نامههای حوزوی
⚡️عدالت، جنّ نیست! 1✔️پاسخ رضا بابایی بر نقد مهدی نصیری🔻 سلام نقد آقای مهدی نصیری را خواندم و ممنونم از ایشان؛ اما کاش بحثهای سیاسی روز را پیش نمیکشیدند و تحلیلشان را دربارۀ جنگهای منطقه نمیآوردند. دربارۀ داعش و خاستگاه آن باید مستقلا گفتوگو کرد.…
⚡️مَرکب حرکت را با مقصدش انتخاب می کنند، نه بِرَند و رفاه و سطح پذیرائیش!
✔️نقد محمدتقی اکبرنژاد بر پاسخ رضا بابایی به مهدی نصیری🔻
🔹جوابیه آقای بابایی بر نقد آقای نصیری را مطالعه کردم. این مطلب از آن رو که به نقطه مهمی اشاره داشت، قابل تأمل بود و حتی قابل دفاع!
🔹آقای بابایی از درِ مطالبه گری وارد شده، از آقای نصیری خواسته بودند تا دست از شعارها و تکرار آرمان ها و به رخ کشیدن آرزوها بردارند و از روش ها و برنامه ها سخن بگویند و نیز اینکه چه برنامه ای برای انسان فلک زده در عصر حاضر دارند تا او را به کمال معنوی و تمدن الهی برساند. اتفاقا بنده هم با این بیان موافقم.
🔹ما صد البته، مفتون شعارهای کلامی خود شده ایم. مثل اینکه دین کامل است و جامع تمام نیازهای مادی و معنوی انسان. اینکه عدالت به معنای حقیقی و پایدار آن در ادیان الهی محقق می شود. اما فقه ما که جلوه گاه شعارهای تمدنی ماست، با این حرفها به وَجد نمی آید و حرکتی نمی کند و برنامه ای نمی دهد!
🔹اما جناب آقای بابایی؛ شما را نمی دانم ولی بنده وقتی ترمینال می روم، قبل از هر چیزی از مقصد مَرکب ها می پرسم و به بِرَند آنها و امکاناتی که دارند و سطح پذیرائیشان و حتی میزان اکرام و احترامشان نمی اندیشم!
🔹اگر مقصد اتوبوس جنوب باشد، بی شک سوار نمی شوم؛ چون من باید به شمال بروم. مرکب شمال اگر بی بنیه باشد و حتی اگر اکرامم نکنند؛ باز هم آنرا بر مرکب جنوب ترجیح می دهم. منتهی اگر آدم خردمندی باشم تلاش می کنم تا اتوبوس های شمال هم ارتقاء دهم؛ نه اینکه به خاطر رفاه و امنیت، اصلا مقصد خود را عوض کنم!!
🔹برادر من، مثل ما و غرب از این جنس است. خدای متعال در قرآن از ملت هایی سخن می گوید که هیچ کدام، انبیاء(ع) را بدون سخره و اذیت رها نکردند: «يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ » (یس،30)
🔹این ملت ها اگر آسمان خراش بسازند تا قلب آسمان را بشکافد، اگر عدالتی بسازند که مثقال خیر را بالسویه تقسیم کند، اگر رفاهی را فراهم آورند که در و دیوار خانه هایش هم از طلا و نقره باشد، باز هم برای انسان الهی که در پی انبیاست، دلبری نمی کند.
🔹البته شما حق دارید، اکثریت مردم دنبال این مرکب راه می افتند. همان طور که در طول تاریخ، دست رد بر سینه انبیاء(ع) زدند. با اینکه انبیاء(ع) برنامه هم داشتند. شک دارید، تاریخ اسلام را مرور کنید!
🔹کفَن پیامبر خاتم(ص) خشک نشده بود که دخترش را در میانه در و دیوار رها کردند! خدای متعال خود می فرماید که اگر خوف آن نبود که همه، به خاطر ضعف ایمان، به کفر در آیند؛ بی شک در و دیوار خانه هایشان را از زر و سیم می کردم.
🔹بله، امثال من که در صدد توجیه کم کارهای حوزه و فقه و فقاهت نیستیم و از شعارهای بدون پشتوانه عملیاتی خسته ایم، یک تفاوت عمده با حضرتعالی و امثال شما داریم.
🔹آن هم این است که با ایمان به آن شعار مقدّسِ کلامی و اینکه خدای متعال، انسان را با همه محدودیت های علمی و گرایش های شدید مادی و ضعف ایمانی، در هیچ عرصه ای بی برنامه رها نمی کند؛ می کوشیم تا برنامه عملی دین را برای اداره جامعه بشری بنویسیم و صد البته تا این برنامه نوشته نشده یا به مرحله اجرا در نیامده است نیز، تسلیم تمدن غرب و مرعوب آن نخواهیم شد.
🔹ما زندگی در حلبی آباد دین را بر زندگی در برج های سر به فلک کشیده تمدن الحادی غرب ترجیح می دهیم. چرا که آخر غرب، دنیاست و دنیا به فناست!
سلام و درود خدا بر شما.
@namehayehawzavi
✔️نقد محمدتقی اکبرنژاد بر پاسخ رضا بابایی به مهدی نصیری🔻
🔹جوابیه آقای بابایی بر نقد آقای نصیری را مطالعه کردم. این مطلب از آن رو که به نقطه مهمی اشاره داشت، قابل تأمل بود و حتی قابل دفاع!
🔹آقای بابایی از درِ مطالبه گری وارد شده، از آقای نصیری خواسته بودند تا دست از شعارها و تکرار آرمان ها و به رخ کشیدن آرزوها بردارند و از روش ها و برنامه ها سخن بگویند و نیز اینکه چه برنامه ای برای انسان فلک زده در عصر حاضر دارند تا او را به کمال معنوی و تمدن الهی برساند. اتفاقا بنده هم با این بیان موافقم.
🔹ما صد البته، مفتون شعارهای کلامی خود شده ایم. مثل اینکه دین کامل است و جامع تمام نیازهای مادی و معنوی انسان. اینکه عدالت به معنای حقیقی و پایدار آن در ادیان الهی محقق می شود. اما فقه ما که جلوه گاه شعارهای تمدنی ماست، با این حرفها به وَجد نمی آید و حرکتی نمی کند و برنامه ای نمی دهد!
🔹اما جناب آقای بابایی؛ شما را نمی دانم ولی بنده وقتی ترمینال می روم، قبل از هر چیزی از مقصد مَرکب ها می پرسم و به بِرَند آنها و امکاناتی که دارند و سطح پذیرائیشان و حتی میزان اکرام و احترامشان نمی اندیشم!
🔹اگر مقصد اتوبوس جنوب باشد، بی شک سوار نمی شوم؛ چون من باید به شمال بروم. مرکب شمال اگر بی بنیه باشد و حتی اگر اکرامم نکنند؛ باز هم آنرا بر مرکب جنوب ترجیح می دهم. منتهی اگر آدم خردمندی باشم تلاش می کنم تا اتوبوس های شمال هم ارتقاء دهم؛ نه اینکه به خاطر رفاه و امنیت، اصلا مقصد خود را عوض کنم!!
🔹برادر من، مثل ما و غرب از این جنس است. خدای متعال در قرآن از ملت هایی سخن می گوید که هیچ کدام، انبیاء(ع) را بدون سخره و اذیت رها نکردند: «يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ » (یس،30)
🔹این ملت ها اگر آسمان خراش بسازند تا قلب آسمان را بشکافد، اگر عدالتی بسازند که مثقال خیر را بالسویه تقسیم کند، اگر رفاهی را فراهم آورند که در و دیوار خانه هایش هم از طلا و نقره باشد، باز هم برای انسان الهی که در پی انبیاست، دلبری نمی کند.
🔹البته شما حق دارید، اکثریت مردم دنبال این مرکب راه می افتند. همان طور که در طول تاریخ، دست رد بر سینه انبیاء(ع) زدند. با اینکه انبیاء(ع) برنامه هم داشتند. شک دارید، تاریخ اسلام را مرور کنید!
🔹کفَن پیامبر خاتم(ص) خشک نشده بود که دخترش را در میانه در و دیوار رها کردند! خدای متعال خود می فرماید که اگر خوف آن نبود که همه، به خاطر ضعف ایمان، به کفر در آیند؛ بی شک در و دیوار خانه هایشان را از زر و سیم می کردم.
🔹بله، امثال من که در صدد توجیه کم کارهای حوزه و فقه و فقاهت نیستیم و از شعارهای بدون پشتوانه عملیاتی خسته ایم، یک تفاوت عمده با حضرتعالی و امثال شما داریم.
🔹آن هم این است که با ایمان به آن شعار مقدّسِ کلامی و اینکه خدای متعال، انسان را با همه محدودیت های علمی و گرایش های شدید مادی و ضعف ایمانی، در هیچ عرصه ای بی برنامه رها نمی کند؛ می کوشیم تا برنامه عملی دین را برای اداره جامعه بشری بنویسیم و صد البته تا این برنامه نوشته نشده یا به مرحله اجرا در نیامده است نیز، تسلیم تمدن غرب و مرعوب آن نخواهیم شد.
🔹ما زندگی در حلبی آباد دین را بر زندگی در برج های سر به فلک کشیده تمدن الحادی غرب ترجیح می دهیم. چرا که آخر غرب، دنیاست و دنیا به فناست!
سلام و درود خدا بر شما.
@namehayehawzavi
✔️دروغهای نهادی🔻
🔸محمد امین قانعی راد،جامعه شناس
🔹دروغ گفتن تنها زبانی نیست بلکه دروغ گفتن به معنای ناراستی است و ناراست بودن ابعاد مختلفی مانند ناراستی زبانی و رفتاری دارد. به عنوان مثال در نمای بیرونی ساختمانهای قوه قضائیه فرشتهای است که یک ترازو و شمشمیر به دست دارد و چشمانش را بسته و میگوید من با بی طرفی تمام عدالت را در جامعه برقرار میکنم، اما شما میبینید که در جامعه روز به روز بی عدالتی گسترش پیدا میکند.
🔹ما ستاد مبارزه با مواد مخدر و ستاد مبارزه با فساد اقتصادی داریم اما وضعیت مواد مخدر و فساد اقتصادی در حال گسترش است یا صدا و سیما که نام خود را رسانه ملی گذاشته مدام شکاف و انشقاق بین ملت ایجاد می کند. می گوییم بانکداری اسلامی، اما وام هایی با سود بالا به مردم پیشنهاد می کنیم، در همه این موارد شاهد ناراستیها و دروغ های نهادی هستیم؛ در بسیاری از موارد همین دروغهای نهادی است که دروغگویی را نه به صورت آگاهانه بلکه به صورت طرح درس پنهان به مردم آموزش می دهند و افراد را به طرف دروغگویی سوق میدهند.
🔹نهادهای ما در حال تولید دروغ هستند و متأسفانه متوجه هم نیستند که در چه مسیر خطرناکی افتادند، از سوی دیگر متوجه پیامدهایی اخلاقی دروغ خود بر جامعه نیستند و نمی دانند چطور موجب ایجاد شکاف در اعتماد اجتماعی و رواج دروغ در جامعه می شوند به گونه ای که دروغ به صورت بخش تفکیک ناپذیری از زندگی روزمره مردم در میآید. ممکن است روزی شرایطی پیش بیاید که علی الظاهر هیچ کسی دروغ نمیگوید، اما اگر در یک لایه عمیق تر نگاه کنید میبینید که همه دروغ میگویند و همه از این دروغ خرسند هستند و در کنار زندگی میکنند.
🔹دروغ در جامعه حالت سیستماتیک دارد و در ابعاد و زمینه های مختلفی خود را نشان میدهد؛ دروغ «شناخی، زبانی، رفتاری، عاطفی و نهادی» و در مورد همه اینها می توان بحث کرد؛ اما می خواهم بگویم دروغ شناختی زمانی رخ می دهد که آنچه ذهن های مردم و مسوولین می بینند با واقعیت ها فاصله دارد، ذهن قرار است بازتاب واقعیت باشد، اما افراد به گونه ای می اندیشند که با واقعیت متفاوت و جهت دار است؛ در این مورد در واقع ما یک نوع فاصله روانشناختی و ذهنی از واقعیتها داریم و به یک معنا دچار توهم هستیم؛ بخشی از جامعه و مسئولین در این فرآیند درگیر هستند و بدون این که خودشان گمان کنند دروغ میگویند🔺
@namehayehawzavi
🔸محمد امین قانعی راد،جامعه شناس
🔹دروغ گفتن تنها زبانی نیست بلکه دروغ گفتن به معنای ناراستی است و ناراست بودن ابعاد مختلفی مانند ناراستی زبانی و رفتاری دارد. به عنوان مثال در نمای بیرونی ساختمانهای قوه قضائیه فرشتهای است که یک ترازو و شمشمیر به دست دارد و چشمانش را بسته و میگوید من با بی طرفی تمام عدالت را در جامعه برقرار میکنم، اما شما میبینید که در جامعه روز به روز بی عدالتی گسترش پیدا میکند.
