Forwarded from Twitter Media Downloader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دبیر ستاد احیا دستور حذف سخنان #رهبری درباره #امر_به_معروف را صادر کرده بود چون رهبری الویت امر به معروف را #حجاب نمی دانند!
🔗 Behrooz Azizi (@journalist23640)
📲 @twittervid_bot
🔗 Behrooz Azizi (@journalist23640)
📲 @twittervid_bot
Forwarded from موسسه امام موسی صدر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⏳تایملاین اقدامات قضایی پیگیری پروندهٔ ناپدیدسازی اجباری امام موسی صدر
#امام_موسی_صدر #برای_آزادی_او_چه_کرده_ایم #آدم_ربایی_در_لیبی
🆔 @imammoussasadr
#امام_موسی_صدر #برای_آزادی_او_چه_کرده_ایم #آدم_ربایی_در_لیبی
🆔 @imammoussasadr
Forwarded from محمد ...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دریاچه ماهشهر و نابودی میلیون ها ماهی در اثر .....
🆔@mohamad_ali_mirzaaei
🌐https://t.me/mohamad_ali_mirzaaei
🆔@mohamad_ali_mirzaaei
🌐https://t.me/mohamad_ali_mirzaaei
Forwarded from نهجالبلاغه؛ افقها و آرمانها
به نظر می آید سرودن غزل عارفانه و به تعبیر استاد شفیعی کدکنی «توحیدی» از سوی کسی که تفکر مذهبی ندارد، عجیب باشد ولی یکی از بهترین عارفانه های معاصر را سایه سروده است.
این غزل به کرّات توسط استادان: شجریان و ناظری و... اجرا شده است.
شفیعی کدکنی گفته بود در سرتاسر شعر عرفانی ایران، معادل غزل «نامدگان و رفتگان» پیدا نمیشود. حال ببینیم چرا کسی مثل شفیعی چنین ادعای بزرگی (آن هم راجع به ابتهاج ، که پس زمینة روشنِ چپ گرایی دارد) می کند؟
🌺نامدگان و رفتگان، از دو کرانۀ زمان
سوی تو میدوند هان، ای تو همیشه در میان
نامدگان یعنی نسل های آینده، و رفتگان یعنی نسل های گذشته و خداوند در میانة گذشتگان و آیندگان، مرکزیت و مرجعیت دارد و همه چیز به او برمی گردد و او همیشه هست.
کسانی که به دنیا نیامده و کسانی که از دنیا رفته اند، همه به سوی او می آیند که همیشه زنده و در میانه است!
خداوند مربوط به گذشته و آینده نیست و همیشه در زمان و در هر حال جاری و ساری است. إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (هود-4).
🌸در چمنِ تو میچرد آهوی دشت آسمان
گرد سرِ تو میپرد باز سپید کهکشان
آهوی دشت آسمان، خورشید است که در آسمان چرا می کند. باز سپید کهکشان نیز ماه یا کهکشان راه شیری است که همیشه گِرد سر شاه می چرخد و بر سر شاه و ساعد شاه عالم، یعنی خدا می نشیند.
🌼هر چه به گِرد خویشتن، مینگرم درین چمن
آینۀ ضمیر من، جز تو نمیدهد نشان
در این چمن رنگارنگ عالم، در هر چیز که پیرامون خود می نگرم، هیچ جز تو نمی بینم و در آینة ذهن من چیزی جز تو نیست. چنان که باباطاهر می گفت:
به صحرا بنگرم، صحرا ته وینم
به دریا بنگرم، دریا ته وینم
بهر جا بنگرم کوه و در و دشت،
نشان رویِ زیبای ته وینم
چرا خود را پس پرده پنهان کرده ای و نشان نمی دهی!
🌻ای گل بوستانسرا، از پسِ پردهها درآ
بوی تو میکِشد مرا وقت سحر به بوستان
تو گل بوستانی که عطرت را حس می کنم ولی خودت را نمی بینم. من به دلالتِ بوی تو به بوستان عالم پا می نهم و به عشق دیدار تو به گلستان می آیم و سحرگاهان را با مناجات با تو آغاز می کنم.
💐ای که نهان نِشسته ای، باغ درونِ هسته ای
هسته فروشکسته ای، کاین همه باغ شد روان
مگر نه این که باغ از هسته ها می روید؟ تو آن هسته مرموز و پنهان کائنات هستی که باغ عالم از تو پدید آمده است. آری! همه این باغ ها و زیبایی ها؛ هسته ای و بذری دارد که پنهان است و آن تویی.
🌷مست نیازِ من شدی ، پرده ی ناز پس زدی
از دل خود بر آمدی ، آمدنِ تو شد جهان
برای پاسخ دادن به نیاز معشوق یعنی امثال من بود که خود را در جهان جلوه گر کردی و بدین ترتیب جهان به وجود آمد: من به درگاه تو نیاز آوردم و تو آن کسی هستی که همه چیز داری الّا نیاز. تو به هوای این هدیه که به درگاهت آوردم، یعنی به هوای نیاز، پردة ناز را پس زدی و حاصل این پرده برداشتن، ایجاد عالم بود. این بیت و بیت قبلی، دقیقا تفسیر حدیث "کنز مخفی" است که طبق آن خدا گنجی مخفی بود که می خواست او را ببینند. پس عالم و آدم را به وجود آورد تا دیده شود: « کُنْتُ کَنزا مَخفّیا فَاَحبَبْتَ اَن اُعْرَف فَخَلَقْتُ الخلَقَ لاِعرَف »: من گنجي پنهان بودم، دوست داشتم كه شناخته شوم، پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم.
