به کسایی که دوستشون دارید این سفرهای متنوع رو معرفی کنید.
تلفن رزرو و ثبت نام ۰۹۲۲۳۴۹۵۴۸۰
@mohammadnosratimusic
تلفن رزرو و ثبت نام ۰۹۲۲۳۴۹۵۴۸۰
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
رزو سرس (RezsőSeress) موسیقی دان مجارستانی بود که در سال 1932به خواست دوستش لازلو خاور برای ترانه ای که اوچندی بعد از ترک شدن از سوی نامزدش سروده بود آهنگی بسازد.
یاسی مالیخولیایی که آهنگ سرس القا می کرد باعث شد مدت ها طول بکشد تا ناشری انتشار این آهنگ را قبول کند. با این حال در آخر، سال 1935 بود که اولین نسخه اورجیتال این آهنگ با صدای «پال کالمر» در مجارستان ضبط شد و بزودی در این کشور به آهنگی پر طرفدار تبدیل شد. چیزی نگذشت که نام این آهنگ با تعداد زیادی خودکشی پیوند خورد.
اولین بار ماموران پلیس بوداپست فوریه 1936هنگام تحقیق روی پرونده خودکشی کفاشی به نام جوزف کلر به قدرت این آهنگ پی بردند. آنها متوجه شدند که متوفی به جای وصیتنامه یا متنی که دلیل خودکشی اش را توضیح دهد، کاغذی با چند بیت شعر از یکشنبه غم انگیز به جا گذاشته. آنها گمان کردند که این ترانه برای جوزف کلر، خاطرهای شخصی را تداعی می کرده است.
پس از مرگ جوزف کلر، خودکشیهای دیگری در مجارستان اتفاق افتاد که در تمام آنها رد پای یکشنبه غمگین وجود داشت. بعضی از درگذشتگان، شعر این ترانه را به جای وصیتنامه از خود باقی گذارده و بعضی ها نیز پیش از مرگ به تأثیر این آهنگ بر تصمیمشان به خودکشی اشاره کرده بودند.
ماهیگیران می گفتند که هر چند گاه یک بار، بدن بیجانی را از رودخانه دانوب بالا می کشند که در انگشت های به هم چفت شده اش کاغذی را چنگ زده و همیشه در تکه هایی از کاغذ که در مشت جنازه از آب محفوظ مانده است، ابیاتی از یکشنبه غم انگیز را پیدا می کنند.
سوژه عاشقان شکست خورده ای که دسته دسته خود را می کشند، برای روزنامه هاجذاب بود و به آسانی دست از سرش برنمی داشتند؛ تا روزی که ماهیگیران، جنازه دختری ۱۴ ساله را از عمق دانوب بیرون کشیدند که مثل همیشه در مشتش کاغذی پنهان بود. اما اینبار، به خلاف همیشه، اطرافیان دخترک گواهی دادند که او هرگز عاشق نشده است.
با مشهور شدن آهنگ در اروپا، خودکشی های مرتبط با آن نیز به خارج از مرزهای مجارستان سرایت کرد. در شهرهای مختلف اروپا کسانی پیش از اقدام به خودکشی، وصیت کردند که در مجلس خاکسپاریشان یکشنبه غم انگیز نواخته شود.
شهرت این آهنگ به آمریکا هم رسید. شعرش به انگلیسی ترجمه شد و چند نفر آن را اجرا کردند. مشهورترین و نخستین نسخه به زبان انگلیسی با صدای
«بیلی هالیدی» در 1941 خوانده شده است.او از آهنگ سازش خواسته بود تا ترانه را به گونه ای تغییر دهد که شنوندگان آمریکایی به اندازه اروپایی ها افسرده نشوند.
چند دهه بعد، هنگامی که «دیاماندا گالاس» خواست تا روایتی وفادار به اصل را به زبان انگلیسی روی صحنه اجرا کند، ماجرای تغییر دادن آهنگ را برای شنوندگانش تعریف کرده و متلکی هم نثار موسیقی عامه پسند کرده بود: نخواستند شما را غمگین کنند. فکر می کنم موسقی پاپ با همین تصمیم به دنیا آمد!
رزو سرس (Rezső Seress) در ژانویه 1968 از پنجره آپارتمانش در بوداپست پایین پرید ولی جان سالم به در برد با این حال در بیمارستان بوسیله سیم برق به زندگی خود پایان داد.
فردای مرگ سرس، روزنامه نیویورک تایمزنوشت: روز گذشته رزو سرس سازنده آهنگ مشهور «یکشنبه غم انگیز» به زندگی خود خاتمه داد. دیروز یکشنبه بود.
کشور هایی مثل آمریکا و مجارستان این آهنگ را ممنوع کردند. این آهنگ اکنون در لیست آهنگ های بَن شده توسط بی بی سی نیز قرار دارد.
در سال 1999 کارگردانی آلمانی، فیلمی با داستان تخیلی از افسانه های
مجارستانی را جعبه طلسم بودن این آهنگ ساخت.
@mohammadnosratimusic
یاسی مالیخولیایی که آهنگ سرس القا می کرد باعث شد مدت ها طول بکشد تا ناشری انتشار این آهنگ را قبول کند. با این حال در آخر، سال 1935 بود که اولین نسخه اورجیتال این آهنگ با صدای «پال کالمر» در مجارستان ضبط شد و بزودی در این کشور به آهنگی پر طرفدار تبدیل شد. چیزی نگذشت که نام این آهنگ با تعداد زیادی خودکشی پیوند خورد.
اولین بار ماموران پلیس بوداپست فوریه 1936هنگام تحقیق روی پرونده خودکشی کفاشی به نام جوزف کلر به قدرت این آهنگ پی بردند. آنها متوجه شدند که متوفی به جای وصیتنامه یا متنی که دلیل خودکشی اش را توضیح دهد، کاغذی با چند بیت شعر از یکشنبه غم انگیز به جا گذاشته. آنها گمان کردند که این ترانه برای جوزف کلر، خاطرهای شخصی را تداعی می کرده است.
پس از مرگ جوزف کلر، خودکشیهای دیگری در مجارستان اتفاق افتاد که در تمام آنها رد پای یکشنبه غمگین وجود داشت. بعضی از درگذشتگان، شعر این ترانه را به جای وصیتنامه از خود باقی گذارده و بعضی ها نیز پیش از مرگ به تأثیر این آهنگ بر تصمیمشان به خودکشی اشاره کرده بودند.
ماهیگیران می گفتند که هر چند گاه یک بار، بدن بیجانی را از رودخانه دانوب بالا می کشند که در انگشت های به هم چفت شده اش کاغذی را چنگ زده و همیشه در تکه هایی از کاغذ که در مشت جنازه از آب محفوظ مانده است، ابیاتی از یکشنبه غم انگیز را پیدا می کنند.
سوژه عاشقان شکست خورده ای که دسته دسته خود را می کشند، برای روزنامه هاجذاب بود و به آسانی دست از سرش برنمی داشتند؛ تا روزی که ماهیگیران، جنازه دختری ۱۴ ساله را از عمق دانوب بیرون کشیدند که مثل همیشه در مشتش کاغذی پنهان بود. اما اینبار، به خلاف همیشه، اطرافیان دخترک گواهی دادند که او هرگز عاشق نشده است.
با مشهور شدن آهنگ در اروپا، خودکشی های مرتبط با آن نیز به خارج از مرزهای مجارستان سرایت کرد. در شهرهای مختلف اروپا کسانی پیش از اقدام به خودکشی، وصیت کردند که در مجلس خاکسپاریشان یکشنبه غم انگیز نواخته شود.
شهرت این آهنگ به آمریکا هم رسید. شعرش به انگلیسی ترجمه شد و چند نفر آن را اجرا کردند. مشهورترین و نخستین نسخه به زبان انگلیسی با صدای
«بیلی هالیدی» در 1941 خوانده شده است.او از آهنگ سازش خواسته بود تا ترانه را به گونه ای تغییر دهد که شنوندگان آمریکایی به اندازه اروپایی ها افسرده نشوند.