🔹ما ستاد مبارزه با مواد مخدر و ستاد مبارزه با فساد اقتصادی داریم اما وضعیت مواد مخدر و فساد اقتصادی در حال گسترش است یا صدا و سیما که نام خود را رسانه ملی گذاشته مدام شکاف و انشقاق بین ملت ایجاد می کند. می گوییم بانکداری اسلامی، اما وام هایی با سود بالا به مردم پیشنهاد می کنیم، در همه این موارد شاهد ناراستیها و دروغ های نهادی هستیم؛ در بسیاری از موارد همین دروغهای نهادی است که دروغگویی را نه به صورت آگاهانه بلکه به صورت طرح درس پنهان به مردم آموزش می دهند و افراد را به طرف دروغگویی سوق میدهند.
🔹نهادهای ما در حال تولید دروغ هستند و متأسفانه متوجه هم نیستند که در چه مسیر خطرناکی افتادند، از سوی دیگر متوجه پیامدهایی اخلاقی دروغ خود بر جامعه نیستند و نمی دانند چطور موجب ایجاد شکاف در اعتماد اجتماعی و رواج دروغ در جامعه می شوند به گونه ای که دروغ به صورت بخش تفکیک ناپذیری از زندگی روزمره مردم در میآید. ممکن است روزی شرایطی پیش بیاید که علی الظاهر هیچ کسی دروغ نمیگوید، اما اگر در یک لایه عمیق تر نگاه کنید میبینید که همه دروغ میگویند و همه از این دروغ خرسند هستند و در کنار زندگی میکنند.
🔹دروغ در جامعه حالت سیستماتیک دارد و در ابعاد و زمینه های مختلفی خود را نشان میدهد؛ دروغ «شناخی، زبانی، رفتاری، عاطفی و نهادی» و در مورد همه اینها می توان بحث کرد؛ اما می خواهم بگویم دروغ شناختی زمانی رخ می دهد که آنچه ذهن های مردم و مسوولین می بینند با واقعیت ها فاصله دارد، ذهن قرار است بازتاب واقعیت باشد، اما افراد به گونه ای می اندیشند که با واقعیت متفاوت و جهت دار است؛ در این مورد در واقع ما یک نوع فاصله روانشناختی و ذهنی از واقعیتها داریم و به یک معنا دچار توهم هستیم؛ بخشی از جامعه و مسئولین در این فرآیند درگیر هستند و بدون این که خودشان گمان کنند دروغ میگویند🔺
@namehayehawzavi
⚡️سخنرانان و مداحان طرفدار نظام را به هیات ها دعوت کنید
🔹محمدرضا آشتیانی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در همایش فاطمی ویژه هیئتهای مذهبی استان قم گفته است که هیئتها باید یک تشکلی قوی، نیرومند، فهیم و بصیر داشته باشند که تعامل خوبی برای حفظ نظام و رهبری داشته باشند و زمانی که نیاز است به میدان بیایند. از نظر او دعوت از سخنرانان و مداحان به هیئتها بسیار مهم است. آشتیانی گفته است در دعوت از سخنرانان و مداحان باید دقت کرد و باید افرادی برای سخنرانی و مداحی در هیئتها دعوت شوند که مردم را بهنظام علاقهمند کنند🔺
@namehayehawzavi
🔹محمدرضا آشتیانی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در همایش فاطمی ویژه هیئتهای مذهبی استان قم گفته است که هیئتها باید یک تشکلی قوی، نیرومند، فهیم و بصیر داشته باشند که تعامل خوبی برای حفظ نظام و رهبری داشته باشند و زمانی که نیاز است به میدان بیایند. از نظر او دعوت از سخنرانان و مداحان به هیئتها بسیار مهم است. آشتیانی گفته است در دعوت از سخنرانان و مداحان باید دقت کرد و باید افرادی برای سخنرانی و مداحی در هیئتها دعوت شوند که مردم را بهنظام علاقهمند کنند🔺
@namehayehawzavi
نامههای حوزوی
⚡️مَرکب حرکت را با مقصدش انتخاب می کنند، نه بِرَند و رفاه و سطح پذیرائیش! ✔️نقد محمدتقی اکبرنژاد بر پاسخ رضا بابایی به مهدی نصیری🔻 🔹جوابیه آقای بابایی بر نقد آقای نصیری را مطالعه کردم. این مطلب از آن رو که به نقطه مهمی اشاره داشت، قابل تأمل بود و حتی قابل…
⚡️از قناعت به حلبیآباد تا شعار تمدنسازی
✔️پاسخ رضا بابایی به نقد محمدتقی اکبرنژاد🔻
🔹ازجناب آقای محمدتقی اکبرنژاد ممنونم که یادداشت «قدمای معاصر» را سزاوار نقد دیدهاند.خلاصۀ سخن ایشان این است که تمدن غرب، موفقیتهایی دربهبود زندگی بشر داشته است، اما مقصد آن باطل و دوزخ است
🔹جناب آقای اكبرنژاد عزيز، این گونه پاسخها بر اين پیشفرض استوار است كه تقابل ما با جهان، تقابل ایمان با کفر و الحاد است ما در جبهه حق و ایمانیم و گروه مقابل، در جبهۀ کفر و باطل. پس همۀ خوبیهای آنان پشیزی نمیارزد و همۀ عیبها و ناکامیها ما چندان مهم نیست که ذرهای در راه و حقانیت خود تردید کنیم. اشارهوار عرض میکنم که اگر نفس ادعای دینداری و عمل به ظواهر دینی کافی بود، حق با شما بود؛ اما اگر معیار التزام به دین خدا، خردمندی و عدالتپیشگی و انصافورزی و نوعدوستی نیز باشد، آنگاه شاید ما باید هدایت شویم و به راه انبیا بازگردیم، نه دیگران
ترسم که صرفهای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما
🔹حتی اگر بپذیریم که جبهۀ مقابل ما، کفر و باطل است،از کجا معلوم که ما حقیم؟ مگر جنگها فقط میان حق و باطل است؟اگر دو گروه در مقابل هم صفآرایی کردند، حتما یکی حق است و دیگری باطل؟ نه!بسا جنگهایی که میان دو باطل است
🔹نوشتهاید: «اکثریت مردم دنبال این مرکب راه میافتند؛ همانطور که در طول تاریخ، دست رد بر سینه انبیاء(ع) زدند» این قضاوت شما بدين معنا است که تمدن جدید بشری در مقابل راه انبیا است و گرایش به این تمدن، زدن دست رد بر سینۀ انبیا است دقیقا بگویید که کدام بخش این تمدن، مقابل انبیا است و کدام بخش از کارنامۀ ما افتخار پیامبران؟ میدانم که در این گونه مواقع، یاد آزادی همجنسگرایان در برخی کشورهای غربی میافتید، ولی خوب است که غیر از این، فهرستی از تضادهای تمدن جدید بشری را با راه انبیا بنویسید تا دربارۀ یکیک آنها سخن بگوییم. اما مسئلۀ همجنسگرایی که ترجیعبند اینگونه بحثها شده است، چندان پیچیده نیست. بنمایۀ این تمدن، پرهیز از دخالت در امور فردی انسانها است؛ بدون اینکه دربارۀ آنها داوری کند. تمدنها قرار نیست کار ادیان را بکنند. آن که باید در مقابل رفتارهای اینچنینی بایستد، ادیان و اخلاق است؛ وظیفۀ تمدن، بسترسازی برای رشد فردی و اجتماعی استعدادها است. مگر فعالیت مسجدها و کلیساها در یک کشور متمدن، به معنای گرایش آن كشور به اسلام يا مسيحیت است كه فعالیت گروههای دیگر به همین معنا باشد
🔹اما اینکه تمدن را به مرکب و اتوبوس ترمینال تشبیه کردهاید، اگرچه در مَثَل مناقشه نیست، اما بدانید که همین نگاه به تمدن باعث شده است که با این بضاعت اندک، هوس تمدنسازی کردهایم. برادر عزیز، تمدن از دو حال خارج نیست: یا زنده است یا مرده. تمدن مرده و ایستا وجود خارجی ندارد، و تمدن زنده و پویا، مقصدی معین و یشنوشت ندارد که آن را به اتوبوسهای ترمینال تشبیه کنیم. تمدن اگر زنده باشد، پیوسته دست به انتخاب میزند و دائم در حال خوداصلاحی و ترمیمگری است. تمدن، ابژه نیست که بتوان برای آن برنامه نوشت و آن را به سویی خاص هدایت کرد. تمدن درونیترین هویت مدنی ملت متمدن است.
🔹دوستانی مانند شما معمولا میگویند که ما میخواهیم به پیامبر تأسی کنیم. بسیار خوب! حالا چرا از پیامبر مدینه شروع کردهاید؟ پیامبر گرامی اسلام، نخست سیزده سال در مکه، از خدا و توحید و عبادت گفت و وقتی بالاجبار به مدینه هجرت کردند، آنجا ریاست شهر را هم بر عهده گرفتند. ما چرا از ریاست و تمدنسازی و تصدیگری شروع کردهایم؟ لابد میفرمایید که در مکه امکان حکومت نداشتند. عرض میکنم چرا نگوییم که در مدینه مجبور شدند که در رأس تشکیلات قرار گیرند؟ چرا مدینه را اصل و مکه را فرع بدانیم؟
🔹نوشتهاید كه خدا انسان را بدون برنامه رها نكرده است. بله، رها نكرده است، اما این بدان معنا نیست كه سرنوشت بشر را به دست شما و فهم شما از متون قدیم سپرده است. اما اینكه خدا چه برنامهای برای انسان دارد، اصل نزاع و اختلاف كسانی مانند من با كسانی مانند شماست، كه باید جداگانه دربارۀ آن گفتوگو شود.
🔹سخن آخر اینکه گفتهاید ما در پی دنیا نیستیم که به تمدن غرب رشک بریم. ما به همین حلبیآباد دینی خود قانعیم... اولا اگر به حلبیآباد قانعید، این شعار تمدنسازی چیست كه سر دادهاید؟ ثانیا اگر چنین است، چرا همین سخن را از اول به مردم نگفتید؟ چرا به مردم قول دنیای بهتر دادید و چرا هنوز هر گاه به همراهی مردم نیاز دارید، سخن از این میگویید که میخواهیم دنیایی بهتر برای شما بسازیم؟ در ضمن، اگر شما دنبال دنیا نیستید، اختیار خود را دارید، ولی ممکن است کسانی باشند که بخواهند دنیایی خوب و آسوده داشته باشند. آیا همانطور که آنان با شما کاری ندارند، شما هم حاضرید از غار زهد و ریاضت خود بیرون نیایید و مردم را به حال خود واگذارید؟🔺
✔️پاسخ رضا بابایی به نقد محمدتقی اکبرنژاد🔻
🔹ازجناب آقای محمدتقی اکبرنژاد ممنونم که یادداشت «قدمای معاصر» را سزاوار نقد دیدهاند.خلاصۀ سخن ایشان این است که تمدن غرب، موفقیتهایی دربهبود زندگی بشر داشته است، اما مقصد آن باطل و دوزخ است
🔹جناب آقای اكبرنژاد عزيز، این گونه پاسخها بر اين پیشفرض استوار است كه تقابل ما با جهان، تقابل ایمان با کفر و الحاد است ما در جبهه حق و ایمانیم و گروه مقابل، در جبهۀ کفر و باطل. پس همۀ خوبیهای آنان پشیزی نمیارزد و همۀ عیبها و ناکامیها ما چندان مهم نیست که ذرهای در راه و حقانیت خود تردید کنیم. اشارهوار عرض میکنم که اگر نفس ادعای دینداری و عمل به ظواهر دینی کافی بود، حق با شما بود؛ اما اگر معیار التزام به دین خدا، خردمندی و عدالتپیشگی و انصافورزی و نوعدوستی نیز باشد، آنگاه شاید ما باید هدایت شویم و به راه انبیا بازگردیم، نه دیگران
ترسم که صرفهای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما
🔹حتی اگر بپذیریم که جبهۀ مقابل ما، کفر و باطل است،از کجا معلوم که ما حقیم؟ مگر جنگها فقط میان حق و باطل است؟اگر دو گروه در مقابل هم صفآرایی کردند، حتما یکی حق است و دیگری باطل؟ نه!بسا جنگهایی که میان دو باطل است
🔹نوشتهاید: «اکثریت مردم دنبال این مرکب راه میافتند؛ همانطور که در طول تاریخ، دست رد بر سینه انبیاء(ع) زدند» این قضاوت شما بدين معنا است که تمدن جدید بشری در مقابل راه انبیا است و گرایش به این تمدن، زدن دست رد بر سینۀ انبیا است دقیقا بگویید که کدام بخش این تمدن، مقابل انبیا است و کدام بخش از کارنامۀ ما افتخار پیامبران؟ میدانم که در این گونه مواقع، یاد آزادی همجنسگرایان در برخی کشورهای غربی میافتید، ولی خوب است که غیر از این، فهرستی از تضادهای تمدن جدید بشری را با راه انبیا بنویسید تا دربارۀ یکیک آنها سخن بگوییم. اما مسئلۀ همجنسگرایی که ترجیعبند اینگونه بحثها شده است، چندان پیچیده نیست. بنمایۀ این تمدن، پرهیز از دخالت در امور فردی انسانها است؛ بدون اینکه دربارۀ آنها داوری کند. تمدنها قرار نیست کار ادیان را بکنند. آن که باید در مقابل رفتارهای اینچنینی بایستد، ادیان و اخلاق است؛ وظیفۀ تمدن، بسترسازی برای رشد فردی و اجتماعی استعدادها است. مگر فعالیت مسجدها و کلیساها در یک کشور متمدن، به معنای گرایش آن كشور به اسلام يا مسيحیت است كه فعالیت گروههای دیگر به همین معنا باشد
🔹اما اینکه تمدن را به مرکب و اتوبوس ترمینال تشبیه کردهاید، اگرچه در مَثَل مناقشه نیست، اما بدانید که همین نگاه به تمدن باعث شده است که با این بضاعت اندک، هوس تمدنسازی کردهایم. برادر عزیز، تمدن از دو حال خارج نیست: یا زنده است یا مرده. تمدن مرده و ایستا وجود خارجی ندارد، و تمدن زنده و پویا، مقصدی معین و یشنوشت ندارد که آن را به اتوبوسهای ترمینال تشبیه کنیم. تمدن اگر زنده باشد، پیوسته دست به انتخاب میزند و دائم در حال خوداصلاحی و ترمیمگری است. تمدن، ابژه نیست که بتوان برای آن برنامه نوشت و آن را به سویی خاص هدایت کرد. تمدن درونیترین هویت مدنی ملت متمدن است.
