دین، فرهنگ، جامعه | محسن‌حسام مظاهری
11.6K subscribers
2.34K photos
340 videos
111 files
1.6K links
محسن‌حسام مظاهری

نویسنده و پژوهشگر
مطالعات اجتماعی تشیع و مناسک شیعی
عضو حلقه شیعه‌پژوهی سرو

کتابها:
رسانه شیعه
تراژدی جهان اسلام
مجالس مذهبی در ایران معاصر
ساکن خیابان ایران
و...

@mohsenhesam

توییتر:
@mohsenHmazaheri
اینستاگرام:
@mohsenhesammazaheri
Download Telegram
🔹پیوند جدایی‌ناپذیر قدرت با آیین‌ها🔹
درباره دوگانه فرهنگ و آیین دولتی/غیردولتی

✍️میثم مهدیار / دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی

[قسمت ۲ و پایانی]

دو
آیا اساساً می‌توان میان دولت در جمهوری اسلامی و آیین‌های مذهبی فاصله انداخت؛ وقتی که انقلاب اسلامی که بنیاد دولت جمهوری اسلامی بر آن است به واسطه بسیج مردم توسط همین آیین‌ها و مناسک بود که توانست حکومت تا بن دندان مسلح پهلوی را سرنگون کند و از این جهت دولت و قدرت در جمهوری اسلامی پیوند عمیقی با آیین‌ها و مناسک آیینی داشته‌اند. در کشوری که قریب به اتفاق آن شیعه و علاقه‌مند یا مشارکت کننده در مناسک مذهبی هستند و اتفاقاً بسیاری از دولتمردان اصلاً به‌واسطه همین آیین‌هاست که سرمایه اجتماعی‌شان افزایش یافته و به‌واسطه انتخابات یا انتصابات وارد چرخه قدرت می‌شوند و نیز البته کسان بسیاری از دغدغه‌مندان مذهبی هستند که حضور در قدرت را چون نوعی خدمت به دین و آیین می‌دانند، استقبال می‌کنند؛ با این شرایط چگونه می‌توان انتظار داشت که دولتمردان علائق مذهبی خود را پشت در اتاق‌های مسوولیت شان جا بگذارند و آن را در سیاست‌گذاری‌های مستقیم‌شان دخالت ندهند؟ حتی وبر که از جدایی علم و ارزش سخن گفته بود سیاست را تجلی گاه عینی و اجتماعی ارزش‌ها تلقی می‌کرد. آیا صورت مسأله را جابه‌جا طرح نکرده‌ایم؟

سه
در دوگانه دولتی ـ مردمی اساساً فراموش می‌شود که مقوله بازار ضلع سوم ماجرا را تشکیل می‌دهد و اتفاقاً بسیاری از ضرورت دخالت و حمایت دولت برای محافظت از مردم در مقابل بازار سخن به میان آورده‌اند. از این منظر دولت زدایی به نوعی در خدمت تلاش‌های نئولیبرالیسم اقتصادی برای سیطره خود بر همه وجوه زندگی مردم قرار می‌گیرد و دوستانی که مداوم این کلیشه را به کار می‌گیرند باید نسبت خود را با مقوله بازار در این میان روشن کنند. در زمانه‌ای که حتی خصوصی‌ترین وجوه تربیتی زندگی امروزی مردم کشورها تحت هجمه القائات رسانه‌های تصویری جهان لیبرال سرمایه داری است، چگونه می‌توان از دولت زدایی ملی در فرهنگ سخن گفت؟ جالب آن که جدایی دولت از آیین و فرهنگ اغلب از سوی کسانی سر داده می‌شود که در عمل زمینه ساز دخالت و تهاجم بازار به فرهنگ می‌شوند.

چهار
وقتی از صفت «دولتی» استفاده می‌کنیم به وجه بروکراتیک آن اشاره می‌کنیم یا وجه طبقاتی آن؟ هر یک از این وجوه دلالت‌های متفاوت و مواجهات مختلفی را فرا می‌خواند. با این حال همان‌طور که اشاره شد به دلیل پیوند وثیق و همه جانبه دولت و فرهنگ در معنای کلی و دولت و آیین در تجربه جمهوری اسلامی ایجاد فاصله میان دولت و آیین ناممکن می‌نماید و بیشتر نوعی تمنای سیاسی اپوزسیون وار در مقابل جمهوری اسلامی تلقی می‌شود. هر دو این دلالت‌ها این مسأله را فراموش می‌کنند که طرح اساسی انقلاب اسلامی و اساساً توفیق آن از ابتدا پیوند سیاست و معنویت بوده و آنچه اینک مسأله ساز شده است میل به تهی‌شدن سیاست در جمهوری اسلامی از دین و آیین، بروکراتیک شدن دولت و نیز طبقاتی شدن قدرت در جمهوری اسلامی است و نه اصل همراهی با آیین‌های دینی و مذهبی.
در واقع از منظر کسی که خود را دغدغه‌مند آیین‌ها و مناسک دینی و مذهبی می‌داند آنچه اساساً در سایه آن تداوم همراه با امنیت و آرامش آیین‌ها و مناسک مذهبی مردم ممکن شده، همین پیوند قدرت با آیین‌ها بوده است.


نقل از:
روزنامه‌ی «صبح نو». ۲۴ آبان ۹۶. ص۱۰
http://sobhe-no.ir/newspaper/359/10

@mohsenhesammazaheri
Forwarded from Bukharamag
🔸آزمونِ چهل‌وهشتم🔸
چند نکته به‌مناسبت برگزاری بزرگ‌ترین همایش سالانه‌ی آیین‌های عزاداری در مشهد

✍️محسن حسام مظاهری

[قسمت 1 از 2]


یک
28 صفر،‌ سالروز رحلت پیامبر اکرم(ص) (و نیز طبق برخی روایات شهادت امام‌حسن) از مناسبت‌های اصلی برگزاری مراسم و مجالس عزاداری شیعیان است. پیشینه‌ی برگزاری عزاداری 28 صفر در ایران به دوره‌ی قاجار برمی‌گردد. طبق روال سنتی، در این روز، در شهرهای مختلف، دسته‌های سینه‌زنی و زنجیرزنی به خیابان‌ها می‌آیند و عزاداری می‌کنند. اما این عزاداری در شهر مشهد کیفیت برگزاری ویژه‌ا‌ی دارد.

در مشهد (و چند شهر دیگر عمدتاً واقع در شرق ایران) این روز به «چهل‌و‌هشتم» مشهور است؛ به‌مناسبت گذشتِ 48 روز از شهادت امام‌حسین(ع) که نشان‌دهنده‌ی جایگاه کانونی عاشورا در تقویم سوگ شیعی است. از پیش از انقلاب مرسوم است که در این روز، دسته‌جات و هیئت‌های مختلف از سراسر کشور به مشهد می‌روند و روزهای آخر ماه صفر ـ که همچنین سالروز شهادت امام‌رضا(ع) است ـ را در حرم آن امام و خیابان‌های اطراف آن عزاداری می‌کنند.

حضور عزادارانی از شهرها و مناطق مختلف، چهل‌وهشتمِ مشهد را به همایش سالانه‌ی انواع آیین‌ها و رسوم عزاداری شیعی اقوام ایرانی تبدیل ‌کرده است. من در چند سال ازجمله سال‌های میانی دهه‌ی 80 به مشاهده‌ و مطالعه‌ی میدانی و مستندنگاری این مراسم پرداخته‌ام و می‌توانم بگویم از حیث گردآمدن گروه‌های مختلف و اجرای همزمان آیین‌های گوناگون عزاداری، این مراسم کاملاً بی‌نظیر و منحصربه‌فرد است. چهل‌وهشتم فستیوال سالانه‌ی مردمیِ عزاداران ایران است که بحمدلله (تا کنون) تاجد زیادی از آسیب مداخله‌ی مستقیم و دستکاری نهادهای رسمی مصون مانده است. گرچه هم در دوره‌ی پهلوی و هم در جمهوری اسلامی، طبعاً آستان قدس در مدیریت و کنترل این مراسم نقش‌آفرین بوده؛ منتها این نقش‌آفرینی ماهیت مردمی مراسم را تحت‌الشعاع قرار نداده است.

روزهای پایانی ماه صفر، فرصت بی‌بدیلی است برای تماشای آیین‌های مهجور و درمعرض اضمحلال عزاداری در شکل واقعی و مردمی خود. اعضای هیئات و دسته‌های عزاداری از روستاها و شهرهای دور و نزدیک، همراه با نمادها و اشیا و ابزار‌آلات آیینی‌شان خود را به مشهد می‌رسانند و در این چند روز، به اجرای مراسم عزاداری به‌همان شیوه‌ی برگزاری در منطقه‌ی خود می‌پردازند. از نخل‌گردانی تا شاخسی‌واخسی، از سنگ‌زنی تا تعزیه‌خوانی، از علم‌کشی تا توغ‌گردانی، همه و همه یک‌جا گردآمده و اجرا می‌شوند. یک گردهمایی خودجوش و اصیل که زمین تا آسمان با نمونه‌های فرمایشی و موزه‌ای که مثلاً سازمان میراث فرهنگی در فلان تالار در تهران برگزار می‌کند، متفاوت است. بدین‌معنا، می‌توان مشهد را پایتخت آیین‌های عزاداری دانست.

