Forwarded from
drShojaee_14050711
<unknown>
مالک شجاعی جشوقانی
مراسم رونمایی کتاب ضیافت کلمات به قلم مقصود فراستخواه
۱۱ مهر ۱۴۰۵
"فلسفه معاصر خصلتی هرمنوتیکی پیدا کرده است و خوداندیشی، خودانتقادی، خودنگاری و زندگینامهنویسی دیگر صرفاً تفنن نیستند. اگر با چنین نگاهی به سیر فکری فراستخواه بنگریم، آثار او بهتدریج به نوعی هرمنوتیک انتقادی جامعه ایرانی رسیدهاند. یکی از نقاط عطف این مسیر «ما ایرانیان» است و «ضیافت کلمات» را نمیتوان جدا از این سیر خواند."
چکیده سخنرانی را در همرخ بخوانید:👇
https://hamrokh.com/book-launch-ziafat-e-kalamat-050711-drshojaee/
مراسم رونمایی کتاب ضیافت کلمات به قلم مقصود فراستخواه
۱۱ مهر ۱۴۰۵
"فلسفه معاصر خصلتی هرمنوتیکی پیدا کرده است و خوداندیشی، خودانتقادی، خودنگاری و زندگینامهنویسی دیگر صرفاً تفنن نیستند. اگر با چنین نگاهی به سیر فکری فراستخواه بنگریم، آثار او بهتدریج به نوعی هرمنوتیک انتقادی جامعه ایرانی رسیدهاند. یکی از نقاط عطف این مسیر «ما ایرانیان» است و «ضیافت کلمات» را نمیتوان جدا از این سیر خواند."
چکیده سخنرانی را در همرخ بخوانید:👇
https://hamrokh.com/book-launch-ziafat-e-kalamat-050711-drshojaee/
ضیافت کلمات؛ روایتی از ذهنیت ایرانی معاصر
چکیده سخنرانی آقای دکتر حمیدرضا نمازی در برنامه رونمایی کتاب ضیافت کلمات:
برای من افتخار است که درباره کتاب استاد دیرینم، دکتر مقصود فراستخواه، سخن میگویم. قریب سیودو سال است که به طریقی شاگرد ایشانم. سالها پیش، در دانشگاه پزشکی، استاد فراستخواه درس ادبیات فارسی ما را با شور فراوان تدریس میکردند و تأثیر آن کلاسها هنوز برای بسیاری از ما باقی مانده است.
برای خواندن جستار، باید نویسنده را نیز دید
وقتی با دلنوشته و جستار روبهرو میشویم، نمیتوان شخصیت نویسنده را بهکلی کنار گذاشت. برای فهم «ضیافت کلمات» نیز باید به شیوه زیستن مقصود فراستخواه توجه کرد. او، جدا از شخصیت روشمند دانشگاهی خود، یک «پرسهزن» است؛ در مترو، طبیعت، اتوبوس و میان مردم مشاهده میکند و از دل همین مواجههها موضوعاتی برای اندیشیدن پدید میآید.
«ضیافت کلمات» بهمثابه تاریخنگاری فرهنگی
من «ضیافت کلمات» را نوعی تاریخنگاری فرهنگی میدانم؛ نه تاریخ به معنای سنتی وقایعنگاری. تاریخ میتواند تاریخ از پایین باشد؛ تاریخ خیابان، شعر، زندگی روزمره، احساسات و دغدغههای یک جامعه.
این کتاب چیزی از «منتالیته» جامعه ما را ثبت میکند؛ ذهنیت یا روحیات جمعی. فکر میکنم سی یا پنجاه سال دیگر، اگر کسی بخواهد بداند ایرانیان امروز چگونه فکر میکردند، چه دغدغههایی داشتند و به چه چیزهایی امید داشتند، «ضیافت کلمات» میتواند یکی از منابع شناخت این ذهنیت باشد.
نوشتن برای زندگی کردن
در کتاب سویهای شاعرانه وجود دارد و گاه جملهها چنان استقلال پیدا میکنند که میتوان آنها را جداگانه خواند. این ویژگی با شیوه نوشتن فراستخواه مرتبط است. در اینجا میتوان از «نوشتن بهمثابه تکنولوژی خود» سخن گفت: نوشتن فقط برای فهمیدن، حفظ کردن یا متقاعد کردن دیگری نیست؛ گاهی مینویسیم تا زندگی کنیم.
از این حیث، «ضیافت کلمات» به سنت جستارنویسی و ثبت تجربه زیسته نزدیک میشود. اهمیت یادداشتها، خاطرات و سفرنامهها گاه سالها بعد آشکار میشود، زیرا جزئیاتی از زندگی و ذهنیت انسانها را ثبت میکنند که در اسناد رسمی وجود ندارد.
ایران؛ محور روایتهای کوچک
در خوانش من، محور اصلی کتاب ایران است. ایران از خلال روایتهای کوچک و تأملات گوناگون در کتاب حضور دارد. امید نیز در سراسر کتاب اهمیت دارد. دکتر فراستخواه متفکری خوشبین است؛ البته نه به معنای سادهانگاری. این خوشبینی بخشی از سلوک فکری و نحوه مواجهه او با جامعه ایرانی است.
کتابی برای چند حس
کتاب فقط متن نیست؛ تصویر دارد و امکان شنیدن صدای نویسنده نیز فراهم شده است. از این جهت، میتوان «ضیافت کلمات» را نوعی کتاب مرکب دانست که از بیش از یک رسانه و بیش از یک حس برای ارتباط با مخاطب استفاده میکند.
روشنفکری که در دانشگاه ماند
در پایان، برای من مهم است که دکتر فراستخواه روشنفکری است که در دانشگاه ماند. تدریس کرد، مقاله نوشت، دانشجو تربیت کرد و دشواریهای زیست دانشگاهی را پذیرفت و در همان حال ارتباط خود را با جامعه از دست نداد. «ضیافت کلمات» حاصل همین ترکیب است: دانشوری دانشگاهی، پرسشگری اجتماعی، پرسهزنی در متن زندگی روزمره و امید به جامعه ایرانی. https://hamrokh.com/book-launch-ziafat-e-kalamat-050711-drnamazi/
چکیده سخنرانی آقای دکتر حمیدرضا نمازی در برنامه رونمایی کتاب ضیافت کلمات:
برای من افتخار است که درباره کتاب استاد دیرینم، دکتر مقصود فراستخواه، سخن میگویم. قریب سیودو سال است که به طریقی شاگرد ایشانم. سالها پیش، در دانشگاه پزشکی، استاد فراستخواه درس ادبیات فارسی ما را با شور فراوان تدریس میکردند و تأثیر آن کلاسها هنوز برای بسیاری از ما باقی مانده است.
برای خواندن جستار، باید نویسنده را نیز دید
وقتی با دلنوشته و جستار روبهرو میشویم، نمیتوان شخصیت نویسنده را بهکلی کنار گذاشت. برای فهم «ضیافت کلمات» نیز باید به شیوه زیستن مقصود فراستخواه توجه کرد. او، جدا از شخصیت روشمند دانشگاهی خود، یک «پرسهزن» است؛ در مترو، طبیعت، اتوبوس و میان مردم مشاهده میکند و از دل همین مواجههها موضوعاتی برای اندیشیدن پدید میآید.
«ضیافت کلمات» بهمثابه تاریخنگاری فرهنگی
من «ضیافت کلمات» را نوعی تاریخنگاری فرهنگی میدانم؛ نه تاریخ به معنای سنتی وقایعنگاری. تاریخ میتواند تاریخ از پایین باشد؛ تاریخ خیابان، شعر، زندگی روزمره، احساسات و دغدغههای یک جامعه.
این کتاب چیزی از «منتالیته» جامعه ما را ثبت میکند؛ ذهنیت یا روحیات جمعی. فکر میکنم سی یا پنجاه سال دیگر، اگر کسی بخواهد بداند ایرانیان امروز چگونه فکر میکردند، چه دغدغههایی داشتند و به چه چیزهایی امید داشتند، «ضیافت کلمات» میتواند یکی از منابع شناخت این ذهنیت باشد.
نوشتن برای زندگی کردن
در کتاب سویهای شاعرانه وجود دارد و گاه جملهها چنان استقلال پیدا میکنند که میتوان آنها را جداگانه خواند. این ویژگی با شیوه نوشتن فراستخواه مرتبط است. در اینجا میتوان از «نوشتن بهمثابه تکنولوژی خود» سخن گفت: نوشتن فقط برای فهمیدن، حفظ کردن یا متقاعد کردن دیگری نیست؛ گاهی مینویسیم تا زندگی کنیم.
از این حیث، «ضیافت کلمات» به سنت جستارنویسی و ثبت تجربه زیسته نزدیک میشود. اهمیت یادداشتها، خاطرات و سفرنامهها گاه سالها بعد آشکار میشود، زیرا جزئیاتی از زندگی و ذهنیت انسانها را ثبت میکنند که در اسناد رسمی وجود ندارد.
