👆👆
خانم خوش بیانی در کانال روزنامه دنیایاقتصاد هر روز صبح پادکستی دارند تحت عنوان «صبحانه با دنیایاقتصاد».
معمولا هر روز این پادکست را گوش میکنم و به صورت اجمالی در جریان محتوای سرمقاله و مهمترین گزارشهای روزنامه قرار میگیرم.
به گمانم جا دارد که زمان پادکست بیشتر و مطالب آن هم متنوعتر شود. در روزهای شلوغ که ممکن است مجال تورق صبحگاهی روزنامه را نداشته باشم، بهترین کار گوش دادن به همین پادکست است.
پیش از این هم پیرمرد خوشصدایی، گزارشها و تحلیلهای هفتهنامه تجارتفردا را به صورت پادکست در کانال روزنامه دنیایاقتصاد ارائه میکرد که متأسفانه آن صدا دیگر شنیده نمیشود.
برای همه صداهای زیبا آرزوی فرکانس بالاتر دارم.
☑️ محسن جلال پور
@mohsenjalalpour
خانم خوش بیانی در کانال روزنامه دنیایاقتصاد هر روز صبح پادکستی دارند تحت عنوان «صبحانه با دنیایاقتصاد».
معمولا هر روز این پادکست را گوش میکنم و به صورت اجمالی در جریان محتوای سرمقاله و مهمترین گزارشهای روزنامه قرار میگیرم.
به گمانم جا دارد که زمان پادکست بیشتر و مطالب آن هم متنوعتر شود. در روزهای شلوغ که ممکن است مجال تورق صبحگاهی روزنامه را نداشته باشم، بهترین کار گوش دادن به همین پادکست است.
پیش از این هم پیرمرد خوشصدایی، گزارشها و تحلیلهای هفتهنامه تجارتفردا را به صورت پادکست در کانال روزنامه دنیایاقتصاد ارائه میکرد که متأسفانه آن صدا دیگر شنیده نمیشود.
برای همه صداهای زیبا آرزوی فرکانس بالاتر دارم.
☑️ محسن جلال پور
@mohsenjalalpour
Telegram
روزنامه دنیای اقتصاد
👍52🙏9
جشن نفس
روز جمعه این هفته اگر اتفاق بدی رخ ندهد، یکی از بهترین روزهای زندگی من خواهد بود. به بهانه بیستمین سال تأسیس بنیاد «خیریه پیوند اعضای نفیس کرمانی» و همچنین به بهانه دو هزارمین عمل پیوند عضو در بیمارستان زندهیاد افضلی کرمان، قرار است جشنی برگزار شود و از کادر پزشکی و عوامل این پیوندها تقدیر به عمل آید.
فکرش را بکنید، بیمارستانی کوچک در گوشهای از این سرزمین، نگذاشت دو هزار جان از جانهای جهان کم شود و دو هزار نفس را به زندگی بازگرداند؛ دو هزار زندگی، دو هزار امید و هزاران خانواده که دوباره لبخند زدند.
هر بار که به بیمارستان پیوند اعضا و بنیاد نفیس فکر میکنم، حالم خوب میشود. نفیس، یادگار خانوادهای بزرگ و نامی پرمعنا برای زنده نگهداشتن عشق و انسانیت است و بیمارستان پیوند اعضا، معبدی است که یاد مرحوم پدرم را زنده نگه میدارد. از همان روزهای اول، در فضایی کوچک در بیمارستان افضلیپور، با همت و عشق شروع کردیم. با همان امکانات محدود، پیوند کلیه، مغز استخوان و کبد را در کرمان ممکن ساختیم. بعد، با لطف خدا و حمایتها، زمینی بزرگتر گرفتیم و در سال ۱۳۸۷ کلنگ بیمارستانی مجهز را به زمین زدیم. حالا، پس از 17 سال تلاش بیوقفه، این بیمارستان به یکی از بهترین مراکز درمانی ایران بدل شده است؛ جایی که با تجهیزات مدرن و الگوبرداری از بیمارستانهای برتر دنیا، نفس را به انسانها هدیه میدهد.
ایده بیمارستان پیوند اعضا و خیریه نفیس از دل اتاق فکر کرمان زاده شد، اما راه آسان نبود. بسیاری ناامید بودند و میگفتند پیوند اعضا در کرمان شدنی نیست. اما گوش به تردیدها ندادم و با ایمان به هدف، حتی گاهی بهتنهایی، ادامه دادم. امروز، با دیدن این همه زندگی که نفیس به آنها نفس بخشیده، اشک شوق در چشمانم حلقه میزند. خدا را شکر که این رویا به حقیقت پیوست و حالا نفیس، نگینی درخشان در قلب کرمان است که هزاران انسان را به زندگی بازگردانده. این جشن، نه فقط برای نفیس، که برای هر نفسی است که دوباره فرصت زیستن یافت.
جمعه 7 شهریور ساعت 17 در تالار فرهنگوهنر کرمان منتظر شما هستیم.
☑️ محسن جلال پور
@mohsenjalalpour
روز جمعه این هفته اگر اتفاق بدی رخ ندهد، یکی از بهترین روزهای زندگی من خواهد بود. به بهانه بیستمین سال تأسیس بنیاد «خیریه پیوند اعضای نفیس کرمانی» و همچنین به بهانه دو هزارمین عمل پیوند عضو در بیمارستان زندهیاد افضلی کرمان، قرار است جشنی برگزار شود و از کادر پزشکی و عوامل این پیوندها تقدیر به عمل آید.
فکرش را بکنید، بیمارستانی کوچک در گوشهای از این سرزمین، نگذاشت دو هزار جان از جانهای جهان کم شود و دو هزار نفس را به زندگی بازگرداند؛ دو هزار زندگی، دو هزار امید و هزاران خانواده که دوباره لبخند زدند.
هر بار که به بیمارستان پیوند اعضا و بنیاد نفیس فکر میکنم، حالم خوب میشود. نفیس، یادگار خانوادهای بزرگ و نامی پرمعنا برای زنده نگهداشتن عشق و انسانیت است و بیمارستان پیوند اعضا، معبدی است که یاد مرحوم پدرم را زنده نگه میدارد. از همان روزهای اول، در فضایی کوچک در بیمارستان افضلیپور، با همت و عشق شروع کردیم. با همان امکانات محدود، پیوند کلیه، مغز استخوان و کبد را در کرمان ممکن ساختیم. بعد، با لطف خدا و حمایتها، زمینی بزرگتر گرفتیم و در سال ۱۳۸۷ کلنگ بیمارستانی مجهز را به زمین زدیم. حالا، پس از 17 سال تلاش بیوقفه، این بیمارستان به یکی از بهترین مراکز درمانی ایران بدل شده است؛ جایی که با تجهیزات مدرن و الگوبرداری از بیمارستانهای برتر دنیا، نفس را به انسانها هدیه میدهد.
ایده بیمارستان پیوند اعضا و خیریه نفیس از دل اتاق فکر کرمان زاده شد، اما راه آسان نبود. بسیاری ناامید بودند و میگفتند پیوند اعضا در کرمان شدنی نیست. اما گوش به تردیدها ندادم و با ایمان به هدف، حتی گاهی بهتنهایی، ادامه دادم. امروز، با دیدن این همه زندگی که نفیس به آنها نفس بخشیده، اشک شوق در چشمانم حلقه میزند. خدا را شکر که این رویا به حقیقت پیوست و حالا نفیس، نگینی درخشان در قلب کرمان است که هزاران انسان را به زندگی بازگردانده. این جشن، نه فقط برای نفیس، که برای هر نفسی است که دوباره فرصت زیستن یافت.
جمعه 7 شهریور ساعت 17 در تالار فرهنگوهنر کرمان منتظر شما هستیم.
☑️ محسن جلال پور
@mohsenjalalpour
👍102🙏22👎1
رعیت بیجان
🔹 در سال ۱۳۷۶، به دلیل ماجرای میکونوس، سفرای کشورهای اروپایی ایران را ترک کردند و پس از چند ماه دوباره بازگشتند. به خاطر دارم که مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی در خطبههای نماز جمعه به این رفتوآمد اشاره کردند و با طنزی ظریف گفتند: «حکایت این سفرا مانند گنجشکی است که بر شاخه درختی مینشیند و پس از مدتی رو به درخت میگوید: خودت را محکم بگیر که میخواهم پرواز کنم. درخت هم با تمسخر پاسخ میدهد: من اصلاً متوجه آمدنت نشدم که حالا بخواهم نگران رفتنت باشم.»
آن زمان، در نامهای به ایشان ضمن تشکر از بیان شیوا و اعتمادبهنفس بالایی که در این جریان از خود نشان دادند به حکایتی دیگر اشاره کردم و برای آن مرحوم نوشتم:
«در شبی سرد از چله زمستان، خانی رعیت را به شبنشینی دعوت کرده بود. وقتی کارگزار اصلی، که فردی دانا بود، وارد شد، خان از او پرسید: بیرون چه خبر است؟ کارگزار پاسخ داد: حضرت والا، هوا آنقدر سرد شده که سنگ ترک میخورد. خان با اطمینان گفت: به سرما بگو اگر از این هم سردتر شود، نمیتواند به ما آسیبی برساند. کارگزار بیرون رفت و پس از چند دقیقه بازگشت. خان پرسید: گفتی؟ کارگزار پاسخ داد: بله و سرما هم گفت: به خان والا بگویید مسلم است که به ایشان آسیبی نمیرسد، اما چنان بلایی بر سر رعیت میآورد که دیگر کسی برایشان رعیتی نکند.»
