بعد از ۴ ماه ویدیوی جدید مدیر وب با ۱۰ نکته طلایی در کارآفرینی اینترنتی در سایت منتشر شد
هم اکنون می توانید رایگان دانلود کنید
http://modireweb.com/karafarini-first-step
هم اکنون می توانید رایگان دانلود کنید
http://modireweb.com/karafarini-first-step
@modireweb
✳️ ۱۲ استراتژی ثابت شده برای افزایش فروش محصولاتتان
✳️یا شما یک محصول خوب دارید اما در بدست آوردن مشتریان مناسب مشکل دارید؟
۱) مردم مزایا را میخرند
مردم محصول نمیخرند، آنها نتایجی را که آن محصول میدهد میخرند. روند شناسایی مشتری ایدهآل خود را با ساختن یک لیست از مزایایی که مشتری با استفاده از محصول شما، از آن لذت خواهد برد، شروع کنید.
۲) بطور واضح مشتری خود را تعریف کنید.
چه کسی بیشتر علاقهمند است تا محصول شما را بخرد و به سرعت آنرا دریافت کند.
سوالات خاص بپرسید:
چند ساله هستند؟
آیا آنها مرد هستند یا زن؟
آیا آنها دارای فرزند هستند؟
چقدر درآمد دارند؟
آیا دارای تحصیلات هستند؟
۳) شناسایی مشکل بصورت شفاف
مشتری شما چه مشکلی دارد که شما میتوانید آنرا حل کنید؟ اگر شما مشتری خود را بدرستی شناسایی کرده باشید، این افراد برای حل مشکل خود به شما پرداخت خواهند کرد.
گاهی اوقات مشکلات آشکار و روشن است.
گاهی اوقات مشکلات آشکار نیست و نامشخص است.
گاهی اوقات مشکلات برای مشتری وجود ندارد. اگر مشکل وجود ندارد، مشتری محصول شما را خریداری نمیکند.
۴) توسعه مزیت رقابتی شما
شما یک مزیت رقابتی، دلیلی برای خریده شدن محصولات یا خدماتتان تعریف میکنید که از نظر منافع، نتایج و عواقب خرید محصول یا خدمت شما، مشتری لذتی خواهد برد که از خرید محصول یا خدمت رقبایتان آن لذت را نخواهد برد.
بر روی مزیتها تمرکز کنید آنچه که باعث میشود محصول شما را بهتر از دیگران باشد.
۵) استفاده کردن از محتوا و بازاریابی رسانههای اجتماعی به نفع خود:
راههای زیادی نسبت به قبل برای معرفی محصول خود به مشتریان وجود دارد. اما بهترین بخش کدام است؟ همهی آنها رایگان هستند.شما میتوانید از شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک، توئیتر و گوگل پلاس و یا بلاگ خود به عنوان یک مزیت استفاده کنید.
با ساختن یک رابطه با مشتریان از طریق این کانالها، شما میتوانید به مشتریان بیشتری نسبت قبل دسترسی داشته باشید.
برخی از مزایای بازاریابی محتوا:
دسترسی بیشتر منجر به پیشتاز شدن
کانالهای ارتباطی بیشتر برای فروش محصول خود
هزینههای پایینتر برای بدست آوردن مشتریان
در زیر میتوانید نمایش گرافیکی را ببنید که چگونه دادهها در اینترنت تولید میشوند. نگاهی به وبسایتهای شبکههای اجتماعی بیندازید. قدرت نفوذ در مخاطب آن شگفتانگیر نیست.
۶) انتخاب یک قیمت مناسب
تحقیقات بازاریابی را روی رقبای خود، برای تعیین قیمت مناسب انجام دهید. اگر شما یک محصول با قیمت بالا دارید باید آماده عرضه با کیفیت بالا به مشتریان خود باشید.
قیمت میتواند بوسیله ارزش درک شده محصول شما تعیین شود. اگر شما میتوانید محصولتان را نسبت به رقبا برتر نشان دهید، شما میتوانید قیمت بالاتری برای محصولتان در نظر بگیرید.
۷) یادگیری تکنیکهای مناسب مذاکره
مذاکره کنندگان ماهر اغلب علاقهمند هستند تا یک راهحل یا تمهیدی را پیدا کنند که طرف مقابل را خشنود سازند.
آنها به دنبال راهحلی میگردند که برد-برد باشد، جایی که هر دو طرف از نتایج مذاکره راضی باشند.
بهترین مذاکره کنندگان این سه خصوصیت را دارند
آنها پرسشهای خوب میپرسند تا دریابند که شما دقیقا به چه چیزی نیاز دارید.
آنها صبور هستند.
آنها به خوبی آماده شدهاند.
۸)آماده کردن یک ارائه مؤثر
در فروش مهم است که یک ارائه خلاقانه و محسور کننده به مشتریان خود داشته باشید. یکی از این راهها میتواند ساخت یک ارائه تاثیرگذار بوسیله پاورپوینت باشد.
۹) تمرکز روی حفظ مشتریان خود
«یک مشتری باید همیشه مشتری بماند»
یک مشتری محصول شما را خریداری کرده است، این نباید پایان رابطه شما با آنها باشد. بر روی حفظ یک رابطه قوی با مشتریان خود تمرکز کنید. این باعث اعتماد بیشتر و افزودن ارزش به محصول شما میشود.
۱۰)عرضه کردن یک چیز بزرگ برای مشتریان بالقوه، رایگان
مشتریان ایدهال شما بیشتر علاقهمند خواهند شد تا محصول شما را بخرند وقتی که یک پیش نمایش به آنها بدهید. یک ویدیوی کوتاه از عملکرد محصول خود یا دادن رایگان قسمت مهمی از محتوا و هیجان زده کردن مشتری خود برای آنچه بعدها خواهد آمد.
۱۱) مشتریان خود را نزدیک نگه دارید
اگر شما میخواهید به زودی روی محصولتان حراج داشته باشید، به مشتریان خود درباره آن بگویید. آنها خوشحال خواهند شد درباره آن بشنوند و باعث میشود نسبت به آن اعتماد داشته باشند.
۱۲) پیام فروش شما باید روشن و شفاف باشد
یک یا دو مزیت از محصولاتتان را انتخاب کنید و آنها را بطور واضح در تیتر فروشتان بگذارید. برای مشتریان
تان شفافسازی کنید که محصول شما دقیقا چه کاری برای آنها میدهد.
خاص باشید. اگر محصول شما چندین ویژگی و مزیت دارد، پیامهای فروش برای مشتریان مختلف، مرتبط با آنها بسازید.
✳️ ۱۲ استراتژی ثابت شده برای افزایش فروش محصولاتتان
✳️یا شما یک محصول خوب دارید اما در بدست آوردن مشتریان مناسب مشکل دارید؟
۱) مردم مزایا را میخرند
مردم محصول نمیخرند، آنها نتایجی را که آن محصول میدهد میخرند. روند شناسایی مشتری ایدهآل خود را با ساختن یک لیست از مزایایی که مشتری با استفاده از محصول شما، از آن لذت خواهد برد، شروع کنید.
۲) بطور واضح مشتری خود را تعریف کنید.
چه کسی بیشتر علاقهمند است تا محصول شما را بخرد و به سرعت آنرا دریافت کند.
سوالات خاص بپرسید:
چند ساله هستند؟
آیا آنها مرد هستند یا زن؟
آیا آنها دارای فرزند هستند؟
چقدر درآمد دارند؟
آیا دارای تحصیلات هستند؟
۳) شناسایی مشکل بصورت شفاف
مشتری شما چه مشکلی دارد که شما میتوانید آنرا حل کنید؟ اگر شما مشتری خود را بدرستی شناسایی کرده باشید، این افراد برای حل مشکل خود به شما پرداخت خواهند کرد.
گاهی اوقات مشکلات آشکار و روشن است.
گاهی اوقات مشکلات آشکار نیست و نامشخص است.
گاهی اوقات مشکلات برای مشتری وجود ندارد. اگر مشکل وجود ندارد، مشتری محصول شما را خریداری نمیکند.
۴) توسعه مزیت رقابتی شما
شما یک مزیت رقابتی، دلیلی برای خریده شدن محصولات یا خدماتتان تعریف میکنید که از نظر منافع، نتایج و عواقب خرید محصول یا خدمت شما، مشتری لذتی خواهد برد که از خرید محصول یا خدمت رقبایتان آن لذت را نخواهد برد.
بر روی مزیتها تمرکز کنید آنچه که باعث میشود محصول شما را بهتر از دیگران باشد.
۵) استفاده کردن از محتوا و بازاریابی رسانههای اجتماعی به نفع خود:
راههای زیادی نسبت به قبل برای معرفی محصول خود به مشتریان وجود دارد. اما بهترین بخش کدام است؟ همهی آنها رایگان هستند.شما میتوانید از شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک، توئیتر و گوگل پلاس و یا بلاگ خود به عنوان یک مزیت استفاده کنید.
با ساختن یک رابطه با مشتریان از طریق این کانالها، شما میتوانید به مشتریان بیشتری نسبت قبل دسترسی داشته باشید.
برخی از مزایای بازاریابی محتوا:
دسترسی بیشتر منجر به پیشتاز شدن
کانالهای ارتباطی بیشتر برای فروش محصول خود
هزینههای پایینتر برای بدست آوردن مشتریان
در زیر میتوانید نمایش گرافیکی را ببنید که چگونه دادهها در اینترنت تولید میشوند. نگاهی به وبسایتهای شبکههای اجتماعی بیندازید. قدرت نفوذ در مخاطب آن شگفتانگیر نیست.
۶) انتخاب یک قیمت مناسب
تحقیقات بازاریابی را روی رقبای خود، برای تعیین قیمت مناسب انجام دهید. اگر شما یک محصول با قیمت بالا دارید باید آماده عرضه با کیفیت بالا به مشتریان خود باشید.
قیمت میتواند بوسیله ارزش درک شده محصول شما تعیین شود. اگر شما میتوانید محصولتان را نسبت به رقبا برتر نشان دهید، شما میتوانید قیمت بالاتری برای محصولتان در نظر بگیرید.
۷) یادگیری تکنیکهای مناسب مذاکره
مذاکره کنندگان ماهر اغلب علاقهمند هستند تا یک راهحل یا تمهیدی را پیدا کنند که طرف مقابل را خشنود سازند.
آنها به دنبال راهحلی میگردند که برد-برد باشد، جایی که هر دو طرف از نتایج مذاکره راضی باشند.
بهترین مذاکره کنندگان این سه خصوصیت را دارند
آنها پرسشهای خوب میپرسند تا دریابند که شما دقیقا به چه چیزی نیاز دارید.
آنها صبور هستند.
آنها به خوبی آماده شدهاند.
۸)آماده کردن یک ارائه مؤثر
در فروش مهم است که یک ارائه خلاقانه و محسور کننده به مشتریان خود داشته باشید. یکی از این راهها میتواند ساخت یک ارائه تاثیرگذار بوسیله پاورپوینت باشد.
