Forwarded from MHMD Moeini
از متن بیانیه تحلیلی کانون صنفی معلمان در محکومیت وقایع خشونت آمیز اخیر در برخی مدارس کشور #HelpNeda
.
متاسفانه در هفته های گذشته اخباری در رسانه ها مبنی بر خشونت در مدارس از سوی برخی معلمان مطرح گردید - صرف نظر از زمان مطرح شدن خبر- در این میان خبر آزار جنسی ندا دختر زنجانی توجه افکار عمومی را بیش از همه به خود جلب نمود. بعد از تکذیب های اولیه، روشن شد که پرونده ای در این زمینه گشوده شده است و گویی دعوا بر سر وجه تسمیه این شکل از خشونت هولناک از سوی مرجع قضایی است و تفسیر اینکه آیا این فاجعه رابطه نامشروع است یا تجاوز به عنف؛و اصل مطلب که خشونت جنسی رخ داده است به محاق رفته است. ما پاسخ به این مباحث را به حقوقدان های مستقل می سپاریم و بر این نکته تاکید می کنیم که در ساختار نظام آموزشی با ویژگی های موجود وقوع این حوادث گریز ناپذیر است.
متاسفانه آزار جنسی کودکان در مدرسه پیش از این هم رخ داده ولی هرگز با آن به صورت ریشه ای برخورد نشده است. سیاست های معمول تاکنون کتمان در مرحله اولیه تا پند و نصیحت و تذکر اخلاقی در مراحل بعدی است. هر چند ممکن است فرد متعرض نیز مجازات گردد ولی به اعتقاد ما بدون برخورد ریشه ای با مسئله خشونت و تحقیق و پژوهش در این زمینه و ارایه راهکارهای مناسب، امکان رخ دادن این نوع رفتارهای غیرانسانی در آینده نیز زیاد است.
.
متاسفانه در هفته های گذشته اخباری در رسانه ها مبنی بر خشونت در مدارس از سوی برخی معلمان مطرح گردید - صرف نظر از زمان مطرح شدن خبر- در این میان خبر آزار جنسی ندا دختر زنجانی توجه افکار عمومی را بیش از همه به خود جلب نمود. بعد از تکذیب های اولیه، روشن شد که پرونده ای در این زمینه گشوده شده است و گویی دعوا بر سر وجه تسمیه این شکل از خشونت هولناک از سوی مرجع قضایی است و تفسیر اینکه آیا این فاجعه رابطه نامشروع است یا تجاوز به عنف؛و اصل مطلب که خشونت جنسی رخ داده است به محاق رفته است. ما پاسخ به این مباحث را به حقوقدان های مستقل می سپاریم و بر این نکته تاکید می کنیم که در ساختار نظام آموزشی با ویژگی های موجود وقوع این حوادث گریز ناپذیر است.
متاسفانه آزار جنسی کودکان در مدرسه پیش از این هم رخ داده ولی هرگز با آن به صورت ریشه ای برخورد نشده است. سیاست های معمول تاکنون کتمان در مرحله اولیه تا پند و نصیحت و تذکر اخلاقی در مراحل بعدی است. هر چند ممکن است فرد متعرض نیز مجازات گردد ولی به اعتقاد ما بدون برخورد ریشه ای با مسئله خشونت و تحقیق و پژوهش در این زمینه و ارایه راهکارهای مناسب، امکان رخ دادن این نوع رفتارهای غیرانسانی در آینده نیز زیاد است.
✳️ درخواست مهناز افشار از رییسجمهوری درباره پرونده ندا
#HelpNeda
📌 https://twitter.com/AfsharMahnaz/status/732207340255084544
@mmoeeni1
#HelpNeda
📌 https://twitter.com/AfsharMahnaz/status/732207340255084544
@mmoeeni1
🔴 روزنامه "جهان صنعت" کارخوبی کرده؛یک میزگرد برگزار کرده با حضور معلمان و درباره پرونده #ندا حرفای خوبی ردوبدل شده: http://goo.gl/h9TQor
#HelpNeda
#HelpNeda
🐦 تقریبا 20 دقیقه و 140 عکس ...
کبوتر آمده بود؛ راه میرفت و نوک میزد به اینجا و آنجا، خیلی خوشگل بود ... بدو رفتم دوربین را آوردم؛ عکس پشت عکس. این همه به کبوتری نزدیک نشده بودم تا به حال ... اگر وسوسهی گیر انداختناش توسط همکاری نبود، پَرَش نمیدادم برود، برود دورتر، امنتر ... دور از ما آدمها.