🌹آه که میزند برون، از سر و سینه موجِ خون
من چه کنم که از درون، دست تو میکشد کمان
کمان توست که از درون من بر سر و سینه ام می نشیند و من در مقابل تو چاره ای ندارم: از سر و سینة من موج خون بیرون می زند و من حال خود را نمی فهمم. من در قبضة تو ام و از خود اختیاری ندارم. تویی که کمان وجود مرا می کشی. این بیت دقیقاً تفسیر آیه "وَما رَمَيتَ إِذ رَمَيتَ" (انفال-17) است. در این آیه خداوند می فرماید: تو نبودی که تیر پرتاب کردی بلکه من بودم که کمان را کشیدم.
🌾پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم، می شنویم بوی جان
با وجود تو، زنده و مرده از عدم و مردن، غم و باکی ندارند. زیرا که تو با نفخة خود، هر دم جانی دیگر در عالم و آدم می دمی. "نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي" (ص-72). تو که باشی کسی از مردن هراس ندارد و غمگین نمی شود که بودنت یعنی جان. یعنی زندگی!
🌿 پیش تو، جامه در برم، نعره زند که بَردَرَم
آمدمت که بنگرم، گریه نمی دهد امان
جامه ای که در تن من است، به من می گوید مرا پاره کن! می خواهم او را ببینم که به عشق دیدارش آمده ام ولی گریة شوق مانع دیدن تو می شود.
آیا با این اوصاف به«شفیعی کدکنی»حق نمی دهیم که این غزل سایه، از عارفانه ترین و کم نظیرترین غزل های زبان فارسی است و در سرتاسر شعر عرفانی ایران، معادلِ این غزل یافت نمیشود و این غزلِ "سایه" (هوشنگ ابتهاج) بهترین شعری است که در توحید سروده شده است.
بازنوشت و تلفیقی از متن محمدامین مروتی
@nahjolbalaghe_cloop
این غزل به کرّات توسط استادان: شجریان و ناظری و... اجرا شده است.
شفیعی کدکنی گفته بود در سرتاسر شعر عرفانی ایران، معادل غزل «نامدگان و رفتگان» پیدا نمیشود. حال ببینیم چرا کسی مثل شفیعی چنین ادعای بزرگی (آن هم راجع به ابتهاج ، که پس زمینة روشنِ چپ گرایی دارد) می کند؟
🌺نامدگان و رفتگان، از دو کرانۀ زمان
سوی تو میدوند هان، ای تو همیشه در میان
نامدگان یعنی نسل های آینده، و رفتگان یعنی نسل های گذشته و خداوند در میانة گذشتگان و آیندگان، مرکزیت و مرجعیت دارد و همه چیز به او برمی گردد و او همیشه هست.
کسانی که به دنیا نیامده و کسانی که از دنیا رفته اند، همه به سوی او می آیند که همیشه زنده و در میانه است!
خداوند مربوط به گذشته و آینده نیست و همیشه در زمان و در هر حال جاری و ساری است. إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (هود-4).
🌸در چمنِ تو میچرد آهوی دشت آسمان
گرد سرِ تو میپرد باز سپید کهکشان
آهوی دشت آسمان، خورشید است که در آسمان چرا می کند. باز سپید کهکشان نیز ماه یا کهکشان راه شیری است که همیشه گِرد سر شاه می چرخد و بر سر شاه و ساعد شاه عالم، یعنی خدا می نشیند.
🌼هر چه به گِرد خویشتن، مینگرم درین چمن
آینۀ ضمیر من، جز تو نمیدهد نشان
در این چمن رنگارنگ عالم، در هر چیز که پیرامون خود می نگرم، هیچ جز تو نمی بینم و در آینة ذهن من چیزی جز تو نیست. چنان که باباطاهر می گفت:
به صحرا بنگرم، صحرا ته وینم
به دریا بنگرم، دریا ته وینم
بهر جا بنگرم کوه و در و دشت،
نشان رویِ زیبای ته وینم
چرا خود را پس پرده پنهان کرده ای و نشان نمی دهی!
🌻ای گل بوستانسرا، از پسِ پردهها درآ
بوی تو میکِشد مرا وقت سحر به بوستان
تو گل بوستانی که عطرت را حس می کنم ولی خودت را نمی بینم. من به دلالتِ بوی تو به بوستان عالم پا می نهم و به عشق دیدار تو به گلستان می آیم و سحرگاهان را با مناجات با تو آغاز می کنم.
💐ای که نهان نِشسته ای، باغ درونِ هسته ای
هسته فروشکسته ای، کاین همه باغ شد روان
مگر نه این که باغ از هسته ها می روید؟ تو آن هسته مرموز و پنهان کائنات هستی که باغ عالم از تو پدید آمده است. آری! همه این باغ ها و زیبایی ها؛ هسته ای و بذری دارد که پنهان است و آن تویی.
🌷مست نیازِ من شدی ، پرده ی ناز پس زدی
از دل خود بر آمدی ، آمدنِ تو شد جهان
برای پاسخ دادن به نیاز معشوق یعنی امثال من بود که خود را در جهان جلوه گر کردی و بدین ترتیب جهان به وجود آمد: من به درگاه تو نیاز آوردم و تو آن کسی هستی که همه چیز داری الّا نیاز. تو به هوای این هدیه که به درگاهت آوردم، یعنی به هوای نیاز، پردة ناز را پس زدی و حاصل این پرده برداشتن، ایجاد عالم بود. این بیت و بیت قبلی، دقیقا تفسیر حدیث "کنز مخفی" است که طبق آن خدا گنجی مخفی بود که می خواست او را ببینند. پس عالم و آدم را به وجود آورد تا دیده شود: « کُنْتُ کَنزا مَخفّیا فَاَحبَبْتَ اَن اُعْرَف فَخَلَقْتُ الخلَقَ لاِعرَف »: من گنجي پنهان بودم، دوست داشتم كه شناخته شوم، پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم.
🌹آه که میزند برون، از سر و سینه موجِ خون
من چه کنم که از درون، دست تو میکشد کمان
کمان توست که از درون من بر سر و سینه ام می نشیند و من در مقابل تو چاره ای ندارم: از سر و سینة من موج خون بیرون می زند و من حال خود را نمی فهمم. من در قبضة تو ام و از خود اختیاری ندارم. تویی که کمان وجود مرا می کشی. این بیت دقیقاً تفسیر آیه "وَما رَمَيتَ إِذ رَمَيتَ" (انفال-17) است. در این آیه خداوند می فرماید: تو نبودی که تیر پرتاب کردی بلکه من بودم که کمان را کشیدم.
🌾پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم، می شنویم بوی جان
با وجود تو، زنده و مرده از عدم و مردن، غم و باکی ندارند. زیرا که تو با نفخة خود، هر دم جانی دیگر در عالم و آدم می دمی. "نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي" (ص-72). تو که باشی کسی از مردن هراس ندارد و غمگین نمی شود که بودنت یعنی جان. یعنی زندگی!
🌿 پیش تو، جامه در برم، نعره زند که بَردَرَم
آمدمت که بنگرم، گریه نمی دهد امان
جامه ای که در تن من است، به من می گوید مرا پاره کن! می خواهم او را ببینم که به عشق دیدارش آمده ام ولی گریة شوق مانع دیدن تو می شود.
آیا با این اوصاف به«شفیعی کدکنی»حق نمی دهیم که این غزل سایه، از عارفانه ترین و کم نظیرترین غزل های زبان فارسی است و در سرتاسر شعر عرفانی ایران، معادلِ این غزل یافت نمیشود و این غزلِ "سایه" (هوشنگ ابتهاج) بهترین شعری است که در توحید سروده شده است.
بازنوشت و تلفیقی از متن محمدامین مروتی
@nahjolbalaghe_cloop
Forwarded from معلم: یادگیرنده مادام العمر
🖋 برای هویتهای هو شده در هیاهوی آزادی
🔸 فیلم هو شدنِ سرود "سلام فرمانده" را در ورزشگاه آزادی نمیدانم دیدهاید یا نه.
اگر ندیدهاید چیزی را از دست ندادهاید.
ماجرا همین بود که عرض کردم.
بچهها را بردهاند ورزشگاه آزادی و، ظاهرا بینِ دو نیمه، سرود خواندهاند.
به "سلام فرمانده" که رسیده، از سوی تماشاگرها هو شدهاند.
تحلیل و گفتوگوهای بسیاری درباره آن در گرفته و هرکس از منظری این اتفاق را واکاوی کرده است.
🔹 من اما تا فیلم را دیدم، دلم ریش شد برای آن هفت، هشت، ده نوجوانی که لابد با شور و هیجان، در موقعیتی قرار گرفتهاند که نباید.
سرم سنگین شد، از تصورِ هویتِ هو شدهای که هنوز خیلی برایش زود است، این سبکِ از "آزادی".
⁉️ دعواهای اجتماعی و سیاسی و اعتقادیِ پشتِ این داستان تمام میشود؛ ولی آیا کسی دلآشوبِ دیشبِ آن اطفال معصوم بوده است؟
⁉️ آیا رییس پایگاه فرهنگی یا مدیر مدرسهشان، رئیس اداره آموزشوپرورشِ منطقهشان، مدیرکلِ استان یا وزیرِ آموزشوپرورشِ کشورشان، یا معاونِ پرورشیِ ایشان، برای بازیابی روحیه این گلهای طوفان دیده تدبیری کردهاند؟
⁉️ و نکته آخر که به اشارتی بسنده کنم، بعد حقوقی این اتفاق است.
جدای از جنبه روانشناسانه و اخلاقی و اعتقادی ماجرا، بر اساس کنوانسیون حقوق کودک که ایران هم به آن پیوسته است؛ کودکان هرگز نباید مورد آزار و اذیت و تمسخر یا دیگر رفتارهای توهین آمیز قرار گیرند.
دادستانی این کودکان در این مورد یا موارد مشابه به عهده کدام نهاد آموزشی-حقوقی خواهد بود؟ و چگونه با ابزارهای حقوقی از موارد مشابه پیشگیری خواهد شد؟
🌱 من سیاست و حقوق را تخصصی نمیدانم؛ ولی میدانم که سربازانِ نوجوانِ آن عالیجناب، فرماندهی مهربانِ منتظَر، سلاماللهعلیه، علیالقاعده با حال خوبی سر بر بالین نگذاشتهاند.
✍🏻 علی جعفرآبادی
#فرهنگی #پرورشی
#سلامت_روان #مشاوره #حقوق_کودک
#مدیریت_آموزشی #سیاستگذاری_آموزشی
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادامالعمر باشیم:
@TeacherasLLL
🔸 فیلم هو شدنِ سرود "سلام فرمانده" را در ورزشگاه آزادی نمیدانم دیدهاید یا نه.
اگر ندیدهاید چیزی را از دست ندادهاید.
ماجرا همین بود که عرض کردم.
بچهها را بردهاند ورزشگاه آزادی و، ظاهرا بینِ دو نیمه، سرود خواندهاند.
به "سلام فرمانده" که رسیده، از سوی تماشاگرها هو شدهاند.
تحلیل و گفتوگوهای بسیاری درباره آن در گرفته و هرکس از منظری این اتفاق را واکاوی کرده است.
🔹 من اما تا فیلم را دیدم، دلم ریش شد برای آن هفت، هشت، ده نوجوانی که لابد با شور و هیجان، در موقعیتی قرار گرفتهاند که نباید.
سرم سنگین شد، از تصورِ هویتِ هو شدهای که هنوز خیلی برایش زود است، این سبکِ از "آزادی".
⁉️ دعواهای اجتماعی و سیاسی و اعتقادیِ پشتِ این داستان تمام میشود؛ ولی آیا کسی دلآشوبِ دیشبِ آن اطفال معصوم بوده است؟
⁉️ آیا رییس پایگاه فرهنگی یا مدیر مدرسهشان، رئیس اداره آموزشوپرورشِ منطقهشان، مدیرکلِ استان یا وزیرِ آموزشوپرورشِ کشورشان، یا معاونِ پرورشیِ ایشان، برای بازیابی روحیه این گلهای طوفان دیده تدبیری کردهاند؟
⁉️ و نکته آخر که به اشارتی بسنده کنم، بعد حقوقی این اتفاق است.
جدای از جنبه روانشناسانه و اخلاقی و اعتقادی ماجرا، بر اساس کنوانسیون حقوق کودک که ایران هم به آن پیوسته است؛ کودکان هرگز نباید مورد آزار و اذیت و تمسخر یا دیگر رفتارهای توهین آمیز قرار گیرند.
دادستانی این کودکان در این مورد یا موارد مشابه به عهده کدام نهاد آموزشی-حقوقی خواهد بود؟ و چگونه با ابزارهای حقوقی از موارد مشابه پیشگیری خواهد شد؟
🌱 من سیاست و حقوق را تخصصی نمیدانم؛ ولی میدانم که سربازانِ نوجوانِ آن عالیجناب، فرماندهی مهربانِ منتظَر، سلاماللهعلیه، علیالقاعده با حال خوبی سر بر بالین نگذاشتهاند.
✍🏻 علی جعفرآبادی
#فرهنگی #پرورشی
#سلامت_روان #مشاوره #حقوق_کودک
#مدیریت_آموزشی #سیاستگذاری_آموزشی
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادامالعمر باشیم:
@TeacherasLLL
Forwarded from دلنوشته های یک عراقی
🏴 ادامه پیاده روی #اربعین از شهر بصره
🔹حدود یک هفته بصورت فردی وگروهی #پیاده_روی اربعین از شهرهای جنوبی استان #بصره آغاز شده وهمچنین ادامه دارد.
🔸اما از امروز وفردا وروزهای آینده صدها هزار نفر از شهرهای مختلف بصره، پیاده روی خود را شروع خواهند کرد.
📸 تصاویر بالا، عکس های جدیدی از عده ای جوان با برافراشتن پرچم های یا ابا الفضل وحشد که از جنوبی ترین نقطه عراق در نزدیکی خلیج فارس یعنی (رأس الپیشه) حرکتشان را آغاز کردند.
🟥 لطفا {کانال دلنوشته های یک عراقی} را به دیگران معرفی کنید⬇️
https://t.me/arbaeinehosseini
🔹حدود یک هفته بصورت فردی وگروهی #پیاده_روی اربعین از شهرهای جنوبی استان #بصره آغاز شده وهمچنین ادامه دارد.
🔸اما از امروز وفردا وروزهای آینده صدها هزار نفر از شهرهای مختلف بصره، پیاده روی خود را شروع خواهند کرد.
📸 تصاویر بالا، عکس های جدیدی از عده ای جوان با برافراشتن پرچم های یا ابا الفضل وحشد که از جنوبی ترین نقطه عراق در نزدیکی خلیج فارس یعنی (رأس الپیشه) حرکتشان را آغاز کردند.
🟥 لطفا {کانال دلنوشته های یک عراقی} را به دیگران معرفی کنید⬇️
https://t.me/arbaeinehosseini
Forwarded from قرآن و حدیث
‼️برسد به دست منبر نشینان‼️
✅امام صادق علیه السلام به اصحاب خود فرمودند:
((برای مردم، آنچه را میپذیرند، بازگو کنید و آنچه را انکار میکنند، واگذارید. آیا دوست دارید که خدا و رسولش، مورد دشنام قرار گیرند؟))
گفتند:
((چگونه خدا و رسولش دشنام میشوند؟))
امام صادق فرمودند:
((وقتی شما چیزی را که انکارش میکنند برای آنها بازگو میکنید، میگویند:
خداوند، گوینده این گفتار را لعنت کند!
در حالی که خداوند عزّ و جلّ و رسول او آن را گفتهاند))
🔹الإمام الصادق علیه السلام لأصحاب له اجتمعوا إلیه: حَدِّثُوا النّاسَ بِما یَعرِفونَ، و دَعوا ما یُنکِرونَ ؛ أ تُحِبّونَ أن یُسَبَّ اللّهُ و رَسولُهُ؟! قالوا: و کَیفَ یُسَبُّ اللّهُ و رَسولُهُ؟ قالَ: یَقولونَ إذا حَدَّثتُموهُم بِما یُنکِرونَ: «لَعَنَ اللّهُ قائِلَ هذا»، و قَد قالَهُ اللّهُ عزّ و جلّ و رَسولُهُ صلی الله علیه و آله.
📚دعائم الإسلام، جلد ۱، صفحه ۶۰
📚میزان الحکمه، جلد ۳، صفحه ۳۵۰
#امام_صادق #حکومت
🌱t.me/quran_va_hadis_iran
✅امام صادق علیه السلام به اصحاب خود فرمودند:
((برای مردم، آنچه را میپذیرند، بازگو کنید و آنچه را انکار میکنند، واگذارید. آیا دوست دارید که خدا و رسولش، مورد دشنام قرار گیرند؟))
گفتند:
((چگونه خدا و رسولش دشنام میشوند؟))
امام صادق فرمودند:
((وقتی شما چیزی را که انکارش میکنند برای آنها بازگو میکنید، میگویند:
خداوند، گوینده این گفتار را لعنت کند!
در حالی که خداوند عزّ و جلّ و رسول او آن را گفتهاند))
🔹الإمام الصادق علیه السلام لأصحاب له اجتمعوا إلیه: حَدِّثُوا النّاسَ بِما یَعرِفونَ، و دَعوا ما یُنکِرونَ ؛ أ تُحِبّونَ أن یُسَبَّ اللّهُ و رَسولُهُ؟! قالوا: و کَیفَ یُسَبُّ اللّهُ و رَسولُهُ؟ قالَ: یَقولونَ إذا حَدَّثتُموهُم بِما یُنکِرونَ: «لَعَنَ اللّهُ قائِلَ هذا»، و قَد قالَهُ اللّهُ عزّ و جلّ و رَسولُهُ صلی الله علیه و آله.
📚دعائم الإسلام، جلد ۱، صفحه ۶۰
📚میزان الحکمه، جلد ۳، صفحه ۳۵۰
#امام_صادق #حکومت
🌱t.me/quran_va_hadis_iran
Forwarded from کانال مهدی نصیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from دلنوشته های یک عراقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 پیاده روی #اربعین_حسینی از شهر بصره بسمت #کربلای_معلی
🔹البته فاصله بصره تا کربلا حدود ۵۰۰ کم. (از نقاط دور استان بصره مسیر تا کربلا طولانی تر است، اما از نقاط مختلف واز راه های دیگری فاصله تا کربلا کمتر است)
🟥 لطفا {کانال دلنوشته های یک عراقی} را به دیگران معرفی کنید⬇️
🔹البته فاصله بصره تا کربلا حدود ۵۰۰ کم. (از نقاط دور استان بصره مسیر تا کربلا طولانی تر است، اما از نقاط مختلف واز راه های دیگری فاصله تا کربلا کمتر است)
🟥 لطفا {کانال دلنوشته های یک عراقی} را به دیگران معرفی کنید⬇️
Forwarded from دلنوشته های یک عراقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🏴 عصر دیروز - ادامه پیاده روی اربعین از شهر بصره در جنوب عراق بسوی کربلای معلی
📽 موکب های خدمت به زائرین در خیابان های بصره دیده می شود
🟥 لطفا {کانال دلنوشته های یک عراقی} را به دیگران معرفی کنید⬇️
https://t.me/arbaeinehosseini
📽 موکب های خدمت به زائرین در خیابان های بصره دیده می شود
🟥 لطفا {کانال دلنوشته های یک عراقی} را به دیگران معرفی کنید⬇️
https://t.me/arbaeinehosseini
Forwarded from دستاوردهای انقلاب اسلامی
🔶 دختران چادرشان را برداشتند.
✍ دکتر صادق طباطبایی
🌀 در یک سفری که به نجف رفتم، شنیده بودم که آقای اشراقی با همکاری یکی از آقایان - فکر میکنم آقای فاضل لنکرانی - قصد دارند مشترکا کتابی علیه دکتر شریعتی در ایران منتشر بکنند، میخواستم بدانم امام از این قضیه مطلع هستند یا نه.
🌀 به امام گفتم: نقل شده که آقای اشراقی به شما گفتهاند که شریعتی خود را هم شأن پیغمبران قرار داده.
🌀 ایشان در پاسخ گفتند: به این شایعات توجهی نکنید، آقای مطهری که کتاب حجاب را نوشت، بعضی از آقایان برای من نامه نوشتند که از وقتی کتاب ایشان منتشر شده در محله ی ما دختران چادرهایشان را برداشتند. من پیغام دادم که اگر یک عالم روحانی را پیدا کردید که اینقدر کلامش روی جوانان تاثیر دارد، این را حفظش کنید، تایید و تشویق کنید و بگذارید جوانها به حرفش گوش بکنند.
📙 خاطرات سیاسی اجتماعی دکتر صادق طباطبایی، ناشر: چاپ و نشر عروج، چاپ سوم: ۱۳۹۲، ج ۱، ص ۱۱۲
#دکتر_صادق_طباطبایی
#امام_خمینی
#آیت_الله_العظمی_محمد_فاضل_لنکرانی
#آیت_الله_مرتضی_مطهری
#حجت_الاسلام_شهاب_الدین_اشراقی
#دکتر_علی_شریعتی
#نجف
@khateratenghelab
✍ دکتر صادق طباطبایی
🌀 در یک سفری که به نجف رفتم، شنیده بودم که آقای اشراقی با همکاری یکی از آقایان - فکر میکنم آقای فاضل لنکرانی - قصد دارند مشترکا کتابی علیه دکتر شریعتی در ایران منتشر بکنند، میخواستم بدانم امام از این قضیه مطلع هستند یا نه.
🌀 به امام گفتم: نقل شده که آقای اشراقی به شما گفتهاند که شریعتی خود را هم شأن پیغمبران قرار داده.
🌀 ایشان در پاسخ گفتند: به این شایعات توجهی نکنید، آقای مطهری که کتاب حجاب را نوشت، بعضی از آقایان برای من نامه نوشتند که از وقتی کتاب ایشان منتشر شده در محله ی ما دختران چادرهایشان را برداشتند. من پیغام دادم که اگر یک عالم روحانی را پیدا کردید که اینقدر کلامش روی جوانان تاثیر دارد، این را حفظش کنید، تایید و تشویق کنید و بگذارید جوانها به حرفش گوش بکنند.
📙 خاطرات سیاسی اجتماعی دکتر صادق طباطبایی، ناشر: چاپ و نشر عروج، چاپ سوم: ۱۳۹۲، ج ۱، ص ۱۱۲
#دکتر_صادق_طباطبایی
#امام_خمینی
#آیت_الله_العظمی_محمد_فاضل_لنکرانی
#آیت_الله_مرتضی_مطهری
#حجت_الاسلام_شهاب_الدین_اشراقی
#دکتر_علی_شریعتی
#نجف
@khateratenghelab
Forwarded from .........
آیت الله سید کاظم حائری و گام تاریخی کنارهگیری از مرجعیت
محمد علی میرزایی
🔸🔸🔸🔸🔸
کنارهگیری از مرجعیت که اوج قله قدرت واقتدار و موقعیت اجتماعی, سیاسی و حتی اقتصادی است به زبان، ساده ولی در عمل یک کارستان است. تقریبا هیچ مرجعی به چنین اقدامی دست نمیزند و تقریبا تمام مراجع وقتی به شرایط ضعف و سستی و بیماری و کهولت میرسند و قوای طبیعی خود را از دست میدهند اخلاقا و شرعا لازم است از این پست و مسولیت کنار بروند.
مراجعی که در حضیض توانایی قرار میگیرند و به تعبیر قرآن به مرحله ارذل العمر میرسند، اگر از مرجعیت کنار نروند و کار و بار و ساز وبرگ مرجعیت را به دیگری وانگذارند، عملا این قدرت دینی، مالی، اجتماعی و موقعیتی را با مرگ خود به فرزندان خود به ارث میگذارند.
در حالی که مرجعیت اصولا قابل توریث نیست. با مرگ یک مرجع یک ریال از امکانات و یک ذره از موقعیت او قابل به ارث گذاشتن برای فرزندان نیست.
به محض از بین رفتن مرجعیت بر اثر بیماری، ضعف و یا مرگ، تمام امور و امکانات به مرجع بعدی منتقل میشود.
شنیده ایم که در گذشتههای دور، مراجع در شرایط پایان کار در مراسمی در جمع رسمی مهر مرجعیتی خود را میشکستند و باب سو استفاده فرزندان و نشستن بر سفره چرب و نرم امکانات شرعی را کاملا میبستند!
متاسفانه سالیانی است اغلب قاطع مراجع تا وقتی هوش و حواس دارند و میتوانند از به ارث گذاشتن مدیریت واختیارات و مراکز و موسسات مرجعیت جلوگیری کنند اقدام نمیکنند و وقتی هم از دنیا رفتند تمام مدارس و مساجد و مراکز و حسابهای بانکی مرجعیت و ملیاردها تومان وجوهات شرعیه و....به بازماندگان میرسد.
سخن در اعتماد و عدم اعتماد نیست. بحث در این امر است که به نظر میرسد که تمام امکاناتی که در حیات مرجع در اختیار و زیر نظر اوست منحصرا بخاطر شأن مرجعیتی و امامتی اجتماعی اوست نه چیز دیگر. طبیعی است که به محض اسقاط مرجعیت از وی، تمام امکانات و داراییهای منقول و غیر منقول به مرجع دیگری که همان شأن مرجعیت را دارند میرسد و یک ریال از امکانات او قابل رسیدن به فرزندان نیست. اگر فرزند ملا و عمامه بسری هم دارد هیچ امتیازی ندارد و شرعا و اخلاقا و قانونا نباید امکان تصرف در اموال و داراییهای مرجع توسط ابناء المراجع داده شود. البته مرجع تقلید اموالی شخصی دارد که محل بحث ما نیست اما سر سوزنی از حقوق و داراییهای عمومی و زیر نظر او به غیر از مرجع بعدی به احدی قابل واگذاری نیست.
حالا امروز، حضرت آیت الله حائری بر خلاف روند کلی مراجع دیگر این گام بسیار بسیار ارزشمند و سترگ را برداشت. او رسما بخاطر کهولت سن و بیماری از مرجعیت کنار رفت و تمام دفتر و دستک وُکلا( و ما ادراک ما الوکلا) را هم جمع کرد و بساط مرجعیت را امانتوار به مرجع دیگری واگذار کرد. این حتما گام بزرگی در مسیر اصلاح آسیبهای بسیار بزرگ مرجعیتهای معاصر به شمار میرود. درود بر این روح بزرگ و دل آسمانی و قدرت عبور از چمبره و فشارهای آخر العمری.
ان شا الله خدای متعال به دیگر مراجع مسن و بیمار این توفیق با عظمت را بدهد که به رضای خدای متعال عمل کنند و بار قبر و قیامت خود را سبک کنند و از تسلط و تصرف فرزندان در داراییهای مرجعیتی پس از آنان جلوگیری نمایند.
🆔@mohamad_ali_mirzaaei
محمد علی میرزایی
🔸🔸🔸🔸🔸
کنارهگیری از مرجعیت که اوج قله قدرت واقتدار و موقعیت اجتماعی, سیاسی و حتی اقتصادی است به زبان، ساده ولی در عمل یک کارستان است. تقریبا هیچ مرجعی به چنین اقدامی دست نمیزند و تقریبا تمام مراجع وقتی به شرایط ضعف و سستی و بیماری و کهولت میرسند و قوای طبیعی خود را از دست میدهند اخلاقا و شرعا لازم است از این پست و مسولیت کنار بروند.
مراجعی که در حضیض توانایی قرار میگیرند و به تعبیر قرآن به مرحله ارذل العمر میرسند، اگر از مرجعیت کنار نروند و کار و بار و ساز وبرگ مرجعیت را به دیگری وانگذارند، عملا این قدرت دینی، مالی، اجتماعی و موقعیتی را با مرگ خود به فرزندان خود به ارث میگذارند.
در حالی که مرجعیت اصولا قابل توریث نیست. با مرگ یک مرجع یک ریال از امکانات و یک ذره از موقعیت او قابل به ارث گذاشتن برای فرزندان نیست.
به محض از بین رفتن مرجعیت بر اثر بیماری، ضعف و یا مرگ، تمام امور و امکانات به مرجع بعدی منتقل میشود.
شنیده ایم که در گذشتههای دور، مراجع در شرایط پایان کار در مراسمی در جمع رسمی مهر مرجعیتی خود را میشکستند و باب سو استفاده فرزندان و نشستن بر سفره چرب و نرم امکانات شرعی را کاملا میبستند!
متاسفانه سالیانی است اغلب قاطع مراجع تا وقتی هوش و حواس دارند و میتوانند از به ارث گذاشتن مدیریت واختیارات و مراکز و موسسات مرجعیت جلوگیری کنند اقدام نمیکنند و وقتی هم از دنیا رفتند تمام مدارس و مساجد و مراکز و حسابهای بانکی مرجعیت و ملیاردها تومان وجوهات شرعیه و....به بازماندگان میرسد.
سخن در اعتماد و عدم اعتماد نیست. بحث در این امر است که به نظر میرسد که تمام امکاناتی که در حیات مرجع در اختیار و زیر نظر اوست منحصرا بخاطر شأن مرجعیتی و امامتی اجتماعی اوست نه چیز دیگر. طبیعی است که به محض اسقاط مرجعیت از وی، تمام امکانات و داراییهای منقول و غیر منقول به مرجع دیگری که همان شأن مرجعیت را دارند میرسد و یک ریال از امکانات او قابل رسیدن به فرزندان نیست. اگر فرزند ملا و عمامه بسری هم دارد هیچ امتیازی ندارد و شرعا و اخلاقا و قانونا نباید امکان تصرف در اموال و داراییهای مرجع توسط ابناء المراجع داده شود. البته مرجع تقلید اموالی شخصی دارد که محل بحث ما نیست اما سر سوزنی از حقوق و داراییهای عمومی و زیر نظر او به غیر از مرجع بعدی به احدی قابل واگذاری نیست.
حالا امروز، حضرت آیت الله حائری بر خلاف روند کلی مراجع دیگر این گام بسیار بسیار ارزشمند و سترگ را برداشت. او رسما بخاطر کهولت سن و بیماری از مرجعیت کنار رفت و تمام دفتر و دستک وُکلا( و ما ادراک ما الوکلا) را هم جمع کرد و بساط مرجعیت را امانتوار به مرجع دیگری واگذار کرد. این حتما گام بزرگی در مسیر اصلاح آسیبهای بسیار بزرگ مرجعیتهای معاصر به شمار میرود. درود بر این روح بزرگ و دل آسمانی و قدرت عبور از چمبره و فشارهای آخر العمری.
ان شا الله خدای متعال به دیگر مراجع مسن و بیمار این توفیق با عظمت را بدهد که به رضای خدای متعال عمل کنند و بار قبر و قیامت خود را سبک کنند و از تسلط و تصرف فرزندان در داراییهای مرجعیتی پس از آنان جلوگیری نمایند.
🆔@mohamad_ali_mirzaaei
Forwarded from موسسه امام موسی صدر
🎙ویژهبرنامههای رادیو فرهنگ برای چهل و چهارمین سالروز ربایش امام موسی صدر و دو همراهش
بررسی اندیشهها و وجوه شخصیتی امام موسی صدر، «عزیز گمشدهٔ» جهان اسلام، با حضور خانوادهٔ ایشان و جمعی از صاحبنظران در ویژهبرنامههای شبکهٔ رادیویی فرهنگ
🕤سه شنبه هشتم شهریور ساعت ۲۰:۳۰
🕧چهارشنبه نهم شهریور ساعت ۱۲:۳۰
📻رادیو فرهنگ موج FM ردیف ۱۰۶ و AM ۵۸۵
🌐 www.radiofarhang.ir
🆔 @imammoussasadr
بررسی اندیشهها و وجوه شخصیتی امام موسی صدر، «عزیز گمشدهٔ» جهان اسلام، با حضور خانوادهٔ ایشان و جمعی از صاحبنظران در ویژهبرنامههای شبکهٔ رادیویی فرهنگ
🕤سه شنبه هشتم شهریور ساعت ۲۰:۳۰
🕧چهارشنبه نهم شهریور ساعت ۱۲:۳۰
📻رادیو فرهنگ موج FM ردیف ۱۰۶ و AM ۵۸۵
🌐 www.radiofarhang.ir
🆔 @imammoussasadr
Forwarded from سید عبدالله انوار
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صوت استاد انوار، خاطره از علامه طباطبایی، تقدیم به فعالان نهیازمنکر در زمینهٔ حجاب، باشد که خویش را مخاطب این جملهٔ علامه ببینند
متن صوت:
«من با آقای طباطبایی صحبت میکردم و آشنا بودم. او مرد شریفی بود و خیلی زحمت کشیده بود. پنجشنبهها میآمد مؤسسۀ حکمت و فلسفه، من هم میرفتم و از آنجا با هم آشنا بودیم. چون ایشان به مطهری خیلی علاقه داشت و مطهری هم با من خیلی آشنا بود ما آنجا با علامه صحبت میکردیم. یکبار دو دخترخانمی آمده بودند آنجا و آن زمان حجاب خیلی مطرح نبود، زمان شاه بود. یکی از آن دخترها که آمریکایی بود، لیسانس فلسفه را در کلمبیا گرفته بود، فوقلیسانس را در سوربن گرفته بود و دکترایش را هم در فریبورگ (Freiburg) آلمان گرفته بود. او دربارۀ مقولات سوالاتی داشت. علامه هم که انگلیسی نمیدانست من آنجا مترجم بودم. خانم بیچاره که خب فرهنگ ایران را نمیدانست، لباسش باز بود و مدام دستش را هم تکان میداد. من [یکدفعه کُتَم را دادم] گفتم این را تنت کن، این [شخص] یک قدیس است. این دختر هول شد و گفت Excuse me ببخشید و... علامه گفت: «چیکارش داری آقا! باید خودمان آدم باشیم!» خیلی مرد اخلاقی والایی بود.»
@AbdollahAnvar
متن صوت:
«من با آقای طباطبایی صحبت میکردم و آشنا بودم. او مرد شریفی بود و خیلی زحمت کشیده بود. پنجشنبهها میآمد مؤسسۀ حکمت و فلسفه، من هم میرفتم و از آنجا با هم آشنا بودیم. چون ایشان به مطهری خیلی علاقه داشت و مطهری هم با من خیلی آشنا بود ما آنجا با علامه صحبت میکردیم. یکبار دو دخترخانمی آمده بودند آنجا و آن زمان حجاب خیلی مطرح نبود، زمان شاه بود. یکی از آن دخترها که آمریکایی بود، لیسانس فلسفه را در کلمبیا گرفته بود، فوقلیسانس را در سوربن گرفته بود و دکترایش را هم در فریبورگ (Freiburg) آلمان گرفته بود. او دربارۀ مقولات سوالاتی داشت. علامه هم که انگلیسی نمیدانست من آنجا مترجم بودم. خانم بیچاره که خب فرهنگ ایران را نمیدانست، لباسش باز بود و مدام دستش را هم تکان میداد. من [یکدفعه کُتَم را دادم] گفتم این را تنت کن، این [شخص] یک قدیس است. این دختر هول شد و گفت Excuse me ببخشید و... علامه گفت: «چیکارش داری آقا! باید خودمان آدم باشیم!» خیلی مرد اخلاقی والایی بود.»
@AbdollahAnvar