نامههای حوزوی
⚡️چهار تصویر فرضی از وضعیت نجف در مرحله پس از سیستانی ✔️یادداشت علی المومن در سایت اندیشکده شهید خامس🔻 🔸بخش دوم 🔹چهار تصویر فرضی از وضعیت نجف در مرحله پس از سیستانی وجود دارد که این تصاویر در دایره احتمالات قرار میگیرند و در اینجا بدون در نظر گرفتن درصد…
⚡️برخی از گزینههای مرجعیت در حوزه علمیه نجف
✔️یادداشت علی المومن در سایت اندیشکده شهید خامس🔻
🔸بخش سوم
🔹۳. شیخ حسن جواهری: او از یک خانواده علمی و دینی مشهور در نجف است که به مهمترین مرجع شیعه در زمان خود، یعنی شیخ محمد حسن نجفی، برمیگردد (که به دلیل کتاب فقهیاش «جواهر الكلام» به «جواهری» معروف شده است). او در سال 1949 در نجف اشرف متولد شد و همزمان به تحصیلات دانشگاهی و دینی پرداخت. در سال 1971 از دانشکده فقه فارغالتحصیل شد و به مرحله بحث خارج رسید و در این دوران نیز در دروس پدرش شیخ محمد تقی جواهری و همچنین سید ابو القاسم خویی و سید محمد باقر صدر شرکت کرد. در سال 1979 به اتهام فعالیتهای سیاسی اسلامی دستگیر شد و به ایران تبعید گردید. در آنجا دوباره به تحصیل و تدریس و فعالیتهای علمی و اندیشهورزی در حوزه علمیه قم پرداخت و در دروس آیات عظام مانند میرزای شیخ جواد تبریزی و شیخ حسین وحید خراسانی حاضر شد. او تدریس بحث خارج را در سال 1988 آغاز کرد و در مجمع فقه اسلامی در جده و همچنین در مجمع جهانی اهل بیت عضویت داشت. پس از سقوط رژیم بعث در سال 2003 به نجف برگشت و فعالیتهای علمی و دینی خود را در حوزه علمیه ادامه داد.
🔹۴. سید علی الموسوی السبزواری: سید علی، پسر مرجع دینی سید عبد الاعلی الموسوی السبزواری، در سال 1945 در نجف اشرف متولد شده است. وی تحصیلات بحث خارج را تحت نظر پدرش و سید ابو القاسم خویی گذرانده است. منابع معتبری ذکر کردهاند که پدرش پیش از وفات به او توصیه کرده بود که به مرجعیت نپردازد و بیشتر بر موضوعات علمی و کمک به نیازمندان تمرکز کند؛ بنابراین، او از اعلام خود بهعنوان مرجع تقلید نیز جلوگیری میکند.
🔹۵. شیخ محمد سند: او در سال 1961 در پایتخت بحرین، منامه، متولد شد. در بحرین هم به تحصیلات دانشگاهی و هم به تحصیلات دینی پرداخت، سپس تحصیلات خود را در لندن ادامه داد. در سال 1980 به حوزه علمیه قم رفت و تا مرحله بحث خارج تحصیل کرد.. او در سال 2010 به نجف اشرف نقل مکان کرد و به تدریس در حوزه علمیه آنجا ادامه داد.
🔹۶. سید محمد رضا الحسینی سیستانی: او فرزند بزرگ مرجع عالیقدر نجف، سید علی سیستانی، است. در سال 1962 در نجف اشرف متولد شد و در حوزه علمیه آنجا تحصیلات خود را تا مرحله بحث خارج ادامه داد و در دروس پدرش و همچنین سید ابو القاسم خویی و سید علی بهشتی شرکت کرد. او نقش مهمی در کنترل امور پدرش و دفاتر مرجعیت بعد از سقوط نظام بعث ایفا کرد و به واسطهای میان پدرش و دولت عراق، گروههای سیاسی و نهادهای اجتماعی تبدیل شد.
🔹۷. سید علیاکبر حسینی حائری: او برادر مرجع سید کاظم حائری است و از خانوادهای علمی و دینی است که ریشه آن به شهر شیراز ایران برمیگردد. او در سال 1948 در نجف اشرف متولد شد و در حوزه علمیه آنجا به تحصیل پرداخت و در دروس بحث خارج نزد سید محمد باقر صدر و دیگر علمای نجف شرکت کرد. او از جوانی مجاهد و مخالف رژیم بعث بوده و در انتفاضه رجب در سال 1979 نقش مؤثری ایفا کرده است. بعد از دستگیری و زندانی شدن به حبس ابد، به سال 1980 به ایران تبعید شد و از آنجا به کار علمی و جهادی ادامه داد و به تدریس رسید. او بعد از بازگشت به نجف، تدریس بحث خارج را دوباره از سر گرفت.
🔹سرانجام، بسیاری از این فقهاء—شیخ محمد باقر ايرواني، شیخ هادی آل راضی و شیخ حسن جوهری—به عنوان گزینههای قابل قبول برای مرجعیت بعد از آیتالله سیستانی شناخته میشوند. این احتمال وجود دارد که بعد از رحلت آیتالله سیستانی، گروه قابل توجهی از شیعیان به این افراد مراجعه کنند. این اولین بار در تاریخ مرجعیت شیعه است که همه نامزدهای برگزیده برای تصدی مقام مرجعیت از نجف اشرف متولد شدهاند و اکثر آنها از خانوادههای دینی و علمی معروف عراقی هستند.
🔹اگرچه این سناریو واقعی و قابل قبول به نظر میرسد، اما احتمالاً نمیتواند مرجعیت نجف را یکپارچه کند و یک مرجع عالیقدر در تراز آیتالله سیستانی معرفی کند، بلکه در واقع یک نظام چندمرجعی شکل میگیرد که ممکن است برای حدود یک دهه پس از رحلت سیستانی باقی بماند. این وضعیت به دلیل موضوعات و مشکلات خاص و شخصی که ممکن است وجود داشته باشد، رویداد «اجماع» را غیرممکن میکند. نظر مرجعیت خود آیتالله سیستانی میتواند نقش کلیدی در تعیین مرجعیت در دوران پس از خود ایفا کند.
@namehayehawzavi
✔️یادداشت علی المومن در سایت اندیشکده شهید خامس🔻
🔸بخش سوم
🔹۳. شیخ حسن جواهری: او از یک خانواده علمی و دینی مشهور در نجف است که به مهمترین مرجع شیعه در زمان خود، یعنی شیخ محمد حسن نجفی، برمیگردد (که به دلیل کتاب فقهیاش «جواهر الكلام» به «جواهری» معروف شده است). او در سال 1949 در نجف اشرف متولد شد و همزمان به تحصیلات دانشگاهی و دینی پرداخت. در سال 1971 از دانشکده فقه فارغالتحصیل شد و به مرحله بحث خارج رسید و در این دوران نیز در دروس پدرش شیخ محمد تقی جواهری و همچنین سید ابو القاسم خویی و سید محمد باقر صدر شرکت کرد. در سال 1979 به اتهام فعالیتهای سیاسی اسلامی دستگیر شد و به ایران تبعید گردید. در آنجا دوباره به تحصیل و تدریس و فعالیتهای علمی و اندیشهورزی در حوزه علمیه قم پرداخت و در دروس آیات عظام مانند میرزای شیخ جواد تبریزی و شیخ حسین وحید خراسانی حاضر شد. او تدریس بحث خارج را در سال 1988 آغاز کرد و در مجمع فقه اسلامی در جده و همچنین در مجمع جهانی اهل بیت عضویت داشت. پس از سقوط رژیم بعث در سال 2003 به نجف برگشت و فعالیتهای علمی و دینی خود را در حوزه علمیه ادامه داد.
🔹۴. سید علی الموسوی السبزواری: سید علی، پسر مرجع دینی سید عبد الاعلی الموسوی السبزواری، در سال 1945 در نجف اشرف متولد شده است. وی تحصیلات بحث خارج را تحت نظر پدرش و سید ابو القاسم خویی گذرانده است. منابع معتبری ذکر کردهاند که پدرش پیش از وفات به او توصیه کرده بود که به مرجعیت نپردازد و بیشتر بر موضوعات علمی و کمک به نیازمندان تمرکز کند؛ بنابراین، او از اعلام خود بهعنوان مرجع تقلید نیز جلوگیری میکند.
🔹۵. شیخ محمد سند: او در سال 1961 در پایتخت بحرین، منامه، متولد شد. در بحرین هم به تحصیلات دانشگاهی و هم به تحصیلات دینی پرداخت، سپس تحصیلات خود را در لندن ادامه داد. در سال 1980 به حوزه علمیه قم رفت و تا مرحله بحث خارج تحصیل کرد.. او در سال 2010 به نجف اشرف نقل مکان کرد و به تدریس در حوزه علمیه آنجا ادامه داد.
🔹۶. سید محمد رضا الحسینی سیستانی: او فرزند بزرگ مرجع عالیقدر نجف، سید علی سیستانی، است. در سال 1962 در نجف اشرف متولد شد و در حوزه علمیه آنجا تحصیلات خود را تا مرحله بحث خارج ادامه داد و در دروس پدرش و همچنین سید ابو القاسم خویی و سید علی بهشتی شرکت کرد. او نقش مهمی در کنترل امور پدرش و دفاتر مرجعیت بعد از سقوط نظام بعث ایفا کرد و به واسطهای میان پدرش و دولت عراق، گروههای سیاسی و نهادهای اجتماعی تبدیل شد.
🔹۷. سید علیاکبر حسینی حائری: او برادر مرجع سید کاظم حائری است و از خانوادهای علمی و دینی است که ریشه آن به شهر شیراز ایران برمیگردد. او در سال 1948 در نجف اشرف متولد شد و در حوزه علمیه آنجا به تحصیل پرداخت و در دروس بحث خارج نزد سید محمد باقر صدر و دیگر علمای نجف شرکت کرد. او از جوانی مجاهد و مخالف رژیم بعث بوده و در انتفاضه رجب در سال 1979 نقش مؤثری ایفا کرده است. بعد از دستگیری و زندانی شدن به حبس ابد، به سال 1980 به ایران تبعید شد و از آنجا به کار علمی و جهادی ادامه داد و به تدریس رسید. او بعد از بازگشت به نجف، تدریس بحث خارج را دوباره از سر گرفت.
🔹سرانجام، بسیاری از این فقهاء—شیخ محمد باقر ايرواني، شیخ هادی آل راضی و شیخ حسن جوهری—به عنوان گزینههای قابل قبول برای مرجعیت بعد از آیتالله سیستانی شناخته میشوند. این احتمال وجود دارد که بعد از رحلت آیتالله سیستانی، گروه قابل توجهی از شیعیان به این افراد مراجعه کنند. این اولین بار در تاریخ مرجعیت شیعه است که همه نامزدهای برگزیده برای تصدی مقام مرجعیت از نجف اشرف متولد شدهاند و اکثر آنها از خانوادههای دینی و علمی معروف عراقی هستند.
🔹اگرچه این سناریو واقعی و قابل قبول به نظر میرسد، اما احتمالاً نمیتواند مرجعیت نجف را یکپارچه کند و یک مرجع عالیقدر در تراز آیتالله سیستانی معرفی کند، بلکه در واقع یک نظام چندمرجعی شکل میگیرد که ممکن است برای حدود یک دهه پس از رحلت سیستانی باقی بماند. این وضعیت به دلیل موضوعات و مشکلات خاص و شخصی که ممکن است وجود داشته باشد، رویداد «اجماع» را غیرممکن میکند. نظر مرجعیت خود آیتالله سیستانی میتواند نقش کلیدی در تعیین مرجعیت در دوران پس از خود ایفا کند.
@namehayehawzavi
👍7👎6❤1👏1😁1
⚡️گرانی کمر مردم را خم کرده است
⚡️حرفهای بیسند و مدرک روی منبر نزنید
✔️آیتالله نوری همدانی🔻
🔹چرا حرفهای بی سند و مدرک در بعضی منابر گفته می شود. من تعجب میکنم چرا هیچ نظارتی از طرف خود اهل منبر که سالها کار کردهاند نمی شود که عدهای با بعضی از مطالب، افکار عدهای را نسبت به مسائل دینی مخدوش میکنند. اینکه ما بعضی از حوادث زمان را به مسائلی یا افرادی تطبیق کنیم درست نیست؛ ما وظیفه داریم آنچه را قرآن و اهلبیت «علیهم السلام» فرمودند بیان کنیم و مردم هم با قدرت و درکی که دارند به بهترین شکل اعتقادات را حفظ میکنند.
🔹اگر مردم ببینند حرف و عمل ما دوتا است اعتماد نمیکنند، رفتار ما خودش میتواند تبلیغ باشد. امروز مردم گرفتار هستند، خودمان داریم وضعیت بد اقتصادی را درک میکنیم و میبینیم گرانی کمر مردم را خم کرده حالا در این وضعیت باید کنار مردم باشیم و باید بدانند ما هم مثل آنها این مشکلات را درک میکنیم و مشمول همان مشکلات هستیم. دولت باید برای رفع مشکلات فکری بکند. همه چیز را گردن تحریم نیندازیم، نمیخواهیم بگویم تحریم مؤثر نیست اما باید بدانیم استفاده از مدیران با تجربه، متدین و انقلابی خیلی از مشکلات را حل میکند. بنده معتقدم باید به دولت کمک کرد و شکی نداریم رئیس جمهور محترم تلاش میکند که مشکلات حل شود اما باید اختلاف را کنار گذاشت و سلایق مختلف را با تعهد و شایستگی در نظر گرفت و کار کرد.
