#خبر
🔴 حمله با سلاح سرد به آخوند حکومتی در رشت
🔴 خبرگزاری حکومتی ایسنا در گزارشی که روز جمعه ۱۰ مهر منتشر کرد بهنقل از سرکرده نیروی انتظامی رشت خبر از حمله با سلاح سرد به یک آخوند حکومتی داد.
ایسنا در گزارش خود بهنقل از سرهنگ روشن قلب، سرکرده انتظامی رشت نوشت «در پی دریافت گزارشی مبنی بر مجروحیت یک روحانی با سلاح سرد توسط فردی ناشناس در یکی از محلات رشت، پیگیریهای تخصصی و ویژه پلیس برای روشن شدن ابعاد ماجرا و شناسایی عامل این اقدام بلافاصله در دستور کار قرار گرفت».
🔴 @mojahedin_org
ایسنا در گزارش خود بهنقل از سرهنگ روشن قلب، سرکرده انتظامی رشت نوشت «در پی دریافت گزارشی مبنی بر مجروحیت یک روحانی با سلاح سرد توسط فردی ناشناس در یکی از محلات رشت، پیگیریهای تخصصی و ویژه پلیس برای روشن شدن ابعاد ماجرا و شناسایی عامل این اقدام بلافاصله در دستور کار قرار گرفت».
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
🔴 اعدام زندانی قیام در شهر کرد
🔴 صبح امروز دژخیمان ولایت فقیه در یک جنایت تازه یک زندانی قیام بهنام سیاوش جمشیدی را در شهر کرد اعدام کردند
خبرگزاری قضاییهٔ جلادان «حضور فعال در قیام ۱۴۰۴ و شلیک بهمأموران» را از علل اعدام سیاوش جمشیدی اعلام کرده است.
این خبرگزاری حکومتی نوشت: او در جریان قیام دی ۱۴۰۴ «در خیابان ناصرخسرو شهرکرد به سمت مأموران مستقر در مصلی تیراندازی و فرار کرده است».
قضاییه جلادان از دیگر دلایل اعدام این شورشگر را «حضور مکرر در اغتشاشات» و «ساماندهی و انجام اقدامات ضدامنیتی» اعلام کرده است.
قضاییه جلادان همچنین نوشت: نامبرده بهمراتب و دفعات مختلف به اشخاص مختلف در خصوص حضور در اغتشاشات و استفاده از سلاح پیام داده است.
🔴 @mojahedin_org
خبرگزاری قضاییهٔ جلادان «حضور فعال در قیام ۱۴۰۴ و شلیک بهمأموران» را از علل اعدام سیاوش جمشیدی اعلام کرده است.
این خبرگزاری حکومتی نوشت: او در جریان قیام دی ۱۴۰۴ «در خیابان ناصرخسرو شهرکرد به سمت مأموران مستقر در مصلی تیراندازی و فرار کرده است».
قضاییه جلادان از دیگر دلایل اعدام این شورشگر را «حضور مکرر در اغتشاشات» و «ساماندهی و انجام اقدامات ضدامنیتی» اعلام کرده است.
قضاییه جلادان همچنین نوشت: نامبرده بهمراتب و دفعات مختلف به اشخاص مختلف در خصوص حضور در اغتشاشات و استفاده از سلاح پیام داده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
⭕️ ترامپ: هرگز نباید سلاح هستهیی داشته باشند و نخواهند داشت
➖ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، جمعه شب ۱۰ مهر در یک سخنرانی در جمع گروهی از مردم آلاباما گفت رژیم ایران سلاح هستهیی ندارد و تا زمانی که او رئیسجمهور است، به چنین سلاحی دست پیدا نخواهد کرد.
او افزود مقامهای رژیم ایران «چون دیوانهاند» هرگز نباید سلاح هستهیی داشته باشند و نخواهند داشت.
رئیسجمهور آمریکا گفت اقدام علیه برنامه هستهیی رژیم ایران باید سالها پیش توسط رؤسای جمهور قبلی آمریکا یا کشور دیگری انجام میشد و گفت: «ما همیشه باید کار کثیف [دیگران] را انجام دهیم، اما این کار باید سالها و سالها پیش انجام میشد».
ترامپ رژیم ایران را دههها «قلدر خاورمیانه» خواند.
او در ادامه گفت رژیم ایران نیروی دریایی، نیروی هوایی، رادار و سامانههای ضدهوایی ندارد و اقتصاد آن «در وضعیت بسیار بدی» قرار دارد. ترامپ گفت: «آنها یک چیز دارند که واقعاً دارند؛ اسمش تورم است. آنها حدود ۳۱۰ درصد تورم دارند».
ترامپ گفت بهمحض پایان جنگ، قیمت نفت بهشدت کاهش خواهد یافت و افزود این جنگ «خیلی زود» پایان خواهد یافت، احتمالاً بلافاصله پس از انتخابات.
او در بخش دیگری از سخنانش درباره مقامهای رژیم ایران گفت: «اگر این دیوانهها سلاح هستهیی داشتند... از آن علیه آلاباما استفاده میکردند». ترامپ با اشاره به افزایش قیمت نفت در پی جنگ با رژیم ایران و جلوگیری از دستیابی آن به سلاح هستهیی گفت: «این بهایی کوچکی بود».
ترامپ سپس از دولت جو بایدن، رئیسجمهور سابق آمریکا انتقاد کرد و گفت: «در دوران بایدن، بایدن درباره سلاحهای هستهیی [رژیم ایران] هیچ کاری نکرد. او درباره هیچ چیز هیچ کاری نکرد. آن مرد تمام مدت خواب بود. او نمیتوانست کاری انجام دهد».
ترامپ گفت رژیم ایران ابتدا یک گروه از رهبران خود را از دست داد، سپس گروه دیگری از رهبرانش را و پس از آن نیمی از یک گروه سوم را از دست داد.
ترامپ اضافه کرد «همه گفتند من نمیخواهم. من نمیخواهم. و این بخشی از مشکل ماست. من نمیدانم با چه کسی باید معامله کنم. هیچکس برای مذاکره وجود ندارد. هیچکس نمیخواهد رئیسجمهور باشد».
او با لحنی طعنهآمیز گفت: «من میگویم با چه کسی در ایران صحبت کنم؟ هیچکس آنجا نیست. تقتق، کسی خانه نیست».
ترامپ در پایان گفت جنگ «به هر شکلی که باشد» بهزودی پایان خواهد یافت و افزود: «این جنگ خیلی زود تمام خواهد شد، احتمالاً بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای».
ترامپ تأکید کرد او همین حالا نیز میتواند از جنگ خارج شود و رژیم ایران سالهای سال باید برای بازسازی تلاش کند. اما توضیح داد دلیل اینکه از جنگ خارج نشده این است که او میخواهد کار را تکمیل و تمیز انجام دهد و نمیخواهد مسأله رژیم ایران به یک رئیسجمهور دیگری واگذار شود که حاضر نباشد همین سختگیری را داشته باشد. او همچنین گفت رژیم ایران از «کارتهای» خود بیش از حد استفاده کرد و به نوعی بیان کرد که رژیم ایران مرتکب خطا شد وقتی مذاکره نکرد و حالا با خرابیهای گسترده روبهرو است.
🔴 @mojahedin_org
او افزود مقامهای رژیم ایران «چون دیوانهاند» هرگز نباید سلاح هستهیی داشته باشند و نخواهند داشت.
رئیسجمهور آمریکا گفت اقدام علیه برنامه هستهیی رژیم ایران باید سالها پیش توسط رؤسای جمهور قبلی آمریکا یا کشور دیگری انجام میشد و گفت: «ما همیشه باید کار کثیف [دیگران] را انجام دهیم، اما این کار باید سالها و سالها پیش انجام میشد».
ترامپ رژیم ایران را دههها «قلدر خاورمیانه» خواند.
او در ادامه گفت رژیم ایران نیروی دریایی، نیروی هوایی، رادار و سامانههای ضدهوایی ندارد و اقتصاد آن «در وضعیت بسیار بدی» قرار دارد. ترامپ گفت: «آنها یک چیز دارند که واقعاً دارند؛ اسمش تورم است. آنها حدود ۳۱۰ درصد تورم دارند».
ترامپ گفت بهمحض پایان جنگ، قیمت نفت بهشدت کاهش خواهد یافت و افزود این جنگ «خیلی زود» پایان خواهد یافت، احتمالاً بلافاصله پس از انتخابات.
او در بخش دیگری از سخنانش درباره مقامهای رژیم ایران گفت: «اگر این دیوانهها سلاح هستهیی داشتند... از آن علیه آلاباما استفاده میکردند». ترامپ با اشاره به افزایش قیمت نفت در پی جنگ با رژیم ایران و جلوگیری از دستیابی آن به سلاح هستهیی گفت: «این بهایی کوچکی بود».
ترامپ سپس از دولت جو بایدن، رئیسجمهور سابق آمریکا انتقاد کرد و گفت: «در دوران بایدن، بایدن درباره سلاحهای هستهیی [رژیم ایران] هیچ کاری نکرد. او درباره هیچ چیز هیچ کاری نکرد. آن مرد تمام مدت خواب بود. او نمیتوانست کاری انجام دهد».
ترامپ گفت رژیم ایران ابتدا یک گروه از رهبران خود را از دست داد، سپس گروه دیگری از رهبرانش را و پس از آن نیمی از یک گروه سوم را از دست داد.
ترامپ اضافه کرد «همه گفتند من نمیخواهم. من نمیخواهم. و این بخشی از مشکل ماست. من نمیدانم با چه کسی باید معامله کنم. هیچکس برای مذاکره وجود ندارد. هیچکس نمیخواهد رئیسجمهور باشد».
او با لحنی طعنهآمیز گفت: «من میگویم با چه کسی در ایران صحبت کنم؟ هیچکس آنجا نیست. تقتق، کسی خانه نیست».
ترامپ در پایان گفت جنگ «به هر شکلی که باشد» بهزودی پایان خواهد یافت و افزود: «این جنگ خیلی زود تمام خواهد شد، احتمالاً بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای».
ترامپ تأکید کرد او همین حالا نیز میتواند از جنگ خارج شود و رژیم ایران سالهای سال باید برای بازسازی تلاش کند. اما توضیح داد دلیل اینکه از جنگ خارج نشده این است که او میخواهد کار را تکمیل و تمیز انجام دهد و نمیخواهد مسأله رژیم ایران به یک رئیسجمهور دیگری واگذار شود که حاضر نباشد همین سختگیری را داشته باشد. او همچنین گفت رژیم ایران از «کارتهای» خود بیش از حد استفاده کرد و به نوعی بیان کرد که رژیم ایران مرتکب خطا شد وقتی مذاکره نکرد و حالا با خرابیهای گسترده روبهرو است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
سازمان مجاهدین خلق ایران در مهرماه ۱۴۰۴ یک کتاب تحقیقی درباره قتلعام ۶۷ در زندانهای شهرستانهای ایران منتشر کرده است. این نخستین کتاب جامع درباره قتلعام ۶۷ در شهرستانهاست.