‌چهل‌وهشتم، حسن‌ختامِ دو ماه عزاداری بر امام‌حسین(ع) است. در باور عزاداران، عزاداری در این روزها و در مشهد، به‌معنای دریافت «مزد» از امام‌رضا(ع) (نماینده‌ی ائمه‌ی شیعه در ایران) برای عزاداری بر جدشان امام‌حسین(ع) است.


دو
یک نکته‌ی مهم در مورد چهل‌وهشتم مصون‌ماندن از آسیب رسانه‌ای‌شدن است. آفتی که در سال‌های اخیر گریبان‌گیر عزاداری عاشورا و مراسم پیاده‌روی اربعین و آیین‌های دیگر شده است. یک شاهد و مؤید این امر، عدم عاملیت سلبریتی‌های مذهبی (منبری‌های مشهور و مداحان محبوب) در چهل‌وهشتم است. گو این‌که حضور مداوم و سنتی دسته‌جات مردمی، مجالی برای ابراز وجود به این سلبریتی‌ها نداده است. اساساً چهل‌وهشتم، با محوریت «جماعت‌های مذهبی» برگزار می‌شود، نه افراد.


سه
نکته‌ی دیگر، حجم اندک نمادها و شعارهای سیاسی در این مراسم است. به‌شکل کاملاً‌ محسوسی، هیئات مذهبی سیاسی در این اجتماع بروز و ظهوری ندارند. این موضوع، در وزن‌سنجی گرایش‌های مذهبی در جامعه‌ی مناسکی اهمیت بالایی دارد.


چهار
در سال‌های اخیر و به تبع تبلیغات گسترده و فربهی آیین پیاده‌روی اربعین، پیاده‌روی از شهرهای مجاور به سمت مشهد در این ایام نیز رونقی نسبی گرفته است. تلاش‌هایی توسط مسئولان محلی برای شبیه‌سازی مراسم اربعین شده است که البته به‌دلایلی (ازجمله فقدان جاذبه‌های چندگانه‌ای که در مقاله‌ی «اربعین ایرانی» برشمردم) تاکنون چندان موفق نبوده. اما درهرحال به نسبت سال‌های دورتر، در چند سال اخیر پیاده‌روی مشهد با جمعیت بیش‌‌تری برگزار می‌شود.

یک موضوع نیازمند مطالعه، اثراتی است که رشد تصاعدی پیاده‌روی اربعین بر کیفیت اجرای چهل‌وهشتم داشته است. به‌نظر می‌رسد ضریب‌پیداکردن اربعین، به‌طور کلی توازن مناسکی ماه صفر را برهم زده و عزاداری‌هایی چون 28 صفر و مراسم چهل‌وهشتم را تحت‌الشعاع قرار داده است.


[ادامه 👇]

#مطالعات_فرهنگ_شیعی
#جامعه_شناسی_تشیع
#مطالعات_زیارت #مطالعات_اربعین


@mohsenhesammazaheri
🔸آزمونِ چهل‌وهشتم🔸
چند نکته به‌مناسبت برگزاری بزرگ‌ترین همایش سالانه‌ی آیین‌های عزاداری در مشهد

✍️محسن حسام مظاهری

[قسمت 2 و پایانی]


پنج
نکته‌ی قالب توجه و مطالعه‌ی دیگر آن‌که با وجود عمر طولانی‌تر اجتماع چهل‌وهشتم، اما در این ایام هیچ خبری از خدمات ویژه‌‌ای مشابه آنچه موکب‌ها به زایران اربعین عراق ارایه می‌دهند، نیست. مانند دیگر مقاطع مهم زیارتی، هزینه‌های سفر و اقامت در مشهد در این ایام، گران‌تر از ایام معمولی است و علی‌رغم حضور اقشار مستضعف مذهبی و تقاضای بالای زایران به ارایه‌ی خدمات، کم‌تر از نهادها و سازمان‌های رسمی و مذهبی می‌توان سراغ گرفت. همان سازمان‌هایی که در راهپیمایی اربعین، در مسیر نجف تا کربلا، مواکب بزرگ و مجهز و پرطمطراق برپا می‌کنند و در ارایه‌ی خدمات، با هم مسابقه گذاشته‌اند، این‌جا غایبان اصلی‌اند. و در این فهرست، بیش از نام فلان بانک و بهمان سازمان حکومتی و فلان شرکت خصوصی اینترنتی، نام «آستان قدس رضوی» به‌عنوان غایب اصلی برجسته است. این درحالی است که یکی از کارکردهای اصلی و پربسامد موقوفات مذهبی در مشهد ـ که منبع و پشتوانه‌ی مالی آستان قدس محسوب می‌شوند ـ تسهیل امر زیارت و ارایه‌ی خدمات به زایران است. زایرانی که برای حضور در سنت چهل‌وهشتم این روزها هرسال ناگزیر از تحمل قیمت‌های گزاف حسینیه‌ها و زایرسرا و مسافرخانه‌های مشهدند.

درهرحال مقایسه‌ی کیفیت پذیرایی از زایران چهل‌وهشتم و ارایه‌ی خدمات به آن‌ها (چه توسط سازمان‌های رسمی و مسئول حکومتی و مذهبی) و چه خود مردم بومی مشهد و خیرین خصوصی، با نمونه‌ی مشابه اقدامات همین سازمان‌ها، افراد و مردم عراق در پیاده‌روی اربعین، مقایسه‌ی معناداری است و به‌خوبی ماهیت سیاسی و تبلیغاتیِ «اربعین ایرانی» را برملا می‌سازد. (باز تأکید می‌کنم که من بین اربعین ایرانی یعنی کیفیت حضور توده‌ای و مداخله‌آمیز مردم و دولت ایران در چند سال اخیر در اربعین با «اربعین عراقی» به‌عنوان سنت شیعی و بومی مردم عراق تفاوت می‌گذارم.)

این مقایسه را همچنین می‌توان به‌عنوان عیار تحلیل‌هایی که از اربعین ارایه شده است، به‌حساب آورد. در پرتو چنین مقایسه‌ای، می‌توان بهتر ارزیابی کرد که چه‌اندازه جاذبه‌های فراغتی، گفتمانی، بین‌المللی، سیاسی و رسانه‌ای در اربعین‌شدن‌ِ اربعین ایرانی دخیل بوده‌اند و چه اندازه انگیزه‌های مذهبی.


#مطالعات_فرهنگ_شیعی
#جامعه_شناسی_تشیع
#مطالعات_زیارت #مطالعات_اربعین


@mohsenhesammazaheri
Forwarded from زیر سقف آسمان
محدثی_اربعین_گفت‌گو_با_آقای_خادم.pdf
217.2 KB
سرفصل‌های اولیه از گزارش محدثی درباره‌ی پیاده‌روی اربعین 1396 / حسن محدّثی گیلوایی / 28 آبان 1396
@HasanMohaddesi
آیین گشایش نمایشگاه عکس "مکاشفه و تماشا؛ سفر به درون جهان تشیع" در شهر قم
زمان: شنبه 4 آذرماه 1396، ساعت 16
مکان: قم، خیابان شهدا (صفاییه)، نبش کوچه 17، نگارستان اشراق
@kultur
Forwarded from جمهورى سوم
جمهورى اسلامى در ساختار كنونى در حال تكميل پروژه ناتمام دولت-ملت سازى پهلوى است

(گزيده اى از نشست آيين در ميانه دولت و مردم؛ برگزار شده توسط پژوهشكده فرهنگ و هنر اسلامى)


🔸محمدحسین بادامچی که پیشتر یادداشتی دراین‌باره نوشته است، سراغ تمایل به قدسی کردن مسائل اجتماعی می‌رود و این تمایل را مانع از فهم امر اجتماعی می‌داند و ادامه می‌دهد: متأسفانه آن‌طور که در این صحنه هم می‌بینیم، این تمایل به قدسی کردن که توسط دین‌داران هم اتفاق می‌افتد، متضمن نوعی شرک است. البته شاید به لحاظ استعاری بتوان جایی برای تعابیری که در این فرایند به‌کار می‌روند، قائل بود اما به‌هرحال اصلاً اتفاق خوشایندی نیست که آن چیزی را که محصول تاریخ خاص ما و پدیده‌ّهای اجتماعی، در تحولات خاص تاریخی و سیاسی ماست، این‌گونه قدسی‌سازی کنیم. چراکه به‌هرحال در چنین صحنه‌ای عینیت اتفاقات تغییر نمی‌کند؛ بازیگرانی هستند و دارند این اتفاقات را رقم می‌زنند. این‌گونه فقط ماییم که از تحولات عقب می‌مانیم و خودآگاهی ماست که جا می‌ماند. خود این موضوع جای تأمل دارد که آیا این فروبستگی در مقابل اندیشیدن، آن‌هم در همان لحظه شروع [آنگونه كه در اين مورد در نهايت مانع حضور برادر عزيزمان آقاى مظاهرى در اين نشست شد] ، جلوی هرگونه تأمل، اصلاح و پیشرفتی را نمی‌گیرد؟

