محمدرضا زائرى
12.3K subscribers
4.2K photos
2K videos
119 files
3.5K links
Download Telegram
🌹فرصتي براي گفتگو 🌹
جناب آقای میرزایی تبلیغ دین را کار مبلغان و حوزویان و رسانه چی ها و منبربان و حکومتیان دانسته اند.نمیدانم چرا روشنفکران، دانشگاهیان و خیل عظیم معلمان را از قلم انداخته اند.دوم اینکه حکومتیان را هم در دایره آورده اند.حتما آن حکایت طولانی امیرالمؤمنین را دیده اند که در حرکت بسوی کوفه با مردی یهودی همسفر شدند و راه را با او حتی پس از رسیدن بکوفه ادامه دادند.مهم اینکه در آخر و پس از تمام این حکایتها مرد از علی میپرسد مگر دین تو چیست؟یعنی میان آنهمه راه و صحبت،حضرت یک کلام درمورد اینکه «خوب باباجان حالا بگو ببینم دین تو چیه؟حمد و سوره ات رو بخون ببینم اشکال نداشته باشه» نمیگویند! بلکه معلومه همش صحبتهای عادی مثل این بوده:خوب چند تا بچه داری!کسب و کارت چیه!اوضاع و احوال چطوره.

فرموده اند:چون دین فطری است پس نمیتونه پیشنهاد باشه؛اتفاقا برعکس،از آنجا که فطرت با زور و اکراه و اجبار جور در نمی آید،حتما شامل روشهای غلاظ و شداد نمیشود و پیشنهاد_افزونتر از دستور و عرضه_با معنای فطرت و حریت انسان جور درمیآد.بخصوص حساسیت من در مورد ویژگیهایی است که ایشون ذکر کردن برای ارائه دین: «صریح و قاطع و انحصار اندیشانه»! چرا بجای پیشنهاد بگوییم عرضه؟

پیشنهاد بر اساس فطرت و سرشت درونی است و حجتهای بیرونی هم آنرا تاکید و تبیین میکنداضافه بر آنکه پیشنهاد، میتونه سوالی هم باشه و این منافاتی با آیه ای که ذکر فرمودن نداره و اتفاقا همینجاها روشهای جالب و کاربردی و صحیح ابلاغ پیام مشخص و تبیین میشه. نفس پیام و دعوت خدای قادر و دانا و رسالت رسولان برای انسانها حاوی همین معناست و نه معنایی افزونتر!

حال چرا از بکاربردن کلمه پیشنهاد بترسیم و فکر کنیم پیشنهادنمیتونه از بالا مثلا از سوی خداوند به پایین و به بندگان باشه و حتما باید مثلا باعجز و لابه و از طرف زیردستان ارائه بشه.

من بشما میگویم که اینجا با فلان سرعت برو! آنجا زنجیر چرخ ببند! فلان موقع با دنده سنگین حرکت کن! اما نمیآیم بغل دستت بنشینم مراقبت باشم که اینگونه برو آنگونه نرو.

من مخالفتی با گفته ایشان ندارم که خدای متعال چون خدا و افریننده است دستور میدهد و نه پیشنهاد اما تاکید میکنم که فقط "خدا" اینگونه است و نه یک درجه پایینتر. پیامبر هم این خصوصیت و ویژگی و اختیارات را ندارد.

من با فرمایش ایشان مخالفتی ندارم که اینها همه برای تشریح و تکوین و جعل دین از طرف خداست و مقام دعوت و تبلیغ و ابلاغ با آن مقام جداست. تمام حرف همین است و تمام معنا همین جاست. مقام من و آقای زائری و آقای میرزایی مقام دعوت و تبلیغ و ابلاغ است و اینها همه در حد پیشنهاد و عدم اکراه و اجبار و زور است.

اتفاقا آیاتی هم که شاهد آورده اند بر همین دلالت دارند:«ائت»: به پیش آنان درآ، نزد آنان برو و اتفاقا اینکه موسی میترسد از اینکه تکذیبش کنند دال بر همین است که طریقت او پیشنهاد است و با زبان و گویش و شرح صدر سر و کار دارد و از ضیق صدر و نگردیدن زبانش نگران است.

