مرتضی مهراد | منتقد فیلم و نویسنده
388 subscribers
263 photos
34 videos
18 files
593 links
درباره من
mehraad.com/about

برای گفتن
@mi_mehrad
Download Telegram
شنیده ام مرغ‌های دریایی روی آب می‌خوابند. زندگی حقیقی همین است: آدم خودش را به جریان آب بدهد و پاهایش هیچ‌وقت روی خاک نیاید.

خداحافظ گاری کوپر
رومن گاری

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤6
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ چطور آدم خوبی شویم؟

بچه‌مثبت برای زنده ماندن مجبور بوده حرف‌گوش‌کن باشد. بچه‌مثبتی نتیجه‌ی عشق شرطی یا بی‌توجهی در دوران کودکی بوده.

اما در بزرگسالی نه تنها دیگر کار نمی‌کند، بلکه حتی می‌تواند به قیمت زندگی‌ آدم تمام شود.

بچه‌مثبت باری به هر جهت است. دم همه را می‌بیند مبادا کسی ناراحت شود که نتیجه‌اش چیزی نیست جز فاجعه.

رفتار و گفتار بچه‌مثبت هیچ بنیاد محمکی ندارد، نه خودش و نه هیچ‌کس نمی‌تواند بهش تکیه کند.

آدم خوب در سوی مقابل، ارزش‌ها و استانداردهای خودش را دارد. نه خودش آنها را زیر پا می‌گذارد و نه به دیگری چنین اجازه‌ای می‌دهد.

علی‌رغم شکل زمختش، این همان چیزی است که زندگی و جهان را زیبا می‌کند؛ آدمی که برای خودش چارچوب دارد‌، می‌داند کیست و چه می‌خواهد.

این‌طوری تکلیف دیگران هم با او مشخص است. کمتر کسی درباره‌اش دچار سوءتفاهم می‌شود. چیزی از این زیباتر و سازنده‌تر هم هست؟

خیلی از ما، خود من تا حد زیادی، درگیر بچه‌مثبتی هستم. مسئله بودن یا نبودن مطلق نیست، بلکه هر کسی سهم مشخصی از این دو را دارد. پس چه بهتر که سهم بیشتری از «آدم خوب» را داشته باشیم.

چطور آدم خوب می‌شود؟
با تعیین ارزش‌ها و چیزهایی که مهم‌اند. آدم خوب تنها به چند چیز محدود اهمیت می‌دهد و باقی چیزها را رها می‌کند.

ولی بچه‌مثبت به همه‌چیز توجه می‌کند. کسی که دوست همه است، دوست هیچ‌کس نیست. کسی که به همه‌چیز اهمیت می‌دهد، به هیچ‌چیز اهمیت نمی‌دهد.

چه چیزهایی واقعا برای شما مهم‌اند؟ بچسبید به همان‌ها و باقی را بی‌خیال شوید!

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍5
💜روانکاوی که شیفته‌ی ادبیات است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شاهین کلانتری 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 تردیدار @Tardidar

«من می‌نویسم تا دریابم چه می‌اندیشم.»
(توماس آگدن، کتاب «کشف دوباره‌‌‌ی روانکاوی»، ترجمه‌ی مهسا موحد ابطحی، نشر ارجمند، ص ۲۵)


