Forwarded from Pezhvaak | پژواک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 پایان حرفۀ یک کشیش
مدت زیادی بود که ویدئوهایی از یک کشیش ایرانی در فضای مجازی دستبهدست میشد. در این فرصت به سطح علمی او میپردازیم و به چند شبهه که دربارۀ اسلام مطرح کرده است پاسخ میدهیم.
مقدمه 00:00
شاهکار کشیش در نقد ترجمۀ الهیقمشهای 02:06
آیا سیوطی قائل به تحریف قرآن است؟ 03:44
معنای ﴿الصمد﴾ چیست؟ 05:56
آیا قرآن دربارۀ شرک مسیحیان اشتباه کرده است؟! 12:44
در یوتوب، با کیفیت دلخواه تماشا کنید
#ویدئو
__________________
@pezhvaak_ch
مدت زیادی بود که ویدئوهایی از یک کشیش ایرانی در فضای مجازی دستبهدست میشد. در این فرصت به سطح علمی او میپردازیم و به چند شبهه که دربارۀ اسلام مطرح کرده است پاسخ میدهیم.
مقدمه 00:00
شاهکار کشیش در نقد ترجمۀ الهیقمشهای 02:06
آیا سیوطی قائل به تحریف قرآن است؟ 03:44
معنای ﴿الصمد﴾ چیست؟ 05:56
آیا قرآن دربارۀ شرک مسیحیان اشتباه کرده است؟! 12:44
در یوتوب، با کیفیت دلخواه تماشا کنید
#ویدئو
__________________
@pezhvaak_ch
❤110👍16🔥9👎1
نقد شبهه شماره 1.pdf
5.1 MB
📚عنوان مقاله: نقدِ شبهه شماره 1: درباره منشأ خیر و شر
✍️تحقیق و گردآوری: محمد عزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 21
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
نویسنده در این مقاله به بررسی یکی از شبهات رایج درباره منشأ خیر و شر در قرآن کریم میپردازد و نشان میدهد که میان آیات قرآن در این باره تناقضی وجود ندارد. نویسنده ابتدا ادعای شبههگران را مطرح میکند که چرا در برخی آیات، همه چیز به خداوند نسبت داده شده و در برخی دیگر، شرور به نفس انسان منسوب شده است. سپس توضیح میدهد که...
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
✍️تحقیق و گردآوری: محمد عزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 21
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
نویسنده در این مقاله به بررسی یکی از شبهات رایج درباره منشأ خیر و شر در قرآن کریم میپردازد و نشان میدهد که میان آیات قرآن در این باره تناقضی وجود ندارد. نویسنده ابتدا ادعای شبههگران را مطرح میکند که چرا در برخی آیات، همه چیز به خداوند نسبت داده شده و در برخی دیگر، شرور به نفس انسان منسوب شده است. سپس توضیح میدهد که...
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤53👍5
چه چیزی در زندگی ما تغییر کرده است؟
اگر چند دهه پیش از کسی میپرسیدید: «از زندگی چه میخواهی؟» با آرامش و رضایت میگفت:
«پردهپوشی و حفاظت خدا، رزق و روزی کافی و فرزندانی صالح.»
امّا اگر امروزه همین سؤال را از کسی بپرسید، پاسخ او با اضطراب، آرزوهای بیپایان و تلاش مداوم برای رسیدن به اهدافی همراه است که حتی پس از رسیدن به آنها، باز هم سیرش نمیکنند.
چه چیزی تغییر کرده است؟
مشکل ما در عصر حاضر لزوماً «کمبود امکانات» نیست؛ بلکه «بالا رفتن توقعات» است. فرهنگ مصرفگرای مدرن توانسته بسیاری از چیزهای غیرضروری را به نیازهای اساسی تبدیل کند و در وجود ما احساس دائمیِ فقر و محرومیت به وجود آورد؛ بهگونهای که با وجود نعمتهای فراوانی که الله تعالی به ما بخشیده، باز هم خود را نیازمند و محروم میبینیم.
این معضل اساسی بر سه حقیقت استوار است که بسیاری از ما از آنها غافلیم:
۱. توهم «سکوی نقرهای»؛ روانشناسی مقایسه
ما خوشبختی خود را فقط با آنچه داریم نمیسنجیم؛ بلکه آن را با داشتههای دیگران مقایسه میکنیم. در گذشته، دایرهٔ مقایسه ما بیشتر به همسایهها و خویشاوندان محدود میشد؛ اما اکنون، به لطف فضای مجازی، تقریباً تمام جهان به محیط مقایسهٔ ما تبدیل شده است.
ما لحظههای گزیدهای از زندگی دیگران را میبینیم؛ سفرهایشان، غذاهایشان، موفقیتهایشان و بهترین لحظات زندگیشان را، سپس، ناخودآگاه، پشتصحنهٔ زندگی معمولی خودمان را با صحنههای انتخابشدهٔ زندگی دیگران مقایسه میکنیم و احساس میکنیم از زندگی عقب ماندهایم.
۲. گرفتار شدن در «چرخهٔ بیپایان»
در روانشناسی پدیدهای وجود دارد که میتوان آن را «سازگاری تدریجی فزاینده» نامید؛ یعنی انسان خیلی زود به نعمتهای جدید عادت میکند، لذت و اشتیاق اولیهاش از بین میرود و دوباره چشم به چیزی بالاتر میدوزد.
کسی که دائماً به دنبال ظاهر بهتر، امکانات بیشتر و دارایی بیشتر است، شبیه کسی است که از آب دریا مینوشد؛ هرچه بیشتر بنوشد، تشنهتر میشود. خوشبختی فقط در زیاد داشتن نیست؛ بلکه در تواناییِ لذت بردن از داشتهها و قدردانی از آنهاست.
۳. از دست دادن «مرکزیت اخلاقی»
وقتی دل انسان از تعلق به آخرت و تلاش برای بر جای گذاشتن اثری نافع خالی شود، امور مادی کمکم به معیار ارزش او تبدیل میشوند.
انسان به جای آنکه بندهٔ خدا باشد، به کسی تبدیل میشود که دائماً میخواهد در نگاه مردم، موفق و جذاب به نظر برسد. و فاصلهٔ زیادی است میان آزادیِ بندگی خدا و ذلتِ تلاش دائمی برای جلب رضایت و تحسین دیگران.
چگونه تعادل از دسترفته را بازگردانیم؟
راه خروج از این چرخه، رها کردن دنیا و کنارهگیری از زندگی نیست؛ بلکه زهدی آگاهانه است؛ یعنی دنیا را در دست داشته باشیم، اما اجازه ندهیم در قلبمان جای بگیرد.
این مسیر را میتوان با سه گام آغاز کرد:
۱. پذیرفتن معیار «کفایت و برکت»
رزق و روزی فقط یک عدد و مقدار نیست؛ مهمتر از مقدار، اثری است که آن رزق بر آرامش روح، رشد عقل و اندیشهٔ انسان میگذارد. رزق اندکی که آرامش و اطمینان به همراه داشته باشد، از رزق فراوانی که اضطراب و پریشانی به دنبال دارد، ارزشمندتر است.
۲. تمرین «رژیم دیجیتال»
باید پنجرههایی را که هوای مقایسه را وارد قلبمان میکنند، ببندیم.