تهیه این کتاب، با یاری صدها تن از اعضا و هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف کشور، همچنین در اشرف۳ و اروپا و آمریکا ممکن شده است. در سال ۱۳۹۸ نیز سازمان مجاهدین اسامی بیش از پنج هزار مجاهد قتلعام شده را در کتابی به نام «جنایت علیه بشریت» منتشر کرد.
کتاب جدید مستندات پرشماری ارائه میکند که تأیید میکند کشتار بزرگ سال ۶۷ در اصل یک نسلکشی علیه اعضای مجاهدین بوده است.
انتشار این کتاب گام دیگری در مسیر جنبش دادخواهی قتلعام شدگان است که از تابستان ۹۵ با فراخوان رئیسجمهور برگزیده مقاومت مریم رجوی گسترش یافته است.
این کشتار با اینکه در سالهای اخیر موضوع کتابها و تحقیقات و روشنگریهای بیشماری بوده، هنوز اسرارآمیزترین واقعهٔ سیاسی تاریخ معاصر ایران است. در میان سویههای گوناگون و در محاقمانده این واقعه، کشتار در زندانهای شهرستانها از همه مبهمتر است؛ بهنحوی که نهفقط فهرست نامهای قتلعامشدگان و نشانی مزارهایشان نامعلوم است، بلکه حتی دقیقاً روشن نیست کدامیک از شهرستانها محل کشتار بوده و زندانیان در کجا بهشهادت رسیدهاند؟
در محاکمههای صحرایی در منطقه کرمانشاه چه گذشت؟
چه تعدادی از هواداران مجاهدین یا زندانیان آزاد شده در همان مقطع دوباره دستگیر و اعدام شدند؟
قتلعام کسانی که حین خروج از مناطق مرزی جنوب شرقی کشور دستگیر شده بودند چه ابعادی داشت؟ چگونه آنها را سربه نیست کردند؟
اعدامها تا چه زمانی ادامه پیدا کرد؟
اعدامها از چه زمانی طراحی شد، از چه زمانی آغاز شد و تا چه کی ادامه داشت؟
جابهجایی زندانیان از زندانی به زندان دیگر، چه هدفی داشت؟
در زندانهای هر شهرستان چند نفر اعدام شدند؟
و قتلعام شدگان در هر شهر در چه نقاطی دفن شدند؟
یافتن پاسخ قطعی و نهایی این پرسشها البته در گرو سرنگونی رژیم است، اما چنانکه تجربهٔ جنبش دادخواهی در سالهای اخیر نشان داده، کوشش، پشتکار و از خود گذشتگی مجاهدین و هوادارانشان و سایر هموطنان توانسته است گرههای بسیاری از این کلاف سردرگم را باز کند.
کتاب حاضر قدمی در همین مسیر و بخشی از تعهد این مقاومت به آشکارسازی تمام جزییات و زوایای پنهان قتلعام، و رساندن صدای شهیدانش به گوش جهان است؛ تعهد به زیر کشیدن قاتلانی که پایههای حکومت خود را بر این خونها بنا کردهاند، و تعهد آرام نگرفتن تا گسستن بند از بند نظام اعدام و قتلعام.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کانون_شورشی
#سهشنبههای_نه_به_اعدام
🔴 پراتیک جوانان شورشگر در کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صد و چهلم در ۶۶ زندان ایران
🔴 در شهرهای؛
کرج - تهران - همدان - مشهد - ارومیه - اراک - یزد - اهواز - بندرعباس - ملایر - لنگرود - مشکیندشت - کرمانشاه - فردیس - کازرون - جهرم
🔴 @mojahedin_org
#سهشنبههای_نه_به_اعدام
کرج - تهران - همدان - مشهد - ارومیه - اراک - یزد - اهواز - بندرعباس - ملایر - لنگرود - مشکیندشت - کرمانشاه - فردیس - کازرون - جهرم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
🔴 محکومیت سرکوب سیستماتیک اعتراضات و اعدام معترضان توسط رژیم ایران در کمیته سوم مجمع عمومی ملل متحد
🔴 سرکوب سیستماتیک اعتراضات و اعدام معترضان توسط رژیم ایران در کمیته سوم مجمع عمومی ملل متحد توسط کشورهای مختلف محکوم گردید.
نماینده آلمان گفت: ما از سرکوب وحشیانه اعتراضات در ایران در آغاز سال ۲۰۲۶، از جمله یافتههای مربوط به نقض شدید حقوقبشر، بهشدت خشمگین و منزجر هستیم؛ نقض حقوقبشری که در حد جنایت علیه بشریت است.
نماینده آلمان افزود: ما ادامه اعدام معترضان و استفاده از مجازات اعدام توسط ایران برای مجازات افرادی که حقوق اولیه انسانی خود را اعمال میکنند، با شدیدترین لحن ممکن محکوم میکنیم.
علاوه بر این، ما از رژیم ایران میخواهیم به سرکوب سیستماتیک خود علیه زنان و همچنین اقلیتهای قومی و مذهبی پایان دهد.
نماینده انگلستان گفت: در ایران، هزاران معترض در ماه ژانویه توسط نیروهای امنیتی کشته شدند. از آن زمان تاکنون معترضان اعدام شدهاند و بسیاری دیگر همچنان در آستانه اعدام و در صف مرگ قرار دارند.
گزارشهای مربوط به شکنجه و بدرفتاری، از جمله علیه زنان، اقلیتهای قومی و جوامع مذهبی، عمیقاً نگرانکننده است.
نماینده انگلستان افزود: رژیم ایران باید سرکوب خشونتآمیز مخالفان را متوقف کند، اجرای اعدامها را متوقف نماید و با سازوکار هیأت حقیقتیاب سازمان ملل متحد همکاری کند.
نماینده ایسلند در نشست کمیته سوم مجمع عمومی گفت: وضعیت حقوقبشر در ایران همچنان رو به وخامت است و در سایه جنگ، این وضعیت تشدید شده است. ایسلند نسبت به افزایش شدید استفاده از نیروی مرگبار و بازداشتهای گسترده برای سرکوب اعتراضات، و همچنین افزایش چشمگیر موارد اعدام بهعنوان ابزاری برای ارعاب و کنترل، عمیقاً ابراز نگرانی میکند.
نماینده ایسلند افزود: ما از رژیم ایران میخواهیم که بیدرنگ استفاده از مجازات اعدام را متوقف کند، اجرای اعدامها را بهحالت تعلیق درآورد و تمامی افرادی را که خودسرانه بازداشت شدهاند، آزاد نماید.
نماینده استرالیا گفت: استرالیا کارزار بیرحمانه رژیم ایران در زمینه بازداشتهای خودسرانه و توسل به اعترافات اجباری، شکنجه و مجازات اعدام برای خاموش کردن صدای مخالفان سیاسی را محکوم میکند.
ما از رژیم ایران میخواهیم که حقوقبشر تمامی مردم، از جمله گروههای اقلیت و همچنین زنان و دختران را رعایت کند ما برای پایان دادن به سرکوب زنان و دختران و همچنین خشونتهای جنسیتی در ایران، تلاش و پافشاری خواهیم کرد.
🔴 @mojahedin_org
نماینده آلمان گفت: ما از سرکوب وحشیانه اعتراضات در ایران در آغاز سال ۲۰۲۶، از جمله یافتههای مربوط به نقض شدید حقوقبشر، بهشدت خشمگین و منزجر هستیم؛ نقض حقوقبشری که در حد جنایت علیه بشریت است.
نماینده آلمان افزود: ما ادامه اعدام معترضان و استفاده از مجازات اعدام توسط ایران برای مجازات افرادی که حقوق اولیه انسانی خود را اعمال میکنند، با شدیدترین لحن ممکن محکوم میکنیم.
علاوه بر این، ما از رژیم ایران میخواهیم به سرکوب سیستماتیک خود علیه زنان و همچنین اقلیتهای قومی و مذهبی پایان دهد.
نماینده انگلستان گفت: در ایران، هزاران معترض در ماه ژانویه توسط نیروهای امنیتی کشته شدند. از آن زمان تاکنون معترضان اعدام شدهاند و بسیاری دیگر همچنان در آستانه اعدام و در صف مرگ قرار دارند.
گزارشهای مربوط به شکنجه و بدرفتاری، از جمله علیه زنان، اقلیتهای قومی و جوامع مذهبی، عمیقاً نگرانکننده است.
نماینده انگلستان افزود: رژیم ایران باید سرکوب خشونتآمیز مخالفان را متوقف کند، اجرای اعدامها را متوقف نماید و با سازوکار هیأت حقیقتیاب سازمان ملل متحد همکاری کند.
نماینده ایسلند در نشست کمیته سوم مجمع عمومی گفت: وضعیت حقوقبشر در ایران همچنان رو به وخامت است و در سایه جنگ، این وضعیت تشدید شده است. ایسلند نسبت به افزایش شدید استفاده از نیروی مرگبار و بازداشتهای گسترده برای سرکوب اعتراضات، و همچنین افزایش چشمگیر موارد اعدام بهعنوان ابزاری برای ارعاب و کنترل، عمیقاً ابراز نگرانی میکند.
نماینده ایسلند افزود: ما از رژیم ایران میخواهیم که بیدرنگ استفاده از مجازات اعدام را متوقف کند، اجرای اعدامها را بهحالت تعلیق درآورد و تمامی افرادی را که خودسرانه بازداشت شدهاند، آزاد نماید.
نماینده استرالیا گفت: استرالیا کارزار بیرحمانه رژیم ایران در زمینه بازداشتهای خودسرانه و توسل به اعترافات اجباری، شکنجه و مجازات اعدام برای خاموش کردن صدای مخالفان سیاسی را محکوم میکند.
ما از رژیم ایران میخواهیم که حقوقبشر تمامی مردم، از جمله گروههای اقلیت و همچنین زنان و دختران را رعایت کند ما برای پایان دادن به سرکوب زنان و دختران و همچنین خشونتهای جنسیتی در ایران، تلاش و پافشاری خواهیم کرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from جنبش دادخواهى
🌹۱۱مهر ۱۳۶۰
شهادت مجاهد قهرمان، فیروز رحیمیان، لیسانس مدیریت و فرزند دلیر مردم رامسر بهدست پاسداران جهل و جنایت حکومت آخوندی در لاهیجان
📌@massacre_67
شهادت مجاهد قهرمان، فیروز رحیمیان، لیسانس مدیریت و فرزند دلیر مردم رامسر بهدست پاسداران جهل و جنایت حکومت آخوندی در لاهیجان
🍁جلادان زندان، فیروز را در ۱۱ مهر ۶۰ به شهادت رساندند. پیکر او از ناحیه پشت کاملا سیاه بود و قسمتهایی از هر دو دست او شکسته بود...
