⚡️برای تعیین حد ترخص شهرها دوبار قافله شتر اجاره شد
⚡️حذف بودجههای فرهنگی ضربهای جبرانناپذیر داشت
✔️محمدحسین فلاح زاده رئیس مؤسسه فقهی موضوعشناسی🔻
🔹حذف بودجه های مراکز فرهنگی حوزه از جدول ۱۷ ضربه جبرانناپذیری به برنامهها داشت و برخی کارهای پژوهشی نیمهتمام همان طور نیمهتمام مانده است. یکی از پروژههایی که دستور شخص رهبر انقلاب بود برای برخی آزمایشاتش همان سالهای اول قریب به ۵۰۰ میلیون هزینه آزمایشی داشت. به هرحال با تزریقات مالی که شد دوستان چراغ مرکز را اجازه ندادند خاموش شود و آن را روشن نگه داشتند.
🔹بحث مثل تعیین حد ترخص و تعیین کیلومترها یک روش دارد و در شناخت شهرهای اقماری و الحاق آنها به شهرها و عدم الحاق آن یک روش دیگر. بحث مسافت شرعی که نهایت به نصب تابلوها در شهرها منجر شد، برای این کار طرق مختلف زمانی و مکانی صورت گرفت و دوبار قافله شتر اجاره شد تا کار به نتیجه ای رسید. مراجع تقلید مشخصا مقصود از روایات و تفاسیر این بحث را نگفتند به جز مرحوم آیتالله شعرانی که اشاره داشتند و راهنمای خوبی بود. تلاشهای میدانی گسترده صورت گرفت تا کار حد ترخص انجام شد.
@namehayehawzavi
⚡️حذف بودجههای فرهنگی ضربهای جبرانناپذیر داشت
✔️محمدحسین فلاح زاده رئیس مؤسسه فقهی موضوعشناسی🔻
🔹حذف بودجه های مراکز فرهنگی حوزه از جدول ۱۷ ضربه جبرانناپذیری به برنامهها داشت و برخی کارهای پژوهشی نیمهتمام همان طور نیمهتمام مانده است. یکی از پروژههایی که دستور شخص رهبر انقلاب بود برای برخی آزمایشاتش همان سالهای اول قریب به ۵۰۰ میلیون هزینه آزمایشی داشت. به هرحال با تزریقات مالی که شد دوستان چراغ مرکز را اجازه ندادند خاموش شود و آن را روشن نگه داشتند.
🔹بحث مثل تعیین حد ترخص و تعیین کیلومترها یک روش دارد و در شناخت شهرهای اقماری و الحاق آنها به شهرها و عدم الحاق آن یک روش دیگر. بحث مسافت شرعی که نهایت به نصب تابلوها در شهرها منجر شد، برای این کار طرق مختلف زمانی و مکانی صورت گرفت و دوبار قافله شتر اجاره شد تا کار به نتیجه ای رسید. مراجع تقلید مشخصا مقصود از روایات و تفاسیر این بحث را نگفتند به جز مرحوم آیتالله شعرانی که اشاره داشتند و راهنمای خوبی بود. تلاشهای میدانی گسترده صورت گرفت تا کار حد ترخص انجام شد.
@namehayehawzavi
😁17👏15😨4👍3😇2
⚡️چون احکام حجاب را به مردم نگفتهایم رعایت نمیکنند
✔️حمید ملکی قائم مقام مدیر حوزههای علمیه🔻
🔹یکی از عواملی که ارتباط بین مردم و روحانیت را حفظ می کند مسئلهگویی است. سال های گذشته با جمعی عمره رفته بودیم که تعدادی از خانواده ها بدحجاب بودند و من در آن زمان از این موضوع تعجب کردم. راجع به نماز جماعت و احکام آن سخنانی را می گفتم که یک نفر پرسید نماز جماعت چیست؟ که توضیح دادم. هرچند عدهای که متدین بودند خندیدند.
🔹وارد مدینه که شدیم شنیدم یکی از پزشکان را به دلیل بدحجاب بودن خانمش بازداشت کردند. در میان جمع گفتم من خیلی از این کار متاثر شدم که یکی از عزیزان بازداشت شده ولی یک کمی حق بدهید چون آیات حجاب در این مکان بر پیامبر نازل شده. شروع به خواندن آیات حجاب و بعد ترجمه آن کردم. باورتان نمیشود زنهای بدحجاب شروع به گریه کردند و گفتند خدا را شاهد ما نمیدانستیم حجاب حکم خدا است ما بمیریم اگر حکم خدا را زیرپا بگذاریم. بدحجابترین کاروان وارد مکه شد و با حجاب ترین کاروان از مکه خارج شد. چون ما احکام را برای مردم نگفتهایم این اتفاق افتاده و برخی مردم از خیلی مسائل خبر ندارند.
@namehayehawzavi
✔️حمید ملکی قائم مقام مدیر حوزههای علمیه🔻
🔹یکی از عواملی که ارتباط بین مردم و روحانیت را حفظ می کند مسئلهگویی است. سال های گذشته با جمعی عمره رفته بودیم که تعدادی از خانواده ها بدحجاب بودند و من در آن زمان از این موضوع تعجب کردم. راجع به نماز جماعت و احکام آن سخنانی را می گفتم که یک نفر پرسید نماز جماعت چیست؟ که توضیح دادم. هرچند عدهای که متدین بودند خندیدند.
🔹وارد مدینه که شدیم شنیدم یکی از پزشکان را به دلیل بدحجاب بودن خانمش بازداشت کردند. در میان جمع گفتم من خیلی از این کار متاثر شدم که یکی از عزیزان بازداشت شده ولی یک کمی حق بدهید چون آیات حجاب در این مکان بر پیامبر نازل شده. شروع به خواندن آیات حجاب و بعد ترجمه آن کردم. باورتان نمیشود زنهای بدحجاب شروع به گریه کردند و گفتند خدا را شاهد ما نمیدانستیم حجاب حکم خدا است ما بمیریم اگر حکم خدا را زیرپا بگذاریم. بدحجابترین کاروان وارد مکه شد و با حجاب ترین کاروان از مکه خارج شد. چون ما احکام را برای مردم نگفتهایم این اتفاق افتاده و برخی مردم از خیلی مسائل خبر ندارند.
@namehayehawzavi
😁31👍17👎4😇2😢1
⚡️ریشه و اساس حکمرانی اهل بیت(ع) حکمرانی فرهنگی است
✔️محمدتقی سبحانی در نشست «حکمرانی فرهنگی در سیره اهل بیت (ع) با تاکید بر مسائل کلامی»🔻
🔹حکمرانی در برابر حکومت قرار دارد یعنی حکمرانی به تدریج جایگاهی پیدا کرده است که مقوله حکومت را درون خود هضم میکند، حقیقت حکمرانی مناسباتی است که گاهی به صورت ساده و گاهی پیچیده بین عوامل اثرگذار در حرکت جمعی اطلاق میشود. اعتقاد و ادعای ما این است چیزی که انبیای الهی و اهل بیت(ع) در حرکت اجتماعی خود دنبال کردند الگویی است که امروز حکمرانی نامیده میشود برخلاف چیزی که در باور اهل سنت وجود دارد یعنی حکومت. البته الگوی انبیاء و ائمه(ع) گاهی منجر به ایجاد حکومت شده است و در موارد زیادی هم رخ نداده است.
🔹الگوی حکمرانی انبیای الهی، الگوی امت امامت است، الگوی امت امامت چند ویژگی مهم دارد؛ اولین ویژگی این الگو آن است که امت یک اجتماع انسانپایه است آن هم انسان با عمیقترین لایه وجودی و ظرفیتهای انسانی اعم از نیازهای مادی و معنوی. ویژگی دوم این است که امت، اجتماع ارزشپایه است یعنی نظام ارزشها، آرمانها و اصول و تجویزها روح و بنمایه اصلی شکلگیری یک امت را تشکیل میدهد. جوامع بشری گاهی بر محور نژاد، عشیره و جغرافیا و رنگ و پوست هستند ولی از منظر سیره اهل بیت(ع)، امت از این ظرفیتها استفاده میکند ولی ماهیت آن ارزشپایه است حتی امت شیطانی هم انسان و ارزشپایه است.