لازم نیست از تمام جزئیات زندگی افراد مشهور، ثروتمندان یا حتی اطرافیانمان باخبر باشیم. حفظ آرامش و رضایت قلب، ارزشمندتر از ارضای یک کنجکاوی زودگذر است.
۳. بخشنده باشیم
لذتِ گرفتن و مالک شدن، معمولاً کوتاه است؛ اما لذتِ بخشیدن، ساختن و اثر گذاشتن، ماندگارتر است و روح انسان را از معنا سرشار میکند. به دنبال ایدهای باشید که از طریق آن به مردم سود برسانید؛ دانشی که بتوانید منتشر کنید؛ یا خانوادهای که بتوانید پشتیبان آن باشید.آنگاه خواهید دید که مادیات، کمکم در نگاهتان کمارزش میشوند.
این زندگی سفری کوتاه است. انسان برای جمع کردن مال و بیشتر داشتن آفریده نشده است؛ بلکه آمده تا چراغی باشد که خیر و آگاهی بتاباند. پس بیایید بارهای اضافی را سبک کنیم، جهت خود را اصلاح کنیم و به یاد داشته باشیم:
ثروتمندترین انسان کسی نیست که بیشترین دارایی را دارد؛ بلکه کسی است که دلش به خدا غنیتر، از وابستگی به غیر او آزادتر و از آرامش و سلامت سرشارتر است.
خداوند ما و شما را حفظ کند و به ما دلهایی راضی و قانع و عقلهایی آگاه و روشن عطا فرماید.
✍️ نویسنده: دکتر عبدالکریم محمد الحسن
🔖 برگردان فارسی: المیرا حسینی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
اگر چند دهه پیش از کسی میپرسیدید: «از زندگی چه میخواهی؟» با آرامش و رضایت میگفت:
«پردهپوشی و حفاظت خدا، رزق و روزی کافی و فرزندانی صالح.»
امّا اگر امروزه همین سؤال را از کسی بپرسید، پاسخ او با اضطراب، آرزوهای بیپایان و تلاش مداوم برای رسیدن به اهدافی همراه است که حتی پس از رسیدن به آنها، باز هم سیرش نمیکنند.
چه چیزی تغییر کرده است؟
مشکل ما در عصر حاضر لزوماً «کمبود امکانات» نیست؛ بلکه «بالا رفتن توقعات» است. فرهنگ مصرفگرای مدرن توانسته بسیاری از چیزهای غیرضروری را به نیازهای اساسی تبدیل کند و در وجود ما احساس دائمیِ فقر و محرومیت به وجود آورد؛ بهگونهای که با وجود نعمتهای فراوانی که الله تعالی به ما بخشیده، باز هم خود را نیازمند و محروم میبینیم.
این معضل اساسی بر سه حقیقت استوار است که بسیاری از ما از آنها غافلیم:
۱. توهم «سکوی نقرهای»؛ روانشناسی مقایسه
ما خوشبختی خود را فقط با آنچه داریم نمیسنجیم؛ بلکه آن را با داشتههای دیگران مقایسه میکنیم. در گذشته، دایرهٔ مقایسه ما بیشتر به همسایهها و خویشاوندان محدود میشد؛ اما اکنون، به لطف فضای مجازی، تقریباً تمام جهان به محیط مقایسهٔ ما تبدیل شده است.
ما لحظههای گزیدهای از زندگی دیگران را میبینیم؛ سفرهایشان، غذاهایشان، موفقیتهایشان و بهترین لحظات زندگیشان را، سپس، ناخودآگاه، پشتصحنهٔ زندگی معمولی خودمان را با صحنههای انتخابشدهٔ زندگی دیگران مقایسه میکنیم و احساس میکنیم از زندگی عقب ماندهایم.
۲. گرفتار شدن در «چرخهٔ بیپایان»
در روانشناسی پدیدهای وجود دارد که میتوان آن را «سازگاری تدریجی فزاینده» نامید؛ یعنی انسان خیلی زود به نعمتهای جدید عادت میکند، لذت و اشتیاق اولیهاش از بین میرود و دوباره چشم به چیزی بالاتر میدوزد.
کسی که دائماً به دنبال ظاهر بهتر، امکانات بیشتر و دارایی بیشتر است، شبیه کسی است که از آب دریا مینوشد؛ هرچه بیشتر بنوشد، تشنهتر میشود. خوشبختی فقط در زیاد داشتن نیست؛ بلکه در تواناییِ لذت بردن از داشتهها و قدردانی از آنهاست.
۳. از دست دادن «مرکزیت اخلاقی»
وقتی دل انسان از تعلق به آخرت و تلاش برای بر جای گذاشتن اثری نافع خالی شود، امور مادی کمکم به معیار ارزش او تبدیل میشوند.
انسان به جای آنکه بندهٔ خدا باشد، به کسی تبدیل میشود که دائماً میخواهد در نگاه مردم، موفق و جذاب به نظر برسد. و فاصلهٔ زیادی است میان آزادیِ بندگی خدا و ذلتِ تلاش دائمی برای جلب رضایت و تحسین دیگران.
چگونه تعادل از دسترفته را بازگردانیم؟
راه خروج از این چرخه، رها کردن دنیا و کنارهگیری از زندگی نیست؛ بلکه زهدی آگاهانه است؛ یعنی دنیا را در دست داشته باشیم، اما اجازه ندهیم در قلبمان جای بگیرد.
این مسیر را میتوان با سه گام آغاز کرد:
۱. پذیرفتن معیار «کفایت و برکت»
رزق و روزی فقط یک عدد و مقدار نیست؛ مهمتر از مقدار، اثری است که آن رزق بر آرامش روح، رشد عقل و اندیشهٔ انسان میگذارد. رزق اندکی که آرامش و اطمینان به همراه داشته باشد، از رزق فراوانی که اضطراب و پریشانی به دنبال دارد، ارزشمندتر است.
۲. تمرین «رژیم دیجیتال»
باید پنجرههایی را که هوای مقایسه را وارد قلبمان میکنند، ببندیم.
لازم نیست از تمام جزئیات زندگی افراد مشهور، ثروتمندان یا حتی اطرافیانمان باخبر باشیم. حفظ آرامش و رضایت قلب، ارزشمندتر از ارضای یک کنجکاوی زودگذر است.
۳. بخشنده باشیم
لذتِ گرفتن و مالک شدن، معمولاً کوتاه است؛ اما لذتِ بخشیدن، ساختن و اثر گذاشتن، ماندگارتر است و روح انسان را از معنا سرشار میکند. به دنبال ایدهای باشید که از طریق آن به مردم سود برسانید؛ دانشی که بتوانید منتشر کنید؛ یا خانوادهای که بتوانید پشتیبان آن باشید.آنگاه خواهید دید که مادیات، کمکم در نگاهتان کمارزش میشوند.
این زندگی سفری کوتاه است. انسان برای جمع کردن مال و بیشتر داشتن آفریده نشده است؛ بلکه آمده تا چراغی باشد که خیر و آگاهی بتاباند. پس بیایید بارهای اضافی را سبک کنیم، جهت خود را اصلاح کنیم و به یاد داشته باشیم:
ثروتمندترین انسان کسی نیست که بیشترین دارایی را دارد؛ بلکه کسی است که دلش به خدا غنیتر، از وابستگی به غیر او آزادتر و از آرامش و سلامت سرشارتر است.