📷 شش عکس 👇
@mmoeeni1
کبوتر آمده بود؛ راه میرفت و نوک میزد به اینجا و آنجا، خیلی خوشگل بود ... بدو رفتم دوربین را آوردم؛ عکس پشت عکس. این همه به کبوتری نزدیک نشده بودم تا به حال ... اگر وسوسهی گیر انداختناش توسط همکاری نبود، پَرَش نمیدادم برود، برود دورتر، امنتر ... دور از ما آدمها.
📷 شش عکس 👇
@mmoeeni1
☠ احمدینژاد یکشنبه آینده میآید زنجان؛ از حالا خیز برداشته برای انتخابات سال بعد.
🔹 آبان سال 87 برای سفر استانی آمده بود زنجان؛ حرفی از آن قماش حرفهای انقلابیاش زده بود. همان موقع من یادداشت زیر را نوشته بودم در وبلاگم. حالا به میمنت آلودن دوباره شهر، تقدیم میکنم به خصوص به آنانی که از عفونت روزهای بودن او، فربه شدند.
http://goo.gl/RgIKcG
🔹به عنون یک زنجانی انگار دنیا روی سرم خراب شد، فرو رفتم در اقیانوس خجالت و شرم وقتی که شنیدم آقای رییسجمهورمان گفته که با چاقویی که تاکید میکند "زنجانی" است، قرار است دست و پای کسانی بریده شود! این چه طرز حرفزدنی است آخر؟ زنجانی کدام چاقو را برای بریدن دست و پا و دریدن شکم درست کرده که دومیاش را دست احمدینژاد داده باشد؟ زنجانی یک بار به تیزی چاقویش افتخار نمیکند که به دقت صنعتکارانش در به هم آمیختن صنعت و هنر چاقوسازی بالیده. هنرمند زنجانی قداره و ساطور برای آدمکشی نمیسازد. با آن همه موشک و توپ و تانکی که میسازید این دیگر چه بازی تهوعآوری است که سر آبروی مردم یک دیار در میآورید؟ آقای رییسجمهور! چشمانت را بیشتر باز کن و گوشات را هم؛ سی و پنج کیلومتر دورتر از زنجان شهر کوچکی است که بزرگترین گنبد آجری جهان را هفتصد سال پیش در آن ساختهاند. سلطانیه را میگویم. مغول آمد برای غارت و تجاوز و قتل ولی ایرانیجماعت که جانهای بسیاری را زیر سُم اسبان مغولها از دست داد، کار را به جایی رساند که اُلجایتوی مغول، شیعه شد و اسمش را تغییر داد به "محمد خدابنده" و این سلطان تازه شیعه، گنبد سلطانیه را ساخت و برای تاریخ در همین جایی که شما چاقوهایشان را نشناختهاید و با آنها بازیتان گرفته، پیروزی اندیشه بر شمشیر ثبت شد ...
آقای احمدینژاد! قبل از این که پایت را از زنجان بیرون بگذاری، از مردم زنجان عذرخواهی کن!
🍃 در وبلاگ: http://goo.gl/PptLSc
@mmoeeni1
🔹 آبان سال 87 برای سفر استانی آمده بود زنجان؛ حرفی از آن قماش حرفهای انقلابیاش زده بود. همان موقع من یادداشت زیر را نوشته بودم در وبلاگم. حالا به میمنت آلودن دوباره شهر، تقدیم میکنم به خصوص به آنانی که از عفونت روزهای بودن او، فربه شدند.
http://goo.gl/RgIKcG
🔹به عنون یک زنجانی انگار دنیا روی سرم خراب شد، فرو رفتم در اقیانوس خجالت و شرم وقتی که شنیدم آقای رییسجمهورمان گفته که با چاقویی که تاکید میکند "زنجانی" است، قرار است دست و پای کسانی بریده شود! این چه طرز حرفزدنی است آخر؟ زنجانی کدام چاقو را برای بریدن دست و پا و دریدن شکم درست کرده که دومیاش را دست احمدینژاد داده باشد؟ زنجانی یک بار به تیزی چاقویش افتخار نمیکند که به دقت صنعتکارانش در به هم آمیختن صنعت و هنر چاقوسازی بالیده. هنرمند زنجانی قداره و ساطور برای آدمکشی نمیسازد. با آن همه موشک و توپ و تانکی که میسازید این دیگر چه بازی تهوعآوری است که سر آبروی مردم یک دیار در میآورید؟ آقای رییسجمهور! چشمانت را بیشتر باز کن و گوشات را هم؛ سی و پنج کیلومتر دورتر از زنجان شهر کوچکی است که بزرگترین گنبد آجری جهان را هفتصد سال پیش در آن ساختهاند. سلطانیه را میگویم. مغول آمد برای غارت و تجاوز و قتل ولی ایرانیجماعت که جانهای بسیاری را زیر سُم اسبان مغولها از دست داد، کار را به جایی رساند که اُلجایتوی مغول، شیعه شد و اسمش را تغییر داد به "محمد خدابنده" و این سلطان تازه شیعه، گنبد سلطانیه را ساخت و برای تاریخ در همین جایی که شما چاقوهایشان را نشناختهاید و با آنها بازیتان گرفته، پیروزی اندیشه بر شمشیر ثبت شد ...