دیگر اینکه بحث اکراه و اجبار بر سر انجامِ فعلِ درست است نه اختیار و آزادی بر قتل و جنایت که در استدلال آورده اند.
دقت شود:دزدی و ربا و قتل و جنایت پیشنهاد نیست. نماز و روزه و حج و زکات و جهاد و امر بمعروف و حجاب؛ پیشنهاد است و در این امور اکراه و اجبار جایی ندارد.

بدرستی فرموده اند کار حکومت اینست که مراقب دزدی و اختلاس و عبور از چراغ قرمز باشد و حکومت دین نیست و دین هم حکومت نیست.

و اما آیات دیگر که اشاره فرموده اند:اتل علیهم،اذ قال،قالوا:همه دال بر گفتگو و تعامل و مباحثه است و مقام گفتگو با زور و اکراه و اجبار مباینت دارد.

در آیات سوره شعرا که فرمودند:«کوبنده و آشکار و مبین و کاملا صریح و قاطعانه است و اطلاق پیشنهاد در آن بنظر منطقی نیست»؛غیر از اشاره به لسان و زبان و گفتگو و تکرار ۳۳باره لفظ قول و گفتن،به هراس هر دو پیامبر از تنگی سینه و عدم مدارا و «زبان به منطق بازنکردن»اشاره دارد و اینکه لسان صدق را آرزو میکنند و اینکه اصلا اساس آیات مزبور مبنی بر گفتگو و تعامل دوطرفه است:آنها نوح را تکذیب میکنند،نوح چه میکند؟اذ قال: با زبانش حرف میزند،سخن میگوید.چیز دیگری در اختیار ندارد.پرسشهای آگاهی بخش میکند و دائما مسائل را تبیین میکند.
روش تربیتی دین با مدارا و نرمی و تسهیل و تیسیر فراهم میشود و این جز در قالب پیشنهاد و دعوت و پیام برآورده نگردد. وادار کردن افراد به اندیشه و فکر خاصی یا گفتن سخنی یا عمل و کرداری؛ جز به نفرت و بی میلی نینجامد و تمام اینها نهایتا حجاب و مانعی در ذهن و اندیشه میگردد و اصلا نمیگذارد او بیندیشد، ادراک کند و دریابد.محمدرضادین پرور
@nahjolbalaghe_cloop
🔶 دو هواپیما اجناس لوکس

📢 حجت‌الاسلام والمسلمین علی اکبر ناطق نوری

مرحوم شهید بهشتی یک سبک خاصی در مدیریت داشت، حتی وضع ظاهری ایشان نیز بسیار مرتب بود و در خانه‌اش از مبل استفاده می‌کرد و گاهی هم لباده می‌پوشید. همه‌ی این عوامل جمع شده بود که یک جوی بر ضد ایشان به راه اندازند که مثلاً ایشان اشهد ان علی ولی الله را در اقامه‌ی نماز نمی‌گوید، پس اهل ولایت نیست.

در حالی که ایشان می‌گفتند: اشهد أن محمد رسول الله و ان عليا ولی الله، اما آنها این را بهانه‌ای برای کوبیدن شهید بهشتی قرار داده بودند. از خصوصیات آقای بهشتی قبل و بعد از انقلاب این بود که هیچ موقع، در صدد این نبود که به این حرف‌ها پاسخ بدهد.

در جلسه‌ای که روزهای چهارشنبه عصر در منزل ایشان برگزار می‌شد، بنده به طور متناوب شرکت می‌کردم. مباحث مختلف اقتصادی و سیاسی و اعتقادی مطرح می‌شد و ایشان مباحث مختلف فقهی را با تکیه بر فقه سنتی، منتها با واژه‌ای مدرن طرح می‌کرد و معتقد بود که اطلاعات و دانش ما باید به روز باشد.