🔹بادامچی نکتة مدنظر خود در باب پیاده‌روی اربعین را نکته‌ای کلی‌تر و کلان‌تر از این پدیدة خاص می‌داند و آن را ذیل روند دولت‌ملت‌سازی توضیح می‌دهد: پروژه‌ای که به‌نظر او از دورة پهلوی کلید خورده است و هدف آن درهم شکستن جامعة ایرانی، ادغام آن در حکومت و ازبین‌بردن بخشی از جامعه است که همواره دربرابر حاکمیت مقاومت می‌کند. او می‌گوید: انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی در مقابل این پروژه شکل گرفتند و در مقابل این روند ایستادگی کردند. باید توجه داشت که علما و درکل تشیع مهمترین محور مقاومت در مقابل این پروژه هستند. اما باید پرسید که چگونه با وجود اینکه انقلاب اسلامی بر علیه این پروژه شکل گرفت، دولت‌ملت‌سازی پس از انقلاب نیز ادامه پیدا می‌کند. این سؤال خود جای بحث مفصلی دارد اما آنچه اکنون باید گفت این است که پس از انقلاب، نهاد مذهب نیز در این پروژه تصرف شده است و وقتی تشیع به این شکل مصادره می‌شود، مقاومت جامعه به‌کلی در هم می‌شکند. می‌توان مراسم ۲۲ بهمن و ۱۳ آبان و راهیان نور را دید که چه اتفاقی برای آنها افتاده و پرسید که اکنون چه معنای سیاسی و اجتماعی در آنها وجود دارد. البته من سیاسی و اجتماعی را تفکیک می‌کنم و از معنای اجتماعی این را مراد می‌کنم که این مراسم چه نسبتی با تحولات اجتماعی ما دارند و چگونه می‌شود آنها در ضمن منطق این تحولات جای داد و از معنای سیاسی نیز این را می‌پرسم که این مراسم چه وظیفه‌ای را در میان رویدادهای سیاسی ما به عهده می‌گیرند. در هیئات مذهبی نیز همین تأثیرات را مشاهده می‌کنیم و امروز می‌بینیم که اگر برخی نمادها از آنها حذف شوند، چیزی جز یک فستیوال معمولی از آنها باقی نمی‌ماند. از اینجا به بعد، از تمام این مراسم صرفاً چیزی باقی می‌ماند که می‌شود از آنها تنها به‌عنوان یک پایگاه هویتی یاد کرد. این پایگاه هویتی فقط به این درد می‌خورد که به جهان بگوید «ما هستیم.»

🔸این پژوهشگر علوم اجتماعی، در انتهای صحبت خود، سوءتفاهم‌هایی را که در واکنش به یادداشت او ایجاد شده‌اند، این‌گونه تذکر می‌دهد که: اولاً من بحث اربعین دولتی و اربعین مردمی را مطرح نکردم؛ بحث بنده اربعین مردمی و اربعین توده‌ای بود. این خیلی ساده‌لوحانه است که تصور شود دولت دارد این آئین را پیش می‌برد. من توده‌ای را در مقابل مردمی به‌کار می‌برم. دوگانة دیگر هم که به متن بنده نسبت دادند دوگانة اجتماعی‌سیاسی بود درحالی‌که منظور بنده دوگانة اجتماعی‌حکومتی بود و به‌نظر من حتی جای سیاست در اینجا خالی است. چراکه در هردوی این اشکال ما جای خالی نوعی از یک تشیع سیاسی را می‌بینیم و باید این را نیز گفت که سیاسی بودن تشیع از اجتماعی بودن آن بر می‌آید. من به‌عنوان مدافع تشیع سیاسی هردوی این اشکال را نقد می‌کنم درعین‌حالی که معتقدم تشیع اجتماعی پتانسیل بالاتری دارد.

👈خلاصه نقدهاى وارده بر طرح مساله فوق توسط دوستان گرامى آقايان شهرستانى، متولى و مهديار و تفصيل مناظره را در گزارش و فايل صوتى زير دنبال كنيد.

https://www.mehrnews.com/news/4147818/

https://t.me/IslamicLeft/421
🔸رهبرِ مذهبیِ جمهوریِ اسلامی کیست؟🔸
یا
🔸مرجعیتِ مذهبیِ نظام در کشاکش قم و تهران🔸
(به‌بهانه‌ی هم‌نشینیِ «هشتم [نهم] ربیع» و «هفته‌ی وحدت» در تقویم رسمی کشور)


✍️محسن حسام مظاهری


[قسمت 1 از 5]


🔹یک
پیروزی انقلاب اسلامی، تنها یک پیروزی سیاسی نبود. بلکه مهم‌تر از آن متضمن یک تفوق مذهبی بود. تفوق اسلام ایدئولوژیک بر اسلام‌های دیگر. تفوق گفتمان تشیع سیاسی بر رقیب‌ «سنتی»اش.
پیروزی انقلاب پایان کشاکش‌های مذهبی پیوسته‌‌ای بود که از اواخر دهه‌ی پنجاه میان دو جریان مذهبی سنتی و انقلابی درگرفته و به دودستگی منابر و مجالس مذهبی انجامیده بود. هربار به دلیلی: یک‌بار آثار شریعتی، یک بار شهید جاوید و مقوله‌ی علم امام، یک بار اختلاف چراغانی نیمه‌شعبان، یک‌بار اختلاف آیت‌الله خمینی و آیت‌الله خویی و... . با پیروزی انقلاب، یکی از دو جریان به‌تدریج بر کشور تسلط یافت و جریان دیگر به حاشیه رانده شد.

تشیع سیاسی داعیه‌ی حكومت‌سازی و اداره‌ی جامعه را داشت. مدعي بود که برای زندگی دنيایی هم برنامه‌ی عمل دارد. و لذا رویکردهای سنتی را نقد و هجو می‌کرد. تشیع سیاسی، دین را به‌مثابه‌ی ایدئولوژی فهم و تفسیر می‌کرد. مصلحت حکومت اسلامی را بالاتر از هر چیز می‌دانست و برای ولی فقیه، ولایت و بسط اختیاراتی بسان امام معصوم قایل بود. تشیع سیاسی، داعیه‌ی جهان‌شمولی و توسعه داشت. می‌خواست انقلاب را صادر کند، به همه‌ی ملل مسلمان، به‌ همه‌ی ملت‌های تحت ستم. خطابش به مستضعفان جهان بود و به‌اقتضای همین رویکرد، تعامل‌گرا بود و شعار وحدت می‌داد. این‌ها چیزهایی نبود که پسند مذهبی‌های سنتی باشد. همان‌‌ها که توسط جوانان انقلابی به «اسلام ارتجاعی» و «اسلام درباری» و «تشیع صفوی» متهم می‌شدند.

صف‌بندی‌ها دوباره شکل گرفت و اقتدار پساانقلابیِ توده‌ی سیاسی، صداهای مخالف مذهبی را ساکت کرد. مراجع منتقد و مخالف، خانه‌نشین شدند و به حاشیه رفتند. و میدان برای عمل شیعیان سیاسی فراهم شد تا جامعه‌ی دینی مطلوب خود را بنا کنند.


🔹دو
با پایان جنگ و عبور از مرحله‌ی استقرار نظام، تغییرات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی گسترده‌ای در جامعه پدید آمد که ازجمله‌ی آن‌ها، تغییراتی در سیاست‌ها و رویکردهای مذهبی نظام بود. این تغییرات، فهرستی مفصل نظیر توسعه‌ی ساختار مذهبی، تقویت اصناف مرتبط با دین، بسط سیطره‌ی کنترلی بر سازمان‌های دینی و به‌فعلیت‌درآوردن سرمایه‌ی اجتماعی نظام و بسیج توده‌ای جریان مذهبی را شامل می‌شد که پیامدهای مهمی چون وابستگی حوزه‌های علمیه به حکومت، توسعه‌ی مجالس و آیین‌های مذهبی، تشدید پیوند اصناف مذهبی با حاکمیت، رونق مداحی و ارتقای طبقاتی مداحان و ظهور آن‌ها در قامت یک «گروه مرجع» را می‌توان ذکر کرد.

در این تغییرات، بیش از هر عامل دیگر، منش، رویکرد و سلیقه‌ی مذهبی رهبرِ جدید‌ اثرگذار بود، که تفاوت‌های مشخصی با منش، رویکرد و سلیقه‌ی رهبر پیشین و بنیانگذار نظام داشت.