🔹دوستانی مانند شما معمولا میگویند که ما میخواهیم به پیامبر تأسی کنیم. بسیار خوب! حالا چرا از پیامبر مدینه شروع کردهاید؟ پیامبر گرامی اسلام، نخست سیزده سال در مکه، از خدا و توحید و عبادت گفت و وقتی بالاجبار به مدینه هجرت کردند، آنجا ریاست شهر را هم بر عهده گرفتند. ما چرا از ریاست و تمدنسازی و تصدیگری شروع کردهایم؟ لابد میفرمایید که در مکه امکان حکومت نداشتند. عرض میکنم چرا نگوییم که در مدینه مجبور شدند که در رأس تشکیلات قرار گیرند؟ چرا مدینه را اصل و مکه را فرع بدانیم؟
🔹نوشتهاید كه خدا انسان را بدون برنامه رها نكرده است. بله، رها نكرده است، اما این بدان معنا نیست كه سرنوشت بشر را به دست شما و فهم شما از متون قدیم سپرده است. اما اینكه خدا چه برنامهای برای انسان دارد، اصل نزاع و اختلاف كسانی مانند من با كسانی مانند شماست، كه باید جداگانه دربارۀ آن گفتوگو شود.
🔹سخن آخر اینکه گفتهاید ما در پی دنیا نیستیم که به تمدن غرب رشک بریم. ما به همین حلبیآباد دینی خود قانعیم... اولا اگر به حلبیآباد قانعید، این شعار تمدنسازی چیست كه سر دادهاید؟ ثانیا اگر چنین است، چرا همین سخن را از اول به مردم نگفتید؟ چرا به مردم قول دنیای بهتر دادید و چرا هنوز هر گاه به همراهی مردم نیاز دارید، سخن از این میگویید که میخواهیم دنیایی بهتر برای شما بسازیم؟ در ضمن، اگر شما دنبال دنیا نیستید، اختیار خود را دارید، ولی ممکن است کسانی باشند که بخواهند دنیایی خوب و آسوده داشته باشند. آیا همانطور که آنان با شما کاری ندارند، شما هم حاضرید از غار زهد و ریاضت خود بیرون نیایید و مردم را به حال خود واگذارید؟🔺
⚡️1000 مرکز در 100 کشور دنیا از قم تغذیه می شوند
✔️علیرضا اعرافی مدیر حوزه های علمیه🔻
🔹در قبل از انقلاب وقتی میشنیدیم علم از قم به همه عالم نشر پیدا میکند، قابل تصور نبود در انقلاب که مردم قم آغازگر آن بودند موضوع قابل فهم شد. غیر از ایران که از قم تغذیه میشود حداقل 1000 مرکز در بیش از 100 کشور دنیا از قم تغذیه و جریانهای مختلفی ایجاد می کنند🔺
@namehayehawzavi
✔️علیرضا اعرافی مدیر حوزه های علمیه🔻
🔹در قبل از انقلاب وقتی میشنیدیم علم از قم به همه عالم نشر پیدا میکند، قابل تصور نبود در انقلاب که مردم قم آغازگر آن بودند موضوع قابل فهم شد. غیر از ایران که از قم تغذیه میشود حداقل 1000 مرکز در بیش از 100 کشور دنیا از قم تغذیه و جریانهای مختلفی ایجاد می کنند🔺
@namehayehawzavi
🔺دفاع از پایان نامه دکتری.
🔹تحولات اجتماعی نهاد روحانیت شیعه.
🔹دانشجو: محسن صبوریان.
🔹دانشگاه تهران.
@namehayehawzavi
🔹تحولات اجتماعی نهاد روحانیت شیعه.
🔹دانشجو: محسن صبوریان.
🔹دانشگاه تهران.
@namehayehawzavi
نامههای حوزوی
🔺دفاع از پایان نامه دکتری. 🔹تحولات اجتماعی نهاد روحانیت شیعه. 🔹دانشجو: محسن صبوریان. 🔹دانشگاه تهران. @namehayehawzavi
✔️چکیدهٔ پایاننامه تحولات اجتماعی نهاد روحانیت شیعه🔻
🔸محسن صبوریان
🔹نهادِ متمرکزِ مرجعیتِ تقلیدِ شیعی در اواسطِ قاجاریه پدید آمد. پیش از آن هرچند علمایِ بلاد در بسیاری از مراکزِ شیعی حضور داشتند و موردِ ارجاعِ مردم بودند، اما چیزی تحتِ عنوانِ مرجعِ تقلید در شکلِ متمرکز تحققِ خارجی نداشت. شکلگیریِ نهادِ مرجعیت با شکلگیریِ نظریهٔ اجتهاد و تقلید و تکوین و توسعهٔ نظریهٔ تقلید از اعلم پیوند خورده است. به لحاظِ تاریخی این نهاد پس از غلبهٔ مکتبِ وحید بهبهانی بر اخباریان، و با تمرکزِ علما در عتباتِ عراق امکانِ تأسیس یافت.
🔹اولین طبقهٔ مراجعِ تقلیدِ تامه، شیخ مرتضی انصاری و میرزایِ بزرگ شیرازی بودند. برخی از شئونِ مرجعیت در شیخِ انصاری تبلور یافت و با مبنایِ تأسیسیِ او در بابِ امور حسبیه، دخالتِ مراجعِ وقت در امورِ مربوط به مشروطه را تسهیل کرد. با این حال شأنِ ولایت و زعامت عمدتاً از زمانِ میرزایِ شیرازی تکوین یافت و در جریانِ فتوایِ تحریمِ تنباکو تجربه شد. در این پژوهش روندِ تحولاتِ نهادِ روحانیت را در سایهٔ تحولاتِ نهادِ مرجعیت و ذیلِ تاریخِ تحولاتِ ایران بررسی کردهایم. گسترهٔ موردِ مطالعه، از آغازِ قاجار تا پایان دورهٔ پهلویِ اول در ۱۳۲۰ خورشیدی است.
🔹در این دوره، تحولاتِ نهادِ روحانیت را در سایهٔ روندِ تمرکزِ فزاینده در نهادِ دولت سنجیدهایم. این روند، شکلی ناگزیر از تحولاتِ دولت در عصرِ جدید است که به بیانِ وبری به شکلِ عقلانی بوروکراسیِ سازمانی منتهی میشود. ما بر پایهٔ نظریهٔ عمومی دیوانسالاری روندهایِ بوروکراتیک شدنِ نهادِ دین را به موازاتِ نهادِ دولت بازنمایی کردهایم. به هر میزانی که نهادِ دولت متمرکز و بوروکراتیک میشود، روندِ مشابهی هم در نهادِ دین مشاهده میشود. نهایتاً تغییراتِ کارکردیِ نهادِ روحانیت را در طولِ این ۱۵۰ سال، بر مبنایِ نظریهٔ عمومیِ دیوانسالاری و با روشِ جامعهشناسیِ تاریخی بازنمایاندهایم. با بروزِ شأنِ زعامتِ نهادِ مرجعیتِ تقلید – که در دورهٔ اخیر به ولایتِ فقیه بدل شد – به شکلِ متمرکز و دیوانسالار، در موازنهٔ اقتدار میانِ نهادِ دین و نهادِ دولت، توفیق قرینِ نهادِ دین خواهد بود🔺
@namehayehawzavi
🔸محسن صبوریان
🔹نهادِ متمرکزِ مرجعیتِ تقلیدِ شیعی در اواسطِ قاجاریه پدید آمد. پیش از آن هرچند علمایِ بلاد در بسیاری از مراکزِ شیعی حضور داشتند و موردِ ارجاعِ مردم بودند، اما چیزی تحتِ عنوانِ مرجعِ تقلید در شکلِ متمرکز تحققِ خارجی نداشت. شکلگیریِ نهادِ مرجعیت با شکلگیریِ نظریهٔ اجتهاد و تقلید و تکوین و توسعهٔ نظریهٔ تقلید از اعلم پیوند خورده است. به لحاظِ تاریخی این نهاد پس از غلبهٔ مکتبِ وحید بهبهانی بر اخباریان، و با تمرکزِ علما در عتباتِ عراق امکانِ تأسیس یافت.
🔹اولین طبقهٔ مراجعِ تقلیدِ تامه، شیخ مرتضی انصاری و میرزایِ بزرگ شیرازی بودند. برخی از شئونِ مرجعیت در شیخِ انصاری تبلور یافت و با مبنایِ تأسیسیِ او در بابِ امور حسبیه، دخالتِ مراجعِ وقت در امورِ مربوط به مشروطه را تسهیل کرد. با این حال شأنِ ولایت و زعامت عمدتاً از زمانِ میرزایِ شیرازی تکوین یافت و در جریانِ فتوایِ تحریمِ تنباکو تجربه شد. در این پژوهش روندِ تحولاتِ نهادِ روحانیت را در سایهٔ تحولاتِ نهادِ مرجعیت و ذیلِ تاریخِ تحولاتِ ایران بررسی کردهایم. گسترهٔ موردِ مطالعه، از آغازِ قاجار تا پایان دورهٔ پهلویِ اول در ۱۳۲۰ خورشیدی است.
🔹در این دوره، تحولاتِ نهادِ روحانیت را در سایهٔ روندِ تمرکزِ فزاینده در نهادِ دولت سنجیدهایم. این روند، شکلی ناگزیر از تحولاتِ دولت در عصرِ جدید است که به بیانِ وبری به شکلِ عقلانی بوروکراسیِ سازمانی منتهی میشود. ما بر پایهٔ نظریهٔ عمومی دیوانسالاری روندهایِ بوروکراتیک شدنِ نهادِ دین را به موازاتِ نهادِ دولت بازنمایی کردهایم. به هر میزانی که نهادِ دولت متمرکز و بوروکراتیک میشود، روندِ مشابهی هم در نهادِ دین مشاهده میشود. نهایتاً تغییراتِ کارکردیِ نهادِ روحانیت را در طولِ این ۱۵۰ سال، بر مبنایِ نظریهٔ عمومیِ دیوانسالاری و با روشِ جامعهشناسیِ تاریخی بازنمایاندهایم. با بروزِ شأنِ زعامتِ نهادِ مرجعیتِ تقلید – که در دورهٔ اخیر به ولایتِ فقیه بدل شد – به شکلِ متمرکز و دیوانسالار، در موازنهٔ اقتدار میانِ نهادِ دین و نهادِ دولت، توفیق قرینِ نهادِ دین خواهد بود🔺
@namehayehawzavi
⚡️شورای فقهی در مقابل مرجع اعلم اعتباری ندارد
✔️محمد جواد فاضل لنکرانی در گفتگو با شفقنا🔻
🔹در فقه معاصر یک بحث این است که امروز فقیه، زمان کافی را برای استنباط همه احکام ندارد، کثرت فروعات و مسایل فقهی مخصوصا در این چند دهه اخیر انقدر زیاد شده که واقعا یک فقیه زمان کافی ندارد تا همه احکام را با تمام ابعاد آن استخراج کند. نکته دومی هم وجود دارد و آن اینکه بسیاری از مسایل جدیدی که به وجود آمده، نیاز به موضوع شناسی دارد، یعنی اگر امروز یک فقیه بخواهد راجع به بانک، بورس، سهام یا مسایل پزشکی مانند استنساخ، تلقیح مصنوعی و تغییر جنسیت، نظر دهد، نیاز به موضوع شناسی دارد، ولی این مسایل دلیل بر این نمی شود که ما مساله فتوای شورایی یا شورای فتوا را مطرح کنیم.
