✍️ن_احمدلو
بسمه تعالى
*" غنیسازی مصادف با آینده سازى *"
همه ما نگران تورم، وضعیت معیشت و فشارهای اقتصادی هستیم و باید برای مشکلات معیشتیِ امروز چارهجویی کرد. ليكن باید میان «هزینههای جاری و سرمایهگذاریهای راهبردی» تمایز قائل شد.انرژى هسته اى ضامنِ امنیت، توسعه و رفاه ملی است و ابزاری برای جلوگیری از وابستگیِ مطلق در آینده است اگربا منطق اقتصادی به این موضوع نگاه كنيم غنیسازی برای حفظ دارایی است.
سوزاندن گاز در نیروگاهها برای تولید برق، یعنی هدر دادنِ سرمایهای که باید به «ارزشافزوده» (پتروشیمی و صادرات) تبدیل شود. ما برای حفظ نفت و گازمان جهتِ فروشِ محصولات باارزشتر (و نه فروش خام)، مجبوریم از انرژی هستهای برای تولید برق استفاده کنیم ما بايدسوختِ نیروگاههارا خودمان تولید کنیم تا مجبور نباشیم گازمان را بسوزانیم یا به قیمت ناچیز برای تأمین سوختِ هستهای به دیگران التماس کنیم.
کشورهایی که داراى «تکنولوژی پیچیده» هستند قدرت تأثیرگذاری در دنيا دارند. فروشِ نفت ساده است و هر کشوری میتواند نفت بفروشد ولى دانشِ هستهای، موتورِ محرکِ رشدِ علمی در سایر صنایع است. اگر غنیسازی را کنار بگذاریم، پیام ما به نسلهای آینده این است: «شما فقط مصرفکننده و خریدارِ تکنولوژی بمانید».
منتقدان میگویند «غنیسازی را رها کنیم تا تحریمها برود». اما بیایید به تاریخ نگاه کنیم. آیا قبل از هستهای شدن، تحریم نبودیم؟
علت تحريم ها هسته اى نيست علتِ اصلی تحريم ها استقلالِ سیاسی کشور است اگر امروز در غنیسازی عقبنشینی کنیم، فردا بر سر توانمندیهای نظامی، پس فردا بر سر صنایع موشکی و روز دیگر بر سر تکنولوژیهای دفاعی و صنعتى ما چانهزنی خواهند کرد. راه رفع تحریم، «قدرتمندتر شدن» است تا طرف مقابل بفهمد تحریم کردنِ ما بیش از آنکه به ما ضرر بزند، برای آنها هزینه دارد.١٤٠٥/٠٦/١٣ ادامه دارد
https://t.me/ngojurists
بسمه تعالى
*" غنیسازی مصادف با آینده سازى *"
همه ما نگران تورم، وضعیت معیشت و فشارهای اقتصادی هستیم و باید برای مشکلات معیشتیِ امروز چارهجویی کرد. ليكن باید میان «هزینههای جاری و سرمایهگذاریهای راهبردی» تمایز قائل شد.انرژى هسته اى ضامنِ امنیت، توسعه و رفاه ملی است و ابزاری برای جلوگیری از وابستگیِ مطلق در آینده است اگربا منطق اقتصادی به این موضوع نگاه كنيم غنیسازی برای حفظ دارایی است.
سوزاندن گاز در نیروگاهها برای تولید برق، یعنی هدر دادنِ سرمایهای که باید به «ارزشافزوده» (پتروشیمی و صادرات) تبدیل شود. ما برای حفظ نفت و گازمان جهتِ فروشِ محصولات باارزشتر (و نه فروش خام)، مجبوریم از انرژی هستهای برای تولید برق استفاده کنیم ما بايدسوختِ نیروگاههارا خودمان تولید کنیم تا مجبور نباشیم گازمان را بسوزانیم یا به قیمت ناچیز برای تأمین سوختِ هستهای به دیگران التماس کنیم.
کشورهایی که داراى «تکنولوژی پیچیده» هستند قدرت تأثیرگذاری در دنيا دارند. فروشِ نفت ساده است و هر کشوری میتواند نفت بفروشد ولى دانشِ هستهای، موتورِ محرکِ رشدِ علمی در سایر صنایع است. اگر غنیسازی را کنار بگذاریم، پیام ما به نسلهای آینده این است: «شما فقط مصرفکننده و خریدارِ تکنولوژی بمانید».
منتقدان میگویند «غنیسازی را رها کنیم تا تحریمها برود». اما بیایید به تاریخ نگاه کنیم. آیا قبل از هستهای شدن، تحریم نبودیم؟
علت تحريم ها هسته اى نيست علتِ اصلی تحريم ها استقلالِ سیاسی کشور است اگر امروز در غنیسازی عقبنشینی کنیم، فردا بر سر توانمندیهای نظامی، پس فردا بر سر صنایع موشکی و روز دیگر بر سر تکنولوژیهای دفاعی و صنعتى ما چانهزنی خواهند کرد. راه رفع تحریم، «قدرتمندتر شدن» است تا طرف مقابل بفهمد تحریم کردنِ ما بیش از آنکه به ما ضرر بزند، برای آنها هزینه دارد.١٤٠٥/٠٦/١٣ ادامه دارد
https://t.me/ngojurists
Telegram
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
The Association of Iranian Jurists Defending Human Rights
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عدم وفاداری مجرمانه اشخاص نسبت به منافع میهن خود، خیانت بزرگ یا خیانت ملی گفته میشود./ن-احمدلو
✍️ن_ احمدلو (بخش پايانى)
بسمه تعالى
“غنیسازی به مثابه حفظ سرمایه ملی”
غنیسازی در حوزه «پزشکی هستهای» با سفره و سلامت مردم گره خورده است. تولید رادیوداروها برای تشخیص و درمان سرطان، مستقیماً به چرخه غنیسازی وابسته است. در شرایط تحریمهای ظالمانه، اگر ما توانِ تولید این داروها را در داخل نداشتیم، بسیاری از بیمارانِ کشور به دلیل عدم دسترسی به داروهای حیاتی، قربانی میشدند.
ما نباید با نگاهِ «کوتاهمدت و معیشتی»، آیندهی «درازمدت و تمدنی» کشور را قربانی کنیم. سیاست منطقى و معقول، پيگيرى وتلاش توأماً براى “معیشت و تکنولوژی” است تا فردا، نسلی مستقل، پیشرفته و مقتدر داشته باشیم که دیگران مجبور باشند با ما "برابر" مذاکره کنند، نه اینکه برای بدیهیترین حقوقِ خود دست نیاز دراز کنیم.
این ادعایِ سادهانگارانه که اگر غنیسازی را رها کنیم، تحریمها برداشته میشود "افسانه " است و با واقعیتهای تاریخی همخوانی ندارد. نگاهی به کشورهای بدون فناوری هستهای در منطقه نشان میدهد که آنها نیز علیرغم نداشتنِ برنامه هستهای، همچنان تحت فشارهای اقتصادی و سیاسیاند. تحریمها نه «علت»، بلکه «ابزار» برای جلوگیری از قدرتگیریِ ایران هستند. تجربه نشان داده است که هرچه ما در تکنولوژیهای پایه (مانند هستهای، فضایی و دفاعی) قویتر شویم، هزینه سیاسیِ تحریم کردن برای طرف مقابل بالاتر میرود.