در ادامه نوشتم: «حضرت آیتالله، این رفتوآمد سفرا برای بخشخصوصی و تولیدکنندگان و صادرکنندگان، هزینههای سنگینی به دنبال داشت. اروپا ورود پسته ایران را ممنوع کرد و این تصمیم خسارات زیادی به بخشخصوصی وارد آورد. همچنین، بسیاری از تجار دچار زیانهای هنگفت شدند و بازارهایشان را از دست دادند.»
🔹حالا چرا این روزها به یاد آن ماجرا افتادم؟ برخی از تصمیمگیران محترم میگویند فعال شدن مکانیسم ماشه برایشان مشکلی ایجاد نمیکند. باید به این عزیزان یادآوری کرد که هرچند شما بر کرسیهای محکم و مطمئن تکیه زدهاید، رعیت در گرفتاریهای فراوانی دستوپا میزنند. فعال شدن اسنپبک بیتردید به فعالیت بسیاری از بنگاههای کوچک و بزرگ آسیب جدی خواهد زد و آثار آن در جامعه بهوضوح نمایان خواهد شد. پس لطفاً کمی هم با گفتوگو و توجه به واقعیتهای جامعه سخن بگویید تا رعیت از این بیشتر به قهقرا نرود.
☑️ محسن جلال پور
@mohsenjalalpour
🔹 در سال ۱۳۷۶، به دلیل ماجرای میکونوس، سفرای کشورهای اروپایی ایران را ترک کردند و پس از چند ماه دوباره بازگشتند. به خاطر دارم که مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی در خطبههای نماز جمعه به این رفتوآمد اشاره کردند و با طنزی ظریف گفتند: «حکایت این سفرا مانند گنجشکی است که بر شاخه درختی مینشیند و پس از مدتی رو به درخت میگوید: خودت را محکم بگیر که میخواهم پرواز کنم. درخت هم با تمسخر پاسخ میدهد: من اصلاً متوجه آمدنت نشدم که حالا بخواهم نگران رفتنت باشم.»
آن زمان، در نامهای به ایشان ضمن تشکر از بیان شیوا و اعتمادبهنفس بالایی که در این جریان از خود نشان دادند به حکایتی دیگر اشاره کردم و برای آن مرحوم نوشتم:
«در شبی سرد از چله زمستان، خانی رعیت را به شبنشینی دعوت کرده بود. وقتی کارگزار اصلی، که فردی دانا بود، وارد شد، خان از او پرسید: بیرون چه خبر است؟ کارگزار پاسخ داد: حضرت والا، هوا آنقدر سرد شده که سنگ ترک میخورد. خان با اطمینان گفت: به سرما بگو اگر از این هم سردتر شود، نمیتواند به ما آسیبی برساند. کارگزار بیرون رفت و پس از چند دقیقه بازگشت. خان پرسید: گفتی؟ کارگزار پاسخ داد: بله و سرما هم گفت: به خان والا بگویید مسلم است که به ایشان آسیبی نمیرسد، اما چنان بلایی بر سر رعیت میآورد که دیگر کسی برایشان رعیتی نکند.»
در ادامه نوشتم: «حضرت آیتالله، این رفتوآمد سفرا برای بخشخصوصی و تولیدکنندگان و صادرکنندگان، هزینههای سنگینی به دنبال داشت. اروپا ورود پسته ایران را ممنوع کرد و این تصمیم خسارات زیادی به بخشخصوصی وارد آورد. همچنین، بسیاری از تجار دچار زیانهای هنگفت شدند و بازارهایشان را از دست دادند.»
🔹حالا چرا این روزها به یاد آن ماجرا افتادم؟ برخی از تصمیمگیران محترم میگویند فعال شدن مکانیسم ماشه برایشان مشکلی ایجاد نمیکند. باید به این عزیزان یادآوری کرد که هرچند شما بر کرسیهای محکم و مطمئن تکیه زدهاید، رعیت در گرفتاریهای فراوانی دستوپا میزنند. فعال شدن اسنپبک بیتردید به فعالیت بسیاری از بنگاههای کوچک و بزرگ آسیب جدی خواهد زد و آثار آن در جامعه بهوضوح نمایان خواهد شد. پس لطفاً کمی هم با گفتوگو و توجه به واقعیتهای جامعه سخن بگویید تا رعیت از این بیشتر به قهقرا نرود.
☑️ محسن جلال پور
@mohsenjalalpour
👍139🙏5👎2
نقص فنی
پروازم برای ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر برنامهریزی شده بود. تصور میکردم حداکثر تا ساعت ۷ شب به مقصد میرسم و چون اقامتم کوتاه بود، برای ساعت ۸ شب ملاقاتی هماهنگ کرده بودم. یک روز پیش از پرواز، پیامکی دریافت کردم که اعلام میکرد پرواز به ساعت ۶ عصر تغییر کرده است. خواستم ملاقات را لغو کنم، اما دوستم پیشنهاد داد ساعت ۸ شب در کافیشاپ فرودگاه مقصد دیدار کنیم.
روز پرواز، در شهری ۱۲۰ کیلومتری فرودگاه مبدأ مشغول کار بودم و روز خستهکنندهای را پشت سر گذاشتم. با این حال، به دلیل هماهنگی قبلی، پیشنهاد دوستم را پذیرفتم. ساعت ۴:۴۵ در فرودگاه حاضر شدم و کارت پرواز گرفتم. نزدیک ساعت ۶، بلندگوی فرودگاه با عذرخواهی اعلام کرد که پرواز تا اطلاع بعدی به تأخیر افتاده است. برای جلوگیری از سرگردانی دوستم در فرودگاه مقصد، پیگیری کردم و متوجه شدم نقص فنی هواپیما دلیل این تأخیر است. فوراً ملاقات را لغو کردم و با عذرخواهی قول دادم که زمانی دیگر قرار جدیدی بگذاریم.
حدود ساعت ۷ شب، مسافران سوار هواپیما شدند. من که در ردیف چهارم بودم، در قسمت جلوی هواپیما نشستم. نیم ساعت بعد، مهماندار با خوشرویی به من و چند مسافر دیگر در ردیفهای جلو مراجعه کرد و خواست که به ردیفهای عقب برویم. وقتی یکی از مسافران دلیل را پرسید، گفت چرخ جلوی هواپیما نقص فنی دارد و ردیفهای جلو باید تخلیه شوند.
در راهروی هواپیما، یکی از مسافران با خنده تماس گرفت و به طرف مقابل گفت: «انگار خوابت تعبیر شده و باید غزل خداحافظی بخوانم».
در طول پرواز، به تأخیرهای مکرر سالهای گذشته فکر میکردم و اضطرابهایی که تحمل کرده بودیم. یاد سفر دیماه ۱۳۹۴ افتادم که همراه رئیسجمهور وقت و بیش از دویست فعال اقتصادی به ایتالیا و فرانسه رفتیم. در آن سفر، با چه امیدی قرارداد خرید بیش از ۱۱۰ فروند هواپیما امضا شد، اما آن قرارداد و بسیاری از تفاهمنامههای دیگر بر باد رفت.
اگر آن ۱۱۰ هواپیما به ناوگان اضافه شده بود، شاید امروز روزهای بهتری داشتیم. چقدر رفتیم و آمدیم و چقدر قرارداد و تفاهم نامه امضا شد ولی حيف كه به انجام نرسيد.
در همین افکار بودم که چرخهای هواپیما چنان محکم به باند فرودگاه برخورد کرد که رشته خیالم پاره شد. خدا را شکر کردم که با وجود نقص فنی چرخ جلو، خواب همسفرم تعبیر نشد و هنوز فرصتی برای انجام کارهای بر زمین مانده باقی است.
☑️ محسن جلال پور
@mohsenjalalpour
پروازم برای ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر برنامهریزی شده بود. تصور میکردم حداکثر تا ساعت ۷ شب به مقصد میرسم و چون اقامتم کوتاه بود، برای ساعت ۸ شب ملاقاتی هماهنگ کرده بودم. یک روز پیش از پرواز، پیامکی دریافت کردم که اعلام میکرد پرواز به ساعت ۶ عصر تغییر کرده است. خواستم ملاقات را لغو کنم، اما دوستم پیشنهاد داد ساعت ۸ شب در کافیشاپ فرودگاه مقصد دیدار کنیم.
روز پرواز، در شهری ۱۲۰ کیلومتری فرودگاه مبدأ مشغول کار بودم و روز خستهکنندهای را پشت سر گذاشتم. با این حال، به دلیل هماهنگی قبلی، پیشنهاد دوستم را پذیرفتم. ساعت ۴:۴۵ در فرودگاه حاضر شدم و کارت پرواز گرفتم. نزدیک ساعت ۶، بلندگوی فرودگاه با عذرخواهی اعلام کرد که پرواز تا اطلاع بعدی به تأخیر افتاده است. برای جلوگیری از سرگردانی دوستم در فرودگاه مقصد، پیگیری کردم و متوجه شدم نقص فنی هواپیما دلیل این تأخیر است. فوراً ملاقات را لغو کردم و با عذرخواهی قول دادم که زمانی دیگر قرار جدیدی بگذاریم.
حدود ساعت ۷ شب، مسافران سوار هواپیما شدند. من که در ردیف چهارم بودم، در قسمت جلوی هواپیما نشستم. نیم ساعت بعد، مهماندار با خوشرویی به من و چند مسافر دیگر در ردیفهای جلو مراجعه کرد و خواست که به ردیفهای عقب برویم. وقتی یکی از مسافران دلیل را پرسید، گفت چرخ جلوی هواپیما نقص فنی دارد و ردیفهای جلو باید تخلیه شوند.
در راهروی هواپیما، یکی از مسافران با خنده تماس گرفت و به طرف مقابل گفت: «انگار خوابت تعبیر شده و باید غزل خداحافظی بخوانم».