منتها عده‌ای مقدس‌نما بودند و می‌گفتند: ایشان چون در خانه‌اش مبل استفاده می‌کند و به زبان انگلیسی حرف می‌زند و به خارج از ایران رفته است، آدم انقلابی نمی‌تواند باشد.

حتی شایع کرده بودند که زمانی که ایشان از آلمان برگشته، دو هواپیما اجناس لوکس برای منزلش آورده و در خانه‌ی اشرافی زندگی می‌کند و دارای نوکر و کلفت است. عده‌ای رفته بودند جلوی منزل ایشان که مثلاً خانه‌ی ایشان را ببینند. همسر مرحوم شهید بهشتی به این عده گفته بود: آن نوکر و کلفتی که می‌گویید من هستم. این هم زنبیل اجناسی است که خریداری کردم.

کما این که بعد از پیروزی انقلاب در دوران بنی‌صدر، چنین جوّی را بر ضد ایشان به راه انداخته بودند.


📙 خاطرات حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر ناطق نوری، تدوین: مرتضی میردار، چاپ سوم: ۱۳۹۲، ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج ۱، ص ۱۱۱ - ۱۱۳

#حجت_الاسلام_علی_اکبر_ناطق_نوری
#آیت_الله_سید_محمد_حسینی_بهشتی
@khateratenghelab
نام و نشان ۲۵۰ دانش‌آموز روی دیوار مدرسه پسرانه «نوجوانان» در محله نارمک ثبت شده است
۲۵۰ دانش‌آموز با پس‌اندازها و جمع کردن پول توجیبی‌هایشان این مدرسه را ساخته‌اند

«دانيال معمار»


@yaser_arab57
Forwarded from .........
برخی ترجمه‌ها شاید با خط کش فنی ادبی دقیق نباشند اما واقعا در رفتن به کنه هدف نقطه‌زنی می‌کنند. مانند این ترجمه!
🆔@mohamad_ali_mirzaaei
هفت روز مانده تا سالگرد درگذشت يگانه روزگار مرحوم علامه محمدرضا حكيمي
🔻مي خواهم دل باشم، مرد انسان🔺
#انسان #حكيمي #محمدرضا_حکیمی

‏https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
Forwarded from MohammadReza heshmati
🌱 فصل سوم *سلسله‌نشست‌های دین در کلاس درس* ؛ چالش‌ها و فرصت‌ها
تابستان ۱۴۰۱

نشست چهارم

با حضور *آقای دکتر محمدرضا زائری*
رئیس اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانهٔ ملی

موضوع ارائه: *«مهارت سخن‌گفتن از دین و دین‌داری با نوجوانان در فضا و زمان حاضر»*

🔹زمان ارائه: *سه‌شنبه ۲۵ مردادماه ۱۴۰۱ از ساعت ۱۶ تا ۱۸* (❗لطفاً به تغییر ساعت برگزاری جلسه توجه فرمایید. با توجه به برنامه‌ی آقای دکتر زائری این جلسه یک ساعت زودتر از روال معمول آغاز می‌شود.)

🔸مکان ارائه:
https://www.skyroom.online/ch/mohammad.kashanchi/andishkadeh
لطفاً روی لینک زده و به عنوان مهمان وارد جلسه شوید.🙏

🔸 این جلسه به میزبانی اندیشکدهٔ مطالعات راهبردی مفید برگزار می‌شود.

🔹لینک پیوستن به کانال اطلاع‌رسانی:
https://chat.whatsapp.com/HJGOQu3FU24ITTeJj5segQ
🛣 آمادگی گام به گام برای مدرسه

🇺🇸 وزارت آموزش و پروش آمریکا با درج هشتگ #backtoschooltips و بیان نکات کاربردی روزمره مخاطبان خود را برای آغاز سال جدید تحصیلی آماده می کند.
در آخرین آنها آمده است:
«از هر ده دانش آموز دوره راهنمایی، شش نفر به اندازه کافی نمی خوابند. 😴
با تعیین ساعت خواب و پایبندی به آن، به کودک (فرزندان) خود کمک کنید تا از برنامه خواب تابستانی خود خارج شوند!»

