دین، فرهنگ، جامعه | محسن‌حسام مظاهری
11.6K subscribers
2.35K photos
340 videos
111 files
1.6K links
محسن‌حسام مظاهری

نویسنده و پژوهشگر
مطالعات اجتماعی تشیع و مناسک شیعی
عضو حلقه شیعه‌پژوهی سرو

کتابها:
رسانه شیعه
تراژدی جهان اسلام
مجالس مذهبی در ایران معاصر
ساکن خیابان ایران
و...

@mohsenhesam

توییتر:
@mohsenHmazaheri
اینستاگرام:
@mohsenhesammazaheri
Download Telegram
«فانتزی ریاست‌جمهوری» و واقعیت فهمِ ‌امر سیاسی در جامعه‌ی ایرانی
محسن حسام مظاهری
(بخش ۲ از ۳)


تاکنون واکنش متداول نخبگان و رسانه‌ها و مخاطبان‌شان به این پدیده، منفی بوده است. بسیاری این پدیده را مایه‌ی آبروریزی نظام و ایران و اسباب هتک حرمت شخصیت سیاسی ایرانیان دانسته‌اند و به کاندیداهای سیاهی‌لشکر انگ‌هایی چون «روان‌پریش»، «بیمار ذهنی»، «دلقک» و «شیرین‌عقل» زده‌اند. یکی از مراجع تقلید نیز با ابراز نگرانی از «وضع نابسامان ثبت‌نام انتخاب ریاست جمهوری» و این‌که «عده‌ای ناآگاه و گروهی آگاهانه برای به سُخره‌کشیدن انتخابات ریاست جمهوری و ضربه‌زدن به نظام با نداشتن هیچگونه صلاحیتی، برای نام‌نویسی شرکت کرده و حتی صف تشکیل می‌دهند» این پدیده را «به ضرر نظام مقدس جمهوری اسلامی» و «مخالف شئون کشور بزرگی مانند کشور ما»‌ دانسته و تأکید کرده که «باید هر چه زودتر فکری برای حل این مشکل شود» (لینک:http://yon.ir/PKAwS).
این مواضع، البته بیش‌تر متأثر از بازنمایی رسانه‌ای پدیده‌ی مذکور است. پوشش خبری ثبت‌نام‌کنندگان توسط رسانه‌ها و خبرنگاران، نوعاً با رویکردی هجوآمیز همراه بوده و متأسفانه رسانه‌ها به این پدیده‌ به چشم خوراکی برای تأمین بسته‌های خبری طنزآمیز و سرگرم‌کننده برای مخاطبان خود نگاه کرده‌اند؛ از صداوسیما گرفته تا خبرگزاری‌های رسمی و پایگاه‌های خبری جریان‌های مختلف سیاسی.
با این اوصاف طبعا‌ً آن دسته از ثبت‌نام‌کنندگان که عامدانه تا غیرعامدانه، سروشکلی نامتعارف و غیرمعمولی دارند (مثلاً قیافه‌ای عجیب، ادعاهایی غریب، لباس و پوششی متفاوت) بیشتر مورد توجه عکاسان و خبرنگاران بوده‌اند. چون این افراد، قابلیتش را دارند که به آسانی و به سرعت تبدیل به سوژه‌هایی برای تفریح و سرگرمی مخاطبان رسانه‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی ‌شوند. همه‌چیز این سوژه‌ها جذاب است؛ به‌ویژه از منظر خودبرتربینیِ پایتخت‌نشینی. از لهجه‌ی غیرتهرانی‌شان، لباس محلی‌شان، مدل حرف‌زدن‌شان، هر چیز که «آن‌ها» را به دلقک‌هایی برای «ما» تبدیل می‌کند.
البته نمی‌شود کتمان کرد که برخی از این سوژه‌ها، خود به این موقعیت طنز آگاه اند و حتی مشخص است که تعمداً‌ و برای تضمین دیده‌‌شدن، سروشکلی متفاوت به خود ‌داده‌اند. شاید برای این دسته از ثبت‌نام‌کنندگان، «میل به دیده‌شدن و حضور در رسانه» را بشود به‌عنوان انگیزه‌ی اصلی از قراردادن آگاهانه‌ی خود در موقعیتی متضمن استخفاف و تحقیر ذکر کرد. اما این حکم در مورد چند درصد از کل ثبت‌نام‌کننده‌ها صادق است؟‌ چند درصد ایشان آمده‌اند که فقط خود را در معرض دیده‌شدن و تمسخر قرار دهند؟
*
نکته‌ای که در رویکرد نادرست و غیرواقع‌بینانه‌ی رسانه‌ها به این پدیده مغفول می‌ماند اینست که در کنار «سوژه‌ها»ی مذکور، کم نیستند ثبت‌نام‌کنندگانی که کاندیداتوری برای خودشان کمابیش امری «جدی» تلقی می‌شود. این قبیل افراد، معمولاً ایده‌هایی (البته که نوعاً خام و فانتزی) در امور جزیی کشورداری دارند و بعضاً‌ حتی برای خود شعار هم انتخاب کرده‌اند. در لابه‌لای هیاهوی هجو رسانه‌ای، آن روحانی مصمم که برنامه‌ی فرهنگی ـ تربیتی دارد، آن معلم باسابقه و محترم که احساس کرده کاری می‌تواند بکند، آن کارمند میانی با سال‌ها تجربه در نظام اداری کشور، آن مدیر بخش خصوصی که همه‌ی تجربه‌اش را به میدان آورده، آن تاجر و کاسبِ «کف بازار» که معتقد است اقتصاد را از هر استاد اقتصادی بهتر می‌فهمد،‌ آن فارغ‌التحصیل دکترا که به مدرک دانشگاهی‌اش فخر می‌کند و دیگرانی از این دست نیز هستند که اساساً دیده نمی‌شوند و کسی هم جدی‌شان نمی‌گیرد.
درحالی‌که ـ به گمان من ـ حرف‌های این افراد را باید شنید و اتفاقاً باید جدی گرفت. حتی همان حرف‌های به‌ظاهر ساده‌ و فانتزی‌‌شان را. این‌ها مهمل نیستند. بی‌معنا نیستند. خبر از چیزی می‌دهند. واقعیتی را روایت می‌کنند که ما نمی‌خواهیم ببینیم. اما هست.