@namehayehawzavi
⚡️حرفهای بیسند و مدرک روی منبر نزنید
✔️آیتالله نوری همدانی🔻
🔹چرا حرفهای بی سند و مدرک در بعضی منابر گفته می شود. من تعجب میکنم چرا هیچ نظارتی از طرف خود اهل منبر که سالها کار کردهاند نمی شود که عدهای با بعضی از مطالب، افکار عدهای را نسبت به مسائل دینی مخدوش میکنند. اینکه ما بعضی از حوادث زمان را به مسائلی یا افرادی تطبیق کنیم درست نیست؛ ما وظیفه داریم آنچه را قرآن و اهلبیت «علیهم السلام» فرمودند بیان کنیم و مردم هم با قدرت و درکی که دارند به بهترین شکل اعتقادات را حفظ میکنند.
🔹اگر مردم ببینند حرف و عمل ما دوتا است اعتماد نمیکنند، رفتار ما خودش میتواند تبلیغ باشد. امروز مردم گرفتار هستند، خودمان داریم وضعیت بد اقتصادی را درک میکنیم و میبینیم گرانی کمر مردم را خم کرده حالا در این وضعیت باید کنار مردم باشیم و باید بدانند ما هم مثل آنها این مشکلات را درک میکنیم و مشمول همان مشکلات هستیم. دولت باید برای رفع مشکلات فکری بکند. همه چیز را گردن تحریم نیندازیم، نمیخواهیم بگویم تحریم مؤثر نیست اما باید بدانیم استفاده از مدیران با تجربه، متدین و انقلابی خیلی از مشکلات را حل میکند. بنده معتقدم باید به دولت کمک کرد و شکی نداریم رئیس جمهور محترم تلاش میکند که مشکلات حل شود اما باید اختلاف را کنار گذاشت و سلایق مختلف را با تعهد و شایستگی در نظر گرفت و کار کرد.
@namehayehawzavi
👍13😁8❤2👎1
⚡️زنها و مردها میتوانند از خانم مجتهده تقلید کنند
✔️مهدی سجادی امین نویسنده کتاب «زنان، افتاء و مرجعیت» در گفتگو با ایکنا🔻
🔹مسئله نقش جنسیت در افتاء و مرجعیت، در عبارات بسیاری از فقها خصوصا فقهای قدیم به صورت روشن نیامده است. برخی فقها اصلا به شرایط مفتی نپرداختهاند و برخی دیگر، شرایطی را برای فقیه ذکر کردهاند ولی رجولیت و مرد بودن را نیاوردهاند. در عین حال، روشن نیست که آیا مرد بودن را شرط نمیدانستند یا در مقام بیان آن نبودهاند.
🔹شاید بتوان آرای فقها را به چهار گروه تقسیم کرد؛
گروه اول فقهایی هستند که به ذکر شرایط و صفات مفتی و مجتهد نپرداختهاند. مثل مرحوم شیخ مفید، شیخ طوسی، سلار، ابن ادریس حلی و... .
گروه دوم فقهایی هستند که به شرایط مفتی برای حجیت فتوای او پرداختهاند، اما ذکوریت و مرد بودن را جزء شرایط نیاوردهاند. مثل سیدمرتضی، محقق ثانی، علامه حلی، شهید اول و....
گروه سوم فقهایی هستند که شرط ذکوریت و مرد بودن را در مفتی لازم دانستهاند و به آن تصریح کردهاند.
گروه چهارم فقهایی هستند که صراحتا ذکر کردهاند که ذکوریت و مرد بودن را برای فقیه شرط نمیدانند.
🔹با این تقسیمبندی که عرض شد روشن میشود که اجماعی وجود ندارد، چون بعضی اصلا این نظر را مطرح نکردند و به این بحث نپرداختند، بعضیها به شرایط مفتی پرداختهاند ولی مرد بودن را ذکر نکردهاند. برخی صراحتا مرد بودن را شرط ندانستهاند؛ لذا اجماع از این جهت مخدوش میشود. ادلهای که فقها از قدیم برای نفی مرجعیت زنان به آنها مستند نمودهاند، با مدعایی که بیان کردهاند، در خیلی از موارد سازگاری ندارد، به تعبیر دیگر مدعای فقها ثبوت مرجعیت و شأن افتاء برای زن است ولی ادله مورد استناد، ادلهای است که شئون ولایی را برای زن ثابت نمیکند لذا با این دلیل فقط میتوانیم منصب افتاء را برای زن ثابت کنیم، یعنی زن فتوایش بر دیگران حجت است؛ چون متخصص است دیگران اعم از زن و مرد میتوانند به فتاوای این زن مراجعه کنند، اما با این سیره نمیتوانیم شئون ولایی را برای زن ثابت کنیم که مرجع تقلید به معنای امروزی باشد و از آن طرف، فقهایی که مرجعیت تقلید را به نحو کلی برای زن سلب کردهاند، حتی منصب افتاء و فتوا دادن را هم با این ادله از زن سلب کردهاند.
🔹بنده معتقدم اگر بین مدعا و دلیل در همه این موارد تفکیک شود در نهایت به این نتیجه میرسیم که شئون ولایی فقیه برای فقیه زن ثابت نیست اما شئونی که ولایی نیستند مثل منصب افتاء و بیان حکم الهی، برای زن ثابت است. لذا هم زنها و هم مردها میتوانند از یک فقیه زن در احکام شرعی تقلید کنند، اما این زن نمیتواند به امور دیگران ولایت داشته باشد.
@namehayehawzavi
✔️مهدی سجادی امین نویسنده کتاب «زنان، افتاء و مرجعیت» در گفتگو با ایکنا🔻
🔹مسئله نقش جنسیت در افتاء و مرجعیت، در عبارات بسیاری از فقها خصوصا فقهای قدیم به صورت روشن نیامده است. برخی فقها اصلا به شرایط مفتی نپرداختهاند و برخی دیگر، شرایطی را برای فقیه ذکر کردهاند ولی رجولیت و مرد بودن را نیاوردهاند. در عین حال، روشن نیست که آیا مرد بودن را شرط نمیدانستند یا در مقام بیان آن نبودهاند.
🔹شاید بتوان آرای فقها را به چهار گروه تقسیم کرد؛
گروه اول فقهایی هستند که به ذکر شرایط و صفات مفتی و مجتهد نپرداختهاند. مثل مرحوم شیخ مفید، شیخ طوسی، سلار، ابن ادریس حلی و... .
گروه دوم فقهایی هستند که به شرایط مفتی برای حجیت فتوای او پرداختهاند، اما ذکوریت و مرد بودن را جزء شرایط نیاوردهاند. مثل سیدمرتضی، محقق ثانی، علامه حلی، شهید اول و....
گروه سوم فقهایی هستند که شرط ذکوریت و مرد بودن را در مفتی لازم دانستهاند و به آن تصریح کردهاند.
گروه چهارم فقهایی هستند که صراحتا ذکر کردهاند که ذکوریت و مرد بودن را برای فقیه شرط نمیدانند.
🔹با این تقسیمبندی که عرض شد روشن میشود که اجماعی وجود ندارد، چون بعضی اصلا این نظر را مطرح نکردند و به این بحث نپرداختند، بعضیها به شرایط مفتی پرداختهاند ولی مرد بودن را ذکر نکردهاند. برخی صراحتا مرد بودن را شرط ندانستهاند؛ لذا اجماع از این جهت مخدوش میشود. ادلهای که فقها از قدیم برای نفی مرجعیت زنان به آنها مستند نمودهاند، با مدعایی که بیان کردهاند، در خیلی از موارد سازگاری ندارد، به تعبیر دیگر مدعای فقها ثبوت مرجعیت و شأن افتاء برای زن است ولی ادله مورد استناد، ادلهای است که شئون ولایی را برای زن ثابت نمیکند لذا با این دلیل فقط میتوانیم منصب افتاء را برای زن ثابت کنیم، یعنی زن فتوایش بر دیگران حجت است؛ چون متخصص است دیگران اعم از زن و مرد میتوانند به فتاوای این زن مراجعه کنند، اما با این سیره نمیتوانیم شئون ولایی را برای زن ثابت کنیم که مرجع تقلید به معنای امروزی باشد و از آن طرف، فقهایی که مرجعیت تقلید را به نحو کلی برای زن سلب کردهاند، حتی منصب افتاء و فتوا دادن را هم با این ادله از زن سلب کردهاند.
🔹بنده معتقدم اگر بین مدعا و دلیل در همه این موارد تفکیک شود در نهایت به این نتیجه میرسیم که شئون ولایی فقیه برای فقیه زن ثابت نیست اما شئونی که ولایی نیستند مثل منصب افتاء و بیان حکم الهی، برای زن ثابت است. لذا هم زنها و هم مردها میتوانند از یک فقیه زن در احکام شرعی تقلید کنند، اما این زن نمیتواند به امور دیگران ولایت داشته باشد.
@namehayehawzavi
😁10👍8👎2
⚡️ما حوزویان کوتاهی کردیم و من استغفار میکنم
⚡️به ظاهر دین پرداختیم، به باطن آن اهمیت ندادیم
✔️علی اکبر صادقی رشاد در همایش ملی «فقیه سالک» ویژه بزرگداشت حاج آقامجتبی تهرانی🔻
🔹ما از جایگاه قلب غافلیم، قلب هم در ادبیات ایرانی و هم در ادبیات دینی جایگاه فوق العاده ای دارد. یکی از واژه هایی که بیشترین ترکیب را در زبان فارسی ساخته اند، کلمه «دل» است و در ادبیات دینی هم بی نظیر است چون بیش از ۱۴ هزار بار واژه «قلب» در روایات آمده است.
🔹من ۵۶ وصف در قرآن درباره قلب پیدا کردم و ۶۰۷ وصف در روایات در شأن قلب آمده است. قلب سلیم از ریا و شرک و شک پاک است و در اختیار خداست. در روایات آمده که قلب، حرم خداست و چرا آن را به دیگران می سپارید که غصبی بالاتر از غصب قلب نیست.
🔹ما قلب مردم را فراموش کردیم چون قلب خودمان را فراموش کردیم و به «قال» چسبیدیم. کارهای فراوانی در ۴۵ سال شده ولی بیش از قلب به ظاهر پرداخته ایم و نقش ما طلبه ها در این زمینه زیاد است. ما باید هوای دل مردم را داشته باشیم. زمانی که به ظاهر دین پرداختیم، به باطن آن اهمیت ندادیم. به فقه و اصول اهمیت دادیم ولی از اخلاق و معنویت غافل شدیم. بزرگان ما در هفته گاهی فقه و اصول می گویند اما چندجلسه اخلاق می گویند.
🔹جوانان ما در این تهاجم فرهنگی اسیر شده و به دام افتاده اند. ما می بینیم کسی که زخمی یا اسیر می شود تکریم می شود ولی اسیر جبهه فرهنگی را طرد میکنیم. ما حوزویان کوتاهی کردیم و من استغفار میکنم. گرچه شب و روز کار میکنم و گاهی تا صبح مشغول مطالعه و کار هستم ولی باز هم خودم را مقصر می دانم. آقامجتبی هوای دل مردم را داشت. شبهای احیا حدود ۵۰۰ هزار نفر در جلسات آقامجتی حاضر میشدند و او از عمق دین برای مردم میگفت. گاهی جلسات فقه را تعطیل میکرد و اخلاق میفت.
@namehayehawzavi
⚡️به ظاهر دین پرداختیم، به باطن آن اهمیت ندادیم
✔️علی اکبر صادقی رشاد در همایش ملی «فقیه سالک» ویژه بزرگداشت حاج آقامجتبی تهرانی🔻
🔹ما از جایگاه قلب غافلیم، قلب هم در ادبیات ایرانی و هم در ادبیات دینی جایگاه فوق العاده ای دارد. یکی از واژه هایی که بیشترین ترکیب را در زبان فارسی ساخته اند، کلمه «دل» است و در ادبیات دینی هم بی نظیر است چون بیش از ۱۴ هزار بار واژه «قلب» در روایات آمده است.
🔹من ۵۶ وصف در قرآن درباره قلب پیدا کردم و ۶۰۷ وصف در روایات در شأن قلب آمده است. قلب سلیم از ریا و شرک و شک پاک است و در اختیار خداست. در روایات آمده که قلب، حرم خداست و چرا آن را به دیگران می سپارید که غصبی بالاتر از غصب قلب نیست.
🔹ما قلب مردم را فراموش کردیم چون قلب خودمان را فراموش کردیم و به «قال» چسبیدیم. کارهای فراوانی در ۴۵ سال شده ولی بیش از قلب به ظاهر پرداخته ایم و نقش ما طلبه ها در این زمینه زیاد است. ما باید هوای دل مردم را داشته باشیم. زمانی که به ظاهر دین پرداختیم، به باطن آن اهمیت ندادیم. به فقه و اصول اهمیت دادیم ولی از اخلاق و معنویت غافل شدیم. بزرگان ما در هفته گاهی فقه و اصول می گویند اما چندجلسه اخلاق می گویند.
🔹جوانان ما در این تهاجم فرهنگی اسیر شده و به دام افتاده اند. ما می بینیم کسی که زخمی یا اسیر می شود تکریم می شود ولی اسیر جبهه فرهنگی را طرد میکنیم. ما حوزویان کوتاهی کردیم و من استغفار میکنم. گرچه شب و روز کار میکنم و گاهی تا صبح مشغول مطالعه و کار هستم ولی باز هم خودم را مقصر می دانم. آقامجتبی هوای دل مردم را داشت. شبهای احیا حدود ۵۰۰ هزار نفر در جلسات آقامجتی حاضر میشدند و او از عمق دین برای مردم میگفت. گاهی جلسات فقه را تعطیل میکرد و اخلاق میفت.
@namehayehawzavi
👍13😁6
⚡️ترویج شخصیتهایی چون آیت الله مصباح یزدی از بابت اینکه قلههای رفیع رشد و ایمان جامعه هستند ضروری است
✔️سید مصطفی خامنهای در بزرگداشت آیت الله مصباح یزدی🔻
🔹ترویج شخصیتهایی چون آیت الله مصباح یزدی از بابت اینکه قلههای رفیع رشد و ایمان جامعه هستند در جامعه ضروری است. ترویج آنان ترسیم افقهای بلند پیش روی جامعه است و این ترویج باعث میشود جوانان ما رسیدن به این قلهها را دست یافتنی و محقق شدنی ببینند.