🔹ویژگی دیگر آن است که امت میتواند فرازمانی تشکیل شود برخلاف حکومتها که زمانی و مکانی هستند و آغاز و پایان مشخص و مکان و محدوده معینی دارند، امت جامعهای فراتر از زمان و مکان است گرچه مکان و زمان در تشکیل آن دخیل است؛ ویژگی دیگر آن است که امت، تشکیلاتمحور نیست ولی تشکلمحور است؛ یعنی در امت ضمانت اجرایی برای تحقق ارزشها و اصول وجود دارد ولی لزوما از جنس ضمانتهای حکومتی نیستند بلکه از جنس حکمرانی است و تبعیت و پیروی وجود دارد؛ تدبیر و انسجام و نظم وجود دارد ولی این انسجام و نظم لزوما از ساختارهای معهود تبعیت ندارد و امت براساس نظام امامت اداره میشود و امتداد حرکت امام است که توسعه و تکامل امت را ایجاد میکند.
🔹ریشه و اساس و پایه حکمرانی اهل بیت(ع) و عنصر اصلی در سیره ایشان، حکمرانی فرهنگی است که اصول و ضوابطی دارد؛ اولین اصل آن است که برای یک حرکت فرهنگی از منظر اهل بیت(ع) نیازمند حاملانی هستیم که رسالتها و ارزشها و اصول را عهدهدار شوند. نیاز به انسانهایی است که هم خودشان واجد چنین معارفی باشند و قدرت تبیینگری و تاثیرگذاری در محیط را داشته باشند و هم بتوانند الگویی برای دیگران باشند.
🔹در طول تاریخ حیات اهل بیت(ع) حتی در جایی که محدودیتهای سنگین برای حضور اجتماعی اهل بیت(ع) وجود داشته است تنها چیزی که تعطیل نشد، کادرسازی بوده است، اینطور نبود که حضرت علی(ع) در خانهنشینی به فکر کادرسازی نبودند و فقط در دوره حکومت چندساله بخواهند این کار را انجام دهند. تبدیل عناصر فرهنگی به شبکه گسترده اجتماعی در محیطهای مختلف متناسب با شرایط و وضعیتهای محیطی همان افراد از دیگر کارهای ائمه(ع) بوده است؛ در منطق اهل بیت(ع) قرار است هر کسی در موقعیتی که هست متناسب با نیاز محیطی و سطح اندیشگی مخاطب و مسائلی که وجود دارد شرایط را برای حکمرانی فراهم کند.
🔹هر نبی که آمده است برای قوم خودش طراحی داشته و حکمرانی ایشان در بحث فرهنگی، دستوری و رسمی نبوده است بلکه اهل بیت(ع) به عنوان یک کنشگر واقعی وارد صحنه شده و چالش را در سر صحنه تشخیص داده و برای حل آن برنامه میریختند که در طول تاریخ از آن با عنوان سازمان وکالت تعبیر میشود؛ این شبکه جهانی حرکت، تحول و ایجاد نهضت است.
🔹حکمرانی فرهنگی اهل بیت(ع) یک جریان تحول تدریجی و مستمر و خستگیناپذیر بود، قرآن کریم فرموده است که اگر ما میخواستیم همه مؤمن شوند و کفار کاری از پیش نبرند میتوانستیم ولی سنت الهی در این است که تحول اجتماعی در یک فرایند نقطه به نقطه مدیریت و هدایت شود و اگر این اصل رعایت نشود منطق حکمرانی فرهنگی رخ نخواهد داد. حکمرانی فرهنگی در منطق قرآنی، انبیایی و اهل بیتی(ع) مبتنی بر توسعه فرهنگی از طریق دعوت است؛ قرآن یک منطق سه مرحلهای برای دعوت دارد که شیوه اصلی در حکمرانی فرهنگی اهل بیت(ع) است؛ این سه موضوع در آیه شریفه؛ ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ..
@namehayehawzavi
✔️محمدتقی سبحانی در نشست «حکمرانی فرهنگی در سیره اهل بیت (ع) با تاکید بر مسائل کلامی»🔻
🔹حکمرانی در برابر حکومت قرار دارد یعنی حکمرانی به تدریج جایگاهی پیدا کرده است که مقوله حکومت را درون خود هضم میکند، حقیقت حکمرانی مناسباتی است که گاهی به صورت ساده و گاهی پیچیده بین عوامل اثرگذار در حرکت جمعی اطلاق میشود. اعتقاد و ادعای ما این است چیزی که انبیای الهی و اهل بیت(ع) در حرکت اجتماعی خود دنبال کردند الگویی است که امروز حکمرانی نامیده میشود برخلاف چیزی که در باور اهل سنت وجود دارد یعنی حکومت. البته الگوی انبیاء و ائمه(ع) گاهی منجر به ایجاد حکومت شده است و در موارد زیادی هم رخ نداده است.
🔹الگوی حکمرانی انبیای الهی، الگوی امت امامت است، الگوی امت امامت چند ویژگی مهم دارد؛ اولین ویژگی این الگو آن است که امت یک اجتماع انسانپایه است آن هم انسان با عمیقترین لایه وجودی و ظرفیتهای انسانی اعم از نیازهای مادی و معنوی. ویژگی دوم این است که امت، اجتماع ارزشپایه است یعنی نظام ارزشها، آرمانها و اصول و تجویزها روح و بنمایه اصلی شکلگیری یک امت را تشکیل میدهد. جوامع بشری گاهی بر محور نژاد، عشیره و جغرافیا و رنگ و پوست هستند ولی از منظر سیره اهل بیت(ع)، امت از این ظرفیتها استفاده میکند ولی ماهیت آن ارزشپایه است حتی امت شیطانی هم انسان و ارزشپایه است.
🔹ویژگی دیگر آن است که امت میتواند فرازمانی تشکیل شود برخلاف حکومتها که زمانی و مکانی هستند و آغاز و پایان مشخص و مکان و محدوده معینی دارند، امت جامعهای فراتر از زمان و مکان است گرچه مکان و زمان در تشکیل آن دخیل است؛ ویژگی دیگر آن است که امت، تشکیلاتمحور نیست ولی تشکلمحور است؛ یعنی در امت ضمانت اجرایی برای تحقق ارزشها و اصول وجود دارد ولی لزوما از جنس ضمانتهای حکومتی نیستند بلکه از جنس حکمرانی است و تبعیت و پیروی وجود دارد؛ تدبیر و انسجام و نظم وجود دارد ولی این انسجام و نظم لزوما از ساختارهای معهود تبعیت ندارد و امت براساس نظام امامت اداره میشود و امتداد حرکت امام است که توسعه و تکامل امت را ایجاد میکند.
🔹ریشه و اساس و پایه حکمرانی اهل بیت(ع) و عنصر اصلی در سیره ایشان، حکمرانی فرهنگی است که اصول و ضوابطی دارد؛ اولین اصل آن است که برای یک حرکت فرهنگی از منظر اهل بیت(ع) نیازمند حاملانی هستیم که رسالتها و ارزشها و اصول را عهدهدار شوند. نیاز به انسانهایی است که هم خودشان واجد چنین معارفی باشند و قدرت تبیینگری و تاثیرگذاری در محیط را داشته باشند و هم بتوانند الگویی برای دیگران باشند.
🔹در طول تاریخ حیات اهل بیت(ع) حتی در جایی که محدودیتهای سنگین برای حضور اجتماعی اهل بیت(ع) وجود داشته است تنها چیزی که تعطیل نشد، کادرسازی بوده است، اینطور نبود که حضرت علی(ع) در خانهنشینی به فکر کادرسازی نبودند و فقط در دوره حکومت چندساله بخواهند این کار را انجام دهند. تبدیل عناصر فرهنگی به شبکه گسترده اجتماعی در محیطهای مختلف متناسب با شرایط و وضعیتهای محیطی همان افراد از دیگر کارهای ائمه(ع) بوده است؛ در منطق اهل بیت(ع) قرار است هر کسی در موقعیتی که هست متناسب با نیاز محیطی و سطح اندیشگی مخاطب و مسائلی که وجود دارد شرایط را برای حکمرانی فراهم کند.