[ادامه👇]


#نقد_سیاستهای_دینی_جمهوری_اسلامی
#مطالعات_فرهنگ_شیعی
#مطالعات_روحانیت


@mohsenhesammazaheri
🔸رهبرِ مذهبیِ جمهوریِ اسلامی کیست؟🔸
یا
🔸مرجعیتِ مذهبیِ نظام در کشاکش قم و تهران🔸
(به‌بهانه‌ی هم‌نشینیِ «هشتم [نهم] ربیع» و «هفته‌ی وحدت» در تقویم رسمی کشور)


✍️محسن حسام مظاهری


[قسمت 2 از 5]


🔹سه
برخلاف آیت‌الله خمینی که به‌هردلیل، یا سلوک شخصی یا اقتضائات شرایط سیاسی کشور، نخواست یا نتوانست در مناسک و مراسم مذهبی مداخله‌ی مستقیم کند و اداره‌ی سازمان دینی (حوزه) را هم به دیگر مراجع تقلید سپرده بود، آیت‌الله خامنه‌ای از همان سال‌های آغازین رهبری خود فراتر از صرفاً‌ رهبرِ نظام سیاسی و در قامت رهبرِ مذهبی کشور ظاهر شد. او با بهره‌گیری از قدرت تأسیسی و نبوغ گفتمان‌سازی و مفهوم‌پردازیِ خود کوشید هدایت سازمان و بدنه‌ی مذهبی کشور را در دست گیرد. و در این راه، لااقل در مقاطعی، موفق بود.

به‌عنوان مثال آیت‌الله خامنه‌ای که از جوانی علاقه و توجه ویژه‌ای به ادبیات و هنر به‌ویژه هنر دینی و مداحی داشت، در دوره‌ی ریاست‌جمهوری، ارتباط مستمر و گسترده‌ای با قاریان، شاعران و مداحان برقرار کرد. از همان دوره تا امروز، او هر سال در روز ولادت حضرت زهرا(س) با مداحان، در ماه رمضان با قاریان و در شب ولادت امام‌حسن(ع) با شاعران دیدار می‌کند. این جلسات که در دوره‌ی ریاست‌جمهوری به‌صورت محدود خصوصی برگزار ‌شده و کم‌تر رسانه‌ای می‌شد، در دوره‌ی رهبری وی، پس از چندی از حالت محدود خارج شده، به گردهمایی سالانه‌ی صنف مداح، قاری و شاعر تبدیل شده است که از چند ماه‌ قبل برای برگزاری آن برنامه‌ریزی می‌شود و در رسانه‌ها انعکاس گسترده پیدا می‌کند و محملی است که در آن، رهبری به تبیین مواضع و ارایه‌ی راهبردها و فرامین هنجاری و کنترلی خود درباره‌ی ادبیات دینی، آیین‌ها و شئون مذهبی، مداحی و عزاداری می‌پردازد. این مواضع، فوراً توسط سازمان‌های مسئول به سندهای اجرایی و ابلاغی تبدیل می‌شوند و از آن‌ها به‌عنوان راهبردهایی برای کنترل و هدایت مجالس، اصناف و شئون مذهبی بهره‌گیری می‌شود.

این سیاست مداخله و راهبری مستقیم را نمی‌توان تنها متأثر از علایق شخصی آیت‌الله خامنه‌ای دانست. بلکه با بررسی روند توسعه‌ و رشد سازمان‌های مذهبی خصوصاً از میانه‌ی دهه‌ی هفتاد به بعد، به‌خوبی می‌توان دریافت که این سیاست، جزیی از مدل حکمرانی ایشان بوده و رهبری در حال مدیریت منابع انسانی بدنه‌ی حامیان نظام و تعریف سازوکارهای بسیج توده‌ای و کنترل جامعه‌ی مذهبی بوده است.


🔹چهار
از ویژگی‌های سیاست مذهبی آیت‌الله خامنه‌ای توجه ویژه به آیین‌های شیعی به‌خصوص عزاداری عاشورا بوده است. عزاداری در منظومه‌ی فکری ایشان، به‌تبع رویکرد تشیع سیاسی، بالذات اصالتی ندارد، بلکه جایگاه «ابزاری» دارد. مهم‌تر از نفس عزاداری، این‌ست که «برای چه» عزاداری می‌شود. وی الگوی مطلوبی از عزاداری و مداحی و مجالس مذهبی در ذهن دارد که در دیدارهای سالانه‌ با مداحان و جلسات دیگر به تفصیل آن را تبیین کرده است. مشخصاتی چون تکیه بر تفسیر سیاسی و حماسی از واقعه‌ی عاشورا، تأکید بر عقلانیت شیعی، اهتمام به اعتدال و پرهیز از مسایل فرقه‌ای مذهبی، و توجه به مسایل روز سیاسی کشور و جهان اسلام را می‌توان از مشخصات الگوی مذکور دانست.
آیت‌الله خامنه‌ای در دوره‌ی پیش از انقلاب از زمره‌ی روحانیون روشنفکر و محبوب جوانان انقلابی به‌شمار می‌رفته و روابط نزدیکی با نواندیشان دینی چون مهدی بازرگان، علی شریعتی و مرتضی مطهری داشته است. او آخرین بازمانده‌ی سخنرانان حسینیه‌ی ارشاد است؛ مکانی هنوز هم به‌عنوان نماد اصلاحات و آسیب‌شناسی دینی شناخته می‌شود. آیت‌‌الله خامنه‌ای در دوره‌ی رهبری خود (تا مقطعی) کوشید پروژه‌ی ناتمام اصلاح‌طلبی دینی را ادامه دهد. سخنرانی پرشور او در 22 خرداد 1373 در انتقاد از رواج برخی رسوم «خرافی» و «غیرعقلانی» عزاداری را شاید بتوان نخستین اعلام حضور رسمی جمهوری اسلامی در عرصه‌ی اصلاحات مناسک مذهبی دانست. او جزو معدود فقهای شیعه است که صراحتاً‌ به حرام‌بودن قمه‌زنی و رسوم مشابه آن فتوا داده‌اند. به‌جهت جایگاه رهبری او، این فتوا «حکم حکومتی» تلقی شده و مستند ممنوعیت قانونی رسوم مذکور و برخورد امنیتی و نظامی با آن شده است.
آیت‌الله خامنه‌ای در سال‌های بعد نیز پروژه‌ی آسیب‌شناسی و نقد آیین‌های مذهبی را ادامه داد و ازجمله در سخنرانی 5 مرداد 1384 شدیدترین نقدها را بر برخی مداحی‌های نوپدید وارد ساخت. فتوای حرام‌بودن توهین به شخصیت‌های مورد احترام اهل‌سنت (ازجمله عایشه) و انتقادات صریح از مواردی چون بیان مطالب تفرقه‌انگیز در مجالس مذهبی، رسوخ تفکر سکولار در هیئت‌های مذهبی، رواج ادبیات غلوآمیز و استفاده از واژگان دور از شأن اهل‌بیت در نوحه‌ها و بهره‌گیری از موسیقی نامناسب در مداحی‌ها از دیگر مواضع وی درباره‌ی آیین عزاداری بوده است.


[ادامه👇]


#نقد_سیاستهای_دینی_جمهوری_اسلامی
#مطالعات_فرهنگ_شیعی

@mohsenhesammazaheri
🔸رهبرِ مذهبیِ جمهوریِ اسلامی کیست؟🔸
یا
🔸مرجعیتِ مذهبیِ نظام در کشاکش قم و تهران🔸
(به‌بهانه‌ی هم‌نشینیِ «هشتم [نهم] ربیع» و «هفته‌ی وحدت» در تقویم رسمی کشور)


✍️محسن حسام مظاهری


[قسمت 3 از 5]


🔹پنج
مواضع انتقادی آیت‌الله خامنه‌ای در فرهنگ مذهبی، واکنش‌های مختلفی در پی داشته است. بیش از همه، تحریم قمه‌زنی توسط وی آن‌هم در سال‌ها نخست رهبری و اعلام مرجعیت، گرچه با حمایت برخی فقها و مراجع نظیر آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی و آیت‌الله جعفر سبحانی (دو بازمانده‌ی جریان «دارالتبلیغ» و از روحانیان روشنفکر قبل از انقلاب) همراه شد، اما در مقابل با عکس‌العمل مخالف طیفی از مراجع و فقها در داخل و خارج ایران مواجه شد که قایل به جواز و حتی استحباب این رسوم بودند. دامنه‌ی اختلاف میان موافقان و مخالفان حوزوی این فتوا تا امروز هم ادامه یافته است. (در این اعلام مواضع، ظاهراً گرایش‌های سیاسی هم مؤثر بوده است. برای همین جای تعجب نیست که حتی فقیه نوگرایی چون آیت‌الله یوسف صانعی هم هنگام سخن از قمه‌زنی، آن را «کارِ عشق» دانسته و تلویحاً به جواز آن فتوا داده است.)

بازتاب این مواضع در مجامع هیئتی و مذهبی هم مختلف بوده و عکس‌العمل‌هایی را به‌دنبال داشته است؛ عکس‌العمل‌هایی که در آغاز کم‌تر علنی می‌شدند ولی امروزه و با توسعه‌ی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، به‌سرعت منتشر می‌شوند.


