محمدرضا زائرى
12.3K subscribers
4.2K photos
2K videos
119 files
3.5K links
Download Telegram
آخرین وضعیت بیماری عماد افروغ، هادی خانیکی، محمدرضا عبدالملکیان و مسعود دیانی

‏🔸افروغ دو جراحی و هشت جلسه شیمی درمانی، و خانیکی سه دوره شیمی درمانی را پشت سر گذاشتند و دیانی و عبدالملکیان نیز حال مساعدی ندارند‌‌.

🔺دکتر عماد افروغ، جامعه‌شناس ۶۶ ساله سرشناس کشورمان که روز ۱۸ اردیبهشت اعلام کرد به سرطان مبتلا شده، تا امروز دو عمل جراحی را پست سرگذاشته است. دکتر افروغ در آخرین مصاحبه خود گفت «در حال شیمی‌ درمانی هستم و حال جسمانی و روحی خیلی خوبی دارم و با پشت سر گذاشتن جلسه هشتم شیمی‌ درمانی، چهار جلسه دیگر تا پایان شیمی‌درمانی باقی مانده و هر آن چه رخ دهد، دست خداست.»

▫️او که سالها به عنوان استاد در دانشگاه تربیت مدرس به تدریس علوم اجتماعی پرداخت، در دهه‌های گذشته حضوری اثرگذار در فضای فکری و سیاسی ایران داشته و از آغازگران «نقد درون فکری» در اندیشه انقلاب به شمار می‌رود.

▫️افروغ مدیر گروه اجتماعی مرکز بررسی‌های استراتژیک، مدیر گروه علم و دین پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، نماینده مردم تهران، رئیس کمیسیون فرهنگی مجالس هفتم و… بوده و کتاب‌ها «چالش‌های کنونی ایران»، «اسلام و جهانی شن»، «رنسانس دیگر»، روشن فکری و اصل‌گرایی فلسفی» برخی از آثار اوست.

🔺دکتر هادی خانیکی، روزنامه‌نگار پیشکسوت و استاد ۷۱ ساله سرشناس ارتباطات نیز که متاسفانه روز ۲۹ فروردین ۱۴۰- اعلام شد به سرطان پانکراس مبتلاست، سومین دوره شیمی‌درمانی را در بیمارستان پارس تهران سپری کرده است. او هفته نخست اردیبهشت‌ماه پس از انجام پرتو درمانی با دکتر شفیعی کدکنی، ادیب برجسته کشورمان دیدار کرد.

▫️خانیکی از ابتدای بیماری شروع به تحریر تجربیاتش در روزنامه اعتماد کرد و در آخرین مقاله خود در روز ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۱ نوشت: «معناسازی بیماری از جمله در سرطان، بستگی به معنایی دارد که بیمار به تناسب جهان یا جهان‌هایی که در آنها زیسته یا به آنها امیدوار است، برای خود و دیگران خلق می کند، در خلق این معنا، گریز و پرهیز از «شبه علم» که مبتنی بر شواهد نامعتبر و حتی اطلاعات آشفته و اعتباریات ذهنی است، ضرورت دارد، چنانکه وانهادن«انگ اجتماعی و استعاره‌های شکل گرفته در اذهان عمومی مهم است.»

▫️خانیکی عضو شورای سردبیری روزنامه کیهان، مشاور رسانه‌ای رئیس دولت اصلاحات، معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، مدیرمسئول مجله آیین گفت‌وگو، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی است که کتاب‌های «امید اجتماعی: چیستی، وضعیت و سبب‌شناسی»، «قدرت، جامعه مدنی و مطبوعات»، «آشفتگی سیاسی» و… از آثار اوست.

🔺 از دو هفته گذشته مسعوددیانی⁩، دین‌پژوه و سردبیر سوره نیز با بیماری سرطان دست‌وپنجه نرم می‌کند و استاد محمدرضا عبدالملکیان⁩، شاعر سرشناس نیز وضعیت جسمی مساعدی ندارد.