در طول پرواز، به تأخیرهای مکرر سالهای گذشته فکر میکردم و اضطرابهایی که تحمل کرده بودیم. یاد سفر دیماه ۱۳۹۴ افتادم که همراه رئیسجمهور وقت و بیش از دویست فعال اقتصادی به ایتالیا و فرانسه رفتیم. در آن سفر، با چه امیدی قرارداد خرید بیش از ۱۱۰ فروند هواپیما امضا شد، اما آن قرارداد و بسیاری از تفاهمنامههای دیگر بر باد رفت.
اگر آن ۱۱۰ هواپیما به ناوگان اضافه شده بود، شاید امروز روزهای بهتری داشتیم. چقدر رفتیم و آمدیم و چقدر قرارداد و تفاهم نامه امضا شد ولی حيف كه به انجام نرسيد.
در همین افکار بودم که چرخهای هواپیما چنان محکم به باند فرودگاه برخورد کرد که رشته خیالم پاره شد. خدا را شکر کردم که با وجود نقص فنی چرخ جلو، خواب همسفرم تعبیر نشد و هنوز فرصتی برای انجام کارهای بر زمین مانده باقی است.
☑️ محسن جلال پور
@mohsenjalalpour
👍75😢35🙏10👎3
Forwarded from انتشارات دنیای اقتصاد
سلوک اقتصاددان
میگویند میان وضعیت بد اقتصادی جامعه و گرایش به تحصیل در رشته اقتصاد، رابطهای معنادار وجود دارد؛ به این معنا که جوانان با مشاهده فقر و بیکاری فراگیر، تصمیم میگیرند در رشته اقتصاد تحصیل کنند تا شاید بتوانند فقر را از جامعه دور کنند.
سید محمد طبیبیان هم چنین سلوکی دارد. در دوران نوجوانی، روزی از پدرش میپرسد اقتصاد چیست؟ پدر میگوید: «لابد چیزی درباره پول و ثروت است یا شاید درباره این است که وضع مردم را چگونه میتوان بهتر کرد؟» پسر جوان به این ترتیب به اقتصاد علاقهمند میشود و تصمیم میگیرد در این رشته تحصیل کند. او موفق میشود مدرک لیسانس و فوقلیسانس خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه شیراز بگیرد و برای ادامه تحصیل به دانشگاه دوک آمریکا برود. در سال 1979 یعنی در بحبوحه انقلاب اسلامی، با مدرک دکترای اقتصاد به ایران بازمیگردد.
انتشارات دنیایاقتصاد سه کتاب از دکتر طبیبیان منتشر کرده است:
🔹 اندیشه آزادی (مشترک با موسی غنینژاد و حسین عباسی)
🔹 روش علم
🔹 روزگار یک روستا
برای دسترسی به این کتابها، راهنمای خرید از کتابفروشی دنیایاقتصاد را مطالعه کنید.
@eco_philo_book
میگویند میان وضعیت بد اقتصادی جامعه و گرایش به تحصیل در رشته اقتصاد، رابطهای معنادار وجود دارد؛ به این معنا که جوانان با مشاهده فقر و بیکاری فراگیر، تصمیم میگیرند در رشته اقتصاد تحصیل کنند تا شاید بتوانند فقر را از جامعه دور کنند.
سید محمد طبیبیان هم چنین سلوکی دارد. در دوران نوجوانی، روزی از پدرش میپرسد اقتصاد چیست؟ پدر میگوید: «لابد چیزی درباره پول و ثروت است یا شاید درباره این است که وضع مردم را چگونه میتوان بهتر کرد؟» پسر جوان به این ترتیب به اقتصاد علاقهمند میشود و تصمیم میگیرد در این رشته تحصیل کند. او موفق میشود مدرک لیسانس و فوقلیسانس خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه شیراز بگیرد و برای ادامه تحصیل به دانشگاه دوک آمریکا برود. در سال 1979 یعنی در بحبوحه انقلاب اسلامی، با مدرک دکترای اقتصاد به ایران بازمیگردد.
انتشارات دنیایاقتصاد سه کتاب از دکتر طبیبیان منتشر کرده است:
🔹 اندیشه آزادی (مشترک با موسی غنینژاد و حسین عباسی)
🔹 روش علم
🔹 روزگار یک روستا
برای دسترسی به این کتابها، راهنمای خرید از کتابفروشی دنیایاقتصاد را مطالعه کنید.
@eco_philo_book
👍36🙏3👎2
دعوت به رویداد فرهنگی
اوایل دوره هفتم اتاق، یعنی سال ۱۳۹۰، در هیئت نمایندگان و هیئت رئیسه تصمیم به تحقیقی در مورد تاریخ تجارت کرمان گرفتیم. دلیل این امر، بحث بسیار مهمی بود که همیشه در اتاق به آن اشاره میشد و اینکه اصولاً کرمان از قدیمالایام در تجارت ید طولایی داشته و اولویت اقتصادی این خطه بر تجارت بوده است. آثار و شواهد فراوانی در این زمینه میتوان مشاهده کرد که از آن جمله عبور جاده ادویه (جاده فلفل) از این منطقه و وجود کاروانسراهای متعدد در کرمان است.
به هر حال، این تصمیم با مدیریت جناب مهدی خان ایرانی کرمانی و اجرای آقای محمدعلی گلابزاده آغاز و بیش از سه سال به نتیجه رسید. در سال ۱۳۹۳، این کتاب رونمایی شد و اکنون به عنوان یکی از کتابهای مرجع در زمینه تاریخ تجارت کرمان در بسیاری از تحقیقات مورد استفاده قرار میگیرد.
همان زمان به فکر افتادم که اگر روزی روزگاری، وصالی در زمینه تجارت کرمان داشته باشم، مستندی نیز تهیه کنم. همیشه اعتقاد داشتهام که پیشران و لوکوموتیو رشد و توسعه، تجارت بوده و هست. هر کشوری که درهایش به روی تجارت آزاد باز بوده، در همه زمینههای اقتصادی از جمله صنعت، معدن و خدمات توسعه پیدا کرده است. مصداق این امر را میتوان در دهه چهل شمسی مشاهده کرد، زمانی که مرحوم عالیخانی برای صنعتی کردن کشور به تجار روی آورد و با فراهم کردن فضای مناسب تجارت برای آنان، شرایط توسعه صنعتی و ایجاد کارخانههای بزرگ را فراهم کرد.
خوشبختانه در یک سال گذشته، این ایده تحقق پیدا کرد و مستند بسیار ارزندهای در این زمینه ساخته شد.
روز جمعه ۲۱ شهریور ساعت ۹:۳۰ صبح در محل تالار فرهنگ و هنر کرمان از آن رونمایی خواهیم کرد. حضور ارزشمند دوستداران توسعه کرمان در این مراسم بسیار مغتنم و قابل تقدیر است.
@mohsenjalalpour
اوایل دوره هفتم اتاق، یعنی سال ۱۳۹۰، در هیئت نمایندگان و هیئت رئیسه تصمیم به تحقیقی در مورد تاریخ تجارت کرمان گرفتیم. دلیل این امر، بحث بسیار مهمی بود که همیشه در اتاق به آن اشاره میشد و اینکه اصولاً کرمان از قدیمالایام در تجارت ید طولایی داشته و اولویت اقتصادی این خطه بر تجارت بوده است. آثار و شواهد فراوانی در این زمینه میتوان مشاهده کرد که از آن جمله عبور جاده ادویه (جاده فلفل) از این منطقه و وجود کاروانسراهای متعدد در کرمان است.
به هر حال، این تصمیم با مدیریت جناب مهدی خان ایرانی کرمانی و اجرای آقای محمدعلی گلابزاده آغاز و بیش از سه سال به نتیجه رسید. در سال ۱۳۹۳، این کتاب رونمایی شد و اکنون به عنوان یکی از کتابهای مرجع در زمینه تاریخ تجارت کرمان در بسیاری از تحقیقات مورد استفاده قرار میگیرد.
همان زمان به فکر افتادم که اگر روزی روزگاری، وصالی در زمینه تجارت کرمان داشته باشم، مستندی نیز تهیه کنم. همیشه اعتقاد داشتهام که پیشران و لوکوموتیو رشد و توسعه، تجارت بوده و هست. هر کشوری که درهایش به روی تجارت آزاد باز بوده، در همه زمینههای اقتصادی از جمله صنعت، معدن و خدمات توسعه پیدا کرده است. مصداق این امر را میتوان در دهه چهل شمسی مشاهده کرد، زمانی که مرحوم عالیخانی برای صنعتی کردن کشور به تجار روی آورد و با فراهم کردن فضای مناسب تجارت برای آنان، شرایط توسعه صنعتی و ایجاد کارخانههای بزرگ را فراهم کرد.
خوشبختانه در یک سال گذشته، این ایده تحقق پیدا کرد و مستند بسیار ارزندهای در این زمینه ساخته شد.
روز جمعه ۲۱ شهریور ساعت ۹:۳۰ صبح در محل تالار فرهنگ و هنر کرمان از آن رونمایی خواهیم کرد. حضور ارزشمند دوستداران توسعه کرمان در این مراسم بسیار مغتنم و قابل تقدیر است.
@mohsenjalalpour
👍64🙏3👎1
Forwarded from اکوایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 کرمان از آینه یک رویداد فرهنگی
▫️اقتصاددانان و اهالی فرهنگ در دیار کرمان از چه گفتند ؟
▫️شمار زیادی از اقتصاددانان، روزنامهنگاران، اهالی فرهنگ و هنر، مدیران اقتصادی و سیاستمداران در رویدادی فرهنگی که در کرمان برگزار شد، شرکت کردند و به تماشای فیلمی مستند به نام «راه ادویه» نشستند.
