@modireweb
🔘تفاوت بازاریابی محتوا و تبلیغات
استراتژی بازاریابی محتوا بیشتر جذب کننده است تا تهاجمی، محتوا هرگز مزاحمت ایجاد نمیکند بلکه باعث جذب افراد می گردد.
انسان امروز، تحت هجوم گسترده تبلیغات قرار گرفته است. اگر زمانی تبلیغات میتوانست (هرچند برای کوتاهمدت) مزیت رقابتی ایجاد کند و موجب افزایش سهم بازار شود، امروز برای بسیاری از شرکتها و سازمانها، صرفا عامل همپایی در رقابت است. یعنی وقتی همه تبلیغ میکنند، شما نیز تبلیغ میکنید تا دست کم مشتریهای فعلی را از دست ندهید.
🔆 در این موارد قدری تأمل کنید:
1- امروزه هجوم گسترده تبلیغات موجوب سردرگمی یا کم توجهی افراد به تبلیغات مرسوم شده است.
2- مشتریان بیشتر از گذشته به دنبال کسب اطلاعات مفید در مورد محصولات و برندهای مختلف هستند.
3- برای کسب اطلاعات مورد نیاز خود در گوگل سرچ می کنند.
4- نظرات دیگران همچنان یکی از مهمترین عوامل تصمیم گیری مشتریان است
🌟 اینجاست که مزایای محتوا وارد می شود:
1- محتوای با کیفیت در سایتی که سئوی خوبی داشته باشد، جستجوگران گوگل را جذب می کند.
2- محتوای خوب اگر در شبکههای اجتماعی پخش شود، حکم تبلیغ دهان به دهان را دارد.
پس امروزه بازاریابی محتوا برگ برنده در رقابت است. و به این نکته نیز توجه کنید که در بلند مدت هزینههای بازاریابی محتوا به مراتب کمتر از هزینههای تبلیغات است.
🔘تفاوت بازاریابی محتوا و تبلیغات
استراتژی بازاریابی محتوا بیشتر جذب کننده است تا تهاجمی، محتوا هرگز مزاحمت ایجاد نمیکند بلکه باعث جذب افراد می گردد.
انسان امروز، تحت هجوم گسترده تبلیغات قرار گرفته است. اگر زمانی تبلیغات میتوانست (هرچند برای کوتاهمدت) مزیت رقابتی ایجاد کند و موجب افزایش سهم بازار شود، امروز برای بسیاری از شرکتها و سازمانها، صرفا عامل همپایی در رقابت است. یعنی وقتی همه تبلیغ میکنند، شما نیز تبلیغ میکنید تا دست کم مشتریهای فعلی را از دست ندهید.
🔆 در این موارد قدری تأمل کنید:
1- امروزه هجوم گسترده تبلیغات موجوب سردرگمی یا کم توجهی افراد به تبلیغات مرسوم شده است.
2- مشتریان بیشتر از گذشته به دنبال کسب اطلاعات مفید در مورد محصولات و برندهای مختلف هستند.
3- برای کسب اطلاعات مورد نیاز خود در گوگل سرچ می کنند.
4- نظرات دیگران همچنان یکی از مهمترین عوامل تصمیم گیری مشتریان است
🌟 اینجاست که مزایای محتوا وارد می شود:
1- محتوای با کیفیت در سایتی که سئوی خوبی داشته باشد، جستجوگران گوگل را جذب می کند.
2- محتوای خوب اگر در شبکههای اجتماعی پخش شود، حکم تبلیغ دهان به دهان را دارد.
پس امروزه بازاریابی محتوا برگ برنده در رقابت است. و به این نکته نیز توجه کنید که در بلند مدت هزینههای بازاریابی محتوا به مراتب کمتر از هزینههای تبلیغات است.