🔹هر نبی که آمده است برای قوم خودش طراحی داشته و حکمرانی ایشان در بحث فرهنگی، دستوری و رسمی نبوده است بلکه اهل بیت(ع) به عنوان یک کنشگر واقعی وارد صحنه شده و چالش را در سر صحنه تشخیص داده و برای حل آن برنامه میریختند که در طول تاریخ از آن با عنوان سازمان وکالت تعبیر میشود؛ این شبکه جهانی حرکت، تحول و ایجاد نهضت است.
🔹حکمرانی فرهنگی اهل بیت(ع) یک جریان تحول تدریجی و مستمر و خستگیناپذیر بود، قرآن کریم فرموده است که اگر ما میخواستیم همه مؤمن شوند و کفار کاری از پیش نبرند میتوانستیم ولی سنت الهی در این است که تحول اجتماعی در یک فرایند نقطه به نقطه مدیریت و هدایت شود و اگر این اصل رعایت نشود منطق حکمرانی فرهنگی رخ نخواهد داد. حکمرانی فرهنگی در منطق قرآنی، انبیایی و اهل بیتی(ع) مبتنی بر توسعه فرهنگی از طریق دعوت است؛ قرآن یک منطق سه مرحلهای برای دعوت دارد که شیوه اصلی در حکمرانی فرهنگی اهل بیت(ع) است؛ این سه موضوع در آیه شریفه؛ ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ..
@namehayehawzavi
👍9😐5
⚡️این همه مدرسه و حوزه علمیهسازیها نیاز نیست
✔️ آیتالله دوزدوزانی تبریزی🔻
🔹بزرگان ما، گذشتگان ما، علامه طوسیها، بدون امکانات درس خواندند و تعلیم دادند و فقیهان و متکلمان و رجالیون را پرورش دادند، حالا با این همه امکانات ما چه کردیم؟ اصلا این همه امکانات نیاز نیست، این همه مدرسه و حوزه علمیهسازیها نیاز نیست تا اینکه فلان آقا بیاید و بگوید که اگر فلسفه نخوانید، مجتهد نمیتوانید شوید، این چه حرفهایی است؟ مجتهد بدون عمل چه فایده دارد. نیازی به این همه موسسه و مدرسه برای فلسفه، برای فلان چیز و غیره نیست.
@namehayehawzavi
✔️ آیتالله دوزدوزانی تبریزی🔻
🔹بزرگان ما، گذشتگان ما، علامه طوسیها، بدون امکانات درس خواندند و تعلیم دادند و فقیهان و متکلمان و رجالیون را پرورش دادند، حالا با این همه امکانات ما چه کردیم؟ اصلا این همه امکانات نیاز نیست، این همه مدرسه و حوزه علمیهسازیها نیاز نیست تا اینکه فلان آقا بیاید و بگوید که اگر فلسفه نخوانید، مجتهد نمیتوانید شوید، این چه حرفهایی است؟ مجتهد بدون عمل چه فایده دارد. نیازی به این همه موسسه و مدرسه برای فلسفه، برای فلان چیز و غیره نیست.
@namehayehawzavi
👍28😁9👎5
✔️اسلام و وجوب آموختن «علم ساختن بمب اتم»🔻
🔸احمدحسین شریفی رییس دانشگاه قم
🔹شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه در کتاب «اسلام و مقتضیات زمان» جلد یک، ص۷۰ به بعد در مبحثی تحت عنوان «آیا اجتهاد نسبی است؟» میگوید: نیازهای بشر دوگونهاند: نیازهای ثابت و نیازهای متغیر. در اسلام برای نیازهای ثابت، احکام و قوانینی ثابت، و برای نیازهای متغیر نیز احکام و قوانینی متغیر وضع شده است. البته احکام و قوانین متغیر نیز به گونهای است که پشتوانهای از قوانین ثابت اسلامی دارد. یعنی روح آنها یک قانون ثابت است.
🔹به عنوان مثال، قانون ثابت اسلام این است که «طلب العلم فریضة علی کل مسلم». معلوم است که «العلم» مقید یا محدود به علم خاصی نشده است. در عین حال، واجبات یا وظایفی داریم که عمل به آنها متوقف بر تحصیل علم یا علوم خاصی است. مثلاً برای تأمین سلامتی نیازمند تحصیل علم طب هستیم، اما چه حدی از علم طب را باید بیاموزیم؟ آیا آموختن کتاب «تحفه حکیم» یا «قانون بوعلی» برای همه زمانها و درمان همه بیماریها کفایت میکند؟ معلوم است که جواب منفی است. میزان واجب و مورد نیاز از دانش طب را زمان و نیازهای زمان مشخص میکند.
🔹شهید مطهری سپس با اشاره به آیه ۶۰ سوره انفال «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ ...» که بر وجوب آمادهسازی نیرو برای مقابله با دشمنان دلالت میکند، میگوید: «زمانی بود که چهار تا آهنگر میتوانستند آن وسائل نیرو را با همان معلومات تجربی زمان خودشان تهیه کنند، ولی یک زمان دیگر انجام این وظیفه معلومات بسیاری میخواهد، علم ساختن بمب اتمی هم لازم است، پس برای آنکه آن وظیفه انجام داده شود واجب است که این [مبحث] هم خوانده شود.»
🔹سپس در پاسخ به این شبهه که پیامبر اکرم(ص) هرگز به صراحت نگفته است «ایها الناس! بروید اتمشناسی یاد بگیرید» میگوید: «پیغمبر چنین چیزی نگفته، لازم هم نبوده بگوید ولی پیغمبر چیزی گفته که اگر بخواهیم به آن عمل کنیم، باید این مقدمه را هم انجام بدهیم، چون روح این حکم آن است.»
@namehayehawzavi
🔸احمدحسین شریفی رییس دانشگاه قم
🔹شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه در کتاب «اسلام و مقتضیات زمان» جلد یک، ص۷۰ به بعد در مبحثی تحت عنوان «آیا اجتهاد نسبی است؟» میگوید: نیازهای بشر دوگونهاند: نیازهای ثابت و نیازهای متغیر. در اسلام برای نیازهای ثابت، احکام و قوانینی ثابت، و برای نیازهای متغیر نیز احکام و قوانینی متغیر وضع شده است. البته احکام و قوانین متغیر نیز به گونهای است که پشتوانهای از قوانین ثابت اسلامی دارد. یعنی روح آنها یک قانون ثابت است.
🔹به عنوان مثال، قانون ثابت اسلام این است که «طلب العلم فریضة علی کل مسلم». معلوم است که «العلم» مقید یا محدود به علم خاصی نشده است. در عین حال، واجبات یا وظایفی داریم که عمل به آنها متوقف بر تحصیل علم یا علوم خاصی است. مثلاً برای تأمین سلامتی نیازمند تحصیل علم طب هستیم، اما چه حدی از علم طب را باید بیاموزیم؟ آیا آموختن کتاب «تحفه حکیم» یا «قانون بوعلی» برای همه زمانها و درمان همه بیماریها کفایت میکند؟ معلوم است که جواب منفی است. میزان واجب و مورد نیاز از دانش طب را زمان و نیازهای زمان مشخص میکند.
🔹شهید مطهری سپس با اشاره به آیه ۶۰ سوره انفال «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ ...» که بر وجوب آمادهسازی نیرو برای مقابله با دشمنان دلالت میکند، میگوید: «زمانی بود که چهار تا آهنگر میتوانستند آن وسائل نیرو را با همان معلومات تجربی زمان خودشان تهیه کنند، ولی یک زمان دیگر انجام این وظیفه معلومات بسیاری میخواهد، علم ساختن بمب اتمی هم لازم است، پس برای آنکه آن وظیفه انجام داده شود واجب است که این [مبحث] هم خوانده شود.»
