Forwarded from بزم قدسیان
🔸تازیانه سلوک
🔻خرمقدّس در این دین خریدار ندارد، آدم می خواهند، روشنی می خواهند. این دین خیلی بزرگ است. مقدّسین دین را خراب کردند.
(استاد فاطمی نیا)
@bazmeghodsian
🔻خرمقدّس در این دین خریدار ندارد، آدم می خواهند، روشنی می خواهند. این دین خیلی بزرگ است. مقدّسین دین را خراب کردند.
(استاد فاطمی نیا)
@bazmeghodsian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
حضرت امام رضا عليه السلام در گفتاري بسيار دلنشين و خواندني پيرامون نشانه هاي خردمندان [مؤمن] بعد از ذكر نه خصوصيت و نشانه فرمودند: اما دهمين نشانه [و آخرين نشانه ]، دهمي و عجب دهمي اي!
دهمين نشانه چيست؟
🔻آن است كه [خود را از همه مردم بدتر و پايين تر حساب كند و] هيچكس را نبيند مگر اين كه با خود بگويد و باور داشته باشد كه او از من بهتر و باتقوى تر است!🔺
ويدئو: گفتاري از مرحوم علامه كرباسچيان رضوان الله عليه
https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
حضرت امام رضا عليه السلام در گفتاري بسيار دلنشين و خواندني پيرامون نشانه هاي خردمندان [مؤمن] بعد از ذكر نه خصوصيت و نشانه فرمودند: اما دهمين نشانه [و آخرين نشانه ]، دهمي و عجب دهمي اي!
دهمين نشانه چيست؟
🔻آن است كه [خود را از همه مردم بدتر و پايين تر حساب كند و] هيچكس را نبيند مگر اين كه با خود بگويد و باور داشته باشد كه او از من بهتر و باتقوى تر است!🔺
ويدئو: گفتاري از مرحوم علامه كرباسچيان رضوان الله عليه
https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
Forwarded from موسسه امام موسی صدر
📘 «کیمیا»ی امام موسی صدر به نمایشگاه رسید
❞ پیامبر چگونه آغاز کرد؟ نخستین گامش چه بود؟ میدانید که وقتی پیامبر مأمور شد دعوتش را علنی کند، بالای کوه صفا رفت و به مردم گفت: من کسی را سراغ ندارم که برای قوم خود چیزی آورده باشد، بهتر از آنچه من برای شما آوردهام. پس گفت بگویید «لا إله إلا الله» تا رستگار شوید. موضوع بحث ما همین جمله است. معنای این جمله چیست؟ چه ربطی بین گفتن «لا إله إلا الله» و رستگاری وجود دارد؟ اطلاعات معاصر ما میگوید که لا إله إلا الله اعتقاد است، یعنی ایمان به خدای یگانه. خب! این اعتقاد را پذیرفتیم. ارتباط آن به رستگاری و سعادت و زندگی جاودانه و خوشبختی اجتماعی و اقتصادی انسان چیست؟
«به کیمیای ایمان» ترجمهٔ فارسی کتاب «قولوا لا إله إلا الله تفلحوا»، مجموعه سخنرانیهای امام موسی صدر است، که در مجموعهٔ ۱۲ جلدی «گام به گام با امام» وجود ندارد و از جملهٔ صوتهایی است که بهتازگی یافت شده.
خرید «به کیمیای ایمان» با ۲۰٪ تخفیف نمایشگاهی:
https://imamsadr.ir/product/19569/
این کتاب همچنین در نمایشگاه کتاب در غرفهٔ مؤسسه به آدرس راهروی ۲۳، غرفهٔ ۹ موجود است.
#به_کیمیای_ایمان
🆔@imammoussasadr
❞ پیامبر چگونه آغاز کرد؟ نخستین گامش چه بود؟ میدانید که وقتی پیامبر مأمور شد دعوتش را علنی کند، بالای کوه صفا رفت و به مردم گفت: من کسی را سراغ ندارم که برای قوم خود چیزی آورده باشد، بهتر از آنچه من برای شما آوردهام. پس گفت بگویید «لا إله إلا الله» تا رستگار شوید. موضوع بحث ما همین جمله است. معنای این جمله چیست؟ چه ربطی بین گفتن «لا إله إلا الله» و رستگاری وجود دارد؟ اطلاعات معاصر ما میگوید که لا إله إلا الله اعتقاد است، یعنی ایمان به خدای یگانه. خب! این اعتقاد را پذیرفتیم. ارتباط آن به رستگاری و سعادت و زندگی جاودانه و خوشبختی اجتماعی و اقتصادی انسان چیست؟
«به کیمیای ایمان» ترجمهٔ فارسی کتاب «قولوا لا إله إلا الله تفلحوا»، مجموعه سخنرانیهای امام موسی صدر است، که در مجموعهٔ ۱۲ جلدی «گام به گام با امام» وجود ندارد و از جملهٔ صوتهایی است که بهتازگی یافت شده.
خرید «به کیمیای ایمان» با ۲۰٪ تخفیف نمایشگاهی:
https://imamsadr.ir/product/19569/
این کتاب همچنین در نمایشگاه کتاب در غرفهٔ مؤسسه به آدرس راهروی ۲۳، غرفهٔ ۹ موجود است.
#به_کیمیای_ایمان
🆔@imammoussasadr
ابتهال ملکوتی شیخ نصرالدین طوبار در مدح حضرت زهرا سلام الله علیها
@sayedalahrar
ابتهالی ملکوتی و پرشور و شوق از شیخ نصرالدین طوبار در مدح و ثنای حضرت زهرا علیها السلام.