ایران؛ محور روایتهای کوچک
در خوانش من، محور اصلی کتاب ایران است. ایران از خلال روایتهای کوچک و تأملات گوناگون در کتاب حضور دارد. امید نیز در سراسر کتاب اهمیت دارد. دکتر فراستخواه متفکری خوشبین است؛ البته نه به معنای سادهانگاری. این خوشبینی بخشی از سلوک فکری و نحوه مواجهه او با جامعه ایرانی است.
کتابی برای چند حس
کتاب فقط متن نیست؛ تصویر دارد و امکان شنیدن صدای نویسنده نیز فراهم شده است. از این جهت، میتوان «ضیافت کلمات» را نوعی کتاب مرکب دانست که از بیش از یک رسانه و بیش از یک حس برای ارتباط با مخاطب استفاده میکند.
روشنفکری که در دانشگاه ماند
در پایان، برای من مهم است که دکتر فراستخواه روشنفکری است که در دانشگاه ماند. تدریس کرد، مقاله نوشت، دانشجو تربیت کرد و دشواریهای زیست دانشگاهی را پذیرفت و در همان حال ارتباط خود را با جامعه از دست نداد. «ضیافت کلمات» حاصل همین ترکیب است: دانشوری دانشگاهی، پرسشگری اجتماعی، پرسهزنی در متن زندگی روزمره و امید به جامعه ایرانی. https://hamrokh.com/book-launch-ziafat-e-kalamat-050711-drnamazi/
همرخ
ضیافت کلمات؛ روایتی از ذهنیت ایرانی معاصر - همرخ
چکیده سخنرانی دکتر حمیدرضا نمازی در رونمایی کتاب ضیافت کلمات:
ضیافت کلمات؛ تسلی بدون انکار واقعیت
چکیده سخنرانی خانم دکتر مریم نصر اصفهانی در برنامه رونمایی کتاب ضیافت کلمات:
مریم نصر اصفهانی
این روزها که میگذرد، از آسمان و زمین بهانههای زیادی برای اضطراب شدید و احوال ناخوش بر سر ما میریزد. در زندگی روزمره نیز آدمها بیش از همیشه میپرسند: حالا چه میشود؟ چه باید کرد؟ و بالاتر از همه، چگونه میتوان در این روزگار دوام آورد؟
کتاب «ضیافت کلمات» مجموعه تأملات دکتر مقصود فراستخواه پیرامون همین پرسشهاست؛ هفتاد تأمل حاصل چندین دهه زندگی فکری و دانشگاهی نویسنده درباره اضطراب، تاریخ، ایران، عشق، نفرت، دموکراسی، صلح، یأس، تلاش، خستگی و امید. نویسنده نه در مقام کسی که پاسخ قطعی پرسشهای دشوار زندگی را در اختیار دارد، بلکه در مقام کسی سخن میگوید که بلندبلند فکر میکند و برای این اندیشیدن، توشهای از تجربه و تأمل دارد. از همین منظر، من «ضیافت کلمات» را نمونهای موفق از ژانر ادبی ـ فلسفی «نوشتههای تسلیبخش» میدانم. این سنت از روزگاران باستان وجود داشته و بر دو پایه فلسفه و بلاغت استوار بوده است.
از سنت تسلیبخشی تا انسان امروز
از «فایدون» افلاطون و آثار رواقیان تا «تأملات» مارکوس اورلیوس، نامههای سنکا، «تسلیبخشی فلسفه» بوئتیوس و رساله «دفع احزان» کندی، با سنتی طولانی از اندیشیدن به رنج و شیوه مواجهه با آن روبهرو هستیم. بخش مهمی از سنت کلاسیک بر تمایز عقل و احساس، نفس و بدن استوار بود و راه غلبه بر اندوه را در تسلط عقل بر عواطف میدید. اما فهم امروز ما از انسان تغییر کرده است. عواطف با عقل و بدن با ذهن و روان درهمتنیدهاند. انسان بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوان برای مواجهه او با مسائل و رنجهایش فرمولی ساده ارائه کرد.
از خودیاری فردی تا مسئله جمعی
اهمیت «ضیافت کلمات» برای من در این است که سنت تسلیبخشی را از سطح صرفاً فردی به سطح اجتماعی میبرد. ما در جامعهای زندگی میکنیم که مسائل جمعی آن هنوز حل نشده است. پرسش «حالا چه کنیم؟» برای ما فقط پرسش فردی کسی نیست که با تنهایی یا شکست مواجه شده است؛ پرسشی جمعی درباره چگونگی زیستن با یکدیگر است. هدف کتاب صرفاً آرام کردن ما نیست؛ بلکه احساس مسئولیت ما را نسبت به خودمان و جهانی که در آن زندگی میکنیم یادآوری میکند.
دیگری، همزیستی و پرهیز از خشونت
یکی از ویژگیهای مهم کتاب، توجه جدی به فهم دیگری و امکان همزیستی است. خشونتپرهیزی و صلح نیز در جایجای کتاب حضور دارند. چشمانداز اخلاقی «ضیافت کلمات» را میتوان به اخلاقی نزدیک دانست که در آن دیگری اهمیت اساسی دارد و با مراقبت، بهرسمیتشناختن دیگری و پذیرش تکثر نسبت پیدا میکند.
به رسمیت شناختن عواطف، رنج و بدن
کتاب عواطف را جدی میگیرد و رنج را انکار نمیکند. گریه، اندوه و خستگی انسان را به رسمیت میشناسد. اخلاقی که در این کتاب با آن روبهرو هستیم، اخلاقی واقعبینانه است. آنچه پس از بستن کتاب با خود میبریم، نوعی تسلی است، بیآنکه مجبور شده باشیم واقعیت را انکار کنیم.
کتابی که با ذهن، چشم و عاطفه مخاطب سخن میگوید
«ضیافت کلمات» تصویرسازیهای زیبایی دارد و امکان شنیدن تأملات با صدای خود دکتر فراستخواه نیز از طریق کدهای QR فراهم شده است. کتاب میکوشد هم با ذهن ما سخن بگوید، هم با چشم ما و هم با عواطف ما.
پیشنهاد من برای ادامه این مسیر آن است که دایره دغدغه اخلاقی کتاب، که از «من» به «دیگری» و از «ما» به «همه ما» گسترش یافته، موجودات زنده دیگر و مسائل زیستمحیطی را نیز بیشتر دربرگیرد. شاید یکی از مهمترین کارکردهای کتابهایی از جنس «ضیافت کلمات» همین باشد که در برابر وسوسه پاسخهای ساده به مسائل انسانی، توجه ما را به پیچیدگی مناسبات و رنجهای انسانی و ضرورت احترام به تفاوت جلب کنند؛ تا شاید تسلیبخش «مای جمعی» ما باشند. https://hamrokh.com/book-launch-ziafat-e-kalamat-050711-drnasr/
چکیده سخنرانی خانم دکتر مریم نصر اصفهانی در برنامه رونمایی کتاب ضیافت کلمات:
مریم نصر اصفهانی
این روزها که میگذرد، از آسمان و زمین بهانههای زیادی برای اضطراب شدید و احوال ناخوش بر سر ما میریزد. در زندگی روزمره نیز آدمها بیش از همیشه میپرسند: حالا چه میشود؟ چه باید کرد؟ و بالاتر از همه، چگونه میتوان در این روزگار دوام آورد؟
کتاب «ضیافت کلمات» مجموعه تأملات دکتر مقصود فراستخواه پیرامون همین پرسشهاست؛ هفتاد تأمل حاصل چندین دهه زندگی فکری و دانشگاهی نویسنده درباره اضطراب، تاریخ، ایران، عشق، نفرت، دموکراسی، صلح، یأس، تلاش، خستگی و امید. نویسنده نه در مقام کسی که پاسخ قطعی پرسشهای دشوار زندگی را در اختیار دارد، بلکه در مقام کسی سخن میگوید که بلندبلند فکر میکند و برای این اندیشیدن، توشهای از تجربه و تأمل دارد. از همین منظر، من «ضیافت کلمات» را نمونهای موفق از ژانر ادبی ـ فلسفی «نوشتههای تسلیبخش» میدانم. این سنت از روزگاران باستان وجود داشته و بر دو پایه فلسفه و بلاغت استوار بوده است.
از سنت تسلیبخشی تا انسان امروز
از «فایدون» افلاطون و آثار رواقیان تا «تأملات» مارکوس اورلیوس، نامههای سنکا، «تسلیبخشی فلسفه» بوئتیوس و رساله «دفع احزان» کندی، با سنتی طولانی از اندیشیدن به رنج و شیوه مواجهه با آن روبهرو هستیم. بخش مهمی از سنت کلاسیک بر تمایز عقل و احساس، نفس و بدن استوار بود و راه غلبه بر اندوه را در تسلط عقل بر عواطف میدید. اما فهم امروز ما از انسان تغییر کرده است. عواطف با عقل و بدن با ذهن و روان درهمتنیدهاند. انسان بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوان برای مواجهه او با مسائل و رنجهایش فرمولی ساده ارائه کرد.