آقای احمدینژاد! قبل از این که پایت را از زنجان بیرون بگذاری، از مردم زنجان عذرخواهی کن!
🍃 در وبلاگ: http://goo.gl/PptLSc
@mmoeeni1
🌑 سیاه را سیاه نشان میدهند
https://goo.gl/ftMCU5
🔹 اول: بارها گفتهام، و در مجالی هم (وقتی که سهامداران و غنیمتخواهان ستاد انتخاباتی روحانی در زنجان، جمشید انصاری را محاصره کرده بودند و اُرد میدادند) نوشتم که زنجان هیچگاه استانداری با رزومهای درخشان و قویتر از جمشید انصاری به خود ندیده است و احتمالا نخواهد هم دید. همان موقع هم دلایلش را نوشتم (جای تکرارش اینجا نیست). الان هم باز بر همین عقیدهام. این فقره را نوشتم تا بروم سر اصل کار و یک نقد!
.
🔹 دوم: استاندار زنجان در نخستین نشست خبری خود بعد از رسانهای شدن خبر آزارجنسی ندا، در این باره موضعگیری کرده است. من این موضعگیری را به دو بخش تقسیم میکنم؛ بخش منطقی آن و بخش حیرتانگیز آن! در بخش نخست این گفته را میپذیریم که رسانه و مردم در استخدام کلمات برای گزارش حال و رویداد، باید به بار حقوقی کلمات توجه داشته باشند، میپذیریم که آیین دادرسی برای حفظ حقوق شاکی و متشاکی است و باید روال قانونی طی شود، میپذیریم که فضای رسانهای استان، ضعفهای گاه به شدت جدی و حتی ساختاری دارد که شاید امید "اصلاح" را ناامید، کند اما در دیگر سو، تخطئه رسانهای کردن ماجرای آزار ندا به این بهانه که گزارش این رخداد، به نام "زنجان" تمام شده و نه روستای قرهمحمد در بزینهرود خدابنده، حیرت و سوالبرانگیز است که واقعا جناب استاندار نگران چیست؟
جمشید انصاری گفته است: «بعضا فکر میکنیم، نامآور شدن ولو به قیمت بدنامی چیز خوبی است، ما نباید به قیمت دادن هزینههای زیاد شهر خودمان را سر زبانها بیندازیم، شهرهایی که عاقلانه رفتار میکنند این کار را نمیکنند، این اتفاق (آزار جنسی دختر دانشآموز توسط معلم) در بزینهرود افتاده ولی خبر رسانهها به نام زنجان کار شده، هر چند ممکن است در داخل خبر به نام بزینهرود هم اشاره شده باشد اما تیتری که کار شده به نام زنجان کار شده در حالیکه شهر زنجان هیچ نقشی در این حادثه نداشته و ولی آدمهایی که هیچ احترامی برای شهر و مردم خود قائل نیستند و یک اتفاقی که در جای دیگر روی داده به نام زنجان منتشر میکنند، نباید توقع داشته باشند که قضاوت کشور روی این قضیه خوب نخواهد بود روی بحث کاهش گردشگری نیز موثر خواهد بود ... شورای شهر وظیفه دفاع از هویت، حرمت و از پاکی مردم این شهر را عهده دارد.»!
در همین چند جمله، وی نیتخوانی کرده (رسانهای کردن خبر برای شهرتجویی بوده!)، تهمت زده («آدمهایی که هیچ احترامی برای شهر و مردم خود قائل نیستند»)، شوخی جالبی کرده (رسانهای کردن این رویداد، روی بحث گردشگری موثر خواهد بود) و تحریک کرده (شورای شهر را)!