نَسَبُ المسیحِ بنَی لِمریمَ سیرةً
بقیتْ على طولِ المَدَى ذِکراها
و المجدُ یُشرِقُ مِن ثلاثِ مَطالعٍ
فی مَهدِ فــــــاطمةٍ فما أعــلاها
هيَ بنتُ مَنْ، هيَ زوجُ مَنْ، هيَ أمُّ مَنْ
مَــــــنْ ذا یُداني فی الفَـــــــخارِ أبــاها
هو رحمةٌ للعالمین و کعبةُ الـ
آمالِ في الدنیا و في أُخـراها
لمَّا شَکا المحتاجُ خَلْفَ رِحـابِها
رَقَّتْ لتلک النفسِ في شکواها
جـــادتْ لتُنقِذَه بِرَهْنِ خِمـــارِها
یا سُحْبُ أینَ نَداکِ مِن جدواها
نورٌ تَهابُ النَّــــارُ قدرَ جــــــلالِه
و مُنی الکواکبِ أنْ تنالَ ضیاها
جَعَلَتْ مِنَ الصبرِ الجمیل غِذائَها
و رأتْ رضا الزوجِ الکریم رِضاها
فَمُـــها یُـــرتِّلُ آیَ ربِّــکَ بینَما
یدُها تُدیرُ علَى الشعیرِ رَحاها
بلَّتْ وِســـــــادَتَها لَآلئُ دَمْعِهــا
مِن طولِ خَشیتِها و مِن تقواها
جِبریلُ نحوَ العرشِ یَرفَعُ دَمعَها
کالطَلِّ یَــروي فی الجِنان رُباها
@adb_arbi
نَسَبُ المسیحِ بنَی لِمریمَ سیرةً
بقیتْ على طولِ المَدَى ذِکراها
و المجدُ یُشرِقُ مِن ثلاثِ مَطالعٍ
فی مَهدِ فــــــاطمةٍ فما أعــلاها
هيَ بنتُ مَنْ، هيَ زوجُ مَنْ، هيَ أمُّ مَنْ
مَــــــنْ ذا یُداني فی الفَـــــــخارِ أبــاها
هو رحمةٌ للعالمین و کعبةُ الـ
آمالِ في الدنیا و في أُخـراها
لمَّا شَکا المحتاجُ خَلْفَ رِحـابِها
رَقَّتْ لتلک النفسِ في شکواها
جـــادتْ لتُنقِذَه بِرَهْنِ خِمـــارِها
یا سُحْبُ أینَ نَداکِ مِن جدواها
نورٌ تَهابُ النَّــــارُ قدرَ جــــــلالِه
و مُنی الکواکبِ أنْ تنالَ ضیاها
جَعَلَتْ مِنَ الصبرِ الجمیل غِذائَها
و رأتْ رضا الزوجِ الکریم رِضاها
فَمُـــها یُـــرتِّلُ آیَ ربِّــکَ بینَما
یدُها تُدیرُ علَى الشعیرِ رَحاها
بلَّتْ وِســـــــادَتَها لَآلئُ دَمْعِهــا
مِن طولِ خَشیتِها و مِن تقواها
جِبریلُ نحوَ العرشِ یَرفَعُ دَمعَها
کالطَلِّ یَــروي فی الجِنان رُباها
@adb_arbi
داستان تكان دهنده و اثرگذار "قحط سالي" از كتاب "راننده رئيس جمهور و چند داستان ديگر" يكي از داستان هاي جذاب و خواندني سلمان كديور است. فعال فرهنگي، اجتماعي و نويسنده اي كه با كتاب "پس از بيست سال" بيشتر شناخته شد. اين داستان از مجموعه داستانهاي كوتاه او در باره سيد روحاني وارسته اي است كه زعامت روستايي را در زمان قحطي مشهور ايران بر عهده دارد و براي تامين زندگي مردم حاضر مي شود منبر قديمي و تاريخي بقعه جدش را به يك سمسار يهودي بفروشد تا به قول خودش دين مردم را نجات دهد، زيرا باور دارد كه تا دنياي مردم درست نباشد دين آنها درست نخواهد شد.
توصيه مي كنم حتما اين كتاب را از انتشارات شهرستان ادب تهيه كنيد و بخوانيد!
https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
توصيه مي كنم حتما اين كتاب را از انتشارات شهرستان ادب تهيه كنيد و بخوانيد!
https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
Forwarded from حقوق هوشیاری
VID-20220518-WA0024.mp4
13.6 MB
*✅ مستحب است قاضی در شرب خمر و ... حرف در دهان متهم بگذارد.*
*در اتهاماتی که حق الله است. شرب خمر و ...*
.
🖤🖤🖤 درود خدا بر آیت الله فاطمی نیا 🖤🖤🖤
🙋♂️https://chat.whatsapp.com/Egv43QvK8zU0i7sAkzOGWN
🙋♂️http://splus.ir/hoghoghe_hoshyari
🙋♂️http://t.me/hoghoghe_hoshyari
*در اتهاماتی که حق الله است. شرب خمر و ...*
.
🖤🖤🖤 درود خدا بر آیت الله فاطمی نیا 🖤🖤🖤
🙋♂️https://chat.whatsapp.com/Egv43QvK8zU0i7sAkzOGWN
🙋♂️http://splus.ir/hoghoghe_hoshyari
🙋♂️http://t.me/hoghoghe_hoshyari
Forwarded from کار (یاسرعرب)
خنده ندارد، گریه دارد!