#مطالعات_اجتماعی_انقلاب_اسلامی
#امر_سیاسی_در_جمهوری_اسلامی
#انتخابات96
@mohsenhesammazaheri
«فانتزی ریاست‌جمهوری» و واقعیت فهمِ ‌امر سیاسی در جامعه‌ی ایرانی
محسن حسام مظاهری
(بخش ۳ و پایانی)


من فکر می‌کنم تصویر این روزهای وزارت کشور، تصویر صف طویل کاندیداهای ریاست‌جمهوری، آینه‌ای است مقابل واقعیتِ فهم امر سیاسی در بدنه‌ی جامعه‌ی ایرانی. نمادی است صریح و سانسورنشده از تصویر فانتزی رایجی که بخش قابل‌توجهی از شهروندان، در لایه‌های مختلف، از «ریاست‌جمهوری» دارند؛ نمادی از تصویر ذهنی جامعه‌ی ایرانی از سیاست.
وجه اشتراک فهم این خیلِ ساده و صادقِ کاندیداها از وضعیت کشور را در یک صورت‌بندی اولیه می‌توان با این گزاره‌ها بیان کرد:
۱. کشور وضعیت به‌سامانی ندارد و خصوصاً مشکلات اقتصادی فراوان است. (اغلب این افراد شعار و دغدغه‌شان از جنس مسایل معیشتی است. مسایل کاملاً محسوس و ملموس روزمره: ازدواج، اشتغال، گرانی و مسکن).
۲. وضعیت نابه‌سامان کشور، اصلاح‌پذیر است.
۳. اصلاح کشور الزاماً به‌صورت طولی و از بالا به پایین ممکن است. (نکته‌ی قابل توجه آن‌که در کنار این شهروندان معمولی، کم نیستند کسانی که در کارنامه‌ی خود سوابق مدیریتی میانی و کلان، از وکالت مجلس تا وزارت و معاونت رییس‌جمهور را تجربه کرده‌اند و آن‌ها هم به این گزاره رسیده‌اند.)
۴. اصلاح کشور، آن‌قدرها هم پیچیده و دشوار نیست و من می‌توانم از پس آن بربیایم.
۵. حلقه‌ی قدرت در جمهوری اسلامی بسته است. (تکثر این کاندیداها، از نظر فرهنگی، قومیتی، جنسیتی و غیره، روی دیگر یک‌دستی و همسانیِ تکرارشونده و تثبیت‌شده‌ی حلقه‌ی مدیران مسئولان نظام است.)