۹) تمرکز روی حفظ مشتریان خود
«یک مشتری باید همیشه مشتری بماند»
یک مشتری محصول شما را خریداری کرده است، این نباید پایان رابطه شما با آنها باشد. بر روی حفظ یک رابطه قوی با مشتریان خود تمرکز کنید. این باعث اعتماد بیشتر و افزودن ارزش به محصول شما میشود.
۱۰)عرضه کردن یک چیز بزرگ برای مشتریان بالقوه، رایگان
مشتریان ایدهال شما بیشتر علاقهمند خواهند شد تا محصول شما را بخرند وقتی که یک پیش نمایش به آنها بدهید. یک ویدیوی کوتاه از عملکرد محصول خود یا دادن رایگان قسمت مهمی از محتوا و هیجان زده کردن مشتری خود برای آنچه بعدها خواهد آمد.
۱۱) مشتریان خود را نزدیک نگه دارید
اگر شما میخواهید به زودی روی محصولتان حراج داشته باشید، به مشتریان خود درباره آن بگویید. آنها خوشحال خواهند شد درباره آن بشنوند و باعث میشود نسبت به آن اعتماد داشته باشند.
۱۲) پیام فروش شما باید روشن و شفاف باشد
یک یا دو مزیت از محصولاتتان را انتخاب کنید و آنها را بطور واضح در تیتر فروشتان بگذارید. برای مشتریان
تان شفافسازی کنید که محصول شما دقیقا چه کاری برای آنها میدهد.
خاص باشید. اگر محصول شما چندین ویژگی و مزیت دارد، پیامهای فروش برای مشتریان مختلف، مرتبط با آنها بسازید.
Forwarded from Armanic
@Armanic
از فورد میلیاردر معروف آمریکائی و صاحب یکی از بزرگترین کارخانه های سازنده ی انواع اتوموبیل در آمریکا پرسیدند:
اگر شما فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید تمام ثروت خود را از دست داده اید و دیگر چیزی در بساط ندارید، چه می کنید؟
فورد پاسخ دهید:
« دوباره یکی از نیاز های اصلی مردم را شناسائی می کنم و با کار وکوشش، آن خدمت را با کیفیت و ارزان به مردم ارائه می دهم و مطمئن باشید بعد از پنج سال دوباره فورد امروز خواهم بود.»
از فورد میلیاردر معروف آمریکائی و صاحب یکی از بزرگترین کارخانه های سازنده ی انواع اتوموبیل در آمریکا پرسیدند:
اگر شما فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید تمام ثروت خود را از دست داده اید و دیگر چیزی در بساط ندارید، چه می کنید؟
فورد پاسخ دهید:
« دوباره یکی از نیاز های اصلی مردم را شناسائی می کنم و با کار وکوشش، آن خدمت را با کیفیت و ارزان به مردم ارائه می دهم و مطمئن باشید بعد از پنج سال دوباره فورد امروز خواهم بود.»
@modireweb
چرا داشتن CRM ضروری است؟
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
بیل گیتس: اینکه شما چطور اطلاعات را جمع آوری می کنید، مدیریت می کنید و استفاده می نمایید تعیین می کند شما برنده هستید یا بازنده.
یک تیم فروش فعال حجم زیادی از اطلاعات را تولید میکند. این اطلاعات همگی در یادداشت ها، لپ تاپ ها و حافظه افرا تیم ذخیره می گردد. جزییات آن ممکن است مفقود شود، ممکن است امور مشتریان بر اساس الویت هایشان به درستی پیگیری نشود.
مدیریت ارتباط با مشتری
مدیریت ارتباط با مشتری(CRM) یک استراتژی برای مدیریت روابط و تعاملات سازمان با مشتریان و مشتریان بالقوه میباشد که که به سودآوری سازمان کمک می کند. CRM به شما کمک می کند بر روابطتان با مشتریان، استفاده کنندگان خدماتتان، عرضه کنندگان و کارنان سازمان تمرکز نمایید. بخش عمده ای از بهره وری سازمان میتواند به واسطه یکCRM خوب که تمامی زنجیره تامین سازمان را پوشش می دهد، تامین گردد.
چرا CRM مهم است؟
به رشد سازمان کمک میکند.
چرا که تاریخچه تمامی تعاملات با مشتریان قابل پیگری میباش تمامی تماس های گرفته شده، ایمیل های ارسال شده، تا جلسات برگزار شده و ارائه های صورت گرفته. حتی میتواند گام های بعدی را برای توسعه به کار های آن مشتری مورد نیاز است را تعیین نماید.
جهت توسعه فعالیتتان نیاز دارید داده های مربوط به مشتریان دائما به روز رسانی گردد، پرسنل به آن در هر لحظه دسترسی داشته باشند و یک تاریخچه کامل از تمامی تعاملات، جلسات و مدارک مشتری تهیه نمایید.
مدیران بازاریابی با استفاده از CRM می توانند پیش بینی دقیق تر و ساده تری را در خصوص فروش انجام دهند؛ چرا که دید روشنی از مسیر خرید اولیه از عرضه کنندگان تا فروش نهایی را دارند.
یک تیم فروش فعال حجم زیادی از اطلاعات را تولید می کند. این اطلاعات همگی در یادداشت ها، لپ تاپ ها و حافظه افراد تیم ذخیره می گردد. جزییات آن ممکن است مفقود شود، ممکن است امور مشتریان بر اساس اولویت های مشتریان به درستی پیگیری نگردد.
چرا داشتن CRM ضروری است؟
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
بیل گیتس: اینکه شما چطور اطلاعات را جمع آوری می کنید، مدیریت می کنید و استفاده می نمایید تعیین می کند شما برنده هستید یا بازنده.
یک تیم فروش فعال حجم زیادی از اطلاعات را تولید میکند. این اطلاعات همگی در یادداشت ها، لپ تاپ ها و حافظه افرا تیم ذخیره می گردد. جزییات آن ممکن است مفقود شود، ممکن است امور مشتریان بر اساس الویت هایشان به درستی پیگیری نشود.
مدیریت ارتباط با مشتری
مدیریت ارتباط با مشتری(CRM) یک استراتژی برای مدیریت روابط و تعاملات سازمان با مشتریان و مشتریان بالقوه میباشد که که به سودآوری سازمان کمک می کند. CRM به شما کمک می کند بر روابطتان با مشتریان، استفاده کنندگان خدماتتان، عرضه کنندگان و کارنان سازمان تمرکز نمایید. بخش عمده ای از بهره وری سازمان میتواند به واسطه یکCRM خوب که تمامی زنجیره تامین سازمان را پوشش می دهد، تامین گردد.
چرا CRM مهم است؟
به رشد سازمان کمک میکند.
چرا که تاریخچه تمامی تعاملات با مشتریان قابل پیگری میباش تمامی تماس های گرفته شده، ایمیل های ارسال شده، تا جلسات برگزار شده و ارائه های صورت گرفته. حتی میتواند گام های بعدی را برای توسعه به کار های آن مشتری مورد نیاز است را تعیین نماید.
جهت توسعه فعالیتتان نیاز دارید داده های مربوط به مشتریان دائما به روز رسانی گردد، پرسنل به آن در هر لحظه دسترسی داشته باشند و یک تاریخچه کامل از تمامی تعاملات، جلسات و مدارک مشتری تهیه نمایید.
مدیران بازاریابی با استفاده از CRM می توانند پیش بینی دقیق تر و ساده تری را در خصوص فروش انجام دهند؛ چرا که دید روشنی از مسیر خرید اولیه از عرضه کنندگان تا فروش نهایی را دارند.
یک تیم فروش فعال حجم زیادی از اطلاعات را تولید می کند. این اطلاعات همگی در یادداشت ها، لپ تاپ ها و حافظه افراد تیم ذخیره می گردد. جزییات آن ممکن است مفقود شود، ممکن است امور مشتریان بر اساس اولویت های مشتریان به درستی پیگیری نگردد.
@modireweb
🎯 منظور از Inbound Marketing چیست؟
برای این اصطلاح معادل های فارسی زیادی ارایه شده است. از بازاریابی جاذبه ای گرفته تا بازاریابی ربایشی و بازاریابی درون گرا. فارغ از معادل فارسی این اصطلاح به صورت عمومی می توان Inbound Marketing را محصول بازاریابی محتوا (Content Marketing) دانست.
به طور خلاصه منظور از بازاریابی درونگرا استفاده از کانال های مختلف ارتباطی آنلاین برای انتشار محتوای اصیل شامل عکس، مقاله، پادکست، خبرنامه، بلاگ، کتاب الکترونیکی، فیلم ونظایر آن به منظور جلب توجه مشتری در مراحل مختلف قیف خرید (معادل فارسی Purchace Funnel که در ادامه معرفی خواهد شد) و گشاندن او به سوی کسب و کار است.
به بیان ساده تر بازاریابی درونگرا به آن دسته از فعالیت های بازاریابی گفته می شود بازدیدکنندگان را به سمت کسب و کار می آورد.
این نکته دقیقا برعکس فعالیت های بازاریابی سنتی است که از آن ها به Outbound Marketing یاد شده و در آن بازاریابان باید به محیط بیرون رفته و به دنبال مشتریان بالقوه بگردند.
🎯 منظور از Inbound Marketing چیست؟
برای این اصطلاح معادل های فارسی زیادی ارایه شده است. از بازاریابی جاذبه ای گرفته تا بازاریابی ربایشی و بازاریابی درون گرا. فارغ از معادل فارسی این اصطلاح به صورت عمومی می توان Inbound Marketing را محصول بازاریابی محتوا (Content Marketing) دانست.
به طور خلاصه منظور از بازاریابی درونگرا استفاده از کانال های مختلف ارتباطی آنلاین برای انتشار محتوای اصیل شامل عکس، مقاله، پادکست، خبرنامه، بلاگ، کتاب الکترونیکی، فیلم ونظایر آن به منظور جلب توجه مشتری در مراحل مختلف قیف خرید (معادل فارسی Purchace Funnel که در ادامه معرفی خواهد شد) و گشاندن او به سوی کسب و کار است.
به بیان ساده تر بازاریابی درونگرا به آن دسته از فعالیت های بازاریابی گفته می شود بازدیدکنندگان را به سمت کسب و کار می آورد.
این نکته دقیقا برعکس فعالیت های بازاریابی سنتی است که از آن ها به Outbound Marketing یاد شده و در آن بازاریابان باید به محیط بیرون رفته و به دنبال مشتریان بالقوه بگردند.
@modireweb
🎯 تحقیقات مارکتینگ تشریفاتی یا مفید؟
ابتدا ببینیم تحقیقات مارکتینگ چیست؟ تحقیقات مارکتینگ روندی است که بر اساس آن مشتریان و مصرف کنندگان از طریق اطلاعات به تولید کنندگان و فروشندگان متصل می شوند. فرصت ها و مشکلات مشخص شده و فعالیت ها و برنامه های مارکتینگ برنامه ریزی، اجرا، تعدیل و ارزیابی می شود. عملکرد مارکتینگ نظارت شده و مشخص می شود به چه نوع اطلاعاتی نیاز داریم تا بتوان به پرسش های موجود پاسخ داد.
