پردیس هنرهای زیبا، برگزار میشود و رایگان است.
🔺🔺🔺🔺🔺
برای اطلاعات بیشتر در مورد تمامی رویدادها به کانال اطلاع رسانی قطب علمی مراجعه فرمائید :
https://t.me/ceat_ir
Telegram
قطب علمی معمارى دانشگاه تهران
@ceat_ir
Instagram: ceat.ut
📞02161112458
📞02166481848
ارتباط با مدیر کانال
@ceat_ir_admin
Instagram: ceat.ut
📞02161112458
📞02166481848
ارتباط با مدیر کانال
@ceat_ir_admin
Forwarded from انجمن علمی مرمت دانشگاه تهران
انجمن علمی مرمت واحیای ابنیه وبافت های تاریخیدانشگاه تهران برگزار می کند:
جلسه نمایش و پرسش و پاسخ حول فیلمسینمایی برزیل به منظور نگاهی انسانشناختی به بازنمایی فضا-زمان در سینمایمدرن، از اتوپیا تا دیستوپیا؛ با حضور دکتر ناصر فکوهی
سینمافناوری جدیدی است که از ابتدای قرن بیستم امکان می دهد، زمان- فضا در واقعی ترین شکل ممکن و از خلال دو حس دیداری و شنیداری بازسازی شود. از این رو، شیوههایی بازنمایی آرزوها و هراس های انسان که در قرن نوزدهم از خلال ادبیات به بیان و تصور در می آیند در سینما راهی جدید بسیار پویا و تاثیر گزار می یابند. در این سخنرانی با تاکید و حرکت از فیلم «برزیل» ، فرایند بازنمایی اتوپیایی و دیستوپیایی زمان - فضا ، گونههای آن در سینمای مدرن و چشم اندازهای آن و تاثیرش بر واقعیت بیرونی بررسی خواهد شد. برزیل نمونهای از سبک دیستوپیایی است که که در گئنه فیلم - فاجعه نیز آن را باز می یابیم. این تحلیل عمدتا در چارچوب تحلیل سیاسی فضا قرار می گیرد.
این جلسه در روز یکشنبه مورخ ۱۲/۹/۹۶. ساعت ۱۰ الی ۱۴ در محل خیابان شانزده آذر، باشگاهدانشجویاندانشگاه تهران،سالن تماشاخانه برگزار خواهد شد.حضور عمومدر این جلسه آزاد است.
جلسه نمایش و پرسش و پاسخ حول فیلمسینمایی برزیل به منظور نگاهی انسانشناختی به بازنمایی فضا-زمان در سینمایمدرن، از اتوپیا تا دیستوپیا؛ با حضور دکتر ناصر فکوهی
سینمافناوری جدیدی است که از ابتدای قرن بیستم امکان می دهد، زمان- فضا در واقعی ترین شکل ممکن و از خلال دو حس دیداری و شنیداری بازسازی شود. از این رو، شیوههایی بازنمایی آرزوها و هراس های انسان که در قرن نوزدهم از خلال ادبیات به بیان و تصور در می آیند در سینما راهی جدید بسیار پویا و تاثیر گزار می یابند. در این سخنرانی با تاکید و حرکت از فیلم «برزیل» ، فرایند بازنمایی اتوپیایی و دیستوپیایی زمان - فضا ، گونههای آن در سینمای مدرن و چشم اندازهای آن و تاثیرش بر واقعیت بیرونی بررسی خواهد شد. برزیل نمونهای از سبک دیستوپیایی است که که در گئنه فیلم - فاجعه نیز آن را باز می یابیم. این تحلیل عمدتا در چارچوب تحلیل سیاسی فضا قرار می گیرد.
این جلسه در روز یکشنبه مورخ ۱۲/۹/۹۶. ساعت ۱۰ الی ۱۴ در محل خیابان شانزده آذر، باشگاهدانشجویاندانشگاه تهران،سالن تماشاخانه برگزار خواهد شد.حضور عمومدر این جلسه آزاد است.
Forwarded from انجمن علمی مرمت دانشگاه تهران
انجمن علمی مرمت ابنیه و بافتهای تاریخی دانشگاه تهران در هفتمین نشست خود و پنجمین نشست از سلسله نشستهای بررسی تجارب مرمتی؛ میزبان مهندس نصرآبادی،رئیس موزه ارتباطات؛ با عنوانِ "بررسی و ارزیابی پروژه مرمت و استفاده مجدد ساختمان موزه پست اثر نیکلای مارکف به موزه ارتباطات" است.