خداوند ما و شما را حفظ کند و به ما دلهایی راضی و قانع و عقلهایی آگاه و روشن عطا فرماید.
✍️ نویسنده: دکتر عبدالکریم محمد الحسن
🔖 برگردان فارسی: المیرا حسینی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤141👍32👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽 استاد محمد قطب (رحمهالله)
🔻کلیپی بسیار مهم و قابل تأمل که در آن موضوعات بسیار مهم ذیل تبیین میشوند:
▪️ روش اسلام در درمان نا امیدی.
▪️ وظیفهی مسلمانان در زمان انتشار و چیرگی فساد.
▪️ چگونگی تربیت اسلامیِ نسل جدید در زمان فتنهها.
📝 ترجمه و زیرنویس: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
🔻کلیپی بسیار مهم و قابل تأمل که در آن موضوعات بسیار مهم ذیل تبیین میشوند:
▪️ روش اسلام در درمان نا امیدی.
▪️ وظیفهی مسلمانان در زمان انتشار و چیرگی فساد.
▪️ چگونگی تربیت اسلامیِ نسل جدید در زمان فتنهها.
📝 ترجمه و زیرنویس: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤73👍40🔥5👎3
Forwarded from Pezhvaak+
The Root of Islam’s Hatred of Jews.pdf
576.7 KB
این نوشتار به فرضیهای دربارهٔ سیرۀ پیغمبر ﷺ میپردازد که نفرت از یهودیان در دوران مدنی را ناشی از شکست و ناکامی سیاسی در جنگ قدرت میداند. هدف نوشتار، افزون بر نقد این فرضیه، بررسی دلایل اسلامنیاوردن یهودیان و نیز ارزیابی ادعای تقلید اسلام از یهودیت، با تکیه بر قرآن، منابع سیره و آثار یهودی است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤72👍12🔥6👎1
نقد شبهه شماره 2.pdf
5 MB
📚عنوان مقاله: نقدِ شبهه شماره 2: امر به فحشا
✍️تحقیق و گردآوری: محمد عزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 20
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله دومین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی روشمند، به تحلیل و پاسخگویی به شبههٔ «امر به فحشا» میپردازد؛ شبههای که ادعا میکند میان آیات نکوهش فحشا و آیاتی که از «امرِ الهی به فسق» سخن میگویند، مانند آیه هلاکت مترفین، تعارض وجود دارد.
نویسنده با ترسیم دقیق ساختار منطقی این شبهه و بررسی دقیق سیاق و تفاسیر قرآنی، تلاش میکند تا ضمن رفع این ابهام، تبیین کند که چگونه فهم نادرست منجر به چنین برداشتهای ناصواب از آیات قرآن شده است.
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
✍️تحقیق و گردآوری: محمد عزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 20
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله دومین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی روشمند، به تحلیل و پاسخگویی به شبههٔ «امر به فحشا» میپردازد؛ شبههای که ادعا میکند میان آیات نکوهش فحشا و آیاتی که از «امرِ الهی به فسق» سخن میگویند، مانند آیه هلاکت مترفین، تعارض وجود دارد.
نویسنده با ترسیم دقیق ساختار منطقی این شبهه و بررسی دقیق سیاق و تفاسیر قرآنی، تلاش میکند تا ضمن رفع این ابهام، تبیین کند که چگونه فهم نادرست منجر به چنین برداشتهای ناصواب از آیات قرآن شده است.
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤51👍8🔥2👎1
Forwarded from Pezhvaak | پژواک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⁉️ ریشۀ نفرت اسلام از یهود
✍️ مقالۀ «ریشۀ نفرت اسلام از یهود»
✍️ یادداشت «ابنسینا و انقلاب جنسی»
__________________
@pezhvaak_ch
✍️ مقالۀ «ریشۀ نفرت اسلام از یهود»
✍️ یادداشت «ابنسینا و انقلاب جنسی»
__________________
@pezhvaak_ch
❤78🔥12👍5
سقوط ارزشها.pdf
1.1 MB
📚عنوان مقاله: سقوط ارزشها (اخلاق جهان در پی نفی اسلام چه شد؟)
✍️تألیف: م . ش
📄تعداد صفحات: 14
🗂ناشر: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
ما در عصری زندگی میکنیم که انسان، علیرغم فتحِ قلههای تکنولوژی و تسخیرِ فضا، در درهی عمیقِ "معنا" گم شده است. مدرنیته، آنگونه که در زرورقِ آزادی و رفاه پیچیده شده، در واقع حصاری است که دیوارهای آن را "نیازهای کاذب" و سقفش را "فردگراییِ مفرط" تشکیل میدهد. این کتاب، تلاشی است برای واکاویِ این بحرانِ بزرگ؛ تلاشی برای پرسش از این حقیقت که چرا جهانِ مدرن، علیرغم تمامِ پیشرفتهای مادی، از "کرامتِ انسانی" فاصله گرفته و به جایِ آرامش، به اضطرابِ وجودی تن داده است؟
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
✍️تألیف: م . ش
📄تعداد صفحات: 14
🗂ناشر: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
ما در عصری زندگی میکنیم که انسان، علیرغم فتحِ قلههای تکنولوژی و تسخیرِ فضا، در درهی عمیقِ "معنا" گم شده است. مدرنیته، آنگونه که در زرورقِ آزادی و رفاه پیچیده شده، در واقع حصاری است که دیوارهای آن را "نیازهای کاذب" و سقفش را "فردگراییِ مفرط" تشکیل میدهد. این کتاب، تلاشی است برای واکاویِ این بحرانِ بزرگ؛ تلاشی برای پرسش از این حقیقت که چرا جهانِ مدرن، علیرغم تمامِ پیشرفتهای مادی، از "کرامتِ انسانی" فاصله گرفته و به جایِ آرامش، به اضطرابِ وجودی تن داده است؟
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤61👍11🔥3👎1
عمربنسید-رحمهالله- (متوفی: 1863م)، طالب علمی که در آفریقا ربوده شد، و به عنوان برده به آمریکا منتقل گردید...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤107👍6🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما امت إقرأ (بخوان) نیستیم!!
استاد نایف بن نهار به تصحیح یک اشتباه رایج در بین مسلمانان میپردازد که خواندن و مطالعهی محض را از ویژگیهای امت اسلام میشمارند!
استاد نایف با عمیق شدن در مفاهیم قرآن کریم توضیح میدهد که چرا نباید بدون ضابطه به این مسئله باور داشته باشیم.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
استاد نایف بن نهار به تصحیح یک اشتباه رایج در بین مسلمانان میپردازد که خواندن و مطالعهی محض را از ویژگیهای امت اسلام میشمارند!
استاد نایف با عمیق شدن در مفاهیم قرآن کریم توضیح میدهد که چرا نباید بدون ضابطه به این مسئله باور داشته باشیم.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤93👍21🔥2👎1
نقد شبهه شماره 3.pdf
4.7 MB
📚عنوان مقاله: نقدِ شبهه شماره 3: علم غیب؛ اختصاص غیب به اللّه یا آگاهی پیامبران (علیهمالسلام)؟!