‏از خداوند بزرگ برای همه بزرگواران و بیماران طلب شفای عاجل، و از همه همراهان تقاضای «دعای ویژه» داریم.
upsara.com/images/v301541_.jpeg

➕رشته توییت
twitter.com/naghdeandisheh/status/1529735429636988928?s=21&t=vy-E_vGExYALi1zuzWQZaA

➕اینستگرام
instagram.com/p/CeA64IDuIYV/?igshid=YmMyMTA2M2Y=

@NaghdeAndisheh
Forwarded from فلاخن||سلمان کدیور (سلمان کدیور)
🌟 اطلاعیه مهم

از دیروز که نقدهایی به سرود سلام فرمانده، در استوری اینستاگرام طرح کردم، صفحه
@kadivar.salman
مورد حمله قرار گرفت و بسته شد.
برای همین از صفحه زاپاس
@salman.Kadivar8
استفاده کردم که این صفحه نیز که در عرض چند ساعت، مورد حمله برادران قرار گرفت و مسدود شد.

و در هر دو حالت، پیغام مبتی بر تلاش برای نفوذ و هک صفحات دریافت کردم.

🔶 خواستم عرض کنم که:

1- بنده تا اطلاع ثانوی هیچ صفحه ای در اینستاگرام ندارم و هر نوع پیام یا مطلب منتشر شده از سوی بنده نیست.

2- کاش بجای تمرکز و انرژی برای حذف یا کنترل منقدان و فعالان اجتماعي و مدنی، روی دشمنی متمرکز می شدید که با نفوذ در ساختار امنیتی و مدیریتی کشور، بزرگان و دانشمندان و مجاهدین ما را در روز روشن در قلب پایتخت ترور می کنند.
و تنها کاری که شما می کنید وعده پوچ انتقام ها و نام گذاری یک معبر به یاد آن سرمایه های ملی از دست رفته است که موجب تمسخر حتی دوستان شده است.

کاش می فهمیدید و تشخیص می دادید که دشمن حقیقی این کشور و این مملکت چه کسانی هستند!

3- لطفا این پیام را منتشر بفرمایید

#سلمان_کدیور
....
....
@Falaakhon
🔴قتل ایدئولوژیک سلمان کدیور!

خموشی دو نیروی سیاسی و اجتماعی در یک جامعه یعنی افول هرگونه نیرو و جنبش که لازمه پیشبرد یک ملت و تمدن است.

فساد، بی تفاوتی، رخوت و خمودگی مولود چنین مرگیست!

چه مرگ تراژیک و چه مولود عجیبی!

ایجاد انقطاع در رابطه دو سویه ملت و نخبگان دلسوز اجتماعی_سیاسی که دارای علم و آزادگی می باشند، تنها راه را برای آنارشیست و فروپاشی فراخ می کند.

البته که فروپاشی ابعاد مختلفی دارد و تنها مرحله آخر آن تغییر نظام سیاسی می باشد!

خشکاندن نیروی ماحصل تعاطی اجتماع و سیاست به اسم دفاع از ایدئولوژی یعنی زوال تمامی جنبش و پویایی تمدنی!

🔴برای درک ذبح تخصص به دست ایدئولوژیه انگ زن و خودی به غیر خودی تجزیه کن که همچون شمر راه را بر اهل حق و تخصص می بندد و راه را بر سفلگان و دون مایگان و نوچگان امنیتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی باز می کند.دلایلی بیشتر از ترورهای موجود، وضعیت فرهنگی موجود، وضعیت سرمایه اجتماعی موجود، وضعیت آشفته سیاسی موجود نیاز است؟

🔴سلمان کدیور را هم مثل خیل دیگر نیروهای کنشگر سیاسی و اجتماعی به اسم ایدئولوژی خاموش کردید!


پایان این بازی رجعت و حیات دوباره نیروهای مصلح مذبوح بدست ایدئولوژی حاکم است.

براستی که مرگ مترادف با نیستی نیست، اما عدم که غایت دست فرمان ایدئولوژیک کنونیست همانا مرگ بی بازگشت خواهد بود.


https://t.me/seyyedhashemfirouzi
.
🔺
امام صادق عليه السلام:

از رسول خدا پرسيدند: محبوب ترين مردم نزد خدا كيست؟ پيامبر اكرم فرمود; كسى كه بيشترين فايده و خدمت را براي مردم داشته باشد!
🔻
دست يكايك افرادي را كه بي ادعا و بي نام و نشان در حادثه تلخ آبادان و شرايط تلخ تر بعدش مشغول خدمت و تلاش براي آواربرداري و امدادگري شدند مي بوسم كه اين روزهاي مصيبت و درد از محبوب ترين بندگان خدا هستند!
#آبادان_تسليت #خدمت #فايده