"در نتيجه غنیسازی نه تنها هزینه نیست بلكه سرمايه ملى است"١٤٠٥/٠٦/١٦
https://t.me/ngojurists
بسمه تعالى
“غنیسازی به مثابه حفظ سرمایه ملی”
غنیسازی در حوزه «پزشکی هستهای» با سفره و سلامت مردم گره خورده است. تولید رادیوداروها برای تشخیص و درمان سرطان، مستقیماً به چرخه غنیسازی وابسته است. در شرایط تحریمهای ظالمانه، اگر ما توانِ تولید این داروها را در داخل نداشتیم، بسیاری از بیمارانِ کشور به دلیل عدم دسترسی به داروهای حیاتی، قربانی میشدند.
ما نباید با نگاهِ «کوتاهمدت و معیشتی»، آیندهی «درازمدت و تمدنی» کشور را قربانی کنیم. سیاست منطقى و معقول، پيگيرى وتلاش توأماً براى “معیشت و تکنولوژی” است تا فردا، نسلی مستقل، پیشرفته و مقتدر داشته باشیم که دیگران مجبور باشند با ما "برابر" مذاکره کنند، نه اینکه برای بدیهیترین حقوقِ خود دست نیاز دراز کنیم.
این ادعایِ سادهانگارانه که اگر غنیسازی را رها کنیم، تحریمها برداشته میشود "افسانه " است و با واقعیتهای تاریخی همخوانی ندارد. نگاهی به کشورهای بدون فناوری هستهای در منطقه نشان میدهد که آنها نیز علیرغم نداشتنِ برنامه هستهای، همچنان تحت فشارهای اقتصادی و سیاسیاند. تحریمها نه «علت»، بلکه «ابزار» برای جلوگیری از قدرتگیریِ ایران هستند. تجربه نشان داده است که هرچه ما در تکنولوژیهای پایه (مانند هستهای، فضایی و دفاعی) قویتر شویم، هزینه سیاسیِ تحریم کردن برای طرف مقابل بالاتر میرود.
"در نتيجه غنیسازی نه تنها هزینه نیست بلكه سرمايه ملى است"١٤٠٥/٠٦/١٦
https://t.me/ngojurists
Telegram
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
The Association of Iranian Jurists Defending Human Rights
http://www.ngo-jurists.com/?p=2283نقش مستقیم رژیم صهیونیستی در کشتار ۱۷ شهریور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویر هوایی از شکوه حضور مردم در رزمایش بزرگ جانفداى ايران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
٣ قرن غارتگران بين المللى( غربى)، رفيق قافله اند
✍️ن_احمدلو
بسمه تعالى
"صلح یا خودکشی استراتژیک"
(سفر رياست محترم جمهور به نيويورك)
در دنیای سیاست بینالملل، مرز میان «دیپلماسی موفق» و «تسلیم استراتژیک» بسیار باریک است، وقتی یک كشور، صلح را به قیمت از دست دادن توانمندیهای دفاعی و کاهش ظرفیتهای تکنولوژیک یا پذیرش محدودیتهای بازدارندگی خود برمیگزیند،در واقع به «خودکشی استراتژیک» دست زده است. در این وضعیت،صلح نه یک وقفهی میان جنگها، بلکه مقدمهای برای فروپاشی نظم امنیتی کشور در آینده خواهد بود. صلح پایدار تنها زمانی محقق میشود که هزینهی جنگ برای طرف مقابل، از منافع حاصل از تجاوز، بیشتر باشد.و براى افزايش هزينه بايد ابزارهای بازدارندگی از قبيل توان هستهای، صنایع دفاعی و نفوذ منطقهای تقويت شود .
خودکشی استراتژیک زمانی رخ میدهد که تصمیمگیران، میان دو هدف «آرامش موقت» و «بقای بلندمدت» دچار خطای محاسباتی شوند،و به رقم عهدشكنى هاى متعدد،به آمريكا اعتماد كنند و بپذيرند آمريكا به قواعد و قراردادها و تعهداتش پایبند خواهد بود!! در حالی که آمريكا از صلح به عنوان ابزاری برای «خریدزمان» استفاده میکند.
تاب آورى ملت ما بى نظير و مؤثرترين ابزار"توافق استراتژيك" است،در توافق استراتژیک، صلح به گونهای طراحی میشود که توان بازدارندگی کشور را حفظ یا بازسازی کند.ولى در خودکشی استراتژیک، صلح به گونهای امضا میشود که کشور در آینده، برای دفاع از حقوق بنیادین خود، هیچ ابزار یا اعتبار برای تهدید یا دفاع نداشته باشد.
صلح بدون قدرت، تنها یک «استراحتگاه برای مهاجم» است. برای جلوگیری از خودکشی استراتژیک، دیپلماسی باید همواره از سایهی قدرت نظامی و تکنولوژیک حمایت شود. صلح پایدار نه در گرو حذف توانایی جنگیدن، بلکه در گرو «توانایی جنگیدن و انتخاب نکردن جنگ» است. سیاستگذاران باید همواره این سوال را از خود بپرسند: «آیا این توافق، امنیت ما را تضمین میکند یا ظرفیت ما را برای مقابله با تهدیدهای آتی، مستهلک میسازد؟»
https://t.me/ngojurists
بسمه تعالى
"صلح یا خودکشی استراتژیک"
(سفر رياست محترم جمهور به نيويورك)
در دنیای سیاست بینالملل، مرز میان «دیپلماسی موفق» و «تسلیم استراتژیک» بسیار باریک است، وقتی یک كشور، صلح را به قیمت از دست دادن توانمندیهای دفاعی و کاهش ظرفیتهای تکنولوژیک یا پذیرش محدودیتهای بازدارندگی خود برمیگزیند،در واقع به «خودکشی استراتژیک» دست زده است. در این وضعیت،صلح نه یک وقفهی میان جنگها، بلکه مقدمهای برای فروپاشی نظم امنیتی کشور در آینده خواهد بود. صلح پایدار تنها زمانی محقق میشود که هزینهی جنگ برای طرف مقابل، از منافع حاصل از تجاوز، بیشتر باشد.و براى افزايش هزينه بايد ابزارهای بازدارندگی از قبيل توان هستهای، صنایع دفاعی و نفوذ منطقهای تقويت شود .
خودکشی استراتژیک زمانی رخ میدهد که تصمیمگیران، میان دو هدف «آرامش موقت» و «بقای بلندمدت» دچار خطای محاسباتی شوند،و به رقم عهدشكنى هاى متعدد،به آمريكا اعتماد كنند و بپذيرند آمريكا به قواعد و قراردادها و تعهداتش پایبند خواهد بود!! در حالی که آمريكا از صلح به عنوان ابزاری برای «خریدزمان» استفاده میکند.
