Forwarded from photographers
Louis Armstrong What A Wonderful World.mp4
8 MB
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯
I see trees of green........and red roses too
I see them bloom..... for me and you
And I think to myself.... what a wonderful world.
I see skies of blue..... and clouds of white
The bright blessed day....the dark sacred night
And I think to myself .....what a wonderful world.
The colors of the rainbow.....so pretty ..in the sky
Are also on the faces.....of people ..going by
I see friends shaking hands
sayin' how do you do
They're really sayin'......i love you.
I hear babies cry...... I watch them grow
They'll learn much more.....than I'll never know
And I think to myself .....what a wonderful world
Yes I think to myself.... what a wonderful world
----------------------------------------------
چه دنیای شگفت انگیزی
من درختان سبزرا می بینم , همچنین گلهای رز قرمز را
میبینم که آنها برای من و شما می شکوفند
و با خودم فکر می کنم ، چه دنیای شگفت انگیزی
من آسمان آبی و ابرهای سفید را می بینم
روز مبارک روشن، شب مقدس تاریک ,
و با خودم فکر می کنم، چه دنیای شگفت انگیزی .
رنگ های رنگین کمان، خیلی زیبا در آسمان
همچنین در چهره مردم رهگذر ،
می بینم که مردم با هم دست داده و می گویند : “چطور هستید ؟”
آنها واقعا می گویند ، “من دوستت دارم .”
من می شنوم نوزادان گریه می کنند ، رشد کردنشان را تماشا میکنم ،
آنها خیلی یاد خواهند گرفت ، خیلی بیشتر از آن چیزی که من می دانم.
و من با خودم فکر می کنم، چه دنیای شگفت انگیزی.
بله، من با خودم فکر می کنم، چه دنیای شگفت انگیزی.
اوه آره
I see them bloom..... for me and you
And I think to myself.... what a wonderful world.
I see skies of blue..... and clouds of white
The bright blessed day....the dark sacred night
And I think to myself .....what a wonderful world.
The colors of the rainbow.....so pretty ..in the sky
Are also on the faces.....of people ..going by
I see friends shaking hands
sayin' how do you do
They're really sayin'......i love you.
I hear babies cry...... I watch them grow
They'll learn much more.....than I'll never know
And I think to myself .....what a wonderful world
Yes I think to myself.... what a wonderful world
----------------------------------------------
چه دنیای شگفت انگیزی
من درختان سبزرا می بینم , همچنین گلهای رز قرمز را
میبینم که آنها برای من و شما می شکوفند
و با خودم فکر می کنم ، چه دنیای شگفت انگیزی
من آسمان آبی و ابرهای سفید را می بینم
روز مبارک روشن، شب مقدس تاریک ,
و با خودم فکر می کنم، چه دنیای شگفت انگیزی .
رنگ های رنگین کمان، خیلی زیبا در آسمان
همچنین در چهره مردم رهگذر ،
می بینم که مردم با هم دست داده و می گویند : “چطور هستید ؟”
آنها واقعا می گویند ، “من دوستت دارم .”
من می شنوم نوزادان گریه می کنند ، رشد کردنشان را تماشا میکنم ،
آنها خیلی یاد خواهند گرفت ، خیلی بیشتر از آن چیزی که من می دانم.
و من با خودم فکر می کنم، چه دنیای شگفت انگیزی.
بله، من با خودم فکر می کنم، چه دنیای شگفت انگیزی.
اوه آره
Forwarded from Mohammad Nosrati
کدامیک از این تصاویر شما را میترساند؟
Forwarded from Mohammad Nosrati
تست سوندی:
این تست در قرن بیستم توسط یک روانپزشک مجارستانی به نام لئوپولد سوندی طراحی شد. هدف تست کشف عمیق ترین غرایز سرکوب شده یک فرد بر اساس همدردی یا نفرتی است که نسبت به تصویر یک روانی در خود ایجاد می کند. این تست مبتنی بر این ایده است که خصوصیاتی که در دیگران ما را آزار می دهند آنهایی هستند که باعث می شدند در اوایل زندگیمان از خود نفرت داشته باشیم و به همین دلیل آنها را سرکوب کردیم. دو مفهومی که برای فهم نتایج تست نیاز دارید:
سرکوب کردن: طبق نظریات روانکاوی، سرکوب کردن مهم ترین مکانیزم دفاعی روانشناختی است که ما داریم. مهم ترین کارکرد آن این است که افکار و تمایلاتی که برای فرد ناخوشایند هستند را به ناخودگاه انتقال می دهند.
انکار: یک روند ذهنی است که به وسیله آن عمیق ترین غرایز خود (چیزهایی که می خواهیم) را منکر می شویم، و برعکس الگوی رفتاری را انتخاب می کنیم که دقیقا متضاد آن است.
تفسیر پاسخ ها:
شماره 1) سادیست یا دیگرآزار
سرکوب: شما احتمالا در اوایل زندگی حس تمامیت خواهی و تمایل به تصرف کردن و مقاصد شوم داشته اید، و تجارب مرتبط با این تمایلات را سرکوب نموده اید. اگر تصویر این معلم را انتخاب کرده اید احتمالا در ناخودآگاه خود رفتارهای تهاجم آمیز و توهین آمیز نسبت به دیگران را سرکوب نموده اید.
انکار: شما احتمالا یک موجود بی خطر و صلح طلب هستید و همیشه آماده کمک به دیگران می باشید. اگر کارمند یک اداره هستید مافوق شما در کنترل کردنتان مشکل دارد زیرا شما وقتی نخواهید کاری را انجام دهید به دور خود یک دیوار می کشید (مثلا دیر به سر کار می آیید یا خود را عصبی جلوه می دهید). اغلب برای دفاع از خود مقاومت منفعلانه و بی اعتنایی را بر می گزینید که در بلند مدت برای کسانی که برای شما مشکل ساز بوده اند خسته کننده خواهد بود.
شماره 2) غشی
سرکوب: وقتی از اختلال های شخصیتی مرتبط با بیماری های مغزی سخن می گوییم این علائم مطرح هستند: تکانشگری( عکس العمل سریع براساس غریزه و نه تفکر)، کج خلقی و زودرنجی، فوران آنی خشونت و پرخاشگری. اگر شما فرد شماره 2 را انتخاب کردید احتمالا در کودکی احساسات ذکر شده را سرکوب کرده اید و در ناخودآگاه خود مخفی نموده اید.
انکار: به احتمال زیاد یک فرد مهربان و آرام هستید. دیگران رفتار شما را دوستانه می بینند و شما را یک فرد مسئولیت پذیر با کنترل فردی بالا می بینند. نسبت به احساسات خود پایدار هستید و با دیگر افراد، ایده ها، و اشیا سریع ارتباط برقرار می کنید.
شماره 3) جنون
سرکوب: یکی از خصوصیات این گروه تحریک بیش از حد تخیل و به طور خاص منفی بافی است. اگر این فرد ریشو و خندان شما را می ترساند ممکن است فزون کاری (فعالیت بیش از حد) ذهن خود را سرکوب کرده باشید، که اگر سرکوب نمی شد و به ناخودآگاه شما منتقل نمی شد رابطه خود را با واقعیت از دست می دادید.
انکار: شما بیشتر رفتارهای مطابق با مد را می پسندید و از تغییر یا نوآوری گریزان هستید. در واقع شما فردی ترسو با اعتماد به نفس پایین هستید که به سختی خود را با شرایط جدید می تواند وفق دهد. بزرگ ترین ترس شما از دست دادن کنترل فردی است. شما نسبت به رفتاری که انتخاب کردید کاملا حس تدافعی دارید و به سختی از آن تخطی خواهید کرد.
شماره 4) اسکیتزوفرنیک
سرکوب: شما یک شخصیت اسکیتزوفرنیک هستید. یعنی شدیدا بی عاطفه هستید، دچار انحراف فکری و احساسات شدیدا متناقض هستید. اگر این چهره شما را می ترساند احتمالا حسی که سرکوب کرده اید حس بی تفاوتی نسبت به دیگران و کنار کشیدن خود از اشیا و وقایع است که در اوایل زندگی دچار آن بودید.
انکار: در حال حاضر احتمالا فردی بسیار اجتماعی هستید که اعتقاد شدیدی به برقرار روابط اجتماعی با دیگران دارد. و دوست دارید زیاد به گردش بروید و از کنار دیگران بودن لذت می برید. این خصوصیت گمراه کننده است زیرا در پس آن یک فرد تنها مخفی شده است که همواره حس تنهایی با اوست. روابط شما کم عمق و سطحی به نظر می رسند طوری که انگار احساسات واقعی بین شما و فرد مقابلتان وجود ندارد. در درون خود احساس می کنید که به دیگران و زندگی با آنها نیاز ندارید.
شماره 5) هیستری یا هیجانی
سرکوب: خصوصیات افراد هیجانی این چنین است: احساساتشان سطحی و ناپایدار است، خودشیفته و خودنما هستند. اگر این زن مرموز با پلک های سنگین را انتخاب کرده اید شما تمایل سیری ناپذیرتان برای جلب توجه دیگران و تایید آنها را سرکوب کرده اید.
انکار: در ظاهر فردی فروتن و متین به نظر می آیید که شدیدا درون گراست. اما در واقعیت برخلاف ظاهر آرام و خجالیتان یک حس قوی برای دلربایی از دیگران دارید. شما با دقت زیادی به ظاهر و رفتار خود می رسید. به طور مثال، همیشه خوش لباس هستید و ظاهر خود را با زیورآلات آراسته می کنید تا توجه دیگران را جلب نمایید. این گروه از افراد به شغل ها و تفریحاتی گرایش دارند که خیلی خاص و غیرعادی هستند.