‏https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
سلام نازنين!
پرسيدي از حال اين روزهايم؟
زبان گفتن نداشتم!
#درد #سكوت
‏https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در پی رخداد تلخ و غمبار آبادان
@yaser_arab57
Forwarded from حسن مجیدیان
🔹 از "فیلم لو رفته" تا جایزه‌ی جشنواره‌ی کن

✅ چندین سال پیش، وقتی دانش‌جوی دوره‌ی دکتری بودم، یک شب در اطراف میدان انقلاب دست‌فروش دوره‌گردی چند سی‌دی در ساک‌دستی کهنه‌ای گذاشته بود و با صدای بلند فریاد می‌زد: "فیلم لو رفته از استخر تهران‌پارس" و یا "فیلم لو رفته از هنرمندان.." دوست هم‌کلاسی من از او پرسید: "سی‌دی زهرا امیرابراهیمی" را داری؟ مرد دوره‌گرد نگاهی به سر و وضع ما کرد و پرسید: "مأمور که نیستید؟!" وقتی لبخند ما را دید گفت: "از صبح تا حالا صدتا از این سی‌دی فروختم؛ بیایبد بریم اون پشت تا پیداش کنم." وقتی به فضای خلوتی در پشتِ خیابان رسیدیم، خِرت و پِرت‌های داخلِ ساک‌دستیِ برزنتی‌اش را جابه‌جا کرد و از لای آن همه سی‌دی یکی را بیرون کشید و گفت: "آها، خودشه." سی‌‌دی را جلوی دوست ما گرفت. بزرگ روی آن نوشته شده بود: "نرگس". دوست من با پرداخت ده هزار تومان آن سی‌دی را گرفت و راهی محل استراحت شدیم. در راه از او پرسیدم: "فکر نمی‌کنید که این کار غیراخلاقی‌ست؟ شما که دارید جامعه‌شناسی می‌خوانید باید متوجّه خطر این کار باشید." پاسخ روشنی نداد ولی معلوم بود که بیشتر از سرِ کنجکاوی سی‌دی را خریده است. عجله داشت که هر چه زودتر به خانه برسیم تا فیلمِ لو رفته را ببیند. وقتی به محل سکونت رسیدیم زود رفت سراغ لپ‌تاپش و آن را روشن کرد. چند دقیقه بعد با خنده‌های بلند عصبی آمد پیش ما و گفت: "چه کلاه‌برداری بود اون فروشنده‌ی دوره‌گرد! درس‌هایی از قرآن آقای قرآئتی را به جای فیلم زهرا امیرابراهیمی به من قالب کرده."... بله، آن دوره‌گرد سی‌دی‌فروش دقیقا از اشتیاق زائد‌الوصف مردم برای سَرَک کشیدن به زندگی خصوصی این و آن بهره می‌جست و سودش را می‌برد. مردمی که اهل جستجو در باره‌ی "فیلمِ لو رفته‌ی" این و آن هستند، به صورت طبیعی دوره‌گردهایی را هم پدید می‌آورند.

✅ چند روزِ پیش، وقتی زهرا امیرابراهیمی جایزه‌ی بهترین بازی‌گر نقش اول زن را از جشنواره‌ی کن گرفت، هیجان و اشتیاقِ آن روزهای جامعه‌ی ایران برای تماشای فیلمِ خصوصیِ لو رفته‌ی او را به یاد آوردم و به این فکر کردم که آن کنجکاوی‌های خسارت‌بار سبب شد تا یک خانم بازی‌گرِ جوان جلای وطن کرده و برود. اگر او در ایران مانده بود، علاوه بر تنبیه قضایی احتمالا الآن گوشه‌نشین بود و یا شاید به سرنوشت آزاده‌ی نامداری دچار. فرق ما با جهانی که زهرا امیرابراهیمی را روی استیج کن برد دقیقا همین است. آن‌ها می‌دانند که چگونه یک روح آسیب‌دیده را تیمار کنند به گونه‌ای در عرض چند سال جایزه‌ی بهترین بازی‌گر زن را از جشنواره‌ی کن بگیرد، در حالی‌که ما مهارت عجیبی داریم در بازی با آبرو و شخصیّت اجتماعی این و آن، خانه‌نشین کردن آنها، و گاه وادار کردنشان به خودکشی.