🍁شهدای خانواده بزرگ رحیمیان:
۱-بهروز رحیمیان، شهادت ۳ دی ۱۳۹۱ به علت بیماری در اثر محاصره لیبرتی از سوی دولت مزدور عراق
۲-فروزنده پروانه، همسر بهروز رحیمیان، در عملیات فروغ جاویدان
۳-خیرالنسا رستمی همسر فیروز رحیمیان، شهادت ۱ دی ۱۳۶۱
۴-بیژن رحیمیان، شهادت ۱۳۸۲ بر اثر بمباران مراکز مجاهدین توسط هواپیماهای آمریکا و انگلیس، به خواست آخوندها
۶-بهمن رحیمیان، شهادت ۲۳ مرداد ۱۳۶۱ در رامسر
۵-ابوالحسن مرادرستمی و
۸-مهدی مرادرستمی
از برادران خیرالنساء، شهادت ۱۳۶۰ توسط اسفندیار رحیممشایی
📌@massacre_67
#آموزشی
🔴 یکی از مارکهای متداول به انقلابیون و مجاهدین است که خودشان، خودشان را به کشتن میدهند. همواره کسانی یا جریانهایی هستند که به دنبال تقسیم تقصیر بین ظالم و مظلوم باشند یا از آن شنیعتر مظلوم را باعث ظلم جلوه دهند.
مسعود رجوی در یکی از مصاحبههایش با نشریهی مجاهد در بهمن ماه ۱۳۵۹ پاسخ چنین افرادی را داده است.
ما به دلیل طولانی بودن، بخشهایی از این مصاحبه را در زیر آوردهایم که خواندن آن برای جوانان انقلابی و جویای مبارزه بسیار ضروری است:
🔴 @mojahedin_org
مسعود رجوی در یکی از مصاحبههایش با نشریهی مجاهد در بهمن ماه ۱۳۵۹ پاسخ چنین افرادی را داده است.
ما به دلیل طولانی بودن، بخشهایی از این مصاحبه را در زیر آوردهایم که خواندن آن برای جوانان انقلابی و جویای مبارزه بسیار ضروری است:
«آنها با تحریف آشکار همهی حقایق دو سال اخیر، کار را به آنجا رساندهاند که ما (مجاهدین) را به خاطر کار «ناکرده» شماتت میکنند. اینجاست که دیگر منطق خیانتبار «حادثهآفرینی بقصد شکنجه یا شهادت و یا اعدام اعضاء و هواداران، بخاطر مظلومنمایی و... الخ»، به مرحلهی جدیدی از بلوغ سیاسی و اخلاقی! پویندگانش راه میبرد که همانا تأیید تلویحی قاتلان و شکنجهگران از طریق سرپوش گذاشتن بر مسئولیت ننگین آنها در جنایتهای متعددشان است والا مسئولیت را از آنها سلب و به مجاهدین نمیچسباندند.
به نظر میرسد که «فیوضات و نعمات» و امتیازات حاصل از دست کردن تلویحی در خون مجاهدین (از طریق منتسب کردن این خونها به خودشان) شیرینتر از آن است که بتوان به خاطر مکتب! از آن چشم پوشید. این است که پیوسته و به زبانهای مختلف، برغم همهی مکتببازیهای باصطلاح توحیدی، همچنان اصرار میورزند که: «رهبران... از روی طرح و نقشه حادثهآفرینی میکنند و هواداران خود را به زندان و زیر کتک و شکنجه میفرستند تا... سپس روی آن تبلیغ و مظلومنمایی کنند...»
میبینید! که گویی نسل انقلابی ما از خود مغز و شعوری ندارد که بیندیشد، که گویی از خود قلبی ندارد که برای «مردم» و «امت» واقعیاش بتپد! که گویی عاری از هرگونه احساس مسئولیت است و خود، طعم تلخ ظلم و خفقان سیاه را نمیچشد و آنرا هر روز و هر ساعت در رگ و پوست تمامی مردم و امتش لمس نمیکند، که گویی فقط چوب خشکی است و یا موم نرمی (بیعقیده و اختیار) در دست مجاهدین!
که انگار این نسل از بدو تولد با مازوخیسم شلاق به دنیا آمده و حالا که نوع طاغوتی آن جمعآوری شده، ناگزیر خود حادثه میآفریند، تا نوع باصطلاح شرعی! آنرا ایجاد و مصرف کند!
لیکن میدانیم که این «انگارها» با واقعیت سرسخت و پولادین بسیار متفاوت است. واقعیتی که براساس آن هر کس که مختصر انصافی داشته باشد، برغم هرگونه ضدیت با مجاهدین، در این تردید نخواهد کرد که در سراسر ۱۶ سال گذشته، «مجاهدین» ـ بمثابه یک جریان عظیم تاریخی ـ میعادگاه و نقطهی اعتلاء و پیوند خونین آگاهترین و فداکارترین انقلابیون مسلمان این میهن بوده است. اینرا من نه بخاطر وابستگی سازمانی خودم، بلکه دقیقاً بخاطر همان حقیقتی میگویم که در مدت ۱۴ سال، یعنی از زمانی که بعنوان یک عضو مبتدی به این جریان پیوستم، تاکنون از نزدیک تجربه کردهام. پس گذشته نشان داده و آینده نیز باز هم نشان خواهد داد که به طور تاریخی و اجتماعی آگاهترین و فداکارترین انقلابیون مسلمان برای حرکت سیاسی ـ ایدئولوژیک خود سرانجام هیچ مسیری جز «مجاهدین» نخواهند یافت. تجزیهی گروههای بینابینی و جذب آگاهترین و صادقترین عناصر آن به جانب این جریان تاریخی، و انسجام درونی روزافزون خود جریان و انضباط آهنین آن، مضافاً بر مقاومتهای بسیار شگفتانگیزی که تاکنون در قبال انواع ضربات و خطرات بر سر اصول نشان داده است؛ تماما مؤید این حقیقت است. چرا که پروسهی رشد و تکامل سازمانهای سیاسی، نه ازروی تصادف و دست بر قضاء بلکه دقیقاً تابع قانونمندیهای سرسختی است که بههیچوجه از دیگر قانونمندیهای اجتماعی و طبیعی کمتر نیستند.
جالب این است که مذمت دیکتاتوری در مجاهدین، بیشتر از جانب کسانی است که حرفهی اصلیشان مدیحهسرایی برای دیکتاتوری و اختناق موجود در جامعه است!
اما در رابطه با آن تودهی هوادار چشم و گوشبستهی مجاهدین، باید به عرض برسانم که آقایان غافلند از اینکه مجاهدین کمتر عضو یا هواداری دارند که به انحاء مختلف، همه یا بسیاری از مدعیان کذایی مکتب و اسلام را در طی سالیان دور یا نزدیک، از نزدیک تجربه نکرده باشد.
غافلند از این که «مجاهدین» برای آگاهترین و صدیقترین نیروها نه نخستین «منزل» سیاسی ـ تشکیلاتی و نه از «مهمانسرا»های میانهی راه، بلکه دقیقاً و منطقاً «مأوای» نهایی است.
البته تذکار این مطالب به کسانی که هیچ درکی از ارتباط اجتنابناپذیر میان محتوای ایدئولوژیکی یک سازمان انقلابی را با فرم تشکیلاتی آن، و از رابطهی فشرده و ارگانیک این هر دو با خطمشی سیاسی ندارند، بیهوده است.
والا با خوشخیالی تمام تصور نمیکردند که جریان عضوگیری مجاهدین به آن سادگی که این آقایان تصور میکنند طی میشود.
آخر مدعیان نمیدانند که جریان عضوگیری یک سازمان انقلابی، بمثابه پروسهی پیچیدهی «اندامیابی» که بههیچوجه سادهتر از جریان تفصیل اندامها از ارگانیسمهای گیاهی و حیوانی نیست اساساً در ارتباط مستقیم با ملاء اجتماعی پیرامون آن و بطور خلاصه جوشیده از متن واقعیات اجتماعی و سیاسی است.
و البته اگر این رشد اندامها کاذب، «ناحق» و باصطلاح بادکنکی باشد، بزودی زمان ترکیدن یا تجزیه و انشعاب فرا میرسد، والا معلوم میشود که رشد مزبور لاقل تا پایان یک مرحله و تا وقتی که شرایط اساسی مربوط به آن مرحله به قوت خود باقی هستند، «حق» واقعی و درخور و شایستهی آن بوده است.
و من فکر میکنم که مجاهدین، لااقل در این مرحله اصالت و پایداری و انسجام رشد خود را در ارتباط تنگاتنگ با محیط سیاسی و اجتماعی پیرامون در حد عالی ثابت کردهاند.
عبارات در هر لفافهای که پیچیده شوند، بهرحال مضمونشان واحد است: «پیشقدمی در ایجاد حادثه و درگیری به هر بهانهای»، آنگاه بقول ایشان «ناچار» سپاه دخالت میکند «عدهای بازداشت، چندنفری هم زخمی و یک نفر هم کشته...»! و بعد هم نوبت «مظلومبازی» مجاهدین میرسد! میبینید؟ «ضعف نفس» را که گفتم میبینید؟!
«درگیری را مجاهدین ایجاد میکنند»، ولی زخمی و کشته را معلوم نیست که میدهد؟! ضمناً معلوم نیست آن «طفلک»های معصومی! که به «ناچار» دخالت میکنند، این وسط چه صیغهای هستند و چه موضعی دارند؟!
داستان، البته ظاهری بغایت کمدی و خندهآور دارد؛ اما کیست که نداند در باطن، مسئلهی چماق است و دشنه و شلاق و ژ-۳، مسئلهی جراحت و شهادت، داستان دهها هزار ضربهای که خواهران و برادران ما در سراسر کشور خوردهاند و تاکنون برای ممانعت از "حادثهآفرینی" هیچ مقابلهی به مثل نکردهاند.
داستان اعدام سفاکانهی برادران عسکری، جمجمهی لهشدهی عباس عمانی، تا مغزهای بیرون ریختهی عینالله و شکرالله و ناصر و... تا بدن پارهپارهی نسرین و پیکرهای آغشته به خون مصطفی و محمود و بهرام و احمد و... حمید رضاییها و هزارها شکنجهشده و منزهترین دخترانی که در زیر شلاق دژخیمان به شدیدترین خونریزی و اغما دچار میشوند و...
و داستان بسیاری مبارزان و انقلابیون دیگر که طی این مدت بیگناه به مسلخ رفتهاند. داستان فجیع بشهادت رسانیدن زندانیان ترکمن و دهها انقلابی و مبارز دیگری که طی این مدت به جوخهی آتش سپرده شدهاند.
سرانجام داستان خلقی در زنجیر که به امید استقلال و آزادی در سایهی جمهوری اسلامی، فدیههای عظیم داد ولی حالا معلوم میشود که لااقل تا آنجا که به آزادیهای مردم مربوط میشده گویا دعوا فقط بر سر این بوده است که "قبلی"ها، اسم باصطلاح شرعی شکنجه را نمیدانسته و بیجهت "حد شرعی" را تحت نام "شکنجه" اعمال میکردهاند!
بله، به این نادیده گرفتن عامدانهی این حجتهای آشکار جز "ضعف نفس" چاکرمنشانه در قبال زورمندان روز چه میتوان گفت؟ والا بجای متهمکردن مجاهدین، از دوستان و زعمای مکتب مورد ادعایشان مصرانه دستگیری قاتلان و حادثهسازان واقعی را میطلبیدند.