✍یاسر عرب
۱.
بله..
فیلم را دیدم و متاسفانه همین لقب زشت را ایشان به شوخی بر زبان آوردند!
۲.
بله..
در کشوری که سخن از سرکوب، تظاهرات و دستگیری و فریاد و زاری نقل یومیه مردم شده این مسائل دیگر اهمیتی چندانی ندارد و واکنشی بر نمی انگیزد!
۳.
بله..
نه این کودک آقا زاده حضرات بوده نه این هنرپیشه حاشیه خاص سیاسی دارد که نیروهای ارزشی لازم باشد تولید «سلام فرمانده» را قطع و واکنشی نشان بدهند!
۴.
بله..
ایشان جزو مدافعین نظام سیاسی و سینه چاکان گفتمان انقلاب هم نبوده که اپوزسیون خارج و داخل وظیفه خود بداند نسبت به سخن قبیح ایشان واکنشی نشان بدهد!
۵.
بله..
بالاخره عرصه طنز و طنازی در کشور ما با مسائل جنسی و شوخی های بند تنبانی و اشارات زیر نافی پیوند خورده و اینها هم که به ساختار سیاسی آسیبی نمیرساند که حساسیت زا باشد و حالا یک هنر پیشه طنز به یک کودک در یک مدرسه بگوید «چطوری سکسی؟» حالا مگر چطور میشود؟
۶.
بله..
من اما اگر جای والدین این کودک یا مسئولین آموزش و پرورش بودم درس عبرتی به این هنرمند نازنین میدادم که دیگر زباناش را به این راحتی به چنین لقب هایی به کودکان باز نکند!
@yaser_arab57
✍یاسر عرب
۱.
بله..
فیلم را دیدم و متاسفانه همین لقب زشت را ایشان به شوخی بر زبان آوردند!
۲.
بله..
در کشوری که سخن از سرکوب، تظاهرات و دستگیری و فریاد و زاری نقل یومیه مردم شده این مسائل دیگر اهمیتی چندانی ندارد و واکنشی بر نمی انگیزد!
۳.
بله..
نه این کودک آقا زاده حضرات بوده نه این هنرپیشه حاشیه خاص سیاسی دارد که نیروهای ارزشی لازم باشد تولید «سلام فرمانده» را قطع و واکنشی نشان بدهند!
۴.
بله..
ایشان جزو مدافعین نظام سیاسی و سینه چاکان گفتمان انقلاب هم نبوده که اپوزسیون خارج و داخل وظیفه خود بداند نسبت به سخن قبیح ایشان واکنشی نشان بدهد!
۵.
بله..
بالاخره عرصه طنز و طنازی در کشور ما با مسائل جنسی و شوخی های بند تنبانی و اشارات زیر نافی پیوند خورده و اینها هم که به ساختار سیاسی آسیبی نمیرساند که حساسیت زا باشد و حالا یک هنر پیشه طنز به یک کودک در یک مدرسه بگوید «چطوری سکسی؟» حالا مگر چطور میشود؟
۶.
بله..
من اما اگر جای والدین این کودک یا مسئولین آموزش و پرورش بودم درس عبرتی به این هنرمند نازنین میدادم که دیگر زباناش را به این راحتی به چنین لقب هایی به کودکان باز نکند!
@yaser_arab57
Forwarded from دستاوردهای انقلاب اسلامی
🔶 آخوند محل
📢 دکتر صادق طباطبایی
🌀 ملاقات دیگری نیز یک اسقف آلمانی به نام پیتر اشتاین باخ با امام داشت که من حضور داشتم و ترجمه میکردم. ایشان هم سؤالاتی داشت که ناشی از القائات مستشرقين راجع به اسلام و احکام اسلامی بود، مثلاً ختنه کردن زنان را در بعضی مناطق آفریقا به عنوان یک واجب شرعی تلقی میکرد. امام تعبیر زیبایی داشتند.
🌀 گفتند که: یک مسیحی در آمریکای جنوبی متناسب با سنت و تاریخچه گذشتهاش زندگی میکند و یک مسیحی در سوئد یا نروژ هم متناسب با سنتهای خودش، هر دو هم مسیحی هستند، شما کدامیک را مبنای معرفی مسیحیت قرار میدهید؟ پس باید تفکیک کنیم بین سنن و آداب و رسوم یک قوم با آن چیزی که برخاسته از مبانی احکام دینی است. متأسفانه چون در طی قرنهای متمادی حکومت اسلامی وجود نداشته است، بسیاری از احکام این امکان را پیدا نکردهاند که در مرحله عمل مطرح شوند، لذا شما حق دارید که به عنوان یک خارجی از این مسائل بیاطلاع باشید. شما که هیچ، خیلی از دانشمندان و روشنفکران مسلمان ما هم از این مبانی و احکام اسلامی آگاهی و اطلاع کافی ندارند، برای اینکه شرایط هنوز ایجاب نمیکرده که این مسائل مطرح بشود.
🌀 موقع خداحافظی، امام به من گفتند: من فکر میکردم فقط آخوندهای ما پرحرف هستند، این از آخوندهای ما پر حرفتر بود.
🌀 من گفتم: آقا با این تفاوت که این بنده خدا تشنه است و برای دانستن بیشتر سؤال میکند، اما زمینههای پرحرفی علمای خودمان را شما بیشتر میدانید!
