مرتضی مهراد | منتقد فیلم و نویسنده
388 subscribers
263 photos
34 videos
18 files
593 links
درباره من
mehraad.com/about

برای گفتن
@mi_mehrad
Download Telegram
«چه درونم تنهاست.»

سهراب سپهری

@morteza_mehraad
mehraad.com
💔4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوست داشتن، یعنی یک روز خالی و خاکستری در تقویم آینده

آدم به این آدم است که حافظه دارد.
هیچ آمدنی در زندگیِ آدم رفتن ندارد. شاید در آدم ته‌نشین بشود و رقیق، ولی همیشه ردی هرچند ناپیدا ازش باقی می‌ماند.

آدم زخم‌هایش را نه تنها دقیق به‌خاطر می‌آورد، بلکه حتی زخم‌های کهنه را به شکلی تازه بازسازی می‌کند.

پی‌نوشت:
شعر داخل ویدیو از عباس کیارستمی فقید است.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3❤‍🔥1❤1
تنهایی و زندگی

تنهایی می‌تواند آدم را به جنون برساند. این‌که از چه راه‌هایی می‌توان به تنهایی غلبه کرد، مسئله‌ی من در این یادداشت نیست.

بلکه می‌خواهم با چند نقل‌قول از تامس وولف از جستار درخشان مرد تنهای خدا، نگاه تازه‌ای به تنهایی داشته باشیم.

حرف این است که تنهایی نمی‌تواند توجیه و بهانه‌ای باشد تا آدم زندگی نکند. تنهایی اتفاقا می‌تواند تسهیل‌گر بهتر زیستن باشد.

دریافته‌ام که شرط پابه‌جای و ابدی حیات انسان نه عشق، بل تنهایی است. عشق فی‌نفسه شرط حیات ما نیست. عشق گُلی نادر و گران‌بهاست. گاه گلی است که حیات می‌بخشد و دیوار سیاه تنهایی را در هم می‌شکند و ما را به مصاحبت زندگی و خانواده‌ی زمین و اخوتِ میان آدمیان بازمی‌گرداند. اما گاه نیز گلی است آورنده‌ی مرگ و درد و تاریکی؛ و شاید شرحه‌شرحه شدن دل و جنونِ ذهن را در خود داشته باشد.
می‌دانم که در آخر راه، تا ابد در آخرِ راه ما – ما آوارگانِ رانده‌ی بی‌خانه و کاشانه و بی‌دَرِ این زندگی، ما تنهایان – سیمای سیاه رفیقمان، تنهایی، ابدالابد چشم انتظار ماست.
سرور و شادی در قلبِ اندوه ریشه دارد و شوریدگی از رگه‌ی سرخی از دردِ ناغافل سربرمی‌آورد… سرورْ شکوهش را از اندوه فراچنگ می‌آورد، از اندوهِ تلخ و نیز از تنهایی انسان و قطعیت مرگ!
👍2❤1
آن‌جا که دل آرام گرفت
منزل است

عطار

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤3👍1
ازم پرسید چرا اینقدر خودت را برای دیگران می‌کشی؟

گفتم برای اینکه دوستم داشته باشند
برای اینکه ناراحت نشوند
برای اینکه می‌دانم ناراحتی چه احساس گندی است
برای اینکه می‌خواهم خوشحال شوند
برای اینکه آنها مهم‌اند
برای اینکه من ارزشی ندارم

واقعا این حرف‌ها را گفتم. بخش زیادی از زندگی من صرف تلاش برای حال خوب دیگری شده. روزی کسی بهم گفت تو بهترین چیزی که نیاز داری خودخواهی است، نه دگرخواهی افراطی.

خودخواهی چیزی بوده که سال‌ها من ازش فرار می‌کردم و آدم‌های خودخواه را آدم‌های شروری می‌دیدم که مرگ و زندگی دیگران برایشان مهم نیست. امروز متوجه می‌شوم که کار درست را آن‌ها می‌کردند.

به قول آلبر کامو: «بدون دوست داشتن خودت، محال است بتوانی عشق به دیگری را تجربه کنی.»

تلخ‌ترین روز زندگی من روزی بود که متوجه شدم همه را دوست دارم غیر از خودم و آن روز شد تاریک‌ترین روز من.

از خودم می‌پرسم چطور می‌شود خودخواه بود؟ و خود را جلوتر از دیگران قرار داد؟

@morteza_mehraad
mehraad.com
👏2💔2❤1
Gole Laleh Abbasi
Pari Zanganeh
یه پرنده که نگاش
پُر شه از آرزوهاش
اگه بال داشته باشه
می‌تونه وایسه رو پاش


🥀 گل لاله عباسی
پری زنگنه

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤2👍1
درخت بخشنده. شل سیلوراستاین.pdf
8.3 MB
💰شما هم یک بخشنده‌اید؟

شل سیلوراستاین کتاب مفصلی در باب بخشندگی نوشته که خواندنش نهایتا پنج دقیقه زمان می‌برد، اما سال‌ها می‌شود بهش فکر کرد و ازش آموخت.