شم
این تست در قرن بیستم توسط یک روانپزشک مجارستانی به نام لئوپولد سوندی طراحی شد. هدف تست کشف عمیق ترین غرایز سرکوب شده یک فرد بر اساس همدردی یا نفرتی است که نسبت به تصویر یک روانی در خود ایجاد می کند. این تست مبتنی بر این ایده است که خصوصیاتی که در دیگران ما را آزار می دهند آنهایی هستند که باعث می شدند در اوایل زندگیمان از خود نفرت داشته باشیم و به همین دلیل آنها را سرکوب کردیم. دو مفهومی که برای فهم نتایج تست نیاز دارید:
سرکوب کردن: طبق نظریات روانکاوی، سرکوب کردن مهم ترین مکانیزم دفاعی روانشناختی است که ما داریم. مهم ترین کارکرد آن این است که افکار و تمایلاتی که برای فرد ناخوشایند هستند را به ناخودگاه انتقال می دهند.
انکار: یک روند ذهنی است که به وسیله آن عمیق ترین غرایز خود (چیزهایی که می خواهیم) را منکر می شویم، و برعکس الگوی رفتاری را انتخاب می کنیم که دقیقا متضاد آن است.
تفسیر پاسخ ها:
شماره 1) سادیست یا دیگرآزار
سرکوب: شما احتمالا در اوایل زندگی حس تمامیت خواهی و تمایل به تصرف کردن و مقاصد شوم داشته اید، و تجارب مرتبط با این تمایلات را سرکوب نموده اید. اگر تصویر این معلم را انتخاب کرده اید احتمالا در ناخودآگاه خود رفتارهای تهاجم آمیز و توهین آمیز نسبت به دیگران را سرکوب نموده اید.
انکار: شما احتمالا یک موجود بی خطر و صلح طلب هستید و همیشه آماده کمک به دیگران می باشید. اگر کارمند یک اداره هستید مافوق شما در کنترل کردنتان مشکل دارد زیرا شما وقتی نخواهید کاری را انجام دهید به دور خود یک دیوار می کشید (مثلا دیر به سر کار می آیید یا خود را عصبی جلوه می دهید). اغلب برای دفاع از خود مقاومت منفعلانه و بی اعتنایی را بر می گزینید که در بلند مدت برای کسانی که برای شما مشکل ساز بوده اند خسته کننده خواهد بود.
شماره 2) غشی
سرکوب: وقتی از اختلال های شخصیتی مرتبط با بیماری های مغزی سخن می گوییم این علائم مطرح هستند: تکانشگری( عکس العمل سریع براساس غریزه و نه تفکر)، کج خلقی و زودرنجی، فوران آنی خشونت و پرخاشگری. اگر شما فرد شماره 2 را انتخاب کردید احتمالا در کودکی احساسات ذکر شده را سرکوب کرده اید و در ناخودآگاه خود مخفی نموده اید.
انکار: به احتمال زیاد یک فرد مهربان و آرام هستید. دیگران رفتار شما را دوستانه می بینند و شما را یک فرد مسئولیت پذیر با کنترل فردی بالا می بینند. نسبت به احساسات خود پایدار هستید و با دیگر افراد، ایده ها، و اشیا سریع ارتباط برقرار می کنید.
شماره 3) جنون
سرکوب: یکی از خصوصیات این گروه تحریک بیش از حد تخیل و به طور خاص منفی بافی است. اگر این فرد ریشو و خندان شما را می ترساند ممکن است فزون کاری (فعالیت بیش از حد) ذهن خود را سرکوب کرده باشید، که اگر سرکوب نمی شد و به ناخودآگاه شما منتقل نمی شد رابطه خود را با واقعیت از دست می دادید.
انکار: شما بیشتر رفتارهای مطابق با مد را می پسندید و از تغییر یا نوآوری گریزان هستید. در واقع شما فردی ترسو با اعتماد به نفس پایین هستید که به سختی خود را با شرایط جدید می تواند وفق دهد. بزرگ ترین ترس شما از دست دادن کنترل فردی است. شما نسبت به رفتاری که انتخاب کردید کاملا حس تدافعی دارید و به سختی از آن تخطی خواهید کرد.
شماره 4) اسکیتزوفرنیک
سرکوب: شما یک شخصیت اسکیتزوفرنیک هستید. یعنی شدیدا بی عاطفه هستید، دچار انحراف فکری و احساسات شدیدا متناقض هستید. اگر این چهره شما را می ترساند احتمالا حسی که سرکوب کرده اید حس بی تفاوتی نسبت به دیگران و کنار کشیدن خود از اشیا و وقایع است که در اوایل زندگی دچار آن بودید.
انکار: در حال حاضر احتمالا فردی بسیار اجتماعی هستید که اعتقاد شدیدی به برقرار روابط اجتماعی با دیگران دارد. و دوست دارید زیاد به گردش بروید و از کنار دیگران بودن لذت می برید. این خصوصیت گمراه کننده است زیرا در پس آن یک فرد تنها مخفی شده است که همواره حس تنهایی با اوست. روابط شما کم عمق و سطحی به نظر می رسند طوری که انگار احساسات واقعی بین شما و فرد مقابلتان وجود ندارد. در درون خود احساس می کنید که به دیگران و زندگی با آنها نیاز ندارید.
شماره 5) هیستری یا هیجانی
سرکوب: خصوصیات افراد هیجانی این چنین است: احساساتشان سطحی و ناپایدار است، خودشیفته و خودنما هستند. اگر این زن مرموز با پلک های سنگین را انتخاب کرده اید شما تمایل سیری ناپذیرتان برای جلب توجه دیگران و تایید آنها را سرکوب کرده اید.
انکار: در ظاهر فردی فروتن و متین به نظر می آیید که شدیدا درون گراست. اما در واقعیت برخلاف ظاهر آرام و خجالیتان یک حس قوی برای دلربایی از دیگران دارید. شما با دقت زیادی به ظاهر و رفتار خود می رسید. به طور مثال، همیشه خوش لباس هستید و ظاهر خود را با زیورآلات آراسته می کنید تا توجه دیگران را جلب نمایید. این گروه از افراد به شغل ها و تفریحاتی گرایش دارند که خیلی خاص و غیرعادی هستند.
شم
Forwarded from Mohammad Nosrati
اره 6) افسرده
سرکوب: اعتماد به نفس پایین، حس گناه و ضعیف بودن علائم اصلی افسردگی هستند. واقعیت این است که انتخاب این شماره نمایان گر سرکوب شدن حس افسردگی است.
انکار: شاید شما فردی برون گرا و بی خیال به نظر می آیید. همواره از خود اعتماد به نفس، پویایی، و خوش بینی نشان می دهید. گاهی ممکن است افسردگی از خود بروز دهید و دچار سندروم دلقک غمگین شوید. گاهی اوقات هم ممکن است به اطراف خود مشکوک شوید و کج خلقی کنید. به احتمال خیلی زیاد رویکردهای افسرده خود را به حل کردن افسردگی دیگران انتقال می دهید و ممکن است به شغل مشاوره روانشناسی روی بیاورید.
شماره 7) دیوانه
سرکوب: نشانه های این فرد برون گرایی، خودبزرگ بینی، و هدر دادن منابع مالی و غیرمالی هستند. اگر این صورت برای شما ترسناک است به این معناست که درون شما یک حس هیجان قوی وجود دارد که اگر سرکوب نمی کردید به دیوانگی منجر می شد.
انکار: به احتمال خیلی زیاد فردی هستید که از اسراف بیزار است و از سر و صدا بدش می آید و دوست ندارد کسی با اعصاب او بازی کند. کاملا محتاط هستید و حدود را رعایت می کنید. منطقی و صرفه جو هستید و نسبت به خود کاملا کنترل دارید.
شماره 8) اختلال تجزیه هویت
سرکوب: این دسته از افراد کسانی هستند که دوست دارند به عنوان عضوی از جنس مخالف زندگی کنند و پذیرفته شوند. احتمالا در دوران کودکی این حس دوگانگی هویتی را داشته اید و سرکوب کرده اید.
انکار: اگر مکانیزم دفاعی انکار درست عمل کند شما الان تمایل شدیدی به تایید جنسیت خود دارید. در نتیجه رفتار و اعمالتان طوری است که جنسیت فعلی شما را در برابر هم جنسان دیگرتان تایید کند. مثلا اگر مرد هستید بیشتر کارهایی را انجام می دهیم که با مردانگی تناسب دارد. و اگر زن هستید به دنبال کارهایی می روید که زنانگی شما را نشان دهد.
سرکوب: اعتماد به نفس پایین، حس گناه و ضعیف بودن علائم اصلی افسردگی هستند. واقعیت این است که انتخاب این شماره نمایان گر سرکوب شدن حس افسردگی است.
انکار: شاید شما فردی برون گرا و بی خیال به نظر می آیید. همواره از خود اعتماد به نفس، پویایی، و خوش بینی نشان می دهید. گاهی ممکن است افسردگی از خود بروز دهید و دچار سندروم دلقک غمگین شوید. گاهی اوقات هم ممکن است به اطراف خود مشکوک شوید و کج خلقی کنید. به احتمال خیلی زیاد رویکردهای افسرده خود را به حل کردن افسردگی دیگران انتقال می دهید و ممکن است به شغل مشاوره روانشناسی روی بیاورید.