📌 پیشنهاد: از اولویت های معاونت پرورشی بی خبرم؛ ولی خود مدارس می توانند چنین اقدامی را در دستور کار قرار دهند.

#ایده #فرهنگی #پرورشی
#بین_الملل #آمریکا #والدگری
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادام‌العمر باشیم:
@TeacherasLLL
👨🏻‍⚕️ کسی که ثابت کرد دکترها هم اشتباه می کنند

🌱 عطیه طاهری که اکنون دانشجوی دکترا در UCSB است، در حال تحقیق برای کمک به سایرینی است که مانند او آتروفی عضلانی ستون فقرات دارند.
وقتی عطیه ۱۸ ماهه بود، بیماری اش را تشخیص دادند و پزشکان او حتی فکر نمی کردند تا امروز عمر کند؛ چه رسد به اینکه دانشجوی دکترا در رشته مهندسی کامپیوتر در UCSB شود.
خانم طاهری فارغ التحصیل لیسانس مهندسی کامپیوتر از دانشگاه صنعتی شریف در سال ۱۳۹۰ است.
پس از اخذ مدرک لیسانس مهاجرت کرد و در سال ۲۰۱۹ مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته مهندسی برق و کامپیوتر گرفت. خانم طاهری همچنین در تابستان های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ در شرکت اپل کارآموزی و در اول مرداد دوره کارآموزی خود را در گوگل آغاز کرد.
https://newspress.com/determined-to-succeed/?fbclid=IwAR2JDP995_YFqMzXyXcN_F2ta6_qugH5T3UdwrHL-V8zxA8pN3wV37G0Blk

#دانشگاه #مهارت #ایران
#معلولیت #آموزش_عالی
#فرار_مغزها #مهاجران
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادام‌العمر باشیم:
@TeacherasLLL
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سانس ویژه استخر شنا برای یهودیهای متدین که با لباس، شنا می‌کنند چون معتقدند که هم مردان و هم زنان بايد بدنشان را بپوشانند و نميتوانند برهنه باشند.
🔹‏حريدی‌ها از جمله مذاهب ارتودوکس در يهوديت هستند که به احکام و شریعت خود پایبند هستند.
🔹‏اما مصون از تمسخر رسانه های غرب
‏هستند. /حسین موسویان
✏️ @Mreza_Danaei
🌄 #حق
رابرت کارتر، روزنامه نگار و محقق در اتریش:

توهین به LGBTQ = همجنسگراستیزی
توهین به یهودیت = یهودی ستیزی
توهین به رنگ پوست = نژادپرستی

توهین به اسلام = آزادی بیان

👤 Sajjad Mansouri

🇮🇷به کانال #توییترـمقاومت بپیوندید:
t.me/twitter_Quds + گروه گفتگو
اوج ابتذال
مهندس محمد هاشمی رفسنجانی

در آن زمان در سال ۶۴ یا ۶۵ نمازجمعه را از رادیو پخش مستقیم می‌کردیم. معمولا قبل از ساعت دو نمازجمعه تمام می‌شد. در خبر ساعت دو در رادیو مفصل درباره نمازجمعه صحبت می‌کردیم. در تلویزیون ساعت هشت شب خبر بود و مفصل به آن می‌پرداختیم. خطبه‌ها را ضبط می‌کردیم و از تلویزیون پخش می‌کردیم.

یک روز که یا شنبه بود یا یکشنبه، سید احمدآقای خمینی به من زنگ زد که بیا، امام کارت دارد. معمولا همینگونه بود که وقتی امام با من کار داشت، می‌گفت و من می‌رفتم خدمتشان. آن روز هم من رفتم. داخل اتاق شدم، امام روی تخت کوچک نیمکت مانندی نشسته بودند و عرق چین‌شان سرشان بود.

من سلام کردم و خواستم دست امام را ببوسم امام دستشان را بلند کردند و گفتند: ابتذال را به اوج رسانده‌ای.