🌀 افراد خارجی وقتی از نزدیک با امام روبرو میشدند و گفتگو میکردند و سخنان امام را میشنیدند و استدلال ایشان را در مسایل اجتماعی یا عقیدتی میشنیدند، خیلی تعجب میکردند. احاطه امام به ادبیات و تاریخ و مسایل سیاسی روز برای آنها شگفتانگیز بود. یا نحوه رویارویی امام که گاه شوخی یا مزاح ظریفی نیز میکردند خیلی لطیف بود.
🌀 در اوایل اقامت در پاریس امام از ما میپرسیدند: خُلق و خوی این اروپانیها چطوری است؟ مثلاً برای این میهمانان چه تدارکی ببینیم، صندلی یا وسیله دیگری بگذاریم؟
🌀 من میگفتم: هیچ ضرورتی ندارد، همین طوری که شما هستید و روال عادی زندگیتان هست آنها میآیند و مینشینند.
🌀 در ابتدای ملاقات، ابهت امام آنها را تحت تأثیر قرار میداد، اما با یکی دو مزاح و کلامهای خصوصی، جلسه را عادی میکردند که طرف راحت باشد. این اسقفهای آلمانی در سه نوبت با امام ملاقات کردند که من مترجم بودم. آنها هیچ وقت فکر نمیکردند که امام چنین تعابیر یا شوخیهایی داشته باشند.
🌀 مثلاً امام میگفتند: بعضی از آخوندهای ما فکر میکنند تبلیغ مذهبی میکنند در حالی که کاسب هستند. بعضی دوستان ما معتقدند یکی از دلایل حقانیت اسلام این است که چهارده قرن مروجین اسلام به اسلام ضربه زدهاند ولی هنوز اسلام سرپاست!
🌀 نظیر این تعابیر انتقادی را گاه گاه بیان میداشتند. یا سؤالات خاصی میکردند و آنها هم وارد بحث میشدند. سؤالات آنها در اغلب موارد در مورد زنان بود ـ گاه خود ما جریان را هدایت میکردیم به مسائل اساسیتر ـ با توجه به سابقه تاریخی قرون وسطی اروپا، نگرانی آنها این بود که اگر دین با سیاست آمیخته شود و حکومت دست زمامداران دینی بیافتد، همان مسائلی که در قرون وسطی اتفاق افتاده بود، تکرار شود.
🌀 بعد که پاسخهای امام را میشنیدند، به کلی دگرگون میشدند. اسقف نوفل لوشاتو هم برای ملاقات با امام آمد.
🌀 امام به او میگفتند: آخوند محل!
🌀 خیلی به ایشان محبت کردند و احترام گذاشتند. البته من در آخر جلسه رسیدم و نمیدانم چه مطالبی رد و بدل شد، ولی پیدا بود که یک مقداری شوخی و مزاح صورت گرفته بود.
📙 خاطرات سیاسی اجتماعی دکتر صادق طباطبایی، ناشر: چاپ و نشر عروج، چاپ سوم: ۱۳۹۲، ج ۳، ص ۱۲۴ - ۱۲۶
#دکتر_صادق_طباطبایی
#امام_خمینی
#پیتر_اشتاین
#اسقف
#پاریس
#نوفل_لوشاتو
@khateratenghelab
📢 دکتر صادق طباطبایی
🌀 ملاقات دیگری نیز یک اسقف آلمانی به نام پیتر اشتاین باخ با امام داشت که من حضور داشتم و ترجمه میکردم. ایشان هم سؤالاتی داشت که ناشی از القائات مستشرقين راجع به اسلام و احکام اسلامی بود، مثلاً ختنه کردن زنان را در بعضی مناطق آفریقا به عنوان یک واجب شرعی تلقی میکرد. امام تعبیر زیبایی داشتند.
🌀 گفتند که: یک مسیحی در آمریکای جنوبی متناسب با سنت و تاریخچه گذشتهاش زندگی میکند و یک مسیحی در سوئد یا نروژ هم متناسب با سنتهای خودش، هر دو هم مسیحی هستند، شما کدامیک را مبنای معرفی مسیحیت قرار میدهید؟ پس باید تفکیک کنیم بین سنن و آداب و رسوم یک قوم با آن چیزی که برخاسته از مبانی احکام دینی است. متأسفانه چون در طی قرنهای متمادی حکومت اسلامی وجود نداشته است، بسیاری از احکام این امکان را پیدا نکردهاند که در مرحله عمل مطرح شوند، لذا شما حق دارید که به عنوان یک خارجی از این مسائل بیاطلاع باشید. شما که هیچ، خیلی از دانشمندان و روشنفکران مسلمان ما هم از این مبانی و احکام اسلامی آگاهی و اطلاع کافی ندارند، برای اینکه شرایط هنوز ایجاب نمیکرده که این مسائل مطرح بشود.
🌀 موقع خداحافظی، امام به من گفتند: من فکر میکردم فقط آخوندهای ما پرحرف هستند، این از آخوندهای ما پر حرفتر بود.
🌀 من گفتم: آقا با این تفاوت که این بنده خدا تشنه است و برای دانستن بیشتر سؤال میکند، اما زمینههای پرحرفی علمای خودمان را شما بیشتر میدانید!
🌀 افراد خارجی وقتی از نزدیک با امام روبرو میشدند و گفتگو میکردند و سخنان امام را میشنیدند و استدلال ایشان را در مسایل اجتماعی یا عقیدتی میشنیدند، خیلی تعجب میکردند. احاطه امام به ادبیات و تاریخ و مسایل سیاسی روز برای آنها شگفتانگیز بود. یا نحوه رویارویی امام که گاه شوخی یا مزاح ظریفی نیز میکردند خیلی لطیف بود.
