مرتضی مهراد | منتقد فیلم و نویسنده
388 subscribers
263 photos
34 videos
18 files
593 links
درباره من
mehraad.com/about

برای گفتن
@mi_mehrad
Download Telegram
رنج‌های خودخواسته‌ی لذت‌بخش

جرج مارتین را می‌شناسید؛ همان نویسنده‌ای که کتاب پنج جلدی بازی تاج و تخت را نوشته (و مطمئنم سروصدای سریالش به گوش‌تان رسیده)، در مصاحبه‌ای می‌گوید: موقع نوشتن گاهی به سرم می‌زند که من این کاره نیستم و ای کاش لوله‌کشی چیزی می‌شدم.

مواجهه با هر چالشی در زندگی لزوما همراه است با احساس‌های منفی نظیر ناکافی بودن، اضطراب، اختلال در اعتماد به نفس و غیره. احساس‌های منفی در ذات انسانند؛ ربطی به جایگاه و بزرگی و کوچکی آدم‌ها ندارد؛ در هر شرایطی می‌تواند یقه‌ی آدم را بگیرد و زمینش بزند.

این آقای نویسنده اما چه می‌کند در برابر احساس‌های منفی‌اش؛ آیا در گوشه‌ای از آشغال‌دانی ذهنش رها می‌کند نوشتن را؟ و یا در اوج رنج، ادامه می‌دهد؟!

برای همین است که می‌گویند اهمال‌کاری نه فرار از انجام یک کار، بلکه فرار از احساس منفیِ برآمده از آن کار است. در همین راستا، یکی از چیزهایی که مرا درمان کرد، این جمله‌ی مارک منسون بود: «بهتر است آدم به دلیلی درست رنج بکشد، تا به دلیلی نادرست لذت ببرد.»

نمی‌شود در برابر همه‌چیز احساس منفی و ناکافی بودن داشت؛ این آدم را می‌کشد. راهش این است که تنها چند کار مهم انتخاب کنی و در برابرشان رنج کار کردن و لذت پاداش دیدن را تجربه کنی و باقی چیزهای زندگی‌ را خیلی ظریف و رندانه به آنجایت بگیری. این خلاصه‌ی فلسفه‌ی کتاب هنر رندانه‌ی بی‌خیالی مارک منسون است. (رند در ادبیات فارسی انسانی است زیرک و خردمند که می‌داند در هر لحظه و هر مکان، کار درست چیست.)

یکی از کارهای درست زندگی این است که بدانی در برابر چه کسانی و چه کارهایی آسیب‌پذیر باشی، برایشان رنج بکشی و خودت را خرجشان کنی و باقی چیزهای زندگی را اصلا نبینی. البته این فهرست رندانه‌ی کوتاه ساده به دست نمی‌آید. عمر می‌برد، آگاهی و تجربه و درد و تغییر لازم دارد، اما شدنی است.

نمی‌شود رنج را در زندگی نابود کرد، باید رنج‌هایی را بکشی که خودت انتخابشان می‌کنی و حتی در خصوص رنج‌های تحمیلی هم تو تعیین می‌کنی چه واکشنی نشان بدهی؛ یعنی بدیهی است که در برابر تمام حوادث و کنش‌های دنیا، ما حق انتخاب داریم؛ ما تعیین می‌کنیم رنجِ کدام واکنش‌مان را به جان بخریم.

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤4👍2
«زیباترین انسان‌هایی که تاکنون شناخته‌ام
آن‌هایی بودند که شکست خورده بودند،
رنج می‌کشیدند، دچار فقدان شده بودند
و با این حال، راه خود را از اعماق درد
و رنج گشودند و بیرون آمدند.»

الیزابت کوبلر راس


📍 تحلیل و بررسی:

برخی از رخدادهای زندگی می‌توانند خیلی گزنده باشند: شاید یکم زیادی تنها باشی یا خانواده خوبی نداشته باشی یا با دیگران نجوشی یا کمتر کسی باشد که سراغ حال و احوالت را بگیرد.

