Forwarded from Mohammad Nosrati
لطفا نرده های آرامگاه ابن سینا را جمع کنید... هیچ جای دنیا برای مفاخرش قفس نمیسازه....
اون کسی که اینجا رو طراحی کرده میدونسته چکار میکنه. بازدید کنندگان حیوان نیستند که نیاز به نرده داشته باشند....
اون کسی که اینجا رو طراحی کرده میدونسته چکار میکنه. بازدید کنندگان حیوان نیستند که نیاز به نرده داشته باشند....
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
با صدای بی صدا مثله یک کوه بلند مثله یک خواب کوتاه یه مرد بود یه مرد
9 شهریور سالروز درگذشت فرهاد مهراد آهنگسازو نوازنده وخواننده صاحبنام پاپ راک ایرانی گرامی باد، روحش شاد 🥀
@ancient
9 شهریور سالروز درگذشت فرهاد مهراد آهنگسازو نوازنده وخواننده صاحبنام پاپ راک ایرانی گرامی باد، روحش شاد 🥀
@ancient
گنجشکک اشی مشی
پری زنگنه
ترانه "گنجیشکک اشی مشی" كه اولين بار توسط "پری زنگنه" اجرا شد. این ترانه در زمان پهلوی جنبه سیاسی داشت. اشی مشی در گویش کازرونی مخفف عبارت "با شاه منشین" بود.
@ancient ™
@ancient ™
Gonjeshgak
Farhad
Forwarded from Madaar (مدار)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💛💜
اجرای مجدد تریو "مدار" این بار در کافه تلخ.
سه شنبه، ١٣ شهریور، ساعت ٢٠
جهت رزرو با شماره های زیر تماس بگیرید.
09128237695
88895505
@madaar1
اجرای مجدد تریو "مدار" این بار در کافه تلخ.
سه شنبه، ١٣ شهریور، ساعت ٢٠
جهت رزرو با شماره های زیر تماس بگیرید.
09128237695
88895505
@madaar1
📯بسیار قابل توجه و مفید... با حوصله بخوانید و عمل کنید...😊
افرادی که دورههای عرفانی(معنوی) را گذراندهاند شاید سالیان سال دو بار در طی روز مراقبه میکردند، اینها ممکن است مدیتیتور خوبی باشند یعنی بتوانند یک الی دو ساعت در حالت لوتوس بنشینند و حتی بیشتر از من ساکن باشند، اما شاید نتوانند مدیتیشن را جزئی از زندگیشان قرار بدهند.
Metta meditation
مردی بود که متا مدیتیشن کار میکرد.
این شیوه در مورد عشق و مهربانیست و اینطور انجام میشود که در هنگام انجامِ متامدیتیشن میگویند:
«همهٔ افراد حاضر در این خانه در امنیت و آرامش و شاد باشند. من در امنیت و آرامش و شاد باشم. مَردمِ این شهر در امنیت و آرامش و شاد باشند» و به این صورت برای همه، آرزوی نشاط و آرامش میکنند. این شـیوهٔ انجامِ مدیتیشنِ عشق و مهربانیست.
آن مرد که در حالِ انجامِ مدیتیشنِ عشق و مهربانی بود، ناگهان درِ اتاقش باز شد و دخترِ 7 سالهاش داخلِ اتاق آمد و گفت، بابا...
پدرش برگشت و گفت، نمیتوانی من را تنها بگذاری؟! نمیبینی در حالِ تمرین مدیتیشنِ عشق و مهربانی هستم؟!
این دقیقـاً یکی از مثالهای اعمالنکردنِ آموزههای معنوی در زندگیِ روزمره است.
من به همین دلیل مدیتیشنهای کوتاه مدت در طول روز را پیشنهاد میکنم. هر بار فقط به مدت چند ثانیه، آنهم لحظهای که احســاسِ حضور میکنید، مدیتیشنِ کوتاه انجام دهید.
بنابراین توصیه میکنم کارهای خاصی که از روی عادتِ انجام دادن برای رسیدن به یک مقصودِ خاص انجام میدهید را تبدیل به مدیتیشن ِکوتاه کنید، یعنی کلِّ توجه را معطوفِ آن کنید تا خودِ این کارها تبدیل به هدف شوند.