در تحقیقات مارکتینگ، روش جمع آوری اطلاعات مشخص شده سپس اطلاعات جمع آوری شده و در نهایت تحلیل و استراتژی های مارکتینگ و فروش مشخص و اجرا می شود.
در تحقیقات مارکتینگ به طور کلی از دو روش جهت جمع آوری اطلاعات استفاده می شود: روش کمی و روش کیفی.
تا اواخر دهه نود اکثر شرکت ها جهت تحقیقات مارکتینگ از روشهای کمی و پرسشنامه استفاده می کردند اما عدم عمق این پرسشنامه ها و عدم دستیابی به نظرات و وضعیت حقیقی در بازار باعث شد که از اواخر دهه نود به بعد روشهای کیفی رشد بالا و جایگاه جدیدی در تحقیقات بازار پیدا کنند. روشهای کیفی بیشتر در علوم اجتماعی مانند روانشناسی و جامعه شناسی کاربرد داشتند و به منظور درک عمیق از رفتار انسانها و دلایل بروز چنین رفتاری از این روشها استفاده می شد.
به طور کلی روشهای کیفی به سوالاتی چون: چرا و چگونه پاسخ می دهند و روشهای کمی به سوالاتی چون چی، کجا، کی و چه مقدار پاسخ می دهند.
از طرفی هنگامی که در مورد سوال تحقیق هیچ گونه دیتا و اطلاعاتی در دست نباشد و اطلاعات ما نیز بسیار محدود باشد ابتدا از طریق یکی از روشهای کیفی اطلاعات عمیقی در زمینه مورد نظر به دست می آوریم و سپس برای به دست آوردن اطلاعات وسیع و دقیق از روشهای کمی استفاده می کنیم.
روشهای کیفی شامل مشاهده، مصاحبه عمیق و مصاحبه وسیع و برخی روشهای دیگر می باشد.
چه شرکت هایی به تحقیقات مارکتینگ نیاز دارند؟
فرض کنیم که شرکت شما در حال تولید و فروش محدودی از محصولات در یک بازار محدود است و تعداد رقبای شما نیز محدود هستند در این صورت شما خیلی نیازی به انجام تحقیقات پر هزینه مارکتینگ ندارید و مشاهدات خود شما و رصد بازار توسط شما و نزدیکان و دوستان می تواند به شما کمک لازم را انجام دهد.
اما هنگامی که در مورد یک شرکت بزرگ با پخش سراسری و با تعداد رقبای زیاد سرو کار داریم دیگر به سادگی نمی توان تحقیقات بازار را از طریق دوستان و مشاهدات شخصی انجام داد و بر آن اساس کلیه برنامه های فروش، مارکتینگ و استراتژی را پیاده سازی کرد. در ابعاد بزرگ یک اشتباه استراتژی باعث از بین رفتن زمان و هزینه و در برخی موارد باعث شکست در یک بازار و یا یک محصول می شود. به همین دلیل شرکت های بزرگ به داشتن محقق بازار و برنامه ریزی مارکتینگ و فروش بر اساس تحقیقات بازار نیاز دارند.
🎯 تحقیقات مارکتینگ تشریفاتی یا مفید؟
ابتدا ببینیم تحقیقات مارکتینگ چیست؟ تحقیقات مارکتینگ روندی است که بر اساس آن مشتریان و مصرف کنندگان از طریق اطلاعات به تولید کنندگان و فروشندگان متصل می شوند. فرصت ها و مشکلات مشخص شده و فعالیت ها و برنامه های مارکتینگ برنامه ریزی، اجرا، تعدیل و ارزیابی می شود. عملکرد مارکتینگ نظارت شده و مشخص می شود به چه نوع اطلاعاتی نیاز داریم تا بتوان به پرسش های موجود پاسخ داد.
در تحقیقات مارکتینگ، روش جمع آوری اطلاعات مشخص شده سپس اطلاعات جمع آوری شده و در نهایت تحلیل و استراتژی های مارکتینگ و فروش مشخص و اجرا می شود.
در تحقیقات مارکتینگ به طور کلی از دو روش جهت جمع آوری اطلاعات استفاده می شود: روش کمی و روش کیفی.
تا اواخر دهه نود اکثر شرکت ها جهت تحقیقات مارکتینگ از روشهای کمی و پرسشنامه استفاده می کردند اما عدم عمق این پرسشنامه ها و عدم دستیابی به نظرات و وضعیت حقیقی در بازار باعث شد که از اواخر دهه نود به بعد روشهای کیفی رشد بالا و جایگاه جدیدی در تحقیقات بازار پیدا کنند. روشهای کیفی بیشتر در علوم اجتماعی مانند روانشناسی و جامعه شناسی کاربرد داشتند و به منظور درک عمیق از رفتار انسانها و دلایل بروز چنین رفتاری از این روشها استفاده می شد.
به طور کلی روشهای کیفی به سوالاتی چون: چرا و چگونه پاسخ می دهند و روشهای کمی به سوالاتی چون چی، کجا، کی و چه مقدار پاسخ می دهند.
از طرفی هنگامی که در مورد سوال تحقیق هیچ گونه دیتا و اطلاعاتی در دست نباشد و اطلاعات ما نیز بسیار محدود باشد ابتدا از طریق یکی از روشهای کیفی اطلاعات عمیقی در زمینه مورد نظر به دست می آوریم و سپس برای به دست آوردن اطلاعات وسیع و دقیق از روشهای کمی استفاده می کنیم.
روشهای کیفی شامل مشاهده، مصاحبه عمیق و مصاحبه وسیع و برخی روشهای دیگر می باشد.
چه شرکت هایی به تحقیقات مارکتینگ نیاز دارند؟
فرض کنیم که شرکت شما در حال تولید و فروش محدودی از محصولات در یک بازار محدود است و تعداد رقبای شما نیز محدود هستند در این صورت شما خیلی نیازی به انجام تحقیقات پر هزینه مارکتینگ ندارید و مشاهدات خود شما و رصد بازار توسط شما و نزدیکان و دوستان می تواند به شما کمک لازم را انجام دهد.
اما هنگامی که در مورد یک شرکت بزرگ با پخش سراسری و با تعداد رقبای زیاد سرو کار داریم دیگر به سادگی نمی توان تحقیقات بازار را از طریق دوستان و مشاهدات شخصی انجام داد و بر آن اساس کلیه برنامه های فروش، مارکتینگ و استراتژی را پیاده سازی کرد. در ابعاد بزرگ یک اشتباه استراتژی باعث از بین رفتن زمان و هزینه و در برخی موارد باعث شکست در یک بازار و یا یک محصول می شود. به همین دلیل شرکت های بزرگ به داشتن محقق بازار و برنامه ریزی مارکتینگ و فروش بر اساس تحقیقات بازار نیاز دارند.
@modireweb
🎯 شرکت سامسونگ از کجا شروع کرد؟
شاید برای خیلی از کارآفرینانی که این روزها در گوشه و کنار دنیا با مشکلات راهاندازی یک کسبوکار نوپا دست به گریبان هستند، دست یافتن به موقعیت کنونی شرکتهایی نظیر سامسونگ یک آرزوی بزرگ و غیرممکن به نظر برسد. اما در بررسی تاریخچه این شرکت نکته جالب توجهی وجود دارد و آن نقطه شروع چنین مجموعه اقتصادی معظمی است.
بسیاری از شرکتهایی نظیر سامسونگ که امروز پیچیدهترین تکنولوژیها را تولید میکنند، زمانی از فروش سادهترین محصولات خصوصاً در حوزه تأمین نیازهای اساسی مثل غذا آغاز کردهاند.
جالب است بدانید شرکت سامسونگ نیز در سال ۱۹۳۸، کار خودش را از بازرگانی ماهی، میوه و سبزیجات آغاز کرده است.
از این رو حتی اگر یک شرکت در تولید آبگوشت بزباش و قرمهسبزی هم مزیت رقابتی داشت، که قطعاً سطح تکنولوژی بالاتری از خام فروشی ماهی یا سبزیجات دارد، در نقطه شروع خوبی قرار دارد اما قطعاً نباید آن را نقطهی پایان بداند.
🎯 شرکت سامسونگ از کجا شروع کرد؟
شاید برای خیلی از کارآفرینانی که این روزها در گوشه و کنار دنیا با مشکلات راهاندازی یک کسبوکار نوپا دست به گریبان هستند، دست یافتن به موقعیت کنونی شرکتهایی نظیر سامسونگ یک آرزوی بزرگ و غیرممکن به نظر برسد. اما در بررسی تاریخچه این شرکت نکته جالب توجهی وجود دارد و آن نقطه شروع چنین مجموعه اقتصادی معظمی است.
بسیاری از شرکتهایی نظیر سامسونگ که امروز پیچیدهترین تکنولوژیها را تولید میکنند، زمانی از فروش سادهترین محصولات خصوصاً در حوزه تأمین نیازهای اساسی مثل غذا آغاز کردهاند.
جالب است بدانید شرکت سامسونگ نیز در سال ۱۹۳۸، کار خودش را از بازرگانی ماهی، میوه و سبزیجات آغاز کرده است.
از این رو حتی اگر یک شرکت در تولید آبگوشت بزباش و قرمهسبزی هم مزیت رقابتی داشت، که قطعاً سطح تکنولوژی بالاتری از خام فروشی ماهی یا سبزیجات دارد، در نقطه شروع خوبی قرار دارد اما قطعاً نباید آن را نقطهی پایان بداند.
@modireweb
🎯 استیو جابز و نگاه خاص او به نیازمندی مشتری
جدای از همه اسطوره سازی هایی که در مورد استیو جابز انجام شده و این روزها در فضای مجازی بین افراد دست به دست می شود، بررسی سیر زندگی حرفه ای و منش مدیریتی اش نشان دهنده نوعی نبوغ خاص در وی است که به هیچ وجه قابل کتمان نیست.
یکی از جلوه های این نبوغ خاص، مسیری است که وی در معرفی بسیاری از محصولات نوآورانه اپل به بازار طی کرد. گفته می شود عرضه این گروه از محصولات که به عنوان مثال گوشی های تلفن هوشمند را می توان در آن دسته قلمداد کرد بر اساس مطالعات بازار شرکت اپل افقی از درخواست و نیاز مشتری را در بر نداشته و تنها با اصرار و پافشاری وی و در سایه سبک خودمحورانه او در مدیریت به انجام رسیده است.
✔️ با این وصف استیو جابز را می توان در جرگه آن دسته از کارآفرینانی قلمداد کرد که معتقد بودند موفقیت در بازار الزاما با شناسایی مستقیم و تطابق با خواست فعلی مشتریان محقق نمی شود، بلکه گاهی اوقات نیاز مشتریان را باید در آنها شکل و پرورش داد.
🎯 استیو جابز و نگاه خاص او به نیازمندی مشتری
جدای از همه اسطوره سازی هایی که در مورد استیو جابز انجام شده و این روزها در فضای مجازی بین افراد دست به دست می شود، بررسی سیر زندگی حرفه ای و منش مدیریتی اش نشان دهنده نوعی نبوغ خاص در وی است که به هیچ وجه قابل کتمان نیست.