🔹شش
اما نکته‌ی جالب توجه این است که در این سال‌ها هرچه جلوتر آمده‌ایم، از کمیت و نیز شدت و حدت مواضع مذهبی آیت‌الله خامنه‌ای کاسته شده است. در سال‌های اخیر، وی کم‌تر در سخنرانی‌های عمومی به بیان نقطه‌نظرات صریح خود درباره‌ی شئون مذهبی می‌پردازد.

در مقابل، چنین به نظر می‌رسد که مقاومت‌های درونی بخش‌هایی از جامعه‌ی مذهبی با این سیاست‌گذاری‌ها و انتقادات نیز رنگ علنی‌تری به‌خود گرفته است. این را از سرپیچی‌های گاه و بی‌گاه هیئتی‌ها و مداحان سیاسیِ هوادار نظام ـ که اغلب شهرت‌شان را مدیون انتساب به رهبری و مداحی در مجالس بیت رهبری هستند ـ می‌توان دید. آخرین نمونه، انتشار نقل قولی منتسب به ایشان توسط یکی از مداحان جوان انقلابی (میثم مطیعی) بود مبنی بر عدم موافقت رهبری با لخت‌شدنِ سینه‌زنان. انتشار غیررسمی این نظر، موجی از واکنش‌های منفی را حتی در هیئت‌های سیاسی و منتسب به هواداران نظام پدید آورد و عملاً مذهبی‌های انقلابی را به دو گروه موافقان و مخالفان این نظر تقسیم نمود. جالب آن‌که در رأس گروه مخالفان، منصور ارضی قرار داشت؛ چهره‌ی شاخص مداحان سیاسی هوادار نظام و نزدیک به رهبری.

فاصله‌ی سخنرانی پرشور سال 1373 تا نقل قولِ درگوشی و غیررسمی سال 1394، فاصله‌ی معناداری است. فاصله‌ی حکم حکومتی که با قوه‌ی قهریه لازم‌الاتباع می‌شود تا یک اظهارنظر شخصی که می‌توان به‌راحتی از آن سرپیچی کرد. این فاصله، دلالت‌های مهم‌تری از مصادیق دارد و گویای روند نزولی مداخلات مستقیم و علنی رهبری در امور مذهبی است.


[ادامه👇]

#نقد_سیاستهای_دینی_جمهوری_اسلامی
#مطالعات_فرهنگ_شیعی
#مطالعات_روحانیت

@mohsenhesammazaheri
🔸رهبرِ مذهبیِ جمهوریِ اسلامی کیست؟🔸
یا
🔸مرجعیتِ مذهبیِ نظام در کشاکش قم و تهران🔸
(به‌بهانه‌ی هم‌نشینیِ «هشتم [نهم] ربیع» و «هفته‌ی وحدت» در تقویم رسمی کشور)


✍️محسن حسام مظاهری


[قسمت 4 از 5]


🔹هفت
به‌موازات کم‌رنگ‌شدن مداخله‌ی مستقیم و علنی آیت‌الله خامنه‌ای در شئون مذهبی، ‌در سال‌های اخیر شاهد رشد نفوذ مذهبی مراجع منتسب به جریان سنتی حوزه هستیم. مراجعی که به‌اقتضای رویکرد سنتی و هویتی شیعه، اهتمام ویژه‌ای به توسعه‌ی مناسک مذهبی (به تعبیر ایشان: «شعائر شیعه») و حفظ و بسط قدرت جامعه‌ی شیعی دارند و بر تغلیظ مرزبندی‌ها با «دیگریِ» اهل‌سنت پافشاری می‌کنند.

این میان، کارنامه‌ی و عملکرد مذهبی جریان‌های سیاسی کشور در نوع خود جالب توجه است. جریان اصلاح‌طلب که در دهه‌ی 60 «خط امام» نام داشت و پرچمدار «فقه پوپا» بود و در سنگر نخست مبارزه با رقبای تشیع سیاسی مبارزه می‌کرد و حتی رقبای روحانیِ جریان رقیب خود را با انگ‌های مذهبی چون «حامیان اسلام آمریکایی» از میدان به‌در می‌کرد، پس از تغییر در رأس نظام و رانده‌شدن از قدرت، به‌تدریج به‌سمت بدنه‌ی سنت‌گرای حوزه میل کرده و به تحکیم روابط با شیوخ و زعمای سنتی و غیرسیاسی و غیرانقلابی حوزه پرداخت؛ کسانی که روزی منتقدان اصلی اقدامات مذهبی رادیکال پس از انقلاب بودند. این میان البته حساب آیت‌الله منتظری را باید تا حد زیادی از اصلاح‌طلبان جدا کرد. چراکه وی با وجود بازاندیشی‌های انتقادی در مواضع خود،‌ اما کماکان بر روایت تشیع سیاسی (البته متفاوت با قرائت رسمی جمهوری اسلامی) باقی ماند و از پروژه‌های اصلاحات و آسیب‌شناسی دینی دفاع کرد (ازجمله نک: نظرات متأخر وی در مورد قمه‌زنی و وحدت اسلامی).

اصلاح‌طلبان اما در موقعیتی پارادوکسیکال، از یک‌سو دست در دست روشنفکران دینی چون سروش و مجتهد شبستری دارند و از سوی دیگر پای منبر مراجع سنت‌گرای حوزه زانو می‌زنند. بی‌جهت نیست که دو اقدام مهم و رضایت‌بخش برای تشیع سنتی در دولت‌های اصلاح‌طلب رقم خورده است: یکی ثبت روز رحلت حضرت زهرا(س) به‌عنوان تعطیل رسمی در تقویم کشور؛ تصمیمی که با مصوبه‌ی دولت هفتم و با عاملیت مستقیم شخص رییس‌جمهور وقت سیدمحمد خاتمی رخ داد و زمینه‌ای برای توسعه‌ی عزاداری فاطمیه در سال‌های بعد شد. و دیگری (و عجیب‌تر) تعطیلی روز هشتم ربیع‌الاول به‌عنوان سالروز شهادت امام‌حسن عسکری(ع)؛ مناسبتی که هیچ سابقه‌ای در تقویم آیینی شیعی نداشت و تنها دلیلی که می‌توان برای آن درنظر گرفت این است که منظور اصلی نه هشتم ربیع بلکه درواقع گرامی‌داشت فردای آن بوده باشد؛ یعنی نهم ربیع که از دوره‌ی صفویه توسط گروهی از شیعیان به‌عنوان روز شادی و عید به‌دلیل قتل خلیفه‌ی دوم گرامی داشته می‌شود و جشن‌های نوعاً موهنی به استناد حدیث «رُفِع القلم» با نام «عید عمر» و «عید الزهرا» در آن برگزار می‌گردد.


🔹هشت
وجه اشتراک این دو مناسبت یعنی عزاداری فاطمیه و جشن نهم ربیع، که یکی در دولت اصلاحات و دیگری در مجلس دهم با همراهی دولت اعتدال تصویب شده‌اند، طعن و لعن خلفای اول و دوم در آن‌هاست؛ دو شخصیتی که مورداحترام اکثریت مسلمانان جهان‌اند. توسعه‌ی هردوی این مناسبت‌ها، از پروژه‌هایی است که سال‌هاست جریان‌های تشیع سنتی و تشیع هویتی در راستای پررنگ‌سازی مرزهای عقیدتی و فرقه‌ای شیعه‌ی امامیه با دیگر فرق اسلامی دنبال می‌کنند. دقیقاً نقطه‌ی مقابل رویکرد تشیع سیاسی که بر تقریب مذاهب اسلامی و پرهیز از مسایل تفرقه‌انگیز تأکید دارد.

وجه اشتراک دیگر تعطیلی فاطمیه و هشتم [نهم] ربیع آن است در پشت صحنه‌ی هردو اقدام، ظاهراً یک نفر قرار دارد: آیت‌الله وحید خراسانی؛ که زعامت جریان سنت‌گرای حوزه را برعهده دارد و همزمان مورد احترام اصلاح‌طلبان (به‌جهت برخی مواضع انتقادی وی) و اصولگرایان (به‌جهت جایگاه علمی و حوزوی) است. اوست که با خواندن روضه‌ای خصوصی برای خاتمی از او قول تعطیلی روز شهادت حضرت زهرا(س) را می‌گیرد و احتمالاً‌ به طریقی مشابه، از علی لاریجانی هم قول تعطیلی هشتم ربیع را. و هم رییس‌جمهور اصلاح‌طلب نواندیش، هم رییس‌مجلس اصولگرای نزدیک به دولت اعتدال خط مذهبی‌شان را از او می‌گیرند.