به عنوان مثال:
هروقت که منتظـرِ چیزی هستید به جای منتظرماندن، از این فرصت به عنوان یک مدیتیشنِ کوتاه بهره ببرید.
«انتظار»، یک حالت ذهنیست و به این معنیست که شما لحظهٔ بعد را به این لحظه ترجیح میدهید و به این خاطر منتظرید، در غیــرِ اینصورت منتظر نبودید و فقط در آنجا حضور داشتید.
• مثلاً: وقتی منتظرِ آسانسور هستید آنطور نباشید که انگار چیزی درونتان میخواهد جلو بیفتد و به لحظهٔ بعدی برسد اما نمیتواند زیرا آسانسور هنوز نرسیده است.
پس وقتی دکمهٔ آسانسور را فشار میدهید، به جای «انتظار» فقط کاملاً آرام باشید و فقط «حضور داشته باشید» و سعی نکنید به طور زمانِ روانی و دروناً از لحظهٔحال خارج شـوید و به آسانسوری برسید که هنوز نرسیده است، فقط از لحظه استفاده کنید و حضور داشته باشید.
میتوانید چند نَفَسِ عمیق بکشید و به نفَسهایتان توجه کنید، و بعد به این نتیجه خواهید رسید که نمیتوانید «فکر» کنید و فقط «نفَسکشیدن» را حس میکنید.
فقط یکی از این دو امکانپذیر است یا باید فکر باشد، یا تنفس.
این یکی از کارهای مفید برای دورشدن از فکرهاییست که آنها را لازمشان ندارید. بودا مدیتشین تنفسی را پیشنهاد کرده است که به معنیِ مشاهده و احساسِ تنفس خودتان است.
•• پس تمرین اینطور است:
وقتی جلوی درِ آسانسور هستید و دکمه را زدید، توجهتان را به «فکرکردن» معطوف نکنید، به «لحظهٔحال» برگردید، چند نفَسِ عمیق بکشید و از این لحظهٔ «منتظرنبودن» لذت ببرید.
- آسانسور یا صفِ فروشگاهها یا هر صف، نوبت و انتظاری که موجب نارحتی در برخی از افراد میشود را به همین روش عمل کنید و آنها را تبدیل به تمرینِ مدیتیشنِ کوتاه کنید .
اینها مدیتیشنهای کوتاهِ زندگی هستند. به نظر من اینها خیلی مفید هستند. من معتقدم که بهتر است چندین نوع از این مدیتیشنهای کوتاه را در زندگــیِ روزمــره بهکار ببرید تا اینکه بیایید و زندگیتان را به چند قسمت تقسیم کنید که یک قسمتِ آن، کارهای معنوی باشد و از زندگیکردن جدا باشد و اصلاً کـارِ معنویتان در زندگی جاری نباشد.
البته منظور از مدیتیشنِکوتاه این نیست که نمیتوانید به کارهای معنوی برسید.
ولی اگر میخواهید بین این دو یکی را انتخاب کنید به شما مدیتیشین کوتاهِ روزمره را توصیه میکنم، «زیرا این مدیتیشن، تبدیل به جزئی از زندگــیِ روزانــهٔ شــما میشوند». در اینصورت، دیگر مانند آن مردی نیستید که متامدیتیشنِ انجام میداد و زندگیاش به دو بخشِ جدا تقسیم شده بود.
سخنرانی اکهارت تل
@mohammadnosratimusic
افرادی که دورههای عرفانی(معنوی) را گذراندهاند شاید سالیان سال دو بار در طی روز مراقبه میکردند، اینها ممکن است مدیتیتور خوبی باشند یعنی بتوانند یک الی دو ساعت در حالت لوتوس بنشینند و حتی بیشتر از من ساکن باشند، اما شاید نتوانند مدیتیشن را جزئی از زندگیشان قرار بدهند.
Metta meditation
مردی بود که متا مدیتیشن کار میکرد.