خیلی جا خوردم، پرسیدم: آقا چی را می‌فرمایید؟

فرمودند: نماز جمعه را می‌گویم، پخش مستقیم می‌کنید، و بعدش در همه خبرها می‌گویید، مردم چه گناهی کرده‌اند؟

گفتم: چشم آقا می‌روم و درستش می‌کنم.


📙 پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، ۱۳۹۴/۸/۱۰، کد خبر: ۱۰۷۷۴۸، گفتگو با مهندس محمد هاشمی رفسنجانی

#مهندس_محمد_هاشمی_رفسنجانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 آغاز پیاده روی #اربعین در عراق

🔹دیروز شاهد آغاز پیاده روی اربعین گروهی از عراقی های اهالی منطقه (راس الپیشه) جنوبی ترین نقطه عراق در نزدیکی خلیج فارس.
البته پیاده روی مردم جنوب استان بصره از یک هفته دیگر شروع میشود.
اما امسال عده ای زودتر پیاده روی اربعین را آغاز کردند.

🔹ان شاء الله سعی میکنم بطور روزانه اخبار مربوط به اربعین را منتشر کنم

🟥 لطفا {کانال دلنوشته های یک عراقی} را به دیگران معرفی کنید⬇️

https://t.me/arbaeinehosseini
Forwarded from خرمگس
فرهاد قنبری
ضریب هوشی ایرانیان

ضریب هوشی مردم یک جامعه را نه در شعار سیاستمدارن بلکه در نمود بیرونی رفتارهای مردم یک جامعه باید مشاهده کرد.
ضریب هوش مردم یک جامعه را باید در نوع روابط اجتماعی و فردی، در میزان پاسداشت وطن و شهر و خانه، در میزان پاکیزگی شهر و خیابان، در میزان رشد و توسعه سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و صنعتی و امثالهم باید مشاهده کرد.

هوش و ضریب هوشی افراد یک جامعه بیشتر آنکه مسئله ای فطری و ذاتی باشد، محصول خانواده و محیط و جامعه است. عواملی مانند امنیت روانی و اجتماعی، محیط خانوادگی و تغذیه و مهمتر از همه نظام آموزش مهمترین عامل رشد یا نزول ضریب هوشی و استعدادهای شهروندان یک جامعه است.

نظام آموزشی در اغلب کشورهای جهان با طراحی و تدوین دروس کارآمد، استفاده از شیوه های آموزشی مبتنی بر اندیشه و تفکر، آموزش مهارت های اجتماعی، تحریک قوه تخیل، آشکار کردن استعدادهای هنری، آموزش و تربیت در زمینه درست زیستن در جامعه و مواردی از این قبیل سعی در شکوفایی استعدادهای کودکان و نوجوانان خود دارد.

حال به نظام آموزشی کشور خود بنگریم.
نظام آموزشی ایران سالهاست که توسط چند نهاد و بنگاه پولساز ضدفرهنگی (مانند قلمچی و گاج و مدرسان و کتاب سبز و..) به گروگان گرفته شده است. کلیت نظام آموزشی در ایران به چند کتاب تست در حوزه علوم فنی و تجربی(علوم تجربی، فیزیک، ریاضی، زیست و شیمی) تقلیل داده شده است و کلیت تصمیم گیر در نظام آموزشی اعم از وزارت آموزش و پرورش، سازمان سنجش، مدیران مدارس، معلمان و اولیاء دانش آموزان هم به مقوله آموزش و پرورش نگاهی جز تربیت کودکان و نوجوانان "تست زن" ندارند.

بدیهی است در شرایطی که زبان و ادبیات فارسی با چنین گنجینه اندیشگانی، تاریخ و جغرافیا با این میزان از توانایی برای تحریک به اندیشه و تامل در حوزه های بشری و تفکر در زمینه بحران های زیست محیطی و لزوم حفاظت از محیط زیست، جامعه شناسی و حقوق شهروندی با توان ایجاد پرسش در مسائل اجتماعی، آموزش سیاسی با قابلیت طرح پرسش در مسائل مختلف فرهنگی و سیاسی، رمان و داستان و تئاتر و موسیقی و سینما با این میزان توانایی در بروز خلاقیت هنری، تربیت بدنی و ورزش با توان تربیت جسم های شاداب و آماده برای فعالیت فکری و ذهنی و.. به طور کامل نادیده گرفته می شوند، باید هم نظام آموزشی به کشتارگاه استعداد و اندیشه بدل شده و ضریب هوشی جامعه با سرعت آزاد سقوط نماید.