شماره 7) دیوانه
سرکوب: نشانه های این فرد برون گرایی، خودبزرگ بینی، و هدر دادن منابع مالی و غیرمالی هستند. اگر این صورت برای شما ترسناک است به این معناست که درون شما یک حس هیجان قوی وجود دارد که اگر سرکوب نمی کردید به دیوانگی منجر می شد.
انکار: به احتمال خیلی زیاد فردی هستید که از اسراف بیزار است و از سر و صدا بدش می آید و دوست ندارد کسی با اعصاب او بازی کند. کاملا محتاط هستید و حدود را رعایت می کنید. منطقی و صرفه جو هستید و نسبت به خود کاملا کنترل دارید.
شماره 8) اختلال تجزیه هویت
سرکوب: این دسته از افراد کسانی هستند که دوست دارند به عنوان عضوی از جنس مخالف زندگی کنند و پذیرفته شوند. احتمالا در دوران کودکی این حس دوگانگی هویتی را داشته اید و سرکوب کرده اید.
انکار: اگر مکانیزم دفاعی انکار درست عمل کند شما الان تمایل شدیدی به تایید جنسیت خود دارید. در نتیجه رفتار و اعمالتان طوری است که جنسیت فعلی شما را در برابر هم جنسان دیگرتان تایید کند. مثلا اگر مرد هستید بیشتر کارهایی را انجام می دهیم که با مردانگی تناسب دارد. و اگر زن هستید به دنبال کارهایی می روید که زنانگی شما را نشان دهد.
فهرست صد جای ايران كه قبل از مرگ بايد ديد
1. تخت جمشید
2. پاسارگاد
3. حافظیه و سعدیه
4. سی و سه پل اصفهان
5. مجموعة بازار تبريز
6. روستاي كندوان
7. شهر لاهیجان
8. غار سهولان
9. غار كرفتو
10. منطقة حفاظت شده مراكان
11. قره كليسا
12. درياچة نئور
13. عشاير شاهسون
14. بيابان خور و بيابانك
15. مرنجاب
16. شهر كاشان
17. روستای ابیانه
18. مجموعة ميدان نقشجهان
19. مسجد جامع زواره
20. ارگ بم
21. نارين قلعه نائين
22. جشن حكومت زنان در افوس
23. عشاير لک ايلام
24. درة لار
25. بازار روز بوشهر
26. دشتستان و تنگستان
27. مجموعه مناطق حفاظت شدة جاجرود
28.كاخهاي نياوران
29. مجموعه كاخهاي سعدآباد
30. قلعه بابک
31. كاروانسراي قصر بهرام
32. ميدان آزادي
33. موزه هنرهاي معاصر
34. موزه فرش ايران
35. موزه ايران باستان
36. بازار تهران
37. چهل قلة دنا
38. تنگ صياد
39. كوچ ايل بختياري
40. خونيك و ماخونيك
41. پارك ملي تندوره
42. قشقاييها در بهار فارس
43. آبشار شوی
44. دریاچه گواتر
45.آبشار آب پری
46.عباس آباد
47 .عمارت مفخم
48.قلعه خان
49.لیلاکوه
50.طاق بستان
51.تخت سلیمان
52.آبگرم گنو بندرعباس
53.دروازه سنگی
54. شهر سوختة زابل
55. منطقه حفاظت شده بهشت گمشده
56. آبشار مارگون
57. مرقد امام رضا
58. تنگه چهل چای مینو دشت
59. آبشار شیر آباد خان ببین
60. منطقة حفاظت شده ارسباران
61. الموت
62. منطقة اورامانات
63. قرآن تاریخی روستای نگل
64. شهر خیالی لوت
65. لوت زنگیاحمد
66. جاده «دهسیف» به طبس
67. بافت تاریخی کرمان
68. مجموعة بیستون
69. باداب سورت
70. پارک ملی گلستان
71. دیلمان
72. میل گنبد
73. ترکمن صحرا
74. جنت رودبار
75. قلعه رودخان
76. ماسوله نو و کهنه
77. جزیره قشم
78. قلعه فلکالافلاک
79. جنگلهای دوهزار و سه هزار تنکابن
80. جواهرده
81. ريگ جن
82. غار عليصدر
83. شهر همدان
84. شيركوه يزد
85. چك چكو
86. بافت تاريخي يزد
87. كوير عقدا
88. شيمبار
89. جنگل های دریایی چندل سیریک
90. جزيرة هندورابي
91. هفتاد قله اراك
92. چمستان مازندران
93. جزيره ابوموسي
94. نوژيان لرستان
95. غار كلماكره لرستان
96. روستاي اورامانات
97. گنبد سلطانیه
98. بندر كنگ
99. كوير حاجعليقلي
100 . جاده اسالم خلخال
@mohammadnosratimusic
1. تخت جمشید
2. پاسارگاد
3. حافظیه و سعدیه
4. سی و سه پل اصفهان
5. مجموعة بازار تبريز
6. روستاي كندوان
7. شهر لاهیجان
8. غار سهولان
9. غار كرفتو
10. منطقة حفاظت شده مراكان
11. قره كليسا
12. درياچة نئور
13. عشاير شاهسون
14. بيابان خور و بيابانك
15. مرنجاب
16. شهر كاشان
17. روستای ابیانه
18. مجموعة ميدان نقشجهان
19. مسجد جامع زواره
20. ارگ بم
21. نارين قلعه نائين
22. جشن حكومت زنان در افوس
23. عشاير لک ايلام
24. درة لار
25. بازار روز بوشهر
26. دشتستان و تنگستان
27. مجموعه مناطق حفاظت شدة جاجرود
28.كاخهاي نياوران
29. مجموعه كاخهاي سعدآباد
30. قلعه بابک
31. كاروانسراي قصر بهرام
32. ميدان آزادي
33. موزه هنرهاي معاصر
34. موزه فرش ايران
35. موزه ايران باستان
36. بازار تهران
37. چهل قلة دنا
38. تنگ صياد
39. كوچ ايل بختياري
40. خونيك و ماخونيك
41. پارك ملي تندوره
42. قشقاييها در بهار فارس
43. آبشار شوی
44. دریاچه گواتر
45.آبشار آب پری
46.عباس آباد
47 .عمارت مفخم
48.قلعه خان
49.لیلاکوه
50.طاق بستان
51.تخت سلیمان
52.آبگرم گنو بندرعباس
53.دروازه سنگی
54. شهر سوختة زابل
55. منطقه حفاظت شده بهشت گمشده
56. آبشار مارگون
57. مرقد امام رضا
58. تنگه چهل چای مینو دشت
59. آبشار شیر آباد خان ببین
60. منطقة حفاظت شده ارسباران
61. الموت
62. منطقة اورامانات
63. قرآن تاریخی روستای نگل
64. شهر خیالی لوت
65. لوت زنگیاحمد
66. جاده «دهسیف» به طبس
67. بافت تاریخی کرمان
68. مجموعة بیستون
69. باداب سورت
70. پارک ملی گلستان
71. دیلمان
72. میل گنبد
73. ترکمن صحرا
74. جنت رودبار
75. قلعه رودخان
76. ماسوله نو و کهنه
77. جزیره قشم
78. قلعه فلکالافلاک
79. جنگلهای دوهزار و سه هزار تنکابن
80. جواهرده
81. ريگ جن
82. غار عليصدر
83. شهر همدان
84. شيركوه يزد
85. چك چكو
86. بافت تاريخي يزد
87. كوير عقدا
88. شيمبار
89. جنگل های دریایی چندل سیریک
90. جزيرة هندورابي
91. هفتاد قله اراك
92. چمستان مازندران
93. جزيره ابوموسي
94. نوژيان لرستان
95. غار كلماكره لرستان
96. روستاي اورامانات
97. گنبد سلطانیه
98. بندر كنگ
99. كوير حاجعليقلي
100 . جاده اسالم خلخال
@mohammadnosratimusic
❤1
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Visa_requirements_for_Iranian_citizens
لیست ۴۳ کشوری که بدون ویزا و یا با ویزای فرودگاهی میتوان سفر کرد.
@mohammadnosratimusic
لیست ۴۳ کشوری که بدون ویزا و یا با ویزای فرودگاهی میتوان سفر کرد.
@mohammadnosratimusic
Wikipedia
Visa requirements for Iranian citizens
Visa requirements for Iranian citizens are administrative entry restrictions imposed on citizens of Iran by the authorities of other states.
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
گردشگران و جهانگردانی که به ایران سفر کردهاند
در وبلاگ هایشان چه نوشته اند...
ایران کشوری است که شاید دلتان خواسته باشد به آن سفر کنید، اما باوجود اخباری که در رسانه میشنوید، مردد شدهاید و خیال رفتن به ایران را از ذهنتان خارج کردهاید، اول بگوییم که هیچ جای جهان همهچیز ایدهآل نیست و دوم بهعنوان یک ایرانی به شما میگویم که با نرفتن به ایران خیلی چیزها را از دست میدهید.
1- شگفتزده خواهید شد!
اینیک شعار نیست، شما در وبلاگهای تمام جهانگردان خواهید دید که از سفر به ایران شوکه شدهاند! با توجه به تصویری که از ایران در رسانههای بینالمللی ارائهشده است، شاید توقع داشته باشید که در خیابان سرتان شعار مرگ بر آمریکا را فریاد بزنند! ولی اینطور نیست، مهم نیست جه دیدگاه سیاسی داشته باشید، در ایران با آغوش باز از شما استقبال خواهد شد.