این شیوه در مورد عشق و مهربانیست و اینطور انجام میشود که در هنگام انجامِ متامدیتیشن میگویند:
«همهٔ افراد حاضر در این خانه در امنیت و آرامش و شاد باشند. من در امنیت و آرامش و شاد باشم. مَردمِ این شهر در امنیت و آرامش و شاد باشند» و به این صورت برای همه، آرزوی نشاط و آرامش میکنند. این شـیوهٔ انجامِ مدیتیشنِ عشق و مهربانیست.
آن مرد که در حالِ انجامِ مدیتیشنِ عشق و مهربانی بود، ناگهان درِ اتاقش باز شد و دخترِ 7 سالهاش داخلِ اتاق آمد و گفت، بابا...
پدرش برگشت و گفت، نمیتوانی من را تنها بگذاری؟! نمیبینی در حالِ تمرین مدیتیشنِ عشق و مهربانی هستم؟!
این دقیقـاً یکی از مثالهای اعمالنکردنِ آموزههای معنوی در زندگیِ روزمره است.
من به همین دلیل مدیتیشنهای کوتاه مدت در طول روز را پیشنهاد میکنم. هر بار فقط به مدت چند ثانیه، آنهم لحظهای که احســاسِ حضور میکنید، مدیتیشنِ کوتاه انجام دهید.
بنابراین توصیه میکنم کارهای خاصی که از روی عادتِ انجام دادن برای رسیدن به یک مقصودِ خاص انجام میدهید را تبدیل به مدیتیشن ِکوتاه کنید، یعنی کلِّ توجه را معطوفِ آن کنید تا خودِ این کارها تبدیل به هدف شوند.
به عنوان مثال:
هروقت که منتظـرِ چیزی هستید به جای منتظرماندن، از این فرصت به عنوان یک مدیتیشنِ کوتاه بهره ببرید.
«انتظار»، یک حالت ذهنیست و به این معنیست که شما لحظهٔ بعد را به این لحظه ترجیح میدهید و به این خاطر منتظرید، در غیــرِ اینصورت منتظر نبودید و فقط در آنجا حضور داشتید.
• مثلاً: وقتی منتظرِ آسانسور هستید آنطور نباشید که انگار چیزی درونتان میخواهد جلو بیفتد و به لحظهٔ بعدی برسد اما نمیتواند زیرا آسانسور هنوز نرسیده است.
پس وقتی دکمهٔ آسانسور را فشار میدهید، به جای «انتظار» فقط کاملاً آرام باشید و فقط «حضور داشته باشید» و سعی نکنید به طور زمانِ روانی و دروناً از لحظهٔحال خارج شـوید و به آسانسوری برسید که هنوز نرسیده است، فقط از لحظه استفاده کنید و حضور داشته باشید.
میتوانید چند نَفَسِ عمیق بکشید و به نفَسهایتان توجه کنید، و بعد به این نتیجه خواهید رسید که نمیتوانید «فکر» کنید و فقط «نفَسکشیدن» را حس میکنید.
فقط یکی از این دو امکانپذیر است یا باید فکر باشد، یا تنفس.
این یکی از کارهای مفید برای دورشدن از فکرهاییست که آنها را لازمشان ندارید. بودا مدیتشین تنفسی را پیشنهاد کرده است که به معنیِ مشاهده و احساسِ تنفس خودتان است.
•• پس تمرین اینطور است:
وقتی جلوی درِ آسانسور هستید و دکمه را زدید، توجهتان را به «فکرکردن» معطوف نکنید، به «لحظهٔحال» برگردید، چند نفَسِ عمیق بکشید و از این لحظهٔ «منتظرنبودن» لذت ببرید.
- آسانسور یا صفِ فروشگاهها یا هر صف، نوبت و انتظاری که موجب نارحتی در برخی از افراد میشود را به همین روش عمل کنید و آنها را تبدیل به تمرینِ مدیتیشنِ کوتاه کنید .
اینها مدیتیشنهای کوتاهِ زندگی هستند. به نظر من اینها خیلی مفید هستند. من معتقدم که بهتر است چندین نوع از این مدیتیشنهای کوتاه را در زندگــیِ روزمــره بهکار ببرید تا اینکه بیایید و زندگیتان را به چند قسمت تقسیم کنید که یک قسمتِ آن، کارهای معنوی باشد و از زندگیکردن جدا باشد و اصلاً کـارِ معنویتان در زندگی جاری نباشد.