در جامعه ای که شهروندان زباله های خود را در طبیعت می ریزند و درختان و جنگل ها را به هر دلیلی به آتش می کشند، یعنی نظام آموزشی در این زمینه به وظیفه خود عمل نکرده و دانش آموزان را به تفکر در مورد چرایی حفاظت از محیط زیست وادار نکرده است.
در جامعه ای که مجری تلویزیونش حتی تلفظ نام فخر تاریخ ادبیات جهان «مولوی» را بلد نیست، یعنی استعداد هنری و ادبیش در دوران طفولیت و نابالغی رها شده است.
در جامعه ای که مردمش هنوز با بدیهی ترین حقوق سیاسی و اجتماعی خود بیگانه هستند یعنی توسعه سیاسی و اجتماعی چیزی در حد صفر است.
در جامعه ای که دانش آمورانش «ابی» را شاعر برجسته کشور خود می دانند، یعنی آموزش ادبیات با شکست مواجه شده است.
در جامعه ای که شهروندش برای پیروزی تیم ملی بالا و پایین می پرد، اما در همان حین صندلی های اتوبوس و ورزشگاه را شکسته و پاره می کند، یعنی درکی از وطن و وطن دوستی ندارد.
در جامعه که نظام آموزشیش با هنر بیگانه و چه بسا دشمن است سخن گفتن از رشد ضریب هوشی و استعدادهای فردی، سخنی عبث و بیهوده است.

امروزه مدارس ما بزرگترین دشمن تقویت هوش و کشتارگاه استعداد و توانایی های کودکان و نوجوانان است و با چنین نظامی انتظار تربیت شهروندانی تیزبین، وطن دوست انتظاری دور از واقعیت است.
@kharmagaas
Forwarded from حسن مجیدیان (حسن مجیدیان)
جامعه‌ ی ما به عقل نیاز دارد. عاقل بودن کرامت است...
#عقل
#عقلانیت
#میرزای_شیرازی

https://t.me/ha_mim1377
💡 درنگ

🇸🇬 وزیر آموزش سنگاپور با انتشار این تصویر نوشت:
«اخیراً این افتخار را داشتم که از طریق زوم با خانم سارا دوترته، معاون رئیس جمهور و وزیر آموزش فیلیپین ملاقات کنم.
بحث خوبی داشتیم و اولویت های آموزشی و آخرین تحولات کشورمان را به اشتراک گذاشتیم.
هر دوی ما مشتاق بودیم که فرصت‌های بیشتری را برای تبادلات حرفه‌ای بین معلمان و مدیران مدرسه‌مان برای به اشتراک گذاشتن ایده‌های نوآورانه فراهم کنیم و مدارس ما مشارکت‌هایی ایجاد کنند تا دانش‌آموزان بتوانند با یکدیگر آشنا شوند.
من مشتاقانه منتظر همکاری با او و تیمش برای پیشبرد همکاری هایمان هستم.»

📌 بخش هایی از این خبر برایم تامل برانگیز بود. برایتان می گویم:
✔️ وزیر آموزش فیلیپین معاون رییس جمهور هم هست.
✔️ رویکرد تعاملی و بین المللیِ دو وزیر
✔️ تمایل به تعامل معلمان و دانش آموزان

✍🏻 علی جعفرآبادی

#درنگ #بین_الملل
#فیلیپین #سنگاپور
#دیپلماسی_آموزشی
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادام‌العمر باشیم:
@TeacherasLLL
Forwarded from دلنوشته ها - رحیم قمیشی (Rahim Ghomeishi)
بدهی‌های بزرگم!