[ادامه👇]


#نقد_سیاستهای_دینی_جمهوری_اسلامی
#مطالعات_فرهنگ_شیعی
#مطالعات_روحانیت

@mohsenhesammazaheri
🔸رهبرِ مذهبیِ جمهوریِ اسلامی کیست؟🔸
یا
🔸مرجعیتِ مذهبیِ نظام در کشاکش قم و تهران🔸
(به‌بهانه‌ی هم‌نشینیِ «هشتم [نهم] ربیع» و «هفته‌ی وحدت» در تقویم رسمی کشور)


✍️محسن حسام مظاهری


[قسمت 5 و پایانی]


🔹نه
توسعه‌ی مجالس مذهبی و فربه‌شدن مناسکی شیعه، روندی است که گرچه در آغاز بنابر اقتضائات سیاسی، با کنترل نظام و رهبری (تشیع سیاسی) و مداخله کاتالیزوری آنها همراه بود، اما به اقتضای خصلت ماهیتی مناسک ـ‌ که تمایزگذاری و هویت‌گرایی فرقه‌ای است ـ در ادامه، مدیریتش از دست تشیع سیاسی خارج شده و به رقیب واگذار شده است. حالا به نظر می‌رسد تشیع سیاسی بیش از هر زمان دیگر در اقلیت قرار گرفته و رو به افول دارد. حالا حتی برخی هیئتی‌های سیاسی و انقلابی هم در مسایل مذهبی و مناسکی، محل رجوع‌شان مرجعی غیر از رهبری و اساساً بیرون از دایره‌ی تشیع سیاسی است. آن‌ها در ذایقه‌ی مذهبی با مراجع تشیع سنتی و هویتی نزدیکی و قرابت بیش‌تری احساس می‌کنند تا تشیع سیاسی؛ و با سیاست‌های مذهبی جریان رقیب بیش‌تر همدلی و همراهی نشان می‌دهند تا سیاست‌های مذهبی رسمی نظام. (به‌عنوان مثال می‌توان تقید عملی به وحدت مذاهب اسلامی را به‌عنوان شاخص درنظر گرفت.)‌
به‌نظر می‌رسد راهبری مذهبیِ بخشی از جریان انقلابی، از دست نظام و رهبری خارج شده است.

علاوه بر این، نفوذ مرجعیت سنتی قم در مدیریت مسایل مذهبی کشور روند رو به تزایدی داشته است. از مقاومت ‌در مقابل پروژه‌ی حکومتی اصلاحات در حوزه و نظام آموزشی مدارس علمیه (که سال‌ها قبل آیت‌الله خامنه‌ای آن را کلید زد) تا مواردی چون حضور زنان در ورزشگاه‌ها که با وجود فتوای جواز رهبری اما به‌دلیل مخالفت برخی مراجع قم به چالش میان دولت احمدی‌نژاد و بدنه‌ی حوزه انجامید و نهایتاً هم نظر مراجع بر کرسی نشست. بااین اوصاف، عجیب نیست که به فاصله کوتاهی بعد از دیدار مولوی عبدالحمید و برخی از دیگر علمای اهل سنت با رهبری، نمازخانه‌ی اهل‌سنت در تهران پلمپ می‌شود.

این دوگانگی نظر و عمل، حالا دیگر جزیی از سیاست‌های مذهبی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. مسئولان و مدیران نظام هم به‌شکل عمل‌گرایانه دریافته‌اند که برای بقای خود باید هرازگاهی راهی قم شوند و به منویات مراجع «ساکنِ» قم گوش فرادهند و حمایت ایشان را جلب کنند. چنین است که در مجالس و روضه‌های بیت رهبری کارت حضور می‌زنند، اما عزاداری‌شان در بیوت دیگر مراجع است. تباکی‌شان در بیت رهبری است و گریه‌ و هروله‌شان در دیگر بیوت.
و چنین است که حتی ستاد گرامی‌داشت مراسم فاطمیه با حضور مسئولان فرهنگی نهادهای نظام در دفتر یکی از مراجع قم برگزار می‌شود و نه مانند نمونه‌های مشابه و در گذشته، در دفتر رهبری.

حضور همزمان دو مناسبت «هشتم [نهم]‌ ربیع» و «هفته‌ی وحدت»‌ در تقویم رسمی کشور، نشان‌دهنده‌ی این دوگانگی و تشتت مراجع هنجاری مذهبی است. اولی مراسمی مردمی است که هرسال پرشورتر از سال‌های قبل برگزار می‌شود و دومی مراسمی شعاری و حکومتی که به‌شکل رفع تکلیفی و تشریفاتی برگزار می‌شود. اولی سهم تشیع سنتی از تقویم رسمی جمهوری اسلامی است و دومی سهم تشیع سیاسی و انقلابی از آن.


🔹ده
با این اوصاف، به‌نظر می‌رسد به‌طور نانوشته مرجعیت مذهبی دوباره به قم بازگشته است. آن‌هم نه به بدنه‌ی حامیان انقلابی نظام و حاملان گفتمان تشیع سیاسی، بلکه دقیقاً به همان مرجعیت سنتی و منتقد مداخلات نهاد دولت در شئون دینی.

اگر این فرضیه که شواهد مؤید آن کم نیست، اثبات شود، پیامدهای مهمی را می‌توان برای آن درنظر گرفت که تفکیک رهبری مذهبی از رهبری سیاسی و عرفی یکی از مهم‌ترین آن‌هاست: تقسیم قدرتِ ولایت فقیه بین تهران و قم.
رخدادی که مصداق آن را در کاهش نفوذ آخرین بازمانده‌ی سخنرانان حسینیه‌ی ارشاد و در مقابل افزایش نفوذ منتقدان دیروز ارشاد در سیاست‌گذاری‌های مذهبی نظام دید. در عقب‌نشینی تشیع سیاسی از مواضع اصلاحی خود و درمقابل، تجدیدقوای تشیع هویتی و تشیع سنتی و بسط نفوذ خود.

آیا این عقب‌نشینی ناگزیر و متأثر از افول قدرت تشیع سیاسی است یا مبتنی بر توافقی نانوشته ناظر بر اعطای بسط ید به بدنه‌ی سنتی حوزه در شئون مذهبی و در مقابل سکوت و عدم مداخله‌ی ایشان در امور سیاسی کلان کشور؟ پاسخ این سؤال هرچه باشد، آینده‌ی تشیع ایرانی را رقم خواهد زد.


#نقد_سیاستهای_دینی_جمهوری_اسلامی
#مطالعات_فرهنگ_شیعی
#مطالعات_روحانیت

@mohsenhesammazaheri
mazaheri. rahbar-e-mazhabi.pdf
1014.9 KB
متن کامل مقاله‌ی
«رهبرِ مذهبیِ جمهوریِ اسلامی کیست؟»
یا
«مرجعیتِ مذهبیِ نظام در کشاکش قم و تهران»

(به‌بهانه‌ی هم‌نشینیِ «هشتم [نهم] ربیع» و «هفته‌ی وحدت» در تقویم رسمی کشور)



@mohsenhesammazaheri
Forwarded from جامعه شناسی، دین و فرهنگ (محمدرضا پویافر)
Forwarded from مهدی مسائلی، مطالعات و یادداشت (مهدی مسائلی)
⚡️نقدی بر تفسیر عوامانه هشتم ربیع/به دین‌داری مردم باید عمق بخشید

✍مهدی مسائلی

چند روز پیش یکی از مراجع تقلید توصیه‌های مؤکدی برای اقامه مجالس در روز شهادت امام حسن عسکری و بیرون آمدن هیئات مذهبی و راهپیمایی آنها داشتند. ایشان برای ترغیب مردم به این امر، خویشاوندی نزدیک امام عسکری(ع) به امام زمان را یادآور شده و گفتند:
« مردم غافلند! نه تنها این مملکت، بلکه "بِیمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ" کسی که به یمن وجود او همه ما بر سر سفره احسان اوییم. او قلب عالم امکان است. شهادت امام حسن عسکری(ع)، آیا شهادت پدر او هست یا نه!؟ اگر کسی در رحلت پدر شما یک مجلسی بگیرد تا زنده‌اید هرگز یادتان نمی‌رود.»

🔺اگرچه جایگاه فقهی و علمی این مرجع تقلید، محترم است، ولی این‌گونه بیانات که به منظور ترغیب مردم به عزاداری بیان می‌شود، به سطحی و عامیانه کردن آموزه‌های دینی می‌انجامد؛ زیرا محققاً شخصیت امام یازدهم شیعیان آن‌قدر بزرگی و عظمت دارد که برای بزرگداشت ایشان، احتیاج به تأکید بر موضوع خویشاوندی ایشان به امام زمان(ع) ندارد.
از این گذشته، تأکید به در نظر گرفتن روابط خویشاوندی در برپایی مجلس عزاداری، پایه‌ریزی مناسک دینی بر اساس نگاه‌های عوامانه است. آیا واقعاً بعد از گذشت هزار و اندی سال باید برای خویشاوندان امام زمان(ع) مراسم فاتحه برگزار کنیم و به ایشان عرض تسلیت بگویم؟! آیا واقعاً امام زمان از ما چنین انتظاری دارد؟!
آیا اگر تاریخ وفات مادر امام زمان (ع) مشخص بود، باید به قول ایشان در این روز مملکت امام زمان(ع) غوغا می‌شد و مردم به امام زمان دلداری می دادند؟!
بنده مخالف سوگواری برای امام حسن عسکری(ع) و بزرگداشت ایشان نیستم، ولی چرا باید این‌قدر سطح عزاداری‌ها را پایین آورده و عوامانه آن را کنیم؟!
🔺 مردم از مراجع تقلید انتظار دارند که دست آنها را بگیرند و به دینداریشان عمق دهند، نه این‌که مراجع تفسیرشان از مناسک دینی را تا حد تصورات عوامانه پایین بیاورند!
این مرجع بزرگوار همچنین در تأکید برای برگزاری راهپیمایی‌ درعزاداری- که دغدغه خاص ایشان در همه عزاداری هاست- می‌فرماید: «‌یک دعای امام ششم (علیه السلام) برای همه شما اکسیر اعظم است؛ و آن دعا این است؛ رحم الله من احیا امرنا.... احیاء امر آنها، به اقامه مجالس، بیرون آمدن هیئات و مراسم عزاداری است...»