🔹ایشان یک محقق عالی مقام بود که بلندای مقامشان شاید برای خیلی از افراد روشن نباشد تا جایی که از ایشان به عنوان فیلسوف و علامه یاد میشود. تدریس و اشراف بر مکاتب فلسفی کار سختی است و بالاتر از همه اینها واجد بودن نظام جامع اندیشه فلسفی است که قلهای در دانش اسلامی محسوب میشود و کم هستند افرادی که به این سطح از تحقیق و توانایی برسند. وجه دیگر شخصیت ایشان این است که مبین قوی بود. اهتمام بلیغی نسبت به مسئله هدایتگری و ارتباط با اقشار مختلف مردم به خصوص جوانان و دانشگاهیان داشت. که با تحمل ناملایماتی که در این راه به ایشان وارد شد هیچ گاه عکس العملی دفاعی از او ندیدیم.
@namehayehawzavi
✔️سید مصطفی خامنهای در بزرگداشت آیت الله مصباح یزدی🔻
🔹ترویج شخصیتهایی چون آیت الله مصباح یزدی از بابت اینکه قلههای رفیع رشد و ایمان جامعه هستند در جامعه ضروری است. ترویج آنان ترسیم افقهای بلند پیش روی جامعه است و این ترویج باعث میشود جوانان ما رسیدن به این قلهها را دست یافتنی و محقق شدنی ببینند.
🔹ایشان یک محقق عالی مقام بود که بلندای مقامشان شاید برای خیلی از افراد روشن نباشد تا جایی که از ایشان به عنوان فیلسوف و علامه یاد میشود. تدریس و اشراف بر مکاتب فلسفی کار سختی است و بالاتر از همه اینها واجد بودن نظام جامع اندیشه فلسفی است که قلهای در دانش اسلامی محسوب میشود و کم هستند افرادی که به این سطح از تحقیق و توانایی برسند. وجه دیگر شخصیت ایشان این است که مبین قوی بود. اهتمام بلیغی نسبت به مسئله هدایتگری و ارتباط با اقشار مختلف مردم به خصوص جوانان و دانشگاهیان داشت. که با تحمل ناملایماتی که در این راه به ایشان وارد شد هیچ گاه عکس العملی دفاعی از او ندیدیم.
@namehayehawzavi
👎40👍27❤3😁3👏1😇1😨1
✔️آخوندهای مصدقی(مقاله)🔻
🔸مهدی سلیمانیه
🔹"آخوندهای مصدقی" تیپ عجیبی از حوزویان بودند که در دورهای خاص از تاریخ معاصر ایران، ظهور کردند. حوزویانی که دغدغه آزادی و مبارزه با هر نوع استبداد را داشتند. در تداوم ارمانهای آزادیخواهانه مشروطه. و همزمان، مخالف استعماری که پشتیبان غالب قدرتهای استبدادی بود. تیپی محدود و اقلیت از حوزویان که برایش دنیا و ترقی و رفاه مردمان عین دین بود و محمد مصدق برایش نماد این آرمانها. تیپی که با انقلاب ایران به طور کلی محو شد.
🔹در سوی دیگر زمین، در امریکای جنوبی هم عالمان مسیحی بودند که دین را نه ابزار سرکوب، که نردبان رهایی مردمان مستضف دیدند. در کنار مردمانشان و در برابر استبداد و حامیاش، استعمار ایستادند و برای رفاه مردمانشان هزینه دادند: الهیات رهاییبخش.
🔹در زبان فارسی، هر دوی این دو نوع غریب از دینداران اقلیت را کمتر میشناسیم. من در این متن که به تازگی منتشر شد و از نتایج پژوهش پسادکتریام در دانشگاه زوریخ سوییس بود، تلاش کردهام تا تصویری دقیقتر از این دو، شباهتها و تفاوتهایشان و سرنوشت متفاوتشان ارائه دهم.
لینک دانلود اصل مقاله
@raahiane
@namehayehawzavi
🔸مهدی سلیمانیه
🔹"آخوندهای مصدقی" تیپ عجیبی از حوزویان بودند که در دورهای خاص از تاریخ معاصر ایران، ظهور کردند. حوزویانی که دغدغه آزادی و مبارزه با هر نوع استبداد را داشتند. در تداوم ارمانهای آزادیخواهانه مشروطه. و همزمان، مخالف استعماری که پشتیبان غالب قدرتهای استبدادی بود. تیپی محدود و اقلیت از حوزویان که برایش دنیا و ترقی و رفاه مردمان عین دین بود و محمد مصدق برایش نماد این آرمانها. تیپی که با انقلاب ایران به طور کلی محو شد.
🔹در سوی دیگر زمین، در امریکای جنوبی هم عالمان مسیحی بودند که دین را نه ابزار سرکوب، که نردبان رهایی مردمان مستضف دیدند. در کنار مردمانشان و در برابر استبداد و حامیاش، استعمار ایستادند و برای رفاه مردمانشان هزینه دادند: الهیات رهاییبخش.
🔹در زبان فارسی، هر دوی این دو نوع غریب از دینداران اقلیت را کمتر میشناسیم. من در این متن که به تازگی منتشر شد و از نتایج پژوهش پسادکتریام در دانشگاه زوریخ سوییس بود، تلاش کردهام تا تصویری دقیقتر از این دو، شباهتها و تفاوتهایشان و سرنوشت متفاوتشان ارائه دهم.
لینک دانلود اصل مقاله
@raahiane
@namehayehawzavi
👍13👎1
⚡️باید به جای پول اعتباری طلا و نقره در بازار معتبر باشد در اینصورت تورم نخواهیم داشت
✔️محسن اراکی در دیدار با رئیس و پژوهشگران مرکز تحقیقات اسلامی مجلس🔻
🔹فقه اجتماعی اهداف دین را محقق می کند، در نظام اقتصادی اسلام دولت سربار مردم نیست بلکه با تبدیل نظام مالیاتی به خمس و زکات، هم پاسخگوی نیازهای اقتصادی است و هم آینده جامعه را از بعد اقتصادی تضمین میکند. پول به جای اعتبار محض، باید پول حقیقی باشد.
🔹مصداق بیعهای کنونی ربای پنهان است و از نظام سرمایه داری غرب با سردمداری آمریکا گرفته شده است در حالی که ما اگر به جای پول، طلا و نقره را در بازار تزریق کنیم هم مشکلات برطرف می شود و هم کارمندان و بازاریان احساس عزت میکنند. تورم ناشی از پول اعتباری است وقتی پول بدون ارزش حقیقی وارد بازار شود آن را به هممیریزد، پول اعتباری توان برابری با کالاها را ندارد.
🔹اقتصاد کنونی جهان اقتصاد فریب و نیرنگ است و با تزریق دلار در حقیقت اموال مردم را به سرقت می برند، در حالی که اقتصاد اسلامی ایده های منطقی و شرعی و سازمان یافته دارد و باید زمینه برای پیاده سازی احکام فقهی در جامعه فراهم شود.
@namehayehawzavi
✔️محسن اراکی در دیدار با رئیس و پژوهشگران مرکز تحقیقات اسلامی مجلس🔻
🔹فقه اجتماعی اهداف دین را محقق می کند، در نظام اقتصادی اسلام دولت سربار مردم نیست بلکه با تبدیل نظام مالیاتی به خمس و زکات، هم پاسخگوی نیازهای اقتصادی است و هم آینده جامعه را از بعد اقتصادی تضمین میکند. پول به جای اعتبار محض، باید پول حقیقی باشد.
🔹مصداق بیعهای کنونی ربای پنهان است و از نظام سرمایه داری غرب با سردمداری آمریکا گرفته شده است در حالی که ما اگر به جای پول، طلا و نقره را در بازار تزریق کنیم هم مشکلات برطرف می شود و هم کارمندان و بازاریان احساس عزت میکنند. تورم ناشی از پول اعتباری است وقتی پول بدون ارزش حقیقی وارد بازار شود آن را به هممیریزد، پول اعتباری توان برابری با کالاها را ندارد.
🔹اقتصاد کنونی جهان اقتصاد فریب و نیرنگ است و با تزریق دلار در حقیقت اموال مردم را به سرقت می برند، در حالی که اقتصاد اسلامی ایده های منطقی و شرعی و سازمان یافته دارد و باید زمینه برای پیاده سازی احکام فقهی در جامعه فراهم شود.
@namehayehawzavi
😁21👍10👎4❤1😢1
⚡️طراحی حدود ۴۳۰ رشته و گرایش در درختواره دانشی حوزههای علمیه
✔️مهدی رستمنژاد معاون آموزش حوزههای علمیه🔻
🔹از ابتدا مسیر اصلی حوزههای علمیه همان فقه و اصول بود. همیشه تاریخ مسیر اجتهاد چنین بوده که در کنار این فقه و اصول که جریان اصلی و علمی حوزهها بوده، علوم دیگری مثل تفسیر قرآنکریم، حدیث، اخلاق، فلسفه و علوم عقلی هم بود، مباحثی چون هیئت، نجوم و ریاضیات هم سر جای خودش بود، منتها آن مباحث اصلی که در متن حوزه همیشه جاری و ساری بوده، مبحث فقه و اصول است و اساس فقاهت و اجتهاد در حوزههای علمیه بر پایه همان بود.
🔹قبل از انقلاباسلامی هدفگذاریها حوزه علمیه این بود که چند مرجعتقلید، مجتهد، استاد و امام جماعت تربیت بشود، اما بعد از پیروزی انقلاب میدانهای بسیار فراوان، متنوع و گسترده به وجود آمد و دستگاههای مختلف جهت استفاده از ظرفیت حوزویان دستشان را به سوی حوزههای علمیه دراز کردند.
🔹امروز حوزههای علمیه باید پاسخگوی نیازهای جامعه باشند؛ امروز جامعه بینالملل و منطقه و نیازهای جدیدی که الان در آن قرار گرفتهایم و نیز مباحث هوش مصنوعی و رسانهای، نیازمند ورود حوزه علمیه است، هر چه جلوتر میرویم نیازها و مطالبات گستردهتر میشود. حوزه علمیه باید بیاید و حرف دین را ارائه بدهد.
🔹این یک مسئله بسیار مهمی است که صدها موضوع و مسئله جدید و مستحدثه را متوجه حوزه کرده است. درختواره دانشی حوزه علمیه که برای آن حدود ۴۳۰ رشته، گرایش و رویکرد تعریف شده بر اساس این نیاز پیریزی شده است. تمامی سرفصلها و عناوین اصلی درختواره دانشی حوزههای علمیه به تصویب رسیده که ۱۷۰ سرفصل آن شامل رشته، گرایش و رویکرد در سه مقطع سطوح ۲، ۳ و ۴ تدوین شده و در دست اجرا است و بقیه نیز در حال پیگیری و برنامهریزی برای انجام است.
@namehayehawzavi
✔️مهدی رستمنژاد معاون آموزش حوزههای علمیه🔻
🔹از ابتدا مسیر اصلی حوزههای علمیه همان فقه و اصول بود. همیشه تاریخ مسیر اجتهاد چنین بوده که در کنار این فقه و اصول که جریان اصلی و علمی حوزهها بوده، علوم دیگری مثل تفسیر قرآنکریم، حدیث، اخلاق، فلسفه و علوم عقلی هم بود، مباحثی چون هیئت، نجوم و ریاضیات هم سر جای خودش بود، منتها آن مباحث اصلی که در متن حوزه همیشه جاری و ساری بوده، مبحث فقه و اصول است و اساس فقاهت و اجتهاد در حوزههای علمیه بر پایه همان بود.
🔹قبل از انقلاباسلامی هدفگذاریها حوزه علمیه این بود که چند مرجعتقلید، مجتهد، استاد و امام جماعت تربیت بشود، اما بعد از پیروزی انقلاب میدانهای بسیار فراوان، متنوع و گسترده به وجود آمد و دستگاههای مختلف جهت استفاده از ظرفیت حوزویان دستشان را به سوی حوزههای علمیه دراز کردند.
🔹امروز حوزههای علمیه باید پاسخگوی نیازهای جامعه باشند؛ امروز جامعه بینالملل و منطقه و نیازهای جدیدی که الان در آن قرار گرفتهایم و نیز مباحث هوش مصنوعی و رسانهای، نیازمند ورود حوزه علمیه است، هر چه جلوتر میرویم نیازها و مطالبات گستردهتر میشود. حوزه علمیه باید بیاید و حرف دین را ارائه بدهد.
🔹این یک مسئله بسیار مهمی است که صدها موضوع و مسئله جدید و مستحدثه را متوجه حوزه کرده است. درختواره دانشی حوزه علمیه که برای آن حدود ۴۳۰ رشته، گرایش و رویکرد تعریف شده بر اساس این نیاز پیریزی شده است. تمامی سرفصلها و عناوین اصلی درختواره دانشی حوزههای علمیه به تصویب رسیده که ۱۷۰ سرفصل آن شامل رشته، گرایش و رویکرد در سه مقطع سطوح ۲، ۳ و ۴ تدوین شده و در دست اجرا است و بقیه نیز در حال پیگیری و برنامهریزی برای انجام است.