🔹اجمال مسئله این است که فتوای شورایی به این نحو است که اگر اکثریت فقها در یک موضوعی نظری دادند باید بر طبق آن نظر عمل شود. این امر اولاً با یکی از مبانی بسیار مهم در فقه که همان مسئله اعلمیت است سازگاری ندارد در فقه ما بسیاری از بزرگان به صورت فتوا یا به عنوان احتیاط وجوبی قائل به مساله اعلمیت هستند؛ ما معتقدیم که اگر قول اعلم در یک طرف قرار گرفت، اما اکثر افراد شورا فتوای دیگری دادند، باز طبق این مبنا که اعلمیت را ملاک می دانیم، قول اعلم برای ما حجیت دارد.
🔹اگر در مقابل این اعلم اکثر معاصرین فتوایی دادند، این امر توانایی ضربه زدن به اعتبار قول اعلم را ندارد. به عبارت دیگر کسانی که می گویند اعلم تعیّن دارد، اگر در مقابل این اعلم صد فقیه دیگر هم باشند که در جهت علمی به مرحله اعلم نرسیدند، قول اعلم برای آنها که می گویند قول اعلم معتبر است مقدم می باشد.
🔹آیا با ملاک اکثریت یعنی اگر در یک زمانی صد فقیه وجود داشته و هشتاد نفر یک فتوایی دادند، می توانیم یک حجت اقوا پیدا کنیم یا خیر؟! در فقه، فقیه دنبال حجت است، اگر در یک زمانی شورا فتوایی داد و یک گروه که به فرض اعلم هم نباشد، نظری در مقابل آن داد، به چه ملاکی می توانیم بگوییم چون این طرف اکثریت هستند حجیت آن اقوای از طرف دیگر است؟! لااقل باید بگوییم که اینها مساوی هستند و هر دو حجت می باشند؛ در نتیجه اکثر یا شورا در فتوا نمی تواند نقشی داشته باشد چه بسا قول آن یک نفری که مقابل این شورا قرار گرفته مطابق با احتیاط باشد و از نظر صناعت اجتهاد منظم تر، منسجم تر و قوی تر باشد؛ ما در موازین فقهی داریم که اگر یک چیزی مورد اجماع بود، هیچ دلیلی ندارد که در زمان معاصر بگوییم چون شورا فتوا می دهد، نظر شورا حجیت داشته و بر نظر دیگران مقدم است.
🔹بله در زمان معاصر فقیه در تشخیص موضوع نیاز به کارشناسان دارد و کارشناسان باید موضوع را معین کنند ولی در فتوا فقیه واحد است، امامان ما نسبت به تکلیف مردم در زمان غیبت فرموده اند: «فَارْجِعُوا فیها إلى رُواهِ أحادیثِنا» از هیچکدام از ادله استفاده نمی شود که نظر اکثریت این فقها را بگیرید، بلکه می فرماید هر فقیهی نظرش حجت است، اگر این چنین شد قول اکثر که در شورا است، فایده ای ندارد لذا اگر در زمانی اکثر فقها در یک موردی فتوایی دادند، بر فقیهی که در مقابل این نظر اکثر، دارای نظر است، حرام است به نظر اکثر عمل کند🔺
@namehayehawzavi
✔️محمد جواد فاضل لنکرانی در گفتگو با شفقنا🔻
🔹در فقه معاصر یک بحث این است که امروز فقیه، زمان کافی را برای استنباط همه احکام ندارد، کثرت فروعات و مسایل فقهی مخصوصا در این چند دهه اخیر انقدر زیاد شده که واقعا یک فقیه زمان کافی ندارد تا همه احکام را با تمام ابعاد آن استخراج کند. نکته دومی هم وجود دارد و آن اینکه بسیاری از مسایل جدیدی که به وجود آمده، نیاز به موضوع شناسی دارد، یعنی اگر امروز یک فقیه بخواهد راجع به بانک، بورس، سهام یا مسایل پزشکی مانند استنساخ، تلقیح مصنوعی و تغییر جنسیت، نظر دهد، نیاز به موضوع شناسی دارد، ولی این مسایل دلیل بر این نمی شود که ما مساله فتوای شورایی یا شورای فتوا را مطرح کنیم.
🔹اجمال مسئله این است که فتوای شورایی به این نحو است که اگر اکثریت فقها در یک موضوعی نظری دادند باید بر طبق آن نظر عمل شود. این امر اولاً با یکی از مبانی بسیار مهم در فقه که همان مسئله اعلمیت است سازگاری ندارد در فقه ما بسیاری از بزرگان به صورت فتوا یا به عنوان احتیاط وجوبی قائل به مساله اعلمیت هستند؛ ما معتقدیم که اگر قول اعلم در یک طرف قرار گرفت، اما اکثر افراد شورا فتوای دیگری دادند، باز طبق این مبنا که اعلمیت را ملاک می دانیم، قول اعلم برای ما حجیت دارد.
🔹اگر در مقابل این اعلم اکثر معاصرین فتوایی دادند، این امر توانایی ضربه زدن به اعتبار قول اعلم را ندارد. به عبارت دیگر کسانی که می گویند اعلم تعیّن دارد، اگر در مقابل این اعلم صد فقیه دیگر هم باشند که در جهت علمی به مرحله اعلم نرسیدند، قول اعلم برای آنها که می گویند قول اعلم معتبر است مقدم می باشد.
🔹آیا با ملاک اکثریت یعنی اگر در یک زمانی صد فقیه وجود داشته و هشتاد نفر یک فتوایی دادند، می توانیم یک حجت اقوا پیدا کنیم یا خیر؟! در فقه، فقیه دنبال حجت است، اگر در یک زمانی شورا فتوایی داد و یک گروه که به فرض اعلم هم نباشد، نظری در مقابل آن داد، به چه ملاکی می توانیم بگوییم چون این طرف اکثریت هستند حجیت آن اقوای از طرف دیگر است؟! لااقل باید بگوییم که اینها مساوی هستند و هر دو حجت می باشند؛ در نتیجه اکثر یا شورا در فتوا نمی تواند نقشی داشته باشد چه بسا قول آن یک نفری که مقابل این شورا قرار گرفته مطابق با احتیاط باشد و از نظر صناعت اجتهاد منظم تر، منسجم تر و قوی تر باشد؛ ما در موازین فقهی داریم که اگر یک چیزی مورد اجماع بود، هیچ دلیلی ندارد که در زمان معاصر بگوییم چون شورا فتوا می دهد، نظر شورا حجیت داشته و بر نظر دیگران مقدم است.
🔹بله در زمان معاصر فقیه در تشخیص موضوع نیاز به کارشناسان دارد و کارشناسان باید موضوع را معین کنند ولی در فتوا فقیه واحد است، امامان ما نسبت به تکلیف مردم در زمان غیبت فرموده اند: «فَارْجِعُوا فیها إلى رُواهِ أحادیثِنا» از هیچکدام از ادله استفاده نمی شود که نظر اکثریت این فقها را بگیرید، بلکه می فرماید هر فقیهی نظرش حجت است، اگر این چنین شد قول اکثر که در شورا است، فایده ای ندارد لذا اگر در زمانی اکثر فقها در یک موردی فتوایی دادند، بر فقیهی که در مقابل این نظر اکثر، دارای نظر است، حرام است به نظر اکثر عمل کند🔺
@namehayehawzavi
🔺اجتماع بانوان پوشیه ای
🔹جهت دفاع از حجاب فاطمی
🔹همراه با اهدای پوشیه
🔹مشهد، دفتر آیت الله مدرسی.
@namehayehawzavi
🔹جهت دفاع از حجاب فاطمی
🔹همراه با اهدای پوشیه
🔹مشهد، دفتر آیت الله مدرسی.
@namehayehawzavi
🔺بخش هایی از گفتگوی من با سید صمصام الدین قوامی امام جمعه شهرک پردیسان قم درباره طرح امامت و امارت.👇
🔹این گفتگو در سایت مباحثات منتشر شده است.
@namehayehawzavi
🔹این گفتگو در سایت مباحثات منتشر شده است.
@namehayehawzavi
نامههای حوزوی
🔺بخش هایی از گفتگوی من با سید صمصام الدین قوامی امام جمعه شهرک پردیسان قم درباره طرح امامت و امارت.👇 🔹این گفتگو در سایت مباحثات منتشر شده است. @namehayehawzavi
✔️بخش هایی از گفتگو با سید صمصام الدین قوامی مجری طرح امامت و امارت در شهرک پردیسان قم، این گفتگو در سایت مباحثات منتشر شده است🔻
🔹سید صمصامالدین قوامی در دوره کارشناسی، مدیریت صنعتی خوانده است. در سوابق وی، خدمت در سپاه و جهادسازندگی، مدیریت حوزه کرمان، مدیریت مدرسه معصومیه قم هم دیده میشود. وی مدیر بنیاد فقهی مدیریت اسلامی است و درس خارج فقه الاداره، اصول فقه الاداره و تفسیر مدیریتی قرآن تدریس میکند. هم اکنون او امام جمعه شهرک ۱۴۰هزار نفری پردیسان در قم است که ۴۰ هزار نفر آن را خانواده طلاب تشکیل میدهند. او در این شهرک با اجرای طرح «امامت و امارت» بهدنبال مدینه فاضله اسلامی است. از عملکرد جمهوری اسلامی نگران است و طرح خود را راهگشا میداند. در محل طرح امامت و امارت واقع در مسجد حضرت فاطمه زهرای پردیسان یک ساعت و چهل دقیقه با او گفتوگو کردم. دوتن از شاگردان ایشان نیز حضور داشتند و در گفتوگو کمک کردند🔺
@namehayehawzavi
🔹سید صمصامالدین قوامی در دوره کارشناسی، مدیریت صنعتی خوانده است. در سوابق وی، خدمت در سپاه و جهادسازندگی، مدیریت حوزه کرمان، مدیریت مدرسه معصومیه قم هم دیده میشود. وی مدیر بنیاد فقهی مدیریت اسلامی است و درس خارج فقه الاداره، اصول فقه الاداره و تفسیر مدیریتی قرآن تدریس میکند. هم اکنون او امام جمعه شهرک ۱۴۰هزار نفری پردیسان در قم است که ۴۰ هزار نفر آن را خانواده طلاب تشکیل میدهند. او در این شهرک با اجرای طرح «امامت و امارت» بهدنبال مدینه فاضله اسلامی است. از عملکرد جمهوری اسلامی نگران است و طرح خود را راهگشا میداند. در محل طرح امامت و امارت واقع در مسجد حضرت فاطمه زهرای پردیسان یک ساعت و چهل دقیقه با او گفتوگو کردم. دوتن از شاگردان ایشان نیز حضور داشتند و در گفتوگو کمک کردند🔺
@namehayehawzavi
نامههای حوزوی
✔️بخش هایی از گفتگو با سید صمصام الدین قوامی مجری طرح امامت و امارت در شهرک پردیسان قم، این گفتگو در سایت مباحثات منتشر شده است🔻 🔹سید صمصامالدین قوامی در دوره کارشناسی، مدیریت صنعتی خوانده است. در سوابق وی، خدمت در سپاه و جهادسازندگی، مدیریت حوزه کرمان،…
⚡️هرکس امام شد وظایف سه گانه قانون گذاری، اجرا و قضاوت بعهده اوست
1✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی درباره طرح امامت و امارت🔻
🔹طرح امامت و امارت برگرفته از همان مدل حکومت نبوی، علوی و مهدوی است؛ به این معنا که در حال کشفشدن است و ما آن را ابداع نکردیم؛ بنابراین اجتهاد میشود. این روش، روش مدیریت معصومان است. همانطور که مشخص است دو بخش وجود دارد؛ امامت و امارت. امارت همان سه قوه است. این سه قوه همان سه شأنی است که رسولالله(ص) در مدینه و امیرالمؤمنین(ع) در کوفه داشتند؛ به معنای شأن قضا، شأن اجرا و شأن تقنین و تشریع. پیامبر گاهی قاضی، گاهی مجری و گاهی مبیّن احکام بود. بنابراین، این سه شأن، شئونی هستند که ساسةالعباد واجد آنند. عقلا هم این را تأیید کرده و آن را در قالب سه قوه درآوردهاند.