▫️همچنین در این رویداد که به همت محسن جلالپور هر سال برگزار میشود، کتاب «سرانجام انسان طراز نوین» نوشته سوتلانا الکسیویچ که انتشارات دنیای اقتصاد با ترجمه خانم مهشید معیری و دکتر موسی غنینژاد روانه بازار کرده، رونمایی شد.
▫️در این رویداد محسن جلالپور، محمدمهدی بهکیش، موسی غنینژاد، مسعود نیلی و محمد نهاوندیان و همچنین استاندار کرمان سخنرانی کردند.
📺 @ecoiran_webtv
▫️اقتصاددانان و اهالی فرهنگ در دیار کرمان از چه گفتند ؟
▫️شمار زیادی از اقتصاددانان، روزنامهنگاران، اهالی فرهنگ و هنر، مدیران اقتصادی و سیاستمداران در رویدادی فرهنگی که در کرمان برگزار شد، شرکت کردند و به تماشای فیلمی مستند به نام «راه ادویه» نشستند.
▫️همچنین در این رویداد که به همت محسن جلالپور هر سال برگزار میشود، کتاب «سرانجام انسان طراز نوین» نوشته سوتلانا الکسیویچ که انتشارات دنیای اقتصاد با ترجمه خانم مهشید معیری و دکتر موسی غنینژاد روانه بازار کرده، رونمایی شد.
▫️در این رویداد محسن جلالپور، محمدمهدی بهکیش، موسی غنینژاد، مسعود نیلی و محمد نهاوندیان و همچنین استاندار کرمان سخنرانی کردند.
📺 @ecoiran_webtv
👍44🙏6
Forwarded from انتشارات دنیای اقتصاد
تازههای چاپ
روزگار محسن
کرمان مجموعهای از خاطرهها، آدمها، خانهها، کوچهها و سنتهایی است که در گذر زمان، هویتش را ساختهاند. «رواق زبرجد» عنوان مجموعه کتابهایی است که با هدف ثبت و بازخوانی بخشی از این میراث منتشر شدهاند. این مجموعه میکوشد از خلال روایت زندگی کرمانیها، تاریخ کرمان را از زاویهای نزدیک و انسانی بازگو کند. تاریخی که تنها در اسناد و بناها نیست، بلکه در خاطره خانوادهها، تجربه بازاریان و قصه زندگی مردمان این دیار نیز جریان دارد.
«روزگار محسن» یکی از روایتهای این مجموعه است.
محسن جلالپور در این کتاب بخشی از زندگیاش را روایت میکند و از پدر، مادر، پدربزرگها، همسایهها و بازاریان و تجاری میگوید که دنیای کودکی او را ساختهاند. خاطرات او در عین شخصیبودن، تصویری از شیوه زندگی نسلی را پیشروی ما میگذارد که خانواده، محله و بازار سه ضلع اصلی جهانش بودند. «روزگار محسن» قصه آدمها و مکانهایی است که بسیاری از آنها دیگر نیستند، اما ردشان هنوز در زندگی امروز باقی مانده است.
روزگار محسن سهشنبه 7 مهر در دسترس علاقهمندان قرار میگیرد.
شماره تلفن: 02152189186
@eco_philo_book
روزگار محسن
کرمان مجموعهای از خاطرهها، آدمها، خانهها، کوچهها و سنتهایی است که در گذر زمان، هویتش را ساختهاند. «رواق زبرجد» عنوان مجموعه کتابهایی است که با هدف ثبت و بازخوانی بخشی از این میراث منتشر شدهاند. این مجموعه میکوشد از خلال روایت زندگی کرمانیها، تاریخ کرمان را از زاویهای نزدیک و انسانی بازگو کند. تاریخی که تنها در اسناد و بناها نیست، بلکه در خاطره خانوادهها، تجربه بازاریان و قصه زندگی مردمان این دیار نیز جریان دارد.
«روزگار محسن» یکی از روایتهای این مجموعه است.
محسن جلالپور در این کتاب بخشی از زندگیاش را روایت میکند و از پدر، مادر، پدربزرگها، همسایهها و بازاریان و تجاری میگوید که دنیای کودکی او را ساختهاند. خاطرات او در عین شخصیبودن، تصویری از شیوه زندگی نسلی را پیشروی ما میگذارد که خانواده، محله و بازار سه ضلع اصلی جهانش بودند. «روزگار محسن» قصه آدمها و مکانهایی است که بسیاری از آنها دیگر نیستند، اما ردشان هنوز در زندگی امروز باقی مانده است.
روزگار محسن سهشنبه 7 مهر در دسترس علاقهمندان قرار میگیرد.
شماره تلفن: 02152189186
@eco_philo_book
👍77🙏17
Forwarded from انتشارات دنیای اقتصاد
رونمایی از روزگار محسن
آیین رونمایی و جشن امضای کتاب «روزگار محسن»، نوشته محسن جلالپور، برگزار میشود.
«روزگار محسن» مجموعهای از روایتها و خردهروایتهای نویسنده از خانواده، کودکی، بازار و زندگی نویسنده است و قصه خانهای پر از مهمان را روایت میکند، بازاری که بر مدار اعتماد میچرخید و حجرهای که مدرسه زندگی بود.
این مراسم روز شنبه ۱۱ مهرماه، ساعت ۱۶ تا ۱۸با حضور جمعی از اقتصاددانان، مدیران بخش خصوصی، هنرمندان، نویسندگان و روزنامهنگاران برگزار میشود و فرصتی برای گفتوگو درباره کتاب و مرور خاطرات نویسنده خواهد بود.
«روزگار محسن» که یکی از کتابهای مجموعه رواق زبرجد است، بهتازگی از سوی انتشارات دنیای اقتصاد منتشر شده است.
@eco_philo_book
آیین رونمایی و جشن امضای کتاب «روزگار محسن»، نوشته محسن جلالپور، برگزار میشود.
«روزگار محسن» مجموعهای از روایتها و خردهروایتهای نویسنده از خانواده، کودکی، بازار و زندگی نویسنده است و قصه خانهای پر از مهمان را روایت میکند، بازاری که بر مدار اعتماد میچرخید و حجرهای که مدرسه زندگی بود.
این مراسم روز شنبه ۱۱ مهرماه، ساعت ۱۶ تا ۱۸با حضور جمعی از اقتصاددانان، مدیران بخش خصوصی، هنرمندان، نویسندگان و روزنامهنگاران برگزار میشود و فرصتی برای گفتوگو درباره کتاب و مرور خاطرات نویسنده خواهد بود.
«روزگار محسن» که یکی از کتابهای مجموعه رواق زبرجد است، بهتازگی از سوی انتشارات دنیای اقتصاد منتشر شده است.
@eco_philo_book
👍50🙏5
Forwarded from انتشارات دنیای اقتصاد
«روزگار محسن» منتشر شد
کتاب «روزگار محسن» نوشته محسن جلالپور منتشر شد. این کتاب مجموعهای از روایتها و خردهروایتهای آقای جلالپور از کودکی، خانواده، محله و بازاری است که برای نخستین بار قواعد کسبوکار و تجارت را آموخت.
محسن جلالپور که به واسطه فعالیتهای اقتصادی و حضور در نهادهای بخش خصوصی چهرهای سرشناس است، به جای ارائه روایتی رسمی و پیوسته از مسیر حرفهای خود، مجموعهای از خاطرات را کنار هم قرار داده است. خاطراتی از آدمها و مکانهایی که در شکلگیری دنیای او نقش داشتهاند. به همین دلیل، کتاب در کنار روایت زندگی جلالپور، تصویری از مناسبات خانوادگی، فرهنگ بازار و زندگی روزمره در کرمان چند دهه پیش نیز ارائه میکند.
«روزگار محسن» در امتداد مجموعه «رواق زبرجد» قرار میگیرد که محسن جلالپور با هدف ثبت و بازخوانی بخشی از تاریخ و حافظه کرمان و کرمانیها تهیه کرده است. در این کتاب، این بار خود او و خانوادهاش به بخشی از همان حافظه تبدیل شدهاند.
برای سفارش و تهیه کتابهای انتشارات دنیای اقتصاد با شماره تلفن: 02152189186 تماس بگیرید یا به وب سایت ما مراجعه کنید.
@eco_philo_book
کتاب «روزگار محسن» نوشته محسن جلالپور منتشر شد. این کتاب مجموعهای از روایتها و خردهروایتهای آقای جلالپور از کودکی، خانواده، محله و بازاری است که برای نخستین بار قواعد کسبوکار و تجارت را آموخت.
محسن جلالپور که به واسطه فعالیتهای اقتصادی و حضور در نهادهای بخش خصوصی چهرهای سرشناس است، به جای ارائه روایتی رسمی و پیوسته از مسیر حرفهای خود، مجموعهای از خاطرات را کنار هم قرار داده است. خاطراتی از آدمها و مکانهایی که در شکلگیری دنیای او نقش داشتهاند. به همین دلیل، کتاب در کنار روایت زندگی جلالپور، تصویری از مناسبات خانوادگی، فرهنگ بازار و زندگی روزمره در کرمان چند دهه پیش نیز ارائه میکند.
«روزگار محسن» در امتداد مجموعه «رواق زبرجد» قرار میگیرد که محسن جلالپور با هدف ثبت و بازخوانی بخشی از تاریخ و حافظه کرمان و کرمانیها تهیه کرده است. در این کتاب، این بار خود او و خانوادهاش به بخشی از همان حافظه تبدیل شدهاند.
برای سفارش و تهیه کتابهای انتشارات دنیای اقتصاد با شماره تلفن: 02152189186 تماس بگیرید یا به وب سایت ما مراجعه کنید.