یکی از جلوه های این نبوغ خاص، مسیری است که وی در معرفی بسیاری از محصولات نوآورانه اپل به بازار طی کرد. گفته می شود عرضه این گروه از محصولات که به عنوان مثال گوشی های تلفن هوشمند را می توان در آن دسته قلمداد کرد بر اساس مطالعات بازار شرکت اپل افقی از درخواست و نیاز مشتری را در بر نداشته و تنها با اصرار و پافشاری وی و در سایه سبک خودمحورانه او در مدیریت به انجام رسیده است.
✔️ با این وصف استیو جابز را می توان در جرگه آن دسته از کارآفرینانی قلمداد کرد که معتقد بودند موفقیت در بازار الزاما با شناسایی مستقیم و تطابق با خواست فعلی مشتریان محقق نمی شود، بلکه گاهی اوقات نیاز مشتریان را باید در آنها شکل و پرورش داد.
@modireweb
🎯 ارزش مشتریان شرکت ها یکسان نیست !
کسانی که به صورت تخصصی در حوزه مدیریت و فناوری اطلاعات کار میکنند، قطعا با نام موسسه گارتنر (Gartner) به عنوان یکی از مهمترین مشاوران بین المللی آشنا هستند.
بر اساس تحقیقی که توسط این موسسه انجام شده است (محتوای عکس بالا) به طور متوسط حدود 80 درصد درآمد شرکتها از حدود 20 درصد مشتریانشان به دست میآید. معنای ساده این حرف برای صاحبان کسب و کار، در هر بعد و اندازه ای آن است که:
✔️ شما باید از بین مشتریان خودتان آن 20 درصد پر ارزش را تشخیص بدهید.
✔️ عقل سلیم کسب و کار حکم می کند که رفتار شما با این 20 درصد (شامل قیمت، شرایط پرداخت، تجربه مشتری، خدمات پس از فروش و نظایر آن) متفاوت از سایرین باشد.
✔️ اگر گفته می شود حفظ مشتری مهم است، حفظ این 20 درصد برای کسب و کار شما از مهم هم مهم تر است!
اگر تا امروز نمیدانستید نظام مدیریت ارتباط با مشتری یا همان CRM به چه درد می خورد، موارد بالا پایه ای ترین کارکردهای CRM در سازمان است.
حال چنانچه در کسب و کار شما نرم افزاری به اسم CRM خریداری و نصب شده اما 3 اتفاق بالا در آن نمی افتد، شاید دفترچه تلفن پیشرفته یا تلفن گویای رسیدگی به شکایات خوبی داشته باشید، اما اجازه بدهید که خیالتان را راحت کنم:
شما CRM ندارید!
پس منتظر مزایای آن هم نباشید!
🎯 ارزش مشتریان شرکت ها یکسان نیست !
کسانی که به صورت تخصصی در حوزه مدیریت و فناوری اطلاعات کار میکنند، قطعا با نام موسسه گارتنر (Gartner) به عنوان یکی از مهمترین مشاوران بین المللی آشنا هستند.
بر اساس تحقیقی که توسط این موسسه انجام شده است (محتوای عکس بالا) به طور متوسط حدود 80 درصد درآمد شرکتها از حدود 20 درصد مشتریانشان به دست میآید. معنای ساده این حرف برای صاحبان کسب و کار، در هر بعد و اندازه ای آن است که:
✔️ شما باید از بین مشتریان خودتان آن 20 درصد پر ارزش را تشخیص بدهید.
✔️ عقل سلیم کسب و کار حکم می کند که رفتار شما با این 20 درصد (شامل قیمت، شرایط پرداخت، تجربه مشتری، خدمات پس از فروش و نظایر آن) متفاوت از سایرین باشد.
✔️ اگر گفته می شود حفظ مشتری مهم است، حفظ این 20 درصد برای کسب و کار شما از مهم هم مهم تر است!
اگر تا امروز نمیدانستید نظام مدیریت ارتباط با مشتری یا همان CRM به چه درد می خورد، موارد بالا پایه ای ترین کارکردهای CRM در سازمان است.
حال چنانچه در کسب و کار شما نرم افزاری به اسم CRM خریداری و نصب شده اما 3 اتفاق بالا در آن نمی افتد، شاید دفترچه تلفن پیشرفته یا تلفن گویای رسیدگی به شکایات خوبی داشته باشید، اما اجازه بدهید که خیالتان را راحت کنم:
شما CRM ندارید!
پس منتظر مزایای آن هم نباشید!
@modireweb
پنج اصل حیاتی درباره بازاریابی از نگاه آنتونی رابینز:
به این پرسش خوب فکر کنید: از نظر مشتری تفاوت شما و رقیب تان دقیقا در چیست؟ این پرسش اساسی ترین دغدغه هر مشتری است و پاسخش همان نقطه تمایز شما از رقبای تان است. هر چه تصویر بهتری از خودتان در اذهان عمومی به وجود آورده باشید احتمال ثروت و سود بیشترتان خیلی بیشتر می شود.
حضور برنامه ریزی شده و به جای رسانه های اجتماعی باعث می شود خدمات رسانی های تان به ثمر بنشینند و به شما این اجازه را می دهد که با مشتری هایتان در ارتباط مستقیم باشید و تجارت تان را واقعا آنطور که باید و شاید جهانی کنید. در ادامه پنج اصل کلیدی را می خوانید که در این جهانی شدن بسیار مثمر ثمر خواهند بود.
1- در دسترس باشید
باید وقتی مشتری به شما نیاز دارد، آنقدر شما را در دسترس ببیند که هر لحظه از شما کمک بخواهد. در دنیای پویا و وابسته به اینترنت امروزی، باید آنقدر به مشتری نزدیک باشید که به راحتی بتوانند اطلاعات لازم را از شما بگیرند. کمک بخواهند یا تجربیات شان را در فضای حقیقی و مجازی به اشتراک بگذارند.
فقط روزی چند دقیقه زمان بگذارید و رسانه های اینترنتی را به دقت بررسی کنید یا کسی را برای این کار استخدام کنید و ببینید که پس از چند روز اطلاعات بسیار مفیدی درباره خواسته های مشتریان قدیمی و احتمالی تان به دست خواهید آورد.
2- سریع و دقیق پاسخ دهید
امروز دیگر به لطف اینترنت و تکنولوژی های پیشرفته همه چیز فوری انجام می شود. مشتری ها هم به فراخور همین شرایط دنبال عکس العمل های سریع هستند. حالا این پاسخ سریع چه زمانی ارزشمند است؟ وقتی پرسش مشتری را کامل و دقیق فهمیده و تمام جوانب و نیازها را به دقت سنجیده باشید. سال ها زمان گذاشته اید تا خم و چم بازار و فضای رقابت دست تان بیاید، حالا وقت آن رسیده که مشتری تان را درک کنید و سعی کنید زبان شان را بفهمید.
3- اهداف شان را بشناسید و کمک شان کنید با درایت تصمیم گیری کنند
رسانه های اجتماعی این فرصت را برای شما فراهم می کنند مستقیم با مشتری هایتان در ارتباط باشید و نظرات و انتقادات شان را درباره کالا و خدمت تان بشنوید. در این بازاریابی نزدیک و مشورتی انگار دارید غیرمستقیم به مشتری هایتان می فهمانید که «ما به حرف تان گوش می دهیم و دنبال پایه گذاری روابط طولانی مدت با شما مشتری های عزیزمان هستیم.»
وقتی واقعا نیازهای مشتری تان را بفهمید می توانید با اقدامات هوشمندانه، خلاقانه و دلسوزانه کاری کنید احساس راحتی کنند. حس کنند دوست شان دارید و مهم هستند.
4- با مشتری هایتان تعامل داشته باشید تا ارزش تان حفظ شود
فراموش نکنید که بازاریابی فقط درباره کالا و خدمات ارائه شده نیست. در واقع طرف دیگر این علم، مشتری است و شما در این کار به نوعی با آنها شریک هستید. این روزها تجارت های موفق بسیار بیشتر از گذشته تعاملی و مشارکتی شده اند. روش درست معرفی کالا این است که آن را مطابق سلیقه مشتری تولید و ارائه کنید، مطمئن باشید راه های دیگر هیچ کدام جواب نمی دهند و این روش جز با تعامل به نتیجه نمی رسد.
5- قضیه را کمی هم شخصی کنید
احتمالا روزهای اول شروع کارتان را خوب به یاد دارید. چهره اولین مشتری واقعی هرگز از خاطر آدم نمی رود. حالا به این موضوع فکر کنید؛ آیا مشتری های فعلی تان هم به همان اندازه به یادماندنی هستند یا خیر؟ روابط شخصی تر به نوعی بر روابط روزمره دیگر برتری خاصی دارند. یک راهبرد بازاریابی موثر با کمک رسانه های اجتماعی به شما این اجازه را می دهد که با مشتری هایتان روابط صمیمانه تری داشته باشید.
این روابط به آنها حس مهم بودن و به شما آگاهی بیشتری از خواسته هایشان می دهد. در آن شرایط در موقعیتی قرار می گیرید که می توانید سوال هایتان را از آنها بپرسید. اطلاعات مهم جمع کنید و بیش از پیش شریک انتقادات شان باشید. کمی هم چاشنی دلربایی مخصوص به خودتان را به نوشته هایتان اضافه کنید تا مشتری هایتان تبدیل شوند به طرفدارهای پر و پا قرص خودتان و شرکت تان!
پنج اصل حیاتی درباره بازاریابی از نگاه آنتونی رابینز:
به این پرسش خوب فکر کنید: از نظر مشتری تفاوت شما و رقیب تان دقیقا در چیست؟ این پرسش اساسی ترین دغدغه هر مشتری است و پاسخش همان نقطه تمایز شما از رقبای تان است. هر چه تصویر بهتری از خودتان در اذهان عمومی به وجود آورده باشید احتمال ثروت و سود بیشترتان خیلی بیشتر می شود.
حضور برنامه ریزی شده و به جای رسانه های اجتماعی باعث می شود خدمات رسانی های تان به ثمر بنشینند و به شما این اجازه را می دهد که با مشتری هایتان در ارتباط مستقیم باشید و تجارت تان را واقعا آنطور که باید و شاید جهانی کنید. در ادامه پنج اصل کلیدی را می خوانید که در این جهانی شدن بسیار مثمر ثمر خواهند بود.
1- در دسترس باشید
باید وقتی مشتری به شما نیاز دارد، آنقدر شما را در دسترس ببیند که هر لحظه از شما کمک بخواهد. در دنیای پویا و وابسته به اینترنت امروزی، باید آنقدر به مشتری نزدیک باشید که به راحتی بتوانند اطلاعات لازم را از شما بگیرند. کمک بخواهند یا تجربیات شان را در فضای حقیقی و مجازی به اشتراک بگذارند.
فقط روزی چند دقیقه زمان بگذارید و رسانه های اینترنتی را به دقت بررسی کنید یا کسی را برای این کار استخدام کنید و ببینید که پس از چند روز اطلاعات بسیار مفیدی درباره خواسته های مشتریان قدیمی و احتمالی تان به دست خواهید آورد.