.
🔹 سوم: دغدغه اگر لکه دار شدن نام زنجان است، استاندار محترم باید بدانند:
الف) هنوز رکورد خرداد 87 جستجوی نام "زنجان" در اینترنت شکسته نشده؛ همان روزهایی که یک استاد دانشگاه زنجان در خلوت آن کار دیگر با دانشجویی دختر کرده بود. این را سرویس "ترند گوگل" شهادت میدهد؛ ادعایی توخالی نیست. کدام تحقیق و کدام شواهد نشان داد این ماجرا کل شهر زنجان را زیر سوال برد؟ از قضا آنچه خاطرها را آزرد عطوفت نسبی با آن مدرس دانشگاه و درشتی با دانشجویان معترض بود.
ب) گناه مردم روستاها و شهرهای دیگر استان چیست که نام استانشان با نام مرکز استان یکی است؟ بعید است استان زنجان بهشت باشد (یا بشود) و هیچ رخداد تلخی در آن رخ ندهد، با این حال اگر اصراری هست که همه خبرها، خبرهای خوب باشد و زنجان همچنان در پروپاگاندای "پایتخت شور و شعور حسینی" شناور باشد، اسم استان را تغییر بدهند که فردا اگر در قریه قرهمحمد، خبر بد دیگری بود، اسم مرکز استان ملکوک نشود؛ که سرمایهها و گردشگرها فرار نکنند.
.
🔹 چهارم: مگر همه کسانی که دست هنرمندان و خبرنگاران را برای گزارش واقع امور جامعه بستهاند (در همه جای عالم) چند بهانه دیگر غیر از "منع سیاهنمایی" داشتهاند؟ این البته که نفی رعایت قانون و التفات به بار حقوقی کلمات نیست.
.
🔹 پنجم: به جای چنین حاشیهپردازیها، دولت اعلام کند برای حمایت از دختری آسیبدیده از دختران این سرزمین به واسطه رفتار یکی از کارکنانش، چه کرده است؟ دختری که خانوادهاش شکایت و فغان را بر لالمانی ترجیح دادهاند.
.
🔸 پ.ن: اینک آیا دلیل بیعملی برخی رسانههای استان در پوشش خبری پرونده ندا، روشنتر نشده است؟!
#HelpNeda
📝 کانال شین 👈 @mmoeeni1
🔸 عکس: مدرسه روستای قرهمحمد در ایران!
🔸 منبع اظهارات استاندار زنجان: http://goo.gl/ewteZg
https://goo.gl/ftMCU5
🔹 اول: بارها گفتهام، و در مجالی هم (وقتی که سهامداران و غنیمتخواهان ستاد انتخاباتی روحانی در زنجان، جمشید انصاری را محاصره کرده بودند و اُرد میدادند) نوشتم که زنجان هیچگاه استانداری با رزومهای درخشان و قویتر از جمشید انصاری به خود ندیده است و احتمالا نخواهد هم دید. همان موقع هم دلایلش را نوشتم (جای تکرارش اینجا نیست). الان هم باز بر همین عقیدهام. این فقره را نوشتم تا بروم سر اصل کار و یک نقد!
.
🔹 دوم: استاندار زنجان در نخستین نشست خبری خود بعد از رسانهای شدن خبر آزارجنسی ندا، در این باره موضعگیری کرده است. من این موضعگیری را به دو بخش تقسیم میکنم؛ بخش منطقی آن و بخش حیرتانگیز آن! در بخش نخست این گفته را میپذیریم که رسانه و مردم در استخدام کلمات برای گزارش حال و رویداد، باید به بار حقوقی کلمات توجه داشته باشند، میپذیریم که آیین دادرسی برای حفظ حقوق شاکی و متشاکی است و باید روال قانونی طی شود، میپذیریم که فضای رسانهای استان، ضعفهای گاه به شدت جدی و حتی ساختاری دارد که شاید امید "اصلاح" را ناامید، کند اما در دیگر سو، تخطئه رسانهای کردن ماجرای آزار ندا به این بهانه که گزارش این رخداد، به نام "زنجان" تمام شده و نه روستای قرهمحمد در بزینهرود خدابنده، حیرت و سوالبرانگیز است که واقعا جناب استاندار نگران چیست؟
جمشید انصاری گفته است: «بعضا فکر میکنیم، نامآور شدن ولو به قیمت بدنامی چیز خوبی است، ما نباید به قیمت دادن هزینههای زیاد شهر خودمان را سر زبانها بیندازیم، شهرهایی که عاقلانه رفتار میکنند این کار را نمیکنند، این اتفاق (آزار جنسی دختر دانشآموز توسط معلم) در بزینهرود افتاده ولی خبر رسانهها به نام زنجان کار شده، هر چند ممکن است در داخل خبر به نام بزینهرود هم اشاره شده باشد اما تیتری که کار شده به نام زنجان کار شده در حالیکه شهر زنجان هیچ نقشی در این حادثه نداشته و ولی آدمهایی که هیچ احترامی برای شهر و مردم خود قائل نیستند و یک اتفاقی که در جای دیگر روی داده به نام زنجان منتشر میکنند، نباید توقع داشته باشند که قضاوت کشور روی این قضیه خوب نخواهد بود روی بحث کاهش گردشگری نیز موثر خواهد بود ... شورای شهر وظیفه دفاع از هویت، حرمت و از پاکی مردم این شهر را عهده دارد.»!