ناگفته پیداست که از منظر نخبگان و سیاستمداران (که ناظران و تماشاچیان این پدیده‌اند) چنین صورت‌بندی‌ای از سیاست و کشورداری چقدر خا‌م‌اندیشانه، غیردقیق، سطحی و نتیجتاً مضحک است. اما این توصیفات ـ ولو صحیح باشند ـ نافی واقعیت وجود این قبیل گزاره‌ها و تصاویر در ذهنیت لایه‌های مختلف جامعه‌ی امروز نیست و خوب یا بد (به‌نظر می‌رسد) واقعیتِ فهم عامه‌ی مردم (حاشیه‌نشین‌های ساختار قدرت) از امر سیاسی و کشورداری را گزاره‌هایی از همین سنخ می‌سازد.
***
پی‌نوشت:
نکته‌ی آخر و در حاشیه این‌که به‌گمان من در بین نخبگان سیاسی جمهوری اسلامی، محمود احمدی‌نژاد جزو معدود اشخاصی است (اگر نگوییم تنها شخص) که واقعیت مذکور را فهم کرده و خود را با آن تطبیق داده است. و این فهم، بیش از هر چیز متأثر از جایگاهی است که او در آن قرار دارد؛ جایگاهی متمایز با دیگر نخبگان سیاسی کشور. (من البته هیچ قرابت فکری و سیاسی با او ندارم و به‌دلایل مختلف از مخالفانش بوده و هستم. اما به‌عنوان یک پژوهشگر جامعه‌شناسی نمی‌توانم از این واقعیت چشم‌پوشی کنم.)
این حرف را پس از انتخابات ۸۸ در چند یادداشت به تفصیل نوشتم (ازجمله در «مصاف حاشیه و متن») و توضیح دادم که برخلاف تصورِ آن روزهای معترضان و جنبش سبز و حتی تصور بدنه‌ی اصلی حاکمیت، احمدی‌نژاد تعلقی به «متنِ» جمهوری اسلامی ندارد. او نماینده‌ی حاشیه‌ها و حاشیه‌نشین‌هاست. آن زمان پذیرش این تحلیل برای بسیاری دشوار بود. اما این روزها و خصوصاً‌ با وقایع اخیر، احتمالاً دیگر کمتر کسی در صحت آن تردید دارد.
احمدی‌نژاد تنها کاندیدایی است که جنسش با اکثریت خیل کاندیداهای سیاهی لشکر نزدیک است. کسی که می‌تواند این اقشار به‌حاشیه‌رانده‌شده را و مطرودین ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را نمایندگی کند. کسی که لااقل آن‌طور که خود نشان می‌دهد، تصویری فانتزی از امر سیاسی دارد؛ مشابه بسیاری از مردم معمولی. همین تفاوت است که فهمِ پدیده‌ی احمدی‌نژاد و مواجهه با او را برای دو جریان سیاسی کشور این‌اندازه بغرنج کرده است. کلیدِ فهم احمدی‌نژاد، فهمِ صف طولانی کاندیداهای ریاست‌جمهوری است(؛ و به‌عکس).