2- سریع و دقیق پاسخ دهید
امروز دیگر به لطف اینترنت و تکنولوژی های پیشرفته همه چیز فوری انجام می شود. مشتری ها هم به فراخور همین شرایط دنبال عکس العمل های سریع هستند. حالا این پاسخ سریع چه زمانی ارزشمند است؟ وقتی پرسش مشتری را کامل و دقیق فهمیده و تمام جوانب و نیازها را به دقت سنجیده باشید. سال ها زمان گذاشته اید تا خم و چم بازار و فضای رقابت دست تان بیاید، حالا وقت آن رسیده که مشتری تان را درک کنید و سعی کنید زبان شان را بفهمید.
3- اهداف شان را بشناسید و کمک شان کنید با درایت تصمیم گیری کنند
رسانه های اجتماعی این فرصت را برای شما فراهم می کنند مستقیم با مشتری هایتان در ارتباط باشید و نظرات و انتقادات شان را درباره کالا و خدمت تان بشنوید. در این بازاریابی نزدیک و مشورتی انگار دارید غیرمستقیم به مشتری هایتان می فهمانید که «ما به حرف تان گوش می دهیم و دنبال پایه گذاری روابط طولانی مدت با شما مشتری های عزیزمان هستیم.»
وقتی واقعا نیازهای مشتری تان را بفهمید می توانید با اقدامات هوشمندانه، خلاقانه و دلسوزانه کاری کنید احساس راحتی کنند. حس کنند دوست شان دارید و مهم هستند.
4- با مشتری هایتان تعامل داشته باشید تا ارزش تان حفظ شود
فراموش نکنید که بازاریابی فقط درباره کالا و خدمات ارائه شده نیست. در واقع طرف دیگر این علم، مشتری است و شما در این کار به نوعی با آنها شریک هستید. این روزها تجارت های موفق بسیار بیشتر از گذشته تعاملی و مشارکتی شده اند. روش درست معرفی کالا این است که آن را مطابق سلیقه مشتری تولید و ارائه کنید، مطمئن باشید راه های دیگر هیچ کدام جواب نمی دهند و این روش جز با تعامل به نتیجه نمی رسد.
5- قضیه را کمی هم شخصی کنید
احتمالا روزهای اول شروع کارتان را خوب به یاد دارید. چهره اولین مشتری واقعی هرگز از خاطر آدم نمی رود. حالا به این موضوع فکر کنید؛ آیا مشتری های فعلی تان هم به همان اندازه به یادماندنی هستند یا خیر؟ روابط شخصی تر به نوعی بر روابط روزمره دیگر برتری خاصی دارند. یک راهبرد بازاریابی موثر با کمک رسانه های اجتماعی به شما این اجازه را می دهد که با مشتری هایتان روابط صمیمانه تری داشته باشید.
این روابط به آنها حس مهم بودن و به شما آگاهی بیشتری از خواسته هایشان می دهد. در آن شرایط در موقعیتی قرار می گیرید که می توانید سوال هایتان را از آنها بپرسید. اطلاعات مهم جمع کنید و بیش از پیش شریک انتقادات شان باشید. کمی هم چاشنی دلربایی مخصوص به خودتان را به نوشته هایتان اضافه کنید تا مشتری هایتان تبدیل شوند به طرفدارهای پر و پا قرص خودتان و شرکت تان!
@modireweb
خلاصه اي از معرفي روش های ارزش گذاری برند
برای علاقمندان به موضوع برند این سوال پیش می آید که چگونه می توان مفهومی انتزاعی مثل برند را ارزیابی کرده و بر اساس شاخص های مالی قیمت گذاری کرد.
در این مطلب روش های معروف در ارزش گذاری برند بطور مختصر معرفی شده است:
۱- روش اینتربرند
در روش اینتربرند، ارزش برند با ضرب درآمدهای متفرقه (differential earnings) در یک نرخ تنزیل (discount rate) محاسبه میشود. این نرخ تنزیل از کمی کردن فاکتورهایی که طبق روش اینتربرند، قدرت برند را محاسبه میکند، بدست میآید. ریسکی بودن نرخ تنزیل از طریق مقیاس ترکیبی قدرت برند که از معیارها و وزنهای نسبی تشکیل شده، تعیین میگردد.
به طور کلی، روش ارزیابی اینتربرند شامل ۵ گام است:
• بخشبندی Segmentation
• تحلیل مالی Financial Analysis
• تحلیل تقاضا Demand Analysis
• تحلیل قدرت برند Brand Strength Analysis
• محاسبه ارزش خالص فعلی Net Present Value Calculation
۲- روش BAV
تکنیک BAV یک تکنیک گسترده جهانی در مورد حدود ۳۵۰۰۰ برند است که با نظرسنجی از بیش از ۵۰۰۰۰۰ مصرفکننده مختلف در ۴۴ کشور بدست آمده است. تکنیک BAV یک ابزار تحقیقاتی برای ارزش برند فراهم میکند. برخلاف بیشتر نظرسنجیهای سنتی درباره تصویر برند، پاسخدهندگان برندها را از خیلی طبقات مختلف ارزیابی میکنند. بنابراین، BAV میتواند با روندهای برندهای جهانی پیش برود (همچنین برندهای محلی ) .
این تکنیک توسط مؤسسه Y&R ابداع شده است و برای سنجش ارزش (غیرمالی) برندهای معتبری همچون آمازون، یاهو، اسنپل، استارباکس به کار رفته است. این روش، ۴ عامل را به عنوان اساس سنجش ارزش برند، در نظر میگیرد.
این چهار عامل عبارتند از:
• تمایز (Differentiation)
• مربوط بودن (Relevance)
• اعتبار (Esteem)
• دانش (Knowledge)
– قدرت برند: میزانی که برند متمایز شده و به مصرفکنندگان مربوط است (دو عامل اول)، قدرت برند را در بازار نشان میدهد.
– قامت برند: قامت برند با عملکرد نسبی برند براساس معیارهای اعتبار و دانش (دو عامل آخر) تعیین میشود. با استفاده از دو بعد قامت و قدرت برند، شبکه قدرت برند تشکیل میشود.
۳- هرم پویایی های برند
این روش به عنوان یکی از کاربردیترین مدلها در سنجش ارزش سهم نام تجاری شناخته شده است. این روش توسط مؤسسه Mill Ward Brown توسعه یافته است. براساس این هرم، هر نام تجاری، به صورت میانگین در هر سطح تنها از ۸% «سهم از مشتری» برخوردار است. محققان این مؤسسه میزان سهم از دارایی مشتری (پولی که هر مشتری هر بار صرف خرید برند میکند) را برای هر سطح بررسی کردهاند و دریافتهاند که ارزش کسب شده از درآمد مشتری در سطوح بالاتر افزایش مییابد. این سطوح عبارتند از:
• تعلق Bonding
• برتری Advantage
• عملکرد Performance
• رابطه Relevance
• آگاهی از حضور Presence
هرچه از سطوح پائینتر به سمت سطوح بالاتر میرویم، میزان وفاداری مشتریان به برند بیشتر میشود.
۴- مدل ۵ عاملی دیوید آکر
دیوید آکر ۵ عامل کلی را مطرح می کند که این پنج عامل هریک شامل زیر مجموعههایی میشوند:
– وفاداری (Loyalty)
– رهبری کیفیت مورد انتظار (Perceived Quality Leadership)
– تمایز در تداعی (Association Differentiation)
– آگاهی برند (Brand Awareness)
– رفتار بازار (Market Behavior)
البته روشهای متنوع دیگری نیز برای ارزشگذاری برند وجود دارند که از جمله می توان مدل CBBE از کِلِر اشاره کرد (Customer-Based Brand Equity) .
خلاصه اي از معرفي روش های ارزش گذاری برند
برای علاقمندان به موضوع برند این سوال پیش می آید که چگونه می توان مفهومی انتزاعی مثل برند را ارزیابی کرده و بر اساس شاخص های مالی قیمت گذاری کرد.
در این مطلب روش های معروف در ارزش گذاری برند بطور مختصر معرفی شده است:
۱- روش اینتربرند
در روش اینتربرند، ارزش برند با ضرب درآمدهای متفرقه (differential earnings) در یک نرخ تنزیل (discount rate) محاسبه میشود. این نرخ تنزیل از کمی کردن فاکتورهایی که طبق روش اینتربرند، قدرت برند را محاسبه میکند، بدست میآید. ریسکی بودن نرخ تنزیل از طریق مقیاس ترکیبی قدرت برند که از معیارها و وزنهای نسبی تشکیل شده، تعیین میگردد.
به طور کلی، روش ارزیابی اینتربرند شامل ۵ گام است:
• بخشبندی Segmentation
• تحلیل مالی Financial Analysis
• تحلیل تقاضا Demand Analysis
• تحلیل قدرت برند Brand Strength Analysis
• محاسبه ارزش خالص فعلی Net Present Value Calculation
۲- روش BAV
تکنیک BAV یک تکنیک گسترده جهانی در مورد حدود ۳۵۰۰۰ برند است که با نظرسنجی از بیش از ۵۰۰۰۰۰ مصرفکننده مختلف در ۴۴ کشور بدست آمده است. تکنیک BAV یک ابزار تحقیقاتی برای ارزش برند فراهم میکند. برخلاف بیشتر نظرسنجیهای سنتی درباره تصویر برند، پاسخدهندگان برندها را از خیلی طبقات مختلف ارزیابی میکنند. بنابراین، BAV میتواند با روندهای برندهای جهانی پیش برود (همچنین برندهای محلی ) .
این تکنیک توسط مؤسسه Y&R ابداع شده است و برای سنجش ارزش (غیرمالی) برندهای معتبری همچون آمازون، یاهو، اسنپل، استارباکس به کار رفته است. این روش، ۴ عامل را به عنوان اساس سنجش ارزش برند، در نظر میگیرد.
این چهار عامل عبارتند از:
• تمایز (Differentiation)
• مربوط بودن (Relevance)
• اعتبار (Esteem)
• دانش (Knowledge)
– قدرت برند: میزانی که برند متمایز شده و به مصرفکنندگان مربوط است (دو عامل اول)، قدرت برند را در بازار نشان میدهد.
– قامت برند: قامت برند با عملکرد نسبی برند براساس معیارهای اعتبار و دانش (دو عامل آخر) تعیین میشود. با استفاده از دو بعد قامت و قدرت برند، شبکه قدرت برند تشکیل میشود.
۳- هرم پویایی های برند
این روش به عنوان یکی از کاربردیترین مدلها در سنجش ارزش سهم نام تجاری شناخته شده است. این روش توسط مؤسسه Mill Ward Brown توسعه یافته است. براساس این هرم، هر نام تجاری، به صورت میانگین در هر سطح تنها از ۸% «سهم از مشتری» برخوردار است. محققان این مؤسسه میزان سهم از دارایی مشتری (پولی که هر مشتری هر بار صرف خرید برند میکند) را برای هر سطح بررسی کردهاند و دریافتهاند که ارزش کسب شده از درآمد مشتری در سطوح بالاتر افزایش مییابد. این سطوح عبارتند از:
• تعلق Bonding
• برتری Advantage
• عملکرد Performance
• رابطه Relevance
• آگاهی از حضور Presence
هرچه از سطوح پائینتر به سمت سطوح بالاتر میرویم، میزان وفاداری مشتریان به برند بیشتر میشود.