آیا با قانون هشتاد بیست آشنا هستید؟
در سال ۱۹۰۶ یک اقتصاد دان ایتالیایی به نام ویلفردوپارتو در حین تحقیقات راجع به ثروت در ایتالیا متوجه شد که ۸۰ درصد ثروت کشور در دست ۲۰ درصد افراد کشور است.او ۲۰ درصد با نفوذ و ثروتمند را * اقلیت مهم *و بقیه ۸۰ درصد جمعیت جامعه را * اکثریت کم اهمیت نامید * بسیاری از محققان این پدیده را در امور تخصصی خود مورد بررسی قرار دادند و به نتایج مشابه جالبی رسیدند.پیشتاز مدیریت کیفیت دکتر ژزف جوران که در سال ۱۹۴۰ در امریکا می زیست یک اصل جهان مشمول را شناسایی کرد و ان را به پارتو نسبت داد.او این اصل را اصل پارتو یا قانون ۲۰/۸۰ نامید.
قانون مذکور یکی از مفیدترین مفاهیم موجود در زمینه مدیریت و زندگی است.به مثال های زیر توجه کنید:
۸۰ درصد سود شما مربوط به ۲۰درصد از محصولات یا خدمات شما است.
۸۰ درصد بیماران دچار۲۰ درصد بیماری ها میشوند.
۸۰ درصد انبار شما از ۲۰ درصد لوازم شما پر شده است.
۸۰ درصد تصادفات مربوط به ۲۰ درصد جرایم رانندگی است.
۸۰ درصد شاخص سهام مربوط به ۲۰ درصد شرکت ها
۸۰ درصد مشکلات پرسنلی سازمان شما مربوط به ۲۰ درصد کارکنان است.
جمله طلایی:
۸۰درصد موفقیت مربوط به ۲۰ درصد فعالیت شماست.شما اغلب افرادی را میبینید که در تمام مدت کار میکنند اما ظاهرا کار زیادی انجام نمیدهند اما انجام یک یا دو کار اصلی را به بعد موکول میکنند.
قاعده کلی ۲۰/۸۰ میتواند به عنوان یک یاداوری روزانه در خدمت شما باشد و به ما یاداوار شود که ۸۰ درصد زمان و انرژی خود را بر ۲۰ درصد انچه واقعا مهم است متمرکز کنیم.
بدین منظور قبل از شروع هر کاری از خود بپرسید:
آیا این کار در زمره بیست درصد مهم است یا هشتاد درصد کم اهمیت؟
تنها هوشمندانه کار کردن کافی نیست بلکه باید هوشمندانه به روی چیزهای درست و مهم تمرکز کنید.
در سال ۱۹۰۶ یک اقتصاد دان ایتالیایی به نام ویلفردوپارتو در حین تحقیقات راجع به ثروت در ایتالیا متوجه شد که ۸۰ درصد ثروت کشور در دست ۲۰ درصد افراد کشور است.او ۲۰ درصد با نفوذ و ثروتمند را * اقلیت مهم *و بقیه ۸۰ درصد جمعیت جامعه را * اکثریت کم اهمیت نامید * بسیاری از محققان این پدیده را در امور تخصصی خود مورد بررسی قرار دادند و به نتایج مشابه جالبی رسیدند.پیشتاز مدیریت کیفیت دکتر ژزف جوران که در سال ۱۹۴۰ در امریکا می زیست یک اصل جهان مشمول را شناسایی کرد و ان را به پارتو نسبت داد.او این اصل را اصل پارتو یا قانون ۲۰/۸۰ نامید.
قانون مذکور یکی از مفیدترین مفاهیم موجود در زمینه مدیریت و زندگی است.به مثال های زیر توجه کنید:
۸۰ درصد سود شما مربوط به ۲۰درصد از محصولات یا خدمات شما است.
۸۰ درصد بیماران دچار۲۰ درصد بیماری ها میشوند.
۸۰ درصد انبار شما از ۲۰ درصد لوازم شما پر شده است.
۸۰ درصد تصادفات مربوط به ۲۰ درصد جرایم رانندگی است.
