مرتضی مهراد | منتقد فیلم و نویسنده
388 subscribers
263 photos
34 videos
18 files
593 links
درباره من
mehraad.com/about

برای گفتن
@mi_mehrad
Download Telegram
«نمی‌توانید خودتان را به هر شکلی که دوست دارید دربیاورید.
طبیعت غیرقابل‌تغییر شما مانع این کار است.»

زیگموند فروید


📍«شاخ‌به‌شاخ با خودمان»

فیلمی وجود دارد به نام «عجیب‌تر از داستان» که در آن شخصیت اصلی متوجه می‌شود که کنترل زندگی‌اش نه در دستان خودش، بلکه در دست کس دیگری است.

این فیلم صحنه‌ی نبرد میان این دو شخصیت است؛ کسی می‌خواهد خودش باشد، اما مانع بزرگی بر سر راهش قرار دارد.

آن کسی که در این فیلم تلاش می‌کند زندگی دیگری را کنترل کند، در دنیای واقعی ترکیبی است از ناخودآگاه ما و دنیای بیرون که در مقابل مای خودآگاه قرار می‌گیرند.

یکی دیگر از گفته‌های جذاب فروید این است که ما تنها با کسانی وارد رابطه می‌شویم که از پیش با آنها آشنا هستیم؛ این آشنایی نه به معنی شناخت خود آن آدمِ به‌خصوص، بلکه به معنیِ آشنا بودن با مجموعه‌ی ویژگی‌ها و رفتارهای آن نوع آدم‌هاست.

در دنیای روانشناسی معروف است که مثلاً دختری که پدری خشن و کتک‌زن داشته، در اوج ناباوری، اغلب جذب مردی عینا با همین مشخصات می‌شود؛ چرا این دختر با خشونت آشناست و این تنها رفتاری است که می‌تواند به خوبی مدیریت و در آن احساس راحتی کند.

بنابراین، بخش بزرگی از نبرد ما در زندگی، جنگ با خودمان است؛ ناخودآگاهی که می‌خواهد برود سمت رفتارهای آشنا، ولی مخرب، و خودآگاهی که تلاش می‌کند رفتارهای غریبه و دردناک، ولی زیبا و سازنده در پیش بگیرد.

آن چیزی که در این فیلم (و کلا در زندگی) مشهود است، توانمندی آدم برای تغییر است؛ اما این تغییر در چارچوب آن‌چه که هستیم رخ می‌دهد، و نمی‌شود آدم خودش را بکوبد و از اول بسازد.

تنها می‌شود راه‌های تازه‌ای را یافت که ما به طور طبیعی قادر به زیستن آنها هستیم و این یعنی نزدیک شدن به طبیعت خودمان؛ به تعبیر نیچه، در این شرایط، «می‌شویم آن کسی که هستیم.»

بنابراین، اگر به تمام تغییرات دلخواه‌مان نمی‌رسیم شاید زمان بازاندیشی به این مقوله رسیده باشد که آیا ما طبیعتاً قادر به آن تغییر هستیم یا نه؟ آیا چون تغییر مد نظر ما افراطی و دور و دراز است، دست ما بهش نمی‌رسد؟

طبیعتِ ما بخش‌های زیادی از ما را تعیین کرده. هنر زندگی است که در چارچوب همین طبیعت بتوانیم چشم‌نواز بازی کنیم.

پی‌نوشت:
توصیه می‌کنم فیلم را ببینید. نگاه بسیار تازه، عمیق و تکان‌دهنده‌ای به زندگی می‌یابید.

Stranger than Fiction
عجیب‌تر از داستان

@morteza_mehraad
mehraad.com
👏6👍1
خلق از آن در رنج‌اند
که کارها را پیش از وقت
همی طلب کنند

ابوسعید ابوالخیر

@morteza_mehraad
mehraad.com
👏4
مشغول خواندن خاطرات و جستارهای شاعر روس، مارینا تسوِتایوا، هستم.

واقعا باید در دل ویرانی دوام آورده و با جان‌سختیْ آخرین ذره‌ی وجودمان را زنده نگه داریم تا شکوفا شویم.
در غیر این صورت، روی دیگر این سکه، پریشانی است و مرگ تدریجی.

نبوغ در هر چیزی، از دل ویرانی آن چیز برمی‌خیزد؛ مثل ققنوس که از دل خاکستر پر می‌گیرد.


نام کتاب:
آخرین اغواگری زمین
پنا بردن به هنر، شعر و کلمه
مارینا تسوِتایوا

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤6
تلاش می‌کنم مطالب ویژه‌ای منحصرا برای تلگرام تدارک ببینم.