🌀 در اوایل اقامت در پاریس امام از ما میپرسیدند: خُلق و خوی این اروپانیها چطوری است؟ مثلاً برای این میهمانان چه تدارکی ببینیم، صندلی یا وسیله دیگری بگذاریم؟
🌀 من میگفتم: هیچ ضرورتی ندارد، همین طوری که شما هستید و روال عادی زندگیتان هست آنها میآیند و مینشینند.
🌀 در ابتدای ملاقات، ابهت امام آنها را تحت تأثیر قرار میداد، اما با یکی دو مزاح و کلامهای خصوصی، جلسه را عادی میکردند که طرف راحت باشد. این اسقفهای آلمانی در سه نوبت با امام ملاقات کردند که من مترجم بودم. آنها هیچ وقت فکر نمیکردند که امام چنین تعابیر یا شوخیهایی داشته باشند.
🌀 مثلاً امام میگفتند: بعضی از آخوندهای ما فکر میکنند تبلیغ مذهبی میکنند در حالی که کاسب هستند. بعضی دوستان ما معتقدند یکی از دلایل حقانیت اسلام این است که چهارده قرن مروجین اسلام به اسلام ضربه زدهاند ولی هنوز اسلام سرپاست!
🌀 نظیر این تعابیر انتقادی را گاه گاه بیان میداشتند. یا سؤالات خاصی میکردند و آنها هم وارد بحث میشدند. سؤالات آنها در اغلب موارد در مورد زنان بود ـ گاه خود ما جریان را هدایت میکردیم به مسائل اساسیتر ـ با توجه به سابقه تاریخی قرون وسطی اروپا، نگرانی آنها این بود که اگر دین با سیاست آمیخته شود و حکومت دست زمامداران دینی بیافتد، همان مسائلی که در قرون وسطی اتفاق افتاده بود، تکرار شود.
🌀 بعد که پاسخهای امام را میشنیدند، به کلی دگرگون میشدند. اسقف نوفل لوشاتو هم برای ملاقات با امام آمد.
🌀 امام به او میگفتند: آخوند محل!
🌀 خیلی به ایشان محبت کردند و احترام گذاشتند. البته من در آخر جلسه رسیدم و نمیدانم چه مطالبی رد و بدل شد، ولی پیدا بود که یک مقداری شوخی و مزاح صورت گرفته بود.
📙 خاطرات سیاسی اجتماعی دکتر صادق طباطبایی، ناشر: چاپ و نشر عروج، چاپ سوم: ۱۳۹۲، ج ۳، ص ۱۲۴ - ۱۲۶
#دکتر_صادق_طباطبایی
#امام_خمینی
#پیتر_اشتاین
#اسقف
#پاریس
#نوفل_لوشاتو
@khateratenghelab
سلام فرمانده!
وقتي مي خواهند نهالي را در خاك بنشانند، اگر خاك مساعد نباشد و نتواند نهال را نگه دارد بعد از مدت كوتاهي آن برگهاي سبز و گل هاي تازه شكفته و غنچه هاي زيبا به سرعت پژمرده و خشك خواهد شد.
حالا اگر كسي فقط با همان چند روز و چند ساعت اول كار داشته باشد و بخواهد عكس يادگاري بگيرد و مصاحبه كند و به همان زيبايي و طراوت گذرا دل خوش بدارد طبيعي است كه اصلا به زمينه و زمانه و شرايط خاك اهميتي نمي دهد.
اما اگر كسي به دوام آن نهال اهتمام ورزد و به ميوه هاي آينده آن دلبسته و به سايه اي كه قرار است بر سر فرزندانش بگسترد اميدوار باشد، بي شك براي خاك ضعيف و تنك مايه اين نهال نگران خواهد بود و به عكس يادگاري همان چند ساعت راضي نمي شود!
پس حرص مي خورد و اعتراض مي كند اما نه از آن روي كه براي اين نهال ارزش قائل نباشد بلكه برعكس، به آن جهت كه اين نهال را بسيار مهم و باارزش مي داند!
اعتراض و انتقاد او اين است كه ابتدا بايد خاك مساعدتري تهيه كنيد و كود و آب را فراهم سازيد و به نور مناسب بيانديشيد و بعد نهال را بكاريد، زيرا كاشتن بي برنامه اين نهال فقط آن را تلف خواهد كرد و فرصت هاي ديگر را هم خواهد سوزاند!
حتما اين منتقد دلسوز هم اگر خودش باشد و حال همين چند لحظه كوتاهش را در نظر بگيرد و به آينده فكر نكند، او هم از تماشاي اين نهال لذت مي برد و از بهجت و شادابي و طراوت موقت آن مسرور خواهد بود.
داستان برخي منتقدان ماجراي "سلام فرمانده" هم همين است، خودشان در خلوت و حال فردي با آن انس مي گيرند و از آن لذت مي برند و با ديدن صحنه هاي باشكوه و هيجان انگيز و غرورآفرين جمكران و اصفهان و مشهد به وجد مي آيند و شادمان مي شوند.