۸۰ درصد شاخص سهام مربوط به ۲۰ درصد شرکت ها
۸۰ درصد مشکلات پرسنلی سازمان شما مربوط به ۲۰ درصد کارکنان است.
جمله طلایی:
۸۰درصد موفقیت مربوط به ۲۰ درصد فعالیت شماست.شما اغلب افرادی را میبینید که در تمام مدت کار میکنند اما ظاهرا کار زیادی انجام نمیدهند اما انجام یک یا دو کار اصلی را به بعد موکول میکنند.
قاعده کلی ۲۰/۸۰ میتواند به عنوان یک یاداوری روزانه در خدمت شما باشد و به ما یاداوار شود که ۸۰ درصد زمان و انرژی خود را بر ۲۰ درصد انچه واقعا مهم است متمرکز کنیم.
بدین منظور قبل از شروع هر کاری از خود بپرسید:
آیا این کار در زمره بیست درصد مهم است یا هشتاد درصد کم اهمیت؟
تنها هوشمندانه کار کردن کافی نیست بلکه باید هوشمندانه به روی چیزهای درست و مهم تمرکز کنید.
@modireweb
مدیریت زمان برای مدیران
۱. ابتدای هفته تمام کارهای مهمی که باید طی هفته انجام شود را بنویسید. حداقل یک کار غیرفوری در فهرستان بنویسید که باعث رشد یا بهبود کارتان میشود.
۲. هر روز صبح، ۳ کار مهم آن روز را مشخص کنید. کارهای مهم کارهایی هستند که انجام آنها تاثیری درازمدت بر شما و کارتان دارند.
۳. قبل از انجام هر کاری از خود بپرسید: آیا فقط خودم از عهده این کار بر میآیم؟ یا شاید بتوان این کار را واگذار کرد و به کار مهمتری پرداخت. کارها را تا جای ممکن واگذار کنید.
. قبل از شروع هر کاری زمان تقریبی آن را مشخص کنید و از یک شمارنده معکوس استفاده کنید. میتوانید از نرمافزارهای رایگان مثل Free countdown timer استفاده کنید.
۵. کارهایی را مشخص کنید که میتوان از انجامش صرفنظر کرد. برخی کارها قابل حذف هستند و شاید صرفا به این دلیل که سالها است آن کارها را انجام دادهایم، آنها را ادامه میدهیم!
۶. زمان انجام کارهای مهم را به ۹۰ دقیقه محدود کنید. اگر نود دقیقه به طور پیوسته کار کنید بالاترین عملکرد ممکن را خواهید داشت.
. قبل از شروع هر کار مهم تمام موارد لازم را آماده کنید تا هنگام کار بتوانید پیوسته و بدون وقفه کار کنید.
۸. از مدل زندانی و اعدام استفاده کنید. در انجام هر کار فرض کنید شما زندانی هستید و به شما مثلا ۹۰ دقیقه وقت دادهاند که کار را تمام کنید. یا کار تمام میشود یا اعدام میشوید!
۹. هر روز حداقل نیم ساعت را به برنامهریزی کوتاهمدت و همچنین بلندمدت اختصاص دهید. مثل افرادی نباشید که بدون آنکه تبر خود را تیز کنند فقط هیزم خورد میکنند و بازده پایینی دارند!
۱۰. جلوی وقفهها را بگیرید. قبل از انجام کار مهم به همکاران بگویید کارتان را قطع نکنند. همچنین تمام موارد حواسپرتی مثل موبایل و … را از خود دور کنید. یادتان باشد شما زندانی هستید و نمیخواهید اعدام شوید!
مدیریت زمان برای مدیران
۱. ابتدای هفته تمام کارهای مهمی که باید طی هفته انجام شود را بنویسید. حداقل یک کار غیرفوری در فهرستان بنویسید که باعث رشد یا بهبود کارتان میشود.
۲. هر روز صبح، ۳ کار مهم آن روز را مشخص کنید. کارهای مهم کارهایی هستند که انجام آنها تاثیری درازمدت بر شما و کارتان دارند.