✍️تحقیق و گردآوری: محمدعزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 19
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله سومین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی تحلیلی و مستند، به بررسی و پاسخگویی به شبههٔ تعارض ظاهری آیات قرآن کریم پیرامون «علم غیب» میپردازد؛ شبههای که بر مبنای ناسازگاری میان نفی علم غیب از غیر خدا در آیاتی از قرآن کریم و اثبات آگاهی برخی پیامبران (علیهمالسلام) بر امور غیبی در آیاتی دیگر شکل گرفته است. نویسنده با بهرهگیری از روش تفسیر قرآن به قرآن، قواعد اصولی و کلامی، و با استناد به احادیث صحیح و اقوال مفسران متقدم و متأخر، منشأ این شبهه را در خلط میان «علم غیب ذاتی، ازلی، مستقل و فراگیر الهی» با «اطلاع غیبی عطایی، محدود، و وحیانی پیامبران (علیهمالسلام)» تبیین کرده است...
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
✍️تحقیق و گردآوری: محمدعزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 19
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله سومین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی تحلیلی و مستند، به بررسی و پاسخگویی به شبههٔ تعارض ظاهری آیات قرآن کریم پیرامون «علم غیب» میپردازد؛ شبههای که بر مبنای ناسازگاری میان نفی علم غیب از غیر خدا در آیاتی از قرآن کریم و اثبات آگاهی برخی پیامبران (علیهمالسلام) بر امور غیبی در آیاتی دیگر شکل گرفته است. نویسنده با بهرهگیری از روش تفسیر قرآن به قرآن، قواعد اصولی و کلامی، و با استناد به احادیث صحیح و اقوال مفسران متقدم و متأخر، منشأ این شبهه را در خلط میان «علم غیب ذاتی، ازلی، مستقل و فراگیر الهی» با «اطلاع غیبی عطایی، محدود، و وحیانی پیامبران (علیهمالسلام)» تبیین کرده است...
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤44👍3👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#سلسله_کلیپهای_سفر_یقین | قسمت ۵۲
عنوان: آیا جایزهٔ نوبل را به من خواهند داد؟!
سخنران: پروفسور ایاد قنیبی حفظهالله
ترجمه: خداداد مطاعیپور
زیرنویس و نشر: کانال «رد شبهات ملحدین»
بدون شک، یکی از عوامل تأثیرگذار در پذیرش نظریهٔ تکامل (فرگشت) در دنیای معاصر، این مسئله است که بسیاری از برندگان جایزهٔ نوبل به این نظریه باور دارند. از همین رو، برخی از ملحدان از این موضوع بهعنوان ابزاری برای زیر سؤال بردن دیدگاه مخالفان و تمسخر باورمندان به وجود خالق استفاده میکنند.
پروفسور ایاد قنیبی در این کلیپ، این مسئله را بررسی میکند و میکوشد با ارائهٔ دلایل و استدلالهای علمی، نشان دهد که صرفِ باور داشتن برندگان جایزهٔ نوبل به نظریهٔ تکامل، بهخودیخود دلیل علمی معتبری برای اثبات درستی آن نیست.
مشاهده و نشر این کلیپ را به تمام کسانی که در زمینهٔ نقد الحاد و بررسی انتقادی اندیشههای رایج در جهان غرب فعالیت میکنند، پیشنهاد میکنیم.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
عنوان: آیا جایزهٔ نوبل را به من خواهند داد؟!
سخنران: پروفسور ایاد قنیبی حفظهالله
ترجمه: خداداد مطاعیپور
زیرنویس و نشر: کانال «رد شبهات ملحدین»
بدون شک، یکی از عوامل تأثیرگذار در پذیرش نظریهٔ تکامل (فرگشت) در دنیای معاصر، این مسئله است که بسیاری از برندگان جایزهٔ نوبل به این نظریه باور دارند. از همین رو، برخی از ملحدان از این موضوع بهعنوان ابزاری برای زیر سؤال بردن دیدگاه مخالفان و تمسخر باورمندان به وجود خالق استفاده میکنند.
پروفسور ایاد قنیبی در این کلیپ، این مسئله را بررسی میکند و میکوشد با ارائهٔ دلایل و استدلالهای علمی، نشان دهد که صرفِ باور داشتن برندگان جایزهٔ نوبل به نظریهٔ تکامل، بهخودیخود دلیل علمی معتبری برای اثبات درستی آن نیست.
مشاهده و نشر این کلیپ را به تمام کسانی که در زمینهٔ نقد الحاد و بررسی انتقادی اندیشههای رایج در جهان غرب فعالیت میکنند، پیشنهاد میکنیم.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤43👍9👎2🔥1
❓ آیا انسان فقط ماده است؟
آیا حقیقت انسان تنها در ماده خلاصه میشود؟ اگر چنین است، کرامت انسانی، ارزشهای اخلاقی و هدف زندگی بر چه اساسی استوارند؟
📖 برگرفته از کتاب «آیا الحاد منشأ پوچگرایی در جهان است؟»
✍️ نویسنده: هیثم طلعت
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
آیا حقیقت انسان تنها در ماده خلاصه میشود؟ اگر چنین است، کرامت انسانی، ارزشهای اخلاقی و هدف زندگی بر چه اساسی استوارند؟
📖 برگرفته از کتاب «آیا الحاد منشأ پوچگرایی در جهان است؟»
✍️ نویسنده: هیثم طلعت
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤59👍8
نقد شبهه شماره 4.pdf
4.6 MB
📚عنوان مقاله: نقدِ شبهه شماره 4: تجدد علم الهی؛ آیا آزمون بندگان برای علم یافتن اللّه است؟
✍️تحقیق و گردآوری: محمدعزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 17
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله چهارمین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی تحلیلی و مستند، به بررسی و پاسخگویی به شبههٔ تعارض ظاهری آیات در خصوص «تجدد علم الهی» میپردازد. نویسنده با تکیه بر روش تفسیر قرآن به قرآن، احادیث صحیح، ادبیات عرب و اقوال مفسران اثبات میکند که میان نصوص قرآنی مربوطه هیچگونه تعارضی نیست، زیرا ابتلا و آزمون در حق پروردگار نه برای کشف مجهول، بلکه برای «ظهور معلوم ازلی در عالم واقع»، تمییز مؤمن از منافق، اقامهٔ حجت بر بندگان و ترتّب عدل در پاداش و کیفر بر اساس عمل محققشده است.
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
✍️تحقیق و گردآوری: محمدعزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 17
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله چهارمین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی تحلیلی و مستند، به بررسی و پاسخگویی به شبههٔ تعارض ظاهری آیات در خصوص «تجدد علم الهی» میپردازد. نویسنده با تکیه بر روش تفسیر قرآن به قرآن، احادیث صحیح، ادبیات عرب و اقوال مفسران اثبات میکند که میان نصوص قرآنی مربوطه هیچگونه تعارضی نیست، زیرا ابتلا و آزمون در حق پروردگار نه برای کشف مجهول، بلکه برای «ظهور معلوم ازلی در عالم واقع»، تمییز مؤمن از منافق، اقامهٔ حجت بر بندگان و ترتّب عدل در پاداش و کیفر بر اساس عمل محققشده است.
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤34👍4
وقتی میل و خواسته به واقعیت تبدیل میشود!