مهراب صادق‌نیا
۱۴۰۱/۳/۸
@sadeghniamehrab
https://t.me/sadeghniamehrab
چه کسانی به شقیقه "اعتماد اجتماعی" شلیک کردند؟



عصر ایران؛ جعفر محمدی - در روزهای اخیر ، دو خبر منتشر و تکذیب شدند. 

اولی خبر دستگیری حسین عبدالباقی، مالک و سازنده برج متروپل آبادان بود که ساعاتی پس از انتشار در صدا و سیما و خبرگزاری ها، از سوی مقامات مسوول تکذیب شد و اعلام کردند که او بازداشت نشده، بلکه زیر آوارهای متروپل کشته شده است.

دومی خبر خرید کارخانه فولاد بردسیر توسط علی دایی بود که این خبر، توسط دایی و با یک استوری در اینستاگرام تکذیب شد.

اما اظهارات مقامات رسمی استان خوزستان مبنی بر این که عبدالباقی به سرای باقی رفته است، با تردید جدی افکار عمومی مواجه شد. بدان حد که صدا و سیما مجبور شد برای اثبات مرگ مالک متروپل، دوربین هایش را به سردخانه آبادان ببرد و کشوی یخچال نگهداری اموات را بگشاید و جسدی پنهان شده در یک پوشش مشکی و نیز گریه های برادران او را نشان دهد که "حاج حسین" گویان در سوگ برادرشان اشک می ریزند.

حتی اعلام کردند که آزمایش DNA هم انجام شده و جسد متعلق به حسین عبدالباقی است.

با این حال، افکار عمومی هنوز متقاعد نشده و بازار شایعات داغ است و هر کسی خبر از حضور او در جایی دیگر از این کره خاکی می دهد، یکی می گوید که همان شب راهی دوبی شده، دیگری مدعی است که به ترکیه رسیده و بعضی ها هم خبر از پیوستن او به خاوری در کانادا می دهند. افراد زیادی هم از من می پرسند که آیا خبر موثق یا پشت پرده ای از مرگ یا زندگی عبدالباقی دارم؟!

در مقابل، با یک استوری تک جمله ای علی دایی مبنی بر این که فولاد بردسیر را نخریده است، تمام شایعات در این باره فروکش کرد و موجی شکل نگرفت که می خواهد پنهانکاری کند و خریده است و ... ( حالا شاید در آینده بخرد یا نخرد ولی این که گفته نخریده ام، همه قبول دارند).
مقایسه این دو رویداد، به تنهایی نشان می دهد که سرمایه اعتماد اجتماعی به مسؤولان تا چه اندازه مضمحل شده و مانند برف در آفتاب تموز، آب شده است.

همگی یاد داریم در همین سال های نه چندان دور و در بحبوحه دفاع مقدس، این جمله که فلان خبر را تلویزیون گفته یا روزنامه نوشته یا فلان مسوول بر زبان آورده، برای باور یک گزاره کفایت می کرد چون اعتماد وجود دارد ولی اکنون، مسوولان و صدا و سیما و خبرگزاری ها به صف می شوند و عکس و فیلم و DNA  رو می کنند ولی همچنان سایه تردید بر سر اعتماد مردم باقی می ماند و لابد حتی سال ها بعد هم خواهند گفت: دیدید مالک متروپل را چطور فراری دادند؟! حال آن که هیچ دلیلی برای اثبات این مدعا ندارند ولی چون اعتماد از بین رفته، سخن مسوولان را با شک و شبهه می شنوند.

علی دایی اما، در کارنامه اش دروغگویی نبوده ، وعده تو خالی نبوده و پنهانکاری و ریاکاری نبوده است. عملکرد او در مستطیل سبز جلوی چشم همگان بود، در مصائب روزگار در کنارمردم ایستاد، تجارت و زندگی مرفه اش را نیز پنهان نکرد و مدعی زهد نشد و در یک کلام گندم نمای جو فروش نبود. بنابراین، یک استوری او، بیش از تمام دستگاه تبلیغات رسمی اثر گذار و باور پذیر است. (اینجاست که ریشه بسیاری از حسادت ها و تخریب ها مشخص می شود.)