🔹سپس در پاسخ به این شبهه که پیامبر اکرم(ص) هرگز به صراحت نگفته است «ایها الناس! بروید اتمشناسی یاد بگیرید» میگوید: «پیغمبر چنین چیزی نگفته، لازم هم نبوده بگوید ولی پیغمبر چیزی گفته که اگر بخواهیم به آن عمل کنیم، باید این مقدمه را هم انجام بدهیم، چون روح این حکم آن است.»
@namehayehawzavi
😁16👍11👎7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺سخنان رضا قصاب بنیانگذار هیئت دیوانگان حسین(ع) کاشان و یار مرحوم سیدجواد ذاکر، واکنش برخی از علما و روحانیون قم را در پی داشته است. به باور منتقدان چنین سخنانی از مصادیق غلو است.
@namehayehawzavi
@namehayehawzavi
😐18👎10😨4😁3
نامههای حوزوی
🔺سخنان رضا قصاب بنیانگذار هیئت دیوانگان حسین(ع) کاشان و یار مرحوم سیدجواد ذاکر، واکنش برخی از علما و روحانیون قم را در پی داشته است. به باور منتقدان چنین سخنانی از مصادیق غلو است. @namehayehawzavi
⚡️اشعار بایست بهدور از غلو باشد
✔️آیتالله دوزدوزانی در دیدار شعرا و مداحان آذری زبان شهر قم🔻
🔹اشعار،مرثیه و مدح اهل بیت (ع)، بایست بدور از غلو و دروغ، با اخلاص و حکمت و مبتنی بر اسناد و اعتقادات صحیح باشد. امروزه عدهای کم عقل پیدا شدهاند، غلو را به حدی رساندهاند که پیغمبر خاتم (ص) را عبد حضرت علی علیه السلام مینامند و میگویند. واقعا بنده از این حرفها خجالت میکشم که یک روحانی یا یک غیر روحانی این حرف ها را بزند.
@namehayehawzavi
✔️آیتالله دوزدوزانی در دیدار شعرا و مداحان آذری زبان شهر قم🔻
🔹اشعار،مرثیه و مدح اهل بیت (ع)، بایست بدور از غلو و دروغ، با اخلاص و حکمت و مبتنی بر اسناد و اعتقادات صحیح باشد. امروزه عدهای کم عقل پیدا شدهاند، غلو را به حدی رساندهاند که پیغمبر خاتم (ص) را عبد حضرت علی علیه السلام مینامند و میگویند. واقعا بنده از این حرفها خجالت میکشم که یک روحانی یا یک غیر روحانی این حرف ها را بزند.
@namehayehawzavi
👍16❤6😁1
موضوعات_مصوباخذ_شده_تامورخه1403_02.xlsx
1.1 MB
✔️عناوین پایاننامههای حوزوی🔻
🔺بر اساس این فایل تا سال ۱۴۰۳ تعداد ۲۲۱۹۸ عنوان جهت نگارش پایاننامه و رساله طلاب در مقطع سطح سه(معادل کارشناسی ارشد) و سطح چهار(معادل دکتری) از سوی شورای مدیریت حوزههای علمیه تصویب شده و در دست انجام است. این عناوین تا حدودی میتواند دغدغههای علمی و پژوهشی در حوزههای علمیه را نشان دهد.
@namehayehawzavi
🔺بر اساس این فایل تا سال ۱۴۰۳ تعداد ۲۲۱۹۸ عنوان جهت نگارش پایاننامه و رساله طلاب در مقطع سطح سه(معادل کارشناسی ارشد) و سطح چهار(معادل دکتری) از سوی شورای مدیریت حوزههای علمیه تصویب شده و در دست انجام است. این عناوین تا حدودی میتواند دغدغههای علمی و پژوهشی در حوزههای علمیه را نشان دهد.
@namehayehawzavi
❤5😐4😁3👍1
⚡️علی اکبر رشاد؛ دانشمند برتر شصتوسومین دوره جایزه ملی البرز
🔺 در مراسم شصتوسومین دوره جایزه ملی البرز، از علی اکبر رشاد بهعنوان دانشمند و چهره برتر علوم انسانی کشور تجلیل شد. این جایزه توسط بنیاد فرهنگی البرز هر سال به نخبگان برتر کشور اعطا میشود. در این دوره از ۴ چهره برجسته و ۶۳ نخبه علمی تقدیر شد.
@namehayehawzavi
🔺 در مراسم شصتوسومین دوره جایزه ملی البرز، از علی اکبر رشاد بهعنوان دانشمند و چهره برتر علوم انسانی کشور تجلیل شد. این جایزه توسط بنیاد فرهنگی البرز هر سال به نخبگان برتر کشور اعطا میشود. در این دوره از ۴ چهره برجسته و ۶۳ نخبه علمی تقدیر شد.
@namehayehawzavi
😁30👍11👎4😐2
حوزه پیشرو و سرآمد.docx
53.2 KB
👎24👏20❤6👍1
🔺استاد محمدحسین حشمتپور درگذشت
◾️استاد محمد حسین حشمتپور از با سابقهترین مدرسان حکمت و فلسفه در حوزه علمیه قم بود. در فقه و اصول از آیتالله وحید خراسانی بهره برد، برای یادگیری فلسفه و عرفان در دروس آیتالله جوادی و آیتالله حسنزاده آملی حاضر شد. دروس متنخوانی حکمت الاشراق، شرح طبیعیات شفا و شرح شواهد الربوبیه او از نمونههای معتبر دروس حکمی است. او عضو هیأت علمی گروه فلسفه اسلامی دانشگاه قم بود و سالها در حوزه علمیه قم تدریس کرد.
@namehayehawzavi
◾️استاد محمد حسین حشمتپور از با سابقهترین مدرسان حکمت و فلسفه در حوزه علمیه قم بود. در فقه و اصول از آیتالله وحید خراسانی بهره برد، برای یادگیری فلسفه و عرفان در دروس آیتالله جوادی و آیتالله حسنزاده آملی حاضر شد. دروس متنخوانی حکمت الاشراق، شرح طبیعیات شفا و شرح شواهد الربوبیه او از نمونههای معتبر دروس حکمی است. او عضو هیأت علمی گروه فلسفه اسلامی دانشگاه قم بود و سالها در حوزه علمیه قم تدریس کرد.
@namehayehawzavi
😢59🙏3👌2❤1👍1👎1😁1
⚡️خلیج فارس یکی از ارزشمندترین مصادیق هویت ملی ایران و منطقه است
✔️بیانیه مرکز مدیریت حوزههای علمیه🔻
🔹رسالت مهم حوزه و روحانیت ایستادن در کنار حقیقت و مقابله با تحریف واقعیتهای تاریخی و فراتاریخی است؛ تاریخ شکوهمند کشور عزیزمان ایران اسلامی لبریز از مجاهدتها و فداکاری دلیران این مرز و بوم در مقابل بدخواهان بوده است تا طمع دشمنان را ناامید سازد اما همین ملت دلیر با آغوشی باز پذیرای معارف ناب اسلامی میگردد و همیشه در کنار حق و حقیقت ایستاده است و نمونه بارز آن در جنگ هشت ساله نمایان شد که فرزندان این مرز و بوم با اعتقادی راسخ برای حفظ ایران اسلامی جان فشانی کردند تا از داراییهای این کشور و هویت دینی و ملی آن حفاظت کنند؛ خلیج فارس یکی از ارزشمندترین مصادیق هویت ملی ایران عزیز و منطقه است که نام آن ریشه در تاریخ کهن این مرز و بوم دارد و در کتب تاریخی نیز ذکر شده است.
🔹ملت بزرگ و شریف ایران به فرهنگ، جغرافیا و داشتههای دیگر ملتها احترام گذاشته و هرگز به آنها با چشم طمع نمینگرد، اما اگر کسی بخواهد به سمت داراییهای مادی، معنوی و تاریخی ملت ایران دست دراز کند دست او را مانند گذشته قطع خواهد کرد.