حال اگر کسی به صداقت و صحت مطالبی که گفتم شک دارد، من از او تقاضا میکنم یکبار هم که شده مجموعهی گزارشات بیطرفانهی مربوط به درگیریهای خیابان مبارزان را مطالعه کند. و سپس اجازه دهید فریاد بزنم که: اگر این قدر شرف و شهامت ندارید که از حقوق آنهایی که مظلوم واقع میشوند، دفاع کنید، لااقل دیگر بر زخم مجروحان ما نمک نپاشید و بر گور شهیدانمان لگد نزنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مقاله
🔴 ✍️ مقاله - ایرانزمین در آستانهٔ فرصت تاریخی
🔴 ایرانزمین در یکی از بحرانیترین شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تاریخیِ خود بهسر میبرد؛
بلاتکلیفیِ جنگ خارجی،
استفاده از همین وضعیت توسط حاکمیت برای سلطه و کنترل حداکثریِ جامعه،
کمرشکن شدن اقتصاد زندگی و معیشت بر اثر فساد سیاسی با اهرمهای رانتخواریِ حکومتی، الیگارشی تمرکز قدرت و شرکتهای تابعهی سپاه پاسداران
و تکیهی حاکمیت بر اعدام و ارعاب برای مهار چنین وضعیت انفجاری.
از طرفی ایرانزمین در یکی از مهیاترین شرایط تغییر وضعیت موجود به موقعیت مطلوب واقع شده است. وضعیتی که اغراق نخواهد بود اگر به فرصت تاریخی یا دوران تاریخی تشبیه شود؛
عبور از بلاتکلیفیِ جنگ خارجی و تبدیل آن به فرصت خیزش و قیام، مشغلهی جامعهی حداکثریِ ایران شده است.
ابربحران اقتصاد زندگی و معیشت، به قویترین عامل ضد طبقاتی علیه رانتخواریِ حکومتی، الیگارشی تمرکز قدرت و شرکتهای تابعهی سپاه پاسداران بالغ شده و تجربهی شهودی و زیست روزانه، مردم ایران را به کلانآگاهی از ریشههای این ابربحران رسانده است.
اعدام و ارعاب حکومتی، فقط چاشنیهای انفجاریِ خشم و انتقام را در افق سراسر ایران تکثیر نموده است.
بهدلیل همهجانبه بودن محورهای فوق است که بغضهای فشرده شده، شکیباییهای سرریزشده و خشم متراکمشدهی اکثریت قاطع مردم ایران، بزرگترین سرمایهی ملی برای پای نهادن به تغییر از وضعیت موجود به موقعیت مطلوب هستند.
آنچه در این ۴۷ سال آفریده شده است و ادامه دارد، حاصل پرداخت بهای سنگین ــ و البته ناگزیر برای عبور از یک گردنهی تاریخی ــ توسط اکثریت مردم ایران است. چرا ناگزیر و تاریخی؟ در این ۴۷ سال چنگ در چنگ «مهیبترین نیروی ارتجاعیِ تاریخ ایران»[۱] بودهایم. این فرایند، یکی از گردنههای صعب عبورِ ضرورت آزادی از جبر استبداد مذهبی ــ سیاسی است. بدین سبب، پرداخت بهای این عبور، یک دوران تاریخی برای اکثریت مردم ایران و خاصه پیشگامان خط مقدم نبرد با این مهیبترین نیرو بوده است.
اگر تاریخ سیاسی ــ اجتماعیِ کشورهای جهان را از نظر بگذرانیم، هیچ کشوری را بهاندازهی ایرانزمین نمییابیم که نسل به نسل مردمانش از این تعداد و این حجم جنبشهای آزادیخواهانه و استقلالطلبانه عبور کرده باشند. پس چرا با وجود این غنای سیاسی، فرهنگی و تاریخی و با این پتانسیل آزادیخواهی، ایرانزمین هنوز به دیدار شاهد آزادی نایل نیامده است؟ پاسخ، کوتاه است: بهدلیل سلطه و سیطرهی کلاهک فاسد دیکتاتوریهای موروثی و نوالهخواران و هیزمبیارانشان بر سپهر سیاسی و اجتماعی ایران. این سلطه و سیطره، بیشترین بهای ممکن را از پیشرفت، استقلال و آزادیِ ایرانزمین گرفتهاند. اکنون دیکتاتوری ولایت فقیهی که آماج سرنگونیخواهیِ قیامآفرینان ایرانزمین شده است، از آخرین ارثیههای فاسد ادامهی چنین سلطه و استمراریست.
با چنین پیشینه و افق پیش آمده از آنچه اشاره شد، مردم ایران در معرض پاسخ به یک فرصت تاریخی واقع شدهاند. برههای استثنائی از پرداخت بهای همبستگی برای تغییر از وضعیت موجود به موقعیت مطلوب رخ نموده است. این فرصت را اگر «روزها و هفتههای نادر تاریخی» بنامیم و بدانیم، باید ناقوسش را زنگ پاسخ به این فرصت دانست که سرمنزل مقصودش، نفی کامل نظام اشغالگر ولایت فقیه از جغرافیای مرز پرگهر باشد.
پینوشت:
[۱] تعبیر و توصیف مسعود رجوی در سلسله مصاحبههای زمستان ۱۳۵۹ دربارهی نحلهی خمینی و همصفتان او.
🔴 @mojahedin_org
بلاتکلیفیِ جنگ خارجی،
استفاده از همین وضعیت توسط حاکمیت برای سلطه و کنترل حداکثریِ جامعه،
کمرشکن شدن اقتصاد زندگی و معیشت بر اثر فساد سیاسی با اهرمهای رانتخواریِ حکومتی، الیگارشی تمرکز قدرت و شرکتهای تابعهی سپاه پاسداران
و تکیهی حاکمیت بر اعدام و ارعاب برای مهار چنین وضعیت انفجاری.
از طرفی ایرانزمین در یکی از مهیاترین شرایط تغییر وضعیت موجود به موقعیت مطلوب واقع شده است. وضعیتی که اغراق نخواهد بود اگر به فرصت تاریخی یا دوران تاریخی تشبیه شود؛
عبور از بلاتکلیفیِ جنگ خارجی و تبدیل آن به فرصت خیزش و قیام، مشغلهی جامعهی حداکثریِ ایران شده است.
ابربحران اقتصاد زندگی و معیشت، به قویترین عامل ضد طبقاتی علیه رانتخواریِ حکومتی، الیگارشی تمرکز قدرت و شرکتهای تابعهی سپاه پاسداران بالغ شده و تجربهی شهودی و زیست روزانه، مردم ایران را به کلانآگاهی از ریشههای این ابربحران رسانده است.
اعدام و ارعاب حکومتی، فقط چاشنیهای انفجاریِ خشم و انتقام را در افق سراسر ایران تکثیر نموده است.
بهدلیل همهجانبه بودن محورهای فوق است که بغضهای فشرده شده، شکیباییهای سرریزشده و خشم متراکمشدهی اکثریت قاطع مردم ایران، بزرگترین سرمایهی ملی برای پای نهادن به تغییر از وضعیت موجود به موقعیت مطلوب هستند.
آنچه در این ۴۷ سال آفریده شده است و ادامه دارد، حاصل پرداخت بهای سنگین ــ و البته ناگزیر برای عبور از یک گردنهی تاریخی ــ توسط اکثریت مردم ایران است. چرا ناگزیر و تاریخی؟ در این ۴۷ سال چنگ در چنگ «مهیبترین نیروی ارتجاعیِ تاریخ ایران»[۱] بودهایم. این فرایند، یکی از گردنههای صعب عبورِ ضرورت آزادی از جبر استبداد مذهبی ــ سیاسی است. بدین سبب، پرداخت بهای این عبور، یک دوران تاریخی برای اکثریت مردم ایران و خاصه پیشگامان خط مقدم نبرد با این مهیبترین نیرو بوده است.
اگر تاریخ سیاسی ــ اجتماعیِ کشورهای جهان را از نظر بگذرانیم، هیچ کشوری را بهاندازهی ایرانزمین نمییابیم که نسل به نسل مردمانش از این تعداد و این حجم جنبشهای آزادیخواهانه و استقلالطلبانه عبور کرده باشند. پس چرا با وجود این غنای سیاسی، فرهنگی و تاریخی و با این پتانسیل آزادیخواهی، ایرانزمین هنوز به دیدار شاهد آزادی نایل نیامده است؟ پاسخ، کوتاه است: بهدلیل سلطه و سیطرهی کلاهک فاسد دیکتاتوریهای موروثی و نوالهخواران و هیزمبیارانشان بر سپهر سیاسی و اجتماعی ایران. این سلطه و سیطره، بیشترین بهای ممکن را از پیشرفت، استقلال و آزادیِ ایرانزمین گرفتهاند. اکنون دیکتاتوری ولایت فقیهی که آماج سرنگونیخواهیِ قیامآفرینان ایرانزمین شده است، از آخرین ارثیههای فاسد ادامهی چنین سلطه و استمراریست.
با چنین پیشینه و افق پیش آمده از آنچه اشاره شد، مردم ایران در معرض پاسخ به یک فرصت تاریخی واقع شدهاند. برههای استثنائی از پرداخت بهای همبستگی برای تغییر از وضعیت موجود به موقعیت مطلوب رخ نموده است. این فرصت را اگر «روزها و هفتههای نادر تاریخی» بنامیم و بدانیم، باید ناقوسش را زنگ پاسخ به این فرصت دانست که سرمنزل مقصودش، نفی کامل نظام اشغالگر ولایت فقیه از جغرافیای مرز پرگهر باشد.
پینوشت:
[۱] تعبیر و توصیف مسعود رجوی در سلسله مصاحبههای زمستان ۱۳۵۹ دربارهی نحلهی خمینی و همصفتان او.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
⭕️ بیانیه مشترک کشورهای مشارکت کننده در «طرح امنیت اشاعه» علیه رژیم ایران
➖ آمریکا و شماری از کشورهای مشارکتکننده در «طرح امنیت اشاعه» در سالگرد بازگشت محدودیتهای شورای امنیت سازمان ملل علیه رژیم ایران و فعال شدن «مکانیسم ماشه»، بر ادامه اجرای این محدودیتها و جلوگیری از انتقال تجهیزات مرتبط با برنامههای هستهیی، موشکی، پهپادی و تسلیحاتی رژیم ایران تأکید کردند.
وزارت امور خارجه آمریکا روز جمعه ۱۰ مهر در بیانیه مشترکی اعلام کرد کشورهای امضاکننده متعهد هستند در چارچوب قوانین داخلی و بینالمللی خود از فروش، تأمین یا انتقال کالا، مواد، تجهیزات، و فناوریهایی که میتواند به فعالیتهای حساس هستهیی رژیم ایران یا توسعه سامانههای حمل سلاح هستهیی کمک کند، جلوگیری کنند.