💚 «درخت بخشنده» داستان «کودک» است؛ همان کودکی که در قلب همه‌ی ما زندگی می‌کند و نیازمند توجه ماست.


📌 داستان کتاب چیست؟
درختی می‌بخشد و پسری...


🧐 شگفتی کتاب آنجاست که پیش از آن‌که پاسخ بدهد، سوال می‌پرسد.

بخشنده کیست؟
تا کجا باید بخشید؟
چه چیزهایی قابل‌بخشش‌اند؟
و مهم‌تر از همه، بخشیدن یعنی چه؟

مشتاقم نظر شما را هم بدانم. ❤️

@morteza_mehraad
mehraad.com
مرتضی مهراد | منتقد فیلم و نویسنده
درخت بخشنده. شل سیلوراستاین.pdf
اگر زیادی خودتان برای دیگران را خرج می‌کنید، این کتاب مخصوص شماست! ❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اشک ریختن با خیال راحت

روانشناس‌ها می‌گویند یک حادثه‌ی تلخ به‌تنهایی لزوما منجر به تروما یا روان‌زخم نمی‌شود، بلکه تنهایی و بی‌پناهی و بی‌هم‌زبانی آن چیزی است که باعث چنین زخمی می‌شود.

ما آدم‌ها نیاز و حق داریم در یک شبکه‌ی ارتباطی حامی حضور داشته باشیم. کسانی که بتوانیم پیش‌شان خود واقعی‌مان باشیم و البته آسیب‌پذیر؛ جایی که بتوانیم راحت اشک بریزیم و از واقعیت‌مان حرف بزنیم.

ساختن و نگه‌داشتن چنین شبکه‌ای تلاش و زمان زیادی می‌طلبد، اما وجودش از هر لازمی لازم‌تر است.

پی‌نوشت:
«کاش کسی جایی منتظرم باشد» عنوان داستانی است از آنا گاوالدا.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3
به کدام خورشید
پشت کرده‌ام
که تمام زندگی‌ام شب است

مرتضی مهراد

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍2💔2
چرا چنین سخت؟
زغال‌سنگ روزی به الماس چنین گفت. مگر ما خویشان نزدیک نیستیم؟

من اما می‌پرسم، چرا چنین نرم؟
مگر شما برادران من نیستید؟ چرا چنین سست و تسلیم؟ چرا تردید و انکار در دل‌هایتان چنین بسیار است؟ اگر سختیِ شما نخواهد برق بزند و بِدرَد و ببرد، چگونه توانید آفریدن؟

«هزاره‌ها» را چنان در چنگ بفشارید که موم را، برادران، سخت شوید!

چنین گفت زرتشت
فریدریش نیچه

@morteza_mehraad
mehraad.com
👏3
دنیا یک تردمیل بزرگ رنج و شادی است.

محمد طلوعی

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
واقعا خودتان را دوست دارید؟

احساس می‌کنم به این سوال و به این مفهوم بی‌محلی شده. مقوله‌ای قدرنادیده که از کنارش سبک‌سرانه گذشته‌ایم.

ما بیش از هر چیز و هر کس دیگری، اول باید خودمان را دوست بداریم. اما شرایط اغلب ما برعکس است؛ عاشق خدمت به دیگری و تحقیر خودمانیم.

به قول آلبر کامو: «کسی که خودش را دوست نداشته باشد، نمی‌تواند عشق به دیگری را تجربه کند.»

پی‌نوشت:
جمله‌ی روی ویدیو از بوداست.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3
خوددوستی یعنی پذیرش اوضاع آشفته و نابسمان زندگی‌ای که الان داری در کنار تلاش برای رسیدن به بهترین نسخه‌ای که می‌توانی باشی.


چالش اینجاست که اغلب ما آن چیزی که الان هستیم را اصلا دوست نداریم و باهاش ارتباط نداریم و واقعیت زندگی‌مان را انکار می‌کنیم.

در موقعیت‌های مختلف خودمان را سرزنش می‌کنیم که چرا این‌قدر با خودمان بد تا کرده‌ایم، ولی هیچ‌یک از اینها قرار نیست تغییری در زندگی ما ایجاد کند.

خوددوستی اجازه می‌دهد که خودمان را سانسور نکنیم و نقاب نزنیم. بپذیریم که ما هم ایراد داریم و ایراد داشتن هیچ ایرادی ندارد.


فاجعه‌ی عدم خوددوستی
خوددوستی یعنی اجازه بدهیم هیولاهایی که درون ما زیست می‌کنند نیز اجازه زندگی داشته باشند. اخلاق‌های بد فقط مختص ما نیست و همه دارند. ما هر قدر تلاش کنیم که بدی‌های زندگی‌مان را سانسور کنیم، دو فاجعه رخ می‌دهد:

یک.
اینکه دیگر نسخه‌ی واقعی خودمان نیستیم و همواره تلاش می‌کنیم خوب باشیم و دیگران خوبی ما را ببینند و خب به ناچار روزهایی هست که هیولای درونی ما بیرون می‌زند و آن زمان است که تازه شروع می‌کنیم به شماتت خودمان که چقدر بد هستیم، در صورتی که این طبیعی‌ترین رفتار از سوی ما بوده.