اما در عين حال نمي توانند از كنار اين پرسش ها بي اعتنا بگذرند؛
آيا چنين حركتهايي بر كاهش شديد باور عمومي به مهدويت در جامعه اثر دارد و تغييري ايجاد مي كند؟
آيا حمايت تريبون هاي رسمي نامحبوب از آن فايده اي دارد؟
آيا اين حجم گسترده از تبليغات سراسري نتيجه معكوس نخواهد داشت؟
آيا ادبيات خاص اين سرود با مخاطب عام ارتباط برقرار مي كند يا تنها ادبيات محفلي مخاطباني خاص است [كه حتى بسياري از مخاطبان متوجه نمي شوند كه سرود خطاب به امام عصر عليه السلام است] و چه بسا حتى شكاف اجتماعي و گسل اعتقادي موجود را عمق بيشتري مي بخشد؟
آيا نوجواناني با گرايش ها و افكار ديگر هم فرصت عرض اندام و اظهار علايق خود را در موقعيت هايي حتى يك صدم و يك هزارم اين دارند؟
اگر خاك مساعد براي پرورش اين نهال فراهم نشده باشد، آيا اين نهال تا چندي بعد بي رمق و ضعيف نخواهد گشت؟
در شرايط ملتهب فعلي جامعه از نظر اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي، آيا چنين برنامه هايي در عمق جان و دل مخاطب نفوذ خواهد كرد؟
آيا در كنار حركتهاي حماسي و تبليغي براي تهييج عواطف و احساسات مخاطب، پيش بيني لازم براي حركت هاي جدي جهت اقناع افكار عمومي هم شده است؟
من كه از سالها پيش در باره ضرورت احياي سرودهايي از اين دست نوشته ام كاملا به اهميت و ضرورت آن باور دارم و سرود "سلام فرمانده" را از اين نظر گامي مهم و تجربه اي موفق مي دانم، اما بي توجهي به زمينه هاي تاثير و ماندگاري آن و بي تدبيري براي تهيه پيوست هاي لازم را خسارت بار مي بينم. از اين روي نه شتاب زده مانند برخي دوستان، هيجان و شوق فردي خود را تعميم مي دهم و نه بي مهرانه مانند برخي ديگر انتقاد و نگراني خود را فرياد مي كنم، بلكه با ترديد و تأمل مي پرسم و مي انديشم و آرزوي توجه و تعمق افزونتر دارم.
https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
وقتي مي خواهند نهالي را در خاك بنشانند، اگر خاك مساعد نباشد و نتواند نهال را نگه دارد بعد از مدت كوتاهي آن برگهاي سبز و گل هاي تازه شكفته و غنچه هاي زيبا به سرعت پژمرده و خشك خواهد شد.
حالا اگر كسي فقط با همان چند روز و چند ساعت اول كار داشته باشد و بخواهد عكس يادگاري بگيرد و مصاحبه كند و به همان زيبايي و طراوت گذرا دل خوش بدارد طبيعي است كه اصلا به زمينه و زمانه و شرايط خاك اهميتي نمي دهد.
اما اگر كسي به دوام آن نهال اهتمام ورزد و به ميوه هاي آينده آن دلبسته و به سايه اي كه قرار است بر سر فرزندانش بگسترد اميدوار باشد، بي شك براي خاك ضعيف و تنك مايه اين نهال نگران خواهد بود و به عكس يادگاري همان چند ساعت راضي نمي شود!
پس حرص مي خورد و اعتراض مي كند اما نه از آن روي كه براي اين نهال ارزش قائل نباشد بلكه برعكس، به آن جهت كه اين نهال را بسيار مهم و باارزش مي داند!
اعتراض و انتقاد او اين است كه ابتدا بايد خاك مساعدتري تهيه كنيد و كود و آب را فراهم سازيد و به نور مناسب بيانديشيد و بعد نهال را بكاريد، زيرا كاشتن بي برنامه اين نهال فقط آن را تلف خواهد كرد و فرصت هاي ديگر را هم خواهد سوزاند!
حتما اين منتقد دلسوز هم اگر خودش باشد و حال همين چند لحظه كوتاهش را در نظر بگيرد و به آينده فكر نكند، او هم از تماشاي اين نهال لذت مي برد و از بهجت و شادابي و طراوت موقت آن مسرور خواهد بود.
داستان برخي منتقدان ماجراي "سلام فرمانده" هم همين است، خودشان در خلوت و حال فردي با آن انس مي گيرند و از آن لذت مي برند و با ديدن صحنه هاي باشكوه و هيجان انگيز و غرورآفرين جمكران و اصفهان و مشهد به وجد مي آيند و شادمان مي شوند.
اما در عين حال نمي توانند از كنار اين پرسش ها بي اعتنا بگذرند؛
آيا چنين حركتهايي بر كاهش شديد باور عمومي به مهدويت در جامعه اثر دارد و تغييري ايجاد مي كند؟
آيا حمايت تريبون هاي رسمي نامحبوب از آن فايده اي دارد؟
آيا اين حجم گسترده از تبليغات سراسري نتيجه معكوس نخواهد داشت؟
آيا ادبيات خاص اين سرود با مخاطب عام ارتباط برقرار مي كند يا تنها ادبيات محفلي مخاطباني خاص است [كه حتى بسياري از مخاطبان متوجه نمي شوند كه سرود خطاب به امام عصر عليه السلام است] و چه بسا حتى شكاف اجتماعي و گسل اعتقادي موجود را عمق بيشتري مي بخشد؟
آيا نوجواناني با گرايش ها و افكار ديگر هم فرصت عرض اندام و اظهار علايق خود را در موقعيت هايي حتى يك صدم و يك هزارم اين دارند؟
اگر خاك مساعد براي پرورش اين نهال فراهم نشده باشد، آيا اين نهال تا چندي بعد بي رمق و ضعيف نخواهد گشت؟
در شرايط ملتهب فعلي جامعه از نظر اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي، آيا چنين برنامه هايي در عمق جان و دل مخاطب نفوذ خواهد كرد؟
آيا در كنار حركتهاي حماسي و تبليغي براي تهييج عواطف و احساسات مخاطب، پيش بيني لازم براي حركت هاي جدي جهت اقناع افكار عمومي هم شده است؟
من كه از سالها پيش در باره ضرورت احياي سرودهايي از اين دست نوشته ام كاملا به اهميت و ضرورت آن باور دارم و سرود "سلام فرمانده" را از اين نظر گامي مهم و تجربه اي موفق مي دانم، اما بي توجهي به زمينه هاي تاثير و ماندگاري آن و بي تدبيري براي تهيه پيوست هاي لازم را خسارت بار مي بينم. از اين روي نه شتاب زده مانند برخي دوستان، هيجان و شوق فردي خود را تعميم مي دهم و نه بي مهرانه مانند برخي ديگر انتقاد و نگراني خود را فرياد مي كنم، بلكه با ترديد و تأمل مي پرسم و مي انديشم و آرزوي توجه و تعمق افزونتر دارم.