مشتاق بازخوردها و پیشنهادهایتان هستم. ❤️
❤6
مرتضی مهراد | منتقد فیلم و نویسنده pinned «تلاش می‌کنم مطالب ویژه‌ای منحصرا برای تلگرام تدارک ببینم. مشتاق بازخوردها و پیشنهادهایتان هستم. ❤️»
در قطره‌ی ما
همیشه طوفان است

صائب
@morteza_mehraad
mehraad.com
🔥3💔2
«خودْ چیزی غیر از روابط با خود نیست. [خنده‌کنان] خودْ یک رابطه است، خودْ یک واقعیت نیست. خودْ چیزی ساختاریافته نیست که از ابتدا معین و داده‌شده باشد. خود رابطه با خود است.»

گفتگو با میشل فوکو
«نقد چیست؟ و پرورش خود»


📍 تحلیل و بررسی:

این دو موقعیت را تصور کنید:
یک. با کسی که دوستش دارید، چه نوع ارتباطی دارید؟
دو. با کسی که از او متنفرید، چطور؟

نوع نگاه ما به دیگری، جنس و کیفیت آن ارتباط را تعیین می‌کند و این امر کیفیت زندگی‌مان را.

«ارتباط با خود» از همان قوانینی پیروی می‌کند که ارتباط با دیگران از آن تبعیت می‌کند.

ساده‌تر این‌که، نوع نگاه ما به خودمان، کیفیت ارتباط ما با خودمان و در نتیجه اساسا کیفیت زندگی ما را تعیین می‌کند.

سوال این است که چه‌قدر مثل یک عاشق سینه‌چاک یا دوست همیشه همراه، کنار خودمان هستیم؟

همان‌طور که با یک دوست یا معشوق، چه‌قدر تلاش می‌کنیم ارتباط با‌کیفیت‌تری با خودمان داشته باشیم؟

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍6
Küsüb Getdi
Sara Qədimova
معنی‌ش رو رها کنید.

و از سوز صدای آوازه‌خوان لذت ببرید! ❤️

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤‍🔥4❤1
مانند زبانی هستم
که کسی به آن سخن نمی‌گوید

مراد مونگان

@morteza_mehraad
mehraad.com
👌3❤‍🔥1😢1
عدم هویت مستقل یعنی تسلیم مهار خود به دست به دیگری! یعنی مدام خود را با دیگری سنجیدن و فهمیدن؛ به‌خاطر دیگری لذت بردن و به‌خاطر دیگری غمگین شدن. و در تنهایی، توده‌ای بی‌رنگ و بی‌شکل و جزیره‌ای متروک بودن.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍5
Lallaie-(IRMP3.IR)
Hossein Alizadeh
«اشک‌های نریخته، می‌تواند انسان را فاسد کند.»
مارگارت اَتوود

برای روزهایی که دوست دارید اشک بریزید. 🥲💔


موسیقی فیلم:
«لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند»

@morteza_mehraad
mehraad.com
💔4
از دِیْ که گذشت
هر چه گویی خوش نیست

خوش باش و ز دی مگو
که امروز خوش است


خیام

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍4
شما مانند سفالینه‌ای با ترک‌های ریز هستید که قابل‌تشخیص نیستند. حتی ضربه‌ای کوچک هم کل آن را از هم می‌پاشد. شرایط ایده‌آل این است که می‌توانستیم پیشاپیش به دیگران در مورد حساسیت‌های خویش هشدار دهیم، تا وقتی با ما سروکار دارند این مسئله را در نظر بگیرند. ولی نه چنین چیزی ممکن است و نه مطلوب. اگر بگوییم ضعیف‌تر جلوه می‌کنیم.


آلن دوباتن
کتاب «آرامش»


📍یک نگاه نو:
بهترین رویکرد این است که بدانیم کسی با ما مشکل شخصی ندارد. شاید اصلا ما برای دیگران وجود نداریم.

ما نخی هستیم بسیار نازک و رنجور که با هر تلنگری از هم می‌گُسلیم. این طبیعت ماست و وظیفه‌ی مراقبت از این طبیعت شکننده است.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3👌1
درد
در خیال دردناک‌ است
در واقعیت
بارانِ عصر جمعه‌ است
که بند می‌آید

مرتضی مهراد

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤3👍1
«به اولین صبح پس از جنگ می‌مانی
آرامی و زیبا اما غمگین
به اولین صبحانه در اولین روز صلح شبیهی
شیرینی و دلچسب
اما تنها با گریه می‌توان به تو دست زد»

حسن آذری


📍 یک نگاه:
مدت‌ها بود تصویری این‌قدر شفاف و تکان‌دهنده ندیده بودم که این شعر برایم ساخت.

خیلی شفاف می‌شود زیبایی و غمگینی همزمان اولین صبح روز صلح را درک کرد.