تاب آورى ملت ما بى نظير و مؤثرترين ابزار"توافق استراتژيك" است،در توافق استراتژیک، صلح به گونهای طراحی میشود که توان بازدارندگی کشور را حفظ یا بازسازی کند.ولى در خودکشی استراتژیک، صلح به گونهای امضا میشود که کشور در آینده، برای دفاع از حقوق بنیادین خود، هیچ ابزار یا اعتبار برای تهدید یا دفاع نداشته باشد.
صلح بدون قدرت، تنها یک «استراحتگاه برای مهاجم» است. برای جلوگیری از خودکشی استراتژیک، دیپلماسی باید همواره از سایهی قدرت نظامی و تکنولوژیک حمایت شود. صلح پایدار نه در گرو حذف توانایی جنگیدن، بلکه در گرو «توانایی جنگیدن و انتخاب نکردن جنگ» است. سیاستگذاران باید همواره این سوال را از خود بپرسند: «آیا این توافق، امنیت ما را تضمین میکند یا ظرفیت ما را برای مقابله با تهدیدهای آتی، مستهلک میسازد؟»
https://t.me/ngojurists
Telegram
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
The Association of Iranian Jurists Defending Human Rights
✍️ن_احمدلو
بسمه تعالى
"همدلى در راستاى منافع ملى "
سخنرانی جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان در سازمان ملل متحد، فرصتی برای بازتاب دیدگاهها و خواستههای ملت ایران در عرصه بینالمللی بود. فارغ از تفاوت سلیقهها و دیدگاههای سیاسی، دفاع از منافع ملی، صلح، عدالت و احترام متقابل، موضوعی است که میتواند همه ایرانیان را کنار یکدیگر قرار دهد.
در شرایطی جنگى که ایران با چالشها و فشارهای گوناگون روبهروست، صدای واحد و حمایت مسئولانه مردم از مواضعی که ايستادگى ،عزت و تعامل سازنده و حفظ انسجام و يكپارچى کشور و دفاع مقتدرانه تأکید میکند، اهمیتی دوچندان دارد. وفاق ملی به معنای یکساناندیشی نیست؛ بلکه یعنی با وجود اختلافنظرها، بر سر مصالح کشور و سربلندی ملت ایران همدل و همراه باشیم.
حمایت از سخنرانی خوب جناب آقای پزشکیان، حمایت از اصلِ بیان شایسته دیدگاههای ایران و پیگیری منافع ملت در مجامع جهانی است.
https://t.me/ngojurists
بسمه تعالى
"همدلى در راستاى منافع ملى "
سخنرانی جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان در سازمان ملل متحد، فرصتی برای بازتاب دیدگاهها و خواستههای ملت ایران در عرصه بینالمللی بود. فارغ از تفاوت سلیقهها و دیدگاههای سیاسی، دفاع از منافع ملی، صلح، عدالت و احترام متقابل، موضوعی است که میتواند همه ایرانیان را کنار یکدیگر قرار دهد.
در شرایطی جنگى که ایران با چالشها و فشارهای گوناگون روبهروست، صدای واحد و حمایت مسئولانه مردم از مواضعی که ايستادگى ،عزت و تعامل سازنده و حفظ انسجام و يكپارچى کشور و دفاع مقتدرانه تأکید میکند، اهمیتی دوچندان دارد. وفاق ملی به معنای یکساناندیشی نیست؛ بلکه یعنی با وجود اختلافنظرها، بر سر مصالح کشور و سربلندی ملت ایران همدل و همراه باشیم.
حمایت از سخنرانی خوب جناب آقای پزشکیان، حمایت از اصلِ بیان شایسته دیدگاههای ایران و پیگیری منافع ملت در مجامع جهانی است.
https://t.me/ngojurists
Telegram
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
The Association of Iranian Jurists Defending Human Rights
✍️ن-احمدلو
بسمه تعالى
"دفاع مشروع ،مقاومت ملی"
مجازات متجاوز در چارچوب عدالت
از مفهوم «انتقام» دقیق تر است زيرا بر حق، قانون و عدالت تکیه میکند و بار احساسی کمتری دارد.
وقتی یک ملت مورد هجوم، اشغال یا تجاوز قرار میگیرد، احساس خشم، نفرت و میل به تلافی امری طبیعی است. مردمی که خانه، جان، سرزمین و عزت خود را از دست دادهاند، ممکن است پاسخ به دشمن را «انتقام» بنامند،در حاليكه اين انتقام اجراى عدالت و دفاع مشروع است .
ملتی که قربانی تجاوز شده، تنها با یک آسیب شخصی روبهرو نیست؛ بلکه با زخمی جمعی، تاریخی و هویتی مواجه است و مطالبه پاسخگویی و مجازات متجاوز يك امرطبيعى و قابل فهم ، و مشروع تلقی میشود.
پس اصلِ مقاومت در برابر ظلم را نمیتوان به سادگی با «کینهورزی» یکی دانست،مقاومت مشروع 'و احقاق حق است.
بنابراین، اگر یک ملت برای دفاع از خود،و پایان دادن به تجاوز و اشغال مبارزه کند،اين مبارزه دفاع مشروع و مقاومت براى تعیین حق سرنوشت است ،نه صرفاً انتقام../
https://t.me/ngojurists
بسمه تعالى
"دفاع مشروع ،مقاومت ملی"
مجازات متجاوز در چارچوب عدالت
از مفهوم «انتقام» دقیق تر است زيرا بر حق، قانون و عدالت تکیه میکند و بار احساسی کمتری دارد.
وقتی یک ملت مورد هجوم، اشغال یا تجاوز قرار میگیرد، احساس خشم، نفرت و میل به تلافی امری طبیعی است. مردمی که خانه، جان، سرزمین و عزت خود را از دست دادهاند، ممکن است پاسخ به دشمن را «انتقام» بنامند،در حاليكه اين انتقام اجراى عدالت و دفاع مشروع است .
ملتی که قربانی تجاوز شده، تنها با یک آسیب شخصی روبهرو نیست؛ بلکه با زخمی جمعی، تاریخی و هویتی مواجه است و مطالبه پاسخگویی و مجازات متجاوز يك امرطبيعى و قابل فهم ، و مشروع تلقی میشود.
پس اصلِ مقاومت در برابر ظلم را نمیتوان به سادگی با «کینهورزی» یکی دانست،مقاومت مشروع 'و احقاق حق است.
بنابراین، اگر یک ملت برای دفاع از خود،و پایان دادن به تجاوز و اشغال مبارزه کند،اين مبارزه دفاع مشروع و مقاومت براى تعیین حق سرنوشت است ،نه صرفاً انتقام../
https://t.me/ngojurists
Telegram
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
The Association of Iranian Jurists Defending Human Rights
✍️ن -احمدلو
بسمه تعالى
"مدیریت بحران یا مدیریت فروپاشی"
با عنایت به اصول بنیادین علم اقتصاد، صیانت از منابع ارزی کشور به عنوان شریان حیاتی اقتصاد کلان و پشتوانه اصلی ثبات پولی، از وظایف بانك مركزى به نمايندگى از دولت به شمار میرود؛ لذا مبادرت به توزیع و تخصیص سلیقهای یا غیرهدفمند ارز در شرایط مضیقه و کمبود منابع ارزی، نه تنها مصداق بارز هدررفت ذخایر استراتژیک کشور است،بلكه ساختار اقتصاد ملی را در معرض مخاطرات جبرانناپذیر قرار مى دهد و بحرانهای تورمی ايجاد كرده و امنیت اقتصادی آحاد جامعه را به چالش میکشد.