۳. قبل از انجام هر کاری از خود بپرسید: آیا فقط خودم از عهده این کار بر میآیم؟ یا شاید بتوان این کار را واگذار کرد و به کار مهمتری پرداخت. کارها را تا جای ممکن واگذار کنید.
. قبل از شروع هر کاری زمان تقریبی آن را مشخص کنید و از یک شمارنده معکوس استفاده کنید. میتوانید از نرمافزارهای رایگان مثل Free countdown timer استفاده کنید.
۵. کارهایی را مشخص کنید که میتوان از انجامش صرفنظر کرد. برخی کارها قابل حذف هستند و شاید صرفا به این دلیل که سالها است آن کارها را انجام دادهایم، آنها را ادامه میدهیم!
۶. زمان انجام کارهای مهم را به ۹۰ دقیقه محدود کنید. اگر نود دقیقه به طور پیوسته کار کنید بالاترین عملکرد ممکن را خواهید داشت.
. قبل از شروع هر کار مهم تمام موارد لازم را آماده کنید تا هنگام کار بتوانید پیوسته و بدون وقفه کار کنید.
۸. از مدل زندانی و اعدام استفاده کنید. در انجام هر کار فرض کنید شما زندانی هستید و به شما مثلا ۹۰ دقیقه وقت دادهاند که کار را تمام کنید. یا کار تمام میشود یا اعدام میشوید!
۹. هر روز حداقل نیم ساعت را به برنامهریزی کوتاهمدت و همچنین بلندمدت اختصاص دهید. مثل افرادی نباشید که بدون آنکه تبر خود را تیز کنند فقط هیزم خورد میکنند و بازده پایینی دارند!
۱۰. جلوی وقفهها را بگیرید. قبل از انجام کار مهم به همکاران بگویید کارتان را قطع نکنند. همچنین تمام موارد حواسپرتی مثل موبایل و … را از خود دور کنید. یادتان باشد شما زندانی هستید و نمیخواهید اعدام شوید!
@modireweb
خانوم «کاندولیزا رايس» وزير امور خارجهٔ پیشین
آمريكا میگه:
«تو بچگی، پدرم هميشه از کنار كاخ سفید منو میبرد مدرسه و میگفت: اينجا محل كار آیندهٔ تو است.
او حتی عكسهای كاخ سفيد رو تو اتاقم نصب كرده بود...!»
.
.
.
خانم «كِيت وينسلِت» بازيگر نقش «رُز» در فيلم «تايتانيک»، وقتی به خاطر بازیِ زیباش جايزهٔ اسكار رو میگيره، میگه:
«وقتی بچه بودم و میرفتم حمام، شامپومو بغل میكردم و تصور میكردم جايزهٔ اسكاره!»
اشک از چشمهاش سرازير میشه و میگه:
«اما اينیکی ديگه واقعاً شامپو نيست؛ جايزهٔ اسكاره!!!»
.
.
.
چند وقت پيش داشتم يه روزنامهٔ انگليسی میخوندم. از قول «زِلاتان اِبراهيموويچ» بازيكن مشهور تيم ملی سوئد و باشگاه «پاری سن ژرمن»، كه جديداً يه خيابونِ مهم تو سوئد به نامش زدن نوشته بود:
«باور کنید من رؤیای تمام موفقيتهايم را در بچگیهايم ديده بودم...!»
.
.
.
آقای «هیلتون» سرایدار یک هتل بود و تمام جوانی و نوجوانیاش را صرف سرایداری کرده بود...؛ اما الآن ٨۴ تا «هتل هیلتون» تو دنیا داریم!!! او بیشک بزرگترین هتلدار زنجیرهای در دنیا است. در مصاحبه از ایشون سؤال میشه:
«تمام نوجوانی و جوانی سرایدار بودی...؛ چی شد که این شدی؟؟!»
جواب میده:
«من هتلبازی کردم!»