#مطالعات_اجتماعی_انقلاب_اسلامی
#امر_سیاسی_در_جمهوری_اسلامی
#انتخابات96
@mohsenhesammazaheri
👍1
«فانتزی ریاست‌جمهوری» و واقعیت فهمِ ‌امر سیاسی در جامعه‌ی ایرانی
محسن حسام مظاهری

https://t.me/mohsenhesammazaheri/231
https://t.me/mohsenhesammazaheri/232
https://t.me/mohsenhesammazaheri/233
«هیچ‌کس‌ها» و تبلیغات مذهبی

پیش‌تر در یادداشت «هیچ‌کس‌ها و منجیان» نوشتم که فقر پیشینه‌ی آشنا و خلأ شناخت مردم از هیچ‌کس‌ها، آن‌ها را به وام‌گیری از اسطوره‌ها و قدیسان سوق می‌دهد؛ اسطوره‌هایی که بتوانند ناشناختگی هیچ‌کس را جبران کنند و درعین‌حال همنشینی‌شان با هیچ‌کس، تردید را از دل توده‌ی جویای منجی بزداید.
در کنار اسطوره‌ها، استفاده از مفاهیم و ارزش‌های فراگیر مذهبی در جامعه‌ای با مختصات ایران امروز، شگرد دیگری است برای غربت‌زدایی هیچ‌کس‌ها از خود. همچنان‌که در تبلیغات انتخاباتی سال 76 بر «سیادت» سیدمحمد خاتمی تأکید می‌شد و در سال 84 (و پس از آن) احمدی‌نژاد خود را حامل و نماینده و مروج گفتمان مهدویت و انتظار معرفی می‌کرد، در انتخابات امسال هم شاهدیم کمپین تبلیغاتی سیدابراهیم رییسی اصرار بر استفاده از نمادهای مذهبی و آشنا برای معرفی او دارد. «سیادت»، «فرزند حضرت زهرا بودن» و مهم‌تر از همه «خادم‌ الرضا»یی مضامینی است که در تبلیغات هواداران وی برجسته می‌شوند. همچنین از تصاویر حرم امام‌رضا(ع) و اذکاری که تداعی‌گر انتساب وی به امام هشتم باشد، استفاده‌ی حداکثری می‌شود و از بین همه‌ی مناصبی که وی در 38 سال مسئولیتش در نظام داشته، تنها بر آخرین و کوتاه‌ترین‌شان یعنی تولیت آستان قدس تأکید می‌شود. نخستین بیانیه‌ی انتخاباتی رییسی هم با سلام بر امام‌رضا(ع) آغاز شده بود. چند روز پیش هم در اخبار غیررسمی خبر آمد که مداح سیاسی سرشناس پایتخت از وی حمایت کرده است.
این موارد همه نشان از آن دارند که هواداران رییسی به کارآمدی تبلیغات مذهبی امید فراوانی دارند. (یک ماه دیگر مشخص می‌شود که این شیوه‌ی تکراری، هنوز در ایجاد بسیج توده‌ای کارآمد است یا خیر.)
*
اما فارغ از مسایل انتخاباتی و سیاسی، پیامد این وام‌‌گیری‌ و هزینه‌کرد از نماد‌ها و سرمایه‌های مذهبی جامعه‌ی ایران شیعی چیست؟ چه اثرات مذهبی‌‌ای به دنبال این استفاده‌ها و تظاهرها می‌توان انتظار داشت؟ برجسته‌سازی و تراکم ظواهر مذهبی، جامعه را مذهبی‌تر می‌کند، یا برعکس پیامدش وازدگی از مذهب و رفتارهای واکنشی است؟ به‌عنوان مثال آیا رشد فزاینده‌ی ادبیات انتظار در دوره‌ی احمدی‌نژاد بر گسترش و تعمیق فرهنگ مهدویت اثر مثبتی برجا گذاشت یا منفی؟
این‌ها البته سئوالاتی است که در فضای هیجانی موجود، چندان خریداری ندارد. کمی باید صبر کرد تا این «بازیِ مقدس» و «مقدس‌بازی» تمام شود.