🔹امامت هم بُعد ریاستی و اجرایی دین است؛ ریاست عامّه است. بحث بر سر ریاست و سیاست است. لزوماً در نبوّت، سیاست نیست؛ نبوّت بهمعنای اطلاعگیری و رسالت بهمعنای اطلاعرسانی است؛ اما امامت بهمعنای اجرای دین است؛ بهمعنای اینکه «جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً». پس از نبوت، رسالت و خلّت مطرح میشود. هنگامی که امامت جزء ذات آن آمد، امامت هم هست؛ به این معنا که هنگامی که امام در جایی است، قضاوت با اوست؛ زیرا شایستگی قضاوت، جنگ و صلح و احکام دارد. احکام را هم میگیرد، سپس هم تلقّی و هم القا میکند. امکان آن نیست که امام را بدون اینها در نظر گرفت؛ مانند آن است که آب را بدون رطوبت یا روغن را بدون چربی تصور کنیم.
🔹هنگامی که امام مطرح میشود، ساسة العباد نیز مطرح میشود؛ لذا هر فردی که امام است، این کارها بر عهدهی اوست. یا باید امام نشود، یا اگر شد، زعامت و ریاست بهعهدهی او خواهد بود. این اتحاد امارت و امامت به همین معناست؛ یعنی آنچه که در حکومت و حاکمیت میگذرد، در اختیار امامت است؛ اما امامت آنها را طبق اصول مدیریت تفویض، تقسیم و تفکیک میکند.
🔹اکنون امام در مرور ایام، نماز جماعت خواند، پیشنمازی کرد و… دیگران فکر کنند که اصلاً این وظیفه را ندارد؛ این یک واجب فراموششده مانند امر به معروف، جهاد و… بوده که آن هم فراموش شده بوده است؛ حالا یا امویان یا عباسیان و یا ملوک، امارت را از امامت غصب کرده بودند. اکنون به اصل آن بازگشته است؛ «كُلُّ شَيْءٍ يَرْجِعُ إلَي أصْلِه». تاکنون که جدا بوده، به ناحق جدا بوده یا در دست مسلمانان نالایق همچون امویها، عثمانیها، عباسیها و وهابیها بوده یا در دست نامسلمانها همچون مسیحیها بوده است.
🔹هرچه که حکومت است مربوط به امام یا نایب اوست؛ دیگر حکومتها ـ آگاهانه یا ناآگاهانه ـ در حال انجام وظایف امامت به طور موقت و بدون اذن وی هستند. گاهی کنجکاوی است که بعداً امام اجازه میدهد! چرا که در حال انجام کاری هستند که کار او بوده است؛ اما شاید خبر ندارند.
🔹اصلح افراد زمین اوست که باید بر ۷ میلیارد نفر حکومت کند؛ اما شرایط فعلی اینطور ایجاب کرده که این اتفاق نیفتاده است؛ اما اگر اتفاق افتاد، باید کامل اجرا شود. اکنون این دو کثرت در عین وحدت است؛ به این معنا که سه قوه است؛ اما در حقیقت یک قوه است. در جهان اینگونه است؛ هرچه کثرت ببینید در حقیقت وحدت است؛ اگر به دریا، صحرا یا… بنگرید او را میبینید.
🔹یکی از اشکالاتی که همیشه میگیرند، میگویند چند نفر از این امامها داریم که همه مدیر، سیاستمدار و اقتصاددان هستند؟ من پاسخ میدادم که باید اینها را ساخت. ضمن اینکه ما در همینجا فرماندار، بخشدار، استاندار و وزیر متناسب با آن امام هم تربیت میکنیم. این یک پروژهی ملی است که در پردیسان به صورت پایلوت پیاده میشود.
🔹گاهی در ده قرن ممکن است مانع موجود شود؛ لکن شرط مفقود شود؛ در این هنگام مقتضی اثر نمیکند. اینکه مشاهده میکنیم که امام هست، اما حکومت نمیکند، به این دلیل است که مانع موجود است؛ مانند آن که امام صادق(ع) هست؛ اما امارت در دست منصور است؛ یا اینکه معاویه میخواهد با زور از حضرت علی(ع) بگیرد؛ یا آنکه از امام حسن(ع) و امام حسین(ع) گرفت. میخواستند تا لحظهی آخر از پیامبر هم بگیرند که نتوانستند؛ اما از امیرالمؤمنین(ع) ۲۵ سال گرفتند؛ سپس ترور و شهیدش کردند. در این موارد مانع ایجاد شده بود.
🔹اکنون در این نظام، شرایط موجود است؛ اما شاید هنوز مانع بهطور کامل مفقود نیست. خود دولتهای ما و قانون اساسی ما هنوز مانع هستند. اکنون یک ولایت مطلقه، تامّه و کلیه وجود ندارد؛ تنها یک ولایتی در سقف نظام وجود دارد و در اندام نظام وجود ندارد🔺
@namehayehawzavi
1✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی درباره طرح امامت و امارت🔻
🔹طرح امامت و امارت برگرفته از همان مدل حکومت نبوی، علوی و مهدوی است؛ به این معنا که در حال کشفشدن است و ما آن را ابداع نکردیم؛ بنابراین اجتهاد میشود. این روش، روش مدیریت معصومان است. همانطور که مشخص است دو بخش وجود دارد؛ امامت و امارت. امارت همان سه قوه است. این سه قوه همان سه شأنی است که رسولالله(ص) در مدینه و امیرالمؤمنین(ع) در کوفه داشتند؛ به معنای شأن قضا، شأن اجرا و شأن تقنین و تشریع. پیامبر گاهی قاضی، گاهی مجری و گاهی مبیّن احکام بود. بنابراین، این سه شأن، شئونی هستند که ساسةالعباد واجد آنند. عقلا هم این را تأیید کرده و آن را در قالب سه قوه درآوردهاند.
🔹امامت هم بُعد ریاستی و اجرایی دین است؛ ریاست عامّه است. بحث بر سر ریاست و سیاست است. لزوماً در نبوّت، سیاست نیست؛ نبوّت بهمعنای اطلاعگیری و رسالت بهمعنای اطلاعرسانی است؛ اما امامت بهمعنای اجرای دین است؛ بهمعنای اینکه «جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً». پس از نبوت، رسالت و خلّت مطرح میشود. هنگامی که امامت جزء ذات آن آمد، امامت هم هست؛ به این معنا که هنگامی که امام در جایی است، قضاوت با اوست؛ زیرا شایستگی قضاوت، جنگ و صلح و احکام دارد. احکام را هم میگیرد، سپس هم تلقّی و هم القا میکند. امکان آن نیست که امام را بدون اینها در نظر گرفت؛ مانند آن است که آب را بدون رطوبت یا روغن را بدون چربی تصور کنیم.
🔹هنگامی که امام مطرح میشود، ساسة العباد نیز مطرح میشود؛ لذا هر فردی که امام است، این کارها بر عهدهی اوست. یا باید امام نشود، یا اگر شد، زعامت و ریاست بهعهدهی او خواهد بود. این اتحاد امارت و امامت به همین معناست؛ یعنی آنچه که در حکومت و حاکمیت میگذرد، در اختیار امامت است؛ اما امامت آنها را طبق اصول مدیریت تفویض، تقسیم و تفکیک میکند.
🔹اکنون امام در مرور ایام، نماز جماعت خواند، پیشنمازی کرد و… دیگران فکر کنند که اصلاً این وظیفه را ندارد؛ این یک واجب فراموششده مانند امر به معروف، جهاد و… بوده که آن هم فراموش شده بوده است؛ حالا یا امویان یا عباسیان و یا ملوک، امارت را از امامت غصب کرده بودند. اکنون به اصل آن بازگشته است؛ «كُلُّ شَيْءٍ يَرْجِعُ إلَي أصْلِه». تاکنون که جدا بوده، به ناحق جدا بوده یا در دست مسلمانان نالایق همچون امویها، عثمانیها، عباسیها و وهابیها بوده یا در دست نامسلمانها همچون مسیحیها بوده است.
🔹هرچه که حکومت است مربوط به امام یا نایب اوست؛ دیگر حکومتها ـ آگاهانه یا ناآگاهانه ـ در حال انجام وظایف امامت به طور موقت و بدون اذن وی هستند. گاهی کنجکاوی است که بعداً امام اجازه میدهد! چرا که در حال انجام کاری هستند که کار او بوده است؛ اما شاید خبر ندارند.
🔹اصلح افراد زمین اوست که باید بر ۷ میلیارد نفر حکومت کند؛ اما شرایط فعلی اینطور ایجاب کرده که این اتفاق نیفتاده است؛ اما اگر اتفاق افتاد، باید کامل اجرا شود. اکنون این دو کثرت در عین وحدت است؛ به این معنا که سه قوه است؛ اما در حقیقت یک قوه است. در جهان اینگونه است؛ هرچه کثرت ببینید در حقیقت وحدت است؛ اگر به دریا، صحرا یا… بنگرید او را میبینید.
🔹یکی از اشکالاتی که همیشه میگیرند، میگویند چند نفر از این امامها داریم که همه مدیر، سیاستمدار و اقتصاددان هستند؟ من پاسخ میدادم که باید اینها را ساخت. ضمن اینکه ما در همینجا فرماندار، بخشدار، استاندار و وزیر متناسب با آن امام هم تربیت میکنیم. این یک پروژهی ملی است که در پردیسان به صورت پایلوت پیاده میشود.
🔹گاهی در ده قرن ممکن است مانع موجود شود؛ لکن شرط مفقود شود؛ در این هنگام مقتضی اثر نمیکند. اینکه مشاهده میکنیم که امام هست، اما حکومت نمیکند، به این دلیل است که مانع موجود است؛ مانند آن که امام صادق(ع) هست؛ اما امارت در دست منصور است؛ یا اینکه معاویه میخواهد با زور از حضرت علی(ع) بگیرد؛ یا آنکه از امام حسن(ع) و امام حسین(ع) گرفت. میخواستند تا لحظهی آخر از پیامبر هم بگیرند که نتوانستند؛ اما از امیرالمؤمنین(ع) ۲۵ سال گرفتند؛ سپس ترور و شهیدش کردند. در این موارد مانع ایجاد شده بود.
🔹اکنون در این نظام، شرایط موجود است؛ اما شاید هنوز مانع بهطور کامل مفقود نیست. خود دولتهای ما و قانون اساسی ما هنوز مانع هستند. اکنون یک ولایت مطلقه، تامّه و کلیه وجود ندارد؛ تنها یک ولایتی در سقف نظام وجود دارد و در اندام نظام وجود ندارد🔺
@namehayehawzavi
نامههای حوزوی
⚡️هرکس امام شد وظایف سه گانه قانون گذاری، اجرا و قضاوت بعهده اوست 1✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی درباره طرح امامت و امارت🔻 🔹طرح امامت و امارت برگرفته از همان مدل حکومت نبوی، علوی و مهدوی است؛ به این معنا که در حال کشفشدن است و ما آن را ابداع نکردیم؛…
⚡️هر مسجد و امام و امتش یک جمهوری اسلامی کوچک است
2✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی درباره طرح امامت و امارت 🔻
🔹هر مسجدی با امام و امتش، یک جمهوری اسلامی در مقیاسی کوچک است؛ بدین معنا که هر محله یک سلول بنیادین از نظام جمهوری اسلامی است؛ همانند عکس ۳ در ۴ که کوچک شدهی یک تصویر بزرگتر است. امام جماعت مسجد، رهبر کوچک و شورای امر به معروفش که همان قوه قضائیه محسوب میشود برای پیشگیری از جرائم و پاکسازی محیط و امنیت اخلاقی. شورای اجرائیاش کابینه محله است و رئیس کابینه، محلهیار است. محلهیار مثل رئیس جمهور منتخب مردم است و دوایر دولتی آن در بخشهای آموزشی، خدمتی، امنیتی، انتظامی و… عضو این کابینه هستند. هیئت امنای این مسجد به منزله قوه مقننه هست که سیاستگذار و برنامهریز است؛ یعنی در حقیقت امر به معروف و کابینه محلی و هیئت امنا سه قوه هستند.