🔹بر همگان آشکار است که این گونه اقدامات در امتداد نگاه تجاوزگرانه کشورهای استعمارگر با هدف ایجاد تفرقه میان ملتها بخصوص ملتهای مسلمان است. برادران ما در کشورهای منطقه بدانند استعمارگران دلسوز منطقه نیستند بلکه میخواهند با ایجاد تفرقه و اختلاف در میان امت اسلامی شرایط را برای غارت منابع غنی منطقه و ایجاد فضایی امن برای جلوگیری از تضعیف رژیم منحوس صهیونستی فراهم نمایند، همه امت اسلام و جهانیان ناظر فداکاری و مقاومت ملت رشید ایران در دفاع از فلسطین و مظلومان عالماند.
🔹حوزههای علمیه هرگونه تعدی و یاوه گویی در خصوص تغییر نام خلیج همیشه فارس را محکوم مینماید و بر دفاع از سرمایههای فرهنگی منطقه و ذخایر دینی و ملی ایران اسلامی تاکید میورزد.
مرکز مدیریت حوزههای علمیه
@namehayehawzavi
✔️بیانیه مرکز مدیریت حوزههای علمیه🔻
🔹رسالت مهم حوزه و روحانیت ایستادن در کنار حقیقت و مقابله با تحریف واقعیتهای تاریخی و فراتاریخی است؛ تاریخ شکوهمند کشور عزیزمان ایران اسلامی لبریز از مجاهدتها و فداکاری دلیران این مرز و بوم در مقابل بدخواهان بوده است تا طمع دشمنان را ناامید سازد اما همین ملت دلیر با آغوشی باز پذیرای معارف ناب اسلامی میگردد و همیشه در کنار حق و حقیقت ایستاده است و نمونه بارز آن در جنگ هشت ساله نمایان شد که فرزندان این مرز و بوم با اعتقادی راسخ برای حفظ ایران اسلامی جان فشانی کردند تا از داراییهای این کشور و هویت دینی و ملی آن حفاظت کنند؛ خلیج فارس یکی از ارزشمندترین مصادیق هویت ملی ایران عزیز و منطقه است که نام آن ریشه در تاریخ کهن این مرز و بوم دارد و در کتب تاریخی نیز ذکر شده است.
🔹ملت بزرگ و شریف ایران به فرهنگ، جغرافیا و داشتههای دیگر ملتها احترام گذاشته و هرگز به آنها با چشم طمع نمینگرد، اما اگر کسی بخواهد به سمت داراییهای مادی، معنوی و تاریخی ملت ایران دست دراز کند دست او را مانند گذشته قطع خواهد کرد.
🔹بر همگان آشکار است که این گونه اقدامات در امتداد نگاه تجاوزگرانه کشورهای استعمارگر با هدف ایجاد تفرقه میان ملتها بخصوص ملتهای مسلمان است. برادران ما در کشورهای منطقه بدانند استعمارگران دلسوز منطقه نیستند بلکه میخواهند با ایجاد تفرقه و اختلاف در میان امت اسلامی شرایط را برای غارت منابع غنی منطقه و ایجاد فضایی امن برای جلوگیری از تضعیف رژیم منحوس صهیونستی فراهم نمایند، همه امت اسلام و جهانیان ناظر فداکاری و مقاومت ملت رشید ایران در دفاع از فلسطین و مظلومان عالماند.
🔹حوزههای علمیه هرگونه تعدی و یاوه گویی در خصوص تغییر نام خلیج همیشه فارس را محکوم مینماید و بر دفاع از سرمایههای فرهنگی منطقه و ذخایر دینی و ملی ایران اسلامی تاکید میورزد.
مرکز مدیریت حوزههای علمیه
@namehayehawzavi
👍17😁5👎3❤1
⚡️گاهی اوقات فقر انسان را به کفر میکشاند
✔️آیتالله کریمی جهرمی خطاب به عماد مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت🔻
🔹رسول مکرم اسلام می فرماید: كَادَ اَلْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً گاهی از اوقات می شود که فقر انسان را به طور طبیعی به سوی کفر می کشاند و مطالب ضروری را انکار می کند. باید توجه داشت این حکومت برگرفته از تعالیم عالی اسلام و قرآن کریم هست. اساس زندگی همه ما عمل به قرآن کریم، راهنماییهای مولای ما امیرالمومنین (علیه السلام) در کتاب شریف نهج البلاغه باشد.
🔹 حکومت بر این اساس شروع شده است و مردم اگر خدایی ناخواسته نقصانی ببینند آن را از روحانیت میدانند. اگر خدای نخواسته وضع معیشت مردم رو به زوال رفت، اول نکته ای که می گویند این است که چه کسانی این مشکلات را به وجود آورده اند؟
🔹خدمت به جامعه و مردم از هر کار مستحبی تقدم دارد تا فرصت دارید به مردم خدمت کنید. در میان ما عده ای هستند که نمی توانند حرف خودشان را بزنند نمی توانند درد خودشان را بیان کنند به داد آنان برسید. این سیره و اخلاق اهل بیت علیهم السلام بوده است. بکوشید با استفاده از از افراد صاحب نظر و کارشناسان دلسوز اقتصادی، در رفع گرفتاری مردم قدم بردارید.
@namehayehawzavi
✔️آیتالله کریمی جهرمی خطاب به عماد مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت🔻
🔹رسول مکرم اسلام می فرماید: كَادَ اَلْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً گاهی از اوقات می شود که فقر انسان را به طور طبیعی به سوی کفر می کشاند و مطالب ضروری را انکار می کند. باید توجه داشت این حکومت برگرفته از تعالیم عالی اسلام و قرآن کریم هست. اساس زندگی همه ما عمل به قرآن کریم، راهنماییهای مولای ما امیرالمومنین (علیه السلام) در کتاب شریف نهج البلاغه باشد.
🔹 حکومت بر این اساس شروع شده است و مردم اگر خدایی ناخواسته نقصانی ببینند آن را از روحانیت میدانند. اگر خدای نخواسته وضع معیشت مردم رو به زوال رفت، اول نکته ای که می گویند این است که چه کسانی این مشکلات را به وجود آورده اند؟
🔹خدمت به جامعه و مردم از هر کار مستحبی تقدم دارد تا فرصت دارید به مردم خدمت کنید. در میان ما عده ای هستند که نمی توانند حرف خودشان را بزنند نمی توانند درد خودشان را بیان کنند به داد آنان برسید. این سیره و اخلاق اهل بیت علیهم السلام بوده است. بکوشید با استفاده از از افراد صاحب نظر و کارشناسان دلسوز اقتصادی، در رفع گرفتاری مردم قدم بردارید.
@namehayehawzavi
👍13❤8😁8🙏5
✔️نوتفکیکیهای دانشگاهرفته🔻
🔸مهراب صادقنیا
🔹دهه هفتاد شمسی اوج پیدایش پدیدهای به نام روشنفکری دینی بود در قم؛ اصطلاحی که من هیچ وقت نتوانستم معنای آن را بفهمم. چیزی شبیه به "عکس تکی دستهجمعیست". آن زمان، مرکز تربیت مدرس دانشگاه قم، جایی بود که شماری طلبهی درسخوان و خوشفکر در آن جمع شده بودند تا در مقطع کارشناسی ارشد و بعدتر دکتری، فلسفه و علوم انسانی بخوانند. صادق لاریجانی، مصطفی محقق داماد، مصطفی ملکیان، محمود خاتمی، و علی محمد کاردان از استادان آن مرکز بودند.
🔹من هم توفیق داشتم که در همان دهه آنجا کارشناسی ارشد بخوانم. آن زمان، نسلی از طلبههای دانشگاهی شکل گرفت که انصافا، در کنار تسلط به درسهای حوزوی و آشنایی با علوم انسانی، آرمانهای دینی، اخلاقی، و اجتماعی نیز داشتند. کسانی که درسخواندن و مدرک گرفتن را مسئولیّت دینی خود میدانستند. گروهی از همان دانشآموختگان امروزه منصبهای سیاسی، فرهنگی، و قضایی بالایی دارند. ویژگی آنها این بود که بیمحابا و با سری نترس به نظریههای جدید سرک میکشیدند و گمان میبردند که با ادبیات علم میتوان به تبیین دین و گزارههای دینی پرداخت. به لطف آنها کتابهایی از کانت، هایدگر، دیلتای، هانس کونگ، هابرماس، و بسیاری از فیلسوفان غربی دیگر ترجمه شد و فضای فرهنگی آموزشی قم را به سمتی کشاند که با حوزهی علمیه فاصلهی زیادی داشت.