علی اکبر نصرآبادی، متولد ۱۳۳۱، دوره ی فوق دیپلم خود را در انسیتوی تکنولوژی تهران گذرانده و مدرک مهندسی خود را از دانشگاه لوئزینا آمریکا دریافت نموده است.
وی پس از بازگشت به ایران به عنوان مهندس ارشد و سرپرست طراحی ساختمان مخابرات در وزارت پست و تلگراف و تلفن مشغول به کار شد و به عنوان اولین مهندس نقشهکش شهرک اکباتان در کنار دکتر فریدون آذری طراح اصلی این شهرک فعالیت نموده است. همچنین ایشان برنده مسابقه بین المللی ایده معماری (شهرهای امن در ۵۰ سال آینده در مقابل ارتعاشات زمین) در ژاپن، طراحی منحصربفرد ویلای باستی، عضو پایه یک طراحی سازمان نظام مهندسی وزارت مسکن و شهرسازی، عضو ایکوم کمیته بین المللی موزه ها است.
مهندس نصرآبادی در طول این سالها بهعنوان مدرس مدعو با پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران همکاری داشته است و در پرونده حرفهای خود همکاری با دانشگاه آواتای کانادا در سال ۱۳۷۹ را نیز دارد .علاوهبر این تاکنون حدود ۴۶ نمایشگاهِ نقاشی در داخل و خارج کشور برگزار کردهاست و خود مبدعِ سبکِ نقاشیِ چوب سوز است.
این جلسه در روز یکشنبه مورخ 12/9/1396؛ ساعت 12 الی14 در ساختمان موزه ارتباطات به آدرس؛خیابان امام خمینی، جنب سردرباغ ملی ایران،موزه ی ارتباطات، طبقه ی دوم، سالن همایشات برگزار خواهدشد. همچنین حضور علاقهمندان در این جلسه آزاد است.
علی اکبر نصرآبادی، متولد ۱۳۳۱، دوره ی فوق دیپلم خود را در انسیتوی تکنولوژی تهران گذرانده و مدرک مهندسی خود را از دانشگاه لوئزینا آمریکا دریافت نموده است.
وی پس از بازگشت به ایران به عنوان مهندس ارشد و سرپرست طراحی ساختمان مخابرات در وزارت پست و تلگراف و تلفن مشغول به کار شد و به عنوان اولین مهندس نقشهکش شهرک اکباتان در کنار دکتر فریدون آذری طراح اصلی این شهرک فعالیت نموده است. همچنین ایشان برنده مسابقه بین المللی ایده معماری (شهرهای امن در ۵۰ سال آینده در مقابل ارتعاشات زمین) در ژاپن، طراحی منحصربفرد ویلای باستی، عضو پایه یک طراحی سازمان نظام مهندسی وزارت مسکن و شهرسازی، عضو ایکوم کمیته بین المللی موزه ها است.
مهندس نصرآبادی در طول این سالها بهعنوان مدرس مدعو با پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران همکاری داشته است و در پرونده حرفهای خود همکاری با دانشگاه آواتای کانادا در سال ۱۳۷۹ را نیز دارد .علاوهبر این تاکنون حدود ۴۶ نمایشگاهِ نقاشی در داخل و خارج کشور برگزار کردهاست و خود مبدعِ سبکِ نقاشیِ چوب سوز است.
این جلسه در روز یکشنبه مورخ 12/9/1396؛ ساعت 12 الی14 در ساختمان موزه ارتباطات به آدرس؛خیابان امام خمینی، جنب سردرباغ ملی ایران،موزه ی ارتباطات، طبقه ی دوم، سالن همایشات برگزار خواهدشد. همچنین حضور علاقهمندان در این جلسه آزاد است.
Forwarded from M.R.D
چگونه کنفرانس و کارگاه آموزشی و کمپ بین المللی ورنادوک به شهر جهانی یزد آمد
http://ch.yazdcity.ir/SC.php?type=component_sections&id=70&sid=4629
@yazdculturalheritage1
http://ch.yazdcity.ir/SC.php?type=component_sections&id=70&sid=4629
@yazdculturalheritage1
از طراحی معماری تا ورنادوک
گفتگو با ماکوماتیلدا بنیانگذار کنفرانس و کارگاه آموزشی و کمپ بین المللی ورنادوک
http://ch.yazdcity.ir/SC.php?type=component_sections&id=70&sid=4630
گفتگو با ماکوماتیلدا بنیانگذار کنفرانس و کارگاه آموزشی و کمپ بین المللی ورنادوک
http://ch.yazdcity.ir/SC.php?type=component_sections&id=70&sid=4630
yazdcity.ir
از طراحی معماری تا ورنادوک