🔹ولی فقیه در این مقیاس کوچک، همان امام جماعت مسجد است. مأمومین و مردم محله، امت هستند. همه مسئولان منتحب مردم هستند؛ یعنی مردم، هیئت امنا را انتخاب میکنند؛ حالت پارلمانی دارد. هیئت امنا، محلهیار و همچنین شورای امر به معروف را انتخاب میکنند. این کشور کوچک جمهوری اسلامی میتواند دارای ۱۰ هزار جمعیت باشد🔺
@namehayehawzavi
2✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی درباره طرح امامت و امارت 🔻
🔹هر مسجدی با امام و امتش، یک جمهوری اسلامی در مقیاسی کوچک است؛ بدین معنا که هر محله یک سلول بنیادین از نظام جمهوری اسلامی است؛ همانند عکس ۳ در ۴ که کوچک شدهی یک تصویر بزرگتر است. امام جماعت مسجد، رهبر کوچک و شورای امر به معروفش که همان قوه قضائیه محسوب میشود برای پیشگیری از جرائم و پاکسازی محیط و امنیت اخلاقی. شورای اجرائیاش کابینه محله است و رئیس کابینه، محلهیار است. محلهیار مثل رئیس جمهور منتخب مردم است و دوایر دولتی آن در بخشهای آموزشی، خدمتی، امنیتی، انتظامی و… عضو این کابینه هستند. هیئت امنای این مسجد به منزله قوه مقننه هست که سیاستگذار و برنامهریز است؛ یعنی در حقیقت امر به معروف و کابینه محلی و هیئت امنا سه قوه هستند.
🔹ولی فقیه در این مقیاس کوچک، همان امام جماعت مسجد است. مأمومین و مردم محله، امت هستند. همه مسئولان منتحب مردم هستند؛ یعنی مردم، هیئت امنا را انتخاب میکنند؛ حالت پارلمانی دارد. هیئت امنا، محلهیار و همچنین شورای امر به معروف را انتخاب میکنند. این کشور کوچک جمهوری اسلامی میتواند دارای ۱۰ هزار جمعیت باشد🔺
@namehayehawzavi
نامههای حوزوی
⚡️هر مسجد و امام و امتش یک جمهوری اسلامی کوچک است 2✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی درباره طرح امامت و امارت 🔻 🔹هر مسجدی با امام و امتش، یک جمهوری اسلامی در مقیاسی کوچک است؛ بدین معنا که هر محله یک سلول بنیادین از نظام جمهوری اسلامی است؛ همانند عکس ۳ در…
⚡️به همان دلیل که ولی فقیه می تواند یک کشور را اداره کند یک امام جمعه می تواند یک شهر را اداره کند
3✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی🔻
🔸سوال: ممکن است برخی بگویند این مدل، مدلی است که بیشتر در دورهی معصومین و پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) اجرا میشده است؛ در آن دوره نیز حکومت، یک حکومت بسیط بود و وظایف پیچیدهای نداشت؛ اما اکنون از آن وضعیت گذر کردیم و همه کارها تخصصی شده و ممکن است این مدل اجرایی نباشد. همچنین در این دوران نقش و جایگاه مردم مهم است؛ بهنظر میرسد در این طرح جایگاه روشنی برای مردم وجود ندارد.
🔹پاسخ: این صحبت، عیناً برای ولایت فقیه هم وجود دارد؛ اگر کسی خبرگان اول قانون اساسی را گوش کند، این استدلالها مربوط به آن دوره است. من در جایی گفتم که اگر این بسیط بوده و اکنون پیچیده شده، چرا آن را به فقیه دادید؟ اینکه یک کشور ۸۰ میلیوننفری را به فقیه بدهند راحتتر است یا یک روستای ۵۰۰ نفری را؟ اگر آنجا ناممکن است، در اینجا نیز ناممکن است؛ اگر در آنجا ممکن است، اینجا هم ممکن است؛ اگر امکان آن در استان نباشد، به طریق اولی در کشور هم ممکن نیست. اینکه یک روحانی فقیه بیاید زمام اقتصاد، سیاست و … همگی را بگیرد؛ چرا این را در قانون اساسی آوردید؟ بنابراین صد را ایجاد کردید، ۹۰ هم نزد ماست. ادارهی استان راحتتر است؛ ادارهی کشور سخت است. یک کشور را به یک آیتالله ۸۰ساله دادند و بلافاصله جنگ را تحمیل کردند؛ میخواستند این تئوری شکست بخورد؛ ایشان با معنویت و نفوذی که در بین مردم داشت، مدیریت کرد و از بسیاری از پادشاهان پیشی گرفت؛ پادشاهان، بحرین، قفقاز و… را از دست دادند؛ اما ایشان یک متر زمین را به کسی نداد. بنابراین اگر در یک مدل بزرگتر پاسخگوست، در یک مدل کوچکتر نیز پاسخگو خواهد بود🔺
@namehayehawzavi
3✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی🔻
🔸سوال: ممکن است برخی بگویند این مدل، مدلی است که بیشتر در دورهی معصومین و پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) اجرا میشده است؛ در آن دوره نیز حکومت، یک حکومت بسیط بود و وظایف پیچیدهای نداشت؛ اما اکنون از آن وضعیت گذر کردیم و همه کارها تخصصی شده و ممکن است این مدل اجرایی نباشد. همچنین در این دوران نقش و جایگاه مردم مهم است؛ بهنظر میرسد در این طرح جایگاه روشنی برای مردم وجود ندارد.
🔹پاسخ: این صحبت، عیناً برای ولایت فقیه هم وجود دارد؛ اگر کسی خبرگان اول قانون اساسی را گوش کند، این استدلالها مربوط به آن دوره است. من در جایی گفتم که اگر این بسیط بوده و اکنون پیچیده شده، چرا آن را به فقیه دادید؟ اینکه یک کشور ۸۰ میلیوننفری را به فقیه بدهند راحتتر است یا یک روستای ۵۰۰ نفری را؟ اگر آنجا ناممکن است، در اینجا نیز ناممکن است؛ اگر در آنجا ممکن است، اینجا هم ممکن است؛ اگر امکان آن در استان نباشد، به طریق اولی در کشور هم ممکن نیست. اینکه یک روحانی فقیه بیاید زمام اقتصاد، سیاست و … همگی را بگیرد؛ چرا این را در قانون اساسی آوردید؟ بنابراین صد را ایجاد کردید، ۹۰ هم نزد ماست. ادارهی استان راحتتر است؛ ادارهی کشور سخت است. یک کشور را به یک آیتالله ۸۰ساله دادند و بلافاصله جنگ را تحمیل کردند؛ میخواستند این تئوری شکست بخورد؛ ایشان با معنویت و نفوذی که در بین مردم داشت، مدیریت کرد و از بسیاری از پادشاهان پیشی گرفت؛ پادشاهان، بحرین، قفقاز و… را از دست دادند؛ اما ایشان یک متر زمین را به کسی نداد. بنابراین اگر در یک مدل بزرگتر پاسخگوست، در یک مدل کوچکتر نیز پاسخگو خواهد بود🔺
@namehayehawzavi
نامههای حوزوی
⚡️به همان دلیل که ولی فقیه می تواند یک کشور را اداره کند یک امام جمعه می تواند یک شهر را اداره کند 3✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی🔻 🔸سوال: ممکن است برخی بگویند این مدل، مدلی است که بیشتر در دورهی معصومین و پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) اجرا میشده است؛ در…
⚡️ما سلفی تر از سلفی ها هستیم چون مدینه و کوفه را قبول داریم اما سلفی ها اموی هستند
4✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی درباره طرح امامت و امارت🔻
🔸سوال: مردم چه نقشی در این طرح دارند؟ همراهی یا تعیینکنندگی؟
🔹مردم نقش تعیینکننده دارند. مدل ما، مدل ما غدیریه است؛ صد هزار نفر جمعیت در استادیوم غدیر جمع میشوند؛ پیامبر است؛ سپس جانشین، نخبگان، رقبا و… هستند. میگوید من نصب میکنم؛ همهی شما بیایید. میگویند چرا در حضور ما این کار را کردی؟ به این دلیل که شما نقش دارید؛ اگر اینطور نبود من میرفتم مخفیانه این کار را انجام میدادم. من در حضور همگان این کار را انجام دادم. چرا صد هزار نفر؟ چون از تمامی کشورها بودند. لذا خود مردم در آن مدل غدیر ـ که یک مدل نمونه است ـ چه نقشی داشتند؟ اگر نمیآمدند و بیعت نمیکردند، امام منزوی بود؛ کما اینکه پس از آنکه بیعت خود را شکستند، ۲۵ سال منزوی و غدیر خنثی شد. یک پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) بودند که هر دو هم معصوم بودند. ثقیفه، غدیر را کنار زد. ثقیقه ۲۵ سال موفق بود و مردم را نیز با خود همراه داشت.
🔹میگویند هرکس که مردم را با خود همراه داشته باشد، حکومت دارد. لذا آنها اکثریت مردم را به هر دلیلی گرفتند؛ ممکن است تبلیغات، فریب یا… داشتند؛ در هرحال توانستند مردم را با خود همراه کنند. حتی میگویند امیرالمؤمنین(ع) منزوی شده بود. پس از ۲۵ سال تازه متوجه شدند که چه گوهری را از دست دادند و بازگشتند.
🔸سوال: برخی می گویند این مدل، برگرفته از نگرشهای سلفی است؛ یعنی بازگشت به صدر اسلام و مدر همان زمان.
🔹ما سلفیتر از سلفیها هستیم، به این دلیل که ما مدینه و کوفه را قبول داریم؛ سلفیها ـ که ما آنها را قبول نداریم ـ کوفه را قبول ندارند؛ اموی هستند؛ امویها جلوی علویها ایستادند؛ بنابراین ما سلفی نیستیم. ما تازه میگوییم این ۱۲۰۰ سال، یک شجرهی ملعونه و خبیثه اسلام را مورد نفرت قرار دادند؛ به این دلیل که امامت را به خلافت و خلافت را به سلطنت تبدیل کردند؛ در نتیجه تبدیل به ملوک شدند. ضربهای که مروانیها پس از امویها زدند بسیار سخت بود. سپس عباسیها؛ پس از عباسیها، عثمانیها؛ و پس از عثمانیها، دههی مغولها و… بوده است.
🔹سلفی، طرفدار معاویه و خلفای سهگانه است. ما طرفدار امیرالمؤمنین(ع) هستیم؛ ما مدل غدیر را قبول داریم؛ ما عقب هم میرویم و پشت دیواری که آنها درست کردند، آنها را کنار میزنیم ـ آنها مانند ابرهای تیره هستند ـ سپس خورشید را بیرون میآوریم. اصالت با سلفیت متفاوت است؛ ما میخواهیم بگوییم اسلام ناب، منظور داعش، النّصره، القاعده و … نیست. اخیراً اشکالی به ما میگرفتند و میگفتند که این همان امارت داعش است؛ چون در موصل، رقّه، مکه و مدینه «امارت» میگویند. ما گفتیم امارت مربوط به غدیر خم است و تنها یک نفر امیرالمؤمنین است و آن هم حیدر(ع) است🔺
@namehayehawzavi
4✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی درباره طرح امامت و امارت🔻
🔸سوال: مردم چه نقشی در این طرح دارند؟ همراهی یا تعیینکنندگی؟
🔹مردم نقش تعیینکننده دارند. مدل ما، مدل ما غدیریه است؛ صد هزار نفر جمعیت در استادیوم غدیر جمع میشوند؛ پیامبر است؛ سپس جانشین، نخبگان، رقبا و… هستند. میگوید من نصب میکنم؛ همهی شما بیایید. میگویند چرا در حضور ما این کار را کردی؟ به این دلیل که شما نقش دارید؛ اگر اینطور نبود من میرفتم مخفیانه این کار را انجام میدادم. من در حضور همگان این کار را انجام دادم. چرا صد هزار نفر؟ چون از تمامی کشورها بودند. لذا خود مردم در آن مدل غدیر ـ که یک مدل نمونه است ـ چه نقشی داشتند؟ اگر نمیآمدند و بیعت نمیکردند، امام منزوی بود؛ کما اینکه پس از آنکه بیعت خود را شکستند، ۲۵ سال منزوی و غدیر خنثی شد. یک پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) بودند که هر دو هم معصوم بودند. ثقیفه، غدیر را کنار زد. ثقیقه ۲۵ سال موفق بود و مردم را نیز با خود همراه داشت.
🔹میگویند هرکس که مردم را با خود همراه داشته باشد، حکومت دارد. لذا آنها اکثریت مردم را به هر دلیلی گرفتند؛ ممکن است تبلیغات، فریب یا… داشتند؛ در هرحال توانستند مردم را با خود همراه کنند. حتی میگویند امیرالمؤمنین(ع) منزوی شده بود. پس از ۲۵ سال تازه متوجه شدند که چه گوهری را از دست دادند و بازگشتند.