رحیم قمیشی

۲۶ سال داشتم، رفتم نزد پزشکی که نمی‌دانستم چقدر بزرگ است.
پس از دوره اسارت از ناراحتی داخلی‌ای رنج می‌بردم. دکتر الیاسی با حوصله ده‌ها آزمایش برایم نوشت، او بیشتر از خودم برای درمان بیماری‌ام دل می‌سوزاند.
اگر او نبود ممکن بود به سی سالگی نرسم.
من تا آخر عمر مدیون او هستم.

وقتی اسیر شدم سربازی عراقی که کشته شدن دوستانش را دیده  بود از فرط عصبانیت تصمیم گرفت من و سه همراه دیگرم را اعدام کند. طبیعی بود!
نگاه‌های ساکت و مظلومانه ما بر او اثری نداشت، حتی تیراندازی‌اش شروع شد و دو نفرمان تیر خوردند...
افسری جوان و عراقی ناگهان پیدا شد.
داد زد اینها اسیرند نباید تیرباران شوند! انگار از آسمان آمده باشد.
اگر او نبود چه می‌شد؟
من چقدر به او بدهکارم.

در اردوگاه نگهبانی داشتیم، امجد نام.
از همه نگهبان‌ها مسن‌تر، لاغر اندام بود و در موقع عصبانیت لکنت زبان پیدا می‌کرد. موقع زدن بچه‌ها بیشتر تظاهر به زدن می‌کرد، ولی نمی‌زد.
تا می‌دید میان کتک خوردن‌ها کم می‌آوریم، می‌آمد نزدیک، می‌گفت این روزها می‌گذرد، فردا آزاد می‌شوید.
می‌گفت آنها چه بگویند که تا آخر عمر اسیر می‌مانند!
او چقدر به گردنم حق دارد.

وقتی اسیر شدم پاسدار بودم، عراقی‌ها لَه‌لَه می‌زدند برای پیدا کردن یک پاسدار، کسی که بتوانند با کشتن او زهرچشمی از بقیه بگیرند.
برای آنها کشتن مثل آب خوردن بود. نیمی از بچه‌های اردوگاه می‌دانستند من پاسدارم. چقدر کتک خوردند فقط بگویند فلانی پاسدار است، اما نگفتند.
من چقدر به آنها بدهکارم!

اسیر که شدم. ۴ سال مفقود بودم و خبری از من برای خانواده نیامد، بسیاری گفتند کشته شده‌ام. بعضی گفتند مفقود است باید صبر کرد. پدرم چند ماه بیشتر تحمل نکرد. او پیر نبود، هیچ بیماری‌ای نداشت، فقط دلش تنگ شده بود.
چشمهایش را بست و دیگر باز نکرد.
او دولتی نبود، حقوق بازنشستگی نداشت، چند فرزند قد و نیم‌قد در خانه، چقدر مادرم سختی کشید.
من چهارم دی‌ماه ۶۵ اسیر شده بودم.
پدرم ۲۵ مرداد ماه ۶۶ صبرش تمام شد.
من چقدر به نسل قبل از خودم بدهکارم.
چقدر به نسل پس از خودم...

مردم خوب کشورم، اهالی محل، برادرها و خواهرم، هیچ‌وقت نگذاشتند مادرم بیشتر از دوری‌ و بی‌خبری‌ام سختی بکشد.
وقتی برگشتم سه سال و نیم از فوت پدرم می‌گذشت و من تازه خبرش را می‌شنیدم. سخت بود برایم. اما مردم نگذاشتند ذره‌ای دلتنگی کنم. من شده بودم فرزند ایران.
تک‌تک اسرا شده بودند فرزندان ایران. تمام خستگی‌ها از تن ما در آمده بود.
ما چقدر به مردم مهربان کشورمان بدهی داریم!
من چقدر بدهکارم، به پدرم، به مادرم، به خانواده‌ام.

پس از آزادی‌ به کشورهای متعددی رفتم، اما هیچ کجا مردم ایران را پیدا نکردم.
من برای ایران خلق شده بودم. با همۀ دردسرهایش، با همۀ بالا و پایین‌هایش، با همۀ سختی‌هایش!
من ترانه‌های ایرانی را دوست داشتم، شعرهای ایرانی را، هنر ایرانی را، شهرهای ایران را، مردم ایران را.
من چقدر به خدا بدهکارم، مرا در ایران جان داد!