در این بیانیه همچنین بر اجرای محدودیتهای مربوط به فروش و انتقال تسلیحات و تجهیزات مرتبط به رژیم ایران یا از سوی آن تأکید شده است.
بر اساس این بیانیه، کشورهای مشارکتکننده متعهد شدهاند اقدامات مؤثری برای جلوگیری از انتقال مستقیم یا غیرمستقیم اقلام مرتبط با سلاحهای کشتار جمعی و سامانههای حمل آنها، از جمله پهپادها، انجام دهند، تبادل اطلاعات درباره فعالیتهای هستهیی، موشکی و تسلیحاتی رژیم ایران که مشمول محدودیتهای سازمان ملل است را تسریع کنند و در صورت لزوم قوانین داخلی خود را برای افزایش اثربخشی این اقدامات مورد باز بینی قرار دهند.
این کشورها همچنین از «اقدامات مشخص و مناسب» در حمایت از تلاشها برای رهگیری محمولههای مرتبط با برنامههای هستهیی، موشکی و تسلیحاتی رژیم ایران سخن گفتهاند. بیانیه تأکید میکند این اقدامات باید مطابق تعهدات و اختیارات قانونی داخلی و بینالمللی کشورهای مشارکتکننده انجام شود.
«طرح امنیت اشاعه» چارچوبی بینالمللی است که کشورهای مشارکتکننده در آن برای جلوگیری از انتقال سلاحهای کشتار جمعی، سامانههای حمل این سلاحها و مواد و تجهیزات مرتبط همکاری میکنند.
این بیانیه مشترک یادآوری میکند که در ۵ مهر ۱۴۰۴ شش قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ در ارتباط با برنامه هستهیی رژیم ایران تصویب شده بودند، پس از تکمیل روند موسوم به «مکانیسم ماشه» دوباره به اجرا درآمدند. فرانسه، آلمان و بریتانیا این روند را در پی آنچه «عدم اجرای مستمر و قابل توجه تعهدات هستهیی رژیم ایران در چارچوب برجام» خواندند، آغاز کردند. وزارتخارجه آمریکا نیز هنگام بازگشت این محدودیتها اعلام کرده بود آنها حوزههای هستهیی، موشکهای بالستیک، تسلیحات متعارف و انتقال محمولههای ممنوعه را در بر میگیرند.
آمریکا و کشورهای مشارکتکننده در بیانیه روز جمعه همچنین از اقدامات ملی برای اجرای قطعنامههای شورای امنیت، از جمله فعالیتهای مرتبط با «عملیات طرد اقتصادی»، استقبال کردند و گفتند هدف این اقدامات جلوگیری از دستیابی رژیم ایران به سلاح هستهیی است.
در پایان بیانیه روز جمعه، ایالات متحده و دیگر کشورهای امضاکننده از همه اعضای سازمان ملل خواستند قطعنامههای بازگشته شورای امنیت را اجرا کنند و اعلام کردند هماهنگی برای مقابله با تلاشهای رژیم ایران در زمینه فعالیتهای هستهیی، موشکی و تسلیحاتی ممنوعشده بر اساس این قطعنامهها را ادامه خواهند داد. آنها همچنین از رژیم ایران خواستند به تعهدات منع گسترش سلاحهای هستهیی پایبند شود و بهطور کامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاری کند.
🔴 @mojahedin_org
وزارت امور خارجه آمریکا روز جمعه ۱۰ مهر در بیانیه مشترکی اعلام کرد کشورهای امضاکننده متعهد هستند در چارچوب قوانین داخلی و بینالمللی خود از فروش، تأمین یا انتقال کالا، مواد، تجهیزات، و فناوریهایی که میتواند به فعالیتهای حساس هستهیی رژیم ایران یا توسعه سامانههای حمل سلاح هستهیی کمک کند، جلوگیری کنند.
در این بیانیه همچنین بر اجرای محدودیتهای مربوط به فروش و انتقال تسلیحات و تجهیزات مرتبط به رژیم ایران یا از سوی آن تأکید شده است.
بر اساس این بیانیه، کشورهای مشارکتکننده متعهد شدهاند اقدامات مؤثری برای جلوگیری از انتقال مستقیم یا غیرمستقیم اقلام مرتبط با سلاحهای کشتار جمعی و سامانههای حمل آنها، از جمله پهپادها، انجام دهند، تبادل اطلاعات درباره فعالیتهای هستهیی، موشکی و تسلیحاتی رژیم ایران که مشمول محدودیتهای سازمان ملل است را تسریع کنند و در صورت لزوم قوانین داخلی خود را برای افزایش اثربخشی این اقدامات مورد باز بینی قرار دهند.
این کشورها همچنین از «اقدامات مشخص و مناسب» در حمایت از تلاشها برای رهگیری محمولههای مرتبط با برنامههای هستهیی، موشکی و تسلیحاتی رژیم ایران سخن گفتهاند. بیانیه تأکید میکند این اقدامات باید مطابق تعهدات و اختیارات قانونی داخلی و بینالمللی کشورهای مشارکتکننده انجام شود.
«طرح امنیت اشاعه» چارچوبی بینالمللی است که کشورهای مشارکتکننده در آن برای جلوگیری از انتقال سلاحهای کشتار جمعی، سامانههای حمل این سلاحها و مواد و تجهیزات مرتبط همکاری میکنند.
این بیانیه مشترک یادآوری میکند که در ۵ مهر ۱۴۰۴ شش قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ در ارتباط با برنامه هستهیی رژیم ایران تصویب شده بودند، پس از تکمیل روند موسوم به «مکانیسم ماشه» دوباره به اجرا درآمدند. فرانسه، آلمان و بریتانیا این روند را در پی آنچه «عدم اجرای مستمر و قابل توجه تعهدات هستهیی رژیم ایران در چارچوب برجام» خواندند، آغاز کردند. وزارتخارجه آمریکا نیز هنگام بازگشت این محدودیتها اعلام کرده بود آنها حوزههای هستهیی، موشکهای بالستیک، تسلیحات متعارف و انتقال محمولههای ممنوعه را در بر میگیرند.
آمریکا و کشورهای مشارکتکننده در بیانیه روز جمعه همچنین از اقدامات ملی برای اجرای قطعنامههای شورای امنیت، از جمله فعالیتهای مرتبط با «عملیات طرد اقتصادی»، استقبال کردند و گفتند هدف این اقدامات جلوگیری از دستیابی رژیم ایران به سلاح هستهیی است.
در پایان بیانیه روز جمعه، ایالات متحده و دیگر کشورهای امضاکننده از همه اعضای سازمان ملل خواستند قطعنامههای بازگشته شورای امنیت را اجرا کنند و اعلام کردند هماهنگی برای مقابله با تلاشهای رژیم ایران در زمینه فعالیتهای هستهیی، موشکی و تسلیحاتی ممنوعشده بر اساس این قطعنامهها را ادامه خواهند داد. آنها همچنین از رژیم ایران خواستند به تعهدات منع گسترش سلاحهای هستهیی پایبند شود و بهطور کامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاری کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
⭕️ نشست محرمانه در کمپ دیوید؛ بررسی گامهای بعدی آمریکا در جنگ با رژیم ایران
➖ پایگاه اکسیوس گزارش داد اعضای ارشد کابینه آمریکا روز جمعه ۱۰ مهر در کمپ دیوید نشستی اعلامنشده و چند ساعته برگزار کردند تا درباره گامهای بعدی در جنگ با رژیم ایران و همچنین درگیری عربستان سعودی با حوثیها در یمن گفتگو کنند. بهگفته سه مقام آمریکایی، ریاست این نشست برعهده جی دی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، بوده است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه، پیت هگست، وزیر جنگ، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید، جان رتکلیف، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، از دیگر شرکتکنندگان این جلسه بودند. یکی از مقامات حاضر در نشست درباره بحران خاورمیانه گفت: «چیزهایی تصمیمگیری شد یا دستکم عمیقاً بررسی شد». کاخسفید از اظهارنظر درباره این جلسه خودداری کرده است.
اکسیوس نوشت این نشست «بسیار غیرعادی» بوده و دولت آمریکا آن را علنی نکرده است. آخرین نشست مشابه در خرداد سال گذشته برگزار شد؛ تنها چند روز پیش از آغاز جنگ اسراییل با رژیم ایران.
به گزارش این رسانه، با توقف مذاکرات، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، از سرگیری عملیات گسترده نظامی در ایران را بررسی میکند. او روز پنجشنبه گفت: «حالا باید تصمیم بگیرم؛ یا ایران توافق را امضا میکند یا دیگر وجود نخواهد داشت».
همزمان، عربستان سعودی از ترامپ خواسته در تهاجم برنامهریزی شده این کشور علیه حوثیها در یمن مشارکت کند و حملات هوایی انجام دهد. اکسیوس نوشت ترامپ تاکنون تمایلی نشان نداده، اما مقامهای آمریکایی میگویند ممکن است نظرش تغییر کند.
ترامپ عصر جمعه، در حالی که مشاورانش در کمپ دیوید بودند، در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره گام بعدی گفت: «اگر به شما بگویم، خبر بزرگی دستتان میآید. اما خواهید دید. خیلی خوب پیش میرود. ایران وضع خوبی ندارد».
🔴 @mojahedin_org
مارکو روبیو، وزیر خارجه، پیت هگست، وزیر جنگ، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید، جان رتکلیف، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، از دیگر شرکتکنندگان این جلسه بودند. یکی از مقامات حاضر در نشست درباره بحران خاورمیانه گفت: «چیزهایی تصمیمگیری شد یا دستکم عمیقاً بررسی شد». کاخسفید از اظهارنظر درباره این جلسه خودداری کرده است.
اکسیوس نوشت این نشست «بسیار غیرعادی» بوده و دولت آمریکا آن را علنی نکرده است. آخرین نشست مشابه در خرداد سال گذشته برگزار شد؛ تنها چند روز پیش از آغاز جنگ اسراییل با رژیم ایران.
به گزارش این رسانه، با توقف مذاکرات، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، از سرگیری عملیات گسترده نظامی در ایران را بررسی میکند. او روز پنجشنبه گفت: «حالا باید تصمیم بگیرم؛ یا ایران توافق را امضا میکند یا دیگر وجود نخواهد داشت».
همزمان، عربستان سعودی از ترامپ خواسته در تهاجم برنامهریزی شده این کشور علیه حوثیها در یمن مشارکت کند و حملات هوایی انجام دهد. اکسیوس نوشت ترامپ تاکنون تمایلی نشان نداده، اما مقامهای آمریکایی میگویند ممکن است نظرش تغییر کند.
ترامپ عصر جمعه، در حالی که مشاورانش در کمپ دیوید بودند، در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره گام بعدی گفت: «اگر به شما بگویم، خبر بزرگی دستتان میآید. اما خواهید دید. خیلی خوب پیش میرود. ایران وضع خوبی ندارد».
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
سازمان مجاهدین خلق ایران
میان شناخت سطحی و شناختی که میکوشد به روابط درونی یک پدیده برسد، تفاوت بزرگی وجود دارد.