@namehayehawzavi
😁18👍6🙏1
⚡️مبلغان دینی از شعر حافظ و فردوسی و شاعران معاصر بهرهگیری کرده و به مناسبتهای ملی تأکید کنند
✔️محمدرضا پویافر پژوهشگر اجتماعی🔻
🔹اگر نوجوانان و جوانان جامعه که مصرف فرهنگی آنها به ویژه در اینترنت و فضای مجازی ایشان را با فرهنگهای مختلف جهان آشنا کرده و آنها در چنین جهان جدید با سبک زندگی جدید زندگی میکنند، این را درک کنند که مروجان و مبلّغان دین و کسانی که هویت دینی دارند، همزمان بر هویت ملی از طریق تأیید و همراهی با پیشینه و مفاخر ملی نیز تأکید دارند، در این صورت همراهی بیشتری با ابعاد هویت دینی و آنچه که در گفتمان دینی و تبلیغ دینی گفته میشود خواهند داشت. در واقع اگر نوجوانان و جوانان جامعه امروز مانند دانشآموزان و دانشجویان درک کنند که از همان کانالهای ارتباطی و اطلاعرسانی که گفتمان دینی ترویج میشود، نوعی همراهی همدلانه با هویت ملی نیز ترویج میشود، با اعتماد بیشتری با دین و دینداری و ترویج هویت دینی همدلی و همراهی خواهد داشت.
🔹در غیر این صورت ممکن است با نوعی تجربه مقاومت از سوی جوانان مواجه شویم؛ چراکه ممکن است جوانانی که از یک سو به طور مداوم خود را در کوران تبلیغات علیه دین از طرف ملیگرایان افراطی میبینند، در مقایسه مداوم با واقعیت قرار گیرند و این تصور برای آنها ایجاد شود که اهالی دین و مذهب و هویت دینی، عملاً با هویت ملی ضدیت دارند و این مسئله آنها را به نوعی در مسیر مقاومتی سرسخت با هر چیزی که به عنوان هویت دینی به ایشان منتقل میشود، قرار میدهد.
🔹مثلاً در مورد ترویج دین به طور سنتی به اندازه کافی برنامه، سخنرانی، کلیپ و ... در دانشگاهها و مدارس وجود دارد و بنده با این سخن که در این حوزه به اندازه کافی هزینه و تبلیغات نداشتهایم، کاملاً مخالف هستم. بیش از این مسئله، جامعه ما نیاز دارد افرادی که در حال انتشار محتوای دینی هستند، صادقانه با مردم رفتار کرده و این پیام به درستی به جامعه منتقل شود که گفتمان دینی در امتداد روایتِ جامعه از زندگی قرار دارد و ما با کلیت جامعه خود یکی هستیم.
🔹برای مثال وقتی افرادی به ترویج دین پرداخته و به دنبال تقویت اعتقادات دینی مردم هستند، باید در محتوا و بحثهای خود استفاده بیشتری از محتوای ملی حتی ادبیات ملی داشته باشند. مبلغان دینی باید در ارائه محتوای خود از شعر حافظ و فردوسی و شاعران معاصر بهرهگیری کرده و در سخنان خود به مناسبتهای ملی تأکید کنند. مروجان دینی نباید در سخنان خود هر آن چیزی که هویت ملی بدان معتقد بوده را خرافه دانسته و بر نظر خود اصرار ورزند؛ چراکه این مسئله باعث مقاومت از سوی جوانان و ایجاد شکاف در فرهنگ جامعه خواهد شد.
@namehayehawzavi
✔️محمدرضا پویافر پژوهشگر اجتماعی🔻
🔹اگر نوجوانان و جوانان جامعه که مصرف فرهنگی آنها به ویژه در اینترنت و فضای مجازی ایشان را با فرهنگهای مختلف جهان آشنا کرده و آنها در چنین جهان جدید با سبک زندگی جدید زندگی میکنند، این را درک کنند که مروجان و مبلّغان دین و کسانی که هویت دینی دارند، همزمان بر هویت ملی از طریق تأیید و همراهی با پیشینه و مفاخر ملی نیز تأکید دارند، در این صورت همراهی بیشتری با ابعاد هویت دینی و آنچه که در گفتمان دینی و تبلیغ دینی گفته میشود خواهند داشت. در واقع اگر نوجوانان و جوانان جامعه امروز مانند دانشآموزان و دانشجویان درک کنند که از همان کانالهای ارتباطی و اطلاعرسانی که گفتمان دینی ترویج میشود، نوعی همراهی همدلانه با هویت ملی نیز ترویج میشود، با اعتماد بیشتری با دین و دینداری و ترویج هویت دینی همدلی و همراهی خواهد داشت.
🔹در غیر این صورت ممکن است با نوعی تجربه مقاومت از سوی جوانان مواجه شویم؛ چراکه ممکن است جوانانی که از یک سو به طور مداوم خود را در کوران تبلیغات علیه دین از طرف ملیگرایان افراطی میبینند، در مقایسه مداوم با واقعیت قرار گیرند و این تصور برای آنها ایجاد شود که اهالی دین و مذهب و هویت دینی، عملاً با هویت ملی ضدیت دارند و این مسئله آنها را به نوعی در مسیر مقاومتی سرسخت با هر چیزی که به عنوان هویت دینی به ایشان منتقل میشود، قرار میدهد.
🔹مثلاً در مورد ترویج دین به طور سنتی به اندازه کافی برنامه، سخنرانی، کلیپ و ... در دانشگاهها و مدارس وجود دارد و بنده با این سخن که در این حوزه به اندازه کافی هزینه و تبلیغات نداشتهایم، کاملاً مخالف هستم. بیش از این مسئله، جامعه ما نیاز دارد افرادی که در حال انتشار محتوای دینی هستند، صادقانه با مردم رفتار کرده و این پیام به درستی به جامعه منتقل شود که گفتمان دینی در امتداد روایتِ جامعه از زندگی قرار دارد و ما با کلیت جامعه خود یکی هستیم.
🔹برای مثال وقتی افرادی به ترویج دین پرداخته و به دنبال تقویت اعتقادات دینی مردم هستند، باید در محتوا و بحثهای خود استفاده بیشتری از محتوای ملی حتی ادبیات ملی داشته باشند. مبلغان دینی باید در ارائه محتوای خود از شعر حافظ و فردوسی و شاعران معاصر بهرهگیری کرده و در سخنان خود به مناسبتهای ملی تأکید کنند. مروجان دینی نباید در سخنان خود هر آن چیزی که هویت ملی بدان معتقد بوده را خرافه دانسته و بر نظر خود اصرار ورزند؛ چراکه این مسئله باعث مقاومت از سوی جوانان و ایجاد شکاف در فرهنگ جامعه خواهد شد.
@namehayehawzavi
👍9😁7❤2👎1
🔺تبلیغات ایتا خودش یه سوژه مطالعاتی در حوزه اقتصاد دین است؛ دین فروشی یا فروش مبتنی بر دین، شاخصه مشترک خیلی از تبلیغات این فضا است(مریم یوسفی).
@namehayehawzavi
@namehayehawzavi
😁14👍4👎4👏1
نامههای حوزوی
🔺کتاب «آیتالله سیستانی و حقوق شهروندی» تالیف محمدهادی زاهد غروی در پژوهشکده اندیشه معاصر انجام شده و انتشارات سهل آن را در صد صفحه منتشر کرده است. @namehayehawzavi
✔️حقوق شهروندی از نگاه آیتالله سیستانی؛ امتداد گفتمان آیتالله نایینی🔻
▪️کتاب «آیتالله سیستانی و حقوق شهروندی»، به قلم محمدهادی زاهد غروی، تازهترین اثر پژوهشکده اندیشه دینی معاصر که توسط انتشارات سهل در صد صفحه منتشر شده، به بررسی اندیشههای آیتالله سیستانی درباره حقوق شهروندی پرداخته است؛ مفهومی بنیادین که بر حقوق برابر تمامی شهروندان، فارغ از تفاوتهای دینی، قومی و زبانی تأکید دارد. در این کتاب، اصولی همچون کرامت انسانی، مشارکت مردمی و احترام به قانون بهعنوان محورهای اصلی اندیشه آیتالله سیستانی مطرح شدهاند. آیتالله سیستانی با پذیرش نقش دین در سیاست، بر حضور حداقلی روحانیت در امور اجرایی تأکید کرده و جایگاه نظارتی و ارشادی را برای آنان مناسب دانسته است
🔸بخشی از متن یادداشت معرفی کتاب:
🔹داستان مشروطه و نزاع فقهی فقهای موافق و مخالف هر چند در آن دوره بحث داغ محافل و حوزههای علمیه بود، اما پس از مدتی فروکش کرد و با آغاز سلطنت پهلوی میرفت که به فراموشی سپرده شود، اما با آغاز مخالفتهای امام خمینی با محمدرضا پهلوی و تبعید ایشان به ترکیه و سپس به نجف و پرداختن ایشان به مسئله ولایت فقیه در ضمن بحث کتاب بیع شیخ انصاری و نگارش و تدوین آن به صورت کتابی با عنوان حکومت اسلامی (ولایت فقیه) و در نهایت پیروزی جمهوری اسلامی جان تازهای یافت. و از آن زمان تاکنون کتابها، مقالات و نظریههای فراوانی در موافقت و مخالفت، ولایت فقیه، حکومت اسلامی، حاکمیت و حکمرانی ملی، انتخابات و دهها مسئله دیگر ارائه شد.
🔹باری با پیروزی جمهور اسلامی و حاکمیت نظریه ولایت فقیه و غلبه گفتمان اسلامی سیاسی، میتوان با اندکی تسامح، حکومت اسلامی ایران را امتداد گفتمان شیخ فضلالله نوری دانست که به حاکمیت قوانین شرعی تاکید داشت و نقش چندانی برای مردم در نظریه مشروعه خود قائل نبود. اما از سوی دیگر جریان موافق مشروطه و فقها و نظریهپردازانی که با آخوند خراسانی و نایینی بیشتر همدل بودند سعی میکردند قرائت دموکراتیکی از ولایت فقیه و حکومت اسلامی ارائه دهند و نقش مردم و حکمرانی ملی را پررنگتر کنند، اما در عمل توفیق چندانی نیافتند و نتوانستند مبانی نظری خود را به کرسی عمل بنشانند.
🔹این تمام ماجرا نبود و گفتمان نایینی به کلی به محاق نرفت، زیرا در کشور همسایه و پس از سقوط صدام و بحرانهایی که کشور عراق را درهم پیچیده بود، فقیهی آشنا و همدل با مبانی نظریه فقه سیاسی آخوند و نایینی که از قضا به واسطه استاد خود؛ آیتالله خویی شاگرد مدرسه نایینی نیز شمرده میشد، مرجعیت شیعیان و زعامت حوزه علمیه نجف را به عهده داشت و با اظهار نظرها و موضعگیریهای خود که ریشه در مبانی دینی و فقهی داشت، توانست اندیشههای نایینی را تاحدودی به منصه ظهور برساند، و از اینرو میتوان بر این باور بود که گفتمان ایتالله سیستانی، امتداد گفتمان نایینی میباشد.
متن کامل در دین آنلاین
https://www.dinonline.com/44317/
@dinonline
@namehayehawzavi
▪️کتاب «آیتالله سیستانی و حقوق شهروندی»، به قلم محمدهادی زاهد غروی، تازهترین اثر پژوهشکده اندیشه دینی معاصر که توسط انتشارات سهل در صد صفحه منتشر شده، به بررسی اندیشههای آیتالله سیستانی درباره حقوق شهروندی پرداخته است؛ مفهومی بنیادین که بر حقوق برابر تمامی شهروندان، فارغ از تفاوتهای دینی، قومی و زبانی تأکید دارد. در این کتاب، اصولی همچون کرامت انسانی، مشارکت مردمی و احترام به قانون بهعنوان محورهای اصلی اندیشه آیتالله سیستانی مطرح شدهاند. آیتالله سیستانی با پذیرش نقش دین در سیاست، بر حضور حداقلی روحانیت در امور اجرایی تأکید کرده و جایگاه نظارتی و ارشادی را برای آنان مناسب دانسته است
🔸بخشی از متن یادداشت معرفی کتاب:
🔹داستان مشروطه و نزاع فقهی فقهای موافق و مخالف هر چند در آن دوره بحث داغ محافل و حوزههای علمیه بود، اما پس از مدتی فروکش کرد و با آغاز سلطنت پهلوی میرفت که به فراموشی سپرده شود، اما با آغاز مخالفتهای امام خمینی با محمدرضا پهلوی و تبعید ایشان به ترکیه و سپس به نجف و پرداختن ایشان به مسئله ولایت فقیه در ضمن بحث کتاب بیع شیخ انصاری و نگارش و تدوین آن به صورت کتابی با عنوان حکومت اسلامی (ولایت فقیه) و در نهایت پیروزی جمهوری اسلامی جان تازهای یافت. و از آن زمان تاکنون کتابها، مقالات و نظریههای فراوانی در موافقت و مخالفت، ولایت فقیه، حکومت اسلامی، حاکمیت و حکمرانی ملی، انتخابات و دهها مسئله دیگر ارائه شد.
🔹باری با پیروزی جمهور اسلامی و حاکمیت نظریه ولایت فقیه و غلبه گفتمان اسلامی سیاسی، میتوان با اندکی تسامح، حکومت اسلامی ایران را امتداد گفتمان شیخ فضلالله نوری دانست که به حاکمیت قوانین شرعی تاکید داشت و نقش چندانی برای مردم در نظریه مشروعه خود قائل نبود. اما از سوی دیگر جریان موافق مشروطه و فقها و نظریهپردازانی که با آخوند خراسانی و نایینی بیشتر همدل بودند سعی میکردند قرائت دموکراتیکی از ولایت فقیه و حکومت اسلامی ارائه دهند و نقش مردم و حکمرانی ملی را پررنگتر کنند، اما در عمل توفیق چندانی نیافتند و نتوانستند مبانی نظری خود را به کرسی عمل بنشانند.