۳۲ سال گذشت از ۲۶ مردادی که مردم آمدند به استقبال فرزندان‌شان. ما آمدیم پابوس مردم. مگر می‌توانیم فراموشش کنیم، آن‌همه محبت و عشق را.
ما آزادی‌مان را مدیون مردم خوبمان هستیم، اگر آنها نبودند شاید هنوز اسیر بودیم. هنوز نگهبان امجد نصیحت‌مان می‌کرد نگران نباشیم، هنوز روزها و هفته‌ها و ماه‌ها را می‌شمردیم، امسال دیگر حتماً آزاد می‌شویم...

غلامرضا برادرم می‌گفت پدرمان وقتی رفت، اطمینان داشت تو برمی‌گردی. فقط صبرش تمام شده بود.
او ایمان داشت مردمی داریم که نمی‌گذارند پسرش بی‌کَس و مفقود بماند.
۲۵ مرداد ۶۶ پدرم رفت.
۲۶ مرداد ۶۹ مردم آمدند استقبال‌مان.
آمدند تا ببینند ثمره صبر چقدر شیرین است. ثمره صلح، ثمره انسان دانستن دوست و دشمن.
آمدند تا باور کنند ما با وجود سال‌ها اسارت و سختی، مانده‌ایم امیدوار و ایستاده.
ما چقدر به مردم صبورمان بدهکاریم!
ما چقدر به این سرنوشت زیبایی که خدا برایمان رقم زد، به‌او بدهکاریم!

ما اسرا می‌دانیم همۀ آنچه امروز به‌سختی می‌گذرد در برابر لحظه‌های پرصفای آزادی هیچ نیست.
تمام مصائب، در برابر احساس همدلی‌ها و همراهی‌ها، چیزی نیست.
تردید نداریم بهترین زندگی را داشته‌ایم، با همۀ آنچه که از سر گذراندیم.
مگر صدام بُرد؟
مگر خوشبختی، بی‌مشکل هم می‌شود؟
مگر آزادی را دیوارها می‌توانند بگیرند از ما؟
مگر خنده را می‌توان ممنوع کرد...
مگر عشق را می‌توان از همه گرفت؟

ما به مردم تا آخر عمر بدهکاریم
به پدران صبورمان، به مادران مهربان‌مان
به همسران همراهمان
به برادرها و خواهران‌مان
به فرزندان‌مان
به همه آنها که بی‌منت
آزادی را به ما هدیه دادند
ما اسرا ۲۶ مرداد را فراموش نمی‌کنیم
روز عزت‌مان
روز بزرگی ایران‌مان
و لبخند پیروزی مردم خوب‌مان

من ۲۵ و ۲۶ مرداد را...

@ghomeishi3
https://t.me/ghomeishi3/22
🔆 نیروی جوانان قطر

🇶🇦 قطر در اقدامی دیگر همایش «نیروی جوانان قطر» را برگزار می کند:
https://qyp.mystrikingly.com/

✔️ مدیریت و راهبری این کنفرانس کاملا دانشجویی است و با هدف یادگیری از زبده ترین رهبران و پیشتازان تغییر در قطر برگزار می شود:
https://qyp.mystrikingly.com/about-us

✔️ برنامه همایش:
https://qyp.mystrikingly.com/events

🇮🇷 پیشنهاد می کنم دبیرخانه همایش بین المللی «توان جوانان ایران» با اختیار تام و تامین اعتبار از سوی دفتر ریاست جمهوری تشکیل شود و با پرهیز از تنگ نظری ها و دخالت های نابجا و هرگونه سودجویی، مشابه این همایش را برگزار کند.

📌 اگر موافق هستید و مانعی ندارید، این ایده و پیشنهاد را نشر دهید.

#ایده #ایران
#بین_الملل #قطر

🔻🔻🔻
یادگیرنده مادام‌العمر باشیم:
@TeacherasLLL