#نقد_سیاستهای_دینی_جمهوری_اسلامی
#انتخابات96
#سیدابراهیم_رییسی

در همین زمینه:
«هیچکس‌ها و منجیان»: https://t.me/mohsenhesammazaheri/228

همچنین یادداشت دوست گرامی‌ام محمدرضا پویافر خواندنی است: «آمدن دوسر باخت برای نظام سیاسی دینی»:
https://t.me/mr_pouyafar/191

@mohsenhesammazaheri
«هیچ‌کس‌ها و تبلیغات مذهبی»

محسن حسام مظاهری


https://t.me/mohsenhesammazaheri/235

@mohsenhesammazaheri
نمونه‌ای از تبلیغات مذهبی در انتخابات

https://t.me/mohsenhesammazaheri/239
به چه قیمت؟


تا همین‌جا که تازه‌ نخستین روز تبلیغات رسمی انتخاباتی است، بالاترین حجم استفاده از تبلیغات مذهبی را نسبت به انتخابات‌های گذشته شاهدیم. مشخصاً از سوی یکی از نامزدها که گویا به‌سبب شأن مذهبیِ مسئولیتی که برعهده دارد، خود را در این استفاده محق‌تر از دیگران می‌داند.
در یکی از پوسترهای تبلیغی ایشان بر پس‌زمینه‌ی تصویر گنبد و بارگاه امام‌رضا(ع) این جمله از ایشان آورده شده است:
«قادریم با توجهات حضرت رضا(ع) فقر را از چهره‌ی کشور بزداییم. باید دولت کار و کرامت به نام امام‌رضا(ع) آغاز شود.»
(https://t.me/mohsenhesammazaheri/238)‌

سوالی که پیش می‌آید اینست که «توجهات حضرت رضا» دقیقاً یعنی چه؟ سوال دیگر این‌که «قادریم» معنایش انحصار در بهر‌ه‌مندی از توجهات مذکور است؟ یا توجهات حضرت، عمومی است و دیگر نامزدها هم قادر به استفاده از آن هستند؟
آیا اگر انتخابات مثلا یکی دو سال زودتر و قبل از انتصاب ایشان به تولیت آستان قدس برگزار می‌شد، باز هم شاهد این حجم از انتساب‌ها و استفاده‌ها از نام و نشان حضرت رضا(ع) در تبلیغات بودیم؟ آیا ایشان در مناصب قبلی هم امکان بهره‌مندی از توجهات آن حضرت را داشتند یا حالا و به‌سبب تولیت چنین امتیازی یافته‌اند؟
*
دو روز انتخابات می‌گذرد؛ مثل روزهای مشابه قبلی که گذشتند و رفتند. کاش سرمایه‌های فرهنگی ـ مذهبی و ملی را برای اهداف دوروزه‌ی خود خرج نکنیم.


در همین زمینه:
https://t.me/mohsenhesammazaheri/235

#انتخابات96
#سیدابراهیم_رییسی


@mohsenhsammazaheri
توهمی به نام «فراگیری»


یکی از کاندیداهای اصولگرا گفته است من ستادی ندارم و خانه‌ی مردم ستاد من است. آن یکی هم گفته در ستاد من همه‌ی افراد از همه‌ی گرایش‌های سیاسی حضور دارند.
همین ایده‌های کلی و خام ـ گرچه به‌ظاهر عوام‌پسند ـ به‌خوبی عیار تخصص و اهلیت گویندگان‌شان را برای تصدی سمتی که دنبالش هستند، نشان می‌دهد.
کسی که می‌خواهد فراگیر باشد و همه را دربر بگیرد، عملاً هیچ‌کس را فرا نمی‌گیرد. کسی که گمان می‌‌کند همه‌ی سلیقه‌ها و گرایش‌ها را می‌تواند نمایندگی کند، عملاً‌ نماینده‌ی هیچ‌کس نیست.
برای دردست‌گرفتن سکان اجرایی کشور کسی شایسته است که با اعتماد به نفس و کاملاً صریح و شفاف، ابایی از بیان خاستگاه و عقبه‌ی فکری و سیاسی‌اش نداشته باشد و تیم اصلی همکاران و حامیانش را به مردم معرفی ‌کند و گرایش و برنامه‌اش برای مدیریت کشور را در معرض داوری افکار عمومی قرار ‌دهد. نه کسانی که هنوز تکلیف‌شان با خودشان روشن نیست و فهم‌شان از ستاد انتخاباتی چیزی شبیه کاروانسرا و قهوه‌خانه است و از برنامه‌ریزی، چیزی شبیه گعده.