وقتی سخنی از آلدوس هاکسلی Aldous Huxley -نویسنده و خداناباور مشهور- دربارۀ میل تحققیافته خواندم، به یاد گفتوگویی افتادم که سالها پیش با جوانی در اواخر دهۀ بیست زندگیاش داشتم. او از من خواست برای گفتوگو دربارۀ «مسائل وجودی» با یکدیگر دیدار کنیم. در یکی از کافهها ملاقات کردیم و گفتوگویی آرام، یا بهتر بگویم سرد و بیروح، میانمان شکل گرفت؛ از شور و اشتیاق معمول در چنین بحثهایی خبری نبود.
از جانب او نوعی بیمیلی احساس میشد. کمکم برایم روشن شد که او نه در ایمان، بلکه در الحاد خود دچار تردید شده است. به نظر میرسید هدفش از این دیدار آن بود که نسبت به تصمیم خود برای خداناباوری اطمینان خاطر پیدا کند و صرفاً از استحکام برخی مسائل مطمئن گردد.
پس از آنکه طبق معمول دربارۀ چند موضوع اساسی صحبت کردیم، لبخندی زدم و گفتم: دوست دارم با من صادق باشی؛ چرا خداناباور شدی؟ چون به نظر میرسد مسئلۀ تو چندان ارتباطی با مباحث علمی ندارد. او نیز لبخندی زد و گفت: چیزهایی در زندگیام هست که نمیتوانم از آنها دست بکشم. عاشقشان هستم و به آنها اعتیاد دارم؛ اما ایمان زندگی را به کامم تلخ میکند! دلم همواره میان انجامدادن آن کارها و احساس گناه و معصیت در کشمکش است. دیگر تحمل این جهنم را ندارم. حتی وقتی آن کارها را انجام میدهم، دیگر مانند گذشته از آنها لذت نمیبرم؛ زیرا نفس سرزنشگرم پیش از انجامشان، هنگام انجامشان و پس از آن، پیوسته مرا ملامت میکند!
او در ادامه گفت: تکالیف دینی پرهزینه، خستهکننده و دشوارند و انجام ندادنشان نیز برایم بسیار دردناک است. برای خواندن نماز صبح از خواب برمیخاستم و این کار برایم سخت بود. اگر هم نمازم قضا میشد، وجدانم مرا سرزنش میکرد و غم و اندوه بر وجودم چیره میشد؛ عذابی که توان تحملش را نداشتم.
به همین دلیل میخواستم از همه اینها آسوده شوم و تنها راهی که پیش رویم میدیدم، کنار گذاشتن سرچشمۀ این ملامتها و سرزنشها بود: ایمان!
وقتی این سخنان را از او شنیدم، احساساتی متضاد در دلم پدید آمد. نمیدانستم باید از صراحتش تشکر کنم که راه را کوتاه کرده و روشن ساخته بود که مسئله، مسئلهای علمی نیست، بلکه جانبداری آگاهانه و ارادی از میلی است که میخواهد بیهیچ ملامت و نظارت و عذابوجدانی در دنیای واقعی مجال بروز پیدا کند، یا باید به حالش تأسف بخورم که چگونه شیطان توانسته او را به اشتباه بیندازد و فریب دهد و ایمان و وجدان را در نظرش به باری سنگین در زندگی تبدیل کند!
آن دیدار برایم درس مهمی داشت: پیش از آنکه وارد گفتوگویی بیحاصل و جدلی فرسایشی شوی که مدام به دور خود میچرخد، باید انگیزۀ واقعیِ تغییر باورهای طرف مقابلت را بشناسی؛ زیرا چهبسا که محرک اصلی او نه مسائل علمی و نه شبهات عقلی، بلکه مسائل روانی یا خواستههایی شخصی باشد که پشت ظواهر پرزرقوبرق و تکراریِ استدلالهای علمی و عقلی پنهان شدهاند.
آلدوس هاکسلی میگوید:
«من انگیزههایی داشتم که باعث میشد نخواهم جهان دارای معنا باشد؛ ازاینرو فرض را بر این گذاشتم که جهان واقعاً هیچ معنایی ندارد. برای من و بیشتر همعصرانم، فلسفۀ بیمعنایی در اصل ابزاری برای رهایی بود؛ از یکسو رهایی از یک نظام سیاسی و اقتصادی مشخص و از سوی دیگر، رهایی از یک نظام اخلاقی معین.»
و چنانکه داستایفسکی -نویسنده روس- گفته است:
«اگر خدا وجود نداشته باشد، همهچیز مجاز است.»
✍️ نویسنده: دکتر عایض الدوسری
🔖 بازبینی ترجمه و نشر: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
وقتی سخنی از آلدوس هاکسلی Aldous Huxley -نویسنده و خداناباور مشهور- دربارۀ میل تحققیافته خواندم، به یاد گفتوگویی افتادم که سالها پیش با جوانی در اواخر دهۀ بیست زندگیاش داشتم. او از من خواست برای گفتوگو دربارۀ «مسائل وجودی» با یکدیگر دیدار کنیم. در یکی از کافهها ملاقات کردیم و گفتوگویی آرام، یا بهتر بگویم سرد و بیروح، میانمان شکل گرفت؛ از شور و اشتیاق معمول در چنین بحثهایی خبری نبود.
از جانب او نوعی بیمیلی احساس میشد. کمکم برایم روشن شد که او نه در ایمان، بلکه در الحاد خود دچار تردید شده است. به نظر میرسید هدفش از این دیدار آن بود که نسبت به تصمیم خود برای خداناباوری اطمینان خاطر پیدا کند و صرفاً از استحکام برخی مسائل مطمئن گردد.
پس از آنکه طبق معمول دربارۀ چند موضوع اساسی صحبت کردیم، لبخندی زدم و گفتم: دوست دارم با من صادق باشی؛ چرا خداناباور شدی؟ چون به نظر میرسد مسئلۀ تو چندان ارتباطی با مباحث علمی ندارد. او نیز لبخندی زد و گفت: چیزهایی در زندگیام هست که نمیتوانم از آنها دست بکشم. عاشقشان هستم و به آنها اعتیاد دارم؛ اما ایمان زندگی را به کامم تلخ میکند! دلم همواره میان انجامدادن آن کارها و احساس گناه و معصیت در کشمکش است. دیگر تحمل این جهنم را ندارم. حتی وقتی آن کارها را انجام میدهم، دیگر مانند گذشته از آنها لذت نمیبرم؛ زیرا نفس سرزنشگرم پیش از انجامشان، هنگام انجامشان و پس از آن، پیوسته مرا ملامت میکند!
او در ادامه گفت: تکالیف دینی پرهزینه، خستهکننده و دشوارند و انجام ندادنشان نیز برایم بسیار دردناک است. برای خواندن نماز صبح از خواب برمیخاستم و این کار برایم سخت بود. اگر هم نمازم قضا میشد، وجدانم مرا سرزنش میکرد و غم و اندوه بر وجودم چیره میشد؛ عذابی که توان تحملش را نداشتم.
به همین دلیل میخواستم از همه اینها آسوده شوم و تنها راهی که پیش رویم میدیدم، کنار گذاشتن سرچشمۀ این ملامتها و سرزنشها بود: ایمان!