🔹دههی هشتاد هم این رؤیاپردازی ادامه داشت. طلبههایی که دیگر دکترای کلام و فلسفه هم گرفته بودند، خاطرشان جمع بود که میتوان علم را کنیز دین کرده و به خدمت آن در آورد. اما با ورود به دههی نود، آرام آرام معلوم شد که علم، این آهوی وحشی، راه خود را میرود و رامشدنی نیست. معلوم شد زبان علم با زبان دین یکی نیستند و با قواعد بازی شطرنج نمیتوان اسبسواری را داوری کرد. حالا، برخی از همان طلبه_دانشجوها برای خودشان یک پا ویتکنشتاین و زِد_فیلیپس شدهاند و بهترین راه دفاع و تبیین دین را پناه بردن به منطق زبانی خود دین میدانند. برخی از آنها حتی رغبت نمیکنند که از رسالهی دکتری خود دفاع کنند؛ اگر چه الان هم بین "آیتالله" و "دکتر" در رفت و آمدند. برخی از آنها نیز مؤسسههایی برپا کردهاند که رسالتشان نقد فلسفه، عرفان، و عقل است.
@namehayehawzavi
🔸مهراب صادقنیا
🔹دهه هفتاد شمسی اوج پیدایش پدیدهای به نام روشنفکری دینی بود در قم؛ اصطلاحی که من هیچ وقت نتوانستم معنای آن را بفهمم. چیزی شبیه به "عکس تکی دستهجمعیست". آن زمان، مرکز تربیت مدرس دانشگاه قم، جایی بود که شماری طلبهی درسخوان و خوشفکر در آن جمع شده بودند تا در مقطع کارشناسی ارشد و بعدتر دکتری، فلسفه و علوم انسانی بخوانند. صادق لاریجانی، مصطفی محقق داماد، مصطفی ملکیان، محمود خاتمی، و علی محمد کاردان از استادان آن مرکز بودند.
🔹من هم توفیق داشتم که در همان دهه آنجا کارشناسی ارشد بخوانم. آن زمان، نسلی از طلبههای دانشگاهی شکل گرفت که انصافا، در کنار تسلط به درسهای حوزوی و آشنایی با علوم انسانی، آرمانهای دینی، اخلاقی، و اجتماعی نیز داشتند. کسانی که درسخواندن و مدرک گرفتن را مسئولیّت دینی خود میدانستند. گروهی از همان دانشآموختگان امروزه منصبهای سیاسی، فرهنگی، و قضایی بالایی دارند. ویژگی آنها این بود که بیمحابا و با سری نترس به نظریههای جدید سرک میکشیدند و گمان میبردند که با ادبیات علم میتوان به تبیین دین و گزارههای دینی پرداخت. به لطف آنها کتابهایی از کانت، هایدگر، دیلتای، هانس کونگ، هابرماس، و بسیاری از فیلسوفان غربی دیگر ترجمه شد و فضای فرهنگی آموزشی قم را به سمتی کشاند که با حوزهی علمیه فاصلهی زیادی داشت.
🔹دههی هشتاد هم این رؤیاپردازی ادامه داشت. طلبههایی که دیگر دکترای کلام و فلسفه هم گرفته بودند، خاطرشان جمع بود که میتوان علم را کنیز دین کرده و به خدمت آن در آورد. اما با ورود به دههی نود، آرام آرام معلوم شد که علم، این آهوی وحشی، راه خود را میرود و رامشدنی نیست. معلوم شد زبان علم با زبان دین یکی نیستند و با قواعد بازی شطرنج نمیتوان اسبسواری را داوری کرد. حالا، برخی از همان طلبه_دانشجوها برای خودشان یک پا ویتکنشتاین و زِد_فیلیپس شدهاند و بهترین راه دفاع و تبیین دین را پناه بردن به منطق زبانی خود دین میدانند. برخی از آنها حتی رغبت نمیکنند که از رسالهی دکتری خود دفاع کنند؛ اگر چه الان هم بین "آیتالله" و "دکتر" در رفت و آمدند. برخی از آنها نیز مؤسسههایی برپا کردهاند که رسالتشان نقد فلسفه، عرفان، و عقل است.
@namehayehawzavi
👏13👎9
✔️پدیده نوسکولاریسم در حوزه علمیه🔻
▪️(قسمت اول: بنیادها)
🔸محمدتقی سبحانی
🔹پدیده جدیدی که از حدود یکصد سال پیش حوزه شیعه را با خود درگیر کرد، نفوذ اندیشههای سکولار غربی در حاشیه حوزه بود که با عنوان «اصلاح و تجدید فکر دینی»، عملا با بنیادهای تشیع سرناسازگاری گذاشت و برای فقه، کلام، تاریخ و سیاست، نوای دیگری ساز کرد. این پدیده که به طور مشخص از شریعت سنگلجی آغاز شد، سرانجام از طریق نفوذ اندیشه کسروی به حوزه قم، کتاب «اسرار هزارساله» حکمیزاده را به بارنشاند. این حرکت البته با مقاومت جدی علمای حوزه و نقدنامههائی چون «کشف الاسرار» امام خمینی(ره) به سرعت از حاشیه حوزه رانده شد. آبشخورهای فلسفی و هرمنوتیکی مغرب زمین که عمدتا از آثار و محافل روشنفکری سروش و شبستری مایه میگرفت و سپستر با نوشتههای مدرسی و کدیور رنگ شیعهشناسه به خود گرفت، به ایماژهای ناموزون و انگارههای نامیمون از اندیشه شیعه در این نسل دامن زد.
🔹نکته مهم این است که در طول دو دهه گذشته، این حرکت خاموش و خزیده در لایههای گوناگون حوزه، با استفاده از کلاسها، نشریات و فضای مجازی در حال اثرگذاری بر ذهن جوانان حوزوی است و تنها هر از چندی است که یکی از اینان با جنجال رسانهای، فضای حوزه و افکار عمومی را پرتلاطم ساخته و از آب گلآلود اجتماعی و سیاسی، ماهی خود را شکار می کند.مشکل اصلی این است که این گروه نه به دانش حوزویِ خاصی تعلق دارند و نه با زیستبوم معرفت شیعی ربط و نسبت میگیرند؛ نه در سرزمین حوزه ریشه دارند و نه در سپهر هویت و تاریخ تشیع، مأوا و سکنائی برگزیدهاند. اما مشکل بالاتر از اینها است، چرا که اینان در دنیای فکر غربی نیز پایه و مایهای ندارند و حتی جرأت اندیشهورزی مستقل و آزاد و برساختن ایدهای خودبنیاد هم ندارند و خطر این خط، درست از همین نقطه آغاز میشود.
🔹اگر این جریان را «نوسکولاریسم» میخوانم، از آن روست که به تجربه دریافتهام که هیچ رویّه و رویکرد پایا و پایداری در این جماعت دیده نمیشود و سکولاریته آنان را باید نوعی آوارگی فکری و سرگردانی روششناختی و سستبنیادی در دین و مذهب به شمار آورد.
🔹این اندیشه به جای ساختن، رو به تخریب دارد و به جای پیشنهاد، بر پیشینهها میتازد و به جای مسیر روشن، کورهراهها را جستوجو میکند؛ از بحث رویاروی و صراحت در سخن پرهیز دارند و با اصحاب تخصص صحبت نمیکنند، حربه آنها طعنهزنی و تیر در تاریکی انداختن است و میدان تازش آنها محفلها و مخاطبان بیسلاحی است که از ناآگاهی و بیپناهی رنج میبرند.