ممکن است انسان ده واقعیت کاملاً واقعی را دیده باشد، اما هنوز خود واقعیت را نشناخته باشد. مشکل لزوماً این نیست که اطلاعاتی که دیده دروغ بودهاند. ممکن است تکتک آنها درست باشند، اما اگر رابطه میان آنها شناخته نشود، نتیجهای که از مجموعه آنها گرفته میشود میتواند غلط باشد.
فرض کنید از یک شهر چند تصویر مستقل ببینیم: یک ساختمان لوکس، یک صف طولانی، ترافیک، یک دانشگاه، یک دستفروش و یک فروشگاه بزرگ. همه این تصاویر ممکن است کاملاً واقعی باشند. اما هیچکدام بهتنهایی قادر نیستند وضعیت آن شهر یا جامعه را توضیح دهند. برای شناخت، باید فهمید این اجزا چه نسبتی با یکدیگر دارند.
این مسئله در تحلیل وقایع سیاسی و اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا میکند. برای نمونه، در قیام ۱۴۰۱، ژینا مهسا امینی بر سر مسئله حجاب جان باخت و پس از آن اعتراضات در صدها شهر شکل گرفت. یک نگاه سطحی میتوانست اجزای این واقعیت را مانند تابلوهایی جدا از یکدیگر ببیند و نتیجه بگیرد که خواسته مردم ایران صرفاً رفع حجاب اجباری بوده و تمام اعتراضات نیز فقط به همین دلیل رخ داده است.
در همان دوران، کسانی اعتراضات را عمدتاً در چارچوب برخی حقوق زنان، از جمله مسئله پوشش، معرفی میکردند و این تحلیل در تبلیغات، لوگوها و شعارهای آنان نیز انعکاس پیدا میکرد.
اما اگر مجموعه وقایع در کنار یکدیگر قرار میگرفت و بهویژه تاریخچه سالهای پیش از آن بررسی میشد، تصویر دیگری شکل میگرفت. در این نگاه، خواسته جامعه به چند مطالبه محدود نمیشد، بلکه مسئله سرنگونی و ساختن جامعهای برابر و آزاد در میان بود.
بنابراین بررسی تکتک وقایع و دادهها میتواند مقداری اطلاعات در اختیار ما قرار دهد، اما الزاماً شناخت عمیقی از کل پدیده ایجاد نمیکند.
اطلاعات زیاد و جزئی مساوی شناخت عمیق نیست.
این نکته در دوران ما اهمیتی دوچندان دارد. ممکن است یک انسان امروز در طول یک روز بیش از آنچه انسانی در صد سال پیش طی مدت بسیار طولانی دریافت میکرد، اطلاعات ببیند. اما مسئله اصلی تعداد اطلاعات نیست. سؤال این است که عمق آنها چقدر است و آیا روابط میان آنها فهمیده میشود یا نه.
شناخت سطحی معمولاً در برخورد اولیه شکل میگیرد: دیدن چند ریلز اینستاگرام، مشاهده رنگ، شکل، حجم یا برخی ویژگیهای ظاهری یک پدیده. اما شناخت علمی زمانی آغاز میشود که تحقیق کنیم، اطلاعات به دست آوریم، روابط میان آنها را پیدا کنیم و بعد نتیجهگیری کنیم.
شناخت عمیق به این معناست که بتوان تشخیص داد کدام عامل علت و کدام معلول است، کدام مسئله اصلی و کدام فرعی است و اجزای مختلف چگونه به یکدیگر متصل میشوند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یکی از کسانی که در واپسین شب زندگی هوشنگ در کنار وی بوده خاطره خود را از این پهلوان دلاور چنین تعریف میکند:
«شب آخر با هوشنگ بودیم. میدانست که فردا صبح اعدامش میکنند. با آرامش گفت افتخار میکنم که سینهام را گلولههایی بشکافد که نام ارتجاع بر روی آنان نوشته شده» بعد بهسنت پهلوانان و سرداران گذشته ایران گفت: «فردا، وقتی که اولین گلوله به سینهام خورد، خونم را بر چهرهام خواهم زد تا پس از مرگ اگر زردرو شده باشم، فکر نکنند از ترس بوده».
سرانجام مجاهد شهید هوشنگ منتظرالظهور، قهرمان کشتی فرنگی ایران و عضو تیم ملی کشتی فرنگی ایران در بازیهای المپیک ۱۹۷۶ مونترآل کانادا، در روز ۱۱مهر سال ۱۳۶۰ توسط دژخیمان خمینی خونآشام به جوخه اعدام سپرده شد و به خیل شهیدان راه آزادی و رهایی ایران پیوست.
این چنین بود که مجاهد قهرمان هوشنگ منتظرالظهور، با تاسی به سنت جهانپهلوان تختی دامن محبت خلق را با خون پاکش رنگین کرد.
قهرمانانی که پشت دشمن را به خاک مالیدند
آری او بعد از کسب افتخارات بسیار در میدان ورزشی و قرار گرفتن بر روی سکوهای قهرمانی، سرانجام در مصاف با پلیدترین دشمنان مردم ایران، از سکوی قهرمانی کشتی به سکوی سرفرازی و شرف خلق پرگشود و مدال آزادگی در برابر رژیم انسانکش خمینی را بر گردن آویخت. رژیمی که در پرونده ننگین و سیاهش اعدام دهها تن از بهترین قهرمانان ورزشی ایرانزمین، به ثبت رسیده است. ورزشکاران و قهرمانانی همچون:
مجاهد شهید حبیب خبیری(کاپیتان تیم ملی فوتبال)، فروزان عبدی(کاپیتان تیم ملی والیبال زنان ایران)، علاالدین عترتی کوشالی(فوتبالیست تیم جوانان تهران)، مهشید رزاقی(فوتبالیست تیم هما)، مرتضی علیمیرزایی(کشتیگیر و معلم ورزش در کرج)، مهدی زابلی(قهرمان وزنهبرداری نوجوانان)، مجید حاجیبیگی(قهرمان کاراته باشگاههای تهران)، صمد منتظری(ملیپوش وزنهبرداری)، محمدعلی علافچی(مربی ورزش)، منوچهر زنگویی(قهرمان بسکتبال)، سید محمد عطا رودی(قهرمان و مربی تکواندو)، سید اسدالله امیری(فوتبالیست)، مجید نظری(قهرمان جودو باشگاههای تهران)، شهرام زمان سلطانی، وحید شکریپور، ایرج ماسوری، رضا پیرمیرانی، حمید مینایی، حبیب هاشمیخواه، خزعل زمانی... و سایر ورزشکاران و قهرمانانی که نامشان در کهکشان جاودانهفروغهای آزادی مردم ایران برای همیشه به ثبت رسیده است.
در ادامه همین مسیر همزمان با قیام سراسری مردم ایران ورزشگاهها هم محلی برای اعتراض و قیام علیه رژیم جنایتکار شد. قیامی که پایههای رژیم آخوندی را به لرزه افکنده است و جوانان از هر فرصت و هر امکانی برای فریاد آزادی استفاده میکنند. خروش مردم در استادیوم آزادی تهران و استادیوم اهواز با فریادهای مرگ بر دیکتاتور آنچنان پاسداران را به خشم آورد که با تسلیحات و تجهیزات نظامی وارد استادیوم شده و به جان مردم افتادند.
۲۰مرداد ۱۳۹۷ مسلم اسکندر فیلابی مسئول کمیسیون ورزش شورای ملی مقاومت طی اطلاعیهیی اعلام کرد:
«...اکنون مردم ایران بهخصوص جوانان غیور ایرانی در استادیوم آزادی تهران و استادیومهای ورزشی شهرهای دیگر ایران با شعار مرگ بر دیکتاتور تنفر خود را از این رژیم بیفرهنگ و جانی اعلام کردهاند...
کمیسیون ورزش شورای ملی مقامت با درود به روح ورزشکاران شهیدی که بهدست رژیم پلید خمینی و خامنهای پرپر شدهاند همه ورزشکاران مردمدوست و عاشقان ایران و ایرانی را فرامیخوانم برای نجات ایران دست در دست یکدیگر و هر چه منسجمتر و مستحکمتر، میادین ورزشی را با شعارهای مرگ بر خامنهای به میدان رویارویی با رژیم آخوندی تبدیل کنند، تا روزی که مردم ایران با سرنگونی این ایلغار وحشت و بدبختی و ویرانی به آزادی و عدالت و رفاه دست پیدا کنند و آن روز میادین ورزشی جهان هم به دست و بازوی ورزشکاران مردمی ایران فتح گردد».
پیشتر نیز پهلوان مسلم اسکندر فیلابی در اعتراض به اعدام در ورزشگاه نوشته بود:
«در هر جامعهیی میدانهای ورزشی و استادیومها محلی برای پرورش و پیشرفت روح انسانی و نوعدوستی و آزادیخواهی و ساختن یک جامعه سالم است. در جامعه ما با داشتن سمبلهایی چون جهانپهلوان تختی که چون سرو در مقابل استبداد ایستاد و سر فرود نیاورد، ورزش همواره با ارزشهای پهلوانی و جوانمردی و ایستادگی و مقاومت همراه بوده است. سنتی که قهرمانان مجاهد همچون حبیب خبیری، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، مهشید رزاقی، عضو تیم ملی فوتبال و فروزان عبدی ادامه دادند و بهدست دژخیمان رژیم آخوندی به شهادت رسیدند».
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مقاله
🔴 ✍️ مقاله - ۱۱مهر ۱۳۶۰ شهادت هوشنگ منتظرالظهور قهرمان کشتی ایران
🔴 هوشنگ منتظرالظهور در سال ۱۳۳۲ در خانوادهیی متوسط در تهران متولد شد. خانواده او از اهالی سده اصفهان (همایونشهر) بودند، اما پدرش در تهران، به باغبانی و کارگری در شهرداری اشتغال داشت. در سال ۱۳۴۹ هنگامی که پدرش بازنشسته شد، هوشنگ همراه خانوادهاش به اصفهان رفت و در آنجا دیپلم متوسطه خود را در رشته طبیعی گرفت و در کنکور سراسری در رشته زبان آلمانی در دانشگاه تهران پذیرفته شد.
هوشنگ برای آنکه مخارج تحصیلات خود را تأمین کند، روزها به دانشگاه میرفــت و شبها به کار تاکسیرانی میپرداخت، از جمله بهدلیل همین مشکلات مالی بود که او تحصیلاتش را در دانشگاه تهران ناتمام گذاشت و به اصفهان بازگشت.
🔴 هوشنگ منتظرالظهور در سکوی قهرمانی ایران
در سال ۱۳۵۲ مجاهد قهرمان هوشنگ منتظرالظهور در دانشگاه اصفهان در رشته تاریخ و علوم تربیتی پذیرفته شد. در همین زمان او در مسابقات کشتی فرنگی به مقام قهرمانی ایران رسید و برای اولین بار در وزن ۸۲کیلوگرم به همراه تیم ملی ایران در بازیهای المپیک ۱۹۷۶ مونترآل شرکت کرد.