در همین چند جمله، وی نیتخوانی کرده (رسانهای کردن خبر برای شهرتجویی بوده!)، تهمت زده («آدمهایی که هیچ احترامی برای شهر و مردم خود قائل نیستند»)، شوخی جالبی کرده (رسانهای کردن این رویداد، روی بحث گردشگری موثر خواهد بود) و تحریک کرده (شورای شهر را)!
.
🔹 سوم: دغدغه اگر لکه دار شدن نام زنجان است، استاندار محترم باید بدانند:
الف) هنوز رکورد خرداد 87 جستجوی نام "زنجان" در اینترنت شکسته نشده؛ همان روزهایی که یک استاد دانشگاه زنجان در خلوت آن کار دیگر با دانشجویی دختر کرده بود. این را سرویس "ترند گوگل" شهادت میدهد؛ ادعایی توخالی نیست. کدام تحقیق و کدام شواهد نشان داد این ماجرا کل شهر زنجان را زیر سوال برد؟ از قضا آنچه خاطرها را آزرد عطوفت نسبی با آن مدرس دانشگاه و درشتی با دانشجویان معترض بود.
ب) گناه مردم روستاها و شهرهای دیگر استان چیست که نام استانشان با نام مرکز استان یکی است؟ بعید است استان زنجان بهشت باشد (یا بشود) و هیچ رخداد تلخی در آن رخ ندهد، با این حال اگر اصراری هست که همه خبرها، خبرهای خوب باشد و زنجان همچنان در پروپاگاندای "پایتخت شور و شعور حسینی" شناور باشد، اسم استان را تغییر بدهند که فردا اگر در قریه قرهمحمد، خبر بد دیگری بود، اسم مرکز استان ملکوک نشود؛ که سرمایهها و گردشگرها فرار نکنند.
.
🔹 چهارم: مگر همه کسانی که دست هنرمندان و خبرنگاران را برای گزارش واقع امور جامعه بستهاند (در همه جای عالم) چند بهانه دیگر غیر از "منع سیاهنمایی" داشتهاند؟ این البته که نفی رعایت قانون و التفات به بار حقوقی کلمات نیست.
.
🔹 پنجم: به جای چنین حاشیهپردازیها، دولت اعلام کند برای حمایت از دختری آسیبدیده از دختران این سرزمین به واسطه رفتار یکی از کارکنانش، چه کرده است؟ دختری که خانوادهاش شکایت و فغان را بر لالمانی ترجیح دادهاند.
.
🔸 پ.ن: اینک آیا دلیل بیعملی برخی رسانههای استان در پوشش خبری پرونده ندا، روشنتر نشده است؟!
#HelpNeda
📝 کانال شین 👈 @mmoeeni1
🔸 عکس: مدرسه روستای قرهمحمد در ایران!
🔸 منبع اظهارات استاندار زنجان: http://goo.gl/ewteZg
Forwarded from Deleted Account
آیین رونمایی از فیلم مستند«نهنگی در تنگ»/دوشنبه سوم خرداد،ساعت 17:30/تهران فرهنگسرای نیاوران/با حضور عوامل و بازیگر فیلم
✅ @hossein_najjari
✅ @hossein_najjari
👻 آقای احمدینژاد! بهجای دورهگردی در شهرستانها، یه تکپا نمیرید #ونزوئلا، هم تجدید دیدار با والده چاوز باشه هم رویت نتایج مدیریت انقلابی؟ 😉
https://goo.gl/L0naMw
@mmoeeni1
https://goo.gl/L0naMw
@mmoeeni1