بزرگ ترین آسیب به انقلاب اسلامی 1357 مردم ایران و نظام برخاسته از آن را نه صدام با آن جنگ تحمیلی 8 ساله زد، نه گروه های مسلح ضد انقلاب، نه آمریکا با تحریم هایش، نه اسرائیل با خدعه هایش و نه داعش با وحشی گری هایش؛ ضربه بزرگ و کاری را مسؤولانی زدند که با ادعای مسلمانی و انقلابی گری و خدمت و ... بر مسندهایی نشستند که هرگز لایق اش نبودند و درست به سمت شقیقه سرمایه ای به نام "اعتماد اجتماعی" شلیک کردند. نام این شلیک مسلسل وار، هم جنایت است و هم خیانت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واکنش آیت الله علوی بروجردی به برخوردهای تند با مردم عزادار خوزستان

درس خارج فقه ۸خرداد ۱۴۰۱

@yaser_arab57
🔰 اینجا کسی موفق نیست!

امیر ناظمی
مهم نیست که «اصغر فرهادی» باشی یا «پرویز پرستویی»، مهم نیست یکی از طلایی‌های المپیکی باشی یا «رضا براهنی» یا «محمدرضا شجریان» یا حتی یک شرکت استارت‌آپی موفق، همه این‌ها در سال‌های اخیر در یک هم‌دستی عجیب میان براندازان و تندورهای داخلی چنان مورد هجوم و آزار قرار گرفته‌اند، که بعد از مدتی ترجیح داده‌اند تا در سکوتی تلخ، ناامیدانه شاهد لجن‌مالی نام و اعتبار خود شوند!
ما شاهد سریالی بی‌پایان از یک راهبرد خطرناک هستیم: حذف هر کسی که اندک اعتبار اجتماعی در ایران امروز دارد!

پدیده پرتکرار این روزهای ایران یک چیز است: القاء این تفکر که همه آنانی که در ایران مانده‌اند؛ یا بازنده‌اند یا بی‌اخلاق!
نظریه‌ای برای چارچوب‌بندی
هیرشمن (Hirschman) کتابی دارد با نام «خروج‌، اعتراض و وفاداری» (Exit, Voice & Loyalty) در حوزه‌ی اقتصاد-سیاسی. او در این کتاب ماندگار، کنش‌گران سیاسی و سیاستی را در طیفی ۳گانه قرار می‌دهد که در یک سوی آن «وفاداری» به نظام موجود قرار دارند و در سوی دیگر طیف طرفداران «خروج» (Exit) هستند. «خروج» راهبرد گروه‌هایی است که به دلایل مختلف کنش‌گری خود را در تقابل و مواجهه مستقیم با نظام مستقر قرار داده‌اند. در میانه‌ی این دو نیز راهبرد «اعتراض» (Voice) قرار دارد. راهبردی که گروه‌های مخالف با نظام مستقر که البته اصلاح و بهبود نظام مستقر را امکان‌پذیر می‌دانند، قرار دارند.
البته «نظام مستقر» می‌تواند از یک «نظام حکمرانی» ملی (در سطح کلان) تا «وضعیت مدیریت ساختمان در یک آپارتمان کوچک» (در سطح خرد) را شامل شود. حتی در همان ساختمان فرضی که گروهی مدیریت ساختمان را بر عهده دارند، دیگر ساکنان آن ساختمان، دارای یکی از این ۳ وضعیت هستند: وفاداری، اعتراض یا خروج.
«خروج» می‌تواند ناشی از گسترش این باور باشد که «اصلاح و بهبود امکان‌ناپذیر است» یا ناشی از تعارض منافع میان گروه‌های رقیب باشد، مانند زمانی که گروهی اصلاح را امکان‌پذیر می‌داند، اما چون سهمی برای خود در وضعیت اصلاح‌شده نمی‌بیند؛ به جمع خروج‌کنندگان می‌پیوندد.
بر این اساس می‌توان یک «نظام باز» را نظامی دانست که تلاش دارد تا از طریق سازوکارهایی مانند مشارکت دادن در تصمیم‌گیری‌ها، خروج‌کنندگان را ابتدا به معترض تبدیل کند و معترض‌ها را نیز به وفادار. بر خلاف آن نیز یک نظام بسته یا محدود است، که ترس از مشارکت دادن دیگران دارد یا هر نوع بازخوردی را یک توطئه می‌داند، به صورت وارون، به مرور این وفادارانش هستند که به معترض تبدیل می‌شوند و معترضان نیز به خروج‌کنندگان.