توماس آگدن از روانکاوان شاخصی است که تأکید بسیاری بر رابطه‌ی روانشناسی و ادبیات دارند.
از او درس‌های گرانبهایی آموخته‌ام، از جمله، سخنانش درباره‌ی اهمیت بلندخوانیِ آثار ادبی در جمع بود که به رغبتم در انجام این کار افزود. بخشی از بهترین خاطرتم از تدریس گره‌ خورده با پاره‌هایی از آثاری که برای دانشجویان خوانده‌ام. گاهی با خودم فکر می‌کنم اگر این متن‌ها را این‌گونه نمی‌خواندم، آیا همین‌قدر برایم با معنا و پایا بودند؟ آگدن در کتاب «کشف دوباره‌‌‌ی روانکاوی» می‌نویسد: «... دومین بازکشف،‌ فهم این موضوع است که خواندن خط به خط و جمله به جمله‌ی تمام متون تحلیلی و ادبی با صدای بلند (که به دقت خوانده می‌‌شوند)، چقدر برای روش من در تدریس و روانکاوی حیاتی است... من دریافته‌ام که خواندن متون با صدای بلند اجازه می‌دهد من و اعضای سمینار طنین کلمات، صدای خواننده، انتخاب کلمات توسط نویسنده، آهنگ و ساختار جملات و مانند آن‌ها را بشنویم و احساس کنیم و همه‌ی این‌ها در کنار هم تأثیرات هیجانی‌ای را خلق می‌کنند که از محتوای گفته‌شده جدایی‌ناپذیرند. با شنیدن جملاتی که خوانده می‌‌شوند، روشن می‌شود که کلمات فقط حامل اندیشه‌ها نیستند؛ بلکه کلمات، چه بخشی از یک متن تحلیلی باشند،‌ چه بخشی از یک شعر، چه بخشی از یک داستان کوتاه، چه بخشی از اظهارات بیمار در مورد اتاق انتظار تحلیلگر و چه پاسخ تحلیلگر به رؤیای یک بیمار، فقط تجربه‌ی نویسنده یا گوینده را منعکس نمی‌کنند، بلکه تجربه‌ای را خلق می‌کنند که برای نخستین بار خوانده، گفته یا شنیده می‌شود. (همان، ص ۲۴)

توماس آگدن دستی در داستان‌نویسی هم دارد و رمانی از او با دو ترجمه و عنوان متفاوت («رها شده» و «ناتمام») به فارسی منتشر شده است.
از پیوند آگدن و ادبیات گفتم تا به این نکته هم اشاره کنم: گاهی از برخی دوستان اهل مطالعه می‌شنوم که با افتخار می‌گویند وقتی برای ادبیات داستانی ندارند و ترجیح می‌دهند کتاب‌های غیرداستانی و آموزشی بخوانند. بدبختانه تصور اغلب این افراد از داستان، برمی‌گردد رمان‌های عامه‌پسند نویسندگانی از قبیل فهمیه رحیمی و ر. اعتمادی. بنابراین طبیعی‌ست که با افتخار خودشان را مبرا از ادبیات بدانند. که خب، این پنداری نارس است. می‌بینیم که بسیاری از متفکران و پژوهشگران علم و فلسفه طرفدار سرسخت ادبیات داستانی‌اند (یک شاهد آشکارش ارجاع فراوان بسیاری از آثار غیرداستانیِ سطح بالا به آثار ادبی است). بسیاری از مهارت‌های شناختی و ارتباطی ما فقط از رهگذر مطالعه‌ی ادبیات اصیل رشد می‌یابد. (پیشنهاد می‌کنم کتاب «چرا ادبیات؟» از ماریو بارگاس یوسا را بخوانید.)

این یادداشت را با سخنی از آگدن در کتاب جدیدش، «احیای زندگی در اتاق درمان»، به پایان می‌برم:
«اما گاهی احساس می‌کنم نویسنده‌بودن بلاییست که جز نشستن و دوباره نوشتن گریزی ندارد. (ترجمه‌ی مسعود فروزنده و فروغ ادریسی، نشر کتابستان برخط، ص ۲۷۳)»


#یادداشت_روز
@shahinkalantari
ShahinKalantari.com
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4
خواستم پنجره‌یی باشم
که فقط
باز بودن بلد است.

شاهین کلانتری

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤6
تو
محبوب‌ترین معشوق خودتی

@morteza_mehraad
mehraad.com
🥰6
درخت بخشنده. شل سیلوراستاین.pdf
8.3 MB
💰شما هم یک بخشنده‌اید؟

شل سیلوراستاین کتاب مفصلی در باب بخشندگی نوشته که خواندنش نهایتا پنج دقیقه زمان می‌برد، اما سال‌ها می‌شود بهش فکر کرد و ازش آموخت.

💚 «درخت بخشنده» داستان «کودک» است؛ همان کودکی که در قلب همه‌ی ما زندگی می‌کند و نیازمند توجه ماست.


📌 داستان کتاب چیست؟
درختی می‌بخشد و پسری...


🧐 شگفتی کتاب آنجاست که پیش از آن‌که پاسخ بدهد، سوال می‌پرسد.