🔸سوال: برخی می گویند این مدل، برگرفته از نگرشهای سلفی است؛ یعنی بازگشت به صدر اسلام و مدر همان زمان.
🔹ما سلفیتر از سلفیها هستیم، به این دلیل که ما مدینه و کوفه را قبول داریم؛ سلفیها ـ که ما آنها را قبول نداریم ـ کوفه را قبول ندارند؛ اموی هستند؛ امویها جلوی علویها ایستادند؛ بنابراین ما سلفی نیستیم. ما تازه میگوییم این ۱۲۰۰ سال، یک شجرهی ملعونه و خبیثه اسلام را مورد نفرت قرار دادند؛ به این دلیل که امامت را به خلافت و خلافت را به سلطنت تبدیل کردند؛ در نتیجه تبدیل به ملوک شدند. ضربهای که مروانیها پس از امویها زدند بسیار سخت بود. سپس عباسیها؛ پس از عباسیها، عثمانیها؛ و پس از عثمانیها، دههی مغولها و… بوده است.
🔹سلفی، طرفدار معاویه و خلفای سهگانه است. ما طرفدار امیرالمؤمنین(ع) هستیم؛ ما مدل غدیر را قبول داریم؛ ما عقب هم میرویم و پشت دیواری که آنها درست کردند، آنها را کنار میزنیم ـ آنها مانند ابرهای تیره هستند ـ سپس خورشید را بیرون میآوریم. اصالت با سلفیت متفاوت است؛ ما میخواهیم بگوییم اسلام ناب، منظور داعش، النّصره، القاعده و … نیست. اخیراً اشکالی به ما میگرفتند و میگفتند که این همان امارت داعش است؛ چون در موصل، رقّه، مکه و مدینه «امارت» میگویند. ما گفتیم امارت مربوط به غدیر خم است و تنها یک نفر امیرالمؤمنین است و آن هم حیدر(ع) است🔺
@namehayehawzavi
نامههای حوزوی
⚡️ما سلفی تر از سلفی ها هستیم چون مدینه و کوفه را قبول داریم اما سلفی ها اموی هستند 4✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی درباره طرح امامت و امارت🔻 🔸سوال: مردم چه نقشی در این طرح دارند؟ همراهی یا تعیینکنندگی؟ 🔹مردم نقش تعیینکننده دارند. مدل ما، مدل ما غدیریه…
⚡️محبوبیت مقام معظم رهبری بعد از رهبر شدن بیشتر شد
5✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی درباره طرح امامت و امارت🔻
🔸سوال: نظر برخی از بزرگان و اساتید حوزه این است که قداست که روحانیت و حتی امام جماعت معمولی پیش از انقلاب، بیشتر از امروز بود. پس از انقلاب قداست روحانیت، مرجعیت و فقاهت تحتالشعاع سیاست قرار گرفت. به نظر برخی اگر طرحهای امثال امامت و امارت اجرا شود، باعث اختلاف بیشتر مردم با روحانیت خواهد شد. نظر شما در این زمینه چیست؟
🔹خود ما ۲۳ سال از عمرمان را در رژیم شاه و ۳۷ سال از آن را در رژیم امام بودیم. ما بسیار در مسجدها بودیم. آقای کافی یا آقای فلسفی که میآمدند مردم بیشتر میآمدند؛ اما باقی مسجدها خلوت بود. هنگامی که امام مطرح شد، مسجدها شلوغ شد. اوایل انقلاب تازه مردم فهمیدند که مسجد چه هست و مسجد انقلاب شد؛ به این دلیل که روح به مسجد بازگشت؛ کمیتهها به مسجد آمدند. ما در مسجد محلمان بسیج اقتصادی داشتیم؛ روغن و کوپن و… میدادیم. رأیگیری و همهچیز به مسجد آمد و حالت افراطی شد که شرایط اقتضا میکرد.
🔹امام در اوج محبوبیت بود، هنگامی که روی کار آمد. آنها آمدند نیروهای کادرساز و کارساز او همانند مفتح، مطهری و بهشتی را گرفتند؛ آقای صدوقی را در استان و در آن طرف آقای دستغیب را گرفتند؛ هنگامی که این مهرهها را میزدند جایگزین نداشتند. سپس جنگ شروع شد؛ هدف جنگ هم این بود که حتی اگر ساقط نمیکند، آنمقدار ضربه بزند که مانند انسان فلج شود؛ میخواستند نظام اینطور شود؛ نخاع یا چشمش را بزنند. سپس ترورها و بحث تحریمها و جنگ بود؛ میخواستند امام را ناتوان کنند؛ میگفتند که سن او زیاد است؛ قلبش از کار میافتد؛ یارانش را هم میگیریم؛ هنگامی که ناتوان شد، مردم از او بیزار میشوند. اما شخصیت معنوی امام طوری بود که با همهی این موارد باز هم ۱۱ میلیون آمدند و بدرقه کردند. بحث ما این است؛ میگوییم چون این طرح پیاده نشده است، مردم استقبال نکردند.
🔹محبوبیت مقام معظم رهبری هنگامی که امیر بود، رئیس جمهور بود و هنوز امام نبود چه مقدار بود؟ ۳۰-۲۰ درصد بود؛ اما به محض اینکه رهبر شد، مقام او بالا رفت؛ اکنون یک نیروی مقدس است؛ رفت و در جایگاه ولایت قرار گرفت. اگر همهی امامها، همینطور باشند؛ در طرح ما رئیس جمهور نباید روحانی و ملبس باشد و روحانی نباید کارمند باشد؛ روحانی تنها باید امام باشد؛ اما زمام در اختیارش باشد. اینکه مردم بیزار هستند درست است؛ به این دلیل که است که میروند میبینند روحانی در پشت میز نشسته است. گاهی آقای قرائتی میگوید «کارمند معمّم»🔺
@namehayehawzavi
5✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی درباره طرح امامت و امارت🔻
🔸سوال: نظر برخی از بزرگان و اساتید حوزه این است که قداست که روحانیت و حتی امام جماعت معمولی پیش از انقلاب، بیشتر از امروز بود. پس از انقلاب قداست روحانیت، مرجعیت و فقاهت تحتالشعاع سیاست قرار گرفت. به نظر برخی اگر طرحهای امثال امامت و امارت اجرا شود، باعث اختلاف بیشتر مردم با روحانیت خواهد شد. نظر شما در این زمینه چیست؟
🔹خود ما ۲۳ سال از عمرمان را در رژیم شاه و ۳۷ سال از آن را در رژیم امام بودیم. ما بسیار در مسجدها بودیم. آقای کافی یا آقای فلسفی که میآمدند مردم بیشتر میآمدند؛ اما باقی مسجدها خلوت بود. هنگامی که امام مطرح شد، مسجدها شلوغ شد. اوایل انقلاب تازه مردم فهمیدند که مسجد چه هست و مسجد انقلاب شد؛ به این دلیل که روح به مسجد بازگشت؛ کمیتهها به مسجد آمدند. ما در مسجد محلمان بسیج اقتصادی داشتیم؛ روغن و کوپن و… میدادیم. رأیگیری و همهچیز به مسجد آمد و حالت افراطی شد که شرایط اقتضا میکرد.
🔹امام در اوج محبوبیت بود، هنگامی که روی کار آمد. آنها آمدند نیروهای کادرساز و کارساز او همانند مفتح، مطهری و بهشتی را گرفتند؛ آقای صدوقی را در استان و در آن طرف آقای دستغیب را گرفتند؛ هنگامی که این مهرهها را میزدند جایگزین نداشتند. سپس جنگ شروع شد؛ هدف جنگ هم این بود که حتی اگر ساقط نمیکند، آنمقدار ضربه بزند که مانند انسان فلج شود؛ میخواستند نظام اینطور شود؛ نخاع یا چشمش را بزنند. سپس ترورها و بحث تحریمها و جنگ بود؛ میخواستند امام را ناتوان کنند؛ میگفتند که سن او زیاد است؛ قلبش از کار میافتد؛ یارانش را هم میگیریم؛ هنگامی که ناتوان شد، مردم از او بیزار میشوند. اما شخصیت معنوی امام طوری بود که با همهی این موارد باز هم ۱۱ میلیون آمدند و بدرقه کردند. بحث ما این است؛ میگوییم چون این طرح پیاده نشده است، مردم استقبال نکردند.
🔹محبوبیت مقام معظم رهبری هنگامی که امیر بود، رئیس جمهور بود و هنوز امام نبود چه مقدار بود؟ ۳۰-۲۰ درصد بود؛ اما به محض اینکه رهبر شد، مقام او بالا رفت؛ اکنون یک نیروی مقدس است؛ رفت و در جایگاه ولایت قرار گرفت. اگر همهی امامها، همینطور باشند؛ در طرح ما رئیس جمهور نباید روحانی و ملبس باشد و روحانی نباید کارمند باشد؛ روحانی تنها باید امام باشد؛ اما زمام در اختیارش باشد. اینکه مردم بیزار هستند درست است؛ به این دلیل که است که میروند میبینند روحانی در پشت میز نشسته است. گاهی آقای قرائتی میگوید «کارمند معمّم»🔺
@namehayehawzavi
نامههای حوزوی
⚡️محبوبیت مقام معظم رهبری بعد از رهبر شدن بیشتر شد 5✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی درباره طرح امامت و امارت🔻 🔸سوال: نظر برخی از بزرگان و اساتید حوزه این است که قداست که روحانیت و حتی امام جماعت معمولی پیش از انقلاب، بیشتر از امروز بود. پس از انقلاب قداست…
⚡️اگر این طرح نباشد نظام در خطر است
6✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی درباره طرح امامت و امارت🔻
🔸سوال: بنظرتان طرح شما چه مقدار اهمیت دارد و چه کمکی میتواند به جامعه و کشور بکند؟
🔹اعتقاد بنده این است که اگر این طرح نباشد نظام در خطر است. اکنون آقا ۷۵ سالهشان است؛ فردا طور دیگری میشود؛ فقیه بعدی چگونه خواهد بود؟ خود زمان گاهی فاصله را زیاد میکند و تئوریهای جدیدتری میآید؛ آقا قدری با امام خمینی تفاوت دارند؛ ما میگوییم خامنهای خمینی است؛ اما به هرحال تفاوتهایی وجود دارد.
🔹نباید چشم خود را ببندیم، اصلاً سیاهنمایی هم نیست؛ اگر دکتر نبض شما را بگیرد و بگوید شما مریض هستید، آیا شما میگویید شما دشمن من هستید؟ چرا گفتید من مریض هستم؟ فرد در مقام علاج، ناصح است. اعتقاد بنده این است که این طرح باید حمایت شود که البته خود خداوند باید حمایت کند. اکنون چهلمین سالی است که این طرح پرورش مییابد. چه کسی پردیسان را به امام جمعه واگذار کرد؟ آیا خود من بهدنبال آن بودم؟ خیر؛ بنده در این خانه نشستم و ما را آوردند. اگر اکنون نیز بگویند که این طرح پیاده نمیشود، من میروم؛ یک ثانیه هم صبر نمیکنم.
🔹نظر بنده این است که دست غیب نیز نقش دارد؛ ما یک فاز معنوی هم داریم. کسی که این پردیسان و این مسجد را درست کرد؛ کسی که ما را ساکن پردیسان کرد، چرا در قم خانه نگرفتیم و… . هنگامی که ما به اینجا آمدیم، اینجا بیابان بود. خانوادهی با اعتراض میگفتند که به اینجا نمیآیند. به محض آنکه آمدیم آقای موسیپور پیدا شد. اینها همه نمیتواند تصادفی باشد. مارکسیستها تصور میکنند که همهی اینها تصادف و جبری است. اینکه یک روحانی استاندار شود که شما را بشناسد، نمیتواند تصادفی باشد.