و بیش از آنکه به ثبات بازار کمک کند، بر آشفتگی قیمتها و افزایش ناخوشایند هزینههای زندگی دامن میزند. این شیوه توزیع، با نادیده گرفتن تفاوتهای ساختاری در نیازهای واقعی بخشهای تولیدی و مصرفی، منجر به خروج غیرمنطقی ارز از چرخه اصلی اقتصاد شده، و با ایجاد فشار مضاعف بر معیشت و قدرت خرید عمومی، شکاف میان طبقات اجتماعی را عمیقتر مى سازد و امنیت اقتصادی مردم را به مخاطره مى اندازد.ادامه دارد https://t.me/ngojurists
بسمه تعالى
"مدیریت بحران یا مدیریت فروپاشی"
با عنایت به اصول بنیادین علم اقتصاد، صیانت از منابع ارزی کشور به عنوان شریان حیاتی اقتصاد کلان و پشتوانه اصلی ثبات پولی، از وظایف بانك مركزى به نمايندگى از دولت به شمار میرود؛ لذا مبادرت به توزیع و تخصیص سلیقهای یا غیرهدفمند ارز در شرایط مضیقه و کمبود منابع ارزی، نه تنها مصداق بارز هدررفت ذخایر استراتژیک کشور است،بلكه ساختار اقتصاد ملی را در معرض مخاطرات جبرانناپذیر قرار مى دهد و بحرانهای تورمی ايجاد كرده و امنیت اقتصادی آحاد جامعه را به چالش میکشد.
و بیش از آنکه به ثبات بازار کمک کند، بر آشفتگی قیمتها و افزایش ناخوشایند هزینههای زندگی دامن میزند. این شیوه توزیع، با نادیده گرفتن تفاوتهای ساختاری در نیازهای واقعی بخشهای تولیدی و مصرفی، منجر به خروج غیرمنطقی ارز از چرخه اصلی اقتصاد شده، و با ایجاد فشار مضاعف بر معیشت و قدرت خرید عمومی، شکاف میان طبقات اجتماعی را عمیقتر مى سازد و امنیت اقتصادی مردم را به مخاطره مى اندازد.ادامه دارد https://t.me/ngojurists
Telegram
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
The Association of Iranian Jurists Defending Human Rights
✍️ن -احمدلو
بسمه تعالى
"مدیریت بحران یا مدیریت فروپاشی"
(بخش پايانى)
توزیع ارز بر اساس کارت ملی، میتواند به جای رفع بحران، به ابزاری برای تسریع فرآیند کاهش ارزش پول ملی و تشدید تورم تبدیل شود و به جای هدایت منابع به سمت کالاهای استراتژیک و زیرساختی، عملاً بستری براى تبديل دلار به كالاى ذيقيمت و رونق بازار دلالى ارز خواهد شد، و بدین ترتیب، این سیاست توزیعی که قرار بود ابزاری برای کنترل ارز باشد، خود به عاملی محرک برای بیثباتی قیمتها و تضعیف معیشت توده مردم تبدیل شود،
با توجه به کاهش صادرات و درآمدهای ارزی، تصمیم برای توزیع مستقیم ارز بر اساس هویت ملی از منظر اقتصاد سیاسی، اقدامی است که میتواند به عنوان یک «محرک تورمی» و «عامل تخلیه ذخایر ارزی» عمل کند.
در شرایط جنگی و چالش صادرات، كشور از هر زمان دیگری به ارز برای بخش تولیدو تقویت زیرساختهای صادراتی و واردات كالاهاى اساسى نیاز دارد. جایگزین کردن این اولویتها با توزیع عمومی ارز، عملاً به معنای قربانی کردن -«تولیدگری» به پای «مصرفگرایی کوتاهمدت» و تزريق مسكن سرطان زااست.
بنابراين در این وضعیت،هرگونه توزيع ارز به سمت بازار مصرف (دلالي) شود، در واقع به معنای «تخلیه ذخایر استراتژیک» است. https://t.me/ngojurists
بسمه تعالى
"مدیریت بحران یا مدیریت فروپاشی"
(بخش پايانى)
توزیع ارز بر اساس کارت ملی، میتواند به جای رفع بحران، به ابزاری برای تسریع فرآیند کاهش ارزش پول ملی و تشدید تورم تبدیل شود و به جای هدایت منابع به سمت کالاهای استراتژیک و زیرساختی، عملاً بستری براى تبديل دلار به كالاى ذيقيمت و رونق بازار دلالى ارز خواهد شد، و بدین ترتیب، این سیاست توزیعی که قرار بود ابزاری برای کنترل ارز باشد، خود به عاملی محرک برای بیثباتی قیمتها و تضعیف معیشت توده مردم تبدیل شود،
با توجه به کاهش صادرات و درآمدهای ارزی، تصمیم برای توزیع مستقیم ارز بر اساس هویت ملی از منظر اقتصاد سیاسی، اقدامی است که میتواند به عنوان یک «محرک تورمی» و «عامل تخلیه ذخایر ارزی» عمل کند.
در شرایط جنگی و چالش صادرات، كشور از هر زمان دیگری به ارز برای بخش تولیدو تقویت زیرساختهای صادراتی و واردات كالاهاى اساسى نیاز دارد. جایگزین کردن این اولویتها با توزیع عمومی ارز، عملاً به معنای قربانی کردن -«تولیدگری» به پای «مصرفگرایی کوتاهمدت» و تزريق مسكن سرطان زااست.
بنابراين در این وضعیت،هرگونه توزيع ارز به سمت بازار مصرف (دلالي) شود، در واقع به معنای «تخلیه ذخایر استراتژیک» است. https://t.me/ngojurists
Telegram
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
The Association of Iranian Jurists Defending Human Rights
✍️ن_احمدلو
بسمه تعالى
" مجاهدان ميدان"
در زمان مواجهه با تهاجم نظامى وتهدیدات امنیتی ، حضور تودههای مردم در میادین،تنها یک اقدام نمادین نیست، بلکه یک «مؤلفه دفاعی غیرنظامی»است ،
حضور پرشور مردم در میدان، پیامی مستقیم به نیروهای مسلح و مدافعان مرزها ارسال كرد که "شما در نبرد با دشمن، تنها نیستید و پشتِ دیوار دفاعی خود، یک ملتِ واحد و آماده ایستاده است"و این امر باعث افزایش مقاومت روانی نیروهای نظامی و جلوگیری از اثرگذاریِ روانشناختیِ حملات دشمن از قبيل ایجاد ترس و ناامیدی شد.
یکی از ابزارهای اصلی دشمن ایجاد شکاف میان ملت و حاكميت است كه حضور مردم در میادین ،تلاشها دشمن را خنثی مى كند و «جبهه داخلی» را به عنوان یک سنگر تسخیرناپذیر معرفی میکند که هرگونه تلاطم یا تلاش برای تضعیف انسجام ملی را بیاثر میسازد.