2- مانند یک شخص معروف با شما برخورد خواهد شد.
از زمانهای قدیم که مسافران در جادهی ابریشم در ایران توقف میکردند، ایرانیان عادت به مهماننوازی داشتند، اما پس از پارهای از اتفاقات، مهمانان خارجی تعدادشان کم شد و آن دستهی اندک که به ایران سفر میکنند، محبوبیت زیادی دارند.
ایرانیها به استقبال شما میآیند، به شما سلام میکنند و شاید حتی بخواهند با شما عکس بگیرند، برخی شما را به خانهی خود دعوت میکنند و برخی دیگر به شما پیشنهاد میدهند تا مناطق اطراف را نشانتان دهند. کجای دنیا چنین برخوردی خواهید دید.
3- از شما سؤال پرسیده خواهد شد.
ایرانیها کنجکاو هستند، شاید برخی بیشازحد. آنها بهپیش شما خواهند آمد، بعد از سلام و احوالپرسی، از شما میپرسند که از کدام کشور آمدهاید.اما بیشترین سؤالی که با آن روبهرو خواهید شد، این سؤال است: «نظرتان راجع به ایران چیست». ایرانیها خوب میدانند که رسانههای بینالمللی چه تصویری از کشورشان ساخته است، آنها میخواهند ببینند که آن تصویر تا چه حد بر شما تأثیر گذاشته است.
4- آنقدر به شما غذا میدهند که دیگر نتوانید چیزی بخورید!
دلیلش این نیست که شما مهمان خارجی هستید، ایرانیها، خصوصاً سنتیها، اگر مهمانشان مسافت زیادی را طی کرده باشد، انگار که از قحطی آمده است و الآن وقت جبران است! پس اگر به شما اصرار کردند غذا زیاد بخورید و یا همهچیز را امتحان کنید، تعجب نکنید. حتی بشقابتان را میگیرند تا دوباره برایتان برنج بکشند و تا زمانی که برای بار سوم نگویید «کافیست!» دست از تلاش نخواهند کشید. پس پیش از ورود به ایران رژیم غذایی و خیال کاهش وزن را کنار بگذارید و از غذاهای ایرانی لذت ببرید.
5- غذا فوقالعاده است!
غذاهای ایرانی بسیار خوشمزهاند، درواقع اگر تبلیغات مناسبی روی این غذاها میشد، اکنون شهرتی جهانی داشتند، غذاهای ایرانی همه به «سردی» و یا «گرمی» تقسیم میشوند و سفرهی ایرانیها همیشه در تعادل است، گاهی مقداریترشی و یا ماست در کنارغذا قرار سرو میشود تا غذا را متعادل کند. پس نگران نباشید، کار را به ایرانیها بسپارید و لذت ببرید.
6- ایران کشوری امن است.
ایران که در منطقهای قرار دارد که هرلحظه درجایی بمبی منفجر میشود، توانسته امنیتش را حفظ کند. از طرفی در ایران جرائم علیه توریستها بسیار کم است، البته معنیاش این نیست که دقت نکنید، بیشازحد به مردم اعتماد نکنید، حواستان به وسایلتان باشد و مشکلی نخواهید داشت.
7- معماری در ایران عالی است!
نمیدانم از کجا شروع کنم، از پرسپولیس 2500 ساله یا هگمتانه 3000ساله وکاشیکاریها و گنبدهای مساجد یا قصرها و خانههای اشرافی! در ایران تمام اینها را خواهید دید، ایرانیها با ایدههای خلاقانهی خود مناسب با هر آبوهوایی، معماری خاص آن منطقه را ایجاد کردهاند.
8- ایران کشوری با قومهای مختلف است.
ایران کشوری بزرگ است و بسیار متنوع است، میتوانید در کوههای شمالی تهران اسکی کنید و یا در آبهای خلیجفارس شنا کنید. ساکنین هم همینطور، از سفیدپوست گرفته تا سبزه و سیاهپوست در ایران زندگی میکنند، حتی زبانها نیز متنوع است. در سفر خود در سراسر ایران، آمادهی دیدن کشوری باشید که دنیایی را در خود دارد.
9- منظرههای خارقالعادهای در انتظار شماست.
بسیاری نقطهی قوت ایران را پیشینهی تاریخی و فرهنگی آن میدانند، اما زیباییهای طبیعی آن کمتر موردتوجه قرارگرفته است. خیلیها فکر میکنند که سراسر ایران کویر است، باوجود اینکه نزدیک ایران کوهستان است! ایران با جغرافیایی متنوع، از جنگلهای سرسبز شمال گرفته تا سواحل طلایی خلیجفارس با حیاتوحشی متنوع در انتظار شماست.
10- ایرانیها عکس گرفتن را بسیار دوست دارند.
ایرانیها دوست دارند که سوژهی عکاسی شما باشند، مهم نیست که با ایشان دوست باشید یا غریبه باشید، دوربین را به سمتشان بگیرید و آنها با شوق ژست خواهند گرفت.
وقتش است که وسایل خود را جمع کنید و به ایران بروید....
@mohammadnosratimusic
در وبلاگ هایشان چه نوشته اند...
ایران کشوری است که شاید دلتان خواسته باشد به آن سفر کنید، اما باوجود اخباری که در رسانه میشنوید، مردد شدهاید و خیال رفتن به ایران را از ذهنتان خارج کردهاید، اول بگوییم که هیچ جای جهان همهچیز ایدهآل نیست و دوم بهعنوان یک ایرانی به شما میگویم که با نرفتن به ایران خیلی چیزها را از دست میدهید.
1- شگفتزده خواهید شد!
اینیک شعار نیست، شما در وبلاگهای تمام جهانگردان خواهید دید که از سفر به ایران شوکه شدهاند! با توجه به تصویری که از ایران در رسانههای بینالمللی ارائهشده است، شاید توقع داشته باشید که در خیابان سرتان شعار مرگ بر آمریکا را فریاد بزنند! ولی اینطور نیست، مهم نیست جه دیدگاه سیاسی داشته باشید، در ایران با آغوش باز از شما استقبال خواهد شد.
2- مانند یک شخص معروف با شما برخورد خواهد شد.
از زمانهای قدیم که مسافران در جادهی ابریشم در ایران توقف میکردند، ایرانیان عادت به مهماننوازی داشتند، اما پس از پارهای از اتفاقات، مهمانان خارجی تعدادشان کم شد و آن دستهی اندک که به ایران سفر میکنند، محبوبیت زیادی دارند.
ایرانیها به استقبال شما میآیند، به شما سلام میکنند و شاید حتی بخواهند با شما عکس بگیرند، برخی شما را به خانهی خود دعوت میکنند و برخی دیگر به شما پیشنهاد میدهند تا مناطق اطراف را نشانتان دهند. کجای دنیا چنین برخوردی خواهید دید.
3- از شما سؤال پرسیده خواهد شد.
ایرانیها کنجکاو هستند، شاید برخی بیشازحد. آنها بهپیش شما خواهند آمد، بعد از سلام و احوالپرسی، از شما میپرسند که از کدام کشور آمدهاید.اما بیشترین سؤالی که با آن روبهرو خواهید شد، این سؤال است: «نظرتان راجع به ایران چیست». ایرانیها خوب میدانند که رسانههای بینالمللی چه تصویری از کشورشان ساخته است، آنها میخواهند ببینند که آن تصویر تا چه حد بر شما تأثیر گذاشته است.
4- آنقدر به شما غذا میدهند که دیگر نتوانید چیزی بخورید!
دلیلش این نیست که شما مهمان خارجی هستید، ایرانیها، خصوصاً سنتیها، اگر مهمانشان مسافت زیادی را طی کرده باشد، انگار که از قحطی آمده است و الآن وقت جبران است! پس اگر به شما اصرار کردند غذا زیاد بخورید و یا همهچیز را امتحان کنید، تعجب نکنید. حتی بشقابتان را میگیرند تا دوباره برایتان برنج بکشند و تا زمانی که برای بار سوم نگویید «کافیست!» دست از تلاش نخواهند کشید. پس پیش از ورود به ایران رژیم غذایی و خیال کاهش وزن را کنار بگذارید و از غذاهای ایرانی لذت ببرید.
5- غذا فوقالعاده است!
غذاهای ایرانی بسیار خوشمزهاند، درواقع اگر تبلیغات مناسبی روی این غذاها میشد، اکنون شهرتی جهانی داشتند، غذاهای ایرانی همه به «سردی» و یا «گرمی» تقسیم میشوند و سفرهی ایرانیها همیشه در تعادل است، گاهی مقداریترشی و یا ماست در کنارغذا قرار سرو میشود تا غذا را متعادل کند. پس نگران نباشید، کار را به ایرانیها بسپارید و لذت ببرید.
6- ایران کشوری امن است.
ایران که در منطقهای قرار دارد که هرلحظه درجایی بمبی منفجر میشود، توانسته امنیتش را حفظ کند. از طرفی در ایران جرائم علیه توریستها بسیار کم است، البته معنیاش این نیست که دقت نکنید، بیشازحد به مردم اعتماد نکنید، حواستان به وسایلتان باشد و مشکلی نخواهید داشت.
7- معماری در ایران عالی است!
نمیدانم از کجا شروع کنم، از پرسپولیس 2500 ساله یا هگمتانه 3000ساله وکاشیکاریها و گنبدهای مساجد یا قصرها و خانههای اشرافی! در ایران تمام اینها را خواهید دید، ایرانیها با ایدههای خلاقانهی خود مناسب با هر آبوهوایی، معماری خاص آن منطقه را ایجاد کردهاند.