چند دهه بعد، هنگامی که «دیاماندا گالاس» خواست تا روایتی وفادار به اصل را به زبان انگلیسی روی صحنه اجرا کند، ماجرای تغییر دادن آهنگ را برای شنوندگانش تعریف کرده و متلکی هم نثار موسیقی عامه پسند کرده بود: نخواستند شما را غمگین کنند. فکر می کنم موسقی پاپ با همین تصمیم به دنیا آمد!
رزو سرس (Rezső Seress) در ژانویه 1968 از پنجره آپارتمانش در بوداپست پایین پرید ولی جان سالم به در برد با این حال در بیمارستان بوسیله سیم برق به زندگی خود پایان داد.
فردای مرگ سرس، روزنامه نیویورک تایمزنوشت: روز گذشته رزو سرس سازنده آهنگ مشهور «یکشنبه غم انگیز» به زندگی خود خاتمه داد. دیروز یکشنبه بود.
کشور هایی مثل آمریکا و مجارستان این آهنگ را ممنوع کردند. این آهنگ اکنون در لیست آهنگ های بَن شده توسط بی بی سی نیز قرار دارد.
در سال 1999 کارگردانی آلمانی، فیلمی با داستان تخیلی از افسانه های
مجارستانی را جعبه طلسم بودن این آهنگ ساخت.
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
ترجمه متن:
در یکشنبه ای غمگین
با صد گل سفید
در انتظار تو ماندم عزیز من
با دعای کلیسا.
این رویا صبح یکشنبه را تعقیب می کند
ارابه ی غمم بی تو باز می گردد.
بعد از ان یکشنبه ها
همیشه غمگینند
اشک ها نوشیدنی منند
و غم و اندوه نان من.
عزیز، لطفا در آخرین یکشنبه دنبالم بیا
آنجا کشیش و تابوت تشییع جنازه خواهد بود
و بعد از آن گلها در انتظار تو.
گلها و تابوت زیر درختان پر شکوفه
آخرین سفرم خواهد شد
چشمانم باز خواهد بود
پس تو را برای آخرین بار خواهم دید
از چشمان من پریشان نشو
هنگامی که در مرگ خود هم
تو را دعا می کنم
آخرین یکشنبه...
@mohammadnosratimusic
در یکشنبه ای غمگین
با صد گل سفید
در انتظار تو ماندم عزیز من
با دعای کلیسا.
این رویا صبح یکشنبه را تعقیب می کند
ارابه ی غمم بی تو باز می گردد.
بعد از ان یکشنبه ها
همیشه غمگینند
اشک ها نوشیدنی منند
و غم و اندوه نان من.
عزیز، لطفا در آخرین یکشنبه دنبالم بیا
آنجا کشیش و تابوت تشییع جنازه خواهد بود
و بعد از آن گلها در انتظار تو.
گلها و تابوت زیر درختان پر شکوفه
آخرین سفرم خواهد شد
چشمانم باز خواهد بود
پس تو را برای آخرین بار خواهم دید
از چشمان من پریشان نشو
هنگامی که در مرگ خود هم
تو را دعا می کنم
آخرین یکشنبه...
@mohammadnosratimusic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجموعه سفر هاي حال خوب
اين بار:
سفر به اعماق زمين
به دور از تمامی دغدغه های دنیای مدرن با نواي سکوت كوير به عمق وجود خود رهسپار شويم .
تور دوروزه ي كوير
🔰سفر در امتداد جاده ابريشم
🔰اقامت درقلعه زیر زمینی بهرام
بزرگترين شهر زير زميني خاورميانه
🔰دروازه شمال غربي كوير ريگ جن
🔰مجهز به اتاق نمك
🔰قنات زير زميني
🔰تجربه ي زندگي در محيط بكر روستايي
🔰غذاهاي محلي ارگانيك با طبخ زغالي
🔰بازديد از غار پير زن
🔰بازديد ازحوضچه و غار نمكي
....
به همراه برنامه ي موسيقي طبيعت، ذن و مديتيشن، تمرينات يوگا، گفتگو ي جمعي خودشناسي
رفت:پنج شنبه ٢ خرداد
بازگشت:جمعه ٣ خرداد
مهلت ثبت نام: ۲۸ ارديبهشت
قيمت: ٣٠٠ هزار تومان
تلفن ثبت نام: ٠٩٢٢٣٤٩٥٤٨٠
@mohammadnosratimusic
اين بار:
سفر به اعماق زمين
به دور از تمامی دغدغه های دنیای مدرن با نواي سکوت كوير به عمق وجود خود رهسپار شويم .
تور دوروزه ي كوير
🔰سفر در امتداد جاده ابريشم
🔰اقامت درقلعه زیر زمینی بهرام
بزرگترين شهر زير زميني خاورميانه
🔰دروازه شمال غربي كوير ريگ جن
🔰مجهز به اتاق نمك
🔰قنات زير زميني
🔰تجربه ي زندگي در محيط بكر روستايي
🔰غذاهاي محلي ارگانيك با طبخ زغالي
🔰بازديد از غار پير زن
🔰بازديد ازحوضچه و غار نمكي
....
به همراه برنامه ي موسيقي طبيعت، ذن و مديتيشن، تمرينات يوگا، گفتگو ي جمعي خودشناسي
رفت:پنج شنبه ٢ خرداد
بازگشت:جمعه ٣ خرداد
مهلت ثبت نام: ۲۸ ارديبهشت
قيمت: ٣٠٠ هزار تومان
تلفن ثبت نام: ٠٩٢٢٣٤٩٥٤٨٠
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
#فرهنگ_هوگه
بعد از اینکه چندین سال پیاپی دانمارکی ها به عنوان شادترین مردم جهان انتخاب شدند همه به فکر افتادند تا راز این خوشحالی و شادی را درک کنند.
راز این شادی در یک فرهنگ قدیمی روژی و دانمارکی به اسم hyyge است.
فرهنگ هوگه راز زندگی آرام، صمیمی و دوستداشتنی مردم شمال اروپاست که باعث شده شادترین مردم دنیا باشند.
هوگه میگوید برای لذت بردن از زندگی؛ باید سرعت زندگی را پایین آورد
و از لحظهلحظه زندگی لذت برد.
حتی لحظههایی که بهنظر ارزشی ندارند. اما اصرار بر هنر یا توانایی «زندگی در لحظه» فقط مخصوص هوگه نیست و خیلی از فرهنگها و حتی مذاهب به آن تاکید کردهاند. پس چرا به نظر میرسد هوگه موفقتر عمل کرده است؟
برای اینکه هوگه به زندگی شما وارد شود؛ باید چند اصل را رعایت کنید که در کتابهای این فرهنگ هم به آنها اشاره شده و اجزای تشکیل دهنده هوگه هستند.
_شمع:
مهمترین جزء فرهنگ و زندگی دانمارکیها شمع است!
برای شروع زندگی هوگهای، همین امروز تعداد زیادی شمع بخرید.
اصلا لازم نیست شمعهای گران قیمت بخرید.
بهتر است شمعهایتان از سادهترین نوع ممکن و تک رنگ باشند. فقط اگر به بو یا دود شمع حساسیت دارید، نوع بدون دود و بویش را تهیه کنید.
_کتاب و مجله:
مردم اسکاندیناوی اهل مطالعه زیادی هستند و کتابها و مجلاتشان را با خود به رختخواب میبرند
و بهجای استفاده از گوشی، در آرامش و سکوت آخر شب به مطالعه کتاب میپردازند.
_نوشیدنی گرم:
نوشیدنیهای گرم جزء لاینفک هوگه است.