۴- مدل ۵ عاملی دیوید آکر
دیوید آکر ۵ عامل کلی را مطرح می کند که این پنج عامل هریک شامل زیر مجموعههایی میشوند:
– وفاداری (Loyalty)
– رهبری کیفیت مورد انتظار (Perceived Quality Leadership)
– تمایز در تداعی (Association Differentiation)
– آگاهی برند (Brand Awareness)
– رفتار بازار (Market Behavior)
البته روشهای متنوع دیگری نیز برای ارزشگذاری برند وجود دارند که از جمله می توان مدل CBBE از کِلِر اشاره کرد (Customer-Based Brand Equity) .
@modireweb
۸ نکته برای ارتباط موثر
آیا میخواهید مردم به حرف شما گوش دهند؟ این موضوع فقط به عنوانهایی که مطرح میکنید بستگی ندارد بلکه به نحوه بیان کردن شما نیز بستگی دارد. به نظر شما چگونه میتوان طرف مقابل را ترغیب کرد به حرف شما گوش دهد؟
۸-نکته-برای-اینکه-بهتر-ارتباط-برقرار-کنید
برخی انسانها استعداد خاصی در صحبت کردن دارند، آنها میتوانند سر صحبت را بهخوبی باز کنند و تا پایان مذاکره بهخوبی با شما صحبت کنند. برای این افراد خیلی فرقی نمیکند آنها در خیابان باشند یا کافیشاپ یا… و همچنین تفاوت زیادی ندارد که طرف مقابلشان مدیر باشد یا مشتری یا یک غریبه، آنها میتوانند بهراحتی در همه جا با هرکسی ارتباط کلامی داشته باشند و با آنها گرم بگیرند؛ اما چگونه این افراد موفق به برقراری ارتباط با هر قشری میشوند؟ افراد موفق، در مذاکره کردن مهارت خاصی دارند و برخی از آنها این مهارت را یاد گرفتهاند؛ بنابراین شما هم میتوانید یاد بگیرید چگونه سر صحبت را باز کنید و موفق به اداره صحبت هایتان طی مذاکره شوید.
شروع: ارتباط برقرار کنید.
۱- دوستانه باشید.
لبخند بزنید. این کار شاید به نظر ساده برسد ولی شما از نتیجه این کار متعجب خواهید شد.
۲- مشاهدهگر باشید.
از زبان بدن طرف مقابل برای ارتباط با او استفاده کنید. همچنین زمانی را برای شروع صحبت کردن انتخاب کنید که فرد مورد نظر شما به چیز خاص دیگری متمرکز نیست.
اواسط مذاکره:
۳- محتاط باشید
یک سؤال عمومی کوتاه بپرسید که جواب آن بله یا خیر باشد. سپس بر مبنای مشاهده خود از زبان بدن طرف مقابل شروع به صحبت در مورد موضوع خاصی کنید. همچنین شکایت کردن از اوضاعی خاص بهترین روش برای شروع صحبت است. مثلاً در مورد اینکه چقدر خدمات فلان مکانی بد است یا غیره صحبت کنید. چند دقیقه بعد شما شاهد شکایتهای مختلفی از آن فرد در همین زمینه خواهید بود.
۴- خود را با آنها تطبیق دهید.
در مورد چیزیهای مرتبط صحبت کنید. صحبت در مورد چیزی که قابل مشاهده نیست کمی گیجکننده است. اگر روی میز آنها کاتالوگ خاصی وجود دارد سعی کنید طرف مقابل را به آن سمت هدایت کنید و در مورد آن کاتالوگ صحبت کنید.
۵- آرام باشید
هر مذاکرهای میتواند لذتبخش باشد. در طی مذاکره آرام باشید و به خاطر داشته باشید هدف شما از مذاکره برقراری ارتباط است نه ایجاد تنش و دعوا.
۶- مراقب باشید
اگر متوجه شدید که مذاکره یکطرفه است و فقط شما دارید صحبت میکنید، یک سؤال بپرسید. به جای انتشار ایدههایتان سعی کنید تمرکز خود را روی این موضوع که طرف مقابل چه نظری دارد تمرکز کنید.
پایان: برای برقراری ارتباط، فرصت مجدد ایجاد کنید.
۷- آگاه باشید
ارتباط یا عدم ایجاد ارتباط را تشخیص دهید. اگر مذاکره کمی طول کشید این به این معناست که ارتباط دوطرفه وجود دارد و شما توانستهاید با طرف مقابل ارتباط برقرار کنید. اگر مشخص شد یکی از دو طرف علاقه خاصی به ادامه مذاکره ندارد خیلی مؤدبانه مذاکره را به پایان برسانید.
۸- خوش برخورد باشید
مؤدبانه مذاکره را پایان دهید. کارت ویزیت خود را به طرف مقابل بدهید و بگویید خوشحال میشوید اگر او با شما تماس بگیرد. برای مذاکراتی که دیگر ادامه نخواهد داشت بگویید “از صحبت کردن با آنها خوشحال شدید”
مذاکره برای بسیاری از افراد یک مهارت یاد گرفتنی است؛ بنابراین اگر مذاکره کننده خوبی نیستید با به کار بردن نکات بالا حرفهای شوید.
۸ نکته برای ارتباط موثر
آیا میخواهید مردم به حرف شما گوش دهند؟ این موضوع فقط به عنوانهایی که مطرح میکنید بستگی ندارد بلکه به نحوه بیان کردن شما نیز بستگی دارد. به نظر شما چگونه میتوان طرف مقابل را ترغیب کرد به حرف شما گوش دهد؟
۸-نکته-برای-اینکه-بهتر-ارتباط-برقرار-کنید
برخی انسانها استعداد خاصی در صحبت کردن دارند، آنها میتوانند سر صحبت را بهخوبی باز کنند و تا پایان مذاکره بهخوبی با شما صحبت کنند. برای این افراد خیلی فرقی نمیکند آنها در خیابان باشند یا کافیشاپ یا… و همچنین تفاوت زیادی ندارد که طرف مقابلشان مدیر باشد یا مشتری یا یک غریبه، آنها میتوانند بهراحتی در همه جا با هرکسی ارتباط کلامی داشته باشند و با آنها گرم بگیرند؛ اما چگونه این افراد موفق به برقراری ارتباط با هر قشری میشوند؟ افراد موفق، در مذاکره کردن مهارت خاصی دارند و برخی از آنها این مهارت را یاد گرفتهاند؛ بنابراین شما هم میتوانید یاد بگیرید چگونه سر صحبت را باز کنید و موفق به اداره صحبت هایتان طی مذاکره شوید.
شروع: ارتباط برقرار کنید.
۱- دوستانه باشید.
لبخند بزنید. این کار شاید به نظر ساده برسد ولی شما از نتیجه این کار متعجب خواهید شد.
۲- مشاهدهگر باشید.
از زبان بدن طرف مقابل برای ارتباط با او استفاده کنید. همچنین زمانی را برای شروع صحبت کردن انتخاب کنید که فرد مورد نظر شما به چیز خاص دیگری متمرکز نیست.
اواسط مذاکره:
۳- محتاط باشید
یک سؤال عمومی کوتاه بپرسید که جواب آن بله یا خیر باشد. سپس بر مبنای مشاهده خود از زبان بدن طرف مقابل شروع به صحبت در مورد موضوع خاصی کنید. همچنین شکایت کردن از اوضاعی خاص بهترین روش برای شروع صحبت است. مثلاً در مورد اینکه چقدر خدمات فلان مکانی بد است یا غیره صحبت کنید. چند دقیقه بعد شما شاهد شکایتهای مختلفی از آن فرد در همین زمینه خواهید بود.
۴- خود را با آنها تطبیق دهید.
در مورد چیزیهای مرتبط صحبت کنید. صحبت در مورد چیزی که قابل مشاهده نیست کمی گیجکننده است. اگر روی میز آنها کاتالوگ خاصی وجود دارد سعی کنید طرف مقابل را به آن سمت هدایت کنید و در مورد آن کاتالوگ صحبت کنید.
۵- آرام باشید
هر مذاکرهای میتواند لذتبخش باشد. در طی مذاکره آرام باشید و به خاطر داشته باشید هدف شما از مذاکره برقراری ارتباط است نه ایجاد تنش و دعوا.
۶- مراقب باشید
اگر متوجه شدید که مذاکره یکطرفه است و فقط شما دارید صحبت میکنید، یک سؤال بپرسید. به جای انتشار ایدههایتان سعی کنید تمرکز خود را روی این موضوع که طرف مقابل چه نظری دارد تمرکز کنید.
پایان: برای برقراری ارتباط، فرصت مجدد ایجاد کنید.
۷- آگاه باشید
ارتباط یا عدم ایجاد ارتباط را تشخیص دهید. اگر مذاکره کمی طول کشید این به این معناست که ارتباط دوطرفه وجود دارد و شما توانستهاید با طرف مقابل ارتباط برقرار کنید. اگر مشخص شد یکی از دو طرف علاقه خاصی به ادامه مذاکره ندارد خیلی مؤدبانه مذاکره را به پایان برسانید.
۸- خوش برخورد باشید
مؤدبانه مذاکره را پایان دهید. کارت ویزیت خود را به طرف مقابل بدهید و بگویید خوشحال میشوید اگر او با شما تماس بگیرد. برای مذاکراتی که دیگر ادامه نخواهد داشت بگویید “از صحبت کردن با آنها خوشحال شدید”
مذاکره برای بسیاری از افراد یک مهارت یاد گرفتنی است؛ بنابراین اگر مذاکره کننده خوبی نیستید با به کار بردن نکات بالا حرفهای شوید.
@modireweb
بیل گیتس چگونه پولدار شد؟
راز های ثروتمندی
نکته اول: مسیر اشتباه را تشخیص و آن را تغییر بده
در سال 1973 بیل گیتس وارد دانشگاه هاروارد شد. با وجود اینکه رشته اولیه او برای تحصیل در این دانشگاه حقوق بود، بعد از گذشت مدت کوتاهی رشته خود را تغییر داد و رشته علوم ریاضی و کامپیوتر را انتخاب کرد.
نکته دوم: اعتماد به نفس داشته باش و جسارت به خرج بده
دو سال بعد از ورود به هاروارد، بیل گیتس ترک تحصیل می کند تا مایکروسافت را به همراه پاول آلن تاسیس کند. از آنجایی که او هیچ گاه موفق نشد تحصیلات تکمیلی خود را به پایان برساند، دانشگاه هاروارد در سال 2007 دکترای افتخاری را به بیل گیتس اهدا کرد.
نکته سوم: اصول موفقیت را فقط در مدرسه نمی آموزند
گیتس طی سخنرانی در یکی از دبیرستان های آمریکا خطاب به دانش آموزان گفت که در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش آموزان نمی آموزند. او از هفت اصل برای موفقیت نام می برد که اولین و مهم ترین شان این نکته است: «در زندگی همه چیز عادلانه نیست و بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.»