می‌دانی دیگر درد کشیدن تمام شده و می‌دانی دیگر کسی نخواهد مرد، اما می‌دانی که دردها کشیده‌ای و چه جان‌های شیرینی زیر خاکند.

این تصویر پیش از آن‌که مخصوص روزهای جنگ و صلح واقعی و خونین باشد، درباره‌ی روزمرگی‌ است.

تمام صبح‌ها همزمان غمگین و زیبایند و همه‌ی صبحانه‌های دلچسب را باید با اشک آغشته به شوق و درد خورد.

این شعر تصویر دقیقی از صلح می‌دهد؛ صلح، عدم رنج نیست، بلکه زیستن کنار دست رنج است.

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤3👍2
Asemane Abri
Homayoun Shajarian
«نه پای رفتن از این‌جا
نه طاقتی که بکنم»

یک قطعه‌ی درخشان ⭐️
نام: آسمان ابری
شاعر: حسین منزوی
آوازخوان: همایون شجریان


@morteza_mehraad
mehraad.com
❤3
شهامت نترسیدن نیست،
مقاومت در برابر ترس‌هاست.

بختیار علی

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍4
«معیار انجام یک کار
سختی‌ و آسانی‌اش نیست،
درست بودنش است.»

📍 تحلیل و بررسی:

زمزمه‌گریْ درون تو

موقعیت‌های زیادی در زندگی پیش می‌آید که آدم بدجوری مردد می‌شود. نمی‌داند کار درست چیست. زمانی است که وسوسه‌ها و ترس‌های فلج‌کننده به آدم هجوم می‌آورند.

برای مثال، اگر تاکنون مجبور بوده باشید با کسی وداع کنید یا از خود برانید، متوجه شده‌اید که احساس ترس از تنهایی و بی‌امنی مثل آتشی وحشی در تمام وجود آدم می‌دود.

مثل غریقی که به پر کاه هم چنگ می‌اندازند، آدم هر کاری می‌کند جدایی رخ ندهد. آدم از خودش، هویتش و از زندگی‌اش می‌گذرد تا آن کس یا چیز را حفظ کند.

این‌جاست که آدم تمایل دارد به کار آسان، نه کار درست. اگر تصمیم‌هایمان را در چارچوب «سخت-آسان» ببینیم و تصور کنیم معیار این است، طبیعی است که همواره برویم سمت کارهای آسان. و کارهای آسان اغلب مضرند و احساس گناه و شرم در پی دارند.

در سوی دیگر، اگر بدانیم معیار انجام یک کار یا گرفتن یک تصمیم، درست بودنش است، نه با رنج، بلکه با شوق و علاقه آن تصمیم را اجرایی می‌کنیم، چرا که یک کار درست به سود همه است (در بلندمدت، همه از یک تصمیم درست سود می‌برند).

وقتی بدانیم کاری درست است، وسوسه‌ها و ترس‌ها و نظرات گمراه‌کننده‌ی دیگری کمتر بر ما اثر می‌گذارد. وقتی بدانیم کاری درست است، تمام سختی‌هایی که در فرایند و در نتیجه‌ی آن کار بروز می‌کنند، نه تنها قابل‌تحمل، بلکه معنی‌دار، ارزشمند و گوارا خواهند بود.

درست بودن را هم هر کسی خودش تشخیص می‌دهد. نمی‌شود از جایی گرفت. کسب قوه‌ی تشخیص نیازمند تجربه‌ی گسترده و خودآگاهی عمیق است. به طور کلی، درست آن چیزی است که مجموعه‌ی عقل سلیم، هیجان‌ها، شهود و عاقبت‌اندیشی‌ آدم بهش گوشزد می‌کند.

همه‌ی ما صدای این مجموعه‌ی درونی را می‌شنویم، اما چون دنیای ذهن و بیرون شلوغ است، اغلب نشنیده و سبک‌سرانه از کنار توصیه‌هایش می‌گذریم. صدای درون فریاد نمی‌کشد، زمزمه می‌کند، برای همین، باید هشیار باشیم و تیزگوش.

مرتضی مهراد

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3❤1
«گاهی آدم‌های خوب هم آدم رو افسرده می‌کنند.»

هلدن کالفیلد

📒 هلدن شخصیت اصلی رمان درخشانِ «ناطور دشت» اثر سلینجر است.

نوجوانی سرکش و عصیانگر، اما صادق و بی‌آلایش، که تمام هستی را به چالش می‌کشد و تلاش می‌کند از مسیر خودش به رستگاری برسد.

🥷 جالب است بدانید کسی که جان لنون را ترور کرد، گفته بود تحت تأثیر هلدن کالفیلد این کار را انجام داده.


@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3❤1