از خودیاری فردی تا مسئله جمعی
اهمیت «ضیافت کلمات» برای من در این است که سنت تسلیبخشی را از سطح صرفاً فردی به سطح اجتماعی میبرد. ما در جامعهای زندگی میکنیم که مسائل جمعی آن هنوز حل نشده است. پرسش «حالا چه کنیم؟» برای ما فقط پرسش فردی کسی نیست که با تنهایی یا شکست مواجه شده است؛ پرسشی جمعی درباره چگونگی زیستن با یکدیگر است. هدف کتاب صرفاً آرام کردن ما نیست؛ بلکه احساس مسئولیت ما را نسبت به خودمان و جهانی که در آن زندگی میکنیم یادآوری میکند.
دیگری، همزیستی و پرهیز از خشونت
یکی از ویژگیهای مهم کتاب، توجه جدی به فهم دیگری و امکان همزیستی است. خشونتپرهیزی و صلح نیز در جایجای کتاب حضور دارند. چشمانداز اخلاقی «ضیافت کلمات» را میتوان به اخلاقی نزدیک دانست که در آن دیگری اهمیت اساسی دارد و با مراقبت، بهرسمیتشناختن دیگری و پذیرش تکثر نسبت پیدا میکند.
به رسمیت شناختن عواطف، رنج و بدن
کتاب عواطف را جدی میگیرد و رنج را انکار نمیکند. گریه، اندوه و خستگی انسان را به رسمیت میشناسد. اخلاقی که در این کتاب با آن روبهرو هستیم، اخلاقی واقعبینانه است. آنچه پس از بستن کتاب با خود میبریم، نوعی تسلی است، بیآنکه مجبور شده باشیم واقعیت را انکار کنیم.
کتابی که با ذهن، چشم و عاطفه مخاطب سخن میگوید
«ضیافت کلمات» تصویرسازیهای زیبایی دارد و امکان شنیدن تأملات با صدای خود دکتر فراستخواه نیز از طریق کدهای QR فراهم شده است. کتاب میکوشد هم با ذهن ما سخن بگوید، هم با چشم ما و هم با عواطف ما.
پیشنهاد من برای ادامه این مسیر آن است که دایره دغدغه اخلاقی کتاب، که از «من» به «دیگری» و از «ما» به «همه ما» گسترش یافته، موجودات زنده دیگر و مسائل زیستمحیطی را نیز بیشتر دربرگیرد. شاید یکی از مهمترین کارکردهای کتابهایی از جنس «ضیافت کلمات» همین باشد که در برابر وسوسه پاسخهای ساده به مسائل انسانی، توجه ما را به پیچیدگی مناسبات و رنجهای انسانی و ضرورت احترام به تفاوت جلب کنند؛ تا شاید تسلیبخش «مای جمعی» ما باشند. https://hamrokh.com/book-launch-ziafat-e-kalamat-050711-drnasr/
همرخ
ضیافت کلمات؛ تسلی بدون انکار واقعیت - همرخ
چکیده سخنرانی دکتر مریم نصر اصفهانی در رونمایی کتاب ضیافت کلمات:
ضیافت کلمات؛ از تفسیر جامعه ایرانی تا تفسیر خویشتن
چکیده سخنرانی آقای دکتر مالک شجاعی جشوقانی در برنامه رونمایی کتاب ضیافت کلمات:
بسمالله الرحمن الرحیم.
هفتادسالگی استاد گرامی، دکتر مقصود فراستخواه را به ایشان، خانواده، شاگردان و دوستدارانشان و به تعبیری به همه «ما ایرانیان» تبریک میگویم. آشنایی من با آثار ایشان به سالهای دور بازمیگردد و همچنان خود را شاگرد ایشان میدانم.
قلم زدن در جوهر جان
در سنتی درباره ارسطو گفته شده است که هنگام نوشتن، قلم خود را نه در جوهر دوات، بلکه در «جوهر جان» خویش میزد. این تعبیر برای بحث من اهمیت دارد. هرجا با تفسیر و هرمنوتیک سروکار داریم، دیگری حضور دارد و اگر انسان بخواهد تجربه حضور دیگری را بفهمد، ناچار است قلم را در جوهر جان خود بزند. به گمان من، دکتر فراستخواه در بسیاری از آثارش چنین کرده است.
از «کویریات» تا «ضیافت کلمات»
شریعتی آثار خود را به «اجتماعیات»، «اسلامیات» و «کویریات» تقسیم میکرد. «ضیافت کلمات» از جهتی به قلمرویی نزدیک میشود که فاصله میان اندیشه و تجربه زیسته نویسنده در آن کمتر است. خود عنوان «ضیافت» نیز برای دانشجوی فلسفه خاطره «ضیافت» افلاطون و سنت سقراطی را زنده میکند.
چرخش هرمنوتیکی و ضرورت خوداندیشی
فلسفه معاصر خصلتی هرمنوتیکی پیدا کرده است و خوداندیشی، خودانتقادی، خودنگاری و زندگینامهنویسی دیگر صرفاً تفنن نیستند. اگر با چنین نگاهی به سیر فکری فراستخواه بنگریم، آثار او بهتدریج به نوعی هرمنوتیک انتقادی جامعه ایرانی رسیدهاند. یکی از نقاط عطف این مسیر «ما ایرانیان» است و «ضیافت کلمات» را نمیتوان جدا از این سیر خواند.
الهیات، دانشگاهیات، ایرانیات و مقصودیات
با قدری تسامح و بازی زبانی، آثار دکتر فراستخواه را میتوان در چهار قلمرو دستهبندی کرد: «الهیات»، «دانشگاهیات»، «ایرانیات» و سرانجام «مقصودیات».
الهیات به آثار دینپژوهی، قرآن، نواندیشی دینی و اخلاق اشاره دارد؛ دانشگاهیات به پژوهشهای گسترده درباره آموزش عالی، دانشگاه ایرانی و نهاد علم؛ و ایرانیات به آثاری که ایران و انسان ایرانی مسئله اصلی آنهاست.
اما با «ضیافت کلمات» به «مقصودیات» نزدیک میشویم: نوشتههایی که بیش از پیش به خود مقصود فراستخواه و تجربه زیسته او نزدیک میشوند. به زبان دیگر، از دینپژوهی به دانشگاهپژوهی، از آنجا به ایرانپژوهی و سپس به نوعی خودپژوهی رسیدهایم. مقصودیات در برابر سه قلمرو پیشین نیست؛ عصاره و صورت شخصیشده آنهاست.
ضیافت و ابتلا به فلسفه
در «ضیافت» افلاطون سخن از نوعی ابتلا به فلسفه است. در «ضیافت کلمات» نیز میتوان نشانههای چنین ابتلایی را دید. فلسفه در اینجا فقط رشته دانشگاهی یا موضوع پژوهش نیست؛ به شیوه زیستن و دیدن جهان تبدیل شده است.
گفتوگوی نسلها و هرمنوتیک نسلی
هفتادسالگی دکتر فراستخواه فرصتی برای گفتوگوی نسلهاست. ما امروز بیش از همیشه به چیزی نیاز داریم که من آن را «هرمنوتیک نسلی» مینامم. بخشی از سوءتفاهمها و تنشهای جامعه، دانشگاه و حتی حکمرانی از آنجا ناشی میشود که تفاوت افقهای تجربه نسلهای مختلف را جدی نمیگیریم. مسئله فقط تفاوت سن نیست؛ تفاوت افقهای تجربه و معناست.
ضیافت کلمات در امتداد یک سلوک فکری
«ضیافت کلمات» را نباید صرفاً مجموعهای از قطعات کوتاه دانست. این کتاب مرحلهای از یک سلوک فکری طولانی است. فراستخواه در دین، دانشگاه و مسئله ایران سلوکی داشته و اکنون بخشی از حاصل این مسیر در تأملاتی ظاهر شده است که فاصله کمتری با تجربه شخصی او دارند. در اینجا نویسنده خود نیز بخشی از موضوع تفسیر است؛ و شاید همین امر ما را به تعبیر آغاز سخن بازگرداند: نویسنده قلم را نه فقط در جوهر دوات، بلکه در «جوهر جان» خود میزند. https://hamrokh.com/book-launch-ziafat-e-kalamat-050711-drshojaee/
چکیده سخنرانی آقای دکتر مالک شجاعی جشوقانی در برنامه رونمایی کتاب ضیافت کلمات:
بسمالله الرحمن الرحیم.
هفتادسالگی استاد گرامی، دکتر مقصود فراستخواه را به ایشان، خانواده، شاگردان و دوستدارانشان و به تعبیری به همه «ما ایرانیان» تبریک میگویم. آشنایی من با آثار ایشان به سالهای دور بازمیگردد و همچنان خود را شاگرد ایشان میدانم.