نکته چهارم: رک باش اما بی ادب نه
گیتس زمانی که در مایکروسافت کار می کرد به سبب زبان نیش دار و پر از طعنه اش شهرت داشت و لحن کلام او در جلسه ها و ایمیل هایش معمولا همین گونه بود اما مخاطب مستقیم او افراد نبودند. یکی از اشخاصی که با گیتس کار کرده می گوید: «گیتس شاید عصبانی به نظر می رسید اما هیچ گاه ندیدم که با فردی بد صحبت کند.»
نکته پنجم: از خودت یک چهره تاثیرگذار اجتماعی بساز
بیل گیتس در طول زندگی خود حدود 100 میلیارد دلار را در امور خیریه (مستقیم و غیرمستقیم) هزینه کرده است. کمک های بنیاد بیل گیتس به بهداشت جهانی، بیشتر از کمک های سازمان بهداشت جهانی (WHO) در این زمینه است.
نکته ششم: تک بعدی نباش
اکنون دیگر مایکروسافت بزرگترین منبع درآمد گیتس نیست. برای سال های متمادی است که او در حال فروش سهام خود از این شرکت و سرمایه گذاری در کسب و کارهای دیگر است.
بیل گیتس چگونه پولدار شد؟
راز های ثروتمندی
نکته اول: مسیر اشتباه را تشخیص و آن را تغییر بده
در سال 1973 بیل گیتس وارد دانشگاه هاروارد شد. با وجود اینکه رشته اولیه او برای تحصیل در این دانشگاه حقوق بود، بعد از گذشت مدت کوتاهی رشته خود را تغییر داد و رشته علوم ریاضی و کامپیوتر را انتخاب کرد.
نکته دوم: اعتماد به نفس داشته باش و جسارت به خرج بده
دو سال بعد از ورود به هاروارد، بیل گیتس ترک تحصیل می کند تا مایکروسافت را به همراه پاول آلن تاسیس کند. از آنجایی که او هیچ گاه موفق نشد تحصیلات تکمیلی خود را به پایان برساند، دانشگاه هاروارد در سال 2007 دکترای افتخاری را به بیل گیتس اهدا کرد.
نکته سوم: اصول موفقیت را فقط در مدرسه نمی آموزند
گیتس طی سخنرانی در یکی از دبیرستان های آمریکا خطاب به دانش آموزان گفت که در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش آموزان نمی آموزند. او از هفت اصل برای موفقیت نام می برد که اولین و مهم ترین شان این نکته است: «در زندگی همه چیز عادلانه نیست و بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.»
نکته چهارم: رک باش اما بی ادب نه
گیتس زمانی که در مایکروسافت کار می کرد به سبب زبان نیش دار و پر از طعنه اش شهرت داشت و لحن کلام او در جلسه ها و ایمیل هایش معمولا همین گونه بود اما مخاطب مستقیم او افراد نبودند. یکی از اشخاصی که با گیتس کار کرده می گوید: «گیتس شاید عصبانی به نظر می رسید اما هیچ گاه ندیدم که با فردی بد صحبت کند.»
نکته پنجم: از خودت یک چهره تاثیرگذار اجتماعی بساز
بیل گیتس در طول زندگی خود حدود 100 میلیارد دلار را در امور خیریه (مستقیم و غیرمستقیم) هزینه کرده است. کمک های بنیاد بیل گیتس به بهداشت جهانی، بیشتر از کمک های سازمان بهداشت جهانی (WHO) در این زمینه است.
نکته ششم: تک بعدی نباش
اکنون دیگر مایکروسافت بزرگترین منبع درآمد گیتس نیست. برای سال های متمادی است که او در حال فروش سهام خود از این شرکت و سرمایه گذاری در کسب و کارهای دیگر است.
@modireweb
چگونه مشتریان به شیفتگان سازمان تبدیل میشوند؟
بر طبق گزارشات سايت trendwatching اين كه مشتريان احساس كنند خدمات خوبی را از يك مؤسسه دريافت كردهاند، درست شبيه به احساس عاشق شدن است! چرا كه وقتی خدمات مشتريان به خوبی ارائه شود، در مشتری ايجاد حس مهم بودن و ارزشمند بودن میكند و اينها همان احساساتی است كه در يك عشق اتفاق میافتد.
سه روش وجود دارد كه به ايجاد اين حس در مشتريان كمك میكند:
• كارهايی فراتر از خواسته و نياز مشتريان انجام شود.
• آسايش مشتريان به خوبي درك شود.
• «در دسترس بودن» يك نوع سرمايهگذاری لحاظ شود و نه هزينه.
نگاهی كوتاه به اين سه نكته اساسی میاندازيم:
«فراتر از نياز مشتری»: برای خدمت بيشتر به مشتريان، شركت آمازون مثال خوبي است. آمازون هيچگاه اجازه نمیدهد سطح رضايت مشتريانش در يك سطح راكد باقی بماند. هميشه كارهايی برای مشعوف نمودن مشتريانش دارد. جديدا اين شركت تصميم گرفته است سرويس تحويل فوری خود را برای مشتريان قديمی بدون اخذ هزينه بيشتر انجام دهد.
يا مثلا يك شركت هواپيمايی تصميم گرفته است سرويس حمل و نقل مسافران به پای هواپيما را با خودروهای برقی مجهز به سايبان و همراه با سرو نوشيدني به انجام برساند.
«آسايش مشتری» : بطور مثال يك شركت توزيع كننده مواد غذايی تصميم گرفته است در روزهای برفی، سرويس تحويل در محل خود را بدون هزينه اضافي برای مشتريان انجام دهد. انگار شب كريسمس است!
ارايه خدمت در محل مشتری يكي از روشهای متنوع براي ايجاد آسايش در مشتري است كه در زمينههای مختلفی مثل صدور بيمهنامهها، تعميرات خودرو، و... به كار میرود.
«در دسترس بودن»: مشتری بايد احساس كند كه هر زمان لازم بود يا مشكلي داشت، به سازمان فروشنده دسترسی دارد. مثلا شركتی شاخص حداكثر ازمان نتظار براي پاسخگويی خود را 5 دقيقه گذاشته است و اين شاخص عملكردی را كليه كاركنان بخش ارتباط با مشتری دقيقا رعايت میكنند. يا مثلا شركت هيلتون، نشانی ايميلهای متعددی را برای ارتباط مشتريان با سازمانش معرفی كرده است كه ايميلها سريعا بررسي و پاسخ داده میشوند. همچنين ايجاد مركز تماس فورِی از طريق شماره تلفنهای كوتاه و رايگان، يا امكان ايجاد تماس از طريق درج نظر در وب سايت سازمان، به طوری كه با يك كليك ساده، امكان تماس مشتری با سازمان برقرار شده و يا مشتری میتواند شماره تماس خود را برای برقراری تماس از سوی سازمان باقی بگذارد.
اينها روشهايی هستند كه با پيادهسازی آنها، مشتری احساس میكند سازمان برايش اهميت قايل شده و مورد احترام است. اين گونه نه تنها او مشتری سازمان شما بلكه عاشق سازمان شما شده است.
چگونه مشتریان به شیفتگان سازمان تبدیل میشوند؟
بر طبق گزارشات سايت trendwatching اين كه مشتريان احساس كنند خدمات خوبی را از يك مؤسسه دريافت كردهاند، درست شبيه به احساس عاشق شدن است! چرا كه وقتی خدمات مشتريان به خوبی ارائه شود، در مشتری ايجاد حس مهم بودن و ارزشمند بودن میكند و اينها همان احساساتی است كه در يك عشق اتفاق میافتد.
سه روش وجود دارد كه به ايجاد اين حس در مشتريان كمك میكند:
• كارهايی فراتر از خواسته و نياز مشتريان انجام شود.
• آسايش مشتريان به خوبي درك شود.
• «در دسترس بودن» يك نوع سرمايهگذاری لحاظ شود و نه هزينه.
نگاهی كوتاه به اين سه نكته اساسی میاندازيم:
«فراتر از نياز مشتری»: برای خدمت بيشتر به مشتريان، شركت آمازون مثال خوبي است. آمازون هيچگاه اجازه نمیدهد سطح رضايت مشتريانش در يك سطح راكد باقی بماند. هميشه كارهايی برای مشعوف نمودن مشتريانش دارد. جديدا اين شركت تصميم گرفته است سرويس تحويل فوری خود را برای مشتريان قديمی بدون اخذ هزينه بيشتر انجام دهد.
يا مثلا يك شركت هواپيمايی تصميم گرفته است سرويس حمل و نقل مسافران به پای هواپيما را با خودروهای برقی مجهز به سايبان و همراه با سرو نوشيدني به انجام برساند.
«آسايش مشتری» : بطور مثال يك شركت توزيع كننده مواد غذايی تصميم گرفته است در روزهای برفی، سرويس تحويل در محل خود را بدون هزينه اضافي برای مشتريان انجام دهد. انگار شب كريسمس است!
ارايه خدمت در محل مشتری يكي از روشهای متنوع براي ايجاد آسايش در مشتري است كه در زمينههای مختلفی مثل صدور بيمهنامهها، تعميرات خودرو، و... به كار میرود.
«در دسترس بودن»: مشتری بايد احساس كند كه هر زمان لازم بود يا مشكلي داشت، به سازمان فروشنده دسترسی دارد. مثلا شركتی شاخص حداكثر ازمان نتظار براي پاسخگويی خود را 5 دقيقه گذاشته است و اين شاخص عملكردی را كليه كاركنان بخش ارتباط با مشتری دقيقا رعايت میكنند. يا مثلا شركت هيلتون، نشانی ايميلهای متعددی را برای ارتباط مشتريان با سازمانش معرفی كرده است كه ايميلها سريعا بررسي و پاسخ داده میشوند. همچنين ايجاد مركز تماس فورِی از طريق شماره تلفنهای كوتاه و رايگان، يا امكان ايجاد تماس از طريق درج نظر در وب سايت سازمان، به طوری كه با يك كليك ساده، امكان تماس مشتری با سازمان برقرار شده و يا مشتری میتواند شماره تماس خود را برای برقراری تماس از سوی سازمان باقی بگذارد.
اينها روشهايی هستند كه با پيادهسازی آنها، مشتری احساس میكند سازمان برايش اهميت قايل شده و مورد احترام است. اين گونه نه تنها او مشتری سازمان شما بلكه عاشق سازمان شما شده است.
@modireweb
۸ عادت مشترک کارآفرینان موفق جهان
۱-کارآفرینان موفق جهان برای رسیدن به اهداف خود پر از شور و اشتیاق هستند
کارآفرینان موفق فقط اهدافی را که به آنها علاقهمندند و برایشان مهم و حیاتی هستند را دنبال میکنند. این شور و اشتیاق و علاقهی بینظیر به اهداف است که به آنها انگیزه میدهد تا وظایف و مسئولیتهای روزانه را به طور کامل تکمیل کنند و تا لحظهی رسیدن به مقصد دست از تلاش برندارند.