ولی عدم پذیرش این تلخی‌ها آن‌ها را شیرین که نمی‌کند هیچ، بلکه نومیدی و گمشدگی را هم به این تلخی اضافه می‌کند.

از سوی دیگر، پذیرش تلخی‌های زندگی‌، شیرینی معقولی از آزادی تولید می‌کند. پذیرفتن این‌که «من تنها هستم» یعنی باید قواعد و چارچوب‌های تنهایی را بشناسم، و زیر سایه آن‌ها به زندگی «عادی» خودم بپردازم.

مشکل ما این است که فکر می‌کنیم که فقط ما فقدان داریم و دیگرانی که عادی زندگی می‌کنند، همه‌چیز زندگی‌شان تکمیل است و به همین خاطر می‌توانند به زندگی عادی‌شان برسند. همه آدم‌ها دقیقا با همان جنس فقدان‌های فلج‌کننده‌ای زندگی عادی می‌کنند که شما هم دارید. این طبیعت بشر است.

نیوتن فیزیک‌دان را که قاعدتاً باید بشناسید: از بزرگان علم فیزیک و یکی از تاثیرگذارترین متفکران تاریخ بشر.

در کودکی پدرش می‌میرد،
مادرش رهایش می‌کند،
زیر دست و البته زیر کتک‌های فراوان عمو و پدربزرگ در مزرعه زندگی می‌کند،
هرگز دوستی نداشته،
می‌گویند حتی تا آخر باکره مانده.

این نوشته تبلیغ موفقیت در کلاس جهانی نیست، نکته حرفم این است که «ذات زندگی یعنی پذیرش و زیست عادی با وجود فقدان‌های فلج‌کننده.»

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤5
گاهی باید آن‌قدر خوب بود که بخشید
اما آن‌قدر احمق نبود
که دوباره اعتماد کرد

جرج برنارد شاو

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤4
سرزمینی که زیر پلک‌هایم سوخته
با این آب شور
خاموش می‌شود؟

نیلوفر آبها

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍4
زنده باد ایهام!

دلیل عشقم به زبان همین شیرین‌کاری‌هایش است. 

نمی‌توانیم ذات و خاصیت آدم‌های اطراف‌مان را تغییر بدهیم.

اما می‌توانیم اطراف‌مان را با کسانی پر کنیم که خود واقعی ما را می‌پذیرند، به اصالت ما احترام می‌گذارند و خوشحالند که ما خودمان را زندگی می‌کنیم. 

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤4
ما حامل دردهایمان هستیم
نه مالک‌شان

مرتضی مهراد

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«کارکرد مدرسه، همچون کارکرد زندان‌ها و بیمارستان‌های روانی است، و کار همه‌شان کنترل افراد و هویت‌بخشی است.»
میشل فوکو

«مدرسه‌ی من مخصوص معلم‌های عقب‌مانده بود.»

این جمله‌ی طناز و فرح‌بخش را وودی آلن عزیز گفته؛ فکر می‌کنم همه‌مان عمیقا با این جمله ارتباط می‌گیریم.

(جسارت به معلم‌ها به عنوان انسان تلقی نشود، مسئله نظام آموزشی است و بلایی که سر آدم می‌آورند.)

به هر حال!
دعوای بشر همیشه سر آزادی است؛ این‌که من چقدر آزادم؟

آزاد بودن یا کنترل شدن آدم بستگی به یک چیز دارد و آن مقوله‌ی هویت است.

نظام آموزشی ما مشخصا تلاش می‌کند از افراد موجوداتی توسری‌خور بسازد؛ کارمندانی بی‌هویت و بی‌اندیشه که ریاضی و فارسی‌شان خوب است و می‌توانند همانند ابزارهای دیگر، چیزی مثل یک انبردست، برای ارباب قدرت کارکرد داشته باشند.

هنر آدم آزادی است و آزادی یعنی کسب این هویت که من هر کسی می‌توانم باشم.