@eco_philo_book
👍42🙏8
Forwarded from عکس نگار
هو خیر المحسنین
✅ روزگار محسن، اعتبار محسن
✍️حجتاله صیدی
🔹 «در بازار، اعتبار از سرمایه باارزشتر است»، این گزاره، لبلباب کتاب مستطاب محسن جلالپور است که با اسم با مسمای «روزگار محسن» از سوی انتشارات دنیای اقتصاد تابان روانهی بازار کتاب شده است. با مسما از آن جهت که کتاب، نه داستان زندگی شخصی یک انسان بزرگ از زبان خویش، بلکه شرح زمانه و روزگاری است که نویسنده در آن زیسته و بالیده است. روزگاری که در آن به تعبیر نویسنده، از بین سه رکن رکین بازارها، رکن اعتبار، نتیجهی تحقق دو رکن دیگر، یعنی اعتماد و اخلاق بوده و به کسبوکارها رونق و جلال بخشیده است و از این روست که در بسیاری از صفحهها و فصلهای دوازدهگانهی کتاب، «اعتبار» واژهای پربسامد است، شاید بیشتر از تمامی واژهها. روزگار محسن، یعنی روزگار نسلی از ایرانیان که در میان سنت و مدرنیته، تجارت و سیاست، امید و ناامیدی، خشکسالی و ترسالی و بخش خصوصی و دولت، با اخلاق و اعتبار زندگی کردهاند.
🔹 اشتیاق محسن در فلکهی مشتاق کرمان شکل گرفته است. اشتیاق به کار و تلاش و تجارت و خدمت که از جهان مادریاش در آن فلکهی مشهور آغاز میشود و دنباله مییابد تا حجرههای تنگ و باریک بازار قدیمی کرمان و کاروانسراهای سترگ آن و از آنجا تا اقصی نقاط کشور و پایتخت، فرزند برومند حاج حسین جلالپور را رهنمون میشود و بدین ترتیب، سفر دور و دراز محسن را با روایتهایی از شکست و پیروزی، پربار میکند. از پدر مرحوم آموخته است که بهترین استاد زندگی «کار» است و از مردم کریم کرمان نیز که: «هر قرونی زیر هزار من سنگ است».
🔹 آموزههای کتاب به مراتب بیشتر و فراتر از چند جمله است که با قلم چون منی به عرض مخاطب برسد. کتاب را باید خواند و در بسیاری از سطرهایش، درنگ کرد. در روایتهایی که انبوهی از حکمت در آن نهفته است و این همه، در سراسر زندگی محسن و دیگر بچههای خیابان سعدی، جاری بوده است. چه در خانهای که همیشه مهمان داشت، چه در مدرسهی احمدی یا کاروانسرای حاج مهدی و چه در اتاق بازرگانی ایران.
حکمتی که هم در گرمای روابط عاطفی خاندان و همسایگان جلوه میکند، چه در تبتابهای مدرسه و چه در تصمیمها و کنشهای اقتصادی در بازار.
🔹 علاوه برعنوان هوشمندانهی کتاب، طرح روی جلد نیز زیبایی معنیداری دارد. نگاه کودکی محسن به پشت سر، در حالی که دست در دست مادر مهربانی دارد که با وجود عمر کوتاه، اثری عمیق و بلند بر ذهن و زبان فرزند گذاشته و نمادی است از زن سختکوش، عفیف و مظلوم این سرزمین، گویای رازهای نهفته در تجربهی زیستهی نویسنده است. همچنین است نثر ساده، صمیمی و دلنشین کتاب که به مدد ویرایش ادبی سرکار خانم الهه طهماسبی، جذابیتی دوچندان یافته است.
آنچنان که نویسنده وعده داده، باید چشمانتطار جلدهای دوم و سوم نیز باشیم که پردههای دیگری از روزگار پرشکوه و جلال محسن جلالپور را به نمایش خواهند گذاشت، زیرا زندگینامهها، اگر چه معمولاً روایت انسانها تلقی میشوند اما زندگی برخی از آنان، روایت بخشی از تاریخ اجتماعی و اقتصادی یک کشور هم به شمار میرود.
🔹نکتهی پایانی آن که برای این بنده که خود دانشجوی «دانشگاه خیابان» است، کتاب ارجمند روزگار محسن، باور و احترام به بازار، ساختار و سازوکارش را بیشتر از پیش کرد زیرا به روایت کتاب، بازار اگر درست فهمیده شود، فقط محل معامله و تبادل کالا نیست، بلکه مدرسهای است برای یادگیری اعتماد، مسئولیت، ریسک و آیندهنگری. درس دیگر کتاب برای جوانان و فرزندانمان نیز، شاید این باشد که زندگی حرفهای، یک مسیر مستقیم نیست. در این مسیر، موفقیت و شکست، امید و ناامیدی، تصمیم درست و تصمیم اشتباه، همه در کنار هم قرار میگیرند. آنچه اهمیت دارد، توانایی انسان برای آموختن از روزگار خویش است.
روزگار ایران و ایرانیان، نیکو باد و محسن.
🗓جمعه ۱۰ مهرماه ۱۴۰۵
#حجت_اله_صیدی
https://t.me/aba_saydi
✅ روزگار محسن، اعتبار محسن
✍️حجتاله صیدی
🔹 «در بازار، اعتبار از سرمایه باارزشتر است»، این گزاره، لبلباب کتاب مستطاب محسن جلالپور است که با اسم با مسمای «روزگار محسن» از سوی انتشارات دنیای اقتصاد تابان روانهی بازار کتاب شده است. با مسما از آن جهت که کتاب، نه داستان زندگی شخصی یک انسان بزرگ از زبان خویش، بلکه شرح زمانه و روزگاری است که نویسنده در آن زیسته و بالیده است. روزگاری که در آن به تعبیر نویسنده، از بین سه رکن رکین بازارها، رکن اعتبار، نتیجهی تحقق دو رکن دیگر، یعنی اعتماد و اخلاق بوده و به کسبوکارها رونق و جلال بخشیده است و از این روست که در بسیاری از صفحهها و فصلهای دوازدهگانهی کتاب، «اعتبار» واژهای پربسامد است، شاید بیشتر از تمامی واژهها. روزگار محسن، یعنی روزگار نسلی از ایرانیان که در میان سنت و مدرنیته، تجارت و سیاست، امید و ناامیدی، خشکسالی و ترسالی و بخش خصوصی و دولت، با اخلاق و اعتبار زندگی کردهاند.
🔹 اشتیاق محسن در فلکهی مشتاق کرمان شکل گرفته است. اشتیاق به کار و تلاش و تجارت و خدمت که از جهان مادریاش در آن فلکهی مشهور آغاز میشود و دنباله مییابد تا حجرههای تنگ و باریک بازار قدیمی کرمان و کاروانسراهای سترگ آن و از آنجا تا اقصی نقاط کشور و پایتخت، فرزند برومند حاج حسین جلالپور را رهنمون میشود و بدین ترتیب، سفر دور و دراز محسن را با روایتهایی از شکست و پیروزی، پربار میکند. از پدر مرحوم آموخته است که بهترین استاد زندگی «کار» است و از مردم کریم کرمان نیز که: «هر قرونی زیر هزار من سنگ است».
🔹 آموزههای کتاب به مراتب بیشتر و فراتر از چند جمله است که با قلم چون منی به عرض مخاطب برسد. کتاب را باید خواند و در بسیاری از سطرهایش، درنگ کرد. در روایتهایی که انبوهی از حکمت در آن نهفته است و این همه، در سراسر زندگی محسن و دیگر بچههای خیابان سعدی، جاری بوده است. چه در خانهای که همیشه مهمان داشت، چه در مدرسهی احمدی یا کاروانسرای حاج مهدی و چه در اتاق بازرگانی ایران.
حکمتی که هم در گرمای روابط عاطفی خاندان و همسایگان جلوه میکند، چه در تبتابهای مدرسه و چه در تصمیمها و کنشهای اقتصادی در بازار.
🔹 علاوه برعنوان هوشمندانهی کتاب، طرح روی جلد نیز زیبایی معنیداری دارد. نگاه کودکی محسن به پشت سر، در حالی که دست در دست مادر مهربانی دارد که با وجود عمر کوتاه، اثری عمیق و بلند بر ذهن و زبان فرزند گذاشته و نمادی است از زن سختکوش، عفیف و مظلوم این سرزمین، گویای رازهای نهفته در تجربهی زیستهی نویسنده است. همچنین است نثر ساده، صمیمی و دلنشین کتاب که به مدد ویرایش ادبی سرکار خانم الهه طهماسبی، جذابیتی دوچندان یافته است.
آنچنان که نویسنده وعده داده، باید چشمانتطار جلدهای دوم و سوم نیز باشیم که پردههای دیگری از روزگار پرشکوه و جلال محسن جلالپور را به نمایش خواهند گذاشت، زیرا زندگینامهها، اگر چه معمولاً روایت انسانها تلقی میشوند اما زندگی برخی از آنان، روایت بخشی از تاریخ اجتماعی و اقتصادی یک کشور هم به شمار میرود.
🔹نکتهی پایانی آن که برای این بنده که خود دانشجوی «دانشگاه خیابان» است، کتاب ارجمند روزگار محسن، باور و احترام به بازار، ساختار و سازوکارش را بیشتر از پیش کرد زیرا به روایت کتاب، بازار اگر درست فهمیده شود، فقط محل معامله و تبادل کالا نیست، بلکه مدرسهای است برای یادگیری اعتماد، مسئولیت، ریسک و آیندهنگری. درس دیگر کتاب برای جوانان و فرزندانمان نیز، شاید این باشد که زندگی حرفهای، یک مسیر مستقیم نیست. در این مسیر، موفقیت و شکست، امید و ناامیدی، تصمیم درست و تصمیم اشتباه، همه در کنار هم قرار میگیرند. آنچه اهمیت دارد، توانایی انسان برای آموختن از روزگار خویش است.