8- ایران کشوری با قومهای مختلف است.
ایران کشوری بزرگ است و بسیار متنوع است، میتوانید در کوههای شمالی تهران اسکی کنید و یا در آبهای خلیجفارس شنا کنید. ساکنین هم همینطور، از سفیدپوست گرفته تا سبزه و سیاهپوست در ایران زندگی میکنند، حتی زبانها نیز متنوع است. در سفر خود در سراسر ایران، آمادهی دیدن کشوری باشید که دنیایی را در خود دارد.
9- منظرههای خارقالعادهای در انتظار شماست.
بسیاری نقطهی قوت ایران را پیشینهی تاریخی و فرهنگی آن میدانند، اما زیباییهای طبیعی آن کمتر موردتوجه قرارگرفته است. خیلیها فکر میکنند که سراسر ایران کویر است، باوجود اینکه نزدیک ایران کوهستان است! ایران با جغرافیایی متنوع، از جنگلهای سرسبز شمال گرفته تا سواحل طلایی خلیجفارس با حیاتوحشی متنوع در انتظار شماست.
10- ایرانیها عکس گرفتن را بسیار دوست دارند.
ایرانیها دوست دارند که سوژهی عکاسی شما باشند، مهم نیست که با ایشان دوست باشید یا غریبه باشید، دوربین را به سمتشان بگیرید و آنها با شوق ژست خواهند گرفت.
وقتش است که وسایل خود را جمع کنید و به ایران بروید....
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
اگر به دنبال این هستید که با استفاده از روش های نوین هوش و حافظه خود را تقویت کنید، اپلیکیشن Lumosity (لوموسیتی) این امکان را برایتان فراهم میآورد. در این مقاله قصد داریم به بررسی و معرفی مختصر برنامه Lumosity (لوموسیتی) بپردازیم. با موبایل کمک همراه باشید.
لوموسیتی یا Lumosity نام برنامه ای است که با شعار “تمرین مغز” توسط کمپانی لوموس لبز (Lumos Labs) برای دو سیستم عامل اندروید و iOS منتشر شده است. این برنامه را میتوان کاملترین و بهترین اپلیکیشن موبایلی دانست که در زمینه تقویت هوش، حافظه و بازده مغز انسان طراحی شده است. برنامه Lumosity (لوموسیتی) مبتنی بر گستره عظیمی از تحقیقات و پژوهشهای محققین بزرگ بوده و با روش های علمی تمرین هایی را در قالب بازی برای تقویت حافظه و قدرت آنالیز مغز انسان ارائه میکند. جالب است بدانید که این اپلیکیشن در حال حاضر محبوبترین اپلیکیشن موبایلی ارائه شده در زمینه مذکور محسوب میشود.
اپلیکیشن Lumosity (لوموسیتی) شامل دو نسخه رایگان و پریمیوم (غیر رایگان) میشود. متاسفانه نسخه رایگان این برنامه که در منابعی همچون اپ استور (App Store) و گوگل پلی استور (Google Play Store) عرضه شده، با محدودیت های خاصی همراه است. برای مثال کاربر با نسخه رایگان این برنامه نمیتواند به تمام بازی هایی که برای تقویت حافظه و سرعت عمل مغز او طراحی شدهاند دسترسی پیدا کند.
برای رفع این مشکل شما میتوانید نسخه های کرک شده بازی Lumosity (لوموسیتی) را از منابع داخلی و قابل اعتماد دانلود کنید. در این شرایط محدودیتهای نسخه رایگان آن را دور میزنید. در ادامه قصد داریم به بررسی و معرفی اپلیکیشن Lumosity (لوموسیتی) بپردازیم. چنانچه در مورد این اپلیکیشن نیاز به توضیحات بیشتری داشتید، تماس کوتاهی با کارشناسان واحد پشتیبانی موبایل کمک برقرار کنید و از آنها راهنمایی دقیقتری بخواهید. با موبایل کمک همراه باشید.
معرفی برنامه Lumosity یا لوموسیتی
برنامه لوموسیتی رابط کاربری برای جالب و دلنشینی دارد. در این برنامه سعی شده تا بازی هایی در اختیار کاربر قرار گیرند که به طور ناخودآگاه منجر به تقویت حافظه، هوش، سرعت آنالیز اطلاعات مغز و غیره میشوند. برای استفاده از قابلیت های اپلیکیشن Lumosity (لوموسیتی) ابتدا باید مشخصات خود را در اختیار برنامه قرار دهید. مشخصاتی مثل نام، جنسیت، سن و غیره را وارد و با استفاده از ایمیل خود در برنامه رجیستر میشوید.
سپس اپلیکیشن Lumosity (لوموسیتی) هر روز برای تقویت حافظه و عملکرد مغز شما بازی هایی را در اختیارتان قرار میدهد و شما با انجام این بازی ها ذهن خود را به چالش میکشید. مادامی که شما در حال انجام این بازی ها هستید، لوموسیتی به شکل دقیق و با استفاده از الگوریتم های خاصی وضعیت عملکرد مغز شما را از حرکاتتان میسنجد. برای مثال سرعت عمل یا میزان خطایی که شما در بازی ها مرتکب میشوید از معیارهای اصلی سنجش کیفیت عملکرد ذهن و مغز شما خواهد بود.
بازی هایی که در برنامه Lumosity (لوموسیتی) ارائه شدهاند بسیار متنوع هستند و همه آنها به نوعی ذهن گیمر را به چالش خواهند کشید. برای مثال در یکی از بازی های ابتدایی این اپلیکیشن شما باید در یک ریلی پر پیچ و خم، قطارهای با هر رنگ را به مقصد با رنگ مشابه برسانید. برای انجام این کار باید مسیر ریل ها را با سرعت تعویض کنید و سعی کنید که هیچ اشتباهی انجام ندهید.
در یکی دیگر از بازی های ابتدایی اپلیکیشن Lumosity (لوموسیتی) شما با یک جدول چند خانه رو به رو میشوید که برای چند ثانیه برخی از خانه های آن با الگوی نامشخصی روشن میشوند. سپس این خانه ها خاموش و به حالت اولیه باز گردانده خواهند شد و شما باید خانه های روشن را در جدول مشخص کنید.
همانطور که اشاره داشتیم، بازی های بسیار متنوع و متعددی توسط برنامه Lumosity (لوموسیتی) ارائه میشوند و هر روز ذهن شما را به چالش میکشند. ضمنا لزومی ندارد که در مورد قوانین بازی های ارائه شده هم جای نگرانی داشته باشید، چرا که برنامه لوموسیتی به گونهای طراحی شده که قبل از شروع هر چالشی که کاربر برای اولین بار با آن مواجه میشود یک دوره کوتاه آموزشی یا تمرینی را برگزار میکند. پس شما در این مرحله به طور کامل با نحوه انجام بازی یا چالش پیش رو آشنا خواهید شد.
اپلیکیشن Lumosity (لوموسیتی) باردیابی دقیق عملکرد شما در هر تست یا بازی نتایج و امتیازهای کسب شده شما را مشخص و در قابل چارت خدمتتان ارائه میکند. شما حتی در نسخه پریمیوم این برنامه میتوانید نتایج عملکرد خود را با سایر هم سن و سال هایتان مقایسه کنید. در نسخههای جدید برنامه Lumosity (لوموسیتی) حتی یک بخش اختصاصی برای تقویت زبان کاربر هم ایجاد شده است که متدهای بسیار دقیقی را بدین منظور ارائه میکند.
@mohammadnosratimusic
لوموسیتی یا Lumosity نام برنامه ای است که با شعار “تمرین مغز” توسط کمپانی لوموس لبز (Lumos Labs) برای دو سیستم عامل اندروید و iOS منتشر شده است. این برنامه را میتوان کاملترین و بهترین اپلیکیشن موبایلی دانست که در زمینه تقویت هوش، حافظه و بازده مغز انسان طراحی شده است. برنامه Lumosity (لوموسیتی) مبتنی بر گستره عظیمی از تحقیقات و پژوهشهای محققین بزرگ بوده و با روش های علمی تمرین هایی را در قالب بازی برای تقویت حافظه و قدرت آنالیز مغز انسان ارائه میکند. جالب است بدانید که این اپلیکیشن در حال حاضر محبوبترین اپلیکیشن موبایلی ارائه شده در زمینه مذکور محسوب میشود.
اپلیکیشن Lumosity (لوموسیتی) شامل دو نسخه رایگان و پریمیوم (غیر رایگان) میشود. متاسفانه نسخه رایگان این برنامه که در منابعی همچون اپ استور (App Store) و گوگل پلی استور (Google Play Store) عرضه شده، با محدودیت های خاصی همراه است. برای مثال کاربر با نسخه رایگان این برنامه نمیتواند به تمام بازی هایی که برای تقویت حافظه و سرعت عمل مغز او طراحی شدهاند دسترسی پیدا کند.
برای رفع این مشکل شما میتوانید نسخه های کرک شده بازی Lumosity (لوموسیتی) را از منابع داخلی و قابل اعتماد دانلود کنید. در این شرایط محدودیتهای نسخه رایگان آن را دور میزنید. در ادامه قصد داریم به بررسی و معرفی اپلیکیشن Lumosity (لوموسیتی) بپردازیم. چنانچه در مورد این اپلیکیشن نیاز به توضیحات بیشتری داشتید، تماس کوتاهی با کارشناسان واحد پشتیبانی موبایل کمک برقرار کنید و از آنها راهنمایی دقیقتری بخواهید. با موبایل کمک همراه باشید.