https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
Forwarded from موسسه امام موسی صدر
Forwarded from کار (یاسرعرب)
♦️ آزادی یا چاکری؟ تملق یا نقادی؟
در طول تاریخ، ما به چند خصلت شناخته شدهایم: یکی اغراق و مبالغه، دیگر تملّق و مدّاحی نسبت به «خداوندان زر و زور» و به همین جهت ما القاب و آداب مخصوصی که باید گفت اصول چاکری، خوب آموختهایم و کمتر در ما روح حرّیت و آزادی و آزادمنشی وجود داشته است. اصول «آزادی» نقطه مقابل اصول «چاکری» است.
یک روحیه عجیب در ما از لحاظ «تشکیلات روحانی» این است که انتقاد در نظریههای علمی گذشتگان و رد آنها را جایز میدانیم و انتقاد از سیره عملی آنها را جایز نمیدانیم، مثل اینکه آنها را در این ناحیه معصوم میدانیم و حال آنکه در نظریههای علمی خود زیاد فکر کردهاند ولی در انتخاب روش خود غالباً مجتهد نبودهاند و مقلّد بودهاند. چگونه است در آنجا که با اجتهاد و نظر کار کردهاند شایسته انتقادند و در آنجا که با عادت و تقلید و محاکات و غفلت کار کردهاند شایسته انتقاد و ایراد نیستند؟
هر مقامی در اجتماع که مؤثرتر و «مقدستر» و مقام عالیتری دارد، سزاوارتر به نقادی است.
📚یادداشت های مصلح شهید استاد مطهری ره ج۱۳ ص ۲۱۲-۲۱۴
@yaser_arab57
در طول تاریخ، ما به چند خصلت شناخته شدهایم: یکی اغراق و مبالغه، دیگر تملّق و مدّاحی نسبت به «خداوندان زر و زور» و به همین جهت ما القاب و آداب مخصوصی که باید گفت اصول چاکری، خوب آموختهایم و کمتر در ما روح حرّیت و آزادی و آزادمنشی وجود داشته است. اصول «آزادی» نقطه مقابل اصول «چاکری» است.
یک روحیه عجیب در ما از لحاظ «تشکیلات روحانی» این است که انتقاد در نظریههای علمی گذشتگان و رد آنها را جایز میدانیم و انتقاد از سیره عملی آنها را جایز نمیدانیم، مثل اینکه آنها را در این ناحیه معصوم میدانیم و حال آنکه در نظریههای علمی خود زیاد فکر کردهاند ولی در انتخاب روش خود غالباً مجتهد نبودهاند و مقلّد بودهاند. چگونه است در آنجا که با اجتهاد و نظر کار کردهاند شایسته انتقادند و در آنجا که با عادت و تقلید و محاکات و غفلت کار کردهاند شایسته انتقاد و ایراد نیستند؟
هر مقامی در اجتماع که مؤثرتر و «مقدستر» و مقام عالیتری دارد، سزاوارتر به نقادی است.
📚یادداشت های مصلح شهید استاد مطهری ره ج۱۳ ص ۲۱۲-۲۱۴
@yaser_arab57
Forwarded from معلم: یادگیرنده مادام العمر
🕊 نهصد مدرسه ای که به دو تارِ او بند بود
🌱 بهروز شعیبی به یاد زنده یاد عثمان محمدپرست نوشت:
«شبی خدمت استاد عثمانمحمدپرست رفتیم. شبی بهیاد ماندنی پر از حرفهای خوب،حرفهایی که برایم درس بود… .
گفتند تمام عمر علیرغم نامبزرگی که در موسیقی داشتند، حرفه و درآمدشان از زمین کشاورزی بود. گفتند من عثمان محمددوست هستم و محمدص خودش خداپرست بود.
بزرگترین خوشحالی و خوشنودی برایشان ساختن مدارس برای کودکان این سرزمین بود.»
🔸 جمله آخر برایم خیلی جالب بود.
🌱 دیدم که امیر شهلا هم در همین خصوص نوشته:
«عثمانِسُنّی، ازسال۱۳۶۲، در کنار مجتبی کاشانیِ شیعه و نیکول فریدنیِ مسیحی، سنگبنایِ جامعهیاوری را نهادند. خیریّهای که برای بچّههای مناطقِ محرومِ جنوب خراسان، مدرسه میساخت.