اگر دوست دارید به سبک دانمارکیها زندگی کنید؛ ماگهای رنگی و بزرگ و دوست داشتنی تهیه کنید و هر وقت احساس خستگی کردید یا بیحوصله بودید، خودتان ا به یک نوشیدنی گرم دعوت کنید: هر چیزی که دوست دارید؛ شیرکاکائو، دمنوش و ...
_تکنولوژی ممنوع:
دانمارکیها از سر شب، کامپیوتر و گوشیهایشان را خاموش میکنند
و به کارهای دیگری میپردازند.
دوری از تکنولوژی و کتاب خواندن یا حضور در جمع، از مهمترین اجزای هوگه است.
_لباس های گرم و نرم:
در کشورهای شمال اروپا بیشتر وقتها هوا سرد است.
لباسهای بزرگتر از سایز؛ پشمی، نرم و راحت برای یک زندگی هوگهای مورد نیاز هستند. مخصوصا جورابهای بلند و پشمی بامزه که میتوانید از بعضی مغازهها تهیه کنید.
_مهمانی:
برخلاف تصور ما، اروپاییها خیلی هم سرد و ماشینی نیستند.
همین فرهنگ هم باعث شده که مردم شادی داشته باشند.
دانمارکیها خیلی اهل فضای مجازی نیستند و بهجای آن در مهمانی شرکت میکنند و یا کتاب میخوانند.
آنها حداقل هر ماه یک قابلمه پارتی برگزار میکنند که هر کس با غذای خودش در مهمانی حاضر شود یا آخر هفتههایشان را کنار یکدیگر به مهمانی میگذرانند. «بازی کردن» یکی از پایههای مهمانی دانمارکیهاست.
_به خودتان جایزه بدهید:
در این فرهنگ، نباید حتما کوه جابهجا کنید تا برای خودتان جایزه بخرید. هر از گاهی چیزی که دوست دارید را برای خودتان بخرید. حتی اگر یک شکلات است. یا هر چند ماه یکبار؛ یک روز تا شب زیر پتو بمانید و لذت ببرید.
_کار فقط در محیط کار:
دانمارکی ها هفته ای ۳۵-۳۳ ساعت کار میکنند. (البته کار مفید) ولی بعد از خروج از محل کار؛ به زندگی عادی برمیگردند و به مسائل کاری حتی فکر هم نمیکنند.
_کاهش سرعت:
اگر از فرهنگ هوگه خوشتان آمده، قبل از همه اینها باید یاد بگیرید عجله را کنار بگذارید.
اگر به شمال اروپا سفر کرده باشید، حتما متوجه سرعت کم مردم شدهاید.
با کم کردن سرعت زندگی، کم کم میآموزید به هر لحظه به چشم یک موهبت نگاه کنید. یادتان باشد ما وظیفه داریم از هر لحظه زندگیمان لذت ببریم؛ در غیر این صورت این نعمت بزرگ را حیف و میل کردهایم.
#دکتر_رسول_سادات
@mohammadnosratimusic
بعد از اینکه چندین سال پیاپی دانمارکی ها به عنوان شادترین مردم جهان انتخاب شدند همه به فکر افتادند تا راز این خوشحالی و شادی را درک کنند.
راز این شادی در یک فرهنگ قدیمی روژی و دانمارکی به اسم hyyge است.
فرهنگ هوگه راز زندگی آرام، صمیمی و دوستداشتنی مردم شمال اروپاست که باعث شده شادترین مردم دنیا باشند.
هوگه میگوید برای لذت بردن از زندگی؛ باید سرعت زندگی را پایین آورد
و از لحظهلحظه زندگی لذت برد.
حتی لحظههایی که بهنظر ارزشی ندارند. اما اصرار بر هنر یا توانایی «زندگی در لحظه» فقط مخصوص هوگه نیست و خیلی از فرهنگها و حتی مذاهب به آن تاکید کردهاند. پس چرا به نظر میرسد هوگه موفقتر عمل کرده است؟
برای اینکه هوگه به زندگی شما وارد شود؛ باید چند اصل را رعایت کنید که در کتابهای این فرهنگ هم به آنها اشاره شده و اجزای تشکیل دهنده هوگه هستند.
_شمع:
مهمترین جزء فرهنگ و زندگی دانمارکیها شمع است!
برای شروع زندگی هوگهای، همین امروز تعداد زیادی شمع بخرید.
اصلا لازم نیست شمعهای گران قیمت بخرید.
بهتر است شمعهایتان از سادهترین نوع ممکن و تک رنگ باشند. فقط اگر به بو یا دود شمع حساسیت دارید، نوع بدون دود و بویش را تهیه کنید.
_کتاب و مجله:
مردم اسکاندیناوی اهل مطالعه زیادی هستند و کتابها و مجلاتشان را با خود به رختخواب میبرند
و بهجای استفاده از گوشی، در آرامش و سکوت آخر شب به مطالعه کتاب میپردازند.
_نوشیدنی گرم:
نوشیدنیهای گرم جزء لاینفک هوگه است.
اگر دوست دارید به سبک دانمارکیها زندگی کنید؛ ماگهای رنگی و بزرگ و دوست داشتنی تهیه کنید و هر وقت احساس خستگی کردید یا بیحوصله بودید، خودتان ا به یک نوشیدنی گرم دعوت کنید: هر چیزی که دوست دارید؛ شیرکاکائو، دمنوش و ...
_تکنولوژی ممنوع:
دانمارکیها از سر شب، کامپیوتر و گوشیهایشان را خاموش میکنند
و به کارهای دیگری میپردازند.
دوری از تکنولوژی و کتاب خواندن یا حضور در جمع، از مهمترین اجزای هوگه است.
_لباس های گرم و نرم:
در کشورهای شمال اروپا بیشتر وقتها هوا سرد است.
لباسهای بزرگتر از سایز؛ پشمی، نرم و راحت برای یک زندگی هوگهای مورد نیاز هستند. مخصوصا جورابهای بلند و پشمی بامزه که میتوانید از بعضی مغازهها تهیه کنید.
_مهمانی:
برخلاف تصور ما، اروپاییها خیلی هم سرد و ماشینی نیستند.
همین فرهنگ هم باعث شده که مردم شادی داشته باشند.
دانمارکیها خیلی اهل فضای مجازی نیستند و بهجای آن در مهمانی شرکت میکنند و یا کتاب میخوانند.
آنها حداقل هر ماه یک قابلمه پارتی برگزار میکنند که هر کس با غذای خودش در مهمانی حاضر شود یا آخر هفتههایشان را کنار یکدیگر به مهمانی میگذرانند. «بازی کردن» یکی از پایههای مهمانی دانمارکیهاست.
_به خودتان جایزه بدهید:
در این فرهنگ، نباید حتما کوه جابهجا کنید تا برای خودتان جایزه بخرید. هر از گاهی چیزی که دوست دارید را برای خودتان بخرید. حتی اگر یک شکلات است. یا هر چند ماه یکبار؛ یک روز تا شب زیر پتو بمانید و لذت ببرید.
_کار فقط در محیط کار:
دانمارکی ها هفته ای ۳۵-۳۳ ساعت کار میکنند. (البته کار مفید) ولی بعد از خروج از محل کار؛ به زندگی عادی برمیگردند و به مسائل کاری حتی فکر هم نمیکنند.
_کاهش سرعت:
اگر از فرهنگ هوگه خوشتان آمده، قبل از همه اینها باید یاد بگیرید عجله را کنار بگذارید.
اگر به شمال اروپا سفر کرده باشید، حتما متوجه سرعت کم مردم شدهاید.
با کم کردن سرعت زندگی، کم کم میآموزید به هر لحظه به چشم یک موهبت نگاه کنید. یادتان باشد ما وظیفه داریم از هر لحظه زندگیمان لذت ببریم؛ در غیر این صورت این نعمت بزرگ را حیف و میل کردهایم.