هوشنگ یکسال بعد در مسابقات قهرمانی دانشجویان جهان در صوفیه بلغارستان شرکت کرد. پس از بازگشت از صوفیه به سربازی رفت. این ایام مصادف بود با اوجگیری تظاهرات مردم در جریان قیام ضدسلطنتی و هوشنگ که افسر وظیفه در سپاه دانش بود، با لباس و درجه نظامی در شبهایی که حکومت نظامی برقرار بود، مجروحان و افراد تحتتعقیب را نجات میداد و جابهجا میکرد.
🔴 هوشنگ منتظرالظهور پس از قیام ضدسلطنتی
پس از سرنگونی رژیم شاه، هوشنگ بهعنوان مربی ورزش در دانشگاه اصفهان مشغول بهکار شد. بهدلیل محبوبیتی که بین دانشجویان داشت و صلاحیتهایی که از خود نشان داد، بهعنوان مدیرکل تربیتبدنی دانشگاه اصفهان انتخاب شد. در این سمت او همیشه یار و یاور ورزشکاران و دانشجویان بود.
یکی از قهرمانان کشتی ایران و از یاران منتظرالظهور، در اینباره میگوید:
«یک روز تیم فوتبال دانشگاه اصفهان در زمین فوتبال دانشگاه مشغول تمرین بود. در دورانی که رژیم به بهانه انقلاب فرهنگی، دانشگاه را تعطیل کرده بود و آنجا را در اختیار بسیج و جنگ ضدمیهنی قرار داده بود، زهرایی، معاون وقت دانشگاه اصفهان، تعدادی از زنان پاسداران و خانوادههای عوامل رژیم را به سالن غذاخوری دانشگاه آورده بود تا برای جبهههای جنگ ضدمیهنی بافندگی و خیاطی کنند. او بهمحض دیدن تمرین فوتبالیستها، به زمین فوتبال میآید و خطاب به باز یکنان شروع به فحاشی میکند.
ورزشکاران که بهشدت از برخوردهای او ناراحت شده بودند، او را گرفته و به محل تربیتبدنی دانشگاه، نزد منتظرالظهور میآورند و به او میگویند "اگر راست میگویی الآن فحش بده"! زهرایی مزدور، با بیشرمی شروع به فحش دادن به فوتبالیستها میکند. هوشنگ که وقاحت معاون دانشگاه را میبیند، بدون توجه به خطرات جانی و شغلی که این کار برایش داشت، به دهان آن مزدور میکوبد و وی را نقش بر زمین میکند. بعد از آن بود که هوشنگ بهمدت یک ماهونیم منتظر خدمت شد».
🔴 دستگیری قهرمان
منتظرالظهور در تاریخ ۲۲مرداد ۱۳۶۰ در مسابقات قهرمانی کشور در یزد، در وزن ۹۰کیلوگرم به مقام قهرمانی ایران رسید. در همین زمان بود که به دلیل فعالیتهای سیاسیش مورد تعقیب مزدوران سپاه پاسداران قرار گرفت و سرانجام در نیمهشب ۲۴مرداد سال ۱۳۶۰ پاسداران به خانه او ریختند و او را به زندان سپاه اصفهان که محل سابق ساواک شاه در خیابان کمال اسماعیل بود، منتقل کردند.
پهلوان سرفراز تیم ملی، سرانجام پس از ۵۰روز شکنجههای قرونوسطایی دژخیمان خمینی، در سحرگاه ۱۱مهر سال ۱۳۶۰، قهرمانانه به شهادت رسید. جلادان خمینی که از توان جسمی و گردنفرازی هوشنگ و همرزم قهرمانش، مجاهد شهید احمد شاطرزاده، قهرمان کشتی آموزشگاههای اصفهان، در وحشت بودند، برخلاف معمول که زندانیان سیاسی را برای تیرباران به باغ ابریشم میبردند، هوشنگ و احمد را در داخل زندان اصفهان به شهادت رساندند.
ادامه مقاله 👇👇👇
هوشنگ برای آنکه مخارج تحصیلات خود را تأمین کند، روزها به دانشگاه میرفــت و شبها به کار تاکسیرانی میپرداخت، از جمله بهدلیل همین مشکلات مالی بود که او تحصیلاتش را در دانشگاه تهران ناتمام گذاشت و به اصفهان بازگشت.
در سال ۱۳۵۲ مجاهد قهرمان هوشنگ منتظرالظهور در دانشگاه اصفهان در رشته تاریخ و علوم تربیتی پذیرفته شد. در همین زمان او در مسابقات کشتی فرنگی به مقام قهرمانی ایران رسید و برای اولین بار در وزن ۸۲کیلوگرم به همراه تیم ملی ایران در بازیهای المپیک ۱۹۷۶ مونترآل شرکت کرد.
هوشنگ یکسال بعد در مسابقات قهرمانی دانشجویان جهان در صوفیه بلغارستان شرکت کرد. پس از بازگشت از صوفیه به سربازی رفت. این ایام مصادف بود با اوجگیری تظاهرات مردم در جریان قیام ضدسلطنتی و هوشنگ که افسر وظیفه در سپاه دانش بود، با لباس و درجه نظامی در شبهایی که حکومت نظامی برقرار بود، مجروحان و افراد تحتتعقیب را نجات میداد و جابهجا میکرد.
پس از سرنگونی رژیم شاه، هوشنگ بهعنوان مربی ورزش در دانشگاه اصفهان مشغول بهکار شد. بهدلیل محبوبیتی که بین دانشجویان داشت و صلاحیتهایی که از خود نشان داد، بهعنوان مدیرکل تربیتبدنی دانشگاه اصفهان انتخاب شد. در این سمت او همیشه یار و یاور ورزشکاران و دانشجویان بود.
یکی از قهرمانان کشتی ایران و از یاران منتظرالظهور، در اینباره میگوید:
«یک روز تیم فوتبال دانشگاه اصفهان در زمین فوتبال دانشگاه مشغول تمرین بود. در دورانی که رژیم به بهانه انقلاب فرهنگی، دانشگاه را تعطیل کرده بود و آنجا را در اختیار بسیج و جنگ ضدمیهنی قرار داده بود، زهرایی، معاون وقت دانشگاه اصفهان، تعدادی از زنان پاسداران و خانوادههای عوامل رژیم را به سالن غذاخوری دانشگاه آورده بود تا برای جبهههای جنگ ضدمیهنی بافندگی و خیاطی کنند. او بهمحض دیدن تمرین فوتبالیستها، به زمین فوتبال میآید و خطاب به باز یکنان شروع به فحاشی میکند.
ورزشکاران که بهشدت از برخوردهای او ناراحت شده بودند، او را گرفته و به محل تربیتبدنی دانشگاه، نزد منتظرالظهور میآورند و به او میگویند "اگر راست میگویی الآن فحش بده"! زهرایی مزدور، با بیشرمی شروع به فحش دادن به فوتبالیستها میکند. هوشنگ که وقاحت معاون دانشگاه را میبیند، بدون توجه به خطرات جانی و شغلی که این کار برایش داشت، به دهان آن مزدور میکوبد و وی را نقش بر زمین میکند. بعد از آن بود که هوشنگ بهمدت یک ماهونیم منتظر خدمت شد».
منتظرالظهور در تاریخ ۲۲مرداد ۱۳۶۰ در مسابقات قهرمانی کشور در یزد، در وزن ۹۰کیلوگرم به مقام قهرمانی ایران رسید. در همین زمان بود که به دلیل فعالیتهای سیاسیش مورد تعقیب مزدوران سپاه پاسداران قرار گرفت و سرانجام در نیمهشب ۲۴مرداد سال ۱۳۶۰ پاسداران به خانه او ریختند و او را به زندان سپاه اصفهان که محل سابق ساواک شاه در خیابان کمال اسماعیل بود، منتقل کردند.
پهلوان سرفراز تیم ملی، سرانجام پس از ۵۰روز شکنجههای قرونوسطایی دژخیمان خمینی، در سحرگاه ۱۱مهر سال ۱۳۶۰، قهرمانانه به شهادت رسید. جلادان خمینی که از توان جسمی و گردنفرازی هوشنگ و همرزم قهرمانش، مجاهد شهید احمد شاطرزاده، قهرمان کشتی آموزشگاههای اصفهان، در وحشت بودند، برخلاف معمول که زندانیان سیاسی را برای تیرباران به باغ ابریشم میبردند، هوشنگ و احمد را در داخل زندان اصفهان به شهادت رساندند.
ادامه مقاله 👇👇👇
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Audio
#رادیو_مجاهد
📡 صدای شما از رادیو مجاهد 🎧
🗣 پیام به نیروهای خواهان ارتباط -۱۲ مهر ۱۴۰۵
✉️ پیام از رادیو به عادل ۴۴۴، سامان ۱۳۰۰ تهران، رحمت ۸۶۰۰، یوهان۳۹۶ انقلاب و قیام ۴۰۵
🔴 @mojahedin_org
📡 صدای شما از رادیو مجاهد 🎧
🗣 پیام به نیروهای خواهان ارتباط -۱۲ مهر ۱۴۰۵
✉️ پیام از رادیو به عادل ۴۴۴، سامان ۱۳۰۰ تهران، رحمت ۸۶۰۰، یوهان۳۹۶ انقلاب و قیام ۴۰۵
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مریم_رجوی
🔴 سخنرانی مریم رجوی در «بنیاد فکری لوئیجی ایناودی» در ایتالیا – ۲۶ تیر ۱۴۰۵ (قسمت چهارم)
🔴 بالا گرفتن جدال باندهای حکومت
جدال در رأس رژیم به این دلیل بالا گرفته که یک باند خواهان اقداماتی مانند مهار اقتصاد درهمشکسته برای جلوگیری از فوران قیامهاست. و طرف مقابل در هر گونه اصلاحی، باز کردن راه برای قیامها را میبیند و معتقد است جز با جنگ و سرکوب نمیتوان راه قیامها را بست. دقیقاً به این دلیل است که رژیم بر سر دو راهی خاتمه جنگ یا ادامه جنگ به بنبست رسیده است.
عامل دیگری که جناحهای رژیم را به رو در رویی کشانده، موقعیت پسر خامنهای است. او پس از مرگ پدرش فقط با سود بردن از شرایط جنگی و اضطراری بود که توانست ولیفقیه شود. حداقل ۴۰ آخوند از مجلس ۸۴ نفری خبرگان حاضر به رأی دادن به او نشدند.
یکی از اعضای خبرگان اعتراف کرد که در جلسه انتخاب ولی فقیه حتی رأیها شمرده نشد، بلکه یکی از اعضای ارشد مجلس، آرای را «سریع دید» و گفت «مجلس خبرگان با رأی قاطع» مجتبی را انتخاب کرد.