قلم زدن در جوهر جان
در سنتی درباره ارسطو گفته شده است که هنگام نوشتن، قلم خود را نه در جوهر دوات، بلکه در «جوهر جان» خویش میزد. این تعبیر برای بحث من اهمیت دارد. هرجا با تفسیر و هرمنوتیک سروکار داریم، دیگری حضور دارد و اگر انسان بخواهد تجربه حضور دیگری را بفهمد، ناچار است قلم را در جوهر جان خود بزند. به گمان من، دکتر فراستخواه در بسیاری از آثارش چنین کرده است.
از «کویریات» تا «ضیافت کلمات»
شریعتی آثار خود را به «اجتماعیات»، «اسلامیات» و «کویریات» تقسیم میکرد. «ضیافت کلمات» از جهتی به قلمرویی نزدیک میشود که فاصله میان اندیشه و تجربه زیسته نویسنده در آن کمتر است. خود عنوان «ضیافت» نیز برای دانشجوی فلسفه خاطره «ضیافت» افلاطون و سنت سقراطی را زنده میکند.
چرخش هرمنوتیکی و ضرورت خوداندیشی
فلسفه معاصر خصلتی هرمنوتیکی پیدا کرده است و خوداندیشی، خودانتقادی، خودنگاری و زندگینامهنویسی دیگر صرفاً تفنن نیستند. اگر با چنین نگاهی به سیر فکری فراستخواه بنگریم، آثار او بهتدریج به نوعی هرمنوتیک انتقادی جامعه ایرانی رسیدهاند. یکی از نقاط عطف این مسیر «ما ایرانیان» است و «ضیافت کلمات» را نمیتوان جدا از این سیر خواند.
الهیات، دانشگاهیات، ایرانیات و مقصودیات
با قدری تسامح و بازی زبانی، آثار دکتر فراستخواه را میتوان در چهار قلمرو دستهبندی کرد: «الهیات»، «دانشگاهیات»، «ایرانیات» و سرانجام «مقصودیات».
الهیات به آثار دینپژوهی، قرآن، نواندیشی دینی و اخلاق اشاره دارد؛ دانشگاهیات به پژوهشهای گسترده درباره آموزش عالی، دانشگاه ایرانی و نهاد علم؛ و ایرانیات به آثاری که ایران و انسان ایرانی مسئله اصلی آنهاست.
اما با «ضیافت کلمات» به «مقصودیات» نزدیک میشویم: نوشتههایی که بیش از پیش به خود مقصود فراستخواه و تجربه زیسته او نزدیک میشوند. به زبان دیگر، از دینپژوهی به دانشگاهپژوهی، از آنجا به ایرانپژوهی و سپس به نوعی خودپژوهی رسیدهایم. مقصودیات در برابر سه قلمرو پیشین نیست؛ عصاره و صورت شخصیشده آنهاست.
ضیافت و ابتلا به فلسفه
در «ضیافت» افلاطون سخن از نوعی ابتلا به فلسفه است. در «ضیافت کلمات» نیز میتوان نشانههای چنین ابتلایی را دید. فلسفه در اینجا فقط رشته دانشگاهی یا موضوع پژوهش نیست؛ به شیوه زیستن و دیدن جهان تبدیل شده است.
گفتوگوی نسلها و هرمنوتیک نسلی
هفتادسالگی دکتر فراستخواه فرصتی برای گفتوگوی نسلهاست. ما امروز بیش از همیشه به چیزی نیاز داریم که من آن را «هرمنوتیک نسلی» مینامم. بخشی از سوءتفاهمها و تنشهای جامعه، دانشگاه و حتی حکمرانی از آنجا ناشی میشود که تفاوت افقهای تجربه نسلهای مختلف را جدی نمیگیریم. مسئله فقط تفاوت سن نیست؛ تفاوت افقهای تجربه و معناست.
ضیافت کلمات در امتداد یک سلوک فکری
«ضیافت کلمات» را نباید صرفاً مجموعهای از قطعات کوتاه دانست. این کتاب مرحلهای از یک سلوک فکری طولانی است. فراستخواه در دین، دانشگاه و مسئله ایران سلوکی داشته و اکنون بخشی از حاصل این مسیر در تأملاتی ظاهر شده است که فاصله کمتری با تجربه شخصی او دارند. در اینجا نویسنده خود نیز بخشی از موضوع تفسیر است؛ و شاید همین امر ما را به تعبیر آغاز سخن بازگرداند: نویسنده قلم را نه فقط در جوهر دوات، بلکه در «جوهر جان» خود میزند. https://hamrokh.com/book-launch-ziafat-e-kalamat-050711-drshojaee/
همرخ
ضیافت کلمات؛ از تفسیر جامعه ایرانی تا تفسیر خویشتن - همرخ
چکیده سخنرانی دکتر مالک شجاعی در رونمایی کتاب ضیافت کلمات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🏫معلّمی، اعجازه!
به روایت:
«دکتر مقصود فراستخواه»؛
جامعهشناس و استاد دانشگاه
کاری از:
مرکز آیندهنگاری آموختن (#مانا)
دستاندرکاران:
⚒مدیر تولید: شهاد زمانی
✍به اهتمام: محمد امین سیبویه
🎞تدوین: محمد طاها رحیمی
🪄لوگوتایپ: محمدرضا فرزانگان
به روایت:
«دکتر مقصود فراستخواه»؛
جامعهشناس و استاد دانشگاه
کاری از:
مرکز آیندهنگاری آموختن (#مانا)
دستاندرکاران:
⚒مدیر تولید: شهاد زمانی
✍به اهتمام: محمد امین سیبویه
🎞تدوین: محمد طاها رحیمی
🪄لوگوتایپ: محمدرضا فرزانگان
Forwarded from
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مقصود فراستخواه طی چند دهه فعالیت علمی، میان سه قلمرو مطالعات دین، جامعه و فرهنگ، و دانشگاه و آموزش عالی حرکت کرده است. از ما ایرانیان و سرگذشت و سوانح دانشگاه در ایران تا پژوهشهای او درباره کیفیت دانشگاه و روش تحقیق، یک پرسش پیوسته در آثارش دیده میشود: انسانها و نهادها چگونه میآموزند و تجربه چگونه به شناخت و امکان تغییر تبدیل میشود؟
مصاحبه کامل تصویری در کانال یوتیوب آرته
https://www.youtube.com/watch?v=Wnz_5xfr1Fc&list=PLazVBwanQz0g
سایت انگلیسی
https://artebox.org/maghsoud-01
سایت فارسی
https://artebox.ir/Artist/Intro/1991/%D9%85%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87/
مصاحبه کامل تصویری در کانال یوتیوب آرته
https://www.youtube.com/watch?v=Wnz_5xfr1Fc&list=PLazVBwanQz0g
سایت انگلیسی
https://artebox.org/maghsoud-01
سایت فارسی
https://artebox.ir/Artist/Intro/1991/%D9%85%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87/
موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی برگزار می کند:
📘✨ بین المللی شدن آموزش عالی ایران چالشها و فرصتها
🎤🎓 سخنرانان:
🔶 دکتر مقصود فراستخواه، استاد موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی
🔶 دکتر احسان قبول، رئیس مرکز همکاریهای علمی_بین المللی وزارت علوم
🔶 دکتر علی خورسندی، رئیس موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی
دبیر نشست:
🔶 دکتر احمدرضا روشن، عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزشعالی
🗓️📅 زمان: سه شنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵
⏰ ساعت ۸ الی ۱۰
📍مکان: موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی
🌐🔗لینک حضور مجازی:
https://irphe.fararoom.com/ch
📘✨ بین المللی شدن آموزش عالی ایران چالشها و فرصتها
🎤🎓 سخنرانان:
🔶 دکتر مقصود فراستخواه، استاد موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی
🔶 دکتر احسان قبول، رئیس مرکز همکاریهای علمی_بین المللی وزارت علوم
🔶 دکتر علی خورسندی، رئیس موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی
دبیر نشست:
🔶 دکتر احمدرضا روشن، عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزشعالی
🗓️📅 زمان: سه شنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵
⏰ ساعت ۸ الی ۱۰
📍مکان: موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی
🌐🔗لینک حضور مجازی:
https://irphe.fararoom.com/ch
Project-نسبت توسعەی فردی با سعادت عمومی 2
🌱 توسعه فردی در مسیر سعادت عمومی
🎙️ پوشه شنیداری سخنرانی دکتر مقصود فراستخواه
در تاریخ 28شهریور 1405
📚 موضوع: نسبت توسعه فردی و سعادت عمومی
آموزشگاه نژیاروان - سنندج
🎙️ پوشه شنیداری سخنرانی دکتر مقصود فراستخواه
در تاریخ 28شهریور 1405
📚 موضوع: نسبت توسعه فردی و سعادت عمومی
آموزشگاه نژیاروان - سنندج
توسعه_شخصی_وسعادت_عمومی_+_تحریر_سخنرانی_مقصود_فراستخواه_در_سنندج.pdf
338.8 KB
گزارش تحریر سخنرانی دکتر فراستخواه در همایش «نسبت توسعەی فردی با سعادت عمومی» در شهر سنندج
📅 شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
📅 شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
مقصود فراستخواه: علیرغم تمام محدودیتها، جامعه ایران همچنان این ظرفیت را دارد که «امکان» خلق کند
October 14, 2026
- ۷ آبان ۱۴۰۴
مقصود فراستخواه
اصل۲۰- گفتوگوی پیش رو با مقصود فراستخواه، جامعهشناس به بررسی برداشت او از جنگ دوازدهروزه و تأثیر آن بر فضای عمومی ایران میپردازد. او در این مصاحبه از عقلانیت تاریخی و هوشمندی زنده جامعه میگوید و معتقد است بهرغم محدودیتها، جامعه ایران همچنان ظرفیت خلق «امکان» را دارد. فراستخواه میان نقد سیاستهای کلان و دفاع از سرزمین تمایز قایل میشود و به ما میگوید که چگونه میتوان از دل نهادهای مدنی و کانونهای کوچک اجتماعی، مسیری تازه برای عمل جمعی گشود.