البته منظور از مدیتیشنِکوتاه این نیست که نمیتوانید به کارهای معنوی برسید.
ولی اگر میخواهید بین این دو یکی را انتخاب کنید به شما مدیتیشین کوتاهِ روزمره را توصیه میکنم، «زیرا این مدیتیشن، تبدیل به جزئی از زندگــیِ روزانــهٔ شــما میشوند». در اینصورت، دیگر مانند آن مردی نیستید که متامدیتیشنِ انجام میداد و زندگیاش به دو بخشِ جدا تقسیم شده بود.
سخنرانی اکهارت تل
@mohammadnosratimusic
دوش احساسی بگیریم و لحظات کوتاه معطلی جلو آسانسور و مترو و نوبت اداری و.... رو به یک موقعیت استثنایی تبدیل کنیم و از بودن در لحظه لذت ببریم.
@mohammadnosratimusic
@mohammadnosratimusic
📯📯📯مطلب مهمی که خیلی وقتها فراموش میکنیم و باعث احساس خستگی مداوم میشه.....
دﺯﺩﯼ ﺍﻧﺮﮊﯼ روانی چیست؟
بسياری از ما ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻢ می آوريم ، درواقع دچار ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺍﻧﺮﮊﯼ هستيم اما ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺗﻤﯿﺰ ﺍﺯ ﻏﺬﺍﻫﺎ،ﻃﺒﯿﻌﺖ،ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ،نور ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ، ﻭﺭﺯﺵ،ﻣﺪﯾﺘﯿﺸﻦ ﻭ غیره.. ناخودآگاه ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺯﺩﯼ ﺍﻧﺮﮊﯼ می زنيم ﻭ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺮﮊﯼ می گیرﯾﻢ .
ﺭﺍﻫﻬﺎﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﭘﺎﮎ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ :
١ - ﺧﻮﺍﺏ
٢ - غذاى ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﺗﺎﺯﻩ
٣ - ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ
٤ - ﺗﻔﺮﯾﺢ
٥ - ﻣﺪﯾﺘﯿﺸﻦ
٦ - ﻃﺒﯿﻌﺖ ، ﻧﻮﺭﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ، ﮔﯿﺎﻫﺎﻥ ، ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ
ﺭﻭﺵ ﺩﺭﺳﺖ،ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻫﺴﺖ ﻭﻟﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺳﻌﯽ میکنیم از دیگران،ﺩﺯﺩﯼِ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﮐﻨﯿﻢ .
معمولا ﭼﻬﺎﺭ ﻃﺮﯾﻖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺯﺩﯼ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺴﺖ و ﭼﻬﺎﺭ نوع ﺭﻓﺘﺎﺭ را شامل می شود :
١ - ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻇﺎﻟﻢ :
ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﺎ تهديد و ﺍﺭﻋﺎﺏ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻭ ﺗﺮساندن ديگران ﻭ رفتارهاي پرخاشگرانه ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺮﮊﯼ میگیرﻧﺪ .
٢ - ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻈﻠﻮﻡ :
ﺑﺎ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﺭﺩﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ گفتن ﺍﺯ ﻏﺼﻪ ها و ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯾﻬﺎی خود ، ﻣﺎ ﺭا ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ می كنند و در پايان می گويند : ﺳﺒﮏ ﺷﺪﻡ ﺑﺎ تو ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻡ . هدف ﺍﯾن افراد ﺍﺯ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﮑﻼﺕ، ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻭ ﮐﻤﮏ گرﻓﺘﻦ ﻧﯿﺴﺖ. زيرا ﺷﻤﺎ ﻫﺮچه بگوييد ، آنها ﮐﺎﺭ ﺧﻮد را خواهند كرد و فقط می خوﺍهند ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺍﻧﺮﮊی خود را ﺑﺎ ﺟﻠﺐ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﺷﻤﺎ ﺟﺒﺮﺍﻥ كنند .