🔹این تمام ماجرا نبود و گفتمان نایینی به کلی به محاق نرفت، زیرا در کشور همسایه و پس از سقوط صدام و بحرانهایی که کشور عراق را درهم پیچیده بود، فقیهی آشنا و همدل با مبانی نظریه فقه سیاسی آخوند و نایینی که از قضا به واسطه استاد خود؛ آیتالله خویی شاگرد مدرسه نایینی نیز شمرده میشد، مرجعیت شیعیان و زعامت حوزه علمیه نجف را به عهده داشت و با اظهار نظرها و موضعگیریهای خود که ریشه در مبانی دینی و فقهی داشت، توانست اندیشههای نایینی را تاحدودی به منصه ظهور برساند، و از اینرو میتوان بر این باور بود که گفتمان ایتالله سیستانی، امتداد گفتمان نایینی میباشد.
متن کامل در دین آنلاین
https://www.dinonline.com/44317/
@dinonline
@namehayehawzavi
دینآنلاین
حقوق شهروندی از نگاه آیتالله سیستانی؛ امتداد گفتمان آیتالله نایینی
کتاب «آیتالله سیستانی و حقوق شهروندی»، به قلم محمدهادی زاهد غروی، تازهترین اثر پژوهشکده اندیشه دینی معاصر که توسط انتشارات سهل در صد صفحه منتشر شده، به بررسی اندیشههای آیتالله سیستانی درباره حقوق شهروندی پرداخته است؛ مفهومی بنیادین که بر حقوق برابر تمامی…
👍15👎3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚡️پیشانی طرح دشمن در ماجرای مقاومت، جنگ شناختی با حزباللهیها و انقلابیون است
✔️سیدمحمدمهدی میرباقری🔻
🔹پیشانی طرح دشمن در ماجرای مقاومت، جنگ شناختی با حزب اللهی ها و انقلابیون است. متاسفانه برخی دوستان خود ما با از دست رفتن سوریه می گویند کار تمام است، فکر می کنند که هیچ عقلانیتی در کار نیست؛ در حالی که این گونه نیست؛ اتاق های فکری خوبی هست و عقلانیتی در کار است. اول باید با جنگ شناختی دشمن مقابله کرد، روایتی که اینها می سازند در رسانه های حزب اللهی دیده می شود، این خیلی خطرناک است. احساس نکنیم با از دست رفتن یک سرزمین کار تمام شد. کار به این بزرگی در تراز انقلاب اسلامی را تمام شده ندانیم. فوکویاما تحلیلگر آمریکایی بعد از واقعه سوریه می گوید: یکی از قدرت های رو به پیش جهان ایران است، بعد ما چه تحلیل می کنیم و چه می گوییم؟ این نشان می دهد که جنگ شناختی دشمن روی ما تاثیر گذاشته است .
@namehayehawzavi
✔️سیدمحمدمهدی میرباقری🔻
🔹پیشانی طرح دشمن در ماجرای مقاومت، جنگ شناختی با حزب اللهی ها و انقلابیون است. متاسفانه برخی دوستان خود ما با از دست رفتن سوریه می گویند کار تمام است، فکر می کنند که هیچ عقلانیتی در کار نیست؛ در حالی که این گونه نیست؛ اتاق های فکری خوبی هست و عقلانیتی در کار است. اول باید با جنگ شناختی دشمن مقابله کرد، روایتی که اینها می سازند در رسانه های حزب اللهی دیده می شود، این خیلی خطرناک است. احساس نکنیم با از دست رفتن یک سرزمین کار تمام شد. کار به این بزرگی در تراز انقلاب اسلامی را تمام شده ندانیم. فوکویاما تحلیلگر آمریکایی بعد از واقعه سوریه می گوید: یکی از قدرت های رو به پیش جهان ایران است، بعد ما چه تحلیل می کنیم و چه می گوییم؟ این نشان می دهد که جنگ شناختی دشمن روی ما تاثیر گذاشته است .
@namehayehawzavi
😁21👍13👎8
نامههای حوزوی
🔺رضا غلامی استادیار علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: باید اذعان کنیم که افزودن وصف «اسلامی» به علوم انسانی از ابتدا خطایی معرفتی بود. ما به دلیل شناخت ناقص از ذات علم و تاریخ آن گمان کردیم که علم انسانی تجربی را میتوان دینی کرد اما اکنون…
⚡️چرا خود را نقد کردم؟
✔️ رضا غلامی مدرس فلسفه سیاسی، مطالعات فرهنگی و تمدنی در ایکنا نوشت🔻
▪️بخش اول
🔹بعد از انتشار گفتوگوی من با ویژهنامه آبان ماه روزنامه وزین «فرهیختگان» با عنوان «مسیر تحول در علوم انسانی از ابتدا اشتباه بوده است»، نقدها و حتی متاسفانه برخی اهانتها صورت گرفت؛ در این جهت، مایلم درباره این تغییر نگاه، یازده نکته را به صورت فشرده خدمتتان عرض کنم؛
🔹یکم. در کار علمی، آزاداندیشی یک اصل اساسی است. پژوهشگری که در فعالیتهای علمی خود آزاداندیش نباشد و تعصبات، جانبداریها و یا ترس اندیشه او را به سلطه بکشد، پژوهشگر نیست. البته جدای از تعصبات، جانبداریها و ترس، یکی دیگر از عوامل مهمِ نبود آزاداندیشی، تحجر و دُگمی است که بخشی از آن در اثر تربیت نادرست خانوادگی و اجتماعی، و بخشی از آن، محصول تحولات ژنتیک در انسان است که اثر تخریبی آن در کار پژوهشگر از سرطان خطرناکتر است.
🔹دوم. در کنار آزاداندیشی، صداقت نیاز دیگری است که حیات پژوهش و علم به آن پیوند خورده است. هر چند گاهی تقیه نیز اجتناب ناپذیر است، اما مهمترین چیزی که یک پژوهشگر میتواند به مخاطبان خود هدیه بدهد، صداقت و یکرویی است. نباید برای پژوهشگرانی که در اظهار نظر علمی، از خود بیصداقتی نشانمی دهند کف زد بلکه بر عکس، باید از پژوهشگران دائماً مطالبه صداقت داشت و پژوهشگر صادق را قدر شناخت.
🔹سوم. تاریخ حیات علمی برخی از پژوهشگران بزرگ و تاریخساز به دو و حتی به سه بخش کاملا متفاوت قابل تقسیم است. این بخشها نه فقط متفاوت بلکه گاهی با هم در تعارضاند. از فیلسوفان مشهورتر غربی میتوان به ویتگنشتاین اشاره کرد که حیات علمی او از دو بخش متناقض تشکیل شده و او خود، بزرگترین ناقد بخش نخست حیات علمی خویش است. این تغییرات یا دگرگونیها در فرایند کار علمی و فلسفی کاملا طبیعی است و عامل آن، بیش از هر چیز، به طبیعت تحقیق باز میگردد که نه تنها از مطلق اندیشی و جزمانگاری بهدور است بلکه همچون یک سفر است که در آن، فراز و فرود، و گُمگشتگی و راهیابی، امری رایج است. در این میان، بنده نیز ـ چه کسی خوشحال شود وچه ناراحت ـ افکار خود را هر از چندی خودم بی رحمانه به نقد میکشم و چند سال است که خوشبختانه با مطلقاندیشی خداحافظی کردهام از این رو ایرادی نمیبینم زندگی علمی خویش تا اینجا را، لااقل به دو بخش متفاوت تقسیم کنم.
🔹چهارم. یکی از سختترین و پیچیدهترین عرصههای فلسفی و علمی، عرصه فلسفه علم است که جدای از تنوع و تکثر نظرات و دیدگاهها، گرهها و بنبستهای علمی فراوانی نیز در آن وجود دارد. بهویژه عرصه فلسفه علم، امروز با ظهور تناقضات مهم در فیزیک کوانتومی و حتی در ریاضیات با شوکی بزرگ روبهرو شده و در پی راهحلی برای سرپا نگهداشتن نظریههایی است که بعضی از آنها نقش بنیانهای علم جدید را بازی میکنند. این دشواریها و پیچیدگیها موجب شده تا کمتر پژوهشگری در این عرصه بتواند از دگرگونیهای فکری مصون بماند.
🔹پنجم. جدای از پیچیدگیها و ظرایف فلسفه علم، که خود نیازمند تأملات دقیق و عمیق است، تسلط بر تاریخ علم و شناخت جزئیات و کوچهپسکوچههای آن، برای اظهارنظر دربارهٔ تحولات علمی، ضرورتی انکارناپذیر است. این ضرورت، زمانی برجستهتر میشود که لمس علم در عرصه عمل نیز به آن افزوده شود، چیزی که بسیاری از دانشمندان علوم انسانی در ایران از آن بیبهرهاند. این فقدان تجربه عملی، بهطور ناخواسته، نگاه آنان به علم را از واقعیتهای ملموس فاصله داده و به رویکردی فانتزی و گاه خیالی بدل کرده است.
🔹ششم. نظرات من در علوم انسانی که خوشبختانه عمده آن در سایت شخصیام در دسترس است دائماً و سال به سال در حال تهذیب، تکامل و همچنین برخی دگرگونیها بوده است و چنانچه محققی حوصله کند و حرکت علمی بنده از ده سال پیش تا الان را بررسی کند، حتماً جهشهای تکاملی یا دگرگونیها را در عُمق آن متوجه خواهد شد. آنچه اینجانب در ارتباط با علوم انسانیِ اسلامی از اساس اشتباه خواندم، علوم انسانیِ «تجربی» اسلامی بود چیزی که من خودم در پی آن نبودم. آنچه من شخصا به عنوان بخشی از پروژه فکریام دنبال میکردم، شکلگیری طبیعی و فرایندی دستگاه علمی جدیدی بود که از بنیادهای معرفتی، فلسفی و ارزشهای اسلامی تغذیه میکند. ایده تولد طبیعی این دستگاه فکری که به نظر میرسد (صرفنظر از کارآمدی آن در این عصر) نه ایدهای از اساس غلط و نه کاری ناممکن است، به دلایلی، فعلاً بسترهای معرفتی و اجتماعی آن موجود نیست و من نیز، آن را از پروژه فکری خود خارج کردهام.
@namehayehawzavi
✔️ رضا غلامی مدرس فلسفه سیاسی، مطالعات فرهنگی و تمدنی در ایکنا نوشت🔻
▪️بخش اول
🔹بعد از انتشار گفتوگوی من با ویژهنامه آبان ماه روزنامه وزین «فرهیختگان» با عنوان «مسیر تحول در علوم انسانی از ابتدا اشتباه بوده است»، نقدها و حتی متاسفانه برخی اهانتها صورت گرفت؛ در این جهت، مایلم درباره این تغییر نگاه، یازده نکته را به صورت فشرده خدمتتان عرض کنم؛
🔹یکم. در کار علمی، آزاداندیشی یک اصل اساسی است. پژوهشگری که در فعالیتهای علمی خود آزاداندیش نباشد و تعصبات، جانبداریها و یا ترس اندیشه او را به سلطه بکشد، پژوهشگر نیست. البته جدای از تعصبات، جانبداریها و ترس، یکی دیگر از عوامل مهمِ نبود آزاداندیشی، تحجر و دُگمی است که بخشی از آن در اثر تربیت نادرست خانوادگی و اجتماعی، و بخشی از آن، محصول تحولات ژنتیک در انسان است که اثر تخریبی آن در کار پژوهشگر از سرطان خطرناکتر است.
🔹دوم. در کنار آزاداندیشی، صداقت نیاز دیگری است که حیات پژوهش و علم به آن پیوند خورده است. هر چند گاهی تقیه نیز اجتناب ناپذیر است، اما مهمترین چیزی که یک پژوهشگر میتواند به مخاطبان خود هدیه بدهد، صداقت و یکرویی است. نباید برای پژوهشگرانی که در اظهار نظر علمی، از خود بیصداقتی نشانمی دهند کف زد بلکه بر عکس، باید از پژوهشگران دائماً مطالبه صداقت داشت و پژوهشگر صادق را قدر شناخت.
🔹سوم. تاریخ حیات علمی برخی از پژوهشگران بزرگ و تاریخساز به دو و حتی به سه بخش کاملا متفاوت قابل تقسیم است. این بخشها نه فقط متفاوت بلکه گاهی با هم در تعارضاند. از فیلسوفان مشهورتر غربی میتوان به ویتگنشتاین اشاره کرد که حیات علمی او از دو بخش متناقض تشکیل شده و او خود، بزرگترین ناقد بخش نخست حیات علمی خویش است. این تغییرات یا دگرگونیها در فرایند کار علمی و فلسفی کاملا طبیعی است و عامل آن، بیش از هر چیز، به طبیعت تحقیق باز میگردد که نه تنها از مطلق اندیشی و جزمانگاری بهدور است بلکه همچون یک سفر است که در آن، فراز و فرود، و گُمگشتگی و راهیابی، امری رایج است. در این میان، بنده نیز ـ چه کسی خوشحال شود وچه ناراحت ـ افکار خود را هر از چندی خودم بی رحمانه به نقد میکشم و چند سال است که خوشبختانه با مطلقاندیشی خداحافظی کردهام از این رو ایرادی نمیبینم زندگی علمی خویش تا اینجا را، لااقل به دو بخش متفاوت تقسیم کنم.
🔹چهارم. یکی از سختترین و پیچیدهترین عرصههای فلسفی و علمی، عرصه فلسفه علم است که جدای از تنوع و تکثر نظرات و دیدگاهها، گرهها و بنبستهای علمی فراوانی نیز در آن وجود دارد. بهویژه عرصه فلسفه علم، امروز با ظهور تناقضات مهم در فیزیک کوانتومی و حتی در ریاضیات با شوکی بزرگ روبهرو شده و در پی راهحلی برای سرپا نگهداشتن نظریههایی است که بعضی از آنها نقش بنیانهای علم جدید را بازی میکنند. این دشواریها و پیچیدگیها موجب شده تا کمتر پژوهشگری در این عرصه بتواند از دگرگونیهای فکری مصون بماند.