#دکتر_رسول_سادات
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
🎯 هوش مصنوعی به زودی مفهوم عشق را درک میکند
دانشمندان و متخصصان رباتیک فعال در پروژه ربات "بینا"(BINA) مدعی شدند که به زودی این ربات مفهوم فلسفی عشق و علاقه را درک خواهد کرد.
ربات انساننمای "بینا 48" اولین رباتی است که موفق به حضور در دانشگاه و گذراندن یک واحد درسی شد. ویلیام بری، استاد دانشگاه نوتردام و استاد آموزش مفاهیم اخلاقی به ربات بینا 48 گفت: هدف از ساخت این ربات اثبات نظریه جان گرفتن #هوش_مصنوعی در صورت افزایش حافظه بلند مدت و توانایی پردازش حواس مانند انسان است.
وی در ادامه افزود: ربات بینا 48 تاکنون به پیشرفتهای قابل توجهی دست یافته و هدف نهایی تیم سازنده، آموزش مفاهیم مخصوص انسان مثل مفهوم عشق و علاقه است. این ربات ایدهها و شخصیتها را با ایجاد یک پایگاه داده به صورت خاطرات، باورها و افکار طبقهبندی میکند.
بینا 48 همچنین میتواند با دریافت اطلاعات مضاعف از رسانههای اجتماعی اظهار نظر و مانند یک شخصیت زنده در مکالمات شرکت کند .در حال حاضر درک شناختی بینا 48 همچنان رو به افزایش است، چرا که الگوریتم کنترل این ربات براساس یادگیری عمیق طراحی شده است. در واقع این ربات با ذخیره تجربیات و اطلاعات، هر روز با تجربهتر میشود. به گفته سازندگان ربات، هدف بعدی ارتقاء مهارتهای ادراکی و شناختی ربات تا مرحلهای است که سه مفهوم عشق و علاقه، مرگ و زندگی و غم و اندوه را کاملا درک کند.
@mohammadnosratimusic
دانشمندان و متخصصان رباتیک فعال در پروژه ربات "بینا"(BINA) مدعی شدند که به زودی این ربات مفهوم فلسفی عشق و علاقه را درک خواهد کرد.
ربات انساننمای "بینا 48" اولین رباتی است که موفق به حضور در دانشگاه و گذراندن یک واحد درسی شد. ویلیام بری، استاد دانشگاه نوتردام و استاد آموزش مفاهیم اخلاقی به ربات بینا 48 گفت: هدف از ساخت این ربات اثبات نظریه جان گرفتن #هوش_مصنوعی در صورت افزایش حافظه بلند مدت و توانایی پردازش حواس مانند انسان است.
وی در ادامه افزود: ربات بینا 48 تاکنون به پیشرفتهای قابل توجهی دست یافته و هدف نهایی تیم سازنده، آموزش مفاهیم مخصوص انسان مثل مفهوم عشق و علاقه است. این ربات ایدهها و شخصیتها را با ایجاد یک پایگاه داده به صورت خاطرات، باورها و افکار طبقهبندی میکند.
بینا 48 همچنین میتواند با دریافت اطلاعات مضاعف از رسانههای اجتماعی اظهار نظر و مانند یک شخصیت زنده در مکالمات شرکت کند .در حال حاضر درک شناختی بینا 48 همچنان رو به افزایش است، چرا که الگوریتم کنترل این ربات براساس یادگیری عمیق طراحی شده است. در واقع این ربات با ذخیره تجربیات و اطلاعات، هر روز با تجربهتر میشود. به گفته سازندگان ربات، هدف بعدی ارتقاء مهارتهای ادراکی و شناختی ربات تا مرحلهای است که سه مفهوم عشق و علاقه، مرگ و زندگی و غم و اندوه را کاملا درک کند.
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
📯بسیار قابل توجه و مفید... با حوصله بخوانید و عمل کنید...😊
افرادی که دورههای عرفانی(معنوی) را گذراندهاند شاید سالیان سال دو بار در طی روز مراقبه میکردند، اینها ممکن است مدیتیتور خوبی باشند یعنی بتوانند یک الی دو ساعت در حالت لوتوس بنشینند و حتی بیشتر از من ساکن باشند، اما شاید نتوانند مدیتیشن را جزئی از زندگیشان قرار بدهند.
Metta meditation
مردی بود که متا مدیتیشن کار میکرد.
این شیوه در مورد عشق و مهربانیست و اینطور انجام میشود که در هنگام انجامِ متامدیتیشن میگویند:
«همهٔ افراد حاضر در این خانه در امنیت و آرامش و شاد باشند. من در امنیت و آرامش و شاد باشم. مَردمِ این شهر در امنیت و آرامش و شاد باشند» و به این صورت برای همه، آرزوی نشاط و آرامش میکنند. این شـیوهٔ انجامِ مدیتیشنِ عشق و مهربانیست.
آن مرد که در حالِ انجامِ مدیتیشنِ عشق و مهربانی بود، ناگهان درِ اتاقش باز شد و دخترِ 7 سالهاش داخلِ اتاق آمد و گفت، بابا...
پدرش برگشت و گفت، نمیتوانی من را تنها بگذاری؟! نمیبینی در حالِ تمرین مدیتیشنِ عشق و مهربانی هستم؟!
این دقیقـاً یکی از مثالهای اعمالنکردنِ آموزههای معنوی در زندگیِ روزمره است.
من به همین دلیل مدیتیشنهای کوتاه مدت در طول روز را پیشنهاد میکنم. هر بار فقط به مدت چند ثانیه، آنهم لحظهای که احســاسِ حضور میکنید، مدیتیشنِ کوتاه انجام دهید.
بنابراین توصیه میکنم کارهای خاصی که از روی عادتِ انجام دادن برای رسیدن به یک مقصودِ خاص انجام میدهید را تبدیل به مدیتیشن ِکوتاه کنید، یعنی کلِّ توجه را معطوفِ آن کنید تا خودِ این کارها تبدیل به هدف شوند.
به عنوان مثال:
هروقت که منتظـرِ چیزی هستید به جای منتظرماندن، از این فرصت به عنوان یک مدیتیشنِ کوتاه بهره ببرید.
«انتظار»، یک حالت ذهنیست و به این معنیست که شما لحظهٔ بعد را به این لحظه ترجیح میدهید و به این خاطر منتظرید، در غیــرِ اینصورت منتظر نبودید و فقط در آنجا حضور داشتید.
• مثلاً: وقتی منتظرِ آسانسور هستید آنطور نباشید که انگار چیزی درونتان میخواهد جلو بیفتد و به لحظهٔ بعدی برسد اما نمیتواند زیرا آسانسور هنوز نرسیده است.
پس وقتی دکمهٔ آسانسور را فشار میدهید، به جای «انتظار» فقط کاملاً آرام باشید و فقط «حضور داشته باشید» و سعی نکنید به طور زمانِ روانی و دروناً از لحظهٔحال خارج شـوید و به آسانسوری برسید که هنوز نرسیده است، فقط از لحظه استفاده کنید و حضور داشته باشید.
میتوانید چند نَفَسِ عمیق بکشید و به نفَسهایتان توجه کنید، و بعد به این نتیجه خواهید رسید که نمیتوانید «فکر» کنید و فقط «نفَسکشیدن» را حس میکنید.
فقط یکی از این دو امکانپذیر است یا باید فکر باشد، یا تنفس.
این یکی از کارهای مفید برای دورشدن از فکرهاییست که آنها را لازمشان ندارید. بودا مدیتشین تنفسی را پیشنهاد کرده است که به معنیِ مشاهده و احساسِ تنفس خودتان است.
•• پس تمرین اینطور است:
وقتی جلوی درِ آسانسور هستید و دکمه را زدید، توجهتان را به «فکرکردن» معطوف نکنید، به «لحظهٔحال» برگردید، چند نفَسِ عمیق بکشید و از این لحظهٔ «منتظرنبودن» لذت ببرید.