پی‌نوشت:
جمله‌ی روی ویدیو از میشل فوکو است.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍4
Jan O Jahan
<unknown>
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را

نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم
چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را

ز همه خلق رمیدم ز همه باز رهیدم
نه نهانم نه پدیدم چه کنم کون و مکان را

ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم
چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را

شعر: مولانا
آوازه‌خوان: مینورام
@minorammusic


@morteza_mehraad
mehraad.com
❤4
یک نمایشنامه‌ی خیلی کوتاه

«تحمل رنج توانستن»

- آیا تو کسی هستی که بتوانی رنج توانستن را به دوش بکشی؟

- من هرگز چنین نکرده‌ام.

- این یعنی دیگر هرگز نمی‌شود چنان کنی؟
به گذشته که خوب بنگری هست کارهایی که یقین داشتی نمی‌شود و کرده‌ای.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👏2👍1
جای آن‌که با ویرانی مبارزه کنم،
سعی می‌کنم ویرانه‌ای زیبا باشم.

محمد طلوعی

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3❤‍🔥1
در جوامع خفقان‌زده،
حقیقت را لای شوخی می‌پیچند.

مرتضی مهراد

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍5
تقابل ناخودآگاه و خودآگاه

دنیل کانمن، در کتاب فکر کردن بادرنگ و بی‌درنگ، دو سامانه‌ی فکری معرفی می‌کند.

سامانه‌ی دو منطقی است و بخش کمی از تصمیمات را به عهده دارد (خودآگاه ما). تازه تنبل هم است و اغلب خاموش (برای همین است که ما کمتر تصمیم منطقی می‌گیریم و بیشتر احساسی هستیم).

ولی سامانه‌ی یک همیشه روشن است و اغلب تصمیم‌های ما را می‌گیرد و کاملا احساسی است (ناخودآگاه ما). کافی است چیزی را باور کند، دیگر نمی‌شود از ذهن بیرونش کرد.

ما کنترل مستقیم روی سامانه‌ی یک (ناخودآگاه) نداریم.
تنها می‌توانیم با بهبود سامانه‌ی دو (خودآگاه) با آگاهی و دانش و خرد و تمرین و تربیت، باعث شویم سامانه‌ی یک نیز عملکردی را داشته باشد که ما انتظارش را داریم و به سود ماست.


@morteza_mehraad
mehraad.com
👏3
به خیابان می‌روم
و ساعت‌ها
در خودم قدم می‌زنم

گروس عبدالملکیان

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدم با گناه به معصومیت بازمی‌گردد،
و با هر شکست، بزرگ‌تر می‌شود.

میلان کوندرا می‌گوید برای درک زندگی، یک بار زیستن کافی نیست.

تمام لحظات زندگی ما نو و تازه‌اند و از پیش نه هشداری وجود دارد و نه کسب آمادگی‌ای؛ در این شرایط چطور می‌توان انتظار داشت آدم زمین نخورد؟!

اصلا تنها راه زندگی کردن این است که آدم زمین بخورد و بشکند و بعد دوباره بلند شود.
به قول همینگوی در رمان پیرمرد و دریا، شاید بشود آدم را شکست داد، اما هرگز نمی‌شود نابودش کرد.

آدم با شکست نابود نمی‌شود، بلکه حتی به تعبیر نیچه قوی‌تر و بالغ‌تر می‌شود. تنها چیزی که آدم را می‌کشد خود اوست.

پی‌نوشت:
شعر روی ویدیو از سید علی صالحی است.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👏3
هرگاه ردپای کسی که
آرامشم را گرفته بود
دنبال کردم
به خودم رسیدم.

آندره ژید

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤4
Ashiuneh GahMusic.com
Hayedeh
کدوم جاده
کدوم راه
کدوم اشک وُ کدوم آه

بانو هایده
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤1
کدوم نامه‌ی شب‌گیر
کدوم وِرد شبونه
کدوم طلسم و جادو
کدوم دعای عاشقونه

غریقیم وُ صدامون به ساحل نرسیده

گل‌ها پَرپَرن ای وای
یه دیوونه تو باغه
❤1
سیر نمی‌شم از شیندنش!