🔹هیچکس هم نگفت که این طرح خوب نیست. برخی میگفتند حالا نگویید قوهی قضائیه یا مقننه؛ حساسیت ایجاد میشود. من میگفتم اینها لوگو هستند؛ ما در اینجا میگوییم شورای پردیسان؛ تا کنون نگفتیم مقننه. اولین اشکالی که آقای لاریجانی به بنده گرفت این بود که شما گفتید که رئیس مقننه را امام جمعه تعیین میکند و این خلاف قانون و شرع است. سپس یک بحث دو ساعته با همدیگر انجام دادیم و اکنون ایشان طرفدار این طرح شدهاند. با اینکه ابتدا شدیداً مخالف بودند؛ اما بعد تمکین کردند. دو روز پیش ایشان به من گفتند بیایید با ماشین من برویم مسجد. در راه که صحبت میکردیم، گفتم انشاءالله اینجا ساختمان امامت و امارت میشود. نگفت چه چیزی هست؛ به این دلیل که زمینه داشت؛ گفت احسنت. ایشان رئیس قوه است؛ فرد دانشمندی هم هست؛ آنطور نیست که صرفاً سیاسی باشد؛ ایشان واقعاً دانش هم دارد؛ حتی آقای فصیحی را که ایشان فرستاده بود، گفت ایشان میگویند اگر در کل کشور این طرح پیاده شود قانون اساسی دچار تغییر خواهد شد؛ اما ایشان برای پردیسان موافق هستند 🔺
@namehayehawzavi
6✔️گفتگو با سید صمصام الدین قوامی درباره طرح امامت و امارت🔻
🔸سوال: بنظرتان طرح شما چه مقدار اهمیت دارد و چه کمکی میتواند به جامعه و کشور بکند؟
🔹اعتقاد بنده این است که اگر این طرح نباشد نظام در خطر است. اکنون آقا ۷۵ سالهشان است؛ فردا طور دیگری میشود؛ فقیه بعدی چگونه خواهد بود؟ خود زمان گاهی فاصله را زیاد میکند و تئوریهای جدیدتری میآید؛ آقا قدری با امام خمینی تفاوت دارند؛ ما میگوییم خامنهای خمینی است؛ اما به هرحال تفاوتهایی وجود دارد.
🔹نباید چشم خود را ببندیم، اصلاً سیاهنمایی هم نیست؛ اگر دکتر نبض شما را بگیرد و بگوید شما مریض هستید، آیا شما میگویید شما دشمن من هستید؟ چرا گفتید من مریض هستم؟ فرد در مقام علاج، ناصح است. اعتقاد بنده این است که این طرح باید حمایت شود که البته خود خداوند باید حمایت کند. اکنون چهلمین سالی است که این طرح پرورش مییابد. چه کسی پردیسان را به امام جمعه واگذار کرد؟ آیا خود من بهدنبال آن بودم؟ خیر؛ بنده در این خانه نشستم و ما را آوردند. اگر اکنون نیز بگویند که این طرح پیاده نمیشود، من میروم؛ یک ثانیه هم صبر نمیکنم.
🔹نظر بنده این است که دست غیب نیز نقش دارد؛ ما یک فاز معنوی هم داریم. کسی که این پردیسان و این مسجد را درست کرد؛ کسی که ما را ساکن پردیسان کرد، چرا در قم خانه نگرفتیم و… . هنگامی که ما به اینجا آمدیم، اینجا بیابان بود. خانوادهی با اعتراض میگفتند که به اینجا نمیآیند. به محض آنکه آمدیم آقای موسیپور پیدا شد. اینها همه نمیتواند تصادفی باشد. مارکسیستها تصور میکنند که همهی اینها تصادف و جبری است. اینکه یک روحانی استاندار شود که شما را بشناسد، نمیتواند تصادفی باشد.
🔹هیچکس هم نگفت که این طرح خوب نیست. برخی میگفتند حالا نگویید قوهی قضائیه یا مقننه؛ حساسیت ایجاد میشود. من میگفتم اینها لوگو هستند؛ ما در اینجا میگوییم شورای پردیسان؛ تا کنون نگفتیم مقننه. اولین اشکالی که آقای لاریجانی به بنده گرفت این بود که شما گفتید که رئیس مقننه را امام جمعه تعیین میکند و این خلاف قانون و شرع است. سپس یک بحث دو ساعته با همدیگر انجام دادیم و اکنون ایشان طرفدار این طرح شدهاند. با اینکه ابتدا شدیداً مخالف بودند؛ اما بعد تمکین کردند. دو روز پیش ایشان به من گفتند بیایید با ماشین من برویم مسجد. در راه که صحبت میکردیم، گفتم انشاءالله اینجا ساختمان امامت و امارت میشود. نگفت چه چیزی هست؛ به این دلیل که زمینه داشت؛ گفت احسنت. ایشان رئیس قوه است؛ فرد دانشمندی هم هست؛ آنطور نیست که صرفاً سیاسی باشد؛ ایشان واقعاً دانش هم دارد؛ حتی آقای فصیحی را که ایشان فرستاده بود، گفت ایشان میگویند اگر در کل کشور این طرح پیاده شود قانون اساسی دچار تغییر خواهد شد؛ اما ایشان برای پردیسان موافق هستند 🔺
@namehayehawzavi
⚡️چرا از اسكار فرهادي خوشحال نباشم؟
✔️محمدرضا زائرى🔻
🔹اصغر فرهادي به عنوان يك كارگردان ايراني جايزه سينمايي آكادمي "اسكار" را براي دومين بار دريافت كرده است. هر اندازه با ديدگاههاي اين كارگردان موافق يا مخالف باشيم، اصل اين اتفاق يك موفقيت براي ايران است و برگ برنده اي در فضاي بين المللي كه آكنده از تبليغات منفي بر عليه ايران بوده و هست و چنين اتفاقي مي تواند موج ايران هراسي و اسلام هراسي را قدري كندتر سازد.
🔹هنرمند شناخته شده و مطرح ايراني جايزه اسكار را گرفته ، براي نشان دادن اعتراضش به سياست هاي ترامپ شخصا به آمريكا نرفته ، دو ايراني مطرح و موفق را با شهرت كار و تجربه در حوزه فضانوردي به جاي خود فرستاده، قرائت پيامش را به يك زن ايراني داده ، متن پيام به هوشمندي ادبيات و منطق ذهني مخاطب غربي را رعايت كرده و حتى پوشش و لباس نماينده او كنار رفتن مرزها را نشان مي دهد (چنان كه در پيام او نيز هست)، خوب ، چرا بايد با چنين رويدادي مخالفت كرد يا از آن ناخشنود بود و چهره در هم كشيد ؟
🔹آيا قرار بوده اصغر فرهادي در پيام خود هنرمندان سينماي هاليوود را به اسلام دعوت كند يا مثلا انتظار داشته ايم او يكي از مادران شهدا را به نمايندگي خود براي دريافت جايزه اسكار بفرستد؟
🔹چرا متوجه نيستيم كه وقتي قرار است در فضاي بين المللي قرار بگيريم و با مخاطب جهاني سخن بگوييم ماجرا خيلي فرق مي كند؟ چرا انتظاري كه از يك هنرمند فيلمساز يا چهره برجسته موسيقي يا نقاش و بازيگر داريم همان توقعي است كه مثلا از يك امام جماعت يا امام جمعه داريم؟
🔹مشكل به نظرم اين جاست كه اولا در جبهه انقلاب و فضاي متدينين سطح توقعات و انتظاراتمان از قشرهاي مختلف و صنوف گوناگون متناسب با شرايط آنان و اقتضائات كارشان نيست و ثانيا درك دقيقي از فهم عمومي مخاطب بين المللي از برخي واژه ها و مفاهيم نداريم و از همين رو گاهي در برابر مفاهيم و واژه هاي خاصي مثل تساهل ، مدارا ، اسلام رحماني ، آشتي ، محبت و همزيستي ، حقوق بانوان ، ليبراليسم ، سكولاريسم ، دموكراسي و... ناخواسته بازي مي خوريم.
🔹مثلا وقتي طرف مقابل از دموكراسي مفاهيمي ارزشمند و متعالي و انساني در ذهن دارد، اگر من بگويم كه دموكراسي را نمي خواهم وبا دموكراسي مخالفت كنم او از من تصوري ديكتاتوري و استكباري در ذهن خواهد داشت.طبيعتا ممكن است منظور و مقصود من با تصوري كه از دموكراسي غربي در نظر دارم در واقع مخالفت با توطئه هاي آمريكا و نقشه هاي شيطاني استكبار در لفافه و پوشش دموكراسي باشد اما مخاطب من چنين چيزي را درك نخواهد كرد🔺
@namehayehawzavi
✔️محمدرضا زائرى🔻
🔹اصغر فرهادي به عنوان يك كارگردان ايراني جايزه سينمايي آكادمي "اسكار" را براي دومين بار دريافت كرده است. هر اندازه با ديدگاههاي اين كارگردان موافق يا مخالف باشيم، اصل اين اتفاق يك موفقيت براي ايران است و برگ برنده اي در فضاي بين المللي كه آكنده از تبليغات منفي بر عليه ايران بوده و هست و چنين اتفاقي مي تواند موج ايران هراسي و اسلام هراسي را قدري كندتر سازد.
🔹هنرمند شناخته شده و مطرح ايراني جايزه اسكار را گرفته ، براي نشان دادن اعتراضش به سياست هاي ترامپ شخصا به آمريكا نرفته ، دو ايراني مطرح و موفق را با شهرت كار و تجربه در حوزه فضانوردي به جاي خود فرستاده، قرائت پيامش را به يك زن ايراني داده ، متن پيام به هوشمندي ادبيات و منطق ذهني مخاطب غربي را رعايت كرده و حتى پوشش و لباس نماينده او كنار رفتن مرزها را نشان مي دهد (چنان كه در پيام او نيز هست)، خوب ، چرا بايد با چنين رويدادي مخالفت كرد يا از آن ناخشنود بود و چهره در هم كشيد ؟
🔹آيا قرار بوده اصغر فرهادي در پيام خود هنرمندان سينماي هاليوود را به اسلام دعوت كند يا مثلا انتظار داشته ايم او يكي از مادران شهدا را به نمايندگي خود براي دريافت جايزه اسكار بفرستد؟
🔹چرا متوجه نيستيم كه وقتي قرار است در فضاي بين المللي قرار بگيريم و با مخاطب جهاني سخن بگوييم ماجرا خيلي فرق مي كند؟ چرا انتظاري كه از يك هنرمند فيلمساز يا چهره برجسته موسيقي يا نقاش و بازيگر داريم همان توقعي است كه مثلا از يك امام جماعت يا امام جمعه داريم؟
🔹مشكل به نظرم اين جاست كه اولا در جبهه انقلاب و فضاي متدينين سطح توقعات و انتظاراتمان از قشرهاي مختلف و صنوف گوناگون متناسب با شرايط آنان و اقتضائات كارشان نيست و ثانيا درك دقيقي از فهم عمومي مخاطب بين المللي از برخي واژه ها و مفاهيم نداريم و از همين رو گاهي در برابر مفاهيم و واژه هاي خاصي مثل تساهل ، مدارا ، اسلام رحماني ، آشتي ، محبت و همزيستي ، حقوق بانوان ، ليبراليسم ، سكولاريسم ، دموكراسي و... ناخواسته بازي مي خوريم.
🔹مثلا وقتي طرف مقابل از دموكراسي مفاهيمي ارزشمند و متعالي و انساني در ذهن دارد، اگر من بگويم كه دموكراسي را نمي خواهم وبا دموكراسي مخالفت كنم او از من تصوري ديكتاتوري و استكباري در ذهن خواهد داشت.طبيعتا ممكن است منظور و مقصود من با تصوري كه از دموكراسي غربي در نظر دارم در واقع مخالفت با توطئه هاي آمريكا و نقشه هاي شيطاني استكبار در لفافه و پوشش دموكراسي باشد اما مخاطب من چنين چيزي را درك نخواهد كرد🔺
@namehayehawzavi
⚡️ربا غده سرطانی است که از غرب به شرق آمده است
✔️آیت الله جوادی آملی🔻
🔹ربا یک غده سرطانی است که از غرب به شرق آمده است، و باید جلو این غده را با ترویج قرض الحسنه ها گرفت.از دیدگاه اسلام جامعه مانند یک پیکر واحد است و پول به منزله خونی است که باید در همه این بدن جریان داشته باشد، اگر خون تنها در یک بخش جریان داشته باشد بخش های دیگر فلج می شوند؛ اگر تنها دست دولت باشد سایر بخش ها فلج هستند و اگر دست سرمایه داران باشد بخش وسیعی از جامعه فلج خواهد بود، و در این میان بانکها نباید به عنوان عمّال دولتها و یا سرمایه داران عمل کنند🔺
@namehayehawzavi
✔️آیت الله جوادی آملی🔻
🔹ربا یک غده سرطانی است که از غرب به شرق آمده است، و باید جلو این غده را با ترویج قرض الحسنه ها گرفت.از دیدگاه اسلام جامعه مانند یک پیکر واحد است و پول به منزله خونی است که باید در همه این بدن جریان داشته باشد، اگر خون تنها در یک بخش جریان داشته باشد بخش های دیگر فلج می شوند؛ اگر تنها دست دولت باشد سایر بخش ها فلج هستند و اگر دست سرمایه داران باشد بخش وسیعی از جامعه فلج خواهد بود، و در این میان بانکها نباید به عنوان عمّال دولتها و یا سرمایه داران عمل کنند🔺
@namehayehawzavi