از نظر حقوق بینالملل و علوم سیاسی، وقتی یک ملت در میادین حضور مییابد تا از حاکمیت و استقلال خود دفاع کند، این یک اعلام ارادهی جمعی است که دفاع از خاک کشور، تنها یک تصمیم حکومتی نیست، بلکه خواستهی عمومی و ارادهی حاکم بر جامعه است.ادامه دارد https://t.me/ngojurists
بسمه تعالى
" مجاهدان ميدان"
در زمان مواجهه با تهاجم نظامى وتهدیدات امنیتی ، حضور تودههای مردم در میادین،تنها یک اقدام نمادین نیست، بلکه یک «مؤلفه دفاعی غیرنظامی»است ،
حضور پرشور مردم در میدان، پیامی مستقیم به نیروهای مسلح و مدافعان مرزها ارسال كرد که "شما در نبرد با دشمن، تنها نیستید و پشتِ دیوار دفاعی خود، یک ملتِ واحد و آماده ایستاده است"و این امر باعث افزایش مقاومت روانی نیروهای نظامی و جلوگیری از اثرگذاریِ روانشناختیِ حملات دشمن از قبيل ایجاد ترس و ناامیدی شد.
یکی از ابزارهای اصلی دشمن ایجاد شکاف میان ملت و حاكميت است كه حضور مردم در میادین ،تلاشها دشمن را خنثی مى كند و «جبهه داخلی» را به عنوان یک سنگر تسخیرناپذیر معرفی میکند که هرگونه تلاطم یا تلاش برای تضعیف انسجام ملی را بیاثر میسازد.
از نظر حقوق بینالملل و علوم سیاسی، وقتی یک ملت در میادین حضور مییابد تا از حاکمیت و استقلال خود دفاع کند، این یک اعلام ارادهی جمعی است که دفاع از خاک کشور، تنها یک تصمیم حکومتی نیست، بلکه خواستهی عمومی و ارادهی حاکم بر جامعه است.ادامه دارد https://t.me/ngojurists
Telegram
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
The Association of Iranian Jurists Defending Human Rights
✍️ن_احمدلو
بسمه تعالى
"مجاهدان ميدان"
(بخش دوم)
در وضعيت جنگى و تهدیدات ايجاد آشوب از ناحيه مزدوران دشمن،حضور مقتدرانهی ملت در عرصههای عمومی و میادین، فراتر از یک ابراز وفاداری بوده و يك سنگر دفاعیِ غير عامل است. این حضور با پرچم مقدس جمهورى اسلامى و شعار ایستادگی و مقاومت،نه تنها روحیه دفاعیِ مدافعان میهن را دوچندان میکند، بلکه هرگونه تلاش دشمن برای تضعیف جبهه داخلی و ایجاد شکاف میان ملت و حاکمیت و ايجاد آشوب را در نطفه خفه مى كند، و پیام روشنی به جهانیان داردكه دفاع از میهن، مأموریتی ملی و حاکمیتی است که در کالبد تکتک شهروندان جاری است.
حضور در میادین، تنها یک حرکت نیست؛ بلکه صدای بلندِ حق و ایستادگی در برابر باطل است. وقتی ملت با شعار "ميدان(نبرد) با شما و خيابان با ما" برای دفاع از حاکمیت کشور در میدانها حاضر میشوند، در واقع سدّی پولادین در برابر نفوذ و تهاجم دشمن میسازند و به دشمن ثابت میکنند كه حضور ما در صحنه، بزرگترین سلاحِ غیرنظامی ماست،و نشان میدهند که مرزهای این کشور، تنها خطوطی روی نقشه نیست، بلکه مرزهایی هست که تمام ملت باکالبدی زنده و پُر از اراده برای حفظ آن ایستادهاند و "هرگز تسلیم نخواهند شد"https://t.me/ngojurists
بسمه تعالى
"مجاهدان ميدان"
(بخش دوم)
در وضعيت جنگى و تهدیدات ايجاد آشوب از ناحيه مزدوران دشمن،حضور مقتدرانهی ملت در عرصههای عمومی و میادین، فراتر از یک ابراز وفاداری بوده و يك سنگر دفاعیِ غير عامل است. این حضور با پرچم مقدس جمهورى اسلامى و شعار ایستادگی و مقاومت،نه تنها روحیه دفاعیِ مدافعان میهن را دوچندان میکند، بلکه هرگونه تلاش دشمن برای تضعیف جبهه داخلی و ایجاد شکاف میان ملت و حاکمیت و ايجاد آشوب را در نطفه خفه مى كند، و پیام روشنی به جهانیان داردكه دفاع از میهن، مأموریتی ملی و حاکمیتی است که در کالبد تکتک شهروندان جاری است.
حضور در میادین، تنها یک حرکت نیست؛ بلکه صدای بلندِ حق و ایستادگی در برابر باطل است. وقتی ملت با شعار "ميدان(نبرد) با شما و خيابان با ما" برای دفاع از حاکمیت کشور در میدانها حاضر میشوند، در واقع سدّی پولادین در برابر نفوذ و تهاجم دشمن میسازند و به دشمن ثابت میکنند كه حضور ما در صحنه، بزرگترین سلاحِ غیرنظامی ماست،و نشان میدهند که مرزهای این کشور، تنها خطوطی روی نقشه نیست، بلکه مرزهایی هست که تمام ملت باکالبدی زنده و پُر از اراده برای حفظ آن ایستادهاند و "هرگز تسلیم نخواهند شد"https://t.me/ngojurists
Telegram
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
The Association of Iranian Jurists Defending Human Rights
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
Video
✍️ن_احمدلو
بسمه تعالى
"چهره بدون روتوش فرانسه"
فرانسه همواره مدعی پیشگامی در دفاع از حقوق مدنی و آزادیهای فردی بوده است. اما تکرار صحنههای برخورد خشن با دانشآموزان، تصویری متناقض از این مدعا ارائه میدهد،برخورد فیزیکی با دانشآموزان در جریان اعتراضات یا حتی در محیطهای کنترلشده، نشاندهنده شکست در مدیریت دیالوگ و جایگزینی «زبان قدرت» به جای «زبان قانون» است.
وقتی دانشآموزان، به جای حضور در کلاسهای درس، در خیابانهای پاریس به دلیل نبود امکانات اولیه و افت کیفیت آموزش به خیابان میآیند، نشان از یک بحران ساختاری در نظام آموزشی و اجتماعی فرانسه است. اما آنچه این بحران را به یک فاجعه انسانی تبدیل کرده، واکنش وحشیانه نیروهای امنیتی است ،گزارشهای رسیده از صحنه ها، حکایت از برخوردی فراتر از مهار تظاهرات دارد؛ حکایت از جراحتهای شدید، بازداشتهای دسته جمعی و سرکوبِ حقِ مطالبهی امکانات اولیه توسط دانشآموزان است.
از منظر حقوق بشر، اقدامات انجام شده در پاریس، نقض مستقیم کنوانسیونهای بینالمللی مربوط به حقوق کودک و حقوق مدنی است و دولتها موظفاند در مواجهه با تظاهرات، از "نیروی حداقلی" استفاده کنند، آنچه در پاریس رخ داد، "نیروی حداکثری" برای سرکوبِ یک مطالبهی آموزشی است.