روزگار ایران و ایرانیان، نیکو باد و محسن.
🗓جمعه ۱۰ مهرماه ۱۴۰۵
#حجت_اله_صیدی
https://t.me/aba_saydi
👍49🙏9
Forwarded from اکوایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▫️آیین رونمایی و جشن امضای کتاب «روزگار محسن»، نوشته محسن جلالپور، عصر روز شنبه ۱۱ شهریور در سالن همایشهای ساختمان گروه رسانهای دنیای اقتصاد برگزار شود.
▫️در این مراسم جمعی از اقتصاددانان، مدیران بخش خصوصی، هنرمندان، نویسندگان و روزنامهنگاران نظیر آقایان دکتر محمد نهاوندیان، دکتر موسی غنینژاد، دکتر محمد طبیبیان، دکتر ولیالله سیف، دکتر حجتالله صیدی، دکتر فرهاد نیلی، دکتر مسعود نیلی، محمود دولت آبادی، هوشنگ مرادی کرمانی، سروش صحت و تینا پاکروان حضور داشتند.
▫️علیرضا بختیاری، مدیرمسئول گروه رسانهای دنیایاقتصاد، در آیین رونمایی از کتاب «روزگار محسن»:
🔹 شما اگر کاری انجام ندهید کسی به شما کاری ندارد، ولی واقعا کارآفرینی، آن هم با این درجه از زلالیت و شفافیت، بدون استفاده از رانتهای مختلف دولتی و حکومتی، کاری است که از هر کسی برنمیآید.
🔹حتما یک فعال اقتصادی شاخصی که آقای جلالپور یکی از آن نمونههای بسیار خوب است، در واقع باعث خلق این ارزش شده.
🔹 {با اشاره به همزمانی این مراسم با پانزدهمین سالگرد آغاز فعالیت انتشارات دنیایاقتصاد} تا الان ۴۷۰ عنوان کتاب منتشر کردیم و بیش از صدها عنوان تجدید چاپ شده است.
▫️محسن جلالپور متولد ۱۳۴۲ در کرمان، فعال اقتصادی است که سابقه ریاست اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، نائب رئیسی همین نهاد و ریاست اتاق کرمان و انجمن پسته را در کارنامه خود دارد.
▫️«روزگار محسن» مجموعهای از روایتها و خردهروایتهای نویسنده از خانواده، کودکی، بازار و زندگی نویسنده است و قصه خانهای پر از مهمان را روایت میکند، بازاری که بر مدار اعتماد میچرخید و حجرهای که مدرسه زندگی بود.
▫️«روزگار محسن» که یکی از کتابهای مجموعه رواق زبرجد است، بهتازگی از سوی انتشارات دنیای اقتصاد منتشر شده است.
▫️برای سفارش و تهیه کتابهای انتشارات دنیای اقتصاد با شماره تلفن: 02152189186 تماس بگیرید یا به وب سایت انتشارات مراجعه کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍38🙏11👎2
Forwarded from انتشارات دنیای اقتصاد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نظر محمود دولتآبادی درباره روزگار محسن
محمود دولتآبادی، نویسنده سرشناس، در آیین رونمایی از کتاب «روزگار محسن» نوشته محسن جلالپور، این اثر را کتابی دانست که در عین روایت سرگذشت شخصی و خانوادگی نویسنده، جنبهای اجتماعی دارد و خواننده را با بخشی از یک دوره تاریخی آشنا میکند.
او در این مراسم، بخشی از کتاب را به انتخاب خود برای حاضران خواند. بخشی که به خاطره کودکی جلالپور از مردی به نام «موسیو» اختصاص دارد. مردی ژولیده که خانواده جلالپور برایش غذا میبردند و او به پاس این محبت، تنها داراییاش- فندکی طلایی- را به محسن جلالپور بخشید.
دولتآبادی گفت: این خاطره به اندازهای ظرفیت داستانی دارد که اگر در نوجوانی با آن مواجه شده بود، شاید از آن داستانی میساخت.
او پس از خواندن این بخش، نثر «روزگار محسن» را نیز تحسین کرد و خطاب به جلالپور گفت: «خسته نباشید آقای جلالپور.» سپس رو به هوشنگ مرادی کرمانی که در نشست حضور داشت، گفت: «نثر خوبی هم دارد، نه؟»
▫️برای سفارش و تهیه کتابهای انتشارات دنیای اقتصاد با شماره تلفن: 02152189186 تماس بگیرید یا به وب سایت انتشارات مراجعه کنید.
@eco_philo_book
محمود دولتآبادی، نویسنده سرشناس، در آیین رونمایی از کتاب «روزگار محسن» نوشته محسن جلالپور، این اثر را کتابی دانست که در عین روایت سرگذشت شخصی و خانوادگی نویسنده، جنبهای اجتماعی دارد و خواننده را با بخشی از یک دوره تاریخی آشنا میکند.
او در این مراسم، بخشی از کتاب را به انتخاب خود برای حاضران خواند. بخشی که به خاطره کودکی جلالپور از مردی به نام «موسیو» اختصاص دارد. مردی ژولیده که خانواده جلالپور برایش غذا میبردند و او به پاس این محبت، تنها داراییاش- فندکی طلایی- را به محسن جلالپور بخشید.
دولتآبادی گفت: این خاطره به اندازهای ظرفیت داستانی دارد که اگر در نوجوانی با آن مواجه شده بود، شاید از آن داستانی میساخت.
او پس از خواندن این بخش، نثر «روزگار محسن» را نیز تحسین کرد و خطاب به جلالپور گفت: «خسته نباشید آقای جلالپور.» سپس رو به هوشنگ مرادی کرمانی که در نشست حضور داشت، گفت: «نثر خوبی هم دارد، نه؟»
▫️برای سفارش و تهیه کتابهای انتشارات دنیای اقتصاد با شماره تلفن: 02152189186 تماس بگیرید یا به وب سایت انتشارات مراجعه کنید.
@eco_philo_book
👍40🙏5
Forwarded from اقتصادنیوز
🔻محسن جلالپور: اعتبار و اعتماد، گوهر گمشده اقتصاد ایران است | در گذشته بازار فقط با پول یا گردش عملیات بانکی نمیچرخید، بلکه با اعتبار میچرخید
محسن جلالپور، نویسنده کتاب «روزگار محسن»، در مراسم رونمایی از این کتاب:
🔹این کتاب حاصل سالها فعالیت من در حوزههای اقتصادی، تجاری و اجتماعی نیست، بلکه کاری از جنس دل و عاطفه است و تلاش کردم در آن به بخشهایی از زندگی و گذشته خود بازگردم که با نوشتهها و فعالیتهای قبلیام تفاوت دارد.
🔹 شاید این کتاب باعث شود هر کدام از خوانندگان یک بار به گذشته و دوران کودکی خود بازگردند؛ دورانی که هر روز آن میتواند آرزوی بسیاری از ما باشد. دوران کودکی ما پر از صداقت، شفافیت، سلامت نفس، همراهی و همدلی بود.
🔹 محور این کتاب خانواده است. ما در خانوادهها بزرگ شدیم و مدرسه من بازار بود و بسیاری از چیزها را از حجره یاد گرفتم. فکر میکنم امروز این موضوع را تا حد زیادی فراموش کردهایم.
🔹 برای من بزرگترین ثروت، اعتبار و اعتماد بود. این موضوع را در بازار یاد گرفتم و تلاش کردم تا امروز به آن پایبند باشم و آن را به عنوان یک اصل اساسی در زندگی ببینم. به نظرم اعتبار و اعتماد یک گوهر گمشده است که امروز در کشور کمتر میتوان آن را پیدا کرد.
🔹تلاش کردم در این کتاب نشان دهم چیزهایی که در حجره و مدرسه یاد گرفتیم، چگونه در بازار و فعالیتهای بعدی زندگی به کار آمد.
🔹یکی از چیزهایی که از مادرم و خانواده یاد گرفتم، خانههای پررفتوآمد بود. خانه ما صبحها ساعت پنج یا شش باز میشد و شب حدود ساعت ۱۰ یا ۱۱ بسته میشد. وقتی بچه بودیم، یادم نمیآید کسی برای ورود به خانه زنگ بزند؛ در خانه همیشه برای همه باز بود و این رفتوآمدها آموزههای زیادی برای ما داشت.
🔹تلاش کردم خواننده را به دوران گذشته، کودکی و زمانی برگردانم که افراد بدون توقع و بدون توجه به پست، ثروت، مقام و دارایی، زندگی ساده و شفاف خود را داشتند.
⬅️ جزئیات را در اقتصادنیوز بخوانید.
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
محسن جلالپور، نویسنده کتاب «روزگار محسن»، در مراسم رونمایی از این کتاب:
🔹این کتاب حاصل سالها فعالیت من در حوزههای اقتصادی، تجاری و اجتماعی نیست، بلکه کاری از جنس دل و عاطفه است و تلاش کردم در آن به بخشهایی از زندگی و گذشته خود بازگردم که با نوشتهها و فعالیتهای قبلیام تفاوت دارد.
🔹 شاید این کتاب باعث شود هر کدام از خوانندگان یک بار به گذشته و دوران کودکی خود بازگردند؛ دورانی که هر روز آن میتواند آرزوی بسیاری از ما باشد. دوران کودکی ما پر از صداقت، شفافیت، سلامت نفس، همراهی و همدلی بود.
🔹 محور این کتاب خانواده است. ما در خانوادهها بزرگ شدیم و مدرسه من بازار بود و بسیاری از چیزها را از حجره یاد گرفتم. فکر میکنم امروز این موضوع را تا حد زیادی فراموش کردهایم.