پرسشهای ما در واقع دو بخش است. در تقسیمبندیای که دوستان انجام دادهاند، شاید همپوشانیهایی نیز در طول بحث وجود داشته باشد، اما پرسشها به دو دسته عمومی و اجتماعی-فرهنگی (با تمرکز بیشتر بر جامعه) تقسیم میشوند. در ابتدا، یک پرسش کلی داریم که میخواهیم بحث را با آن آغاز کنیم و آن این است که برداشت کلی شما از رویداد جنگ دوازده روزه چیست؟ به نظر شما این اتفاق چه تأثیری بر فضای عمومی و شرایط اجتماعی ایران گذاشت؟ این پرسش ابتدایی و اولیه ماست.
بله. وقتی جامعه وارد یک وضعیت جنگی شد، یعنی یک تهاجم وحشیانه صورت گرفت، آن هم در شرایطی که ایران به صورت رسمی در حال مذاکره بود و میز مذاکره وجود داشت، برخی از عقلای دولت، یعنی بخش واقعگرا، عملگرا و عقلگرای بدنه اجرایی دولت، تلاش میکردند به خواستی پاسخ دهند که از دل آگاهی اجتماعی برمیخاست. در جامعه ما یک آگاهی اجتماعی و یک اجماع نخبگانی وجود دارد که خواستار تنشزدایی، مذاکره و تعامل با دنیا برای دستیابی به توسعه است. این خواست در جامعه وجود داشته و از طریق انتخابات اخیر، بخشی از دولت را بر سر کار آورده که خود را تحت فشار این آگاهی و خواست اجتماعی میبیند. آنها کموبیش میخواستند این آرزوی برنیامده، این آرزوهای فروخورده و این خواست عقلانی جامعهای را که به دنبال توسعه، تعامل با دنیا و پیشرفت کشور است، محقق کنند.
تحت فشار همین خواست بود که سعی کردند مذاکره کنند و میز مذاکره، هرچند با تأخیر، شکل گرفته بود. البته در سوی دیگر، «کاسبان تحریم» در بخش دیگر قدرت و حاکمیت – یعنی آنهایی که از رانتها و امتیازات برخوردارند، ایدئولوژیهای رادیکال در ذهن دارند و واقعگرایانه نمیاندیشند، بلکه منافعشان در گرو شرایط جنگ و تحریم است – فشار میآوردند که ایران همچنان در وضعیت جنگی باقی بماند.
این دو جریان وجود داشت که متأسفانه نظام جهانی و به طور مشخص اسرائیل، به عنوان قدرتی که به هیچ قاعده بینالمللی، اخلاقی و انسانی پایبند نیست، وحشیانه حمله کرد. این حمله در واقع حمله به میز مذاکره بود. در این مقطع، مردم دچار یک تکانه و شوک شدند. اما به نظر من، عقلانیت و خرد تاریخی نهفته در جامعه بهسرعت خود را بازیافت. جامعه بخش بزرگی از نارضایتیها، مطالبات و مسائل داخلی خود را موقتاً کنار گذاشت و نوعی «تعلق سرزمینی» و «میهنی» از خود نشان داد. به رغم تمام انتقادها، اعتراضهای جدی، رنجها و ناراحتیهایی که نسبت به سیستم حکمرانی و سیاستهای آن در ایران وجود داشت، جامعه سعی کرد منافع ملی و مصالح سرزمینی را در آن شرایط خاص جنگی در اولویت قرار دهد.
اینجا بود که جامعه هوشمندی خود را به نمایش گذاشت. خاطرتان هست که در گفتگوهایی که در سالهای گذشته داشتیم به این نتیجه رسیده بودیم که در جامعه ایران یک هوشمندی زنده و پویا وجود دارد؛ جامعه ما جامعهای مرده نیست، در آن زندگی و آگاهی جریان دارد و این هوشمندی در این بحران خود را نشان داد.
متن کامل در لینک زیر:
https://telegra.ph/Farasatkhah-10-14
October 14, 2026
- ۷ آبان ۱۴۰۴
مقصود فراستخواه
اصل۲۰- گفتوگوی پیش رو با مقصود فراستخواه، جامعهشناس به بررسی برداشت او از جنگ دوازدهروزه و تأثیر آن بر فضای عمومی ایران میپردازد. او در این مصاحبه از عقلانیت تاریخی و هوشمندی زنده جامعه میگوید و معتقد است بهرغم محدودیتها، جامعه ایران همچنان ظرفیت خلق «امکان» را دارد. فراستخواه میان نقد سیاستهای کلان و دفاع از سرزمین تمایز قایل میشود و به ما میگوید که چگونه میتوان از دل نهادهای مدنی و کانونهای کوچک اجتماعی، مسیری تازه برای عمل جمعی گشود.
پرسشهای ما در واقع دو بخش است. در تقسیمبندیای که دوستان انجام دادهاند، شاید همپوشانیهایی نیز در طول بحث وجود داشته باشد، اما پرسشها به دو دسته عمومی و اجتماعی-فرهنگی (با تمرکز بیشتر بر جامعه) تقسیم میشوند. در ابتدا، یک پرسش کلی داریم که میخواهیم بحث را با آن آغاز کنیم و آن این است که برداشت کلی شما از رویداد جنگ دوازده روزه چیست؟ به نظر شما این اتفاق چه تأثیری بر فضای عمومی و شرایط اجتماعی ایران گذاشت؟ این پرسش ابتدایی و اولیه ماست.
بله. وقتی جامعه وارد یک وضعیت جنگی شد، یعنی یک تهاجم وحشیانه صورت گرفت، آن هم در شرایطی که ایران به صورت رسمی در حال مذاکره بود و میز مذاکره وجود داشت، برخی از عقلای دولت، یعنی بخش واقعگرا، عملگرا و عقلگرای بدنه اجرایی دولت، تلاش میکردند به خواستی پاسخ دهند که از دل آگاهی اجتماعی برمیخاست. در جامعه ما یک آگاهی اجتماعی و یک اجماع نخبگانی وجود دارد که خواستار تنشزدایی، مذاکره و تعامل با دنیا برای دستیابی به توسعه است. این خواست در جامعه وجود داشته و از طریق انتخابات اخیر، بخشی از دولت را بر سر کار آورده که خود را تحت فشار این آگاهی و خواست اجتماعی میبیند. آنها کموبیش میخواستند این آرزوی برنیامده، این آرزوهای فروخورده و این خواست عقلانی جامعهای را که به دنبال توسعه، تعامل با دنیا و پیشرفت کشور است، محقق کنند.
تحت فشار همین خواست بود که سعی کردند مذاکره کنند و میز مذاکره، هرچند با تأخیر، شکل گرفته بود. البته در سوی دیگر، «کاسبان تحریم» در بخش دیگر قدرت و حاکمیت – یعنی آنهایی که از رانتها و امتیازات برخوردارند، ایدئولوژیهای رادیکال در ذهن دارند و واقعگرایانه نمیاندیشند، بلکه منافعشان در گرو شرایط جنگ و تحریم است – فشار میآوردند که ایران همچنان در وضعیت جنگی باقی بماند.
این دو جریان وجود داشت که متأسفانه نظام جهانی و به طور مشخص اسرائیل، به عنوان قدرتی که به هیچ قاعده بینالمللی، اخلاقی و انسانی پایبند نیست، وحشیانه حمله کرد. این حمله در واقع حمله به میز مذاکره بود. در این مقطع، مردم دچار یک تکانه و شوک شدند. اما به نظر من، عقلانیت و خرد تاریخی نهفته در جامعه بهسرعت خود را بازیافت. جامعه بخش بزرگی از نارضایتیها، مطالبات و مسائل داخلی خود را موقتاً کنار گذاشت و نوعی «تعلق سرزمینی» و «میهنی» از خود نشان داد. به رغم تمام انتقادها، اعتراضهای جدی، رنجها و ناراحتیهایی که نسبت به سیستم حکمرانی و سیاستهای آن در ایران وجود داشت، جامعه سعی کرد منافع ملی و مصالح سرزمینی را در آن شرایط خاص جنگی در اولویت قرار دهد.