عثمان، روستاهای بیآبوعلفی که خیلیهایشان حتّی، تویِ نقشهی جغرافیا نبودند را پیدا میکرد، نیکول با دوربیناش، اوجِ نابهسامانی و عمقِ فاجعهی آنجاها را عکس میانداخت و کاشانی، دستِ خیّرین تهرانی را میگرفت و به آن بیغولهها میآورد. اینجا که میرسیدند، عثمان با دوتاری که برای گرهگشایی از کار مردم کوک بود و کاشانی با شعرهایی که بیتبیتشان، بندبندِ احساس آدمها را میلرزاند، آنچنان شولا و غوغایی بهپا میکردند که در هر بار رفتن و برگشتنشان، چند مدرسه و خوابگاه و حمام تعهّد میشد.
عثمان که در همهی عمر، حتّی یکریال از دوتارش کاسبی نکرده، در این بازدیدها، برای خواندن و نواختناش شرط میگذاشت. او برای درآوردن صدای سازش، صِله میخواست و صِلهای کمتر از یکمدرسه یا کلاسدرس نمیپذیرفت.
ماحصل آن قمارهایِعاشقانه، ۹۰۰ بنایآموزشی است. مجتبی و نیکول، سالهای۱۳۸۳و۱۳۸۶ سر بر بسترِ خاک گذاشتند و عثمان، تنها بازمانده از مثلثِیاوری شد. او حالا اگرچه ویلچرنشین شدهبود، امّا همچنان با دوتارش، ناممکنها را ممکن مینمود.»
#عثمان_محمدپرست
#یادبود #خیر_ماندگار
#نوسازی_مدارس #مدرسه_سازی
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادامالعمر باشیم:
@TeacherasLLL
🌱 بهروز شعیبی به یاد زنده یاد عثمان محمدپرست نوشت:
«شبی خدمت استاد عثمانمحمدپرست رفتیم. شبی بهیاد ماندنی پر از حرفهای خوب،حرفهایی که برایم درس بود… .
گفتند تمام عمر علیرغم نامبزرگی که در موسیقی داشتند، حرفه و درآمدشان از زمین کشاورزی بود. گفتند من عثمان محمددوست هستم و محمدص خودش خداپرست بود.
بزرگترین خوشحالی و خوشنودی برایشان ساختن مدارس برای کودکان این سرزمین بود.»
🔸 جمله آخر برایم خیلی جالب بود.
🌱 دیدم که امیر شهلا هم در همین خصوص نوشته:
«عثمانِسُنّی، ازسال۱۳۶۲، در کنار مجتبی کاشانیِ شیعه و نیکول فریدنیِ مسیحی، سنگبنایِ جامعهیاوری را نهادند. خیریّهای که برای بچّههای مناطقِ محرومِ جنوب خراسان، مدرسه میساخت.
عثمان، روستاهای بیآبوعلفی که خیلیهایشان حتّی، تویِ نقشهی جغرافیا نبودند را پیدا میکرد، نیکول با دوربیناش، اوجِ نابهسامانی و عمقِ فاجعهی آنجاها را عکس میانداخت و کاشانی، دستِ خیّرین تهرانی را میگرفت و به آن بیغولهها میآورد. اینجا که میرسیدند، عثمان با دوتاری که برای گرهگشایی از کار مردم کوک بود و کاشانی با شعرهایی که بیتبیتشان، بندبندِ احساس آدمها را میلرزاند، آنچنان شولا و غوغایی بهپا میکردند که در هر بار رفتن و برگشتنشان، چند مدرسه و خوابگاه و حمام تعهّد میشد.
عثمان که در همهی عمر، حتّی یکریال از دوتارش کاسبی نکرده، در این بازدیدها، برای خواندن و نواختناش شرط میگذاشت. او برای درآوردن صدای سازش، صِله میخواست و صِلهای کمتر از یکمدرسه یا کلاسدرس نمیپذیرفت.
ماحصل آن قمارهایِعاشقانه، ۹۰۰ بنایآموزشی است. مجتبی و نیکول، سالهای۱۳۸۳و۱۳۸۶ سر بر بسترِ خاک گذاشتند و عثمان، تنها بازمانده از مثلثِیاوری شد. او حالا اگرچه ویلچرنشین شدهبود، امّا همچنان با دوتارش، ناممکنها را ممکن مینمود.»
#عثمان_محمدپرست
#یادبود #خیر_ماندگار
#نوسازی_مدارس #مدرسه_سازی
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادامالعمر باشیم:
@TeacherasLLL
Forwarded from اتچ بات
جشنواره مستندهای رادیویی پژواک، این هفته در تهران برگزار میشه. یکی از بخشهای این جشنواره، آرای مردمی به مستندها است.
مستند #نگین_کوهستان که به بخش نهایی این جشنواره راه یافته، درباره نخستین زن شهید تفحص شده در کشورمونه که آبان 1400 پیکرش از دل ارتفاعات کردستان کشف شد.
خوشحال میشم برنامه رو بشنوید و اگر خوشتون اومد عدد 159 رو به شماره تلفن 09108993910 پیامک کنید.
مستند #نگین_کوهستان که به بخش نهایی این جشنواره راه یافته، درباره نخستین زن شهید تفحص شده در کشورمونه که آبان 1400 پیکرش از دل ارتفاعات کردستان کشف شد.
خوشحال میشم برنامه رو بشنوید و اگر خوشتون اومد عدد 159 رو به شماره تلفن 09108993910 پیامک کنید.
Telegram
attach 📎