٣ - ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻏﺮﻏﺮﻭ :
ﺑﺎ ﻧﻖ ﺯﺩﻥ ، ﺍﯾﺮﺍﺩﮔﯿﺮﯼ ، ﺑﻬﺎﻧﻪ ﮔﯿﺮﯼ ﻭ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﮐﺮﺩﻥ ، ﺩﺯﺩﯼ ﺍﻧﺮﮊﯼ مي كنند ﻭ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﻢ نظير ﺩﻭ گروه ﻗﺒﻠﯽ بسيار است.
٤ - ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻨﺰﻭﯼ :
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻗﻮﯼ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺍﻧﺮﮊی هستند ﻭ معمولا ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺁﺳﯿﺐ ﺭﻭ ﻣﯿﺘﻮانند ﺑﺰنند. ﻗﻬﺮ می کنندﻭ سكوت مي كنند ﻭ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ می خواهند ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺟﻠﺐ کنند ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﮕﯿﺮند.
@mohammadnosratimusic
دﺯﺩﯼ ﺍﻧﺮﮊﯼ روانی چیست؟
بسياری از ما ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻢ می آوريم ، درواقع دچار ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺍﻧﺮﮊﯼ هستيم اما ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺗﻤﯿﺰ ﺍﺯ ﻏﺬﺍﻫﺎ،ﻃﺒﯿﻌﺖ،ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ،نور ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ، ﻭﺭﺯﺵ،ﻣﺪﯾﺘﯿﺸﻦ ﻭ غیره.. ناخودآگاه ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺯﺩﯼ ﺍﻧﺮﮊﯼ می زنيم ﻭ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺮﮊﯼ می گیرﯾﻢ .
ﺭﺍﻫﻬﺎﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﭘﺎﮎ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ :
١ - ﺧﻮﺍﺏ
٢ - غذاى ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﺗﺎﺯﻩ
٣ - ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ
٤ - ﺗﻔﺮﯾﺢ
٥ - ﻣﺪﯾﺘﯿﺸﻦ
٦ - ﻃﺒﯿﻌﺖ ، ﻧﻮﺭﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ، ﮔﯿﺎﻫﺎﻥ ، ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ
ﺭﻭﺵ ﺩﺭﺳﺖ،ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻫﺴﺖ ﻭﻟﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺳﻌﯽ میکنیم از دیگران،ﺩﺯﺩﯼِ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﮐﻨﯿﻢ .
معمولا ﭼﻬﺎﺭ ﻃﺮﯾﻖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺯﺩﯼ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺴﺖ و ﭼﻬﺎﺭ نوع ﺭﻓﺘﺎﺭ را شامل می شود :
١ - ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻇﺎﻟﻢ :
ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﺎ تهديد و ﺍﺭﻋﺎﺏ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻭ ﺗﺮساندن ديگران ﻭ رفتارهاي پرخاشگرانه ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺮﮊﯼ میگیرﻧﺪ .
٢ - ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻈﻠﻮﻡ :
ﺑﺎ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﺭﺩﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ گفتن ﺍﺯ ﻏﺼﻪ ها و ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯾﻬﺎی خود ، ﻣﺎ ﺭا ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ می كنند و در پايان می گويند : ﺳﺒﮏ ﺷﺪﻡ ﺑﺎ تو ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻡ . هدف ﺍﯾن افراد ﺍﺯ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﮑﻼﺕ، ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻭ ﮐﻤﮏ گرﻓﺘﻦ ﻧﯿﺴﺖ. زيرا ﺷﻤﺎ ﻫﺮچه بگوييد ، آنها ﮐﺎﺭ ﺧﻮد را خواهند كرد و فقط می خوﺍهند ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺍﻧﺮﮊی خود را ﺑﺎ ﺟﻠﺐ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﺷﻤﺎ ﺟﺒﺮﺍﻥ كنند .
٣ - ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻏﺮﻏﺮﻭ :
ﺑﺎ ﻧﻖ ﺯﺩﻥ ، ﺍﯾﺮﺍﺩﮔﯿﺮﯼ ، ﺑﻬﺎﻧﻪ ﮔﯿﺮﯼ ﻭ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﮐﺮﺩﻥ ، ﺩﺯﺩﯼ ﺍﻧﺮﮊﯼ مي كنند ﻭ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﻢ نظير ﺩﻭ گروه ﻗﺒﻠﯽ بسيار است.