در حقیقت رقابت اصلی میان یک نظام مستقر با مخالفانش را می‌توان رقابت سازوکارهایی دانست که برخی به نفع وفاداری است و برخی به نفع خروج.
سازوکارهای خروج
بر اساس چارچوب‌بندی هریشمن، گروه‌های مخالف نظام سیاسی مستقر یا آن‌چه در ادبیات سیاسی ایران با نام «برانداز» شناخته می‌شوند، همان «خروج‌کنندگان» هستند. عقلانی آن است که خروج‌کنندگان تمام تلاش خود را در جهت افزایش تعداد و قدرت خروج‌کنندگان پیش گیرند؛ جرا که آنان نیازمند هم‌تیمی‌های بیشتر و توانمندتری هستند.
خروج‌کنندگان، تلاش می‌کنند تا سازوکارهایی طراحی کنند که مطلوبیت خروج را برای افراد بیشینه کنند. اما به دلیل آن‌که ایجاد مطلوبیت در موضوعات حساسی مانند وطن و میهن تقریبا ناکارآمد است؛ تحریک وطن‌دوستان و کنش‌گران اجتماعی بر اساس وسوسه «منفعت فردی» خیلی کارآمد نیست.
راه ساده‌تری نیز وجود دارد: هزینه «وفاداری» یا «اعتراض» بالا باشد؛ تا از این طریق بازیگران مختلف تمایل به خروج بیابند. در حقیقت خروج‌کنندگان به دنبال آن هستند که اگر کسی که معترض شد، در جا او را تشویق به خروج کنند.
نکته قابل توجه آن است که این راهبرد براندازان (به عنوان خروج‌کنندگان) هم‌سو با گروه عمده‌ای از تندروهای افراطی (به عنوان وفاداران) است. تندورهای افراطی نیز به دلیل صبر و آزاداندیشی پایینی که دارند، توان تحمل معترضی را ندارند و همه تلاششان آن است که هر معترضی را برچسب‌زنی‌های مختلف (از غربزده گرفته تا نئولیبرال و ...) به سرعت به سمت خروج راهنمایی و هدایت کنند!
پاس‌کاری دوطرفه
گروه‌های خروج‌کننده (براندازان) و گروه‌های وفادار افراطی (تندورها) اکنون دو تیغه یک قیچی برای از بین بردن الزامات توسعه ایران هستند.
تندورهای افراطی هم‌زمان فکر می‌کنند با بی‌اعتبار کردن رقباء سیاسی داخلی می‌توانند خود جانشین آن‌ها شوند. به این ترتیب بر خلاف انتظار اولیه، تندورهای افراطی (وفاداران) با هم‌دستی کامل با براندازان (خروج‌کنندگان) بر تخریب هر کسی که اندک اعتبار اجتماعی دارد، در حال از بین بردن هرگونه سرمایه اجتماعی هستند. همان چیزی که برای توسعه الزامی است.
🖤چند كلمه نوشته بودم براي نهم خرداد تا قبل از اين كه فيسبوك به رفقا يادآوري كند و دوستان از سر بزرگواري و لطف اظهار محبت كنند خودم چيزي براي پاسخ آماده داشته باشم. به ياد همه رفقايي بودم كه متولد خرداد هستند و يه ياد همه خردادي هايي بودم كه دوستشان دارم مخصوصا امام موسى صدر!
چند بيت ترانه ساخته بودم از سر تفنن كه امسال قبل از پيامك بانك ها و فروشگاه ها براي دوستانم بخوانم!
چيزهايي مي خواستم بنويسم و ترانه خوان و گل افشان منتشر كنم كه حادثه تلخ و سياه آبادان رخ داد و پيامدهاي تلخ تر و سياه تر آن كه گويي هنوز ادامه دارد، در كام همه مان شرنگ درد و دريع ريخت، نه ذوق نوشتن باقي گذاشت و نه روي شادماني و سرخوشي!
چه قدر آرزوي خردادي زير همان آوارها دفن شد؟ خدا مي داند!
چه قدر خيال خردادي زير خاك رفت؟ خدا مي داند!
چه قدر درد و داغ خردادي با حادثه آبادان زاده شد و ماندگار گشت؟ خدا مي داند!
#خرداد
‏https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
Forwarded from مصطفى دلشاد تهرانى
#نکته_ها

⭕️ منطق قرآن کریم در نفی اکراه و اجبار ، و زور و فشار در دین و دینداری

منطق قرآن كريم در هدایت و تربیت انسان بر نفی اکراه و احبار ، و زور و فشار استوار است ؛ و این امری فطری ف عقلایی است که تجربۀ بشری گواه صدق آن است . خداى متعال از زبان حضرت نوح (ع) چنين مى‌آموزد:

(أَ نُلْزِمُكُمُوهَا وَ أَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ ) هود / ۲۸

آيا ما شما را در حالى كه بدان اكراه داريد، به آن وادار كنيم؟


نوح (ع) خطاب به قوم خود مى‌فرمايد كه من حق ندارم شما را به آيين حق مجبور كنم، زيرا در دين خدا اجبار نيست. به بیان مرحوم علّامۀ طباطبایی اين آيه از جمله آياتى است كه اجبار و اكراه در دين را نفى مى‌كنند و بر اين حقيقت دلالت مى‌نمايد كه نفى اجبار و اكراه در دين، يكى از احكام دينى است كه در قديمى‌ترين شريعتها يعنى شريعت نوح (ع) وجود داشته است و تا به امروز بى‌آنكه نسخى در آن راه يافته باشد به قوّت خود باقى است. ( نک : المیزان فی تفسیر القرآن ، ج ۱۰ ، ص ۲۰۷-۲۰)
راه تربيت انسان از خود او مى‌گذرد و نمى‌توان كسى را با اجبار و اكراه به سوى كمال برد و در منطق دين هيچ‌گونه تجبّر و تسلّط در تربيت راه ندارد. خداى متعال خطاب به پيامبر اكرم (ص) چنين فرموده تا راه تربيت در منطق دين كاملاً روشن باشد:

(فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ ) عاشیه / ۲۲-۲۱

پس تذكّر ده كه تو تنها تذكّر دهنده‌اى و بر آنان تسلّطى ندارى.



(وَ مَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ ) ق / ۴۵

و تو به زور وادارنده آنان نيستى.


در منطق دين، جايى براى قيموميت در تربيت و هدايت و راه بردن مردمان وجود ندارد و هنر تربيت همراه كردن و همگام كردن مردمان با ميل و خواست خودشان است و در غير اين صورت سخت‌ترين مانع فردى در تربيت ظهور مى‌نمايد و باب تربيت فطرى بسته مى‌شود. خداى متعال در اين باره خطاب به پيامبر اكرم (ص) چنين رهنمود داده است :

(وَ مَا جَعَلْنَاکَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَ مَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ ) انعام / ۱۰۷

و ما تو را بر ايشان نگهبان نكرده‌ايم، و تو وكيل آنان نيستى.


#نکته_ها #نهج_البلاغه #دینداری #قرآن_کریم #اکراه #اجبار #هدایت #تربیت

📍کانال مصطفی دلشاد تهرانی

@delshadtehrani
يك پايگاه خبري عربي، مدتي بعد از آغاز روزنوشتها در گزارشي از اين ستون نوشت:
"محمدرضا زائري، ايراني ٤٩ ساله كه روحاني و استاد دانشگاه ساكن تهران است، روزنوشتهايش را در روزنامه مي نويسد و در همين حال اين روزنوشتها را كه روايتگر روزانه مسايل جامعه ايراني و ارتباط مردم با روحانيت است، در كانال تلگرامي خود بازنشر مي كند كه بين جوانان شهرت يافته و محبوب شده است
روزنوشتهاي زائري كه نگارش آنها را از چند ماه قبل آغاز كرده دربرگيرنده رويارويي او با افراد گوناگون جامعه ايراني در تهران از طريق استفاده او از وسايل نقليه عمومي مانند تاكسي و حتى مترو و اتوبوس هاي شهري است.
غالب برخوردهايي كه زائري با آنها مواجه مي شود نشانگر موضع منفي و ناخوشنودي شهروندان نسبت به روحانيت است و او سعي مي كند كه اين ديدگاه منفي را تغيير دهد، در همان حال كه تأسف خود را از اين كه رفتار نادرست مسؤولان و سياستهاي آنان باعث ايجاد چنين احساس فاصله و شكافي ميان مردم و روحانيت شده اظهار مي كند."
مجموعه "مسافر سنت در هزاره سوم" كه در زمان انتشار مطبوعاتي با استقبال فراوان روبرو شد در نشر آرما به چاپ رسيده.
‏https://telegram.me/morzaeri
Forwarded from نشر آرما
#تازه_های_نشر