وقتی این سخنان را از او شنیدم، احساساتی متضاد در دلم پدید آمد. نمیدانستم باید از صراحتش تشکر کنم که راه را کوتاه کرده و روشن ساخته بود که مسئله، مسئلهای علمی نیست، بلکه جانبداری آگاهانه و ارادی از میلی است که میخواهد بیهیچ ملامت و نظارت و عذابوجدانی در دنیای واقعی مجال بروز پیدا کند، یا باید به حالش تأسف بخورم که چگونه شیطان توانسته او را به اشتباه بیندازد و فریب دهد و ایمان و وجدان را در نظرش به باری سنگین در زندگی تبدیل کند!
آن دیدار برایم درس مهمی داشت: پیش از آنکه وارد گفتوگویی بیحاصل و جدلی فرسایشی شوی که مدام به دور خود میچرخد، باید انگیزۀ واقعیِ تغییر باورهای طرف مقابلت را بشناسی؛ زیرا چهبسا که محرک اصلی او نه مسائل علمی و نه شبهات عقلی، بلکه مسائل روانی یا خواستههایی شخصی باشد که پشت ظواهر پرزرقوبرق و تکراریِ استدلالهای علمی و عقلی پنهان شدهاند.
آلدوس هاکسلی میگوید:
«من انگیزههایی داشتم که باعث میشد نخواهم جهان دارای معنا باشد؛ ازاینرو فرض را بر این گذاشتم که جهان واقعاً هیچ معنایی ندارد. برای من و بیشتر همعصرانم، فلسفۀ بیمعنایی در اصل ابزاری برای رهایی بود؛ از یکسو رهایی از یک نظام سیاسی و اقتصادی مشخص و از سوی دیگر، رهایی از یک نظام اخلاقی معین.»
و چنانکه داستایفسکی -نویسنده روس- گفته است:
«اگر خدا وجود نداشته باشد، همهچیز مجاز است.»
✍️ نویسنده: دکتر عایض الدوسری
🔖 بازبینی ترجمه و نشر: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤85👍22🔥3👎2
به دلیل یک شوخی ساده و خودمانی امباپه، با مؤسس جمهوری خلق چین پس از دیدن جوک «دیکتاتور» – که با توجه به اینکه مائو تسهتونگ یک نماد مقدس چینی است و نباید به آن دست زد، موجی از خشم در چین برانگیخت – چین اقدامات زیر را انجام داد:
• شرکتهای چینی قراردادهای تبلیغاتی خود با این بازیکن را لغو کردند.
• پخش تمامی مسابقات «لیگ فوتبال اسپانیا» در چین ممنوع شد.
• تمامی محتواهای دیجیتال مربوط به این بازیکن و باشگاه رئال مادرید حذف شد!
این در حالی است که این بازیکن عذرخواهی کرد، باشگاه عذرخواهی کرد و لیگ فوتبال اسپانیا به طور کامل عذرخواهی کرد!
برخی ممکن است این واکنش را اغراقآمیز بدانند، اما قطعا پس از امروز، هیچ بازیکن، هنرمند یا فرد مشهوری جرات نخواهد کرد که یک نماد چینی را به شکلی تمسخرآمیز یا منفی، و شاید حتی کل چین را مورد بدگویی قرار دهد...!
در مقابل، رئیس جمهور یک کشور بیرون میآید و عامدانه نام پیامبرِ امت میلیاردی را به سخره میگیرد، اما هیچ مقام رسمیای اعتراض رسانهای هم ثبت نکرد!
و به پیامبر ما، اهل بیت و همسرانش، و مادران مؤمنان، در سرزمین اسیر و اشغالشدهمان اهانت میشود، و نه سفیری اخراج شد، نه مؤسساتی تحریم شدند، و نه کسی خواستار عذرخواهی شد؛ بلکه این کار تکرار و چندبار تکرار شد، تا جایی که اهانت به امت در هر فرصت و زمانی برایشان عادی و آسان شد.
و صدها هزار نفر از برادران ما را کشتند و میلیونها نفر را گرسنه نگه داشتند، اما هیچ شراکت، پیمان یا عادیسازی روابطی فسخ نشد.
خداوند نیامرزد کسی را که خون ما را فروخت و ما را در میان ملتها خوار کرد، و خداوند نیامرزد کسی را که آنها را مقدس میشمارد و بر تختهای سلطنتشان تثبیت میکند.
✍️عبدالرحمن الکسار
🔖 ترجمه: عادل حیدری
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
• شرکتهای چینی قراردادهای تبلیغاتی خود با این بازیکن را لغو کردند.
• پخش تمامی مسابقات «لیگ فوتبال اسپانیا» در چین ممنوع شد.
• تمامی محتواهای دیجیتال مربوط به این بازیکن و باشگاه رئال مادرید حذف شد!
این در حالی است که این بازیکن عذرخواهی کرد، باشگاه عذرخواهی کرد و لیگ فوتبال اسپانیا به طور کامل عذرخواهی کرد!
برخی ممکن است این واکنش را اغراقآمیز بدانند، اما قطعا پس از امروز، هیچ بازیکن، هنرمند یا فرد مشهوری جرات نخواهد کرد که یک نماد چینی را به شکلی تمسخرآمیز یا منفی، و شاید حتی کل چین را مورد بدگویی قرار دهد...!
در مقابل، رئیس جمهور یک کشور بیرون میآید و عامدانه نام پیامبرِ امت میلیاردی را به سخره میگیرد، اما هیچ مقام رسمیای اعتراض رسانهای هم ثبت نکرد!
و به پیامبر ما، اهل بیت و همسرانش، و مادران مؤمنان، در سرزمین اسیر و اشغالشدهمان اهانت میشود، و نه سفیری اخراج شد، نه مؤسساتی تحریم شدند، و نه کسی خواستار عذرخواهی شد؛ بلکه این کار تکرار و چندبار تکرار شد، تا جایی که اهانت به امت در هر فرصت و زمانی برایشان عادی و آسان شد.
و صدها هزار نفر از برادران ما را کشتند و میلیونها نفر را گرسنه نگه داشتند، اما هیچ شراکت، پیمان یا عادیسازی روابطی فسخ نشد.
خداوند نیامرزد کسی را که خون ما را فروخت و ما را در میان ملتها خوار کرد، و خداوند نیامرزد کسی را که آنها را مقدس میشمارد و بر تختهای سلطنتشان تثبیت میکند.
✍️عبدالرحمن الکسار
🔖 ترجمه: عادل حیدری
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤1.22K👍40🔥7
گذار از بازدارندگی راهبردی به خاموشی
بحران امروز جهان اسلام در برابر موج توهینهای سازمانیافته در غرب به قرآن کریم، پیامبر اسلامﷺ و سایر مقدسات اسلامی، الزاماً به کمبود احساسات، ایمان یا غیرت دینی در میان تودههای مسلمان مربوط نمیشود. مردم مسلمان هر بار با خشم و خروش، عشق و وفاداری خود را به مقدساتشان نشان دادهاند؛ اما مشکل اصلی و ریشهای، نبود اراده اجرایی، سکوت مرگبار و فاصله عمیق میان قدرت سیاسی دولتها با وظیفه بدیهی دفاع از حریم دین است.