- آسانسور یا صفِ فروشگاهها یا هر صف، نوبت و انتظاری که موجب نارحتی در برخی از افراد میشود را به همین روش عمل کنید و آنها را تبدیل به تمرینِ مدیتیشنِ کوتاه کنید .
اینها مدیتیشنهای کوتاهِ زندگی هستند. به نظر من اینها خیلی مفید هستند. من معتقدم که بهتر است چندین نوع از این مدیتیشنهای کوتاه را در زندگــیِ روزمــره بهکار ببرید تا اینکه بیایید و زندگیتان را به چند قسمت تقسیم کنید که یک قسمتِ آن، کارهای معنوی باشد و از زندگیکردن جدا باشد و اصلاً کـارِ معنویتان در زندگی جاری نباشد.
البته منظور از مدیتیشنِکوتاه این نیست که نمیتوانید به کارهای معنوی برسید.
ولی اگر میخواهید بین این دو یکی را انتخاب کنید به شما مدیتیشین کوتاهِ روزمره را توصیه میکنم، «زیرا این مدیتیشن، تبدیل به جزئی از زندگــیِ روزانــهٔ شــما میشوند». در اینصورت، دیگر مانند آن مردی نیستید که متامدیتیشنِ انجام میداد و زندگیاش به دو بخشِ جدا تقسیم شده بود.
سخنرانی اکهارت تل
@mohammadnosratimusic
افرادی که دورههای عرفانی(معنوی) را گذراندهاند شاید سالیان سال دو بار در طی روز مراقبه میکردند، اینها ممکن است مدیتیتور خوبی باشند یعنی بتوانند یک الی دو ساعت در حالت لوتوس بنشینند و حتی بیشتر از من ساکن باشند، اما شاید نتوانند مدیتیشن را جزئی از زندگیشان قرار بدهند.
Metta meditation
مردی بود که متا مدیتیشن کار میکرد.
این شیوه در مورد عشق و مهربانیست و اینطور انجام میشود که در هنگام انجامِ متامدیتیشن میگویند:
«همهٔ افراد حاضر در این خانه در امنیت و آرامش و شاد باشند. من در امنیت و آرامش و شاد باشم. مَردمِ این شهر در امنیت و آرامش و شاد باشند» و به این صورت برای همه، آرزوی نشاط و آرامش میکنند. این شـیوهٔ انجامِ مدیتیشنِ عشق و مهربانیست.
آن مرد که در حالِ انجامِ مدیتیشنِ عشق و مهربانی بود، ناگهان درِ اتاقش باز شد و دخترِ 7 سالهاش داخلِ اتاق آمد و گفت، بابا...
پدرش برگشت و گفت، نمیتوانی من را تنها بگذاری؟! نمیبینی در حالِ تمرین مدیتیشنِ عشق و مهربانی هستم؟!
این دقیقـاً یکی از مثالهای اعمالنکردنِ آموزههای معنوی در زندگیِ روزمره است.
من به همین دلیل مدیتیشنهای کوتاه مدت در طول روز را پیشنهاد میکنم. هر بار فقط به مدت چند ثانیه، آنهم لحظهای که احســاسِ حضور میکنید، مدیتیشنِ کوتاه انجام دهید.
بنابراین توصیه میکنم کارهای خاصی که از روی عادتِ انجام دادن برای رسیدن به یک مقصودِ خاص انجام میدهید را تبدیل به مدیتیشن ِکوتاه کنید، یعنی کلِّ توجه را معطوفِ آن کنید تا خودِ این کارها تبدیل به هدف شوند.
به عنوان مثال:
هروقت که منتظـرِ چیزی هستید به جای منتظرماندن، از این فرصت به عنوان یک مدیتیشنِ کوتاه بهره ببرید.
«انتظار»، یک حالت ذهنیست و به این معنیست که شما لحظهٔ بعد را به این لحظه ترجیح میدهید و به این خاطر منتظرید، در غیــرِ اینصورت منتظر نبودید و فقط در آنجا حضور داشتید.
• مثلاً: وقتی منتظرِ آسانسور هستید آنطور نباشید که انگار چیزی درونتان میخواهد جلو بیفتد و به لحظهٔ بعدی برسد اما نمیتواند زیرا آسانسور هنوز نرسیده است.
پس وقتی دکمهٔ آسانسور را فشار میدهید، به جای «انتظار» فقط کاملاً آرام باشید و فقط «حضور داشته باشید» و سعی نکنید به طور زمانِ روانی و دروناً از لحظهٔحال خارج شـوید و به آسانسوری برسید که هنوز نرسیده است، فقط از لحظه استفاده کنید و حضور داشته باشید.
میتوانید چند نَفَسِ عمیق بکشید و به نفَسهایتان توجه کنید، و بعد به این نتیجه خواهید رسید که نمیتوانید «فکر» کنید و فقط «نفَسکشیدن» را حس میکنید.
فقط یکی از این دو امکانپذیر است یا باید فکر باشد، یا تنفس.
این یکی از کارهای مفید برای دورشدن از فکرهاییست که آنها را لازمشان ندارید. بودا مدیتشین تنفسی را پیشنهاد کرده است که به معنیِ مشاهده و احساسِ تنفس خودتان است.
•• پس تمرین اینطور است:
وقتی جلوی درِ آسانسور هستید و دکمه را زدید، توجهتان را به «فکرکردن» معطوف نکنید، به «لحظهٔحال» برگردید، چند نفَسِ عمیق بکشید و از این لحظهٔ «منتظرنبودن» لذت ببرید.
- آسانسور یا صفِ فروشگاهها یا هر صف، نوبت و انتظاری که موجب نارحتی در برخی از افراد میشود را به همین روش عمل کنید و آنها را تبدیل به تمرینِ مدیتیشنِ کوتاه کنید .
اینها مدیتیشنهای کوتاهِ زندگی هستند. به نظر من اینها خیلی مفید هستند. من معتقدم که بهتر است چندین نوع از این مدیتیشنهای کوتاه را در زندگــیِ روزمــره بهکار ببرید تا اینکه بیایید و زندگیتان را به چند قسمت تقسیم کنید که یک قسمتِ آن، کارهای معنوی باشد و از زندگیکردن جدا باشد و اصلاً کـارِ معنویتان در زندگی جاری نباشد.
البته منظور از مدیتیشنِکوتاه این نیست که نمیتوانید به کارهای معنوی برسید.
ولی اگر میخواهید بین این دو یکی را انتخاب کنید به شما مدیتیشین کوتاهِ روزمره را توصیه میکنم، «زیرا این مدیتیشن، تبدیل به جزئی از زندگــیِ روزانــهٔ شــما میشوند». در اینصورت، دیگر مانند آن مردی نیستید که متامدیتیشنِ انجام میداد و زندگیاش به دو بخشِ جدا تقسیم شده بود.
سخنرانی اکهارت تل
@mohammadnosratimusic
سفرهای حال خوب را دنبال کنید...
https://chat.whatsapp.com/FHyqat6PLh4AOFFmzSfLuP
@mohammadnosratimusic
https://chat.whatsapp.com/FHyqat6PLh4AOFFmzSfLuP
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
🌿عادت هایی که سوئد را شادترین کشور دنیا کرده
سوئدی ها قانونی دارند به نام لاگوم “lagom” این قانون مجموعه ای است از توصیه های خاص که با حذفِ بی نظمی در خانه، برنامه ها و ذهن منجر به شادی می شود.
لاگوم کمک می کند در تمام جنبه های زندگی تعادل ایجاد کنیم و سرانجام نفس راحت بکشیم و وقت و امکان شاد شدن را داشته باشیم.
✔️ مبلمان ها را با فاصله بچینید تا بین آن ها فضای خالی وجود داشته باشد و چشم ها بتواند زیبایی هر کدام از آن ها را جداگانه ببیند.
✔️ به جای نقاشی و پوستر ، عکسِ مناظری که در سفر به آن جا رفته اید به دیوار نصب کنید.