- «آقای هیلتون، هتلبازی دیگه چیه؟!! بگو ما هم به جای خالهبازی، هتلبازی کنیم!»
- «در تمام اون دوره که همه میدونن من سرایدار بودم و کیف مشتریها رو جابهجا میکردم...، شبها که رییس هتل میرفت خونه، من میرفتم تو اتاقش؛ لباسهامو درمیآوردم؛ لباسهای رییس رو میپوشیدم؛ پشت میز مینشستم و هتلبازی میکردم!
مدام تصور ذهنی من این بود که یکی از بزرگترین هتلداران دنیا هستم...!»
.
.
.
حالا بعضی از ما تو خلوتمون «سرطانبازی» میکنیم...!
بعضیها تو ذهنشون روزی چند بار دادگاه خانواده میرن...!
روزی چند بار ورشکست میشن!
روزی چند بار چاقو تو شکمشون میره...!!!
رابطهٔ زيبا و عاشقانهشون رو تموم شده میبينن!
بچهها و عزيزانشون رو از دست رفته احساس میكنن!!!
خيلی وقتها نقش يک آدم شكستخورده، بیمسئوليت، نالايق، طَرد شده، زشت و غيردوستداشتنی رو بازی میكنن!
درسته!!!
به قول مرد بزرگ «آلبرت اینشتين»:
«انسان در نهایت شبیه رؤیاهایش میشود...؛ رؤیاهای زیبا و نیکخواهی برای خود و ديگران بسازید؛ همين!
هميشه ميتوانيم افكارمان را مديريت كنيم و همانطور كه دلمان مي خواهد آينده را ترسيم كنيم بياييد از امروز افكار و تصوير ذهنيمان را تغيير دهيم.
خانوم «کاندولیزا رايس» وزير امور خارجهٔ پیشین
آمريكا میگه:
«تو بچگی، پدرم هميشه از کنار كاخ سفید منو میبرد مدرسه و میگفت: اينجا محل كار آیندهٔ تو است.
او حتی عكسهای كاخ سفيد رو تو اتاقم نصب كرده بود...!»
.
.
.
خانم «كِيت وينسلِت» بازيگر نقش «رُز» در فيلم «تايتانيک»، وقتی به خاطر بازیِ زیباش جايزهٔ اسكار رو میگيره، میگه:
«وقتی بچه بودم و میرفتم حمام، شامپومو بغل میكردم و تصور میكردم جايزهٔ اسكاره!»
اشک از چشمهاش سرازير میشه و میگه:
«اما اينیکی ديگه واقعاً شامپو نيست؛ جايزهٔ اسكاره!!!»
.
.
.
چند وقت پيش داشتم يه روزنامهٔ انگليسی میخوندم. از قول «زِلاتان اِبراهيموويچ» بازيكن مشهور تيم ملی سوئد و باشگاه «پاری سن ژرمن»، كه جديداً يه خيابونِ مهم تو سوئد به نامش زدن نوشته بود:
«باور کنید من رؤیای تمام موفقيتهايم را در بچگیهايم ديده بودم...!»
.
.
.
آقای «هیلتون» سرایدار یک هتل بود و تمام جوانی و نوجوانیاش را صرف سرایداری کرده بود...؛ اما الآن ٨۴ تا «هتل هیلتون» تو دنیا داریم!!! او بیشک بزرگترین هتلدار زنجیرهای در دنیا است. در مصاحبه از ایشون سؤال میشه:
«تمام نوجوانی و جوانی سرایدار بودی...؛ چی شد که این شدی؟؟!»
جواب میده:
«من هتلبازی کردم!»
- «آقای هیلتون، هتلبازی دیگه چیه؟!! بگو ما هم به جای خالهبازی، هتلبازی کنیم!»
- «در تمام اون دوره که همه میدونن من سرایدار بودم و کیف مشتریها رو جابهجا میکردم...، شبها که رییس هتل میرفت خونه، من میرفتم تو اتاقش؛ لباسهامو درمیآوردم؛ لباسهای رییس رو میپوشیدم؛ پشت میز مینشستم و هتلبازی میکردم!