🔹پنجم. جدای از پیچیدگیها و ظرایف فلسفه علم، که خود نیازمند تأملات دقیق و عمیق است، تسلط بر تاریخ علم و شناخت جزئیات و کوچهپسکوچههای آن، برای اظهارنظر دربارهٔ تحولات علمی، ضرورتی انکارناپذیر است. این ضرورت، زمانی برجستهتر میشود که لمس علم در عرصه عمل نیز به آن افزوده شود، چیزی که بسیاری از دانشمندان علوم انسانی در ایران از آن بیبهرهاند. این فقدان تجربه عملی، بهطور ناخواسته، نگاه آنان به علم را از واقعیتهای ملموس فاصله داده و به رویکردی فانتزی و گاه خیالی بدل کرده است.
🔹ششم. نظرات من در علوم انسانی که خوشبختانه عمده آن در سایت شخصیام در دسترس است دائماً و سال به سال در حال تهذیب، تکامل و همچنین برخی دگرگونیها بوده است و چنانچه محققی حوصله کند و حرکت علمی بنده از ده سال پیش تا الان را بررسی کند، حتماً جهشهای تکاملی یا دگرگونیها را در عُمق آن متوجه خواهد شد. آنچه اینجانب در ارتباط با علوم انسانیِ اسلامی از اساس اشتباه خواندم، علوم انسانیِ «تجربی» اسلامی بود چیزی که من خودم در پی آن نبودم. آنچه من شخصا به عنوان بخشی از پروژه فکریام دنبال میکردم، شکلگیری طبیعی و فرایندی دستگاه علمی جدیدی بود که از بنیادهای معرفتی، فلسفی و ارزشهای اسلامی تغذیه میکند. ایده تولد طبیعی این دستگاه فکری که به نظر میرسد (صرفنظر از کارآمدی آن در این عصر) نه ایدهای از اساس غلط و نه کاری ناممکن است، به دلایلی، فعلاً بسترهای معرفتی و اجتماعی آن موجود نیست و من نیز، آن را از پروژه فکری خود خارج کردهام.
@namehayehawzavi
👍7👎1😁1
نامههای حوزوی
⚡️چرا خود را نقد کردم؟ ✔️ رضا غلامی مدرس فلسفه سیاسی، مطالعات فرهنگی و تمدنی در ایکنا نوشت🔻 ▪️بخش اول 🔹بعد از انتشار گفتوگوی من با ویژهنامه آبان ماه روزنامه وزین «فرهیختگان» با عنوان «مسیر تحول در علوم انسانی از ابتدا اشتباه بوده است»، نقدها و حتی متاسفانه…
⚡️چرا خود را نقد کردم؟
✔️ رضا غلامی مدرس فلسفه سیاسی، مطالعات فرهنگی و تمدنی در ایکنا نوشت🔻
▪️بخش دوم
🔹هفتم. من در کنگرهای که سالها در کنار اساتید و محققان دیگر برگزار کننده آن بودم، از ابتدا معتقد به کثرتگرایی در باب علم انسانی دینی بودم و اعتقاد داشتم نظریات در بستری طبیعی نقد میشوند و چنانچه قادر به دفاع علمی از خود نباشند، حذف خواهند شد. از این رو، در کنگره علوم انسانی اسلامی دیدگاههایی وجود داشت که بعضاً با هم مخالف بود و وجه اشتراک آنها جز در باور به لزوم احیای اندیشه مدنی اسلامی به صورت نظاممند نبود. رد نمیکنم که از جمله دیدگاههایی که وجود داشت، اسلامی شدن علوم انسانی «تجربی» بود که لااقل من شخصاً آن را قبول نداشتم، اما هیچگاه جلوی طرح آن را نگرفتم. حتی در هر دوره تلاش میکردیم ناقدان غیر سیاسی علوم انسانی اسلامی را نیز دعوت کنیم و فرصتی را برای بهرهمندی از امتیاز نقد خلق نماییم. الان با آنکه کثرتگرایی در کار کنگره را تجربه ارزشمندی تلقی میکنم، اما ترجیح میدهم شخصاً بسترساز ایده غلط علوم انسانی «تجربی» اسلامی نباشم. (علاقهمندان برای درک ثمرات کارهای انجام شده به یادداشت اینجانب در سایتم تحت عنوان «در مرکز صدرا چه کردم» مراجعه نمایند.)
🔹هشتم. در طول هفت دورهای که کنگره علوم انسانی اسلامی با همت شماری از استادان و پژوهشگران و مدیریت کلان بنده برگزار شد، کمتر کار بیثمری انجام شد که گفته شود ظرفیتی انسانی و مالی هدر رفته است. عمده مباحث و مقالات کنگره سرمایهای است برای کسانی که مایلند در وادی نقشآفرینی اندیشه اسلامی در حیات مدنی تحقیق کنند ضمن آنکه نه فقط در بین مباحث مورد اشاره، نقد علوم انسانی اسلامی هم هست بلکه دقایقی از فلسفه علم نیز آمده که میتواند تکیهگاه برخی تحقیقات در آینده باشد. از سوی دیگر، من یک عضو کوچک آن کنگره بودم و روشن است که سخنگوی همه استادانی که در کنگره حضور داشتند نیستم لذا اظهارنظر بنده اختصاص به خودم دارد نه دیگرانی که در این عرصه کار میکنند.
🔹نهم. کنگره علوم انسانی اسلامی نه دولتی بود که بودجه دولتی داشته باشد و نه هزینههای چندانی برای آن شد که تغییر رویکرد من، موجب نگرانی کسی شود. اینجانب و همکارانم در این سالها با دشواری و گرفتاری از کمکهایی که قانوناً به موسسات پژوهشی غیردولتی صورت میگرفت، مبلغی را برای برگزاری آن فراهم میکردیم و جالب اینکه همیشه به دلیل کمبود بودجه، بدهکار و سرافکنده بودیم. بعضی از پژوهشگران نیز لطف داشتند و برای همکاری خود با کنگره پولی دریافت نمیکردند. دهها نفر از پژوهشگران و استادانی که در این سالها بنده در خدمتشان بودم این واقعیت را تأیید میکنند.
🔹دهم. کنگره علوم انسانی اسلامی هیچگاه متولی رسمی و تامّ تحول در علوم انسانی نبوده است تا کسی بگوید مسئول این امر در کشور به شکست خود اعتراف کرد! نقدهای من در مصاحبه با روزنامه فرهیختگان متوجه افراد متنوعی است که طی ۴۷ سال گذشته چنین ماموریتی را بر عهده داشتهاند هرچند من به مثابه خودانتقادی، سهم کنگره را نیز در خطاها پنهان نکردم و آن را به عنوان یک حرکت غیر رسمی و غیر دولتی، در نقد خود گنجاندم.آنچه در اینجا مایلم تاکید کنم و در مصاحبه با روزنامه فرهیختگان نیز مکرر یادآوری کردهام این است که کارهای انجام شده را نباید صفر و صدی دید و با نادیده گرفتن زحمات، دچار بیانصافی شد؛ از این رو، بنده در کنار نقد کلان، متوجه کارهای مثبت نیز هستم. اکنون که با شما سخن میگویم خوشبختانه مسئولیت شورای تخصصی تحول در علوم انسانی در شورای عالی انقلاب فرهنگی برعهده جناب آقای دکتر سیدسعیدرضا عاملی است و با شناختی که از اندیشههای مترقی ایشان دارم، مطمئن هستم حداقل شخص ایشان ادامه حرکت در مسیر نادرست را قبول ندارند.
@namehayehawzavi
✔️ رضا غلامی مدرس فلسفه سیاسی، مطالعات فرهنگی و تمدنی در ایکنا نوشت🔻
▪️بخش دوم
🔹هفتم. من در کنگرهای که سالها در کنار اساتید و محققان دیگر برگزار کننده آن بودم، از ابتدا معتقد به کثرتگرایی در باب علم انسانی دینی بودم و اعتقاد داشتم نظریات در بستری طبیعی نقد میشوند و چنانچه قادر به دفاع علمی از خود نباشند، حذف خواهند شد. از این رو، در کنگره علوم انسانی اسلامی دیدگاههایی وجود داشت که بعضاً با هم مخالف بود و وجه اشتراک آنها جز در باور به لزوم احیای اندیشه مدنی اسلامی به صورت نظاممند نبود. رد نمیکنم که از جمله دیدگاههایی که وجود داشت، اسلامی شدن علوم انسانی «تجربی» بود که لااقل من شخصاً آن را قبول نداشتم، اما هیچگاه جلوی طرح آن را نگرفتم. حتی در هر دوره تلاش میکردیم ناقدان غیر سیاسی علوم انسانی اسلامی را نیز دعوت کنیم و فرصتی را برای بهرهمندی از امتیاز نقد خلق نماییم. الان با آنکه کثرتگرایی در کار کنگره را تجربه ارزشمندی تلقی میکنم، اما ترجیح میدهم شخصاً بسترساز ایده غلط علوم انسانی «تجربی» اسلامی نباشم. (علاقهمندان برای درک ثمرات کارهای انجام شده به یادداشت اینجانب در سایتم تحت عنوان «در مرکز صدرا چه کردم» مراجعه نمایند.)
🔹هشتم. در طول هفت دورهای که کنگره علوم انسانی اسلامی با همت شماری از استادان و پژوهشگران و مدیریت کلان بنده برگزار شد، کمتر کار بیثمری انجام شد که گفته شود ظرفیتی انسانی و مالی هدر رفته است. عمده مباحث و مقالات کنگره سرمایهای است برای کسانی که مایلند در وادی نقشآفرینی اندیشه اسلامی در حیات مدنی تحقیق کنند ضمن آنکه نه فقط در بین مباحث مورد اشاره، نقد علوم انسانی اسلامی هم هست بلکه دقایقی از فلسفه علم نیز آمده که میتواند تکیهگاه برخی تحقیقات در آینده باشد. از سوی دیگر، من یک عضو کوچک آن کنگره بودم و روشن است که سخنگوی همه استادانی که در کنگره حضور داشتند نیستم لذا اظهارنظر بنده اختصاص به خودم دارد نه دیگرانی که در این عرصه کار میکنند.
🔹نهم. کنگره علوم انسانی اسلامی نه دولتی بود که بودجه دولتی داشته باشد و نه هزینههای چندانی برای آن شد که تغییر رویکرد من، موجب نگرانی کسی شود. اینجانب و همکارانم در این سالها با دشواری و گرفتاری از کمکهایی که قانوناً به موسسات پژوهشی غیردولتی صورت میگرفت، مبلغی را برای برگزاری آن فراهم میکردیم و جالب اینکه همیشه به دلیل کمبود بودجه، بدهکار و سرافکنده بودیم. بعضی از پژوهشگران نیز لطف داشتند و برای همکاری خود با کنگره پولی دریافت نمیکردند. دهها نفر از پژوهشگران و استادانی که در این سالها بنده در خدمتشان بودم این واقعیت را تأیید میکنند.
🔹دهم. کنگره علوم انسانی اسلامی هیچگاه متولی رسمی و تامّ تحول در علوم انسانی نبوده است تا کسی بگوید مسئول این امر در کشور به شکست خود اعتراف کرد! نقدهای من در مصاحبه با روزنامه فرهیختگان متوجه افراد متنوعی است که طی ۴۷ سال گذشته چنین ماموریتی را بر عهده داشتهاند هرچند من به مثابه خودانتقادی، سهم کنگره را نیز در خطاها پنهان نکردم و آن را به عنوان یک حرکت غیر رسمی و غیر دولتی، در نقد خود گنجاندم.آنچه در اینجا مایلم تاکید کنم و در مصاحبه با روزنامه فرهیختگان نیز مکرر یادآوری کردهام این است که کارهای انجام شده را نباید صفر و صدی دید و با نادیده گرفتن زحمات، دچار بیانصافی شد؛ از این رو، بنده در کنار نقد کلان، متوجه کارهای مثبت نیز هستم. اکنون که با شما سخن میگویم خوشبختانه مسئولیت شورای تخصصی تحول در علوم انسانی در شورای عالی انقلاب فرهنگی برعهده جناب آقای دکتر سیدسعیدرضا عاملی است و با شناختی که از اندیشههای مترقی ایشان دارم، مطمئن هستم حداقل شخص ایشان ادامه حرکت در مسیر نادرست را قبول ندارند.
@namehayehawzavi
👍5👎1
نامههای حوزوی
⚡️چرا خود را نقد کردم؟ ✔️ رضا غلامی مدرس فلسفه سیاسی، مطالعات فرهنگی و تمدنی در ایکنا نوشت🔻 ▪️بخش دوم 🔹هفتم. من در کنگرهای که سالها در کنار اساتید و محققان دیگر برگزار کننده آن بودم، از ابتدا معتقد به کثرتگرایی در باب علم انسانی دینی بودم و اعتقاد داشتم…
⚡️چرا خود را نقد کردم؟
✔️ رضا غلامی مدرس فلسفه سیاسی، مطالعات فرهنگی و تمدنی در ایکنا نوشت🔻
▪️بخش سوم
🔹یازدهم. به نظر میرسد ما برای تحول علوم انسانی «تجربی» میتوانیم اقدامات موثری داشته باشیم و اشتباهات گذشته را قدری جبران کنیم؛
🔹اول؛ مقدم بر هر کار، گسترش آزاداندیشی و فضای گفتوگو و نقد علمی آزاد است چیزی که الان با محدودیتهایی روبروست؛ همین که میبینید سیاسیون انقلابی و غیرانقلابی بنده را اینگونه جبّارانه مورد فحاشی قرار میدهند یکی از جلوههای محدودیت جدی برای آزاداندیشی در ایران است. البته در گذشته نیز با دیگران اینکار را کردهاند.
🔹دوم؛ تهیه و اجرای برنامههای بینرشتهای و تشویق به همکاری بین علوم انسانی و سایر رشتهها، البته از طریق بحث و توافق با اساتید نه به صورت بخشنامهای، خیلی مهم است و تأثیر بسزایی در تحول علوم انسانی دارد.