🔹 برای من بزرگترین ثروت، اعتبار و اعتماد بود. این موضوع را در بازار یاد گرفتم و تلاش کردم تا امروز به آن پایبند باشم و آن را به عنوان یک اصل اساسی در زندگی ببینم. به نظرم اعتبار و اعتماد یک گوهر گمشده است که امروز در کشور کمتر میتوان آن را پیدا کرد.
🔹تلاش کردم در این کتاب نشان دهم چیزهایی که در حجره و مدرسه یاد گرفتیم، چگونه در بازار و فعالیتهای بعدی زندگی به کار آمد.
🔹یکی از چیزهایی که از مادرم و خانواده یاد گرفتم، خانههای پررفتوآمد بود. خانه ما صبحها ساعت پنج یا شش باز میشد و شب حدود ساعت ۱۰ یا ۱۱ بسته میشد. وقتی بچه بودیم، یادم نمیآید کسی برای ورود به خانه زنگ بزند؛ در خانه همیشه برای همه باز بود و این رفتوآمدها آموزههای زیادی برای ما داشت.
🔹تلاش کردم خواننده را به دوران گذشته، کودکی و زمانی برگردانم که افراد بدون توقع و بدون توجه به پست، ثروت، مقام و دارایی، زندگی ساده و شفاف خود را داشتند.
⬅️ جزئیات را در اقتصادنیوز بخوانید.
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
👍39🙏2
Forwarded from اکوایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 مدلسازی فرهاد نیلی از زندگی انسان در رونمایی از کتاب زندگی محسن جلالپور
▫️فرهاد نیلی، اقتصاددان در مراسم رونمایی از کتاب «روزگار محسن» که در سالن همایشهای مجموعه دنیای اقتصاد برگزار میشد، با قرائت جملاتی از این کتاب که زندگی نامه محسن جلالپور، فعال اقتصادی ایرانی است، تلاش کرد تا به پشتوانه آن مدلی برای زندگینامهها بسازد.
▫️فرهاد نیلی، اقتصاددان در این مراسم که روز شنبه 11 مهر برگزار شد، گفت: به نظر من هر زندگینامه را میتوان به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول جایی است که انسان تقریبا هیچ نقشی در آن ندارد؛ اینکه کجا متولد شود، پدر و مادرش چه کسانی باشند، در چه زمانه و اقلیمی زندگی کند و چه فرهنگ و میراثی پیش از او شکل گرفته باشد. کتاب «روزگار محسن» در این زمینه بسیار غنی است.
▫️در بخش دوم زندگی، تصور میکنیم کنشگر هستیم؛ پشت فرمان نشستهایم و میتوانیم زندگی خود را بسازیم. اما سوال مهم این است که بخش نخست زندگی چه اثری بر بخش دوم دارد؟
📍لینک این برنامه در آپارات
📺 @ecoiran_webtv
▫️فرهاد نیلی، اقتصاددان در مراسم رونمایی از کتاب «روزگار محسن» که در سالن همایشهای مجموعه دنیای اقتصاد برگزار میشد، با قرائت جملاتی از این کتاب که زندگی نامه محسن جلالپور، فعال اقتصادی ایرانی است، تلاش کرد تا به پشتوانه آن مدلی برای زندگینامهها بسازد.
▫️فرهاد نیلی، اقتصاددان در این مراسم که روز شنبه 11 مهر برگزار شد، گفت: به نظر من هر زندگینامه را میتوان به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول جایی است که انسان تقریبا هیچ نقشی در آن ندارد؛ اینکه کجا متولد شود، پدر و مادرش چه کسانی باشند، در چه زمانه و اقلیمی زندگی کند و چه فرهنگ و میراثی پیش از او شکل گرفته باشد. کتاب «روزگار محسن» در این زمینه بسیار غنی است.
▫️در بخش دوم زندگی، تصور میکنیم کنشگر هستیم؛ پشت فرمان نشستهایم و میتوانیم زندگی خود را بسازیم. اما سوال مهم این است که بخش نخست زندگی چه اثری بر بخش دوم دارد؟
📍لینک این برنامه در آپارات
📺 @ecoiran_webtv
👍35🙏4
Forwarded from اکوایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 «روزگار محسن» چه درسی برای امروز دارد؟
🎙نسخه صوتی
▫️آیین رونمایی و جشن امضای کتاب «روزگار محسن» نوشته محسن جلالپور، تاجر و کارآفرین ایرانی، عصر روز شنبه 11 شهریور در سالن همایشهای مجموعه دنیای اقتصاد برگزار شد.
▫️در این مراسم جمعی از اقتصاددان، سیاستمداران، هنرمندان و روزنامهنگاران حضور داشتند.
▫️موسی غنینژاد، محمد نهاوندیان، محمد طبیبیان، مسعود نیلی، فرهاد نیلی، ولی الله سیف، حجت الله صیدی، پرویز خسروشاهی، فرشاد فاطمی، عباس آخوندی، محمود دولت آبادی، هوشنگ مرادی کرمانی، سروش صحت، مجید مظفری و تینا پاکروان از جمله این چهرهها بودند.
▫️محسن جلالپور متولد ۱۳۴۲ در کرمان، فعال اقتصادی است که سابقه ریاست اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، نائب رئیسی همین نهاد و ریاست اتاق کرمان و انجمن پسته را در کارنامه خود دارد.
▫️«روزگار محسن» مجموعهای از روایتها و خردهروایتهای نویسنده از خانواده، کودکی، بازار و زندگی نویسنده است و قصه خانهای پر از مهمان را روایت میکند، بازاری که بر مدار اعتماد میچرخید و حجرهای که مدرسه زندگی بود.
📺 @ecoiran_webtv
🎙نسخه صوتی
▫️آیین رونمایی و جشن امضای کتاب «روزگار محسن» نوشته محسن جلالپور، تاجر و کارآفرین ایرانی، عصر روز شنبه 11 شهریور در سالن همایشهای مجموعه دنیای اقتصاد برگزار شد.
▫️در این مراسم جمعی از اقتصاددان، سیاستمداران، هنرمندان و روزنامهنگاران حضور داشتند.
▫️موسی غنینژاد، محمد نهاوندیان، محمد طبیبیان، مسعود نیلی، فرهاد نیلی، ولی الله سیف، حجت الله صیدی، پرویز خسروشاهی، فرشاد فاطمی، عباس آخوندی، محمود دولت آبادی، هوشنگ مرادی کرمانی، سروش صحت، مجید مظفری و تینا پاکروان از جمله این چهرهها بودند.
▫️محسن جلالپور متولد ۱۳۴۲ در کرمان، فعال اقتصادی است که سابقه ریاست اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، نائب رئیسی همین نهاد و ریاست اتاق کرمان و انجمن پسته را در کارنامه خود دارد.
▫️«روزگار محسن» مجموعهای از روایتها و خردهروایتهای نویسنده از خانواده، کودکی، بازار و زندگی نویسنده است و قصه خانهای پر از مهمان را روایت میکند، بازاری که بر مدار اعتماد میچرخید و حجرهای که مدرسه زندگی بود.
📺 @ecoiran_webtv
👍45🙏2
مردی برای ساختن
▪️محسن خلیلیعراقی امروز، ۱۷ مهر ۱۴۰۵، چشم از جهان فروبست. مردی که نامش با صنعت، کارآفرینی و پایداری گره خورده بود. درگذشت او، فقدان یکی از چهرههای ماندگار صنعت ایران است. صنعتگری که زندگیاش نشان میداد ساختن یک کارخانه، تنها آغاز راه است و هنر بزرگتر، زنده نگه داشتن آن در روزگار دشوار و سپردنش به نسلهای بعد است.
▪️ خلیلیعراقی، متولد ۱۳۰۸، در خانوادهای رشد کرد که کار و ابتکار در آن جایگاهی ویژه داشت. پدرش، محمود خلیلی، از پیشگامان صنعت ایران بود و محسن در کنار او راهی را آغاز کرد که به شکلگیری بوتان انجامید. پدر و پسر، در گازهایی که بر فراز چاههای نفت میسوختند، فرصتی برای بهبود زندگی مردم دیدند. حاصل این نگاه، گسترش استفاده از گاز مایع و سپس تولید وسایل گازسوز بود که صنعت را به زندگی روزمره خانوادههای ایرانی پیوند زد.
▪️ او از نسلی بود که صنعت را مسیری برای آبادانی کشور میدانست. فعالیت در تشکلهای صنعتی و تلاش برای تقویت همکاری میان تولیدکنندگان، بخش دیگری از کارنامهاش بود. در این نگاه، پیشرفت یک کارخانه از سرنوشت دیگر بنگاهها جدا نبود و دفاع از تولید، به همکاری و سازمانیافتگی صنعتگران نیاز داشت.
زندگی حرفهای او البته بدون رنج نبود. پس از انقلاب، بخشی از سهام بوتان با حکم مصادره مواجه شد و خانواده خلیلی سالها برای بازپسگیری آن تلاش کردند. بنا بر شنیدههای من، محسن خلیلی ۲۵۴ بار در دادگاه حضور یافت تا شرکت خود را پس گرفت. او و شرکایش برای حفظ شرکت و پرداخت حقوق کارگران، حتی املاک شخصی خود را فروختند. این ایستادگی، یکی از روشنترین فصلهای زندگی اوست.
▪️در سالهای پایانی نیز دغدغه توسعه از ذهنش دور نشد. بخشی از داراییهایش را وقف پژوهش صنعتی کرد و با شکلگیری بنیاد توسعه صنعتی محسن خلیلیعراقی، از مطالعه درباره چالشهای صنعتی شدن ایران پشتیبانی کرد. حمایت از پژوهش اقتصاددانان، ادامه همان مسیری بود که دههها پیش در کارگاه و کارخانه آغاز کرده بود. تلاشی برای پیدا کردن راههای ساختن ایرانی آبادتر.