وقتی دانشآموزان برای بهبود کیفیت آموزش و رفع کمبود امکانات تحصیلی به خیابانها میآیند، در واقع در حال اِعمال یکی از بنیادیترین حقوق انسانی خود هستند. اما پاسخ دولت فرانسه به این مطالبهی مشروع، با خشونت فیزیکی، جراحتهای شدید و بازداشتهای گسترده همراه بوده است، این اقدامات، نه تنها یک بحران اجتماعی، بلکه نقض آشکار و مستقیم اسناد حقوق بشری بینالمللی است.ادامه دارد
https://t.me/ngojurists
بسمه تعالى
"چهره بدون روتوش فرانسه"
فرانسه همواره مدعی پیشگامی در دفاع از حقوق مدنی و آزادیهای فردی بوده است. اما تکرار صحنههای برخورد خشن با دانشآموزان، تصویری متناقض از این مدعا ارائه میدهد،برخورد فیزیکی با دانشآموزان در جریان اعتراضات یا حتی در محیطهای کنترلشده، نشاندهنده شکست در مدیریت دیالوگ و جایگزینی «زبان قدرت» به جای «زبان قانون» است.
وقتی دانشآموزان، به جای حضور در کلاسهای درس، در خیابانهای پاریس به دلیل نبود امکانات اولیه و افت کیفیت آموزش به خیابان میآیند، نشان از یک بحران ساختاری در نظام آموزشی و اجتماعی فرانسه است. اما آنچه این بحران را به یک فاجعه انسانی تبدیل کرده، واکنش وحشیانه نیروهای امنیتی است ،گزارشهای رسیده از صحنه ها، حکایت از برخوردی فراتر از مهار تظاهرات دارد؛ حکایت از جراحتهای شدید، بازداشتهای دسته جمعی و سرکوبِ حقِ مطالبهی امکانات اولیه توسط دانشآموزان است.
از منظر حقوق بشر، اقدامات انجام شده در پاریس، نقض مستقیم کنوانسیونهای بینالمللی مربوط به حقوق کودک و حقوق مدنی است و دولتها موظفاند در مواجهه با تظاهرات، از "نیروی حداقلی" استفاده کنند، آنچه در پاریس رخ داد، "نیروی حداکثری" برای سرکوبِ یک مطالبهی آموزشی است.
وقتی دانشآموزان برای بهبود کیفیت آموزش و رفع کمبود امکانات تحصیلی به خیابانها میآیند، در واقع در حال اِعمال یکی از بنیادیترین حقوق انسانی خود هستند. اما پاسخ دولت فرانسه به این مطالبهی مشروع، با خشونت فیزیکی، جراحتهای شدید و بازداشتهای گسترده همراه بوده است، این اقدامات، نه تنها یک بحران اجتماعی، بلکه نقض آشکار و مستقیم اسناد حقوق بشری بینالمللی است.ادامه دارد
https://t.me/ngojurists
Telegram
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
The Association of Iranian Jurists Defending Human Rights
✍️ن_احمدلو (بخش آخر)
بسمه تعالى
"چهره بدون روتوش فرانسه"
از منظر حقوق بینالملل و کنوانسیونهای حقوق کودک، استفاده از زور توسط نیروهای انتظامی و امنيتى باید تحت شرایطی بسیار محدود، متناسب و با هدف کنترل وضعیت باشد، نه به عنوان ابزاری برای تنبیه یا بازدارندگی تهاجمی. و برخورد فیزیکی با دانشآموزانی که در جایگاه «کودک» یا «نوجوان» طبق قوانین بینالمللی تعریف میشوند.
بسیاری از تحلیلگران، تظاهرات اخیر را ناشی از مسائل سیاسی نمیدانند، بلکه ریشه آن در یک بحران ساختاری در نظام آموزشی فرانسه مى دانند ،دانشآموزان با محیطهای آموزشی فرسوده، و شرایط نامساعد تحصیلی، دست و پنجه نرم میکنند،و در حال مبارزه برای بقای علمی خود وعدالت آموزشی هستند.
دولت فرانسه بر خلاف کنوانسیون جهانى حقوق کودک ،به خشونت و ضرب و جرح و باداشت دانش آموزان روى آورده است و جراحات شدید وارده به دانشآموزان ، نقض مستقیم اين كنوانسيون است.
همچنين بازداشت هزاران دانشآموز، با ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشردر تضاداست. این اقدامات، حقِ آزادی بیان و تجمع را که از ارکان اصلی دموکراسی و حقوق بشر است، به طور کامل از میان برده است ،بحران در پاریس، تنها یک درگیری خیابانی نیست؛ بلکه زنگ خطری برای تمام سیستمهای آموزشی و سیاسی كشورهاي اروپايي است.
صیانت از دانشآموزان در برابر خشونت، صرفاً یک مطالبه حقوقی نیست، بلکه ضرورتی برای بقای ارزشهای انسانی در جوامع نوين است.
جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی موظفند رفتار خشونت آميز فرانسه را محكوم كنند و نسبت به جراحات دانشآموزان و بازداشتهای غیرقانونی مطالبه حق نمايند و از دولت فرانسه بخواهندبه حاکمیت قانون و احترام به کرامت انسانی برگردد/https://t.me/ngojurists
بسمه تعالى
"چهره بدون روتوش فرانسه"
از منظر حقوق بینالملل و کنوانسیونهای حقوق کودک، استفاده از زور توسط نیروهای انتظامی و امنيتى باید تحت شرایطی بسیار محدود، متناسب و با هدف کنترل وضعیت باشد، نه به عنوان ابزاری برای تنبیه یا بازدارندگی تهاجمی. و برخورد فیزیکی با دانشآموزانی که در جایگاه «کودک» یا «نوجوان» طبق قوانین بینالمللی تعریف میشوند.
بسیاری از تحلیلگران، تظاهرات اخیر را ناشی از مسائل سیاسی نمیدانند، بلکه ریشه آن در یک بحران ساختاری در نظام آموزشی فرانسه مى دانند ،دانشآموزان با محیطهای آموزشی فرسوده، و شرایط نامساعد تحصیلی، دست و پنجه نرم میکنند،و در حال مبارزه برای بقای علمی خود وعدالت آموزشی هستند.
دولت فرانسه بر خلاف کنوانسیون جهانى حقوق کودک ،به خشونت و ضرب و جرح و باداشت دانش آموزان روى آورده است و جراحات شدید وارده به دانشآموزان ، نقض مستقیم اين كنوانسيون است.
همچنين بازداشت هزاران دانشآموز، با ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشردر تضاداست. این اقدامات، حقِ آزادی بیان و تجمع را که از ارکان اصلی دموکراسی و حقوق بشر است، به طور کامل از میان برده است ،بحران در پاریس، تنها یک درگیری خیابانی نیست؛ بلکه زنگ خطری برای تمام سیستمهای آموزشی و سیاسی كشورهاي اروپايي است.