🔹سوم؛ بهاء دادن به تاریخ علم و تدوین یا ترجمه دانشنامههای معتبر با محوریت طیفهای فکری گوناگون در تاریخ هر رشته که خیلی مهم است.
🔹چهارم؛ درگیری دانشمندان علوم انسانی با جدیدترین نظریهها و نقدها در جهان به ویژه اروپا و آمریکا که خیلی کارساز است هر چند شرط آن، تسهیل ارتباطات و تعاملات دوسویه میان استادان ایرانی و غیر ایرانی است.
🔹پنجم؛ ترجمه و نقد دو سویه آثار خوب از طیفهای فکری متنوع و متکثر از زبانهای رایج به زبان فارسی و از زبان فارسی به زبانهای دیگر که در جای خود خیلی مهم است.
🔹ششم؛ کاهش بروکراسی سرگیجهآور و کسلکننده در دانشگاهها و بها دادن به نوآوری و ایجاد گرنتهای علمی سطح بالا برای حمایت از شکلگیری نوآوری که باید جدی گرفته شود.
🔹هفتم؛ متوقف کردن جریان جذب بیحساب دانشجو به ویژه در مقطع تحصیلات تکمیلی که جز بیسواد پروری نتیجه دیگری در پی ندارد.
🔹هشتم؛ در نظر گرفتن مشوقهای جذاب برای مراجعه جدی و غیر تشریفاتی دولت با همه اجزایش و همچنین بخش خصوصی به دانشگاهها و استادان برای حل مسئله چه در تزهای کارشناسی ارشد و دکترا و چه در سایر فعالیتهای علمی مانند مقالات علمی و پژوهشی که نه تنها به افزایش کارآمدی دستگاههای دولتی و شرکتهای غیردولتی کمک میکند بلکه برای علوم انسانی نیز حقیقتاً نقش احیاء کننده را دارد.
🔹در میان مسیرهای هشتگانهای که بیان شد، به نظر میرسد برای تحول علوم انسانی دو کار باید بیش از همه مورد عنایت قرار گیرد؛ یک؛ بالا بردن توان نقد علمی، روشمند، منصفانه و واقعبینانه که نقطه مقابل نقد غیر علمی، غیرروشمند، ناعادلانه، بی ادبانه و سیاستزده است و دو؛ ارائه عالمانه نقدها یا جایگزینهایی است که از پایگاه اندیشه اسلامی متوجه دکترینها و نظریههای مدرن است.
@namehayehawzavi
✔️ رضا غلامی مدرس فلسفه سیاسی، مطالعات فرهنگی و تمدنی در ایکنا نوشت🔻
▪️بخش سوم
🔹یازدهم. به نظر میرسد ما برای تحول علوم انسانی «تجربی» میتوانیم اقدامات موثری داشته باشیم و اشتباهات گذشته را قدری جبران کنیم؛
🔹اول؛ مقدم بر هر کار، گسترش آزاداندیشی و فضای گفتوگو و نقد علمی آزاد است چیزی که الان با محدودیتهایی روبروست؛ همین که میبینید سیاسیون انقلابی و غیرانقلابی بنده را اینگونه جبّارانه مورد فحاشی قرار میدهند یکی از جلوههای محدودیت جدی برای آزاداندیشی در ایران است. البته در گذشته نیز با دیگران اینکار را کردهاند.
🔹دوم؛ تهیه و اجرای برنامههای بینرشتهای و تشویق به همکاری بین علوم انسانی و سایر رشتهها، البته از طریق بحث و توافق با اساتید نه به صورت بخشنامهای، خیلی مهم است و تأثیر بسزایی در تحول علوم انسانی دارد.
🔹سوم؛ بهاء دادن به تاریخ علم و تدوین یا ترجمه دانشنامههای معتبر با محوریت طیفهای فکری گوناگون در تاریخ هر رشته که خیلی مهم است.
🔹چهارم؛ درگیری دانشمندان علوم انسانی با جدیدترین نظریهها و نقدها در جهان به ویژه اروپا و آمریکا که خیلی کارساز است هر چند شرط آن، تسهیل ارتباطات و تعاملات دوسویه میان استادان ایرانی و غیر ایرانی است.
🔹پنجم؛ ترجمه و نقد دو سویه آثار خوب از طیفهای فکری متنوع و متکثر از زبانهای رایج به زبان فارسی و از زبان فارسی به زبانهای دیگر که در جای خود خیلی مهم است.
🔹ششم؛ کاهش بروکراسی سرگیجهآور و کسلکننده در دانشگاهها و بها دادن به نوآوری و ایجاد گرنتهای علمی سطح بالا برای حمایت از شکلگیری نوآوری که باید جدی گرفته شود.
🔹هفتم؛ متوقف کردن جریان جذب بیحساب دانشجو به ویژه در مقطع تحصیلات تکمیلی که جز بیسواد پروری نتیجه دیگری در پی ندارد.
🔹هشتم؛ در نظر گرفتن مشوقهای جذاب برای مراجعه جدی و غیر تشریفاتی دولت با همه اجزایش و همچنین بخش خصوصی به دانشگاهها و استادان برای حل مسئله چه در تزهای کارشناسی ارشد و دکترا و چه در سایر فعالیتهای علمی مانند مقالات علمی و پژوهشی که نه تنها به افزایش کارآمدی دستگاههای دولتی و شرکتهای غیردولتی کمک میکند بلکه برای علوم انسانی نیز حقیقتاً نقش احیاء کننده را دارد.
🔹در میان مسیرهای هشتگانهای که بیان شد، به نظر میرسد برای تحول علوم انسانی دو کار باید بیش از همه مورد عنایت قرار گیرد؛ یک؛ بالا بردن توان نقد علمی، روشمند، منصفانه و واقعبینانه که نقطه مقابل نقد غیر علمی، غیرروشمند، ناعادلانه، بی ادبانه و سیاستزده است و دو؛ ارائه عالمانه نقدها یا جایگزینهایی است که از پایگاه اندیشه اسلامی متوجه دکترینها و نظریههای مدرن است.
@namehayehawzavi
👍4👎1
⚡️در فتوای اخیر مقام معظم رهبری ایشان عمل جراحی تغییر جنسیت را به طور کلی جایز نمیدانند
⚡️حضرات آیات مؤمن، خرازی، منتظری، صانعی، احمد مطهری، مشکینی، نوری همدانی و موسوی اردبیلی قائل به جواز تغییر جنسیت برای ترنسها هستند
✔️محمد مهدی کریمینیا، نویسنده کتاب «تغییر جنسیت از منظر فقه و حقوق» در گفتگو با خبرگزاری حوزه🔻
🔹در مورد تقسیمبندی جنسیتی انسانها از منظر اسلام، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد: دیدگاه نخست که دیدگاه مشهور است، معتقد است انسانها تنها به دو گروه مرد و زن تقسیم میشوند و جنس سومی وجود ندارد. طبق این دیدگاه، در موارد مشکوک مانند افراد خنثی، باید با استفاده از نشانهها و امارات شرعی، فرد را به یکی از این دو جنس منتسب کرد. این دیدگاه مورد تأیید بزرگانی چون شیخ انصاری و صاحب جواهر قرار گرفته و نظر غالب فقها است.
🔹دیدگاه دوم که دیدگاه غیرمشهور است، این پرسش را مطرح میکند که چه اصراری بر محدود کردن جنسیت انسانها به دو گروه مرد و زن وجود دارد. بر اساس این دیدگاه، میتوان گروه سومی را نیز در نظر گرفت که شامل افرادی میشود که هم ویژگیهای مردانه و هم زنانه را دارند، یعنی کسانی که دارای اندام تناسلی دوگانه هستند.
🔹متقاضیان تغییر جنسیت به چند گروه تقسیم میشوند که گروه نخست را افرادی تشکیل میدهند که از نظر جسمی و روحی کاملاً سالم هستند و هیچگونه مشکل جسمی یا روحی ندارند، اما به دلایل غیرعقلایی خواهان تغییر جنسیت هستند. گروه دوم متقاضیان تغییر جنسیت را افرادی تشکیل میدهند که اندام تناسلیشان در حفره شکمی پنهان است. این افراد در ظاهر دختر به نظر میرسند، اما اندام تناسلی پسرانه آنها در حفره شکمی قرار دارد. گروه سوم را خنثیها یا دوجنسیها تشکیل میدهند که دارای هر دو اندام تناسلی هستند. در عمل جراحی این افراد، یکی از اندامهای تناسلی حذف و دیگری تقویت میشود.گروه چهارم که بیشترین حجم مباحث و اختلاف نظرها را به خود اختصاص داده و گستردگی قابل توجهی دارد، مربوط به ترنسسکشوالها یا تراجنسیتیها است. این گروه را بیمارانی تشکیل میدهند که از نظر روحی و روانی، خود را متعلق به جنس مخالف میدانند.
🔹برای گروه اول که هیچگونه مشکل جسمی یا روحی ندارند و هیچ علت بیماری یا نشانه ظاهری در آنها دیده نمیشود، هیچ فقیهی اجازه عمل جراحی نمیدهد. در مورد گروه دوم که اندام تناسلیشان در حفره شکمی قرار دارد، اجماع بر این است که باید با عمل جراحی مشکلشان را حل کنند. در خصوص گروه سوم یعنی افراد خنثی، به دلیل وجود هر دو اندام تناسلی، این افراد دچار اضطرار و اضطراب هستند. گرچه مشکل اصلی آنها جسمی است، اما این مشکل به روح و روانشان نیز سرایت کرده است. هیچ فقیهی با عمل جراحی این افراد مخالفت نکرده است. در مورد خنثای مشکل (کسی که هر دو اندام تناسلی را به طور کامل دارد و میتواند هر دو نوع رابطه جنسی را داشته باشد)، از آنجا که اسلام اجازه نمیدهد چنین فردی هر دو نوع ازدواج را داشته باشد و جنسیت واقعیاش نیز مشخص نیست، برخی فقهای معاصر حکم به وجوب عمل جراحی تغییر جنسیت برای آنها دادهاند.
🔹در سال ۱۳۶۴، فردی به نام مریم خاتون مُلکآرا (فریدون سابق) که یک فرد ترنس بود - مردی که خود را زن میدانست - به حضور امام خمینی رسید و مشکل خود را با ایشان در میان گذاشت. امام خمینی پاسخ دادند: «عمل تغییر جنسیت زیر نظر طبیب متخصص اشکال شرعی ندارد، انشاءالله موفق باشید». پس از صدور این فتوا در سال ۱۳۶۴، تحول عظیمی در مباحث علمی و فقهی مربوط به تغییر جنسیت به وجود آمد.
🔹علمای موافق با جواز تغییر جنسیت که عمدتاً از شاگردان امام خمینی هستند، عبارتند از: آیتالله مؤمن، آیتالله خرازی، آیتالله منتظری، آیتالله صانعی، آیتالله احمد مطهری، آیتالله مشکینی، آیتالله نوری همدانی، آیتالله موسوی اردبیلی؛ این گروه از فقها، همانند امام خمینی، قائل به جواز تغییر جنسیت برای ترنسها هستند. با این حال، گروه بزرگتری از فقهای شیعه قائل به حرمت این عمل هستند.
🔹فتواهای اولیه مقام معظم رهبری کاملاً در راستای جواز تغییر جنسیت بوده است. در مرحله دوم که حدود پنج تا شش سال پیش آغاز شد، تغییراتی در فتوای ایشان ایجاد شد. در این دوره، ایشان تغییر جنسیت را تنها در شرایط اضطرار مجاز دانستند و در حال حاضر، این فتوا مبنای عملکرد سازمان پزشکی قانونی کشور است. در فتوای اخیر مقام معظم رهبری ایشان عمل جراحی تغییر جنسیت را به طور کلی جایز نمیدانند. آیتالله سیستانی در فتوای نخستین قائل به جواز تغییر جنسیت بود؛ اما در سالهای اخیر قائل به حرمت تغییر جنسیت هستند. در فتاوای اخیر صراحتاً بیان میکنند که تغییر جنسیت برای افراد ترنس جایز نیست.
https://hawzahnews.com/xdm84
@namehayehawzavi
⚡️حضرات آیات مؤمن، خرازی، منتظری، صانعی، احمد مطهری، مشکینی، نوری همدانی و موسوی اردبیلی قائل به جواز تغییر جنسیت برای ترنسها هستند
✔️محمد مهدی کریمینیا، نویسنده کتاب «تغییر جنسیت از منظر فقه و حقوق» در گفتگو با خبرگزاری حوزه🔻
🔹در مورد تقسیمبندی جنسیتی انسانها از منظر اسلام، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد: دیدگاه نخست که دیدگاه مشهور است، معتقد است انسانها تنها به دو گروه مرد و زن تقسیم میشوند و جنس سومی وجود ندارد. طبق این دیدگاه، در موارد مشکوک مانند افراد خنثی، باید با استفاده از نشانهها و امارات شرعی، فرد را به یکی از این دو جنس منتسب کرد. این دیدگاه مورد تأیید بزرگانی چون شیخ انصاری و صاحب جواهر قرار گرفته و نظر غالب فقها است.
🔹دیدگاه دوم که دیدگاه غیرمشهور است، این پرسش را مطرح میکند که چه اصراری بر محدود کردن جنسیت انسانها به دو گروه مرد و زن وجود دارد. بر اساس این دیدگاه، میتوان گروه سومی را نیز در نظر گرفت که شامل افرادی میشود که هم ویژگیهای مردانه و هم زنانه را دارند، یعنی کسانی که دارای اندام تناسلی دوگانه هستند.
