Forwarded from دلنوشته های یک عراقی
🏴 ادامه پیاده روی #اربعين زوار ایرانی در استان جنوبی ذي قار واستقبال #مواکب عراقی از برادران خودشان.
#حب_الحسين_يجمعنا
🟥 لطفا {کانال دلنوشته های یک عراقی} را به دیگران معرفی کنید⬇️
https://t.me/arbaeinehosseini
#حب_الحسين_يجمعنا
🟥 لطفا {کانال دلنوشته های یک عراقی} را به دیگران معرفی کنید⬇️
https://t.me/arbaeinehosseini
علي شريفي روحاني جنجالي و فاسدي كه در روزهاي اخير فيلم رفتارهاي عجيب او پخش شده بود، به نزد سيد مقتدى صدر رفته و عمامه خود را برداشته و قول داده ديگر كارهاي قبلي خود را تكرار نكند و مقتدى صدر هم از طرفداران خود خواسته كه كسي بلايي سرش نياورد !
در هفته هاي اخير بعد از انتشار ويدئوهاي متنوع در ماه محرم از رفتارهاي زشت اين شخص با لباس روحانيت، موجي از انزجار در افكار عمومي شيعيان به وجود آمد و بعد از آن كه عشيره و قبيله اش از وي اظهار برائت كردند ديگر هيچ اميدي براي او باقي نماند و از همين روي از ترس جانش به مقتدى صدر پناه برده است!
https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
در هفته هاي اخير بعد از انتشار ويدئوهاي متنوع در ماه محرم از رفتارهاي زشت اين شخص با لباس روحانيت، موجي از انزجار در افكار عمومي شيعيان به وجود آمد و بعد از آن كه عشيره و قبيله اش از وي اظهار برائت كردند ديگر هيچ اميدي براي او باقي نماند و از همين روي از ترس جانش به مقتدى صدر پناه برده است!
https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
Forwarded from Ehya Admin
عناوین بهصورت [جداگانه] و [باهم] قابل سفارش است.
ــــــ
اسامی کتابها را به شمارهٔ ۰۹۰۲۸۲۴۲۹۸۱
در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی و کتابهایتان را آماده و ارسال کنیم.
ــــــ
@Ehya_Admin
ــــــ
اسامی کتابها را به شمارهٔ ۰۹۰۲۸۲۴۲۹۸۱
در واتساپ ارسال کنید تا شما را راهنمایی و کتابهایتان را آماده و ارسال کنیم.
ــــــ
@Ehya_Admin
Forwarded from حسن مجیدیان (حسن مجیدیان)
تکثیر مکانیکی دین
والتر بنیامین، فیلسوف آلمانی قرن بیستم، مقالهای دارد به نام «اثر هنری در عصر تکثیر مکانیکی». در این مقاله میگوید: آثار هنری تا پیش از ساخت دستگاههای تکثیر و کپیهای ماشینی، در هالهای از نور قدسی بودند و به بازدیدکنندگانشان در سالنهای بزرگ و ساکت، الهام دینی و شور و هیجان میبخشیدند. اما در عصر کپیهای ماشینی و تکثیر فراوان آنها با دستگاههای مکانیکی، دیگر آن نیروی الهامبخش و تأثیرگذار را ندارند. تابلوی که بر روی هر دیواری نصب شده است، بیشتر از چند ثانیه کسی را به توقف و دیدن وانمیدارد.
تکثیر مکانیکی دین نیز همین سرنوشت را دارد. وقتی در و دیوار شهر را پر میکنیم از آیات کتابی که باید در خلوت معنوی بخوانیم تا اثری بگذارد، وقتی برنامههای خبری تلویزیون را با درود و صلوات و دعا آغاز میکنند و سپس راست و دروغ را به هم میآمیزند، وقتی در هر مقاله و نوشتاری برای اثبات سادهترین و بدیهیترین گزارهها به آیات و روایات استناد میکنیم، وقتی در آغاز هر جلسهای – ولو اینکه موضوع جلسه، پایین آوردن قیمت مرغ و تخم مرغ باشد – آیاتی از قرآن را میخوانند و وقتی خیابانها و کوچههایمان همنام مقدسترین مردان و زنان تاریخ دین میشود، تنها اتفاقی که میافتد تبدیل امر دینی مقدس به امر عرفی دستمالیشده است.
فقه، بزرگترین دستگاه تکثیر دین و عرفیسازی آن است. فقه، از بازار تا حمام ما را با احکام دینی میآمیزد و از این رهگذر، دین را عرفیترین پدیدۀ زندگی بشر میکند. از سوی دیگر به دلیل بیمهری برخی ادیان با هنرهایی همچون موسیقی و نقاشی و مجسمهسازی، هیچ نیرویی در جامعه برای شورانگیزی و الهامبخشی باقی نمیماند. بدین ترتیب، همه چیز عرفی و خیابانی میشود و هر گونه هیجان و شورمندی و رازآمیزی از جهان رخت برمیبندد. ادیان در نخستین مرحلۀ ظهورشان، چنان رازآمیز و قدسیمآب بودند که پیروانشان را سرشار از امر قدسی میکردند؛ اما اندکاندک همۀ آنها یا جامۀ حکومت بر تن کردند و یا در بازار و خیابان، شمشیر باید و نباید به دست گرفتند. اکنون نیز انسان معاصر اگر به دین نیاز داشته باشد، دینی است که به او هیجان میبخشد و زندگی او را با افقهای دور پیوند میزند و جهان را در نظر او به مثابۀ اثری هنری و رازآمیز و حیرتانگیز میآراید. به قول مولانا: «جز که حیرانی نباشد کار دین.» اما دین عرفیشده و آمیخته با تظاهرات بیرونی و مناسک دشمنشکن، از عهدۀ چنین رسالتی برنمیآید.
رضا بابایی
https://t.me/ha_mim1377
والتر بنیامین، فیلسوف آلمانی قرن بیستم، مقالهای دارد به نام «اثر هنری در عصر تکثیر مکانیکی». در این مقاله میگوید: آثار هنری تا پیش از ساخت دستگاههای تکثیر و کپیهای ماشینی، در هالهای از نور قدسی بودند و به بازدیدکنندگانشان در سالنهای بزرگ و ساکت، الهام دینی و شور و هیجان میبخشیدند. اما در عصر کپیهای ماشینی و تکثیر فراوان آنها با دستگاههای مکانیکی، دیگر آن نیروی الهامبخش و تأثیرگذار را ندارند. تابلوی که بر روی هر دیواری نصب شده است، بیشتر از چند ثانیه کسی را به توقف و دیدن وانمیدارد.
تکثیر مکانیکی دین نیز همین سرنوشت را دارد. وقتی در و دیوار شهر را پر میکنیم از آیات کتابی که باید در خلوت معنوی بخوانیم تا اثری بگذارد، وقتی برنامههای خبری تلویزیون را با درود و صلوات و دعا آغاز میکنند و سپس راست و دروغ را به هم میآمیزند، وقتی در هر مقاله و نوشتاری برای اثبات سادهترین و بدیهیترین گزارهها به آیات و روایات استناد میکنیم، وقتی در آغاز هر جلسهای – ولو اینکه موضوع جلسه، پایین آوردن قیمت مرغ و تخم مرغ باشد – آیاتی از قرآن را میخوانند و وقتی خیابانها و کوچههایمان همنام مقدسترین مردان و زنان تاریخ دین میشود، تنها اتفاقی که میافتد تبدیل امر دینی مقدس به امر عرفی دستمالیشده است.
فقه، بزرگترین دستگاه تکثیر دین و عرفیسازی آن است. فقه، از بازار تا حمام ما را با احکام دینی میآمیزد و از این رهگذر، دین را عرفیترین پدیدۀ زندگی بشر میکند. از سوی دیگر به دلیل بیمهری برخی ادیان با هنرهایی همچون موسیقی و نقاشی و مجسمهسازی، هیچ نیرویی در جامعه برای شورانگیزی و الهامبخشی باقی نمیماند. بدین ترتیب، همه چیز عرفی و خیابانی میشود و هر گونه هیجان و شورمندی و رازآمیزی از جهان رخت برمیبندد. ادیان در نخستین مرحلۀ ظهورشان، چنان رازآمیز و قدسیمآب بودند که پیروانشان را سرشار از امر قدسی میکردند؛ اما اندکاندک همۀ آنها یا جامۀ حکومت بر تن کردند و یا در بازار و خیابان، شمشیر باید و نباید به دست گرفتند. اکنون نیز انسان معاصر اگر به دین نیاز داشته باشد، دینی است که به او هیجان میبخشد و زندگی او را با افقهای دور پیوند میزند و جهان را در نظر او به مثابۀ اثری هنری و رازآمیز و حیرتانگیز میآراید. به قول مولانا: «جز که حیرانی نباشد کار دین.» اما دین عرفیشده و آمیخته با تظاهرات بیرونی و مناسک دشمنشکن، از عهدۀ چنین رسالتی برنمیآید.
رضا بابایی
https://t.me/ha_mim1377
Telegram
حسن مجیدیان
یادداشت ها و انتخاب های حسن مجیدیان
ارتباط از طریق :
@hamim1361
ارتباط از طریق :
@hamim1361
هميشه شوق داشتم كه خاطرات شنيدني و تجربه هاي منحصر به فرد و خاص امثال او يا كساني مثل پدرم -كه هنوز زير بار سخن گفتن يا نوشتن نرفته است- جايي ثبت شود و اين ناگفته ها و نانوشته ها براي خواندن نسل هاي بعد بماند، زيرا اهميت اين خاطرات شفاهي و تجربه هاي دست اول از دوران حساس و باشكوه انقلاب اسلامي از آنروست كه ماهيت انقلاب اسلامي را به عنوان شاهدي مستند براي مخاطبان روشن ميسازد.
انقلاب اسلامي ايران بر خلاف غالب رويدادها و تحولات سياسي جهاني و منطقه اي يك تحول بزرگ كاملا اصيل و مردمي بود كه هيچ پشتوانه نظامي و يا سياسي خارجي نداشت.
غالب تحولات بزرگ جهان يا ريشه در كودتاهاي خارجي دارند - چنان كه اسناد نشان مي دهند - يا حاصل تحرك سازمان يافته جريان هاي حزبي و تشكيلات سياسي هستند.
انقلاب اسلامي ايران اما نه وابستگي خارجي داشت و نه از دل كودتاي نيروهاي ارتشي و نظامي بيرون آمده بود و نه نتيجه كار تشكيلاتي يا ائتلاف احزاب سياسي، بلكه خاستگاه كاملا مردمي داشت و حاصل تعميق باورهاي مذهبي و ديني مردم معمولي كوچه و بازار بود.
🔻از مقدمه اي كه بر كتاب خاطرات پدرخانمم نوشته ام.
🔺
https://telegram.me/morzaeri
انقلاب اسلامي ايران بر خلاف غالب رويدادها و تحولات سياسي جهاني و منطقه اي يك تحول بزرگ كاملا اصيل و مردمي بود كه هيچ پشتوانه نظامي و يا سياسي خارجي نداشت.
غالب تحولات بزرگ جهان يا ريشه در كودتاهاي خارجي دارند - چنان كه اسناد نشان مي دهند - يا حاصل تحرك سازمان يافته جريان هاي حزبي و تشكيلات سياسي هستند.
انقلاب اسلامي ايران اما نه وابستگي خارجي داشت و نه از دل كودتاي نيروهاي ارتشي و نظامي بيرون آمده بود و نه نتيجه كار تشكيلاتي يا ائتلاف احزاب سياسي، بلكه خاستگاه كاملا مردمي داشت و حاصل تعميق باورهاي مذهبي و ديني مردم معمولي كوچه و بازار بود.
🔻از مقدمه اي كه بر كتاب خاطرات پدرخانمم نوشته ام.
🔺
https://telegram.me/morzaeri
Forwarded from دستاوردهای انقلاب اسلامی
🔶 میراث کهن تشیع
📢 استاد جلال رفیع
سال ۱۳۵۹ بود؛ روزی به دفتر روزنامه کیهان برای ملاقات آقای خاتمی که تازه سرپرست روزنامه کیهان شده بود رفتم و وقتی وارد اتاق ایشان شدم دیدم استاد حکیمی هم در آنجا حضور دارند. بعد از احوالپرسی با آقای خاتمی به نزد آقای حکیمی رفتم و خاطرات همان کلاسهای دانشگاه تهران را یادآوری کردم.
به ایشان گفتم: استاد چرا نیستید؟
که ایشان پاسخ دادند: شما درست میگویید ما نیستیم، ما نیست هستیم.
من مجددا پاسخ دادم که: نخیر؛ شما در چشم ظاهربین ما نیستید اما چه کسی ظاهرتر از شما.
ایشان پاسخ دادند که: انقلابی که ما مردم به پیروزی رساندیم میراث کهن تشیع خونین را همراه خودش داشت و ما باید صبح پیروزی انقلاب دو مرکز و جایگاه؛ شمال و جنوب تهران، را با خاک یکسان میکردیم. جنوب تهران مظهر و نماد فقر است که «کان الفقر ان یکون کفرا» و شمال تهران هم نماد اشرافیت تکاثری است که هر دو با اسلام در تعارض است.
در ادامه من پرسیدم: آیا منظورتان بمباران شمال و جنوب تهران است؟
که ایشان به مزاح فرمودند: بعد درباره ابزار و وسیله این نابودی صحبت میکنیم. در واقع منظور ایشان این بود که جهتگیری ما باید به سمت نفی این دو ساحت میبود.
📙 پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، مراسم بزرگداشت و رونمایی آثار استاد حکیمی، 1401/5/30، کد خبر: 1564451
@khateratenghelab
📢 استاد جلال رفیع
سال ۱۳۵۹ بود؛ روزی به دفتر روزنامه کیهان برای ملاقات آقای خاتمی که تازه سرپرست روزنامه کیهان شده بود رفتم و وقتی وارد اتاق ایشان شدم دیدم استاد حکیمی هم در آنجا حضور دارند. بعد از احوالپرسی با آقای خاتمی به نزد آقای حکیمی رفتم و خاطرات همان کلاسهای دانشگاه تهران را یادآوری کردم.
به ایشان گفتم: استاد چرا نیستید؟
که ایشان پاسخ دادند: شما درست میگویید ما نیستیم، ما نیست هستیم.
من مجددا پاسخ دادم که: نخیر؛ شما در چشم ظاهربین ما نیستید اما چه کسی ظاهرتر از شما.
ایشان پاسخ دادند که: انقلابی که ما مردم به پیروزی رساندیم میراث کهن تشیع خونین را همراه خودش داشت و ما باید صبح پیروزی انقلاب دو مرکز و جایگاه؛ شمال و جنوب تهران، را با خاک یکسان میکردیم. جنوب تهران مظهر و نماد فقر است که «کان الفقر ان یکون کفرا» و شمال تهران هم نماد اشرافیت تکاثری است که هر دو با اسلام در تعارض است.
در ادامه من پرسیدم: آیا منظورتان بمباران شمال و جنوب تهران است؟
که ایشان به مزاح فرمودند: بعد درباره ابزار و وسیله این نابودی صحبت میکنیم. در واقع منظور ایشان این بود که جهتگیری ما باید به سمت نفی این دو ساحت میبود.
📙 پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، مراسم بزرگداشت و رونمایی آثار استاد حکیمی، 1401/5/30، کد خبر: 1564451
@khateratenghelab
Forwarded from دستاوردهای انقلاب اسلامی
🔶 ترور ممنوع
📢 آیت الله سید هادی خسروشاهی
پس از ماجرای عزل بنی صدر و فرار وی به خارج، جناب اندیشه بزرگ قرن! ترور در ایران را نبردی آزادی بخش نامید و هر روز در گفتگوهای خود با رسانههای غربی، نظام اسلامی ایران را تحت عنوان حکومت ملّا تاریا! مورد اتهام و هجمه قرار میداد. در آن ایّام، اعلام همبستگی با فرقه نفاق و به اصطلاح شورای ملی مقاومت! امر رایجی شده بود و هر کسی که میخواست در غرب بماند، به بهانهای به آن ملحق میشد!. در این میان، یکی از برادران دانشجو که در شهر جنوا تحصیل میکرد و عضو انجمن اسلامی دانشجویان در ایتالیا بود، نزد من آمد و اطلاع داد که میخواهد به پاریس برود و به مقاومت! ملحق شود و پس از جلب اعتماد سران آن بنیصدر را ترور کند!.
البته او در ضمن از من به عنوان یک روحانی، مجوز شرعی میخواست و به دنبال موافقت مرکز یا نهاد دیگری نبود. اما من به او گفتم که: بنده نه قاضی شرع هستم و نه حاکم دادگاه انقلاب و نه اهل حکم و فتوی در این قبیل امور، و اگر قرار بود در این زمینهها مسئولیتی را بپذیرم، در ایران دعوت شهید آیتالله قدوسی برای سرپرستی یکی از دادگاههای انقلاب را قبول میکردم اما من نپذیرفتم، چون هر کسی را خداوند برای کاری ساخته است و کار من، کار فرهنگی است و در امور دیگر، دخالتی نداشتهام و قصد هم ندارم که دخالت کنم.
اصرار نامبرده بر عملی ساختن تصمیم خود باعث شد که من به او بگویم: برای شرکت در سمینار سفرای ایران در خارج، که هفته آینده در تهران منعقد خواهد شد، عازم ایران هستم و حکم شرعی این امر را فقط از امام خمینی که شما مقلد ایشان هستید، خواهم پرسید و پاسخ را برای شما خواهم آورد! برادر دانشجو که در خلوص او شکی نبود و بعدها هم جز کادر رسمی وزارت امور خارجه شد، خیلی خوشحال گشت و قرار شد که منتظر پاسخ و نظریه امام خمینی باشد.
هفته بعد که به ایران آمدم و در دیدار با امام، موضوع را به عنوان یک سئوال شرعی مطرح کردم. امام فرمودند: برای چی این کار را میخواهد انجام دهد؟
گفتم: آقای بنیصدر در خارج، مصاحبههای زیادی علیه حضرتعالی و نظام اسلامی انجام میدهد و مقالاتی نیز در روزنامه انقلاب اسلامی خود، علیه ولایت فقیه مینویسد.
امام فرمود: مگر کسی را که علیه من حرف میزند، میتوان کشت؟ ولایت فقیه هم که ما به آن معتقدیم یک مسئله فقهی است و آقایان فقهاء هم در باره آن نظرات مختلفی دارند و البته آن آدم، در مقالات خود که جنابعالی برای من فرستاده بودید و من بعضی از آنها را خواندم، به من فحش میدهد، و آیا کسی را که به من فحش میدهد میتوان به قتل رساند؟
البته این بیانات امام به اصطلاح، طلبهها استفهام استنکاری بود. یعنی نمیشود کسی را با این اتهامات، به قتل رساند. من پس از این بیانات سکوت کردم، ولی امام افزودند: البته من وقت نداشتم همه کتاب ها و نوشتههای این آدم را بخوانم. اگر جنابعالی مطالعه کردهاید، آیا مطلبی در آنها دارد که منکر ضروریات دین، مثلاً حجاب شده باشد؟ مانند آن خبیث که منکر حکم قطع یَد سارق که یک حکم الهی است شد و گفت که او اسلامی را میخواهد که در آن قطع ید سارق نباشد، این یعنی انکار یکی از احکام قرآنی. آیا آن آدم هم در نوشتجات خود، چنین نظریاتی ابراز کرده است؟
به امام عرض کردم که: بنده اغلب آثار آقای بنی صدر را در گذشتهها خواندهام. نامبرده در آن آثاری که من خواندهام، منکر هیچ یک از ضروریات دین نشده و بلکه در مورد مثلاً ضرورت حفظ حجاب، کتاب هم نوشته است!.
امام فرمود: اگر این طور است، پس شما آن فرد را از طرف من نهی کنید و اجازه ندهید که این کار را انجام دهد. و افزودند: من در روزهای آخر که او مغرور شده بود و در سراشیبی سقوط قرار داشت برای نجات او خواستم که نزد من بیاید و قصدم آن بود که در همینجا بنشیند کتاب و مقاله بنویسد و اگر نظری منطقی دارد، به طور معقول عرضه کند تا نظام آن را بررسی کند، ولی او نیامد و به منافقین پناه برد و برای ابد خود را ضایع کرد و من یقین دارم دیر یا زود منافقین هم او را تنها خواهند گذاشت.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، یادداشت آیت الله سید هادی خسروشاهی، ۱۳۹۰/۸/۱۷، کد خبر: ۱۹۳۴۳
@khateratenghelab
📢 آیت الله سید هادی خسروشاهی
پس از ماجرای عزل بنی صدر و فرار وی به خارج، جناب اندیشه بزرگ قرن! ترور در ایران را نبردی آزادی بخش نامید و هر روز در گفتگوهای خود با رسانههای غربی، نظام اسلامی ایران را تحت عنوان حکومت ملّا تاریا! مورد اتهام و هجمه قرار میداد. در آن ایّام، اعلام همبستگی با فرقه نفاق و به اصطلاح شورای ملی مقاومت! امر رایجی شده بود و هر کسی که میخواست در غرب بماند، به بهانهای به آن ملحق میشد!. در این میان، یکی از برادران دانشجو که در شهر جنوا تحصیل میکرد و عضو انجمن اسلامی دانشجویان در ایتالیا بود، نزد من آمد و اطلاع داد که میخواهد به پاریس برود و به مقاومت! ملحق شود و پس از جلب اعتماد سران آن بنیصدر را ترور کند!.
البته او در ضمن از من به عنوان یک روحانی، مجوز شرعی میخواست و به دنبال موافقت مرکز یا نهاد دیگری نبود. اما من به او گفتم که: بنده نه قاضی شرع هستم و نه حاکم دادگاه انقلاب و نه اهل حکم و فتوی در این قبیل امور، و اگر قرار بود در این زمینهها مسئولیتی را بپذیرم، در ایران دعوت شهید آیتالله قدوسی برای سرپرستی یکی از دادگاههای انقلاب را قبول میکردم اما من نپذیرفتم، چون هر کسی را خداوند برای کاری ساخته است و کار من، کار فرهنگی است و در امور دیگر، دخالتی نداشتهام و قصد هم ندارم که دخالت کنم.
اصرار نامبرده بر عملی ساختن تصمیم خود باعث شد که من به او بگویم: برای شرکت در سمینار سفرای ایران در خارج، که هفته آینده در تهران منعقد خواهد شد، عازم ایران هستم و حکم شرعی این امر را فقط از امام خمینی که شما مقلد ایشان هستید، خواهم پرسید و پاسخ را برای شما خواهم آورد! برادر دانشجو که در خلوص او شکی نبود و بعدها هم جز کادر رسمی وزارت امور خارجه شد، خیلی خوشحال گشت و قرار شد که منتظر پاسخ و نظریه امام خمینی باشد.
هفته بعد که به ایران آمدم و در دیدار با امام، موضوع را به عنوان یک سئوال شرعی مطرح کردم. امام فرمودند: برای چی این کار را میخواهد انجام دهد؟
گفتم: آقای بنیصدر در خارج، مصاحبههای زیادی علیه حضرتعالی و نظام اسلامی انجام میدهد و مقالاتی نیز در روزنامه انقلاب اسلامی خود، علیه ولایت فقیه مینویسد.
امام فرمود: مگر کسی را که علیه من حرف میزند، میتوان کشت؟ ولایت فقیه هم که ما به آن معتقدیم یک مسئله فقهی است و آقایان فقهاء هم در باره آن نظرات مختلفی دارند و البته آن آدم، در مقالات خود که جنابعالی برای من فرستاده بودید و من بعضی از آنها را خواندم، به من فحش میدهد، و آیا کسی را که به من فحش میدهد میتوان به قتل رساند؟
البته این بیانات امام به اصطلاح، طلبهها استفهام استنکاری بود. یعنی نمیشود کسی را با این اتهامات، به قتل رساند. من پس از این بیانات سکوت کردم، ولی امام افزودند: البته من وقت نداشتم همه کتاب ها و نوشتههای این آدم را بخوانم. اگر جنابعالی مطالعه کردهاید، آیا مطلبی در آنها دارد که منکر ضروریات دین، مثلاً حجاب شده باشد؟ مانند آن خبیث که منکر حکم قطع یَد سارق که یک حکم الهی است شد و گفت که او اسلامی را میخواهد که در آن قطع ید سارق نباشد، این یعنی انکار یکی از احکام قرآنی. آیا آن آدم هم در نوشتجات خود، چنین نظریاتی ابراز کرده است؟
به امام عرض کردم که: بنده اغلب آثار آقای بنی صدر را در گذشتهها خواندهام. نامبرده در آن آثاری که من خواندهام، منکر هیچ یک از ضروریات دین نشده و بلکه در مورد مثلاً ضرورت حفظ حجاب، کتاب هم نوشته است!.
امام فرمود: اگر این طور است، پس شما آن فرد را از طرف من نهی کنید و اجازه ندهید که این کار را انجام دهد. و افزودند: من در روزهای آخر که او مغرور شده بود و در سراشیبی سقوط قرار داشت برای نجات او خواستم که نزد من بیاید و قصدم آن بود که در همینجا بنشیند کتاب و مقاله بنویسد و اگر نظری منطقی دارد، به طور معقول عرضه کند تا نظام آن را بررسی کند، ولی او نیامد و به منافقین پناه برد و برای ابد خود را ضایع کرد و من یقین دارم دیر یا زود منافقین هم او را تنها خواهند گذاشت.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، یادداشت آیت الله سید هادی خسروشاهی، ۱۳۹۰/۸/۱۷، کد خبر: ۱۹۳۴۳
@khateratenghelab
Forwarded from دلنوشته های یک عراقی
🏴 پذیرایی گرم مردم شهر سماوه عراق از زوار #اربعین.
🔹مردم جنوب عراق كه پیاده روی اربعین را چند روز پيش آغاز کردند اغلبشان از شهر سماوه (مرکز استان المثنی) عبور میکنند.
▫️ فاصله سماوه تا کربلا حدودا ۲۱۵ کم است
🟥 لطفا {کانال دلنوشته های یک عراقی} را به دیگران معرفی کنید⬇️
https://t.me/arbaeinehosseini
🔹مردم جنوب عراق كه پیاده روی اربعین را چند روز پيش آغاز کردند اغلبشان از شهر سماوه (مرکز استان المثنی) عبور میکنند.
▫️ فاصله سماوه تا کربلا حدودا ۲۱۵ کم است
🟥 لطفا {کانال دلنوشته های یک عراقی} را به دیگران معرفی کنید⬇️
https://t.me/arbaeinehosseini