٤ - ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻨﺰﻭﯼ :
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻗﻮﯼ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺍﻧﺮﮊی هستند ﻭ معمولا ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺁﺳﯿﺐ ﺭﻭ ﻣﯿﺘﻮانند ﺑﺰنند. ﻗﻬﺮ می کنندﻭ سكوت مي كنند ﻭ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ می خواهند ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺟﻠﺐ کنند ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﮕﯿﺮند.
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
مصریان باستان اعتقاد داشتند که پس از مرگ،
از آنها تنها دو سوال پرسیده می شود:
آیا شادی را یافتی؟
آیا شادی را آفریدی؟
لئو بوسکالیا
@mohammadnosratinusic
از آنها تنها دو سوال پرسیده می شود:
آیا شادی را یافتی؟
آیا شادی را آفریدی؟
لئو بوسکالیا
@mohammadnosratinusic
بی نیاز برخورد کنیم.....
هیچ راهی شگفانگیزتر از کشف نیست. کشفِ خود نه دیگر آدمها. بر کشفِ خودتان و درونتان تمرکز کنید و بدانید نجواهای دیگران محو میشوند و دوباره آدمهایی دیگر با موجهایی دیگر از راه میرسند، و این شمایید و دریایی که قرار است به شما رسمِ درست شناکردن و شناگر بودن را بیاموزد.
بر شنا و تواناییهای خودمان تمرکز کنیم و دست از تحلیل دیگران برداریم. دست از دیدنِ ضعفهای دیگران برداریم.
دست از خشمگین شدن به علت تحلیل دیگران دربارهی خودمان هم برداریم. چه تحلیل مثبت باشد چه منفی. بی نیاز برخورد کنیم.
چه ما بر دیگران تمرکز کنیم چه دیگران بر ما، هر دو نیازمند برخورد کردهایم. آدمها بر اساس حال و احوال خودشان روزی ما را به اوج میبرند و روزی ما را به پایین میکشند. تمامِ تحلیلها، قضاوتها و حتی تشویقها و بت سازیها، موج است. بسیار زیباست که گهگاهی شناگرانی از دور برای ما دست تکان میدهند و به ما میگویند آفرین. اما تمام اینها، جدا از دنیای درونیِ ماست.
محتاجِ تشویق و دیدهشدن نباشیم. محتاج پاسخ به خشم و قضاوتها نباشیم. بر روی شنایمان تمرکز کنیم.
اکهارت تله
@mohammadnosratimusic
هیچ راهی شگفانگیزتر از کشف نیست. کشفِ خود نه دیگر آدمها. بر کشفِ خودتان و درونتان تمرکز کنید و بدانید نجواهای دیگران محو میشوند و دوباره آدمهایی دیگر با موجهایی دیگر از راه میرسند، و این شمایید و دریایی که قرار است به شما رسمِ درست شناکردن و شناگر بودن را بیاموزد.
بر شنا و تواناییهای خودمان تمرکز کنیم و دست از تحلیل دیگران برداریم. دست از دیدنِ ضعفهای دیگران برداریم.
دست از خشمگین شدن به علت تحلیل دیگران دربارهی خودمان هم برداریم. چه تحلیل مثبت باشد چه منفی. بی نیاز برخورد کنیم.
چه ما بر دیگران تمرکز کنیم چه دیگران بر ما، هر دو نیازمند برخورد کردهایم. آدمها بر اساس حال و احوال خودشان روزی ما را به اوج میبرند و روزی ما را به پایین میکشند. تمامِ تحلیلها، قضاوتها و حتی تشویقها و بت سازیها، موج است. بسیار زیباست که گهگاهی شناگرانی از دور برای ما دست تکان میدهند و به ما میگویند آفرین. اما تمام اینها، جدا از دنیای درونیِ ماست.
محتاجِ تشویق و دیدهشدن نباشیم. محتاج پاسخ به خشم و قضاوتها نباشیم. بر روی شنایمان تمرکز کنیم.
اکهارت تله
@mohammadnosratimusic
در روایت از واقعه کربلا به نظر من یک شخصیت سایه وجود دارد و این ساحتِ سایه وار، کمتر به دقت مورد واکاوی قرار گرفته است و بحث هایی که درباره این "سایه" در مدرّس و منبر در طی قرون و در عالم معاصر گفته شده است خالی از دقت است و خودِ این بی دقتی موجب شده است که ما فهم درستی از رویداد کربلا پیدا نکنیم.