۲- کارآفرینان موفق جهان هدفگرا هستند
آیا میتوانید اهداف خود را سادهسازی کنید و فقط بر روی سه تا از مهمترین هدفهای خود تمرکز کنید؟ کارآفرینان موفق هر هدفی که بر سر راهشان قرار میگیرد را دنبال نمیکنند بلکه با دقت و تمرکز کامل مهمترین اهداف خود را انتخاب و با جاهطلبی و شهامت و شجاعت تمام برای رسیدن به آنها تلاش میکنند. برخلاف دیگر انسانهای موفق آنها فقط اهدافی را انتخاب میکنند که واقعی باشند و در بازهی زمانی که برای رسیدن به آنها در نظر گرفتهاند قابل دسترسی باشند. وقتی به عنوان یک کارآفرین تصمیم بگیرید در رسیدن به اهداف خود ثابتقدم باشید در هر سرمایهگذاری که شرکت کنید موفق و پیشرو خواهید بود.
۳-آنها میتوانند خوشیها و لذات زودگذر را به تأخیر بی اندازند
کارآفرینان موفق جهان به خوبی میدانند که موفقیت یک شبه اتفاق نمیافتد. زمان میبرد. آنها میدانند که قبل از اینکه ثمرات و پاداش کارهای خود را دریافت کنند باید با پشتکار به تلاش خود ادامه دهند و با صبر و بردباری موانع را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارند. کارآفرینان موفق میتوانند خوشیها و لذتهای زودگذر و لحظهای را به تأخیر بی اندازند. آنها میتوانند یک شب طولانی را تا دیدن طلوع و روشنایی موفقیت در انتظار و امید سر کنند.
۴- کارآفرینان موفق جهان از مهارتهای ارتباطی خوبی برخوردارند
آنها میتوانند با افکار و نیات خود ارتباط مؤثر و سازندهای برقرار کنند. کارآفرینان موفق جهان به خوبی میدانند که تنها با تلاشهای فردی و واحد نمیتوانند به اهدافشان دست یابند. آنها میدانند که برای رسیدن به اهداف خاص خود نیاز به حمایت و پشتیبانی دیگران دارند؛ اما حتی اگر یک تیم موفق و حمایتگر هم داشته باشید برای اینکه بتوانید پیام خود را به اعضای گروه یا تیم کاری خود برسانید باید مهارتهای ارتباطی قوی و با کیفیتی داشته باشید و چند فرد با صلاحیت و باهوش را در تیم خود استخدام کنید.
۵-آنها شجاع هستند
بگذارید با این حقیقت رو به رو شویم. برای اینکه ریسک کنید و با چالشهای مختلف دنیای کارآفرینی مواجه شوید باید شجاع باشید. البته اینکه در منطقهی آسایش و آرامش خود توقف کنید و حاضر نباشید برای تبدیل ایده یا طرحها و اندیشههای خود به موفقیت، مسئولیتهای گوناگون را بر عهده بگیرید به مراتب راحت تر و لذتبخشتر است. خوب، کافی نیست. کارآفرینهای موفق و شجاع همیشه به دنبال نتایج عالی و شگفتانگیز هستند و اگر لازم باشد برای رسیدن به اهداف خود با چالشها و خطرهای مختلف مقابله میکنند و همهی آنها را شکست میدهند
۶- کارآفرینهای موفق به چیزی که دنبالش هستند اعتقاد دارند
شاید شما به این ویژگی کارآفرینان موفق جهان خودباوری یا عقیده بگویید. صرف نظر از اصطلاح یا عبارتی که شما برای این ویژگی آنها در نظر می گیرید، کارآفرینهای موفق همیشه به خودشان اعتقاد دارند و باور دارند که میتوانند موفق شوند. آنها میدانند که اگر با تمام وجود چیزی را بخواهند میتوانند به آن برسند. آنها هرگز به غیرممکنها یا جملاتی نظیر «قابل انجام نیست» و یا «این کار شدنی نیست» اعتقاد ندارند.
۷-آنها نوع آور و خلاق هستند
در دنیای کسب و کار همیشه رقابت و احتمالات دیگری بر سر راه کارآفرینها وجود داشته و خواهد داشت. چالشها و مشکلات همیشه وجود دارند اما پیدا کردن راهحلهای منطقی و مفید در قلب مشکلات به ذهنی خلاق و مبتکر نیاز دارد. کارآفرینان موفق جهان همیشه به دنبال یافتن پاسخهای صحیح هستند و پیوسته عوامل منفی که میتوانند بر علیه آنها عمل کنند را به حداقل ممکن میرسانند.
۸-کارآفرینهای موفق باهوش و زیرک هستند
پول، سرمایه و گاهی اوقات آدمها اشکال مختلف منابع هستند. کارآفرینان موفق جهان یا از سرمایهی دیگران برای تبدیل ایدهی خود به یک تجارت موفق استفاده میکند و یا کارکنانی باصلاحیت استخدام میکند تا در مسیر تبدیل ایده به واقعیت به او کمک کنند.
۸ عادت مشترک کارآفرینان موفق جهان
۱-کارآفرینان موفق جهان برای رسیدن به اهداف خود پر از شور و اشتیاق هستند
کارآفرینان موفق فقط اهدافی را که به آنها علاقهمندند و برایشان مهم و حیاتی هستند را دنبال میکنند. این شور و اشتیاق و علاقهی بینظیر به اهداف است که به آنها انگیزه میدهد تا وظایف و مسئولیتهای روزانه را به طور کامل تکمیل کنند و تا لحظهی رسیدن به مقصد دست از تلاش برندارند.
۲- کارآفرینان موفق جهان هدفگرا هستند
آیا میتوانید اهداف خود را سادهسازی کنید و فقط بر روی سه تا از مهمترین هدفهای خود تمرکز کنید؟ کارآفرینان موفق هر هدفی که بر سر راهشان قرار میگیرد را دنبال نمیکنند بلکه با دقت و تمرکز کامل مهمترین اهداف خود را انتخاب و با جاهطلبی و شهامت و شجاعت تمام برای رسیدن به آنها تلاش میکنند. برخلاف دیگر انسانهای موفق آنها فقط اهدافی را انتخاب میکنند که واقعی باشند و در بازهی زمانی که برای رسیدن به آنها در نظر گرفتهاند قابل دسترسی باشند. وقتی به عنوان یک کارآفرین تصمیم بگیرید در رسیدن به اهداف خود ثابتقدم باشید در هر سرمایهگذاری که شرکت کنید موفق و پیشرو خواهید بود.
۳-آنها میتوانند خوشیها و لذات زودگذر را به تأخیر بی اندازند
کارآفرینان موفق جهان به خوبی میدانند که موفقیت یک شبه اتفاق نمیافتد. زمان میبرد. آنها میدانند که قبل از اینکه ثمرات و پاداش کارهای خود را دریافت کنند باید با پشتکار به تلاش خود ادامه دهند و با صبر و بردباری موانع را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارند. کارآفرینان موفق میتوانند خوشیها و لذتهای زودگذر و لحظهای را به تأخیر بی اندازند. آنها میتوانند یک شب طولانی را تا دیدن طلوع و روشنایی موفقیت در انتظار و امید سر کنند.
۴- کارآفرینان موفق جهان از مهارتهای ارتباطی خوبی برخوردارند
آنها میتوانند با افکار و نیات خود ارتباط مؤثر و سازندهای برقرار کنند. کارآفرینان موفق جهان به خوبی میدانند که تنها با تلاشهای فردی و واحد نمیتوانند به اهدافشان دست یابند. آنها میدانند که برای رسیدن به اهداف خاص خود نیاز به حمایت و پشتیبانی دیگران دارند؛ اما حتی اگر یک تیم موفق و حمایتگر هم داشته باشید برای اینکه بتوانید پیام خود را به اعضای گروه یا تیم کاری خود برسانید باید مهارتهای ارتباطی قوی و با کیفیتی داشته باشید و چند فرد با صلاحیت و باهوش را در تیم خود استخدام کنید.
۵-آنها شجاع هستند
بگذارید با این حقیقت رو به رو شویم. برای اینکه ریسک کنید و با چالشهای مختلف دنیای کارآفرینی مواجه شوید باید شجاع باشید. البته اینکه در منطقهی آسایش و آرامش خود توقف کنید و حاضر نباشید برای تبدیل ایده یا طرحها و اندیشههای خود به موفقیت، مسئولیتهای گوناگون را بر عهده بگیرید به مراتب راحت تر و لذتبخشتر است. خوب، کافی نیست. کارآفرینهای موفق و شجاع همیشه به دنبال نتایج عالی و شگفتانگیز هستند و اگر لازم باشد برای رسیدن به اهداف خود با چالشها و خطرهای مختلف مقابله میکنند و همهی آنها را شکست میدهند
۶- کارآفرینهای موفق به چیزی که دنبالش هستند اعتقاد دارند
شاید شما به این ویژگی کارآفرینان موفق جهان خودباوری یا عقیده بگویید. صرف نظر از اصطلاح یا عبارتی که شما برای این ویژگی آنها در نظر می گیرید، کارآفرینهای موفق همیشه به خودشان اعتقاد دارند و باور دارند که میتوانند موفق شوند. آنها میدانند که اگر با تمام وجود چیزی را بخواهند میتوانند به آن برسند. آنها هرگز به غیرممکنها یا جملاتی نظیر «قابل انجام نیست» و یا «این کار شدنی نیست» اعتقاد ندارند.
۷-آنها نوع آور و خلاق هستند
در دنیای کسب و کار همیشه رقابت و احتمالات دیگری بر سر راه کارآفرینها وجود داشته و خواهد داشت. چالشها و مشکلات همیشه وجود دارند اما پیدا کردن راهحلهای منطقی و مفید در قلب مشکلات به ذهنی خلاق و مبتکر نیاز دارد. کارآفرینان موفق جهان همیشه به دنبال یافتن پاسخهای صحیح هستند و پیوسته عوامل منفی که میتوانند بر علیه آنها عمل کنند را به حداقل ممکن میرسانند.
۸-کارآفرینهای موفق باهوش و زیرک هستند
پول، سرمایه و گاهی اوقات آدمها اشکال مختلف منابع هستند. کارآفرینان موفق جهان یا از سرمایهی دیگران برای تبدیل ایدهی خود به یک تجارت موفق استفاده میکند و یا کارکنانی باصلاحیت استخدام میکند تا در مسیر تبدیل ایده به واقعیت به او کمک کنند.
شش گام عملی بسیار مهم برای رسیدن به اهداف از زبان باب پراکتور به نقل از کتاب بیاندیشید و ثروت مند شوید
باب می گوبد که برای رسیدن به هر نوع هدفی همین ۶ گام کافی است و فقط باید آنها را دقیق و پیوسته اجرا کنید
باب می گوبد که برای رسیدن به هر نوع هدفی همین ۶ گام کافی است و فقط باید آنها را دقیق و پیوسته اجرا کنید
تا لحظاتی دیگر ویدیوی تصویری گام نخست منتشر خواهد
منتظر گامهای بعدی باشید
منتظر گامهای بعدی باشید