مدام تصور ذهنی من این بود که یکی از بزرگترین هتلداران دنیا هستم...!»
.
.
.
حالا بعضی از ما تو خلوتمون «سرطانبازی» میکنیم...!
بعضیها تو ذهنشون روزی چند بار دادگاه خانواده میرن...!
روزی چند بار ورشکست میشن!
روزی چند بار چاقو تو شکمشون میره...!!!
رابطهٔ زيبا و عاشقانهشون رو تموم شده میبينن!
بچهها و عزيزانشون رو از دست رفته احساس میكنن!!!
خيلی وقتها نقش يک آدم شكستخورده، بیمسئوليت، نالايق، طَرد شده، زشت و غيردوستداشتنی رو بازی میكنن!
درسته!!!
به قول مرد بزرگ «آلبرت اینشتين»:
«انسان در نهایت شبیه رؤیاهایش میشود...؛ رؤیاهای زیبا و نیکخواهی برای خود و ديگران بسازید؛ همين!
هميشه ميتوانيم افكارمان را مديريت كنيم و همانطور كه دلمان مي خواهد آينده را ترسيم كنيم بياييد از امروز افكار و تصوير ذهنيمان را تغيير دهيم.
@modireweb
با ایمیل هایی ک جمع آوری نمودیم چکار کنیم ؟
همانطور که مشخص است از ایمیلها برای ارتباطات بعدی با کاربران استفاده خواهیم کرد. از این ایمیلها باید برای ارسال خبرنامههایتان استفاده کنید. در استفاده از خبرنامه افراط نکنید اما به صورت مرتب آنها را برای کاربرانتان ارسال کنید و آنها را از تغییرات کسب و کارتان آگاه کنید. آنها را به استفاده از مطالب رایگان و جذاب دعوت کنید، تخفیفها و شرایط ویژه کارتان را به آنان یادآوری کنید و محصولات جدیدتان را به مشتریانتان معرفی کنید. بهترین مدل استفاده از خبرنامه این است که کاربر را به استفاده از محتوای رایگان دعوت کنید و آن محتوا را به گونهای جذاب تهیه کنید که فرد را به خرید محصول مرتبط با آن ترقیب کند.
با ایمیل هایی ک جمع آوری نمودیم چکار کنیم ؟
همانطور که مشخص است از ایمیلها برای ارتباطات بعدی با کاربران استفاده خواهیم کرد. از این ایمیلها باید برای ارسال خبرنامههایتان استفاده کنید. در استفاده از خبرنامه افراط نکنید اما به صورت مرتب آنها را برای کاربرانتان ارسال کنید و آنها را از تغییرات کسب و کارتان آگاه کنید. آنها را به استفاده از مطالب رایگان و جذاب دعوت کنید، تخفیفها و شرایط ویژه کارتان را به آنان یادآوری کنید و محصولات جدیدتان را به مشتریانتان معرفی کنید. بهترین مدل استفاده از خبرنامه این است که کاربر را به استفاده از محتوای رایگان دعوت کنید و آن محتوا را به گونهای جذاب تهیه کنید که فرد را به خرید محصول مرتبط با آن ترقیب کند.
@modireweb
با ترافیک وارد شده به سایت چکنیم ؟
وقتی که به یکی از روشهای پولی یا رایگان ترافیک را به سایت آوردیم حال پاسخ این است که با این ترافیک چه باید بکنیم؟ پاسخ یک جمله است. تبدیل کاربرانی که وارد سایت میشوند به مشتری که خرید میکند. اما چطور باید این کار را انجام دهیم؟!