اینان برای تخریب فقه، از عرفان سود میبرند و برای ویران کردن کلام و حدیث، در پشت فلسفه پنهان میشوند اما نه از فلسفه بهرهای دارند و نه به مشی عرفان پایبندند. دعوای اصولی و اخباری یا نزاع فیلسوف و تفکیکی برای آنها ابزاری برای تحقیر و تضعیف بنیانهای حوزوی است. از قرآنگرائی برای به حاشیه راندن سنت استفاده میکنند، اما از قرآن هم تنها بخشهائی را میپذیرند که با دستاوردهای مدرنیته همسو باشد؛ شعار تقریب میدهند ولی معلوم نیست معارف مشترک مسلمانان را در باور خویش استوار کرده باشند؛ جالب است بدانید که اینان بهرهمندی از علم برای دفاع از دین را برنمیتابند ولی تا بتوانند دستاوردهای علمی را به رخ میکشند و از آنها برای نقد فقه و کلام و سنتهای دینی استفاده میکنند. از این روست که میگویم در این میانهها، این جماعت هرگز به دنبال راهی به رهائی نیستند بلکه ذهن سرگردان آنها در جستوجوی چالهها و چالشهاست.
🔹سیاست برای این گروه یک میدان نقزنی و چانهزنی در مورد اصول و ارزشهای دینی است، از این رو، جهتگیریهای سیاسی آنها از مبانی فقهی و کلامی شیعی بهره نمیبرد و آرمانهای آنها به ارزشهای حوزوی دست نمیدهد. دید آنها در دور دستهای وهمانگیز مدرنیته میچرخد و مدینه فاضله را در ناکجاآبادهای غرب میجویند ولی نسبت به میراث زیرپای خود با احساس حقارت و پستی مینگرند، البته به جز آن دسته از میراث که مورد تمجید و تایید غربیان قرار گیرد. در یک کلام، باید گفت که اینان آرمان، برنامه و الگوئی برای آینده حوزه و جامعه شیعه ندارند و از این رو پروژهای برای برساختن پس از فروریختن سنتها نمی شناسند؛ البته به جز برنامههائی که به عنوان مدلهای انسانگرایانه جهانی ترویج و از طریق هژمونی رسانهای برساخت میشود.
🔹در قسمت دوم خواهم گفت که این جریان چه «بیمها»ئی را برمیانگیزد و در نهایت خواهم نوشت که «بایستههای» حوزه در مواجهه با این جریان چیست؟
@namehayehawzavi
▪️(قسمت اول: بنیادها)
🔸محمدتقی سبحانی
🔹پدیده جدیدی که از حدود یکصد سال پیش حوزه شیعه را با خود درگیر کرد، نفوذ اندیشههای سکولار غربی در حاشیه حوزه بود که با عنوان «اصلاح و تجدید فکر دینی»، عملا با بنیادهای تشیع سرناسازگاری گذاشت و برای فقه، کلام، تاریخ و سیاست، نوای دیگری ساز کرد. این پدیده که به طور مشخص از شریعت سنگلجی آغاز شد، سرانجام از طریق نفوذ اندیشه کسروی به حوزه قم، کتاب «اسرار هزارساله» حکمیزاده را به بارنشاند. این حرکت البته با مقاومت جدی علمای حوزه و نقدنامههائی چون «کشف الاسرار» امام خمینی(ره) به سرعت از حاشیه حوزه رانده شد. آبشخورهای فلسفی و هرمنوتیکی مغرب زمین که عمدتا از آثار و محافل روشنفکری سروش و شبستری مایه میگرفت و سپستر با نوشتههای مدرسی و کدیور رنگ شیعهشناسه به خود گرفت، به ایماژهای ناموزون و انگارههای نامیمون از اندیشه شیعه در این نسل دامن زد.
🔹نکته مهم این است که در طول دو دهه گذشته، این حرکت خاموش و خزیده در لایههای گوناگون حوزه، با استفاده از کلاسها، نشریات و فضای مجازی در حال اثرگذاری بر ذهن جوانان حوزوی است و تنها هر از چندی است که یکی از اینان با جنجال رسانهای، فضای حوزه و افکار عمومی را پرتلاطم ساخته و از آب گلآلود اجتماعی و سیاسی، ماهی خود را شکار می کند.مشکل اصلی این است که این گروه نه به دانش حوزویِ خاصی تعلق دارند و نه با زیستبوم معرفت شیعی ربط و نسبت میگیرند؛ نه در سرزمین حوزه ریشه دارند و نه در سپهر هویت و تاریخ تشیع، مأوا و سکنائی برگزیدهاند. اما مشکل بالاتر از اینها است، چرا که اینان در دنیای فکر غربی نیز پایه و مایهای ندارند و حتی جرأت اندیشهورزی مستقل و آزاد و برساختن ایدهای خودبنیاد هم ندارند و خطر این خط، درست از همین نقطه آغاز میشود.
🔹اگر این جریان را «نوسکولاریسم» میخوانم، از آن روست که به تجربه دریافتهام که هیچ رویّه و رویکرد پایا و پایداری در این جماعت دیده نمیشود و سکولاریته آنان را باید نوعی آوارگی فکری و سرگردانی روششناختی و سستبنیادی در دین و مذهب به شمار آورد.
🔹این اندیشه به جای ساختن، رو به تخریب دارد و به جای پیشنهاد، بر پیشینهها میتازد و به جای مسیر روشن، کورهراهها را جستوجو میکند؛ از بحث رویاروی و صراحت در سخن پرهیز دارند و با اصحاب تخصص صحبت نمیکنند، حربه آنها طعنهزنی و تیر در تاریکی انداختن است و میدان تازش آنها محفلها و مخاطبان بیسلاحی است که از ناآگاهی و بیپناهی رنج میبرند.
اینان برای تخریب فقه، از عرفان سود میبرند و برای ویران کردن کلام و حدیث، در پشت فلسفه پنهان میشوند اما نه از فلسفه بهرهای دارند و نه به مشی عرفان پایبندند. دعوای اصولی و اخباری یا نزاع فیلسوف و تفکیکی برای آنها ابزاری برای تحقیر و تضعیف بنیانهای حوزوی است. از قرآنگرائی برای به حاشیه راندن سنت استفاده میکنند، اما از قرآن هم تنها بخشهائی را میپذیرند که با دستاوردهای مدرنیته همسو باشد؛ شعار تقریب میدهند ولی معلوم نیست معارف مشترک مسلمانان را در باور خویش استوار کرده باشند؛ جالب است بدانید که اینان بهرهمندی از علم برای دفاع از دین را برنمیتابند ولی تا بتوانند دستاوردهای علمی را به رخ میکشند و از آنها برای نقد فقه و کلام و سنتهای دینی استفاده میکنند. از این روست که میگویم در این میانهها، این جماعت هرگز به دنبال راهی به رهائی نیستند بلکه ذهن سرگردان آنها در جستوجوی چالهها و چالشهاست.
🔹سیاست برای این گروه یک میدان نقزنی و چانهزنی در مورد اصول و ارزشهای دینی است، از این رو، جهتگیریهای سیاسی آنها از مبانی فقهی و کلامی شیعی بهره نمیبرد و آرمانهای آنها به ارزشهای حوزوی دست نمیدهد. دید آنها در دور دستهای وهمانگیز مدرنیته میچرخد و مدینه فاضله را در ناکجاآبادهای غرب میجویند ولی نسبت به میراث زیرپای خود با احساس حقارت و پستی مینگرند، البته به جز آن دسته از میراث که مورد تمجید و تایید غربیان قرار گیرد. در یک کلام، باید گفت که اینان آرمان، برنامه و الگوئی برای آینده حوزه و جامعه شیعه ندارند و از این رو پروژهای برای برساختن پس از فروریختن سنتها نمی شناسند؛ البته به جز برنامههائی که به عنوان مدلهای انسانگرایانه جهانی ترویج و از طریق هژمونی رسانهای برساخت میشود.