🔺درست است که در بعضی از روایات، عزاداری از مصادیق احیای امر اهل‌بیت(ع) دانسته شده است ولی چرا بعضی احیای امر اهل‌بیت(ع) را تنها درپایی عزاداری‌های احساسی -همچون راهپیمایی- خلاصه می‌کنند. بی‌تردید تبلیغ صحیح معارف اهل‌بیت(ع) و عمق بخشی به دین‌داری مردم، مهمترین جلوه احیای امر آن بزرگواران است. چنانچه عبدالسلام هَرَوِي‏ مي‌گويد: از امام رضا (ع) شنيدم كه مي‌فرمود: (رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا؛ خداوند رحمت كند كسي را كه امر ما را زنده بدارد. )
پرسیدم: چگونه امر شما زنده می‌شود؟
حضرت فرمودند: علوم ما را بیاموزد و به مردم بياموزاند، زيرا اگر مردم بر آن گفتار نيك اطلاع می‌يافتند، از ما پيروی مي‌كردند.

🔺حاصل سخن این‌که در مسائل مذهبی راه کارهای زمین مانده بسیاری برای تعمیق آموزه ‌ای مذهبی وجود دارد ولی بعضی از متولیان مذهبی راه کار ترویج هرمناسبتی را در تعطیل شدن مناسبت های مذهبی، سپاه‌پوشی و برگزاری راهپیمایی‌های با شکوه می‌بینند.
.............
مطالب ما را دنبال کنید:
https://t.me/azadpajooh
🔸آخرالزمانِ شیعی و الاهیات سیاسی جمهوری اسلامی🔸
برگزاری صبحگاه مشترک نیروهای نظامی و انتظامی در مسجد جمکران و دلالت‌های آن


✍️محسن حسام مظاهری

[قسمت ۱ از ۵]

«در نزدیکی بازار بزرگ شهر [حله] ‌مسجدی قرار دارد که بر درِ آن پرده‌ی حریری آویزان است و آن‌جا را مشهد (مقام) صاحب‌الزمان می‌خوانند. پس از نماز عصر، صد مرد مسلح با شمشیرهای آخته پیش امیر شهر می‌روند و از او اسبی یا استری زین‌کرده می‌‌گیرند و به‌سوی مشهد صاحب‌الزمان روانه می‌شوند. پیشاپیش این چارپا، طبل و شیپور و بوق زده می‌شود و از آن صد تن نیمی در جلوی حیوان و نیمی دیگر در دنبال آن راه می‌افتند و سایر مردم در طرفین این دسته حرکت می‌کنند و چون به مشهد صاحب‌الزمان می‌رسند در برابر در ایستاده آواز می‌دهند که «بسم‌الله ای صاحب‌الزمان! بسم‌الله! بیرون آی که تباهی روی زمین را گرفته و ستم فراوان گشته، وقت آن است که برآیی تا خدا به‌وسیله‌ی تو حق را از باطل جدا گرداند» و به‌همین‌ترتیب به نواختن بوق ادامه می‌دهند تا نماز مغرب فرا رسد.»
(سفرنامه‌ی ابن‌بطوطه. ج۱. ص۲۷۲)



🔹یک
ادیان و مذاهب، نوعاً «تاریخ مقدسِ» خاص خود را دارند؛ روایتی از حیات بشر (بندگان خدا) از آغاز تا انجام. تاریخ مقدس، تاریخی فرجام‌مند است. برخلاف تاریخ عرفی، تاریخ مقدس، تنها روایت‌گرِ عهد ماضی نیست. بلکه مهم‌تر از آن، روایت‌گرِ مستقبل است. مستقبلی که سهمی از ساخت آن بر دوش دین‌داران قرار دارد. این میان، روایت آخرالزمانی ادیان و مذاهبی که خصلت اقلیت‌بودگی دارند و حافظه‌ی تاریخی دین‌داران‌شان با طردشدگی و انزوا پیوند خورده، به‌هم شباهت بیش‌تری دارد. برای این دسته ادیان و مذاهب، آخرالزمان، عصرِ گشودگی است. عصر رهایی از رنج. عصر بیرون‌آمدن از پیله‌ی اقلیت‌بودگی. عصر غلبه و استیلا. عصر «جبران» که در آن قرار است همه‌ی قرن‌ها رنج پیروان آن دین جبران شود.


🔹دو
تشیع اثنا‌عشری نیز تاریخ مقدس خود را دارد. تاریخی که محوریت آن، منصب «نبوت» و در ادامه‌اش منصب «امامت» است. از ابتدای هبوط آدم، تاریخ نبوت آغاز می‌شود و تا پایان رحلت آخرین نبی، محمد مصطفی(ص) ادامه می‌یابد. با رحلت نبی، تاریخ بشر حول محور «امام» ادامه می‌یابد تا پایان جهان. در باور شیعی، منصب امامت مقامی است که حتی بالاتر از نبوت قرار می‌گیرد و تنها برخی پیامبران در مرتبه‌های عالی نظیر ابراهیم(ع) توانسته‌اند به آن مقام دست یابند (اشاره به آیه‌ 124، سوره‌ی بقره). در باور شیعه، رهبر جامعه‌ی مؤمنان «امامِ» معصوم واجب‌الاطاعة است. حکومت منصبی الاهی است و تنها به پیامبران و پس از ایشان امامان تعلق دارد. به‌همین‌دلیل شیعیان، حکومت خلفای سه‌گانه و خلفای اموی و عباسی را غصبی و مصداق حکومت جور ‌دانسته و مسیر خود را از فردای رحلت پیامبر اکرم(ص) از مسیر دیگر مسلمانان جدا کرده‌اند. طبق باور ایشان، در هر دوره، حکومت باید در دست امام باشد؛ زمین هیچ‌گاه از حجت خالی نیست و حجت، در شخص امام حی و زنده مصداق می‌یابد. لازمه‌ی پذیرش این اصل، اعتقاد به اعجاز حیات مخفی دوازدهمین امام(ع) است تا زمانی که به اذن خدا، ظهور کند. برهمین‌اساس، «غیبتِ» امام، یک امر عارضی است. یک استثنا که البته تا امروز بیش از هزار و صد و اندی سال به‌طول انجامیده است.


🔹سه
از منابع تاریخی می‌توان استنباط کرد که تصور ابتدایی «غیبت» نزد شیعیان در مقاطع آغازین دوره‌ی موسوم به «غیبت کبرا» با آنچه بعدها محقق شد، تفاوت داشته است. آنان گمان نمی‌کردند غیبت امام ممکن است چند دهه بلکه چند قرن استمرار یابد. تا سال‌ها پس از غیبت، این رأی در بین فقهای شیعه رایج بود که وجوهات شرعیه از آن‌جا که متعلق به امام است، در زمان غیبت او، یا وجوب ندارد و یا باید به امانت نگاه داشته شود. برخی شیعیان وجوهات‌شان (سهم امام) را در بیابان‌ها به خاک می‌سپردند تا وقتی امام آمد، خود درباره‌ی کیفیت مصرفش تصمیم بگیرد. (عده‌ای براین باور بودند که این وجوهات مدفون در زمین، چه‌بسا همان گنج‌های مخفی‌ای است که طبق روایات در زمان ظهور ظاهر خواهد شد.) فقیهی چون شیخ‌مفید در کتاب «المقنعه» مشابه همین نظر را ابراز داشته و معتقد بود باید وجوهات را فرد در جایی ذخیره کند و اگر عمرش به سر آمد و حضرت نیامد، آن را به ودیعه به شخص دیگری بسپارد و او هم به‌همچنین تا زمان ظهور برسد و تحویل حضرت شود. گزارش ابن‌بطوطه از رسم انتظار شیعیان حله در روز آدینه ـ که در آغاز مقاله‌ ذکر شد ـ نشان می‌دهد گویا تا قرن‌ها بعد و زمان او یعنی میانه‌ی قرن هشتم نیز باور به بسیارنزدیک‌بودنِ ظهور ادامه داشته است. آن‌سان که هر آدینه جمعی از شیعیان، مهیای نبرد همراه حضرت می‌شدند.