پس از اینکه شخصی وارد سایت شما شد باید بسیار با دقت رفتار کنید. به هیچ وجه نباید از فردی که برای اولین بار وارد سایت شده بخواهید تا خرید کند. قبل از هر چیز باید اطلاعات مورد نیاز فرد را در اختیارش قرار دهید. فرد باید به شما اعتماد کند. باید به این نتیجه برسد که شما قصد دارید نیازهای او را برطرف کنید. اطلاعات مفید و جذابی از حوزه تخصصی خودتان در فرمتهای مختلف متن، صوت، ویدئو و… تهیه کنید کنید و قسمتی از آنها را به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار دهید تا این حس را در آنان تقویت کنید. مطمئن باشید وقتی یک نفر اطلاعات جذاب را تا جایی دریافت میکند و آلوده آن میشود خیلی راحت میتواند برای تهیه باقی آن پول خرج کند.
سعی کنید در هر جا که میتوانید ایمیلهای کاربرانتان را دریافت کنید. فراموش نکنید که این ایمیلها یکی از بهترین داراییهای شما هستند. در تمام صفحات سایت قسمتی را قرار دهید تا افراد بتوانند ایمیلشان را برای دریافت خبرنامه وارد کنند. برای این کار در تمام CMSها افزونههایی وجود دارد. یک روش خوب برای دریافت ایمیل کاربران استفاده از صفحات فرود( Landing page) است. اما صفحه فرود چیست؟
با ترافیک وارد شده به سایت چکنیم ؟
وقتی که به یکی از روشهای پولی یا رایگان ترافیک را به سایت آوردیم حال پاسخ این است که با این ترافیک چه باید بکنیم؟ پاسخ یک جمله است. تبدیل کاربرانی که وارد سایت میشوند به مشتری که خرید میکند. اما چطور باید این کار را انجام دهیم؟!
پس از اینکه شخصی وارد سایت شما شد باید بسیار با دقت رفتار کنید. به هیچ وجه نباید از فردی که برای اولین بار وارد سایت شده بخواهید تا خرید کند. قبل از هر چیز باید اطلاعات مورد نیاز فرد را در اختیارش قرار دهید. فرد باید به شما اعتماد کند. باید به این نتیجه برسد که شما قصد دارید نیازهای او را برطرف کنید. اطلاعات مفید و جذابی از حوزه تخصصی خودتان در فرمتهای مختلف متن، صوت، ویدئو و… تهیه کنید کنید و قسمتی از آنها را به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار دهید تا این حس را در آنان تقویت کنید. مطمئن باشید وقتی یک نفر اطلاعات جذاب را تا جایی دریافت میکند و آلوده آن میشود خیلی راحت میتواند برای تهیه باقی آن پول خرج کند.
سعی کنید در هر جا که میتوانید ایمیلهای کاربرانتان را دریافت کنید. فراموش نکنید که این ایمیلها یکی از بهترین داراییهای شما هستند. در تمام صفحات سایت قسمتی را قرار دهید تا افراد بتوانند ایمیلشان را برای دریافت خبرنامه وارد کنند. برای این کار در تمام CMSها افزونههایی وجود دارد. یک روش خوب برای دریافت ایمیل کاربران استفاده از صفحات فرود( Landing page) است. اما صفحه فرود چیست؟
مشتری كيست؟
مشتری مهمترین بازدید كننده در محدوده كار ماست.او به ما وابسته نیست، ما به او وابسته هستیم.او مزاحم كار ما نیست، او هدف كار ماست.او یك بیگانه در كار نیست, او بخشی از آن است.ما با انجام كا ربرای او, لطفی در حق او نمی كنیم.اوست كه با فراهم كردن این فرصت به ما لطف می كند."دکتر روستا"
مشتری مهمترین بازدید كننده در محدوده كار ماست.او به ما وابسته نیست، ما به او وابسته هستیم.او مزاحم كار ما نیست، او هدف كار ماست.او یك بیگانه در كار نیست, او بخشی از آن است.ما با انجام كا ربرای او, لطفی در حق او نمی كنیم.اوست كه با فراهم كردن این فرصت به ما لطف می كند."دکتر روستا"