✔️ به جای فرش که تمیز کردن آن ها هم سخت است از قالیچه های پارچه ای استفاده کنید که به راحتی تمیز و جا به جا می شوند.
✔️ برای این که خانه نور طبیعی داشته باشد پرده های رنگ روشن آویزان کنید .
هنگام تاریکی شمع روشن کنید.
✔️ هنگام مرتب کردن خانه ، به تدریج هفته ای یک بار از هر اتاق یک وسیله کم کنید.
✔️ وقتی یه وسیله ی جدید می خرید، دو وسیله ی کهنه و قدیمی را دور بریزید.
✔️ هنگام مرتب کردن لباس های کمد، لباس ها را از چوب لباسی بردارید و ۵ تا از آن ها را کنار بگذارید. سپس به ترتیب اهمیت لباس ها را مرتب کنید. لباس هایی که بدون چوب لباسی مانده اند متعلق به خانه ی شما نیستند.
✔️ از جمع کردن وسائل روی هم پرهیز کنید.
✔️ در رابطه با کاغذها و مدارک کاغذی از قانون یک لمس پیروی کنید. با اولین لمس کاغذ آن را در جای خودش قرار دهید، کارهای ضروری را انجام دهید (مثلن صورت حساب را پرداخت کنید) یا آن را دور بیندازید.
✔️ برای این که وقت کم تری را برای آشپزی از دست بدهید منوی هفته گی بنویسید، برنامه غذایی ساده داشته باشید. یا حتا برای دو روز یک غذا درست کنید.
✔️ برای درست کردن غذاهای فصلی از محصولات بومی استفاده کنید. هم سالم تر هستند و هم ارزان تر.
✔️ یک ساعت و ربع زودتر بیدار شوید تا عجله نکنید و روی وقت تان احساس کنترل داشته باشید.
✔️ صبح ها یک فنجان چای در فنجان مورد علاقه تان بخورید تا روز سازنده ای داشته باشید.
✔️ اگر امکانش هست زودتر محل کار را ترک کنید.
✔️ باهمکارانتان در زمان استراحت قهوه بنوشید. این کار بازدهی را افزایش می دهد.
✔️ هر شب به موقع بخوابید.
✔️ غروب ها کمی پیاده روی کنید.
✔️ برای هیچ کدام از روزهای آخر هفته برنامه ریزی نکنید. روزهای تعطیل آخر هفته را به ارتباط باخانواده اختصاص دهید.
✔️ یک هنر دستی ساده مثل تکه دوزی یا گل دوزی انجام دهید.
✔️ برای این که در خانه با طبیعت در ارتباط باشید از مواد طبیعی مثل فلز، چوب و پارچه های پشمی استفاده کنید.
✔️ گل های خانگی بخرید و خانه را با گل ها و گیاهان تازه تزئین کنید.
✔️ یاد بگیرید که از خودتان مراقبت کنید بدون این که این کار را خودخواهی بدانید. استراحت کامل، لحظات تنهایی، قرار نگرفتن در شرایط سخت تمام این ها برای مراقبت ازخود ضروری هستند.
✔️ این واقعیت را بپذیرید که همیشه ناهماهنگی در زندگی وجود دارد. گاهی اوقات باید زیاد کار کنید، گاهی اوقات وقت کافی ندارید. فقط سعی نکنید همه چیز را کنترل کنید.
✔️ زباله های ذهن تان را پاک کنید: کم تر به فضای مجازی بروید، صفحات شاد و مثبت را فقط دنبال کنید و بیش تر کتاب بخوانید.
کیفیت روابط را به کمیت آن ترجیح دهید. به جای ارتباط از طریق شبکه های اجتماعی به دیدار دوستان و خانواده بروید.
این قوانین در سوئد به آن ها کمک کرده تا شاد باشند.
ما هم امتحان کنیم 😊
@mohammadnosratimusic
سوئدی ها قانونی دارند به نام لاگوم “lagom” این قانون مجموعه ای است از توصیه های خاص که با حذفِ بی نظمی در خانه، برنامه ها و ذهن منجر به شادی می شود.
لاگوم کمک می کند در تمام جنبه های زندگی تعادل ایجاد کنیم و سرانجام نفس راحت بکشیم و وقت و امکان شاد شدن را داشته باشیم.
✔️ مبلمان ها را با فاصله بچینید تا بین آن ها فضای خالی وجود داشته باشد و چشم ها بتواند زیبایی هر کدام از آن ها را جداگانه ببیند.
✔️ به جای نقاشی و پوستر ، عکسِ مناظری که در سفر به آن جا رفته اید به دیوار نصب کنید.
✔️ به جای فرش که تمیز کردن آن ها هم سخت است از قالیچه های پارچه ای استفاده کنید که به راحتی تمیز و جا به جا می شوند.
✔️ برای این که خانه نور طبیعی داشته باشد پرده های رنگ روشن آویزان کنید .
هنگام تاریکی شمع روشن کنید.
✔️ هنگام مرتب کردن خانه ، به تدریج هفته ای یک بار از هر اتاق یک وسیله کم کنید.
✔️ وقتی یه وسیله ی جدید می خرید، دو وسیله ی کهنه و قدیمی را دور بریزید.
✔️ هنگام مرتب کردن لباس های کمد، لباس ها را از چوب لباسی بردارید و ۵ تا از آن ها را کنار بگذارید. سپس به ترتیب اهمیت لباس ها را مرتب کنید. لباس هایی که بدون چوب لباسی مانده اند متعلق به خانه ی شما نیستند.
✔️ از جمع کردن وسائل روی هم پرهیز کنید.
✔️ در رابطه با کاغذها و مدارک کاغذی از قانون یک لمس پیروی کنید. با اولین لمس کاغذ آن را در جای خودش قرار دهید، کارهای ضروری را انجام دهید (مثلن صورت حساب را پرداخت کنید) یا آن را دور بیندازید.
✔️ برای این که وقت کم تری را برای آشپزی از دست بدهید منوی هفته گی بنویسید، برنامه غذایی ساده داشته باشید. یا حتا برای دو روز یک غذا درست کنید.
✔️ برای درست کردن غذاهای فصلی از محصولات بومی استفاده کنید. هم سالم تر هستند و هم ارزان تر.
✔️ یک ساعت و ربع زودتر بیدار شوید تا عجله نکنید و روی وقت تان احساس کنترل داشته باشید.
✔️ صبح ها یک فنجان چای در فنجان مورد علاقه تان بخورید تا روز سازنده ای داشته باشید.
✔️ اگر امکانش هست زودتر محل کار را ترک کنید.
✔️ باهمکارانتان در زمان استراحت قهوه بنوشید. این کار بازدهی را افزایش می دهد.
✔️ هر شب به موقع بخوابید.
✔️ غروب ها کمی پیاده روی کنید.
✔️ برای هیچ کدام از روزهای آخر هفته برنامه ریزی نکنید. روزهای تعطیل آخر هفته را به ارتباط باخانواده اختصاص دهید.
✔️ یک هنر دستی ساده مثل تکه دوزی یا گل دوزی انجام دهید.
✔️ برای این که در خانه با طبیعت در ارتباط باشید از مواد طبیعی مثل فلز، چوب و پارچه های پشمی استفاده کنید.
✔️ گل های خانگی بخرید و خانه را با گل ها و گیاهان تازه تزئین کنید.
✔️ یاد بگیرید که از خودتان مراقبت کنید بدون این که این کار را خودخواهی بدانید. استراحت کامل، لحظات تنهایی، قرار نگرفتن در شرایط سخت تمام این ها برای مراقبت ازخود ضروری هستند.
✔️ این واقعیت را بپذیرید که همیشه ناهماهنگی در زندگی وجود دارد. گاهی اوقات باید زیاد کار کنید، گاهی اوقات وقت کافی ندارید. فقط سعی نکنید همه چیز را کنترل کنید.