دو.
اینکه دیگران را بد و شیطان‌صفت می‌بینیم، چرا که صرفا خود واقعی‌شان هستند و اجازه می‌دهند گاهی هیولای درونشان بیرون بزند.

باید نوعی نگاه خطاپوش نسبت به خودمان و دیگران داشته باشیم و اجازه بدهیم آدم‌ها تا حدودی و تا درصد خاصی بد باشند. آدم‌ها حق دارند بد باشند.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍1
وقتی دیدی در آتشی
نسوز
پخته شو

مرتضی مهراد

@morteza_mehraad
mehraad.com
🔥2
«زندگی معقول نیست. نمی‌توان زندگی را به شکل چیزی آرام یا یک طرح معماری انگاشت. زندگی پیش‌بینی‌پذیر و مسالمت‌آمیز نیست.
زندگی در وجود ما ذوب می‌شود. زندگی داستانِ اشتیاق است و این اشتیاق ما را به اندوه و دوگانگی محکوم می‌کند.»

فراتر از بودن
کریستین بوبن


📍 یک نگاه:
اشتیاق را این‌طور می‌فهمم که گاهی آدم با ذوق کودکانه‌ای سمت چیزی می‌رود و گاهی چون کهن‌سالی کارکشتهْ آرام و غمگین از چیزها فاصله می‌گیرد.

نیروی پیشرانِ هر دو اشتیاق است؛ اولی اشتیاق به زندگی است، ‌و دیگری اشتیاق به مرگ و نیستی.

برای هیمن، اشتیاق یعنی اندوه، دوگانگی و درک‌ناپذیری!

@morteza_mehraad
mehraad.com
👏2👍1
خیلی خوب
خیلی زود
می‌شود خیلی بد

شل سیلور استاین

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3
«شما،
بیش از هر کس دیگری،
لایق عشق و محبت خودتان هستید.»

بودا

📍تحلیل و بررسی:

مؤمن به خویشتن

زندگی همیشه مه‌آلود است. همیشه. نمی‌شود جلوتر را دید. تلاش برای پیش‌بینی حوادث یا رسیدن به ساحل امنی که دیگر مشکلی رخ ندهد و چالشی وجود نداشته باشد، نه تنها موثر نیست، بلکه زندگی را از آدم می‌گیرد.

برای مواجهه با این خاصیت زندگی، به نظرم آدم تنها یک داشته‌ی کارآمد دارد و آن هم «ایمان به خویشتن» است. ایمان هم چیزی نیست که الان بشنویم و از فردا اجرایی کنیم. گریزپاست ‌و به این زودی‌ها پا نمی‌دهد. ناز دارد. و سخت به چنگ می‌آید.

خود ایمان هم ساحل امن نیست که بگوییم از الان که ایمان دارم دیگر زندگی‌ام بهشت خواهد شد. زندگی لحظه‌به‌لحظه ایمان ما را خواهد سنجید و هر زمانی که ببیند ضعیف شده، تنهایمان می‌گذارد.

ایمان به خویشتن یک ابزار یا تمرین نیست؛ یک شیوه‌ی زندگی است. هر روز و هر لحظه باید این سوال‌ها را از خود پرسید:

•        در مواجهه با چالشی سخت، یا حتی در مواجهه با عادی‌ترین لحظه‌ی روزمرگی، اگر به خودم ایمان داشتم، چگونه رفتار می‌کردم؟

•        اگر به خودم ایمان داشتم، چگونه ابتکار عمل را دست می‌گرفتم؟

•        اگر به خودم ایمان داشتم، چگونه دست از پیش‌بینی و پیش‌گویی می‌برداشتم؟

•        چگونه اجازه نمی‌دادم ترس و دلواپسی و اضطرابِ آینده فلجم کند؟

•        چگونه اجازه نمی‌دادم اندوهْ خُلقم را تنگ کرده و گوشه‌نشینم کند؟

•        علی‌رغم تمام احساسات منفی و فشارها، چگونه مهار لحظه را دست می‌گرفتم؟

•        علی‌رغم تمام سختی‌ها و رخوت‌ها، چگونه بهترین کار لحظه را تشخیص داده و انجام می‌دادم؟

واقعیت تلخ این است که ما زیاد خودمان را دوست نداریم؛ با وجود این، اگر به خودم ایمان داشتم، چگونه خودم را در آغوش خودم می‌کشیدم و بهش اطمینان می‌دادم: «که ما از پسش برمی‌آییم»؟

«یک مؤمن به خویشتن چگونه زندگی می‌کند؟» تلاش برای پاسخ به این سوال یک سبک زندگی است، آن هم از بهترین نوعش.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3