بخشنده کیست؟
تا کجا باید بخشید؟
چه چیزهایی قابل‌بخشش‌اند؟
و مهم‌تر از همه، بخشیدن یعنی چه؟

مشتاقم نظر شما را هم بدانم. ❤️

@morteza_mehraad
mehraad.com
🔥4❤2
ترازوی خوشی

خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماه‌رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
پندار که نیستی، چون هستی خوش باش

سنگ محک خوش بودن برای خیام چیست؟
آن‌قدر ما به زندگی عادت کرده‌ایم که فراموش‌مان شده زندگی خودش یک اعجاز است. آن‌قدر دردهایمان را باور کرده‌ایم که دیگر شگفتی زندگی را از یاد برده‌ایم. البته که این به‌معنی نادیده گرفتن دردهای زندگی نیست.

مسئله این است که همان درد بخشی از اعجاز زندگی است.
وودی آلن در فیلم بِرادوِی دَنی رُز (Broadway Danny Rose) شوخی قابل‌تاملی دارد: «مهمه که تو زندگی بخندی، ولی باید یه‌کمی هم درد بکشی. وگرنه معنی زندگی رو از بیخ عوضی فهمیدی.»
زندگی یک بسته‌ی کامل از تمام چیزهایی است که برای اجرای یک نمایش سیرک، شعبده یا تئاتر باید وجود داشته باشد. برخی‌هایش چشم‌نواز و برخی دیگر دل‌خراشند.

این تقسیم‌بندی صرفا برای درک زندگی است، نه برای قضاوت آن. اگر باور کنی واقعا چیزهای خوب و بد در زندگی وجود دارد، آن وقت زندگی می‌شود عذاب. چرا که با طبیعت زندگی و ماهیت خودت به عنوان انسان به مبارزه بلند شده‌ای که ناگفته پیداست شکست مفتضحانه‌ای در پی خواهد داشت.

حرف خیام دیدن هستی انسانی در قالب همان بسته‌ی کامل است؛ دیدن کل نمایش زندگی که ممکن است تویش هم تراژدی ببینی و هم عشق. این دو در نهایت یک چیزند: کل زندگی و هستی تو.

و این خود هستی است که مایه‌ی خوش‌وقتی و خوش‌حالی انسان است. سنگ محک خیام برای خوشی صرفِ بودن است، نه لذت بردن از بودن.

حالا این خوشی چطور چیزی است؟
زیدی اسمیتِ جستارنویس تمایزی قائل می‌شود میان خوشی و لذت. می‌گوید: «در خوشی لذت زیادی وجود ندارد، بلکه خوشی ترکیبی است از وحشت، درد و لذت.»

همسایگی نگاه خیام و اسمیت اینجاست که مثلث وحشت، درد و لذت را سنگ بنای هستی می‌دانند. کل هستی را می‌توان داخل این مثلث جا داد.

محمد طلوعی انسان را به ویرانه تشبیه می‌کند و می‌نویسد: زیبایی ویرانی هم دقیقا از بودنش ناشی می‌شود؛ و از بودن ما که این فرصت را داریم که تماشایش کنیم.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍6
«بزرگسالی»

در روزهای دشوار زندگی مهم‌ترین سوالی که از خودم می‌پرسم این است که دانسته‌هایت الان به چه کارت می‌آیند؟ از خوانده‌ها و نوشته‌هایت استفاده می‌کنی؟

گاهی پاسخ نه است، حتی اگر خرواری اطلاعات از موضوع داشته باشم، نمی‌توانم مسئله را هضم کنم.

این عجیب‌ترین تناقض زندگی‌ام است؛ «دانستن» لزوما به معنی «به‌کارگیری دانسته‌ها» نیست.

تناقض دوم این است که آدم در بهترین روزهایش ممکن است حیران و غمگین باشد.

به عبارت دیگر، درگیری با غم و حیرانی لزوما به این معنی نیست که زندگی‌ ایراد و اشکالی دارد. برخی روزها را فقط باید تاب آورد.

اَدر لارا می‌نویسد: توانایی آسوده زیستن با تناقض‌ها یعنی ورود به دنیای بزرگسالی.