[ادامه👇]


#نقد_سیاستهای_دینی_جمهوری_اسلامی
#مطالعات_اجتماعی_انقلاب_اسلامی

http://uupload.ir/files/mv73_photo_2017-11-26_17-53-20.jpg
@mohsenhesammazaheri
👍1
🔸آخرالزمانِ شیعی و الاهیات سیاسی جمهوری اسلامی🔸
برگزاری صبحگاه مشترک نیروهای نظامی و انتظامی در مسجد جمکران و دلالت‌های آن


✍️محسن حسام مظاهری

[قسمت ۲ از ۵]


🔹چهار
قرن‌ها گذشت تا جامعه‌ی شیعیان و رهبران شیعی با واقعیت غیبت امام معصوم کنار آیند. به‌تدریج و در فرایندی واقع‌گرایانه، شرایط غیبت نهادمند شد. مفهوم «نیابت» محصول همین واقع‌گراییِ دوره‌ی غیبت است. فقها به‌استناد احادیثی چون «مقبوله‌ی عمر بن حنظله» بر منصب «نیابت عام» امام تکیه زدند و فقها، بر کرسی امام تکیه زدند و راهبری جامعه‌ی شیعه را برعهده گرفتند و با پذیرش وجوهات، سهم امام‌ را نیابتاً برای مخارج مربوط به سازمان رسمی دین صرف ‌کردند.
تشکیل دولت‌های شیعی، تغییراتی در اندیشه‌ی سیاسی شیعه پدید آورد که منجر به ظهور الگوهایی تازه از مناسبات دولت و تشیع و تعامل سلطان و فقیه شد که نخستین نمونه‌های آن در همراهی علمای شیعه با دولت‌ آل‌بویه ظهور کرد و نیز پیدایش منصب «نقابت». در دوره‌ی صفویه این الگوی تعامل، صورتی رسمی یافت و به‌‌ویژه در مقاطع سلطنت سه شاه: ‌تهماسب، عباس اول و سلطان حسین با تغییراتی توسط علمایی چون محقق کرکی و مجلسی تئوریزه ‌شد. شاهان قاجارِ پس از آغامحمدخان نیز حداقل تا عهد مشروطه این تعامل را به شکلی دیگر حفظ کرده و هرکدام بسته به شرایط زمان خود، مناسبات‌شان با سازمان رسمی دین را تنظیم ‌کردند. اجمالاً آن‌که شاهان شیعه، از اسماعیل صفوی تا محمدرضا پهلوی ‌کوشیدند ولو به‌شکل کاملاً تشریفاتی و نمادین با علمای شیعه رابطه‌ی حسنه داشته باشند. رابطه‌ای که ماحصل آن، مشروعیت‌یافتن سلطنت ایشان در دوره‌ی غیبت بود؛ به‌واسطه‌ی تأیید نواب عام آن حضرت. با ظهور نظریه‌ی ولایت فقیه و اجرایی‌شدن آن پس از انقلاب اسلامی، این دوگانگی و واسطه‌گری برداشته شد و ولی‌فقیه خود بر جای سلطان نشست و رأساً حکومت به نیابت امام را عهده‌دار شد.


🔹پنج
تاریخ مقدس شیعه، دو نقطه‌ی کانونی دارد: یکی «عاشورا» که سرآغاز غربت شیعه است و‌ اوج تنگنا و رنج؛ و دیگر «ظهور» که نقطه‌ی مقابل و جبرانی عاشوراست و سرآغاز قدرت شیعه است و گشایش و رفاه. رهبران شیعه، همیشه با ارجاع به این آینده‌ی نامتعین پیروان خود را تسکین ‌داده‌اند. قرن‌ها آلام شیعه با تصور گشایش عصر ظهور تسلی می‌یافت و دولت مهدوی، تنها حکومت آرمانی مشروعی بود که شیعیانِ زخم‌خورده از قدرت‌های مختلف، به آن دل بسته بودند.
بی‌جهت نیست که دولت‌های شیعی می‌کوشیدند خود را متصل به حکومت مهدوی معرفی نمایند و از قبل چنین انتسابی، اولاً برای قدرت خود مشروعیتی دست و پا کنند و ثانیاً توجیهی برای نابسامانی‌ها بتراشند. در بین دولت‌های شیعه، ادبیات آخرالزمانی با مضمون قریب‌بودن ظهور در دو مقطع به‌خصوص رواج ویژه‌ای داشته است، دو مقطعی که از جهات بسیار باهم شباهت دارند: یکی عهد صفویه و دیگری جمهوری اسلامی. رواج ادبیات نزدیکی ظهور موعود و نظریه‌ی «اتصال حکومت وقت به حکومت امام» دو وجه اشتراک مهم آخرالزمان‌گرایی عصر صفوی و عصر جمهوری اسلامی است. (دراین زمینه نگاه کنید به:‌ کتاب «مهدیان دروغین» و مقاله‌ی «‌نظریه‌ی اتصال دولت صفویه با دولت صاحب‌الزمان(عج)» هردو از رسول جعفریان. لینک: http://www.khabaronline.ir/detail/159943/weblog/jafarian).


[ادامه👇]


#نقد_سیاستهای_دینی_جمهوری_اسلامی
#مطالعات_اجتماعی_انقلاب_اسلامی

@mohsenhesammazaheri
🔸آخرالزمانِ شیعی و الاهیات سیاسی جمهوری اسلامی🔸
برگزاری صبحگاه مشترک نیروهای نظامی و انتظامی در مسجد جمکران و دلالت‌های آن


✍️محسن حسام مظاهری

[قسمت ۳ از ۵]


🔹شش
در منابع حدیثی شیعه، فهرستی مفصل از وقایع و رخدادهای فوق‌العاده و سهمگین طبیعی (سیل‌ها، زلزله‌ها، خرابی‌ها) و غیرطبیعی (جنگ‌ها، کشتارها، شورش‌ها) به‌عنوان رخدادهای زمان ظهور بیان شده است. حتا نام شهرهای محل وقوع این رخدادها نیز آمده است و نیز گاه مشخصاتی از سال‌‌ و روز هر رخداد. همچنین در این منابع، از برخی شخصیت‌های مؤثر در روند ظهور نیز نام برده شده («سید یمانی»، «نفس زکیه»، «سفیانی» و دیگران) و کیفیت ظاهری و اجمالی از سرگذشت هرکدام ذکر شده است. مجموعه‌ی این اخبار و پیش‌گویی‌ها در ادبیات آخرالزمانی شیعه به‌عنوان «علایم ظهور» شناخته می‌شوند. سابقه‌ی ظهور ادبیات آخرالزمانی شیعه به همان سال‌های آغازین موسوم به غیبت کبرا می‌رسد. نخستین منبع مهم در این ادبیات، «کتاب الغیبة» (اثر نعمانی)‌ است که در قرن چهارم نگاشته شده است. با فاصله‌ای از آن، شیخ مفید نیز در «الارشاد» باب مربوط به امام‌دوازدهم اجمالی از علایم را ذکر کرده است. نکته‌ی مهم در مورد این منابع اولیه‌، آن است که گویا مؤلفان آن‌ها امر ظهور را بسیار نزدیک به زمان خود می‌دانسته‌اند. چند قرن بعد، علامه مجلسی فصلی مفصل از جلد سیزدهم «بحار الانوار» را به همین امر اختصاص داد. پس از او نیز تولید ادبیات آخرالزمانی و پرداختن به علایم و نشانه‌های ظهور در آثار علمای شیعه ادامه یافت که از مؤثرین نمونه‌های معاصر آن می‌توان «نجم الثاقب» (اثر محدث نوری)، «مکیال المکارم» (اثر سیدمحمدتقی موسوی اصفهانی) و «یوم الخلاص» (اثر کامل سلیمان) را نام برد. در سال‌های پس از انقلاب، یکی از افراد مؤثر در رواج گفتمان آخرالزمانی، شیخ علی کورانی بوده است که مشخصاً‌ در کتاب مشهور «عصر ظهور» خود، انقلاب اسلامی را نشانه‌ی ظهور دانسته و بسیاری رخدادهای سیاسی معاصر را با علایم ظهور تطبیق داده است.

🔹هفت
پیروزی انقلاب اسلامی، از همان آغاز توسط برخی تحلیل‌گران شیعی به‌عنوان یکی از نشانه‌های عصر ظهور تلقی شد. ازجمله کلان‌روایت‌‌های جمهوری اسلامی از آغاز تا امروز همین است که این نظام زمینه‌ساز حکومت مهدوی تلقی می‌شود. این مضمون، به‌صورت‌های مختلف در سخنان رهبران نظام تکرار شده و در تبلیغات رسمی نیز مضمون پربسامدی است. در سال‌های نخست پس از انقلاب و حتی پیش از پیروزی انقلاب، از آیت‌الله خمینی با عنوان «نائب الامام‌» نام برده می‌شد. در دوره‌ی جنگ ایران و عراق، رزمندگان ایرانی، «لشگر صاحب‌زمان» خوانده می‌شدند و شعار «خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار!» جزیی ثابت از ادبیات مجامع مذهبی و انقلابی بود که پس از درگذشت آیت‌الله خمینی بدین‌شکل تغییر یافت: «خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما!».


[ادامه👇]


#نقد_سیاستهای_دینی_جمهوری_اسلامی
#مطالعات_اجتماعی_انقلاب_اسلامی

@mohsenhesammazaheri