اینجا بود که جامعه هوشمندی خود را به نمایش گذاشت. خاطرتان هست که در گفتگوهایی که در سالهای گذشته داشتیم به این نتیجه رسیده بودیم که در جامعه ایران یک هوشمندی زنده و پویا وجود دارد؛ جامعه ما جامعهای مرده نیست، در آن زندگی و آگاهی جریان دارد و این هوشمندی در این بحران خود را نشان داد.
متن کامل در لینک زیر:
https://telegra.ph/Farasatkhah-10-14
اصل 20
خانه - اصل20
امروز، پنجم اکتبر روز جهانی معلم و شصتمین سالگرد تصویب «توصیهنامه مشترک یونسکو و سازمان بینالمللی کار درباره وضعیت معلمان» در سال ۱۹۶۶ است؛ سندی تاریخی که
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🏫مدرسه، خودِ زندگی است
به روایت:
«دکتر مقصود فراستخواه»؛
جامعهشناس و استاد دانشگاه
کاری از:
مرکز آیندهنگاری آموختن (#مانا)
به روایت:
«دکتر مقصود فراستخواه»؛
جامعهشناس و استاد دانشگاه
کاری از:
مرکز آیندهنگاری آموختن (#مانا)
بینالمللیشدن آموزش عالی ایران؛ از محدودیتهای دیپلماسی تا ظرفیتهای کنشگری علمی
October 16, 2026
نخستین نشست از مجموعه نشستهای تخصصی «بینالمللیشدن آموزش عالی ایران: چالشها و فرصتها» با حضور مقصود فراستخواه، احسان قبول، علی خورسندی و احمدرضا روشن در مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی برگزار شد.
فراستخواه: دانشگاه نباید علاوه بر رنج علمآموزی، رنج دیپلماسی را نیز تحمل کند
مقصود فراستخواه، در سخنرانی خود با موضوع «کنش بین المللی آکادمیک در اکنون ایران»، بحث را با بررسی تأثیر سیاستهای بینالمللی کشور بر وضعیت دانشگاهها آغاز کرد. وی با اشاره به تنشهای موجود در روابط ایران با جهان طی چند دهه گذشته، گفت دانشگاه درون زیستبومی فعالیت میکند که مناسبات آن با جهان با دشواریهایی روبهرو بوده است؛ شرایطی که به گفته او، دانشگاه را نیز متحمل پیامدهای این وضعیت کرده است.
فراستخواه تأکید کرد: دانشگاه رنج علمآموزی و فعالیت علمی را تحمل می کند ونباید علاوه بر آن، رنج ناشی از مشکلات دیپلماسی نیز بر آن تحمیل شود. وی در این زمینه، تحریمها را یکی از عوامل مؤثر بر کاهش منابع عمومی در دسترس علم و پژوهش دانست.
او با توضیح اینکه توسعه علم به حمایت مالی عمومی نیاز دارد، گفت علم فعالیتی زیرساختی و دیربازده است و به همین دلیل، در بسیاری از موارد نمیتوان انتظار داشت بنگاههای اقتصادی بهتنهایی تأمین مالی آن را بر عهده بگیرند. از این منظر، هنگامی که منابع عمومی کشور در نتیجه تحریمها محدود میشود، حمایت از پژوهشها و گرنتهای علمی نیز در معرض کاهش قرار میگیرد؛ بهویژه زمانی که آموزش و پژوهش بهجای سرمایهگذاری، بهعنوان هزینه مصرفی تلقی شوند.
این استاد دانشگاه، محدودبودن تحرک اقتصادی و حضور ناکافی در زنجیرههای ارزش جهانی را از دیگر عوامل مؤثر بر وضعیت علم دانست و توضیح داد که کاهش پویایی اقتصاد، تقاضا برای دانش را نیز محدود میکند. به اعتقاد وی، رونق آموزش عالی و پژوهش با وجود تقاضای مؤثر برای دانش ارتباط دارد و اقتصاد پویا میتواند زمینه استفاده بیشتر از ظرفیتهای دانشگاهی را فراهم کند.
فراستخواه همچنین به گسترش فعالیت مجموعههایی اشاره کرد که به تعبیر وی، به تولید و عرضه «شبهدانش» میپردازند. او معتقد بود بخشی از منابع محدود موجود نیز ممکن است به این فعالیتها اختصاص یابد؛ در حالی که دانشگاه با ظرفیتهای معرفتی، انتقادی، شناختی، فرهنگی و اجتماعی خود، کارکردی فراتر از تولید خدمات قابل مبادله دارد.
متن کامل در لینک زیر: https://telegra.ph/Farasatkhah-10-16
October 16, 2026
نخستین نشست از مجموعه نشستهای تخصصی «بینالمللیشدن آموزش عالی ایران: چالشها و فرصتها» با حضور مقصود فراستخواه، احسان قبول، علی خورسندی و احمدرضا روشن در مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی برگزار شد.
فراستخواه: دانشگاه نباید علاوه بر رنج علمآموزی، رنج دیپلماسی را نیز تحمل کند
مقصود فراستخواه، در سخنرانی خود با موضوع «کنش بین المللی آکادمیک در اکنون ایران»، بحث را با بررسی تأثیر سیاستهای بینالمللی کشور بر وضعیت دانشگاهها آغاز کرد. وی با اشاره به تنشهای موجود در روابط ایران با جهان طی چند دهه گذشته، گفت دانشگاه درون زیستبومی فعالیت میکند که مناسبات آن با جهان با دشواریهایی روبهرو بوده است؛ شرایطی که به گفته او، دانشگاه را نیز متحمل پیامدهای این وضعیت کرده است.
فراستخواه تأکید کرد: دانشگاه رنج علمآموزی و فعالیت علمی را تحمل می کند ونباید علاوه بر آن، رنج ناشی از مشکلات دیپلماسی نیز بر آن تحمیل شود. وی در این زمینه، تحریمها را یکی از عوامل مؤثر بر کاهش منابع عمومی در دسترس علم و پژوهش دانست.
او با توضیح اینکه توسعه علم به حمایت مالی عمومی نیاز دارد، گفت علم فعالیتی زیرساختی و دیربازده است و به همین دلیل، در بسیاری از موارد نمیتوان انتظار داشت بنگاههای اقتصادی بهتنهایی تأمین مالی آن را بر عهده بگیرند. از این منظر، هنگامی که منابع عمومی کشور در نتیجه تحریمها محدود میشود، حمایت از پژوهشها و گرنتهای علمی نیز در معرض کاهش قرار میگیرد؛ بهویژه زمانی که آموزش و پژوهش بهجای سرمایهگذاری، بهعنوان هزینه مصرفی تلقی شوند.
این استاد دانشگاه، محدودبودن تحرک اقتصادی و حضور ناکافی در زنجیرههای ارزش جهانی را از دیگر عوامل مؤثر بر وضعیت علم دانست و توضیح داد که کاهش پویایی اقتصاد، تقاضا برای دانش را نیز محدود میکند. به اعتقاد وی، رونق آموزش عالی و پژوهش با وجود تقاضای مؤثر برای دانش ارتباط دارد و اقتصاد پویا میتواند زمینه استفاده بیشتر از ظرفیتهای دانشگاهی را فراهم کند.
فراستخواه همچنین به گسترش فعالیت مجموعههایی اشاره کرد که به تعبیر وی، به تولید و عرضه «شبهدانش» میپردازند. او معتقد بود بخشی از منابع محدود موجود نیز ممکن است به این فعالیتها اختصاص یابد؛ در حالی که دانشگاه با ظرفیتهای معرفتی، انتقادی، شناختی، فرهنگی و اجتماعی خود، کارکردی فراتر از تولید خدمات قابل مبادله دارد.
متن کامل در لینک زیر: https://telegra.ph/Farasatkhah-10-16
Telegraph
بینالمللیشدن آموزش عالی ایران؛ از محدودیتهای دیپلماسی تا ظرفیتهای کنشگری علمی
نخستین نشست از مجموعه نشستهای تخصصی «بینالمللیشدن آموزش عالی ایران: چالشها و فرصتها» با حضور مقصود فراستخواه، احسان قبول، علی خورسندی و احمدرضا روشن در مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی برگزار شد. https://irphe.ac.ir/files/site1/images/news_3/18/IMG_9521.JPG…
دکتر فراستخواه در دومین رویداد C.talk :
باید در دل آشوب و عدم قطعیت، زندگی را احیا کنیم
دکتر مقصود فراستخواه، صاحبنظر، پژوهشگر و نویسنده برجسته جامعه شناسی، برنامهریزی توسعه و آموزش عالی، با تأکید بر لزوم بالا بردن تحمل ابهام در شرایط عدم قطعیت، راه برونرفت جامعه از تنگناها را فهم ارزش "لحظهی اکنون"، تکیه بر تفکر انتقادی و آفرینش نظمهای خودجوش از دل پیچیدگیها دانست.