از قضا عواملی که حسین برای آنها قیام کرد کماکان جامعه ما را گرفتار خود کرده است. سایه داستان کربلا "یزید بن معاویه" است که در جامعه شیعی حتی یک کتاب علمی و مبتنی بر دقت نظر توسط هیچکدام از علماء و اهل نظر در این ۱۴ قرن نگاشته نشده است.
این بی التفاتی باعث شده است که همانگونه که شخصیت حسین به مثابه یک انسان ناشناخته باقی بماند، به همان نسبت "سایه" هم ناشناخته باقی مانده است و این موجب شده است که ما ندانیم و نتوانیم خود و جامعه خود را از "تمایلات سایه" در زیست جهان خویش رها کنیم و صرفا در دو روز تاسوعا و عاشورا خود را در دلِ داستانسرایی های مداحان و روضه خوانها رها کنیم تا در "ثواب" بینش حسینی شریک شویم و با فرستادن "لعنتی" بر یزید به اوج برسیم."لعن کردن" معرفتی نمی زاید و البته انتظار معرفت از غیر اهلش نیز توقع بی جایی است.
به سخن دیگر، برای فهم رویداد کربلا هم حسین را باید شناخت و هم سایه حسین را و این شناخت فرم های گوناگونی می تواند داشته باشد و یکی از آنها شاید رویکرد روانکاوانه کارل گوستاو یونگ است که مفهوم "سایه" در آن نقش بسزایی دارد.
سایه در نگاه یونگ "ساحت سیاه" شخصیت است که به دلائلی سرکوب گشته و به ناخودآگاه و لایه های زیرین نقل مکان کرده است. اگر این ایده را بر روایت از رویداد کربلا بیفکنیم، آنگاه می توان گفت که سایه و سایه های این رویداد که با نام "یزید" و "شمر" و "ابن زیاد" و ... در خاطره جمعی ما برجسته شده اند، به نوعی خصلت ها و خصائص پلید و تمایلات فرومایه خودِ جمعی ما است که به انحاء مختلف چون استبداد (در ساحت سیاست) و استثمار (در ساحت اقتصاد) و استتار و تزویر (در ساحت فرهنگ و دین) ... بی عدالتی و نابرابری (در ساحت جامعه) ظهور و بروز می کند. ما با فرستادن لعن به سایه ها به جای تامل در باب آنها، مواجهه و زدودن آن ها را به تعویق می اندازیم و صرفا به کارناوالی از رویداد کربلا بسنده می کنیم.
وقت آن رسیده است که به سایه و سایه ها بپردازیم و ببینیم چگونه و تحت چه شرایطی سایه بر شخصیت فردی و اجتماعی و تاریخی ما غلبه پیدا کرده است.
سید جواد میری
@mohammadnosratimusic
از قضا عواملی که حسین برای آنها قیام کرد کماکان جامعه ما را گرفتار خود کرده است. سایه داستان کربلا "یزید بن معاویه" است که در جامعه شیعی حتی یک کتاب علمی و مبتنی بر دقت نظر توسط هیچکدام از علماء و اهل نظر در این ۱۴ قرن نگاشته نشده است.
این بی التفاتی باعث شده است که همانگونه که شخصیت حسین به مثابه یک انسان ناشناخته باقی بماند، به همان نسبت "سایه" هم ناشناخته باقی مانده است و این موجب شده است که ما ندانیم و نتوانیم خود و جامعه خود را از "تمایلات سایه" در زیست جهان خویش رها کنیم و صرفا در دو روز تاسوعا و عاشورا خود را در دلِ داستانسرایی های مداحان و روضه خوانها رها کنیم تا در "ثواب" بینش حسینی شریک شویم و با فرستادن "لعنتی" بر یزید به اوج برسیم."لعن کردن" معرفتی نمی زاید و البته انتظار معرفت از غیر اهلش نیز توقع بی جایی است.