از صمصم قلب درگذشت مهندس خلیلی را به خانواده گرامی و دوستان ایشان تسلیت میگویم.
روحشان شاد و یادشان گرامی
☑️ محسن جلال پور
@mohsenjalalpour
▪️محسن خلیلیعراقی امروز، ۱۷ مهر ۱۴۰۵، چشم از جهان فروبست. مردی که نامش با صنعت، کارآفرینی و پایداری گره خورده بود. درگذشت او، فقدان یکی از چهرههای ماندگار صنعت ایران است. صنعتگری که زندگیاش نشان میداد ساختن یک کارخانه، تنها آغاز راه است و هنر بزرگتر، زنده نگه داشتن آن در روزگار دشوار و سپردنش به نسلهای بعد است.
▪️ خلیلیعراقی، متولد ۱۳۰۸، در خانوادهای رشد کرد که کار و ابتکار در آن جایگاهی ویژه داشت. پدرش، محمود خلیلی، از پیشگامان صنعت ایران بود و محسن در کنار او راهی را آغاز کرد که به شکلگیری بوتان انجامید. پدر و پسر، در گازهایی که بر فراز چاههای نفت میسوختند، فرصتی برای بهبود زندگی مردم دیدند. حاصل این نگاه، گسترش استفاده از گاز مایع و سپس تولید وسایل گازسوز بود که صنعت را به زندگی روزمره خانوادههای ایرانی پیوند زد.
▪️ او از نسلی بود که صنعت را مسیری برای آبادانی کشور میدانست. فعالیت در تشکلهای صنعتی و تلاش برای تقویت همکاری میان تولیدکنندگان، بخش دیگری از کارنامهاش بود. در این نگاه، پیشرفت یک کارخانه از سرنوشت دیگر بنگاهها جدا نبود و دفاع از تولید، به همکاری و سازمانیافتگی صنعتگران نیاز داشت.
زندگی حرفهای او البته بدون رنج نبود. پس از انقلاب، بخشی از سهام بوتان با حکم مصادره مواجه شد و خانواده خلیلی سالها برای بازپسگیری آن تلاش کردند. بنا بر شنیدههای من، محسن خلیلی ۲۵۴ بار در دادگاه حضور یافت تا شرکت خود را پس گرفت. او و شرکایش برای حفظ شرکت و پرداخت حقوق کارگران، حتی املاک شخصی خود را فروختند. این ایستادگی، یکی از روشنترین فصلهای زندگی اوست.
▪️در سالهای پایانی نیز دغدغه توسعه از ذهنش دور نشد. بخشی از داراییهایش را وقف پژوهش صنعتی کرد و با شکلگیری بنیاد توسعه صنعتی محسن خلیلیعراقی، از مطالعه درباره چالشهای صنعتی شدن ایران پشتیبانی کرد. حمایت از پژوهش اقتصاددانان، ادامه همان مسیری بود که دههها پیش در کارگاه و کارخانه آغاز کرده بود. تلاشی برای پیدا کردن راههای ساختن ایرانی آبادتر.
از صمصم قلب درگذشت مهندس خلیلی را به خانواده گرامی و دوستان ایشان تسلیت میگویم.
روحشان شاد و یادشان گرامی
☑️ محسن جلال پور
@mohsenjalalpour
😢48🙏13👍11
Forwarded from مسعود نیلی Masoud Nili
مرد صنعت ایران رفت
مطلع شدم که مهندس محسن خلیلی عراقی، که شاید بتوان او را مرد صنعت ایران نامید، امروز چشم از جهان فروبست. او انسانی بود که ترکیبی از سه مولفه دغدغه مندی برای توسعه ایران، اندیشه ورزی و بهره مندی از تجربه عملی صنعت را در درون خود، کنار هم فراهم آورده بود. در طول بیش از 25 سالی که با او آشنا بودم، حتی یکبار درباره صنعتی که خود در آن مشغول فعالیت بود، صحبت نکرد. دغدغه اش بسیار فراتر از اینها بود. آرزو داشت تا هست، صنعتی شدن ایران را ببیند. نتیجۀ مثبت و تعیین کنندۀ صنعتی شدن را بیشتر در ارتقای آگاهی های اجتماعی و بلوغ رفتاری جامعه می دید و معتقد بود، مردم از طریق کلاس درس و تبلیغات رسانه ای لزوما به این بلوغ نمی رسند. بلکه این، تمرین زندگی در مناسبات مدرن است که از طریق یادگیری تجربی، افراد را مدارا پذیر و روادار می کند و از اصطکاک ها می کاهد.
او برای به نتیجه رساندن آرزوهایش، تلاشهای بسیار کرد و رنج های فراوان کشید.
مهندس خلیلی، نامش ماندگار خواهد ماند و مشی و مرام و دغدغه اش برای توسعه ایران، مورد احترام همیشگی آیندگان خواهد بود.
خوشا بحال آنانی که اینچنین می روند.
مطلع شدم که مهندس محسن خلیلی عراقی، که شاید بتوان او را مرد صنعت ایران نامید، امروز چشم از جهان فروبست. او انسانی بود که ترکیبی از سه مولفه دغدغه مندی برای توسعه ایران، اندیشه ورزی و بهره مندی از تجربه عملی صنعت را در درون خود، کنار هم فراهم آورده بود. در طول بیش از 25 سالی که با او آشنا بودم، حتی یکبار درباره صنعتی که خود در آن مشغول فعالیت بود، صحبت نکرد. دغدغه اش بسیار فراتر از اینها بود. آرزو داشت تا هست، صنعتی شدن ایران را ببیند. نتیجۀ مثبت و تعیین کنندۀ صنعتی شدن را بیشتر در ارتقای آگاهی های اجتماعی و بلوغ رفتاری جامعه می دید و معتقد بود، مردم از طریق کلاس درس و تبلیغات رسانه ای لزوما به این بلوغ نمی رسند. بلکه این، تمرین زندگی در مناسبات مدرن است که از طریق یادگیری تجربی، افراد را مدارا پذیر و روادار می کند و از اصطکاک ها می کاهد.
او برای به نتیجه رساندن آرزوهایش، تلاشهای بسیار کرد و رنج های فراوان کشید.
مهندس خلیلی، نامش ماندگار خواهد ماند و مشی و مرام و دغدغه اش برای توسعه ایران، مورد احترام همیشگی آیندگان خواهد بود.
خوشا بحال آنانی که اینچنین می روند.
😢47👍17🙏15
Forwarded from انتشارات دنیای اقتصاد
«روزگار محسن» به چاپ سوم رسید
کتاب «روزگار محسن»، نوشته محسن جلالپور، در پی استقبال مخاطبان در مدت زمانی کوتاه به چاپ سوم رسید. این کتاب با تحسین شماری از اقتصاددانان، نویسندگان و چهرههای فرهنگی سرشناس مواجه شده است.
روزگار محسن مجموعهای از روایتها و خردهروایتهای محسن جلالپور-تاجر سرشناس بخش خصوصی- از خانواده، بازار و زندگی در کرمان است.
نویسنده در این کتاب به سالهای کودکی و نوجوانی خود بازمیگردد و از پدر و مادر، پدربزرگها، همسایگان، دوستان، مدرسه و بازاریانی روایت میکند که در شکلگیری شخصیت و نگاه او به زندگی نقش داشتهاند.
روزگار محسن بیش از آنکه روایتی از فعالیتهای تجاری و موفقیتهای حرفهای محسن جلالپور باشد، تصویری از مناسبات خانوادگی، فرهنگ بازار و شیوه زندگی نسلی از ایرانیان ارائه میکند که اعتماد، اعتبار و روابط انسانی جایگاه مهمی در زندگی و مناسبات اقتصادی و اجتماعی آن داشت.
چاپ سوم «روزگار محسن» را میتوانید از کتابفروشی دنیای اقتصاد تهیه کنید یا از طریق سایت انتشارات دنیایاقتصاد سفارش دهید یا اگر موفق نشدید،با شماره تلفن: 02152189186 تماس بگیرید.
@eco_philo_book
کتاب «روزگار محسن»، نوشته محسن جلالپور، در پی استقبال مخاطبان در مدت زمانی کوتاه به چاپ سوم رسید. این کتاب با تحسین شماری از اقتصاددانان، نویسندگان و چهرههای فرهنگی سرشناس مواجه شده است.
روزگار محسن مجموعهای از روایتها و خردهروایتهای محسن جلالپور-تاجر سرشناس بخش خصوصی- از خانواده، بازار و زندگی در کرمان است.
نویسنده در این کتاب به سالهای کودکی و نوجوانی خود بازمیگردد و از پدر و مادر، پدربزرگها، همسایگان، دوستان، مدرسه و بازاریانی روایت میکند که در شکلگیری شخصیت و نگاه او به زندگی نقش داشتهاند.
روزگار محسن بیش از آنکه روایتی از فعالیتهای تجاری و موفقیتهای حرفهای محسن جلالپور باشد، تصویری از مناسبات خانوادگی، فرهنگ بازار و شیوه زندگی نسلی از ایرانیان ارائه میکند که اعتماد، اعتبار و روابط انسانی جایگاه مهمی در زندگی و مناسبات اقتصادی و اجتماعی آن داشت.
چاپ سوم «روزگار محسن» را میتوانید از کتابفروشی دنیای اقتصاد تهیه کنید یا از طریق سایت انتشارات دنیایاقتصاد سفارش دهید یا اگر موفق نشدید،با شماره تلفن: 02152189186 تماس بگیرید.
@eco_philo_book
👍50🙏1