پ.ن.
مواضع و حرف‌هایی که این روزها از زبان دو کاندیدای اصولگرا شنیده می‌شود، نشان می‌دهد گرچه ظاهراً اغلب اصولگرایان از احمدی‌نژاد عبور کرده‌اند، اما این عبور تنها از شخص او بوده، نه از رویکرد و روشش. (کماآن‌که نشانه‌های تأسی و تشبه جستن به احمدی‌نژاد، از ادبیات و ایده‌های تبلیغی گرفته تا حتی سر و شکل ظاهر، در دو کاندیدای اصولگرا کاملاً هویداست.) این یعنی جریان اصولگرایی شاید (فعلاً و با دوپینگ) از شبح احمدی‌نژاد رها شده باشد، اما هنوز گرفتار احمدی‌نژادیسم است.

#انتخابات96

@mohsenhesammazaheri
نمونه‌ی آشکار استفاده از تبلیغات مذهبی:
«امام‌رضاپسند»!


در همین زمینه:
به چه قیمت؟
https://t.me/mohsenhesammazaheri/239
هیچ‌کس‌ها و تبلیغات مذهبی:
https://t.me/mohsenhesammazaheri/235
استفاده از ادبیات مذهبی در تبلیغات انتخاباتی
این‌بار نمونه‌ای از تبلیغات اصلاح‌طلبان

در همین زمینه:
به چه قیمت؟
https://t.me/mohsenhesammazaheri/239
رشد تشیع: سخت‌افزاری یا نرم‌افزاری؟

محسن‌حسام مظاهری


1
مقطعی که در آن هستیم را می‌توان دوره‌ی «رشد سخت‌افزاری» و به‌عبارت دیگر «رشد وجوه مادی و عینی تشیع» دانست. آشکارترین مصداق این رشد، ساخت، بازسازی، نوسازی، تجهیز و توسعه‌ی فیزیکی بناهای شیعی به‌خصوص زیارتگاه‌ها در ایرانِ یکی دو دهه‌ی اخیر و در عراقِ پساصدام است. آغازگر این روند، توسعه‌ی حرم رضوی بود. این حرم، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و طی توسعه‌ای تدریجی از دوره‌ی تیموری تا پهلوی (بیش از پنج قرن) به مساحتی حدود 12 هکتار رسیده بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در دوره‌ای سی‌ساله، این مساحت بیش از شش‌برابر شد و امروزه به حدود 70 هکتار رسیده است.