📘مسافر سنت در هزاره‌ی سوم: روزنوشت‌های شهری📘
✍️ محمدرضا زائری
152 صفحه ـ‌ رقعی
چاپ اول ـ خرداد 1401
#نشر_آرما

برشی از مقدمه‌ی کتاب:
این کتاب مجموعه‌ای است از يادداشت‌های روزمره و نوشته‌های شخصی من است. مهمترین دغدغه‌ی من در نوشتن این يادداشت‌ها، ثبت برخی از تجربه‌های شخص یک روحانی بوده كه ساكن يک كلانشهر است و در تعاملات اجتماعي روزمره قدری از رفتار و گفتار مردم را برای مطالعه و مرور دیگران به یادگار می‌گذارد. من به عنوان یک عضو از جامعه بزرگ روحانیت در میان مردم حضور دارم. روحانیتی كه قرار بود با آغوش پدرانه، مهر و تحملش، پناه مردم و با هدایت معلمانه‌اش چراغ هدایت زندگی‌شان باشد. روحانیتی كه گاه نتوانسته ـ به هر دلیل ـ رسالت و تعهد خود را به درستی ادا كند و همین عامل در كنار برخی عوامل و دلایل دیگر سبب فاصله‌گرفتن مخاطب عام با این لباس و این شخصیت شده است. در این روزنوشت‌ها كوشيده‌ام به اندازه‌ی توان و مجال خود و حوصله و تحمل خواننده به این مسأله‌ی جدی بپردازم.

فروش اینترنتی: سایت چهارسوق
4soooq.ir

@nashre_arma
لطفا در اين نظرخواهي شركت كنيد و دوستان خود را هم دعوت فرماييد؛ به نظر شما كدام گزينه صحيح است؟
https://www.instagram.com/s/aGlnaGxpZ2h0OjE4MTY3ODc3ODM1MjI4MTc5?story_media_id=2850207162795234125&igshid=YmMyMTA2M2Y=
واقعا نمي فهمند يا مي فهمند و نمي خواهند؟ براي خودم سؤالي است بي جواب!
‏https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لازم نيست مدير ناشي مستقيما جاسوس اجنبي باشد!‏
https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
چه خوب شد كه سرم خاك پايتان شده است!
چه خوب شد كه دلم مبتلايتان شده است!
خدا چقدر به چشمان ما لياقت داد؛
كه قاب ديدن صحن و سرايتان شده است!
شما كه خواهر خورشيد آسمان بوديد
چگونه در قفس خاك، جايتان شده است؟
.
بخشي از يك نوسروده تقديم به آستان مقدس بانوي آسماني، حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها

‏https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
بیانات|
ترجمه‌ی کامل مصاحبه‌ی ۱۲ دی ۱۴۰۰ سید حسن نصرالله در نخستین سالگرد رحلت آیت الله مصباح یزدی منتشر شد. (۹۲۴۳ کلمه)

در ترجمه‌های صدا و سیما متأسفانه یک جمله به علت ابهام نحوی، متفاوت و نادرست ترجمه شده بود. سید حسن نصرالله ضمن اظهار بی‌اطلاعی از «اندیشه‌های سیاسی آیت الله مصباح درون ایران» تصریح می‌کند:«من به صورت دقیق آن را دنبال نمی‌کردم یعنی اطلاع کاملی درباره‌اش ندارم». ولی درباره‌ی مسائل کلی امّت هم‌چون «موضوع اسرائیل و پروژه‌ی صهیونیستی در منطقه» می‌گوید:«حزب‌الله تجسم عینی دیدگاه‌های سیاسی منطقه‌ای آیت الله مصباح است». در حالی که در ترجمه‌ی صدا و سیما به اشتباه آمده بود:«حزب الله تجسم عینی نگاه سیاسی آیت الله مصباح در سطح منطقه است» که با توجه به عدم اعتقاد آیت الله مصباح به «کرامت ذاتی انسان» می‌توانست بسیار خطرناک باشد و یک چرخش بزرگ در اندیشه‌ی حزب الله به شمار آید. آیت الله مصباح به صراحت در آثار خود با سلب کرامت از بشر، می‌گوید:«شرط عمده براى اثبات «حق كرامت»، پذیرش نظام اسلامى و احترام به قوانین آن است (نظریه حقوقى اسلام، ج۱، ص۲۶۶)».

http://Nasrollah.ir/?speech=14001012
@nasrollahir