به سخن دیگر، برای فهم رویداد کربلا هم حسین را باید شناخت و هم سایه حسین را و این شناخت فرم های گوناگونی می تواند داشته باشد و یکی از آنها شاید رویکرد روانکاوانه کارل گوستاو یونگ است که مفهوم "سایه" در آن نقش بسزایی دارد.
سایه در نگاه یونگ "ساحت سیاه" شخصیت است که به دلائلی سرکوب گشته و به ناخودآگاه و لایه های زیرین نقل مکان کرده است. اگر این ایده را بر روایت از رویداد کربلا بیفکنیم، آنگاه می توان گفت که سایه و سایه های این رویداد که با نام "یزید" و "شمر" و "ابن زیاد" و ... در خاطره جمعی ما برجسته شده اند، به نوعی خصلت ها و خصائص پلید و تمایلات فرومایه خودِ جمعی ما است که به انحاء مختلف چون استبداد (در ساحت سیاست) و استثمار (در ساحت اقتصاد) و استتار و تزویر (در ساحت فرهنگ و دین) ... بی عدالتی و نابرابری (در ساحت جامعه) ظهور و بروز می کند. ما با فرستادن لعن به سایه ها به جای تامل در باب آنها، مواجهه و زدودن آن ها را به تعویق می اندازیم و صرفا به کارناوالی از رویداد کربلا بسنده می کنیم.
وقت آن رسیده است که به سایه و سایه ها بپردازیم و ببینیم چگونه و تحت چه شرایطی سایه بر شخصیت فردی و اجتماعی و تاریخی ما غلبه پیدا کرده است.
سید جواد میری
@mohammadnosratimusic
Audio
بمناسبت روز جهانی صلح
" قلبی بزرگتر از جهان "
موسیقی : محمد نصرتی
متن ودکلمه : عرفان نظرآهاری
برگزیده یونسکو بعنوان اثر صلح ایرانی
ترجمه به 10 زبان دنیا
@mohammadnosratimusic
" قلبی بزرگتر از جهان "
موسیقی : محمد نصرتی
متن ودکلمه : عرفان نظرآهاری
برگزیده یونسکو بعنوان اثر صلح ایرانی
ترجمه به 10 زبان دنیا
@mohammadnosratimusic
❤1
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
بمناسبت روز جهانی صلح
" قلبی بزرگتر از جهان "
موسیقی : محمد نصرتی
متن ودکلمه : عرفان نظرآهاری
برگزیده یونسکو بعنوان اثر صلح ایرانی
ترجمه به 10 زبان دنیا
نشر خورشیدآهنگ پارسی
@mohammadnosratimusic
" قلبی بزرگتر از جهان "
موسیقی : محمد نصرتی
متن ودکلمه : عرفان نظرآهاری
برگزیده یونسکو بعنوان اثر صلح ایرانی
ترجمه به 10 زبان دنیا
نشر خورشیدآهنگ پارسی
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
تحقیق موسسه تحقیقات بین المللی صلح حاکی است که تنها ۱۰ درصد هزینه های نظامی جهان کافیست تا فقر در جهان ریشه کن شود...
@mohammadnosratimusic
@mohammadnosratimusic
پاییز زمستان بهار و آنگاه
<unknown>
به بهانه آغاز پاییز، یاد آهنگی افتادم که بداهه اجرا کردم... در هم تنیدگی پیانو و افکت به مثابه گذر فصلها جزئی از موسیقی است...
@mohammadnosratimusic
@mohammadnosratimusic
بیشتر مردم
به این دلیل که
بخش عمدهای از توجهشان
صرفِ فکر کردن میشود،
نمیدانند چگونه گوش کنند.
و به هیچ وجه
به آنچه اهمیت دارد،
یعنی "بودنِ" آن شخص
در ورای کلمات و ذهن
نمیپردازند.
#اکهارت_تله_نیروی_حال
@mohammadnosratimusic
به این دلیل که
بخش عمدهای از توجهشان
صرفِ فکر کردن میشود،
نمیدانند چگونه گوش کنند.
و به هیچ وجه
به آنچه اهمیت دارد،
یعنی "بودنِ" آن شخص
در ورای کلمات و ذهن
نمیپردازند.
#اکهارت_تله_نیروی_حال
@mohammadnosratimusic