معرفی برنامه Lumosity یا لوموسیتی
برنامه لوموسیتی رابط کاربری برای جالب و دلنشینی دارد. در این برنامه سعی شده تا بازی هایی در اختیار کاربر قرار گیرند که به طور ناخودآگاه منجر به تقویت حافظه، هوش، سرعت آنالیز اطلاعات مغز و غیره میشوند. برای استفاده از قابلیت های اپلیکیشن Lumosity (لوموسیتی) ابتدا باید مشخصات خود را در اختیار برنامه قرار دهید. مشخصاتی مثل نام، جنسیت، سن و غیره را وارد و با استفاده از ایمیل خود در برنامه رجیستر میشوید.
سپس اپلیکیشن Lumosity (لوموسیتی) هر روز برای تقویت حافظه و عملکرد مغز شما بازی هایی را در اختیارتان قرار میدهد و شما با انجام این بازی ها ذهن خود را به چالش میکشید. مادامی که شما در حال انجام این بازی ها هستید، لوموسیتی به شکل دقیق و با استفاده از الگوریتم های خاصی وضعیت عملکرد مغز شما را از حرکاتتان میسنجد. برای مثال سرعت عمل یا میزان خطایی که شما در بازی ها مرتکب میشوید از معیارهای اصلی سنجش کیفیت عملکرد ذهن و مغز شما خواهد بود.
بازی هایی که در برنامه Lumosity (لوموسیتی) ارائه شدهاند بسیار متنوع هستند و همه آنها به نوعی ذهن گیمر را به چالش خواهند کشید. برای مثال در یکی از بازی های ابتدایی این اپلیکیشن شما باید در یک ریلی پر پیچ و خم، قطارهای با هر رنگ را به مقصد با رنگ مشابه برسانید. برای انجام این کار باید مسیر ریل ها را با سرعت تعویض کنید و سعی کنید که هیچ اشتباهی انجام ندهید.
در یکی دیگر از بازی های ابتدایی اپلیکیشن Lumosity (لوموسیتی) شما با یک جدول چند خانه رو به رو میشوید که برای چند ثانیه برخی از خانه های آن با الگوی نامشخصی روشن میشوند. سپس این خانه ها خاموش و به حالت اولیه باز گردانده خواهند شد و شما باید خانه های روشن را در جدول مشخص کنید.
همانطور که اشاره داشتیم، بازی های بسیار متنوع و متعددی توسط برنامه Lumosity (لوموسیتی) ارائه میشوند و هر روز ذهن شما را به چالش میکشند. ضمنا لزومی ندارد که در مورد قوانین بازی های ارائه شده هم جای نگرانی داشته باشید، چرا که برنامه لوموسیتی به گونهای طراحی شده که قبل از شروع هر چالشی که کاربر برای اولین بار با آن مواجه میشود یک دوره کوتاه آموزشی یا تمرینی را برگزار میکند. پس شما در این مرحله به طور کامل با نحوه انجام بازی یا چالش پیش رو آشنا خواهید شد.
اپلیکیشن Lumosity (لوموسیتی) باردیابی دقیق عملکرد شما در هر تست یا بازی نتایج و امتیازهای کسب شده شما را مشخص و در قابل چارت خدمتتان ارائه میکند. شما حتی در نسخه پریمیوم این برنامه میتوانید نتایج عملکرد خود را با سایر هم سن و سال هایتان مقایسه کنید. در نسخههای جدید برنامه Lumosity (لوموسیتی) حتی یک بخش اختصاصی برای تقویت زبان کاربر هم ایجاد شده است که متدهای بسیار دقیقی را بدین منظور ارائه میکند.
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قطعه سنگی شياردار و چهارخانه و بسيار عجيب كه برای تولید صدا توسط قوم مايا در آمريكاى مركزى ساخته شده است!
@mohammadnosratimusic
@mohammadnosratimusic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببینید محبت با بدن ما چه میکنه!
تا میتونید مهربون باشید و با دیگران با محبت برخورد کنید.
@mohammadnosratimusic
تا میتونید مهربون باشید و با دیگران با محبت برخورد کنید.
@mohammadnosratimusic
*داستانی زیبا از "کتاب سوپ جو"، اثر "جک کنفیلد" که با بیش از ۳۴۵ میلیون لایک، رکوردار در دنیای مجازی در سال ۲۰۱۵ بوده و هنوز نیز ادامه دارد.*
ما یکی از نخستین خانوادههایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم.
آن موقع من 9-8 ساله بودم،
یادم میآید که قاب برّاقی داشت و به دیوار نصب شده بود و گوشیاش به پهلوی قاب آویزان بود.
من قدم به تلفن نمیرسید،
اما همیشه وقتی مادرم با تلفن صحبت میکرد با شیفتگی به حرفهایش گوش میکردم.
بعد من پی بردم که یک جایی در داخل آن دستگاه، یک آدم شگفتانگیزی زندگی میکند به نام «اطلاعات لطفاً» که همه چیز را در مورد همه کس میداند.
او شماره تلفن و نشانی همه را بلد بود.
نخستین تجربۀ شخصی من با «اطلاعات لطفاً» روزی بود که مادرم به خانۀ همسایهمان رفته بود.
من در زیر زمین خانه با ابزارهای جعبه ابزارمان بازی میکردم که ناگهان با چکش بر روی انگشتم زدم.
درد وحشتناکی داشت اما گریه فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که با من همدردی کند.
انگشتم را در دهانم میمکیدم و دور خانه راه میرفتم که ناگهان چشمم به تلفن افتاد.
به سرعت یک چهار پایه از آشپزخانه آوردم و زیر تلفن گذاشتم و روی آن رفتم و گوشی را برداشتم و نزدیک گوشم بردم.
و توی گوشی گفتم «اطلاعات لطفاً» چند ثانیه بعد صدایی در گوشم پیچید:
«اطلاعات بفرمائید»
من در حالی که اشک از چشمانم میآمد گفتم «انگشتم درد میکند»
«مادرت خانه نیست؟»
«هیچکس بجز من خانه نیست
«آیا خونریزی داری؟»
«نه، با چکش روی انگشتم زدم و خیلی درد میکند»
«آیا میتوانی درِ جا یخیِ یخچال را باز کنی؟»
«بله، میتونم»
«پس از آنجا کمی یخ بردار و روی انگشتت نگهدار»
بعد از آن روز، من برای هر کاری به «اطلاعات لطفاً» مراجعه میکردم ...
مثلاً موقع امتحانات در درسهای جغرافی و ریاضی به من کمک میکرد.
یکروز که قناریمان مرد و من خیلی ناراحت بودم دوباره سراغ «اطلاعات لطفاً» رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم.
او به حرفهایم گوش داد و با من همدردی کرد.
به او گفتم: «چرا پرندهای که چنین زیبا میخواند و همۀ اهل خانه را شاد میکند باید گوشۀ قفس بیفتد و بمیرد؟»
او به من گفت «همیشه یادت باشد که دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست»
من کمی تسکین یافتم.
یک روز دیگر به او تلفن کردم و پرسیدم کلمۀ fix را چطور هجّی میکنند.
یکسال بعد از شهر کوچکمان (پاسیفیک نورث وست) به بوستن نقل مکان کردیم و من خیلی دلم برای دوستم تنگ شد.
«اطلاعات لطفاً» متعلّق به همان تلفن دیواری قدیمی بود و من هیچگاه با تلفن جدیدی که روی میز خانهمان در بوستن بود تجربۀ مشابهی نداشتم.
من کمکم به سن نوجوانی رسیدم اما هرگز خاطرات آن مکالمات را فراموش نکردم.
غالباً در لحظات تردید و سرگشتگی به یاد حس امنیت و آرامشی که از وجود دوست تلفنی داشتم میافتادم.
راستی چقدر مهربان و صبور بود و برای یک پسربچه چقدر وقت میگذاشت.
چند سال بعد، بر سر راه رفتن به دانشگاه، هواپیمایم در سیاتل برای نیم ساعت توقف کرد.
من 15 دقیقه با خواهرم که در آن شهر زندگی میکرد تلفنی حرف زدم و بعد از آن بدون آن که فکر کنم چکار دارم میکنم، تلفن اپراتور شهر کوچک دوران کودکی را گرفتم
و گفتم «اطلاعات لطفاً».
به طرز معجزهآسایی همان صدای آشنا جواب داد.
«اطلاعات بفرمائید»
من بدون آن که از قبل فکرش را کرده باشم پرسیدم
«کلمۀ fix را چطور هجّی میکنند؟»
مدتی سکوت برقرار شد و سپس او گفت «فکر میکنم انگشتت دیگر خوب شده باشد.»
من خیلی خندیدم
و گفتم «خودت هستی؟»
و ادامه دادم «نمیدانم میدانی که در آن دوران چقدر برایم با ارزش بودی یا نه؟»
او گفت «تو هم میدانی که تلفنهایت چقدر برایم با ارزش بودند؟»
من به او گفتم که در تمام این سالها بارها به یادش بودهام و از او اجازه خواستم که بار بعد که به ملاقات خواهرم آمدم دوباره با او تماس بگیرم.
او گفت «حتماً این کار را بکن. اسم من شارون است»
سه ماه بعد به سیاتل برگشتم. تلفن کردم اما صدای دیگری پاسخ داد.