مانند ۴۸ سال گذشته، تکیهگاه هژمونی ولی فقیه، سرکوب داخلی، برنامه اتمی و صدور جنگ و تروریسم است. بر سر این امر خطیر او و بخش بزرگی از رژیم، کمترین تجدیدنظری در این استراتژی را خط قرمز عبورناپذیر میدانند. آنها معتقدند هرگونه کوتاه آمدن، رژیم را زودتر سرنگون میکند. حال آن که بخش دیگری از رژیم پافشاری میکنند که ادامه جنگ و ستیزهجویی، رژیم را زودتر سرنگون میکند.
🔴 @mojahedin_org
جدال در رأس رژیم به این دلیل بالا گرفته که یک باند خواهان اقداماتی مانند مهار اقتصاد درهمشکسته برای جلوگیری از فوران قیامهاست. و طرف مقابل در هر گونه اصلاحی، باز کردن راه برای قیامها را میبیند و معتقد است جز با جنگ و سرکوب نمیتوان راه قیامها را بست. دقیقاً به این دلیل است که رژیم بر سر دو راهی خاتمه جنگ یا ادامه جنگ به بنبست رسیده است.
عامل دیگری که جناحهای رژیم را به رو در رویی کشانده، موقعیت پسر خامنهای است. او پس از مرگ پدرش فقط با سود بردن از شرایط جنگی و اضطراری بود که توانست ولیفقیه شود. حداقل ۴۰ آخوند از مجلس ۸۴ نفری خبرگان حاضر به رأی دادن به او نشدند.
یکی از اعضای خبرگان اعتراف کرد که در جلسه انتخاب ولی فقیه حتی رأیها شمرده نشد، بلکه یکی از اعضای ارشد مجلس، آرای را «سریع دید» و گفت «مجلس خبرگان با رأی قاطع» مجتبی را انتخاب کرد.
مانند ۴۸ سال گذشته، تکیهگاه هژمونی ولی فقیه، سرکوب داخلی، برنامه اتمی و صدور جنگ و تروریسم است. بر سر این امر خطیر او و بخش بزرگی از رژیم، کمترین تجدیدنظری در این استراتژی را خط قرمز عبورناپذیر میدانند. آنها معتقدند هرگونه کوتاه آمدن، رژیم را زودتر سرنگون میکند. حال آن که بخش دیگری از رژیم پافشاری میکنند که ادامه جنگ و ستیزهجویی، رژیم را زودتر سرنگون میکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مقاله
🔴 ✍️ مقاله - افزایش مطالبه تغییرات بنیادین در ایران
🔴 از اصلاح تا تغییر
تحولات سیاسی و اجتماعی ایران بهطور خاص در دو دهه اخیر، مجموعهیی از رخدادهایی بوده است که تغییر در نگرش اکثریت جامعه نسبت به ساختار سیاسی و شیوهی تحقق تغییرات در کشور را آشکار کرده است. یکی از شاخصهای مهم برای بررسی این دگرگونی، میزان تمایل شهروندان از اصلاحات به تغییرات اساسی و ساختاری است. روند تکاملیِ مطالبات شش قیام در این دو دههی اخیر نیز همین را اثبات نمود.
سایت انصافنیوز در ۷ مهر ۱۴۰۵ در گفتوگو با «ابراهیم حاجیانی، جامعهشناس و نخستین رئیس مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا)»، از قول وی نوشته است:
«در پیمایش فرهنگ سیاسی ایرانیان در سالهای ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳، میزان پاسخگویانی که خواستار تغییرات اساسی و بنیادی در کشور بودند، تنها حدود ۸ درصد بود. اما تکرار این نظرسنجی در مراکز مختلف افکارسنجی نشان میدهد این رقم در حال حاضر به حدود ۶۷ درصد رسیده است. این شیب صعودی ملموس، بیانگر چرخش قطعی بخش اعظم جامعه از الگوی اصلاحطلبی تدریجی به سمت ضرورت تحولات ساختاری و بنیادی است.»
فاصلهی میان ۸ درصد و ۶۷ درصد ــ آن هم از قول منابع حکومتی که بیشک کمترینها را در این مورد ارائه میکنند ــ نشانهیی از یک دگرگونی مهم در نگرش سیاسیِ جامعه میباشد. با استناد به دادههای این منبع حکومتی، جامعهیی که در اوایل دههی ۱۳۸۰ بخش عمدهی امید خود را به اصلاح تدریجی و تغییر در چارچوب ساختار موجود معطوف میکرد، اکنون نگاهی بسمتفاوت به ریشههای بحران ایران و ضرورت تغییر دارد.
چنین تغییری حاصل ترکیب بحرانها در زمینههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در دو دههی گذشته است؛ مثل: سقوط اقتصاد زندگی و افزایش مطالبات صنفی و اجتماعیِ اقشار، تغییر ارزشها و نگرشهای نسلهای جدید، گسترش ارتباطات و دسترسی به اطلاعات، گسترش اجتماعیِ آثار هر قیام در بطن جامعه و کاهش شتابان سرمایههای اجتماعیِ حاکمیت.
همبستگیِ این عوامل در شکلگیری نگرش جدید سیاسیِ اکثریت جامعهی ایران در عبور از حاکمیت ولایت فقیه نقش داشته است.
بنابراین تشدید فاصله میان مطالبات جامعه و ساختار سیاسی به یکی از موضوعات اساسیِ تحولات پیش رو در ایران تبدیل شده است. این فرایند ــ حتا با اتکا به عدد و رقمی که منابع حکومتی دادهاند ــ نشاندهندهی تغییر جدی در فرهنگ سیاسیِ جامعهی ایران است؛ تغییری که در آن، انتظار برای اصلاح تدریجی به پایان رسیده و مطالبهی دگرگونیِ بنیادین، عمیقتر شده است.
نتیجهگیری
بحث دربارهی آیندهی ایران از تحولات در درون دایرهی قدرت عبور نموده و به تغییر کل ساختار سیاسی ــ مذهبی سوق یافته است. این تحول و تغییر بهمعنی دگرگونیِ ذهن اکثریت جامعه است.؛ دگرگونییی که آمار فوق نیز گواهی میدهند نهتنها بازگشتپذیر نیست، بلکه شتاب صعودی نیز خواهد داشت.
بنابراین وقتی اکثریت جامعهی ایران از کل حاکمیت ولایت فقیه عبور نموده، تنها راه تغییر در ایران، تغییر کل حاکمیت است.
🔴 @mojahedin_org
تحولات سیاسی و اجتماعی ایران بهطور خاص در دو دهه اخیر، مجموعهیی از رخدادهایی بوده است که تغییر در نگرش اکثریت جامعه نسبت به ساختار سیاسی و شیوهی تحقق تغییرات در کشور را آشکار کرده است. یکی از شاخصهای مهم برای بررسی این دگرگونی، میزان تمایل شهروندان از اصلاحات به تغییرات اساسی و ساختاری است. روند تکاملیِ مطالبات شش قیام در این دو دههی اخیر نیز همین را اثبات نمود.
سایت انصافنیوز در ۷ مهر ۱۴۰۵ در گفتوگو با «ابراهیم حاجیانی، جامعهشناس و نخستین رئیس مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا)»، از قول وی نوشته است:
«در پیمایش فرهنگ سیاسی ایرانیان در سالهای ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳، میزان پاسخگویانی که خواستار تغییرات اساسی و بنیادی در کشور بودند، تنها حدود ۸ درصد بود. اما تکرار این نظرسنجی در مراکز مختلف افکارسنجی نشان میدهد این رقم در حال حاضر به حدود ۶۷ درصد رسیده است. این شیب صعودی ملموس، بیانگر چرخش قطعی بخش اعظم جامعه از الگوی اصلاحطلبی تدریجی به سمت ضرورت تحولات ساختاری و بنیادی است.»
فاصلهی میان ۸ درصد و ۶۷ درصد ــ آن هم از قول منابع حکومتی که بیشک کمترینها را در این مورد ارائه میکنند ــ نشانهیی از یک دگرگونی مهم در نگرش سیاسیِ جامعه میباشد. با استناد به دادههای این منبع حکومتی، جامعهیی که در اوایل دههی ۱۳۸۰ بخش عمدهی امید خود را به اصلاح تدریجی و تغییر در چارچوب ساختار موجود معطوف میکرد، اکنون نگاهی بسمتفاوت به ریشههای بحران ایران و ضرورت تغییر دارد.
چنین تغییری حاصل ترکیب بحرانها در زمینههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در دو دههی گذشته است؛ مثل: سقوط اقتصاد زندگی و افزایش مطالبات صنفی و اجتماعیِ اقشار، تغییر ارزشها و نگرشهای نسلهای جدید، گسترش ارتباطات و دسترسی به اطلاعات، گسترش اجتماعیِ آثار هر قیام در بطن جامعه و کاهش شتابان سرمایههای اجتماعیِ حاکمیت.
همبستگیِ این عوامل در شکلگیری نگرش جدید سیاسیِ اکثریت جامعهی ایران در عبور از حاکمیت ولایت فقیه نقش داشته است.
بنابراین تشدید فاصله میان مطالبات جامعه و ساختار سیاسی به یکی از موضوعات اساسیِ تحولات پیش رو در ایران تبدیل شده است. این فرایند ــ حتا با اتکا به عدد و رقمی که منابع حکومتی دادهاند ــ نشاندهندهی تغییر جدی در فرهنگ سیاسیِ جامعهی ایران است؛ تغییری که در آن، انتظار برای اصلاح تدریجی به پایان رسیده و مطالبهی دگرگونیِ بنیادین، عمیقتر شده است.
نتیجهگیری
بحث دربارهی آیندهی ایران از تحولات در درون دایرهی قدرت عبور نموده و به تغییر کل ساختار سیاسی ــ مذهبی سوق یافته است. این تحول و تغییر بهمعنی دگرگونیِ ذهن اکثریت جامعه است.؛ دگرگونییی که آمار فوق نیز گواهی میدهند نهتنها بازگشتپذیر نیست، بلکه شتاب صعودی نیز خواهد داشت.
بنابراین وقتی اکثریت جامعهی ایران از کل حاکمیت ولایت فقیه عبور نموده، تنها راه تغییر در ایران، تغییر کل حاکمیت است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کانون_شورشی
🔴 با درود به ۱۸۱۰ شهید تیرباران شده مجاهد خلق در اوین توسط جلاد لاجوردی از عصر ۵ مهر ۱۳۶۰ تا روز بعد
دستگیریها در تهـران در ۵ مهر ۱۳۶۰: بیش از ۱۰ هـزار نفر
🔴 ۶۰ پراتیک انقلابی در آمادهباش حداکثری رژیم در ۱۷ شهـر
تهران، کرج، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، اهواز، ساری، کرمانشاه، گرگان، همدان، زاهدان، لاهیجان، نهاوند، بهشهر، مرودشت و نفتشهر قسمت سوم3️⃣ آخر
🔴 @mojahedin_org
دستگیریها در تهـران در ۵ مهر ۱۳۶۰: بیش از ۱۰ هـزار نفر
تهران، کرج، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، اهواز، ساری، کرمانشاه، گرگان، همدان، زاهدان، لاهیجان، نهاوند، بهشهر، مرودشت و نفتشهر قسمت سوم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM