📝📝📝نوشتهی مجید برزگر در مورد توقیف کتابش:
✅چه جانی داریم ما!
✅از بین نوشته ها، دو رمانم را مدتها پیش به دوستانم در نشر چشمه سپردم برای چاپ. مدتی بعد خبر دادند که هر دو داستان مجوز گرفتهاند. خب طبیعتن خوشحال بودم که در این دوران ممنوعیتها برای فیلمسازی، کاری کردهام؛ دو داستانی نوشتهام و قرار است منتشر شوند.
✅به لطف بهرنگ عزیز و رضا جان بهرامی و همه همکاران چشمهی بزرگ، ماهِ پیش، ۲۸ شهریور، اولی، «پاییزهایی که خواهند آمد»، منتشر شد و در کمتر از ده روز به چاپ سوم رسید. و ناگهان در همان روز دهم خبر میرسد که دستور آمده: هر دو توقیف. یا ممنوع. یا متوقف. یا جمع آوری، یا هر چه اسمش هست، پیش از پخش چاپ سوم که:
✅“پاییزها…» را هرچه هست جمع کنید و چیزی پخش یا فروخته نشود و دومی «شب چه پهناور بود» را اصلاً اجازهی تولید و نشر ندارید!
✅نمیدانم مشکل از داستانها بود یا از خودم. یا از داستانهای خیالیِ «آنها» از ما. داستانی هایی که در ذهن آنهاست! اما مگر هر دو «اجازه» نگرفته بودند؟ مگر ناشر برای انتشارشان مجوز نگرفته بود؟
✅حرفی نیست جز اینکه : ما میمانیم و کار می کنیم و میسازیم. و خوب میدانیم این روزها هم خواهد گذشت و فیلمهایمان، داستانهایمان، خیالهایمان، خوابهایمان و کابوسهایمان، روزی منتشر خواهند شد.
دیگر نمی دانم چه کاری بلدم بکنم…
اما راستی، مگر ما چقدر جان داریم؟
barzegarmajid
@MostafaTajzadeh
✅چه جانی داریم ما!
✅از بین نوشته ها، دو رمانم را مدتها پیش به دوستانم در نشر چشمه سپردم برای چاپ. مدتی بعد خبر دادند که هر دو داستان مجوز گرفتهاند. خب طبیعتن خوشحال بودم که در این دوران ممنوعیتها برای فیلمسازی، کاری کردهام؛ دو داستانی نوشتهام و قرار است منتشر شوند.
✅به لطف بهرنگ عزیز و رضا جان بهرامی و همه همکاران چشمهی بزرگ، ماهِ پیش، ۲۸ شهریور، اولی، «پاییزهایی که خواهند آمد»، منتشر شد و در کمتر از ده روز به چاپ سوم رسید. و ناگهان در همان روز دهم خبر میرسد که دستور آمده: هر دو توقیف. یا ممنوع. یا متوقف. یا جمع آوری، یا هر چه اسمش هست، پیش از پخش چاپ سوم که:
✅“پاییزها…» را هرچه هست جمع کنید و چیزی پخش یا فروخته نشود و دومی «شب چه پهناور بود» را اصلاً اجازهی تولید و نشر ندارید!
✅نمیدانم مشکل از داستانها بود یا از خودم. یا از داستانهای خیالیِ «آنها» از ما. داستانی هایی که در ذهن آنهاست! اما مگر هر دو «اجازه» نگرفته بودند؟ مگر ناشر برای انتشارشان مجوز نگرفته بود؟
✅حرفی نیست جز اینکه : ما میمانیم و کار می کنیم و میسازیم. و خوب میدانیم این روزها هم خواهد گذشت و فیلمهایمان، داستانهایمان، خیالهایمان، خوابهایمان و کابوسهایمان، روزی منتشر خواهند شد.
دیگر نمی دانم چه کاری بلدم بکنم…
اما راستی، مگر ما چقدر جان داریم؟
barzegarmajid
@MostafaTajzadeh
👍39
📝📝📝 این تصویر نموداری از «بالاترین نرخهای تورم سالانه در جهان» را بر اساس محاسبات استیو هنکی (Steve H. Hanke) و منابعی همچون دانشگاه جانز هاپکینز، بلومبرگ و صندوق بینالمللی پول (IMF) نشان میدهد.
۱. تحلیل دادههای موجود در تصویر
ونزوئلا (۳۳۱.۲٪): دارای بالاترین نرخ تورم در این لیست است که نشاندهنده ابَر تورم و بحران عمیق ساختاری اقتصادی است.
ایران (۱۴۳.۰٪): در رتبه دوم جای گرفته است که تورم سهرقمی سنگینی را نشان میدهد.
سودان (۱۰۷.۷٪): رتبه سوم را به دلیل درگیریهای داخلی و بیاستقراری سیاسی دارد.
کوبا (۶۵.۰٪) و کره شمالی (۶۲.۲٪): به دلیل تحریمها، انزوای اقتصادی و بستهبودن اقتصاد، تورم بالایی را تجربه میکنند.
سوریه (۳۱.۸٪): در رتبه بعدی قرار دارد که متاثر از سالها جنگ و تخریب زیرساختهاست.
۲. تحلیل دلایل و ریشههای تورم بالا (بهویژه در موارد سهرقمی)
رشد بیرویه نقدینگی و کسری بودجه: چاپ پول برای جبران کسری بودجه دولتها یکی از محرکهای اصلی این نرخهای تورم است.
کاهش ارزش پول ملی: افت مداوم ارزش ارزهای ملی در برابر ارزهای معتبر جهانی (مانند دلار) باعث افزایش قیمت کالاهای وارداتی و تولیدی میشود.
تحریمها و انزوای بینالمللی: بیشتر کشورهای موجود در این لیست (ایران، ونزوئلا، کوبا، کره شمالی، سوریه) تحت تحریمهای شدید اقتصادی قرار دارند که تجارت و دادوستد بینالمللی را محدود کرده است.
شوکهای عرضه و جنگ: در کشورهایی مانند سودان و سوریه، تخریب زیرساختها و نابودی زنجیره تامین منجر به کمبود کالا و جهش قیمتها شده است.
۳. پیشبینی روند آینده
در صورت ادامه شرایط فعلی (تداوم تحریمها و سیاستهای پولی فعلی):
کاهش قدرت خرید: فشار معیشتی بر دهکهای پایین و متوسط جامعه ادامه خواهد یافت و ارزش پساندازهای پولی به شدت کاهش مییابد.
تمایل به داراییهای امن: مردم برای حفظ ارزش داراییهای خود به سمت خرید طلا، ارز، املاک و سایر داراییهای فیزیکی حرکت خواهند کرد که این امر خود باعث ایجاد حباب در این بازارها میشود.
مارپیچ تورم - ارز: تداوم افزایش قیمت دلار و افت ارزش پول ملی، دوباره به تورم بیشتر دامن خواهد زد.
سناریوی اصلاح و فرود تورم:
دستیابی به ثبات اقتصادی و کاهش ملموس نرخ تورم منوط به اصلاحات ساختاری پولی (کنترل کسری بودجه و نقدینگی)، کاهش تنشهای بینالمللی/رفع تحریمها و جذب سرمایهگذاری خارجی خواهد بود. بدون تغییر در این مولفهها، احتمال باقیماندن در کانالهای بالای تورمی بسیار بالا است.
@MostafaTajzadeh
۱. تحلیل دادههای موجود در تصویر
ونزوئلا (۳۳۱.۲٪): دارای بالاترین نرخ تورم در این لیست است که نشاندهنده ابَر تورم و بحران عمیق ساختاری اقتصادی است.
ایران (۱۴۳.۰٪): در رتبه دوم جای گرفته است که تورم سهرقمی سنگینی را نشان میدهد.
سودان (۱۰۷.۷٪): رتبه سوم را به دلیل درگیریهای داخلی و بیاستقراری سیاسی دارد.
کوبا (۶۵.۰٪) و کره شمالی (۶۲.۲٪): به دلیل تحریمها، انزوای اقتصادی و بستهبودن اقتصاد، تورم بالایی را تجربه میکنند.
سوریه (۳۱.۸٪): در رتبه بعدی قرار دارد که متاثر از سالها جنگ و تخریب زیرساختهاست.
۲. تحلیل دلایل و ریشههای تورم بالا (بهویژه در موارد سهرقمی)
رشد بیرویه نقدینگی و کسری بودجه: چاپ پول برای جبران کسری بودجه دولتها یکی از محرکهای اصلی این نرخهای تورم است.
کاهش ارزش پول ملی: افت مداوم ارزش ارزهای ملی در برابر ارزهای معتبر جهانی (مانند دلار) باعث افزایش قیمت کالاهای وارداتی و تولیدی میشود.
تحریمها و انزوای بینالمللی: بیشتر کشورهای موجود در این لیست (ایران، ونزوئلا، کوبا، کره شمالی، سوریه) تحت تحریمهای شدید اقتصادی قرار دارند که تجارت و دادوستد بینالمللی را محدود کرده است.
شوکهای عرضه و جنگ: در کشورهایی مانند سودان و سوریه، تخریب زیرساختها و نابودی زنجیره تامین منجر به کمبود کالا و جهش قیمتها شده است.
۳. پیشبینی روند آینده
در صورت ادامه شرایط فعلی (تداوم تحریمها و سیاستهای پولی فعلی):
کاهش قدرت خرید: فشار معیشتی بر دهکهای پایین و متوسط جامعه ادامه خواهد یافت و ارزش پساندازهای پولی به شدت کاهش مییابد.
تمایل به داراییهای امن: مردم برای حفظ ارزش داراییهای خود به سمت خرید طلا، ارز، املاک و سایر داراییهای فیزیکی حرکت خواهند کرد که این امر خود باعث ایجاد حباب در این بازارها میشود.
مارپیچ تورم - ارز: تداوم افزایش قیمت دلار و افت ارزش پول ملی، دوباره به تورم بیشتر دامن خواهد زد.
سناریوی اصلاح و فرود تورم:
دستیابی به ثبات اقتصادی و کاهش ملموس نرخ تورم منوط به اصلاحات ساختاری پولی (کنترل کسری بودجه و نقدینگی)، کاهش تنشهای بینالمللی/رفع تحریمها و جذب سرمایهگذاری خارجی خواهد بود. بدون تغییر در این مولفهها، احتمال باقیماندن در کانالهای بالای تورمی بسیار بالا است.
@MostafaTajzadeh
👎3
📝📝📝 هوشنگ گلشیری: مامور امنیتی گفت چرا از مرگ سیرجانی درس نگرفتید؟
✍🏻 یادی از مرگ #احمد_میرعلایی، از مقتولان قتلهای زنجیرهای
✅ ۳۱سال از مرگ احمد میرعلایی گذشت؛ نویسنده و مترجم پرکاری که به ترجمه آثار نویسنده بزرگ آمریکای لاتین، خورخه لوئیس بورخس، و نیز آثار وی.اس.نایپل و اکتاویو پاز و البته حضور موثرش در حلقه ادبی جریانساز "جنگ اصفهان" شناخته میشد.
✅میرعلایی از جمله امضاکنندگان نامه «ما نویسندهایم» در دهه ۱۳۷۰ و متن نامه اعتراض به مرگ سعیدیسیرجانی، نویسنده و پژوهش گر ادبی و از مقتولان قتلهای زنجیرهای، بود؛ دو نامه اعتراضی علیه جو سیاسی و فرهنگی وقت علیه روشنفکران و نویسندگان.
✅میرعلایی، دوم آبان ۱۳۷۴، زمانیکه به کتابفروشیاش در اصفهان میرفت، ناپدید شد و شبانگاه جسم بیجاناش پیدا شد. گفته میشود او بهسبب تزریق انسولین یا الکل، به ایست قلبی دچار شدهبود و جنازهاش گوشه کوچهای رها شدهبود.
✅ #هوشنگ_گلشیری، داستاننویس درگذشته و سرشناس معاصر، در اوج بحران قتلهای زنجیرهای در دهه ۱۳۷۰ این متن را درباره مرگ میرعلایی برای مجله #نیویورک_ریویو نوشت:
✅ «یک مامور امنیتی که در همه این ماجراها، مثلا ماجرای عباس معروفی، فرج سرکوهی، طرح سقوط نویسندگان به دره و غیره، معمولا به قربانیان نزدیک میشد، گاهی به خانه ما میآمد؛ با این بهانه که من مأمور دستگیری هستم، اما حالا آمدهام تا با هم حرف بزنیم یا بهایندلیلکه مبادا بر ضد برنامه «هویت» (برنامهای مستندگونه علیه روشنفکران و مخالفان سیاسی در صداوسیمای دهه ۱۳۷۰) حرفی بزنیم.
✅یکبار که حرف به میرعلایی کشید، به او گفتم: «آخر میرعلایی مگر چه کرده بود که او را کشتند؟» گفت: «چرا از ماجرای #سعیدی_سیرجانی درس نگرفتید؟»
✅نعش او هم حالا دیگر بر دوش ماست. چه قدر نعش!
✅در مجلهای داستانی نوشتم در رثای او. ازآنجا که او مترجم بورخس بود، مرگ او هم میشود مرگ پدر #بورخس چرا که میرعلایی را در کوچهای یافته بودند نشسته و تکیه داده به دیوار با دو بطر عرق در کنارش...
✅علت مرگ ایست قلبی بوده در اثر تزریق الکل. با این همه، پس از مرگ، شکم او را از عرق انباشته بودند. دوست ما مست به آن دنیا رفته است!»/ روزآروز
@MahmoudianMehdi
@MostafaTajzadeh
✍🏻 یادی از مرگ #احمد_میرعلایی، از مقتولان قتلهای زنجیرهای
✅ ۳۱سال از مرگ احمد میرعلایی گذشت؛ نویسنده و مترجم پرکاری که به ترجمه آثار نویسنده بزرگ آمریکای لاتین، خورخه لوئیس بورخس، و نیز آثار وی.اس.نایپل و اکتاویو پاز و البته حضور موثرش در حلقه ادبی جریانساز "جنگ اصفهان" شناخته میشد.
✅میرعلایی از جمله امضاکنندگان نامه «ما نویسندهایم» در دهه ۱۳۷۰ و متن نامه اعتراض به مرگ سعیدیسیرجانی، نویسنده و پژوهش گر ادبی و از مقتولان قتلهای زنجیرهای، بود؛ دو نامه اعتراضی علیه جو سیاسی و فرهنگی وقت علیه روشنفکران و نویسندگان.
✅میرعلایی، دوم آبان ۱۳۷۴، زمانیکه به کتابفروشیاش در اصفهان میرفت، ناپدید شد و شبانگاه جسم بیجاناش پیدا شد. گفته میشود او بهسبب تزریق انسولین یا الکل، به ایست قلبی دچار شدهبود و جنازهاش گوشه کوچهای رها شدهبود.
✅ #هوشنگ_گلشیری، داستاننویس درگذشته و سرشناس معاصر، در اوج بحران قتلهای زنجیرهای در دهه ۱۳۷۰ این متن را درباره مرگ میرعلایی برای مجله #نیویورک_ریویو نوشت:
✅ «یک مامور امنیتی که در همه این ماجراها، مثلا ماجرای عباس معروفی، فرج سرکوهی، طرح سقوط نویسندگان به دره و غیره، معمولا به قربانیان نزدیک میشد، گاهی به خانه ما میآمد؛ با این بهانه که من مأمور دستگیری هستم، اما حالا آمدهام تا با هم حرف بزنیم یا بهایندلیلکه مبادا بر ضد برنامه «هویت» (برنامهای مستندگونه علیه روشنفکران و مخالفان سیاسی در صداوسیمای دهه ۱۳۷۰) حرفی بزنیم.
✅یکبار که حرف به میرعلایی کشید، به او گفتم: «آخر میرعلایی مگر چه کرده بود که او را کشتند؟» گفت: «چرا از ماجرای #سعیدی_سیرجانی درس نگرفتید؟»
✅نعش او هم حالا دیگر بر دوش ماست. چه قدر نعش!
✅در مجلهای داستانی نوشتم در رثای او. ازآنجا که او مترجم بورخس بود، مرگ او هم میشود مرگ پدر #بورخس چرا که میرعلایی را در کوچهای یافته بودند نشسته و تکیه داده به دیوار با دو بطر عرق در کنارش...
✅علت مرگ ایست قلبی بوده در اثر تزریق الکل. با این همه، پس از مرگ، شکم او را از عرق انباشته بودند. دوست ما مست به آن دنیا رفته است!»/ روزآروز
@MahmoudianMehdi
@MostafaTajzadeh
👍26
📝📝📝 استانداردی دوگانه در روایت حق اعتراض
✍️ فریبا نظری
✅ مبتنیبر حقوق بشر و حقوق بینالملل، حق تجمع و اعتراض مسالمتآمیز یکی از اصول بنیادین حقوق شهروندی شمرده میشود. بر این اساس، حاکمیتها و نیروهای مجری قانون مجاز به استفاده از قدرت فراتر از #اصل_تناسب_و_ضرورت نیستند. سرکوب قهرآمیز و اعمال خشونت بر شهروندانی که معترضاند، عبور از خط قرمز حقوق شهروندی و زیست مدنی است. استفاده نیروهای امنیتی و انتظامی از قدرت، تابع دو اصل حیاتبخش #ضرورت به مثابه توسل به زور تنها به عنوان آخرین راهحل و #تناسب بهعنوان همخوانی شدت برخورد با میزان خطر است. بنابراین، اگر حکومتی به بهانه #حفظ_نظم یا #امنیت_ملی، از ابزارهای فراتر از این تناسب استفاده کند و حق اعتراض شهروندان را سرکوب نماید، به سمت #مهندسی_امنیتی_آمرانه حرکت کرده است.
✅در بررسی الگوی رویارویی با معترضان در فرانسه و ایران، نقد جامعهشناختی ناظر بر دو بستر متفاوت از چگونگی مواجهه قدرت با جامعه مدنی است:
✅ رویارویی در بستر دموکراسیهای لیبرال (امکان اعتراض در کنار نقد خشونت پلیس)؛
در سیستمهای دموکراتیک، حق اعتراض مدنی اصولاً به رسمیت شناخته میشود و نهادهای نظارتی حضور دارند. با این حال، در جنبشهای اعتراضی فرانسه مانند اعتراضات به قانون سن بازنشستگی یا جلیقهزردها، استفاده پلیس از ابزارهای قهرآمیز و رفتارهای سخت، بارها از سوی سازمانهای بینالمللی حقوق بشر به عنوان برخورد نامتناسب نقد شده است. با این ویژگی که در این الگو، ساختار قضایی و امکان افشاگری رسانهای تا حدی چرخه پاسخگویی را حفظ میکند و گرفتن حق حیات و سلامتی جان معترضان؛ از خطوط قرمز کنترل انتظامی اعتراضات است.
✅ رویارویی در بستر امنیتیسازی اعتراضات (جرمانگاری مطالبهگری)؛
در مقابل، زمانی که یک ساختار سیاسی اعتراض را اصولاً به عنوان #تهدید_امنیت یا #تحریک_بیگانه، تفسیر و روایت میکند؛ برخورد با معترضان از سازوکارهای حقوقی و مدنی خارج میشود. در این نگاه، پاسخ مطالبهگری نه گفتگو یا به رسمیت شناختن اعتراض، بلکه برخوردهای سخت میدانی همراه با سلب حیات و سلامتی، بازداشتهای گسترده و اعمال محرومیتهای شدید قضایی و اجتماعی است.
رویارویی قهرآمیز با معترضان، مصداق بارز چرخش #امنیت_شهروند_محور به سمت #امنیت_حاکمیت_محور است. در این وضعیت، از ابزار قدرت برای مهار اعتراضات باعنوان #اغتشاش، #شورش و #خرابکاری؛ استفاده میشود. گرچه از منظر حقوق بشر، اعمال هرگونه خشونت نامتناسب در تناقض کامل با آزادیهای مدنی است؛ اما در ساختارهای کنترلگر، ابزاری برای یکسانسازی فضای عمومی به شمار میرود.
✅اگرچه شدت و نوع سازوکارهای قانونی و قضایی در جوامع مختلف متفاوت است، اما رفتارهای خشونتآمیز و برخوردهای قهری با شهروندان معترض، خروجی یکسان دارند. پدیدهای که با عنوان #کنترل_امنیتی_از_بالا و نادیده گرفتن #حق_بر_امنیت شهروندان شناخته میشود:
۱- ️در برخوردهای قهری، آزادی و حق اعتراض شهروندان نادیده گرفته میشود. چه زمانی که خشونت پلیسی در خیابانهای پاریس اعمال شود و چه زمانی که برخورد قهرآمیز در خیابانهای ایران رخ دهد، حق امنیت فردی از شهروند سلب میشود.
۲- ️در این نگاه، نهاد قدرت، خود را مالک مطلق نظم عمومی میداند؛ در یک جا با عنوان صیانت از مصلحت رسمی و در جای دیگر با عنوان حفظ نظم عمومی. در هر دو حالت، مصلحت ساختار نظام بر حقوق بنیادین بشر سلطه پیدا میکند.
۳- سازوکار اجرا بر پایه #محرومیتها و برخوردهای #سخت است؛ در یک جا آسیبهای جسمی و بازداشتهای گسترده، و در جای دیگر برخوردهای قضایی سنگین، محرومیتهای اجتماعی و سلب حیات.
۴- ساختارهای متمایل به کنترلگری و تمامیتخواهی، اعتراض را به مثابه یک فرصت برای اصلاح و تغییر نمیبینند، بلکه آن را نوعی مخاطره دانسته و درصدد خاموشی و حذف آن هستند.
✅سرکوب قهرآمیز معترضان، فارغ از جغرافیای آن، ناهمخوان با اصول بنیادین آزادیهای مدنی و حقوق بشر است. اعتراض و بازتاب پرحجم رسانهها و تریبونهای رسمی در ایران نسبت به برخوردهای پلیس فرانسه با معترضان، منطق و استانداردی دوگانه و پارادوکسیکال است. اعمال برخوردهای سخت و سرکوب شدید معترضان در یک کشور با نام قانون و الزام امنیتی، با توصیه و نقد رفتارهای حاکمیت کشوری دیگر، رویکردی تمسخرآمیز و غیرمنطقی به نمایش میگذارد. نقد خشونت و سرکوب زمانی پذیرفتنی است که بر اساس به رسمیت شناختن حقوق شهروندی ازجمله حق اعتراض و حق بر حیات تمامی انسانها باشد؛ مبنایی بنیادین که حق اعتراض و مطالبه گری را چه در #فرانسه و چه در #ایران به رسمیت میشناسد.
یکم آبان ۱۴۰۵
@Sociologyofsocialgroups
@MostafaTajzadeh
✍️ فریبا نظری
✅ مبتنیبر حقوق بشر و حقوق بینالملل، حق تجمع و اعتراض مسالمتآمیز یکی از اصول بنیادین حقوق شهروندی شمرده میشود. بر این اساس، حاکمیتها و نیروهای مجری قانون مجاز به استفاده از قدرت فراتر از #اصل_تناسب_و_ضرورت نیستند. سرکوب قهرآمیز و اعمال خشونت بر شهروندانی که معترضاند، عبور از خط قرمز حقوق شهروندی و زیست مدنی است. استفاده نیروهای امنیتی و انتظامی از قدرت، تابع دو اصل حیاتبخش #ضرورت به مثابه توسل به زور تنها به عنوان آخرین راهحل و #تناسب بهعنوان همخوانی شدت برخورد با میزان خطر است. بنابراین، اگر حکومتی به بهانه #حفظ_نظم یا #امنیت_ملی، از ابزارهای فراتر از این تناسب استفاده کند و حق اعتراض شهروندان را سرکوب نماید، به سمت #مهندسی_امنیتی_آمرانه حرکت کرده است.
✅در بررسی الگوی رویارویی با معترضان در فرانسه و ایران، نقد جامعهشناختی ناظر بر دو بستر متفاوت از چگونگی مواجهه قدرت با جامعه مدنی است:
✅ رویارویی در بستر دموکراسیهای لیبرال (امکان اعتراض در کنار نقد خشونت پلیس)؛
در سیستمهای دموکراتیک، حق اعتراض مدنی اصولاً به رسمیت شناخته میشود و نهادهای نظارتی حضور دارند. با این حال، در جنبشهای اعتراضی فرانسه مانند اعتراضات به قانون سن بازنشستگی یا جلیقهزردها، استفاده پلیس از ابزارهای قهرآمیز و رفتارهای سخت، بارها از سوی سازمانهای بینالمللی حقوق بشر به عنوان برخورد نامتناسب نقد شده است. با این ویژگی که در این الگو، ساختار قضایی و امکان افشاگری رسانهای تا حدی چرخه پاسخگویی را حفظ میکند و گرفتن حق حیات و سلامتی جان معترضان؛ از خطوط قرمز کنترل انتظامی اعتراضات است.
✅ رویارویی در بستر امنیتیسازی اعتراضات (جرمانگاری مطالبهگری)؛
در مقابل، زمانی که یک ساختار سیاسی اعتراض را اصولاً به عنوان #تهدید_امنیت یا #تحریک_بیگانه، تفسیر و روایت میکند؛ برخورد با معترضان از سازوکارهای حقوقی و مدنی خارج میشود. در این نگاه، پاسخ مطالبهگری نه گفتگو یا به رسمیت شناختن اعتراض، بلکه برخوردهای سخت میدانی همراه با سلب حیات و سلامتی، بازداشتهای گسترده و اعمال محرومیتهای شدید قضایی و اجتماعی است.
رویارویی قهرآمیز با معترضان، مصداق بارز چرخش #امنیت_شهروند_محور به سمت #امنیت_حاکمیت_محور است. در این وضعیت، از ابزار قدرت برای مهار اعتراضات باعنوان #اغتشاش، #شورش و #خرابکاری؛ استفاده میشود. گرچه از منظر حقوق بشر، اعمال هرگونه خشونت نامتناسب در تناقض کامل با آزادیهای مدنی است؛ اما در ساختارهای کنترلگر، ابزاری برای یکسانسازی فضای عمومی به شمار میرود.
✅اگرچه شدت و نوع سازوکارهای قانونی و قضایی در جوامع مختلف متفاوت است، اما رفتارهای خشونتآمیز و برخوردهای قهری با شهروندان معترض، خروجی یکسان دارند. پدیدهای که با عنوان #کنترل_امنیتی_از_بالا و نادیده گرفتن #حق_بر_امنیت شهروندان شناخته میشود:
۱- ️در برخوردهای قهری، آزادی و حق اعتراض شهروندان نادیده گرفته میشود. چه زمانی که خشونت پلیسی در خیابانهای پاریس اعمال شود و چه زمانی که برخورد قهرآمیز در خیابانهای ایران رخ دهد، حق امنیت فردی از شهروند سلب میشود.
۲- ️در این نگاه، نهاد قدرت، خود را مالک مطلق نظم عمومی میداند؛ در یک جا با عنوان صیانت از مصلحت رسمی و در جای دیگر با عنوان حفظ نظم عمومی. در هر دو حالت، مصلحت ساختار نظام بر حقوق بنیادین بشر سلطه پیدا میکند.
۳- سازوکار اجرا بر پایه #محرومیتها و برخوردهای #سخت است؛ در یک جا آسیبهای جسمی و بازداشتهای گسترده، و در جای دیگر برخوردهای قضایی سنگین، محرومیتهای اجتماعی و سلب حیات.
۴- ساختارهای متمایل به کنترلگری و تمامیتخواهی، اعتراض را به مثابه یک فرصت برای اصلاح و تغییر نمیبینند، بلکه آن را نوعی مخاطره دانسته و درصدد خاموشی و حذف آن هستند.
✅سرکوب قهرآمیز معترضان، فارغ از جغرافیای آن، ناهمخوان با اصول بنیادین آزادیهای مدنی و حقوق بشر است. اعتراض و بازتاب پرحجم رسانهها و تریبونهای رسمی در ایران نسبت به برخوردهای پلیس فرانسه با معترضان، منطق و استانداردی دوگانه و پارادوکسیکال است. اعمال برخوردهای سخت و سرکوب شدید معترضان در یک کشور با نام قانون و الزام امنیتی، با توصیه و نقد رفتارهای حاکمیت کشوری دیگر، رویکردی تمسخرآمیز و غیرمنطقی به نمایش میگذارد. نقد خشونت و سرکوب زمانی پذیرفتنی است که بر اساس به رسمیت شناختن حقوق شهروندی ازجمله حق اعتراض و حق بر حیات تمامی انسانها باشد؛ مبنایی بنیادین که حق اعتراض و مطالبه گری را چه در #فرانسه و چه در #ایران به رسمیت میشناسد.
یکم آبان ۱۴۰۵
@Sociologyofsocialgroups
@MostafaTajzadeh
👍14
📝📝📝 موج تازه احکام اعدام در پروندههای سیاسی و امنیتی؛ دستکم ۲۵ حکم در سه ماه
✍🏻خبرنامهها: صدور و اجرای احکام اعدام در پروندههای سیاسی و امنیتی طی ماههای اخیر با شتاب ادامه یافته است. بر اساس گزارشهای منتشر شده، تنها در سه ماه گذشته دستکم ۲۵ زندانی سیاسی و متهم پروندههای امنیتی با حکم اعدام روبهرو شدهاند و در همین دوره حکم دستکم ۱۲ نفر اجرا شده است؛ بخش مهمی از احکام تازه به پروندههای مرتبط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مربوط میشود.
✅با این حال، آمار تجمعی نهادهای حقوق بشری ابعاد گستردهتری را نشان میدهد. ههنگاو تا ۱۷ مهر صدور حکم اعدام برای دستکم ۱۰۶ بازداشتشده اعتراضات دیماه را مستند کرده بود؛ از این تعداد ۳۵ نفر اعدام شدهاند، حکم هشت نفر نقض شده و ۶۳ نفر همچنان در معرض خطر جدی اجرای حکم قرار دارند.
✅ ایلیا بنرشید؛ اعدام به اتهام «محاربه» از طریق تخریب اموال عمومی
🔹یکی از تازهترین احکام، مربوط به ایلیا بنرشید، جوان ۲۲ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در شاهینشهر اصفهان است. شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان او را با عنوان «محاربه از طریق مشارکت در تخریب اموال عمومی» به اعدام محکوم کرده است.
🔹بنرشید علاوه بر حکم اعدام، بابت «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» مجموعاً به چهار سال و سه ماه و دو روز حبس و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است. او پیشتر نیز در بخش دیگری از پرونده به شش ماه حبس و ۲۰ ضربه شلاق محکوم شده بود.
🔹سازمان حقوق بشر کارون با استناد به دادنامه و گفتوگو با یکی از بستگان بنرشید گزارش کرده که او در جریان رسیدگی به پرونده از وکیل انتخابی برخوردار نبوده و دادگاه با حضور وکیل تسخیری برگزار شده است. این نهاد همچنین از نقش اطلاعات سپاه در پرونده او سخن گفته است؛ ادعاهایی که مقامهای قضایی تاکنون بهطور عمومی به آنها پاسخ ندادهاند.
✅ همایون شبانکاره؛ حکم اعدام در پروندهای متفاوت
🔹همایون شبانکاره، ۲۲ ساله، هنرمند و فعال حقوق حیوانات نیز از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب کرج به اتهامهای «محاربه» و «جاسوسی» به اعدام محکوم شده و حکم او ۲۵ مهر به وی ابلاغ شده است.
🔹او ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ بازداشت و پروندهاش را مرتبط با تحولات امنیتی ناشی از جنگ ثبت کردهاند.
🔹 شبانکاره پس از بازداشت ۹۷ روز در سلول انفرادی نگهداری شد، مدت کوتاهی به بند عمومی رفت و سپس دوباره به انفرادی منتقل شد. او در اعتراض به شرایط نگهداری نیز اعتصاب غذا کرده است.
✅ آمارها فراتر از ۲۵ حکم تازه است
🔹عدد ۲۵، شمار احکام تازهای است که در یک بازه سهماهه مشخص گزارش شده؛ اما کل شمار افراد محکوم یا در معرض اعدام در پروندههای سیاسی و اعتراضی بسیار بیشتر است.
🔹سازمان عفو بینالملل در ۱۶ اکتبر اعلام کرد دستکم ۳۴ نفر در ارتباط با اعتراضات دیماه اعدام شدهاند و از ماه آوریل نیز حکم اعدام دستکم ۲۰ نفر دیگر از سوی دیوان عالی تأیید شده است.
🔹سازمان حقوق بشر ایران نیز تا ۱۰ اکتبر ۶۱۷ اعدام در سال ۲۰۲۶ را ثبت کرده است. در میان آنها، ۳۶ نفر در ارتباط با اعتراضات، ۱۳ زندانی سیاسی وابسته به گروههای مخالف ممنوعشده و ۱۶ نفر با اتهام جاسوسی یا همکاری با دولتهای خارجی اعدام شدهاند. این سازمان میگوید شمار اعدامها در پروندههای سیاسی در سال جاری در سطحی قرار گرفته که از دهه ۱۳۶۰ تاکنون بیسابقه بوده است.
متن کامل
@MostafaTajzadeh
✍🏻خبرنامهها: صدور و اجرای احکام اعدام در پروندههای سیاسی و امنیتی طی ماههای اخیر با شتاب ادامه یافته است. بر اساس گزارشهای منتشر شده، تنها در سه ماه گذشته دستکم ۲۵ زندانی سیاسی و متهم پروندههای امنیتی با حکم اعدام روبهرو شدهاند و در همین دوره حکم دستکم ۱۲ نفر اجرا شده است؛ بخش مهمی از احکام تازه به پروندههای مرتبط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مربوط میشود.
✅با این حال، آمار تجمعی نهادهای حقوق بشری ابعاد گستردهتری را نشان میدهد. ههنگاو تا ۱۷ مهر صدور حکم اعدام برای دستکم ۱۰۶ بازداشتشده اعتراضات دیماه را مستند کرده بود؛ از این تعداد ۳۵ نفر اعدام شدهاند، حکم هشت نفر نقض شده و ۶۳ نفر همچنان در معرض خطر جدی اجرای حکم قرار دارند.
✅ ایلیا بنرشید؛ اعدام به اتهام «محاربه» از طریق تخریب اموال عمومی
🔹یکی از تازهترین احکام، مربوط به ایلیا بنرشید، جوان ۲۲ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در شاهینشهر اصفهان است. شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان او را با عنوان «محاربه از طریق مشارکت در تخریب اموال عمومی» به اعدام محکوم کرده است.
🔹بنرشید علاوه بر حکم اعدام، بابت «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» مجموعاً به چهار سال و سه ماه و دو روز حبس و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است. او پیشتر نیز در بخش دیگری از پرونده به شش ماه حبس و ۲۰ ضربه شلاق محکوم شده بود.
🔹سازمان حقوق بشر کارون با استناد به دادنامه و گفتوگو با یکی از بستگان بنرشید گزارش کرده که او در جریان رسیدگی به پرونده از وکیل انتخابی برخوردار نبوده و دادگاه با حضور وکیل تسخیری برگزار شده است. این نهاد همچنین از نقش اطلاعات سپاه در پرونده او سخن گفته است؛ ادعاهایی که مقامهای قضایی تاکنون بهطور عمومی به آنها پاسخ ندادهاند.
✅ همایون شبانکاره؛ حکم اعدام در پروندهای متفاوت
🔹همایون شبانکاره، ۲۲ ساله، هنرمند و فعال حقوق حیوانات نیز از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب کرج به اتهامهای «محاربه» و «جاسوسی» به اعدام محکوم شده و حکم او ۲۵ مهر به وی ابلاغ شده است.
🔹او ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ بازداشت و پروندهاش را مرتبط با تحولات امنیتی ناشی از جنگ ثبت کردهاند.
🔹 شبانکاره پس از بازداشت ۹۷ روز در سلول انفرادی نگهداری شد، مدت کوتاهی به بند عمومی رفت و سپس دوباره به انفرادی منتقل شد. او در اعتراض به شرایط نگهداری نیز اعتصاب غذا کرده است.
✅ آمارها فراتر از ۲۵ حکم تازه است
🔹عدد ۲۵، شمار احکام تازهای است که در یک بازه سهماهه مشخص گزارش شده؛ اما کل شمار افراد محکوم یا در معرض اعدام در پروندههای سیاسی و اعتراضی بسیار بیشتر است.
🔹سازمان عفو بینالملل در ۱۶ اکتبر اعلام کرد دستکم ۳۴ نفر در ارتباط با اعتراضات دیماه اعدام شدهاند و از ماه آوریل نیز حکم اعدام دستکم ۲۰ نفر دیگر از سوی دیوان عالی تأیید شده است.
🔹سازمان حقوق بشر ایران نیز تا ۱۰ اکتبر ۶۱۷ اعدام در سال ۲۰۲۶ را ثبت کرده است. در میان آنها، ۳۶ نفر در ارتباط با اعتراضات، ۱۳ زندانی سیاسی وابسته به گروههای مخالف ممنوعشده و ۱۶ نفر با اتهام جاسوسی یا همکاری با دولتهای خارجی اعدام شدهاند. این سازمان میگوید شمار اعدامها در پروندههای سیاسی در سال جاری در سطحی قرار گرفته که از دهه ۱۳۶۰ تاکنون بیسابقه بوده است.
متن کامل
@MostafaTajzadeh
Telegram
خبرانهها(مهدی محمودیان)
❇️ موج تازه احکام اعدام در پروندههای سیاسی و امنیتی؛ دستکم ۲۵ حکم در سه ماه
✍🏻خبرنامهها: صدور و اجرای احکام اعدام در پروندههای سیاسی و امنیتی طی ماههای اخیر با شتاب ادامه یافته است. بر اساس گزارشهای منتشر شده، تنها در سه ماه گذشته دستکم ۲۵ زندانی…
✍🏻خبرنامهها: صدور و اجرای احکام اعدام در پروندههای سیاسی و امنیتی طی ماههای اخیر با شتاب ادامه یافته است. بر اساس گزارشهای منتشر شده، تنها در سه ماه گذشته دستکم ۲۵ زندانی…
👎23
📝📝📝از آکروپولیس تا پاسارگاد؛ قدرت، حقوق بشر و پیام صلح
✍️ محمدجواد حقشناس
✅هفتم آبان، روزی که در حافظه فرهنگی بسیاری از ایرانیان با نام کوروش بزرگ پیوند خورده، امسال معنایی فراتر از یک مناسبت تاریخی یافته است. سخنان هفتم اکتبر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در آتن، بار دیگر تاریخ ایران و یونان را به میدان منازعات سیاسی امروز کشاند.
✅روبیو با یادآوری لشکرکشی خشایارشا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، کوشید تصویری از رویارویی تاریخی ایران و غرب ترسیم کند. اما آیا میتوان مناسبات دو تمدن بزرگ را به چند جنگ باستانی فروکاست؟ آیا تاریخ ایران و یونان، تنها تاریخ شمشیرها و سپاهیان است؟
✅ایران و یونان، فراتر از نبردهای تاریخی، دو کانون بزرگ اندیشه، فرهنگ و تمدن بشری بودهاند. فلسفه، هنر، دانش و تجربههای حکمرانی در این دو سرزمین، میراثی متعلق به همه بشریت آفریدهاند. تاریخ تمدنها را نمیتوان به دشمنیهای دیرینه تقلیل داد و از آن برای توجیه سیاستهای امروز بهره گرفت.
✅آکروپولیس نماد شکوه تمدن یونان است و پاسارگاد یادآور فصلی درخشان از تاریخ ایران. کوروش بزرگ در حافظه تاریخی ایرانیان با مدارا، احترام به آیینها و شیوهای متفاوت از فرمانروایی پیوند خورده است. استوانه کوروش را نباید با نادیدهگرفتن فاصله تاریخی، معادل اعلامیه جهانی حقوق بشر دانست؛ اما میتوان آن را سندی ارزشمند برای گفتوگو درباره رواداری، کرامت انسانی و مسئولیت صاحبان قدرت شناخت.
✅در جهان امروز نیز پرسش اصلی آن است که قدرت در خدمت چه هدفی قرار میگیرد: گسترش سلطه و تحمیل اراده، یا پاسداری از امنیت، حقوق ملتها و صلح؟
✅قدرت مسئولانه با توان نظامی آغاز و به آن محدود نمیشود. اقتدار ملی هنگامی معنا مییابد که بتواند از استقلال کشور دفاع کند، امنیت مردم را پاس بدارد و راه گفتوگو را برای جلوگیری از جنگهای ویرانگر بگشاید.
✅در این میان، یادآوری اقدام معنادار سرلشکر شهید محمد باقری، رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح، اهمیت دارد. او در نوروز ۱۴۰۴، هنگام سفر به استان فارس، از تختجمشید بازدید کرد و در پیام نوروزی خود از صلح، آرامش، دوستی و برادری با ملتها سخن گفت.
✅حضور عالیترین مقام نظامی کشور در یکی از برجستهترین یادمانهای ایران باستان، حامل پیامی روشن بود: پاسداشت میراث تاریخی و هویت ملی با دفاع از ایران امروز تعارضی ندارد. این دو میتوانند در کنار یکدیگر، پشتوانه همبستگی ملی و پیامآور صلح باشند.
✅این تجربه ارزشمند میتواند در عرصه دیپلماسی رسمی کشور نیز ادامه یابد.
✅پیشنهاد آن است که رئیسجمهور مسعود پزشکیان و وزیر امور خارجه عباس عراقچی، در هفتم آبان، با حضور در پاسارگاد و دعوت از دبیر کل سازمان ملل و رییس اجلاس غیر متعهدها و رییس سازمانکنفرانس اسلامی و نمایندگان کشورها و سازمانهای بینالمللی، پیام صلح ایران را از کنار آرامگاه کوروش بزرگ به گوش جهانیان برسانند.
✅پیامی بر پایه استقلال و تمامیت ارضی کشورها، احترام متقابل، کرامت انسانی، نفی تهدید و توسل به زور و آمادگی برای گفتوگویی عادلانه و مسئولانه.
✅چنین ابتکاری نه به معنای فراموشکردن تهدیدها و خسارتهای جنگ است و نه چشمپوشی از حقوق و منافع ملی. برعکس، تلاشی است برای تبدیل سرمایه تاریخی و فرهنگی ایران به ظرفیتی برای دیپلماسی و تقویت امنیت کشور.
✅ایران امروز به پیوند توان دفاعی با خرد سیاسی، اعتماد عمومی و دیپلماسی نیاز دارد. استقلال با انزوا یکسان نیست؛ همانگونه که صلحخواهی نیز به معنای چشمپوشی از حق دفاع از کشور نیست.
✅اگر روبیو از فراز آتن به گذشته نگریست تا درباره قدرت و رویارویی سخن بگوید، ایران میتواند از کنار آرامگاه کوروش، جهان را به صلح و همزیستی فراخواند.
✅پیام پاسارگاد باید روشن باشد: ایران از استقلال و امنیت خود پاسداری میکند، اما اقتدار مسئولانه را در تداوم دشمنی نمیجوید. هنر سیاست آن است که قدرت را به پشتوانه صلح و میراث تمدنی را به فرصتی برای ساختن آیندهای امنتر تبدیل کند
@Sahamnewsorg
@MostafaTajzadeh
✍️ محمدجواد حقشناس
✅هفتم آبان، روزی که در حافظه فرهنگی بسیاری از ایرانیان با نام کوروش بزرگ پیوند خورده، امسال معنایی فراتر از یک مناسبت تاریخی یافته است. سخنان هفتم اکتبر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در آتن، بار دیگر تاریخ ایران و یونان را به میدان منازعات سیاسی امروز کشاند.
✅روبیو با یادآوری لشکرکشی خشایارشا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، کوشید تصویری از رویارویی تاریخی ایران و غرب ترسیم کند. اما آیا میتوان مناسبات دو تمدن بزرگ را به چند جنگ باستانی فروکاست؟ آیا تاریخ ایران و یونان، تنها تاریخ شمشیرها و سپاهیان است؟
✅ایران و یونان، فراتر از نبردهای تاریخی، دو کانون بزرگ اندیشه، فرهنگ و تمدن بشری بودهاند. فلسفه، هنر، دانش و تجربههای حکمرانی در این دو سرزمین، میراثی متعلق به همه بشریت آفریدهاند. تاریخ تمدنها را نمیتوان به دشمنیهای دیرینه تقلیل داد و از آن برای توجیه سیاستهای امروز بهره گرفت.
✅آکروپولیس نماد شکوه تمدن یونان است و پاسارگاد یادآور فصلی درخشان از تاریخ ایران. کوروش بزرگ در حافظه تاریخی ایرانیان با مدارا، احترام به آیینها و شیوهای متفاوت از فرمانروایی پیوند خورده است. استوانه کوروش را نباید با نادیدهگرفتن فاصله تاریخی، معادل اعلامیه جهانی حقوق بشر دانست؛ اما میتوان آن را سندی ارزشمند برای گفتوگو درباره رواداری، کرامت انسانی و مسئولیت صاحبان قدرت شناخت.
✅در جهان امروز نیز پرسش اصلی آن است که قدرت در خدمت چه هدفی قرار میگیرد: گسترش سلطه و تحمیل اراده، یا پاسداری از امنیت، حقوق ملتها و صلح؟
✅قدرت مسئولانه با توان نظامی آغاز و به آن محدود نمیشود. اقتدار ملی هنگامی معنا مییابد که بتواند از استقلال کشور دفاع کند، امنیت مردم را پاس بدارد و راه گفتوگو را برای جلوگیری از جنگهای ویرانگر بگشاید.
✅در این میان، یادآوری اقدام معنادار سرلشکر شهید محمد باقری، رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح، اهمیت دارد. او در نوروز ۱۴۰۴، هنگام سفر به استان فارس، از تختجمشید بازدید کرد و در پیام نوروزی خود از صلح، آرامش، دوستی و برادری با ملتها سخن گفت.
✅حضور عالیترین مقام نظامی کشور در یکی از برجستهترین یادمانهای ایران باستان، حامل پیامی روشن بود: پاسداشت میراث تاریخی و هویت ملی با دفاع از ایران امروز تعارضی ندارد. این دو میتوانند در کنار یکدیگر، پشتوانه همبستگی ملی و پیامآور صلح باشند.
✅این تجربه ارزشمند میتواند در عرصه دیپلماسی رسمی کشور نیز ادامه یابد.
✅پیشنهاد آن است که رئیسجمهور مسعود پزشکیان و وزیر امور خارجه عباس عراقچی، در هفتم آبان، با حضور در پاسارگاد و دعوت از دبیر کل سازمان ملل و رییس اجلاس غیر متعهدها و رییس سازمانکنفرانس اسلامی و نمایندگان کشورها و سازمانهای بینالمللی، پیام صلح ایران را از کنار آرامگاه کوروش بزرگ به گوش جهانیان برسانند.
✅پیامی بر پایه استقلال و تمامیت ارضی کشورها، احترام متقابل، کرامت انسانی، نفی تهدید و توسل به زور و آمادگی برای گفتوگویی عادلانه و مسئولانه.
✅چنین ابتکاری نه به معنای فراموشکردن تهدیدها و خسارتهای جنگ است و نه چشمپوشی از حقوق و منافع ملی. برعکس، تلاشی است برای تبدیل سرمایه تاریخی و فرهنگی ایران به ظرفیتی برای دیپلماسی و تقویت امنیت کشور.
✅ایران امروز به پیوند توان دفاعی با خرد سیاسی، اعتماد عمومی و دیپلماسی نیاز دارد. استقلال با انزوا یکسان نیست؛ همانگونه که صلحخواهی نیز به معنای چشمپوشی از حق دفاع از کشور نیست.
✅اگر روبیو از فراز آتن به گذشته نگریست تا درباره قدرت و رویارویی سخن بگوید، ایران میتواند از کنار آرامگاه کوروش، جهان را به صلح و همزیستی فراخواند.
✅پیام پاسارگاد باید روشن باشد: ایران از استقلال و امنیت خود پاسداری میکند، اما اقتدار مسئولانه را در تداوم دشمنی نمیجوید. هنر سیاست آن است که قدرت را به پشتوانه صلح و میراث تمدنی را به فرصتی برای ساختن آیندهای امنتر تبدیل کند
@Sahamnewsorg
@MostafaTajzadeh
👍18👎1
📝📝📝 تشدید فشار بر دانشجویان زن؛ تذکرهای حجاب در شش دانشگاه خوارزمی، علامه طباطبایی، بهشتی، علم و صنعت، شریف و تهران
✅گزارشهای دریافتی از دانشگاههای خوارزمی، علامه طباطبایی و بهشتی حاکی از تداوم و تشدید تذکرهای حجاب از سوی نیروهای حراست و برخی کارکنان دانشگاهها به دانشجویان زن است.
✅ گزارشها حاکی از آن است که برخی از کارمندان زن دانشگاه با لحنی تند و در مواردی بیادبانه به دانشجویان درباره پوشش خود تذکر میدهند.
✅همزمان، گزارشهای رسیده از دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی از آغاز مجدد برخوردهای حراست با دانشجویان به بهانه حجاب اجباری حکایت دارد. بنا بر این گزارش، حراست این دانشکده با بهکارگیری نیروهای جدید، بار دیگر تذکر به دانشجویان درباره نوع پوشش را از سر گرفته و در پوشش دانشجویان زن دخالت میکند.
✅در بیانیهای که در کانال دانشجویی «علامه آزاد»، از سوی جمعی از دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی منتشر شده، دانشجویان ضمن اعتراض به دخالت حراست در تعیین پوشش، اعلام کردهاند که در برابر این اقدامات مقاومت خواهند کرد و به حجاب اجباری و اظهارنظرهای حراست درباره پوشش خود تن نخواهند داد. آنان همچنین بر تداوم تأثیر جنبش «زن، زندگی، آزادی» بر زندگی روزمره دانشجویان و مقاومت در برابر پوشش دستوری تأکید کردهاند.
✅بر اساس گزارش صنف مستقل بهشتی، همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید، فشار حراست دانشگاه بهشتی بر دانشجویان دختر به بهانه نوع پوشش افزایش یافته است. نیروهای حراست، علاوه بر ورودیهای دانشگاه، در فضاهای عمومی، مقابل سلف دختران و دانشکدهها، از جمله دانشکده ادبیات، مستقر شده و گشتزنی میکنند. در برخی موارد نیز برای افزایش سرعت گشتزنی از موتورسیکلت استفاده میشود. بنا بر گزارشها، هدایت این گشتها در مواردی بر عهده محمودرضا آقامیری، رئیس دانشگاه، است.
✅این برخوردها با هدف افزایش فشار روانی و فرسایشی بر دانشجویان صورت میگیرد و موارد متعددی از آزار کلامی توسط نیروهای حراست گزارش شده است. همچنین، در برخی موارد، کارت دانشجویی دانشجویان برخلاف قانون ضبط شده و در خوابگاههای دخترانه نیز سختگیری درباره ساعات ورود و خروج و نوع پوشش افزایش یافته است.
متن کامل
@MostafaTajzadeh
✅گزارشهای دریافتی از دانشگاههای خوارزمی، علامه طباطبایی و بهشتی حاکی از تداوم و تشدید تذکرهای حجاب از سوی نیروهای حراست و برخی کارکنان دانشگاهها به دانشجویان زن است.
✅ گزارشها حاکی از آن است که برخی از کارمندان زن دانشگاه با لحنی تند و در مواردی بیادبانه به دانشجویان درباره پوشش خود تذکر میدهند.
✅همزمان، گزارشهای رسیده از دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی از آغاز مجدد برخوردهای حراست با دانشجویان به بهانه حجاب اجباری حکایت دارد. بنا بر این گزارش، حراست این دانشکده با بهکارگیری نیروهای جدید، بار دیگر تذکر به دانشجویان درباره نوع پوشش را از سر گرفته و در پوشش دانشجویان زن دخالت میکند.
✅در بیانیهای که در کانال دانشجویی «علامه آزاد»، از سوی جمعی از دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی منتشر شده، دانشجویان ضمن اعتراض به دخالت حراست در تعیین پوشش، اعلام کردهاند که در برابر این اقدامات مقاومت خواهند کرد و به حجاب اجباری و اظهارنظرهای حراست درباره پوشش خود تن نخواهند داد. آنان همچنین بر تداوم تأثیر جنبش «زن، زندگی، آزادی» بر زندگی روزمره دانشجویان و مقاومت در برابر پوشش دستوری تأکید کردهاند.
✅بر اساس گزارش صنف مستقل بهشتی، همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید، فشار حراست دانشگاه بهشتی بر دانشجویان دختر به بهانه نوع پوشش افزایش یافته است. نیروهای حراست، علاوه بر ورودیهای دانشگاه، در فضاهای عمومی، مقابل سلف دختران و دانشکدهها، از جمله دانشکده ادبیات، مستقر شده و گشتزنی میکنند. در برخی موارد نیز برای افزایش سرعت گشتزنی از موتورسیکلت استفاده میشود. بنا بر گزارشها، هدایت این گشتها در مواردی بر عهده محمودرضا آقامیری، رئیس دانشگاه، است.
✅این برخوردها با هدف افزایش فشار روانی و فرسایشی بر دانشجویان صورت میگیرد و موارد متعددی از آزار کلامی توسط نیروهای حراست گزارش شده است. همچنین، در برخی موارد، کارت دانشجویی دانشجویان برخلاف قانون ضبط شده و در خوابگاههای دخترانه نیز سختگیری درباره ساعات ورود و خروج و نوع پوشش افزایش یافته است.
متن کامل
@MostafaTajzadeh
Telegram
خبرانهها(مهدی محمودیان)
❇️ تشدید فشار بر دانشجویان زن؛ تذکرهای حجاب در شش دانشگاه خوارزمی، علامه طباطبایی، بهشتی، علم و صنعت، شریف و تهران
🔹گزارشهای دریافتی از دانشگاههای خوارزمی، علامه طباطبایی و بهشتی حاکی از تداوم و تشدید تذکرهای حجاب از سوی نیروهای حراست و برخی کارکنان دانشگاهها…
🔹گزارشهای دریافتی از دانشگاههای خوارزمی، علامه طباطبایی و بهشتی حاکی از تداوم و تشدید تذکرهای حجاب از سوی نیروهای حراست و برخی کارکنان دانشگاهها…
👎21
📝📝📝وقتی اصفهان از گرسنگی فرو افتاد
✍🏻علی بهارلوئی
هیچ حکومتی آنقدر قدرتمند نیست که از سقوط مصون باشد
اول آبان، سالروز سقوط اصفهان و پایان سلطنت صفویان
✅پاییز سال ۱۱۰۱ خورشیدی بود. اصفهان، شهر گنبدهای فیروزهای و میدانهای باشکوه، ماهها بود که در محاصره به سر میبرد. پشت دیوارهای شهر، سپاه محمود افغان راهها را بسته بود و درون شهر، مردم روزبهروز بیشتر با گرسنگی دستوپنجه نرم میکردند.
✅شهری که روزگاری آوازه شکوهش از مرزهای ایران گذشته بود، حالا برای یافتن لقمهای نان درمانده شده بود. آذوقه به پایان میرسید، توان مردم تحلیل میرفت و هر روز، زندگی دشوارتر از روز پیش میشد. روایتهای تاریخی از روزهایی خبر میدهند که گرسنگی مردم را به خوردن برگ و پوست درختان کشاند و سرانجام، فاجعه به مرزهای هولناکی رسید که تصورش برای انسان امروز نیز دشوار است.
✅اما سقوط اصفهان در همان روزی آغاز نشده بود که سپاه دشمن پشت دروازههایش رسید.
✅ماهها پیشتر، در نبرد گلونآباد، سپاه صفوی با وجود برتری عددی شکست خورده بود. اختلافات درونی، آشفتگی فرماندهی و ناتوانی در سازماندهی مؤثر نیروها، قدرتی را که در ظاهر بزرگ به نظر میرسید، در لحظه رویارویی آسیبپذیر کرده بود.
✅پس از آن، محاصره آغاز شد. اصفهان هنوز دیوار داشت، هنوز مردمانش امید داشتند و هنوز میشد برای نجات شهر راهی جستوجو کرد. اما با گذشت زمان، گرسنگی از دیوارها عبور کرد و به خانهها رسید. دربار نیز نتوانست راهی مؤثر برای پایاندادن به این رنج پیدا کند.
✅در آن ماههای تلخ، پیشنهادهایی برای تغییر در رأس حکومت مطرح شد. حتی امکان مذاکره و پایاندادن به محاصره وجود داشت. اما فرصتها از دست رفتند و سرانجام، شاه سلطان حسین در برابر محمود افغان تسلیم شد.
✅در ۲۳ اکتبر ۱۷۲۲، اصفهان سقوط کرد و سلسلهای که بیش از دو قرن بر ایران فرمان رانده بود، پایان یافت. چند روز بعد، محمود افغان وارد شهر شد و بر تخت سلطنت نشست.
✅ولی تاریخ این روز را نباید فقط با نام شاهی که تاجش را از دست داد به یاد بسپارد. آنچه در اصفهان رخ داد، فراتر از جابهجایی یک حاکم بود. مردمی گرسنه، شهری آسیبدیده و سرزمینی گرفتار آشفتگی، بهای سنگین فروپاشی را پرداختند. اصفهان زنده ماند، اما زخمهای آن بهسادگی التیام نیافت.
✅شاید مهمترین درس آن روز همین باشد: سقوط حکومتها همیشه در کاخها اتفاق نمیافتد؛ گاهی پیامد آن در سفرههای خالی، خانههای خاموش و زندگی مردمی آشکار میشود که در تصمیمهای بزرگ سهم اندکی داشتهاند، اما بیشترین هزینه را پرداختهاند.
✅هیچ حکومتی، هرقدر هم ریشهدار، قدرتمند یا برخوردار از شکوه گذشته باشد، در برابر همه خطرها مصون نیست. هجوم نظامی، بحران اقتصادی، اختلافات داخلی و حوادث طبیعی میتوانند در کنار هم، بنیانهایی را سست کنند که سالها استوار به نظر میرسیدند.
✅از همین رو، مسئله یک کشور فقط داشتن قدرت نیست؛ توانایی حفظ زندگی مردم در روزهای فقدان قدرت و در سختترین شرایط است.
✅حکومت تابآور، حکومتی نیست که خیال کند هرگز ضربه نخواهد خورد. حکومتی است که برای روزهای دشوار آماده میشود؛ از منابع حیاتی حفاظت میکند، نهادهای کارآمد میسازد، هشدارها را میشنود، خطاهایش را اصلاح میکند و اجازه نمیدهد اختلال در یک بخش، تمام زندگی جامعه را از کار بیندازد.
✅این ضرورت در کشوری که قدرت و تصمیمگیری در آن متمرکز است، اهمیت بیشتری پیدا میکند. هرچه اداره امور کشور بیشتر به یک مرکز وابسته باشد، اختلال در آن مرکز میتواند پیامدهای گستردهتری برای اقتصاد، امنیت و خدمات عمومی داشته باشد. بنابراین، تابآوری فقط به معنای حفاظت از ساختار حکومت نیست؛ به معنای حفاظت از جامعه در برابر پیامدهای بحران نیز هست.
✅کشور باید بتواند در برابر جنگ و تهدید خارجی مقاومت کند، در برابر خشکسالی و بحران آب دوام بیاورد، در شرایط دشوار اقتصادی خدمات ضروری را ادامه دهد و اگر بخشی از ساختارهایش آسیب دید، توان بازسازی خود را از دست ندهد.
✅ما نمیتوانیم آینده را از همه خطرها مصون کنیم؛ اما میتوانیم با خرد جمعی، نهادهای پاسخگو، آمادگی برای بحران و اصلاح بهموقع خطاها، از آسیبپذیری خود بکاهیم.
✅اول آبان، یادآور روزی است که اصفهان پس از ماهها محاصره فرو افتاد و یکی از سلسلههای بزرگ تاریخ ایران به پایان رسید. این روز فرصتی است برای اندیشیدن به مسئولیتی فراتر از حفظ هر حکومت و هر ساختار سیاسی: حفظ ایران و امکان زندگی شرافتمندانه مردم آن.
✅هیچ حکومتی ضدضربه نیست. هنر حکمرانی آن است که کشوری بسازد که در برابر ضربهها تاب بیاورد و اگر ساختارهای قدرت دچار اختلال شدند، زندگی مردم، توان اداره امور و امکان بازسازی جامعه از میان نرود.
@MostafaTajzadeh
✍🏻علی بهارلوئی
هیچ حکومتی آنقدر قدرتمند نیست که از سقوط مصون باشد
اول آبان، سالروز سقوط اصفهان و پایان سلطنت صفویان
✅پاییز سال ۱۱۰۱ خورشیدی بود. اصفهان، شهر گنبدهای فیروزهای و میدانهای باشکوه، ماهها بود که در محاصره به سر میبرد. پشت دیوارهای شهر، سپاه محمود افغان راهها را بسته بود و درون شهر، مردم روزبهروز بیشتر با گرسنگی دستوپنجه نرم میکردند.
✅شهری که روزگاری آوازه شکوهش از مرزهای ایران گذشته بود، حالا برای یافتن لقمهای نان درمانده شده بود. آذوقه به پایان میرسید، توان مردم تحلیل میرفت و هر روز، زندگی دشوارتر از روز پیش میشد. روایتهای تاریخی از روزهایی خبر میدهند که گرسنگی مردم را به خوردن برگ و پوست درختان کشاند و سرانجام، فاجعه به مرزهای هولناکی رسید که تصورش برای انسان امروز نیز دشوار است.
✅اما سقوط اصفهان در همان روزی آغاز نشده بود که سپاه دشمن پشت دروازههایش رسید.
✅ماهها پیشتر، در نبرد گلونآباد، سپاه صفوی با وجود برتری عددی شکست خورده بود. اختلافات درونی، آشفتگی فرماندهی و ناتوانی در سازماندهی مؤثر نیروها، قدرتی را که در ظاهر بزرگ به نظر میرسید، در لحظه رویارویی آسیبپذیر کرده بود.
✅پس از آن، محاصره آغاز شد. اصفهان هنوز دیوار داشت، هنوز مردمانش امید داشتند و هنوز میشد برای نجات شهر راهی جستوجو کرد. اما با گذشت زمان، گرسنگی از دیوارها عبور کرد و به خانهها رسید. دربار نیز نتوانست راهی مؤثر برای پایاندادن به این رنج پیدا کند.
✅در آن ماههای تلخ، پیشنهادهایی برای تغییر در رأس حکومت مطرح شد. حتی امکان مذاکره و پایاندادن به محاصره وجود داشت. اما فرصتها از دست رفتند و سرانجام، شاه سلطان حسین در برابر محمود افغان تسلیم شد.
✅در ۲۳ اکتبر ۱۷۲۲، اصفهان سقوط کرد و سلسلهای که بیش از دو قرن بر ایران فرمان رانده بود، پایان یافت. چند روز بعد، محمود افغان وارد شهر شد و بر تخت سلطنت نشست.
✅ولی تاریخ این روز را نباید فقط با نام شاهی که تاجش را از دست داد به یاد بسپارد. آنچه در اصفهان رخ داد، فراتر از جابهجایی یک حاکم بود. مردمی گرسنه، شهری آسیبدیده و سرزمینی گرفتار آشفتگی، بهای سنگین فروپاشی را پرداختند. اصفهان زنده ماند، اما زخمهای آن بهسادگی التیام نیافت.
✅شاید مهمترین درس آن روز همین باشد: سقوط حکومتها همیشه در کاخها اتفاق نمیافتد؛ گاهی پیامد آن در سفرههای خالی، خانههای خاموش و زندگی مردمی آشکار میشود که در تصمیمهای بزرگ سهم اندکی داشتهاند، اما بیشترین هزینه را پرداختهاند.
✅هیچ حکومتی، هرقدر هم ریشهدار، قدرتمند یا برخوردار از شکوه گذشته باشد، در برابر همه خطرها مصون نیست. هجوم نظامی، بحران اقتصادی، اختلافات داخلی و حوادث طبیعی میتوانند در کنار هم، بنیانهایی را سست کنند که سالها استوار به نظر میرسیدند.
✅از همین رو، مسئله یک کشور فقط داشتن قدرت نیست؛ توانایی حفظ زندگی مردم در روزهای فقدان قدرت و در سختترین شرایط است.
✅حکومت تابآور، حکومتی نیست که خیال کند هرگز ضربه نخواهد خورد. حکومتی است که برای روزهای دشوار آماده میشود؛ از منابع حیاتی حفاظت میکند، نهادهای کارآمد میسازد، هشدارها را میشنود، خطاهایش را اصلاح میکند و اجازه نمیدهد اختلال در یک بخش، تمام زندگی جامعه را از کار بیندازد.
✅این ضرورت در کشوری که قدرت و تصمیمگیری در آن متمرکز است، اهمیت بیشتری پیدا میکند. هرچه اداره امور کشور بیشتر به یک مرکز وابسته باشد، اختلال در آن مرکز میتواند پیامدهای گستردهتری برای اقتصاد، امنیت و خدمات عمومی داشته باشد. بنابراین، تابآوری فقط به معنای حفاظت از ساختار حکومت نیست؛ به معنای حفاظت از جامعه در برابر پیامدهای بحران نیز هست.
✅کشور باید بتواند در برابر جنگ و تهدید خارجی مقاومت کند، در برابر خشکسالی و بحران آب دوام بیاورد، در شرایط دشوار اقتصادی خدمات ضروری را ادامه دهد و اگر بخشی از ساختارهایش آسیب دید، توان بازسازی خود را از دست ندهد.
✅ما نمیتوانیم آینده را از همه خطرها مصون کنیم؛ اما میتوانیم با خرد جمعی، نهادهای پاسخگو، آمادگی برای بحران و اصلاح بهموقع خطاها، از آسیبپذیری خود بکاهیم.
✅اول آبان، یادآور روزی است که اصفهان پس از ماهها محاصره فرو افتاد و یکی از سلسلههای بزرگ تاریخ ایران به پایان رسید. این روز فرصتی است برای اندیشیدن به مسئولیتی فراتر از حفظ هر حکومت و هر ساختار سیاسی: حفظ ایران و امکان زندگی شرافتمندانه مردم آن.
✅هیچ حکومتی ضدضربه نیست. هنر حکمرانی آن است که کشوری بسازد که در برابر ضربهها تاب بیاورد و اگر ساختارهای قدرت دچار اختلال شدند، زندگی مردم، توان اداره امور و امکان بازسازی جامعه از میان نرود.
@MostafaTajzadeh
👍44
📝📝📝 از بستن کافهها در همراهی با معترضان تا مصادره تمام داراییها؛ صادق ساعدینیا چگونه هزینه ایستادن کنار مردم را پرداخت کرد؟
✍🏻خبرنامهها: دادستان عمومی و انقلاب قم امروز، سوم آبان، اعلام کرد تمام اموال منقول و غیرمنقول صادق ساعدینیا، مدیر کافههای زنجیرهای ساعدینیا، توقیف شده و اقدامات مربوط به مصادره آنها آغاز شده است. به گفته علیاصغر سلطانی، حتی داراییهای رمزارزی او نیز مشمول توقیف شدهاند. رئیس کل دادگستری قم نیز گفته است اموال این زندانی در حال کارشناسی و طی مراحل مصادره است.
✅این تازهترین مرحله از پروندهای است که از روزهای اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ آغاز شد؛ زمانی که ساعدینیا شعب کافهها و فروشگاههای خود را تعطیل کرد، در شبکههای اجتماعی مطالبی در حمایت از اعتراضات منتشر کرد و به فراخوانهای اعتراضی واکنش نشان داد.
✅قوه قضاییه همین اقدامات را به بخش مهمی از پرونده امنیتی او تبدیل کرد. در کیفرخواست، انتشار استوریهای اعتراضی، حضور در تجمعات، تعطیلی کافهها و فروشگاههای متعلق به او و آنچه «تشویق کارکنان به حضور در اعتراضات» خوانده شده، بهعنوان مصادیق فعالیت علیه امنیت کشور مطرح شد. حتی انتشار تصویری از یکی از کارکنان که روی دستش عبارت «جاوید شاه» نوشته شده بود و گفتوگوهای گروه کاری واتساپ مجموعه، در دادگاه علیه او مورد استناد قرار گرفت. ساعدینیا در دادگاه اتهام تشویق کارکنان به شرکت در اعتراضات را رد کرد.
✅ حکمی که فقط آزادی او را نگرفت؛ کسبوکار و داراییهایش را هم هدف قرار داد
✅حکم نهایی صادق ساعدینیا تنها زندان نیست. دیوان عالی کشور در شهریورماه محکومیت او به ۱۲ سال و شش ماه و یک روز حبس تعزیری، مصادره تمام اموال منقول و غیرمنقول به نفع دولت و دو سال ممنوعیت فعالیت در حرفه کافهداری پس از پایان حبس را تأیید کرد. تمام شعب کافههای مرتبط با او نیز در جریان پرونده پلمب شدند.
✅به این ترتیب، مجازاتی که برای حمایت از اعتراضات و فعالیتهای رسانهای علیه ساعدینیا صادر شده، تنها یک فرد را از آزادی محروم نمیکند؛ تمام بنیان اقتصادی زندگی او نیز هدف قرار گرفته است.
✅امروز دادستان قم بدون ارائه سند تازهای درباره ارتباط مستقیم ساعدینیا با تخریب اموال عمومی، بار دیگر او را به «همکاری با دشمن» در حوادث ۱۸ و ۱۹ دی متهم کرد. قوه قضاییه پیشتر نیز او را «محرک» اعتراضات قم معرفی کرده بود، اما در گزارشهای عمومی منتشرشده از پرونده، بخش عمده مستندات اعلامشده مربوط به فعالیت در شبکههای اجتماعی، تعطیلی کسبوکار، حضور در اعتراضات و ارتباط با کارکنان مجموعه است.
متن کامل
@MostafaTajzadeh
✍🏻خبرنامهها: دادستان عمومی و انقلاب قم امروز، سوم آبان، اعلام کرد تمام اموال منقول و غیرمنقول صادق ساعدینیا، مدیر کافههای زنجیرهای ساعدینیا، توقیف شده و اقدامات مربوط به مصادره آنها آغاز شده است. به گفته علیاصغر سلطانی، حتی داراییهای رمزارزی او نیز مشمول توقیف شدهاند. رئیس کل دادگستری قم نیز گفته است اموال این زندانی در حال کارشناسی و طی مراحل مصادره است.
✅این تازهترین مرحله از پروندهای است که از روزهای اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ آغاز شد؛ زمانی که ساعدینیا شعب کافهها و فروشگاههای خود را تعطیل کرد، در شبکههای اجتماعی مطالبی در حمایت از اعتراضات منتشر کرد و به فراخوانهای اعتراضی واکنش نشان داد.
✅قوه قضاییه همین اقدامات را به بخش مهمی از پرونده امنیتی او تبدیل کرد. در کیفرخواست، انتشار استوریهای اعتراضی، حضور در تجمعات، تعطیلی کافهها و فروشگاههای متعلق به او و آنچه «تشویق کارکنان به حضور در اعتراضات» خوانده شده، بهعنوان مصادیق فعالیت علیه امنیت کشور مطرح شد. حتی انتشار تصویری از یکی از کارکنان که روی دستش عبارت «جاوید شاه» نوشته شده بود و گفتوگوهای گروه کاری واتساپ مجموعه، در دادگاه علیه او مورد استناد قرار گرفت. ساعدینیا در دادگاه اتهام تشویق کارکنان به شرکت در اعتراضات را رد کرد.
✅ حکمی که فقط آزادی او را نگرفت؛ کسبوکار و داراییهایش را هم هدف قرار داد
✅حکم نهایی صادق ساعدینیا تنها زندان نیست. دیوان عالی کشور در شهریورماه محکومیت او به ۱۲ سال و شش ماه و یک روز حبس تعزیری، مصادره تمام اموال منقول و غیرمنقول به نفع دولت و دو سال ممنوعیت فعالیت در حرفه کافهداری پس از پایان حبس را تأیید کرد. تمام شعب کافههای مرتبط با او نیز در جریان پرونده پلمب شدند.
✅به این ترتیب، مجازاتی که برای حمایت از اعتراضات و فعالیتهای رسانهای علیه ساعدینیا صادر شده، تنها یک فرد را از آزادی محروم نمیکند؛ تمام بنیان اقتصادی زندگی او نیز هدف قرار گرفته است.
✅امروز دادستان قم بدون ارائه سند تازهای درباره ارتباط مستقیم ساعدینیا با تخریب اموال عمومی، بار دیگر او را به «همکاری با دشمن» در حوادث ۱۸ و ۱۹ دی متهم کرد. قوه قضاییه پیشتر نیز او را «محرک» اعتراضات قم معرفی کرده بود، اما در گزارشهای عمومی منتشرشده از پرونده، بخش عمده مستندات اعلامشده مربوط به فعالیت در شبکههای اجتماعی، تعطیلی کسبوکار، حضور در اعتراضات و ارتباط با کارکنان مجموعه است.
متن کامل
@MostafaTajzadeh
Telegram
خبرانهها(مهدی محمودیان)
❇️ از بستن کافهها در همراهی با معترضان تا مصادره تمام داراییها؛ صادق ساعدینیا چگونه هزینه ایستادن کنار مردم را پرداخت کرد؟
✍🏻خبرنامهها: دادستان عمومی و انقلاب قم امروز، سوم آبان، اعلام کرد تمام اموال منقول و غیرمنقول صادق ساعدینیا، مدیر کافههای زنجیرهای…
✍🏻خبرنامهها: دادستان عمومی و انقلاب قم امروز، سوم آبان، اعلام کرد تمام اموال منقول و غیرمنقول صادق ساعدینیا، مدیر کافههای زنجیرهای…
👍24👎2
📝📝📝 کمالگرایی، گسستگی اجتماعی و افسردگی
✍🏻 Mark Travers
✍🏻ترجمه توسط کانال تلگرام علی نیکجو
@alipsychiatrist
✅نتایج یک مطالعه که اخیرا در مجلهی سوشیال سایکولوژی منتشر شده است نشان میدهد که نیاز غیرواقعبینانه به بینقص بودن، اغلب منتهی به افسردگی، قطع ارتباطات اجتماعی و فقدان احساس تعلق، میشود. “موضوعی که من به آن علاقهمند شدم، نقش کمالگرایی(perfectionism) در افسردگی، بعد از کار بر روی پروژهای بود که نشان میداد پرفکشنیسم، به عنوان یک ویژگی شخصیتی که بسیاری از اوقات ستوده میشود، چگونه منجر به افسردگی در طول زمان میشود” این گفتهی کاترینا آرنیک، یکی از محققان مطالعه است که برای درک اینکه چه نوعی از پرفکشنیسم منجر به افسردگی میشود بر روی مدل گسستگی اجتماعی در پرفکشنیسم
Perfectionism Social Disconnection (PSDM)
تمرکز دارد. این مدل پیشنهاد میکند که پرفکشنیسم، از هر نوعی، باعث افزایش احتمال قطع ارتباط با دیگران میشود و این انزوا منجر به خُلق پایین و افسردگی میشود.
✅با در نظر گرفتن اینکه استرس بینفردی یکی از علل افسردگی است، ما تصمیم گرفتیم که از مدل PSDM به عنوان چارچوبی برای ارزیابی این موضوع استفاده کنیم که آیا مشکلات بینفردی میتوانند توضیحی برای ارتباط میان پرفکشنیسم و افسردگی باشند؟” آرنیک و همکاران این تئوری را در گروهی از افراد بزرگسال بررسی کردند و به این یافته رسیدند که تمام انواع پرفکشنیسم میتوانند با ایجاد انزوای اجتماعی باعث افزایش احتمال افسردگی شوند.” محققان این مطالعه پرفکشنیسم را به چند فرم مختلف تقسیم کردهاند:
پرفکشنیسم معطوف به خود نوعی از کمالگرایی است که در آن فرد از خود توقع بینقص بودن دارد و الگویی است که اغلب افراد هنگام صحبت در مورد پرفکشنیسم، به آن فکر میکنند.
پرفکشنیسم معطوف به دیگری مدلی از پرفکشنیسم است که نیاز به بینقص تجربه کردن دیگران، مثل اعضای خانواده، دوستان و همکاران در آن وجود دارد.
پرفکشنیسم تجویز شده توسط جامعه مدلی است که در آن فرد کمالگرا، مورد تأیید واقع شدن توسط دیگران را مشروط به بینقص بودن خود میداند.
✅نویسندگان مطالعه اشاره میکنند که پرفکشنیسم میتواند به شکلهای مختلفی ابراز شود مثل: ارتقای شخصی کمالگرایانه، یا همان ارتقای فعالانهی استعدادها و تواناییها برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران، که مطمئنا این الگوی ارتباط بینفردی شباهتهایی با خودشیفتگی دارد.
✅نشان ندادن نقص که در این الگو فرد کمالگرا از شرکت در فعالیتهایی که ممکن است نقایص او را افشا کند، اجتناب میکند.
✅افشا نکردن نقصها یا عدم ابراز کلامی آنها مثل اجتناب از صحبت کردن درباره اشتباهات و مشکلات خود.
✅افراد پرفکشنیست اغلب به صورت متناقضی در حفظ افکار و رفتارهای کمالگرایانهی خود، علیرغم پیامدهای منفی آنها ، پافشاری نشان میدهند. این موضوع میتواند به دلیل بعضی مزایایی باشد که حفظ استانداردهای کمالگرایانه به دنبال دارد. برای مثال، اگرچه پرفکشنیسم معطوف به خود، به گسستگی اجتماعی و افسردگی میانجامد اما میتواند با گرفتن اطمینان بیشتری در ارتباط با ارزشمندی خود همراه باشد، احتمالا به این دلیل که پرفکشنیستهای معطوف به خود، افرادی با پشتکار بالا هستند که اغلب توسط دیگران تحسین میشوند و این تائید به آنها احساس اطمینان نسبت به خوب و ارزشمند بودنشان میدهد.
📌 ادامه در INSTANT VIEW
(مشاهده فوری)
https://www.forbes.com/sites/traversmark/2022/05/24/a-new-study-explores-the-worrying-link-between-perfectionism-depression-and-social-isolation/
@AliNikjooneveshteha
@MostafaTajzadeh
✍🏻 Mark Travers
✍🏻ترجمه توسط کانال تلگرام علی نیکجو
@alipsychiatrist
✅نتایج یک مطالعه که اخیرا در مجلهی سوشیال سایکولوژی منتشر شده است نشان میدهد که نیاز غیرواقعبینانه به بینقص بودن، اغلب منتهی به افسردگی، قطع ارتباطات اجتماعی و فقدان احساس تعلق، میشود. “موضوعی که من به آن علاقهمند شدم، نقش کمالگرایی(perfectionism) در افسردگی، بعد از کار بر روی پروژهای بود که نشان میداد پرفکشنیسم، به عنوان یک ویژگی شخصیتی که بسیاری از اوقات ستوده میشود، چگونه منجر به افسردگی در طول زمان میشود” این گفتهی کاترینا آرنیک، یکی از محققان مطالعه است که برای درک اینکه چه نوعی از پرفکشنیسم منجر به افسردگی میشود بر روی مدل گسستگی اجتماعی در پرفکشنیسم
Perfectionism Social Disconnection (PSDM)
تمرکز دارد. این مدل پیشنهاد میکند که پرفکشنیسم، از هر نوعی، باعث افزایش احتمال قطع ارتباط با دیگران میشود و این انزوا منجر به خُلق پایین و افسردگی میشود.
✅با در نظر گرفتن اینکه استرس بینفردی یکی از علل افسردگی است، ما تصمیم گرفتیم که از مدل PSDM به عنوان چارچوبی برای ارزیابی این موضوع استفاده کنیم که آیا مشکلات بینفردی میتوانند توضیحی برای ارتباط میان پرفکشنیسم و افسردگی باشند؟” آرنیک و همکاران این تئوری را در گروهی از افراد بزرگسال بررسی کردند و به این یافته رسیدند که تمام انواع پرفکشنیسم میتوانند با ایجاد انزوای اجتماعی باعث افزایش احتمال افسردگی شوند.” محققان این مطالعه پرفکشنیسم را به چند فرم مختلف تقسیم کردهاند:
پرفکشنیسم معطوف به خود نوعی از کمالگرایی است که در آن فرد از خود توقع بینقص بودن دارد و الگویی است که اغلب افراد هنگام صحبت در مورد پرفکشنیسم، به آن فکر میکنند.
پرفکشنیسم معطوف به دیگری مدلی از پرفکشنیسم است که نیاز به بینقص تجربه کردن دیگران، مثل اعضای خانواده، دوستان و همکاران در آن وجود دارد.
پرفکشنیسم تجویز شده توسط جامعه مدلی است که در آن فرد کمالگرا، مورد تأیید واقع شدن توسط دیگران را مشروط به بینقص بودن خود میداند.
✅نویسندگان مطالعه اشاره میکنند که پرفکشنیسم میتواند به شکلهای مختلفی ابراز شود مثل: ارتقای شخصی کمالگرایانه، یا همان ارتقای فعالانهی استعدادها و تواناییها برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران، که مطمئنا این الگوی ارتباط بینفردی شباهتهایی با خودشیفتگی دارد.
✅نشان ندادن نقص که در این الگو فرد کمالگرا از شرکت در فعالیتهایی که ممکن است نقایص او را افشا کند، اجتناب میکند.
✅افشا نکردن نقصها یا عدم ابراز کلامی آنها مثل اجتناب از صحبت کردن درباره اشتباهات و مشکلات خود.
✅افراد پرفکشنیست اغلب به صورت متناقضی در حفظ افکار و رفتارهای کمالگرایانهی خود، علیرغم پیامدهای منفی آنها ، پافشاری نشان میدهند. این موضوع میتواند به دلیل بعضی مزایایی باشد که حفظ استانداردهای کمالگرایانه به دنبال دارد. برای مثال، اگرچه پرفکشنیسم معطوف به خود، به گسستگی اجتماعی و افسردگی میانجامد اما میتواند با گرفتن اطمینان بیشتری در ارتباط با ارزشمندی خود همراه باشد، احتمالا به این دلیل که پرفکشنیستهای معطوف به خود، افرادی با پشتکار بالا هستند که اغلب توسط دیگران تحسین میشوند و این تائید به آنها احساس اطمینان نسبت به خوب و ارزشمند بودنشان میدهد.
📌 ادامه در INSTANT VIEW
(مشاهده فوری)
https://www.forbes.com/sites/traversmark/2022/05/24/a-new-study-explores-the-worrying-link-between-perfectionism-depression-and-social-isolation/
@AliNikjooneveshteha
@MostafaTajzadeh
Forbes
A New Study Explores The Worrying Link Between Perfectionism, Depression, And Social Isolation
New research explores the social implications of being overly perfectionistic.
👍9
📝📝📝هنر معاصر در برابر نظم حقوقی؛ نخستین نشست علمی حقوق هنر در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار میشود
✅ هنر معاصر ایران، پس از دههها رشد و تحول، اینک در آستانه یک گفتوگوی جدی و بیسابقه قرار گرفته است؛ گفتوگویی نه میان هنرمندان با یکدیگر، بلکه میان هنرمندان و حقوقدانانی که با تمرکز بر مسائل حقوقی هنرمندان، به دنبال پاسخ پرسش های مهمی هستند. نخستین نشست علمی «هنر معاصر و نظم حقوقی» روز سهشنبه پنجم آبانماه ۱۴۰۵ در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار میشود؛ رویدادی که به همت اداره کل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، گروه حقوقی مهداد، صندوق کمک به توسعه هنر و موزه هنرهای معاصر تهران سازمان یافته است و ورود برای عموم علاقهمندان آزاد است.
✅آنچه این نشست را از گردهماییهای معمول هنری متمایز میکند، ترکیب کمسابقه سخنرانان آن است؛ آمیزهای از نامآورترین استادان حقوق و شناختهشدهترین چهرههای هنرهای تجسمی ایران که قرار است در یک میز واحد، درباره نسبت پیچیده و کمتر کاویدهشده هنر معاصر با نظام حقوقی گفتوگو کنند.
ادامه مطلب در سایت هممیهن آنلاین
@MostafaTajzadeh
✅ هنر معاصر ایران، پس از دههها رشد و تحول، اینک در آستانه یک گفتوگوی جدی و بیسابقه قرار گرفته است؛ گفتوگویی نه میان هنرمندان با یکدیگر، بلکه میان هنرمندان و حقوقدانانی که با تمرکز بر مسائل حقوقی هنرمندان، به دنبال پاسخ پرسش های مهمی هستند. نخستین نشست علمی «هنر معاصر و نظم حقوقی» روز سهشنبه پنجم آبانماه ۱۴۰۵ در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار میشود؛ رویدادی که به همت اداره کل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، گروه حقوقی مهداد، صندوق کمک به توسعه هنر و موزه هنرهای معاصر تهران سازمان یافته است و ورود برای عموم علاقهمندان آزاد است.
✅آنچه این نشست را از گردهماییهای معمول هنری متمایز میکند، ترکیب کمسابقه سخنرانان آن است؛ آمیزهای از نامآورترین استادان حقوق و شناختهشدهترین چهرههای هنرهای تجسمی ایران که قرار است در یک میز واحد، درباره نسبت پیچیده و کمتر کاویدهشده هنر معاصر با نظام حقوقی گفتوگو کنند.
ادامه مطلب در سایت هممیهن آنلاین
@MostafaTajzadeh
هممیهن
هنر معاصر در برابر نظم حقوقی؛ نخستین نشست علمی حقوق هنر در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار میشود
هنر معاصر ایران، پس از دههها رشد و تحول، اینک در آستانه یک گفتوگوی جدی و بیسابقه قرار گرفته است؛ گفتوگویی نه میان هنرمندان با یکدیگر، بلکه میان هنرمندان و حقوقدانانی که با تمرکز بر مسائل حقوقی هنرمندان، به دنبال پاسخ پرسش های مهمی هستند.
👍8
📝📝📝📝اصرار بر اجبار، خطایی مکرر و پرهزینه
✍🏻آذر منصوری: اصرار حاکمیت بر تحمیل پوشش به زنان ایران، پیش از هر چیز، نشانه ناتوانی در فهم واقعیت جامعه و تکرار سیاستی شکستخورده است؛ سیاستی که سالها آزموده شده، هزینههای سنگینی بر جامعه تحمیل کرده و نهتنها به هدف خود نرسیده، بلکه به تعمیق شکاف میان جامعه و حاکمیت انجامیده است.
مسئله فقط نوع پوشش زنان نیست. مسئله، نادیده گرفتن حق انتخاب، بیتوجهی به تحولات اجتماعی و اصرار بر مداخله در حوزهای است که با هویت فردی، کرامت انسانی و آزادیهای شهروندی پیوند دارد. این اصرار در شرایطی ادامه پیدا میکند که زنان ایران همچنان با انواع تبعیضها در عرصههای حقوقی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مواجهاند.
✅ به جای آنکه حاکمیت برای رفع این تبعیضها و فراهم کردن فرصتهای برابر گام بردارد، بخش مهمی از توان و منابع خود را صرف کنترل پوشش زنان میکند؛ گویی مسئله اصلی کشور، نه بحران معیشت و نابرابری، نه محدود شدن حقوق شهروندی و نه کاهش اعتماد عمومی، بلکه انتخاب پوشش از سوی زنان است.
✅تجربه سالهای گذشته باید برای سیاستگذاران روشن کرده باشد که جامعه را نمیتوان با دستور و اجبار به عقب بازگرداند. مقاومت مدنی زنان در برابر سیاستهای تحمیلی، پدیدهای مقطعی یا واکنشی گذرا نیست؛ حاصل انباشت تجربه زیسته زنانی است که میخواهند درباره زندگی و بدن خود تصمیم بگیرند. جنبش مهسا این واقعیت را به شکلی بیسابقه آشکار کرد. مرگ تلخ مهسا امینی به نمادی از اعتراض به اجبار و تبعیض تبدیل شد و نشان داد که مسئله پوشش، در پیوند با مطالبات گستردهتری درباره آزادی، کرامت انسانی و رابطه مردم با حاکمیت قرار گرفته است.
✅هشدار اصلی همینجاست: هر بار که حاکمیت میکوشد با ابزارهای قانونی، انتظامی یا تبلیغاتی نوع پوشش زنان را کنترل کند، موضوعی را که میتواند انتخابی فردی و اجتماعی باشد، به عرصه مقاومت مدنی تبدیل میکند. در چنین شرایطی، حتی نوع پوشش نیز معنایی فراتر از ظاهر پیدا میکند و به نشانهای از پذیرش یا رد مداخله حکومت بدل میشود. این مداخله نهتنها مقاومت را تقویت میکند، بلکه بر عرف جامعه نیز اثر میگذارد؛ زیرا سیاست رسمی، به جای همراهی با تحولات اجتماعی، در برابر آن قرار میگیرد و فاصله میان هنجارهای رسمی و زندگی واقعی مردم را افزایش میدهد.
✅این روند، در نهایت، به زیان خود حاکمیت تمام میشود. هر سیاستی که برای اجرای آن ناگزیر به گسترش نظارت، تهدید، برخورد و محدود کردن آزادیهای شهروندان باشد، نمیتواند به رضایت و همراهی پایدار جامعه منجر شود. نتیجه چنین رویکردی، فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی، بیاعتمادی گستردهتر و عمیقتر شدن شکاف دولتـملت است؛ شکافی که در شرایط دشوار کنونی کشور، هزینههای آن میتواند بسیار فراتر از موضوع پوشش باشد.
✅راه برونرفت، نه تشدید اجبار، بلکه پذیرش واقعیت جامعه ایران و به رسمیت شناختن حق انتخاب زنان است. حاکمیت باید از مداخله در زندگی خصوصی شهروندان دست بردارد و به جای تقابل با جامعه، برای رفع تبعیضهای ساختاری، تضمین حقوق شهروندی و بازسازی اعتماد عمومی تلاش کند. پوشش زنان را نمیتوان با اجبار به مسئلهای حلشده تبدیل کرد؛ اما میتوان با اصرار بر اجبار، آن را به زخمی عمیقتر در رابطه جامعه و حاکمیت بدل ساخت. تجربه جنبش مهسا این هشدار را داده است و نادیده گرفتن آن تنها و تنها اصرار بر تکرار خطایی پرهزینه است.
@emtedadnet
@MostafaTajzadeh
✍🏻آذر منصوری: اصرار حاکمیت بر تحمیل پوشش به زنان ایران، پیش از هر چیز، نشانه ناتوانی در فهم واقعیت جامعه و تکرار سیاستی شکستخورده است؛ سیاستی که سالها آزموده شده، هزینههای سنگینی بر جامعه تحمیل کرده و نهتنها به هدف خود نرسیده، بلکه به تعمیق شکاف میان جامعه و حاکمیت انجامیده است.
مسئله فقط نوع پوشش زنان نیست. مسئله، نادیده گرفتن حق انتخاب، بیتوجهی به تحولات اجتماعی و اصرار بر مداخله در حوزهای است که با هویت فردی، کرامت انسانی و آزادیهای شهروندی پیوند دارد. این اصرار در شرایطی ادامه پیدا میکند که زنان ایران همچنان با انواع تبعیضها در عرصههای حقوقی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مواجهاند.
✅ به جای آنکه حاکمیت برای رفع این تبعیضها و فراهم کردن فرصتهای برابر گام بردارد، بخش مهمی از توان و منابع خود را صرف کنترل پوشش زنان میکند؛ گویی مسئله اصلی کشور، نه بحران معیشت و نابرابری، نه محدود شدن حقوق شهروندی و نه کاهش اعتماد عمومی، بلکه انتخاب پوشش از سوی زنان است.
✅تجربه سالهای گذشته باید برای سیاستگذاران روشن کرده باشد که جامعه را نمیتوان با دستور و اجبار به عقب بازگرداند. مقاومت مدنی زنان در برابر سیاستهای تحمیلی، پدیدهای مقطعی یا واکنشی گذرا نیست؛ حاصل انباشت تجربه زیسته زنانی است که میخواهند درباره زندگی و بدن خود تصمیم بگیرند. جنبش مهسا این واقعیت را به شکلی بیسابقه آشکار کرد. مرگ تلخ مهسا امینی به نمادی از اعتراض به اجبار و تبعیض تبدیل شد و نشان داد که مسئله پوشش، در پیوند با مطالبات گستردهتری درباره آزادی، کرامت انسانی و رابطه مردم با حاکمیت قرار گرفته است.
✅هشدار اصلی همینجاست: هر بار که حاکمیت میکوشد با ابزارهای قانونی، انتظامی یا تبلیغاتی نوع پوشش زنان را کنترل کند، موضوعی را که میتواند انتخابی فردی و اجتماعی باشد، به عرصه مقاومت مدنی تبدیل میکند. در چنین شرایطی، حتی نوع پوشش نیز معنایی فراتر از ظاهر پیدا میکند و به نشانهای از پذیرش یا رد مداخله حکومت بدل میشود. این مداخله نهتنها مقاومت را تقویت میکند، بلکه بر عرف جامعه نیز اثر میگذارد؛ زیرا سیاست رسمی، به جای همراهی با تحولات اجتماعی، در برابر آن قرار میگیرد و فاصله میان هنجارهای رسمی و زندگی واقعی مردم را افزایش میدهد.
✅این روند، در نهایت، به زیان خود حاکمیت تمام میشود. هر سیاستی که برای اجرای آن ناگزیر به گسترش نظارت، تهدید، برخورد و محدود کردن آزادیهای شهروندان باشد، نمیتواند به رضایت و همراهی پایدار جامعه منجر شود. نتیجه چنین رویکردی، فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی، بیاعتمادی گستردهتر و عمیقتر شدن شکاف دولتـملت است؛ شکافی که در شرایط دشوار کنونی کشور، هزینههای آن میتواند بسیار فراتر از موضوع پوشش باشد.
✅راه برونرفت، نه تشدید اجبار، بلکه پذیرش واقعیت جامعه ایران و به رسمیت شناختن حق انتخاب زنان است. حاکمیت باید از مداخله در زندگی خصوصی شهروندان دست بردارد و به جای تقابل با جامعه، برای رفع تبعیضهای ساختاری، تضمین حقوق شهروندی و بازسازی اعتماد عمومی تلاش کند. پوشش زنان را نمیتوان با اجبار به مسئلهای حلشده تبدیل کرد؛ اما میتوان با اصرار بر اجبار، آن را به زخمی عمیقتر در رابطه جامعه و حاکمیت بدل ساخت. تجربه جنبش مهسا این هشدار را داده است و نادیده گرفتن آن تنها و تنها اصرار بر تکرار خطایی پرهزینه است.
@emtedadnet
@MostafaTajzadeh
👍42
📝📝📝 درخواست جمعی برای نقض حکم اعدام منوچهر فلاح، کارگر زندانی در لاکان رشت
✅حکم اعدام منوچهر فلاح، کارگر زندانی محبوس در زندان لاکان رشت، به تأیید دیوان عالی کشور رسیده است. امضاکنندگان یک درخواست جمعی خواستار نقض این حکم و توقف اجرای آن شدهاند.
✅در متن این درخواست آمده است که پرونده منوچهر فلاح به اتهام آسیبزدن به در و پنجره ساختمان دادگستری و با ادعای خسارتی حدود ۱۵ میلیون تومان تشکیل شده است. بر اساس این روایت، سه ماه پس از بازداشت، برای او وثیقه ۴۰۰ میلیون تومانی تعیین شد و مراحل تأمین وثیقه در شهریور ۱۴۰۲ انجام گرفت، اما او آزاد نشد و در ادامه به اعدام محکوم شد.
✅امضاکنندگان میگویند حکم اعدام یک بار در دیوان عالی نقض شده، اما شعبه همعرض بار دیگر حکم اعدام صادر کرده و این رأی در نهایت به تأیید دیوان عالی رسیده است. آنان صدور چنین حکمی را با اتهام مطرحشده و میزان خسارت ادعایی نامتناسب دانسته و از حقوقدانان، رسانهها و فعالان مدنی، سیاسی و صنفی خواستهاند برای نجات جان این زندانی اقدام کنند.
✅برای حمایت از این درخواست و ثبت امضا میتوان از پیوند زیر استفاده کرد:
https://forms.gle/5wsFi9pWZDokzjdj6
@tahkimmelat
@MostafaTajzadeh
✅حکم اعدام منوچهر فلاح، کارگر زندانی محبوس در زندان لاکان رشت، به تأیید دیوان عالی کشور رسیده است. امضاکنندگان یک درخواست جمعی خواستار نقض این حکم و توقف اجرای آن شدهاند.
✅در متن این درخواست آمده است که پرونده منوچهر فلاح به اتهام آسیبزدن به در و پنجره ساختمان دادگستری و با ادعای خسارتی حدود ۱۵ میلیون تومان تشکیل شده است. بر اساس این روایت، سه ماه پس از بازداشت، برای او وثیقه ۴۰۰ میلیون تومانی تعیین شد و مراحل تأمین وثیقه در شهریور ۱۴۰۲ انجام گرفت، اما او آزاد نشد و در ادامه به اعدام محکوم شد.
✅امضاکنندگان میگویند حکم اعدام یک بار در دیوان عالی نقض شده، اما شعبه همعرض بار دیگر حکم اعدام صادر کرده و این رأی در نهایت به تأیید دیوان عالی رسیده است. آنان صدور چنین حکمی را با اتهام مطرحشده و میزان خسارت ادعایی نامتناسب دانسته و از حقوقدانان، رسانهها و فعالان مدنی، سیاسی و صنفی خواستهاند برای نجات جان این زندانی اقدام کنند.
✅برای حمایت از این درخواست و ثبت امضا میتوان از پیوند زیر استفاده کرد:
https://forms.gle/5wsFi9pWZDokzjdj6
@tahkimmelat
@MostafaTajzadeh
Google Docs
در خواست نقض حکم اعدام منوچهر فلاح کارگر زندانی محبوس در زندان لاکان رشت
حکم اعدام منوچهر فلاح کارگر، زندانی که از ۲۸ خرداد ۱۴۰۲ در بند میثاق زندان لاکان رشت محبوس است، به تأیید دیوان عالی رسیده است.
صدور رأی ظالمانهی اعدام در پروندهی منوچهر که به خاطر شکستن درب و پنجره دادگستری با خسارت ۱۵ میلیونی است، قلب هر انسان با وجدانی…
صدور رأی ظالمانهی اعدام در پروندهی منوچهر که به خاطر شکستن درب و پنجره دادگستری با خسارت ۱۵ میلیونی است، قلب هر انسان با وجدانی…
👍32👎3
📝📝📝مصطفی نیلی: جعفر پناهی به پنج سال و یک ماه حبس و مصادره اموال محکوم شد
✍🏻 امتداد-گروه خبر: مصطفی نیلی، وکیل جعفر پناهی، در گفتوگو با امتداد اعلام کرد که شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، موکلش را به پنج سال و یک ماه حبس تعزیری و مصادره کلیه اموال منقول و غیرمنقول محکوم کرده است.
✅به گفته نیلی، دادگاه همچنین پناهی را به دو سال محرومیت از فعالیت در شبکههای اجتماعی و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.
✅ نیلی با اشاره به نحوه رسیدگی به این پرونده گفت: «هفته گذشته موکل اعلام کرد که حسابهای بانکی ایشان مسدود شده است که پس از مراجعه به اجرای احکام دادسرای فرهنگ و رسانه متوجه شدیم ایشان در پرونده دیگری به صورت غیابی محکوم شده است این در حالی است که ایشان ده فروردین ماه و در حین جنگ ۴٠ روزه به ایران بازگشتند ولی در پرونده اعلام شده که ایشان خارج از کشور هستند.»
✅وکیل پناهی افزود: «در حالی شعبه ۱۶ دادسرای فرهنگ و رسانه در تاریخ ۳۰ اردیبهشت حکم جلب صادر کرده است که دقیقاً در همان تاریخ موکلم در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب بابت رسیدگی در پروندهی دیگرش حاضر بوده است.هم چنین در پرونده دیگری که در شهریور ماه برای موکل در همین شعبه ١۶بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه تشکیل شد ایشان در شعبه حاضر شدند و هم اکنون آقای پناهی سه پرونده مفتوح دارند.»
✅ نیلی همچنین با بیان اینکه وقت رسیدگی در پرونده جدید به موکلش ابلاغ نشده، گفت که حکم صادرشده غیابی است.
✅جعفر پناهی، کارگردان فیلم «یک تصادف ساده» که در جشنواره کن ۲۰۲۵ موفق به دریافت نخل طلا شد و در دو رشته نامزد جایزه اسکار بود، پیشتر نیز در پرونده دیگری به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس محکوم شده بود.
@emtedadnet
@MostafaTajzadeh
✍🏻 امتداد-گروه خبر: مصطفی نیلی، وکیل جعفر پناهی، در گفتوگو با امتداد اعلام کرد که شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، موکلش را به پنج سال و یک ماه حبس تعزیری و مصادره کلیه اموال منقول و غیرمنقول محکوم کرده است.
✅به گفته نیلی، دادگاه همچنین پناهی را به دو سال محرومیت از فعالیت در شبکههای اجتماعی و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.
✅ نیلی با اشاره به نحوه رسیدگی به این پرونده گفت: «هفته گذشته موکل اعلام کرد که حسابهای بانکی ایشان مسدود شده است که پس از مراجعه به اجرای احکام دادسرای فرهنگ و رسانه متوجه شدیم ایشان در پرونده دیگری به صورت غیابی محکوم شده است این در حالی است که ایشان ده فروردین ماه و در حین جنگ ۴٠ روزه به ایران بازگشتند ولی در پرونده اعلام شده که ایشان خارج از کشور هستند.»
✅وکیل پناهی افزود: «در حالی شعبه ۱۶ دادسرای فرهنگ و رسانه در تاریخ ۳۰ اردیبهشت حکم جلب صادر کرده است که دقیقاً در همان تاریخ موکلم در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب بابت رسیدگی در پروندهی دیگرش حاضر بوده است.هم چنین در پرونده دیگری که در شهریور ماه برای موکل در همین شعبه ١۶بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه تشکیل شد ایشان در شعبه حاضر شدند و هم اکنون آقای پناهی سه پرونده مفتوح دارند.»
✅ نیلی همچنین با بیان اینکه وقت رسیدگی در پرونده جدید به موکلش ابلاغ نشده، گفت که حکم صادرشده غیابی است.
✅جعفر پناهی، کارگردان فیلم «یک تصادف ساده» که در جشنواره کن ۲۰۲۵ موفق به دریافت نخل طلا شد و در دو رشته نامزد جایزه اسکار بود، پیشتر نیز در پرونده دیگری به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس محکوم شده بود.
@emtedadnet
@MostafaTajzadeh
👎50
📝📝📝سیاست مقاومت در برابر جنگهای تحمیلی
✅آیا دیپلماسی هم به سرزمین کلمات قبیحه تبعید میشود؟
✍️محمدمهدی مجاهدی
✅بالاتر از این سیاهی باز هم رنگی هست... جنگهایی که از درون و برون، امنیت پولیتی یا جامعه، مدینه و شهر سیاسی را بر میآشوبند، اگر ذهن و روان شهروندان و سیاستگذاران و تصمیمگیران را زیر سایه خود بگیرند و جهان معانی را تیره کنند و بیالایند، دیر یا زود بنیان سامان مدنی و سیاسی را در کام میکشند. تیرگی و تباهی ارزشهای معرف و مقوم مدنیت سیاسی و وارونگی و ناامنی آنها ترسناکتر و تهدیدآمیزتر از از ویرانی پلها و سدهاست.
✅آشوبناکی کاروبار جامعه و سیاست و آشفتگی معیشت مدنی و سیاسی اگر به سازهها و ساختهای انضمامی و زیرساختهای عینی محدود بماند، شاید با زحمت و هزینهی بسیار جبرانپذیر باشد. ولی اگر ژرفای هنجارها و ارزشهایی آشوبناک شوند که زیربنای زندگی مدنی و مایهی بقا و ارتقای شهر سیاسیاند، استوارترین تمدنها هم از پا در میآیند.
✅اکنون، بیم آن میرود که ایرانیستیزان و دشمنان ایران بتوانند در عرصهای دیگر پیروز شوند، عرصهای بسیار جبرانناپذیرتر از نابودی زیرساختها و سازههای عینی و ملموس، یعنی عرصهی زیرساختهای ارزشی و سازههای هنجارین سیاست مدنی و شهر سیاسی (Polity)، و اندوهبار این که دشمنان ایران این پیروزی را نه با ابتکار عمل خود، بلکه به سبب نادانی و خواست خودویرانگرانهی ما، ممکن است نصیب برند. نشانهی این خودویرانگری تبعید واژگانی به فهرست کلمات قبیحه است که بر بنیادیترین ارزشها و هنجارهای سیاست مدنی و شهر سیاسی دلالت می کند: دیپلماسی، توافق، مصالحه.
✅در تراز بینالمللی، در جهانی آشوبناک و بیفضیلت که در آن هیچ مرجع فرادستی برای دادخواهی فرودستان و احقاق حقوق کشورهای ستمدیده نیست و حساسترین پارههای حقوق بینالملل به تعلیق درآمده است، دیپلماسی، توافق و صلح نه کلمات قبیحه، بلکه نام راههایی زیرکانهاند، راههایی که بهویژه ملتهایی مانند ملت ایران- که به علت عمق تاریخی و فرهنگی و تمدنی و مدنی خود، چیزهای بسیاری برای از دست دادن در جنگ با قلدرهایی متجاوز و جانی مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی دارند- اختیار میکنند، تا از گردنههای حساس بقا با کمترین بها بگذرند.
✅متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید
mashghenow.com/?p=6525
@mashghenowofficial
@MostafaTajzadeh
✅آیا دیپلماسی هم به سرزمین کلمات قبیحه تبعید میشود؟
✍️محمدمهدی مجاهدی
✅بالاتر از این سیاهی باز هم رنگی هست... جنگهایی که از درون و برون، امنیت پولیتی یا جامعه، مدینه و شهر سیاسی را بر میآشوبند، اگر ذهن و روان شهروندان و سیاستگذاران و تصمیمگیران را زیر سایه خود بگیرند و جهان معانی را تیره کنند و بیالایند، دیر یا زود بنیان سامان مدنی و سیاسی را در کام میکشند. تیرگی و تباهی ارزشهای معرف و مقوم مدنیت سیاسی و وارونگی و ناامنی آنها ترسناکتر و تهدیدآمیزتر از از ویرانی پلها و سدهاست.
✅آشوبناکی کاروبار جامعه و سیاست و آشفتگی معیشت مدنی و سیاسی اگر به سازهها و ساختهای انضمامی و زیرساختهای عینی محدود بماند، شاید با زحمت و هزینهی بسیار جبرانپذیر باشد. ولی اگر ژرفای هنجارها و ارزشهایی آشوبناک شوند که زیربنای زندگی مدنی و مایهی بقا و ارتقای شهر سیاسیاند، استوارترین تمدنها هم از پا در میآیند.
✅اکنون، بیم آن میرود که ایرانیستیزان و دشمنان ایران بتوانند در عرصهای دیگر پیروز شوند، عرصهای بسیار جبرانناپذیرتر از نابودی زیرساختها و سازههای عینی و ملموس، یعنی عرصهی زیرساختهای ارزشی و سازههای هنجارین سیاست مدنی و شهر سیاسی (Polity)، و اندوهبار این که دشمنان ایران این پیروزی را نه با ابتکار عمل خود، بلکه به سبب نادانی و خواست خودویرانگرانهی ما، ممکن است نصیب برند. نشانهی این خودویرانگری تبعید واژگانی به فهرست کلمات قبیحه است که بر بنیادیترین ارزشها و هنجارهای سیاست مدنی و شهر سیاسی دلالت می کند: دیپلماسی، توافق، مصالحه.
✅در تراز بینالمللی، در جهانی آشوبناک و بیفضیلت که در آن هیچ مرجع فرادستی برای دادخواهی فرودستان و احقاق حقوق کشورهای ستمدیده نیست و حساسترین پارههای حقوق بینالملل به تعلیق درآمده است، دیپلماسی، توافق و صلح نه کلمات قبیحه، بلکه نام راههایی زیرکانهاند، راههایی که بهویژه ملتهایی مانند ملت ایران- که به علت عمق تاریخی و فرهنگی و تمدنی و مدنی خود، چیزهای بسیاری برای از دست دادن در جنگ با قلدرهایی متجاوز و جانی مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی دارند- اختیار میکنند، تا از گردنههای حساس بقا با کمترین بها بگذرند.
✅متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید
mashghenow.com/?p=6525
@mashghenowofficial
@MostafaTajzadeh
مشق نو
سیاست مقاومت در برابر جنگهای تحمیلی
وبسایت «مشق نو» بهعنوان تریبونی برای تأمل عمیق در مسائل سیاسی، میکوشد با فراروی از سطحِ رویدادها، رویکردی تحلیلی- انتقادی را در بازخوانی مسائل ایران دنبال کند. این مجموعه در قالب یادداشتها، جستارها و گفتوگوهای عمیق، در پیِ صورتبندیِ نظریِ چالشهای اکنونِ…
👍12
📝📝📝 مرز میان «امنیت جامعه» با «بقا به هر قیمت»
✍️ محمد شریف شاهی
✅این روزها برخی از حقوقدانان و افراد آشنا به حقوق عمومی در دفاع از مشت آهنین و لویاتانی خشن سخن می گویند که با قربانی کردن حقوق اساسی امروز امنیتی موهوم برای فرزندان آینده رقم خواهد زد؟!
✅این سطور تذکری به آنان است:
دولت-ملت ها با انقیاد اکثریت از اقلیتِ صاحب قدرت تداوم نیافته اند. تداوم یک دولت نه در تبدیل آن به لویاتانی اقتدارگرا، تمرکزگرا با مشت آهنین، بلکه در شناسایی حقوقی نهفته است که هر یک از افراد ملت در پرتو آن حقوق بتواند سعادت و خوشبختی خود را جستجو کند. جمعیتی که با مشت آهنین به انسجام می رسند؛ ملت نمی سازند و تداوم نمی یابند.
دولتها شکل میگیرند تا امنیت و زیست انسانی شرافتمندانه شهروندان را مهیا کنند؛ نه آنکه خود، سرچشمه تولید تهدید، فرسایش سرمایههای ملی و بحرانهای مکرر برای موجودیت کشور شوند.
✅در تجربه تاریخ سیاسی بارها دیدهایم که، جوامع چگونه با تصلب، نابردباری و سوءتدبیر تا لبه پرتگاه فروپاشی پیش رفته و آنگاه در نقطه اوج انسداد، حکمرانان برای بقای نقاب «لویاتان» هابزی بر چهره میزنند تا جامعه را میان دوگانه موهوم «انقیاد مطلق» یا «آشوب و فروپاشی» مخیر کنند.
✅این تمسک تحریفی آشکار است. شرط بنیادین لویاتان هابز برای اطاعت؛ «توانایی در حفاظت از جان و بقای اتباع» است. نمی توان ایده های خالق بحران، تباهکننده جان و معیشت مردم را در نقش ناجی معرفی کرد.
✅در این گذرگاههای خطیر، مسئولیت تاریخی مستقیماً متوجه «حقوقدانان» است. رسالت اصیل اهل حقوق عمومی، مهارِ ضابطهمند قدرت، پاسداری از حقوق و آزادیهای بنیادین و تذکر قاطعانه مسئولیت حکمرانی است؛ نه تراشیدن توجیهات شبهحقوقی برای تحدید حقوق شهروندان به بهانه امنیت.
✅تاریخ فراموش نمی کند که حقوقدان برجستهای چون «کارل اشمیت» چگونه با تفسیر خاص از «وضعیت استثنایی»، قانون اساسی وایمار را به مسلخ برد و با نگارش مقاله رسوای “پیشوا از حقوق پاسداری میکند” اعدامهای خودسرانه و حذف خونین مخالفان در “شب دشنههای بلند” را به نام ضرورت حفظ نظم و امنیت توجیه حقوقی کرد!
حاصل آن خلعسلاحِ حقوق و تسلیم به اقتدارگرایی فاشیستی چه شد؟
✅نه تنها نظمی پایدار و امنیتِ لویاتانی برای جامعه بحرانزده آلمان حاصل نشد، بلکه کار به نابودی مفهوم «دولتِ قانونی»، جنگی ویرانگر با دهها میلیون قربانی، تجزیه چند دهساله آلمان و تهدید تمامیت صلح جهانی کشید.
✅امنیتی که بر آوار حقوق بنیادین، سرکوب آزادیها و توجیهات فرمایشی حقوقی بنا شود، در بطن خود بزرگترین کانون بحران و ناامنی را میپرورد. حقوقدان اگر نتواند مرز میان «امنیت جامعه» با «بقا به هر قیمت» را تبیین کند و بهجای ایستادن در کنار حقوق مردم، توجیهگر نقض آن شود، شریک مسئولیت در فجایع پیشرو است.
@drmohamadsharifshahi
@MostafaTajzadeh
✍️ محمد شریف شاهی
✅این روزها برخی از حقوقدانان و افراد آشنا به حقوق عمومی در دفاع از مشت آهنین و لویاتانی خشن سخن می گویند که با قربانی کردن حقوق اساسی امروز امنیتی موهوم برای فرزندان آینده رقم خواهد زد؟!
✅این سطور تذکری به آنان است:
دولت-ملت ها با انقیاد اکثریت از اقلیتِ صاحب قدرت تداوم نیافته اند. تداوم یک دولت نه در تبدیل آن به لویاتانی اقتدارگرا، تمرکزگرا با مشت آهنین، بلکه در شناسایی حقوقی نهفته است که هر یک از افراد ملت در پرتو آن حقوق بتواند سعادت و خوشبختی خود را جستجو کند. جمعیتی که با مشت آهنین به انسجام می رسند؛ ملت نمی سازند و تداوم نمی یابند.
دولتها شکل میگیرند تا امنیت و زیست انسانی شرافتمندانه شهروندان را مهیا کنند؛ نه آنکه خود، سرچشمه تولید تهدید، فرسایش سرمایههای ملی و بحرانهای مکرر برای موجودیت کشور شوند.
✅در تجربه تاریخ سیاسی بارها دیدهایم که، جوامع چگونه با تصلب، نابردباری و سوءتدبیر تا لبه پرتگاه فروپاشی پیش رفته و آنگاه در نقطه اوج انسداد، حکمرانان برای بقای نقاب «لویاتان» هابزی بر چهره میزنند تا جامعه را میان دوگانه موهوم «انقیاد مطلق» یا «آشوب و فروپاشی» مخیر کنند.
✅این تمسک تحریفی آشکار است. شرط بنیادین لویاتان هابز برای اطاعت؛ «توانایی در حفاظت از جان و بقای اتباع» است. نمی توان ایده های خالق بحران، تباهکننده جان و معیشت مردم را در نقش ناجی معرفی کرد.
✅در این گذرگاههای خطیر، مسئولیت تاریخی مستقیماً متوجه «حقوقدانان» است. رسالت اصیل اهل حقوق عمومی، مهارِ ضابطهمند قدرت، پاسداری از حقوق و آزادیهای بنیادین و تذکر قاطعانه مسئولیت حکمرانی است؛ نه تراشیدن توجیهات شبهحقوقی برای تحدید حقوق شهروندان به بهانه امنیت.
✅تاریخ فراموش نمی کند که حقوقدان برجستهای چون «کارل اشمیت» چگونه با تفسیر خاص از «وضعیت استثنایی»، قانون اساسی وایمار را به مسلخ برد و با نگارش مقاله رسوای “پیشوا از حقوق پاسداری میکند” اعدامهای خودسرانه و حذف خونین مخالفان در “شب دشنههای بلند” را به نام ضرورت حفظ نظم و امنیت توجیه حقوقی کرد!
حاصل آن خلعسلاحِ حقوق و تسلیم به اقتدارگرایی فاشیستی چه شد؟
✅نه تنها نظمی پایدار و امنیتِ لویاتانی برای جامعه بحرانزده آلمان حاصل نشد، بلکه کار به نابودی مفهوم «دولتِ قانونی»، جنگی ویرانگر با دهها میلیون قربانی، تجزیه چند دهساله آلمان و تهدید تمامیت صلح جهانی کشید.
✅امنیتی که بر آوار حقوق بنیادین، سرکوب آزادیها و توجیهات فرمایشی حقوقی بنا شود، در بطن خود بزرگترین کانون بحران و ناامنی را میپرورد. حقوقدان اگر نتواند مرز میان «امنیت جامعه» با «بقا به هر قیمت» را تبیین کند و بهجای ایستادن در کنار حقوق مردم، توجیهگر نقض آن شود، شریک مسئولیت در فجایع پیشرو است.
@drmohamadsharifshahi
@MostafaTajzadeh
👍17
📝📝📝 آخرالزمانگرایی ستیزهجو در ایران؛ تأملی انتقادی
✍️ سیدعلی میرموسوی*
✅آخرالزمانگرایی ستیزهجو هنگامی به یک مسئله سیاسی تبدیل میشود که منازعه تاریخی را در قالب نبرد نهایی «خیر» و «شر» بازتعریف کند؛ زیرا در این صورت، دشمنی تقدس مییابد، شکست امکان واقعی خود را از دست میدهد، هزینههای منازعه میتوانند بهعنوان سرمایهگذاری برای پیروزی نهایی توجیه شوند و مصالحه از یک ابزار عقلانی سیاست خارجی به انحراف از مسیر حق تبدیل میشود. در چارچوب این ایدئولوژی منافع ملی در برابر آرمانهای مقدس رنگ میبازند و مرزبندی اعتقادی و جبههبندی بر پایه حق و باطل جانشین دولت – ملت میشود.
✅ایده «آخرالزمان» و موعودگرایی، پیشینهای دراز در تاریخ اندیشه دینی دارد. «آخرالزمان» که در الهیات مسیحی با تعبیر «اپوکالیپس»به معنای پردهبرداری و آشکارشدگی از آن یاد میشود، در اصل به نزدیکی روز واپسین و رستاخیز اشاره دارد. از اینرو معنایی نزدیک با «فرجام شناسی»دارد و گاهی بهجای هم نیز به کار میروند. در اندیشه آخرالزمانی «ظلم و شر و فاجعه در جهان فراگیر میشود؛ اما ناگهان رویدادی معجزهآمیز رخ میدهد و در پی آن وضعیتی آرمانی پدید میآید و زمین پر از عدالت و خیر میشود و بدکرداران و تبهکاران نابود میشوند و نیکان و خوبرفتاران در بهشتی زمینی مدتی بهسر میبرند تا اینکه جهان به پایان میرسد و طومار تاریخ بشری به همراه کیهان فروپیچیده میشود و آن جهان دیگر آغازیدن میگیرد.»
✅تفکر آخرالزمانی بر سه رکن اصلی استوار است: دوگانهانگاری مطلق (خیر در برابر شر)، زمانمندی فوریتی (نزدیک بودن پایان جهان) و اقتدار کاریزماتیک (رهبرانی که به جهان نادیده دسترسی دارند).
✅یکی از بنیادیترین عناصر تفکر آخرالزمانی، تقسیم جهان به دو قطب مطلق «خیر» و «شر» است. از این دیدگاه جهان به دو قطب مطلق «خیر» (ما) و «شر» (دیگران) تقسیم میشود. رقیب مذهبی نهتنها اشتباه میکند، بلکه شر مطلق، دشمن خدا و تهدیدی برای ایمان است. بر این اساس مبارزهای محبوس در زمان جریان دارد که در آن حقیقتی مطلق در برابر اکثریتی تحت نفوذ نیروهای شیطانی قرار میگیرد. به باور آخرالزمانیها این جنگ جنبه کیهانی و جهانی دارد و با شکست و نابودی طرف مقابل پایان میپذیرد. از اینرو، آنها هرگونه تلاشی برای صلح را شیطانی میخوانند.
✅دستکاری گفتمانی «زمان»، دومین ویژگی اصلی ذهنیت آخرالزمانی است. زمان در این نگاه، نه یک جریان عادی، بلکه مسیری است که با سرعت به سمت پایان خود میتازد. فوریت زمانی، فرد را مجبور میکند تا بهسرعت برای پیوستن به گروه «رستگاران» تصمیم بگیرد. این فوریت مرزهای میان خودی و غیرخودی را تقویت میکند. جنبشهای آخرالزمانی بر این اساس جایگاهی منحصربهفرد در تاریخ برای خود در نظر میگیرند. آنها معتقدند در «لبههای تاریخ» زندگی میکنند؛ لحظهای که هزاران سال پیش پیشبینی شده است. آنها پدیدههای محیطی، نجومی یا انحطاط اخلاقی جامعه بهعنوان «نشانه»های حتمی بودن پایان تفسیر میکنند.
✅سومین رکن این تفکر، باور به رهبری و اقتدار فرهمندانه است. رهبری در جنبشهای آخرالزمانی بر پایه ادعای دسترسی ویژه به جهان نادیده و دانش روزهای پایانی استوار است. الگوی رهبری بر اساس شخصیتهای نمادین استوار است؛ افرادی همچون مسیح (ع) یا «مهدی» که چشماندازهای آرمانشهری گروه را تجسم میبخشند. این رهبران معنای جدیدی به نمادها میدهند، مناسک را بازسازی میکنند و مرزهای مذهبی را دوباره ترسیم میکنند.
✅آخرالزمانگرایی دستکم دو شکل غیرسیاسی و سیاسی دارد؛ شکل غیرسیاسی آن بر پایه انتظار ظهور منجی موعود در برههای حساس از تاریخ استوار است و بر اساس برخی نشانهها چنین زمانی را بسیار نزدیک میپندارد. باورمندان به آن، ظهور این منجی را تقدیری الهی و تاریخی میدانند که در زمان موعود محقق خواهد شد. از اینرو خود را مکلف به زمینهسازی و تلاش برای تحقق آن نمیدانند. باور به به نزدیک بودن پایان جهان و آخر زمان و ظهور «مهدی» اندیشهای نو نیست و در تاریخ تفکر شیعی، پیشینهای طولانی دارد. این نوع تفکر میتواند صلحآمیز نیز باشد.
✅در برابر شکل سیاسی آن که معمولاً با خشونت همراه است، به ضرورت تلاش برای زمینهسازی و تحقق این وضعیت باور دارد. افزون بر این، بهره بردن از بهروزترین دستاوردهای تکنولوژیک برای تحقق آرمانهای خود را سودمند و بلکه واجب میانگارد.
متن کامل این مقاله را در نشریه شماره 159 و سایت چشمانداز ایران بخوانید
@MostafaTajzadeh
✍️ سیدعلی میرموسوی*
✅آخرالزمانگرایی ستیزهجو هنگامی به یک مسئله سیاسی تبدیل میشود که منازعه تاریخی را در قالب نبرد نهایی «خیر» و «شر» بازتعریف کند؛ زیرا در این صورت، دشمنی تقدس مییابد، شکست امکان واقعی خود را از دست میدهد، هزینههای منازعه میتوانند بهعنوان سرمایهگذاری برای پیروزی نهایی توجیه شوند و مصالحه از یک ابزار عقلانی سیاست خارجی به انحراف از مسیر حق تبدیل میشود. در چارچوب این ایدئولوژی منافع ملی در برابر آرمانهای مقدس رنگ میبازند و مرزبندی اعتقادی و جبههبندی بر پایه حق و باطل جانشین دولت – ملت میشود.
✅ایده «آخرالزمان» و موعودگرایی، پیشینهای دراز در تاریخ اندیشه دینی دارد. «آخرالزمان» که در الهیات مسیحی با تعبیر «اپوکالیپس»به معنای پردهبرداری و آشکارشدگی از آن یاد میشود، در اصل به نزدیکی روز واپسین و رستاخیز اشاره دارد. از اینرو معنایی نزدیک با «فرجام شناسی»دارد و گاهی بهجای هم نیز به کار میروند. در اندیشه آخرالزمانی «ظلم و شر و فاجعه در جهان فراگیر میشود؛ اما ناگهان رویدادی معجزهآمیز رخ میدهد و در پی آن وضعیتی آرمانی پدید میآید و زمین پر از عدالت و خیر میشود و بدکرداران و تبهکاران نابود میشوند و نیکان و خوبرفتاران در بهشتی زمینی مدتی بهسر میبرند تا اینکه جهان به پایان میرسد و طومار تاریخ بشری به همراه کیهان فروپیچیده میشود و آن جهان دیگر آغازیدن میگیرد.»
✅تفکر آخرالزمانی بر سه رکن اصلی استوار است: دوگانهانگاری مطلق (خیر در برابر شر)، زمانمندی فوریتی (نزدیک بودن پایان جهان) و اقتدار کاریزماتیک (رهبرانی که به جهان نادیده دسترسی دارند).
✅یکی از بنیادیترین عناصر تفکر آخرالزمانی، تقسیم جهان به دو قطب مطلق «خیر» و «شر» است. از این دیدگاه جهان به دو قطب مطلق «خیر» (ما) و «شر» (دیگران) تقسیم میشود. رقیب مذهبی نهتنها اشتباه میکند، بلکه شر مطلق، دشمن خدا و تهدیدی برای ایمان است. بر این اساس مبارزهای محبوس در زمان جریان دارد که در آن حقیقتی مطلق در برابر اکثریتی تحت نفوذ نیروهای شیطانی قرار میگیرد. به باور آخرالزمانیها این جنگ جنبه کیهانی و جهانی دارد و با شکست و نابودی طرف مقابل پایان میپذیرد. از اینرو، آنها هرگونه تلاشی برای صلح را شیطانی میخوانند.
✅دستکاری گفتمانی «زمان»، دومین ویژگی اصلی ذهنیت آخرالزمانی است. زمان در این نگاه، نه یک جریان عادی، بلکه مسیری است که با سرعت به سمت پایان خود میتازد. فوریت زمانی، فرد را مجبور میکند تا بهسرعت برای پیوستن به گروه «رستگاران» تصمیم بگیرد. این فوریت مرزهای میان خودی و غیرخودی را تقویت میکند. جنبشهای آخرالزمانی بر این اساس جایگاهی منحصربهفرد در تاریخ برای خود در نظر میگیرند. آنها معتقدند در «لبههای تاریخ» زندگی میکنند؛ لحظهای که هزاران سال پیش پیشبینی شده است. آنها پدیدههای محیطی، نجومی یا انحطاط اخلاقی جامعه بهعنوان «نشانه»های حتمی بودن پایان تفسیر میکنند.
✅سومین رکن این تفکر، باور به رهبری و اقتدار فرهمندانه است. رهبری در جنبشهای آخرالزمانی بر پایه ادعای دسترسی ویژه به جهان نادیده و دانش روزهای پایانی استوار است. الگوی رهبری بر اساس شخصیتهای نمادین استوار است؛ افرادی همچون مسیح (ع) یا «مهدی» که چشماندازهای آرمانشهری گروه را تجسم میبخشند. این رهبران معنای جدیدی به نمادها میدهند، مناسک را بازسازی میکنند و مرزهای مذهبی را دوباره ترسیم میکنند.
✅آخرالزمانگرایی دستکم دو شکل غیرسیاسی و سیاسی دارد؛ شکل غیرسیاسی آن بر پایه انتظار ظهور منجی موعود در برههای حساس از تاریخ استوار است و بر اساس برخی نشانهها چنین زمانی را بسیار نزدیک میپندارد. باورمندان به آن، ظهور این منجی را تقدیری الهی و تاریخی میدانند که در زمان موعود محقق خواهد شد. از اینرو خود را مکلف به زمینهسازی و تلاش برای تحقق آن نمیدانند. باور به به نزدیک بودن پایان جهان و آخر زمان و ظهور «مهدی» اندیشهای نو نیست و در تاریخ تفکر شیعی، پیشینهای طولانی دارد. این نوع تفکر میتواند صلحآمیز نیز باشد.
✅در برابر شکل سیاسی آن که معمولاً با خشونت همراه است، به ضرورت تلاش برای زمینهسازی و تحقق این وضعیت باور دارد. افزون بر این، بهره بردن از بهروزترین دستاوردهای تکنولوژیک برای تحقق آرمانهای خود را سودمند و بلکه واجب میانگارد.
متن کامل این مقاله را در نشریه شماره 159 و سایت چشمانداز ایران بخوانید
@MostafaTajzadeh
چشم انداز ایران
آخرالزمانگرایی ستیزهجو در ایران؛ تأملی انتقادی - چشم انداز ایران
ایران یکی از بزرگترین چالشهای تاریخ معاصر خود را تجربه میکند؛ چالشی که موقعیت ژئوپلیتیک، آن را در معرض تهدید قرار داده و جامعه را نهتنها بهشدت قطبی، بلکه
👍3
📝📝📝بحران دریاچه ارومیه؛ دریاچه ارومیه آب گرفت؛ بحران تمام نشد
با وجود افزایش حجم آب دریاچه ارومیه به حدود دو و نیم میلیارد مترمکعب، این پهنه آبی همچنان سهونیم متر با تراز اکولوژیک فاصله دارد؛ کارشناسان هشدار میدهند که بارندگیهای مناسب بدون اصلاح مصرف آب در حوضه، تضمینی برای احیای پایدار نیست.
✍🏻امتداد-گروه اجتماعی: دریاچه ارومیه در پاییز ۱۴۰۵ با شرایطی متفاوت از سال گذشته روبهرو شده است. تازهترین آمارهای اعلامشده از سوی مسئولان آب منطقهای و محیط زیست نشان میدهد که تراز و حجم آب دریاچه نسبت به پاییز گذشته افزایش قابلتوجهی داشته است. با این حال، مسئولان و کارشناسان تأکید میکنند که بهبود شاخصهای آبی به معنای پایان بحران یا احیای کامل دریاچه نیست.
✅براساس اطلاعات ثبتشده در ۱۹ مهرماه، تراز سطح آب دریاچه ارومیه به ۱۲۷۰ متر و ۵۸ سانتیمتر از سطح دریا رسیده است. در همین تاریخ، وسعت پهنه آبی حدود یکهزار و ۹۴۶ کیلومترمربع و حجم آب موجود نزدیک به دو میلیارد و ۵۲۰ میلیون مترمکعب برآورد شده است.
✅این ارقام در مقایسه با شرایط بحرانی سال گذشته نشانه بهبود هستند؛ اما دریاچه همچنان حدود سه متر و ۵۲ سانتیمتر با تراز اکولوژیک خود فاصله دارد. فاصلهای که نشان میدهد بازگشت آب به بخشی از بستر دریاچه را نباید با احیای پایدار اکوسیستم آن یکسان دانست.
بارشهای مهر، روند کاهش تراز را متوقف کرد
✅محمدعلی حسنپور اقدم، مدیر مطالعات پایه منابع آب شرکت آب منطقهای آذربایجان شرقی، دوم آبان اعلام کرد که بارشهای مؤثر مهرماه باعث توقف روند نزولی تراز دریاچه در آغاز سال آبی جدید شده است.
✅به گفته این مقام مسئول، حجم آب دریاچه در این مقطع حدود دو میلیارد و ۵۵۰ میلیون مترمکعب تثبیت شده است. او در عین حال تأکید کرده که تداوم این شرایط به میزان و توزیع بارندگیهای ماههای آینده و مدیریت منابع آب حوضه بستگی دارد.
✅اهمیت این تحول در آن است که در سالهای گذشته، کاهش سطح آب دریاچه گاه تا ماههای آغازین پاییز نیز ادامه پیدا میکرد. توقف زودهنگام افت تراز میتواند فرصتی برای حفظ ذخیره آبی فراهم کند، اما بهتنهایی نشانه رفع عوامل اصلی بحران نیست.
متن کامل
@MostafaTajzadeh
با وجود افزایش حجم آب دریاچه ارومیه به حدود دو و نیم میلیارد مترمکعب، این پهنه آبی همچنان سهونیم متر با تراز اکولوژیک فاصله دارد؛ کارشناسان هشدار میدهند که بارندگیهای مناسب بدون اصلاح مصرف آب در حوضه، تضمینی برای احیای پایدار نیست.
✍🏻امتداد-گروه اجتماعی: دریاچه ارومیه در پاییز ۱۴۰۵ با شرایطی متفاوت از سال گذشته روبهرو شده است. تازهترین آمارهای اعلامشده از سوی مسئولان آب منطقهای و محیط زیست نشان میدهد که تراز و حجم آب دریاچه نسبت به پاییز گذشته افزایش قابلتوجهی داشته است. با این حال، مسئولان و کارشناسان تأکید میکنند که بهبود شاخصهای آبی به معنای پایان بحران یا احیای کامل دریاچه نیست.
✅براساس اطلاعات ثبتشده در ۱۹ مهرماه، تراز سطح آب دریاچه ارومیه به ۱۲۷۰ متر و ۵۸ سانتیمتر از سطح دریا رسیده است. در همین تاریخ، وسعت پهنه آبی حدود یکهزار و ۹۴۶ کیلومترمربع و حجم آب موجود نزدیک به دو میلیارد و ۵۲۰ میلیون مترمکعب برآورد شده است.
✅این ارقام در مقایسه با شرایط بحرانی سال گذشته نشانه بهبود هستند؛ اما دریاچه همچنان حدود سه متر و ۵۲ سانتیمتر با تراز اکولوژیک خود فاصله دارد. فاصلهای که نشان میدهد بازگشت آب به بخشی از بستر دریاچه را نباید با احیای پایدار اکوسیستم آن یکسان دانست.
بارشهای مهر، روند کاهش تراز را متوقف کرد
✅محمدعلی حسنپور اقدم، مدیر مطالعات پایه منابع آب شرکت آب منطقهای آذربایجان شرقی، دوم آبان اعلام کرد که بارشهای مؤثر مهرماه باعث توقف روند نزولی تراز دریاچه در آغاز سال آبی جدید شده است.
✅به گفته این مقام مسئول، حجم آب دریاچه در این مقطع حدود دو میلیارد و ۵۵۰ میلیون مترمکعب تثبیت شده است. او در عین حال تأکید کرده که تداوم این شرایط به میزان و توزیع بارندگیهای ماههای آینده و مدیریت منابع آب حوضه بستگی دارد.
✅اهمیت این تحول در آن است که در سالهای گذشته، کاهش سطح آب دریاچه گاه تا ماههای آغازین پاییز نیز ادامه پیدا میکرد. توقف زودهنگام افت تراز میتواند فرصتی برای حفظ ذخیره آبی فراهم کند، اما بهتنهایی نشانه رفع عوامل اصلی بحران نیست.
متن کامل
@MostafaTajzadeh
Telegram
امتداد
✅بحران دریاچه ارومیه؛ دریاچه ارومیه آب گرفت؛ بحران تمام نشد
با وجود افزایش حجم آب دریاچه ارومیه به حدود دو و نیم میلیارد مترمکعب، این پهنه آبی همچنان سهونیم متر با تراز اکولوژیک فاصله دارد؛ کارشناسان هشدار میدهند که بارندگیهای مناسب بدون اصلاح مصرف آب…
با وجود افزایش حجم آب دریاچه ارومیه به حدود دو و نیم میلیارد مترمکعب، این پهنه آبی همچنان سهونیم متر با تراز اکولوژیک فاصله دارد؛ کارشناسان هشدار میدهند که بارندگیهای مناسب بدون اصلاح مصرف آب…
👍10
📝📝📝 رابرت پیپ: برای نخستین بار نشانههای یک راه واقعی برای پایان جنگ ایران و آمریکا ظاهر شده است؛ اما زمان بهسرعت در حال پایان یافتن است
✍🏻رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، در تازهترین تحلیل خود در نشریه «تله تشدید تنش» به تاریخ ۵ آبان ۱۴۰۵، معتقد است تحولات دیپلماتیک روزهای اخیر ممکن است برای نخستین بار زمینه خروج واقعی از جنگ ایران و آمریکا را فراهم کرده باشد.
✅به گفته پیپ، روز دوشنبه وزیر دفاع عربستان سعودی، فرمانده ارتش پاکستان و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه در تهران با مسعود پزشکیان دیدار کردند؛ نشستی که هیچ مقام آمریکایی در آن حضور نداشت. همزمان، پارلمان مصر کمک نظامی به عربستان را تصویب کرد و قطر نیز در حال میانجیگری برای بازگشایی تنگه هرمز بود.
پیپ معتقد است این تحولات ممکن است آغاز شکلگیری یک نظم امنیتی جدید در خاورمیانه، بدون اتکای مستقیم به نیروهای نظامی آمریکا باشد.
✅به باور پیپ، «پیمان مکه» که در تابستان ۱۴۰۵ منعقد شده، منابع مالی عربستان را به توان نظامی پاکستانِ هستهای و ترکیه پیوند داده است. نزدیک شدن مصر به ریاض نیز میتواند این مجموعه را تقویت کند. او معتقد است شکلگیری چنین ائتلافی میتواند مهمترین مانع پایان جنگ را برطرف کند: مطالبه ایران برای خروج کامل نیروهای آمریکایی از منطقه. از نگاه واشنگتن، خروج نظامی آمریکا در شرایط کنونی ممکن است به تسلط ایران بر خلیج فارس منجر شود؛ اما اگر ائتلافی منطقهای بتواند قدرت ایران را موازنه کند، آمریکا امکان عقبنشینی خواهد داشت، بدون آنکه ایران به قدرت مسلط منطقه تبدیل شود.
✅پیپ همچنین به گزارشهایی اشاره میکند که براساس آنها، عربستان در چارچوب آتشبسی با میانجیگری ایران، پیشنهاد پرداخت یک میلیارد دلار به حوثیهای یمن را مطرح کرده است.
✅ سه توافقی که به عقیده دکتر پیپ میتواند جنگ را پایان دهد:
۱. پایان محاصرهها و بازگشایی تنگه هرمز
براساس طرحی که قطر در حال پیگیری آن است، ایران در مقابل رفع محاصره آمریکا، تنگه هرمز را بازگشایی میکند. این فرایند قرار است بهصورت مرحلهای و طی پنج روز انجام شود.
۲. توافق منطقهای برای دریافت عوارض عبور از هرمز
پیپ معتقد است ایران خواهان بهرسمیتشناختهشدن کنترل خود بر تنگه هرمز است. او پیشنهاد میکند ایران و کشورهای عضو پیمان مکه درباره ایجاد یک نظام مشترک دریافت عوارض از کشتیهای عبوری توافق کنند. در چارچوب پیشنهادی او، ایران از عبور کشتیها درآمد کسب میکند و نقش آن در مدیریت تنگه به رسمیت شناخته میشود. در مقابل، کشورهای خلیج فارس از حق عبور تضمینشده برخوردار خواهند شد.
۳. توافق هستهای منطقهای با محدودیتهای برابر
این دشوارترین بخش پیشنهاد پیپ است. پاکستان در حال حاضر دارای سلاح هستهای است. عربستان اعلام کرده در صورت دستیابی ایران به بمب اتمی، برای دستیابی به توانایی مشابه اقدام خواهد کرد. رئیسجمهور ترکیه نیز پیشتر پرسیده بود که چرا این کشور نباید سلاح هستهای داشته باشد. پیپ معتقد است ایران حاضر نیست توانایی کوتاهمدت ساخت سلاح هستهای را کنار بگذارد یا با بازرسیهای بسیار گسترده موافقت کند. از این رو، او پیشنهاد میکند ایران، عربستان سعودی و ترکیه در چارچوب توافقی منطقهای، محدودیتهای یکسانی برای غنیسازی اورانیوم بپذیرند. به باور او، چنین توافقی ممکن است برای تهران پذیرفتنی باشد؛ زیرا ایران در جایگاهی برابر با رقبای منطقهای خود مذاکره خواهد کرد.
✅مانع اصلی: دونالد ترامپ
پیپ هشدار میدهد که این مسیر مستلزم پذیرش توافقی از سوی ترامپ است که آمریکا رهبری آن را در اختیار ندارد و ممکن است محدودیتهای هستهای آن از شرایط موردنظر واشنگتن نیز ضعیفتر باشد. او همچنین میگوید آمریکا و اسرائیل، بنا بر گزارشها، برای انجام حملات جدید پس از انتخابات میاندورهای کنگره در ۱۲ آبان آماده شدهاند. به اعتقاد پیپ، حتی یک دور حمله جدید میتواند هر سه مسیر توافق را پیش از دستیابی به نتیجه از بین ببرد.
✅ ضربالاجل تعیینکننده: ۱۲ آبان و هفته پس از آن
پیپ معتقد است مذاکرات مربوط به مدیریت هرمز و توافق هستهای منطقهای ممکن است ماهها طول بکشد، اما برای جلوگیری از حملات جدید، باید در هفته پس از انتخابات میاندورهای آمریکا، مذاکرات درباره هر دو موضوع بهصورت آشکار آغاز شده باشد.
🔵 تحلیل کامل دکتر رابرت پیپ را اینجا بخوانید:
https://www.24onlinenews.ir/fa/tiny/news-64021
@MostafaTajzadeh
✍🏻رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، در تازهترین تحلیل خود در نشریه «تله تشدید تنش» به تاریخ ۵ آبان ۱۴۰۵، معتقد است تحولات دیپلماتیک روزهای اخیر ممکن است برای نخستین بار زمینه خروج واقعی از جنگ ایران و آمریکا را فراهم کرده باشد.
✅به گفته پیپ، روز دوشنبه وزیر دفاع عربستان سعودی، فرمانده ارتش پاکستان و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه در تهران با مسعود پزشکیان دیدار کردند؛ نشستی که هیچ مقام آمریکایی در آن حضور نداشت. همزمان، پارلمان مصر کمک نظامی به عربستان را تصویب کرد و قطر نیز در حال میانجیگری برای بازگشایی تنگه هرمز بود.
پیپ معتقد است این تحولات ممکن است آغاز شکلگیری یک نظم امنیتی جدید در خاورمیانه، بدون اتکای مستقیم به نیروهای نظامی آمریکا باشد.
✅به باور پیپ، «پیمان مکه» که در تابستان ۱۴۰۵ منعقد شده، منابع مالی عربستان را به توان نظامی پاکستانِ هستهای و ترکیه پیوند داده است. نزدیک شدن مصر به ریاض نیز میتواند این مجموعه را تقویت کند. او معتقد است شکلگیری چنین ائتلافی میتواند مهمترین مانع پایان جنگ را برطرف کند: مطالبه ایران برای خروج کامل نیروهای آمریکایی از منطقه. از نگاه واشنگتن، خروج نظامی آمریکا در شرایط کنونی ممکن است به تسلط ایران بر خلیج فارس منجر شود؛ اما اگر ائتلافی منطقهای بتواند قدرت ایران را موازنه کند، آمریکا امکان عقبنشینی خواهد داشت، بدون آنکه ایران به قدرت مسلط منطقه تبدیل شود.
✅پیپ همچنین به گزارشهایی اشاره میکند که براساس آنها، عربستان در چارچوب آتشبسی با میانجیگری ایران، پیشنهاد پرداخت یک میلیارد دلار به حوثیهای یمن را مطرح کرده است.
✅ سه توافقی که به عقیده دکتر پیپ میتواند جنگ را پایان دهد:
۱. پایان محاصرهها و بازگشایی تنگه هرمز
براساس طرحی که قطر در حال پیگیری آن است، ایران در مقابل رفع محاصره آمریکا، تنگه هرمز را بازگشایی میکند. این فرایند قرار است بهصورت مرحلهای و طی پنج روز انجام شود.
۲. توافق منطقهای برای دریافت عوارض عبور از هرمز
پیپ معتقد است ایران خواهان بهرسمیتشناختهشدن کنترل خود بر تنگه هرمز است. او پیشنهاد میکند ایران و کشورهای عضو پیمان مکه درباره ایجاد یک نظام مشترک دریافت عوارض از کشتیهای عبوری توافق کنند. در چارچوب پیشنهادی او، ایران از عبور کشتیها درآمد کسب میکند و نقش آن در مدیریت تنگه به رسمیت شناخته میشود. در مقابل، کشورهای خلیج فارس از حق عبور تضمینشده برخوردار خواهند شد.
۳. توافق هستهای منطقهای با محدودیتهای برابر
این دشوارترین بخش پیشنهاد پیپ است. پاکستان در حال حاضر دارای سلاح هستهای است. عربستان اعلام کرده در صورت دستیابی ایران به بمب اتمی، برای دستیابی به توانایی مشابه اقدام خواهد کرد. رئیسجمهور ترکیه نیز پیشتر پرسیده بود که چرا این کشور نباید سلاح هستهای داشته باشد. پیپ معتقد است ایران حاضر نیست توانایی کوتاهمدت ساخت سلاح هستهای را کنار بگذارد یا با بازرسیهای بسیار گسترده موافقت کند. از این رو، او پیشنهاد میکند ایران، عربستان سعودی و ترکیه در چارچوب توافقی منطقهای، محدودیتهای یکسانی برای غنیسازی اورانیوم بپذیرند. به باور او، چنین توافقی ممکن است برای تهران پذیرفتنی باشد؛ زیرا ایران در جایگاهی برابر با رقبای منطقهای خود مذاکره خواهد کرد.
✅مانع اصلی: دونالد ترامپ
پیپ هشدار میدهد که این مسیر مستلزم پذیرش توافقی از سوی ترامپ است که آمریکا رهبری آن را در اختیار ندارد و ممکن است محدودیتهای هستهای آن از شرایط موردنظر واشنگتن نیز ضعیفتر باشد. او همچنین میگوید آمریکا و اسرائیل، بنا بر گزارشها، برای انجام حملات جدید پس از انتخابات میاندورهای کنگره در ۱۲ آبان آماده شدهاند. به اعتقاد پیپ، حتی یک دور حمله جدید میتواند هر سه مسیر توافق را پیش از دستیابی به نتیجه از بین ببرد.
✅ ضربالاجل تعیینکننده: ۱۲ آبان و هفته پس از آن
پیپ معتقد است مذاکرات مربوط به مدیریت هرمز و توافق هستهای منطقهای ممکن است ماهها طول بکشد، اما برای جلوگیری از حملات جدید، باید در هفته پس از انتخابات میاندورهای آمریکا، مذاکرات درباره هر دو موضوع بهصورت آشکار آغاز شده باشد.
🔵 تحلیل کامل دکتر رابرت پیپ را اینجا بخوانید:
https://www.24onlinenews.ir/fa/tiny/news-64021
@MostafaTajzadeh
👍14👎2
📝📝📝نقشه راه مبارزه با فقر
✅بانک جهانی گزارش “فقر، رفاه و سیاره ۲۰۲۶: مشاغل در کانون ریشهکنی فقر” را منتشر کرد. گزارش نشان میدهد که پس از سه دهه پیشرفت تاریخی و کاهش نرخ فقر شدید از ۴۳ درصد در ۱۹۹۰ به ۱۱ درصد در ۲۰۲۰، این روند از سال ۲۰۱۹ متوقف شده است. در سال ۲۰۲۶، حدود ۸۱۱ میلیون نفر (یک نفر از هر ۱۰ نفر) با کمتر از ۳ دلار در روز زندگی میکنند. اگر روند پیش از ۲۰۱۳ حفظ میشد، حدود ۲۴۳ میلیون نفر دیگر از فقر خارج شده بودند. فقر شدید بهشدت متمرکز شده است: بیش از نیمی از فقرای جهان در تنها ۹ اقتصاد و سهچهارم در ۲۰ اقتصاد زندگی میکنند. تا سال ۲۰۳۰، ۸۷ درصد فقرای شدید جهان در جنوب صحرای آفریقا یا در کشورهای شکننده و متأثر از درگیری (FCS) یا هر دو خواهند بود. رشد جمعیت در این مناطق، همراه با رشد اقتصادی ناکافی، باعث میشود که نرخ جهانی فقر حتی با کاهش نرخهای ملی، افزایش یابد.
✅بانک جهانی بیان میکند که خروج از فقر شدید به معنای رسیدن به طبقه متوسط نیست. نزدیک به نیمی از بشریت (۳.۷ میلیارد نفر) با درآمد کمتر از ۸.۳۰ دلار در روز زندگی میکنند و در معرض خطر بازگشت به فقر شدید پس از هر شوک اقتصادی یا اقلیمی هستند. طبقه متوسط جهانی با درآمد بین ۸.۳۰ تا ۲۸ دلار در روز، از نظر سهم جمعیتی تقریباً دو برابر شده، اما این گسترش عمدتاً در اقتصادهای با درآمد متوسط بالا متمرکز بوده است. در اقتصادهای با درآمد متوسط پایین، گروه آسیبپذیر (۳ تا ۸.۳۰ دلار) همچنان بزرگترین گروه است و در اقتصادهای کمدرآمد، طبقه متوسط در شکل یک اقلیت کوچک باقی مانده است.
✅موضوع دیگر گزارش، نابرابری است. تعداد اقتصادهای نابرابر کاهش پیدا کرده است، اما نابرابری برای افراد تداوم یافته است. تعداد اقتصادهایی با ضریب جینی بالای ۴۰ از ۷۰ در سال ۲۰۰۰ به ۴۲ در سال ۲۰۲۴ کاهش یافته و حتی اقتصادهایی که بالای آستانه ماندند، میانگین جینی خود را از ۵۱ به ۴۶ رساندند. با این حال، یک نفر از هر پنج نفر در جهان همچنان در اقتصادهای با نابرابری بالا زندگی میکند و سهم فقرای شدید ساکن در این اقتصادها تقریباً دو برابر شده و به ۳۶ درصد رسیده است. تحلیل روندی نشان میدهد نابرابری بالا وضعیتی مزمن است: ۳۷ اقتصاد در تمام ۲۵ سال گذشته بالای آستانه ضریب جینی ۴۰ باقی ماندند و تعداد کمی بین ۵ تا ۲۰ سال در این وضعیت بودند. شکاف رفاه جهانی از ۱۰.۵ در ۱۹۹۰ به ۴.۵ در ۲۰۲۶ کاهش یافته، اما تقریباً تمام پیشرفت پیش از ۲۰۱۳ رخ داده و در دهه اخیر سالانه تنها حدود ۱.۲ درصد بهبود یافته است. این شکاف در جنوب صحرای آفریقا ۱۱.۱ است، یعنی دو برابر میانگین جهانی.
✅در ادامه اشاره میشود که سرمایه انسانی اغلب تنها دارایی فقراست و درآمد نیروی کار نزدیک به دو سوم درآمد ۴۰ درصد فقیرترین خانوارها را تشکیل میدهد. اشتغال فقرا در ۸۸ کشور از ۱۳۸ کشور طی ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۴ کاهش یافته و شکاف اشتغال فقرا و غیرفقرا در ۹۹ کشور از ۱۳۷ کشور بیشتر شده است. رشد درآمد هر کارگر تقریباً تمام رشد رفاه را در دو دهه گذشته توضیح میدهد، در حالی که کاهش نرخ اشتغال رشد رفاه را کاهش داده است.
✅شبیهسازیها نشان میدهد افزایش نرخ اشتغال در خانوارهای فقیر به ۷۵ درصد، فقر شدید را حدود یکپنجم کاهش میدهد. افزایش تحصیلات فقرا به میانگین غیرفقرا فقر شدید را نزدیک به نصف کاهش میدهد و انتقال به کار غیرکشاورزی یا کار مزدی آن را بین یکچهارم تا یکسوم کم میکند. در اقتصادهای فقیرتر، مسیر خروج از فقر بیشتر از رها کردن کشاورزی کمبازده میگذرد تا از کار مزدی، در حالی که در اقتصادهای ثروتمندتر، انتقال به کار مزدی بسیار بیشتر احتمال خروج از فقر را افزایش میدهد
✅در نهایت، گزارش نتیجه میگیرد که کاهش فقر هم به گسترش فرصتهای کسب درآمد و هم به افزایش بازده کار موجود فقرا نیاز دارد؛ مشاغل بیشتر و مشاغل با درآمد بهتر استراتژیهای رقیب نیستند، بلکه دو مسیر مکملاند که بخشهای متفاوتی از جمعیت فقیر را پوشش میدهند.
🆔 @mohammadreza_dadgostar
@MostafaTajzadeh
✅بانک جهانی گزارش “فقر، رفاه و سیاره ۲۰۲۶: مشاغل در کانون ریشهکنی فقر” را منتشر کرد. گزارش نشان میدهد که پس از سه دهه پیشرفت تاریخی و کاهش نرخ فقر شدید از ۴۳ درصد در ۱۹۹۰ به ۱۱ درصد در ۲۰۲۰، این روند از سال ۲۰۱۹ متوقف شده است. در سال ۲۰۲۶، حدود ۸۱۱ میلیون نفر (یک نفر از هر ۱۰ نفر) با کمتر از ۳ دلار در روز زندگی میکنند. اگر روند پیش از ۲۰۱۳ حفظ میشد، حدود ۲۴۳ میلیون نفر دیگر از فقر خارج شده بودند. فقر شدید بهشدت متمرکز شده است: بیش از نیمی از فقرای جهان در تنها ۹ اقتصاد و سهچهارم در ۲۰ اقتصاد زندگی میکنند. تا سال ۲۰۳۰، ۸۷ درصد فقرای شدید جهان در جنوب صحرای آفریقا یا در کشورهای شکننده و متأثر از درگیری (FCS) یا هر دو خواهند بود. رشد جمعیت در این مناطق، همراه با رشد اقتصادی ناکافی، باعث میشود که نرخ جهانی فقر حتی با کاهش نرخهای ملی، افزایش یابد.
✅بانک جهانی بیان میکند که خروج از فقر شدید به معنای رسیدن به طبقه متوسط نیست. نزدیک به نیمی از بشریت (۳.۷ میلیارد نفر) با درآمد کمتر از ۸.۳۰ دلار در روز زندگی میکنند و در معرض خطر بازگشت به فقر شدید پس از هر شوک اقتصادی یا اقلیمی هستند. طبقه متوسط جهانی با درآمد بین ۸.۳۰ تا ۲۸ دلار در روز، از نظر سهم جمعیتی تقریباً دو برابر شده، اما این گسترش عمدتاً در اقتصادهای با درآمد متوسط بالا متمرکز بوده است. در اقتصادهای با درآمد متوسط پایین، گروه آسیبپذیر (۳ تا ۸.۳۰ دلار) همچنان بزرگترین گروه است و در اقتصادهای کمدرآمد، طبقه متوسط در شکل یک اقلیت کوچک باقی مانده است.
✅موضوع دیگر گزارش، نابرابری است. تعداد اقتصادهای نابرابر کاهش پیدا کرده است، اما نابرابری برای افراد تداوم یافته است. تعداد اقتصادهایی با ضریب جینی بالای ۴۰ از ۷۰ در سال ۲۰۰۰ به ۴۲ در سال ۲۰۲۴ کاهش یافته و حتی اقتصادهایی که بالای آستانه ماندند، میانگین جینی خود را از ۵۱ به ۴۶ رساندند. با این حال، یک نفر از هر پنج نفر در جهان همچنان در اقتصادهای با نابرابری بالا زندگی میکند و سهم فقرای شدید ساکن در این اقتصادها تقریباً دو برابر شده و به ۳۶ درصد رسیده است. تحلیل روندی نشان میدهد نابرابری بالا وضعیتی مزمن است: ۳۷ اقتصاد در تمام ۲۵ سال گذشته بالای آستانه ضریب جینی ۴۰ باقی ماندند و تعداد کمی بین ۵ تا ۲۰ سال در این وضعیت بودند. شکاف رفاه جهانی از ۱۰.۵ در ۱۹۹۰ به ۴.۵ در ۲۰۲۶ کاهش یافته، اما تقریباً تمام پیشرفت پیش از ۲۰۱۳ رخ داده و در دهه اخیر سالانه تنها حدود ۱.۲ درصد بهبود یافته است. این شکاف در جنوب صحرای آفریقا ۱۱.۱ است، یعنی دو برابر میانگین جهانی.
✅در ادامه اشاره میشود که سرمایه انسانی اغلب تنها دارایی فقراست و درآمد نیروی کار نزدیک به دو سوم درآمد ۴۰ درصد فقیرترین خانوارها را تشکیل میدهد. اشتغال فقرا در ۸۸ کشور از ۱۳۸ کشور طی ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۴ کاهش یافته و شکاف اشتغال فقرا و غیرفقرا در ۹۹ کشور از ۱۳۷ کشور بیشتر شده است. رشد درآمد هر کارگر تقریباً تمام رشد رفاه را در دو دهه گذشته توضیح میدهد، در حالی که کاهش نرخ اشتغال رشد رفاه را کاهش داده است.
✅شبیهسازیها نشان میدهد افزایش نرخ اشتغال در خانوارهای فقیر به ۷۵ درصد، فقر شدید را حدود یکپنجم کاهش میدهد. افزایش تحصیلات فقرا به میانگین غیرفقرا فقر شدید را نزدیک به نصف کاهش میدهد و انتقال به کار غیرکشاورزی یا کار مزدی آن را بین یکچهارم تا یکسوم کم میکند. در اقتصادهای فقیرتر، مسیر خروج از فقر بیشتر از رها کردن کشاورزی کمبازده میگذرد تا از کار مزدی، در حالی که در اقتصادهای ثروتمندتر، انتقال به کار مزدی بسیار بیشتر احتمال خروج از فقر را افزایش میدهد
✅در نهایت، گزارش نتیجه میگیرد که کاهش فقر هم به گسترش فرصتهای کسب درآمد و هم به افزایش بازده کار موجود فقرا نیاز دارد؛ مشاغل بیشتر و مشاغل با درآمد بهتر استراتژیهای رقیب نیستند، بلکه دو مسیر مکملاند که بخشهای متفاوتی از جمعیت فقیر را پوشش میدهند.
🆔 @mohammadreza_dadgostar
@MostafaTajzadeh