پایگاه خبری وبدا-زنجان، دکتر فراستخواه در دومین رویداد C.talk که عصر شنبه 25 مهر با حضور چهرههای علمی، فرهنگی و دانشگاهی و به همت معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی زنجان، در مرکز همایشهای بینالمللی روزبه برگزار شد، با بازخوانی مفهوم عدم قطعیت و پیوند آن با تابآوری ذهنی گفت: اجازه دهید مسئله مواجهه با زندگی و عدم قطعیت را به "تحمل ابهام" بازگردانم. اینکه ما چقدر ظرفیت پذیرش ابهام، ریسک و کار در شرایط نااطمینانی را داریم. تفکر انتقادی، درک پیچیدگی و داشتن ذهنی چندبعدی، یک کیفیت انسانی است که همچون فرموده ارسطو—که نِینواز با نواختن، نِینواز میشود و معمار با ساختن، معمار میگردد—از دل عمل، خطا، آزمون و تکرار انباشت میگردد.
وی با استناد به نظریات استوارت کافمن، زیستشناس نظری و صاحب کتاب At Home in the Universe، به مفهوم "نظم رایگان" اشاره کرد و افزود: انسانهایی که توان زیستن در شرایط عدم قطعیت را دارند، قادرند در لبهها و مرزهای آشوب، نظمهای خودجوش و درونزا خلق کنند. همانطور که نخستین نشانههای حیات سلولی و تکامل خاک توسط باکتریها در دل آشوب کیهانی شکل گرفت و به زایش اکوسیستمها انجامید، زیست انسانی نیز حاصل تابآوری و خلق ساختارهای نو در میانه نایقینیهاست.
این استاد دانشگاه با اشاره به شرایط امروز ایران و تعبیر «عصر خستگی» اظهار کرد: جامعه ایران امروز در عصر خستگی خویش به سر میبرد اما درست در همین نقطه است که نیازمند بازآفرینی امید و احیای زندگی از دل نااطمینانیها هستیم. یکی از کلیدیترین شروط زیست در عدم قطعیت، فهم ارزش لحظه اکنون و توجه به زمان حال است؛ رویکردی که فیلسوفانی چون مارکوس آئورلیوس نیز بر آن صحه گذاشتهاند و بر این باور بودند که زمان اکنون، تنها سرمایه قطعی ما برای اصلاح، تصمیمگیری و آغاز حرکت است.
وی در ادامه با مروری بر میراث فرهنگی و تاریخی ایران تصریح کرد: توجه به "دم" در اندیشه حکیم عمر خیام و مفهوم "ابنالوقت بودن" در جهان عرفانی مولانا و حافظ، شاهدی بر همین توانمندی تاریخی ماست. حافظ در پرآشوبترین دوره تاریخی شیراز—که بر اساس گزارش کتب تاریخی نزدیک به آن زمان، سراسر ناامنی، محاربه و بسته شدن بازارها بود—از همان "زلف پریشان" و آشفتگی زمانه، جهانی از معنا و نظمی زاینده آفرید که قرنهاست آرامبخش خلوت و جلوت ماست. تأسیس نهادهای پیشرویی چون "دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان" نیز نمونهای عینی از خلق نظمی درخشان از دل پیچیدگیها و عدم قطعیتها به شمار میرود.
دکتر فراستخواه در بخش دیگری از سخنانش به تجربه زیستمحیطی و اقتصادی ایرانیان اشاره کرد و گفت: تمدن ما متکی بر کشاورزی دیم و تمدن کاریزی (قنات) بوده است. نیاکان ما با چشم دوختن به آسمانِ نامطمئن و حفر صدها هزار کیلومتر کاریز در دل سنگ و تاریکی زمین، با نایقینیِ طبیعت کلنجار رفتند و تمدنی پایدار را سرریز کردند.
این پژوهشگر پیشکسوت در پایان با اشاره به ذات پویا و غیرقطعی پژوهش علمی خاطرنشان کرد: علم مجموعهای از روشهای معین با نتایجی نامعین است. پژوهشگر هرگز از آغاز نمیداند به چه دستاوردی خواهد رسید؛ اما لحظه زایش ایده و کشف حقیقت (لحظهی "آهان") در بطن همین تقلاها و نااطمینانیها رخ میدهد و باید بیتردید و امیدوارانه در پی حقیقت و بازسازی مسیر دوید.
https://webda.zums.ac.ir/ZrN7
باید در دل آشوب و عدم قطعیت، زندگی را احیا کنیم
دکتر مقصود فراستخواه، صاحبنظر، پژوهشگر و نویسنده برجسته جامعه شناسی، برنامهریزی توسعه و آموزش عالی، با تأکید بر لزوم بالا بردن تحمل ابهام در شرایط عدم قطعیت، راه برونرفت جامعه از تنگناها را فهم ارزش "لحظهی اکنون"، تکیه بر تفکر انتقادی و آفرینش نظمهای خودجوش از دل پیچیدگیها دانست.
پایگاه خبری وبدا-زنجان، دکتر فراستخواه در دومین رویداد C.talk که عصر شنبه 25 مهر با حضور چهرههای علمی، فرهنگی و دانشگاهی و به همت معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی زنجان، در مرکز همایشهای بینالمللی روزبه برگزار شد، با بازخوانی مفهوم عدم قطعیت و پیوند آن با تابآوری ذهنی گفت: اجازه دهید مسئله مواجهه با زندگی و عدم قطعیت را به "تحمل ابهام" بازگردانم. اینکه ما چقدر ظرفیت پذیرش ابهام، ریسک و کار در شرایط نااطمینانی را داریم. تفکر انتقادی، درک پیچیدگی و داشتن ذهنی چندبعدی، یک کیفیت انسانی است که همچون فرموده ارسطو—که نِینواز با نواختن، نِینواز میشود و معمار با ساختن، معمار میگردد—از دل عمل، خطا، آزمون و تکرار انباشت میگردد.
وی با استناد به نظریات استوارت کافمن، زیستشناس نظری و صاحب کتاب At Home in the Universe، به مفهوم "نظم رایگان" اشاره کرد و افزود: انسانهایی که توان زیستن در شرایط عدم قطعیت را دارند، قادرند در لبهها و مرزهای آشوب، نظمهای خودجوش و درونزا خلق کنند. همانطور که نخستین نشانههای حیات سلولی و تکامل خاک توسط باکتریها در دل آشوب کیهانی شکل گرفت و به زایش اکوسیستمها انجامید، زیست انسانی نیز حاصل تابآوری و خلق ساختارهای نو در میانه نایقینیهاست.
این استاد دانشگاه با اشاره به شرایط امروز ایران و تعبیر «عصر خستگی» اظهار کرد: جامعه ایران امروز در عصر خستگی خویش به سر میبرد اما درست در همین نقطه است که نیازمند بازآفرینی امید و احیای زندگی از دل نااطمینانیها هستیم. یکی از کلیدیترین شروط زیست در عدم قطعیت، فهم ارزش لحظه اکنون و توجه به زمان حال است؛ رویکردی که فیلسوفانی چون مارکوس آئورلیوس نیز بر آن صحه گذاشتهاند و بر این باور بودند که زمان اکنون، تنها سرمایه قطعی ما برای اصلاح، تصمیمگیری و آغاز حرکت است.
وی در ادامه با مروری بر میراث فرهنگی و تاریخی ایران تصریح کرد: توجه به "دم" در اندیشه حکیم عمر خیام و مفهوم "ابنالوقت بودن" در جهان عرفانی مولانا و حافظ، شاهدی بر همین توانمندی تاریخی ماست. حافظ در پرآشوبترین دوره تاریخی شیراز—که بر اساس گزارش کتب تاریخی نزدیک به آن زمان، سراسر ناامنی، محاربه و بسته شدن بازارها بود—از همان "زلف پریشان" و آشفتگی زمانه، جهانی از معنا و نظمی زاینده آفرید که قرنهاست آرامبخش خلوت و جلوت ماست. تأسیس نهادهای پیشرویی چون "دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان" نیز نمونهای عینی از خلق نظمی درخشان از دل پیچیدگیها و عدم قطعیتها به شمار میرود.
دکتر فراستخواه در بخش دیگری از سخنانش به تجربه زیستمحیطی و اقتصادی ایرانیان اشاره کرد و گفت: تمدن ما متکی بر کشاورزی دیم و تمدن کاریزی (قنات) بوده است. نیاکان ما با چشم دوختن به آسمانِ نامطمئن و حفر صدها هزار کیلومتر کاریز در دل سنگ و تاریکی زمین، با نایقینیِ طبیعت کلنجار رفتند و تمدنی پایدار را سرریز کردند.