«اطلاعات بفرمائید»
«میتوانم با شارون صحبت کنم؟»
«آیا دوستش هستید؟»
«بله، دوست قدیمی»
«متأسفم که این مطلب را به شما میگویم. شارون این چند سال آخر به صورت نیمهوقت کار میکرد زیرا بیمار بود. او 5 هفته پیش در گذشت»
قبل از آن که تلفن را قطع کنم گفت «شما گفتید دوست قدیمیاش هستید. آیا همان کسی هستید که با چکش روی انگشتتان زده بودید؟»
با تعجب گفتم «بله»
«شارون برای شما یک پیغام گذاشته است. او به من گفت اگر شما زنگ زدید آن را برایتان بخوانم»
سپس چند لحظه طول کشید تا درِ پاکتی را باز کرد و گفت:
«نوشته به او بگو دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست. خودش منظورم را میفهمد»من از او تشکر کردم و گوشی را گذاشتم.
*هرگز تأثیری که ممکن است بر دیگران بگذارید را دست کم نگیرید.*
@mohammadnosratimusic
ما یکی از نخستین خانوادههایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم.
آن موقع من 9-8 ساله بودم،
یادم میآید که قاب برّاقی داشت و به دیوار نصب شده بود و گوشیاش به پهلوی قاب آویزان بود.
من قدم به تلفن نمیرسید،
اما همیشه وقتی مادرم با تلفن صحبت میکرد با شیفتگی به حرفهایش گوش میکردم.
بعد من پی بردم که یک جایی در داخل آن دستگاه، یک آدم شگفتانگیزی زندگی میکند به نام «اطلاعات لطفاً» که همه چیز را در مورد همه کس میداند.
او شماره تلفن و نشانی همه را بلد بود.
نخستین تجربۀ شخصی من با «اطلاعات لطفاً» روزی بود که مادرم به خانۀ همسایهمان رفته بود.
من در زیر زمین خانه با ابزارهای جعبه ابزارمان بازی میکردم که ناگهان با چکش بر روی انگشتم زدم.
درد وحشتناکی داشت اما گریه فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که با من همدردی کند.
انگشتم را در دهانم میمکیدم و دور خانه راه میرفتم که ناگهان چشمم به تلفن افتاد.
به سرعت یک چهار پایه از آشپزخانه آوردم و زیر تلفن گذاشتم و روی آن رفتم و گوشی را برداشتم و نزدیک گوشم بردم.
و توی گوشی گفتم «اطلاعات لطفاً» چند ثانیه بعد صدایی در گوشم پیچید:
«اطلاعات بفرمائید»
من در حالی که اشک از چشمانم میآمد گفتم «انگشتم درد میکند»
«مادرت خانه نیست؟»
«هیچکس بجز من خانه نیست
«آیا خونریزی داری؟»
«نه، با چکش روی انگشتم زدم و خیلی درد میکند»
«آیا میتوانی درِ جا یخیِ یخچال را باز کنی؟»
«بله، میتونم»
«پس از آنجا کمی یخ بردار و روی انگشتت نگهدار»
بعد از آن روز، من برای هر کاری به «اطلاعات لطفاً» مراجعه میکردم ...
مثلاً موقع امتحانات در درسهای جغرافی و ریاضی به من کمک میکرد.
یکروز که قناریمان مرد و من خیلی ناراحت بودم دوباره سراغ «اطلاعات لطفاً» رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم.
او به حرفهایم گوش داد و با من همدردی کرد.
به او گفتم: «چرا پرندهای که چنین زیبا میخواند و همۀ اهل خانه را شاد میکند باید گوشۀ قفس بیفتد و بمیرد؟»
او به من گفت «همیشه یادت باشد که دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست»
من کمی تسکین یافتم.
یک روز دیگر به او تلفن کردم و پرسیدم کلمۀ fix را چطور هجّی میکنند.
یکسال بعد از شهر کوچکمان (پاسیفیک نورث وست) به بوستن نقل مکان کردیم و من خیلی دلم برای دوستم تنگ شد.
«اطلاعات لطفاً» متعلّق به همان تلفن دیواری قدیمی بود و من هیچگاه با تلفن جدیدی که روی میز خانهمان در بوستن بود تجربۀ مشابهی نداشتم.
من کمکم به سن نوجوانی رسیدم اما هرگز خاطرات آن مکالمات را فراموش نکردم.
غالباً در لحظات تردید و سرگشتگی به یاد حس امنیت و آرامشی که از وجود دوست تلفنی داشتم میافتادم.
راستی چقدر مهربان و صبور بود و برای یک پسربچه چقدر وقت میگذاشت.
چند سال بعد، بر سر راه رفتن به دانشگاه، هواپیمایم در سیاتل برای نیم ساعت توقف کرد.
من 15 دقیقه با خواهرم که در آن شهر زندگی میکرد تلفنی حرف زدم و بعد از آن بدون آن که فکر کنم چکار دارم میکنم، تلفن اپراتور شهر کوچک دوران کودکی را گرفتم
و گفتم «اطلاعات لطفاً».
به طرز معجزهآسایی همان صدای آشنا جواب داد.
«اطلاعات بفرمائید»
من بدون آن که از قبل فکرش را کرده باشم پرسیدم
«کلمۀ fix را چطور هجّی میکنند؟»
مدتی سکوت برقرار شد و سپس او گفت «فکر میکنم انگشتت دیگر خوب شده باشد.»
من خیلی خندیدم
و گفتم «خودت هستی؟»
و ادامه دادم «نمیدانم میدانی که در آن دوران چقدر برایم با ارزش بودی یا نه؟»
او گفت «تو هم میدانی که تلفنهایت چقدر برایم با ارزش بودند؟»
من به او گفتم که در تمام این سالها بارها به یادش بودهام و از او اجازه خواستم که بار بعد که به ملاقات خواهرم آمدم دوباره با او تماس بگیرم.
او گفت «حتماً این کار را بکن. اسم من شارون است»
سه ماه بعد به سیاتل برگشتم. تلفن کردم اما صدای دیگری پاسخ داد.
«اطلاعات بفرمائید»
«میتوانم با شارون صحبت کنم؟»
«آیا دوستش هستید؟»
«بله، دوست قدیمی»
«متأسفم که این مطلب را به شما میگویم. شارون این چند سال آخر به صورت نیمهوقت کار میکرد زیرا بیمار بود. او 5 هفته پیش در گذشت»
قبل از آن که تلفن را قطع کنم گفت «شما گفتید دوست قدیمیاش هستید. آیا همان کسی هستید که با چکش روی انگشتتان زده بودید؟»
با تعجب گفتم «بله»
«شارون برای شما یک پیغام گذاشته است. او به من گفت اگر شما زنگ زدید آن را برایتان بخوانم»
سپس چند لحظه طول کشید تا درِ پاکتی را باز کرد و گفت:
«نوشته به او بگو دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست. خودش منظورم را میفهمد»من از او تشکر کردم و گوشی را گذاشتم.
*هرگز تأثیری که ممکن است بر دیگران بگذارید را دست کم نگیرید.*
@mohammadnosratimusic
عشق
دروازهای
به سوی آشکارنشده نیست.
اما
همین که
دروازهای گشوده شود،
عشق
به صورت *احساس یا
*ادراکِ یکی بودن،
حضور مییابد.
عشق
نیرویی است که
از این دروازه عبور میکند
و وارد جهان میشود.
وظیفهٔ شما
جستجوی عشق نیست
بلکه باید
به دنبال دروازهای باشید
که عشق بتواند از آن وارد شود.
اکهارت_تله_نیروی_حال
@mohammadnosratimusic
دروازهای
به سوی آشکارنشده نیست.
اما
همین که
دروازهای گشوده شود،
عشق
به صورت *احساس یا
*ادراکِ یکی بودن،
حضور مییابد.
عشق
نیرویی است که
از این دروازه عبور میکند
و وارد جهان میشود.
وظیفهٔ شما
جستجوی عشق نیست
بلکه باید
به دنبال دروازهای باشید
که عشق بتواند از آن وارد شود.
اکهارت_تله_نیروی_حال
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
📯بسیار قابل توجه و مفید... با حوصله بخوانید و عمل کنید...😊
افرادی که دورههای عرفانی(معنوی) را گذراندهاند شاید سالیان سال دو بار در طی روز مراقبه میکردند، اینها ممکن است مدیتیتور خوبی باشند یعنی بتوانند یک الی دو ساعت در حالت لوتوس بنشینند و حتی بیشتر از من ساکن باشند، اما شاید نتوانند مدیتیشن را جزئی از زندگیشان قرار بدهند.
Metta meditation
مردی بود که متا مدیتیشن کار میکرد.
این شیوه در مورد عشق و مهربانیست و اینطور انجام میشود که در هنگام انجامِ متامدیتیشن میگویند:
«همهٔ افراد حاضر در این خانه در امنیت و آرامش و شاد باشند. من در امنیت و آرامش و شاد باشم. مَردمِ این شهر در امنیت و آرامش و شاد باشند» و به این صورت برای همه، آرزوی نشاط و آرامش میکنند. این شـیوهٔ انجامِ مدیتیشنِ عشق و مهربانیست.
آن مرد که در حالِ انجامِ مدیتیشنِ عشق و مهربانی بود، ناگهان درِ اتاقش باز شد و دخترِ 7 سالهاش داخلِ اتاق آمد و گفت، بابا...
پدرش برگشت و گفت، نمیتوانی من را تنها بگذاری؟! نمیبینی در حالِ تمرین مدیتیشنِ عشق و مهربانی هستم؟!