✔️ زباله های ذهن تان را پاک کنید: کم تر به فضای مجازی بروید، صفحات شاد و مثبت را فقط دنبال کنید و بیش تر کتاب بخوانید.
کیفیت روابط را به کمیت آن ترجیح دهید. به جای ارتباط از طریق شبکه های اجتماعی به دیدار دوستان و خانواده بروید.
این قوانین در سوئد به آن ها کمک کرده تا شاد باشند.
ما هم امتحان کنیم 😊
@mohammadnosratimusic
Forwarded from اکهارت/eckhart (moment now)
عادت کنیدازخودتان بپرسید دراین لحظه در درون من چه می گذرد؟
این پرسش، شمارابه مسیر درست هدایت می کند ،اما خود را تجزیه وتحلیل نکنید. انرژی احساسی را حس کنید،اگر احساسی وجود ندارد، توجه خود را عمیق تر به میدان انرژی درونی بدن معطوف نمایید،این راه رسیدن به وجود است.
اکهارت_توله
این پرسش، شمارابه مسیر درست هدایت می کند ،اما خود را تجزیه وتحلیل نکنید. انرژی احساسی را حس کنید،اگر احساسی وجود ندارد، توجه خود را عمیق تر به میدان انرژی درونی بدن معطوف نمایید،این راه رسیدن به وجود است.
اکهارت_توله
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯
کارمینا بورانا (Carmina Burana) قطعهٔ آهنگی اثر کارل ارف است که از جمله زیباترین آثار موسیقی کلاسیک آوازی جهان بهشمار میرود. این قطعه مجموعهای در قالب یک کتاب خطی است که در سال ۱۸۰۳ میلادی در ایالت «باواریا»ی آلمانِ امروز پیدا شدهاست. نسخهٔ اصلی این مجموعه ۱۱۹ صفحه داشته و گویا سه شاعر مختلف آن را سرودهاند. کارمینا بورانا (سرودههای بورانا) توسط کارل ارف در بین سالهای ۱۹۳۵ و ۱۹۳۶ ساخته شدهاست. این قطعه براساس ۲۴ شعر که در مجموعهٔ اشعار کارمینا بورانا مربوط به قرون وسطا، به دست آمده، ساخته شدهاند.
کارمینا بورانا سمفونی نیست و چنانچه به اشتباه نوشتهاند، اپرا هم نیست. قطعهای است که میتوان به آن نام کانتات (کانتاتا) داد ولی بهتر است طبق نظر خود کارل ارف آن را تنها «کارمینا بورانا» بنامیم.
سبک کارل ارف تمایل به صریحگویی دارد. بسط و گسترش (دِولوپمان) به روش کلاسیک بسیار کم است و یا اصلاً وجود ندارد. همچنین نبود پولی فونی کاملاً مشهود است.
@mohammadnosratimusic
کارمینا بورانا سمفونی نیست و چنانچه به اشتباه نوشتهاند، اپرا هم نیست. قطعهای است که میتوان به آن نام کانتات (کانتاتا) داد ولی بهتر است طبق نظر خود کارل ارف آن را تنها «کارمینا بورانا» بنامیم.
سبک کارل ارف تمایل به صریحگویی دارد. بسط و گسترش (دِولوپمان) به روش کلاسیک بسیار کم است و یا اصلاً وجود ندارد. همچنین نبود پولی فونی کاملاً مشهود است.
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯
O Fortuna ای بخت و اقبال
velut luna مانند ماه درون آسمان
statu variabilis, قابل تغییر هستی
semper crescis مانند ماه افول می کنی
aut decrescis; و مانند ماه ناپدید می شوی
vita detestabilis ای زندگی پر از کینه
nunc obdurat نخست به انسان ستم می کنی
et tunc curat سپس تسکینش می دهی
ludo mentis aciem, وقتی تصور کنی
egestatem, تنگدستی
potestatem و قدرت
dissolvit ut glaciem. آنهارا مانند یخ ذوب می کند
Sors immanis ای سرنوشت دیوصفت
et inanis, و پوچ
rota tu volubilis, تو ای چرخ گردان
status malus, بدان که نحس هستی
vana salus خوب بودن بی فایده است
semper dissolubilis, و نتیجه ای ندارد
obumbrata سرنوشت همیشه در سایه ها بوده
et velata و بر ما پوشیده است
michi quoque niteris; تو همچنین مرا بیمار می کنی
nunc per ludum ولی حالا با همه ی بازی های تو
dorsum nudum من پشت (برهنه) خود را
fero tui sceleris. به پستی های تو میکنم
Sors salutis سرنوشت دشمن من است
et virtutis دشمن سلامتی ام
michi nunc contraria و دشمن پاک دامنی ام
est affectus رانده شده
et defectus و زمین زده شده
semper in angaria. ما همیشه برده ی اوییم
Hac in hora پس در این ساعت
sine mora بدون معطلی
corde pulsum tangite; به بزدلان هشدار دهید
quod per sortem چرا که سرنوشت
sternit fortem, در کمین ترسوهاست
mecum omnes plangite! در گریستن با من همراه شوید !
@mohammadnosratimusic
velut luna مانند ماه درون آسمان
statu variabilis, قابل تغییر هستی
semper crescis مانند ماه افول می کنی
aut decrescis; و مانند ماه ناپدید می شوی
vita detestabilis ای زندگی پر از کینه
nunc obdurat نخست به انسان ستم می کنی
et tunc curat سپس تسکینش می دهی
ludo mentis aciem, وقتی تصور کنی
egestatem, تنگدستی
potestatem و قدرت
dissolvit ut glaciem. آنهارا مانند یخ ذوب می کند
Sors immanis ای سرنوشت دیوصفت
et inanis, و پوچ
rota tu volubilis, تو ای چرخ گردان
status malus, بدان که نحس هستی
vana salus خوب بودن بی فایده است
semper dissolubilis, و نتیجه ای ندارد
obumbrata سرنوشت همیشه در سایه ها بوده
et velata و بر ما پوشیده است
michi quoque niteris; تو همچنین مرا بیمار می کنی
nunc per ludum ولی حالا با همه ی بازی های تو
dorsum nudum من پشت (برهنه) خود را
fero tui sceleris. به پستی های تو میکنم
Sors salutis سرنوشت دشمن من است
et virtutis دشمن سلامتی ام
michi nunc contraria و دشمن پاک دامنی ام
est affectus رانده شده
et defectus و زمین زده شده
semper in angaria. ما همیشه برده ی اوییم
Hac in hora پس در این ساعت
sine mora بدون معطلی
corde pulsum tangite; به بزدلان هشدار دهید
quod per sortem چرا که سرنوشت
sternit fortem, در کمین ترسوهاست
mecum omnes plangite! در گریستن با من همراه شوید !
@mohammadnosratimusic
یکی از
تمرینهای معنوی مؤثر
مراقبهٔ عمیق
بر فناپذیری اجسام
و نیز جسم خودتان است.
این مراقبه را
"مردن پیش از مردن" نامیدهاند.
عمیقاً
وارد این مراقبه شوید.
ببینید که
بدن مادی در حال نابودی است
و به زودی
دیگر وجود نخواهد داشت.
سپس
همهٔ اشکال ذهنی
و افکار از میان میروند.
اما شما هنوز در آنجا حضور دارید.
حضوری الهی که شمائید؛
درخشان
و کاملاً بیدار.
فقط
نام، شکل
و توهم است که
از میان میرود.
هیچچیز حقیقی
هیچگاه نمیمیرد.
با انجام این مراقبه 👇
اختلالهایی که
در نتیجهٔ عواطف منفی
در میدان 🔄 انرژی پدید میآیند،
اصلاح میشوند.
این تمرین،
جایگزین تمرینِ
لحظه به لحظهٔ بودن در بدن
نیست.
هنگامی که
ـ چند دقیقه کاری ندارید
به ویژه
درست پیش از آن که
ـ شب به خواب بروید و
ـ همین که صبح بیدار شدید و
ـ پیش از آن که برخیزید،
بدن خود را «غرق» در آگاهی کنید.