صیانت از دانشآموزان در برابر خشونت، صرفاً یک مطالبه حقوقی نیست، بلکه ضرورتی برای بقای ارزشهای انسانی در جوامع نوين است.
جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی موظفند رفتار خشونت آميز فرانسه را محكوم كنند و نسبت به جراحات دانشآموزان و بازداشتهای غیرقانونی مطالبه حق نمايند و از دولت فرانسه بخواهندبه حاکمیت قانون و احترام به کرامت انسانی برگردد/https://t.me/ngojurists
Telegram
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
The Association of Iranian Jurists Defending Human Rights
✍️ن_احمدلو (بخش آخر)
بسمه تعالى
"چهره بدون روتوش فرانسه"
از منظر حقوق بینالملل و کنوانسیونهای حقوق کودک، استفاده از زور توسط نیروهای انتظامی و امنيتى باید تحت شرایطی بسیار محدود، متناسب و با هدف کنترل وضعیت باشد، نه به عنوان ابزاری برای تنبیه یا بازدارندگی تهاجمی. و برخورد فیزیکی با دانشآموزانی که در جایگاه «کودک» یا «نوجوان» طبق قوانین بینالمللی تعریف میشوند.
بسیاری از تحلیلگران، تظاهرات اخیر را ناشی از مسائل سیاسی نمیدانند، بلکه ریشه آن در یک بحران ساختاری در نظام آموزشی فرانسه مى دانند ،دانشآموزان با محیطهای آموزشی فرسوده، و شرایط نامساعد تحصیلی، دست و پنجه نرم میکنند،و در حال مبارزه برای بقای علمی خود وعدالت آموزشی هستند.
دولت فرانسه بر خلاف کنوانسیون جهانى حقوق کودک ،به خشونت و ضرب و جرح و باداشت دانش آموزان روى آورده است و جراحات شدید وارده به دانشآموزان ، نقض مستقیم اين كنوانسيون است.
همچنين بازداشت هزاران دانشآموز، با ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشردر تضاداست. این اقدامات، حقِ آزادی بیان و تجمع را که از ارکان اصلی دموکراسی و حقوق بشر است، به طور کامل از میان برده است ،بحران در پاریس، تنها یک درگیری خیابانی نیست؛ بلکه زنگ خطری برای تمام سیستمهای آموزشی و سیاسی كشورهاي اروپايي است.
صیانت از دانشآموزان در برابر خشونت، صرفاً یک مطالبه حقوقی نیست، بلکه ضرورتی برای بقای ارزشهای انسانی در جوامع نوين است.
جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی موظفند رفتار خشونت آميز فرانسه را محكوم كنند و نسبت به جراحات دانشآموزان و بازداشتهای غیرقانونی مطالبه حق نمايند و از دولت فرانسه بخواهندبه حاکمیت قانون و احترام به کرامت انسانی برگردد/https://t.me/ngojurists
بسمه تعالى
"چهره بدون روتوش فرانسه"
از منظر حقوق بینالملل و کنوانسیونهای حقوق کودک، استفاده از زور توسط نیروهای انتظامی و امنيتى باید تحت شرایطی بسیار محدود، متناسب و با هدف کنترل وضعیت باشد، نه به عنوان ابزاری برای تنبیه یا بازدارندگی تهاجمی. و برخورد فیزیکی با دانشآموزانی که در جایگاه «کودک» یا «نوجوان» طبق قوانین بینالمللی تعریف میشوند.
بسیاری از تحلیلگران، تظاهرات اخیر را ناشی از مسائل سیاسی نمیدانند، بلکه ریشه آن در یک بحران ساختاری در نظام آموزشی فرانسه مى دانند ،دانشآموزان با محیطهای آموزشی فرسوده، و شرایط نامساعد تحصیلی، دست و پنجه نرم میکنند،و در حال مبارزه برای بقای علمی خود وعدالت آموزشی هستند.
دولت فرانسه بر خلاف کنوانسیون جهانى حقوق کودک ،به خشونت و ضرب و جرح و باداشت دانش آموزان روى آورده است و جراحات شدید وارده به دانشآموزان ، نقض مستقیم اين كنوانسيون است.
همچنين بازداشت هزاران دانشآموز، با ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشردر تضاداست. این اقدامات، حقِ آزادی بیان و تجمع را که از ارکان اصلی دموکراسی و حقوق بشر است، به طور کامل از میان برده است ،بحران در پاریس، تنها یک درگیری خیابانی نیست؛ بلکه زنگ خطری برای تمام سیستمهای آموزشی و سیاسی كشورهاي اروپايي است.
صیانت از دانشآموزان در برابر خشونت، صرفاً یک مطالبه حقوقی نیست، بلکه ضرورتی برای بقای ارزشهای انسانی در جوامع نوين است.
جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی موظفند رفتار خشونت آميز فرانسه را محكوم كنند و نسبت به جراحات دانشآموزان و بازداشتهای غیرقانونی مطالبه حق نمايند و از دولت فرانسه بخواهندبه حاکمیت قانون و احترام به کرامت انسانی برگردد/https://t.me/ngojurists
Telegram
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
The Association of Iranian Jurists Defending Human Rights
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
Video
✍️ن_احمدلو (بخش آخر)
بسمه تعالى
"چهره بدون روتوش فرانسه"
از منظر حقوق بینالملل و کنوانسیونهای حقوق کودک، استفاده از زور توسط نیروهای انتظامی و امنيتى باید تحت شرایطی بسیار محدود، متناسب و با هدف کنترل وضعیت باشد، نه به عنوان ابزاری برای تنبیه یا بازدارندگی تهاجمی. و برخورد فیزیکی با دانشآموزانی که در جایگاه «کودک» یا «نوجوان» طبق قوانین بینالمللی تعریف میشوند.
بسیاری از تحلیلگران، تظاهرات اخیر را ناشی از مسائل سیاسی نمیدانند، بلکه ریشه آن در یک بحران ساختاری در نظام آموزشی فرانسه مى دانند ،دانشآموزان با محیطهای آموزشی فرسوده، و شرایط نامساعد تحصیلی، دست و پنجه نرم میکنند،و در حال مبارزه برای بقای علمی خود وعدالت آموزشی هستند.
دولت فرانسه بر خلاف کنوانسیون جهانى حقوق کودک ،به خشونت و ضرب و جرح و باداشت دانش آموزان روى آورده است و جراحات شدید وارده به دانشآموزان ، نقض مستقیم اين كنوانسيون است.
همچنين بازداشت هزاران دانشآموز، با ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشردر تضاداست. این اقدامات، حقِ آزادی بیان و تجمع را که از ارکان اصلی دموکراسی و حقوق بشر است، به طور کامل از میان برده است ،بحران در پاریس، تنها یک درگیری خیابانی نیست؛ بلکه زنگ خطری برای تمام سیستمهای آموزشی و سیاسی كشورهاي اروپايي است.
صیانت از دانشآموزان در برابر خشونت، صرفاً یک مطالبه حقوقی نیست، بلکه ضرورتی برای بقای ارزشهای انسانی در جوامع نوين است.
جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی موظفند رفتار خشونت آميز فرانسه را محكوم كنند و نسبت به جراحات دانشآموزان و بازداشتهای غیرقانونی مطالبه حق نمايند و از دولت فرانسه بخواهندبه حاکمیت قانون و احترام به کرامت انسانی برگردد/https://t.me/ngojurists
بسمه تعالى
"چهره بدون روتوش فرانسه"
از منظر حقوق بینالملل و کنوانسیونهای حقوق کودک، استفاده از زور توسط نیروهای انتظامی و امنيتى باید تحت شرایطی بسیار محدود، متناسب و با هدف کنترل وضعیت باشد، نه به عنوان ابزاری برای تنبیه یا بازدارندگی تهاجمی. و برخورد فیزیکی با دانشآموزانی که در جایگاه «کودک» یا «نوجوان» طبق قوانین بینالمللی تعریف میشوند.
بسیاری از تحلیلگران، تظاهرات اخیر را ناشی از مسائل سیاسی نمیدانند، بلکه ریشه آن در یک بحران ساختاری در نظام آموزشی فرانسه مى دانند ،دانشآموزان با محیطهای آموزشی فرسوده، و شرایط نامساعد تحصیلی، دست و پنجه نرم میکنند،و در حال مبارزه برای بقای علمی خود وعدالت آموزشی هستند.
دولت فرانسه بر خلاف کنوانسیون جهانى حقوق کودک ،به خشونت و ضرب و جرح و باداشت دانش آموزان روى آورده است و جراحات شدید وارده به دانشآموزان ، نقض مستقیم اين كنوانسيون است.
همچنين بازداشت هزاران دانشآموز، با ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشردر تضاداست. این اقدامات، حقِ آزادی بیان و تجمع را که از ارکان اصلی دموکراسی و حقوق بشر است، به طور کامل از میان برده است ،بحران در پاریس، تنها یک درگیری خیابانی نیست؛ بلکه زنگ خطری برای تمام سیستمهای آموزشی و سیاسی كشورهاي اروپايي است.
صیانت از دانشآموزان در برابر خشونت، صرفاً یک مطالبه حقوقی نیست، بلکه ضرورتی برای بقای ارزشهای انسانی در جوامع نوين است.
جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی موظفند رفتار خشونت آميز فرانسه را محكوم كنند و نسبت به جراحات دانشآموزان و بازداشتهای غیرقانونی مطالبه حق نمايند و از دولت فرانسه بخواهندبه حاکمیت قانون و احترام به کرامت انسانی برگردد/https://t.me/ngojurists
Telegram
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
The Association of Iranian Jurists Defending Human Rights
✍️ن- احمدلو
بسمه تعالى
شناخت شخصیتهای بزرگ تاریخ، نیازمند بررسی دقیق ابعاد گوناگون زندگی، اندیشه و سیره عملی آنهاست. در میان اسطورههای معنویت و فضیلت در تاریخ اسلام، حضرت فاطمه زهراسلاماللهعلیها جایگاهی بیبدیل و یگانه دارد،ایشان نه تنها به عنوان پاره تن پیامبر صلیاللهعلیهوآله وسلم و الگوی کامل زنان جهان شناخته میشوند، بلکه به عنوان یک انسانِ کامل، اسوهای جاودان برای تمامی حقطلبان و آزادیخواهان تاریخ به شمار می روند.
سیره حضرت زهرا (س) نشاندهنده اوجِ حضور آگاهانه، شجاعانه و مسئولانه در عرصه اجتماع و سیاست است.
در بحبوحه تحولات خطیر سیاسی، با ایراد خطبهای غرا و مستدل فدکیه به دفاع از حقوق مشروع ولایت و حاکمیت اسلامی پرداختند و با بیانات عمیق سیاسی، کلامی و حقوقی در دفاع از اصول اسلام ناب محمدی و روشنگری جامعه اسلامی در برابر انحراف ايستادند
زهد و سادهزیستی حضرت فاطمه سلام الله عليها ریشه در بیاعتنایی به زرق و برق دنیا داشت. خانه محقر ایشان کانون نزول آیات سوره «هل اتى» در مقام ایثار و انفاق طعام به فقیر، اسیر و یتیم بود.
حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها فراتر از مرزهای زمان و مکان، الگویی زنده و پویا برای تمامی انسانهایی است که جویای کمال، حقیقت، عدالت و کرامت انسانی هستند. بررسی زندگی و سیره ایشان نشان میدهد که یک زن مسلمان میتواند در اوج عفاف و پاکدامنی خانوادگی، در عرصههای معنوی، اجتماعی و سیاسی پیشگام، بصیر و تاثیرگذار باشد. گرامیداشت یاد و نام این بانوی بینظیر، در گرو شناخت ژرفای اندیشه و پیادهسازی فضائل اخلاقی و سیرهی ایشان در زندگی فردی و اجتماعی است./٣ آبان ماه
https://t.me/ngojurists
بسمه تعالى
شناخت شخصیتهای بزرگ تاریخ، نیازمند بررسی دقیق ابعاد گوناگون زندگی، اندیشه و سیره عملی آنهاست. در میان اسطورههای معنویت و فضیلت در تاریخ اسلام، حضرت فاطمه زهراسلاماللهعلیها جایگاهی بیبدیل و یگانه دارد،ایشان نه تنها به عنوان پاره تن پیامبر صلیاللهعلیهوآله وسلم و الگوی کامل زنان جهان شناخته میشوند، بلکه به عنوان یک انسانِ کامل، اسوهای جاودان برای تمامی حقطلبان و آزادیخواهان تاریخ به شمار می روند.
سیره حضرت زهرا (س) نشاندهنده اوجِ حضور آگاهانه، شجاعانه و مسئولانه در عرصه اجتماع و سیاست است.
در بحبوحه تحولات خطیر سیاسی، با ایراد خطبهای غرا و مستدل فدکیه به دفاع از حقوق مشروع ولایت و حاکمیت اسلامی پرداختند و با بیانات عمیق سیاسی، کلامی و حقوقی در دفاع از اصول اسلام ناب محمدی و روشنگری جامعه اسلامی در برابر انحراف ايستادند
زهد و سادهزیستی حضرت فاطمه سلام الله عليها ریشه در بیاعتنایی به زرق و برق دنیا داشت. خانه محقر ایشان کانون نزول آیات سوره «هل اتى» در مقام ایثار و انفاق طعام به فقیر، اسیر و یتیم بود.
حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها فراتر از مرزهای زمان و مکان، الگویی زنده و پویا برای تمامی انسانهایی است که جویای کمال، حقیقت، عدالت و کرامت انسانی هستند. بررسی زندگی و سیره ایشان نشان میدهد که یک زن مسلمان میتواند در اوج عفاف و پاکدامنی خانوادگی، در عرصههای معنوی، اجتماعی و سیاسی پیشگام، بصیر و تاثیرگذار باشد. گرامیداشت یاد و نام این بانوی بینظیر، در گرو شناخت ژرفای اندیشه و پیادهسازی فضائل اخلاقی و سیرهی ایشان در زندگی فردی و اجتماعی است./٣ آبان ماه
https://t.me/ngojurists
Telegram
جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر
The Association of Iranian Jurists Defending Human Rights