این پژوهشگر پیشکسوت در پایان با اشاره به ذات پویا و غیرقطعی پژوهش علمی خاطرنشان کرد: علم مجموعهای از روشهای معین با نتایجی نامعین است. پژوهشگر هرگز از آغاز نمیداند به چه دستاوردی خواهد رسید؛ اما لحظه زایش ایده و کشف حقیقت (لحظهی "آهان") در بطن همین تقلاها و نااطمینانیها رخ میدهد و باید بیتردید و امیدوارانه در پی حقیقت و بازسازی مسیر دوید.
https://webda.zums.ac.ir/ZrN7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترس مردم
پرتاب از بد دولتی به بی دولتی
بخش هایی از صحبت های دکتر مقصود فراستخواه در دومین رویداد سالانه ی مجموعه ی هشتی با موضوع
«همزیستی در جامعه ی امروز ایران»
برای دیدن ویدیو کامل این رویداد به یوتیوب هشتی سر بزنید.
https://www.youtube.com/watch?v=wNmeHneDpOY
پرتاب از بد دولتی به بی دولتی
بخش هایی از صحبت های دکتر مقصود فراستخواه در دومین رویداد سالانه ی مجموعه ی هشتی با موضوع
«همزیستی در جامعه ی امروز ایران»
برای دیدن ویدیو کامل این رویداد به یوتیوب هشتی سر بزنید.
https://www.youtube.com/watch?v=wNmeHneDpOY
💢موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی برگزار می کند:
📘✨رونمایی و معرفی کتاب:
"سلوک دانش پژوهی در آموزش عالی" (روایت زیسته استادان برجسته ایرانی، رضا منیعی با همکاری حامد کمالی) اثر منتشر شده از موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی
◀️ باحضور راویان کتاب:
🔸 دکتر عباس بازرگان
🔸 دکتر جعفر توفیقی
🔸 دکتر یوسف ثبوتی
🔸 دکتر علی اکبر سیاری
🔸 دکتر حسن طایی
🔸 دکتر نعمت الله فاضلی
🔸 دکتر مقصود فراستخواه
🔸 دکتر زهرا گویا
🔸 دکتر رضا مکنون
🔸 دکتر رضا منصوری
🔸 دکتر گلنار مهران
🔸 دکتر محمود مهرمحمدی
🗓️ زمان: چهارشنبه ۲۹ مهر ماه ۱۴۰۵
⏰ ساعت ۱۰:۰۰ الی ۱۲:۰۰
📍مکان: موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی (خیابان آفریقا- کوچه گلفام- شماره 70)
🌐🔗لینک حضور مجازی:
https://irphe.fararoom.com/ch
📘✨رونمایی و معرفی کتاب:
"سلوک دانش پژوهی در آموزش عالی" (روایت زیسته استادان برجسته ایرانی، رضا منیعی با همکاری حامد کمالی) اثر منتشر شده از موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی
◀️ باحضور راویان کتاب:
🔸 دکتر عباس بازرگان
🔸 دکتر جعفر توفیقی
🔸 دکتر یوسف ثبوتی
🔸 دکتر علی اکبر سیاری
🔸 دکتر حسن طایی
🔸 دکتر نعمت الله فاضلی
🔸 دکتر مقصود فراستخواه
🔸 دکتر زهرا گویا
🔸 دکتر رضا مکنون
🔸 دکتر رضا منصوری
🔸 دکتر گلنار مهران
🔸 دکتر محمود مهرمحمدی
🗓️ زمان: چهارشنبه ۲۹ مهر ماه ۱۴۰۵
⏰ ساعت ۱۰:۰۰ الی ۱۲:۰۰
📍مکان: موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی (خیابان آفریقا- کوچه گلفام- شماره 70)
🌐🔗لینک حضور مجازی:
https://irphe.fararoom.com/ch
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
1.حقیقت، 2.فضیلت، 3.شفقت و 4.احترام به زندگی
لوگوس، اتوس ، پاتوس و بایوس
فراستخواه در نشست هشتی باعنوان «همزیستی»، مهر 1405
لوگوس، اتوس ، پاتوس و بایوس
فراستخواه در نشست هشتی باعنوان «همزیستی»، مهر 1405
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مقصود فراستخواه جامعهشناس ایرانی، استاد برنامهریزی توسعه آموزش عالی و صاحب «نظریه کنشگران مرزی» است که در لیست پژوهشگران پراستناد دو درصد برتر دنیا و استاد نمونه کشوری قرار دارد. وی برنده جوایز معتبری همچون جایزه ترویج علم، نشان دهخدا، جایزه فارابی و نشان علوم اجتماعی دکتر غلامحسین صدیقی شده است.
دکتر مقصود فراستخواه توضیح میدهد که چگونه نگرش ایدئولوژیک با ایجاد انسجام کاذب، ارتباط جامعه را با واقعیتها قطع کرده و به «ناشنوایی سیستماتیک» میانجامد. او هشدار میدهد که این الگوی فکری باعث میشود به جای ریشهیابی واقعی مشکلات، همواره به دنبال سرنخ دشمن و فتنه باشیم. به باور وی، راه برونرفت از این وضعیت، جدی گرفتن صداهای مختلف، شنیدن نقدها و تعهد به تغییرات واقعی است.
https://t.me/artebox
دکتر مقصود فراستخواه توضیح میدهد که چگونه نگرش ایدئولوژیک با ایجاد انسجام کاذب، ارتباط جامعه را با واقعیتها قطع کرده و به «ناشنوایی سیستماتیک» میانجامد. او هشدار میدهد که این الگوی فکری باعث میشود به جای ریشهیابی واقعی مشکلات، همواره به دنبال سرنخ دشمن و فتنه باشیم. به باور وی، راه برونرفت از این وضعیت، جدی گرفتن صداهای مختلف، شنیدن نقدها و تعهد به تغییرات واقعی است.
https://t.me/artebox
Forwarded from
⚡چاپ دوم منتشر شد...
📚ضیافت کلمات
🔸️نویسنده: مقصود فراستخواه
🔸️تصویرگر: شاهمقصود تیموری
🔸️تعداد صفحات: ۱۵۲ ص، مصور + پیوست صوتی
🔸️مشخصات: پالتویی، شومیز
🔸️ناشر: همرخ، ۱۴۰۵
این کتاب حدیت نفس نویسندهای است که با زبان دل، درونیات و تأملات وجودیاش را از خلوت ذهن به روی کاغذ آورده و در «ضیافت کلمات»، با خود و خواننده سخن میگوید. وی در این کتاب، عواطفش را با ژرفایی فلسفی در هم میآمیزد و دلمشغولیاش را به سرگذشت و سرنوشت انسان ایرانی در این روزگار پر التهاب، دستمایهای برای نوشتن میکند. باشد که از دل این نوشتهها راهی به قلب مردمان بگشاید.
این هفتاد یادداشت دلنوشتههای اندیشمندی است که یک دم از حال دل مردم و روزگارشان غافل نبوده و هر چه گفته و هر چه نوشته، گواهی است بر دلمشغولیهایش برای ایران و ایرانی و تقلایش برای گشودن روزنی از نور در دل تاریکی.
امید که ترکیب متن و تصویر و صوت، که با صدای دلنشین نویسنده همراه شده، در دل خوانندگان نقشی از عاطفه و معنا بیافریند و در این ایام پر افتتان، مرهمی باشد بر دلهای زخمخورده و جانهای رنجدیده مردمانمان.
🛒https://hamrokh.com/kala/ziafat-e-kalamat/
📚ضیافت کلمات
🔸️نویسنده: مقصود فراستخواه
🔸️تصویرگر: شاهمقصود تیموری
🔸️تعداد صفحات: ۱۵۲ ص، مصور + پیوست صوتی
🔸️مشخصات: پالتویی، شومیز
🔸️ناشر: همرخ، ۱۴۰۵
این کتاب حدیت نفس نویسندهای است که با زبان دل، درونیات و تأملات وجودیاش را از خلوت ذهن به روی کاغذ آورده و در «ضیافت کلمات»، با خود و خواننده سخن میگوید. وی در این کتاب، عواطفش را با ژرفایی فلسفی در هم میآمیزد و دلمشغولیاش را به سرگذشت و سرنوشت انسان ایرانی در این روزگار پر التهاب، دستمایهای برای نوشتن میکند. باشد که از دل این نوشتهها راهی به قلب مردمان بگشاید.
این هفتاد یادداشت دلنوشتههای اندیشمندی است که یک دم از حال دل مردم و روزگارشان غافل نبوده و هر چه گفته و هر چه نوشته، گواهی است بر دلمشغولیهایش برای ایران و ایرانی و تقلایش برای گشودن روزنی از نور در دل تاریکی.
امید که ترکیب متن و تصویر و صوت، که با صدای دلنشین نویسنده همراه شده، در دل خوانندگان نقشی از عاطفه و معنا بیافریند و در این ایام پر افتتان، مرهمی باشد بر دلهای زخمخورده و جانهای رنجدیده مردمانمان.
🛒https://hamrokh.com/kala/ziafat-e-kalamat/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🏫مدرسه یا کارخانهی تکلیف؟
به روایت:
«دکتر مقصود فراستخواه»؛
جامعهشناس و استاد دانشگاه
کاری از:
مرکز آیندهنگاری آموختن (#مانا)
به روایت:
«دکتر مقصود فراستخواه»؛
جامعهشناس و استاد دانشگاه
کاری از:
مرکز آیندهنگاری آموختن (#مانا)