🔹متقاضیان تغییر جنسیت به چند گروه تقسیم میشوند که گروه نخست را افرادی تشکیل میدهند که از نظر جسمی و روحی کاملاً سالم هستند و هیچگونه مشکل جسمی یا روحی ندارند، اما به دلایل غیرعقلایی خواهان تغییر جنسیت هستند. گروه دوم متقاضیان تغییر جنسیت را افرادی تشکیل میدهند که اندام تناسلیشان در حفره شکمی پنهان است. این افراد در ظاهر دختر به نظر میرسند، اما اندام تناسلی پسرانه آنها در حفره شکمی قرار دارد. گروه سوم را خنثیها یا دوجنسیها تشکیل میدهند که دارای هر دو اندام تناسلی هستند. در عمل جراحی این افراد، یکی از اندامهای تناسلی حذف و دیگری تقویت میشود.گروه چهارم که بیشترین حجم مباحث و اختلاف نظرها را به خود اختصاص داده و گستردگی قابل توجهی دارد، مربوط به ترنسسکشوالها یا تراجنسیتیها است. این گروه را بیمارانی تشکیل میدهند که از نظر روحی و روانی، خود را متعلق به جنس مخالف میدانند.
🔹برای گروه اول که هیچگونه مشکل جسمی یا روحی ندارند و هیچ علت بیماری یا نشانه ظاهری در آنها دیده نمیشود، هیچ فقیهی اجازه عمل جراحی نمیدهد. در مورد گروه دوم که اندام تناسلیشان در حفره شکمی قرار دارد، اجماع بر این است که باید با عمل جراحی مشکلشان را حل کنند. در خصوص گروه سوم یعنی افراد خنثی، به دلیل وجود هر دو اندام تناسلی، این افراد دچار اضطرار و اضطراب هستند. گرچه مشکل اصلی آنها جسمی است، اما این مشکل به روح و روانشان نیز سرایت کرده است. هیچ فقیهی با عمل جراحی این افراد مخالفت نکرده است. در مورد خنثای مشکل (کسی که هر دو اندام تناسلی را به طور کامل دارد و میتواند هر دو نوع رابطه جنسی را داشته باشد)، از آنجا که اسلام اجازه نمیدهد چنین فردی هر دو نوع ازدواج را داشته باشد و جنسیت واقعیاش نیز مشخص نیست، برخی فقهای معاصر حکم به وجوب عمل جراحی تغییر جنسیت برای آنها دادهاند.
🔹در سال ۱۳۶۴، فردی به نام مریم خاتون مُلکآرا (فریدون سابق) که یک فرد ترنس بود - مردی که خود را زن میدانست - به حضور امام خمینی رسید و مشکل خود را با ایشان در میان گذاشت. امام خمینی پاسخ دادند: «عمل تغییر جنسیت زیر نظر طبیب متخصص اشکال شرعی ندارد، انشاءالله موفق باشید». پس از صدور این فتوا در سال ۱۳۶۴، تحول عظیمی در مباحث علمی و فقهی مربوط به تغییر جنسیت به وجود آمد.
🔹علمای موافق با جواز تغییر جنسیت که عمدتاً از شاگردان امام خمینی هستند، عبارتند از: آیتالله مؤمن، آیتالله خرازی، آیتالله منتظری، آیتالله صانعی، آیتالله احمد مطهری، آیتالله مشکینی، آیتالله نوری همدانی، آیتالله موسوی اردبیلی؛ این گروه از فقها، همانند امام خمینی، قائل به جواز تغییر جنسیت برای ترنسها هستند. با این حال، گروه بزرگتری از فقهای شیعه قائل به حرمت این عمل هستند.
🔹فتواهای اولیه مقام معظم رهبری کاملاً در راستای جواز تغییر جنسیت بوده است. در مرحله دوم که حدود پنج تا شش سال پیش آغاز شد، تغییراتی در فتوای ایشان ایجاد شد. در این دوره، ایشان تغییر جنسیت را تنها در شرایط اضطرار مجاز دانستند و در حال حاضر، این فتوا مبنای عملکرد سازمان پزشکی قانونی کشور است. در فتوای اخیر مقام معظم رهبری ایشان عمل جراحی تغییر جنسیت را به طور کلی جایز نمیدانند. آیتالله سیستانی در فتوای نخستین قائل به جواز تغییر جنسیت بود؛ اما در سالهای اخیر قائل به حرمت تغییر جنسیت هستند. در فتاوای اخیر صراحتاً بیان میکنند که تغییر جنسیت برای افراد ترنس جایز نیست.
https://hawzahnews.com/xdm84
@namehayehawzavi
خبرگزاری حوزه
از تغییر جنسیت در ایران چه میدانیم؟/ چالشهایی که کمتر از آن مطلع هستیم
حوزه/ موضوع تغییر جنسیت به یکی از مباحث چالشبرانگیز در حوزههای فقهی، حقوقی و اجتماعی تبدیل شده است. از یک سو، فقدان قوانین جامع و از سوی دیگر، عدم شناخت کافی جامعه و حتی برخی مراجع قضایی از تفاوتهای بنیادین میان پدیده ترنس و سایر گرایشهای جنسی، چالشهای…
👍13😐3😁1
⚡️در حال تهیه سند اسباببازی هستیم
✔️عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی🔻
🔹اسباببازی یکی از حوزههای صنایع فرهنگی است. یکی از موضوعاتی که بیشترین وقت را برای آن اختصاص دادهام و هنوز هم درگیر آن هستم، بحث اسباببازی است و تولیدکنندگان اسباببازی هم مطلع هستند که از تولیدات متعدد داخلی بازدید کردهام. این سند بعد از یک سال و چند ماه کار با حضور و نظرات ذینفعان و متخصصان امر و اساتید دانشگاه تهیه شده و امیدواریم زودتر به تصویب نهایی برسد.
🔹کار دیگری که باید انجام شود این است که وزارت سمت به سرعت و به راحتی اجازه واردات اسباببازی را ندهد. قاچاق اسباببازی فقط از طریق شوتی و کولبری اتفاق نمیافتد بلکه بخش مهمی از قاچاق اسباببازی از طریق کانتینرهایی که از طریق بنادر وارد کشور میشوند صورت میگیرد و باید سریعتر در بنادر دستگاه ایکسری قرار دهند، سامانه واردات را هوشمند کنند و نظارت جدی داشته باشند.
@namehayehawzavi
✔️عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی🔻
🔹اسباببازی یکی از حوزههای صنایع فرهنگی است. یکی از موضوعاتی که بیشترین وقت را برای آن اختصاص دادهام و هنوز هم درگیر آن هستم، بحث اسباببازی است و تولیدکنندگان اسباببازی هم مطلع هستند که از تولیدات متعدد داخلی بازدید کردهام. این سند بعد از یک سال و چند ماه کار با حضور و نظرات ذینفعان و متخصصان امر و اساتید دانشگاه تهیه شده و امیدواریم زودتر به تصویب نهایی برسد.
🔹کار دیگری که باید انجام شود این است که وزارت سمت به سرعت و به راحتی اجازه واردات اسباببازی را ندهد. قاچاق اسباببازی فقط از طریق شوتی و کولبری اتفاق نمیافتد بلکه بخش مهمی از قاچاق اسباببازی از طریق کانتینرهایی که از طریق بنادر وارد کشور میشوند صورت میگیرد و باید سریعتر در بنادر دستگاه ایکسری قرار دهند، سامانه واردات را هوشمند کنند و نظارت جدی داشته باشند.
@namehayehawzavi
😁17👍7👎3❤1
⚡️اگر نتوانیم پژوهشها را متناسب با اوضاع جامعه تغییر دهیم مراکز پژوهشی به تاریخ خواهد پیوست
✔️محمدتقی سبحانی🔻
🔹به گمان بنده اگر نتوانیم سازمان پژوهش خود را متناسب با اوضاع و احوال امروز و جامعه خود تغییر دهیم مراکز پژوهشی در مدت کوتاهی به تاریخ خواهد پیوست و به دلیل ناکارآمدی از صحنه تحولات عقب میماند.
🔹اگر وضع پژوهشهای استاندارد امروز را دقیقا بررسی کنیم حداقل سه مشکل جدی در محصولات پژوهشی خواهیم داشت؛ اول پراکندگی؛ پژوهشهای ما بهم دیگر نزدیک نمیشود و به تعبیری نمیداینم پروژههای مختلف پژوهشی قرار است در چه نقطهای دست در دست همدیگر بگذارند.
🔹مشکل دیگر اینکه خیلی از پژوهشهای ما منجر به حل مسئله شده است ولی خاستگاه و چارچوب بنیادین پژوهش و اتصال آن به مبانی و ارزشها را نمیدانیم؛ مثلا یک مسئله مرتبط با زنان را طرح و بررسی میکنیم اما وقتی بپرسیم که این نظریه در چه چارچوب و بنیاد نظری قرار است مطرح شده و حل مسئله کند روشن نیست و در مواردی هم که روشن است ربط آن به سازمانهای دانشهای دینی ما مشخص نیست یعنی نمیدانیم این مسئله حل شده را به چه سازمان و نهاد و مرکزی ارائه دهیم.
🔹جهت دیگر هم فقدان افق در پژوهشها است؛ پروژههایی در حال انجام است و حتی یک گام جلوتر هم پیش بینی شده است ولی وقتی از پژوهشگر بپرسیم که این پروژه قرار است ما را به کجا برساند افق آن معلوم نیست و وقتی افق روشن نباشد پژوهش تبدیل به یک سرگرمی و کار روزمره خواهد شد.
🔹زمانی در حوزه یک نفر محقق در عرصه کلام که کار تخصصی بکند نداشتیم ولی به تدریج بعد از انقلاب در پژوهشهای ما جهش و حتی در برخی موارد نهضتی رخ داده است از جمله اینکه بیش از هزار پایاننامه در رشته کلام نوشته شده است ولی با این وجود اگر شاگردی از بنده بپرسد که من قصد دارم در کلام پژوهش کنم یا پژوهشگر یک مرکز بشوم نمیدانم به او بگویم از کجا شروع کند و مثلا چه مسیری قبلا باز شده است که به او بگوییم ادامه دهد.
@namehayehawzavi
✔️محمدتقی سبحانی🔻
🔹به گمان بنده اگر نتوانیم سازمان پژوهش خود را متناسب با اوضاع و احوال امروز و جامعه خود تغییر دهیم مراکز پژوهشی در مدت کوتاهی به تاریخ خواهد پیوست و به دلیل ناکارآمدی از صحنه تحولات عقب میماند.
🔹اگر وضع پژوهشهای استاندارد امروز را دقیقا بررسی کنیم حداقل سه مشکل جدی در محصولات پژوهشی خواهیم داشت؛ اول پراکندگی؛ پژوهشهای ما بهم دیگر نزدیک نمیشود و به تعبیری نمیداینم پروژههای مختلف پژوهشی قرار است در چه نقطهای دست در دست همدیگر بگذارند.
🔹مشکل دیگر اینکه خیلی از پژوهشهای ما منجر به حل مسئله شده است ولی خاستگاه و چارچوب بنیادین پژوهش و اتصال آن به مبانی و ارزشها را نمیدانیم؛ مثلا یک مسئله مرتبط با زنان را طرح و بررسی میکنیم اما وقتی بپرسیم که این نظریه در چه چارچوب و بنیاد نظری قرار است مطرح شده و حل مسئله کند روشن نیست و در مواردی هم که روشن است ربط آن به سازمانهای دانشهای دینی ما مشخص نیست یعنی نمیدانیم این مسئله حل شده را به چه سازمان و نهاد و مرکزی ارائه دهیم.
🔹جهت دیگر هم فقدان افق در پژوهشها است؛ پروژههایی در حال انجام است و حتی یک گام جلوتر هم پیش بینی شده است ولی وقتی از پژوهشگر بپرسیم که این پروژه قرار است ما را به کجا برساند افق آن معلوم نیست و وقتی افق روشن نباشد پژوهش تبدیل به یک سرگرمی و کار روزمره خواهد شد.
🔹زمانی در حوزه یک نفر محقق در عرصه کلام که کار تخصصی بکند نداشتیم ولی به تدریج بعد از انقلاب در پژوهشهای ما جهش و حتی در برخی موارد نهضتی رخ داده است از جمله اینکه بیش از هزار پایاننامه در رشته کلام نوشته شده است ولی با این وجود اگر شاگردی از بنده بپرسد که من قصد دارم در کلام پژوهش کنم یا پژوهشگر یک مرکز بشوم نمیدانم به او بگویم از کجا شروع کند و مثلا چه مسیری قبلا باز شده است که به او بگوییم ادامه دهد.
@namehayehawzavi
👌11😁5👍1😇1
⚡️رجوع به فقهای جامع الشرایط تشریفاتی نیست
✔️محمدجواد فاضل لنکرانی🔻
🔹در زمان غیبت امام زمان (عج) وظیفه همه ما این است که معارف دین را از علمای ابرار و مجتهدان واجد شرایط و از مراجع تقلید، استمداد کنید. دستور ائمه علیهم السلام بر مراجعه به فقهای جامع الشرائط در زمان غیبت، یک امر تشریفاتی نیست؛ بلکه برای این است که شخص آگاه به دین و آن کسی که میتواند بدعتها و انحرافها را تشخیص بدهد و جلوی آن بایستد، فقهای جامع الشرائط هستند.
@namehayehawzavi
✔️محمدجواد فاضل لنکرانی🔻
🔹در زمان غیبت امام زمان (عج) وظیفه همه ما این است که معارف دین را از علمای ابرار و مجتهدان واجد شرایط و از مراجع تقلید، استمداد کنید. دستور ائمه علیهم السلام بر مراجعه به فقهای جامع الشرائط در زمان غیبت، یک امر تشریفاتی نیست؛ بلکه برای این است که شخص آگاه به دین و آن کسی که میتواند بدعتها و انحرافها را تشخیص بدهد و جلوی آن بایستد، فقهای جامع الشرائط هستند.
@namehayehawzavi
👍16👎12😁2👌1