امروز وقتی رسانهها، نهادها، و چهرههای سیاسی غربی مانند ترامپ به بهانه دروغین «آزادی بیان» به مقدسات مسلمانان یورش میبرند، واکنش رسمی بسیاری از دولتهای اسلامی چنان ضعیف و شرمآور است که حتی به صدور یک بیانیه ساده محکومیت نیز قد نمیدهد؛ و در معدود مواردی هم که بیانیهای صادر میشود، تنها در حد ابراز تأسف تشریفاتی، چند کلمه دیپلماتیک کلیشهای و فرونشاندن موقت خشم افکار عمومی است و بس.
این رویکرد سراسر منفعلانه و بیخاصیت، به طرف مقابل این سیگنال خطرناک را مخابره میکند که اهانت به مقدسات مسلمان، «هیچ هزینهای ندارد». وقتی دشمن ببیند که هتاکیاش با هیچگونه اقدام متقابل سیاسی، تحریم اقتصادی، بازنگری در روابط تجاری یا حتی احضار سفرای کشور هتاک مواجه نمیشود، طبیعی است که این دستاندازیها را نهادینه کند و روزبهروز بر گستاخی خود بیفزاید.
این شکاف عمیق، ریشه در تناقض میان ادعای هویت اسلامی این دولتها و منافعمحوری و ترسهای عملگرایانه آنها دارد. در منطق اسلام، حریم مقدسات خط قرمزی تغییرناپذیر و حیاتی است؛ اما در معادلات حاکمان وابسته یا مصلحتاندیش، این اصل مقدس بهآسانی فدای حفظ صندلی قدرت، خوشخدمتی به قدرتهای بزرگ، و حفظ روابط اقتصادی و سیاسیِ زودگذر میشود. نتیجه این معامله خسارتبار روشن است؛ جهان اسلام که روزی با اقتدار و بازدارندگی راهبردی خود مانع از هرگونه تعدی میشد، امروز به ناظری ناراضی، خموده و کاملاً بیاثر تقلیل یافته است.
با این حال، مرور تاریخ پربار اسلام به روشنی ثابت میکند که عزت، امنیت و بازدارندگی در برابر دشمنان، هرگز با التماس، سکوت و بیانیههای بیرمق به دست نیامده، بلکه همواره محصول اقدام قاطع عملی، انسجام امت و غیرت دینی حاکمان بوده است؛ اصلی که امروز بیش از هر زمان دیگری جای خالی آن در پیکره جهان اسلام احساس میشود. در اینجا ذکر دو مورد برای تفهیم این موضوع قابل تأمل است:
1) قاطعیت صلاحالدین ایوبی در برابر هتاکی ارناط: هنگامی که رینالد دو شاتیون معروف به ارناط، حاکم صلیبی قلعه کَرَک، در زمان آتشبس به کاروان حجاج بیتالله الحرام تاخت و پس از غارت، با به کار بردن سخنانی سخیف ساحت پیامبر اسلام را مورد اهانت و استهزا قرار داد، صلاحالدین ایوبی به واکنشهای دیپلماتیک یا مکاتبه بسنده نکرد، بلکه نذر کرد تا شخصاً او را مجازات کند. پس از پیروزی قاطع در نبرد حطین و اسارت پادشاهان صلیبی، صلاحالدین در حضور دیگر اسرا خطاب به ارناط فرمود: «من انتقام محمدﷺ را از تو میستانم» و خود شخصاً او را به کیفر رساند [1] تا همگان بدانند هتاکی به پیامبرﷺ بیپاسخ نخواهد ماند.
2) پاسخ عملی هارون الرشید به نامه توهینآمیز امپراتور روم: زمانی که نقیفور اول (امپراتور روم شرقی) به قدرت رسید، با ارسال نامهای سراسر تحقیر و نقض عهد، حاکمیت اسلامی را تهدید کرد، هارونالرشید هیچگونه گفتگو یا دیپلماسی فرسایشی را نپذیرفت، بلکه در پاسخی کوبنده بر پشت همان نامه نوشت: «از هارون امیر مؤمنان به نقیفور سگ روم؛ نامه تو را خواندم و پاسخ آن چیزی است که با چشم خود خواهی دید، نه آنچه با گوش بشنوی» ؛ سپس بیدرنگ با لشکری بزرگ روانه نبرد شد و قلعه هرقله را فتح کرد و امپراتور روم را به کرنش واداشت [2].
وقتی گذشته پربار اسلام را با وضعیت امروز مقایسه میکنیم، یک حقیقت تلخ اما روشن خودنمایی میکند؛ دفاع از مقدسات دینی با پند و اندرز، نصیحت و آه و افسوس به جایی نمیرسد.
اقتدار و بازدارندگی سیاسی جهان اسلام زمانی دوباره زنده و احیا خواهد شد که دولتهای مسلمان دست از شعار بردارند و برای هرگونه اهانت به مقدسات، هزینههای سنگین اقتصادی، سیاسی، تجاری و رسانهای تعریف کنند. آنها باید اراده عملی و قاطع خود را به میدان بیاورند؛ نه اینکه در برابر هتاکیها، تنها به چند خط بیانیه تشریفاتی و کلیشهای اکتفا کنند یا از آن تلختر، در بسیاری از مواقع دست روی دست گذاشته و به سکوت مرگبار و خفتبار تن بدهند.
📚 پینوشتها:
[1] نک: النوادر السلطانية والمحاسن اليوسفية، ابن شداد، ص129؛ سير أعلام النبلاء، الذهبی، ج21، ص285.
[2] نهایة الارب فی فنون الادب، النویری، ج22، صص152 – 153؛ العبر فی خبر من غبر، الذهبی، ج1، صص227 - 228.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
بحران امروز جهان اسلام در برابر موج توهینهای سازمانیافته در غرب به قرآن کریم، پیامبر اسلامﷺ و سایر مقدسات اسلامی، الزاماً به کمبود احساسات، ایمان یا غیرت دینی در میان تودههای مسلمان مربوط نمیشود. مردم مسلمان هر بار با خشم و خروش، عشق و وفاداری خود را به مقدساتشان نشان دادهاند؛ اما مشکل اصلی و ریشهای، نبود اراده اجرایی، سکوت مرگبار و فاصله عمیق میان قدرت سیاسی دولتها با وظیفه بدیهی دفاع از حریم دین است.
امروز وقتی رسانهها، نهادها، و چهرههای سیاسی غربی مانند ترامپ به بهانه دروغین «آزادی بیان» به مقدسات مسلمانان یورش میبرند، واکنش رسمی بسیاری از دولتهای اسلامی چنان ضعیف و شرمآور است که حتی به صدور یک بیانیه ساده محکومیت نیز قد نمیدهد؛ و در معدود مواردی هم که بیانیهای صادر میشود، تنها در حد ابراز تأسف تشریفاتی، چند کلمه دیپلماتیک کلیشهای و فرونشاندن موقت خشم افکار عمومی است و بس.
این رویکرد سراسر منفعلانه و بیخاصیت، به طرف مقابل این سیگنال خطرناک را مخابره میکند که اهانت به مقدسات مسلمان، «هیچ هزینهای ندارد». وقتی دشمن ببیند که هتاکیاش با هیچگونه اقدام متقابل سیاسی، تحریم اقتصادی، بازنگری در روابط تجاری یا حتی احضار سفرای کشور هتاک مواجه نمیشود، طبیعی است که این دستاندازیها را نهادینه کند و روزبهروز بر گستاخی خود بیفزاید.