@morteza_mehraad
mehraad.com
❤6👌1
چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم
کی ببینم مرا چنان که منم؟

مولانا

@morteza_mehraad
mehraad.com
🔥6
هیولاها و ارواح واقعی‌اند. آن‌ها در درون ما زندگی می‌کنند؛ و گاهی هم برنده می‌شوند.

استفن کینگ


@morteza_mehraad
mehraad.com
🔥6
تکیه بر آرزوها چون قدم زدن در یک روز بارانی است.

رامین جهانبگلو
ذهن زمستانی من


@morteza_mehraad
mehraad.com
❤6
وقتی به دادگاه می‌روی
چه‌قدر می‌توانی
شاکی‌ات را دوست داشته باشی؟

مجید رفعتی

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤6
ما پیوسته از آدم‌ها طلب می‌کنیم که خودشان باشند، در حالی که مدام با توقعاتمان خلافش را می‌خواهیم.

ویرجینیا وولف

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍6
در طول عمرم آن‌قدر تغییر دیده‌ام که بدانم ناامیدی محکوم به شکست است.

سوزان گریفین

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍7
چرا ویرانه زیباست؟
برای پاسخ به این سوال اول باید پرسید: زیبایی اصلا یعنی چه؟

ویکتور اشکلوفسکی، نظریه‌پرداز ادبی روس، می‌گوید یکی از عناصر زیبایی‌شناسی در هنر «آشنایی‌زدایی» است. یعنی تروتازه کردن و ارائه‌ی نگاهی نو به چیزها.

به عبارت دقیق‌تر، آشنایی‌زدایی یعنی طوری با چیزی مواجه شویم که انگار اولین بار است که می‌بینیمش، بدون پیش‌داوری و تعصب، طوری که بتوانیم آن چیزی که واقعا هست را ببینیم، نه تصور خودمان از آن چیز را.

وقتی شما اولین بار چیزی را می‌بینید، خودش را دیده‌اید. اما وقتی ده بار ببینید، ده بار هم درباره‌اش بشنوید، دیگر نه خود آن چیز، بلکه تصور خودتان از آن چیز را می‌بینید.

بنابراین، رهایی از تصورات آشفته و دیدن ماهیت واقعی هر چیز یعنی زیبایی.

این نظریه در مورد انسان هم صادق است. هر بار ویرانی و شکستن ما را با نسخه‌ی تازه‌ای از خودمان روبه‌رو می‌کند؛ نسخه‌ای جاندارتر و پُرجلاتر که به خود واقعی‌مان نزدیک‌تر است.

زیستن در کنار نسخه‌ی واقعی و اصیل خودمان اوج زیبایی یک زندگی است.

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤3
کسی که غصه‌ی گذشته را می‌خورد، پیر و عزادار است

دانیل گلاتائور

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤3
پاییز
شعرش را روی درخت می‌نویسد


بیژن نجدی


@morteza_mehraad
mehraad.com
❤3👍2
همه‌چیز بار است،
چیست که بر من سنگینی نکند؟

اوژن یونسکو

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤4
«آخرین سنگر»

این آخرین و مهم‌ترین سنگر آدمیزاد در زندگی است و متاسفانه سنگری است که بیش از هر چیز دیگری ساده از دست می‌رود.

بی‌دلیل از واژه‌ی سنگر استفاده نمی‌کنم، چرا که خود بودن نیازمند مقاومت و نبرد است.

نیروهای بسیار قدرتمند و متعددی در هستی در کارند تا ما را شکل خودشان بکنند. ساده است باختن به این نیروها.

این باختن هم صفر و یکی نیست، بلکه پیوستار است. هر یک از ما میزان مشخصی از خودباختگی داریم که درجاتی از آن طبیعی است، اما باید مراقب بود کجا داریم بخش زیاد یا حتی تمام هستی‌مان را می‌بازیم.

یکی از سلاح‌های موثر برای مراقبت از این سنگر تعیین آن چیزهایی است که برایمان مهم‌اند و در اولویت.

هر چیزی که در فهرست مهم‌های ما نباشد نه توجهی باید بهش کرد و نه باید گذاشت که اثری بر زندگی ما بگذارد.

انرژی فکری زیادی می‌برد ساخت و استفاده از این سلاح، اما آخرین چاره‌ی ما برای حفظ آخرین سنگرمان است.

@morteza_mehraad
mehraad.com
🔥5