این دقیقـاً یکی از مثالهای اعمالنکردنِ آموزههای معنوی در زندگیِ روزمره است.
من به همین دلیل مدیتیشنهای کوتاه مدت در طول روز را پیشنهاد میکنم. هر بار فقط به مدت چند ثانیه، آنهم لحظهای که احســاسِ حضور میکنید، مدیتیشنِ کوتاه انجام دهید.
بنابراین توصیه میکنم کارهای خاصی که از روی عادتِ انجام دادن برای رسیدن به یک مقصودِ خاص انجام میدهید را تبدیل به مدیتیشن ِکوتاه کنید، یعنی کلِّ توجه را معطوفِ آن کنید تا خودِ این کارها تبدیل به هدف شوند.
به عنوان مثال:
هروقت که منتظـرِ چیزی هستید به جای منتظرماندن، از این فرصت به عنوان یک مدیتیشنِ کوتاه بهره ببرید.
«انتظار»، یک حالت ذهنیست و به این معنیست که شما لحظهٔ بعد را به این لحظه ترجیح میدهید و به این خاطر منتظرید، در غیــرِ اینصورت منتظر نبودید و فقط در آنجا حضور داشتید.
• مثلاً: وقتی منتظرِ آسانسور هستید آنطور نباشید که انگار چیزی درونتان میخواهد جلو بیفتد و به لحظهٔ بعدی برسد اما نمیتواند زیرا آسانسور هنوز نرسیده است.
پس وقتی دکمهٔ آسانسور را فشار میدهید، به جای «انتظار» فقط کاملاً آرام باشید و فقط «حضور داشته باشید» و سعی نکنید به طور زمانِ روانی و دروناً از لحظهٔحال خارج شـوید و به آسانسوری برسید که هنوز نرسیده است، فقط از لحظه استفاده کنید و حضور داشته باشید.
میتوانید چند نَفَسِ عمیق بکشید و به نفَسهایتان توجه کنید، و بعد به این نتیجه خواهید رسید که نمیتوانید «فکر» کنید و فقط «نفَسکشیدن» را حس میکنید.
فقط یکی از این دو امکانپذیر است یا باید فکر باشد، یا تنفس.
این یکی از کارهای مفید برای دورشدن از فکرهاییست که آنها را لازمشان ندارید. بودا مدیتشین تنفسی را پیشنهاد کرده است که به معنیِ مشاهده و احساسِ تنفس خودتان است.
•• پس تمرین اینطور است:
وقتی جلوی درِ آسانسور هستید و دکمه را زدید، توجهتان را به «فکرکردن» معطوف نکنید، به «لحظهٔحال» برگردید، چند نفَسِ عمیق بکشید و از این لحظهٔ «منتظرنبودن» لذت ببرید.
- آسانسور یا صفِ فروشگاهها یا هر صف، نوبت و انتظاری که موجب نارحتی در برخی از افراد میشود را به همین روش عمل کنید و آنها را تبدیل به تمرینِ مدیتیشنِ کوتاه کنید .
اینها مدیتیشنهای کوتاهِ زندگی هستند. به نظر من اینها خیلی مفید هستند. من معتقدم که بهتر است چندین نوع از این مدیتیشنهای کوتاه را در زندگــیِ روزمــره بهکار ببرید تا اینکه بیایید و زندگیتان را به چند قسمت تقسیم کنید که یک قسمتِ آن، کارهای معنوی باشد و از زندگیکردن جدا باشد و اصلاً کـارِ معنویتان در زندگی جاری نباشد.
البته منظور از مدیتیشنِکوتاه این نیست که نمیتوانید به کارهای معنوی برسید.
ولی اگر میخواهید بین این دو یکی را انتخاب کنید به شما مدیتیشین کوتاهِ روزمره را توصیه میکنم، «زیرا این مدیتیشن، تبدیل به جزئی از زندگــیِ روزانــهٔ شــما میشوند». در اینصورت، دیگر مانند آن مردی نیستید که متامدیتیشنِ انجام میداد و زندگیاش به دو بخشِ جدا تقسیم شده بود.
سخنرانی اکهارت تل
@mohammadnosratimusic
افرادی که دورههای عرفانی(معنوی) را گذراندهاند شاید سالیان سال دو بار در طی روز مراقبه میکردند، اینها ممکن است مدیتیتور خوبی باشند یعنی بتوانند یک الی دو ساعت در حالت لوتوس بنشینند و حتی بیشتر از من ساکن باشند، اما شاید نتوانند مدیتیشن را جزئی از زندگیشان قرار بدهند.
Metta meditation
مردی بود که متا مدیتیشن کار میکرد.
این شیوه در مورد عشق و مهربانیست و اینطور انجام میشود که در هنگام انجامِ متامدیتیشن میگویند:
«همهٔ افراد حاضر در این خانه در امنیت و آرامش و شاد باشند. من در امنیت و آرامش و شاد باشم. مَردمِ این شهر در امنیت و آرامش و شاد باشند» و به این صورت برای همه، آرزوی نشاط و آرامش میکنند. این شـیوهٔ انجامِ مدیتیشنِ عشق و مهربانیست.
آن مرد که در حالِ انجامِ مدیتیشنِ عشق و مهربانی بود، ناگهان درِ اتاقش باز شد و دخترِ 7 سالهاش داخلِ اتاق آمد و گفت، بابا...
پدرش برگشت و گفت، نمیتوانی من را تنها بگذاری؟! نمیبینی در حالِ تمرین مدیتیشنِ عشق و مهربانی هستم؟!
این دقیقـاً یکی از مثالهای اعمالنکردنِ آموزههای معنوی در زندگیِ روزمره است.
من به همین دلیل مدیتیشنهای کوتاه مدت در طول روز را پیشنهاد میکنم. هر بار فقط به مدت چند ثانیه، آنهم لحظهای که احســاسِ حضور میکنید، مدیتیشنِ کوتاه انجام دهید.
بنابراین توصیه میکنم کارهای خاصی که از روی عادتِ انجام دادن برای رسیدن به یک مقصودِ خاص انجام میدهید را تبدیل به مدیتیشن ِکوتاه کنید، یعنی کلِّ توجه را معطوفِ آن کنید تا خودِ این کارها تبدیل به هدف شوند.
به عنوان مثال:
هروقت که منتظـرِ چیزی هستید به جای منتظرماندن، از این فرصت به عنوان یک مدیتیشنِ کوتاه بهره ببرید.
«انتظار»، یک حالت ذهنیست و به این معنیست که شما لحظهٔ بعد را به این لحظه ترجیح میدهید و به این خاطر منتظرید، در غیــرِ اینصورت منتظر نبودید و فقط در آنجا حضور داشتید.
• مثلاً: وقتی منتظرِ آسانسور هستید آنطور نباشید که انگار چیزی درونتان میخواهد جلو بیفتد و به لحظهٔ بعدی برسد اما نمیتواند زیرا آسانسور هنوز نرسیده است.
پس وقتی دکمهٔ آسانسور را فشار میدهید، به جای «انتظار» فقط کاملاً آرام باشید و فقط «حضور داشته باشید» و سعی نکنید به طور زمانِ روانی و دروناً از لحظهٔحال خارج شـوید و به آسانسوری برسید که هنوز نرسیده است، فقط از لحظه استفاده کنید و حضور داشته باشید.
میتوانید چند نَفَسِ عمیق بکشید و به نفَسهایتان توجه کنید، و بعد به این نتیجه خواهید رسید که نمیتوانید «فکر» کنید و فقط «نفَسکشیدن» را حس میکنید.
فقط یکی از این دو امکانپذیر است یا باید فکر باشد، یا تنفس.
این یکی از کارهای مفید برای دورشدن از فکرهاییست که آنها را لازمشان ندارید. بودا مدیتشین تنفسی را پیشنهاد کرده است که به معنیِ مشاهده و احساسِ تنفس خودتان است.
•• پس تمرین اینطور است:
وقتی جلوی درِ آسانسور هستید و دکمه را زدید، توجهتان را به «فکرکردن» معطوف نکنید، به «لحظهٔحال» برگردید، چند نفَسِ عمیق بکشید و از این لحظهٔ «منتظرنبودن» لذت ببرید.
- آسانسور یا صفِ فروشگاهها یا هر صف، نوبت و انتظاری که موجب نارحتی در برخی از افراد میشود را به همین روش عمل کنید و آنها را تبدیل به تمرینِ مدیتیشنِ کوتاه کنید .
اینها مدیتیشنهای کوتاهِ زندگی هستند. به نظر من اینها خیلی مفید هستند. من معتقدم که بهتر است چندین نوع از این مدیتیشنهای کوتاه را در زندگــیِ روزمــره بهکار ببرید تا اینکه بیایید و زندگیتان را به چند قسمت تقسیم کنید که یک قسمتِ آن، کارهای معنوی باشد و از زندگیکردن جدا باشد و اصلاً کـارِ معنویتان در زندگی جاری نباشد.
البته منظور از مدیتیشنِکوتاه این نیست که نمیتوانید به کارهای معنوی برسید.
ولی اگر میخواهید بین این دو یکی را انتخاب کنید به شما مدیتیشین کوتاهِ روزمره را توصیه میکنم، «زیرا این مدیتیشن، تبدیل به جزئی از زندگــیِ روزانــهٔ شــما میشوند». در اینصورت، دیگر مانند آن مردی نیستید که متامدیتیشنِ انجام میداد و زندگیاش به دو بخشِ جدا تقسیم شده بود.
سخنرانی اکهارت تل
@mohammadnosratimusic