🔹در قسمت دوم خواهم گفت که این جریان چه «بیمها»ئی را برمیانگیزد و در نهایت خواهم نوشت که «بایستههای» حوزه در مواجهه با این جریان چیست؟
@namehayehawzavi
👎16❤10👏7👍2😁2
🔺اولین دوره تربیت مربی عفاف و حجاب در قم آغاز شد
🔹به گفته معاون فرهنگی سپاه امام علی بن ابیطالب (ع) قم این دوره شامل کارگاههای حضوری است با تدریس استادان موسسه حضرت امام (ره) برگزار میشود. پس از پایان دوره، به شرکتکنندگان، «گواهی مربیگری عفاف و حجاب» اعطا خواهد شد تا این بانوان آماده شوند و بتوانند در دانشگاهها، مدارس و مساجد سراسر کشور به آموزش و راهبری این موضوع بپردازند.
@namehayehawzavi
🔹به گفته معاون فرهنگی سپاه امام علی بن ابیطالب (ع) قم این دوره شامل کارگاههای حضوری است با تدریس استادان موسسه حضرت امام (ره) برگزار میشود. پس از پایان دوره، به شرکتکنندگان، «گواهی مربیگری عفاف و حجاب» اعطا خواهد شد تا این بانوان آماده شوند و بتوانند در دانشگاهها، مدارس و مساجد سراسر کشور به آموزش و راهبری این موضوع بپردازند.
@namehayehawzavi
😁13👍12👎10
⚡️پژوهشگران خارج از حوزه به شدت مشتاق بهرهگیری آثار حوزوی هستند
✔️فرهاد عباسی معاون پژوهش حوزههای علمیه در آئین رونمایی کتاب «اولویتهای پژوهشی مطالعات اجتماعی اسلامی»🔻
🔹جامعه امروز بسیار تشنه این نوع مباحث است و استقبال جامعه نیازمند راهبری دقیق و مستمر ماست. حوزههای علمیه در عرصه مطالعات اجتماعی اسلامی حتی از نهادهای غیرحوزوی نیز پیشی گرفتهاند. علاقهمندان و پژوهشگران خارج از حوزه نیز به شدت مشتاق بهرهگیری از این آثار هستند، اما لازم است روشهای استفاده از این آثار مورد بررسی و برنامهریزی دقیق قرار گیرد.
@namehayehawzavi
✔️فرهاد عباسی معاون پژوهش حوزههای علمیه در آئین رونمایی کتاب «اولویتهای پژوهشی مطالعات اجتماعی اسلامی»🔻
🔹جامعه امروز بسیار تشنه این نوع مباحث است و استقبال جامعه نیازمند راهبری دقیق و مستمر ماست. حوزههای علمیه در عرصه مطالعات اجتماعی اسلامی حتی از نهادهای غیرحوزوی نیز پیشی گرفتهاند. علاقهمندان و پژوهشگران خارج از حوزه نیز به شدت مشتاق بهرهگیری از این آثار هستند، اما لازم است روشهای استفاده از این آثار مورد بررسی و برنامهریزی دقیق قرار گیرد.
@namehayehawzavi
😁21👍4😐2😨2👎1
✔️خشونت نمادین "سکولار" 🔻
🔸مهراب صادقنیا
🔹چند وقت پیش از جایی به من زنگ زدند و در بارهی احوال یکی از دوستان پرس و جو کردند. گویا در فرآیند جذب بود. تا جایی که میشناختم از او به نیکی یاد کردم. در ادامه کسی که پشت خط بود، از من پرسید "میگویند که ایشان روشنفکر است. نظر شما چیست؟" میدانستم که پشت این لعنتِ روشنفکری، انبوهی از خشونت خوابیده است. به همین علت، پاسخ دادم که "نه اتفاقا! این دوست ما دارای فکری تاریکِ تاریک دارد. او اصلا فکر ندارد که روشن باشد یا خاموش." خدا را شکر، از من قبول کردند؛ چون بعد شنیدم که از هفت خانِ جذب به سلامت گذشته و مشغول کار شده است. کم مانده بود به همین اتّهام بسوزد.
🔹"خشونت نمادین" مفهومیست که پییر بوردیو آن را برای توضیح شکلهای نامرئى خشونت و اِعمال سلطه توسط برخی گروههای درپیوند با قدرت به کار گرفت. این مفهوم به نوعی «خشونت نرم و پنهان» اشاره دارد که از راه زبان، هنجارها، ارزشها و نمادها اعمال میشود و افراد را وادار به اطاعت و پذیرش نابرابری میکند. نمونهی آشکار کاربست خشونت نمادین در میان حوزویان را میتوان در مفاهیمی چون "روشنفکر" و یا "سکولار" جستجو کرد. کافیست کسی حرفی بزند که باب میل برخی از آقایان نباشد؛ اولین واکنشی که به سخنان او داده میشود، اعمال خشونت از طریق توصیف او به سکولار و یا روشنفکر است.
🔹همین توصیف با توجه به دامنهی نفوذ و محرومیتی که متوجه افراد میکند بس است تا منتقد بیچاره وادار شود زبان به کام فرو برده، ماستها را کیسه کند و به دنبال شاهدی باشد تا ثابت کند نه سکولار است و نه از فکر روشن بهرهای دارد. این وسط نه بابی برای گفتوگو باقی میماند و نه راهی برای فربه شدن اندیشه و اندیشهورزی. کسی هم نیست از آقایان بپرسد که ناسزای سکولار و روشنفکر به چه معناست. به واقع، چرا هر کس با اندیشهی اینها مخالف است، سکولار است و روشنفکر؟
@sadeghniamehrab
@namehayehawzavi
🔸مهراب صادقنیا
🔹چند وقت پیش از جایی به من زنگ زدند و در بارهی احوال یکی از دوستان پرس و جو کردند. گویا در فرآیند جذب بود. تا جایی که میشناختم از او به نیکی یاد کردم. در ادامه کسی که پشت خط بود، از من پرسید "میگویند که ایشان روشنفکر است. نظر شما چیست؟" میدانستم که پشت این لعنتِ روشنفکری، انبوهی از خشونت خوابیده است. به همین علت، پاسخ دادم که "نه اتفاقا! این دوست ما دارای فکری تاریکِ تاریک دارد. او اصلا فکر ندارد که روشن باشد یا خاموش." خدا را شکر، از من قبول کردند؛ چون بعد شنیدم که از هفت خانِ جذب به سلامت گذشته و مشغول کار شده است. کم مانده بود به همین اتّهام بسوزد.
🔹"خشونت نمادین" مفهومیست که پییر بوردیو آن را برای توضیح شکلهای نامرئى خشونت و اِعمال سلطه توسط برخی گروههای درپیوند با قدرت به کار گرفت. این مفهوم به نوعی «خشونت نرم و پنهان» اشاره دارد که از راه زبان، هنجارها، ارزشها و نمادها اعمال میشود و افراد را وادار به اطاعت و پذیرش نابرابری میکند. نمونهی آشکار کاربست خشونت نمادین در میان حوزویان را میتوان در مفاهیمی چون "روشنفکر" و یا "سکولار" جستجو کرد. کافیست کسی حرفی بزند که باب میل برخی از آقایان نباشد؛ اولین واکنشی که به سخنان او داده میشود، اعمال خشونت از طریق توصیف او به سکولار و یا روشنفکر است.
🔹همین توصیف با توجه به دامنهی نفوذ و محرومیتی که متوجه افراد میکند بس است تا منتقد بیچاره وادار شود زبان به کام فرو برده، ماستها را کیسه کند و به دنبال شاهدی باشد تا ثابت کند نه سکولار است و نه از فکر روشن بهرهای دارد. این وسط نه بابی برای گفتوگو باقی میماند و نه راهی برای فربه شدن اندیشه و اندیشهورزی. کسی هم نیست از آقایان بپرسد که ناسزای سکولار و روشنفکر به چه معناست. به واقع، چرا هر کس با اندیشهی اینها مخالف است، سکولار است و روشنفکر؟
@sadeghniamehrab
@namehayehawzavi
👍6😁3😐3❤2👎1