2
توسعه‌ی حرم رضوی، الگویی شد برای توسعه‌ی دیگر اماکن مشابه. در ایران، مشخصاً حرم‌های حضرت معصومه (قم)، شاهچراغ (شیراز) و حضرت عبدالعظیم (ری) توسط «آستان»‌های خود توسعه‌ای بی‌نظیر یافتند. در عراق نیز روندی مشابه با شتابی بیشتر (احتمالا‌ً برای جبران توقف تاریخی ناشی از حکومت صدام) پیش گرفته شد و تولیت‌های حرم امامان شیعه در کربلا و نجف و کاظمین و سامرا، در رقابتی نه‌چنان پنهان به ساخت‌وساز و توسعه‌ی حرم‌های تحت‌ تولیت خود همت گماشتند. پیشتاز این توسعه، عتبه‌ی حسینی است که طبق برنامه‌ی ستاد بازسازی عتبات قرار است مساحت آن با رشدی سی برابر به حدود 38 هکتار برسد (لینک: http://yon.ir/hObNZ).
روند توسعه‌ی فیزیکی اماکن شیعی در سوریه نیز دنبال می‌شد که البته جنگ خانمان‌سوز آن را متوقف کرد. در سطحی پایین‌تر، اما به همان شتاب، امامزاده‌ها نیز در ایران و عراق یکی دو دهه‌ی اخیر سروشکل متفاوتی گرفته‌اند. بسیاری از امامزاده‌ها از یک اتاقک یا ساختمانی کوچک و ضریحی ساده تبدیل به «آستان»ی با ساختمان‌های بزرگ و گسترده و سازمانی عریض طویل شده‌اند. به‌علاوه امامزاده‌هایی هم از نو ساخته شدند (نظیر امامزاده‌ی تازه‌تأسیس ‌«شاه‌کرم» جنب فرودگاه اصفهان که از نظر مساحت یکی از بزرگترین بناهای مذهبی کشور محسوب می‌شود). علاوه بر توسعه‌ی فیزیکی، تزیین و تجمل اماکن شیعی (اعم از ساخت و تعویض ضریح‌، مطلا‌کردن گنبد، تزیین فضای داخلی، صحن‌سازی و...) نیز در دوره‌ی ما رونق یافته است.

3
توسعه‌ی سخت‌افزاری تشیع در داخل جامعه‌ی شیعی تاکنون چندان منازعی نداشته است. هم خوشایند نخبگان این مذهب بوده و هم توده‌اش. علما و مراجع تقلید شیعه نوعاً مشوق هرگونه توسعه‌ای در تشیع هستند. چراکه آن را مصداق «ترویج مکتب حقه‌ی جعفری» و «گسترش شعایر الاهی» می‌دانند. نذورات فراوانی که عامه‌ی شیعیان حتی آن‌ها که تمکن مالی چندانی ندارند و خیرات و تبرعاتی که متمولین و تجار شیعه در این راه خرج می‌کنند، نشان می‌دهد این توسعه‌ها با مذاق‌ توده هم کاملاً سازگار است.

4
اما چه منطق و توجیهی پشت این توسعه است؟ متولیان اماکن شیعی معمولاً برای کار خود دلایلی «مذهبی» بیان می‌کنند؛ نظیر تکریم و تعظیم اهل‌بیت و افزایش کیفیت زیارت از طریق ارتقای امکانات رفاهی و خدمت‌رسانی به زایران. ولی پنهان نیست که این قبیل دلایل به‌تنهایی در ظهور روند توسعه‌ی مذکور دخیل نیستند و فهرستی از دلایل گوناگون را در این روند می‌توان مؤثر دانست. از عوامل «سیاسی» (نظیر بسط نفوذ سیاسی ایران در عراق و نیز رقابت سیاسی ـ مذهبی ایران و عربستان) تا «اقتصادی» (نظیر سود فراوان ناشی از اداره‌ی آستان‌ها، فعالیت‌های تجاری و کسب درآمد از بازارهایی مانند فروش قبر)، و از منافع منطقه‌ای (نظیر رقابت‌های میان‌شهری و میان‌روستایی) تا منافع شخصی و گروهی متولیان.

5
فارغ از این مسایل، پرسشی که به ذهن می‌رسد این است که آیا تشیع در دوره‌ی اخیر، به‌موازات این توسعه‌ی سخت‌افزاری در زمینه‌ی نرم‌افزار نیز رشد چشمگیری داشته است؟ افزایش مساحت اماکن شیعی آیا با گسترش جغرافیای نظری و فکری و اندیشگانی شیعیان نیز توأم بوده است؟ به‌نظر می‌رسد پاسخ مثبت به این پرسش، دشوار است.