این شکاف عمیق، ریشه در تناقض میان ادعای هویت اسلامی این دولتها و منافعمحوری و ترسهای عملگرایانه آنها دارد. در منطق اسلام، حریم مقدسات خط قرمزی تغییرناپذیر و حیاتی است؛ اما در معادلات حاکمان وابسته یا مصلحتاندیش، این اصل مقدس بهآسانی فدای حفظ صندلی قدرت، خوشخدمتی به قدرتهای بزرگ، و حفظ روابط اقتصادی و سیاسیِ زودگذر میشود. نتیجه این معامله خسارتبار روشن است؛ جهان اسلام که روزی با اقتدار و بازدارندگی راهبردی خود مانع از هرگونه تعدی میشد، امروز به ناظری ناراضی، خموده و کاملاً بیاثر تقلیل یافته است.
با این حال، مرور تاریخ پربار اسلام به روشنی ثابت میکند که عزت، امنیت و بازدارندگی در برابر دشمنان، هرگز با التماس، سکوت و بیانیههای بیرمق به دست نیامده، بلکه همواره محصول اقدام قاطع عملی، انسجام امت و غیرت دینی حاکمان بوده است؛ اصلی که امروز بیش از هر زمان دیگری جای خالی آن در پیکره جهان اسلام احساس میشود. در اینجا ذکر دو مورد برای تفهیم این موضوع قابل تأمل است:
1) قاطعیت صلاحالدین ایوبی در برابر هتاکی ارناط: هنگامی که رینالد دو شاتیون معروف به ارناط، حاکم صلیبی قلعه کَرَک، در زمان آتشبس به کاروان حجاج بیتالله الحرام تاخت و پس از غارت، با به کار بردن سخنانی سخیف ساحت پیامبر اسلام را مورد اهانت و استهزا قرار داد، صلاحالدین ایوبی به واکنشهای دیپلماتیک یا مکاتبه بسنده نکرد، بلکه نذر کرد تا شخصاً او را مجازات کند. پس از پیروزی قاطع در نبرد حطین و اسارت پادشاهان صلیبی، صلاحالدین در حضور دیگر اسرا خطاب به ارناط فرمود: «من انتقام محمدﷺ را از تو میستانم» و خود شخصاً او را به کیفر رساند [1] تا همگان بدانند هتاکی به پیامبرﷺ بیپاسخ نخواهد ماند.
2) پاسخ عملی هارون الرشید به نامه توهینآمیز امپراتور روم: زمانی که نقیفور اول (امپراتور روم شرقی) به قدرت رسید، با ارسال نامهای سراسر تحقیر و نقض عهد، حاکمیت اسلامی را تهدید کرد، هارونالرشید هیچگونه گفتگو یا دیپلماسی فرسایشی را نپذیرفت، بلکه در پاسخی کوبنده بر پشت همان نامه نوشت: «از هارون امیر مؤمنان به نقیفور سگ روم؛ نامه تو را خواندم و پاسخ آن چیزی است که با چشم خود خواهی دید، نه آنچه با گوش بشنوی» ؛ سپس بیدرنگ با لشکری بزرگ روانه نبرد شد و قلعه هرقله را فتح کرد و امپراتور روم را به کرنش واداشت [2].
وقتی گذشته پربار اسلام را با وضعیت امروز مقایسه میکنیم، یک حقیقت تلخ اما روشن خودنمایی میکند؛ دفاع از مقدسات دینی با پند و اندرز، نصیحت و آه و افسوس به جایی نمیرسد.
اقتدار و بازدارندگی سیاسی جهان اسلام زمانی دوباره زنده و احیا خواهد شد که دولتهای مسلمان دست از شعار بردارند و برای هرگونه اهانت به مقدسات، هزینههای سنگین اقتصادی، سیاسی، تجاری و رسانهای تعریف کنند. آنها باید اراده عملی و قاطع خود را به میدان بیاورند؛ نه اینکه در برابر هتاکیها، تنها به چند خط بیانیه تشریفاتی و کلیشهای اکتفا کنند یا از آن تلختر، در بسیاری از مواقع دست روی دست گذاشته و به سکوت مرگبار و خفتبار تن بدهند.
📚 پینوشتها:
[1] نک: النوادر السلطانية والمحاسن اليوسفية، ابن شداد، ص129؛ سير أعلام النبلاء، الذهبی، ج21، ص285.
[2] نهایة الارب فی فنون الادب، النویری، ج22، صص152 – 153؛ العبر فی خبر من غبر، الذهبی، ج1، صص227 - 228.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤70👍11
نقد شبهه شماره 5.pdf
4.1 MB
📚عنوان مقاله: شبهه شماره ۵: استوای الهی؛ جمع میان استوا بر عرش و معیت علمی و احاطه کامل
✍️تحقیق و گردآوری: محمدعزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 20
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله پنجمین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی تحلیلی و مستند، به بررسی و پاسخگویی به شبههٔ تعارض ظاهری آیات در خصوص «استوای الهی» میپردازد. نویسنده با استناد به سیاق آیات قرآنی، تفاسیر معتبر و قواعد زبان عربی اثبات میکند که استوا ناظر بر صفت علو، و معیت عامه ناظر بر علم، تدبیر و احاطه است. در نهایت، با ابطال انگارههای تجسیم و حلول، هماهنگی کامل نصوص صفات را تبیین مینماید.
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
✍️تحقیق و گردآوری: محمدعزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 20
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله پنجمین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی تحلیلی و مستند، به بررسی و پاسخگویی به شبههٔ تعارض ظاهری آیات در خصوص «استوای الهی» میپردازد. نویسنده با استناد به سیاق آیات قرآنی، تفاسیر معتبر و قواعد زبان عربی اثبات میکند که استوا ناظر بر صفت علو، و معیت عامه ناظر بر علم، تدبیر و احاطه است. در نهایت، با ابطال انگارههای تجسیم و حلول، هماهنگی کامل نصوص صفات را تبیین مینماید.
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤29👍3👎3
در این تنبلی و سستی، هرگز هیچ خیری نیست و از همین رو بوده که پیغمبر ﷺ از آن به الله پناه بردهاند!
تنبلی دلیل مصیبتها و زیانهای زیادی بوده و خیر و فرصتهای زیادی را از دست گرفته است. تنبلی مگر در گناهکاری خوب باشد که حتی در این هم نباید تنبلی مانع گناه باشد، بلکه باید عامل بازدارنده، انگیزه و اراده باشد، نه اینکه انسان میل و ارادهی گناه داشته باشد و تنها بهخاطر تنبلی از انجام آن باز بماند!
پس نتیجه این است که در تنبلی و سستی هیچ خیری نیست!
✍️ عبدالله الشهری
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
تنبلی دلیل مصیبتها و زیانهای زیادی بوده و خیر و فرصتهای زیادی را از دست گرفته است. تنبلی مگر در گناهکاری خوب باشد که حتی در این هم نباید تنبلی مانع گناه باشد، بلکه باید عامل بازدارنده، انگیزه و اراده باشد، نه اینکه انسان میل و ارادهی گناه داشته باشد و تنها بهخاطر تنبلی از انجام آن باز بماند!
پس نتیجه این است که در تنبلی و سستی هیچ خیری نیست!
✍️ عبدالله الشهری
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤97👍15👎1