چشمانتان را ببندید
و به پشت دراز بکشید.
ابتدا
توجه خود را
برای مدتی کوتاه
بر اعضای مختلف بدن -
دستها،
پاها،
شکم،
سینه،
سر و غیره - متمرکز کنید.
انرژیِ حیاتِ درون اعضا را
تا آنجا که میتوانید حس کنید.
حدود ۱۵ ثانیه
با هر عضو بمانید.
آنگاه اجازه دهید
چند بار توجه شما
همچون موج ≈
از پا ⬆️ به سوی سر و
از سر ⬇️ به سوی پا
بر همهٔ بدن معطوف شود.
1⃣ دقیقه برای این حرکت کافیست.
سپس
تمامیت بدنِ درونی خود را
به صورت یکپارچه
و یک میدان انرژی 🔄
احساس نمایید.
این حس را
چند دقیقه حفظ کنید.
در این مدت
به شدت حضور داشته باشید.
در یکایک سلولهای بدن خود
حاضر باشید.
از این که ذهن
گهگاه موفق میشود
توجه شما را
به خارج از بدن سوق دهد و
در افکار گم میشوید
ناراحت نشوید.
همین که
متوجه این عمل شدید،
فقط توجه خود را
به بدنِ درونی معطوف نمایید.
اکهارت_تله_تمرین_نیروی_حال
@mohammadnosratimusic
تمرینهای معنوی مؤثر
مراقبهٔ عمیق
بر فناپذیری اجسام
و نیز جسم خودتان است.
این مراقبه را
"مردن پیش از مردن" نامیدهاند.
عمیقاً
وارد این مراقبه شوید.
ببینید که
بدن مادی در حال نابودی است
و به زودی
دیگر وجود نخواهد داشت.
سپس
همهٔ اشکال ذهنی
و افکار از میان میروند.
اما شما هنوز در آنجا حضور دارید.
حضوری الهی که شمائید؛
درخشان
و کاملاً بیدار.
فقط
نام، شکل
و توهم است که
از میان میرود.
هیچچیز حقیقی
هیچگاه نمیمیرد.
با انجام این مراقبه 👇
اختلالهایی که
در نتیجهٔ عواطف منفی
در میدان 🔄 انرژی پدید میآیند،
اصلاح میشوند.
این تمرین،
جایگزین تمرینِ
لحظه به لحظهٔ بودن در بدن
نیست.
هنگامی که
ـ چند دقیقه کاری ندارید
به ویژه
درست پیش از آن که
ـ شب به خواب بروید و
ـ همین که صبح بیدار شدید و
ـ پیش از آن که برخیزید،
بدن خود را «غرق» در آگاهی کنید.
چشمانتان را ببندید
و به پشت دراز بکشید.
ابتدا
توجه خود را
برای مدتی کوتاه
بر اعضای مختلف بدن -
دستها،
پاها،
شکم،
سینه،
سر و غیره - متمرکز کنید.
انرژیِ حیاتِ درون اعضا را
تا آنجا که میتوانید حس کنید.
حدود ۱۵ ثانیه
با هر عضو بمانید.
آنگاه اجازه دهید
چند بار توجه شما
همچون موج ≈
از پا ⬆️ به سوی سر و
از سر ⬇️ به سوی پا
بر همهٔ بدن معطوف شود.
1⃣ دقیقه برای این حرکت کافیست.
سپس
تمامیت بدنِ درونی خود را
به صورت یکپارچه
و یک میدان انرژی 🔄
احساس نمایید.
این حس را
چند دقیقه حفظ کنید.
در این مدت
به شدت حضور داشته باشید.
در یکایک سلولهای بدن خود
حاضر باشید.
از این که ذهن
گهگاه موفق میشود
توجه شما را
به خارج از بدن سوق دهد و
در افکار گم میشوید
ناراحت نشوید.
همین که
متوجه این عمل شدید،
فقط توجه خود را
به بدنِ درونی معطوف نمایید.
اکهارت_تله_تمرین_نیروی_حال
@mohammadnosratimusic
احساس کن
که شفاف شدهای؛
بدونِ
تودهٔ متراکم بدنت
که مانع عبور نور میشود.
اکنون
اجازه بده
سر و صداها و
یا هر چیزی که
موجب ناراحتی و
واکنشهای منفی
در تو میشوند
از شفافیت وجود تو
عبور کنند.
مانند عبور نور
از شیشهٔ شفاف و پاک؛
اینها دیگر
به دیواری در تو
برخورد نمیکنند و
در تو نمیمانند.
ابتدا
با چیزهای
جزئی شروع کن.
(صدای ماشینها،
جیغ و فریاد بچهها،
ترافیک سنگین خیابان)
به جای داشتنِ
دیوار مقاومت در درون
که نباید چنین و چنان باشد
بگذار از شفافیت وجود تو
عبور کنند و بروند.
اگر کسی
حرفی ناخوشایند
و بیادبانه میزند،
بجای واکنش ناآگاهانه
بگذار از تو بگذرد و برود
و در تو نماند.
دیوار مقاومتی در خود بپا نکن؛
گویی اصلاً
کسی نبوده است و نیست
که تو را برنجاند.
بخشیدن همین است.
بدینسان
تو دیگر شکننده نخواهی بود.
البته
اگر دوست داشتهباشی،
میتوانی به آن شخص بگویی
که حرف یا عملش
شایسته نبوده است.
اما دیگر آن شخص
توان آن را ندارد که زندگی
و حالاتِ درونی تو را کنترل کند.
حال دیگر
تو ارباب وجود خود هستی.
بردهٔ دیگری نیستی
و با ذهنت هدایت نمیشوی.
اکهارت_تله_نیروی_حال
@mohammadnosratimusic
که شفاف شدهای؛
بدونِ
تودهٔ متراکم بدنت
که مانع عبور نور میشود.
اکنون
اجازه بده
سر و صداها و
یا هر چیزی که
موجب ناراحتی و
واکنشهای منفی
در تو میشوند
از شفافیت وجود تو
عبور کنند.
مانند عبور نور
از شیشهٔ شفاف و پاک؛
اینها دیگر
به دیواری در تو
برخورد نمیکنند و
در تو نمیمانند.
ابتدا
با چیزهای
جزئی شروع کن.
(صدای ماشینها،
جیغ و فریاد بچهها،
ترافیک سنگین خیابان)
به جای داشتنِ
دیوار مقاومت در درون
که نباید چنین و چنان باشد
بگذار از شفافیت وجود تو
عبور کنند و بروند.
اگر کسی
حرفی ناخوشایند
و بیادبانه میزند،
بجای واکنش ناآگاهانه
بگذار از تو بگذرد و برود
و در تو نماند.
دیوار مقاومتی در خود بپا نکن؛
گویی اصلاً
کسی نبوده است و نیست
که تو را برنجاند.
بخشیدن همین است.
بدینسان
تو دیگر شکننده نخواهی بود.
البته
اگر دوست داشتهباشی،
میتوانی به آن شخص بگویی
که حرف یا عملش
شایسته نبوده است.
اما دیگر آن شخص
توان آن را ندارد که زندگی
و حالاتِ درونی تو را کنترل کند.
حال دیگر
تو ارباب وجود خود هستی.
بردهٔ دیگری نیستی
و با ذهنت هدایت نمیشوی.
اکهارت_تله_نیروی_حال
@mohammadnosratimusic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم کوتاه «H.B»
یک دقیقهایی نفسگیر،
شاهکاری از "گاسپار پالاسیو"
خود واقعی مان را در بحران ها نشان میدهیم.
@mohammadnosratimusic
یک دقیقهایی نفسگیر،
شاهکاری از "گاسپار پالاسیو"
خود واقعی مان را در بحران ها نشان میدهیم.
@mohammadnosratimusic