#مطالعات_فرهنگ_شیعی
#نقد_سیاستهای_دینی_جمهوری_اسلامی
#شیعه_شناسی_انضمامی
#فربهی_مناسکی #تشیع_هیئتی

@mohsenhesammazaheri
رشد تشیع: سخت‌افزاری یا نرم‌افزاری؟

محسن‌حسام مظاهری

https://t.me/mohsenhesammazaheri/244
«کانون فرهنگی زیتون» برگزار می‌کند:

نشست تخصصی «اثرگذاری عاشورا بر زندگی اجتماعی»

با حضور:
دکتر احمد صدری
دکتر احمد شکرچی
پیمان اسحاقی
محسن حسام مظاهری
سوده منصوری

پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت
ساعت ۲۰ تا ۲۲
تهران، خیابان شریعتی، ابتدای ظفر، کوچه صبر، کوچه مطهری، بن‌بست صفائی، پلاک ۷
http://l1l.ir/1h31

*
در این نشست، بحثی با موضوع «عاشورا و جامعه‌ی ایرانی: التیام‌بخشی و کنترل اجتماعی» ارایه خواهم داد.


@mohsenhesammazaheri
در این نشست، بحثی با موضوع
«عاشورا و جامعه‌ی ایرانی: التیام‌بخشی و کنترل اجتماعی»
ارایه خواهم داد.

#مطالعات_اجتماعی_تشیع
#فرهنگ_سوگ_شیعی

@mohsenhesammazaheri
فرهنگ سوگ شیعی
مدیر و سرویراستار: محسن‌حسام مظاهری

دانشنامه‌ی تخصصی مجالس و آیین‌های عزاداری شیعیان، شامل ۲۵۳ مدخل در ۱۰ گروه موضوعی به قلم ۴۳ نویسنده

انتشارات خیمه
چاپ اول: ۱۳۹۵

#نمایشگاهـکتاب۹۶
رسانه‌ي شيعه؛ جامعه‌شناسي آيين‌هاي سوگواري و هيئت‌هاي مذهبي در ايران
محسن‌حسام مظاهری

(برگزیده‌ی جشنواره‌ی بین‌المللی فارابی)
شركت چاپ و نشر بين‌الملل
چاپ اول: ۱۳۸۷، چاپ چهارم: ۱۳۹۰

#نمایشگاهـکتاب۹۶
کتاب کافی
محسن حسام مظاهری

روایت داستانی و مستند زندگی شیخ احمد کافی (واعظ مشهور)

انتشارات خیمه
چاپ اول: ۱۳۹۳؛ چاپ دوم: ۱۳۹۴.

#نمایشگاهـکتاب۹۶
کتاب راشد
محسن حسام مظاهری

روایت داستانی و مستند زندگی شیخ حسینعلی راشد (واعظ مشهور)

انتشارات خیمه
چاپ اول: ۱۳۹۲؛ چاپ سوم: ۱۳۹۲.

#نمایشگاهـکتاب۹۶
شخم در مزرعه؛ نقدی بر روایت رسمی از جنگ

مجموعه مقالاتی با موضوع بررسی انتقادی گفتمان رسمی جنگ
(برگزیده‌ی پانزدهمین دوره‌ی کتاب سال دفاع مقدس)

نشر آرما
چاپ اول: ۱۳۸۹، چاپ دوم: ۱۳۹۵.

#نمایشگاهـکتاب۹۶
رنگ، رنگ، جنگ
روایت‌ کودکی در زمان جنگ
محسن حسام مظاهری

(برگزیده‌ی شانزدهمین دوره‌ی کتاب سال دفاع مقدس)


نشر آرما
چاپ اول: ۱۳۹۲.

#نمایشگاهـکتاب۹۶
اسطوره‌ی همت؛ نشانه‌شناسی شهید همت
محسن حسام مظاهری

تحلیل نشانه‌شناسانه و روایت‌شناسانه‌ی شهید همت
نشر آرما
چاپ اول: ۱۳۹۵، چاپ دوم: ۱۳۹۵.

#نمایشگاهـکتاب۹۶